WEBVTT

00:00.669 --> 00:09.426
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:09.450 --> 00:12.264
‫آنچه در شهردار «کینگزتاون» دیدید...

00:12.297 --> 00:13.890
‫بانی اسحله جابجا می‌کنه

00:13.914 --> 00:15.850
‫سلاح‌های نظامی با ارزشِ میلیونی

00:16.232 --> 00:17.579
‫می‌خوای براش کمین کنم؟

00:19.201 --> 00:20.823
‫می‌خوام از اینجا بری

00:20.961 --> 00:22.445
‫برات یه زندگی می‌خرم

00:23.688 --> 00:25.932
‫من عاقبتم مثل یکی از اون دخترها نمیشه

00:25.932 --> 00:27.445
‫اون زنه چی داره؟

00:27.469 --> 00:29.383
‫نگاه مامانم دقیقاً عینِ اون بود

00:31.182 --> 00:33.564
‫از کجا می‌دونستن هدفشون توی حیاط بوده؟

00:37.844 --> 00:38.999
‫دو هفته وقت داری

00:39.252 --> 00:40.667
‫اگه استعفات به دستمون نرسه،

00:40.667 --> 00:42.496
‫- از کار برکنارت می‌کنیم
‫- نه، من...

00:42.496 --> 00:43.545
‫- من تلاش کردم...
‫- شرمنده‌ام

00:43.569 --> 00:45.397
‫- احساس می‌کنم...
‫- نه، نه، کیرم توی شرمندگیت

00:45.421 --> 00:47.363
‫تو باید آروم بگیری.
‫الان خودت نیستی.

00:47.363 --> 00:49.718
‫- خفه خون بگیر!
‫- من پرونده موریسی رو ول نمی‌کنم

00:49.742 --> 00:51.261
‫یه نفر سعی کرد کار درست رو بکنه

00:51.285 --> 00:53.221
‫- رابرت کشتش
‫- ما این رو نمی‌دونیم

00:53.245 --> 00:55.724
‫اون تهاجم به خونه نبود

00:56.266 --> 00:57.684
‫کارت خوب بود، چارلی

00:58.268 --> 01:00.103
‫مرد روی ایوان چی؟

01:01.001 --> 01:02.439
‫اون لعنتی بهم حمله کرد

01:06.110 --> 01:09.195
‫- مایلو
‫- متأسفم، رومن، یه مدت زنده لازمت دارم

01:16.534 --> 01:19.399
‫روزی که محکوم شدم میریام به دادگاه اومد

01:20.511 --> 01:22.917
‫اتهاماتم سنگین‌تر از اون بودن که
‫خطر محاکمه رو به جون بخرم،

01:22.941 --> 01:24.941
‫پس اقرار به گناهکاری کردم

01:26.475 --> 01:28.926
‫میریام اون روز اومد

01:29.029 --> 01:32.481
‫و بعدش فقط یه بار توی زندان به ملاقاتم اومد

01:34.000 --> 01:35.691
‫اون فقط یه ملاقات لازم داشت

01:35.795 --> 01:38.004
‫چون فقط یه چیز برای گفتن داشت

01:39.799 --> 01:41.870
‫اون بهم گفت دوام بیارم

01:46.314 --> 01:48.234
‫میریام زندان‌ها رو می‌شناخت

01:48.258 --> 01:50.028
‫با هردو طرفِ اون دیوارها آشنا بود

01:50.533 --> 01:53.122
‫اون می‌دونست تلاش برای بقا یعنی چی

01:53.873 --> 01:56.980
‫اون بهم اجازه می‌داد براش غریبه بشم

01:57.118 --> 02:00.846
‫اون می‌گفت: «تبدیل به یه موجود ناشناس شو»

02:03.124 --> 02:04.815
‫من به اون نصیحت عمل کردم

02:07.266 --> 02:10.131
‫نمی‌دونستم آزاد کردن من اشتباه بود یا نه

02:12.271 --> 02:15.101
‫هیچکس نمی‌دونست داره
‫چه موجودی رو آزاد می‌کنه

02:15.101 --> 02:17.518
‫من توی زندان یه کارهایی کردم

02:18.864 --> 02:21.729
‫طبق بیشتر معیارهای اخلاقی، شر بودن

02:21.729 --> 02:24.283
‫طبق معیارهای اخلاقی مادرم

02:25.230 --> 02:27.390
‫ولی آیا اون کارها من رو شرور کردن؟

02:31.877 --> 02:34.535
‫روزی که از زندان اومدم بیرون،
‫خانواده‌ام به استقبالم اومدن.

02:34.638 --> 02:36.709
‫میریام به استقبالم اومد

02:37.883 --> 02:41.542
‫اون بغلم کرد انگار عملی برای آمرزش بود

02:43.785 --> 02:47.099
‫بخشش برای گناهکار

02:48.376 --> 02:50.205
‫و من فکر کردم شاید...

02:50.309 --> 02:52.725
‫شاید بتونم این پوست رو بندازم

02:58.213 --> 03:01.182
‫شاید بتونم به خودم برگردم

04:00.517 --> 04:12.137
‫« ترجمه از سینـا صداقت »
‫.:: SinCities ::.

04:13.713 --> 04:17.659
‫[دوازده ساعت قبل]

04:20.200 --> 04:22.858
‫امروز تمام کارها رو راست و ریس می‌کنیم، بانی

04:23.686 --> 04:25.240
‫آره

04:25.343 --> 04:29.140
‫شرایط به نفع ماست،
‫ولی بازم آدم‌هام رو به خطر میندازم.

04:29.140 --> 04:31.246
مسیرتون رو به روس‌ها خبر میدم

04:32.247 --> 04:34.387
‫ولی وانمود می‌کنم مقصد رو نمی‌دونم

04:34.490 --> 04:36.182
‫می‌دونی می‌خوای اون رو به کجا بکشونی؟

04:36.182 --> 04:38.080
‫آره. آره، یه جایی دارم

04:38.218 --> 04:40.255
‫یه کارخونه‌ی ذوب‌آهن پایین روده

04:41.635 --> 04:43.637
‫اون مادرجنده‌ها رو گیر میندازیم

04:43.637 --> 04:45.329
‫از سه جهت بهشون شلیک می‌کنیم

04:45.329 --> 04:46.571
‫خب، اگه اوضاع بهم ریخت،

04:46.709 --> 04:48.470
‫به پلیس خبر میدم کجا رو هدف بگیرن

04:48.470 --> 04:50.472
‫تمام خلافکارهای روس از پا در میان

04:50.472 --> 04:51.991
‫این غنیمته

04:51.991 --> 04:53.509
‫برای پلیس‌ها و برای دادستان

04:53.613 --> 04:55.511
‫کنستانتین؟

04:55.615 --> 04:56.858
‫من ترتیبش رو میدم

04:56.858 --> 04:59.446
‫چیه، دست‌هات رو کثیف می‌کنی، مایک؟

05:03.140 --> 05:06.039
‫هیچی نمی‌تونه خون رو
‫از این دست‌ها بشوره، بانی

05:12.390 --> 05:14.427
‫خیلی خب

05:14.530 --> 05:16.049
‫خب، بعدش عاقبتِ ما چی میشه،

05:16.049 --> 05:17.706
‫وقتی گرد و خاک خوابید؟

05:17.706 --> 05:19.052
‫ما؟

05:19.156 --> 05:20.778
‫آره

05:21.675 --> 05:23.022
‫این محدوده‌ی خیلی زیادیه

05:23.022 --> 05:25.127
کلی فرصت برای جاه‌طلبی اون بیرونه

05:25.231 --> 05:28.475
‫ولی دقیقاً فراتر از افق نیست، مگه نه، بانی؟

05:28.579 --> 05:30.823
حد و مرزهامون رو رعایت کن

05:31.893 --> 05:33.964
‫آره

05:34.827 --> 05:37.381
‫وقتی خطوط قرمز رو رد کنی...

05:37.484 --> 05:39.038
‫هیولاهایی منتظرت هستن

05:39.038 --> 05:42.420
‫هیولاهایی بزرگ‌تر از خودت که
‫می‌خوان دار و ندارت رو بگیرن

05:46.873 --> 05:49.358
‫به کینگزتاون راضی باش

05:55.399 --> 05:57.470
‫تو چی؟

05:58.402 --> 06:00.611
‫من به یه جور آرامش می‌رسم

06:01.508 --> 06:03.372
‫با این که پیچیده‌ست، ولی...

06:05.409 --> 06:07.860
‫عاقبتِ ما اینجوری میشه

07:36.707 --> 07:38.543
‫یعنی، خیلی مسخره بود

07:38.567 --> 07:41.367
‫یه لحظه غافل شدم
‫و اون بهم حمله کرد

07:41.367 --> 07:43.093
‫خب، شانس آوردی که
تفنگنت در دسترس بود

07:43.231 --> 07:45.198
‫اصلاً یادم نمیاد چجوری تفنگم رو کشیدم

07:45.198 --> 07:47.097
‫اون فقط از روی غریزه بود

07:47.235 --> 07:49.168
‫فقط همین بود، یعنی...

07:49.168 --> 07:51.032
‫من غفلت کردم

07:51.135 --> 07:53.862
‫ببین، ما چیزهایی رو که لازمه داریم

07:53.862 --> 07:56.071
‫تیراندازی از این تمیزتر نمیشه، درسته؟

07:56.175 --> 07:58.211
‫تا آخر هفته حل و فصلش می‌کنیم

07:58.211 --> 08:00.593
‫- خیلی خب، ممنون
‫- آره

08:10.258 --> 08:11.811
‫سلام، ایان

08:11.914 --> 08:13.709
‫- سلام
‫- یه لحظه وقت داری؟

08:13.813 --> 08:16.789
‫بله، خانم دادستان، کلی کاغذبازی دارم

08:17.023 --> 08:18.783
‫آره، می‌دونم چجوریه

08:19.957 --> 08:22.580
‫و چرا هر بار که می‌بینمت

08:22.604 --> 08:24.893
‫فکر می‌کنم باید به نماینده اتحادیه‌ام زنگ بزنم؟

08:28.414 --> 08:29.760
‫عه...

