WEBVTT

00:12.018 --> 00:16.166
« عشای ربانیِ نیمه‌شب »

00:25.833 --> 00:27.791
‫♪ آروم گوش کن ♪

00:30.166 --> 00:32.958
‫♪ میتونی صدای خدا رو بشنوی ♪

00:34.750 --> 00:38.250
‫♪ پابرهنه کنار نهر راه میرم ♪

00:42.174 --> 00:46.026
« کتاب اول »
« پیدایش »

00:47.208 --> 00:50.041
‫♪ موهات به نرمی دارن میریزن... ♪

00:51.500 --> 00:55.416
‫♪ روی صورتم انگار تو یه خوابه ♪

00:58.833 --> 01:04.166
‫♪ و زمان، زمان ما خواهد بود ♪

01:07.000 --> 01:11.416
‫♪ و علف دیگه... ♪

01:11.500 --> 01:12.750
‫اون حالش خوبه؟

01:14.458 --> 01:16.791
‫حالش خوب میشه؟

01:24.291 --> 01:26.208
‫نه، نه، نه.
‫اوه، خدایا

01:29.541 --> 01:33.375
‫ای پدر ما که در آسمانی، نام تو مقدس باد

01:33.458 --> 01:36.708
‫ملکوت تو بیاید.
‫اراده تو چنان‌که در آسمان است، بر زمین نیز...

01:36.791 --> 01:40.375
‫حالا که داری باهاش حرف میزنی،
‫ازش بپرس چرا همیشه جون بچه‌ها رو میگیره

01:41.250 --> 01:43.750
‫اونم وقتی که عوضی‌های مَست
‫فقط روشون خراش میوفته

01:45.250 --> 01:47.791
‫♪ ‌اهمیتی نمیده ♪

01:49.083 --> 01:56.000
‫♪ نه، علف اهمیتی نمیده ♪

02:04.083 --> 02:06.351
‫من این توصیه رو خیلی مناسب میدونم، وکیل

02:06.375 --> 02:08.208
‫و میپرسم، میخواین ادامه بدم

02:08.291 --> 02:10.434
‫یا موکل‌تون ترجیح میدن
‫مسئله رو به دادگاهی بکشونم؟

02:15.166 --> 02:17.375
‫حکم رو قبول میکنم، عالیجناب

02:17.958 --> 02:21.291
‫حکم این دادگاه اینه که
‫شما 4 تا 10 سال...

02:21.375 --> 02:23.791
‫در زندان ایلینوی حبس بکشید

02:23.875 --> 02:29.625
‫مبلغ بازپرداخت بدهی 140،900.11 دلار
‫به خانواده مقتول است

03:29.578 --> 03:39.570
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
ValaMovie.com

03:39.578 --> 03:49.570
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
ValaMovie.com

03:49.578 --> 04:09.570
« Stef@n | تــرجمه از تـورج پاکاری »
Email: tooraj1111@gmail.com

04:11.489 --> 04:15.899
‫[چهار سال بعد]

04:22.102 --> 04:26.028
‫[جزیره کراکت | جمعیت 127 نفر]

04:33.291 --> 04:34.750
‫اتاقت آماده‌ی آماده‌ست

04:35.625 --> 04:37.791
‫کی میاد دنبالت؟

04:38.458 --> 04:41.250
‫خیلی‌خب، پس تا ساعت 9
‫سر اسکله باش،

04:41.333 --> 04:45.083
‫وگرنه حرکت قایق رو از دست میدی
‫و باید منتظر وقت بعدی بمونی

04:45.166 --> 04:47.500
‫این روزها فقط دوتا فرابَر هست

04:47.583 --> 04:49.916
‫اون برنامه قایق‌ها رو میدونی، انی

04:50.000 --> 04:52.958
‫هوم؟ نه، فقط داشت سوال میکرد که
‫تو برنامه زمانی قایق‏ها رو میدونی

04:53.041 --> 04:54.666
‫چون بدجور مشتاقه دیدنته

04:54.750 --> 04:59.375
‫چیزه دیگه‌ای نیاز داری؟
‫لباس یا کفش یا چیزی؟

05:04.375 --> 05:06.642
‫همه‌چی رو بهت پس میدن، درسته؟
‫چیزهایی که باهاشون رفتی تو زندون؟

05:06.666 --> 05:07.958
‫لباس‌ها و اینا؟

05:08.041 --> 05:09.708
‫- من میرم بیرون
‫- بیرون کجا؟

05:09.791 --> 05:11.333
‫دارم میرم مارینا پیش اوکر

05:11.416 --> 05:13.166
‫پس چیزی نمیخوری؟

05:15.666 --> 05:17.583
‫میخوای با بابا سلام کنی؟

05:18.875 --> 05:22.125
‫باشه.
‫اِد، رایلی میخواد سلام کنه

05:23.916 --> 05:26.875
‫عزیزم میدونی،
‫بابات همین الان رفتم بیرون

05:26.958 --> 05:29.833
‫و صدای منو نشنید،
‫ولی سلام میرسونه

05:30.666 --> 05:31.666
‫باشه

05:32.333 --> 05:37.041
‫باشه. دوستت دارم
‫و فردا می‌بینمت

05:37.958 --> 05:39.000
‫باشه

05:40.041 --> 05:40.916
‫حالا گوش کن

05:42.125 --> 05:46.791
‫خاونم کین میگه که اوکر خدا میدونه
‫که تو آپاردز داره چیکار میکنه

05:46.875 --> 05:48.750
‫خانوم کین دیوونه‏ست، مامان

05:48.833 --> 05:52.791
‫خب، منم یه زمان 16 سالم بود و میدونم
‫اونجا چه اتفاقاتی میوفته، پس آپاردز نمیری

05:53.375 --> 05:55.625
‫- دردسر درست نمیکنی، قبل از منع رفت‌وآمد برگرد
‫- میدونم، مامان

05:55.708 --> 05:58.166
‫و محض رضای مسیح،
‫وارن، مشروب نخور

05:58.250 --> 05:59.250
‫قول میدم

06:00.375 --> 06:02.375
‫برادرت فردا میاد خونه

06:04.791 --> 06:06.041
‫این عالیه، مامان

06:07.083 --> 06:08.416
‫خوب و به حقه

06:08.500 --> 06:09.666
‫برو

06:17.750 --> 06:20.666
‫♪ خوش، خوش اومدی ♪

06:21.166 --> 06:24.375
‫♪ خوش، خوش، خوش اومدی ♪

06:24.875 --> 06:28.000
‫♪ خوش، خوش اومدی ♪

06:28.583 --> 06:31.583
‫♪ خوش، خوش، خوش اومدی ♪

06:32.125 --> 06:35.416
‫♪ خوش، خوش اومدی ♪

06:36.000 --> 06:38.833
‫♪ خوش، خوش، خوش اومدی ♪

06:39.666 --> 06:42.583
‫♪ خوش، خوش اومدی ♪

06:43.458 --> 06:46.208
‫♪ خوش، خوش، خوش اومدی ♪

06:49.291 --> 06:53.041
‫♪ هی! خدای خواسته‌ام، خواسته، خواسته ♪

06:53.125 --> 06:56.750
‫♪ خدای نیازم، نیاز، نیاز ♪

06:56.833 --> 07:00.458
‫♪ منو هدایت میکنه، هدایت، هدایت ♪

07:00.541 --> 07:04.125
‫♪ سمت زنه، اون واسه خورشید میرقصه ♪

07:04.708 --> 07:07.875
‫♪ خدای خواسته‌ام، خواسته، خواسته ♪

07:07.958 --> 07:11.750
‫♪ خدای نیازم، نیاز، نیاز ♪

07:11.833 --> 07:15.333
‫♪ منو هدایت میکنه، هدایت، هدایت ♪

07:15.416 --> 07:18.791
‫♪ سمت زنه، اون واسه خورشید میرقصه ♪

07:19.375 --> 07:22.666
‫♪ خدای روزم، روز، روز ♪

07:22.750 --> 07:26.416
‫♪ خدای شبم، شب، شب ♪

07:26.500 --> 07:30.333
‫♪ دنبال راه بگرد، راه، راه ♪

07:30.416 --> 07:33.291
‫♪ منو میبره خونه و صدا میزنه... ♪

07:35.666 --> 07:37.125
‫- سلام، فلین
‫- سلام

07:38.166 --> 07:41.500
‫ظاهراً خانوم کین گفته که معلوم نیست
‫تو آپاردز داری چیکارها میکنی

07:41.583 --> 07:43.208
‫اوه. لب‌هاش به گوش صدا وصله

07:43.291 --> 07:45.791
‫نه، لب‌هاش به کونم وصله

07:47.625 --> 07:50.166
‫- هنوز ندیدیش؟
‫- نه، هنوز نه

07:50.750 --> 07:51.750
‫هی، بچه‏ها!

