WEBVTT

00:19.874 --> 00:24.288
« عشای ربانیِ نیمه‌شب »

00:29.062 --> 00:33.289
‫« کتاب هفتم »
‫« مکاشفه »

00:34.584 --> 00:41.584
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
ValaMovie.com

00:41.639 --> 00:45.639
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
ValaMovie.com

00:46.999 --> 00:56.999
»» تــرجــمــه: تورج پاکاری و رضا کارگران ««
:.:.: greatR & Stef@n :.:.:

02:15.875 --> 02:17.833
‫صدمه‌ای بهت زد؟

02:20.541 --> 02:21.375
‫بله

03:12.875 --> 03:15.875
‫نه! نه!

03:49.375 --> 03:51.166
‫دارن مردم رو از خونه‌هاشون بیرون میکِشن

03:51.250 --> 03:53.541
‫- باید از اینجا بریم
‫- کجا بریم؟

03:53.625 --> 03:56.875
‫بریم کلیسا تا پسرم رو بگیریم.
‫اون هنوز تو کلیساست

03:56.958 --> 03:58.958
‫- باهاش چیکار کردن؟
‫- اِدی...

03:59.041 --> 04:00.559
‫- چه اتفاقی واسه بابا افتاد؟
‫- اونا چیکار کردن؟

04:00.583 --> 04:03.083
‫- نمیدونم
‫- تو که گفتی اینو مطالعه کردی

04:03.166 --> 04:04.375
‫گفتی که نمونه‌هایی داری

04:04.458 --> 04:06.625
‫- این کارو نکردم. نمیدونم
‫- ساکت باشین. ساکت

04:27.541 --> 04:28.916
‫گوشی کسی آنتن میده؟

04:36.500 --> 04:39.416
‫نه. حتما دَکل ارتباطات رو از کار انداختن

04:39.500 --> 04:41.541
‫و کشتی‌ها رو راهی کردن که برن

04:42.166 --> 04:44.476
‫استورج داشت با قایق‌ها ور میرفت.
‫امروز دیدیمش

04:44.500 --> 04:48.166
‫قایق‌ها، تلفن‏ها، برق.
‫دارن ارتباط‌مون رو با بیرون قطع میکنن

04:48.250 --> 04:51.875
‫- قایق‏ها
‫- من کنار آپاردز یه قایق بلم دارم

04:52.833 --> 04:55.333
‫یعنی، فکر نکنم کسی رو به شهر برسونه

04:55.416 --> 04:57.291
‫ولی حداقل تا بیرون جزیره میرسونه

04:57.375 --> 05:01.125
‫والدین‏ام اون بیرونن.
‫باید باهامون بیان، درسته؟

05:02.041 --> 05:03.791
‫ببریمشون پیش یه دکتر.
‫جا هست

05:03.875 --> 05:07.083
‫- تو قایق‌های ماهی‌گیری، کلی جا هست
‫- منظور من این نیست

05:07.166 --> 05:08.833
‫اون از رفتن حرف نمیزنه

05:08.916 --> 05:11.125
‫چون میان دنبالمون، همونطور که بِو گفت

05:11.708 --> 05:13.375
‫واسه همین قایق‌ها رو غرق نکردن

05:13.458 --> 05:17.208
‫واسه همینم فقط پلاگین‌هاشون رو در آوردن.
‫چون به قایق‌ها نیاز دارن

05:18.416 --> 05:22.000
‫تا بعدش بتونن از اینجا برن

05:25.250 --> 05:27.166
‫سارا، تو گفتی که یه شیوع هستش

05:28.708 --> 05:32.375
‫اگه فقط یکی از اونا،
‫فقط یکی‌شون پاش به شهر برسه...

06:05.875 --> 06:07.083
‫این چیکار میکنه؟

06:09.625 --> 06:12.166
‫این چیزها به چه دردی میخورن؟
‫اسلحه‏ها و چاقوها؟

06:15.166 --> 06:16.250
‫اونا دوباره بلند میشن

06:17.458 --> 06:20.375
‫خودتون که دیدین، اونا...
‫این راهش نیست

06:21.208 --> 06:22.458
‫این هرگز راهش نیست

06:23.833 --> 06:24.833
‫شاید نباشه

06:27.416 --> 06:29.000
‫شاید فقط چند دقیقه برامون وقت بخره

06:30.333 --> 06:31.791
‫یه چند دقیقه بیشتر زنده موندن

06:33.958 --> 06:35.791
‫و ممکنه آخر سر همین چند دقیقه
‫همه‌چی رو رقم بزنه

06:37.708 --> 06:38.708
‫شاید حتی چندین ثانیه

06:42.583 --> 06:44.291
‫هرگز خیلی برام جور در نیومد

06:46.125 --> 06:47.541
‫همه‌مون میگیم که بهشتی وجود داره

06:48.833 --> 06:50.083
‫و انتظارمون رو میکشه

06:51.958 --> 06:55.375
‫بعد چنگ میزنیم، می‌جنگیم،
‫التماس میکنیم...

06:56.583 --> 06:58.458
‫آخر سر برای چند دقیقه

06:59.958 --> 07:00.958
‫چند دقیقه

07:02.625 --> 07:04.125
‫دیگه مسئله ما نیستیم

07:07.250 --> 07:08.916
‫مسئله بقیه‌ آدم‌های دنیان

07:12.458 --> 07:14.375
‫مُردن واسه آدم‌هایی که
‫حتی ندیدیم‌شون

07:16.958 --> 07:18.291
‫هیچ عشقی بزرگ‌تر از این وجود نداره

07:19.333 --> 07:21.166
‫کتاب مقدس همین رو میگه، مگه نه؟

07:24.708 --> 07:27.541
‫اول اینکه، باید شما بچه‌‌ها
‫رو ببریم یه جان امن

07:27.625 --> 07:28.708
‫- نه، ما میتونیم کمک کنیم
‫- نه

07:28.791 --> 07:31.041
‫- نه
‫- لطفا، نه

07:32.416 --> 07:35.416
‫اگه بریم ساحل و مسیر کرانه رو بگیریم
‫بریم به آپاردز چی،

07:35.500 --> 07:37.500
‫بعدش شما قایق بلم رو بردارین
‫و پارو بزنین برین...

07:41.333 --> 07:42.333
‫دوباره

07:48.416 --> 07:49.708
‫ارین گرین!

07:50.333 --> 07:53.125
‫میخوام گفتگومون رو تموم کنم!