08:30.933 --> 08:34.523
‫چند دفعه چارلی ریوز رو به این اردوها بردی؟

08:34.627 --> 08:36.284
‫همین الان به این بچه‌ها گفتم

08:36.387 --> 08:38.331
‫می‌دونی، شاید شیش هفت باری شده؟

08:38.355 --> 08:40.428
‫- هفت بار
‫- خیلی خب

08:40.452 --> 08:42.398
‫تو هفت بار از انکر بی بردیش بیرون، آره

08:42.422 --> 08:44.817
‫شیش بار برای جستجو و پیدا کردن
‫بقایای قربانی‌ها

08:44.841 --> 08:47.045
‫- بار سوم بردیش دندون‌پزشک
‫- آره، آره

08:47.148 --> 08:48.494
‫دندون‌پزشک. آره، خودش ازم خواست

08:48.598 --> 08:50.300
‫مگه سازمان زندان‌ها برنامه دندانپزشکی نداره؟

08:50.324 --> 08:51.843
‫دندون‌هاش داغون بودن

08:51.843 --> 08:55.191
‫آره، یعنی، اون سنگ‌های حیاط رو می‌خورد

08:55.191 --> 08:56.709
‫اونا داغون بودن. اون ازم درخواست کرد

08:56.813 --> 08:58.539
‫من با این عوضی رابطه داشتم

08:58.642 --> 09:01.266
‫می‌دونی روزی که اون رو بردی دندون‌پزشک
‫چه اتفاقی افتاد؟

09:02.129 --> 09:04.925
‫چی. خبر ندارم. چی؟

09:06.098 --> 09:08.204
‫موریسی به قتل رسید

09:09.981 --> 09:11.707
‫خیلی خب، اولاً، کونِ لقت اِولین

09:11.707 --> 09:13.471
‫چند وقته همدیگه رو می‌شناسیم،
‫همچین فکری در موردم می‌کنی؟

09:13.524 --> 09:16.933
‫- من اصلاً سؤال نپرسیدم
‫- واقعاً انقدر تشنه‌ی مقام هستی؟

09:16.957 --> 09:18.101
‫چون این ناامیدکننده‌ست

09:18.125 --> 09:20.436
‫این تهمتِ مسخره رو بهم می‌زنی؟

09:20.460 --> 09:23.143
‫می‌دونی من چیکار می‌کنم؟
‫این خانواده‌ها رو از بلاتکلیفی در میارم.

09:23.281 --> 09:25.662
‫این کاری بود که کردم، باشه؟
‫پس لقِ این حرف‌ها.

09:57.729 --> 10:00.180
‫چیه؟ نیست؟ باشه

10:01.353 --> 10:03.079
‫- هی، ایان
‫- هوم؟

10:03.079 --> 10:04.908
‫هی، یه جسد کنار راه‌آهن داریم

10:04.908 --> 10:06.738
‫به نظر میاد آدمکشی بوده

10:06.738 --> 10:08.119
‫- عالی شد
‫- آره

10:08.119 --> 10:09.327
‫آره. کینو

10:09.430 --> 10:12.054
‫- خوبی؟
‫- آره

10:20.269 --> 10:22.340
‫کیر توش

10:30.865 --> 10:32.143
‫اون مُرده؟

10:32.143 --> 10:35.077
‫خب، رومن اهل قطع ارتباط نیست

10:40.634 --> 10:42.705
‫شاید فرار کرده

10:43.533 --> 10:45.811
‫از چی؟ و به کجا؟

10:46.606 --> 10:49.317
‫یعنی، به تو بلیتِ طلایی پیشنهاد شد،
‫ولی تو موندی.

10:51.886 --> 10:54.544
‫رومن هیچوقت در بند من نبوده

10:55.531 --> 10:57.992
‫وفاداریش غیر قابل درک بود

11:00.964 --> 11:02.311
‫بیا

11:10.042 --> 11:11.975
‫اگه مُرده...

11:11.975 --> 11:13.839
‫فرار می‌کنیم؟

11:13.839 --> 11:15.703
‫می‌مونیم؟

11:16.670 --> 11:18.706
‫من کجا رو دارم برم؟

11:20.398 --> 11:21.847
‫یعنی، تو آزادی

11:21.847 --> 11:23.608
‫من در بندم

11:26.024 --> 11:30.442
‫مسئله مُردن یا نمردن رومن نیست،
‫مسئله اینه که کی اون رو کشته؟

11:30.580 --> 11:34.403
‫حالا، منطق میگه انتقامی بوده که گرفته شده

11:34.427 --> 11:37.518
‫می‌دونی، کارِ آریایی‌ها یا بانی واشنگتن بوده

11:37.518 --> 11:39.934
‫این منطقیه

11:43.179 --> 11:45.837
‫خودت چه احساسی می‌کنی؟

11:46.838 --> 11:49.151
‫احساس می‌کنم؟

11:49.877 --> 11:53.224
‫به خودم اجازه نمیدم
‫احساسی داشته باشم

11:55.674 --> 11:58.160
‫نه، باید به کارمون رسیدگی کنیم

11:59.471 --> 12:04.131
‫ما کارمون رو انجام می‌دیم
‫تا تمام کار تموم شه

12:05.581 --> 12:07.445
‫لعنتی

12:37.739 --> 12:38.809
‫سلام

12:39.810 --> 12:41.984
‫ببین، یه چیزی هست که باید باهات
‫در موردش حرف بزنم، مایک

12:42.088 --> 12:43.469
‫- پس حرف بزن
‫- اینجا نه

12:43.469 --> 12:45.850
‫ولی بذار ازت بپرسم...
‫از آیریس خبر داری؟

12:45.988 --> 12:46.886
‫از دیروز نه

12:46.989 --> 12:48.508
‫باید ردش رو بزنیم، مایکی

12:48.612 --> 12:52.650
‫من این عوضی رو میارم پایین،
‫ولی احساس می‌کنم آدمِ کنستانتینه.

12:52.754 --> 12:54.204
‫خدایا!

13:00.370 --> 13:02.950
‫این روزها بیشتر و بیشتر تلاش می‌کنن
‫تا خودشون رو نشون بدن

13:03.124 --> 13:05.156
‫این بدبختِ بیچاره رو شکنجه کردن

13:05.180 --> 13:07.700
‫حسابی براش وقت گذاشتن

13:19.125 --> 13:21.817
‫- انتقامِ آریایی‌هاست؟
‫- یعنی، فکر نکنم

13:21.921 --> 13:23.025
‫یعنی، ماسکِ گاز...

13:23.129 --> 13:24.648
‫اون تکنیکِ شکنجه‌ی گولاکه

13:24.648 --> 13:26.063
‫ماسک رو می‌زنن روی صورتش،

13:26.087 --> 13:27.767
‫دست‌هاش رو پشتش می‌بندن
‫و هوا رو قطع می‌کنن

13:27.791 --> 13:29.185
‫کارِ روس‌هاست

13:29.209 --> 13:32.897
‫آخه تو فکر می‌کنی کنستانتین
‫با آدمِ خودش همچین کاری می‌کنه؟

13:34.830 --> 13:37.212
‫نه، جسدهای دیگه‌ای که به جا گذاشته
‫تر و تمیز کشته شده بودن

13:37.316 --> 13:39.456
‫- آره
‫- یعنی، تمیز بودن

13:39.456 --> 13:41.182
‫این...

13:41.182 --> 13:43.356
‫این کارِ اون نبوده

13:48.223 --> 13:49.880
‫یالا، بیا بریم

14:22.395 --> 14:24.397
‫- مایک
‫- کنستانتین

14:27.089 --> 14:30.621
‫خب، آدمت مُرده

14:30.886 --> 14:32.094
‫رومن

14:33.199 --> 14:35.167
‫آره، گمون می‌کردیم

14:36.271 --> 14:37.548
‫کارِ آریایی‌ها بوده؟

14:38.860 --> 14:40.896
‫فکر نکنم

14:43.623 --> 14:46.626
‫ما یه دشمنِ مشترک داریم، مایک

14:46.764 --> 14:48.421
‫یه درموندگیِ مشترک

14:48.973 --> 14:51.142
‫یکی توی مراسم خاکسپاری مادرت بمب منفجر کرد

14:51.166 --> 14:53.477
‫یکی یه اتوبوس دختر رو انداخت توی رودخونه

14:53.501 --> 14:55.813
‫کی رو مسئول این اقدامات می‌دونیم...

14:55.837 --> 14:58.949
افراد مختلف یا یه فرد؟

14:59.052 --> 15:00.860
‫مادی یا غیرمادی؟

15:00.884 --> 15:04.230
‫- از چی حرف می‌زنی؟
‫- فکر کنم کارِ یه نفره

15:04.230 --> 15:07.950
همون موجود مادیِ لعنتی که برگشته

15:08.648 --> 15:11.686
‫کنستانتین، من مایلو رو توی اون قایق دیدم

15:11.789 --> 15:14.033
‫وقتی که منفجر شد. من اونجا بودم

15:14.171 --> 15:18.486
‫بهش هشدار داده بودن، زنده مونده
‫و حالا مایلو اینجاست

15:18.589 --> 15:20.212
‫باشه

15:21.834 --> 15:23.318
‫بذار بیاد

15:23.422 --> 15:26.183
‫و کارمون رو انجام می‌دیم

15:28.910 --> 15:30.463
‫آره

15:30.567 --> 15:31.878
‫هیچی عوض نمیشه

15:50.380 --> 15:51.967
‫خوبی؟

15:51.967 --> 15:53.797
‫اصلاً

15:54.729 --> 15:58.146
‫ببین مایکی، نمی‌خوام بار دیگه‌ای
‫روی دوشت بذارم ولی...

15:58.146 --> 16:00.044
‫من یه مشکلی دارم

16:00.182 --> 16:01.494
‫خب چیه... تیراندازی؟

16:01.494 --> 16:03.047
‫نه، تمیزه. امور داخلی حل و فصلش می‌کنه

16:03.071 --> 16:05.636
‫مشکلم با اِولینـه

16:07.189 --> 16:09.709
‫ببین، در مورد روزهایی تحقیق می‌کنه که...

16:09.847 --> 16:12.194
‫- آره؟
‫- اون چارلیِ روانی رو بردم بیرون، خب؟

16:12.298 --> 16:14.058
‫- آره؟ خب؟
‫- و خب،

16:14.196 --> 16:16.337
‫توی یکی از اون روزها بردمش دندون‌پزشک

16:16.337 --> 16:18.479
‫آره، خب که چی؟ و چی...