07:53.375 --> 07:54.208
‫اوه، لعنتی

07:54.291 --> 07:57.250
‫- تو که علاءالدین رو دعوت نکردی، مگه نه؟
‫- بیخیال. یه فرصت بهش بده

07:58.458 --> 07:59.583
‫- چه خبر؟
‫- سلام، علی

07:59.666 --> 08:03.000
‫- تعجب کردم که بابات گذاشته بیای بیرون
‫- اگه بخوام برم بیرون، میرم بیرون

08:04.833 --> 08:05.833
‫ایناهاشش

08:08.541 --> 08:11.083
‫همینطوری پول‌ها رو واضح نگه ندار.
‫ای بابا

08:14.250 --> 08:16.125
‫چیه؟

08:17.083 --> 08:18.375
‫آه، اون ردیفه

08:19.625 --> 08:21.708
‫اگه منو لو بده چی؟

08:21.791 --> 08:23.666
‫- لو نمیدم
‫- من که نمیشناسمت

08:24.791 --> 08:27.958
‫بیخیال، بول. اون دست خودش نیست که باباش کیه.
‫ما یه قراره باهم داشتیم

08:28.041 --> 08:30.250
‫- اون بخشی از اون قرار نبود
‫- راست میگه

08:30.333 --> 08:33.250
‫کون لق بابام.
‫همینو میخوای بشنوی، درسته؟

08:33.333 --> 08:35.791
‫باشه، کون لقش.
‫کون لق همه‏شون. ریدم به کلانتر

08:36.916 --> 08:37.916
‫الان چطوره؟

08:40.250 --> 08:42.666
‫- چغلی که نمیکنی، درسته؟
‫- گفتم که نمیگم

08:42.750 --> 08:44.875
‫چون بول تنها کسیه که
‫چیزی برامون میاره

08:44.958 --> 08:46.416
‫اسمش واقعا بوله؟

08:46.500 --> 08:48.500
‫و اگه بابات ببرتش کلانتری
‫یا اون بترسه،

08:48.583 --> 08:49.833
‫اون آخرین رابطیه که داریم

08:49.916 --> 08:51.375
‫اون چیزی نمیگه

08:57.958 --> 08:59.541
‫سلام، لیزا

09:00.458 --> 09:02.916
‫- مشخصه که کارهای بدی میکنین
‫- فقط داریم میریم یه دوری بزنیم

09:03.000 --> 09:06.041
‫- یه سفر کوتاه به لطف بول
‫- هی. خدا وکیلی؟

09:06.916 --> 09:07.916
‫اونوقت نگرانی که من چغلی کنم؟

09:08.000 --> 09:09.458
‫کاش میتونستی باهامون بیای

09:09.541 --> 09:12.958
‫نخواستم. درواقع ترجیح میدم
‫که بوی عن گربه ندم

09:14.958 --> 09:16.541
‫وقت عصرونه‌ست، لیزا

09:18.458 --> 09:19.458
‫سلام، خانوم اسکاربورو

09:19.500 --> 09:20.833
‫سلام، وارن

09:20.916 --> 09:22.125
‫بیا، عزیز

10:43.250 --> 10:45.583
‫- جلیقه نجات آوردی؟
‫- چی؟

10:45.666 --> 10:48.458
‫- یه جلیقه نجات
‫- نه. جدی میگی؟

10:48.541 --> 10:51.750
‫هی، اگه قایق‌مون برگردون شد پات رو زیر صندلی نبر.
‫وگرنه غرق میشی

10:51.833 --> 10:53.208
‫راه ناجوری واسه مُردنه

10:55.500 --> 10:57.750
‫ما نسل‌هاست داریم این کارو میکنیم، مَرد

10:57.833 --> 11:00.208
‫پس اگه بهش گند بزنی
‫و به بابات بگی...

11:00.958 --> 11:04.083
‫- برات بد میشه، مَرد
‫- معلومه که به بابام نمیگم. بیخیال

11:04.166 --> 11:07.541
‫من بهش وصله زدم،
‫پس دیگه نشتی نداره. فکر کنم

11:25.458 --> 11:28.291
‫- چراغ‌قوه داری؟
‫- اوه، آره. اینو آوردم

11:36.958 --> 11:38.333
‫- اونو می‌بینین؟
‫- چی؟

11:38.875 --> 11:43.500
‫مثل یه حواصیل، یا یه پلیکانِ هیولایی بود.
‫از روی سرمون رفت

11:44.583 --> 11:46.791
‫خیلی گنده بود.
‫طول بالش رو دیدم

11:48.583 --> 11:50.864
‫یه‌نفر باید یه کاری سر این ولگردها بکنه

11:51.333 --> 11:53.833
‫قبلا به این بدی نبود،
‫ولی الان واسه خودشون یه ارتشن

11:53.916 --> 11:56.041
‫بابام میگه همه‌شون اهل شهرن؟

11:56.125 --> 11:57.767
‫آره.
‫اساساً باید باشن

11:57.791 --> 12:01.000
‫یعنی، نمیدونم کِی مردم
‫به اینجا گربه آوردن،

12:01.083 --> 12:02.763
‫ولی بدون شک بیشتر از یکی آوردن

12:02.833 --> 12:04.851
‫باورم نمیشه اینجا به اندازه کافی
‫براشون غذا هست

12:04.875 --> 12:06.476
‫خب، میدونیم که چی میخورن

12:06.500 --> 12:10.125
‫وقتی که آدما واقعا اینجا زندگی میکردن،
‫بابام میگه که تا 1920 مُرده‏هاشون رو...

12:10.208 --> 12:12.125
‫تو حیاط‏شون خاک میکردن

12:12.208 --> 12:14.000
‫میدونی، بعضی وقت‌ها که توفان میشه

12:14.083 --> 12:18.208
‫و سیل میشه و اون اجساد از زمین میزنن بیرون.
‫غذای گربه

12:19.083 --> 12:23.750
‫میدونی، اون اجساد صدها سال قدمت دارن
‫و فقط استخوونن

12:23.833 --> 12:28.041
‫و وقتی توفان میاد، اونا تو ساحل غربی
‫کنار خونه‌ی من بالا میان

12:28.125 --> 12:30.375
‫و من میدونم،
‫چون همه‌چی از آپاردز...

12:30.458 --> 12:34.583
‫شسته میشه میاد سمت ساحل غربی،
‫و من باید تمیزش کنم، احمق

12:37.958 --> 12:39.518
‫- این چیه؟
‫- بگیرش

12:41.291 --> 12:42.500
‫نه، مرسی

12:43.083 --> 12:45.083
‫- تو مشروب نمیخوری؟
‫- اون یکی نه

12:45.166 --> 12:47.458
‫معمولا، فقط میایم اینجا،
‫ماری میکِشیم

12:48.041 --> 12:50.000
‫اونم شروع میکنه به غم خوردن
‫واسه دختر ویلچری

12:51.583 --> 12:54.666
‫هی، قصد بی‌احترامی ندارم.
‫خیلی افتضاحه که روی ویلچر اسیر باشی

12:55.750 --> 12:57.208
‫سلام، بچه‏ گربه‏ها

12:58.375 --> 13:02.083
‫میدونی، برادرم بابی،
‫و برادر وارن هم همینطور

13:02.166 --> 13:04.250
‫قبلا بهمون میگفتن که آپاردز روح زده‌ست

13:04.333 --> 13:07.625
‫- روح یه ماهی‏گیر مُرده
‫- آره، هری آکِج

13:07.708 --> 13:09.708
‫هری آکِج

13:09.791 --> 13:11.791
‫آره، اون بچه‏ها رو واسه گوشت‏شون
‫با آکج صید میکرده

13:11.875 --> 13:13.125
‫ولی همش شعر و وره،

13:13.208 --> 13:15.351
‫واسه اینکه وقتی واسه مشروب خوردن میومدن اینجا
‫دنبالشون نکنیم

13:15.375 --> 13:16.958
‫یعنی، دنبال‌شون نمیکردیم

13:17.041 --> 13:18.500
‫من دنبالشون کردم.
‫یه‏بار

13:19.708 --> 13:21.875
‫قبل از اینکه بابی بره دانشگاه
‫اونو دنبال کردم

13:22.500 --> 13:25.250
‫تنها چیزه ترسناکی که دیدم این بود
‫که اون داشت هدر دلمن رو می‌کرد

13:25.333 --> 13:26.583
‫اوه

13:26.666 --> 13:28.000
‫- آره
‫- اره

13:30.791 --> 13:31.791
‫اوه

13:33.750 --> 13:35.291
‫لعنت، دارن دعوا میکنن.
‫نه

13:36.375 --> 13:37.458
‫دارن میکُنن

13:38.291 --> 13:39.875
‫صدای بابی هم دقیقا همینطوری بود

13:43.333 --> 13:44.500
‫لعنت!

13:47.791 --> 13:50.083
‫وارن؟ چیکار میکنی؟

13:51.083 --> 13:52.083
‫آه...

13:52.500 --> 13:54.125
‫فکر کردم یه چیزی دیدم

13:57.208 --> 14:00.833
‫به گمونم هری آکِج بوده، بالاخره اومد!
‫آه!