07:55.166 --> 07:57.166
‫- شاید اون...
‫- همون داخله

08:15.958 --> 08:16.958
‫نه

08:18.500 --> 08:21.291
‫تو برو.
‫بچه‌ها رو ببر یه جای امن

08:22.416 --> 08:24.000
‫من میخوام دو کلوم با بِو حرف بزنم

08:24.083 --> 08:25.083
‫مامان!

08:27.500 --> 08:30.000
‫- دوستت دارم
‫- مامان!

08:30.083 --> 08:32.208
‫- خیلی زیاد
‫- مامان!

08:32.875 --> 08:33.875
‫برو

08:45.375 --> 08:47.500
‫مشکلی با تو ندارم، انی فلین

08:48.250 --> 08:50.833
‫فقط میخوام یه گپ کوتاه
‫با ارین گرین بزنم

08:50.916 --> 08:52.750
‫و سارا گانینگ

08:53.375 --> 08:56.916
‫شایدم اون کلانتر عشقِ به وحشت
‫اگه هنوزم پیش‌شونه

08:57.000 --> 08:59.708
‫آره. همه‎شون داخلن

09:01.208 --> 09:04.208
‫- دوتا بچه هم هست
‫- بچه‌ها طوری‌شون نمیشه

09:04.875 --> 09:06.416
‫اونا همین الانشم نجات پیدا کردن

09:07.208 --> 09:11.041
‫تو که یه وقت فکر نمیکنی من اون بچه‌‍‌ها
‫رو در خطر قرار میدم، مگه نه؟

09:12.833 --> 09:15.958
‫اون واسه چیه، انی؟
‫لطفا نگو که اون واسه ماست

09:16.041 --> 09:18.375
‫- الان دیگه از این کارها گذشتیم
‫- نیست

09:21.958 --> 09:23.583
‫بِو، میخوام به حرفم گوش بدی

09:25.208 --> 09:27.875
‫چون تو کل زندگیت
‫باید اینو می‌شنیدی

09:29.041 --> 09:30.583
‫تو شخص خوبی نیستی

09:34.208 --> 09:35.250
‫خب...

09:36.833 --> 09:38.083
‫لزومی به این حرف نبود

09:38.166 --> 09:40.708
‫خدا تو رو از بقیه بیشتر دوست نداره

09:42.208 --> 09:43.458
‫تو یه قهرمان نیستی

09:44.375 --> 09:48.041
‫و بدون شک،
‫بدون شک یه قربانی نیستی

09:48.666 --> 09:50.458
‫من جات بودم سخنرانی نمیکردم، انی فلین

09:51.333 --> 09:55.791
‫نه تا موقعی که خودت همینطوری

09:55.875 --> 09:59.875
‫بدم میاد از مُرده‌ها بد بگم،
‫ولی اگه رایلی فلین،

10:00.541 --> 10:03.541
‫یه آدم مَست و قاتل،

10:03.625 --> 10:06.250
‫مدرکی از طرز ترتیب شدنش بود...

10:06.333 --> 10:07.333
‫بله، بود

10:09.333 --> 10:10.750
‫کل وجودش

10:13.916 --> 10:15.416
‫خدا دوستش داره

10:17.083 --> 10:19.041
‫دقیقا همونقدر که تو رو دوست داره

10:21.500 --> 10:23.416
‫چرا این اینقدر ناراحتت میکنه؟

10:25.041 --> 10:30.041
‫فقط فکر اینکه خدا همه
‫رو به اندازه تو دوست داره

10:30.625 --> 10:32.875
‫داره وقت تلف میکنه.
‫عقب خونه رو چک کن

10:37.291 --> 10:38.291
‫خدای من!

10:39.083 --> 10:42.083
‫طوری نیست.
‫حالت خوب میشه، انی

10:42.166 --> 10:45.375
‫منو ببین. منو ببین.
‫خیلی زود حالت خوب میشه

10:45.458 --> 10:46.458
‫تو...

11:17.166 --> 11:18.250
<i>‫ گنجشک‌ها </i>

11:18.958 --> 11:22.791
‫تو انجیل میگه،
‫"گنجشک روی زمین نمی‌افتد،

11:22.875 --> 11:27.875
‫بدون اینکه خدا بداند، حتی یک گنجشک هم نمی‌میرد"
‫اون هر مرگ رو حس میکنه

11:31.000 --> 11:35.750
‫من موقع جوونی توی آمریکای جنوبی بودم،
‫مأموریت داشتم...

11:35.833 --> 11:37.833
‫و زیر یه...

11:39.375 --> 11:40.958
‫آبشار بزرگ ایستادم

11:42.416 --> 11:46.041
‫اندازه‌اش.
‫وزنش...

11:49.458 --> 11:52.583
‫غُرشش، تمام صداهای تو جنگل رو خاموش کرد

11:52.666 --> 11:57.166
‫هر پرنده و هر صدایی.
‫و بعد که سنم بیشتر بود،

11:57.250 --> 12:01.666
‫به مرگ فکر کردم،
‫اینکه هر ثانیه چقدر مرگ رخ میده...

12:04.250 --> 12:07.041
‫آدم‌ها، حیوون‌ها، گنجشک‌ها هستن

12:07.833 --> 12:12.750
‫اگه هر قطره‌ی تو اون آبشار
‫یه مرگ بود،

12:13.416 --> 12:18.000
‫با خودم فکر کردم،
‫"اوه. حتما واسه خدا اینطوریه"

12:21.958 --> 12:25.916
‫هر لحظه از هر ساعتِ هر روز،
‫سِیلی از مرگ

12:26.000 --> 12:28.958
‫صداش خیلی بلنده،
‫چطور میتونه...

12:29.958 --> 12:35.416
‫دعاهای زمزمه‌کنون منو
‫با اون غُرش برق‌آسای مرگ‌ها بشنوه

12:35.500 --> 12:39.083
‫وقتی که دیدم چی بهم اعطاء شده،
‫با خودم فکر کردم...

