WEBVTT

00:00.008 --> 00:06.109
‫دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
‫ValaMovie.com

00:06.359 --> 00:13.542
‫<b>مــترجم: وحــید فرحناکی </b>
‫≡ @Night_Walker77 ≡

00:13.833 --> 00:16.041
‫ممنون که قبل از مدرسه وقت گذاشتین.

00:17.333 --> 00:18.254
‫امروز بچه رو می‌بینم؟

00:18.294 --> 00:19.140
« کتاب چهارم »
« مراثی »

00:19.165 --> 00:21.999
‫عه، دختره؟
‫فکر کردم نمی‌خواستی بدونی.

00:22.083 --> 00:24.500
‫نمی‌خوام. فقط می‌خوام که یهو بهم بگی.

00:24.583 --> 00:26.416
‫می‌تونی این‌‌کارو کنی؟
‫نکن.

00:27.458 --> 00:29.250
‫امروز فقط به صدای ضربانش گوش می‌دیم.

00:30.625 --> 00:32.250
‫به‌طور کلی حالت چطوره؟

00:33.291 --> 00:38.458
‫تحت فشارم، ولی خب به‌جز اون،
‫بیشتر هیجان زده‌م.

00:38.541 --> 00:42.083
‫واسه بزرگ شدن بدنم و پوشیدن اون کمربند کشی
‫هیجان دارم

00:42.166 --> 00:44.833
‫واسه اینکه همه چیز بخورم،
‫و همیشه راحت باشم.

00:45.833 --> 00:48.333
‫اصلا قرار نیست راحت باشم، مگه نه؟

00:50.166 --> 00:53.375
‫همه‌ش منتظر اون ولع‌های عجیب و غریبم
‫که همه مدام در موردش صحبت می‌کنن

00:53.458 --> 00:56.291
‫ولی تا اینجا فقط پنیر کلبه و انگور بوده.

00:56.375 --> 00:58.500
‫و کورن فلکس «لاکی چارمز»،
‫یه راست از خود جعبه.

01:00.541 --> 01:01.583
‫مشکلی که نیست؟

01:02.541 --> 01:04.958
‫می‌دونی، شاید بد نباشه امروز یه نگاهی هم
‫بهش بندازیم

01:06.250 --> 01:08.916
‫مشکلی نداره؟ فکر می‌کردم
‫نباید زیاد ازش استفاده کنیم.

01:09.750 --> 01:12.583
‫واسه امروز مشکلی نداره.
‫حرکاتش چطور بود؟

01:12.666 --> 01:14.041
‫زیاد جا به جا شده و لگد زده؟

01:14.125 --> 01:20.083
‫آره، مثل یه پروانه با پاهای کوچیک.
‫البته نه خیلی شبیه «پا کوچولو».

01:20.916 --> 01:22.833
‫توی ۲۴ الی ۴۸ ساعت گذشته تفاوتی حس کردی؟

01:23.541 --> 01:26.875
‫فکر نکنم،‌ یعنی حتی دیروز...

01:30.541 --> 01:31.958
‫فکر کنم بخوام جنسیت رو بدونم.

01:33.666 --> 01:36.291
‫می‌تونی بهم بگی.
‫می‌تونی بگی. بگو فقط.

01:37.125 --> 01:39.375
‫انقباض یا خون‌ریزی‌ای داشتی؟

01:39.458 --> 01:40.458
‫نه.

01:45.833 --> 01:48.193
‫ضربان قلبش کو؟
‫باید ضربان قلبش رو می‌شنیدیم دیگه، درسته؟

01:48.625 --> 01:50.583
‫- بذار ببینم،‌ چی‌ می‌بینی؟
‫- ارین.

01:50.666 --> 01:51.666
‫هیچی.

01:54.000 --> 01:56.958
‫جدی می‌گم.
‫ هیچی نمی‌بینم.

01:57.041 --> 01:59.375
‫یعنی، هیچی اونجا نیست.

02:01.333 --> 02:02.533
‫متوجه...متوجه نمی‌شم.

02:04.083 --> 02:05.875
‫هیچی توی رحم‌ـت نیست.

02:09.291 --> 02:12.166
‫من...متوجه نمی‌شم.

02:12.250 --> 02:15.375
‫توی هفته‌های اول بعضی‌ها
‫بدون اینکه متوجه بشن، سقط می‌کنن،

02:15.458 --> 02:18.000
‫ولی تو هفته‌ای که تو هستی...
‫خودت...

02:18.083 --> 02:20.458
‫مشخص می‌شد،
‫کاملا مشخص.

02:21.333 --> 02:22.166
‫سقط؟

02:22.250 --> 02:24.041
‫و خب ارین، اولین نفری هم نیستی که

02:24.125 --> 02:26.958
‫همچین چیزی رو تجربه کنی
‫و بخوای از ذهنت پاکش کنی.

02:27.041 --> 02:28.625
‫ولی هیچی...

02:29.791 --> 02:33.458
‫- فقط خیلی متأسفم. خیلی متأسفم.
‫- نه، من سقط نکردم.

02:34.625 --> 02:37.125
‫کار زیادی نیست که بتونم بکنم.

02:37.208 --> 02:40.458
‫می‌تونیم آزمایش خون بگیریم
‫و بفرستیم آزمایشگاه

02:41.541 --> 02:43.625
‫ولی به‌نظر میاد سقط کرده باشی.

02:44.208 --> 02:46.041
‫- حتما سقط کردی.
‫- نکردم.

02:47.500 --> 02:48.708
‫بچه‌م کجاست؟

02:50.083 --> 02:52.916
‫تو رو به یکی از همکارا توی شهر معرفی می‌کنم.

02:53.000 --> 02:54.416
‫خیلی مشاور خوبیه.

02:54.500 --> 02:55.750
‫بچه‌م کجاست؟

03:08.089 --> 03:11.401
‫[کلیسای کاتولیک سنت پاتریک
‫تأسیس سال ۱۸۲۴]

03:11.995 --> 03:15.768
‫[عشاء ربانیِ امروز لغو شد]

03:17.901 --> 03:20.159
‫[مونسنیور جان مایکل پرویت]

03:21.591 --> 03:28.459
‫دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
‫ValaMovie.com

03:29.625 --> 03:30.625
‫حالش چطوره؟

03:32.375 --> 03:33.375
‫مطمئن نیستم.

03:33.443 --> 03:35.498
‫[مرمت و بازسازی کلیسای
‫سنت پاتریک تکمیل شد]

03:35.750 --> 03:37.291
‫عالیه، مگه نه؟

03:38.000 --> 03:40.291
‫یعنی چندین سال عکس‌های قدیمی رو دیده بودم

03:40.375 --> 03:44.291
‫ولی بازم بار اولی که دیدمش
‫اصلا به ذهنم خطور نکرد.

03:44.375 --> 03:45.458
‫حتی هیچ شباهتی حس نکردم.

03:46.083 --> 03:47.875
‫انگار شرایط و وضعیت خیلی تعیین کننده‌ست.

03:47.958 --> 03:51.500
‫حیرت‌آوره که چطور پرده
‫از چشم آدم برداشته می‌شه، مگه نه؟

03:52.041 --> 03:54.250
‫دالی و وید بالاخره اومدن خونه؟

03:54.333 --> 03:55.458
‫اوهوم.

03:55.541 --> 03:58.500
‫خوبه. لازمه که بخوابن.
‫همه‌مون خواب لازمیم.

03:59.250 --> 04:00.333
‫تازه اول روزه.

04:00.958 --> 04:04.666
‫حالش چطوره؟
‫تب داره؟ چیزی می‌خوره؟

04:06.458 --> 04:10.916
‫من...خب...زیاد بهش نزدیک نشدم.

04:11.000 --> 04:12.000
‫هیچ کدوممون نشدیم.

04:12.500 --> 04:14.458
‫هر سه‌تامون، ما...

04:15.416 --> 04:17.791
‫راستش رو بخوای یه‌کم ترسیده بودیم.

04:18.500 --> 04:19.500
‫ترسیده؟

04:26.500 --> 04:28.416
‫پدر؟ عه!

04:29.250 --> 04:33.000
‫خدای بزرگ!
‫چرا اینجا این‌قدر تاریکه؟

04:33.666 --> 04:36.416
‫- نگاش کن، سُر و مُر و گنده!
‫- همم.

04:36.500 --> 04:39.458
‫انگار خدا دعاهام رو مستجاب کرده.
‫بدجوری نگرانت بودم.

04:39.541 --> 04:42.541
‫ببخشید!
‫چشمام رو اذیت می‌کنه.

04:42.625 --> 04:43.625
‫عه.

04:44.375 --> 04:45.375
‫اشکال نداره.

04:46.666 --> 04:48.375
‫- شب سنگینی داشتی
‫- اوهوم.

04:48.458 --> 04:49.958
‫شب سنگین.

04:50.041 --> 04:55.250
‫بیا. واسه‌ت سوپ مرغ زنجبیلی‌ای که
‫وقتی مریض بودم مادرم واسه‌م درست می‌کرد پختم.

04:55.333 --> 04:58.291
‫خیلی لطف کردی.
‫دارم از گرسنگی می‌میرم.

04:58.375 --> 05:01.833
‫یادم نمیاد تا حالا این‌قدر گرسنه باشم.

05:02.416 --> 05:03.500
‫منطقیه.

05:04.000 --> 05:08.750
‫همیشه بعد از یه سفر طولانی گرسنگی هست،
‫و شما هم ماجراجویی خیلی زیادی داشتی.

05:08.833 --> 05:10.500
‫مسلماً.

05:10.583 --> 05:13.041
‫تعداد انگشت‌شماری مسیری که
‫شما رفتی رو رفته‌ن.

05:13.125 --> 05:13.958
‫همم.

05:14.041 --> 05:17.291
‫پسرِ «بیوه نایین»،
‫دخترِ «جریوس»،‌ «ایلعازر»

05:18.166 --> 05:21.791
‫خود عیسی مسیح
‫سه روز طول کشید تا اون مسیر رو رفت

05:21.875 --> 05:23.625
‫و شما سه دقیقه هم طول نکشید.

05:24.416 --> 05:26.875
‫- مراسم عشای ربانی رو لغو کردی؟
‫- آره.

05:26.958 --> 05:30.708
‫«استورج» توی کلیساست که
‫به کسایی که علامت رو ندیده‌ن توضیح بده.

05:31.958 --> 05:33.666
‫ولی خب شما هم دیگه حالت بهتر به‌نظر میاد

05:33.750 --> 05:36.833
‫پس فکر کنم اگه خوب غذا بخوری،
‫تا فردا آماده باشی.

05:37.916 --> 05:39.416
‫ولی باید غذا بخوری.

05:41.458 --> 05:43.750
‫می‌خورم، فقط نه الان.

05:53.000 --> 05:54.625
‫شاید یه معاینهٔ سریع داشته باشی.

05:54.708 --> 05:56.333
‫- می‌تونم به دکتر گانینگ بگم بیاد...
‫- نه.

05:56.416 --> 05:59.583
‫لازم نیست فعلا.
‫حس می‌کنم...