16:18.503 --> 16:19.522
‫حرفت رو بزن

16:19.546 --> 16:22.377
‫مایکی، روزی بود که موریسی کشته شد

16:24.552 --> 16:26.001
فقط، من خیلی داغونم

16:26.001 --> 16:28.072
‫مایک، فقط...

16:29.073 --> 16:31.766
‫همه چی خراب شد، مایک.
‫خیلی هم خراب شد.

16:35.735 --> 16:37.496
‫لعنتی. چی... فکر می‌کنی؟

16:37.496 --> 16:40.913
‫من سعی داشتم بترسونمش، مایکی

16:41.016 --> 16:44.054
‫آره، آخه با یه قاتل سریالی، ایان؟

16:44.157 --> 16:46.781
‫یعنی... یعنی، اون انکار کرد

16:46.919 --> 16:48.403
‫و بعدش چارلی رو ناراحت کرد

16:48.427 --> 16:50.427
‫- و بعدش اوضاع از دستم در رفت
‫- خب، آره، نباید این کارو بکنی

16:50.451 --> 16:52.832
‫نباید روانی رو ناراحت کنی.
‫چه فکری می‌کردی؟

16:52.856 --> 16:55.140
‫هیچ ارتباطی نداره، خب؟

16:55.164 --> 16:57.393
‫به مرگِ چارلی ربط نداره.
‫اون مُرده.

16:57.417 --> 16:59.311
‫- پس چرا داری بهم میگی؟
‫- به خاطر اِولین

16:59.335 --> 17:01.416
‫چون اِولین من رو زهره ترک می‌کنه، مایک

17:01.440 --> 17:02.417
‫- آره، باشه
‫- من نگرانشم

17:02.555 --> 17:04.385
‫آره؟ خب، بایدم نگران باشی

17:08.837 --> 17:11.184
‫خیلی خب، ببین...

17:11.184 --> 17:12.825
‫فرض کن خودت روی پرونده کار می‌کنی، خب؟

17:12.849 --> 17:14.810
‫سعی داری این قاتل لعنتی رو پیدا کنی.
‫چیکار می‌کنی؟

17:14.834 --> 17:17.246
‫- پرس و جو می‌کنم
‫- پرس و جو از تمام خونه‌ها در شعاع 10 کیلومتری

17:17.270 --> 17:18.858
‫شاهدهای زیادی وجود داره

17:18.882 --> 17:20.124
‫کی تحقیقات پرونده رو انجام داد؟

17:20.148 --> 17:21.263
‫- کینو. کینو انجامش داد
‫- باشه

17:21.367 --> 17:22.955
‫تحقیقاتِ جامعی بود؟

17:23.058 --> 17:24.503
‫مایکی، اون یارو آدم‌فروش بود

17:24.527 --> 17:27.891
‫باشه، پس این یعنی نه. ایان...

17:27.891 --> 17:32.205
‫- می‌دونم
‫- اِولین قبلاً سوابق زندان رو بررسی کرده

17:32.205 --> 17:36.969
‫قبلاً یکی رو فرستاد اون بیرون
‫در این مورد تحقیق کنه، تضمین می‌کنم

17:37.072 --> 17:39.247
‫قراره دوربین‌های ترافیکی رو بررسی کنه.
‫سوارِ چارجر بودی؟

17:39.247 --> 17:40.731
‫پلاکم رو می‌پوشونم، ولی آره

17:40.731 --> 17:42.284
‫خب، داره بهتر و بهتر میشه

17:42.388 --> 17:44.565
‫ایان، می‌خوای چیکار کنم؟

17:44.589 --> 17:46.023
‫فقط باهاش حرف بزن

17:46.047 --> 17:47.484
‫- فقط باهاش حرف بزن
‫- و بهش چی بگم؟

17:47.508 --> 17:49.015
‫ناسلامتی اون همشهریِ ماست

17:49.153 --> 17:51.086
‫فقط بهش بگو منافع گروه رو در نظر بگیره

17:51.086 --> 17:53.606
‫- علاجش بدتر از مرضه
‫- هی، ببین، شرمنده‌ام

17:53.606 --> 17:54.952
‫ولی اون عینِ کوسه‌ست

17:54.952 --> 17:56.471
‫خودتم این رو می‌دونی

17:56.575 --> 18:00.268
‫- باید کمکم کنی. آره
‫- الان خون ریختی توی آب، خب؟

18:00.372 --> 18:04.306
‫- بله، رابرت
‫- مایک، یه مشکل خیلی بزرگ داریم، مرد

18:04.410 --> 18:05.480
‫ریدم توش. یالا

18:05.618 --> 18:07.551
‫- بیا بریم
‫- دارم میام

19:47.375 --> 19:51.275
‫خب، حالا می‌دونم چرا دادستانی احضارم کرده

19:51.379 --> 19:52.932
‫خب، احضارت کردن چون موریسی...

19:53.070 --> 19:56.315
‫- بهت اتهامِ کشتار جمعی زده
‫- نه، چون ایان گند زده احضارم کردن

19:56.418 --> 19:59.767
‫هی، کیرم دهنت. اگه من نبودم
‫که الان زندان بودی، عوضی

19:59.791 --> 20:00.784
‫و اِولین هیچ مدرکی نداره

20:00.808 --> 20:03.391
‫هنوز نداره. اگه ثابت کنه توی محله بودی...

20:03.391 --> 20:05.462
‫کایل، اون نمی‌تونه این کارو بکنه

20:05.566 --> 20:06.601
‫اون دنبال تو نیست، ایان

20:06.739 --> 20:08.430
‫اون به خاطر شورش دنبال منه

20:08.569 --> 20:10.294
‫موریسی یه آشغال عوضی و خائن بود،

20:10.432 --> 20:11.858
‫- به سزای عملش رسید
‫- آره، همینطوره

20:11.882 --> 20:13.422
‫و قابلت رو نداشت

20:13.446 --> 20:16.049
‫- من به خاطر انجام کارم نمیرم زندان
‫- هی، هی،

20:16.073 --> 20:17.957
‫هیچکس نمیره زندان، خب؟

20:18.061 --> 20:20.304
‫هنوز به اونجا نرسیدیم

20:23.100 --> 20:24.481
‫خب، چی... باید بدیهیات رو بگم؟

20:24.585 --> 20:26.685
‫مایک، باید جلوش رو بگیری

20:26.709 --> 20:28.589
‫امروز دخل روس‌ها رو میاریم

20:28.692 --> 20:29.855
‫اولویتِ اصلی اینه

20:29.879 --> 20:31.565
‫- پس بیاید روی اون تمرکز کنیم
‫- آره

20:31.589 --> 20:32.983
‫- من روی اون تمرکز می‌کنم
‫- عالیه

20:33.007 --> 20:34.193
‫تو روی اِولین تمرکز کن

20:34.217 --> 20:37.112
‫چون اون هیچ جوره دست برنمی‌داره
‫مگر این که تو وادارش کنی، پس...

20:37.136 --> 20:40.635
‫حلش کن، مایک، وگرنه خودم حلش می‌کنم

20:42.280 --> 20:43.937
‫تو هیچ غلطی نمی‌کنی

20:43.937 --> 20:45.259
‫خب، پس یکم اعمال فشار کن،

20:45.283 --> 20:46.985
‫وگرنه کاری رو که لازمه انجام میدم

20:47.009 --> 20:49.494
‫رابرت، محض رضای خدا!

20:49.598 --> 20:51.794
‫چیه؟ بحث اولویته لعنتی.
‫چه مرگته...

20:51.818 --> 20:53.819
‫حق نداری دستت رو به اون بزنی

20:53.843 --> 20:56.381
‫- ختم کلام
‫- لعنتی، تو باهاش می‌خوابی، مگه نه؟

20:56.405 --> 20:58.175
‫- خیلی خب، بسه. این حرف‌ها رو نزن
‫- باهاش می‌خوابی، آره؟

20:58.199 --> 21:00.469
‫جریان از این قراره. باهاش می‌خوابی
‫و نمی‌تونی دهنش رو ببندی

21:00.493 --> 21:02.473
‫جریان از این قراره؟

21:02.576 --> 21:03.646
‫- لعنت بر شیطون، مایک
‫- یالا

21:03.750 --> 21:04.820
‫- یالا
‫- حلش کن

21:04.923 --> 21:06.477
‫صبر کن لعنتی

21:06.477 --> 21:08.602
‫با این کارهات اوضاع رو بهتر نمی‌کنی

21:09.250 --> 21:10.803
‫اون یه مشکله، مایک

21:10.803 --> 21:13.530
‫الان اِولین کمترین مشکل ماست

21:13.668 --> 21:16.291
‫و ما هوای کسایی رو داریم که
‫نمی‌تونن از خودشون محافظت کنن

21:16.291 --> 21:17.638
‫این کاریه که می‌کنیم، باشه؟

21:17.741 --> 21:20.537
‫- این اِولین رو شامل میشه
‫- آره

21:23.471 --> 21:25.369
‫چیکار کردی، مایک؟

21:25.473 --> 21:27.958
‫نمی‌دونم. باز چیکار کردم؟

21:27.958 --> 21:29.408
‫با اون نگهبانه؟

21:30.547 --> 21:32.584
‫تریسی بهم گفت. بیخیال

21:33.446 --> 21:34.655
‫چه غلطی کردی؟

21:34.655 --> 21:36.588
‫کاری رو کردم که تو هم بودی می‌کردی، خب؟

21:36.691 --> 21:39.660
‫آره، فقط من نتونستم هیچ کاری بکنم

21:39.763 --> 21:41.327
‫- چون تو انجامش دادی
‫- آره

21:41.351 --> 21:43.249
‫تریسی از من محافظت می‌کنه،
‫تو از تریسی محافظت می‌کنی.

21:43.387 --> 21:44.837
پس من باید مراقب کی باشم؟

21:44.941 --> 21:48.669
‫خانواده‌ات، شب و روز، همین

21:48.669 --> 21:49.773
‫اینطور فکر می‌کنی؟

21:49.877 --> 21:51.395
‫اینطور به نظر نمیاد، مایک

21:51.533 --> 21:53.328
‫خب، اینطوریه

21:54.815 --> 21:57.850
‫تو تنها چیز خوبی هستی
‫که توی این شهر مونده

21:57.954 --> 22:00.070
‫شاید همه‌مون فقط مراقب این هستیم

22:02.165 --> 22:03.891
‫من لایقش نیستم. من...

