WEBVTT

00:00.700 --> 00:09.436
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:09.460 --> 00:12.510
‫آنچه در «شهردار کینگزتاون» گذشت...

00:12.534 --> 00:17.435
‫عاقبتِ شورش انحلال ساختارِ رهبری
‫بین زندانی‌هاست

00:18.192 --> 00:20.146
‫ما نیاز به سلسله مراتبی
‫داخل زندان داریم...

00:20.922 --> 00:23.066
‫تا بتونیم بیرون رو کنترل کنیم

00:23.090 --> 00:24.276
‫من یه ایده‌ای دارم

00:24.576 --> 00:26.888
‫اگه بتونم همه‌ی کسایی رو که
‫باهم جنگ دارن تحویلت بدم چی؟

00:26.912 --> 00:28.289
‫می‌خوام رهبرهای جدید انتخاب کنن

00:28.313 --> 00:31.116
‫شما به جرم حمل اسلحه بازداشتید

00:31.140 --> 00:33.816
‫وقتی صلح برقرار شه
‫اتهامات علیه شما رفع میشه

00:33.946 --> 00:35.209
‫خیلی بی‌رحمی، مایک

00:35.339 --> 00:37.080
‫تو از برگردوندن نظم حرف می‌زنی

00:37.211 --> 00:39.541
‫رفیق مأمورِ ویژه‌ات با مصونیت آدم می‌کشه

00:39.565 --> 00:41.867
‫و تنها کسی که گزارشش می‌کنه...

00:41.998 --> 00:43.211
‫کشته میشه

00:43.235 --> 00:45.589
‫تو مافوق من نیستی، مایک.
‫من برای تو کار نمی‌کنم.

00:46.089 --> 00:48.396
‫من امروز میرم.
‫از الان تو رئیسی.

00:48.526 --> 00:49.968
می‌گیری چی میگم؟

00:49.992 --> 00:51.678
‫اونا یه انبار اسلحه دزدیدن

00:51.702 --> 00:53.419
‫کل مغازه رو خالی کردن

00:54.977 --> 00:56.302
‫اون به زور دستگاه زنده‌ست، رفیق

00:56.326 --> 00:58.415
‫اگه رابرت بمیره همه چی عوض میشه

00:58.546 --> 00:59.936
‫اگه اونا جنگ می‌خوان...

01:00.478 --> 01:02.022
‫جنگ گیرشون میاد

01:02.264 --> 01:06.225
‫شنیدم اوراقم افتادن دستِ پلیس

01:06.505 --> 01:07.505
‫به من چی می‌رسه؟

01:07.593 --> 01:08.943
‫دوست دخترت

01:09.073 --> 01:11.467
‫اولین روزِ برگشت جالبه، آره؟
‫من تاتی هستم.

01:11.847 --> 01:13.588
‫من رُست رو می‌کشم!

01:15.764 --> 01:17.004
‫نمی‌دونستم کجا برم

01:17.940 --> 01:19.594
‫ناامیدم می‌کنی، مایک

01:21.161 --> 01:23.043
‫خدای من. گندش بزنن

01:23.218 --> 01:25.437
‫من بهش شلیک کردم، مایک

01:25.568 --> 01:26.612
‫اینم از اوراقت

01:26.743 --> 01:28.353
‫می‌بینی چقدر می‌تونست آسون باشه؟

01:31.008 --> 01:32.469
‫همه چی خوب پیش رفت؟

01:32.493 --> 01:34.011
‫همه چی عالی پیش رفت

01:34.142 --> 01:35.447
‫من دارم برمی‌گردم

01:58.819 --> 02:02.605
‫وقتی توی زندان بودم
‫برادرم مرتب به دیدنم می‌اومد

02:04.999 --> 02:07.305
‫میچ، نه کایل

02:09.394 --> 02:13.355
‫مامان فکر می‌کرد کایل جوان‌تر از اونه که
‫بتونه اتفاقی رو که افتاده تحلیل کنه،

02:13.485 --> 02:15.400
‫جایی که بودم،

02:15.531 --> 02:18.055
‫کاری که کرده بودم

02:20.188 --> 02:21.624
‫حق داشت

02:23.452 --> 02:25.193
‫میریام معمولاً حق داشت

02:35.246 --> 02:38.728
‫میچ دقیقاً هر چهارشنبه به ملاقاتم می‌اومد

02:39.772 --> 02:41.209
‫چیزی بود که مشتاقش بودم

02:42.645 --> 02:44.603
‫چیزی بود که بهم قوت قلب می‌داد

02:47.041 --> 02:50.783
‫اون تبدیل به تکیه‌گاه من شد،
‫و ماه‌ها،

02:50.914 --> 02:52.960
‫اون تنها چیزی بود که داشتم

02:52.984 --> 02:55.635
‫[میچ مک‌کلاسکی]
‫[پسرِ عزیز]

02:55.832 --> 02:58.443
‫اولین باری که به ملاقاتم اومد،
‫دعوا کردنم رو دیده بود

02:58.574 --> 03:00.489
‫صورتم داغون بود،

03:00.619 --> 03:02.504
‫و نگرانی رو توی چهره‌اش می‌دیدم،

03:02.528 --> 03:04.644
‫با این که سعی می‌کرد
‫با لبخند نشونش نده

03:05.711 --> 03:07.191
‫اون لبخند لعنتی

03:08.889 --> 03:10.942
‫میچ بهم گفت: «توی دنیا،

03:10.966 --> 03:13.806
‫پنج درصد آدم‌ها واقعاً خوبن

03:13.937 --> 03:16.374
‫پنج درصدشون بدن»

03:20.248 --> 03:23.816
‫بقیه‌مون بینِ این دو دسته تقلا می‌کنیم

03:25.775 --> 03:27.516
‫کسی که هستیم،

03:27.646 --> 03:29.561
‫چیزی که هستیم،

03:29.692 --> 03:31.868
‫کاری که حاضریم انجام بدیم

03:33.391 --> 03:35.575
‫سرتون رو خم کنید
‫و برای آمرزشِ الهی دعا کنید

03:35.599 --> 03:37.613
‫با گذشتِ ماه‌ها و بعدش سال‌ها،

03:37.743 --> 03:39.199
‫می‌تونستم ببینم که میچ سعی داره

03:39.223 --> 03:41.008
‫بفهمه من از کدوم دسته سر در میارم

03:41.138 --> 03:43.706
‫تو دعای بی‌نوایان را مستجاب می‌کنی

03:43.836 --> 03:46.752
‫خدایا، به میریام آرامشِ ابدی عطا کن

03:46.883 --> 03:49.364
‫به امید این که روح او
‫و روح تمام مؤمنان...

03:49.494 --> 03:52.066
‫اون بهم گفت: «وقتی شر به خیر غلبه می‌کنه...

03:52.090 --> 03:56.501
‫مثل اینه که عالم متحول میشه
‫و میزان‌ها بهم می‌خورن

03:58.155 --> 04:00.201
‫وقتی این اتفاق می‌افته...

04:00.331 --> 04:02.116
‫باید تاوانی پس داده شه

04:02.246 --> 04:04.857
‫باید مجازاتی انجام شه

04:06.990 --> 04:09.036
‫توازن باید برگرده

04:54.777 --> 04:57.384
‫میچ می‌گفت من در یکی از این
‫دو دسته‌ی افراطی قرار می‌گیرم

05:00.739 --> 05:02.393
‫و انتخابی که می‌کردم

05:02.524 --> 05:05.005
‫تعیین می‌کرد میزان‌ها
چطور متوازن میشن

05:05.962 --> 05:08.008
‫طرفی که قرار می‌گرفتم

05:09.531 --> 05:11.312
به چه کسی تبدیل می‌شدم

06:30.391 --> 06:37.690
‫« ترجمه از سینـا صداقت »
‫.:: SinCities ::.

06:49.109 --> 06:50.328
‫توی سطل آشغال بود

06:50.352 --> 06:52.580
‫نزدیک‌ترین جای ممکن
به ماشین‌های لعنتی

06:52.604 --> 06:54.935
‫بُزدل‌های عوضی می‌دونستن
‫بیشترین آسیب رو می‌زنه

06:55.027 --> 06:57.502
‫- معجزه‌ست که هیچکس نمرده
‫- اون بمبِ لعنتی دست‌ساز بوده

06:57.526 --> 06:59.754
‫از راه دور منفجرش کردن.
‫تایمر نداشت.

06:59.778 --> 07:01.164
‫- به کی مظنونیم؟
‫- مهم نیست

07:01.295 --> 07:03.299
‫بعد از رابرت و این اتفاق،
‫دیگه شوخی‌بردار نیست!

07:03.323 --> 07:04.425
‫دنیا رو به آتیش می‌کشیم...

07:04.449 --> 07:07.385
‫- می‌ریم سر وقتِ همه‌شون
‫- نه، نه، نه

07:07.409 --> 07:09.977
‫منظورت چیه که نه؟
‫مایک، این نمی‌تونه بی‌جواب بمونه.