06:00.541 --> 06:06.250
‫حس می‌کنم هر چیزی که داره اتفاق میفته،
‫با ایمان حل می‌شه، نه علم

06:06.333 --> 06:10.041
‫پس نمی‌خوام هیچ شک و شبهه‌ای پیش بیاد.

06:11.666 --> 06:14.458
‫همیشه زن با ایمانی بودی «بو».

06:16.791 --> 06:20.291
‫همیشه سعیم رو کردم.
‫خدا رو شکر که متوجه شدید.

06:21.083 --> 06:23.708
‫می‌خوام...یه رازی رو بهت بگم.

06:38.916 --> 06:39.916
‫یه چیزی...

06:42.083 --> 06:45.250
‫داره درونم اتفاق میفته و تغییر می‌کنه.

06:47.291 --> 06:48.833
‫یادمه وقتی بچه بودم

06:50.291 --> 06:55.291
‫دوران بلوغ روحی و معنوی
‫بزرگی رو ترجمه کردم.

06:57.166 --> 06:58.750
‫ولی اون فقط...

06:58.833 --> 07:01.291
‫اصلا شبیه این نبیست.

07:02.000 --> 07:03.625
‫انگار می‌تونم حس کنم خدا...

07:06.250 --> 07:08.250
‫داخلم حرکت می‌کنه.

07:10.083 --> 07:11.333
‫بی‌نظیره.

07:20.250 --> 07:21.958
‫فکر کنم بهتره بقیهٔ روز رو

07:23.125 --> 07:24.375
‫تنها باشم.

07:25.583 --> 07:26.583
‫که دعا کنم.

07:32.500 --> 07:33.500
‫همم.

07:48.958 --> 07:50.541
‫دالی و وید آدمای خوبی هستن.

07:51.458 --> 07:52.791
‫می‌تونن راز نگه‌‌دار باشن.

07:53.875 --> 07:58.291
‫استورج به تماس‌ها جواب میده،
‫مبشر خوبی واسه‌تون می‌شه.

07:58.375 --> 08:00.250
‫فقط یه‌سری راهنمایی می‌خواد.

08:00.333 --> 08:03.208
‫می‌تونیم فعلا صداش رو در نیاریم.

08:05.458 --> 08:06.666
‫ولی جناب «مونسنیور»...

08:09.041 --> 08:10.208
‫باید نشون‌ـشون بدیم.

08:12.666 --> 08:14.916
‫بهشون بگیم که کی هستی.

08:15.000 --> 08:17.083
‫موهبتی که بهت رسیده رو مخفی نکن.
‫*«روایتِ نور زیر کاسه در انجیل»*

08:17.166 --> 08:18.291
‫این یکی از روایت‌هاست

08:18.375 --> 08:22.916
‫و اون‌قدری مهم بوده که
‫«متی»، «مرقس» و «لوقا» همه‌شون نوشتنش.

08:23.916 --> 08:25.916
‫البته که کاری که شما بخوای رو انجام می‌دیم.

08:26.791 --> 08:29.208
‫و اگه به‌نظرت مردم آماده نیستن،
‫مشکلی نیست.

08:29.916 --> 08:32.958
‫مسیح هم بعد از رستاخیز
‫کم کم خودش رو به بقیه نشون داد

08:33.041 --> 08:37.166
‫ولی چه مکاشفهٔ بی‌نظیری می‌شه که بفهمن

08:37.250 --> 08:42.791
‫مونسنیور «پرویت» عزیزشون
‫توسط فرشتهٔ خدا خوب شده.

08:44.041 --> 08:45.041
‫بهش فکر کن.

08:45.708 --> 08:46.708
‫آره بی‌نظیر می‌شه.

08:48.125 --> 08:49.458
‫وقتی خدا خودش بخواد.

08:52.291 --> 08:53.958
‫جز خواست خداوند هم چیزی مدنظر نیست
‫هست؟

09:38.375 --> 09:39.892
‫ممنون بابت کمک امروز صبح.

09:39.916 --> 09:42.309
‫آره. کم‌کم دیگه به ‌این فکر افتادم
‫که واقعا کمک لازم نداشته باشی.

09:42.333 --> 09:44.208
‫کمرت خوب شده و سالم و سر حالی.

09:44.291 --> 09:46.291
‫شاید.

09:46.375 --> 09:48.416
‫واسه همین به «وارن» گفتی
‫می‌تونه بره مرخصی؟

09:49.333 --> 09:50.916
‫نه، نه راستش.

09:53.083 --> 09:56.208
‫گفتم شاید بتونیم صحبت کنیم،
‫فقط خودمون

09:56.916 --> 09:58.000
‫مرد و مردونه.

09:59.041 --> 10:01.291
‫عه. خب...

10:02.916 --> 10:03.916
‫باشه.

10:04.875 --> 10:07.083
‫چند روز پیش یه اعتراف کردم

10:07.625 --> 10:12.583
‫و پدر روحانی، خب...تشویقم کرد که
‫باهات در مورد چند مسئله صحبت کنم.

10:14.125 --> 10:15.583
‫پس همین کارو می‌کنم به‌نظرم.

10:17.416 --> 10:21.166
‫به‌نظرم تو دلم نسبت بهت کینه داشتم.

10:23.291 --> 10:25.250
‫خیلی‌خب؟

10:27.041 --> 10:29.166
‫و گذاشتمش پای اختلافای جزئی و معمولی.

10:29.250 --> 10:30.958
‫به‌خودم نگرفتم وقتی که

10:31.875 --> 10:35.000
‫می‌دونی...یه‌جوری رفتار کردی که
‫انگار این چیزا در شأن تو نیست.

10:35.083 --> 10:36.291
‫نه، اینجوری نبود.

10:36.375 --> 10:38.750
‫خب، به هرحال اینجوری رفتار کردی.

10:39.750 --> 10:41.166
‫و بعد هم که رفتی.

10:42.541 --> 10:45.791
‫لامصب اصلا نمی‌دونستم به مردم چی بگم
‫وقتی می‌پرسیدن چکار می‌کنی.

10:45.875 --> 10:48.791
‫آخه من چی از تازه‌کارا و کارای تو می‌دونم؟

10:48.875 --> 10:49.875
‫کسب و کار نوپا.

10:50.958 --> 10:52.666
‫فکر کنم از اینم دلخور شدم.

10:53.833 --> 10:58.291
‫انگاری که اون‌قدری برات مهم نبود
‫که به بابای پیر و بی‌خاصیتـت توضیح بدی

10:58.375 --> 11:00.291
‫که دقیقا رفته بودی چکار کنی.

11:00.375 --> 11:02.708
‫سعی کردم که بهت توضیح بدم
‫ولی خب راه به ‌جایی نمی‌برد.

11:02.791 --> 11:04.351
‫گفتی که به اینترنت اهمیتی نمی‌دی

11:04.375 --> 11:05.916
‫یا تکنولوژی یا هر چیز دیگه‌ای که...

11:06.000 --> 11:07.458
‫ببین. منظورم اینه که...

11:09.625 --> 11:11.750
‫من از قبل کینه و دلخوری تو دلم نگه داشتم.

11:12.791 --> 11:14.000
‫و نباید می‌داشتم.

11:18.333 --> 11:19.333
‫نباید می‌داشتم.

11:22.458 --> 11:24.208
‫ولی بعدش بقیهٔ چیزا اتفاق افتاد.

11:25.125 --> 11:26.708
‫و پسر، واقعا اون دلخورم کرد.

11:28.541 --> 11:31.916
‫نه این‌که فقط بابت شرمساری قضیه
‫و نه فقط به‌خاطر ننگ‌ـش.

11:34.125 --> 11:37.250
‫ولی پولی که باید خرج
‫هزینه‌های حقوقی‌ـت می‌کردیم.

11:38.583 --> 11:42.916
‫هزینهٔ اینکه الان با ما زندگی می‌کنی.
‫یه مرد گنده و بالغ.

11:43.000 --> 11:45.208
‫خدایا، خیلی خوشحالم که
‫این صحبت رو داریم.

11:45.291 --> 11:46.375
‫بذار حرفم رو تموم کنم.

11:47.791 --> 11:49.833
‫می‌دونم باید خدا رو شکر کنم.

11:49.916 --> 11:53.375
‫من...باید شکرگزار باشم که
‫پسرم خونه و آزاده.

11:53.458 --> 11:56.208
‫پروردگار خودش می‌دونه که مادرت
‫شکرگزاره، هر روز.

11:58.333 --> 12:02.666
‫آخه بقیهٔ بچه‌ها کاری
‫که تو کردی رو به خودی خود نمی‌کنن،

12:02.750 --> 12:06.291
‫مگر اینکه پدر یا مادرشون
‫بدجوری ناامیدشون کرده باشن.

12:06.375 --> 12:09.458
‫و خب مادرت که قدیسه،
‫پس فکر کنم فقط می‌مونه من.

12:11.250 --> 12:12.875
‫پس ازت معذرت می‌خوام پسر.

12:14.416 --> 12:15.875
‫واسه هر کاری که کردم.

12:22.291 --> 12:23.333
‫دوست دارم.

12:24.500 --> 12:25.583
‫واقعا دارم.

12:29.416 --> 12:31.916
‫فقط اینکه، یه‌جورایی واسه‌م سخته

12:34.083 --> 12:36.500
‫واسه‌م سخته که وقتی اینجایی
‫بروزش بدم.

12:38.541 --> 12:40.291
‫پس عذر می‌خوام.
‫همین.

12:46.875 --> 12:48.125
‫باید برگردیم.

12:49.166 --> 12:50.458
‫قبل از اینکه خیلی دیر بشه.

13:12.250 --> 13:13.375
‫می‌خوای چکار کنی؟

13:14.000 --> 13:16.500
‫مامان. بلند شدی دوباره.

13:17.375 --> 13:18.708
‫گفتم یه‌کم راه برم.

13:19.625 --> 13:21.958
‫- بیا دوباره انجامش بدیم.
‫- باشه.

13:22.041 --> 13:23.791
‫وقتی بچه بودی چه کارهایی رو
‫باید انجام می‌دادی؟

13:23.875 --> 13:29.833
‫من...خونه رو مرتب نگه‌ می‌داشتم،
‫و همیشه ظرف‌ها رو می‌شستم.

13:29.916 --> 13:32.556
‫وقتی نوجوون بودی، با دوستات
‫واسه تفریح و سرگرمی چکار می‌کردین؟

13:32.583 --> 13:34.875
‫کار خیلی زیادی توی
‫«کراک پات» نمی‌شد انجام داد.

13:35.583 --> 13:36.958
‫هنوزم اینجوریه فکر کنم.

13:38.548 --> 13:43.548
‫ولی واسه آبجو و رفتن پیش پسرا
‫می‌رفتم «آپاردز».

13:43.625 --> 13:45.000
‫اسم پدرم چی بود؟

13:47.541 --> 13:48.416
‫مامان؟

13:48.500 --> 13:51.625
‫چیزه...اسم پدرت «جورج» بود.

13:51.708 --> 13:52.833
‫کارش چی بود؟

13:53.500 --> 13:57.583
‫اون یه ماهی‌گیر بود،
‫بعد استخدام نیروی دریایی شد.