12:39.166 --> 12:43.958
‫"اوه. این پایانِ اونه.
‫پایانِ غُرشه"

12:46.208 --> 12:47.333
‫دیگه مرگی نیست

12:53.416 --> 12:57.583
‫ولی اگه صادق باشم،
‫دیگه فایده نداره چیزه دیگه‌ای باشم

12:57.666 --> 12:58.791
‫تو بودی

13:01.250 --> 13:04.791
‫تو بودی. و سارا.
‫واسه همین انجامش دادم

13:05.750 --> 13:08.750
‫واسه همین اون چیز رو تو
‫اون صندوق عقب گذاشتم

13:08.833 --> 13:11.791
‫بخاطر همین رشوه دادم و دروغ گفتم
‫و قاچاقی آوردمش اینجا

13:11.875 --> 13:15.416
‫دلیلش همین بود.
‫نمی‌خواستم تو بمیری

13:26.791 --> 13:30.208
‫البته همینطورم بقیه اونا،
‫ولی نه...

13:31.666 --> 13:35.875
‫نمی‌خواستم تو و سارا...

13:36.458 --> 13:38.625
‫یعنی، کل زندگی‌هامون تلف شده

13:39.125 --> 13:42.000
‫میدونی، فقط به تهه کلیسا خیره شده بودم

13:42.875 --> 13:45.125
‫زیادی می‌ترسیدم که بیام
‫و پیشت باشم

13:45.208 --> 13:48.000
‫یعنی، زیادی می‌ترسیدم که
‫حقیقت رو به دخترمون بگم

13:51.750 --> 13:54.041
‫و هیچوقت حسش مثل یه گناه نبود،
‫مسئله همین بود

13:54.125 --> 13:58.125
‫تو هیچوقت حسی مثل یه گناه برام نداشتی،
‫و دخترمون، اون هرگز یه گناه نبود

13:58.208 --> 13:59.833
‫اون هرگز یه اشتباه نبود

14:01.041 --> 14:02.083
‫هرگز

14:08.750 --> 14:10.750
‫- چیکار می‌تونستیم بکنیم؟
‫- هوم

14:12.333 --> 14:13.333
‫جان

14:14.541 --> 14:17.041
‫- یه دنیای دیگه بود
‫- خب...

14:20.083 --> 14:23.083
‫قبلا به خودم می‌گفتم...
‫به خودم می‌گفتم، آم...

14:25.083 --> 14:28.750
‫تو اون شب‌های سختی که
‫تو خیلی نزدیک بودی،

14:28.833 --> 14:32.083
‫کنار مَردی می‌خوابیدی که
‫قرار بود باهاش باشی، که تو...

14:35.083 --> 14:36.208
‫که تو...

14:36.291 --> 14:40.708
‫اگه فقط میومدی و ازم می‌خواستی،
‫این یقه رو می‌کَندم

14:41.458 --> 14:43.208
‫و باهات میومدم

14:45.333 --> 14:47.291
‫با تو به هرجای دنیا میرفتم

14:50.958 --> 14:53.458
‫من هرگز این کارو نمی‌کردم، جان

14:55.416 --> 14:58.166
‫نه با تو، یا با اون

15:00.000 --> 15:03.291
‫و با اون هم نه.
‫نه بعد از جنگ

15:04.125 --> 15:06.333
‫زندگی چهار نفر رو خراب نمی‌کردم

15:09.958 --> 15:12.000
‫ولی اون دیگه تموم شده، جان

15:13.833 --> 15:15.500
‫ما انتخاب‌هامون رو کردیم

15:16.500 --> 15:17.875
‫زندگی‌مون رو کردیم

15:19.416 --> 15:24.375
‫اون بزرگ شد و ما محو شدیم،
‫و بایدم همینطور باشه

15:25.625 --> 15:27.458
‫باید تموم بشه

15:32.583 --> 15:34.125
‫آره، ولی یه فرصت دوباره؟

15:36.791 --> 15:40.250
‫حالا این دفعه میتونیم یه خانواده باشیم

15:42.500 --> 15:48.000
‫میتونی به معجزه‌ای حیرت ‌انگیزتر از این فکر کنی؟

15:48.083 --> 15:52.708
‫یعنی، شفاء بخشیدن...
‫نابینایی شفاء دادن، قبول

15:52.791 --> 15:54.375
‫یا دریا رو شکافتن، باشه

15:54.916 --> 15:58.541
‫ولی یه فرصت دوباره؟

16:00.625 --> 16:02.166
‫این معجزه‎ی واقعیه

16:27.250 --> 16:30.666
‫کمک! یکی کمک کنه!

16:30.750 --> 16:34.416
‫شوهرم! کمکم کنین!

16:34.500 --> 16:36.625
‫- ساکت
‫- کمک! کمکم کنین!

16:36.708 --> 16:38.958
‫- ما باید بریم. همین الان
‫- یکی کمک کنه!

16:39.583 --> 16:42.083
‫- هی، فلین
‫- کمکم کنین، لطفا!

16:43.375 --> 16:44.541
‫چه بوی خوبی میدین

16:45.875 --> 16:48.500
‫یعنی... بوی محشری دارین

16:48.583 --> 16:49.666
‫برو عقب

16:52.625 --> 16:53.625
‫کله‌ عمامه‌ای

17:00.291 --> 17:02.625
‫کمک! کمکم کنین!

17:03.250 --> 17:06.708
‫کمک! کمک!

17:19.000 --> 17:21.166
‫- لیزا
‫- بابایی؟

17:22.291 --> 17:23.333
‫بابایی

17:24.291 --> 17:25.375
‫فرار کنین!

17:34.125 --> 17:35.458
‫برین، فرار کنین!

17:36.708 --> 17:37.875
‫فرار کنین!

17:59.791 --> 18:01.333
‫چرا اون کارو کرد؟

18:01.416 --> 18:02.500
‫مهم نیست

18:05.708 --> 18:07.148
‫باید این آتیش رو خاموش کنیم

18:10.666 --> 18:11.750
‫نمیدونم

18:14.083 --> 18:16.000
‫اگه زیاد گسترش پیدا کنه، ممکنه...

18:17.541 --> 18:21.166
‫یعنی، کل جزیره.
‫با این باد همه‌جا رو می‌گیره

18:21.250 --> 18:23.541
‫کل اینجا ممکنه مثل سال 1984
‫بسوزه و خاکستر بشه

18:23.625 --> 18:26.250
‫کل جزیره نمی‌سوزه.
‫آتیش باید بیشتر از ساحل غربی باشه...

18:26.333 --> 18:28.291
‫تا کل جزیره رو بسوزونه،
‫و حتی اون موقع هم...

18:30.625 --> 18:33.000
‫یعنی، کلیسا تو سال 1984 نسوخت

18:39.791 --> 18:40.916
‫مکاشفه

18:43.416 --> 18:47.791
‫"اولین فرشته شیپورش را دمید
‫و بعد تگرگ و آتش آمد...