07:10.107 --> 07:11.933
‫- بی‌جواب نمی‌مونه
‫- باید به جنگِ خیابونی بریم

07:11.957 --> 07:14.914
‫- اون یه بمبِ خوشه‌ای بود
‫- تو قبلاً به جنگِ خیابونی رفتی، ایان

07:14.938 --> 07:16.312
‫و این اتفاق هنوزم می‌افته

07:16.336 --> 07:17.563
‫هیچکس از خونه‌اش بیرون نمیاد

07:17.587 --> 07:19.160
‫یه راه دیگه بهمون پیشنهاد کن، مایک

07:19.184 --> 07:20.400
‫باید دقیق باشیم

07:20.425 --> 07:22.825
‫- «دقیق» دیگه چه کوفتیه؟
‫- باید هوشمندانه عمل کنیم

07:22.949 --> 07:24.779
‫محض رضای خدا مایک، ببین کجاییم؟

07:24.803 --> 07:26.300
‫اینجا نمیشه هوشمند بود

07:26.431 --> 07:28.071
‫من دقیقاً می‌دونم کدوم گوری هستیم، ایان

07:29.821 --> 07:30.952
‫خیلی خب

07:32.002 --> 07:33.699
‫قطعاً نمیشه دقیق بود

07:35.135 --> 07:36.791
‫خب، نظرت چیه، مایک؟

07:39.293 --> 07:40.719
‫یه ساعت وقت لازم دارم

07:40.899 --> 07:42.529
‫- مایک، چیکار می‌کنی؟
‫- ما یه هدف لازم داریم

07:42.553 --> 07:44.773
‫باشه؟ من طرف رو پیدا می‌کنم
‫و ردش رو می‌زنم

07:44.903 --> 07:46.259
‫یه هدف گیر میارم

07:46.283 --> 07:47.635
‫باشه؟ فقط یه ساعت بهم وقت بدید

08:15.412 --> 08:16.935
‫می‌دونی، اینجا همیشه منطقه‌ی جنگی بوده

08:17.066 --> 08:18.306
‫ولی این وضعی که می‌بینی، مایک؟

08:19.503 --> 08:21.418
‫این وضع یه چیز دیگه‌ست!

08:22.941 --> 08:23.768
‫گل‌ها به دستت رسیدن؟

08:23.899 --> 08:25.422
‫آره

08:25.553 --> 08:26.641
‫شنیدی چه اتفاقی افتاد؟

08:26.771 --> 08:28.686
‫آره، شنیدم

08:28.817 --> 08:30.384
‫این از بیخ اشتباهه

08:30.514 --> 08:31.721
‫بی‌احترامی

08:31.745 --> 08:32.777
‫- آره
‫- نه

08:35.040 --> 08:36.128
‫چیزی می‌دونی؟

08:37.129 --> 08:39.088
‫چطور؟

08:39.219 --> 08:41.522
‫ای بابا. می‌دونم اون سفیدها سعی ندارن
‫این گندکاری رو بندازن گردنِ من، مرد

08:41.546 --> 08:42.807
‫خب، چیزهای دیگه رو انداختن گردنت، پس...

08:42.831 --> 08:44.485
‫اون مراسمِ مادرت بود، مایک

08:44.615 --> 08:46.376
‫تو بهتر می‌دونی که خانواده خط قرمزِ منه

08:46.400 --> 08:47.836
‫آره، می‌دونم

08:47.966 --> 08:48.966
‫به همه هم میگم

08:50.447 --> 08:51.447
‫می‌دونم

08:52.667 --> 08:53.537
‫خوبه

08:53.668 --> 08:55.060
‫پس...

08:56.323 --> 08:57.497
‫برو پیش خانواده‌ات باش، مرد

08:57.521 --> 08:59.082
‫- اینجا چه غلطی می‌کنی؟
‫- آره، خب،

08:59.106 --> 09:01.000
‫باید یه چیزی بهم بدی، بانی

09:01.626 --> 09:03.634
‫باید هدف رو از روی خودت برداری

09:03.765 --> 09:05.201
‫واسه چی من هدفم؟ چیه؟

09:05.332 --> 09:07.290
باید پیشنهاد صلح بدم؟
‫بیخیال، مرد!

09:07.421 --> 09:09.529
‫می‌خوان واسه رابرت بیان سراغت.
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

09:09.553 --> 09:11.599
‫من توی اون قضیه دست نداشتم

09:11.729 --> 09:14.384
‫آره، بحثِ اثبات حسن نیته، بانی

09:14.515 --> 09:17.039
‫باید اونا رو بفرستم
‫دنبال یکی غیر از تو

09:17.169 --> 09:19.259
‫کی؟

09:19.389 --> 09:21.478
‫مگه مهمه؟

09:22.523 --> 09:24.220
‫نه

09:26.744 --> 09:29.570
‫آخه مگه من چه کوفتی دارم که
‫این حروم‌زاده‌ها رو راضی کنه، مرد؟

09:32.774 --> 09:33.975
‫بانی...

09:37.495 --> 09:39.288
‫خیلی خب، اسلحه‌ها

09:39.366 --> 09:41.916
‫اون همه‌ی اسلحه‌هایی رو که
‫از مغازه دزدیده پس میده

09:41.940 --> 09:44.168
‫- همه‌شون
‫- این دیگه چه حساب کتاب مسخره‌ایه، مایک؟

09:44.192 --> 09:46.677
‫- استیو، این اصلاً با عقل جور در میاد؟
‫- این یه حرکت مثبته

09:46.808 --> 09:47.678
‫- قطعاً حرکته
‫- لعنتی، نه

09:47.809 --> 09:49.003
‫- حرکتِ لعنتی اینه
‫- می‌بینی؟

09:49.027 --> 09:50.855
‫نه، نه، نه. اون شهروند نمونه سال نیست

09:50.986 --> 09:52.509
‫این...

09:52.790 --> 09:54.303
‫پشمام، کازیمودوی چلاق اومده

09:54.327 --> 09:55.551
‫اینجا چه غلطی می‌کنید؟

09:55.575 --> 09:56.881
‫- بیا تو
‫- ها؟

09:57.011 --> 09:59.267
‫- چه غلطی می‌کنید؟
‫- تو چه غلطی می‌کنی؟

09:59.291 --> 10:01.122
‫بیشتر از شما عوضی‌ها، معلومه

10:01.146 --> 10:03.516
‫- تو همین دو هفته پیش با دستگاه زنده بودی
‫- آره. خب؟

10:03.540 --> 10:05.064
‫این وضع تخمی نمی‌تونه ادامه پیدا کنه

10:05.088 --> 10:06.607
‫- آره
‫- پس باید دخلِ یه عده رو بیاریم

10:06.631 --> 10:08.477
‫پس به جنگِ کدوم خری می‌ریم؟

10:08.501 --> 10:10.329
‫خب، اونی که اومد سراغت بانی نبود

10:10.460 --> 10:11.896
‫و حمله‌ی امروزم کارِ اون نبود

10:12.026 --> 10:13.139
‫از کجا می‌دونی؟

10:13.163 --> 10:15.032
‫چون بانی بهم خبر داد
‫قصد دارن دخلت رو بیارن

10:15.056 --> 10:15.682
‫برای همین

10:15.813 --> 10:17.118
‫اگه بانی نبود،

10:17.249 --> 10:19.381
‫الان داشتیم از خاکسپاریِ تو برمی‌گشتیم

10:19.512 --> 10:21.688
‫و اون اهلِ بمب‌گذاری نیست، پس...

10:21.819 --> 10:24.041
‫- مایکی، ممکنه اهلش شده باشه
‫- نه، بیخیال

10:24.065 --> 10:25.924
‫اون یه حرکتِ مثبت انجام داده.
‫به اونا گوش کن.

10:25.953 --> 10:27.003
‫چه حرکتی؟

10:27.027 --> 10:28.354
‫پس دادن اسلحه‌هایی که دزدیده بود

10:28.378 --> 10:30.339
‫- به خاطرش ستاره‌ی طلایی می‌گیره؟
‫- منم همین رو گفتم

10:30.363 --> 10:32.758
‫خب به کی حمله می‌کنیم، مکزیکی‌ها؟

10:32.782 --> 10:34.193
‫نه. آریایی‌ها، خب؟

10:34.217 --> 10:35.219
‫اونا اومدن سراغ من

10:35.243 --> 10:36.529
‫- گانر رو توی زندان زدن
‫- آره

10:36.660 --> 10:39.706
‫اون سوسکِ آشغال حدود 20 بار چاقو خورد
‫و بعدش زنده موند

10:39.837 --> 10:42.403
‫اونا دلایل زیادی دارن که به من حمله کنن،
‫به ما حمله کنن،

10:42.492 --> 10:43.884
‫پس بیاید ما اول بهشون حمله کنیم

10:44.015 --> 10:46.883
‫مایکی، اگه این کارو بکنیم،
‫تو تبدیل به هدفشون میشی.

10:48.280 --> 10:49.692
‫من کِی هدفشون نبودم؟

10:49.716 --> 10:53.328
‫بیاید بریم لعنتی‌ها. بریم

11:02.686 --> 11:05.875
‫هی. تو چطوری خوب شدی؟

11:05.967 --> 11:07.501
‫کلی کار دارم، داداش

11:07.525 --> 11:10.060
‫چیه داروی مسکّنی چیزی مصرف کردی؟

11:10.084 --> 11:11.505
‫نه، مرد، اون داروها رو ریختم دور

11:11.529 --> 11:13.086
‫آدم رو مَنگ می‌کنه

11:14.219 --> 11:16.743
‫رفیق، تو نزدیک بود بمیری، مرد!