13:57.666 --> 13:58.750
‫چطور با هم آشنا شدین؟

13:59.416 --> 14:02.250
‫موقع رقص توی شهر با هم آشنا شدیم.

14:02.333 --> 14:03.333
‫و من کی هستم؟

14:05.333 --> 14:06.833
‫تو همه کس منی.

14:07.666 --> 14:09.125
‫جون و دل منی.

14:10.333 --> 14:11.791
‫دخترم سارایی.

14:12.875 --> 14:13.875
‫خانوم دکتر.

14:15.583 --> 14:19.875
‫چای می‌خوری؟
‫میرم چایی درست کنم.

14:51.033 --> 14:53.916
‫از وقتی برگشتم همه‌ش می‌خواستم
‫وسایلش رو جمع کنم.

14:55.875 --> 14:58.166
‫به‌ هر دلیلی که بود نمی‌تونستم شروع کنم.

14:59.791 --> 15:02.583
‫از چند هفته شد چند ماه،
‫و دیگه اصلا اولویتم نبود

15:02.666 --> 15:06.166
‫و بعد امروز دو اتاق و
‫نصف زیرشیروونی رو مرتب کردم.

15:07.791 --> 15:09.291
‫هر کاری که لازمه بکن.

15:17.833 --> 15:20.666
‫خیلی‌ها از متون انجیل تابلو  درست می‌کنن.

15:22.166 --> 15:23.166
‫ولی مامانم...

15:24.278 --> 15:28.448
‫مامان من میره از کتاب
‫«مراثی» متن انتخاب می‌کنه.

15:28.473 --> 15:31.100
‫«بنگر و ببین آیا اندوهی چون غم و اندوه من در جهان هست؟»
‫[مراثی 1:12]

15:31.125 --> 15:32.875
‫یه‌جورایی خود-دلسوزیه که

15:32.958 --> 15:35.375
‫که وضعیت خودت رو هم ردهٔ
‫نابودی اورشلیم بدونی.

15:43.208 --> 15:45.500
‫وقتی بچه بودم پرنده داشتیم.

15:46.708 --> 15:47.708
‫کبوتر.

15:49.458 --> 15:51.125
‫مامانم هفته‌ها وقت گذاشت

15:51.208 --> 15:54.500
‫که اون قفس مسخره
‫بیرون از پنجرهٔ آشپزخونه رو درست کنه.

15:55.625 --> 15:57.666
‫از شهر کبوتر سفارش داد.

15:58.583 --> 15:59.916
‫و وقتی بالاخره رسیدن اینجا

16:00.000 --> 16:03.041
‫اولین کاری که می‌خواست بکنه
‫این بود که پراشون رو قیچی کنه.

16:05.791 --> 16:08.833
‫وقتی منو، دختر هفت ساله‌ش رو، صدا کرد
‫برم پیشش.

16:10.958 --> 16:14.291
‫بهم گفت که باید نگه‌ـشون دارم
‫موقعی که اون‌کار رو می‌کرد.

16:16.000 --> 16:19.958
‫ازش پرسیدم چرا اون‌کارو کردی؟
‫و گفت: «که دیگه پرواز نکنن برن.»

16:20.625 --> 16:22.000
‫و بهم گفت که...حالا اینو بگیر.

16:22.083 --> 16:25.583
‫دوباره می‌گم که داشت با
‫دختر ۷ ساله‌ش صحبت می‌کرد.

16:26.500 --> 16:27.500
‫گفت که

16:28.875 --> 16:31.291
‫«همه یه وقتی پراشون قیچی می‌شه.»

16:32.625 --> 16:34.708
‫بعد سؤال بعدی رو پرسیدم.

16:34.791 --> 16:38.500
‫تنها سؤالیه که یه بچه وقتی
‫همچین چیزی می‌شنوه ممکنه بپرسه.

16:38.583 --> 16:41.833
‫گفتم:«مامان؟ تو هم پرات قیچی شده؟»

16:43.416 --> 16:45.416
‫و گفت:
‫«آره. آره شده.»

16:46.041 --> 16:47.041
‫«روزی که تو به‌ دنیا اومدی قیچی شد.»

16:50.125 --> 16:51.291
‫«روزی که تو به‌ دنیا اومدی قیچی شد.»

16:55.041 --> 16:58.833
‫قیچی رو نگه داشته بود
‫و منم این پرنده تو دستم بود.

17:00.000 --> 17:04.083
‫توی دستم بغ‌بغ می‌کرد،
‫و مثل خرخر گربه بود.

17:04.166 --> 17:06.000
‫و بهم اعتماد کرد.

17:07.083 --> 17:09.875
‫یه احساسی بهم دست داد،
‫و آزادش کردم.

17:13.375 --> 17:14.708
‫بعد مامانم منو زد.

17:18.666 --> 17:20.000
‫رفتارش تغییر کرد.

17:22.291 --> 17:26.583
‫مشروب خوردن، داد زدن، کتک زدن،
‫یه چیز متفاوت‌تر،

17:26.666 --> 17:31.125
‫گاهی غیرمستقیم عصبانیتش رو خالی می‌کرد،
‫ولی پیام پشت کاراش واضح و مستقیم بود.

17:33.541 --> 17:35.041
‫من زندگی‌ـش رو نابود کرده بودم.

17:37.791 --> 17:38.833
‫ولی پا کوچولو؟

17:40.833 --> 17:43.708
‫می‌دونی، اون بچه زندگی منو نجات داد.

17:46.500 --> 17:48.916
‫چون انجامش دادم.
‫کاری که می‌گفتم می‌کنم رو انجام دادم.

17:49.000 --> 17:52.166
‫۱۶سالگی فرار کردم.
‫می‌خواستم بازیگر شم.

17:52.250 --> 17:55.541
‫می‌خواستم ستاره باشم.
‫سفر کردم، زندگی کردم.

17:55.625 --> 17:58.500
‫و وقتی که به خودم اومدم
‫و اثر داروها پریده بود

17:58.583 --> 18:01.083
‫به خودم نگاه کردم و
‫دیدم با مادرم ازدواج کردم.

18:02.416 --> 18:04.708
‫اولش همه‌ش گیر می‌داد،
‫بعد بدجنس شد.

18:05.375 --> 18:06.791
‫و همیشهٔ خدا مست بود.

18:06.875 --> 18:10.166
‫منو می‌زد.
‫و با اون وضعیت آشنایی داشتم. می‌شناختمش.

18:11.083 --> 18:12.666
‫پیشش می‌موندم.

18:13.541 --> 18:15.833
‫توی اون خونه می‌مردم.

18:18.500 --> 18:21.625
‫ولی یه روز به خودم اومد
‫و احساس متفاوتی داشتم، احساس مریضی.

18:23.750 --> 18:25.083
‫واسه همین آزمایش دادم.

18:26.291 --> 18:31.083
‫و اون علامت بارداری مثبت رو دیدم،
‫همین‌جوری بهش زل زدم،‌ زل زدم و زل زدم.

18:32.500 --> 18:36.208
‫چمدونم رو بستم و هیچ وقت
‫پشت سرم رو نگاه نکردم.

18:38.458 --> 18:40.000
‫منو نجات داد.

18:40.750 --> 18:42.291
‫و الان هیچ اثری ازش نیست.

18:43.916 --> 18:45.625
‫چطور ممکنه آخه؟

18:46.250 --> 18:47.791
‫چطور ممکنه؟

18:50.750 --> 18:52.291
‫من یه...

18:55.166 --> 18:56.166
‫خوابی می‌بینم.

18:58.041 --> 19:01.041
‫یه خواب تکراری،
‫که از وقتی زندان بودم می‌دیدم.

19:02.625 --> 19:04.625
‫وسط خلیج روی آب شناورم.

19:04.708 --> 19:07.791
‫وسط آب خاکستری رنگ.

19:07.875 --> 19:09.041
‫آب دم صبح.

19:09.125 --> 19:12.666
‫آسمون دم طلوع خورشید روشن می‌شه.

19:13.458 --> 19:16.916
‫و دلم می‌خواد دماغهٔ قایق رو هدایت کنم

19:18.291 --> 19:21.916
‫وزش باد یا پارویی پیدا کنم،
‫اصلا با دست پارو بزنم اگه لازمه باشه

19:22.000 --> 19:24.208
‫که به ساحل متفاوتی برسم.

19:25.083 --> 19:26.208
‫که یه زندگی جدیدی شروع کنم.

19:27.958 --> 19:29.708
‫اون خواب همیشه با طلوع آفتاب تموم می‌شه.

19:30.791 --> 19:32.041
‫همیشه.

19:32.541 --> 19:34.666
‫هیچ‌وقت بیشتر از اون طلوع رو نمی‌بینم.

19:37.041 --> 19:39.666
‫اون بخش رو خیلی واضح می‌تونم ببینم و بفهمم،
‫اون بخش...

19:41.791 --> 19:45.875
‫اون بخشش واقعیه، ولی بقیه‌ش؟ اینکه
‫چه زندگی‌ای قراره بعدش داشته باشم؟

19:45.958 --> 19:47.291
‫اینو نمی‌تونم ببینم و متوجه بشم.

19:49.000 --> 19:50.333
‫و هر چی بیشتر اون خواب رو می‌بینم

19:50.416 --> 19:53.750
‫بیشتر می‌دونم که قسمت من نیست.

19:56.750 --> 19:58.416
‫نمی‌تونم از این جزیره برم بیرون.

19:59.916 --> 20:01.083
‫می‌دونم.

20:01.791 --> 20:04.708
‫آخرش مهم نیست چه امیدی به خودم می‌دم...

20:06.416 --> 20:08.666
‫یا چی به مامان یا بابام می‌گم.

20:10.625 --> 20:11.708
‫می‌دونم.

20:13.291 --> 20:14.458
‫ولی تو...

20:17.500 --> 20:18.625
‫تو هر کاری بخوای می‌تونی بکنی.

20:20.625 --> 20:22.083
‫همیشه می‌تونستی هر کاری بکنی.

20:24.458 --> 20:25.541
‫با من دعا می‌کنی؟

20:32.666 --> 20:33.666
‫آره.

20:35.666 --> 20:36.791
‫لطفا، خدایا.

20:40.250 --> 20:41.708
‫کمکم کن که درک کنم.

20:47.458 --> 20:48.541
‫رحم کن.

20:50.583 --> 20:53.125
‫لطفاً‌ ما رو مورد ترحمـت قرار بده.

20:54.375 --> 20:58.041
‫غم و اندوه ما فراتر از تحمله، خیلیه.

21:01.000 --> 21:02.000
‫رحم کن.

21:07.958 --> 21:10.458
‫ای پدر که در آسمانی...

21:10.541 --> 21:12.125
‫نامت مقدس باد.

21:12.208 --> 21:16.916
‫قلمروت بیاید، و اراده‌ت همچون در آسمان،
‫در زمین هم حکم‌فرما شود.

21:17.458 --> 21:20.184
‫امروز روزی ما را به ما عطا کن،
‫و از خطاهای ما چشم‌پوشی کن

21:20.208 --> 21:22.541
‫همانطور که ما بر خطاهای
‫دیگران چشم پوشی می‌کنیم.

