WEBVTT

00:00.120 --> 00:08.120
<b>«ارائه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:55.260 --> 00:57.460
‫کسی نیست؟

00:59.600 --> 01:01.470
‫فقط منم، کنی

01:01.470 --> 01:04.690
‫سرگرد؟ سرهنگ هاردینگ داره دنبالت می‌گرده

01:05.230 --> 01:06.430
‫باشه

01:11.780 --> 01:13.980
‫حالت خوبه، سرگرد؟

01:14.820 --> 01:17.020
‫دل همه‌مون برای سرگرد کلون تنگ میشه، قربان

01:18.070 --> 01:19.830
‫آب‌و‌هوا در چه حاله؟

01:19.830 --> 01:21.660
‫قراره هوا صاف بشه

01:21.660 --> 01:23.860
‫خوبه

01:26.250 --> 01:27.880
‫می‌خوای برسونمت، سرگرد؟

01:27.880 --> 01:30.340
‫نه. خودم میرم

01:31.550 --> 01:32.460
‫مطمئنی، قربان؟

01:32.460 --> 01:36.260
‫نگران نباش، کنی
‫حتی حسش هم نمی‌کنم

01:37.760 --> 01:39.960
‫صبح می‌بینمت

01:47.810 --> 01:50.440
‫<i>برمن برای من سخت‌ترین عملیات جنگ بود</i>

01:51.110 --> 01:53.610
‫<i>سنگین‌ترین آتش ضدهوایی بود
‫که تجربه کردم</i>

01:54.280 --> 01:58.070
‫<i>یک ترکش به اندازه‌ی توپ فوتبال
‫مستقیم وارد نوک دژ ما شد</i>

01:58.070 --> 02:00.270
‫<i>و نزدیک بود سر من و داگلس رو قطع کنه</i>

02:00.620 --> 02:04.160
‫<i>بال چپ‌مون آتیش گرفت
‫و تمام برق هواپیما رو از دست دادیم</i>

02:04.160 --> 02:07.040
‫<i>ولی "او بلیکلی" یجوری ما رو رسوند انگلستان</i>

02:09.420 --> 02:13.420
‫<i>به‌علاوه دیدم هواپیمای سرگرد کلون
‫مستقیماً مورد اصابت قرار گرفت و ساقط شد</i>

02:14.840 --> 02:17.800
‫<i>از وقتی به گردان صدم ملحق شدم
‫باک کلون رهبر ما بود</i>

02:18.630 --> 02:20.830
‫<i>فکر می‌کردیم شکست ناپذیره</i>

02:21.050 --> 02:24.310
‫<i>اگر "گیل کلون" زنده نمونده
‫کی می‌تونه زنده بمونه؟</i>

02:40.610 --> 02:41.870
‫می‌تونیم کمکتون کنیم؟

02:41.870 --> 02:45.160
‫آره. اول از همه می‌تونین
‫از روی تخت‌هامون بلند بشید

02:45.160 --> 02:47.360
‫کمدم کجاست، ها؟

02:48.410 --> 02:51.080
‫- ببخشید، قربان، بهم گفته بودن هواپیماتون...
‫- خب، سقوط نکرد

02:53.130 --> 02:54.840
‫وسایلتون رو جمع کنید و بیاید بیرون، آقایون

02:54.840 --> 02:57.040
‫یک خوابگاه جدید براتون پیدا می‌کنم

02:58.090 --> 03:02.140
‫میگما، کمدم رو که نفرستادین بره، مگه نه؟

03:02.140 --> 03:04.340
‫نه، قربان. هنوزم توی خوابگاه خدمتکارهاست

03:04.720 --> 03:06.720
‫یه نوشیدنی لازم دارم

03:06.720 --> 03:07.770
‫فکر خوبیه

03:07.770 --> 03:09.970
‫بیا بریم

03:10.350 --> 03:12.230
‫میگما، دوگی...