11:16.874 --> 11:19.137
‫هی، مرد، نمی‌دونم.
‫گاهی می‌زنی کونِ بقیه رو پاره می‌کنی،

11:19.267 --> 11:20.984
و گاهی هم می‌زنن کونت رو پاره می‌کنن

11:21.008 --> 11:23.141
‫همین؟

11:23.271 --> 11:25.099
‫آره، همین

11:25.230 --> 11:28.450
‫ولی وقتی خوب میشی، کایل،
‫قوی‌تر میشی.

11:28.581 --> 11:30.540
‫سفت و سخت میشی

12:20.633 --> 12:22.635
‫- چیکار می‌کنیم؟
‫- پنجه‌بوکست رو لازم دارم

12:22.766 --> 12:24.637
مایک... توی این دنیا
سیاه و سفید هست

12:24.768 --> 12:26.528
‫- ولی تو باید خاکستری باشی
‫- کُس و شعر نگو

12:26.552 --> 12:27.873
‫هی، اون بی‌راه نمیگه، مایکی

12:27.897 --> 12:29.705
‫هی، کونِ لقت.
‫پنجه‌بوکس رو بده.

12:30.251 --> 12:31.294
‫ایان...

12:31.318 --> 12:33.491
‫من فقط باهاشون حرف می‌زنم.
‫پنجه‌بوکسِ لعنتی رو بده!

12:33.515 --> 12:35.155
‫- دو دقیقه. باشه؟
‫- لعنت، مایک...

13:00.455 --> 13:02.912
‫هی. هی، هی، یه آدرس می‌خوام.
‫کجا تولید می‌کنید؟

13:02.936 --> 13:04.118
‫می‌دونی با کی طرفی عوضی؟

13:04.142 --> 13:05.661
‫آره؟ چرا خودت بهم نمیگی آشغال؟

13:05.685 --> 13:07.038
‫با کی طرفم عوضی؟

13:07.062 --> 13:08.414
‫آدرس رو بده

13:08.438 --> 13:10.708
‫- بدونِ کیر و خایه چی صدات می‌کنن؟
‫- کونِ لقت!

13:10.732 --> 13:12.816
‫کُس‌کشِ کیرخور!

13:12.946 --> 13:13.686
‫آره، خوشت اومد؟

13:13.817 --> 13:16.428
‫آدرس! آدرسِ تخمی رو بده!

13:29.615 --> 13:31.443
‫- چه خبره؟
‫- آره. همه چی روبراهه

13:31.573 --> 13:32.966
‫بیاید بریم

13:34.228 --> 13:36.230
‫با تو یه لحظه هم کسل‌کننده نیست، مایکی

13:36.361 --> 13:37.797
‫خدا خیرت نده!

14:24.626 --> 14:25.932
‫تاتی

14:27.281 --> 14:30.197
‫- کنستانتین
‫- سلام. سلام

14:35.463 --> 14:36.943
‫خوبی؟

14:37.074 --> 14:39.859
‫عالی‌ام!

14:42.296 --> 14:44.951
‫- خدایا، خیلی وقته ندیدمت
‫- آره

14:46.126 --> 14:48.346
‫تو هم خوب به نظر میای

14:48.476 --> 14:50.957
‫حالا که تو اینجایی بهترم

14:53.177 --> 14:55.179
‫کار و کاسبی چطوره؟

14:55.309 --> 14:57.485
‫بعد از اون اتفاق پلیس‌ها اومدن

14:57.616 --> 14:59.923
‫یه عده رو دستگیر کردن و...

15:01.838 --> 15:03.143
‫ولی تو رو نه

15:03.274 --> 15:05.145
‫نه

15:05.276 --> 15:06.365
‫اوهوم

15:06.389 --> 15:09.410
‫بعضی از دخترها و پسرها
‫که به اون وفادار بودن

15:09.541 --> 15:12.538
‫و اون افراد وفادار الان کجان؟

15:12.562 --> 15:14.415
‫عاقل‌تر از اونی بودن که برگردن

15:14.546 --> 15:16.591
‫خوبه. آره، خوبه

15:16.722 --> 15:20.378
‫نیروی تازه‌نفس خوبه، تاتیانا، همم؟

15:20.508 --> 15:22.815
‫الان فرصتِ خوبی وجود داره

15:22.946 --> 15:27.646
‫مایلو نمی‌تونست نعمتی رو ببینه
‫که دور از دسترسش بود

15:27.777 --> 15:31.911
‫اون فقط روی چیزهایی تمرکز می‌کرد
‫که جلوی چشمش بودن، پس...

15:44.968 --> 15:47.709
‫بیا. بیا اینجا. بیا اینجا، پسر کوچولو

15:48.841 --> 15:51.713
‫بیا، بیا اینجا.
‫بیا، بیا. بیا.

15:51.844 --> 15:54.760
‫آره. آره

16:10.645 --> 16:12.299
‫نمی‌خوای جواب بدی؟

16:14.432 --> 16:16.434
‫یالا، گوشیِ تخمی رو بردار دیگه

16:21.526 --> 16:23.223
‫صبح بخیر، آقایون

16:23.354 --> 16:24.224
‫صبح بخیر

16:24.355 --> 16:25.922
‫صبح بخیر

16:27.924 --> 16:29.012
‫صبح بخیر

16:29.142 --> 16:30.448
‫خب...

16:30.578 --> 16:33.285
‫این می‌تونه کارِ سختی باشه

16:33.309 --> 16:35.409
‫در بهترین شرایط سخته،

16:35.540 --> 16:37.224
‫ولی الان توی بهترین شرایط نیستیم

16:37.305 --> 16:38.567
‫لعنتی...

16:41.048 --> 16:42.460
‫نسبتِ نگهبان به زندانی،

16:42.484 --> 16:44.094
‫برای ایالتِ میشیگان،

16:44.225 --> 16:46.072
‫یک به چهاردهه

16:46.096 --> 16:48.751
‫این قانونیه که تدوین شده

16:48.882 --> 16:52.755
‫اینجا توی انکر بی،
‫حتی با آزادی زندانی‌ها،

16:52.886 --> 16:55.889
‫به ازای هر 27 زندانی یه نگهبان داریم

16:57.318 --> 16:59.967
‫پس این شغلِ خیلی سختیه

17:03.287 --> 17:04.985
‫ولی مهمه

17:43.675 --> 17:45.895
‫- مایک
‫- سلام

17:47.592 --> 17:49.551
‫چیکار می‌کنیم؟

17:49.681 --> 17:51.292
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

17:52.597 --> 17:54.295
‫بکا...

17:56.410 --> 17:59.145
‫[به دلیل مرگِ یکی از اعضای خانواده تعطیل است]

17:59.169 --> 18:00.789
‫- این دیگه چیه؟
‫- مردم «تعطیل» رو می‌بینن،

18:00.813 --> 18:02.714
‫همش درو می‌کوبن،
‫انگار فکر می‌کنن...

18:02.738 --> 18:04.435
‫قراره به طرز جادویی تبدیل به «باز» شه

18:04.566 --> 18:07.438
‫اون رو که می‌بینن،
‫بهش احترام میذارن.

18:07.569 --> 18:11.181
‫ببین، تنها آگهیِ فوت
‫باید توی روزنامه باشه

18:11.312 --> 18:12.835
‫باشه؟ حالا دیگه بازیم

18:12.966 --> 18:14.526
‫وگرنه قراره اینجا چه غلطی بکنیم؟

18:17.579 --> 18:19.668
‫کیر توش!

18:19.799 --> 18:22.105
‫انتظار نداشتم اینجا ببینمت

18:22.236 --> 18:25.892
‫- تو قهوه نمی‌خوری؟
‫- من هیچوقت قهوه نمی‌خوردم، مایک

18:26.022 --> 18:29.373
‫برو بشین. برو بشین

18:34.204 --> 18:35.204
‫شرمنده

18:38.208 --> 18:40.036
‫امروز...

18:42.604 --> 18:44.432
‫روزِ تخمی‌ای بود،

18:44.562 --> 18:45.737
‫و خیلی مونده تا تموم شه

18:45.868 --> 18:48.784
‫خب، این تقصیرِ توئه.
‫خودت تمومش کن.

18:48.915 --> 18:50.830
‫تو قدرتش رو داری. برو خونه

18:50.960 --> 18:53.223
‫حداقل برو توی کلبه

18:53.354 --> 18:55.356
‫نه، الان فصلِ شکار خرسه

18:55.486 --> 18:58.263
‫یه مُشت کس‌خلِ الکلی از دیترویت
‫و لنسینگ اومدن

18:58.287 --> 19:01.492
‫و وینچستر به دست
‫توی جنگل‌ها پرسه می‌زنن. کیر توش!