21:22.625 --> 21:25.500
‫و مگذار که وسوسه شویم...

21:36.791 --> 21:38.625
‫و ما را از شر شیطان محفوظ بفرما.
‫آمین.

21:40.208 --> 21:43.958
‫درود بر تو ای مریم، ای سرشار از فضل،
‫پروردگارت نگه‌دارت، خوشا به سعادتت...

22:54.583 --> 22:55.625
‫خوشا به سعادتت.

22:56.791 --> 22:59.208
‫مبارک باد ثمرهٔ رحمت، مسیح.

23:03.125 --> 23:04.708
‫مریم مقدس، ای مادر خداوند،

23:06.583 --> 23:08.000
‫اکنون برای ما گنه‌کاران دعا کن...

23:08.083 --> 23:10.916
‫و در ساعات مرگ ما.
‫آمین.

23:17.291 --> 23:18.416
‫لعنتی. لعنتی.

23:19.083 --> 23:21.166
‫یالا. یالا. یالا.

23:22.125 --> 23:23.125
‫سلام جو.

23:24.166 --> 23:26.083
‫کلانتر. حالت چطوره امروز؟

23:26.166 --> 23:27.166
‫خوبم.

23:27.875 --> 23:29.041
‫ولی هنوز اول روزه.

23:30.500 --> 23:32.083
‫شبم قراره چطور باشه جو؟

23:32.750 --> 23:34.791
‫خب...لامصب من از کجا بدونم؟

23:37.041 --> 23:38.041
‫خوبی تو؟

23:38.083 --> 23:39.666
‫دارم روش کار می‌کنم مرد.

23:40.666 --> 23:43.000
‫روش کار می‌کنم.

23:45.958 --> 23:48.166
‫کون لقت.

24:13.166 --> 24:14.833
‫از امروز و تا ابد همراه من باش

24:16.500 --> 24:17.791
‫مرا محافظت و آگاه کن

24:19.291 --> 24:20.541
‫به من دستور ده و مرا هدایت کن.

24:21.375 --> 24:24.666
‫فرشتهٔ خدا، نگهبان عزیزم

24:25.250 --> 24:27.833
‫ای که خداوند از سر لطف
‫تو را مراقب من گذاشته.

24:28.625 --> 24:30.416
‫از امروز و تا ابد همراهم باش

24:31.750 --> 24:33.666
‫مرا محافظت و آگاه کن.
‫به من دستور ده و مرا هدایت کن.

24:34.250 --> 24:35.833
‫فرشتهٔ خدا، نگهبان عزیزم

24:36.791 --> 24:38.541
‫ای که خداوند از سر لطف
‫تو را مراقب من گذاشته.

24:39.208 --> 24:42.333
‫از امروز و تا ابد همراهم باش. مرا محافظت
‫و آگاه کن. به من دستور ده و مرا هدایت کن.

24:43.333 --> 24:45.166
‫فرشتهٔ خدا، نگهبان عزیزم

24:46.625 --> 24:48.750
‫ای که خداوند از سر لطف
‫تو را مراقب من گذاشته.

24:48.833 --> 24:51.791
‫از امروز و تا ابد همراهم باش. مرا محافظت
‫و آگاه کن. به من دستور ده و مرا هدایت کن.

24:53.208 --> 24:54.708
‫فرشتهٔ خدا، نگهبان عزیزم...

24:56.541 --> 24:57.458
‫پدر پائول.

24:57.541 --> 25:01.583
‫سلام. ببخشید که این وقت شب مزاحم شدم.
‫امروز یه‌مقدار مریض و کل روز توی تخت بودم.

25:01.666 --> 25:06.708
‫ولی الان دوباره خوبم و پیش خودم گفتم
‫که به مادرت مراسم عشای ربانی‌ش رو بدهکارم.

25:16.291 --> 25:17.291
‫جان؟

25:22.583 --> 25:24.875
‫سارا گذاشت بیام داخل.
‫گفت که..

25:28.041 --> 25:29.541
‫که حالت بهتره.

25:30.416 --> 25:31.416
‫چطور؟

25:32.958 --> 25:34.250
‫چطور؟

25:34.333 --> 25:37.208
‫«خب، صادقانه بگم اگر ایمان داشته باشی
‫و هرگز شک به دلت راه ندی

25:37.291 --> 25:40.916
‫حتی اگه به کوه بگی از جا برخیز

25:41.000 --> 25:44.458
‫و خود را به دریا بینداز، همین‌طور خواهد شد.»

25:45.666 --> 25:47.416
‫با خدا همه‌چیز ممکنه.

26:03.833 --> 26:05.666
‫فکر کردم فقط خواب بوده.

26:08.250 --> 26:11.375
‫وقتی تو رو بر بالینم دیدم.

26:13.791 --> 26:15.250
‫خیلی جوونی.

26:19.250 --> 26:20.958
‫شاید هم خواب باشه.

26:22.750 --> 26:24.958
‫ولی اگه هست،
‫همه‌مون داریم این خواب رو می‌بینم.

26:26.583 --> 26:27.583
‫همه‌مون.

26:30.000 --> 26:33.458
‫خیلی حرف دارم باهات!

26:37.125 --> 26:38.125
‫ولی...

26:39.041 --> 26:43.375
‫ولی اول...عشای ربانی‌ـت.

26:44.625 --> 26:45.791
‫شرابت.

26:48.500 --> 26:52.958
‫به اسم پدر، پسر و روح‌القدوس.

26:58.375 --> 26:59.375
‫آمین.

27:02.958 --> 27:05.541
‫تو این فکرم که لابد خیال می‌کنی من احمقم.

27:06.916 --> 27:07.916
‫نه.

27:08.750 --> 27:10.125
‫کل روز رو باهام دعا کردی

27:11.250 --> 27:13.416
‫و واسه این کارت دوسِت دارم.

27:14.208 --> 27:15.375
‫ولی تو بهش...

27:16.916 --> 27:19.416
‫بهش باور نداری.
‫به هیچی‌ـش.

27:20.416 --> 27:21.416
‫درکش می‌کنم.

27:23.208 --> 27:25.833
‫می‌کنم.
‫جاذبه‌ش و آرامشش رو.

27:27.416 --> 27:29.083
‫پشت هر اتفاقی دلیلی هست.

27:29.166 --> 27:31.708
‫هر چیزی خیری توش هست.
‫یه برنامه‌‌ای هست. یه...

27:36.375 --> 27:37.625
‫نمی‌دونم.

27:39.916 --> 27:44.208
‫فکر کنم من فقط لحظه‌ای رو گذروندم

27:44.791 --> 27:46.833
‫که با وجود داشتن یه خدای مهربون مغایرت داره.

27:48.625 --> 27:49.750
‫خب نظرت چیه؟

27:50.375 --> 27:53.250
‫- به‌نظرت متوهمم؟
‫- نه.

27:55.666 --> 27:57.916
‫- فکر می‌کنی ساده‌لوحم.
‫- نه.

27:59.333 --> 28:00.583
‫نه، فکر می‌کنم...

28:02.916 --> 28:04.416
‫فکر می‌کنم همه‌مون...

28:06.583 --> 28:09.708
‫خیلی دلمون می‌خواد
‫که دلیلی واسه اتفاقات باشه.

28:11.000 --> 28:14.958
‫واسه همه‌ چیز. و یه‌کم عدالت
‫و آسودگی واسه بعد از مرگمون.

28:15.041 --> 28:18.416
‫آره، دین و مذهب هم از همین نشأت می‌گیره.
‫سوال اصلی همینه.

28:19.708 --> 28:20.916
‫هست.

28:22.500 --> 28:24.041
‫وقتی می‌میریم چی می‌شه؟

28:24.125 --> 28:25.791
‫چه بگایی‌ای می‌شه؟

28:25.875 --> 28:27.166
‫خب نظر تو چیه؟

28:28.625 --> 28:30.458
‫وقتی بمیریم چی می‌شه رایلی؟

28:32.500 --> 28:33.708
‫نمی‌دونم.

28:34.708 --> 28:37.541
‫و به هر کسی که بگه می‌دونم
‫اعتمادی ندارم، ولی...

28:41.208 --> 28:43.166
‫می‌تونم از جانب خودم صحبت کنم فکر کنم.

28:44.083 --> 28:45.375
‫پس از منظر خودت بگو.

28:46.375 --> 28:48.333
‫وقتی تو بمیری چی می‌شه؟

28:55.166 --> 28:56.291
‫وقتی من بمیرم...

28:59.666 --> 29:02.000
‫بدنم دیگه از کار میفته.

29:03.375 --> 29:06.125
‫خاموش می‌شه،
‫یهویی، یا به مرور

29:06.208 --> 29:09.041
‫نفسم قطع می‌شه،
‫قلبم از ضربان میفته.

29:10.333 --> 29:11.458
‫یه مرگ بالینی.

29:12.666 --> 29:16.708
‫و یه‌کم بعد، مثلا پنج دقیقه اینا...

29:18.875 --> 29:20.291
‫سلول‌های مغزیم شروع به مردن می‌کنن.

29:24.791 --> 29:28.541
‫ولی در این حال،
‫تو اون دوره

29:30.958 --> 29:33.958
‫شاید مغزم کلی دی‌متیل‌تریپتامین ترشح کنه.

29:34.458 --> 29:37.583
‫یه مادهٔ توهم‌زاست که
‫موقع خواب دیدن ترشح می‌شه، پس...

29:39.416 --> 29:40.416
‫خواب می‌بینم.

29:42.125 --> 29:46.166
‫بیشتر و طولانی‌تر از هر باری که خواب دیدم
‫خواب می‌بینم

29:46.250 --> 29:50.291
‫چون این دیگه همشه. ته ماندهٔ هر چی
‫دی‌متیل‌تریپتامین که هست، همه‌ش با هم.

29:50.375 --> 29:52.750
‫و نورون‌هام می‌سوزن

29:52.833 --> 29:56.583
‫و از هر نوع و رنگی
‫خاطره و تخیل می‌بینم.

29:56.666 --> 29:59.708
‫و داره بهم خوش می‌گذره.

30:00.250 --> 30:05.083
‫یعنی بدجوری دارم حال می‌کنم،
‫چون ذهنم داره بین خاطراتم می‌گرده.

30:05.166 --> 30:09.333
‫خاطرات کوتاه و بلند مدت،
‫و بعد خواب با خاطره‌هام قاطی می‌شه و خب...

30:12.250 --> 30:13.458
‫پردهٔ آخره.

30:15.708 --> 30:18.250
‫رؤیا و خوابی برای پایان دادن
‫به همهٔ خواب‌ها و رؤیاها.

30:18.333 --> 30:24.208
‫آخرین رویای بزرگ در حینی که
‫مغزم آخرین نفس‌هاش رو می‌کشه و بعد..

30:29.583 --> 30:30.583
‫تموم می‌شم.

30:33.666 --> 30:38.708
‫مغزم دیگه فعالیت نمی‌کنه
‫و هیچی از من باقی نمونده.

30:40.958 --> 30:41.958
‫هیچ دردی.

