WEBVTT

00:00.588 --> 00:09.397
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:09.421 --> 00:15.076
‫آنچه در «شهردار کینگزتاون» دیدید...

00:15.100 --> 00:18.410
‫اون سه ساله که اینجاست

00:18.410 --> 00:21.420
‫و ما اجازه‌ی ملاقات زناشویی نمی‌دیم،
‫پس کی حامله‌اش کرده، لینا؟

00:21.420 --> 00:24.520
‫مطمئنم خوشحال میشه
‫هویتِ پدرش رو بهون بگه

00:24.520 --> 00:28.040
‫دمِ در مغازه نگهبان داری.
‫بهت احساس امنیت میدن؟

00:28.040 --> 00:30.760
‫بانی باید از خودش محافظت کنه
‫تا بتونه از نزدیکانش محافظت کنه

00:30.784 --> 00:33.260
‫من رو قال نذار. یهو غیبت می‌زنه،

00:33.260 --> 00:37.640
‫بدون هیچ هشداری میری سراغ روس‌ها
‫و اونا رو به گلوله می‌بندی

00:39.180 --> 00:41.560
‫- مادرجنده آشغال قاطی موادم کرد
‫- واقعاً؟

00:41.560 --> 00:42.970
‫بهم فشار آورد و واکنش نشون دادم

00:45.670 --> 00:49.390
‫فکر نمی‌کردم فرشته‌ها رو
‫توی این جهنم راه بدن

00:49.390 --> 00:51.780
‫فرشته‌های سقوط‌کرده، کانی

00:53.600 --> 00:55.430
‫فقط سقوط‌کرده‌ها

00:56.470 --> 00:58.820
‫اگه بفهمن هر گونه ارتباطی با من داری،

00:58.820 --> 00:59.960
‫می‌کشنت

00:59.960 --> 01:02.060
‫بهم اعتماد داری

01:02.060 --> 01:03.410
‫یه چیزی دیدم

01:03.410 --> 01:05.650
‫- چی دیدی؟
‫- پولِ سفیدهای نژادپرست،

01:05.650 --> 01:07.450
‫مواد روسی. جلوی چشمم معامله کردن

01:25.080 --> 01:26.950
‫هی، دیگو!

01:26.950 --> 01:29.300
‫برو درِ دکون بانی گُلت رو بکش

01:29.300 --> 01:31.120
‫نمی‌خوام مشتری‌هام این رو ببینن

01:31.120 --> 01:32.640
‫تو که هنوز باز نکردی

01:32.640 --> 01:34.650
‫و تا وقتی گورتون رو گُم نکنید باز نمی‌کنم

01:34.650 --> 01:36.920
‫خیلی خب، راندا

02:36.290 --> 02:38.260
‫باهام بمون

02:38.260 --> 02:41.710
‫- نمی‌خوام بمیرم. خواهش می‌کنم
‫- چیزی نمونده. چیزی نمونده

02:46.510 --> 02:48.820
‫باید فشارش بدیم

02:50.030 --> 02:51.580
‫دکتر کارپنتر کجاست؟

02:51.580 --> 02:53.830
‫فکر نکنم. فکر کنم در دسترس نیست

02:53.830 --> 02:56.830
‫خیلی خب

02:56.830 --> 02:59.420
ام‌اس‌دبلیو تقریباً پنجه

02:59.420 --> 03:01.730
‫برو درِ دستشویی رو بزن.
‫همین الان یه دکتر لازم دارم.

03:01.730 --> 03:04.180
‫- می‌دونی که نمی‌تونم این کارو بکنم
‫- دستت رو روی این زخم فشار بده،

03:04.180 --> 03:05.840
‫یا برو دکترِ لعنتی رو پیدا کن

03:33.800 --> 03:35.660
‫لعنتی!

04:56.920 --> 04:58.880
‫پوتانگینا؟ هان؟

04:58.880 --> 05:01.400
‫«پوتانگینا» یعنی کیر توش، ایان. کیر توش!

05:01.400 --> 05:03.060
‫- آره. آره
‫- استیوی کجاست؟

05:03.060 --> 05:04.867
‫کارهای خانوادگی داشت.
‫ببین، کمبود نیرو داریم.

05:04.891 --> 05:06.060
‫صحنه رو قرنطینه کن، باشه؟

05:06.060 --> 05:07.550
‫- حله
‫- سلام

05:07.800 --> 05:10.150
‫- رانداست؟
‫- آره

05:12.800 --> 05:14.290
‫مرد گُنده قبل از ما رسیده اینجا

05:14.290 --> 05:16.430
‫- لعنتی
‫- باید ردش کنم بره

05:16.430 --> 05:18.500
‫خیلی خب

05:18.500 --> 05:20.220
‫آره، مایکی، نمی‌خوام وضعیت رو بدتر کنم

05:20.220 --> 05:22.230
‫خدای بزرگ. خیلی خب

05:25.710 --> 05:27.510
‫الان صلاح نیست اینجا باشی، بانی

05:28.610 --> 05:30.750
‫مادرجنده داره تحریکم می‌کنه، مایک

05:30.750 --> 05:32.410
‫- بیخیال
‫- من الان کاملاً مصمم و متعهدم

05:32.410 --> 05:34.720
‫آره، می‌دونم. می‌دونم، می‌فهمم

05:34.720 --> 05:36.480
‫بازم

05:36.480 --> 05:37.930
‫اهل قایم شدن هم نیستم

05:37.930 --> 05:42.000
‫خب؟ توی همچین اوضاعی
‫کل دنیا باید من رو ببینن، مایک

05:43.280 --> 05:44.830
‫کیر توش. شرمنده‌ام

05:44.830 --> 05:47.770
‫- شرمنده‌ام، مرد
‫- آره

05:47.770 --> 05:49.810
‫بیخیال. نمی‌تونی بذاری تحریکت کنن

05:49.810 --> 05:52.430
‫نذار تحریکت کنن. یالا. فقط،

05:52.430 --> 05:54.020
‫هر اتفاقی افتاد بهم زنگ بزن

05:54.020 --> 05:55.670
‫می‌دونم کجا پیدات کنم

05:55.670 --> 05:57.570
‫نذار تحریکت کنن. زرنگ باش

05:59.850 --> 06:01.850
‫طبق گفته‌ی شاهدها 4 آدم مسلح بودن،

06:01.850 --> 06:04.680
‫همه‌شون عوضی‌های سفیدپوست بودن
‫پس یا روس بودن یا آریایی

06:04.680 --> 06:05.960
‫آره، فرقی هم ندارن، مگه نه؟

06:05.960 --> 06:07.370
‫- آره
‫- می‌دونیم جریان چیه

06:07.370 --> 06:08.890
‫خب، توی دانز همدیگه رو می‌بینیم، باشه؟

06:08.890 --> 06:10.580
‫- خیلی خب، باشه
‫- خیلی خب، بیا بریم لعنتی

06:10.580 --> 06:12.450
‫لعنتی!