19:01.623 --> 19:03.668
‫من می‌تونم اسم و شماره بگیرم، مایک

19:03.799 --> 19:05.583
‫می‌تونم با سازمان زندان‌های انکر تماس بگیرم

19:05.714 --> 19:07.150
‫کارهای زیادی رو از طرفت انجام میدم

19:07.281 --> 19:09.326
‫تو به هر حال به ندرت اینجایی

19:09.457 --> 19:11.328
‫لازم نیست الان اینجا باشی

19:13.417 --> 19:14.984
‫کجا باید برم، ربکا؟

19:49.714 --> 19:51.151
‫بله؟

19:51.281 --> 19:52.979
‫مرد، می‌تونی بابانوئل صدام کنی

19:55.242 --> 19:56.780
‫همه چی ردیفه؟

19:56.804 --> 19:58.115
‫داره انجام میشه

19:59.028 --> 20:00.397
‫مختصاتِ محلش رو برات می‌فرستم

20:00.421 --> 20:01.726
‫ممنون

20:01.857 --> 20:03.903
‫گوش کن، به رافائل خبر بده

20:04.033 --> 20:05.992
‫پلیس قراره آریایی‌ها رو تحت فشار بذاره،

20:06.122 --> 20:07.447
‫واسه همین یه موازنه‌کننده می‌خوان

20:07.471 --> 20:10.648
‫لعنت مایک، هر احمقی که
‫روی راف دست بذاره،

20:10.779 --> 20:12.019
‫با دست و پای شکسته برمی‌گرده

20:29.929 --> 20:31.669
‫این عادیه؟

20:31.800 --> 20:33.236
‫چی عادیه؟

20:33.367 --> 20:36.544
‫نمی‌دونم، جمع کردنِ وسایلش به این زودی

20:36.674 --> 20:39.851
‫نمی‌دونم

20:39.982 --> 20:42.506
‫نمی‌دونم راه یا زمانِ درستی
‫براش هست یا نه،

20:42.637 --> 20:44.944
‫ولی میریام می‌خواست
وسایلش رو اهدا کنیم

20:45.074 --> 20:47.076
‫آره

20:50.297 --> 20:52.125
‫تا حالا کسی از نزدیکانت رو از دست دادی؟

20:53.517 --> 20:55.998
‫آره، من یه کسایی رو از دست دادم

21:07.967 --> 21:09.707
‫اون همیشه باهام مهربون بود

21:09.838 --> 21:12.188
‫اون با همه مهربون بود،

21:12.319 --> 21:14.060
‫مگر این که دلیلی بهش می‌دادی که نباشه

21:14.190 --> 21:15.496
‫واقعاً؟

21:15.626 --> 21:16.888
‫آره

21:18.716 --> 21:22.024
‫- اون موقع چی می‌شد؟
‫- اوه، تبدیل به هیولا می‌شد

21:22.155 --> 21:26.550
اون یه زنِ هیولای زیبا بود

21:31.729 --> 21:32.817
‫من این کارو نمی‌کردم

21:32.948 --> 21:34.776
‫چه کاری؟

21:34.906 --> 21:36.406
‫بهش دلیلی نمی‌دادم
باهام مهربون نباشه

21:36.430 --> 21:38.127
‫آهان

21:38.258 --> 21:41.000
‫به تو هم دلیلی نمیدم
که ازم نارحت شی

21:41.130 --> 21:44.003
‫اوه، من قضاوتت نمی‌کنم. آیریس

21:45.961 --> 21:48.137
‫هیچ فشاری نیست. چیزی نیست

21:55.307 --> 21:58.136
‫هی، به زودی آدرسِ محل تحویل رو می‌گیرم

21:58.267 --> 22:00.320
‫مایک، اگه بانی داره چیزی دستِ ما میده،

22:00.344 --> 22:02.364
‫یعنی کلی اسلحه‌ی اضافه داره

22:02.388 --> 22:03.824
‫خیلی خب؟ اون کُس‌کش صدقه نمیده

22:03.848 --> 22:06.623
‫میشه فقط واسه یه لحظه هم که شده
‫خوش‌بین باشی؟

22:06.753 --> 22:08.102
‫- ای خدا!
‫- گوش کن،

22:08.233 --> 22:09.930
‫آدرسِ اون آریایی کله‌کیری درسته،

22:10.061 --> 22:12.803
‫به لطفِ تو، زرنگ خان

22:12.933 --> 22:15.335
‫ولی قلعه‌ی سفیدهای آشغاله

22:15.359 --> 22:17.677
‫دارم بهت میگم،
‫اینجا واسه خودش یه قلعه‌ست، مایکی.

22:19.505 --> 22:20.767
‫و رابرت می‌خواد امشب حمله کنیم

22:20.898 --> 22:22.203
‫خب...

22:23.335 --> 22:25.119
‫رابرت باید بره بگیره بخوابه

22:25.250 --> 22:26.773
‫رابرت آدمِ سرسختیه، مایک

22:33.824 --> 22:35.565
‫- سلام
‫- سلام

22:42.354 --> 22:44.531
‫این وسایل همه برای پناهگاه زنانه؟

22:44.555 --> 22:45.749
‫اوهوم

22:45.879 --> 22:47.559
‫کایل گفت اونا رو می‌بره

22:47.620 --> 22:49.230
‫خیلی خب

22:52.451 --> 22:53.800
‫حواست به تریسی هست؟

22:53.931 --> 22:55.802
‫سعی دارم

22:55.933 --> 22:58.022
‫- اون زیاد از کمک گرفتن خوشش نمیاد
‫- آره

22:58.152 --> 23:02.200
‫اون نسبتاً خودکفاست، مگه نه؟

23:02.331 --> 23:03.731
‫نمیذاره کاری انجام بدی

23:03.854 --> 23:05.943
‫فقط باید قبل از اون انجامش بدی

23:06.073 --> 23:07.597
‫اینجوری می‌تونی کمکش کنی

23:09.860 --> 23:12.428
‫- خوبی؟
‫- آره

23:12.558 --> 23:14.604
‫مطمئنی؟

23:27.007 --> 23:28.879
‫- سلام
‫- سلام

23:30.315 --> 23:32.143
‫چیز خوبیه؟

23:32.273 --> 23:34.232
‫آره، خیرخواهانه‌ست

23:34.363 --> 23:36.103
‫آره

23:36.234 --> 23:37.801
‫- سلام، مایک
‫- سلام

23:37.931 --> 23:39.106
‫غذا خوردی؟

23:39.237 --> 23:40.237
‫نه، میل ندارم

23:43.328 --> 23:45.156
‫میشه یه لحظه برادرم رو قرض بگیرم؟

23:46.592 --> 23:48.464
‫- یه دقیقه؟
‫- حتماً

23:49.726 --> 23:51.467
‫خیلی خب. کایل

23:55.688 --> 23:57.211
‫زود برمی‌گردیم

24:04.828 --> 24:07.570
خیلی خب. اون عملیات امشب انجام میشه

24:07.700 --> 24:09.441
‫آره، آره. می‌دونم

24:10.790 --> 24:13.967
‫منظورم اینه که مجبور نیستی بری

24:14.098 --> 24:15.795
‫اونا کلی نیرو در اختیار دارن. باشه؟

24:15.926 --> 24:18.624
‫نه، باید اونجا باشم، مایک،
دوباره سپر رو دست می‌گیرم

24:18.755 --> 24:20.626
‫کجا می‌خوام باشم؟

24:20.757 --> 24:23.046
‫شاید اینجا پیش زنِ حامله‌ات

24:25.090 --> 24:28.155
‫قرار که نیست با کار کردنِ من بچه‌اش بیفته

24:30.114 --> 24:31.985
‫- آره
‫- هی

24:32.116 --> 24:34.031
‫ذهنم آماده‌ست. خوبم

24:34.161 --> 24:36.512
‫- خوبم
‫- آهان

24:38.035 --> 24:39.166
‫ذهنِ تو چطوره؟

24:39.297 --> 24:41.212
‫به ذهنِ من کاری نداشته باش، کایل

24:42.256 --> 24:44.776
‫- بیخیال
‫- فکر می‌کنی ذهنم درگیرِ چیه، هان؟

24:44.966 --> 24:46.228
‫فقط عصبانی‌ام

24:48.187 --> 24:50.014
‫همیشه

24:52.626 --> 24:54.454
‫آره

24:56.804 --> 24:58.240
‫دلیلی داری، آره؟

25:00.242 --> 25:02.244
‫گوش کن، اگه قصد داری بری...

25:03.332 --> 25:05.900
‫فقط نظاره کن، باشه؟

25:06.030 --> 25:08.424
‫اسلحه نکش و قهرمان بازی در نیار

25:08.555 --> 25:11.035
‫بذار نیروهای ویژه حمله کنن.
‫تو فقط تماشا کن.