22:03.994 --> 22:05.996
‫می‌دونی، نمی‌خوامش. بهش نیاز ندارم

22:05.996 --> 22:07.411
‫خب، من بهش نیاز دارم

22:07.435 --> 22:09.246
‫این رو چی میگی؟

22:10.242 --> 22:12.382
‫من برادرتم و ازت مراقبت می‌کنم،

22:12.485 --> 22:14.556
‫خوشت بیاد یا نیاد

22:14.660 --> 22:16.179
‫همین و بس

22:18.526 --> 22:19.769
‫باشه؟

22:20.666 --> 22:21.874
‫آره؟

22:21.978 --> 22:23.669
‫آره

22:23.669 --> 22:25.084
‫خیلی خب

22:36.061 --> 22:37.372
‫صبح بخیر، قربان

22:39.616 --> 22:41.066
‫صبح بخیر

22:41.066 --> 22:43.724
‫- اون ساختمون رو می‌شناسی؟
‫- آره

22:43.724 --> 22:45.726
‫محل سکونتِ قدیمی رئیس زندان

22:45.829 --> 22:48.314
‫آخرین رئیس زندان
‫توی دهه‌ی 80 اونجا زندگی می‌کرد

22:48.418 --> 22:50.385
‫اون کاملاً فاسد بود

22:50.385 --> 22:54.562
‫برای کسب سود از زندانی‌ها کار می‌کشید،

22:54.666 --> 22:56.737
‫و تمام پول‌ها رو به جیب می‌زد

22:56.840 --> 22:58.117
‫چه اتفاقی براش افتاده؟

22:58.255 --> 23:02.432
‫آره، مثل همه‌مون به سزای اعمالش رسید

23:03.675 --> 23:06.803
‫سود بردن از مجازات گناهه

23:08.818 --> 23:12.580
‫مگه کل سیستم بر همین اساس بنا نشده؟

23:13.823 --> 23:15.721
‫نه، پسرم

23:16.446 --> 23:19.656
‫بر این اساس بنا نشده

23:19.794 --> 23:22.072
‫فساد سیستم رو این شکلی کرده

23:22.072 --> 23:28.320
‫کار اشتباه رو به خاطر پول
‫یا وفاداری به خانواده توجیه می‌کنی؟

23:28.458 --> 23:31.979
‫باید لطف کسایی رو که کمکت کردن جبران کنی

23:31.979 --> 23:33.118
‫این وفاداری رو بهشون مدیونی

23:33.118 --> 23:35.016
‫به چه قیمتی؟

23:36.259 --> 23:38.157
‫کوین، تو قراره تا آخر عمرت...

23:38.261 --> 23:41.160
‫«لطف دیگران رو جبران کنی»
‫و بعدش یه روزی

23:41.160 --> 23:45.164
‫دور و برت رو نگاه می‌کنی
‫و می‌بینی تک و تنهایی

23:46.648 --> 23:49.651
‫و اون موقع است که می‌فهمی

23:49.755 --> 23:52.309
‫همیشه تنها بودی

23:53.552 --> 23:56.728
‫بانی واشنگتن خانواده‌ی تو نیست، پسرم

23:56.831 --> 24:00.662
‫اون ازت استفاده می‌کنه
‫و مثل آشغال میندازتت دور

24:22.754 --> 24:24.376
‫کجایی؟

24:24.479 --> 24:26.378
‫شروع شده

24:27.551 --> 24:29.105
‫خیلی خب، حله

24:35.836 --> 24:37.354
‫مایک

24:37.458 --> 24:39.253
‫اونا راه افتادن

24:39.391 --> 24:40.737
‫خیلی خب؟ بزرگراه 44،

24:40.841 --> 24:42.739
‫پل خیابون ششم توی راه خروج از شهر

24:43.567 --> 24:44.603
‫مقصدشون رو نمی‌دونی؟

24:44.741 --> 24:46.674
‫خب، اگه این رو می‌دونستم، می‌گفتم

24:46.674 --> 24:48.883
‫فقط... تعقیبشون کن

24:48.987 --> 24:50.885
‫منتظر فرصتِ مناسب باش

24:50.885 --> 24:52.542
‫ما کاملاً آماده‌ایم، مایک

24:52.542 --> 24:54.661
‫نیرو همراهت داری؟

24:54.685 --> 24:57.789
‫آره، رومن رو جایگزین کردم. در امانم

24:59.929 --> 25:01.654
‫تحت تأثیر قرار گرفتم که برات مهمه

25:03.035 --> 25:05.072
‫وقتی کارت تموم شد بهم زنگ بزن

25:08.661 --> 25:11.803
‫- این نیروی زیادی برای یه تریلی خالیه
‫- آره

25:13.805 --> 25:16.152
‫گرگ‌ها رو از گوسفندها دور کنید، پسرعمو

25:17.049 --> 25:18.810
کاری کنید واقعی به نظر بیاد

25:19.603 --> 25:21.398
‫اونا رو بکشید توی منطقه‌ی کشتار،

25:21.398 --> 25:24.263
‫بعدش اون مادرجنده‌ها رو قتل عام کنید

25:30.373 --> 25:33.100
‫این شهرِ کوفتی مال ماست

25:33.100 --> 25:34.549
‫شنیدید؟

25:40.521 --> 25:42.316
‫هوای همدیگه رو داشته باشید، حله، داداش؟

25:42.419 --> 25:44.490
‫خیلی خب؟

26:17.799 --> 26:19.008
‫اِولین

26:19.146 --> 26:21.010
‫- سلام
‫- خب، چی علیه ایان داری؟

26:22.149 --> 26:25.738
‫خب، زیاد طول نکشید. لعنتی

26:25.842 --> 26:27.706
‫همش ازت می‌خوام کوتاه بیای،

26:27.844 --> 26:29.328
تو همش اصرار می‌کنی. لعنتی

26:29.328 --> 26:31.365
‫مگه من بهت گفتم قراره کوتاه بیام، مایک؟

26:31.503 --> 26:33.850
‫من همچین چیزی بهت گفتم؟

26:33.954 --> 26:35.024
‫نمی‌دونم

26:35.127 --> 26:36.784
‫خب...

26:38.130 --> 26:39.097
‫به اینجا رسیدیم

26:39.200 --> 26:40.961
‫آره، به اینجا رسیدیم

26:40.961 --> 26:42.410
‫بیخیال

26:44.205 --> 26:45.862
‫ما آدم خوب‌ها هستیم، درسته؟

26:45.966 --> 26:47.415
‫رابرت سویر رو اینجوری توصیف می‌کنی؟

26:47.553 --> 26:48.727
‫واقعاً، با قیافه‌ی بی‌تفاوت؟

26:48.830 --> 26:50.315
‫- خب، ایان دوستِ خوبیه
‫- آره

26:50.418 --> 26:51.523
‫ما همه باهم بزرگ شدیم

26:51.523 --> 26:52.800
‫- آره
‫- این هیچ اهمیتی نداره

26:52.800 --> 26:55.216
‫خب، باید اهمیت داشته باشه، اِولین

26:56.493 --> 26:57.909
‫راست میگم

26:58.047 --> 26:59.786
‫باید یه راه دیگه باشه

26:59.810 --> 27:02.672
‫من حاضرم هر کاری بکنم
‫تا رابرت سویر رو گیر بندازم

27:02.672 --> 27:04.674
‫اگه مجبورم ایان رو به خاطرش قربانی کنم،
‫عیبی نداره،

27:04.777 --> 27:06.055
چون رابرت شرِ بزرگ‌تره

27:06.158 --> 27:08.195
‫پس ایان خسارتِ جانبیه

27:08.195 --> 27:10.197
‫خب، می‌دونی، اونم معصوم نیست

27:10.197 --> 27:13.683
‫- من سویر رو می‌خوام، مایک
‫- آره

27:13.683 --> 27:16.755
‫اگه راه دیگه‌ای به ذهنت می‌رسه،
‫استقبال می‌کنم.

27:17.859 --> 27:19.447
‫ولی هیچ راهی نمی‌بینم

27:19.551 --> 27:21.415
‫خب، هیچ شری بزرگ‌تر از دیگری نیست،

27:21.518 --> 27:23.624
‫- توی این شهر اینطور نیست
‫- این کُس‌شعرِ محضه

27:23.762 --> 27:26.247
‫من این رو قبول ندارم

27:26.385 --> 27:27.352
‫من خوبی رو می‌بینم

27:27.352 --> 27:29.043
‫- اوه، واقعاً؟
‫- آره، همه جا

27:29.147 --> 27:30.320
‫اوه

27:31.183 --> 27:33.565
‫من خوبی رو می‌بینم که جلوم وایساده

27:34.738 --> 27:37.051
‫و من تنها کسی نیستم که اون رو می‌بینه

27:37.189 --> 27:38.570
‫بیخیال

27:50.685 --> 27:54.379
‫نمی‌دونستم آزاد کردن من اشتباه بود یا نه

27:56.036 --> 27:58.486
‫هیچکس نمی‌دونست داره
‫چه موجودی رو آزاد می‌کنه

28:01.006 --> 28:03.181
‫من توی زندان یه کارهایی کردم

28:04.147 --> 28:07.185
‫طبق بیشتر معیارهای اخلاقی، شر بودن

28:08.945 --> 28:10.498
‫طبق معیارهای اخلاقی مادرم

28:12.949 --> 28:15.572
‫ولی کاری رو که بهم گفتی انجام دادم

28:18.679 --> 28:20.267
دوام آوردم

28:20.370 --> 28:23.063
‫می‌خوای چی بگم، مایک؟

28:23.063 --> 28:24.581
‫می‌خوای ازم چی بشنوی؟

28:24.581 --> 28:25.789
‫هیچی

28:27.757 --> 28:29.276
‫هیچی

28:32.175 --> 28:34.281
‫فقط روز افتضاحیه، همین

28:34.384 --> 28:36.593
‫- می‌دونی
‫- خب، روزی رو نشونم بده که افتضاح نباشه

28:36.593 --> 28:39.286
‫آره، خب کاری رو که بهم گفت انجام دادم

28:39.286 --> 28:42.082
‫دوام آوردم و...