06:27.250 --> 06:28.560
‫بله

06:28.560 --> 06:30.560
‫آریایی‌ها با روس‌ها متحد شدن

06:30.560 --> 06:32.120
‫پس باید اوضاع رو مدیریت کنم

06:32.120 --> 06:34.080
‫می‌تونی کالهان رو از بند عمومی خارج کنی؟

06:35.430 --> 06:37.260
‫آره، می‌تونم این کارو بکنم

06:37.260 --> 06:38.878
‫ممنون

06:38.902 --> 06:43.616
‫حالا من بیرون از زندان با روس‌ها
‫سر و کله می‌زنم، باشه؟

06:43.640 --> 06:45.230
‫باشه، ترتیبش رو میدم

06:47.650 --> 06:49.100
‫خوبی؟

06:50.410 --> 06:52.310
‫آره. چطور؟

06:56.040 --> 06:57.830
‫هیچی. مرسی

07:12.400 --> 07:14.360
‫خب، داشتم فکر می‌کردم

07:14.360 --> 07:17.160
‫اینجا دار و دسته‌ی خودمون رو راه بندازیم،

07:17.160 --> 07:19.200
‫یه سری از این بی‌طرف‌ها رو جذب کنیم

07:20.200 --> 07:21.650
‫تعدادمون رو افزایش بدیم

07:24.060 --> 07:25.650
‫مرل؟

07:25.650 --> 07:28.410
‫این کُس‌شعرات رو نگه دار واسه پارکینگ تریلر

07:28.410 --> 07:30.480
‫اوه، مواظب باش

07:31.730 --> 07:34.490
‫اون یه صاریغه؟

07:34.490 --> 07:36.630
‫نه، صاریغ نیست

07:38.080 --> 07:40.110
‫خرگوشه

07:41.490 --> 07:43.220
‫گربه شکارش کرده؟

07:43.220 --> 07:45.400
‫خب، چی می‌بینی؟

07:45.400 --> 07:48.230
‫گردنش شکسته، سینه‌اش سوراخ شده

07:48.230 --> 07:49.710
‫گوشت و اندام‌هاش نیستن

07:49.710 --> 07:51.951
‫هنوز یکم از دل و روده‌اش مونده

07:51.975 --> 07:56.340
‫آره، این وقت سال
‫شاید کارِ یه باز کوپر یا دُم‌سرخ بوده

07:56.340 --> 07:58.510
‫انقدر باهوشه که گُه نخوره

08:05.690 --> 08:07.000
‫اوضاع خوبه؟

08:08.380 --> 08:10.040
‫به هیچ وجه

08:11.390 --> 08:14.220
‫باید یه خاکسپاری دیگه ترتیب بدم، پس...

08:14.220 --> 08:16.150
‫هیچی خوب نیست

08:17.120 --> 08:20.780
‫تو و تری باید برید

08:20.780 --> 08:22.740
‫دیگه بین خلافکارها و مردم عادی فرقی نیست

08:22.740 --> 08:24.880
‫تری رو از مدرسه بیارم بیرون؟

08:24.880 --> 08:26.990
‫اون درسش خیلی خوبه

08:26.990 --> 08:28.270
‫مدرسه‌های متفاوتی هست، رو،

08:28.270 --> 08:30.720
‫جاهای مختلفی هست

08:31.720 --> 08:33.270
‫اون کجاست؟

08:33.270 --> 08:35.580
‫مدرسه‌ست

08:35.580 --> 08:38.690
‫فکر نمی‌کردم تری بچه‌ای باشه که
‫نخواد یه روز از مدرسه مرخصی بگیره

08:38.690 --> 08:40.730
‫آره، خب،

08:40.730 --> 08:42.560
‫امتحان مهمی داشت

08:42.560 --> 08:44.700
‫چه درسی؟

08:44.700 --> 08:46.700
‫امتحانم نکن

08:46.700 --> 08:48.530
‫جبر

08:48.530 --> 08:50.080
‫اشکال نداره

08:51.740 --> 08:53.770
‫فقط بهش بگو...

08:55.880 --> 08:57.470
‫بگو بهش افتخار می‌کنم

09:02.130 --> 09:05.100
‫دارید چه غلطی می‌کنید؟

09:05.100 --> 09:06.920
‫جنسِ قاچاق رد و بدل می‌کنید؟

09:06.920 --> 09:08.200
‫- نه، آقا
‫- از چی حرف می‌زنی، داداش؟

09:08.200 --> 09:10.270
‫پاشو، پاشو. بلند شو، تنِ لش!

09:10.270 --> 09:12.070
‫چه خبرتونه؟
‫من که هیچ غلطی نمی‌کردم.

09:12.070 --> 09:14.620
‫ما هیچ کاری نمی‌کردیم

09:16.930 --> 09:18.579
‫هی، دستت رو بهش نزن، مادرجنده

09:18.603 --> 09:20.730
‫چه گُهی می‌خوای بخوری؟
‫ببریدش بیرون.

09:20.730 --> 09:23.110
‫- به خدا دخلت رو میارم
‫- کارشون همینه، راف

09:23.110 --> 09:25.460
‫- دستشون به ما نمی‌رسه، عزیزم
‫- اوه، دستم بهت می‌رسه

09:30.850 --> 09:33.710
‫اذیتش نکنید. بهش صدمه نزنید!

09:33.710 --> 09:35.710
‫- یالا!
‫- کاریش نداشته باشید!

09:35.710 --> 09:37.440
‫مادرجنده‌ها!

09:40.100 --> 09:43.687
‫نمی‌دونم بانی تلافی می‌کنه یا نه
‫یا کِی این کارو می‌کنه

09:43.711 --> 09:44.730
‫چطور می‌تونه تلافی نکنه؟

09:44.754 --> 09:46.860
‫ولی باید گزینه‌هاش رو مدیریت کنیم

09:46.860 --> 09:49.800
‫باشه؟ آریایی‌ها با روس‌های لعنتی متحد شدن

09:49.800 --> 09:51.870
‫حالا این خودش یه محورِ شرارت کیریه

09:51.870 --> 09:54.180
‫آره.  کریم قراره کالهان رو جدا کنه

09:54.180 --> 09:56.110
‫این بهمون 48 ساعت وقت میده،
‫پس، کارنی،

09:56.110 --> 09:57.910
‫تو باید مسیرشون رو مسدود کنی، باشه؟

09:57.934 --> 09:58.828
‫مواد رو پیدا کن

09:58.852 --> 10:01.122
‫می‌تونی هر چقدر می‌خوای اون مادرجنده رو
‫بندازی توی انفرادی، مایک،

10:01.146 --> 10:04.500
‫بازم نمی‌تونیم بفهمیم این کُس‌کش‌های نازی
‫از کجا مواد وارد می‌کنن

10:04.500 --> 10:05.810
‫این مشکلِ توئه، کارنی

10:05.810 --> 10:07.120
‫همه چی مشکلِ منه، ایان

10:07.120 --> 10:08.963
‫خب، گوش کن، فقط پیداشون کن، باشه؟

10:08.987 --> 10:10.470
‫اونا به طریقی وارد اونجا میشن

10:10.470 --> 10:11.715
‫خیلی خب؟ چراغ‌ها رو چک کن،

10:11.739 --> 10:13.780
‫لباس‌های کثیف
‫و خمیردندون‌ها رو چک کن، می‌دونی،

10:13.780 --> 10:15.650
‫- پیداش کن
‫- خیلی خب. لعنتی. میرم تو کارش

10:15.650 --> 10:16.790
‫خوبه. برو تو کارش

10:16.790 --> 10:18.130
‫روسه چی؟

10:18.130 --> 10:21.030
‫دستگیرش کنید.
‫یه حکم بگیرید و بریزید توی کاوو.