25:14.169 --> 25:16.737
‫- من خوبم، مایک
‫- کایل، محض رضای خدا،

25:16.867 --> 25:19.740
‫میشه فقط به حرفم گوش کنی

25:21.959 --> 25:23.309
‫- کایل؟
‫- آره. حتماً

25:23.439 --> 25:25.039
‫- من توی حاشیه‌ها می‌مونم. باشه
‫- آره

25:28.401 --> 25:30.968
‫قول میدم، مایک

25:32.622 --> 25:35.451
‫- قول میدم
‫- ممنون

25:41.458 --> 25:53.253
<b>«فـیلــم2مـدیـا»</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

26:03.000 --> 26:05.400
‫خیلی خب، من حداقل سه نگهبان
‫در محدوده می‌بینم

26:06.482 --> 26:08.310
‫بی سر و صدا کلکشون رو بکنید

26:41.865 --> 26:44.215
‫آروم و یواش، رفقا،
‫آروم و یواش وارد شید.

26:44.346 --> 26:46.479
‫آهسته و روان

27:20.904 --> 27:22.341
‫بندازش!

27:22.471 --> 27:24.394
‫- سلاحت رو بذار زمین!
‫- تفنگِ کوفتی رو بنداز!

27:25.979 --> 27:28.651
تماس. تیراندازی شد.
‫مظنون از پا در اومد.

27:28.782 --> 27:30.174
‫پلیس‌های کُس‌کش اینجان!

27:38.052 --> 27:39.227
‫بجنب، بجنب، بجنب!

27:39.358 --> 27:41.925
‫سه نفر سمتِ راست!

27:42.056 --> 27:43.449
‫به سمتِ خونه تیراندازی کنید!

27:44.972 --> 27:46.582
‫عجله کنید!

27:48.791 --> 27:50.806
بگاییِ تمام عیار شد

28:05.435 --> 28:07.062
‫اطلاعاتتون رو از بنجل‌فروشی گرفتید؟

28:07.086 --> 28:08.188
‫بهش میگم

28:14.110 --> 28:15.612
‫ریدم توش

29:45.342 --> 29:47.039
‫پناه بر خدا

29:49.085 --> 29:50.826
‫چه اتفاقی افتاد؟

29:50.956 --> 29:52.412
‫- رابرت؟ بچه‌ها؟
‫- یالا. یالا

29:52.436 --> 29:55.253
‫- می‌دونم، می‌دونم. یالا
‫- شما قرار بود دستگیرشون کنید

29:55.277 --> 29:57.049
‫نه این که این بدبخت‌ها رو کباب کنید، ایان!

29:57.180 --> 29:58.840
‫- تا دندون مسلح بودن، مایک، اونا...
‫- چی؟

29:58.864 --> 30:00.884
‫- اونا تا دندون مسلح بودن
‫- آره، کِی نیستن؟

30:01.801 --> 30:03.887
‫- تیمم گیر افتاده بود...
‫- ای خدا!

30:03.911 --> 30:05.492
‫منم برای محافظت از تیمم اقدام کردم

30:05.623 --> 30:08.017
‫پس انتخاب بین تیمِ خودم
‫و آشغال‌های مُرده‌ای بود...

30:08.147 --> 30:10.497
‫- که هیچکس دلتنگشون نمیشه
‫- آره. رابرت

30:12.456 --> 30:15.067
‫لعنتی

30:15.198 --> 30:17.567
‫بیاید فراموش نکنیم که
‫شما مثلاً افسرانِ صلحید

30:19.202 --> 30:21.117
چقدرم که صلح برقرار کردید

30:25.367 --> 30:28.995
‫[زندان میلهیون]

30:29.429 --> 30:32.432
‫آره، بی‌شک پیشنهاد خیلی خوبیه

30:32.563 --> 30:34.391
‫ولی اگه پیشنهاد رو قبول کنی چی میشه؟

30:34.521 --> 30:36.088
‫هر پیشنهادی؟

30:39.700 --> 30:41.746
‫بلند بگو

30:43.269 --> 30:44.344
علامت‌دار میشم

30:44.368 --> 30:46.446
‫درسته

30:46.577 --> 30:49.101
برچسبِ خبرچین روت می‌خوره

30:49.232 --> 30:51.103
‫می‌تونی از زندان بری بیرون،

30:51.234 --> 30:53.105
‫می‌تونی از ایالت، کشور و قاره بری بیرون،

30:53.236 --> 30:55.368
‫حتی توی مستعمره‌ای
‫روی مریخ زندگی کنی،

30:55.499 --> 30:57.022
‫مهم نیست

30:57.153 --> 31:00.547
‫تا آخرِ عمرت با دلواپسی زندگی می‌کنی

31:00.678 --> 31:03.420
‫این زندگی به درد نمی‌خوره، داداش

31:03.550 --> 31:05.944
‫هفت سال؟

31:08.033 --> 31:11.123
‫آره، بهای کمیه

31:11.254 --> 31:13.430
‫من شش بار این بها رو دادم

31:13.560 --> 31:14.560
‫مرل

31:36.540 --> 31:38.368
‫کیرخورها

31:47.290 --> 31:49.118
‫برو بیرون

31:53.470 --> 31:55.994
‫قبل از این که جوش بیارم
‫همه‌تون گُم شید بیرون

32:11.444 --> 32:12.964
‫سرم داد نزن

32:13.055 --> 32:14.447
‫من که هنوز هیچ زری نزدم

32:14.578 --> 32:16.145
‫احساس می‌کنم قصدش رو داری

32:16.275 --> 32:17.353
‫ببین، کارنیِ دهن سرویس،

32:17.461 --> 32:19.463
‫محض رضای خدا برو سراغ کریم، باشه؟

32:19.594 --> 32:22.399
‫اوضاع قراره اون تو بهم بریزه
‫و شما باید پیش‌دستی کنید،

32:22.423 --> 32:23.772
‫پس به اون کس‌کش بگو بهم زنگ بزنه

32:23.903 --> 32:26.122
‫قبلاً بهش گفتم.
‫کله‌شق‌بازی در میاره.

32:26.253 --> 32:28.951
‫ببین، پلیس بیشتر از 6 تا آریایی رو سوزونده،

32:29.082 --> 32:30.257
‫به معنای کلمه

32:30.387 --> 32:31.701
‫محض رضای خدا!

32:31.725 --> 32:33.018
‫قراره دودش توی چشمِ شما بره

32:33.042 --> 32:34.162
‫- کیر توش
‫- حرفم همینه

32:34.186 --> 32:35.891
‫- راست و ریسش کن
‫- خیلی خب، حلش می‌کنم

32:35.915 --> 32:37.090
‫کیر توش

32:37.220 --> 32:38.569
‫بله. بله، سلام

32:38.700 --> 32:40.752
‫می‌دونی چرا زنگ زدم

32:40.776 --> 32:42.337
‫عه...

32:42.791 --> 32:46.132
‫یعنی، تا حدودی حدس می‌زنم. آره

32:46.156 --> 32:49.052
‫ده دقیقه دیگه از اداره پلیس میام بیرون.
‫بیا اینجا ببینمت.

33:16.956 --> 33:18.392
اوه

33:26.269 --> 33:27.706
‫آیریس!

33:28.707 --> 33:29.838
‫آیریس!

33:31.927 --> 33:33.973
‫باید بریم

33:56.744 --> 33:57.870
‫خیلی خب

33:58.562 --> 34:00.222
‫از طعمه کردنِ شیر خوشت میاد، نه؟

34:01.185 --> 34:04.094
‫چی؟ من نیاز دارم پلیس پرونده‌هایی
‫بسازه که من بتونم پیگیری کنم

34:04.177 --> 34:05.712
‫مایک، خودت چی فکر می‌کنی؟

34:06.005 --> 34:07.672
‫من باید از کارم استعفا بدم،
‫دیگه کار نکنم؟

34:07.696 --> 34:08.921
‫همینه که هست

34:12.838 --> 34:14.578
‫برای رابرت زیاد طول نکشید، مگه نه؟

34:14.709 --> 34:16.929
‫آره، افتضاح به بار اومد.
‫از کنترل خارج شد.

34:17.059 --> 34:18.766
‫آره. اون عوضی کِی افتضاح به بار نمیاره؟

34:18.790 --> 34:19.714
‫آره، می‌دونم

34:19.845 --> 34:22.064
‫مرتیکه‌ی کُس‌کش واسه من
‫فازِ مجروح متحرک گرفته. خدایا!

34:22.195 --> 34:25.459
‫حتی وقتی نیمه‌جونم هست
‫می‌تونه آشوب به پا کنه

34:25.589 --> 34:27.069
‫و واسه خودش پرونده بسازه...