14:00.916 --> 14:02.666
‫هی، بس کن

14:03.458 --> 14:05.208
‫اوه، مَرد.
‫تو عن گربه دراز کشیدم

14:52.458 --> 14:55.458
‫خدا رو شکر. خدا رو شکر
‫خدا رو شکر

14:56.333 --> 15:00.041
‫اوه، پسرم.
‫خونه‌ای، جایی که بهش تعلق داری

15:00.666 --> 15:03.291
‫اوه. بیا بریم غذا بخور.
‫باید بخوری

15:03.375 --> 15:06.333
‫آه، فقط تویی؟ بابا کجاست؟
‫و وارن؟

15:06.416 --> 15:09.291
‫خب میدونی، اونا تو قایقن

15:09.375 --> 15:12.625
‫اون فقط نمیتونه شیفت کاریش رو نره.
‫نه حتی یکی‌شون رو

15:13.291 --> 15:16.500
‫به پولش نیاز داریم.
‫ولی بیا بریم خونه

15:33.666 --> 15:36.125
‫- ببخشید، استرج
‫- صبح بخیر، خانوم کین

15:36.208 --> 15:40.291
‫مونسنیور پرویت قرار بود سوار کشتی باشه.
‫ندیدیش؟

15:40.375 --> 15:44.000
‫نه. شاید بعداً با قایق عصر میاد

15:44.083 --> 15:45.375
‫نه، گفت قایق صبح

15:45.458 --> 15:47.625
‫قبل از اینکه بره توافق کردیم.
‫ندیدیش؟

15:48.583 --> 15:51.083
‫راحت دیده میشه، استورج

15:51.833 --> 15:53.166
‫آره خب، درست میگی

15:53.250 --> 15:54.250
‫آه...

15:55.125 --> 15:57.750
‫شاید فقط توی جمع گمش کردم

15:59.458 --> 16:01.458
‫خیلی‏خب، شروع میکنیم

16:01.541 --> 16:02.541
‫هوم

16:06.083 --> 16:07.083
‫سلام

16:09.291 --> 16:10.500
‫و اون...

16:10.583 --> 16:13.750
‫ستون فقراته و بی‌نقصه

16:16.708 --> 16:22.375
‫و اون پای کوچولوشه،
‫و داره یکم لگد میزنه

16:22.458 --> 16:24.000
‫بذار پات رو اندازه بگیرم

16:25.125 --> 16:26.500
‫خیلی‌خب، عزیزم

16:26.583 --> 16:28.166
‫سلام، پا کوچولو

16:29.250 --> 16:32.291
‫همه‌چی دقیقا همونطوره که
‫میخوام تو هفته 20 باشه

16:33.250 --> 16:36.041
‫- اخیراً منوراژی داشتی؟
‫- نه

16:37.708 --> 16:38.750
‫چرا؟

16:38.833 --> 16:40.750
‫- اون داخل یکم خون‏ریزی هست
‫- اوه، خدایا

16:40.833 --> 16:43.708
‫من نگرانش نیستم. خیلی کوچیکه.
‫حواس‏مون بهش هست

16:50.208 --> 16:51.708
‫به گمونم اومده خونه

16:54.750 --> 16:55.833
‫زن بیچاره

16:58.541 --> 17:01.041
‫پگی؟
‫تویی، پگ؟

17:01.125 --> 17:04.041
‫- اوه خدای من، مامان. چیکار میکنی؟
‫- پگی

17:04.625 --> 17:07.916
‫نه، مامان. اون ارین‌ـه.
‫دختر پگی، ارین گرین

17:08.000 --> 17:10.375
‫- ارین گرین رو یادته؟
‫- سلام، خانوم گانینگ

17:11.041 --> 17:12.208
‫اوه

17:13.875 --> 17:17.041
‫فکر کنم منو تو اتاق اشتباهی گذاشتی

17:18.291 --> 17:20.041
‫اتاق من طبقه بالاست

17:20.125 --> 17:22.791
‫نه، مامان. دیگه از پله‌ها بالا نمیری.
‫حداقل تا یه سال

17:22.875 --> 17:24.125
‫از اونجایی که لگنت رو شکوندی
‫دیگه ممنوعه

17:30.291 --> 17:32.375
‫هی. پسر خوب

17:32.458 --> 17:36.000
‫- صبح بخیر، کلانتر
‫- سلام. صبح بخیر، انی

17:36.083 --> 17:38.541
‫امروز صبح یکم دیر میام.
‫شیفتم رو عوض کردم

17:38.625 --> 17:42.458
‫اوه. عجله نکن.
‫آره، این باید پسرت باشه. رایلی، درسته؟

18:01.708 --> 18:04.333
‫- پاشو، جو
‫- اوه، لعنتی

18:04.416 --> 18:06.291
‫قهوه میخوای؟

18:11.750 --> 18:14.208
‫- باهام چیکار کردی، شریف؟
‫- باید بگی کلانتر

18:14.916 --> 18:18.041
‫تعجب کردم که تعجب کردی.
‫فکر میکردم میخواستی همینجا باشی

18:18.125 --> 18:19.791
‫یعنی هرچی نباشه،
‫میخواستی دزدکی وارد بشی

18:19.875 --> 18:22.166
‫خب، وارد بقالی

18:22.250 --> 18:24.583
‫نیم ساعت از 12 شب میگذره
‫کل مایع بدنت میشه مشروب جیم بیم

18:24.666 --> 18:26.017
‫با پارو داشتی پنجره‌‎ها رو میزدی

18:26.041 --> 18:28.875
‫اگه یکم نشونه‌ات خوب بود
‫الان هنوزم داشتیم شیشه جمع میکردیم

18:28.958 --> 18:30.458
‫پس منو زندانی کردی؟

18:35.666 --> 18:39.333
‫خب جو، زود یاد گرفتم که فایده نداره
‫که سعی کنم جلوی مشروب خوردنت رو بگیرم

18:39.416 --> 18:42.916
‫آره، واسه تو گفتنش راحته.
‫الله به تو اجازه نمیده که مشروب بخوری

18:43.000 --> 18:46.000
‫تو گفتی که یه آلباتروس غول‌پیکر
‫تو رو دنبال میکرده

18:46.583 --> 18:47.750
‫- ها؟
‫- اوه، آره

18:47.833 --> 18:50.708
‫گفتی، "بال‌هاش به اندازه صندلی راحت‌نشین بودن"

18:52.208 --> 18:59.083
‫خب، درواقع این یکم جور در میاد
‫چون آلباتروس بد شانسیه

18:59.875 --> 19:02.958
‫اگه تو یه ماهی‏گیر بودی
‫اینو میدونستی

19:06.458 --> 19:08.000
‫اوه

19:08.083 --> 19:10.541
‫آروم باش، گنده‌بک.
‫آروم. سلام

19:10.625 --> 19:14.750
‫بهم پرید.
‫همین که رد میکردم، بهم پرید

19:14.833 --> 19:15.833
‫پاک به کسی نپریده

19:15.916 --> 19:19.500
‫بعضی وقت‌ها پارس میکنه.
‫بیشتر واسه اینکه سلام کنه

19:19.583 --> 19:22.791
‫اون فقط گنده‏ست.
‫فقط صداش از نیتی که داره بزرگ‏تر به نظر میاد

19:22.875 --> 19:26.583
‫پرید بهم. به نظرم اگه دستم رو دراز میکردم
‫ممکن بود دستم رو بگیره

19:26.666 --> 19:29.333
‫دارم بهت میگم، کلانتر
‫اون یه تهدیده

19:29.416 --> 19:31.666
‫متاسفم، خانوم کین.
‫اون فقط منتظر باباشه

19:31.750 --> 19:33.250
‫حرف از تهدید شد

19:33.333 --> 19:36.625
‫هی چی گفتی، بورلی؟
‫میخوای بلندتر بگی؟

19:38.250 --> 19:43.333
‫آره، فقط اونو نادیده بگیر، رفیق.
‫اون فقط بدجنسه. فقط آدم بد ذاتیه

19:43.416 --> 19:46.125
‫بابت اذیتت شرمنده‏ام.
‫واقعا میگم

19:46.208 --> 19:48.458
‫وقتی این شغل رو قبول کردی
‫همچین چیزی رو تصور نمیکردی،

19:48.541 --> 19:50.208
‫که همیشه‌ی خدا درگیر من باشی

19:50.291 --> 19:53.375
‫آه، اگه اصلا برام اهمیتی داشتی
‫شاید اذیتم میکرد

19:56.083 --> 19:57.583
‫بیا، رفیق

19:58.625 --> 20:00.000
‫فعلا، شریف

20:01.458 --> 20:02.583
‫مراقب خودت باش، جو

20:05.083 --> 20:06.083
‫به زودی می‌بینمت

20:09.833 --> 20:13.333
‫آره، خانواده میلر پارسال رفتن

20:14.458 --> 20:15.958
‫حتی خونه‌شون رو تو لیست نذاشتن

20:17.250 --> 20:21.708
‫دیگه فکر نکنم کسی سعی میکنه خونه‌اش رو بفروشه.
‫اونا فقط رفتن

20:23.916 --> 20:26.041
‫فرانک الان تو اورگن شغل داره

20:27.333 --> 20:28.333
‫تو کارخونه کار میکنه

20:31.333 --> 20:35.000
‫اوه. به خونه خوش اومدی، عزیزم.
‫به خونه خوش اومدی

20:45.375 --> 20:46.416
‫میای؟

20:57.458 --> 21:01.375
‫ببخشید. بابات از اینجا واسه انبار کردن
‫یه سری چیزها استفاده میکرد