10:21.030 --> 10:23.070
‫اگه می‌خوایم به کنستانتین ضربه بزنیم،
‫باید ضربه‌ی سنگینی بزنیم.

10:23.070 --> 10:24.730
‫اونا بعد از حملاتِ کریپ‌ها آماده میشن

10:24.730 --> 10:26.450
‫فقط اون حکمِ لعنتی رو بگیرید

10:26.450 --> 10:27.870
‫و اون عوضی‌ها رو برگردونید سرزمین مادری

10:27.870 --> 10:29.150
‫ما حتی یه تیرم شلیک نمی‌کنیم، پس...

10:29.150 --> 10:31.560
‫- چی؟
‫- آره. شنیدی

10:31.560 --> 10:32.870
‫حتی اسلحه‌هاتون رو پر نکنید

10:32.870 --> 10:35.156
‫خب، بالأخره پیش میاد

10:35.180 --> 10:36.640
‫نه، پیش نمیاد

10:36.640 --> 10:38.740
‫باید سرِ این یکی بهم قول بدی

10:38.740 --> 10:42.500
‫مایک، بیخیال. قراره ناسکوف رو هم
‫ببریم بیرون بهش پیراشکی بدیم؟

10:42.500 --> 10:44.060
‫توی راه زندان یه سرم به رستوران بزنیم؟

10:44.060 --> 10:46.710
‫توی این مورد نفوذی داریم، باشه؟

10:46.710 --> 10:49.170
‫این یه حمله نیست.
‫منطقه‌ی کشتار نیست.

10:49.170 --> 10:50.580
‫فقط یه حکم رو اجرا می‌کنیم

10:50.580 --> 10:53.380
‫ما فقط و فقط این کارو می‌کنیم

10:53.380 --> 10:55.380
‫بی‌گناه‌های زیادی اونجاست

10:57.070 --> 10:58.070
‫خیلی خب

10:58.070 --> 10:59.760
‫ممنون

11:06.800 --> 11:08.320
‫مادرجنده

11:11.670 --> 11:12.880
‫خفه خون بگیر

11:24.790 --> 11:27.720
‫جنده‌ها!

11:36.900 --> 11:38.700
‫زندانی در حال زایمانه

11:38.700 --> 11:39.970
‫- زندانی در حال زایمانه
‫- بیاریدش رو تختِ 1

11:42.910 --> 11:44.190
‫نه، نه، نه

11:44.190 --> 11:45.770
‫لطفاً دستبندها رو باز کنید

11:46.950 --> 11:49.540
‫ممکنه خونریزی داشته باشه.
‫دستبندها رو باز کنید.

11:49.540 --> 11:50.670
‫نمی‌تونن این کارو بکنن

11:50.670 --> 11:52.300
‫یه درجه شُل‌ترشون کنید

11:52.300 --> 11:53.850
‫اگه یه درجه سفت‌تر شه، مُچش می‌شکنه

11:53.850 --> 11:56.090
‫اگه نتونه پاهاش رو خم کنه،

11:56.090 --> 11:57.130
‫بچه زنده نمی‌مونه

11:57.130 --> 11:58.890
‫بذار من نگرانِ بچه باشم

11:58.890 --> 11:59.930
‫و مادر چی؟

11:59.930 --> 12:01.270
‫خیلی خب، تریسی، تریس.
‫اونا حلش می‌کنن.

12:01.270 --> 12:02.760
‫- نه
‫- اونا حلش می‌کنن

12:02.760 --> 12:04.590
‫- ممنون
‫- چه غلطی می‌کنی؟

12:04.590 --> 12:07.760
‫- اشکالی نداره. هی، لطفاً گوش کن
‫- نه، نه. اشکال داره

12:07.760 --> 12:09.310
‫اون باید بسته باشه

12:09.310 --> 12:10.760
‫مقرراتِ ناجوریه،

12:10.760 --> 12:12.940
‫ولی مقرراتیه که برای محافظت از ما طراحی شده

12:12.940 --> 12:15.420
‫اون در حال زایمانه.
‫زورش به هیچکس نمی‌رسه.

12:15.420 --> 12:16.940
‫چیزیش نمیشه، تریسی. قول میدم

12:16.940 --> 12:18.500
‫- خدای من
‫- ببین

12:18.500 --> 12:22.260
‫برو یکم استراحت کن، برگرد،
‫ولی با آرامش برگرد.

12:22.260 --> 12:24.470
‫اگه نمی‌تونی، اشکالی نداره.
‫من بهشون رسیدگی می‌کنم.

12:24.470 --> 12:26.400
‫باشه

12:26.400 --> 12:28.130
‫- باشه. باشه
‫- باشه

12:32.820 --> 12:34.200
‫اولین

12:35.550 --> 12:37.240
‫- سلام
‫- صبح بخیر

12:37.240 --> 12:38.790
‫هی، می‌تونی پنج دقیقه تنهامون بذاری؟

12:40.860 --> 12:42.310
‫چی شده، مایک؟

12:43.450 --> 12:46.800
‫آره، مشکلِ روس‌ها
‫بدتر از اونه که فکر می‌کردیم

12:48.560 --> 12:50.530
‫من نمی‌خواستم اینجوری هفته‌ام رو شروع کنم

12:50.530 --> 12:52.290
‫آره، اونا با آریایی‌ها متحد شدن،

12:52.290 --> 12:54.290
‫و مادرجنده‌های حریص همه چی رو می‌خوان

12:55.390 --> 12:57.220
‫زندان‌ها، بانی، همش

12:58.780 --> 12:59.950
‫چرا به من میگی؟

12:59.950 --> 13:02.160
‫کالهان رو میندازم انفرادی

13:02.160 --> 13:04.160
‫ناسکوف رو هم حذف می‌کنم

13:04.160 --> 13:06.540
‫تو یا آدم‌هات توی اداره‌ی پلیس؟

13:06.540 --> 13:09.130
‫خب، تصمیم پلیس‌هاست، نه من

13:10.340 --> 13:12.000
‫کی حکمش رو امضا می‌کنه؟

13:12.000 --> 13:14.030
‫قاضی پیرس

13:14.030 --> 13:15.140
‫می‌خوای من زنگ بزنم سفارشش کنم؟

13:15.140 --> 13:16.860
‫برای همین اومدم

13:16.860 --> 13:18.210
باید تسهیلش کنم

13:19.660 --> 13:21.900
‫یالا، می‌تونی انجامش بدی، لطفاً

13:22.900 --> 13:25.360
‫آره، باشه. پیرس ازم خوشش میاد

13:25.360 --> 13:29.010
‫مایک، گروه ضربت حکم رو اجرا می‌کنه؟

13:29.010 --> 13:31.020
‫آره. روی اونم کار می‌کنم

13:31.020 --> 13:32.670
‫- مطمئن شو
‫- ردیفش می‌کنم

13:32.670 --> 13:34.540
‫می‌دونم

13:34.540 --> 13:36.230
‫مادرشوهرت،

13:36.230 --> 13:37.750
‫خدا بیامرزتش،

13:37.750 --> 13:40.370
‫توی مناسبت‌های مختلفی می‌اومد
‫روی همون صندلی می‌نشست،

13:40.370 --> 13:44.030
‫و یه بار نشد که قلبم رو به درد نیاره

13:45.960 --> 13:47.900
‫تو هم می‌خوای قلبم رو به درد بیاری؟

13:47.900 --> 13:50.730
‫چنین قصدی ندارم، رئیس

13:50.730 --> 13:52.380
‫یه زندانی هست،

13:52.380 --> 13:54.180
‫شری مکسول، اسمِ مستعارش چریه...