18:47.875 --> 18:50.791
‫ترکیب شده با خون،
‫و آنها به سمت زمین روانه شدند"

18:50.875 --> 18:56.625
‫"و و یک سوم زمین سوخت،
‫و یک سوم درختان سوخت

18:56.708 --> 19:00.416
‫و همه علف‌های سرسبز سوختند"

19:00.500 --> 19:05.583
‫"اما بزدل‌ها، بی‌ایمان‌ها،

19:05.666 --> 19:10.791
‫نجس‌ها، قاتل‌ها،
‫زناکارها، ساحره‌ها،

19:10.875 --> 19:16.083
‫بت پرست‌ها و همه دروغ‌گویان،
‫جای آنها در رودخانه‌ای است که...

19:16.166 --> 19:21.291
‫با آتش و گوگرد میسوزد، که مرگ دوم می‌باشد"
‫بگذارید بسوزد

19:23.000 --> 19:26.875
‫بگذارید همه‌اش بسوزد

19:29.041 --> 19:30.208
‫سیلی جدید

19:32.541 --> 19:39.250
‫سیلی از آتش و سنت پاتریک
‫کشتی خواهد بود

19:40.708 --> 19:43.833
‫شهروند‌ان کراکت،
‫شهروندان خوب

19:43.916 --> 19:46.625
‫اونا میدونن تو توفان به کجا برن

19:48.333 --> 19:50.291
‫اونو بردار.
‫باهام بیا

20:35.708 --> 20:36.791
‫چه فایده‌ای داره؟

20:40.166 --> 20:41.166
‫چند دقیقه

20:57.750 --> 21:01.625
‫اگه یه وقت قایقی بود،
‫که موتور داشته باشه

21:01.708 --> 21:03.333
‫یه قایق تندرویی چیزی

21:04.291 --> 21:05.625
‫طوری‌مون نمیشه

21:05.708 --> 21:07.250
‫به نظرت زنده می‌مونیم؟

21:08.958 --> 21:12.625
‫همچین حرفی نزدم.
‫دارم میگم، در هر صورت

21:13.625 --> 21:14.750
‫طوری‌مون نمیشه

21:16.583 --> 21:17.583
‫خیلی‏خب

22:11.250 --> 22:12.458
‫همه‌اش خون منه

22:13.166 --> 22:15.666
‫منم دیگه.
‫همه‌اش خون خودمه

22:16.708 --> 22:19.666
‫اونا...
‫کاری که دارن با آدم‌ها میکنن...

22:20.250 --> 22:21.416
‫ولی تو این کارو نمیکنی

22:21.500 --> 22:24.750
‫- نه، من این کارو نمیکنم
‫- معلومه که نمیکنی

22:27.791 --> 22:29.791
‫ولی همین الانشم میتونم حسش کنم، اِد

22:31.833 --> 22:34.125
‫- شکمم درد میکنه
‫- میدونم

22:35.583 --> 22:36.583
‫حسش میکنم

22:40.000 --> 22:43.875
‫به همچین چیزی تبدیل میشم،
‫فقط یه حیوونی که نمیتونه جلوی خودش رو بگیره؟

22:45.000 --> 22:46.416
‫وقتی تو کلیسا دیدمشون

22:46.500 --> 22:49.125
‫فکر کردم چیزیه که واقعا
‫دست خودشون نیست

22:50.375 --> 22:54.583
‫مثلا... یه کاری که انجام ندادنش غیرممکنه

22:55.458 --> 22:56.958
‫ولی اینطور نیست، انی

22:59.000 --> 23:01.250
‫منم حسش میکنم

23:01.875 --> 23:04.041
‫منم دارم گرسنگی میکِشم

23:05.208 --> 23:07.875
‫ولی این کارو نکردم.
‫انجامش ندادم

23:09.291 --> 23:10.916
‫این هرچی که هست،

23:12.125 --> 23:13.625
‫کسی که هستی رو عوض نکن

23:24.583 --> 23:25.863
‫دارن می‌سوزوننش

23:27.750 --> 23:30.208
‫چرا باید این کارو بکنن؟
‫اصلا با عقل جور در نمیاد

23:46.583 --> 23:48.416
‫امیدوارم بچه‌ها به قایق رسیده باشن

23:50.083 --> 23:51.291
‫منم امیدوارم

23:54.666 --> 23:56.125
‫ما هیچوقت نمی‌فهمیم، مگه نه؟

23:57.166 --> 23:58.166
‫احتمالا نه

24:00.791 --> 24:01.791
‫به قایق رسیدن

24:04.583 --> 24:06.125
‫تصمیم می‌گیرم که رسیدن

24:43.833 --> 24:45.000
‫لیزا!

24:46.791 --> 24:49.625
‫لیزا عزیزم، بابایی‌ام!

24:51.583 --> 24:54.500
‫اگه صدامو میشنوی، صدام رو دنبال کن!
‫لیزا، لطفا!

24:57.000 --> 24:58.000
‫لیزا!

24:59.583 --> 25:01.000
‫لیزا، عزیزم!

25:05.708 --> 25:07.833
‫- لیزا، عزیزم!
‫- لیزا عزیزم، لطفا!

25:07.916 --> 25:10.333
‫چیزی نیست.
‫میتونی بیای بیرون

26:09.583 --> 26:10.750
‫دست نگه دار.
‫بس کن

27:21.375 --> 27:22.455
‫لیزا اسکاربورو!

27:23.875 --> 27:25.416
‫پدرت بدجور نگرانته!

27:26.625 --> 27:27.625
‫لیزا!

27:38.125 --> 27:41.791
‫خبر رو پخش کنین.
‫اگه کسی تا طلوع خورشید تو مرکز تفریحی نباشه...

