WEBVTT

00:04.481 --> 00:06.981
.خیلی خوش اومدین

00:07.271 --> 00:10.731
شنیدم دنبال یه بردهٔ کمیاب می‌گردین، درسته؟

00:12.901 --> 00:17.271
،می‌دونم خیلی به برده علاقه دارین و به‌دور از والدین‌تون این کارو می‌کنین

00:17.351 --> 00:21.151
...ولی در شأن یه خانم اشرافیِ محترم نیست که با آدم رذلی

00:21.231 --> 00:23.601
‫مثل جانک معامله کنه.

00:23.901 --> 00:26.101
‫انتخاب دیگه‌ای نداشتم.

00:26.191 --> 00:30.311
‫ممکنه بپرسم رابطه‌تون با این دلال، یعنی جانک چیه، زازاران-ساما؟

00:30.601 --> 00:33.691
‫به سختی میشه اسمشو رابطه گذاشت.

00:33.771 --> 00:36.231
...‫من فقط یه قرارداد باهاش بستم که هر بردهٔ

00:36.311 --> 00:40.271
.کمیابی که از محلهٔ زاغه‌نشین‌ها پیدا می‌کنه رو برام بیاره

00:40.651 --> 00:42.271
کمیاب؟

00:42.901 --> 00:48.231
...مثل اِلف‌ها، دورف‌ها، نیمه‌حیوان‌ها و شیاطین

00:49.101 --> 00:55.901
.مثلاً همین بردهٔ نیمه‌حیوان شما هم از اون کمیاباشه

00:56.271 --> 00:59.191
‫از کجا فهمیدین که اون یه نیمه‌حیوانه؟

00:59.271 --> 01:02.101
‫از ظاهرش کاملاً مشخصه.

01:02.441 --> 01:04.691
...‫به علاوه، معمولاً کسایی که برای خرید برده

01:04.771 --> 01:07.851
...میان سراغ من، همیشه یه بردهٔ کمیاب

01:07.941 --> 01:11.521
.همراه خودشون دارن

01:11.601 --> 01:15.151
!این برده‌تون یه جواهره

01:23.691 --> 01:24.771
.مشت نزنینا

01:27.231 --> 01:30.151
‫خب، دنبال چه جور برده‌ای هستین؟

01:30.401 --> 01:35.901
.شنیدم قراره خیلی زود یه حراج برده تو پایتخت برگزار بشه

01:35.981 --> 01:38.231
.‫من مایلم توش شرکت کنم

01:38.981 --> 01:40.811
‫فهمیدم.

01:42.021 --> 01:46.311
‫برای شرکت تو مزایده باید یه سری بررسی‌ها روی شما انجام بشه.

01:46.401 --> 01:52.651
.باید هویت‌تون تایید بشه و حداقل ۶ برده معامله کرده باشین

01:52.731 --> 01:55.061
.که حدوداً شش ماه طول می‌کشه

01:55.351 --> 01:57.811
.هرچی پول می‌خواین، حاضرم پرداخت کنم

01:57.901 --> 02:00.351
.‫نه، من به پول احتیاج ندارم

02:01.021 --> 02:03.811
‫ولی شاید، به جاش...

02:04.271 --> 02:10.271
...‫اگه اون بردهٔ کمیاب نیمه‌حیوان‌تون رو بهم بدین

02:10.351 --> 02:16.561
.بتونم به عنوان دختر یکی از فامیلای دور، ببرمتون به مزایده

02:21.941 --> 02:25.981
‫واقعاً؟ فقط همین برای ورود به مزایده لازمه؟

02:28.151 --> 02:30.561
.‫پس من با کمال میل پیشنهادتونو قبول می‌کنم

02:32.021 --> 02:37.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

02:37.051 --> 02:45.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

04:01.941 --> 04:06.941
‫اجازه هست بعد از اینکه حرف زدن فایده نداشت،
یه اشراف‌زاده‌ی رده‌بالا رو لت و پار کنم؟

04:08.231 --> 04:10.601
...‫هرگز خوابشم نمی‌دیدم که

04:10.941 --> 04:15.101
‫اینجا، درست توی مرکز شهری که خونهٔ آدمای مهمِ درباره،

04:15.191 --> 04:20.481
.خرید و فروش ممنوعهٔ برده‌ها انقدر آشکارا انجام بشه

04:26.401 --> 04:29.311
‫مثل اینکه نقشه موفقیت‌آمیز بود.