13:54.180 --> 13:55.590
‫می‌شناسمش

13:55.590 --> 13:59.360
‫اون بی‌رحمانه یه نگهبانِ تازه‌کار رو کشت
‫و بعد ادعا کرد بهش تجاوز کرده

13:59.360 --> 14:01.180
‫واقعاً بهش تجاوز کرده بود؟

14:01.180 --> 14:02.840
‫من کارش رو توجیه نمی‌کنم...

14:02.840 --> 14:04.840
‫نمی‌تونه کارِ اون بوده باشه،

14:04.840 --> 14:07.880
‫ولی اون حامله بود.
‫امروز صبح زایمان کرد.

14:07.880 --> 14:09.190
‫تبریک!

14:09.190 --> 14:10.540
‫اون سه ساله که توی زندانه،

14:10.540 --> 14:13.160
‫که یعنی اون اتفاق اینجا افتاده

14:13.160 --> 14:14.890
‫اون اتفاق؟

14:14.890 --> 14:19.380
‫یکی از افسرها یا کارمندهاتون
‫به چری تجاوز کرده

14:19.380 --> 14:23.140
‫اولین باری نیست که یه زندانی
‫با یه نگهبان وارد رابطه میشه

14:23.140 --> 14:26.280
‫ممکن نیست. مناسباتِ قدرت اجازه‌اش رو نمیده

14:26.280 --> 14:30.250
‫برای همین توی تمام دستورالعمل‌های
‫سازمان زندان‌ها تا دهه‌ها قبل ممنوعه

14:30.250 --> 14:31.530
‫درسته

14:31.530 --> 14:33.980
‫بررسی‌اش می‌کنم

14:33.980 --> 14:36.220
‫ولی اگه حاضر نباشه
‫اسم پدرِ بچه رو بگه،

14:36.220 --> 14:37.700
‫کارِ چندانی ازم برنمیاد

14:37.700 --> 14:39.950
‫مهاجم

14:39.950 --> 14:41.290
‫چی؟

14:41.290 --> 14:43.330
‫شما گفتی «پدر»

14:43.330 --> 14:48.020
‫هرکسی که این کارو کرده
‫باید پشتِ میله‌های زندان باشه

14:48.020 --> 14:49.230
‫البته

14:50.440 --> 14:52.170
‫بذار یه چیزی بهت بگم،

14:52.170 --> 14:54.960
‫به خط گزارش ناشناس زنگ بزن
‫و بگو قضیه رو پیگیری کنن

14:54.960 --> 14:57.760
‫من اینجا نشستم
‫و این رو به شما میگم، رئیس

14:57.760 --> 14:59.730
‫نیازی به ناشناس بودن ندارم

14:59.730 --> 15:04.730
‫فقط دارم میگم، بهتره این قضیه رو
‫از زوایای زیادی پیگیری کنیم

15:04.730 --> 15:06.660
‫من می‌خوام از همه توی زندانم
‫محافظت کنم،

15:06.660 --> 15:08.080
‫نگهبان و زندانی

15:12.320 --> 15:16.260
‫«مردی که می‌خوابد هرگز
به شهرت نخواهد رسید

15:16.260 --> 15:20.330
‫تمام آرزوهایش همچون رویا از کنارش می‌گذرند،

15:20.330 --> 15:23.270
‫و آثار خاطراتش از زمان محو می‌شوند

15:23.270 --> 15:25.610
‫مثل دود در هوا...

15:25.610 --> 15:28.060
‫یا ریزموج‌هایی روی رود

15:28.060 --> 15:30.960
‫بنابراین اکنون برخیز»

15:33.450 --> 15:35.760
‫ویرجیل داره بهش انگیزه میده

15:35.760 --> 15:37.420
‫می‌خواد از جاش بلند شه

15:37.420 --> 15:39.460
‫و یاد بگیره چطور در برابر وسوسه مقاومت کنه

15:41.150 --> 15:43.600
‫این برداشتیه که از این می‌کنی؟

15:43.600 --> 15:46.500
‫این چیزیه که ویرجیل بهمون داده

15:48.020 --> 15:50.120
‫امروز چی می‌خونی؟

15:50.120 --> 15:52.850
‫تازگی‌ها روی آثار دانته کار می‌کنم

15:52.850 --> 15:55.820
‫بعضی‌هامون یکم جلوتر از دیگرانیم

15:57.060 --> 15:58.990
‫- پاشو
‫- چرا؟

15:58.990 --> 16:02.100
یه تهدید واقعی واسه جونت هست

16:02.100 --> 16:03.200
‫باید جدات کنم

16:03.200 --> 16:04.790
‫کی من رو تهدید کرده، رئیس؟

16:04.790 --> 16:06.340
‫پاشو، مرل

16:09.070 --> 16:11.660
‫این یعنی تنِ لشت رو بلند کن

16:11.660 --> 16:12.970
‫الان!

16:19.700 --> 16:21.500
‫به چی زُل زدی؟

16:38.720 --> 16:39.811
‫کلوبِ کاوو، من...

16:39.835 --> 16:41.355
‫سلام، منم. می‌تونی حرف بزنی؟

16:41.379 --> 16:43.350
‫می‌تونیم براتون جا رزرو کنیم، آره

16:43.350 --> 16:45.210
یه حداقل سفارش نوشیدنی هست

16:45.210 --> 16:46.380
‫پلیس داره میاد

16:46.380 --> 16:48.280
‫باشه؟ پس زودتر برو ناهار

16:49.630 --> 16:51.600
‫می‌خواید چه ساعتی تشریف بیارید؟

16:51.600 --> 16:52.670
‫یه ساعت دیگه میان

16:52.670 --> 16:54.220
‫یا کمتر. نمی‌دونم

16:54.220 --> 16:56.430
‫این خیلی مشکوکه

16:56.430 --> 16:58.360
‫فقط برو

16:58.360 --> 16:59.710
‫باشه؟ می‌شنوی؟

16:59.710 --> 17:02.190
‫مشتاق دیدارتون هستیم

17:02.190 --> 17:04.400
‫- ممنون
‫- آیریس

17:04.400 --> 17:06.710
‫کلوب کاوو

17:06.710 --> 17:08.230
‫آیریس هستم

17:15.410 --> 17:17.520
کالهان رو از بند عمومی خارج کردم

17:17.520 --> 17:19.560
‫عالیه. پاکه؟

17:19.560 --> 17:21.800
‫اون حرکتمون رو پیش‌بینی نمی‌کرد، مایک

17:21.800 --> 17:23.840
‫سوراخ‌های بدنش رو گشتی؟

17:23.840 --> 17:26.040
‫دلیلی نداره

17:26.040 --> 17:27.630
‫آره، خب،

17:27.630 --> 17:29.910
‫احتیاط شرط عقله، کریم، درسته؟

17:32.460 --> 17:33.600
‫کریم؟

17:33.600 --> 17:35.020
‫کریم؟

17:35.020 --> 17:36.610
میگم انجامش بدن

18:08.160 --> 18:10.740
‫خدا لعنتش کنه.
‫اینجا هیچ خبری نیست.