30:44.416 --> 30:47.958
‫هیچ خاطره‌ای، هیچ آگاهی‌ از اینکه
‫یه زمانی زندگی کردم، نه...

30:51.083 --> 30:52.333
‫خاطره‌ای از اینکه کسی رو اذیت کردم،

30:59.791 --> 31:01.511
‫کسی رو کشتم.

31:05.041 --> 31:08.500
‫همه‌چیز درست مثل

31:09.666 --> 31:10.750
‫وقتی که من نبودم می‌شه.

31:13.416 --> 31:17.333
‫و مغزم از جریان الکتریکی خالی می‌شه
‫تا اینکه صرفا دیگه یه بافت مرده‌ست.

31:19.041 --> 31:20.041
‫یه تیکه گوشت.

31:21.750 --> 31:22.833
‫نسیان.

31:27.125 --> 31:29.833
‫و بقیهٔ چیزای دیگه‌ای که منو می‌سازن
‫اونا...

31:31.333 --> 31:34.708
‫میکروب‌ها، باکتری‌ها و
‫میلیون‌ها چیز کوچیک دیگه

31:34.791 --> 31:39.083
‫که روی مژه‌ها، موهام، توی دهنم و پوستم

31:39.166 --> 31:41.458
‫و توی شکمم و بقیهٔ جاها زندگی می‌کنن
‫اونا دیگه..

31:43.208 --> 31:44.208
‫به زندگی ادامه می‌دن.

31:46.333 --> 31:47.333
‫و به تغذیه ادامه می‌دن.

31:49.041 --> 31:50.041
‫و...

31:53.166 --> 31:55.166
‫و من به یه دردی می‌خورم.

31:58.208 --> 31:59.500
‫غذای زندگی می‌شم.

32:02.708 --> 32:03.833
‫و متلاشی می‌شم

32:03.916 --> 32:07.833
‫و تیکه‌های من دوباره بازیافت می‌شن

32:07.916 --> 32:09.916
‫و من میلیون‌ها جای دیگه هستم.

32:10.000 --> 32:14.416
‫و اتم‌هام توی گیاهان، حشرات
‫و حیوانات هستن

32:14.500 --> 32:17.083
‫و من مثل ستاره‌های آسمونم.

32:19.833 --> 32:23.791
‫لحظه‌ای زندگی کردم،
‫و بعد توی جهان هستی پراکنده می‌شم

32:37.125 --> 32:38.125
‫نوبت توئه.

32:39.083 --> 32:42.000
‫وقتی تو بمیری چی می‌شه؟

32:45.000 --> 32:46.083
‫از منظر خودم؟

32:47.541 --> 32:48.750
‫از منظر خودت.

32:53.500 --> 32:54.500
‫نه.

32:56.416 --> 32:57.500
‫خودم نه.

32:59.791 --> 33:01.416
‫اونی که امروز مرده من نیستم.

33:07.041 --> 33:08.375
‫اصلا به‌هوش نبود.

33:10.458 --> 33:13.000
‫وقتی وارد بدن کوچولش شد...

33:14.500 --> 33:16.750
‫به این بدنِ تازه شکل‌گرفته‌ش،
‫خوابیده بود.

33:17.458 --> 33:19.250
‫پس هر چی که می‌دونسته خواب و رویا بوده.

33:22.041 --> 33:25.208
‫فقط رویا دیده.
‫حتی اسم هم نداشت.

33:27.125 --> 33:28.375
‫و بعدش توی خوابش

33:29.791 --> 33:32.833
‫اون روح بی‌نقص و کوچولوش
‫عروج کرد.

33:34.625 --> 33:37.958
‫چون خدا اونو نفرستاده بود
‫که توی زندگی روی زمین زجر بکشه. نه.

33:39.166 --> 33:40.208
‫این یکی؟

33:42.041 --> 33:43.541
‫این روح خاص و کوچولو...

33:45.458 --> 33:47.791
‫خدا فقط اونو فرستاده اینجا که بخوابه.

33:50.916 --> 33:53.750
‫یه چُرت کوچولو.
‫یه رؤیای مختصر.

33:55.666 --> 33:57.833
‫و بعد برش گردوند.
‫می‌خواست برگرده.

33:59.333 --> 34:00.500
‫و اون هم برگشت.

34:01.125 --> 34:04.916
‫همون‌طور که آروم اومده بود پایین،
‫دوباره از زمین بلند شد و رفت.

34:06.250 --> 34:08.208
‫از همهٔ روح‌های داخل جو زمین

34:08.291 --> 34:12.041
‫و از همهٔ ستاره‌های آسمون گذشت
‫و تبدیل به نوری بسیار درخشان شد.

34:15.500 --> 34:17.208
‫و بعد برای اولین بار...

34:19.416 --> 34:20.875
‫کم‌کم بیدار می‌شه.

34:26.416 --> 34:28.958
‫پوشیده از حس عشقه.

34:29.625 --> 34:33.083
‫عشق خالص و بی‌نظیر.
‫معلومه که اینجوریه.

34:33.166 --> 34:34.375
‫اون خالصه.

34:36.708 --> 34:38.000
‫هیچ گناهی نکرده.

34:38.708 --> 34:41.583
‫آزارش به هیچ موجود زنده‌ای نرسیده،
‫حتی به مورچه.

34:42.375 --> 34:45.875
‫تنها نیست.
‫به خونه برگشته.

34:47.416 --> 34:49.166
‫اونجا کسایی هستن،
‫خودش خبر نداره

34:49.250 --> 34:50.583
‫ولی اونا خونواده‌ش هستن.

34:51.250 --> 34:56.250
‫پدربزرگ و پدرِ پدربزرگش،
‫و بهش عشق می‌ورزن، روش اسم می‌ذارن.

34:57.916 --> 35:00.500
‫و بعد وقتی خدا میاد و سرش رو می‌بوسه

35:00.583 --> 35:03.541
‫به محض اینکه اسمش رو بگه،
‫بزرگ می‌شه.

35:04.375 --> 35:05.416
‫تو یه چشم به هم زدن.

35:10.541 --> 35:11.625
‫و بی‌نقصه.

35:14.916 --> 35:18.000
‫بدنش مثل بهترین حالتش روی زمین می‌شه.

35:18.583 --> 35:22.291
‫توی بهترین سنش. توی اوج خودش.

35:25.583 --> 35:27.791
‫و بهش دربارهٔ مامانش روی زمین می‌گن

35:27.875 --> 35:29.500
‫و اینکه زود میرم پیشش.

35:32.625 --> 35:37.125
‫و خوشحاله.
‫و تا ابد چیزی جز لذت و شادی حس نمی‌کنه.

35:39.583 --> 35:40.708
‫و دوسش دارن.

35:41.875 --> 35:43.375
‫و تنها نیست.

35:48.041 --> 35:50.250
‫و وقتی می‌گیم «بهشت»،
‫منظورمون همچین چیزیه.

35:51.208 --> 35:56.500
‫خبری از هیچ عمارت، یا رودهایی از الماس
‫یا ابرهای پنبه‌ای و بال فرشته‌ها نیست.

35:57.750 --> 35:58.958
‫اونجا دوست دارن.

36:00.333 --> 36:01.541
‫و تنها نیستی.

36:08.208 --> 36:09.333
‫این خداست.

36:10.958 --> 36:12.375
‫این بهشته.

36:14.000 --> 36:16.541
‫واسه همین همهٔ این رنج‌ها رو روی این...

36:19.125 --> 36:21.875
‫سنگ بزرگ، آبی و غمگین تحمل می‌کنیم.

36:26.416 --> 36:27.916
‫به‌زودی میرم اونجا.

36:31.666 --> 36:33.166
‫و پدرم رو می‌بینم.

36:35.208 --> 36:36.583
‫مادربزرگم رو.

36:37.708 --> 36:42.500
‫دختر کوچولوم رو می‌بینم،
‫و خوشحال و در امان می‌مونه.

36:45.291 --> 36:48.416
‫و من از دیدنش خیلی خوشحال می‌شم.

36:57.791 --> 36:59.166
‫واقعا امیدوارم درست بگی.

37:14.208 --> 37:16.875
‫فرشتهٔ خدا، نگهبان عزیزم، ای که خداوند
‫از سر لطف تو را مراقب من گذاشته.

37:16.958 --> 37:20.458
‫از امروز و تا ابد همراهم باش. مرا محافظت
‫و آگاه کن. به من دستور ده و مرا هدایت کن.

37:20.541 --> 37:23.291
‫فرشتهٔ خدا، نگهبان عزیزم، ای که خداوند
‫از سر لطف تو را مراقب من گذاشته.

37:23.375 --> 37:26.125
‫از امروز و تا ابد همراهم باش. مرا محافظت
‫و آگاه کن. به من دستور ده و مرا هدایت کن.

37:55.000 --> 37:56.500
‫کجایی؟

38:04.833 --> 38:06.875
‫چرا نمیای؟

38:09.458 --> 38:11.666
‫فرشتهٔ خدا، نگهبان عزیزم، ای که خداوند
‫از سر لطف تو را...

38:35.958 --> 38:36.958
‫پدر؟

38:41.875 --> 38:43.875
‫ببخشید که مزاحم‌تون شدم.

38:44.625 --> 38:45.625
‫ببخشید.

38:46.416 --> 38:47.708
‫سلام جو.

38:48.333 --> 38:52.375
‫- سلام.
‫- من فقط... چیزه...روز سختی داشتم.

38:53.416 --> 38:55.541
‫ولی خوب پیش رفتم.
‫مشروب نخوردم.

38:55.625 --> 38:56.875
‫آره، عالیه.

38:56.958 --> 39:00.125
‫ولی خیلی سخته.
‫می‌دونی؟ و خب گفتی بیام اینجا

39:01.083 --> 39:02.375
‫اگه یه وقت حس کردم...

39:03.333 --> 39:07.083
‫اگه فشارش بیش از حد شد.
‫ولی خب...انگار سرت شلوغه.

39:07.166 --> 39:09.708
‫نه، اصلا.
‫بیا. بیا داخل و بشین.

39:13.291 --> 39:16.333
‫منم همچین شرایطی داشتم.
‫باور کن.

39:19.958 --> 39:22.250
‫- خوبی پدر؟
‫- چیزه..

39:23.166 --> 39:24.791
‫راستش رو بخوای، من...

39:26.958 --> 39:30.958
‫امروز خیلی تو حال خودم نیستم،
‫و یه‌کم احساس سردرگمی دارم.

39:39.750 --> 39:41.000
‫خب، این عجیبه، مگه نه؟

39:47.833 --> 39:49.166
‫ممکنه پسرش باشی.

39:50.291 --> 39:52.375
‫می‌دونی، وقتی بچه بودم یه شایعه‌ای بود

39:52.458 --> 39:55.833
‫که اون پیرمرد خیلی هم پرهیزکار
‫و مجرد نبوده.

39:55.916 --> 39:57.833
‫یعنی، کی می‌تونه سرزنشش کنه؟

39:57.916 --> 40:00.708
‫یعنی خب، من کی باشم که
‫واسه کارهای نابه‌هنجارش قضاوتش کنم؟

40:00.791 --> 40:01.958
‫آخه من؟
‫لامصب!