21:01.458 --> 21:04.666
‫جای دیگه‌ای براشون جا نداریم.
‫ببخشید

21:06.625 --> 21:09.833
‫- اون واقعا نیومد
‫- اینطوری بهش نگاه نکن

21:09.916 --> 21:13.125
‫تو الان خونه‌ای.
‫اون عادی باهات رفتار میکنه. همین

21:13.625 --> 21:15.458
‫تو که نمیدونی این روزها چطوریه

21:15.541 --> 21:19.041
‫فقط میتونی تو یه سری نقاط خاص و روزهای خاص ماهی بگیری،
‫خرچنگ هم یه سری نقاط خاص میشه گرفت

21:19.666 --> 21:20.708
‫از زمان ریزش سوخت

21:20.791 --> 21:25.041
‫سه سال از ریزش سوخت می‌گذره،
‫آره، که همون به اندازه کافی بد بود

21:25.125 --> 21:28.041
‫فقط خدا میدونه. یعنی، اصلا نمیشد
‫چیزی از داخل اون آب خورد

21:28.125 --> 21:31.125
‫پدرت هر روز که میومد خونه
‫بوی گازوئیل میداد

21:31.208 --> 21:33.416
‫حتی بعد از اینکه گفتن کاملا تمیز شده

21:33.500 --> 21:37.833
‫یعنی، فکر میکردم دوستداران محیط زیست طرف ما هستن

21:38.416 --> 21:43.625
‫این محدودیت‌ها، این محدودیت‌های نگهداری
‫که درمورد کاهش جمعیت جریان داره

21:43.708 --> 21:45.125
‫و یهو، یه محدودتی وجود داره

21:45.208 --> 21:48.208
‫ولی نه واسه شرکت نفت، واسه ما.
‫واسه قایق‌‎ها

21:49.041 --> 21:51.291
‫فقط میتونیم اونقدر که اونا میگن
‫صید کنیم؟

21:51.375 --> 21:54.833
‫ولی اونا هیچوقت قایق‌ران نبودن.
‫هیچوقت روی این آب‌ها کار نکردن

21:55.500 --> 21:57.750
‫یعنی، میخوای درمورد کاهش جمعیت حرف بزنی

21:57.833 --> 21:59.708
‫بیا درمورد مردم حرف بزنیم

21:59.791 --> 22:03.416
‫مردم این جزیره،
‫قبلا صدها نفر بودیم

22:04.875 --> 22:06.208
‫حالا فقط یه گروه بیشتر نیستیم

22:08.958 --> 22:11.000
‫اینجا دیگه یه اجتماع نیست، عزیزم

22:11.708 --> 22:12.750
‫یه روحه

22:14.375 --> 22:18.625
‫- پدرت اگه میتونست میومد
‫- حتما، مامان

22:21.916 --> 22:24.500
‫به نظرم این اولین باری هستش که
‫کلانتر حسن...

22:24.583 --> 22:26.500
‫موقع همچین توفانی با ما هستش

22:26.583 --> 22:28.833
‫و با خودم گفتم که همه‏مون میتونیم
‫از یه نظر جدید بهره ببریم

22:29.458 --> 22:30.458
‫ممنون، شهردار

22:30.500 --> 22:32.666
‫هنوزم انگار قراره مستقیم بهمون برخورد کنه

22:32.750 --> 22:34.833
‫خدمات هواشناسی دارن میگن
‫یه توفان بزرگه،

22:34.916 --> 22:37.458
‫پیش‌بینی میشه که فردا شب
‫در بدترین حالت هستش

22:37.541 --> 22:39.750
‫بر فرض که بیاد و اونطوری که میگن باشه،

22:39.833 --> 22:42.708
‫بزرگ‌ترین چیزی که میخوام راجع‌بهش حرف بزنم
‫موجودی سوخت‏مون بود

22:42.791 --> 22:43.625
‫استورج؟

22:43.708 --> 22:46.541
‫آره، مثل همیشه مطمئن میشم که
‫پمپ‌ها خاموش باشن

22:46.625 --> 22:48.083
‫درست قبل از غروب...

22:48.166 --> 22:50.833
‫تا قایق‌ران‎ها بعد از صید
‫بتونن سوخت‌گیری کنن

22:51.416 --> 22:53.434
‫و فرض میکنم که برق مارینا
‫رو هم قطع میکنین؟

22:53.458 --> 22:56.208
‫- اوه، در هر صورت به احتمال زیاد برق رو از دست میدیم
‫- اوه، آره

22:56.291 --> 22:59.958
‫بعد تو فکرم که کلاس‌های اینجا رو در دسترس قرار بدیم
‫تا اگه نیاز بود به عنوان پناهگاه ازشون استفاده کنیم

23:00.041 --> 23:02.250
‫- همیشه میتونیم...
‫- ببخشید

23:02.333 --> 23:05.166
‫تو جدیدی، پس انتظار نمیره که اینو بدونی

23:05.250 --> 23:07.041
‫ولی همیشه کلیسای سنت پاتریک پناهگاهه

23:07.125 --> 23:09.958
‫طبق یه قانون تخت‌خواب سفری می‌چینیم،
‫همیشه همینطور بوده

23:10.041 --> 23:13.208
‫حالا...
‫خب حالا، مرکز تفریحی جدید رو داریم

23:13.291 --> 23:17.666
‫کامل نشده ولی چیزی دیگه نمونده،
‫و اونجا دو برابر آدم جا میشه

23:17.750 --> 23:22.166
‫یعنی، مطمئن نیستم که دو برابر تعداد جا گرفتن
‫تفاوت مادی‌ای ایجاد کنه

23:22.250 --> 23:23.666
‫وقتی حسابش رو بکنی...

23:26.000 --> 23:29.000
‫- عذر میخوام، خانوم کن. اطلاع نداشتم
‫- نیازی به عذرخواهی نیست

23:29.958 --> 23:31.666
‫تو دلیلی نداشتی که اینو بدونی

23:31.750 --> 23:32.583
‫خیلی‏خب، آم...

23:32.666 --> 23:34.750
‫خودت هم تو فکر باش که بیای اونجا،

23:34.833 --> 23:37.625
‫اگه نمیخوای سوار کشتی بشی
‫و به مسجد بری،

23:37.708 --> 23:39.666
‫تو هم باید با ما پناه بگیری

23:39.750 --> 23:41.333
‫و البته، در اونجا کاملا به روت بازه

23:41.958 --> 23:43.625
‫ممنون

23:44.250 --> 23:47.791
‫به همه اطلاع میدیم که اگه اوضاع خراب شد
‫به سنت پاتریک برن

23:47.875 --> 23:49.416
‫اونا اینو میدونن

23:49.500 --> 23:53.500
‫متوجه شدم. حالا، بیاین درمورد قایق‌ها حرف بزنیم.
‫اول میشه ایمن‎سازی مارینا

24:08.000 --> 24:09.958
‫چند وقت یه‌بار باید به شهر بری؟

24:11.625 --> 24:12.958
‫هفته‏ای یه بار

24:13.041 --> 24:14.625
‫وارن، غذا رو بخور

24:14.708 --> 24:18.166
‫اشکال نداره.
‫جلسات الکلی‌های گمنام

24:18.750 --> 24:20.390
‫بخشی از قراره.
‫شرط آزادی مشروطم هستش

24:20.458 --> 24:21.750
‫وارن

24:21.833 --> 24:24.000
‫روزت چطور بود؟
‫مدرسه چطور بود؟

24:24.083 --> 24:27.791
‫خوب بود.
‫خانوم گرین بیشتر درمورد توفان حرف میزد

24:27.875 --> 24:30.208
‫خانوم گرین؟
‫اون پیرزن هنوزم تدریس میکنه؟

24:30.291 --> 24:33.541
‫نه، خانوم گرین پیر بهار پارسال مُرد

24:33.625 --> 24:35.916
‫این خانوم گرین جدیده، دخترش

24:37.791 --> 24:39.071
‫- ارین برگشته؟
‫- اوهوم

24:39.750 --> 24:42.708
‫میخواستم اینو بهت بگم.
‫فقط چند ماهه که برگشته

24:42.791 --> 24:45.333
‫رفته تو خونه پگی زندگی میکنه.
‫شغل قدیمی مادرش رو هم گرفته

24:45.416 --> 24:46.875
‫نمیدونم چند وقت می‌مونه،

24:46.958 --> 24:49.250
‫ولی خیلی خوب بود که
‫یکی به جزیره نقل‌مکان کنه

24:49.333 --> 24:51.541
‫- و اونم یه شخص جوون
‫- آم...