34:27.200 --> 34:29.028
‫خب، عوضی‌های بیشتری مُردن، اِولین،

34:29.158 --> 34:30.029
‫یعنی کارِ تو کمتر میشه

34:30.159 --> 34:31.857
‫درسته؟

34:31.987 --> 34:34.685
‫معلومه نمی‌دونی کارم چجوریه، مایک

34:34.816 --> 34:36.862
‫صدای انفجارِ دیشب
‫تا اون سرِ ایالت رفته

34:36.992 --> 34:39.829
‫فکر می‌کنی لنسینگ ما رو زیر نظر نداره؟

34:39.853 --> 34:41.277
‫- لنسینگ به تخمم نیست
‫- برای من مهمه

34:41.301 --> 34:42.781
‫برای من مهمه

34:42.911 --> 34:44.917
‫کینگزتاون نیاز به پاکسازی داره،

34:44.941 --> 34:46.219
منم نظافتچی‌اش هستم

34:47.655 --> 34:49.464
‫باید این رو روی پوسترِ تبلیغاتی‌ات بنویسی

34:49.488 --> 34:50.396
‫خدای من، گُم شو بابا

34:50.484 --> 34:52.312
‫- مایک، قضیه این نیست
‫- آره

34:52.442 --> 34:54.052
‫راستی، محافظ‌هات کجان؟

34:54.076 --> 34:55.937
‫من سراغ همه میرم، مایک،

34:55.961 --> 34:59.974
‫هرکس که دادستانِ قبلی
‫از نظر سیاسی می‌ترسید تعقیبش کنه،

34:59.998 --> 35:01.559
‫یا در کل ازشون می‌ترسید

35:01.583 --> 35:03.323
‫و بهت قول میدم، مایک،

35:03.347 --> 35:05.891
‫اگه به هر عنوان اسمی از تو به میون بیاد،

35:06.021 --> 35:07.849
‫تو رو هم با بقیه دستگیر می‌کنم...

35:07.980 --> 35:09.305
‫- آره
‫- به مسیح قسم

35:09.329 --> 35:10.785
‫و انقدر قسم نخور

35:10.809 --> 35:11.853
‫خیلی خب؟ می‌فهمم چی میگی

35:13.768 --> 35:16.292
‫باشه؟ می‌فهمم چی میگی.
‫من رو دستگیر کن.

35:16.423 --> 35:17.848
‫محافظ‌هات کدوم گورین؟

35:17.872 --> 35:18.904
‫فرستادمشون رفتن

35:19.034 --> 35:21.210
‫هی

35:21.341 --> 35:22.997
‫عاقلانه نیست

35:23.021 --> 35:24.997
‫من پلیس‌ها رو تحت پیگرد قرار میدم، مایک،

35:25.021 --> 35:26.834
‫فکر می‌کنی می‌خوام اونا ازم محافظت کنن؟

35:26.858 --> 35:28.736
‫نه، ممنون، خیلی خطرناکه

35:28.760 --> 35:30.672
‫- به تخمم هم نیست، اِولین
‫- پولِ محافظ خصوصی ندارم، پس...

35:30.696 --> 35:32.569
‫ببین چه بلایی سرِ لاکت اومد، باشه؟

35:32.700 --> 35:34.676
‫تو تفنگ لازم داری،
‫به اون محافظ‌ها نیاز داری.

35:34.700 --> 35:35.984
‫- می‌شنوی؟
‫- آره. من تفنگ دارم

35:36.008 --> 35:37.408
‫تفنگت واسه هیچکس مهم نیست

35:37.487 --> 35:39.141
‫خیلی خب؟ و بهم بگو کی هستن

35:39.272 --> 35:43.754
‫من بررسی‌شون می‌کنم. مطمئن میشم مستقیم
‫از آکادمی پلیس اومده باشن، خب؟

35:43.885 --> 35:45.602
‫- شرفشون هنوز سرِ جاش باشه
‫- خدای من

35:45.626 --> 35:46.908
‫این خیلی عالیه. عالیه!

35:46.932 --> 35:48.572
‫باشه، من شوخی نمی‌کنم. جدی میگم

35:48.629 --> 35:50.358
‫می‌دونم

35:51.675 --> 35:52.938
‫دیگه نذار این اتفاق بیفته

35:54.635 --> 35:56.506
‫تو همون مک‌کلاسکیِ همیشگی هستی، مرد

35:56.530 --> 35:58.991
‫من تو رو تهدید به بازداشت می‌کنم،
‫تو قولِ محافظت بهم میدی؟

36:00.641 --> 36:02.338
‫آره

36:02.469 --> 36:04.166
‫قول میدم

36:06.799 --> 36:08.017
‫باید برم

36:08.918 --> 36:10.216
‫بله، آیریس؟

36:11.739 --> 36:12.871
‫آره، باشه. دارم میام

36:13.001 --> 36:14.133
‫توی راهم. آره، آره

36:23.403 --> 36:24.976
‫هی، این گُه‌کاری رو می‌بینی؟

36:25.000 --> 36:26.406
‫لعنتی

36:27.186 --> 36:28.438
‫شوخیت گرفته لعنتی؟

36:29.689 --> 36:32.066
‫- بچه‌هه سرش رو به باد میده
‫- برای همین تفنگ‌ها رو اینجا گذاشته

36:32.090 --> 36:34.235
‫- هی
‫- یارو یه دلقکِ به تمام عیاره!

36:34.259 --> 36:35.545
‫- هی
‫- هی!

36:35.676 --> 36:38.026
‫هان؟ آره!

36:42.074 --> 36:43.249
‫خدای بزرگ!

36:47.818 --> 36:49.124
‫خدا لعنتش کنه

36:54.086 --> 36:55.870
‫کُس‌خل‌های از همه جا بی‌خبر

37:00.396 --> 37:02.137
‫- خوبی؟
‫- آره

37:02.268 --> 37:06.098
‫♪ A Spoonful of Sugar ♪
‫♪ Song by Julie Andrews ♪

37:55.483 --> 37:57.958
‫شماره‌ای که با آن تماس گرفتید
‫در شبکه موجود نمی‌باشد

37:57.982 --> 37:59.904
‫لطفاً قطع کنید و دوباره شماره‌گیری فرمایید

38:46.198 --> 38:48.113
‫هی!

38:50.028 --> 38:52.856
‫زندانی از پا در اومده!
‫حیاط الف!

38:52.987 --> 38:53.987
‫زندانی از پا در اومده!

39:13.051 --> 39:15.096
‫- سلام
‫- سلام

39:16.228 --> 39:17.490
‫اونا رفتن؟

39:17.620 --> 39:20.493
‫آره. کایل اومد و بردش بیمارستان

39:20.623 --> 39:21.798
‫باشه

39:21.929 --> 39:23.496
‫حال تریسی چطوره؟ خوبه؟

39:23.626 --> 39:25.066
‫آره. کیسه‌ی آبش پاره شد

39:28.501 --> 39:29.632
‫یه لحظه صبر کن

39:32.418 --> 39:33.699
‫کایل؟

39:33.723 --> 39:35.073
‫بله، عه...

39:35.203 --> 39:37.379
‫- چی شد؟
‫- تقریباً چند ماهی میشه که

39:37.510 --> 39:39.754
‫یه کیفی جمع کرده بودم.
‫چیزیه که باید یادم بمونه.

39:39.778 --> 39:42.298
‫- تنها چیز تخمی که باید یادم بمونه
‫- چه کیفی؟

39:42.322 --> 39:44.386
‫یه جور کیفِ بیمارستانی برای زمان بارداریه

39:44.517 --> 39:46.010
‫تمام وسایلِ بیمارستان توشه

39:46.034 --> 39:48.679
‫خب، پیداش می‌کنیم...
‫هی، میشه بری درِ پشتی رو چک کنی؟

39:48.703 --> 39:49.513
‫پیداش می‌کنیم

39:49.537 --> 39:50.542
‫- تنها چیزیه...
‫- خب، پیداش می‌کنیم

39:50.566 --> 39:52.058
‫یه جور چمدونه

39:52.082 --> 39:52.655
‫- باشه
‫- آره

39:52.786 --> 39:54.918
‫لعنتی...

39:55.049 --> 39:56.572
‫حالِ تریسی چطوره؟

39:56.703 --> 39:59.857
‫خب، اون توی بیمارستانه
‫و داره بچه‌مون رو به دنیا میاره

39:59.881 --> 40:02.076
‫خب، پس تو برو و ما کیف رو میاریم

40:02.100 --> 40:03.231
‫دکتر میگه یکم وقت دارم

40:03.362 --> 40:04.556
‫- فقط این کیفه اعصابم رو بهم ریخته
‫- باشه، باشه

40:04.580 --> 40:06.191
‫باشه، پس آروم باش

40:06.321 --> 40:07.844
‫داره اتفاق می‌افته

40:07.975 --> 40:09.335
‫- داره اتفاق می‌افته
‫- داره اتفاق می‌افته

40:09.368 --> 40:11.328
‫- آره، یالا
‫- داره اتفاق می‌افته. داره اتفاق می‌افته

40:13.459 --> 40:14.590
‫نمی‌تونم پیداش کنم

40:14.721 --> 40:16.375
‫- چه رنگیه؟
‫- سیاهه

40:16.505 --> 40:18.203
‫- یا خاکستری. یه...
‫- باشه

40:18.333 --> 40:19.726
‫شبیه چمدونه

40:21.467 --> 40:22.555
‫لعنتی

40:22.685 --> 40:24.298
‫حالا جریانِ اون دختره چیه؟

40:24.322 --> 40:25.132
‫اون؟

40:25.156 --> 40:26.994
‫آره، همون. اون می‌مونه یا...؟

40:27.125 --> 40:28.735
‫ها؟ لعنتی، نمی‌دونم

40:28.865 --> 40:30.780
‫فکرم درگیر چیزهای دیگه بوده. باشه؟

40:30.911 --> 40:33.740
‫و خب خوبه که یه کمک دست داشته باشیم

40:33.870 --> 40:35.437
‫حداقل فعلاً

40:35.568 --> 40:38.223
‫مطمئن نیستم اون صلاحیتِ
‫پرستاری از بچه داشته باشه، مایک

40:38.353 --> 40:39.897
‫با اون باری که بهمون تحمیل کرد

40:39.921 --> 40:41.262
‫- لعنتی
‫- آره، خب اون تقصیرِ من بود

40:41.356 --> 40:42.966
‫و تو هم می‌دونی. تقصیرِ اون نبود

40:43.097 --> 40:45.447
‫و اون بار حالا کفِ رود خوابیده

40:45.578 --> 40:46.578
‫پس...