18:12.880 --> 18:14.750
‫جلوش رو چک کردی؟

18:16.060 --> 18:18.300
‫به نظرت تازه‌کار میام، آشخور؟

18:18.300 --> 18:20.480
‫معلومه که جلوش رو چک کردم

18:27.380 --> 18:29.420
‫چه خبره؟

18:31.280 --> 18:34.530
‫واسه روغن عوض کردن نیازی
‫به باز کردنِ سپر نیست

18:37.220 --> 18:38.700
‫مادرجنده

18:40.980 --> 18:42.500
‫یه دقیقه صبر کن

18:48.540 --> 18:49.960
بله

18:53.230 --> 18:55.310
‫شوخیت گرفته لعنتی؟

18:57.930 --> 19:00.830
‫آندریا؟

19:05.916 --> 19:12.016
<b>«فـیلــم2مـدیـا»</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

19:21.260 --> 19:23.160
‫- بریم
‫- بشین روی زمین!

19:23.160 --> 19:25.370
‫- بشین روی زمین لعنتی!
‫- گوشیِ وامونده رو بنداز!

19:25.370 --> 19:26.750
‫- همین الان. برو، برو، برو
‫- دست‌ها بالا!

19:26.750 --> 19:28.720
‫بشین روی زمین.
‫زانو بزن!

19:28.720 --> 19:31.030
‫واحد یک، با من.
‫واحد دو، از چپ وارد شید.

19:39.970 --> 19:42.560
‫پلیس‌ها ریختن سرمون

19:46.120 --> 19:47.190
‫دنبالم بیاید

19:47.190 --> 19:48.670
‫بشین روی زمین لعنتی

19:48.670 --> 19:50.780
‫- پلیس کینگزتاون
‫- دست‌هاتون رو بذارید پشت سرتون

19:50.780 --> 19:52.950
‫بشین روی زمین لعنتی

19:52.950 --> 19:54.430
‫دست‌ها بالا

19:55.750 --> 19:57.750
‫بشین روی زمین لعنتی

19:57.750 --> 19:59.020
‫بشین، بشین!

19:59.020 --> 20:00.580
‫پلیس کینگزتاون، بشین!

20:00.580 --> 20:02.370
‫- دست‌ها بالا
‫- سمتِ چپ امنه

20:05.240 --> 20:06.890
‫بشین روی زمین.
‫گفتم بشین روی زمین لعنتی!

20:06.890 --> 20:08.340
‫من تفنگ دارم. مجوز دارم

20:08.340 --> 20:09.690
‫خفه خون بگیر

20:09.690 --> 20:11.590
‫من مقاومت نمی‌کنم، سرکار

20:11.590 --> 20:12.940
‫اوه، مقاومت نمی‌کنی؟

20:12.940 --> 20:14.110
‫هی، اون مقاومت نمی‌کنه...

20:14.110 --> 20:15.350
‫- آخ! مصّبتو گاییدم
‫- هی!

20:15.350 --> 20:17.630
‫- بشین
‫- چه غلطی می‌کنی؟

20:17.630 --> 20:19.530
‫دخالت نکنید، خانم، باشه؟

20:19.530 --> 20:20.940
‫هی!

20:20.940 --> 20:22.770
‫- هی!
‫- دست‌های کثیفت رو به من نزن!

20:22.770 --> 20:24.570
‫آروم باش. آروم بگیر لعنتی!

20:24.570 --> 20:26.470
‫دستبند رو بزن به دستت

20:27.600 --> 20:30.440
‫کنستانتین ناسکوف

20:30.440 --> 20:34.990
‫ما حکمِ تفتیش ساختمون
‫و تمام ساکنانش رو داریم

20:40.000 --> 20:41.960
‫بله؟

20:43.000 --> 20:45.420
‫همه‌ی روس‌ها دستبند خوردن

20:45.420 --> 20:48.420
‫بدون تیراندازی. همونطور که می‌خواستی، مایک

20:48.420 --> 20:51.320
‫محشره. آیرس چی؟

20:55.360 --> 20:56.560
‫کایل؟

20:56.560 --> 20:58.980
‫آره، اون...

20:58.980 --> 21:00.470
‫یکم آسیب دید

21:02.430 --> 21:03.810
‫کارِ کی بود؟

21:03.810 --> 21:05.850
‫یه زد و خورد بود، مایک

21:05.850 --> 21:08.610
‫همه جا پر از آدم بود.
‫یعنی، پیش میاد، می‌دونی؟

21:08.610 --> 21:10.030
‫کایل،

21:10.030 --> 21:12.667
‫- کارِ کی بود؟
‫- اون دخالت کرد، مایک

21:12.691 --> 21:15.504
‫داشت مانع دستگیری کنستانتین می‌شد،
‫یه آرنج بهش خورد،

21:15.528 --> 21:17.860
‫ولی حالش خوبه، قول میدم

21:17.860 --> 21:20.550
‫خیلی خب؟ از وسط معرکه کشیدمش بیرون

21:20.550 --> 21:23.590
‫فقط نقشش رو یکم زیادی خوب بازی می‌کرد،
‫می‌دونی منظورم چیه؟

21:23.590 --> 21:25.520
‫آره. خیلی خب

21:25.520 --> 21:27.320
‫ممنون که هواش رو داشتی

21:27.320 --> 21:28.800
‫آره

21:30.320 --> 21:31.810
‫لعنتی

21:36.810 --> 21:39.710
‫لعنتی. لعنتی. لعنتی

21:44.100 --> 21:46.240
‫خایه و کون، کیر توش!

21:46.240 --> 21:49.130
‫دستکش بپوش، تازه‌کار.
‫بررسی مقعدی داریم.

21:49.130 --> 21:50.650
‫جدی میگی؟

21:50.650 --> 21:52.070
‫این نقطه‌ی عطفی توی دوران شغلیته

21:52.070 --> 21:53.480
‫آره، نیازی بهش نیست

21:58.180 --> 22:00.080
می‌تونی بزنی به چاک، سیاه‌سوخته

22:00.080 --> 22:02.180
‫چه گُهی خوردی؟

22:02.180 --> 22:05.360
‫- گُم شو
‫- از جات تکون نخور، جکسون

22:07.330 --> 22:09.710
ما ترتیبش رو می‌دیم

22:09.710 --> 22:12.360
تو هم گورت رو گُم می‌کنی

22:22.060 --> 22:25.070
‫تو به کالهان نظر داری؟
‫مرتیکه‌ی منحرف؟

22:25.070 --> 22:29.070
‫اگه مشکلی داری،
‫می‌تونی بری با رئیس مطرحش کنی.