28:42.082 --> 28:44.670
‫وقتی اومدم بیرون،
‫انگار من رو نمی‌دید.

28:48.812 --> 28:50.987
‫انگار یه غریبه بودم

28:51.091 --> 28:53.196
‫نه، اون پسرش رو می‌دید

28:54.473 --> 28:56.234
‫تو دوام آوردی و مادرت...

28:56.337 --> 28:57.718
‫براش مهم نبود چطور انجامش دادی

28:57.856 --> 29:00.652
‫اگه پسرِ منم بود برام مهم نبود

29:02.447 --> 29:04.311
‫تو تونستی دوباره خودت رو پیدا کنی

29:07.279 --> 29:09.695
‫شک ندارم که مامانت این رو می‌دید

29:09.833 --> 29:12.181
‫منم وقتی باهات آشنا شدم دیدمش

29:13.182 --> 29:14.666
‫اگه من می‌تونم ببینمش...

29:16.323 --> 29:19.326
‫تو دنبال جبرانی ولی قبلاً جبران کردی

29:21.397 --> 29:23.537
‫تو حبست رو گذروندی، مایک

29:25.470 --> 29:27.403
‫تو حبست رو گذروندی

29:45.283 --> 29:46.663
‫من خانواده‌ام رو دوست دارم، کایل

29:46.767 --> 29:49.183
‫ولی وقتی یونیفرمم تنمه،
‫این حیوون‌های لعنتی خانواده‌ام هستن.

29:53.946 --> 29:56.046
‫وقتی برخلاف میلم تو رو
‫آوردم توی گروه ضربت،

29:56.070 --> 29:57.812
‫این تو رو عضو این خانواده کرد

29:59.918 --> 30:01.782
‫آره، می‌دونم. می‌فهمم

30:03.197 --> 30:05.786
‫اگه مایک نتونه این مشکل رو حل کنه،

30:05.924 --> 30:07.995
‫و اگه دادستان کوتاه نیاد،

30:07.995 --> 30:10.446
‫قراره شما رو سؤال پیچ کنن

30:10.584 --> 30:13.146
‫از ایان می‌پرسن روزی که موریسی مُرد
‫چه اتفاقی براش افتاد

30:13.170 --> 30:15.451
‫و از تو می‌پرسن توی شورش چه اتفاقی افتاد

30:15.589 --> 30:18.109
‫آره و منم همون چیزی رو میگم
‫که همیشه بهشون گفتم

30:18.133 --> 30:20.695
‫- آره
‫- تو جونِ ما رو نجات دادی. همین

30:21.802 --> 30:24.598
‫و اگه ایان رو تحتِ فشار بذارن
‫و دیگه این حرف رو نزنه چی؟

30:24.736 --> 30:26.807
‫خب، ایان هیچوقت آدم‌فروشی نمی‌کنه.
‫امکان نداره.

30:26.910 --> 30:29.844
‫همه قبل از بازداشت شدن این رو میگن

30:30.914 --> 30:32.813
‫پلیس میره زندان و از بقیه جداش می‌کنن

30:32.916 --> 30:34.297
‫و بعدش دیر یا زود اوضاع عوض میشه

30:34.435 --> 30:36.230
‫قدرت دست به دست میشه،

30:36.230 --> 30:37.473
‫نگهبان‌ها آسمون رو نگاه می‌کنن

30:37.576 --> 30:39.406
تا بگیرن کونت رو پاره کنن

30:40.441 --> 30:42.342
‫فکر می‌کنی ایان می‌تونه
‫چنین شرایطی رو تحمل کنه؟

30:42.409 --> 30:44.411
‫می‌دونم که توانش رو داره

30:44.514 --> 30:45.998
‫چون ایان به تخمش نیست

30:46.102 --> 30:48.173
‫اون مثل آب خوردن حبس رو تحمل می‌کنه

30:49.105 --> 30:50.624
‫خیلی خب

30:51.487 --> 30:53.868
‫مایک چی، اون نظرش چیه؟
‫اون من یا دادستان رو انتخاب می‌کنه؟

30:53.868 --> 30:55.007
‫گُم شو بابا، رابرت

30:55.111 --> 30:56.319
‫- خدایا
‫- خب،

30:56.423 --> 30:57.769
‫نظر تو چیه؟

30:57.872 --> 31:00.392
‫یعنی، تیمت رو به برادرت ترجیح میدی؟

31:00.392 --> 31:02.808
‫این چیزیه که ازش حرف می‌زنیم

31:03.602 --> 31:07.227
‫اگه اِولین به کارش ادامه بده
‫و مایک نتونه یا جلوش رو نگیره، اون موقع...

31:07.227 --> 31:09.643
‫چه غلطی می‌کنی؟

31:11.576 --> 31:13.267
‫هیچ ربطی به من نداره

31:13.267 --> 31:15.304
‫نه، مرد، کاملاً به تو ربط داره

31:15.442 --> 31:18.307
‫چون ما توی اون نقطه هستیم، کایل،

31:18.410 --> 31:20.930
‫وقتی باید انتخاب کنیم کدوم طرفیم

31:25.176 --> 31:29.525
‫گذاشتی من عضو گروه ضربت بشم
‫تا علیه مایک اهرمِ فشار داشته باشی؟

31:30.802 --> 31:33.356
‫نه. نه، تو پلیس خوبی هستی

31:34.668 --> 31:35.634
‫آره

31:48.026 --> 31:50.339
‫از روانشناسه خوشت اومد؟

31:51.167 --> 31:52.651
‫بهت افتخار می‌کنم

31:52.651 --> 31:55.171
‫تو با ترس‌هات روبرو شدی
‫و حرفِ دلت رو زدی،

31:55.275 --> 31:57.484
‫و اینجوری...

31:58.830 --> 32:00.418
‫و اینجوری بهبود پیدا می‌کنی، درسته؟

32:00.418 --> 32:02.523
با اعتماد

32:04.525 --> 32:06.907
هیچوقت اعتمادت رو از دست نده، باشه؟

32:10.186 --> 32:11.774
‫بذار با مامان حرف بزنم

32:11.774 --> 32:13.638
‫دوستت دارم، عزیزم

32:16.157 --> 32:17.711
‫آره، خوبم

32:19.575 --> 32:21.439
‫روزِ خوبیه

32:23.303 --> 32:26.651
‫راسل رو برام بغل کن.
‫میشه بهش بگی...

32:30.033 --> 32:31.932
‫بهش بگو بهش افتخار می‌کنم

32:36.143 --> 32:38.145
‫تو رو هم دوست دارم

33:07.761 --> 33:09.280
‫زندانی از پا در اومده

33:11.040 --> 33:12.421
‫توی بند دی زندانی از پا در اومده

33:18.358 --> 33:21.602
‫درخواست پشتیبانی.
‫درخواست پشتیبانی.

33:21.706 --> 33:22.914
‫- توی بند دی زندانی از پا در اومده
‫- لعنتی

33:23.052 --> 33:24.916
‫- زندانی از پا در اومده
‫- چی؟

33:25.019 --> 33:26.020
‫رئیس

33:26.020 --> 33:27.539
‫- رئیس
‫- برید عقب

33:27.539 --> 33:28.747
‫برید عقب لعنتی‌ها

33:31.219 --> 33:32.804
‫برید عقب لعنتی‌ها!

33:33.856 --> 33:34.753
‫الان!

33:34.857 --> 33:36.272
‫ما توی راهیم

33:36.410 --> 33:38.136
‫داریم میایم. بریم

33:39.102 --> 33:40.794
‫تو، برو عقب

33:41.622 --> 33:42.865
‫هی، داریم میایم لعنتی

33:42.865 --> 33:43.935
‫بیاید بریم

33:44.073 --> 33:46.731
‫برید عقب، لعنتی‌ها!

33:46.834 --> 33:48.077
‫همین الان!

33:54.325 --> 33:57.189
‫حروم‌زاده‌ی احمق

34:39.508 --> 34:41.820
‫برید عقب! برید عقب!

34:41.924 --> 34:43.788
‫برید عقب!

34:52.003 --> 34:54.730
‫مادرجنده‌ها!

36:08.907 --> 36:11.082
‫هنوز داستانِ مادرش رو برات نگفته؟

36:12.463 --> 36:16.121
‫کنستانتین برای هر گُلش
‫داستان متفاوتی داره

36:16.259 --> 36:18.192
‫حتی یکی‌شون هم حقیقت نداره

36:19.504 --> 36:22.542
‫لازم نیست بهت شلیک کنه،
‫می‌تونه انقدر حرف بزنه که بمیری.

36:32.828 --> 36:34.105
حالا ما می‌تونیم حرف بزنیم

36:38.040 --> 36:39.490
‫بشین

36:41.284 --> 36:43.459
‫الکس لطف کرد راهنمایی‌ام کرد داخل

36:43.995 --> 36:47.118
‫این زن‌ها که رفیق روزهای خوبن چشونه؟

36:49.327 --> 36:51.674
‫آیریس

36:52.779 --> 36:56.472
‫نشسته راحت‌تر از ایستاده‌ست، پرنده کوچولو

36:56.576 --> 36:59.613
‫در هر صورت برای گلوله اهمیتی نداره

37:02.616 --> 37:04.929
‫من نمی‌خوام نزدیکِ اون باشم

37:04.929 --> 37:07.656
‫لازم نیست زیاد پیشم بمونی

37:09.381 --> 37:12.039
‫ولی می‌خوام یه کاری برام بکنی

37:13.144 --> 37:15.111
‫به مایک زنگ بزن

37:15.940 --> 37:18.425
‫با گوشی‌ای که بهت داده بهش زنگ بزن

37:24.327 --> 37:27.158
‫همه‌شون رفیق روزهای خوبن، کانی

37:27.261 --> 37:29.850
‫واقعاً فکر می‌کردی
‫برای راحتی برگشته پیشت؟

37:29.988 --> 37:33.682
‫اون از وقتی که فرستادمش
‫عاشق مایک بود

37:33.820 --> 37:35.960
‫به خاطر اون برگشت پیشت

37:35.960 --> 37:38.307
‫خودم تصمیم گرفتم برگردم

37:38.307 --> 37:40.999
‫توهمِ انتخاب

37:40.999 --> 37:43.139
‫نه. توهم نبود

37:43.139 --> 37:44.934
‫واقعیتی بود که انتخاب کردم

37:46.902 --> 37:48.731
‫زبونت تیز شده

37:48.835 --> 37:50.008
‫این تأثیر توئه، کنستانتین

37:50.112 --> 37:51.941
‫همیشه از دوست پیدا کردن خوشت می‌اومد

37:52.045 --> 37:54.150
‫ما آدم‌های متفاوتی هستیم، مایلو

37:54.150 --> 37:55.669
‫این تأثیرِ مایکه

37:55.669 --> 37:57.464
‫آهان

37:57.464 --> 37:59.121
‫مایک

38:00.778 --> 38:02.227
هنوز درت نذاشته؟

38:03.712 --> 38:07.543
‫من قصد ندارم به مایک صدمه بزنم

38:07.647 --> 38:09.994
‫اگه می‌خواستم بمیره، می‌مرد

38:16.621 --> 38:18.209
‫پس گوشی رو در بیار

38:18.347 --> 38:22.385
‫و به اون عوضی زنگ بزن

38:49.378 --> 38:51.069
‫کیر توش!