04:29.401 --> 04:33.691
‫زازاران-ساما دقیقاً همون کاری رو کرد که پیش‌بینی کرده بودی.

04:33.771 --> 04:36.151
...‫آره. ولی واقعاً تعجب کردم

04:37.191 --> 04:40.401
.که بلدی بدون مشت هم بعضی مسائل رو حل کنی

04:42.401 --> 04:44.981
.‫آخ. شوخی کردم بابا

04:45.771 --> 04:48.191
حراج سه روز دیگه‌ست؟

04:48.651 --> 04:50.901
‫از تصمیمی که گرفتی مطمئنی؟

04:50.981 --> 04:54.811
،درسته که بعد از انجام این کار می‌تونم نشون برده‌داریت رو پاک کنم

04:54.901 --> 04:57.311
‫ولی نمی‌تونم امنیتت رو در این فاصله تضمین کنم.

04:57.691 --> 05:01.441
‫جوری حرف زد که انگار می‌خواد من رو به حراج بذاره.

05:01.521 --> 05:04.651
‫فکر نکنم بذاره کسی قبل از اون بهم صدمه بزنه.

05:05.151 --> 05:07.191
،‫یه بخشیش رو برای ماموریت انجام میدم

05:07.271 --> 05:11.101
.ولی یه بخش دیگه‌‌ش برای جبران تلاشم برای کشتنت انجام میدم

05:15.651 --> 05:16.981
‫خوابم میاد.

05:17.101 --> 05:19.651
نیمه‌حیوان‌ها معمولاً شب‌زنده‌دارن، درسته؟

05:19.731 --> 05:20.851
‫آره.

05:31.351 --> 05:34.981
...ای بابا، فقط بلدی برای اربابت دردسر درست کنی

05:35.981 --> 05:38.851
.‫ولی خب، کارت خیلی خوب بود

05:39.401 --> 05:41.311
.‫بریم مهمانسرا یه‌کم استراحت کنیم

05:45.351 --> 05:46.401
‫چطور پیش رفت؟

05:47.731 --> 05:49.521
‫عالی پیش رفت.

05:49.601 --> 05:51.981
خدایی تونستی بدون مشت قضیه رو فیصله بدی؟

05:52.061 --> 05:53.351
.غافلگیر شدم

05:54.271 --> 05:57.441
،‫کاش می‌تونستم خودم این صحنهٔ نادر رو ببینم

05:57.521 --> 06:00.481
.ولی خب شاهزادهٔ مملکت که نمی‌تونه همینجوری بره برده بخره

06:00.561 --> 06:02.981
.جفت‌تون خسته نباشین

06:03.771 --> 06:04.771
‫قابلی نداشت.

06:08.311 --> 06:09.351
‫کجا میری؟

06:09.441 --> 06:11.901
‫می‌خوام یکم هوای تازه بخورم.

06:12.601 --> 06:13.811
‫چه تصادفی.