22:29.070 --> 22:31.000
‫واقعاً به حرفِ اون عوضی گوش میدی

22:31.000 --> 22:33.110
‫تو واسه اون کار نمی‌کنی

22:33.110 --> 22:35.010
‫بگو واسه کی کار می‌کنی

22:36.110 --> 22:38.430
‫بگو واسه کی کار می‌کنی

22:38.430 --> 22:40.010
‫کونِ لقت

22:42.050 --> 22:43.740
‫کونِ لقت، مادرجنده!

22:43.740 --> 22:45.470
‫کونِ لقت!

22:51.580 --> 22:54.270
‫بگو واسه کی کار می‌کنی. بگو!

22:54.270 --> 22:57.130
‫- بگو!
‫- کونِ لقت

22:58.960 --> 23:00.550
‫حله

23:12.630 --> 23:14.080
‫فقط محض اطلاع...

23:15.670 --> 23:17.980
‫وکیلی در کار نیست

23:19.430 --> 23:21.500
‫حق دارم در برابر اتهامات
‫از خودم دفاع کنم؟

23:22.990 --> 23:25.300
‫چیزی توی کلوب پیدا کردید؟

23:26.300 --> 23:27.990
‫بقایای کوکائین

23:27.990 --> 23:29.990
‫یه سری ویزای مشکل‌دار

23:29.990 --> 23:31.550
‫خب، من فقط مشتری ثابت کلوبم

23:31.550 --> 23:34.270
‫هیچ سهمی توش ندارم،
‫پس مسئولیتی در قبالش ندارم.

23:34.270 --> 23:37.350
‫آره، خب، شاید لازم باشه به خاطرش
‫جواب پس بدی، آقای ناسکوف.

23:38.660 --> 23:40.730
‫راستی، اون بچه زنده موند

23:42.660 --> 23:44.040
‫کدوم بچه؟

23:44.040 --> 23:46.770
‫همون بچه‌ای که انداختی توی سطل آشغال

23:46.770 --> 23:48.010
‫اون زنده موند

23:49.770 --> 23:51.950
‫- ما همه بچه‌هایی هستیم که زنده‌ایم
‫- ای خدا!

23:51.950 --> 23:53.500
‫تو به سرِ مادرش شلیک کردی، لعنتی،

23:53.500 --> 23:55.640
‫هردوشون رو انداختی توی سطل آشغال

24:00.710 --> 24:02.580
‫برای اون اینجام؟

24:02.580 --> 24:06.340
‫اون بچه دست‌های خودش رو جویده بود
‫که زنده بمونه، کثافتِ آشغال

24:07.380 --> 24:08.550
‫باورت میشه؟

24:08.550 --> 24:10.520
‫ها؟ این چرندیات رو باور می‌کنی؟

24:13.620 --> 24:16.350
‫خب، اون بچه قراره یه زندگی
‫پر از عذاب داشته باشه

24:18.800 --> 24:23.500
‫یه حکایتِ غم‌انگیزه که اغلب
‫توی این دنیای غم‌انگیز روایت میشه

24:23.500 --> 24:26.400
‫می‌دونی، از وقتی تو به شهر اومدی
‫خیلی‌ها کشته شدن

24:27.237 --> 24:29.572
‫خب، شاید بهتره به خاطرش
‫برید سراغ مایلو سانتر

24:29.596 --> 24:32.409
‫خب این یکم کارِ سختیه، مگر این که
‫فکر کنی روحش کاوو رو تسخیر کرده

24:32.433 --> 24:34.850
‫- من به ارواح اعتقاد دارم
‫- آهان!

24:34.850 --> 24:37.440
‫ولی اگه اطلاعاتی در مورد مایلو می‌خوای،

24:37.440 --> 24:41.030
‫بهتر نیست با مایکل مک‌لاسکی حرف بزنی؟

24:41.030 --> 24:43.030
‫- می‌دونم چیکار کردی
‫- یعنی،

24:43.030 --> 24:45.100
‫اون و مایلو همکار بودن، نه؟

24:45.100 --> 24:46.550
‫تو هیچ آینده‌ای توی این شهر نداری

24:46.550 --> 24:48.380
‫ما ازش مطمئن می‌شیم

24:48.380 --> 24:50.070
‫اون یه دوسته

24:50.070 --> 24:52.350
‫عاری از سرزنش

24:52.350 --> 24:54.389
‫حالا بگید ببینم، کارآگاه‌ها،

24:55.056 --> 24:58.050
‫اینجا پلیس‌ها کین و خلافکارها کین؟

24:59.430 --> 25:01.050
می‌دونم چی توی سرت می‌گذره

25:03.050 --> 25:05.230
منم می‌دونم چی توی سرت می‌گذره، کله‌کیری

25:11.470 --> 25:12.890
‫- مایک
‫- بله؟

25:12.890 --> 25:14.410
‫مدرکِ کافی برای بازجویی ازش پیدا کردیم،

25:14.410 --> 25:17.580
‫فقط نمی‌تونیم بدون اتهام
‫بیشتر از 24 ساعت نگهش داریم

25:17.580 --> 25:18.621
‫خیلی خب، مرسی

25:18.645 --> 25:21.310
‫- میشه لطفاً یکم یخ برام بیاری؟
‫- چشم

25:21.310 --> 25:23.000
‫- مرسی
‫- ممنون

25:26.420 --> 25:27.630
‫آیریس

25:29.250 --> 25:31.740
‫هر وقت باهات تماس می‌گیرم،
‫و منظورم هر وقته...

25:31.740 --> 25:33.360
‫- مایک
‫- ریسک می‌کنم

25:33.360 --> 25:34.500
‫می‌دونم

25:34.500 --> 25:35.400
‫- می‌فهمی؟
‫- اوهوم

25:35.400 --> 25:36.640
‫پس وقتی باهات تماس می‌گیرم،

25:36.640 --> 25:38.290
‫حتماً یه هدفی دارم لعنتی

25:38.290 --> 25:39.780
‫تا وسط تیراندازی گیر نیفتی

25:39.780 --> 25:41.300
‫هیچ تیراندازی‌ای انجام نشد

25:41.300 --> 25:43.300
‫من به پلیس‌ها گوشزد کرده بودم
‫که تیراندازی نکنن

25:43.300 --> 25:44.814
‫و حتی اون موقعم تضمینی نیست

25:44.838 --> 25:46.149
‫باید حرف گوش کنی، لعنتی

25:46.173 --> 25:47.480
‫- من بهت گوش میدم
‫- می‌فهمی؟

25:47.480 --> 25:49.930
‫نمی‌تونستم بزنم بیرون، مایک

25:49.930 --> 25:53.140
‫اگه واسه ناهار می‌رفتم
‫چه اتفاقی می‌افتاد؟

25:54.620 --> 25:56.760
‫یه ذره مشکوک می‌شد، مگه نه؟

25:58.310 --> 26:00.250
‫آره

26:00.250 --> 26:03.350
‫می‌دونی من براش چی هستم؟
‫دافِ جذاب و سکسیش.