40:46.622 --> 40:48.494
‫لعنتی

40:51.584 --> 40:53.281
‫فکر می‌کنی مامان با آیریس چیکار می‌کرد؟

40:53.412 --> 40:56.154
‫لعنتی، می‌دونی

40:56.284 --> 40:57.633
‫احتمالاً به فرزندخوندگی می‌گرفتش

40:57.764 --> 40:59.374
‫آره

40:59.505 --> 41:01.202
‫- حتماً
‫- فقط...

41:02.856 --> 41:04.727
‫باورم نمیشه دارم این کارو می‌کنم

41:04.858 --> 41:06.555
‫و اون مُرده

41:06.686 --> 41:08.166
‫خیلی تخمیه

41:08.296 --> 41:10.124
‫- به شدت تخمیه
‫- و من...

41:10.255 --> 41:11.797
‫- من وحشت کردم، مایک
‫- بایدم بکنی

41:11.821 --> 41:13.693
بایدم وحشت کنی

41:13.823 --> 41:16.043
‫پدر بودن خیلی ترسناکه، مرد

41:16.174 --> 41:18.176
‫آخه تو از کجا می‌دونی؟

41:18.306 --> 41:20.482
‫نمی‌دونم. نمی‌تونم بدونم

41:20.613 --> 41:22.267
‫چیزیه که مامان می‌گفت

41:25.183 --> 41:26.923
‫پس باهاش کنار بیا

41:31.101 --> 41:32.233
‫اتفاق افتاد، مرد

41:32.364 --> 41:33.843
‫اون عوضی‌ها...

41:33.974 --> 41:36.629
‫وقتی دیدریکِ بدبخت داشت می‌شاشید
‫دخلش رو آوردن

41:36.759 --> 41:38.326
‫این ضعیف‌کُشیه

41:38.457 --> 41:41.373
‫آره، خب، شاید تنها کاری باشه
‫که از این عوضی‌ها برمیاد

41:41.503 --> 41:44.463
‫خب، این بیانگر چیز خاصی نیست، مگه نه؟

41:44.593 --> 41:46.088
‫یه مشت بدبخت همدیگه رو می‌کشن

41:46.112 --> 41:47.771
‫راف دوباره به بند عمومی برگشته

41:47.814 --> 41:49.550
‫می‌تونستن به اون حمله کنن
‫ولی این کارو نکردن

41:49.598 --> 41:50.773
‫آره

41:50.904 --> 41:52.993
‫مرسی

41:55.822 --> 41:58.216
‫هی، آیریس

41:58.346 --> 41:59.521
‫من میرم

41:59.652 --> 42:02.524
‫داری میری بیمارستان

42:02.655 --> 42:04.091
‫نه، هنوز نه

42:04.222 --> 42:06.572
‫تو ماشینِ میریام رو بردار و برو

42:06.702 --> 42:07.610
‫باشه

42:07.634 --> 42:09.227
‫- تو نمیای؟
‫- ای کاش می‌تونستم بیام

42:09.357 --> 42:10.532
‫فقط...

42:10.663 --> 42:12.665
‫اگه اتفاقی افتاد بهم زنگ بزن

42:12.795 --> 42:14.493
‫باشه

42:14.623 --> 42:19.146
‫♪ Just a Little Bit ♪
‫♪ Song by Mighty Fire ♪

42:45.045 --> 42:46.394
‫امشب زود اومدی بیرون، تاتی؟

42:47.656 --> 42:50.224
‫دارم می‌برمش خونه پیش پرستار بچه

42:50.355 --> 42:52.270
‫زود برمی‌گردم

42:53.227 --> 42:55.838
‫وفاداری هرگز منحرف نمیشه

42:57.971 --> 42:59.320
‫چی؟

42:59.451 --> 43:00.887
‫خب، تو اول به مایلو وفادار بودی،

43:01.017 --> 43:03.411
‫بعدش به من وفادار بودی

43:03.542 --> 43:05.326
‫بعدش به کی وفادار میشی؟

43:05.457 --> 43:07.720
‫اون؟

43:07.850 --> 43:10.070
‫متوجه منظورت نمیشم، کنستانتین؟

43:10.200 --> 43:13.789
‫من همیشه به تو وفادارم

43:13.813 --> 43:15.469
‫من مایلو رو بهت دادم

43:15.493 --> 43:17.382
‫ولی به اون چی دادی؟

43:17.512 --> 43:19.340
‫هیچی

43:20.472 --> 43:22.276
‫به اون چی دادی؟

43:22.300 --> 43:24.214
‫من بهش هیچی ندادم، هیچی

43:24.345 --> 43:25.390
‫هیچی؟

43:25.520 --> 43:27.231
‫فکر می‌کنی ممکنه زنده شه، ها؟

43:27.255 --> 43:30.133
‫اون زنده میشه، از مرگ برمی‌گرده

43:30.264 --> 43:32.194
‫مثل یه زامبیِ لعنتی.
‫اینطور فکر می‌کنی؟

43:32.218 --> 43:33.696
‫- نه؟
‫- نه

43:33.720 --> 43:35.114
‫پس منتظرِ تماس کی بودی؟

43:35.138 --> 43:37.421
‫- هیچکس، هیچکس. هیچکس!
‫- تماسِ کی؟

43:37.445 --> 43:39.360
‫منتظر تماسِ کدوم کُس‌کشی بودی؟

44:44.120 --> 44:45.905
‫دیدریک رو کشتن

44:46.035 --> 44:50.344
‫تنها کاری که اون سفیدهای آشغال کردن
‫تموم کردنِ کاری بود که من اونجا شروع کردم

44:50.475 --> 44:52.738
‫خب، آریایی‌ها الان ضعیفن، بانی

44:54.217 --> 44:57.612
‫اونا می‌ترسن برن سراغ راف

44:57.743 --> 45:01.659
‫می‌ترسن برن سراغ راف
‫چون می‌ترسن بیان سراغ من

45:01.683 --> 45:03.577
‫- واقعاً؟
‫- این رو می‌دونم

45:06.491 --> 45:08.710
‫من یه هیولای پرابهتم، مایک

45:10.277 --> 45:12.018
‫راست میگی؟

45:13.628 --> 45:15.282
‫هیولای کیری

45:15.413 --> 45:16.849
‫هستی دیگه. آره، همینطوره

45:16.979 --> 45:18.764
‫شاید همینه، آره؟
‫قبول می‌کنم.

45:18.894 --> 45:20.678
‫ولی در هر حال مهم نیست، درسته؟

45:20.702 --> 45:21.528
‫آره

45:21.552 --> 45:23.072
‫فقط از این لحظه‌ی آرامش لذت ببریم، ها؟

45:23.203 --> 45:24.900
‫- آره
‫- ایول

45:25.031 --> 45:27.033
‫آهان، راستی،

45:27.163 --> 45:29.270
‫کیرم دهنت که...

45:29.294 --> 45:32.940
‫اسلحه‌ها رو از بینِ همه جا
‫توی بالا شهر ول کردی

45:33.953 --> 45:37.478
‫نمی‌تونم اسلحه‌ها رو توی خیابون‌هایی ول کنم
‫که ماشین‌های زرهی پلیس توشون گشت می‌زنن

45:37.609 --> 45:39.132
‫و تنها محله‌ای که گشتی نداره...

45:39.262 --> 45:40.823
‫- محله‌ی سفیدهاست
‫- تنها محله؟

45:40.847 --> 45:42.701
‫- واقعاً؟ کونِ لقت!
‫- آره، تنها محله

45:42.831 --> 45:45.312
‫عجب عوضی‌ای هستی

45:48.533 --> 45:51.361
‫نه، نه، این اصلاً خنده‌دار نیست

45:53.160 --> 45:54.261
‫کوین؟

45:58.865 --> 46:00.214
‫هی، روبراهی؟

46:00.545 --> 46:01.969
‫بله قربان، شیفتم رو تموم کردم و زدم بیرون

46:01.993 --> 46:04.766
‫آره، درسته، درسته

46:04.897 --> 46:08.204
‫گوش کن، آموزشِ شما خیلی سریع تموم شد

46:08.335 --> 46:10.990
‫همه‌مون می‌دونیم...
‫کارکنانِ اینجا و سازمان زندان‌ها...

46:11.120 --> 46:14.167
‫ولی توی شورش کلی تلفات دادیم

46:14.297 --> 46:16.025
‫خوشحالم که اینجام، قربان

46:16.049 --> 46:17.779
‫- خوشحالم که می‌تونم خدمت کنم
‫- آره

46:17.910 --> 46:19.738
‫فامیلی توی مرکزِ اصلاحات داری؟

46:19.868 --> 46:23.785
‫- جایی که من ازش میام بهشون میگن زندانی
‫- آره

46:25.047 --> 46:27.485
‫گوش کن، خب تو...