40:03.666 --> 40:05.750
‫به من مربوط نیست، واقعا.

40:07.166 --> 40:08.875
‫یه جورایی شعار و خط مشی‌ کل زندگیم بوده.

40:10.916 --> 40:12.125
‫من...چیزه...

40:13.125 --> 40:14.916
‫فردا می‌بینمت توی...

40:16.875 --> 40:19.625
‫- توی کلیسا.
‫- ببین، وایسا، وایسا جو.

40:26.541 --> 40:28.833
‫بهت افتخار می‌کنم جو.

40:29.416 --> 40:30.416
‫ممنون پدر.

40:30.458 --> 40:35.583
‫ببخشید. انتظار اومدن کسی رو نداشتم
‫ولی بهت افتخار می‌کنم

40:35.666 --> 40:38.541
‫و خوشحالم که امروز تونستی مقاومت کنی.

40:40.416 --> 40:42.000
‫چون با اون فشار و وسوسه آشنایی دارم.

40:43.458 --> 40:44.875
‫اون عطش و..

40:47.000 --> 40:49.500
‫می‌دونم چقدر سخته که جلوش مقاومت کنی.

40:50.750 --> 40:53.125
‫واسه همین بهت افتخار می‌کنم.
‫خدا بهت افتخار می‌کنه.

40:54.750 --> 40:55.833
‫ممنون.

41:01.750 --> 41:03.625
‫خدا حفظت کنه.

41:05.166 --> 41:07.125
‫دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدنه، درسته؟

41:08.416 --> 41:09.416
‫خیلی‌خب.

41:10.500 --> 41:12.851
‫- خدا حفظت کنه.
‫- ممنون. من دیگه...

41:12.875 --> 41:15.916
‫من دیگه...می‌خوام...برم.

41:18.541 --> 41:21.000
‫می‌خوام برم، خب؟

41:21.083 --> 41:23.833
‫- من دیگه...می‌خوام برم، خب؟
‫- خدا حفظت کنه.

41:23.916 --> 41:25.666
‫چت شده تو؟

41:27.666 --> 41:31.666
‫چه مرگته مرتیکه؟
‫تمومش کن!

41:35.833 --> 41:37.916
‫خیلی شرمنده‌م. خیلی عذر میخوام.

41:38.000 --> 41:40.041
‫خیلی شرمنده‌م.

41:40.791 --> 41:41.791
‫تو...

41:42.750 --> 41:43.875
‫خوبی؟

41:44.791 --> 41:45.791
‫چی شد؟

41:47.125 --> 41:49.625
‫حات خوبه؟
‫خوبی؟

42:06.458 --> 42:07.583
‫چی؟

42:57.833 --> 43:00.208
‫- سلام.
‫- سلام.

43:06.375 --> 43:08.083
‫دوباره همون خواب رو دیدم دیشب.

43:09.500 --> 43:12.500
‫- همون که روی آب بودی؟
‫- آره، خودشه.

43:13.875 --> 43:17.458
‫این بار همه‌چیش فرق داشت.
‫می‌دونی گاهی اینجوری می‌شه؟

43:18.125 --> 43:19.833
‫من هیچ‌وقت خواب‌هام یادم نمیمونه.

43:21.458 --> 43:22.625
‫چی فرق داشت؟

43:22.708 --> 43:23.708
‫روی آب بودم

43:25.041 --> 43:26.125
‫مثل همیشه...

43:28.166 --> 43:30.000
‫منتظر خورشید بودم.
‫ولی این بار...

43:38.541 --> 43:39.750
‫تو هم اونجا بودی.

43:42.041 --> 43:43.500
‫به‌نظرت یعنی چی؟

43:50.916 --> 43:52.208
‫باید برم.

43:55.500 --> 43:57.083
‫مگه اینکه بخوای باهات بیام؟

43:58.500 --> 44:00.375
‫- هوم؟
‫- کلیسا رو می‌‌گم.

44:02.000 --> 44:03.000
‫آها.

44:04.666 --> 44:06.583
‫فکر نکنم برم کلیسا.

44:08.250 --> 44:10.291
‫می‌خوام برم شهر.

44:12.083 --> 44:15.291
‫می‌دونی، نه اینکه بخوام برم
‫نظر یه دکتر دیگه‌ای رو هم بدونم، ولی...

44:18.423 --> 44:19.757
‫میرم پیش یه دکتر دیگه.

44:20.625 --> 44:21.958
‫حتما.

44:22.041 --> 44:25.000
‫اگه یه ماه از خونه بیرون نمی‌رفتی هم
‫چیزی نمی‌گفتم.

44:25.083 --> 44:26.083
‫کسی نمی‌گفت.

44:29.041 --> 44:30.583
‫می‌تونی برگردی البته.

44:31.958 --> 44:32.958
‫بعدا.

44:34.708 --> 44:35.791
‫شاید امشب.

44:37.208 --> 44:40.208
‫می‌تونی امشب برگردی، شاید.

44:43.333 --> 44:44.541
‫می‌تونم بیام.

44:46.375 --> 44:47.375
‫باشه.

45:14.000 --> 45:16.833
‫- من عشاء ربانی‌ای چیزی نمی‌خورم.
‫می‌دونم.

45:18.208 --> 45:19.208
‫اصلا نمی‌تونی.

45:20.791 --> 45:23.166
‫بهت اجازه نمی‌دن،
‫چون مسیحی نیستی.

45:23.250 --> 45:25.500
‫- بابا، بی‌خیال، دیگه این بحث رو تمومش کردیم.
‫- می‌دونم.

45:25.583 --> 45:27.041
‫- گفتی می‌تونم...
‫- می‌دونم.

45:32.916 --> 45:33.916
‫ببین.

45:35.291 --> 45:36.916
‫متوجه‌م که کنجکاوی.

45:38.833 --> 45:42.833
‫به پسرم نمی‌گم که دنبال خدا نگرده.

45:44.833 --> 45:46.041
‫ولی پسرم...

45:46.916 --> 45:47.916
‫علی.

45:49.708 --> 45:51.041
‫ما همین الانشم خدا رو داریم.

45:52.583 --> 45:53.875
‫خب، ممنونم بابا.

45:53.958 --> 45:58.333
‫می‌دونم برات راحت نیست،
‫پس...ممنونم.

46:42.916 --> 46:44.625
‫دیشب نیومدی خونه.

47:11.208 --> 47:12.208
‫پدر!

47:14.041 --> 47:16.041
‫پدر! همه منتظرتیم.

47:28.833 --> 47:31.083
‫پدر،
‫تقریباً نیم‌ساعته که دیر کردی...

47:47.833 --> 47:48.833
‫خیلی‌خب.

47:51.833 --> 47:52.833
‫خیلی‌خب.

48:08.458 --> 48:12.125
‫نمی‌دونم چرا...نمی‌دونم چرا...
‫نمی‌دونم چرا...

48:12.208 --> 48:15.958
‫هیس. لازم نیست یه کلمه هم بگی.
‫اونم تو، اونم به من.

48:16.833 --> 48:17.916
‫ما باید...

48:23.666 --> 48:24.833
‫باید...

48:28.666 --> 48:29.958
‫تمیزت کنیم.

48:31.083 --> 48:32.583
‫ببریمت کلیسا.

48:37.166 --> 48:38.166
‫باشه.

48:40.041 --> 48:42.333
‫مسئله اینه.

48:46.458 --> 48:47.541
‫باشه.

48:48.625 --> 48:50.250
‫خدایا، خدایا، خدایا.
‫باشه.

48:52.208 --> 48:54.500
‫قراره اینجا بمونی.
‫تو...

48:55.791 --> 48:57.583
‫قراره همینجا بمونی.

48:59.958 --> 49:01.625
‫این کارو می‌کنیم.

49:06.541 --> 49:08.583
‫حالش خوبه.
‫همه‌چیز مرتبه.

49:25.541 --> 49:27.708
‫عذر می‌خوام.
‫عذر می‌خوام.

49:28.375 --> 49:29.625
‫صبح به‌خیر.

49:29.708 --> 49:31.583
‫بذارید بهتون بگم که
‫خیلی باعث دلگرمیه

49:31.666 --> 49:34.833
‫که ببینیم هر روز به لطف خدا
‫این کلیسا این‌قدر شلوغه.

49:35.500 --> 49:39.375
‫البته متأسفانه امروز صبح،
‫باید که...

49:42.541 --> 49:44.291
‫فکر کنم باید مراسم رو لغو کنیم.

49:45.375 --> 49:48.500
‫پدر پائول داره از دل‌درد به خودش می‌پیچه.

49:49.125 --> 49:50.375
‫بیچاره.

49:50.458 --> 49:54.375
‫مجبور شدم بنده خدا رو به‌زور
‫بذارم تو تخت بمونه.

49:54.458 --> 49:57.125
‫خیلی مصمم بود که بیاد اینجا.

49:57.208 --> 49:59.625
‫به‌زودی دوباره سر پا و خوب می‌شه.

49:59.708 --> 50:03.250
‫ولی امروز صبح حداقل، شاید بهتره که...

50:04.250 --> 50:06.791
‫دالی اسکاربروگ عزیزمون

50:08.125 --> 50:09.208
‫بیا اینجا دالی.

50:10.291 --> 50:11.541
‫بیا بالا.

50:11.625 --> 50:16.208
‫شاید دالی بتونه امروز یه‌کم واسه‌مون
‫آواز، دعا و کتاب مقدس بخونه.

50:16.791 --> 50:20.625
‫و هنوزم می‌تونیم جشن بگیریم،
‫مثل مسیحیان قدیمی

50:20.708 --> 50:24.666
‫که خیلی قبل‌تر از اینکه کشیش‌هایی
‫برای هدایت‌شون باشه، خدا رو تسبیح می‌گفتن

50:24.750 --> 50:28.500
‫- با سرود شمارهٔ ۴۷۳ شروع کنیم.
‫- البته.

50:28.583 --> 50:31.750
‫«دور هم جمع می‌شویم»
‫دالی، می‌شه شروع کنی؟

50:37.208 --> 50:38.250
‫ببخشید.

50:39.416 --> 50:46.208
‫♪ ما دور هم جمع می‌شویم ♪
‫♪ که از خدا طلب رحمت کنیم... ♪

50:46.291 --> 50:49.000
‫بذارش داخل موکت،
‫بندازش توی وانت

50:49.083 --> 50:51.250
‫ببرش به یکی از خونه‌خالی‌های ساحل غربی.

50:51.333 --> 50:53.416
‫همین الان که
‫بیشتر جزیره توی کلیسان انجامش بدین.

50:53.500 --> 50:57.958
‫و بعد امشب،‌ آخر وقت یه لنگر بهش ببندید
‫و بندازینش هشت کیلومتر اون‌طرف‌تر داخل آب.

51:01.041 --> 51:02.958
‫ولی، من...ما...

51:05.333 --> 51:07.416
‫چیه وید؟‌چی می‌خوای بگی؟

51:08.166 --> 51:09.166
‫آخه...

51:11.750 --> 51:14.041
‫ما که...ما که واقعا...

51:14.125 --> 51:17.500
‫اون «جو کالی»ـه،
‫«بـِو» این...