26:03.350 --> 26:05.490
‫من باحالم. رفیقِ نشئه‌بازی‌هاشم

26:05.490 --> 26:07.250
‫باشه؟

26:07.250 --> 26:09.120
‫اگه این رو به خطر بندازیم،

26:09.120 --> 26:11.980
‫من رو سریع‌تر از تاتیانا می‌کشه

26:13.540 --> 26:16.470
‫- من خاص نیستم
‫- خب، به اندازه‌ی کافی خاصی

26:24.310 --> 26:25.790
‫خوبی؟

26:26.720 --> 26:28.170
‫اوهوم

26:31.490 --> 26:32.870
‫باید به من گوش بدی

26:40.390 --> 26:42.050
‫خبر جدیدی هست؟

26:43.010 --> 26:44.500
‫آره

26:44.500 --> 26:46.980
‫دارن براش از اروپا دختر میارن

26:46.980 --> 26:48.330
‫دارن از مرز رد میشن

26:48.330 --> 26:50.060
اول مرتب و دسته‌بندی‌شون می‌کنه

26:50.060 --> 26:51.610
‫و بعدش اونا رو می‌فرسته
واسه آژانس‌های مدلینگ

26:51.610 --> 26:53.200
‫نیویورک، شیکاگو،

26:53.200 --> 26:55.990
‫- فیلادلفیا
‫- تا وقتی بدهی‌شون رو پس بدن

26:55.990 --> 26:57.240
‫هرگز اتفاق نمی‌افته

26:57.240 --> 26:58.510
‫آره

26:58.510 --> 27:00.200
‫لعنتی. باید این رو جواب بدم. کینو

27:00.200 --> 27:02.410
‫می‌تونی بهش برسی؟

27:02.410 --> 27:03.830
‫- این رو بذار روش
‫- بله؟

27:03.830 --> 27:05.070
‫مرسی

27:05.070 --> 27:08.210
‫افتخار میدی ببینمت، مایک؟

27:11.390 --> 27:13.010
‫آره

27:13.010 --> 27:14.840
‫البته باید فردا همدیگه رو ببینیم

27:17.570 --> 27:20.500
‫زیاد احساس خاص بودن نمی‌کنم

27:21.119 --> 27:25.880
‫خب، تو در صدرِ لیست افراد خاصی، باشه؟

27:25.880 --> 27:27.780
‫بهت قول میدم

27:29.440 --> 27:30.960
‫کونِ لقت

27:39.480 --> 27:41.690
‫به نظر نمیاد داری تکالیفت رو انجام میدی

27:41.690 --> 27:42.940
‫انجامشون دادم

27:42.940 --> 27:44.110
‫یکم وقتِ آزاد داشتم

27:44.110 --> 27:46.420
‫درسی نداری که بخوای توش جلو بیفتی؟

27:46.420 --> 27:48.980
‫تمام درس‌های این هفته‌ام رو خوندم

27:50.430 --> 27:52.700
‫خیلی خب، آقای پروفسور،
‫کارهات رو کردی.

27:56.190 --> 27:58.750
‫بابا سلام رسوند

28:01.960 --> 28:03.370
‫گفت بهت افتخار می‌کنه

28:43.510 --> 28:44.535
‫کارنی

28:44.559 --> 28:47.620
‫کاملاً مطمئنم می‌دونم آریایی‌ها
‫چطوری جنس می‌برن توی زندان

28:47.620 --> 28:50.490
از تعمیرگاه ماشین استفاده می‌کنن

28:50.490 --> 28:52.040
‫عالیه

28:52.040 --> 28:53.962
‫فوق‌العاده‌ست. آره، می‌تونی بهم بگی...

28:53.986 --> 28:56.110
‫کالهان چطوری از توی انفرادی
‫بهم زنگ می‌زنه؟

28:57.340 --> 29:02.840
‫عه، شاید چون نگهبان‌های نازی زیردستش
‫سعی کردن من رو بکشن...

29:02.840 --> 29:04.600
‫چون سعی کردم بگردمش

29:04.600 --> 29:06.470
‫گندش بزنن. واقعاً؟

29:07.540 --> 29:10.540
‫قطعاً چندتا دنده‌ام شکسته

29:12.090 --> 29:14.610
‫باید امشب رو مرخصی بگیرم، مایک

29:14.610 --> 29:17.550
‫باید برم به بابام سر بزنم

29:17.550 --> 29:19.960
‫روز خیلی افتضاحیه، درسته؟

29:19.960 --> 29:22.860
هر روزمون افتضاحه، کارنی

29:22.860 --> 29:25.520
‫برو به بابات سر بزن.
‫استراحت کن، باشه؟

29:25.520 --> 29:26.870
‫کیر توش

29:44.680 --> 29:46.370
‫من...

29:48.510 --> 29:50.480
‫متأسفم

29:51.510 --> 29:52.890
‫واسه چی، دورین؟

29:52.890 --> 29:53.890
‫واسه چی متأسفی؟

29:53.890 --> 29:55.380
‫تقصیرِ منه

29:57.860 --> 30:01.390
‫نه. تو دوستش داشتی

30:01.390 --> 30:03.840
‫تو کنارش وایسادی

30:03.840 --> 30:06.360
‫نمی‌تونی خودت رو به خاطر شرایطی
‫که توش به دنیا اومدی سرزنش کنی

30:49.470 --> 30:51.300
‫اون مرد توی خواب مُرد

30:54.850 --> 30:57.370
‫اون خلافکار اصلی رو از محله می‌شناختم

30:57.370 --> 31:00.270
‫از وقتی که بچه بودم می‌شناختمش

31:03.960 --> 31:09.070
‫اون تمام عمرش رو توی این شرایط زندگی کرد

31:11.630 --> 31:14.910
‫خانواده‌اش رو توی این شرایط پرورش داد

31:17.770 --> 31:21.120
‫تمام بچه‌هاش رو فرستاد رفتن،
‫ولی خودش موند.