06:13.901 --> 06:16.851
.‫منم می‌خواستم یه‌کم هوای تازه بخورم

06:26.771 --> 06:28.771
‫تا کی می‌خواین منو تعقیب کنین؟

06:28.851 --> 06:32.351
.تعقیب کجا بود، خیلی اتفاقی مسیر منم همین طرفیه

06:33.021 --> 06:35.731
!‫هی، خانم مو نقره‌ای

06:36.231 --> 06:38.691
!‫ما اینجا پای سیب‌های خوشمزه‌ای داریم

06:39.101 --> 06:44.561
!چون شما خیلی زیبا هستین، اگه یکی بخرین، یه سیب مجانی هم بهتون میدم

06:44.651 --> 06:48.271
.‫من دو تا می‌خرم، دو تا سیب مجانی هم می‌گیرم

06:48.351 --> 06:49.441
‫قبوله!

06:53.271 --> 06:56.481
!ده سکهٔ نقره برای این گردنبند میثریل زیبا

06:56.561 --> 06:57.771
برای همچین آشغالی؟

06:57.851 --> 06:59.231
!این تهش ۲ سکه می‌ارزه

06:59.311 --> 07:02.101
‫من یه روح زن کینه‌ای می‌بینم که داره تعقیبت می‌کنه.

07:02.191 --> 07:05.691
.فقط یه روح کینه‌ای؟ این خانوم حریف گنده‌تراش هم شده

07:09.521 --> 07:12.691
...میگم، شاهزادهٔ مو طلایی ساده‌پوشِ من

07:12.771 --> 07:16.061
‫چی شده بانوی مو نقره‌ایِ ساده‌پوش من؟

07:16.151 --> 07:18.271
هنوزم مسیرتون با من یکیه؟

07:18.351 --> 07:19.901
.ای بابا، یه چیزی سرهم کردم

07:19.981 --> 07:21.351
‫واقعاً باور کردی؟

07:21.441 --> 07:23.901
.ظاهراً ‫هنوز از یه جنبه‌هایی معصوم و نازی

07:27.441 --> 07:28.981
‫دلم می‌خواد یه مشت حواله‌ش کنم.

07:31.481 --> 07:33.401
...من برمی‌گردم به مهمانسـ

07:34.521 --> 07:35.651
‫خدای من...

07:37.191 --> 07:40.941
...طعم سیب و عسلش داره با دهنم‌ بازی‌بازی می‌کنه

07:43.271 --> 07:46.271
‫متاسفم. یکم زیاده‌روی کردم، نه؟

07:47.521 --> 07:50.151
...اگه فکر کردین با همچین چیزی می‌تونین نظرمو جلب کنین

07:51.481 --> 07:53.941
‫بیا، مال منم داشته باش.

07:56.351 --> 07:59.601
.خیلی‌خب، نظرم جلب شد، می‌بخشمتون

08:06.601 --> 08:09.601
.‫به نظر میاد با این شهر خیلی آشنایین

08:09.691 --> 08:13.441
‫قبلاً از آکادمی فرار می‌کردم تا یه گشتی بزنم.

08:13.521 --> 08:15.731
یعنی کلاسارو می‌پیچوندی؟

08:16.101 --> 08:19.651
‫نظرت در مورد محلهٔ بازرگانان پادشاهیم چیه؟

08:19.731 --> 08:21.311
.خب، کوتاه بگم

08:21.401 --> 08:24.941
‫وقتی شاهزاده کایل منو می‌فرستاد تا براش ناهار بخرم،

08:25.021 --> 08:27.691
‫هیچ‌وقت وقت نداشتم دوروبرو نگاه کنم.

08:27.981 --> 08:31.271
.ولی حالا که دقت می‌کنم، جای سرزنده‌ایه

08:31.351 --> 08:32.691
.بهم خوش گذشت

08:33.901 --> 08:35.651
‫خوشحالم که اینو می‌شنوم.

08:35.731 --> 08:37.561
‫اون پای سیبی که بهت دادم...

08:37.651 --> 08:41.981
‫هر بار که میومدم اینجا، به این فکر می‌کردم که چقدر دوست دارم تو امتحانش کنی.