51:19.833 --> 51:22.875
‫این دیگه...
‫چه غلطی کردی؟

51:25.958 --> 51:29.375
‫«مردی که گستاخانه رفتار می‌کنه
‫و از کشیش تبعیت نمی‌کنه

51:29.458 --> 51:32.208
‫کسی که برای خدمت به پروردگار،
‫خدای تو خدمت کند،

51:32.291 --> 51:33.958
‫همچین مردی سزاوار مرگ است.»

51:35.833 --> 51:36.875
‫تثنیه.

51:38.583 --> 51:39.750
‫درست می‌گی.

51:41.458 --> 51:42.666
‫این جون کالیه.

51:42.750 --> 51:47.750
‫این اد فلین، لیزا اسکاربروگ
‫یا تو نیست، وید.

51:47.833 --> 51:50.333
‫این مردیه که دخترت رو ویلچر نشین کرد.

51:50.416 --> 51:55.000
‫این مرد کل عمرش واسه این جامعه
‫یه آفت بوده.

51:55.083 --> 51:59.166
‫اون یه گناه‌کار، فاسق
‫و در وهلهٔ اول یه کافره.

51:59.250 --> 52:01.750
‫اون به‌ بچه‌ها آسیب می‌زد،
‫و واسه هیچ کس خیر و برکتی نمیاورد

52:01.833 --> 52:03.833
‫و خدا موعد مرگش رو مشخص کرده.

52:04.500 --> 52:09.083
‫پدر. مونسنیور. بهشون بگو
‫بگو چرا این کارو کردی.

52:09.166 --> 52:12.250
‫نمی‌دونم، یه حسی بهم القا شد
‫واقعا نمی‌دونم...

52:12.333 --> 52:15.083
‫چون یه ‌چیزی به دلت افتاده.

52:15.166 --> 52:17.125
‫یادت رفته. وید، یادت رفته.

52:17.208 --> 52:19.666
‫پروردگار ما یه مبارزه،
‫فرشتگانشم همین‌طورن.

52:20.250 --> 52:23.500
‫پروردگار ما فرشته‌هاش رو به مصر فرستاد

52:23.583 --> 52:26.791
‫که نوزادان مصری رو قتل‌عام کنن

52:26.875 --> 52:30.583
‫شهرها رو به نمک تبدیل کردن،
‫زن و بچه‌ها رو هم،

52:30.666 --> 52:35.416
‫و دنیا رو وقتی که خیلی غرق در گناهان‌ـمون بودیم،
‫زیر آب غرق کرد.

52:36.333 --> 52:41.166
‫مونسنیور پرویت، خودش یه معجزهٔ خداست.

52:42.416 --> 52:45.041
‫و یه معجزه‌گر،

52:46.125 --> 52:49.166
‫خودتم خیلی خوب می‌دونی وید.
‫اون یه معجزه‌ست.

52:50.041 --> 52:52.375
‫خدا برنامه داره. برنامه‌ش رو داره
‫از طریق اون اجرا می‌کنه.

52:52.458 --> 52:56.791
‫«و ما باید نقش خودمون رو ایفا کنیم،
‫که شاهد ماجرا باشیم و نقش خودمون رو ایفا کنیم.»

52:56.875 --> 52:59.958
‫«و فکر نکنید که برای صلح آمده‌م.»

53:00.041 --> 53:03.250
‫«من صلح نیاورده‌م، بلکه شمشیر آورده‌م.»

53:03.333 --> 53:07.208
‫مسیح اون حرف رو زده!
‫خود عیسی مسیح!

53:07.291 --> 53:10.166
‫پس اگه می‌خوای الان اونو زیرسوال ببری وید

53:10.250 --> 53:15.083
‫اگه می‌خوای انتخاب کنی کدوم
‫کار خداست و به مذاقت خوش میاد...

53:16.250 --> 53:19.625
‫هرچی نعمت و برکت ازش گرفتی
‫به خودش برگردون پس،

53:19.708 --> 53:24.541
‫و بذار دختر کوچولوت تا ابد
‫بشینه روی اون ویلچر.

53:25.708 --> 53:31.333
‫ولی جلال خدا رو گلچین نکن.

53:32.625 --> 53:35.833
‫حالا بذارش

53:37.541 --> 53:38.625
‫داخل موکت.

53:42.916 --> 53:44.625
‫من..من...من...

53:51.750 --> 53:53.208
‫وجدانت ناراحته؟

53:54.875 --> 53:58.208
‫به‌خاطر کاری که مجبور بودی انجام بدی
‫احساس گناه و عذاب وجدان می‌کنی؟

54:00.125 --> 54:01.125
‫نه.

54:05.291 --> 54:06.416
‫ابداً.

54:06.500 --> 54:10.125
‫پس از خودت بپرس چرا خداوند
‫گذاشته همچین امر خطیر رو انجام بدی.

54:12.166 --> 54:13.416
‫و به زندگی ادامه بده.

54:19.458 --> 54:21.541
‫بازوش استورج، بازوش.

54:27.000 --> 54:28.333
‫برو...و...

54:34.708 --> 54:40.125
‫خیلی‌خب. ببخشید که معطل شدین.
‫ما...آزمایش‌هاتون رو بررسی کردیم.

54:41.083 --> 54:43.916
‫واسه‌م سؤاله که شاید اطلاعاتی
‫که به من دادین

54:44.000 --> 54:46.125
‫ممکنه کاملاً درست نباشه.

54:46.208 --> 54:48.375
‫می‌تونم...با دکترم در ارتباط‌ـتون بذارم

54:48.458 --> 54:51.166
‫و حتما از بابت گرفتن
‫اطلاعات صحیح مطمئن می‌شه.

54:51.250 --> 54:53.125
‫فقط می‌خوام بدونم چطور ممکنه
‫همچین اتفاقی بیفته.

54:53.208 --> 54:56.000
‫خب، فکر نکنم اصلا اتفاقی افتاده باشه.

54:58.250 --> 55:01.666
‫- یعنی چی الان؟
‫- یعنی اینکه، آزمایشات همه منفی هستن.

55:02.500 --> 55:04.000
‫می‌دونم. بچه رو از دست دادم.

55:04.083 --> 55:07.291
‫نه، یعن سطح هورمون «اچ‌سی‌جی»ـتون
‫کاملا طبیعیه.

55:07.375 --> 55:08.208
‫خب؟

55:08.291 --> 55:12.875
‫و حتی بعد از سقط،
‫بازم یه شش هفته‌ای افزایش پیدا می‌کنه.

55:12.958 --> 55:18.166
‫خب، من خب...
‫هیچ علائمی از سقط نداشتم.

55:19.500 --> 55:23.916
‫خب...من هیچ علائمی از اینکه
‫کلا حامله شده باشین رو نمی‌بینم.

55:27.208 --> 55:28.541
‫سونوگرافی گرفتم.

55:28.625 --> 55:32.125
‫ببینید، من این چیزا رو نمی‌دونم.
‫فقط آزمایش‌هاتون واسه‌م مهمه.

55:32.208 --> 55:33.708
‫چندین بار صدای ضربان قلبش رو شنیدم.

55:33.791 --> 55:36.125
‫حرکتش رو دیدم.
‫مکیدن انگشتش رو دیدم.

55:36.208 --> 55:38.583
‫با کمال میل می‌تونم
‫به دکترتون توی جزیره زنگ بزنم

55:39.125 --> 55:41.708
‫و شاید اون هم یه‌سری اطلاعات رو...

55:42.958 --> 55:46.833
‫ولی وضعیت بدنت، مثل بدن زنی که
‫حامله بوده نیست. نیست دیگه.

55:47.416 --> 55:52.083
‫- من حامله بودم. بودم.
‫- نه طبق خونت، یا بدنت.

55:52.833 --> 55:55.375
‫تازه، بدن انسان که نمی‌تونه...

55:56.083 --> 55:58.458
‫نمی‌تونه که یهویی بیخیال همچین چیزی بشه

55:58.541 --> 56:01.083
‫و تظاهر کنه هیچ اتفاقی نیفتاده.
‫اصلا ممکن نیست.

56:03.500 --> 56:06.166
‫داشتم فکر می‌کردم شاید بهتره که

56:06.250 --> 56:08.625
‫یه ملاقات واسه‌تون با یکی
‫توی بخش روان‌پزشکی‌ـمون ترتیب بدیم.

56:52.333 --> 56:53.413
‫حالت بهتره؟

56:55.666 --> 56:59.083
‫فکر نمی‌کردم برگزار بشه.
‫وقتی به خونه‌تون زنگ زدم کسی برنداشت.

57:00.041 --> 57:03.166
‫مشکلی نیست.
‫هر چی گذشت حالم به مرور بهتر شد.

57:03.250 --> 57:04.375
‫بیا داخل.

57:04.958 --> 57:05.976
‫خیلی بابت شنیدنش متأسفم.

57:06.000 --> 57:09.166
‫باید بیام ببینمش و مطمئن بشم حالش خوبه.

57:09.250 --> 57:10.916
‫خب، سخت نمی‌گیره قضیه رو.

57:11.000 --> 57:13.458
‫فکر نکنم به این زودی آمادهٔ‌
‫ملاقات کسی باشه.

57:13.541 --> 57:14.541
‫نه، البته.

57:15.625 --> 57:21.083
‫محض کنجکاوی،
‫چی بهش می‌گفتین اگه می‌رفتین پیشش؟

57:24.333 --> 57:26.583
‫خب همین دیگه، مگه نه؟
‫چی می‌شه گفت؟

57:26.720 --> 57:28.887
‫می‌گی که «خیلی بابت این فقدان تسلیت می‌گم.»

57:28.916 --> 57:31.125
‫یا «کسی سر از حکمت خدا در نمیاره.»

57:31.208 --> 57:33.041
‫«اگه کاری از دستم بر میاد بهم بگو.»

57:33.125 --> 57:35.416
‫خیلی پوچه، مگه نه؟

57:35.500 --> 57:37.000
‫من نمی‌دونم...و تا ابد نمی‌دونم...

57:40.083 --> 57:43.750
‫هیچ وقت نمی‌شه قضا
‫و قدر الهی رو درک کرد،

57:43.833 --> 57:47.708
‫و  حتی نمی‌دونستم
‫به «ارین گرین» هم چی بگم.

57:53.541 --> 57:56.208
‫باید با تمام وجودمون به خدا اعتماد کنیم.

57:58.458 --> 58:00.833
‫و به بینش و آگاهی خودمون تکیه نکنیم.

58:00.916 --> 58:03.750
‫خودت رو تسلیم ارادهٔ خدا کن،
‫چه درکش کنی‌، چه نکنی.

58:03.833 --> 58:05.000
‫درسته. درسته.

58:05.083 --> 58:09.000
‫و خب...صدق هم می‌کنه دیگه، نه؟
‫واسه تو، واسه من

58:09.958 --> 58:12.375
‫که خودمون رو تسلیم کنیم،
‫شاید یه لحظه هم شده.

58:12.458 --> 58:17.541
‫می‌دونی، دست از فرض به اینکه
‫معنا و مفهومش رو می‌دونیم بر داریم.