27:41.875 --> 27:43.250
‫روز دیگه‌ای به چشم نمی‌بینه

27:44.291 --> 27:47.916
‫خونه‌های خالی، کانکس‌ها، همه‌چی رو بسوزونین.
‫هرجا که هست

27:48.916 --> 27:50.083
‫سپیده‌دم در راهه

29:25.833 --> 29:27.458
‫اوه. نوبت توئه

29:28.250 --> 29:29.291
‫خدا را سپاس

29:30.666 --> 29:31.875
‫و تو هم همینطور

29:33.500 --> 29:36.791
‫مونسنیور، تو از من قوی‌تری

29:36.875 --> 29:41.333
‫ولی اگه تخلفات انسان‌ها رو ببخشی،
‫پدر آسمانی هم تو رو می‌بخشه

29:41.416 --> 29:43.500
‫پس من کی باشم که قضاوت کنم؟

29:44.791 --> 29:46.083
‫ولی بازم

29:46.583 --> 29:49.208
‫- تو آزادشون کردی
‫- معلومه که کردم

29:50.500 --> 29:52.500
‫بیاین.
‫بذارین نشونتون بدم

30:03.416 --> 30:06.791
‫«اون هر موجود زنده‌ای
‫که روی زمین بود نابود کرد»

30:06.875 --> 30:12.833
‫«انسان‌ها، حیوانات، خزنده‌ها،
‫پرنده‌های آسمون. همگی نابود شدن.»

30:12.916 --> 30:16.833
‫«فقط نوح برای کسانی که همراهش
‫روی کشتی بودن باقی موند»

30:17.375 --> 30:21.750
‫سینت پاتریک فقط یه کلیسا نیست،
‫مونسینیور. کشتی نوحه

30:22.916 --> 30:25.708
‫برای کسانی که انتخاب شدن
‫توی سالن تخت آماده کردم

30:25.791 --> 30:28.875
‫می‌بریمشون به کشتی‌هامون،
‫با ناوهامون، و بعدش،

30:28.958 --> 30:30.708
‫مثل گوسفندی بین گرگ‌ها، همونطور که گفتی،

30:31.625 --> 30:33.666
‫گفته‌های انجیل رو گسترش میدیم

30:33.750 --> 30:36.958
‫و.. و کی تصمیم میگیره که کی انتخاب میشه؟

30:38.125 --> 30:40.375
‫ما میگیریم. تو و من

30:41.416 --> 30:45.041
‫- و سر بقیه چی میاد؟
‫- خب، خیلی نمیدونم

30:45.750 --> 30:47.125
‫اونش با من نیست

30:48.083 --> 30:50.041
‫بین خودشون و خداست، مگه نه؟

30:51.250 --> 30:52.250
‫نه

30:53.291 --> 30:54.291
‫ببخشید؟

30:55.000 --> 30:56.333
‫نه، اشتباه متوجه شدیم

30:56.833 --> 30:59.583
‫- مسخره نباش
‫- نه، بورلی، لطفاً نگاهشون کن

31:00.166 --> 31:02.791
‫- گرگ‌ها ما هستیم
‫- نه

31:04.666 --> 31:08.708
‫نه، لطفاً. تو دیگه نه.
‫تو نه، مونسینیور

31:09.666 --> 31:14.375
‫اشتباه میکردم. ما اشتباه میکردیم.
‫اشتباه میکنیم. و باید تمومش کنیم

31:15.083 --> 31:16.166
‫رهبری لازم دارن

31:16.833 --> 31:20.750
‫نگاهشون کن. اونا بدون یه رهبر،
‫بدون یه راهنما گمشده‌ن

31:20.833 --> 31:25.750
‫اون شخص باید تو باشی، مونسینیور.
‫باید تو باشی. همیشه تو بودی

31:25.833 --> 31:28.958
‫نه! هیچوقت من نبودم.
‫کشیش بودن همینه

31:29.041 --> 31:32.625
‫موضوع هیچوقت درمورد من نیست.
‫باید موضوع اصلی خدا باشه!

31:42.416 --> 31:45.750
‫خب، پس فکر کنم دیگه تو نیستی

31:47.708 --> 31:49.458
‫البته، خودش اینو بهمون گفت، مگه نه؟

31:50.583 --> 31:54.083
‫خود مسیح. بهمون درمورد کاتب‌ها
‫بهمون هشدار داد، درمورد کشیش‌ها

31:54.708 --> 31:58.250
‫در کتاب متیو،
‫«هیچکس روی زمین رو پدر صدا نکن»،

31:58.333 --> 32:01.208
‫تو فقط یه پدر داری و اون در بهشت‌ـه»

32:02.833 --> 32:07.708
‫«وای بر شما،
‫کاتب‌ها، ریاکارها، دو روها!»

32:07.791 --> 32:09.375
‫فرزندان افعی

32:10.375 --> 32:13.041
‫ولی تو، مونسینیور...

32:16.375 --> 32:19.791
‫مونسینیور پرویت،
‫باید درمورد تو حقیقت داشته باشه؟

32:22.000 --> 32:26.666
‫فکر کنم فضیلت واقعاً فضیلت
‫نیست اگه هزینه‌ای برات نداشته باشه

32:28.666 --> 32:31.125
‫و همیشه داشت این سمتی می‌رفت.
‫همیشه قرار بود...

32:32.500 --> 32:36.375
‫همیشه قرار بود آخرین،
‫سخت‌ترین آزمایش ایمانم باشی. تو

32:41.000 --> 32:42.583
‫«پشت من قرار بگیر»

32:44.541 --> 32:46.833
‫«برای من یه مانع کوچیکی،

32:46.916 --> 32:52.500
‫به خاطر اینکه ذهنت رو روی چیزهای
‫الهی نمیذاری، بلکه روی چیزهای انسانی میذاری.»

32:54.750 --> 32:56.166
‫بابل کبیر

32:57.416 --> 33:01.666
‫مادر فاحشه‌ها و تمام نکبت‌های زمین

33:02.708 --> 33:07.416
‫واقعاً امیدوارم شما دوتا از طلوع خورشید لذت ببرین

33:30.458 --> 33:31.818
‫- مشکل چیه؟
‫- هیچی

33:33.791 --> 33:36.750
‫براشون آماده‌ایم.
‫چند دقیقه دیگه بیرون نگهشون دار

33:36.833 --> 33:38.208
‫یه سرشماری دقیق لازم داریم

33:38.291 --> 33:40.083
‫تا بدونیم برای فردا چند تا قایق لازممون میشه

33:40.166 --> 33:41.375
‫اونا قایق‌ها رو آتیش زدن

33:43.416 --> 33:44.416
‫چی کار کردن؟

33:45.583 --> 33:46.916
‫آتیششون زدن

33:49.625 --> 33:51.541
‫اون.. اهمیتی نداره

33:52.875 --> 33:57.208
‫وید قایق‌ها رو دوباره صدا می‌زنه.
‫فقط وقتش که برسه صداشون می‌زنه

34:00.583 --> 34:01.583
‫منظورت از اونا کیه؟

34:23.541 --> 34:26.875
‫دوستت دارم، مامان.
‫دوستت دارم، بابا

34:33.833 --> 34:36.375
‫خدایا، در امان نگهشون دار

34:37.833 --> 34:38.833
‫و مراقبشون باش

34:41.041 --> 34:45.541
‫و قلب‌هاشون رو لمس کن،
‫و کاری کن نگران چیزی نباشن

34:48.666 --> 34:51.791
‫خدایا، آرامش رو به والدینم عطا کن

34:56.291 --> 34:57.291
‫آمین

34:58.875 --> 34:59.875
‫مامانم

35:02.250 --> 35:03.416
‫و بابام

35:07.375 --> 35:09.791
‫و برادرم

35:13.041 --> 35:14.708
‫همه‌شون رفتن، مگه نه؟

35:15.916 --> 35:16.916
‫آره

35:20.541 --> 35:22.583
‫میتونستم...