24:51.625 --> 24:54.125
‫از کجا برگشته؟
‫چیکار میکرده؟

24:54.208 --> 24:55.750
‫به گمونم خودت باید ازش سوال کنی

24:56.875 --> 24:58.500
‫خب، یه کاری که میکرده رو میدونیم

24:58.583 --> 25:00.166
‫- وارن
‫- چیه؟ خودش بهمون گفت

25:00.250 --> 25:01.958
‫بعلاوه، کم کم داره نشونش هم میده

25:02.041 --> 25:04.291
‫پس اگه یه راز بوده،
‫دیگه خیلی راز نمی‏مونه

25:04.375 --> 25:06.208
‫موقع فرار کردنش
‫هر اتفاقی که افتاده،

25:06.291 --> 25:09.333
‫الان یه خانوم جوون خوب
‫و یه معلم خوبی شده

25:09.416 --> 25:11.375
‫و ما خوش شانسیم که اون برگشته

25:11.458 --> 25:13.625
‫دختره برگشته.
‫درواقع، فردا می‌بینیش

25:14.208 --> 25:15.892
‫اون هر هفته، درست مثل مادرش...

25:15.916 --> 25:17.101
‫سمت راست، نیمه پشتی می‌شینه

25:17.125 --> 25:19.375
‫- فردا؟
‫- تو کلیسا

25:21.291 --> 25:25.458
‫من برنامه‏‎ای به کلیسا رفتن نداشتم

25:26.625 --> 25:29.541
‫حرف مسخره نزن.
‫معلومه که میای

25:30.166 --> 25:34.583
‫نه اوضاع واسه من عوض شده، مامان.
‫من دیگه اونطوری نیستم

25:36.333 --> 25:41.458
‫خب ببین، مونسنیور پرویت گفت،
‫قبل از اینکه به زیارت بره. گفت...

25:41.541 --> 25:44.625
‫اون یکم واسه سفر کردن پیر نیست؟
‫الان دیگه 80 سالش میشه

25:44.708 --> 25:46.958
‫خب، تمام جماعت کلیسا
‫کمک مالی کردن

25:47.583 --> 25:49.708
‫- تو هفته تو سرزمین مقدس
‫- خدایا

25:49.791 --> 25:52.541
‫خب، اون کل عمرش رو توی جزیره گذروند

25:52.625 --> 25:56.083
‫و فرصت اینکه جا پای مسیح بذاره،
‫تو جای پای واقعیش

25:56.166 --> 25:58.500
‫- آره
‫- با خودمون فکر کردیم که لیاقت اینو داره قبل از اینکه...

25:58.583 --> 26:01.083
‫ولی تعجب کردم که گذاشتن بره،
‫یعنی با توجه به سلامتیش

26:01.166 --> 26:03.291
‫تو باید خیلی خوش شانس باشی که
‫تو سن اون اینقدر سرحال باشی

26:03.375 --> 26:04.500
‫اون داره عقلش رو از دست میده

26:04.583 --> 26:07.250
‫اون روز موقع دست‌گذاری
‫سه‌بار آیین رو متوقف کرد

26:07.333 --> 26:10.173
‫- موقع زنگوله زدن احساس مسخره‌ای داشتم
‫- همه‎‌مون به مشکل میخوریم

26:10.208 --> 26:12.791
‫مردم میدیدنش که شب‌ها
‫واسه خودش بیرون می‌گشته

26:12.875 --> 26:14.083
‫یعنی آخر شب‏ها

26:14.166 --> 26:18.041
‫یعنی، نیمه‏شب. تو مارینا،
‫اسکله‏ها، بقالی

26:18.125 --> 26:20.708
‫تو دیدیش، وارن؟
‫میدونی که اون بوده؟

26:20.791 --> 26:22.916
‫نه، مطمئنم یه پیرمرد 80 ساله دیگه‌ بوده...

26:23.000 --> 26:25.416
‫که کلاه نمدی با کت بلندی که
‫اون همیشه می‌پوشه رو می‌پوشیده

26:25.500 --> 26:28.791
‫حتی اگه اون یکم حواس‌پرت شده باشه

26:28.875 --> 26:31.750
‫به اینجا پیش ما در جزیره تعلق داره

26:31.833 --> 26:35.166
‫نه تو یه‏جور خونه‌ای که
‫اسقف‌نشین براش تعیین میکنه

26:35.750 --> 26:37.375
‫خدا میدونه که کی رو به جاش میفرستن

26:37.958 --> 26:40.083
‫پس اگه ما فقط یکم جورش رو می‌کِشیم...

26:40.166 --> 26:42.517
‫عملاً نصف اوقات ما داریم اونو
‫دور محراب هدایت میکنیم

26:42.541 --> 26:43.583
‫این حقیقت نداره

26:43.666 --> 26:46.458
‫بیخیال.
‫نمیتونی پسرهای خادم کلیسا رو گول بزنی

26:46.541 --> 26:49.250
‫- تو یه توریفری؟
‫- درسته

26:49.333 --> 26:52.250
‫من هیچوقت نمیخواستم
‫به مقام بعد از دستیار کشیش برسم

26:52.333 --> 26:54.916
‫هیچکس از یه خادم کلیسای
‫سیارِ سر به زیر خوشش نمیاد

26:55.000 --> 26:56.750
‫درکل من فقط واسه دخترها خادم بودم

26:56.833 --> 26:58.541
‫میدونی، مَردی که یونیفرم می‏پوشه

26:58.625 --> 27:00.250
‫اوهوم

27:01.041 --> 27:02.041
‫خنده‌دار نیست

27:04.291 --> 27:05.708
‫اصلا خنده‌دار نیست

27:08.375 --> 27:11.833
‫میخوای اینجا سر این میز بشینی،
‫بعد از...

27:13.541 --> 27:15.083
‫بعد از کاری که کردی،

27:16.833 --> 27:18.833
‫و بگی، "اوه، کلیسا واسه من نیست؟"

27:20.333 --> 27:24.958
‫و درمورد پسرهای خادم کلیسا
‫و مونسنیور پرویت جوک بگی؟

27:27.041 --> 27:29.250
‫اوم‌اوم. نه. نه

27:31.250 --> 27:33.083
‫تو فردا میری کلیسا، رایلی

27:33.166 --> 27:35.291
‫- بابا...
‫- و همینطورم یکشنبه‌های بعدش

27:37.041 --> 27:41.166
‫برام اهمیتی نداره که دلت اونجاست نیست
‫یا حال و حوصله‌ش رو نداری

27:41.750 --> 27:44.083
‫میتونی اینو یه شرطه
‫آزادی مشروطت بدونی

28:11.791 --> 28:13.041
‫مونسنیور!

28:16.041 --> 28:17.541
‫مونسنیور!

28:23.583 --> 28:27.083
‫مونسنیور، پس اومدین خونه.
‫خوش برگشتین

28:28.125 --> 28:32.583
‫خیلی خیالم راحت شد که حالتون خوبه.
‫امروز صبح منتظرتون موندم

28:33.166 --> 28:36.000
‫همونطور که توافق کردیم
‫سوار قایق صبح نبودین

28:36.625 --> 28:39.250
‫مطمئنم که فقط فراموش کردین،
‫یکی از...

28:39.958 --> 28:43.250
‫بازم، هیچ نمیدونین چه جلوه‌ای پیدا کردم

28:43.333 --> 28:47.666
‫عین یه همراه مراسم رقص پایان سالِ
‫قال گذاشته شده روی اسکله وایساده بودم

28:47.750 --> 28:51.500
‫و اون کلانتر جدید تو کَت‏تون نمیره

28:51.583 --> 28:53.666
‫عمر شریف، یا هرچی که اسمش هست

28:54.416 --> 28:57.791
‫میخواد مدرسه رو پناهگاه جدید بکنه

28:57.875 --> 28:58.916
‫اوه!

29:57.000 --> 29:58.083
‫کامل مستقر شدی؟

30:00.833 --> 30:02.666
‫آره. مشکلی ندارم

30:04.291 --> 30:09.791
‫اون از زمان حادثه هر روز
‫به سنت پاتریک میره

30:11.166 --> 30:16.041
‫حتی اگه عشاء ربانی‌ای نبود
‫میرفت، برات ذکر رزاری میخوند

30:16.125 --> 30:18.333
‫- هر روز
‫- من...

30:19.166 --> 30:21.708
‫ازش عذرخواهی میکنم، بابا

30:24.583 --> 30:25.583
‫آم...

30:26.458 --> 30:27.958
‫مامانم برام تعریف کرد

30:29.458 --> 30:32.000
‫متاسفم که از زمان ریزش سوخت
‫اوضاع‌تون خیلی سخت بوده

30:35.791 --> 30:38.083
‫پس کلیسا واسه تو نیست، ها؟

30:41.041 --> 30:42.916
‫نه، واسه من نیست

30:45.625 --> 30:46.625
‫آه...

30:47.416 --> 30:50.875
‫پس موقع عشاء ربانی بلند نشو.
‫اینطوری مناسب‏تره

30:52.916 --> 30:56.458
‫با فرض اینکه نرفتی اعتراف کنی،
‫و فرض میکنم که نرفتی

30:59.208 --> 31:00.916
‫این مادرت رو ناراحت میکنه

31:02.000 --> 31:03.833
‫که تقدس‌ها رو قبول نمیکنی ولی...