03:12.230 --> 03:14.430
‫توی اون کمد چی داری
‫که اینقدر نگرانشی؟

03:15.070 --> 03:17.280
‫اونقدر کاندوم دارم
‫که حسابشون از دستم در رفته

03:17.280 --> 03:19.480
‫و قطعاً دلم نمی‌خواد
‫مامانم بشینه بشمارشون، مگه نه؟

03:20.200 --> 03:22.400
‫نگران نباش، خودم با مامانت حرف می‌زنم

03:23.570 --> 03:25.770
‫یا خدا، خدمه‌ی "بلیکلی" هستن

03:26.490 --> 03:28.690
‫خدایا، فکر می‌کردیم
‫ریق رحمت رو سر کشیدین

03:28.910 --> 03:31.110
‫گفتن 4 چتر از هواپیماتون پریده بیرون

03:33.460 --> 03:35.660
‫گمونم هرکی بوده شمردن بلد نبوده
‫کسی نپرید بیرون

03:37.340 --> 03:39.540
‫"ویا" و "یویچ" توی بیمارستانن

03:40.880 --> 03:43.080
‫ساندرز رو از دست دادیم

03:45.970 --> 03:46.970
‫کجا فرود اومدین؟

03:46.970 --> 03:48.600
‫یه فرودگاه نیروی هوایی سلطنتی بیرون لادهم

03:48.600 --> 03:51.350
‫- بدون چرخ فرود سختی داشتیم
‫- آره والا

03:51.350 --> 03:53.730
‫دو موتورمون رو زده بودن
‫کل بدنه سوراخ سوراخ شده بود

03:53.730 --> 03:54.770
‫یه مکانیک همه‌شون رو شمرد

03:54.770 --> 03:56.820
‫- چند تا بودن؟ هزار و دویست؟
‫- هزار و دویست

03:56.820 --> 04:00.110
‫بالچه‌ی پایدارکننده تکه‌تکه شده بود
‫نمی‌تونستیم چرخ‌ها رو باز کنیم

04:00.110 --> 04:03.240
‫نگران نباشین، ترمزهامون هنوز کار می‌کرد
‫البته تا اینکه روی باند فرود اومدیم

04:04.490 --> 04:08.410
‫لامصب معجزه بود، که این مرد
‫اورت بلیکلی، تونست فرودش بیاره

04:08.410 --> 04:11.660
‫نه، معجزه جهت‌یابی کراز بود
‫یک درجه چپ و راست بود، دهنمون سرویس بود

04:11.660 --> 04:13.460
‫- شانس خالی بود
‫- بیشتر از اون تکرارش می‌کنی

04:13.460 --> 04:14.420
‫که بخواد شانس باشه

04:14.420 --> 04:17.500
‫بعد تونست ما رو مستقیم ببره توی تنها درختی
‫که تا کیلومترها وجود داشت، پس...

04:17.500 --> 04:20.630
‫زد به هدف. طرف توی خونشه
‫یک درخت بیشتر توی کل انگلیای شرقی نیست

04:20.630 --> 04:22.630
‫- ما رو کوبید توی همون
‫- بزرگ‌ترین فرودگاهی بود که دیده بودیم...

04:22.630 --> 04:23.630
‫- هری کرازبی...
‫- ولی مستقیم رفتیم توی درخت

04:23.630 --> 04:26.510
‫بهترین ناوبر کل نیروی هوایی هشتم
‫اونجا وایساده، خانم‌ها

04:26.510 --> 04:28.600
‫خیلی‌خب، کی مشروب می‌خوره؟
‫به حساب من، و حساب کرنک

04:28.600 --> 04:30.560
‫- به حساب من؟
‫- آره، قراره حساب کنه. بیاین

04:30.560 --> 04:32.520
‫- هرچی تو بگی
‫- حرف نداشت

04:32.520 --> 04:33.690
‫خیلی‌خب، پسر

04:33.690 --> 04:38.110
‫- بابلز... چطوری، رفیق؟
‫- واقعاً خودتی، کراز؟

04:38.110 --> 04:40.310
‫لامصب، آخه چرا زنگ نزدی؟

04:40.730 --> 04:42.820
‫پایگاه نیروی هوایی سلطنتی تلفن نداشت

04:42.820 --> 04:44.490
‫- همین که کامیون داشتن شانس آوردیم
‫- باورم نمیشه

04:44.490 --> 04:46.240
‫می‌دونی، برای "جین" نامه نوشتم

04:46.240 --> 04:47.820
‫چی... چیکار... شرمنده، چیکار کردی؟

04:47.820 --> 04:49.830
‫برای زنت نامه نوشتم
‫همه‌مون فکر می‌کردیم تو...

04:49.830 --> 04:51.790
‫- ولی نفرستادیش که، فرستادی؟
‫- نه، نه

04:51.790 --> 04:53.540
‫خداروشکر

04:53.540 --> 04:56.040
‫حرف خوبی به ذهنم نمی‌رسید
‫در موردت بزنم، برای همین...

04:59.380 --> 05:01.880
‫راستشو بخوای، چند باری
‫خودمم فکر کردم دخلم اومده

05:01.880 --> 05:04.930
‫آره، خب، زنده برگشتی

05:05.880 --> 05:09.890
‫به موقع هم اومدی
‫دارن توی بخش عملیات تغییراتی ایجاد می‌کنن

05:09.890 --> 05:12.090
‫می‌خوان ناوبر گردان رو تغییر بدن؟

05:12.520 --> 05:14.690
‫قراره منم از اونجا دربیارن
‫ کارتر هم همینطور

05:14.690 --> 05:17.940
‫به محض اینکه چند تا جایگزین پیدا کردن
‫ما رو جایگزین می‌کنن

05:17.940 --> 05:20.150
‫نه نمی‌کنن

05:20.150 --> 05:21.940
‫- بفرما، کراز
‫- ممنون، نایف‌هد

05:21.940 --> 05:24.030
‫- خیلی‌خب، بادز
‫- توام می‌خوری؟

05:24.030 --> 05:27.160
‫- هی، هی. به سلامتی گردان صدم!
‫- گردان صدم!