39:29.936 --> 39:32.076
‫این مادرجنده رو بزن!

39:46.159 --> 39:47.781
‫لعنتی

39:50.853 --> 39:52.372
‫بله، آیریس؟

39:52.475 --> 39:54.857
‫اون دخترِ قوی‌ایه، مایک

39:58.309 --> 40:01.346
‫با این که سعی کردم متقاعدش کنم
‫قبول نکرد زنگ بزنه

40:04.453 --> 40:05.868
‫کجایی؟

40:05.972 --> 40:07.365
‫نزدیک جایی که آخرین بار من رو دیدی

40:07.389 --> 40:10.045
‫توی رود، روی یه قایق دیگه

40:11.011 --> 40:13.807
‫کنستانتین همیشه آب رو دوست داشت

40:24.542 --> 40:25.957
‫- آره؟
‫- مایک،

40:25.957 --> 40:27.614
‫روی پل خیابون ششم جنگ شده

40:27.614 --> 40:28.960
‫کریپ‌ها و روس‌ها درگیر شدن

40:28.960 --> 40:31.342
‫مردمِ عادی هم روی پل هستن

40:31.445 --> 40:32.481
‫خدای بزرگ

40:32.584 --> 40:35.691
‫آره، گوش کن، مایک،
‫راهی برای خاموش کردن این آتیش داری؟

40:35.829 --> 40:39.488
‫فکر نکنم بشه اوضاع رو
‫به حالت عادی برگردوند، ایان

40:39.591 --> 40:40.558
‫مایک، یعنی چی؟

40:40.696 --> 40:43.216
‫این که نشد راه حل!

40:44.044 --> 40:46.495
‫مایلو برگشته. پیش آیریسه

40:46.495 --> 40:49.084
‫اصلاً چطور چنین چیزی ممکنه؟ کجا؟

40:49.187 --> 40:50.741
‫توی قایق کنستانتین

40:50.844 --> 40:52.087
‫خدای بزرگ. باشه، باشه

40:52.225 --> 40:53.467
‫بذار یه واحد جمع کنم

40:53.467 --> 40:54.952
‫من و استیوی الان میایم اونجا

40:55.780 --> 40:57.333
‫من تمومش می‌کنم

41:05.445 --> 41:09.010
‫حداقل 12 تا جنگجوی مسلح
‫و تعداد نامشخص مردم عادی داریم،

41:09.034 --> 41:11.106
‫پس شاید ندونیم کی به کیه

41:11.244 --> 41:13.384
‫شناسایی هدف مهمه

41:13.487 --> 41:14.626
‫حواستون رو جمع کنید

41:14.730 --> 41:17.560
‫این جنگِ شهریه، بچه‌ها

42:12.236 --> 42:14.065
‫شلیک کن، پسر!

42:21.383 --> 42:22.522
‫لعنتی!

42:22.660 --> 42:24.627
‫پلیس از دو طرف محاصره‌مون کرده

42:24.731 --> 42:25.939
‫چه غلطی بکنیم؟

42:27.941 --> 42:30.841
‫بکشید، بمیرید یا شیرجه بزنید توی آب

42:50.826 --> 42:52.655
‫چه فانتزی‌هایی توی ذهنت پرورش میدی؟

42:54.795 --> 42:58.316
‫- تو مرد بی‌رحمی هستی، مایلو
‫- آره. کمتر از تو نیستم

42:59.179 --> 43:01.216
‫فقط سلیقه‌هامون فرق می‌کنه

43:01.354 --> 43:03.374
‫کوکائین و پسرهات

43:03.398 --> 43:05.709
‫از دخترهایی مثل آیریس سوءاستفاده می‌کنی

43:05.733 --> 43:08.395
‫همونطور که قصد داشتی از دخترهایی
‫که توی رودن سوءاستفاده می‌کردی

43:08.499 --> 43:10.984
‫تو بیشتر گناه‌خواری تا قاتل،

43:10.984 --> 43:12.917
‫ولی بازم بی‌رحمی

43:13.021 --> 43:16.369
‫گناه‌خوارها گناهانِ مُرده‌ها رو می‌خورن،
‫نه گناهانِ زنده‌ها رو.

43:16.472 --> 43:19.372
‫پس تو فقط یه انگلی

43:20.338 --> 43:23.169
‫می‌خوای گناهان خودت رو در میون بذاری؟

43:24.618 --> 43:25.930
‫اونا واضحن

43:26.034 --> 43:28.519
‫می‌دونی،

43:28.519 --> 43:30.728
‫باید میذاشتی برم

43:30.866 --> 43:32.570
‫نباید فرار می‌کردی

43:33.237 --> 43:34.870
‫می‌تونستی برای خروج مذاکره کنی

43:34.974 --> 43:37.838
‫عوارضم رو پرداخت می‌کردم؟ نه

43:37.942 --> 43:39.368
‫من به خاطرت حبس کشیدم

43:39.392 --> 43:41.704
‫نه. تو به خاطر خودت حبس کشیدی

43:41.704 --> 43:45.018
چون گند زدی حبس کشیدی

43:45.018 --> 43:47.227
‫چون گند زدی و شکست خوردی

43:47.331 --> 43:50.782
‫گند زدی، شکست خوردی
‫و مثل یه احمق تسلیم شدی

43:50.886 --> 43:52.432
‫- تو کارِ دیگه‌ای می‌کردی؟
‫- من فرستادمت اینجا

43:52.456 --> 43:55.201
‫تا به یه گذرگاه مرزی نظارت کنی،

43:55.201 --> 43:58.583
‫نه این که مثل یه گانگستر نصفه‌نیمه
‫توی این فیلم‌ها، نمایش راه بندازی،

43:58.687 --> 44:01.207
‫- و از ماشین‌های زرهی سرقت کنی
‫- اون کار برای خودم بود

44:01.310 --> 44:02.380
‫مطمئنم واسه خودت بود

44:02.518 --> 44:05.073
‫من هنوزم اون گذرگاه رو می‌خوام

44:05.211 --> 44:06.729
‫دیگه دیره

44:06.833 --> 44:08.248
‫من رو بکش، اشکالی نداره

44:08.386 --> 44:11.631
‫ولی اونا هرگز نمیذارن زنده بمونی

44:12.528 --> 44:15.048
‫پدرها هیچ وفاداری یا محبتی به تو ندارن

44:15.152 --> 44:18.258
‫رومن این رو اعتراف کرد

44:18.362 --> 44:21.020
‫رومن به چیزهای زیادی اعتراف کرد

44:35.620 --> 44:36.587
‫سلام، مایک

44:36.725 --> 44:38.761
‫دلت برام تنگ شده بود؟

44:40.246 --> 44:42.973
‫چطور می‌تونستم دلتنگت بشم، مایلو،
‫وقتی هیچوقت نرفته بودی؟

44:47.460 --> 44:49.013
‫انگار رویام به حقیقت تبدیل شده

44:49.772 --> 44:53.155
‫اتفاقی که افتاد، تمام اتفاقاتی که افتاد...

44:53.293 --> 44:57.194
‫توی رود شسته شد و از بین رفت.
‫می‌تونیم از اونجا شروع کنیم، مایک؟

44:58.160 --> 45:00.162
‫چی می‌خوای، مایلو؟

45:01.198 --> 45:03.441
‫بازگشت به شرایط قبلی

45:04.304 --> 45:06.099
‫می‌خوام شهرم رو پس بگیرم

45:06.099 --> 45:07.445
‫ولی تو فراری هستی

45:07.445 --> 45:10.709
‫من یه مرد مُرده‌ام که در برابرِ دستگیری
‫و محاکمه مصونیت دارم

45:10.733 --> 45:14.832
‫من کینگزتاون رو از گوشی‌ام می‌گردوندم.
‫می‌تونم از قبر هم بگردونمش.

45:16.799 --> 45:18.111
‫تنها نبودی

45:19.492 --> 45:20.631
‫نه

45:20.769 --> 45:22.978
‫ما رابطه‌ی خوبی داشتیم، مایک

45:23.116 --> 45:25.015
‫میچ، من و تو

45:28.294 --> 45:31.090
‫باید الان بهم شلیک کنی، مایلو

45:31.090 --> 45:34.024
‫لحظه‌ای که بتونم یه گلوله حرومت می‌کنم

45:36.509 --> 45:38.312
‫می‌خوای بدونی پدر و مادرم
‫چجوری مُردن، مایک؟

45:38.336 --> 45:41.445
‫چون به قشنگی قصه‌های کنستانتین نیست

45:41.445 --> 45:43.274
‫هرچی دلت می‌خواد بگو

45:43.274 --> 45:44.551
‫هیچی برای پیشنهاد بهم نداری

45:44.655 --> 45:46.346
‫یه چیزی هست

45:46.450 --> 45:47.830
‫همیشه یه چیزی هست

45:48.831 --> 45:50.592
‫کاری رو که کنستانتین شروع کرد تموم می‌کنم

45:50.592 --> 45:52.042
‫آیریس رو آزاد می‌کنم

45:52.066 --> 45:53.711
‫اون مالِ تو نیست
‫که آزادش کنی، مایلو

45:53.735 --> 45:56.046
‫یا همینجا جلوی چشمت می‌کشمش

45:56.969 --> 45:59.903
‫- تو قدرتش رو داری
‫- بذار بره، مایک

45:59.903 --> 46:02.078
‫این تنها نتیجه‌ی خوبیه
‫که از این کار حاصل میشه

46:08.291 --> 46:09.740
‫- آیریس
‫- هوم؟

46:10.435 --> 46:11.770
‫می‌خوای چیکار کنی؟

46:15.203 --> 46:16.997
‫می‌خوام با تو اینجا بمونم

46:17.101 --> 46:18.275
‫این جزو گزینه‌ها نیست

46:18.378 --> 46:21.416
‫اگه بمونی، می‌میری

46:21.519 --> 46:23.349
‫اگه بری، زنده می‌مونی

46:23.349 --> 46:26.800
‫ولی اینم یه بهایی داره

46:26.800 --> 46:28.112
‫مایلو

46:29.941 --> 46:32.333
‫آیریس گناه‌خوار رو می‌کشه

46:43.472 --> 46:45.336
ردیفی جلو برید

46:48.684 --> 46:51.273
‫از ماشین‌هاتون بیاید بیرون!
‫از ماشین‌هاتون پیاده شید!