31:06.708 --> 31:08.500
‫اگه قبول کنی، محترمانه نیست

31:11.000 --> 31:12.000
‫باشه

31:12.458 --> 31:13.500
‫خیلی‏خب

31:20.208 --> 31:21.208
‫شب بخیر

31:31.166 --> 31:32.833
‫خیلی‏خب

31:52.708 --> 31:55.083
‫- گوشی ممنوعه
‫- باشه، باشه

31:55.166 --> 31:56.916
‫نمیخوام صدای اس‌ام‌اس دادنت رو بشنوم

31:57.000 --> 31:58.291
‫میتونم صدای اس‌ام‌اس دادنت رو بشنوم

31:58.833 --> 32:00.500
‫کلانتر صدای همه‏چی رو می‌شنوه

32:01.125 --> 32:02.291
‫باشه، بابا

32:02.375 --> 32:03.375
‫مادرت رو ببوس

32:09.250 --> 32:11.500
‫- شب بخیر، جوون
‫- شب بخیر، پیرمرد

32:17.666 --> 32:20.083
‫فقط ده دقیقه،
‫بعد گوشی رو خاموش میکنی!

32:22.375 --> 32:28.041
‫♪ چه چیزی جزء رحمت تو می‌تواند... ♪

32:28.125 --> 32:33.000
‫♪ قدرت وسوسه‌گر را خنثی کند؟ ♪

32:33.666 --> 32:37.166
‫♪ کسانی که خود را دوست دارند... ♪

32:37.250 --> 32:39.375
‫نترس، مامان.
‫منم

32:40.416 --> 32:41.833
‫اتاقم

32:42.750 --> 32:45.083
‫یه قدم بردار.
‫یه قدم به پایین

32:45.166 --> 32:49.541
‫♪ از طریق ابر و آفتاب ♪

32:49.625 --> 32:54.166
‫♪ خداوند، با من بمان ♪

32:57.291 --> 33:02.625
‫♪ صلیب خود را نگه بدار ♪

33:03.625 --> 33:07.666
‫♪ تا قبل از بسته شدن چشمانم ♪

33:08.541 --> 33:11.791
‫♪ در تاریکی بدرخش ♪

33:12.875 --> 33:19.291
‫♪ و و مرا سمت آسمان‌ها اشاره کن ♪

33:19.791 --> 33:23.916
‫♪ صبح آسمان می‌شکند... ♪

33:24.000 --> 33:30.458
‫♪ و سایه‌های بی‌فایده زمین فرار می‌کنند ♪

33:31.250 --> 33:36.625
‫♪ در زندگی، در مرگ، اوه خداوند ♪

33:36.708 --> 33:42.875
‫♪ با من بمان ♪

33:44.583 --> 33:50.333
‫♪ در زندگی، در مرگ، اوه خداوند ♪

33:50.416 --> 33:56.333
‫♪ با من بمان ♪

34:59.708 --> 35:03.541
‫شب آسمون قرمز باشه،
‫ملوان عشق میکنه

35:04.958 --> 35:06.500
‫صبح آسمون قرمز باشه...

35:06.583 --> 35:09.083
‫- ملوان میترسه
‫- درسته

35:18.041 --> 35:20.333
‫با قایق کمتر از یه ساعت طول کشید

35:20.416 --> 35:23.833
‫شرط می‌بندم توفان اونطوری که میگن بدجور نیست.
‫حس میکنم هیچوقت اونطوری نیستن

35:23.916 --> 35:25.541
‫و بابام جلوی پنجره‏ها تخته نکوبید

35:25.625 --> 35:29.333
‫و اساساً اون واکنش زیاد از حد رو اختراع کرده،
‫پس این باید یه چیزی رو بهت بفهمونه

35:30.291 --> 35:32.750
‫- میخوای کروت‌ها رو پر کنی؟
‫- آره

35:41.333 --> 35:42.333
‫یکی قبلا پرشون کرده

36:09.416 --> 36:11.291
‫صبح بخیر، همگی

36:11.375 --> 36:15.125
‫امروز هفتمین یکشنبه‌ی وقت عادیه

36:15.208 --> 36:17.625
‫سرود آغازین ما
‫"ایمان پدران ما"ست

36:17.708 --> 36:21.250
‫صفحه‌ی 787 کتاب قرمز سرودتون

36:30.791 --> 36:37.708
‫♪ ایمان پدران ما، هنوز زنده‌ست ♪

36:38.416 --> 36:42.333
‫♪ با وجود سیاه‌چال ♪

36:42.416 --> 36:45.958
‫♪ آتش و شمشیر ♪

36:46.041 --> 36:48.541
‫♪ اوه، چطور قلب‌هایمان ♪

36:48.625 --> 36:49.458
‫اون کیه؟

36:49.541 --> 36:53.291
‫♪ با شوخی تند میزند ♪

36:53.916 --> 37:00.875
‫♪ هر موقع که آن کلمه باشکوه را می‌شنویم ♪

37:01.791 --> 37:08.750
‫♪ ایمان پدران ما، ایمان مقدس ♪

37:09.416 --> 37:16.375
‫♪ ما تا مرگ با تو صادق خواهیم بود ♪

37:18.875 --> 37:19.916
‫صبح بخیر

37:20.458 --> 37:23.625
‫میدونم که من کسی نیستم
‫که انتظار داشتین امروز صبح ببینین

37:23.708 --> 37:25.333
‫من پدر پاول هیل هستم

37:25.416 --> 37:30.416
‫و اسقف‌نشین منو فرستادن تا چند هفته
‫جای مونسنیور پرویت رو پر کنم

37:30.500 --> 37:33.458
‫متاسفانه ایشون در سفرشون مریض شدن

37:33.541 --> 37:34.875
‫حالشون خوبه

37:35.458 --> 37:38.916
‫در بیمارستانی در مِی‌لند دارن
‫بهبود پیدا میکنن

37:39.000 --> 37:41.041
‫بهتره بیرون از جزیره باشن،

37:41.125 --> 37:46.041
‫و خب، چند نفر دیگه در سفرشون
‫متوجه وضعیت ایشون شدن، پس...

37:46.708 --> 37:50.250
‫اسقف‌نشین ازم خواسته تا ایشون
‫حالشون کامل خوب میشه، من تشریف بیارم

37:50.333 --> 37:54.166
‫ولی بهتون اطمینان میدم که
‫به هیچ‌وجه جای نگرانی‌ای نیست

37:54.250 --> 37:57.416
‫شما کشیش‌تون رو از دست نمیدین.
‫اینو میتونم بهتون قول بدم

37:57.500 --> 37:59.750
‫این یه وضعیت موقته

37:59.833 --> 38:04.750
‫و کاملا باعث خوشحالی منه که
‫اینجا در سنت پاتریک در کنار شما باشم

38:05.666 --> 38:10.041
‫فقط بدونین، من فقط واسه کمک اومدم
‫و مشتاقم که با همه‏تون آشنا بشم

38:12.333 --> 38:16.250
‫به نام خدا و پسر
‫و روح القدس

38:17.083 --> 38:20.500
‫"رحمت پروردگار ما عیسی مسیح،
‫و عشق خداوند

38:20.583 --> 38:23.083
‫و دوستی روح القدس همراه همه‌ی شما باشد"

38:23.166 --> 38:25.041
‫"او نان را گرفت و از شما تشکر کرد"

38:25.916 --> 38:30.208
‫نان را تکه کرد،
‫به مریدانش داد و گفت

38:30.291 --> 38:33.541
‫همه‌ی شما، این را بگیرید
‫و بخورید"

38:33.625 --> 38:37.708
‫"این جسم من است،
‫که به شما واگذار می‌شود"

38:53.416 --> 38:56.333
‫"هنگامی که شام به اتمام رسید،
‫جام را گرفت"

38:56.916 --> 39:02.125
‫باری دیگر، او از شما تشکر و قدردانی کرد
‫جام را به مریدانش داد گفت،

39:03.250 --> 39:06.166
‫همه‌ی شما، این را بگیرید
‫و ازش بنوشید"

39:06.916 --> 39:11.125
‫"این خون من است،
‫خون عهد جدید و جاودانه"

39:11.208 --> 39:16.625
‫"برای شما و همه ریخته می‌شود
‫تا بلکه گناهان آمرزیده شوند"

39:16.708 --> 39:19.833
‫"این کار را به یاد من انجام دهید"

39:25.083 --> 39:27.000
‫- جسم مسیح
‫- آمین

39:27.083 --> 39:28.625
‫- جسم مسیح
‫- آمین

39:30.208 --> 39:31.125
‫جسم مسیح

39:31.208 --> 39:33.750
‫جسم مسیح.
‫جسم مسیح

39:34.458 --> 39:35.458
‫جسم مسیح

39:43.416 --> 39:45.000
‫- جسم مسیح
‫- رایلی

39:45.583 --> 39:47.541
‫من اینجا میشینم

39:48.666 --> 39:50.706
‫جسم مسیح

39:54.250 --> 39:57.375
‫جسم مسیح.
‫جسم مسیح

39:59.125 --> 40:00.791
‫جسم مسیح، ارین گرین

40:02.666 --> 40:03.826
‫جسم مسیح

40:04.958 --> 40:06.000
‫جسم مسیح

40:06.083 --> 40:08.750
‫خب، البته من دیشب
‫تو کشیش‌خونه دیدمش

40:08.833 --> 40:10.458
‫درمورد کلی چیزها حرف زدیم

40:10.541 --> 40:13.041
‫فقط طرز کار اینجا رو بهش توضیح دادم

40:13.125 --> 40:16.875
‫مونسنیور اونو خیلی دوست داره
‫و دلیلش برام مشخصه

40:16.958 --> 40:19.500
‫- لیزا اسکاربورو!
‫- اسمم رو از کجا میدونی؟

40:19.583 --> 40:21.208
‫مونسنیور همه‏چی رو درموردت بهم گفته

40:21.291 --> 40:24.958
‫گفت که تو عشاء ربانی روزانه می‌بینمت
‫و ممکنه فقط ما دو نفر باشیم