08:42.271 --> 08:46.651
‫اون امیدوار بود محلهٔ بازرگان‌ها رو بهم نشون بده؟

08:47.901 --> 08:52.061
.اگه از اول می‌گفت، انقدر باهاش سرد رفتار نمی‌کردم

08:52.851 --> 08:56.231
.واقعاً آدم خاص و متفاوتیه

08:58.981 --> 09:02.101
.من از چیزای حوصله‌سربر متنفرم

09:03.351 --> 09:06.401
...وقتی بچه بودم، تنها چیزایی که نظرم رو جلب می‌کرد

09:06.481 --> 09:09.561
‫چیزای عجیب و غریب و زشت بودن.

09:11.981 --> 09:14.981
...به عنوان شاهزاده، من با احمق‌هایی احاطه شده بودم

09:15.981 --> 09:18.521
.که سعی می‌کردن نظرمو جلب کنن و ازم یه چیزی بگیرن

09:21.561 --> 09:22.651
‫با این حال...

09:42.851 --> 09:45.811
...اگه از شازادهٔ دوم می‌ترسی، نیاز نیست تحمل کنی

09:45.901 --> 09:48.441
فقط کافیه به پدرم بگی، فهمیدی؟

09:52.271 --> 09:54.981
فکر می‌کنی من از کایل-ساما می‌ترسم؟

09:57.191 --> 09:59.481
.‫چه جوک خنده‌داری

10:06.061 --> 10:08.601
‫بعدش با تو آشنا شدم.

10:08.941 --> 10:10.441
جولیوس-ساما؟

10:11.521 --> 10:15.151
.‫اکثر چیزای این دنیا برام حوصله‌سربرن

10:15.521 --> 10:19.811
...پس حداقل دوست دارم اون گوشهٔ کوچیکی از دنیا که توش زندگی می‌کنم

10:19.901 --> 10:23.101
‫با چیزایی که برام جالبن پر بشه.

10:24.441 --> 10:27.401
‫و الان، جالب‌ترین چیز برای من...

10:28.441 --> 10:29.691
‫اسکارلت...

10:31.191 --> 10:32.311
.‫تو هستی

10:42.351 --> 10:48.021
‫می‌دونم حسی که بهت دارم، مثل عشق رمانتیک سنتی نیست.

10:48.851 --> 10:51.851
...‫ولی این یه چیزو میگم

10:52.851 --> 10:56.521
....‫اسکارلت. تو رو از تمام چیزای دیگهٔ این دنیا

10:57.731 --> 11:01.271
.بیشتر دوست دارم و خیلی برام عزیزی

11:17.441 --> 11:22.941
اینم یکی دیگه از راه‌هاییه که منو دست بندازی، مگه نه؟

11:28.771 --> 11:32.561
.همون‌طور که قول دادم، من بردهٔ خوانوادگی‌مو بهتون می‌فروشم

11:32.651 --> 11:36.351
.‫در عوض، امیدوارم که قرارمون رو فراموش نکنین

11:36.651 --> 11:38.731
.به روی چشم

11:38.811 --> 11:41.191
...فقط یه چیز دیگه می‌مونه

11:41.271 --> 11:47.441
.قبل از انجام معامله، باید مطمئن بشم که برده‌تون واقعاً یه نیمه‌حیوان‌ـه

11:47.521 --> 11:49.651
‫به من شک دارین؟

11:49.731 --> 11:51.901
.معلومه که نه

11:51.981 --> 11:54.731
...ولی مورد داشتیم که قبلاً

11:54.811 --> 12:00.481
.طرف کلاهبردار بوده و سعی داشته یه نژاد عادی رو با قیمت بالا بندازه تو پاچه‌مون

12:00.561 --> 12:02.901
یه کلاهبردار، ها؟

12:02.981 --> 12:05.271
‫ناناکا. به شکل حیوانیت تبدیل شو.

12:05.601 --> 12:06.601
‫بسیار‌خب.

12:15.731 --> 12:17.401
‫خیلی باشکوهه!