46:51.377 --> 46:53.172
‫از ماشین‌هاتون پیاده شید.
‫برید اون طرف، همین الان!

46:53.172 --> 46:55.795
‫خیلی خب، پشت سرم بیاید، سریع

46:55.898 --> 46:56.934
‫از این طرف، از این طرف

46:57.072 --> 46:58.729
‫از ماشین‌هاتون پیاده شید!
‫دست‌ها بالا!

46:58.729 --> 47:00.731
‫برید اون طرف!
‫برید اون طرف، زود، زود!

47:00.834 --> 47:03.389
‫- حرکت کنید، حرکت کنید
‫- از ماشین‌هاتون پیاده شید

47:03.492 --> 47:04.700
‫پشتِ سرم، سریع، سریع

47:04.700 --> 47:06.392
‫پشتِ سرم، پشتِ سرم

47:06.495 --> 47:08.946
‫- یالا!
‫- از ماشینت پیاده شو. یالا، مرد

47:12.950 --> 47:15.090
‫- بچه داری. خیلی خب. بیارش بیرون
‫- بریم

47:15.194 --> 47:17.403
‫بجنبید، بجنبید، بجنبید!
‫دست‌ها بالا! یالا!

47:17.541 --> 47:19.577
‫بجنبید، بجنبید، بجنبید!

47:54.060 --> 47:55.855
‫توی یه ردیف پیش‌روی کنید!

48:04.001 --> 48:05.416
‫چیزی نیست، آیریس

48:05.416 --> 48:06.693
‫نه

48:07.591 --> 48:10.766
‫این تنها نتیجه‌ی خوبیه
‫که می‌تونه حاصل شه

48:10.766 --> 48:12.141
‫نه

48:12.242 --> 48:14.658
‫اوه، الان توی خشونت کارکشته شدی

48:14.658 --> 48:16.108
‫کاری که با جوزف کردی

48:16.246 --> 48:17.730
‫جوزف حقش بود بمیره

48:17.834 --> 48:19.456
‫منم حقمه بمیرم

48:19.810 --> 48:22.640
‫چندین و چند بار. خودتم می‌دونی

48:22.640 --> 48:24.435
‫خودت این رو گفتی

48:24.435 --> 48:25.988
‫عیب نداره

48:26.092 --> 48:28.543
‫عیب نداره، آیریس. من می‌بخشمت

48:31.960 --> 48:34.121
‫مایک، در هر صورت این اتفاق می‌افته،

48:34.145 --> 48:36.206
‫پس چرا اینجوری نشه؟

48:36.309 --> 48:38.417
‫یه حسِ شاعرانه داره، مایکل

48:38.441 --> 48:40.169
‫اون کثافت‌کاریت رو انجام نمیده، مایلو

48:40.193 --> 48:41.970
‫ولی کِی این کارو نکرده؟

48:41.970 --> 48:43.868
‫دیگه این کارو نمی‌کنه

48:43.972 --> 48:46.388
‫خیلی خب، بیا معامله رو چربش کنیم

48:46.526 --> 48:48.148
‫من یه چیز دیگه دارم که لازم داری

48:48.148 --> 48:50.429
‫- آره؟
‫- یا بانی داره

48:50.453 --> 48:52.306
‫- مایلوی لعنتی
‫- می‌دونم تفنگ‌ها کجان

48:52.330 --> 48:53.337
‫در واقع می‌دونم کجا نیستن

48:53.361 --> 48:56.709
‫و اونا توی اون کامیونِ لعنتی نیستن، مگه نه؟

49:10.714 --> 49:11.750
‫خوبی؟

49:11.750 --> 49:13.441
‫خیلی خب، یالا. برو

49:19.844 --> 49:21.984
‫دست‌ها بالا! ریدم توش. لعنتی

49:22.122 --> 49:23.332
‫دست‌هات رو بهم نشون بده

49:23.356 --> 49:24.806
‫واسه چی تفنگ داری؟

49:24.909 --> 49:25.923
‫نه، نه، ببین مرد،

49:25.947 --> 49:27.947
‫- باید از خانواده‌ام محافظت کنم، خب؟
‫- یعنی چی؟!

49:28.085 --> 49:30.093
‫من بچه دارم، مرد.
‫باید از خانواده‌ام محافظت کنم، خب؟

49:30.117 --> 49:33.918
‫باشه، خیلی خب. فقط تفنگ رو بذار زمین

49:34.056 --> 49:36.369
‫نمی‌تونم...

49:45.758 --> 49:47.691
‫یالا!

49:55.871 --> 49:56.872
‫اون تیر خورده لعنتی!

49:56.976 --> 49:59.737
‫بکشش عقب!

49:59.737 --> 50:01.808
‫- یالا!
‫- خودشه، خودشه!

50:23.692 --> 50:25.832
‫چه غلطا؟!

50:26.695 --> 50:29.486
‫لعنتی. دست‌هام رو بلند کردم

50:29.510 --> 50:30.803
‫- دست‌هام بالان!
‫- حالا بخواب روی زمین!

50:30.906 --> 50:32.805
‫- بخواب روی زمین لعنتی
‫- شلیک نکنید

50:32.908 --> 50:34.393
‫- بخواب روی زمین!
‫- دست‌هام رو بردم بالا!

50:34.393 --> 50:36.153
‫- همین الان بخواب روی زمین!
‫- دست‌هام بالان!

50:37.430 --> 50:39.087
‫رابرت، کیرم دهنت

50:41.909 --> 50:43.128
‫- تفنگِ لعنتیت رو بنداز
‫- چیزی نیست

50:43.152 --> 50:45.602
‫- هی، تفنگِ لعنتیت رو بنداز
‫- رابرت، نه!

50:45.626 --> 50:46.837
‫سلاحت رو بنداز لعنتی!

50:46.861 --> 50:49.172
‫گفتم سلاحت رو بنداز لعنتی!

50:49.196 --> 50:50.262
‫نه، اونا بی‌گناهن!

50:50.286 --> 50:51.508
‫من بچه دارم. بچه دارم!

50:51.532 --> 50:53.634
‫- گفتم تفنگِ لعنتیت رو بنداز!
‫- من بچه دارم!

50:53.658 --> 50:55.785
‫- بندازش
‫- نه!

51:12.321 --> 51:14.329
‫من معامله‌ی اسلحه رو
‫واسه بانی جوش میدم

51:14.329 --> 51:17.332
‫می‌تونم درست مثل قدیم‌ها سهمت رو بدم،

51:17.436 --> 51:18.989
‫مثل کاری که با میچ می‌کردیم

51:18.989 --> 51:22.130
‫قلمروی بانی رو در اختیارش میذارم
‫و توازنِ بهم خورده رو برمی‌گردونیم

51:22.130 --> 51:24.684
‫و گذشته‌ها رو فراموش می‌کنیم

51:24.822 --> 51:26.306
‫ولی اول...

51:27.860 --> 51:29.379
‫آیریس

51:36.662 --> 51:37.973
‫تفنگ رو بگیر، آیریس

51:38.930 --> 51:40.807
‫من همچین غلطی نمی‌کنم

51:43.151 --> 51:44.877
‫کونِ لقت

51:44.980 --> 51:46.499
‫تفنگِ لعنتی رو بگیر، آیریس

51:46.499 --> 51:48.294
‫نه

51:48.294 --> 51:51.818
‫تا هر سه تامون رو نکشته
‫تفنگِ لعنتی رو بگیر!

51:59.478 --> 52:01.721
‫آیریس

52:19.877 --> 52:21.603
‫انجامش بده

52:21.741 --> 52:24.019
‫- آیریس
‫- همین الان انجامش بده

52:24.019 --> 52:27.609
‫انجامش بده. انجامش بده

52:28.541 --> 52:30.301
‫همین الان انجامش بده!

52:33.235 --> 52:34.986
‫هانا

52:35.946 --> 52:37.895
‫هانا، ماشه‌ی لعنتی رو بکش!

52:47.249 --> 52:49.838
‫فقط یه گلوله لازم داشتی

52:51.875 --> 52:54.049
‫خیلی خب

52:55.948 --> 52:58.364
‫بذار بره

52:58.992 --> 53:01.029
‫نارو زدن نداریم

53:02.126 --> 53:05.647
‫الکس طبقه‌ی بالاست.
‫یه پاکت با مدارکِ زندگی جدیدت دستشه.

53:05.751 --> 53:07.580
‫پاسپورت، گواهینامه

53:07.580 --> 53:10.480
‫بلیت اتوبوس به هر مقصدی که دلت می‌خواد

53:10.583 --> 53:14.794
‫چیزی رو که کنستانتین وعده داده بود،
‫من برات فراهم می‌کنم.

53:19.212 --> 53:21.283
‫خیلی خب

53:22.388 --> 53:24.286
‫وقتِ رفتنه

53:24.390 --> 53:26.012
‫نه

53:28.256 --> 53:29.257
‫نمی‌خوام برم

53:29.360 --> 53:31.259
‫اینجا اوضاع خوبی داشتی

53:32.156 --> 53:34.814
‫ولی دلیلی نداره به خاطر من بیشتر بمونی

53:34.952 --> 53:36.954
‫- باشه؟
‫- نه

53:36.954 --> 53:38.508
‫پس از اینجا میری...