58:18.208 --> 58:22.291
‫گاهی...اشکال نداره
‫که به دنیا نگاه کنی و بگی

58:22.375 --> 58:25.791
‫«چرا؟ چرا؟ چرا؟‌من نمی‌فهمم»

58:27.875 --> 58:29.166
‫«و نخواهم فهمید.»

58:31.791 --> 58:33.250
‫آره، گاهی مشکلی نداره.

58:36.125 --> 58:37.791
‫آره، راستش باهاش موافقم.

58:39.125 --> 58:41.000
‫درک نکردنش سخته خب، درسته؟

58:41.875 --> 58:43.291
‫دورهٔ اصلاحت چطور پیش میره؟

58:45.041 --> 58:48.000
‫از همین الان بهش بپردازیم؟
‫منتظر جو نمونیم؟

58:49.291 --> 58:50.541
‫آها. چیزه...

58:50.625 --> 58:52.875
‫نه. جو امروز نمیاد راستش.

58:52.958 --> 58:53.958
‫نه.

58:55.166 --> 58:57.708
‫نه، لطفاً نگو که دووم نیاورد.

58:59.250 --> 59:01.958
‫نمی‌دونم چرا،
‫خیلی دلم می‌خواست این کار واسه‌ش جواب بده.

59:02.041 --> 59:04.416
‫خیلی، خیلی دلم می‌خواست.

59:04.500 --> 59:07.791
‫نه، نه. راستش دیروز دیدمش.
‫اون...

59:08.750 --> 59:11.375
‫داشت خوب پیش می‌رفت.
‫به خودش افتخار می‌کرد.

59:12.000 --> 59:14.875
‫نه، امروز از جزیره رفته بیرون،
‫فکر کنم رفته دیدنش خواهرش.

59:14.958 --> 59:18.500
‫نمی‌دونه کی برگرده.

59:19.625 --> 59:21.375
‫- خواهرش؟
‫- آره، درسته.

59:24.583 --> 59:25.583
‫آها.

59:27.333 --> 59:31.250
‫خب، با دعای «آرامش» شروع کنیم؟
‫مطمئنم هفته بعد میاد.

59:33.458 --> 59:36.166
‫خدایا آرامشی به من عطا فرما
‫که بپذیرم چیزهایی را

59:36.250 --> 59:39.416
‫که نمی‌توانم تغییر دهم،
‫شجاعتی عطا فرما که چیزهایی که می‌توانم را تغییر دهم

59:39.500 --> 59:41.916
‫و دانشی که تفاوت این دو را بفهمم.

59:42.791 --> 59:43.791
‫آمین.

59:46.458 --> 59:48.625
‫فقط خوشحالم از اینکه می‌شنوم حالش خوبه.

59:48.708 --> 59:51.000
‫تعجب نمی‌کنم،
‫با توجه به اینکه اخیرا خیلی سخت کارده.

59:51.083 --> 59:54.416
‫اجرای کامل هر روزهٔ عشاء ربانی،
‫و یه برنامهٔ سخن‌رانی کامل کنارش.

59:54.500 --> 59:58.583
‫می‌دونستید از وقتی که اومده
‫هر روز برای میلدرد گانینگ

59:58.666 --> 01:00:00.500
‫نان و شراب می‌بره؟‌ هر روز.

01:00:01.375 --> 01:00:02.500
‫این مرد یه قدیسه.

01:00:03.125 --> 01:00:06.750
‫خوشحالم که حالش بهتر شده.
‫و دوستت علی.

01:00:06.833 --> 01:00:08.625
‫خیلی تحت‌ تأثیر قرار گرفتم
‫که امروز توی کلیسا دیدمش.

01:00:10.375 --> 01:00:12.226
‫تصورشم سخته که پدرش چطور
‫اون قضیه رو فراموش کرده.

01:00:12.250 --> 01:00:14.583
‫جسارتی که لازمه تا همچین چیزی رو
‫پشت سر بذاری...

01:00:14.666 --> 01:00:16.583
‫که تنهایی و توی اون سن بیای کلیسا!

01:00:17.208 --> 01:00:20.541
‫با اون تربیتی که داشته؟ اون همه رسم و رسوم.
‫خودش واقعیت رو نشونت می‌ده.

01:00:21.166 --> 01:00:23.750
‫خدا یه راهی به قلب آدما پیدا می‌کنه.
‫خدا یه راهی پیدا می‌کنه.

01:00:27.958 --> 01:00:29.416
‫امشب هم میری بیرون نه؟

01:00:29.500 --> 01:00:30.500
‫آره.

01:00:31.333 --> 01:00:32.708
‫خب، سلام من رو بهش برسون.

01:00:33.416 --> 01:00:36.083
‫- بگو خیلی ناراحت شدم.
‫- می‌گم.

01:00:37.416 --> 01:00:40.541
‫می‌دونی، وقتی خودت بچه بودی

01:00:42.583 --> 01:00:45.125
‫به من گفتی «اگه توی یه جزیره‌ایم،

01:00:45.208 --> 01:00:48.416
‫پس چرا مثل فیلم «خونوادهٔ سوئیسی رابینسون»
‫روی خونهٔ درختی زندگی نمی‌کنیم؟»

01:00:49.041 --> 01:00:52.541
‫منم بهت گفتم
‫«خب ما که کشتی‌شکسته نیستیم رایلی.»

01:00:53.166 --> 01:00:54.750
‫«ما از اول قرار بوده اینجا باشیم.»

01:00:56.750 --> 01:00:57.791
‫و تو

01:00:58.708 --> 01:00:59.750
‫سگرمه‌هات رفت تو هم.

01:01:01.333 --> 01:01:04.500
‫می‌دونم که هیچ وقت اینجا رو
‫خونهٔ خودت نمی‌دونستی.

01:01:05.541 --> 01:01:08.916
‫انگار «کراکت» خیلی جایی مناسب زندگی نبوده

01:01:09.583 --> 01:01:12.250
‫بلکه جایی که اونجا زندگی کردیم
‫و منتظر رسیدن کمک بودیم.

01:01:15.458 --> 01:01:19.125
‫و خب، کمک رسیده.

01:01:20.750 --> 01:01:23.666
‫- اومده؟
‫- دیگه عینک لازم ندارم.

01:01:24.666 --> 01:01:27.250
‫و پدرت بهتر از چندین سال اخیر بوده.

01:01:28.583 --> 01:01:30.250
‫یه اتفاقی داره اینجا میفته.

01:01:31.000 --> 01:01:32.625
‫و نمی‌تونم تظاهر کنم که خبری نیست.

01:01:34.375 --> 01:01:35.375
‫حالا می‌دونم...

01:01:37.625 --> 01:01:38.750
‫کشمکش داشتی.

01:01:39.833 --> 01:01:43.000
‫با ایمانت و خب...با کاری که شد...

01:01:43.083 --> 01:01:44.416
‫با کاری که خودم کردم.

01:01:50.208 --> 01:01:51.458
‫با کاری که کردی.

01:01:52.875 --> 01:01:54.458
‫پسرک خوشگلم.

01:01:55.458 --> 01:01:56.458
‫آره.

01:01:58.083 --> 01:02:03.916
‫ولی خدا ازت نمی‌خواد که به چیزی که
‫نمی‌تونی ببینیش ایمان داشته باشی.

01:02:04.500 --> 01:02:07.333
‫اینجا نه، الان نه.

01:02:08.500 --> 01:02:10.083
‫فقط ازت می‌خواد که خوب نگاه کنی.

01:02:11.583 --> 01:02:13.000
‫عالی نیست؟

01:02:16.583 --> 01:02:18.125
‫اون دروغگوئه مامان.

01:02:19.750 --> 01:02:20.875
‫پدر پائول.

01:02:23.208 --> 01:02:24.375
‫شاید درست می‌گی.

01:02:26.083 --> 01:02:27.291
‫شاید امیدی هست.

01:02:28.375 --> 01:02:32.125
‫و شاید یه چیزی واسه‌م باشه،
‫و شاید خدا و معجزه هم وجود داشته باشه.

01:02:33.500 --> 01:02:34.500
‫نمی‌دونم.

01:02:36.875 --> 01:02:40.791
‫ولی یه چیزو می‌دونم.
‫یه چیز رو ازش مطمئنم.

01:02:42.416 --> 01:02:44.375
‫پدر پائول امشب به من دروغ گفت.

01:02:47.250 --> 01:02:50.625
‫پس باور داشته باش، و واسه‌م دعا کن.

01:02:52.250 --> 01:02:53.250
‫ولی...

01:02:56.541 --> 01:02:58.916
‫لطفاً مراقب باش.
‫فقط همینو می‌خوام.

01:03:01.500 --> 01:03:02.625
‫وای.

01:03:03.333 --> 01:03:04.708
‫وای.

01:03:06.250 --> 01:03:07.250
‫آره.

01:03:09.125 --> 01:03:10.125
‫وای.

01:03:23.833 --> 01:03:25.767
‫.... نگهبان عزیزم، ای که خداوند
‫از سر لطف تو را مراقب من گذاشته.

01:03:25.791 --> 01:03:28.351
‫از امروز و تا ابد همراهم باش. مرا محافظت
‫و آگاه کن. به من دستور ده و مرا هدایت کن.

01:03:28.375 --> 01:03:30.416
‫فرشتهٔ خدا، لطفا، لطفا، لطفا.

01:03:30.500 --> 01:03:32.416
‫کجایی؟ کجایی؟

01:03:32.500 --> 01:03:34.958
‫لطفا، لطفا، لطفا.

01:03:35.041 --> 01:03:37.750
‫فرشتهٔ خدا، نگهبان عزیزم، ای که خداوند
‫از سر لطف تو را مراقب من گذاشته.

01:03:37.833 --> 01:03:40.708
‫از امروز و تا ابد همراهم باش. مرا محافظت
‫و آگاه کن. به من دستور ده و مرا هدایت کن.

01:03:53.000 --> 01:03:56.791
‫وای خدا رو شکر!
‫کجا بودی؟ داشتم...

01:03:59.625 --> 01:04:00.708
‫ببخشید. ببخشید.

01:04:01.375 --> 01:04:04.541
‫ببخشید، فقط گمراه شدم.
‫گمراه شدم.

01:04:05.250 --> 01:04:08.416
‫شراب عشاء ربانی‌ـم تموم شده.

01:04:20.083 --> 01:04:23.208
‫فرشتهٔ خدا، نگهبان عزیزم، ای که خداوند
‫از سر لطف تو را مراقب من گذاشته.

01:04:23.291 --> 01:04:26.166
‫از امروز و تا ابد همراهم باش. مرا محافظت
‫و آگاه کن. به من دستور ده و مرا هدایت کن.

01:04:33.750 --> 01:04:35.458
‫فرشتهٔ خدا، نگهبان عزیزم...

01:05:12.833 --> 01:05:13.833
‫خواهرش.

01:05:56.208 --> 01:05:57.208
‫وای.

01:06:21.255 --> 01:06:30.153
‫<b>مــترجم: وحــید فرحناکی </b>
‫≡ @Night_Walker77 ≡

01:06:35.651 --> 01:06:41.612
‫دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
‫ValaMovie.com