31:23.160 --> 31:26.160
‫اون توی این شرایط زندگی کرد، مرد

31:31.200 --> 31:33.480
‫می‌تونی تصورش کنی، مایک

31:36.270 --> 31:37.690
‫مُردن توی پیری

31:41.830 --> 31:43.690
‫مُردن توی خواب

31:52.220 --> 31:54.430
‫سلام

31:54.430 --> 31:56.640
‫چه خبر؟

31:56.640 --> 32:01.440
‫سلام. به چی نگاه می‌کنی؟

32:01.440 --> 32:03.060
‫- سلام
‫- سلام

32:03.060 --> 32:05.440
‫عزیزم، کفش‌هات رو بذار کنارِ در

32:05.440 --> 32:07.720
‫سلام

32:07.720 --> 32:09.310
‫و دست‌هاتم بشور

32:14.140 --> 32:15.520
‫شیفتِ شبی؟

32:15.520 --> 32:18.310
‫نه، تمام 24 ساعت رو مرخصی گرفتم

32:18.310 --> 32:20.630
‫- لعنتی، منم همینطور
‫- واقعاً؟

32:22.770 --> 32:25.180
‫- سلام
‫- پسرمون چطوره؟

32:25.180 --> 32:27.120
‫خوشحاله. قوی و خوشحاله

32:27.120 --> 32:29.570
‫- آفرین پسر
‫- آره

32:29.570 --> 32:31.220
‫- هان؟
‫- اون خوبه

32:31.220 --> 32:33.640
‫کار چطوره؟

32:33.640 --> 32:38.130
‫خدمات پزشکیه دیگه

32:38.130 --> 32:41.550
‫بیشتر بخیه می‌زنیم

32:41.550 --> 32:44.200
‫دیروز رئیس زندان رو دیدم

32:44.200 --> 32:46.480
‫واقعاً؟ واسه چی؟

32:46.480 --> 32:48.550
‫اوه، نه، هیچی. هیچی

32:48.550 --> 32:50.040
‫توی اتاق استراحت بهش برخوردم

32:50.040 --> 32:52.040
‫بهم تسلیت می‌گفت

32:54.040 --> 32:57.530
‫می‌دونی، مامان هر روز اون زن رو اذیت می‌کرد

32:57.530 --> 32:58.940
‫آره

33:00.320 --> 33:02.740
‫خب، می‌دونی، ما 24 ساعت باهمیم

33:02.740 --> 33:05.360
‫- قراره چیکار کنیم؟
‫- اوه

33:12.780 --> 33:14.340
‫- آره
‫- می‌دونم

33:35.770 --> 33:37.880
‫تو سگ داری، مایکی؟

33:37.880 --> 33:39.530
‫آره، وقتی بچه بودم

33:43.610 --> 33:45.750
‫یه مدت به یه خرس غذا می‌دادم

33:45.750 --> 33:47.580
‫توی کلبه‌ام

33:47.580 --> 33:50.510
‫خرس شکارچیِ رأس هرمه

33:54.310 --> 33:56.760
‫خب، من اینجا چیکار می‌کنم، کال؟

33:56.760 --> 33:58.590
‫کریم من رو انداخت انفرادی

33:58.590 --> 34:01.420
‫گمونم می‌خواست احساس قدرت کنه

34:01.420 --> 34:03.800
‫یا کارِ تو بود؟

34:07.010 --> 34:08.560
‫آره، کارِ من بود

34:10.940 --> 34:13.570
‫حالا احساس قدرت می‌کنی؟

34:17.850 --> 34:21.020
‫باید قضیه‌ی روس‌ها رو بهم می‌گفتی، کال

34:22.960 --> 34:26.510
‫یعنی، راستش رو بخوای
‫یکم مجال لازم داشتم

34:26.510 --> 34:27.860
‫باید اوضاع رو کنترل می‌کردم

34:29.270 --> 34:31.690
‫خب، قضیه ساده‌ست

34:31.690 --> 34:33.140
یا کریپ‌ها رو عقب می‌رونی

34:33.140 --> 34:35.110
‫یا میذاری به روشِ خودم
‫کارم رو مدیریت کنم

34:35.110 --> 34:37.630
ازت نمی‌خوام شق‌القمر کنی

34:37.630 --> 34:39.630
‫آره، خب، کنستانتین قوانینِ اینجا رو نمی‌دونه

34:39.630 --> 34:41.250
‫با روال آشنا نیست.
‫ما توازن لازم داریم.

34:41.250 --> 34:42.490
‫- توازن
‫- آره

34:42.490 --> 34:44.180
‫دقیقاً کِی توازن داشتیم؟

34:44.180 --> 34:47.190
‫وقتی میچ زنده بود؟
‫حرفشم نزن!

34:47.190 --> 34:51.540
‫همیشه پس و پیشه.
‫پس و پیش، لعنتی!

34:51.540 --> 34:53.300
‫مثل آونگ

34:53.300 --> 34:58.270
‫خب، وقتی که از کینگزتاون رفتی
‫خیلی بهش نزدیک بودیم

34:58.270 --> 34:59.960
‫کُس‌شعره

35:01.690 --> 35:03.830
‫زندان مثل یه منطقه‌ی مرزیه

35:05.070 --> 35:07.210
‫مرزبومه. می‌دونی چیه؟

35:07.210 --> 35:08.480
‫نه

35:08.480 --> 35:10.520
‫مرزبوم ناحیه‌ی گذار...

35:10.520 --> 35:13.660
‫بین دو جامعه‌ی زیستیه

35:13.660 --> 35:17.910
‫جایی که جنگل به دشت می‌رسه،
‫یا کوه‌ها به صحرا می‌رسن.

35:17.910 --> 35:20.640
‫پربارتره، حیاتِ وحش غنی‌تری داره

35:20.640 --> 35:22.600
‫جاییه که حیواناتِ شکارچی تغذیه می‌کنن

35:24.050 --> 35:29.680
‫وقتی دیگه به درد کنستانتین نخوری،
‫می‌خوای چه غلطی بکنی، کال؟

35:29.680 --> 35:32.340
‫این اتفاق می‌افته

35:32.340 --> 35:34.340
‫اون مادرجنده هم‌نوعش رو می‌خوره

35:34.340 --> 35:36.690
‫اون چیزی رو که شکار می‌کنه می‌خوره

35:36.690 --> 35:38.580
‫ما از یه جنسیم

35:38.580 --> 35:40.240
‫اون بهم حمله نمی‌کنه

35:40.240 --> 35:43.660
‫مادامی که حیوونِ شکارچی سیر بشه
‫حمله نمی‌کنه

35:43.660 --> 35:45.830
‫مثل خرست

35:45.830 --> 35:48.040
‫بهش غذا میدی که علیه خودت نشه

35:48.040 --> 35:50.180
‫اون خرس به ضرب گلوله کشته شده

35:50.180 --> 35:52.080
‫ازش مطمئنم

35:53.560 --> 35:56.190
‫من فقط با شکارچی‌ها کار می‌کنم

35:56.190 --> 35:58.740
‫به کسِ دیگه‌ای علاقه ندارم

36:01.810 --> 36:04.300
‫بهم نشون بده چی هستی، مایکی

36:06.750 --> 36:10.580
‫توازن می‌خوای؟
‫بانی واشنگتن رو بکش.

36:12.000 --> 36:15.210
‫خیلی وقته آدمکشی رو کنار گذاشتم

36:15.210 --> 36:18.730
‫به نظر من اون داره اکوسیستم رو بهم می‌زنه

36:18.730 --> 36:20.210
‫جولان میده

36:22.250 --> 36:24.770
‫اگه شکارچی نباشی، شکاری

36:24.770 --> 36:27.630
‫آخرش لبِ مرز می‌میری،
‫دل و روده‌ات می‌ریزه بیرون،

36:27.630 --> 36:29.770
کرکس‌ها به جیگرت نوک می‌زنن

36:32.020 --> 36:34.430
‫تصمیم بگیر، مایک

36:40.269 --> 36:47.394
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