53:38.646 --> 53:40.613
‫و هیچوقت پشت سرت رو نگاه نمی‌کنی

53:40.613 --> 53:42.857
‫می‌خوام بهم قول بدی

53:45.066 --> 53:47.206
‫قول بده

53:49.311 --> 53:51.348
‫- قول میدم
‫- دیگه هیچوقت...

53:51.486 --> 53:52.867
‫نمی‌خوای من رو ببینی

53:52.970 --> 53:55.317
‫بگو

53:59.011 --> 54:00.978
‫آیریس؟

54:01.082 --> 54:03.222
‫بگو

54:06.156 --> 54:08.399
‫دیگه هیچوقت نمی‌خوام ببینمت

54:09.400 --> 54:11.713
‫توی این شهر هیچ چیز خوبی نیست، آیریس

54:13.991 --> 54:16.200
‫من هیچ چیز خوبی ندارم

54:17.995 --> 54:19.445
‫می‌شنوی؟

54:48.543 --> 54:50.200
‫مایکی؟

54:50.338 --> 54:51.788
‫- مایک؟
‫- بله

54:51.788 --> 54:53.583
‫مایک

54:54.480 --> 54:55.515
‫لعنتی

54:55.515 --> 54:57.483
‫یه واحد توی راهه

54:57.483 --> 54:59.381
‫بفرستشون برن

55:02.626 --> 55:05.974
‫باید اون رو ببری ایستگاه اتوبوس

55:07.044 --> 55:08.839
‫خوبی؟ یالا

55:08.839 --> 55:10.876
‫بیا بریم

55:11.014 --> 55:12.602
‫باشه

55:26.167 --> 55:28.514
‫گذشته‌های تخمی!

55:29.791 --> 55:33.001
‫نمی‌تونی کار رو شخصی کنی، مایک

55:33.830 --> 55:36.280
‫می‌دونی که نباید این کارو بکنی

55:36.418 --> 55:38.075
‫تو مثل برادرت نیستی

55:38.075 --> 55:41.596
‫- نه
‫- ما از این نظر عینِ همیم

55:41.700 --> 55:43.598
‫تو توی قبرستون بمب گذاشتی

55:43.702 --> 55:45.462
‫یه تسریع‌کننده لازم داشتم

55:45.565 --> 55:49.431
‫اون دختربچه‌ها رو انداختی توی رود، مایلو

55:49.535 --> 55:51.917
‫چی بیشتر آزارت میده، مایک؟

55:51.917 --> 55:54.678
‫جنسیتشون یا سنشون؟

55:57.267 --> 56:00.775
‫یه نقطه‌ی بدون بازگشت هست،

56:00.799 --> 56:03.214
‫و فکر کنم ما ردش کردیم

56:03.238 --> 56:04.239
‫واقعاً؟

56:04.239 --> 56:06.310
‫آره، ردش کردیم

56:06.448 --> 56:08.278
‫انقدر شلوغش نکن

56:08.416 --> 56:10.107
‫هیچی تو رو ناراحت نمی‌کنه

56:11.384 --> 56:12.972
‫تو گناه کردی،

56:13.076 --> 56:15.319
‫انجام گناه‌ها رو دیدی،

56:15.423 --> 56:18.357
‫و بعدش حتی کَکت هم نگزیده

56:19.461 --> 56:22.810
‫می‌دونم چه کارهایی ازت برمیاد
‫چون همون کارها از منم برمیاد

56:22.913 --> 56:24.259
‫می‌دونم چی رو فرو می‌خوری

56:24.259 --> 56:29.471
‫چون هر روز همون زهر رو می‌خورم
‫و زنده می‌مونم

56:29.471 --> 56:32.578
‫ما سر و ته یه کرباسیم، مایک

56:33.821 --> 56:36.271
‫و مادرت به خاطر من نمرده.
‫اون مُرده...

56:36.271 --> 56:38.618
‫کیر توش!

56:40.793 --> 56:43.969
‫کیرم دهنت، عوضی!

56:44.072 --> 56:46.143
‫داشتی یه چیزی در مورد مادرم می‌گفتی؟

56:46.143 --> 56:48.559
‫چی بود؟

56:50.113 --> 56:51.562
‫اون به خاطر تو مُرده

56:51.666 --> 56:53.288
‫تو اون رو کُشتـ...

59:01.106 --> 59:02.245
‫چه اتفاقی افتاد؟

59:02.245 --> 59:04.626
‫توی تیراندازی متقابل
‫به رابرت شلیک کرده

59:04.730 --> 59:06.456
‫چی؟ چیکار کرده؟

59:06.559 --> 59:07.802
‫کایل به رابرت شلیک کرده

59:07.906 --> 59:09.769
‫حالش خوبه. یکی به جلیقه‌اش خورده

59:09.873 --> 59:11.702
‫یکی هم به گردنش خورده.
‫شرایطش پایداره، خب؟

59:11.806 --> 59:13.497
‫ولی تصادفی بوده، درسته؟

59:13.601 --> 59:15.189
‫آره، باید حواست رو جمع کنی، مایکی

59:15.292 --> 59:17.122
‫شاهدهایی دارن که خلافش رو میگن،

59:17.122 --> 59:19.814
‫میگن: «اقدام به قتل» بوده.
‫اوضاع قمر در عقربه، مایک.

59:19.918 --> 59:21.954
‫بچه‌های گروه ضربت،
‫مردم عادی توی ماشین‌هاشون،

59:21.954 --> 59:23.587
‫یه عده با دوربین از همه چی فیلم گرفتن...

59:23.611 --> 59:24.784
‫کونِ لقشون

59:24.888 --> 59:26.096
‫- می‌فهمم
‫- وایسا. باید با اِولین حرف بزنم

59:26.096 --> 59:27.857
‫ندیدیش؟ اِولین کجاست؟ اِولین؟

59:28.191 --> 59:29.567
‫اِولین؟

59:34.933 --> 59:36.796
‫باید آزادش کنی، اِولین

59:36.796 --> 59:39.040
‫- مایک، نمی‌تونم
‫- ببین، ناسلامتی اون پلیسه

59:39.064 --> 59:40.455
‫که به یه پلیس دیگه شلیک کرده، مایک

59:40.455 --> 59:42.181
‫آره، حادثه بوده، نه جرم

59:42.285 --> 59:43.217
‫من که این رو نمی‌دونم

59:43.320 --> 59:45.357
‫من می‌دونم. اون برادرمه، اِولین

59:45.460 --> 59:47.428
‫اون برادرمه

59:47.428 --> 59:49.361
‫بهت هشدار دادم، مایک

59:49.499 --> 59:51.501
‫- چیکار کردی؟
‫- بهت هشدار دادم لعنتی

59:51.604 --> 59:53.744
‫هیچکس مصونیت نداره

59:55.194 --> 59:57.334
‫کایل بازداشت شده،
‫تفهیم اتهامش می‌کنم.

01:00:01.338 --> 01:00:02.512
‫نمی‌تونی نگهش داری

01:00:02.512 --> 01:00:03.754
‫- چاره‌ای ندارم، مایک
‫- واقعاً؟

01:00:03.858 --> 01:00:04.997
‫هیچ چاره‌ای ندارم. شرمنده

01:00:04.997 --> 01:00:06.688
‫واقعاً؟

01:00:06.792 --> 01:00:08.606
‫چرا به خودمون زحمت بدیم؟
‫نمی‌تونه نگهش داره.

01:00:08.630 --> 01:00:10.037
‫نه. فقط حواست رو جمع کن

01:00:10.175 --> 01:00:12.443
‫باید آروم باشی. به آتیش دامن نزن

01:00:12.467 --> 01:00:14.213
‫- باشه. باشه
‫- خیلی خب؟

01:00:44.968 --> 01:00:47.937
‫اونا وسایلم رو گذاشتن جلوم

01:00:49.766 --> 01:00:52.631
یه کیسه‌ی کاغذی روی میزِ استیل

01:00:55.289 --> 01:00:57.394
‫لباس‌های خیابونیم رو پوشیدم،

01:00:57.394 --> 01:01:00.397
‫خونِ خشک روی پیراهنم بود،

01:01:00.501 --> 01:01:03.883
‫یکم پول خُرد و یه چاقوی جیبی

01:01:08.612 --> 01:01:12.616
‫وقتی از زندان میای بیرون
‫آفتاب یه جور دیگه می‌تابه

01:01:14.756 --> 01:01:17.069
‫من وارد اون نور شدم

01:01:17.967 --> 01:01:20.555
‫کایل رو دیدم

01:01:20.555 --> 01:01:23.075
‫به سختی شناختمش

01:01:25.043 --> 01:01:28.908
‫بعدش میچ، بعدش میریام

01:01:31.877 --> 01:01:34.638
‫می‌خواستم از اونجا برم

01:01:35.812 --> 01:01:37.710
‫ولی گذاشتم بغلم کنن

01:01:38.608 --> 01:01:41.783
‫با این که می‌تونستم زندان رو احساس کنم،

01:01:41.887 --> 01:01:46.788
‫مثل موجودی که بیخ گوشم نفس می‌کشید
‫و من رو به سمت خودش می‌کشید

01:01:49.964 --> 01:01:52.173
‫پونزده دقیقه وقت دارید

01:01:52.277 --> 01:01:54.486
‫تا چهار ساعت دیگه نگه نمی‌داریم

01:02:12.939 --> 01:02:25.693
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

01:02:28.278 --> 01:02:31.040
‫وقتی رفتم زندان دیگه اون آدم سابق نبودم

01:02:34.215 --> 01:02:36.735
‫پوستِ قبلی‌ام رو انداختم تا دوام بیارم

01:02:37.908 --> 01:02:41.360
‫نمی‌دونستم آزاد کردن
‫من اشتباه بود یا نه

01:02:42.292 --> 01:02:45.468
‫هیچکس نمی‌دونست داره
‫چه موجودی رو آزاد می‌کنه

01:02:47.470 --> 01:02:51.681
‫من طبق بیشتر معیارهای اخلاقی
‫کارهای شری کرده بودم،

01:02:51.784 --> 01:02:53.510
‫طبق معیارهای اخلاقی مادرم

01:02:54.684 --> 01:02:57.135
‫ولی آیا این من رو شرور کرد؟

01:02:58.550 --> 01:03:01.346
‫می‌تونستم اون پوست رو هم بندازم...

01:03:05.074 --> 01:03:06.576
‫و به خودم برگردم؟