12:17.771 --> 12:21.521
!بی‌شک اون جواهر این حراجی برده‌ها میشه

12:22.271 --> 12:24.771
.خرسندی‌تون باعث خشنودیِ بنده‌ست

12:32.651 --> 12:33.981
‫ارباب.

12:35.811 --> 12:39.191
‫این دختره همون برده‌ایه که امروز گیرمون اومده؟

12:41.441 --> 12:43.401
.معلومه که نه، دوناوان

12:43.481 --> 12:45.401
.بانو مشتریِ عزیزِ ما هستن

12:46.191 --> 12:48.481
‫عه؟ پس اون نیست؟

12:48.771 --> 12:52.651
‫نیمه‌انسان، نیمه‌هیولای جادویی... یه گرگینه‌ست؟

12:52.731 --> 12:54.271
‫من واقعاً متاسفم.

12:54.351 --> 12:58.561
.با این که یه برده‌ست بازم حیوونِ بدخلقیه

12:58.941 --> 13:01.941
پس این نیمه‌حیوان بردۀ ماست؟

13:02.021 --> 13:06.351
‫بله. خیلی مراقب رفتارت با اون باشی ها.

13:07.151 --> 13:11.561
.بیخیال بابا. همه می‌دونن نیمه‌حیوونا می‌تونن سریع خودشونو ترمیم کنن

13:16.351 --> 13:17.441
!بیا ببینم

13:20.441 --> 13:24.101
!‫کاری که بهت میگن رو انجام بده، سگ‌توله

13:26.981 --> 13:31.731
.مشخصه که حیوون‌خونگی‌تون نیاز به تربیت بیشتری داره

13:33.101 --> 13:38.981
.اگه در آموزشش مشکل دارین، خودم شخصاً تربیت‌شو به عهده می‌گیرم

13:39.811 --> 13:43.811
دلت می‌خواد بگیرم جرت بدم، جنده خانوم؟

13:43.901 --> 13:47.351
..بانوی جوان، بهتره اونو تحریک نکنین

13:47.771 --> 13:50.651
‫این مرد یه ماجراجوی رتبۀ A سابق‌ـه.

13:50.731 --> 13:56.151
‫باید هم‌سطح فرماندهٔ‌ شوالیه‌ها باشین تا از پس
.همچین هیولایی بربیاین

13:56.231 --> 13:58.191
اگه تحریکش کنم چی میشه؟

13:58.271 --> 14:02.351
،بهتون هشدار میدم به خاطر امنیت خودتون هم که شده
!مراقب حرف‌زدن تون باشین

14:02.441 --> 14:04.521
.دیگه برای این حرفا دیر شده، ارباب

14:05.101 --> 14:10.191
فکر کردی چون یه مشتری یا یه زنه می‌ذارم قسر دربره؟

14:11.191 --> 14:14.771
!دیگه منو کفری کردی، زنیکهٔ جنده

14:23.271 --> 14:25.981
.هوی، دوناوان، الان وقت شوخی نیست

14:26.061 --> 14:28.401
!شوخی نمی‌کنم! دارم کل زورمو می‌زنم

14:28.481 --> 14:29.901
...نمی‌دونم چطوری اون

14:29.981 --> 14:36.351
‫زازاران-ساما، دوناوان رو هم به حراج می‌ذارین؟

14:36.441 --> 14:41.351
‫نه، اون محافظ شخصیِ منه و مربیه بقیه برده‌هاست.

14:41.441 --> 14:44.901
.‫که اینطور. پس عیبی نداره بزنم شوتش کنم بره

14:44.981 --> 14:46.851
شوتش کنین...؟

15:03.811 --> 15:06.851
.تربیت کامل شد

15:13.651 --> 15:14.941
‫طفلکی.