35:25.125 --> 35:28.041
‫اگه سر اون شام میدونستم،
‫آخرین شام،

35:28.125 --> 35:30.166
‫- طور دیگه‌ای می‌بودم
‫- میدونن

35:33.875 --> 35:34.875
‫میدونن

35:59.416 --> 36:01.000
‫هی. اون کیه حالا؟

36:02.500 --> 36:03.583
‫هاواردـه؟

36:04.875 --> 36:06.250
‫هاوارد هابز

36:06.875 --> 36:10.041
‫وضعیتت رو ببین.
‫حتماً دوره‌ی جهنمی‌ای گذروندی،

36:10.125 --> 36:11.958
‫مردِ بیچاره

36:12.458 --> 36:17.583
‫میدونی، فکر نکنم دیده باشم یه روز از
‫زندگیت رو توی مراسم شرکت کرده باشی،

36:17.666 --> 36:21.458
‫و با اینحال امشب قرین رحمت شدی،
‫اینطور نیست؟

36:22.208 --> 36:23.208
‫نجات یافته

36:23.916 --> 36:27.125
‫فکر میکنم، آزمون سختی گذروندی. تو؟

36:28.791 --> 36:30.750
‫امشب جولیم رو کُشتم

36:32.125 --> 36:33.375
‫زنت رو کشتی؟

36:34.250 --> 36:36.958
‫و پسرهام رو. پسرهام رو کشتم

36:41.083 --> 36:45.750
‫میدونی، متنفرم که اینو بهت بگم،
‫ولی میتونستی برشون گردونی

36:46.333 --> 36:48.958
‫درست همونطور که
‫ظاهراً استوریج تو رو برگردونده،

36:49.041 --> 36:53.375
‫که درمورد حرف زده بودیم تا فقط
‫در موارد نادر و خاص انجام بدیم...

36:53.458 --> 36:57.375
‫اشکال نداره. ولی، بله،
‫میتونستی نجاتشون بدی

36:57.458 --> 37:02.041
‫در حقیقت، به راحتی میتونستی،
‫اگه مردِ اهل ایمانی می‌بودی

37:03.875 --> 37:06.458
‫نمیدونم چه اتفاقی داره می‌افته.
‫چه اتفاقی داره می‌افته؟

37:07.041 --> 37:08.500
‫پایان کاره، آقای هابز

37:09.500 --> 37:10.916
‫پایان تمام چیزها

37:11.000 --> 37:14.875
‫و تمام اون روزهایی که
‫تصمیم گرفتی پرستش نکنی،

37:14.958 --> 37:17.791
‫تمام اون روزها که به خدا پشت کردی

37:17.875 --> 37:22.166
‫خب، ابزار رستگار شدنت
‫همیشه همونجا بودن

37:22.250 --> 37:25.208
‫درها همیشه باز بودن، ولی تو...

37:28.125 --> 37:30.000
‫خب، کاری نکردی

37:30.750 --> 37:36.500
‫پس، بله، در زمان حیاتی،
‫نمیدونستی

37:38.583 --> 37:39.916
‫اونا الان پیش خدا هستن

37:41.250 --> 37:42.416
‫از این قوت قلب بگیر

37:44.166 --> 37:47.625
‫امیدوارم در رحمت خدا آرامش به دست بیاری

37:50.583 --> 37:52.583
‫داخل جایی برای اون نیست، متأسفانه

37:54.166 --> 37:55.791
‫من نجاتش دادم، بو

37:58.333 --> 37:59.750
‫اون همیشه با من مهربون بود

38:08.708 --> 38:11.208
‫ببخشید، هَوی. متأسفم

38:13.166 --> 38:14.750
‫داشتم فکر میکردم شاید،

38:16.375 --> 38:18.125
‫بریم پیاده روی؟

38:19.541 --> 38:22.708
‫کنار ساحل؟ آب رو دوست داری

38:23.708 --> 38:25.750
‫میدونم داری. شاید...

38:28.750 --> 38:32.166
‫شاید بتونی طلوع رو نگاه کنی

38:33.333 --> 38:34.333
‫ها؟

38:43.041 --> 38:45.500
‫خدا همراهته، هَوی، قول میدم

38:46.083 --> 38:47.166
‫دیو صفتانه‌ست

38:52.458 --> 38:54.458
‫هی. هی

38:56.083 --> 38:57.083
‫بیارش داخل!

38:59.416 --> 39:00.791
‫دنبالم بیا، پسرم

39:02.083 --> 39:04.000
‫درهای سینت پاتریک به روت بازه

39:05.083 --> 39:06.250
‫به روی همه بازه!

39:07.875 --> 39:10.958
‫در به روی همه بازه وگرنه
‫اینجا واقعاً خونه خدا نیست!

39:32.625 --> 39:33.625
‫خوبه

39:37.750 --> 39:40.541
‫از عقب برو،
‫از مسیر دالان. به سمت آب برو

39:42.166 --> 39:43.500
‫فکرم همین بود

39:46.000 --> 39:47.416
‫خدایا، بهت افتخار میکنم

39:47.500 --> 39:51.375
‫متأسفم که مادرت و من هیچوقت بهت نگفتیم،
‫ولی من...

39:52.625 --> 39:53.958
‫خیلی دوستت دارم

39:54.791 --> 39:56.541
‫و خیلی بهت افتخار میکنم،

39:56.625 --> 40:00.291
‫و کاش فرصت میشد بیشتر همدیگه رو بشناسیم

40:04.458 --> 40:05.458
‫منم همینطور

40:08.166 --> 40:10.583
‫از عقب خارج شو. من ترتیبش رو...