46:27.615 --> 46:29.661
‫با چیزی که شاهدش بودی مشکلی نداری؟

46:31.271 --> 46:33.360
‫- من قبلاً مُردنِ آدم‌ها رو دیدم
‫- آره

46:33.491 --> 46:35.362
‫بهم گفتن که سعی کردی...

46:35.493 --> 46:37.190
‫سعی کردی به زندانی کمک کنی

46:37.320 --> 46:39.409
‫کارِ زیادی ازم برنمی‌اومد

46:39.540 --> 46:40.976
‫نه، کاری ازت برنمی‌اومد

46:41.107 --> 46:42.891
‫دیگه هیچوقت اون کارو نکن، پسرم

46:43.022 --> 46:44.806
‫هرگز!

46:44.937 --> 46:46.096
‫بله، بله قربان

46:46.120 --> 46:48.807
‫این آخرین باری نمیشه که
‫اون خشونت رو تجربه می‌کنی

46:48.831 --> 46:50.351
‫ولی آخرین باری میشه

46:50.375 --> 46:55.647
‫که قبل از این که صحنه امن شه
‫و پشتیبانی داشته باشی کمک میدی

46:56.905 --> 46:58.472
‫شانس آوردی که داری میری خونه

46:58.603 --> 47:00.605
‫می‌فهمی چی میگم؟

47:02.258 --> 47:04.173
‫بله، قربان

47:06.088 --> 47:08.221
‫اگه چیزی لازم داشتی،

47:08.351 --> 47:10.397
‫درِ اتاقم بازه

47:12.921 --> 47:15.576
‫می‌دونی، وقتی توی زندان بودم خیلی فکر کردم

47:18.013 --> 47:20.755
‫خیلی به این فکر کردم که وقتی آزاد شدم
‫چه کاری رو متفاوت انجام بدم

47:24.106 --> 47:25.455
‫برام خوب بود

47:25.586 --> 47:27.632
‫آره

47:30.591 --> 47:32.288
‫خب، نزدیک بود اونجا بمیری، بانی

47:32.419 --> 47:34.595
‫می‌خوای الان این رو بهم یادآوری کنی؟

47:34.726 --> 47:37.163
‫آره، خب، ختم به خیر شد

47:37.293 --> 47:39.295
‫آره، ختم به خیر شد،

47:39.426 --> 47:40.514
‫لاک‌پشتِ حروم‌زاده

47:40.645 --> 47:43.430
‫مرد، تو خیلی عصبانی‌ام کردی، مایک

47:43.561 --> 47:46.172
‫- به خدا قسم
‫- آره

47:46.302 --> 47:48.348
‫آره

47:48.478 --> 47:50.002
‫آره

47:50.132 --> 47:52.134
‫ختم به خیر شد

47:52.265 --> 47:54.789
‫اون کارو کردم، این یه حقیقته

47:57.575 --> 47:59.098
‫ولی الان آرزوهایی دارم

47:59.228 --> 48:00.534
‫اوه!

48:00.665 --> 48:03.145
‫آرزوهایی فراتر از اونجا

48:03.276 --> 48:05.017
‫بیرون از اینجا

48:05.147 --> 48:06.714
‫لعنتی

48:06.845 --> 48:08.803
‫بیرون از کل این ایالاتِ لعنتی

48:08.934 --> 48:12.391
‫خدایا، بانی، خوشم نمیاد
‫این رو بهت بگم، حروم‌زاده

48:12.415 --> 48:15.027
‫ولی تو هرگز گورت رو
‫از کینگزتاون گُم نمی‌کنی

48:15.157 --> 48:16.854
‫یه سرباز هیچوقت نبرد رو ترک نمی‌کنه

48:16.878 --> 48:19.898
‫لازم نیست بری، مایک،
‫لازم نیست از جنگ کنار بکشی

48:19.922 --> 48:22.904
‫تا پشتِ خطوط مقدم رو ببینی، مرد.
‫فقط کافیه...

48:23.035 --> 48:25.167
‫افق دیدت رو باز کنی، می‌گیری چی میگم؟
‫فقط...

48:25.298 --> 48:28.475
‫خیلی خب، تو می‌تونی بلندپرواز باشی، خب؟

48:28.606 --> 48:30.826
‫کیر توش، چرا که نه؟
‫ولی باید منطقی باشی، خب؟

48:30.850 --> 48:33.103
‫- در موردش واقع‌بین باشی
‫- من خیال‌باف نیستم، مایک

48:33.127 --> 48:34.176
‫جدی میگم، بانی

48:34.200 --> 48:37.266
یه خط قرمزی هست که تو ردش کردی
و منم حقت رو گذاشتم کفِ دستت

48:37.397 --> 48:38.659
‫همین

48:38.790 --> 48:39.790
‫باشه؟

48:41.009 --> 48:42.129
‫می‌فهمم چی میگی، شهردار مایک

48:42.184 --> 48:43.229
‫- آهان
‫- آهان

48:43.359 --> 48:45.623
‫آره، خوبه

48:47.799 --> 48:48.800
‫لعنتی

48:48.930 --> 48:50.671
‫باید این رو جواب بدم. صبر کن

48:52.412 --> 48:54.022
‫بله

48:55.601 --> 48:57.809
‫لعنتی

49:00.855 --> 49:02.030
‫کیر توش

49:04.511 --> 49:06.034
‫خیلی خب، الان میام

49:08.405 --> 49:10.299
‫کیر توش

49:10.430 --> 49:12.117
‫- خوبی؟
‫- نه، خوب نیستم

49:13.285 --> 49:15.496
‫هیچوقت خوب نیستم،
‫ولی الان عمو شدم

49:15.520 --> 49:16.436
‫پشمام

49:16.566 --> 49:18.743
‫گُم شو بابا. راست میگی؟

49:20.483 --> 49:22.311
‫- خیلی خب
‫- لعنتی، باید برم

49:25.314 --> 49:27.926
‫- آره
‫- خیلی خب، عمو شهردار

49:28.056 --> 49:30.363
‫تبریک میگم پلشت

49:30.493 --> 49:32.321
‫من که هیچ کاری نکردم

49:32.452 --> 49:34.236
‫بابتِ آبجو ممنون

49:42.549 --> 49:43.942
‫الو

49:44.072 --> 49:45.508
‫خوبی؟

49:45.639 --> 49:47.194
‫آریایی‌ها دیدریک رو کشتن

49:47.218 --> 49:49.706
‫این خبر کهنه‌ست، پسرعمو.
‫باید زودتر بهم خبر می‌دادی.

49:49.730 --> 49:51.949
‫وقتی سرِ شیفتم تماس گرفتن با بیرون سخته

49:51.973 --> 49:53.784
‫ولی بهانه جور کردن آسونه، هان؟

49:53.808 --> 49:55.518
‫این کارو نکن

49:55.649 --> 49:57.738
‫می‌فهمم چی میگی، باشه

49:59.044 --> 50:00.238
‫وقتی اتفاق افتاد اونجا بودی؟

50:00.262 --> 50:02.308
‫آره

50:02.438 --> 50:04.702
‫باشه، چه احساسی بهش داری؟

50:04.832 --> 50:06.791
‫هیچ احساسی ندارم

50:10.708 --> 50:12.405
‫خیلی خب

50:29.422 --> 50:31.163
‫- سلام
‫- سلام

50:34.732 --> 50:36.298
‫کمک لازم داری؟

50:36.429 --> 50:38.474
‫آره

50:42.391 --> 50:44.132
‫می‌دونی، من...

50:46.787 --> 50:51.705
‫متوجه شدم توی سه روز گذشته
‫بیشتر از سه سال گذشته اینجا وقت گذروندم

50:51.836 --> 50:54.273
‫می‌فهمم

51:04.065 --> 51:05.153
‫مرسی

51:08.287 --> 51:09.723
‫به سلامتی میچ کوچولو

51:10.855 --> 51:12.987
‫به سلامتی میریام

51:15.250 --> 51:17.513
‫آره

51:30.613 --> 51:33.268
‫ای کاش بهتر می‌شناختمش

51:33.649 --> 51:35.694
‫آره، منم همینطور

51:51.580 --> 51:53.321
‫آیریس، عه...

51:56.846 --> 51:59.283
‫تو می‌تونی اینجا بمونی، می‌دونی؟

52:00.763 --> 52:02.156
‫اوهوم

52:02.286 --> 52:03.679
‫می‌تونی بری

52:03.809 --> 52:05.749
‫می‌تونی...

52:05.773 --> 52:08.553
‫تا هر وقت که بخوای اینجا بمونی.
‫اصلاً تا ابد اینجا بمون.

52:14.255 --> 52:16.953
ولی همیشه کاری هست که انجام بدی

52:18.824 --> 52:19.869
‫باشه؟

52:21.436 --> 52:23.177
‫باشه، مایک

52:25.483 --> 52:27.790
‫خیلی خب

52:34.194 --> 52:41.518
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