15:15.021 --> 15:16.601
دردت گرفت؟

15:19.691 --> 15:21.231
.وزش باد ملایم

15:22.101 --> 15:24.481
.زخم‌های اونو شفا ببخش

15:32.441 --> 15:37.771
.زودی میام پیشت. این مدت کوتاه رو تحمل کن

15:39.651 --> 15:43.351
‫خب، در مورد خسارت پنجره...

15:44.061 --> 15:45.481
نـ ـ ‫نـه، لازم نیست!

15:45.561 --> 15:47.521
!‫اتفاقاً باید ازتون تشکر کنم

15:47.601 --> 15:51.901
!من همیشه سر تربیت و تنبیه دوناوان مشکل داشتم

15:52.271 --> 15:56.441
!به جون بچه‌هام آسیبی به کالای باارزش شما نمی‌زنم

15:56.521 --> 16:00.941
‫حـ ـ حالا! بیاین صحبت کنیم روز مزایده همدیگه کجا رو ببینیم...

16:06.981 --> 16:09.191
‫اوه. این کالسکه رو می‌شناسم.

16:14.731 --> 16:16.441
‫بالاخره پیدات کردم...

16:17.811 --> 16:19.271
‫اسکارلت.

16:19.901 --> 16:22.981
‫وقتی برگشتیم قصر، کل ماجرا رو برام تعریف می‌کنی.

16:25.271 --> 16:27.191
‫اون شاهزادۀ بی‌مصرف.

16:33.731 --> 16:38.231
خیلی دلم می‌خواد بدونم ‫چطور تونستین اینقدر بی‌احتیاطی کنین؟!

16:39.401 --> 16:41.851
‫انقدر عصبانی نباش، لئو.

16:41.941 --> 16:45.731
‫ما محل برگزاری حراج برده‌ها رو پیدا کردیم.

16:45.811 --> 16:46.941
.مهم نتیجهٔ خوبه

16:47.231 --> 16:50.351
!ولی برای پیدا کردنش ریسک‌های زیادی کردین

16:50.441 --> 16:55.981
‫مطمئناً خودتون می‌دونین چقدر برای این پادشاهی مهمین!

16:56.061 --> 16:58.061
.‫حق با اونه، جولیوس-ساما

16:58.151 --> 16:59.691
.یه‌کم بیشتر روی کاراتون دقت کنین

17:02.401 --> 17:04.901
...تو خواهر کوچولوی عزیزِ منی

17:04.981 --> 17:08.101
.دلم نمی‌خواد انقدر خودتو به‌ خطر بندازی

17:08.561 --> 17:10.151
‫لئو اونی-ساما...

17:10.571 --> 17:16.411
شاهدخت خونین
شاهدخت افسارگسیخته

17:10.901 --> 17:13.481
،علی‌رغم لقب‌های داغونی که به دست آوردی

17:13.561 --> 17:16.401
!هنوزم یه دختر 17 سالۀ معصومی

17:13.661 --> 17:16.411
شاهدخت مشت‌‌زن

17:14.661 --> 17:16.411
جدید

17:16.941 --> 17:20.151
‫خب، بگو ببینم تحقیقاتت چطور پیش میره؟

17:20.561 --> 17:21.691
.چشم

17:21.771 --> 17:25.771
.‫به نظر میاد خود گادوین برگزارکنندۀ این حراج‌ـه

17:25.851 --> 17:29.401
‫شنیدم که حراج دو شب دیگه برگزار میشه.

17:29.481 --> 17:30.561
‫دو شب دیگه؟!

17:30.651 --> 17:31.981
‫باید فوراً آماده شیم!

17:32.061 --> 17:36.271
‫یه نقشه می‌کشم، پرسنل رو انتخاب می‌کنم، محل استقرارشون رو تعیین می‌کنم...