40:18.458 --> 40:19.750
‫اون میخواست...

40:39.500 --> 40:40.541
‫جان

40:44.708 --> 40:45.791
‫جان؟

40:55.750 --> 40:59.208
‫عزیزم! عسل! خدای من! نه!

41:00.000 --> 41:03.375
‫نه! سارا! سارا!

41:03.458 --> 41:07.500
‫منو نگاه کن. نه، سارا، عزیزم

41:15.833 --> 41:16.833
‫جان

41:21.083 --> 41:23.541
‫چیزی نیست. بیا. بیا

41:25.458 --> 41:27.666
‫چیزی نیست. طوری نیست

41:27.750 --> 41:29.625
‫طوری نیست

41:42.916 --> 41:45.500
‫نه! نه! نه!

41:47.625 --> 41:50.916
‫دختر عزیزم. اُه، خدا

42:01.916 --> 42:03.583
‫وقت یه دختر کوچولو بود...

42:05.625 --> 42:11.500
‫جای مورد علاقه‌ش توی کُل
‫جزیره اون پل کوچیک کنار مرداب بود

42:14.375 --> 42:16.583
‫اون پُل کوچولو

43:00.083 --> 43:01.583
‫بس کن!

43:06.041 --> 43:08.291
‫مارِ نفرت‌انگیز!

43:08.958 --> 43:11.166
‫میخواستی تو خونه‌هامون ما رو بسوزونی؟

43:11.250 --> 43:14.166
‫از همون روزی که پا توی
‫این جزیره گذاشتی میدونستم،

43:14.250 --> 43:17.375
‫البته که حاضری این کار رو بکنی، البته که میکنی

43:18.125 --> 43:19.166
‫تروریست

43:21.208 --> 43:24.125
‫فقط نمیتونم بذارم اون ساختمون
‫رو داشته باشین. همین

43:25.458 --> 43:28.500
‫تقریباً مطمئنم تنها ساختمونیه که باقی مونده

43:37.208 --> 43:38.250
‫گرسنه‌ای، ها؟

43:40.416 --> 43:41.750
‫خونِ کثیف

43:43.333 --> 43:44.333
‫وای

43:44.375 --> 43:46.875
‫تعجب میکنم صبر نکردی تا همه‌مون بریم داخل،

43:46.958 --> 43:48.750
‫تا بتونی حسابی خوش بگذرونی

43:49.666 --> 43:52.541
‫تعجب میکنم وقتی خالی بود کارت رو کردی، ترسو

43:53.666 --> 43:55.000
‫ولی نیست، هست؟

43:56.125 --> 43:57.291
‫منظورم اینه که خالی نیست

44:09.041 --> 44:10.416
‫نه!

44:29.625 --> 44:30.625
‫هی

44:34.583 --> 44:35.416
‫پسر

44:39.750 --> 44:40.750
‫نه

45:00.583 --> 45:04.333
‫یه آیه توی انجیل هست،
‫یه جوری توی ذهنم مونده

45:05.416 --> 45:09.791
‫«خورشید خدا روی خیر و شر به یه اندازه می‌تابه»

45:10.875 --> 45:11.875
‫بابا!

45:13.458 --> 45:14.458
‫بابا

45:16.083 --> 45:17.125
‫بابا، بلند شو

46:00.666 --> 46:04.625
‫باید یه جایی باشه...
‫باید یه جای دیگه باشه

46:04.708 --> 46:07.250
‫نه، بو. نه. جای دیگه‌ای نیست

46:08.625 --> 46:12.666
‫- سوزوندیش. همه‌ش رو سوزوندی
‫- نه، نه، من...

46:14.333 --> 46:18.083
‫باید دنبال لیزا باشیم.
‫بریم لیزا رو پیدا کنیم

46:21.125 --> 46:22.125
‫لیزا

46:27.875 --> 46:29.541
‫دیگه کجا میتونیم بریم؟

46:29.625 --> 46:31.585
‫- باید جای دیگه‌ای باشه
‫- نیست

46:32.791 --> 46:35.958
‫- قایق‌ها!
‫- قایقی در کار نیست، بو

46:43.833 --> 46:44.833
‫هی، بچه

46:47.833 --> 46:48.833
‫بچه، تو خوبی؟

46:54.208 --> 46:55.208
‫فکر نکنم

46:57.875 --> 46:59.041
‫فکر کنم من...

47:01.833 --> 47:03.958
‫نمیدونم، ولی فکر کنم مامانم رو کشتم

47:06.625 --> 47:11.833
‫آره. من یه سری کارها امشب
‫انجام دادم که حس میکنم...

47:15.208 --> 47:16.375
‫یه کارهایی کردم

47:19.000 --> 47:20.291
‫منو می‌بخشی، بچه؟

47:24.500 --> 47:25.500
‫می‌بخشمت

47:29.625 --> 47:32.708
‫بیا. تو هم همینطور، هوی، بیا

48:22.458 --> 48:23.458
‫فقط طاقت بیار

48:24.958 --> 48:28.125
‫بابا. بابا

48:47.583 --> 48:48.583
‫اونجا

48:53.416 --> 48:54.458
‫به سمت غرب میره

48:56.166 --> 48:57.166
‫داره فرار میکنه

48:57.916 --> 48:59.500
‫داره از طلوع فرار میکنه

49:01.083 --> 49:03.916
‫به نظرت از پسش بر میاد؟
‫قبل از طلوع؟

49:06.166 --> 49:07.375
‫سی مایل؟

49:08.958 --> 49:10.666
‫یعنی، به زور میتونه پرواز کنه

49:13.541 --> 49:15.375
‫نه، من.. فکر نکنم بتونه

49:33.833 --> 49:34.833
‫چی میشه؟

49:43.291 --> 49:44.291
‫چی؟

49:45.166 --> 49:46.166
‫وقتی می‌میریم

49:47.416 --> 49:48.416
‫چی میشه؟

49:50.875 --> 49:52.375
‫آره، چه کوفتی میشه؟

49:54.250 --> 49:56.500
‫پس فکر میکنی وقتی
‫بمیریم چه اتفاقی می‌افته، اِرین؟

50:00.125 --> 50:01.375
‫درمورد خودم بگم؟

50:03.708 --> 50:04.916
‫برای خودت بگو

50:16.291 --> 50:20.333
‫خودم. خودم

50:22.083 --> 50:23.416
‫مشکل همینه

50:24.583 --> 50:27.125
‫تمام مشکل کل قضیه همینه

50:28.125 --> 50:30.958
‫اون کلمه، «خود»

50:32.000 --> 50:33.541
‫لغتش این نیست

50:34.458 --> 50:36.166
‫اون درست نیست، نیست...