40:25.041 --> 40:28.583
‫پدر. وید اسکاربورو.
‫همسرم، دالی

40:28.666 --> 40:31.875
‫- خیلی از آشنایی‌تون خوشحالم
‫- البته، آقای شهردار، خانوم شهردار

40:31.958 --> 40:34.416
‫خیلی عذر میخوام که
‫اینطوری سورپرایزتون کردم

40:34.500 --> 40:36.875
‫اسقف‌نشین قرار بود
‫مستقیماً باهاتون تماس بگیرن

40:36.958 --> 40:38.017
‫لطفا، منو وید صدا کن

40:38.041 --> 40:40.708
‫عجب، خیلی خوشحالم که
‫چهره‌ی جدیدی میبینم

40:40.791 --> 40:43.250
‫به پات خوش اومدی،
‫به چیزی که ازش باقی مونده

40:43.333 --> 40:44.333
‫کراک پات!

40:44.416 --> 40:46.458
‫آره خب، نام مستعار بامزه‌ایه، آره

40:46.541 --> 40:51.083
‫ولی میدونی، حقیقت داره.
‫ما یه ظرف درهم‌برهم هستیم، یه کیف اشیاء کوچیک...

40:51.666 --> 40:53.026
‫- حتی یه پیناتا
‫- اوهوم

40:53.500 --> 40:55.541
‫تنوع کامل از طعم‌های مختلف

40:55.625 --> 40:59.041
‫که همش داره توسط یه چوبِ بزرگ ناجور
‫بهش کوبیده میشه

40:59.125 --> 41:01.458
‫بدون شک خوشحالیم که
‫تو رو به خورشت‌مون اضافه کردیم

41:01.541 --> 41:04.000
‫- انی فلین، پدر
‫- انی فلین

41:04.083 --> 41:06.291
‫- و این شوهرم اِد هستش
‫- اِد فلین

41:06.375 --> 41:07.375
‫پدر

41:08.250 --> 41:10.625
‫و متوجه شدم که موقع عشای ربانی جلو نیومدی

41:13.416 --> 41:15.458
‫چه ساکت شد، مگه نه؟

41:16.166 --> 41:18.125
‫پسرم رایلی، اون...

41:18.208 --> 41:21.000
‫در حال حاضر دقیقا مورد رحمت قرار نگرفتم

41:21.083 --> 41:22.916
‫هی ببین، به نظرم این عالیه

41:23.000 --> 41:27.000
‫کاشف به عمل اومد که منم زیاد
‫به درد اونایی که مورد رحمت قرار دارن نمیخورم

41:27.083 --> 41:29.416
‫مسیح،

41:29.500 --> 41:33.125
‫اونم اونقدر به اونجور آدم‌ها علاقه‌مند نبود

41:33.208 --> 41:35.708
‫نه، به نظر میومد ایشون صاف
‫میرفتن دنبال کسایی که...

41:35.791 --> 41:37.333
‫در رحمت قرار نداشتن

41:38.666 --> 41:42.125
‫معلوم شد که اونا آدم‌های موردعلاقه‏اش بودن.
‫اونا رو دوست خطاب میکرد

41:42.875 --> 41:44.875
‫آره، میتونیم با همین پیش بریم

41:46.541 --> 41:49.666
‫آره، به کراک پات خوش اومدی

41:52.833 --> 41:55.666
‫سورپرایز خوبی بود که
‫دوباره ترجمه قدیمی رو شنیدیم

41:55.750 --> 41:58.541
‫- چند وقت میشه که اونو نشنیدیم، ده سال؟
‫- آره

41:58.625 --> 42:00.166
‫نمیدونستیم که هنوزم این کارو میکنین

42:00.250 --> 42:04.083
‫متوجه شدین، ها؟ میدونم، کتاب دعای جدید
‫به زبان لاتین اصلی نزدیک‌تره، ولی...

42:04.166 --> 42:05.958
‫به، به، به

42:08.000 --> 42:09.625
‫پسریه که از اینجا رفت

42:09.708 --> 42:13.333
‫نه، به نظرم تویی که گذاشتی رفتی

42:14.208 --> 42:16.041
‫من فقط گوسفند سیاه این جمع‌ام

42:16.750 --> 42:17.958
‫میتونم تا خونه همراهیت کنم؟

42:18.875 --> 42:20.958
‫آره. بیا بریم

42:30.750 --> 42:31.833
‫تو کجا بودی؟

42:33.250 --> 42:35.625
‫نیویورک.
‫شمال نیویورک

42:37.125 --> 42:38.208
‫حدس زده بودم

42:39.166 --> 42:44.708
‫یعنی، وقتی فرار کردی رفتی
‫موضوع بحث‌های زیادی بود

42:45.583 --> 42:48.583
‫خیلی از آدم‌ها فرضیه‌هایی داشتن
‫و بیشترشون هالیوود بودن

42:49.875 --> 42:51.375
‫ولی اونجا یکی از حدس‏های من بود

42:51.458 --> 42:52.458
‫چرا؟

42:53.500 --> 42:54.666
‫پل‌های سرپوشیده

42:57.416 --> 42:59.291
‫- یادت میاد؟
‫- اوهوم

42:59.375 --> 43:01.583
‫نیم عمر پیش‌مون اونو بهت گفتم

43:04.458 --> 43:05.708
‫از اونجا شروع نکردم

43:06.875 --> 43:09.083
‫رفتم جنوب، بعد رفتم غرب

43:09.708 --> 43:13.708
‫و یه مدت تو آستین بودم.
‫و به یه گروه راک ملحق شدم

43:13.791 --> 43:14.809
‫شوخی میکنی

43:14.833 --> 43:16.291
‫خیلی احمق بودم

43:16.875 --> 43:17.875
‫آم...

43:18.625 --> 43:20.583
‫- خب، به گمونم هر دومون احمق بودیم
‫- هوم

43:21.375 --> 43:26.083
‫ما رو ببین، برگشتیم جایی که شروع کردیم.
‫تنها جایی که قسم خوردیم هرگز موندگار نشیم

43:28.875 --> 43:29.916
‫تو چی؟

43:31.708 --> 43:32.916
‫شیکاگو

43:33.833 --> 43:35.291
‫- ولی تو گروه راک نبودم
‫- هوم

43:35.916 --> 43:39.958
‫فقط مسائل مالی.
‫رفتم مدرسه، زیادی پارتی میرفتم

43:40.041 --> 43:40.916
‫شوکه شدم

43:41.000 --> 43:43.333
‫کلی پول در آوردم.
‫تا یه مدت کم

43:44.458 --> 43:47.500
‫سهام، بعد یه شرکت نوپا.
‫ولی بعد همه...

43:49.208 --> 43:50.375
‫همه‌اش از بین رفت

43:52.375 --> 43:55.708
‫- ازدواج کردی؟
‫- نه، نه. تو؟

43:57.875 --> 44:00.375
‫آره. یعنی، بطور فنی...

44:01.000 --> 44:03.875
‫ولی تموم شد.
‫اونم داستانش درازه

44:09.791 --> 44:11.458
‫تعجب کردم که تو کلیسا دیدمت

44:13.500 --> 44:14.958
‫آره، منم همینطور

44:16.708 --> 44:19.583
‫عمراً حدسش رو میزدم،
‫ولی برام خوب بوده

44:21.125 --> 44:24.000
‫دیدم موقع دریافت تقدس‌ها جلو نیومدی

44:25.250 --> 44:27.875
‫خنده‌داره، بیشتر آدم‌ها تو زندان
‫مسیح رو پیدا میکنن

44:27.958 --> 44:29.708
‫خب، تو همیشه راه خودت رو رفتی

44:30.375 --> 44:31.958
‫آره، ولی بخاطر این نبود

44:34.125 --> 44:36.750
‫همون شب اول انجیل رو پرت کردم.
‫ولی...