17:36.351 --> 17:39.811
چیه؟ چرا اینجوری بهم زل زدی؟

17:39.901 --> 17:41.521
بازم می‌خوای؟

17:42.851 --> 17:46.271
.ولی همونطور که می‌بینی، امروز دیگه پای سیب ندارم

17:46.651 --> 17:49.771
.اگه می‌خوای،‌ یه ندیمه رو بفرستم بره بخره

17:49.851 --> 17:52.811
‫من اونقدرها هم شکمو نیستم.

17:53.271 --> 17:57.481
.بیاین برنامه‌ریزی برای شب حراج برده‌ها رو شروع کنیم

17:57.561 --> 18:01.191
‫اسکارلت، تو بهتره بری خونه. فهمیدی؟

18:01.271 --> 18:02.651
.رد می‌کنم

18:02.731 --> 18:03.691
‫خوبه.

18:03.771 --> 18:04.771
‫صبر کن، چی؟!!

18:05.521 --> 18:07.401
.نمی‌تونم این کار رو انجام بدم

18:07.481 --> 18:09.901
‫چرا اینقدر مصممی؟

18:09.981 --> 18:11.731
چون دلت می‌خواد گادوین رو با مشت بزنی؟

18:12.231 --> 18:15.901
،‫از وقتی نامزدیم با شاهزاده کایل کنسل شده

18:15.981 --> 18:17.941
‫اتفاقات زیادی رو از سر گذروندم.

18:18.271 --> 18:22.101
‫دیگه جلوی خودمو نمی‌گیرم و دوباره میشم همون «شاهدخت افسارگسیخته».

18:22.191 --> 18:25.691
.انقدر آدما رو زدم که حسابش از دستم در رفته

18:25.771 --> 18:29.351
‫صبر کن، نمی‌دونستم این همه دردسر درست کردی...

18:29.731 --> 18:32.061
‫من با آدم های مختلفی آشنا شدم،

18:32.151 --> 18:35.601
.از جمله کسایی‌که برده شدن و مجبورن دستورات رو اجرا کنن

18:36.021 --> 18:39.981
‫بچه‌هایی که تو خیابون واسه نون شب‌شون گدایی می‌کنن.

18:40.441 --> 18:44.731
‫اشراف‌زاده‌هایی که مشتاقن قانون رو زیر پا بذارن تا ثروتمند بشن.

18:45.061 --> 18:49.351
‫یه شاهزادۀ مو طلایی که تنها لذت زندگیش اذیت کردن منه.

18:49.441 --> 18:52.401
هوی، منظورت از آخری که من نبودم، درسته؟

18:52.651 --> 18:56.191
‫از وقتی بچه بودم، همیشه دلم می‌خواست یه چیزی رو بدونم.

18:56.271 --> 18:59.941
،چرا طراحیِ دنیا طوریه که انگار آدمای خوب باید زجر بکشن

19:00.021 --> 19:03.351
‫در حالی که آدمای شرور روز‌به‌روز موفق‌تر میشن؟

19:03.941 --> 19:06.981
...کسانی که از عمد ضعیف‌ترها رو زیر پا له می‌کنن، حیله‌گرن

19:07.101 --> 19:09.811
‫و نمیشه از راه‌های معمولی مجازاتشون کرد.

19:10.191 --> 19:14.811
‫نخست وزیر گادوین و امثال اون، نماد این اصل هستن.

19:15.101 --> 19:16.441
‫اسکارلت...

19:16.521 --> 19:21.561
،کل زندیگم توی یه باغ حصارکشیده بزرگ شدم و هیچی از دنیا نمی‌دونم

19:21.651 --> 19:24.691
‫ولی یه چیزو می‌تونم با اطمینان بگم.

19:25.351 --> 19:26.481
‫اونم اینه که...