50:38.500 --> 50:39.750
‫نیستش

50:41.375 --> 50:43.041
‫چطوری فراموش کردم؟

50:43.875 --> 50:45.208
‫کِی فراموشش کردم؟

50:47.708 --> 50:53.291
‫سلول‌های بدن دونه دونه متوقف میشن،
‫ولی مغز با نورون‌ها سیگنال می‌فرسته

50:54.208 --> 50:57.750
‫صاعقه‌های کوچیک،
‫مثل آتیش‌بازی داخل بدن،

50:57.833 --> 51:02.333
‫و فکر کردم ناامید باشم یا احساس ترس کنم،
‫ولی هیچکدومش رو حس نمیکنم

51:03.416 --> 51:04.416
‫هیچکدومش

51:05.666 --> 51:07.041
‫چون زیادی مشغولم

51:08.250 --> 51:11.583
‫زیادی مشغول این لحظه‌م. دارم به یاد میارم

51:15.625 --> 51:16.625
‫البته

51:17.583 --> 51:22.416
‫یادم میاد که تمام اتم‌های
‫بدنم در یه ستاره شکل گرفتن

51:24.791 --> 51:29.041
‫این جسم، این بدن گذشته
‫از همه چیز اکثراً فضای خالیه،

51:29.125 --> 51:30.625
‫و جسم جامد؟

51:31.458 --> 51:36.000
‫فقط انرژی‌ـه که خیلی آهسته
‫مُرتعش میشه و منی در کار نیست

51:36.708 --> 51:37.791
‫هیچوقت نبوده

51:40.125 --> 51:42.958
‫الکترون‌های بدنم با هم ترکیب میشن و می‌رقصن

51:43.041 --> 51:47.583
‫با الکترون‌های زمین زیرم و هوایی که دیگه تنفس نمیکنم

51:48.750 --> 51:49.958
‫و به یاد میارم

51:51.500 --> 51:56.125
‫جایی نیست که درش
‫هیچکدوم از اونا تموم بشه و من شروع بشم

51:59.500 --> 52:03.166
‫به یاد میارم که من انرژیم. نه خاطره

52:04.291 --> 52:05.291
‫نه خود

52:06.541 --> 52:10.083
‫اسمم، شخصیتم،
‫انتخاب‌هام، همه بعد از من اومدن

52:11.250 --> 52:14.166
‫قبل از اونا وجود داشتم و بعدشون خواهم بود،

52:14.750 --> 52:18.416
‫و بقیه چیزها همگی تصویرن،
‫که در طول مسیر برداشته شدن

52:19.166 --> 52:24.291
‫رویاهای کوچیک درحال فرار که
‫توی بافتِ مغز درحال مرگم چاپ شدن

52:24.916 --> 52:30.875
‫و من رعدی هستم که بینشون جهش میکنم.
‫من انرژی‌ایم که نورون‌ها رو شلیک میکنه،

52:32.666 --> 52:34.208
‫و درحال برگشتن هستم

52:35.333 --> 52:39.041
‫فقط با یه یاد آوردن، دارم به خونه برمیگردم

52:42.333 --> 52:46.333
‫و مثل یه قطره آب می‌مونه
‫که دوباره به داخل اقیانوس می‌افته،

52:47.625 --> 52:50.291
‫اقیانوسی که همیشه بخشی ازش بوده

52:51.916 --> 52:54.791
‫همه چیزها... قسمتی ازش هستن

52:55.291 --> 52:58.333
‫همه‌مون.. یه قسمت هستیم

52:58.416 --> 53:02.875
‫تو، من و دختر کوچولوم،
‫و مادرم و پدرم،

53:02.958 --> 53:08.625
‫همه کسایی که بودن،
‫همه سیارات، همه حیوانات، همه اتم‌ها،

53:08.708 --> 53:11.958
‫همه ستاره‌ها، تمام کهکشان‌ها، تمامش

53:13.708 --> 53:17.166
‫بیشتر از دونه‌های ماسه توی
‫ساحل کهکشان در کائنات داریم

53:17.250 --> 53:21.750
‫و وقتی میگیم «خدا» داریم درمورد همین حرف می‌زنیم

53:22.750 --> 53:23.750
‫یکتا

53:24.958 --> 53:28.958
‫نظام عالم وجود و رویاهای نامحدودش

53:30.750 --> 53:34.250
‫ما عالم وجود هستیم که رویای خودش رو می‌بینه

53:35.083 --> 53:38.958
‫صرفاً یه رویاست که فکر میکنم زندگیمه، هر دفعه.

53:41.041 --> 53:43.791
‫ولی فراموشش میکنم. همیشه همینطوره

53:45.333 --> 53:47.083
‫همیشه رویاهام رو فراموش میکنم

53:51.000 --> 53:55.500
‫ولی حالا، تو این کسر از ثانیه،
‫در این لحظه به یاد میارم،

53:55.583 --> 54:00.083
‫در این لحظه که به یاد میارم،
‫همه چیز رو یک دفعه درک میکنم

54:01.458 --> 54:04.750
‫زمانی نیست. مرگی نیست

54:05.416 --> 54:06.541
‫زندگی یه رویاست

54:09.166 --> 54:10.166
‫یه آرزوـه

54:11.333 --> 54:13.250
‫که بارها و بارها و بارها

54:13.333 --> 54:16.916
‫و بارها و بارها و بارها تا ابد خواسته میشه

54:18.416 --> 54:19.583
‫و من همه‌ش هستم

54:20.708 --> 54:22.666
‫من همه چیز هستم. من همه هستم

54:26.125 --> 54:28.041
‫من چیزی که هستم، هستم

58:52.958 --> 58:53.958
‫منو ببخش

59:05.923 --> 59:15.923
»» تــرجــمــه: تورج پاکاری و رضا کارگران ««
:.:.: greatR & Stef@n :.:.:

01:00:07.250 --> 01:00:08.375
‫پاهام رو حس نمیکنم

01:00:16.619 --> 01:00:19.619
« پایان سریال »

01:00:21.000 --> 01:00:36.000
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
ValaMovie.com