44:37.791 --> 44:39.125
‫فوری نبود

44:41.125 --> 44:43.333
‫رفتم جستجو کردم.
‫واقعا میگم

44:44.541 --> 44:47.500
‫اونجا کلی وقت واسه مطالعه داری
‫و من همه‏شون رو خوندم

44:47.583 --> 44:52.041
‫تورات، قرآن، تلمود، دائو ده جینگ

44:52.750 --> 44:56.125
‫یهودیت، بودایی، اسلام، جِینیسم

44:57.416 --> 45:00.166
‫با خودم گفتم اگه دنبال خدا میگردم،
‫باید همه‌جا رو بگردم

45:02.291 --> 45:03.750
‫از اون وضع یه خداناباور بیرون اومدم

45:04.541 --> 45:05.541
‫چی؟

45:06.125 --> 45:09.458
‫مثلا من باید کافره بی‌خدا باشم
‫و تو پسر خادم کلیسایی

45:09.541 --> 45:11.375
‫مامانم اینا رو باور نمیکرد

45:12.916 --> 45:14.250
‫و تو حامله‏‎ای

45:15.791 --> 45:17.041
‫آره، هستم

45:20.541 --> 45:21.541
‫شرط می‌بندم عجب داستانیه

45:23.458 --> 45:24.625
‫هم هست و هم نیست

45:26.375 --> 45:27.750
‫پا کوچولو زندگیم رو نجات داد

45:37.333 --> 45:40.291
‫امروز عصر چیزه‏ دیگه‌ای نیاز دارین، پدر؟

45:40.375 --> 45:41.916
‫برای توفان یا...

45:42.000 --> 45:44.458
‫اوه. نه. نه، ممنون، خانوم کین

45:46.958 --> 45:48.333
‫میشه سوالی ازتون بپرسم؟

45:49.250 --> 45:50.958
‫منو ببخشید، نمیخوام...

45:52.041 --> 45:54.916
‫مسئله اینه که امروز یه لباده‌ی طلایی پوشیدین

45:56.583 --> 45:57.916
‫بله، همینطوره

45:58.625 --> 46:01.791
‫این لباس برای روزهای جشن
‫و خاص...

46:02.708 --> 46:05.083
‫نباید امروز لباس سبز باشه؟

46:06.041 --> 46:10.541
‫ما در وقت عادی هستیم.
‫هفتمین یکشنبه وقت عادی هستش

46:11.750 --> 46:15.666
‫نه، متاسفانه نتونستم امروز صبح
‫لباده‌ی سبز رو پیدا کنم

46:15.750 --> 46:18.000
‫شاید مونسنیور پرویت،

46:18.083 --> 46:22.291
‫با توجه به حالت عقلانی قبل از رفتن‌شون
‫یه‌جای غیرعادی گذاشتنش

46:23.041 --> 46:25.916
‫فقط با خودم گفتم این بهتر از پیژامه‌ی منه

46:27.125 --> 46:30.541
‫راستش رو بخواین،
‫انتظار نداشتم کسی متوجه بشه

46:30.625 --> 46:33.333
‫خب، در آینده
‫اگه مشکلی بود بهم بگین

46:33.416 --> 46:37.208
‫من واسه همین اینجام.
‫بازم میتونم لباده سفارش بدم

46:37.291 --> 46:41.916
‫مطمئنم که میتونم پیداش کنم.
‫فقط یکم وقت نیاز دارم تا همه کمدها رو باز کنم

46:42.583 --> 46:43.583
‫البته

46:45.208 --> 46:46.416
‫این عالی بود

46:47.416 --> 46:50.625
‫عصر خوبی داشته باشین، پدر.
‫خوشحالم که شما اینجایین

46:50.708 --> 46:52.250
‫اوه، ممنون

46:52.750 --> 46:53.833
‫و همچنین

46:58.333 --> 47:01.625
‫باید عجیب باشه،
‫یعنی، وقتی اون مُرده اونجا زندگی کنی؟

47:02.250 --> 47:05.625
‫خیلی بهتر از موقعیه که اینجا بود.
‫تو خونه می‌مونی؟

47:06.791 --> 47:07.791
‫اوه، آره

47:09.000 --> 47:10.375
‫حتما حس عجیبی داره

47:11.250 --> 47:15.041
‫- اتاق کوچیک، تخت ست بچه‌گانه
‫- راستش، یه‌جورایی بهش عادت کردم

47:16.708 --> 47:22.791
‫پس، منظورم اینه که
‫تو برگشتی اینجا

47:24.000 --> 47:26.583
‫یعنی، عمداً برگشتی اینجا

47:27.875 --> 47:28.875
‫چرا؟

47:33.333 --> 47:34.375
‫حالت چطوره، رایلی؟

47:37.208 --> 47:38.125
‫بد نیستم

47:38.208 --> 47:41.416
‫نه منظورم اینه که، حال تو چطوره؟

47:48.416 --> 47:49.500
‫نمیدونم

47:51.125 --> 47:52.166
‫یه‏جورایی...

47:54.291 --> 47:57.166
‫مسئله هم همینه.
‫نمیدونم. والا نمیدونم

47:58.875 --> 48:01.791
‫یعنی، تو زندون راحت بود.
‫کارهایی واسه انجام دادن بود، میدونی

48:01.875 --> 48:04.833
‫شمُردن روزها، شمُردن حبست،
‫خوردن، خوابیدن، کتاب خوندن

48:04.916 --> 48:10.208
‫همه اینا با دقت برات شرح داده شده.
‫تنظیم شده. ولی اینجا...

48:12.416 --> 48:13.500
‫اینجا...

48:18.875 --> 48:19.875
‫من هیچی ندارم

48:21.125 --> 48:22.750
‫چیه، قراره کار پیدا کنم؟

48:23.958 --> 48:26.791
‫برم مدرسه؟
‫من نه پول دارم، نه چشم‌اندازی به آینده، فقط...

48:33.541 --> 48:36.375
‫فقط الان وجود دارم

48:39.291 --> 48:40.458
‫همین. من...

48:42.500 --> 48:45.083
‫اصلا هیچ هدفی ندارم

48:50.000 --> 48:52.875
‫فقط تو خونه والدینم نشستم،
‫نفس میکشم،

48:54.583 --> 48:57.833
‫و و هیچ فایده‌ای برای کسی ندارم.
‫فقط...

49:02.291 --> 49:03.291
‫زندگی میکنم

49:07.041 --> 49:10.291
‫و این بدترین بخشش هستش،
‫چون من نباید زنده باشم، ارین

49:16.125 --> 49:17.125
‫پس نمیدونم

49:19.625 --> 49:20.791
‫اینجا چیکار کنم

49:21.416 --> 49:23.250
‫بخورم. بخوابم

49:25.041 --> 49:26.750
‫لعنت، نمیدونم

49:29.125 --> 49:32.333
‫الان برم خونه، شام بخورم
‫منتظر بمونم تا توفان بگذره

49:32.416 --> 49:33.791
‫همین

49:35.208 --> 49:36.208
‫همین کار رو بکن

49:36.875 --> 49:39.208
‫توفان امشب رو بگذرون،
‫و بعد فردا...

49:42.083 --> 49:45.250
‫می‌بینی فردا چی برات داره.
‫یه پروژه دیگه پیدا میکنی

49:49.625 --> 49:50.666
‫متاسفم

49:53.458 --> 49:55.041
‫واسه سختی‏ای که کشیدی

49:57.208 --> 49:58.750
‫واقعا خیلی متاسفم

50:41.166 --> 50:42.166
<i>‫ پس فقط... </i>

50:42.833 --> 50:44.666
‫فقط این یکیه.
‫فقط این بزرگه

50:44.750 --> 50:47.500
‫کوچیک‌ها رو میتونم جایگذین کنم،
‫ولی فقط این یکیه

50:49.583 --> 50:51.458
‫باشه.
‫خیلی‏خب

52:01.333 --> 52:04.291
‫- چه اتفاقی داره میوفته؟
‫- مامان، طوری نیست

52:25.583 --> 52:27.809
‫قسم میخورم اون بیرونه،
‫فقط توی ساحل قدم میزنه

52:27.833 --> 52:30.000
‫چی؟
‫نه، اون تو شهره

52:30.083 --> 52:31.403
‫خیلی‏خب، شاید برگشته

52:31.458 --> 52:34.000
‫و بی‌اختیار سرگردون شده،
‫یکی از اون حالت‌ها بهش دست داده

52:34.083 --> 52:36.458
‫- من چیزی نمی‌بینم
‫- من نمی‌بینمش

52:36.541 --> 52:39.583
‫نه قسم میخورم، همون کلاه، همون کت.
‫لباسش رو می‌شناسم و خودشه

52:39.666 --> 52:41.208
‫نه، اون تو شهره

52:42.458 --> 52:43.500
‫اون پرویت‌ـه

52:43.583 --> 52:46.125
‫عزیزم، چشم‌هام مثل قبل نیستن
‫پس نمیتونم...

52:54.875 --> 52:55.875
‫پدر پرویت!

52:57.833 --> 52:59.041
‫مونسنیور!

53:02.750 --> 53:05.541
‫مونسنیور!
‫مونسنیور!

53:14.791 --> 53:15.791
‫پدر!

53:57.041 --> 53:58.401
‫تلفن‌ها هنوز قطعن

53:59.750 --> 54:03.041
‫فقط باید بریم به کشیش‌خونه
‫و اینو حلش کنیم

54:03.125 --> 54:04.791
‫مطمئن بشیم که حالش خوبه

54:04.875 --> 54:07.041
‫به هرحال باید به قایق سر بزنم

54:53.243 --> 54:55.783
‫بابا. اون چیه؟

54:55.999 --> 55:02.958
« Stef@n | تــرجمه از تـورج پاکاری »
Email: tooraj1111@gmail.com

55:02.999 --> 55:09.958
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
ValaMovie.com