19:28.771 --> 19:34.731
!مشت زدن به صورت اشراف طماع و خودخواه خیلی حال میده

19:34.811 --> 19:37.651
!چیشد که تهش به این نتیجه رسیدی دختر؟

19:38.481 --> 19:42.441
...‫در ضمن، تنها کسی که اجازه داره به یه نجیب‌زادۀ رده‌بالا مشت بزنه

19:42.521 --> 19:45.481
‫دختر یه دوک معروف مثل من‌ـه، درسته؟

19:46.021 --> 19:47.651
.همچین بی‌راه نمیگه

19:47.731 --> 19:49.601
!شما دیگه چرا با حرفاش موافقت می‌کنین؟

19:49.691 --> 19:51.351
،وقتی بچه بود باز یه چیزی

19:51.441 --> 19:55.731
‫ولی الان اگه بخواد با مشت و لگد راهشو بین اشراف باز کنه،

19:55.811 --> 19:58.151
‫آبروی خونوادگیمون میره!

19:58.521 --> 20:00.061
‫راست میگی، اونی-ساما.

20:00.151 --> 20:04.981
‫«مشت و لگد» ایهام خیلی قشنگیه، اینطور فکر نمی‌کنی؟

20:06.101 --> 20:11.561
لئو، «مشت و لگد» آخه؟ نتونستی یه‌کم باوقارتر بیانش کنی؟

20:11.651 --> 20:14.651
!بابا، کلمه‌ای که انتخاب می‌کنم موضوع اصلی نیست

20:14.981 --> 20:20.101
‫در ضمن، فقط اشراف‌زاده‌ها نیستن که تو این ماجرا دست دارن.

20:20.481 --> 20:24.441
‫احتمالش هست که گادوین به ونکیش وصل باشه.

20:25.771 --> 20:27.521
‫امپراتوری ونکیش...

20:28.151 --> 20:33.351
‫سیصد ساله که با پالیستان درگیری مرزی داره...

20:33.441 --> 20:36.771
‫یه سرزمین زورگو که توسط اژدها سوارها اداره میشه.

20:38.851 --> 20:41.601
‫فکر می‌کردم بعد از آخرین مذاکرات صلح،

20:41.691 --> 20:44.941
‫روابط دوستانهٔ نسبتاً خوبی باهاشون برقرار کردیم.

20:45.811 --> 20:48.521
‫هنوز داریم جزئیات رو بررسی می‌کنیم،

20:49.021 --> 20:54.231
،ولی معتقدیم که یگان هواییِ ونکیش، اژدهای آسمان سرخ

20:54.311 --> 20:57.101
‫با گادوین در ارتباط بودن.

20:59.521 --> 21:02.441
‫اسکارلت ال وندیمیون.

21:02.941 --> 21:08.691
‫خرابکاریش تو مهمونی شاهزادۀ دوم، کل برنامه‌هامونو به هم زد.

21:09.021 --> 21:12.021
.ازت می‌خوام که شرش رو کم کنی

21:19.851 --> 21:23.601
‫یه سرباز معمولی، فکر کرده می‌تونه واسه من گردن‌کلفتی کنه...

21:23.691 --> 21:26.191
‫حالا انقدر عصبانی نشو.

21:26.271 --> 21:28.101
!به‌جاش اینو ببینین

21:29.271 --> 21:31.981
‫یه هدیه از پالمیا-ساما.

21:33.061 --> 21:37.981
‫من یکی از وسایل جادویی‌شو دارم. این آویز.

21:38.101 --> 21:42.311
اون استوانهٔ حلبی چی‌کار می‌تونه بکنه؟

21:46.851 --> 21:51.101
این می‌تونه ‫حتی جون ترسناک‌ترین دشمناتم بگیره.

21:52.231 --> 21:56.151
.بدون هیچ رحم و مروتی، علیه کسایی که سر راهتونن ازش استفاده کنین

21:59.941 --> 22:03.021
(Sokka) ترجمه شده توسط ساکا

22:03.051 --> 22:08.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

22:08.051 --> 22:18.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

23:35.961 --> 23:39.961
میشه با کسیه بوکس‌های موردعلاقۀ
مشت‌هام دیدار کنم؟