05:27.160 --> 05:29.240
‫به سلامتیش

05:29.240 --> 05:31.580
‫- این یکی رو تابه‌حال نشنیده بودم. هیچوقت
‫- واقعاً؟

05:31.580 --> 05:33.870
‫کراز، هاردینگ می‌خواد ببینتت

05:33.870 --> 05:36.120
‫هی، "ایگن"ـه
‫چرا اینقدر زود برگشته؟

05:38.750 --> 05:40.950
‫گمونم تصمیمشون رو گرفتن

05:41.630 --> 05:43.830
‫- میشه پرش کنی، مایک؟
‫- باشه چشم

05:49.930 --> 05:52.130
‫نیازی نیست برید تو فکر، آقایون

05:53.180 --> 05:55.480
‫همه‌تون می‌تونین حساب کتاب کنین
‫که چرا زودتر برگشتم

05:55.480 --> 05:57.680
‫یا خدا. یه ماموریت دیگه

05:58.270 --> 06:00.470
‫حالا دیگه قراره هر روز پرواز کنیم؟

06:20.290 --> 06:25.340
‫بریدی، 230830
‫دژ 30725 رو بده به کروکشنک

06:25.340 --> 06:28.720
‫- سرگرد؟
‫- کلیف! 230758 آماده‌ست؟

06:28.720 --> 06:32.260
‫یک نکته‌ی مهم، راستش
‫نتونستم متوجه بشم این...

06:32.260 --> 06:34.970
‫ببخشید، قربان. ولی بخش مهندسی
‫نمی‌تونه اون دو هواپیمایی

06:34.970 --> 06:36.890
‫که خواسته بودین رو آماده‌ی پرواز کنه

06:36.890 --> 06:38.140
‫میشه تصویر هدف رو بدین؟

06:38.140 --> 06:40.400
‫خب، میزان بمب‌ها رو رسوندی
‫به دست بخش مهمات؟

06:40.400 --> 06:42.310
‫همه‌چیز آماده‌ست
‫هرچی لازم داشته باشن دارن

06:42.310 --> 06:43.820
‫- هی، کراز
‫- یکی گیر آوردم

06:43.820 --> 06:45.190
‫خب، با افسر وظیفه شروع می‌کنیم

06:45.190 --> 06:49.110
‫هومر. کرازبی رو ترفیع دادن
‫به مقام ناوبر گردان

06:49.110 --> 06:51.240
‫- به جنگل خوش اومدی، سروان
‫- ممنون

06:51.240 --> 06:53.490
‫اسپنس دستورات ناوبری رو بهت میده

06:54.330 --> 06:57.040
‫سروان، اینو ببر به "اس-2"

06:57.040 --> 06:58.330
‫به منشی بگو چی لازم داری

06:58.330 --> 06:59.620
‫خدا لعنتش کنه

06:59.620 --> 07:00.670
‫شرمنده

07:00.670 --> 07:02.870
‫برو یه پارچه بیار

07:03.090 --> 07:05.290
‫ای خدا. اشکال نداره

07:06.000 --> 07:07.510
‫بیا دیگه، کراز

07:07.510 --> 07:09.710
‫- چیزی نشد
‫- ممنون

07:11.220 --> 07:12.970
‫خب، اینجا دفترته

07:12.970 --> 07:15.310
‫یه جیپ مخصوص خودت بهت میدن
‫از مزایای شغلته

07:15.310 --> 07:18.060
‫هرچیز دیگه‌ای لازم داری، به تریپ بگو
‫باشه؟

07:18.600 --> 07:19.600
‫موفق باشی، کراز

07:19.600 --> 07:21.800
‫سرگرد؟

07:23.650 --> 07:25.850
‫مطمئنی من آدم درستی برای این کارم؟

07:26.940 --> 07:29.140
‫نه

07:34.280 --> 07:37.160
‫خب، پرواز 2-6-40
‫اینطوری می‌رسه به شعاع عملیاتی

07:38.410 --> 07:40.610
‫گروهبان، بیا لازمت دارم

09:45.669 --> 09:48.130
‫« بر اساس کتابی از "دونالد ال میلر »

10:07.441 --> 10:12.404
‫« بخش پنجم »

10:15.740 --> 10:18.200
‫هدف اصلی‌تون "مونستر"ـه

10:19.740 --> 10:24.540
‫محل هدف‌گیری و محل اصلی برخورد بمب‌هاتون
‫ایستگاه پخش ریلی اونجاست

10:26.960 --> 10:29.790
‫هدف شرق مرکز شهره

10:29.790 --> 10:31.990
‫مرکز شهر؟

10:34.800 --> 10:36.010
‫ساکت باشین. گوش بدین

10:36.010 --> 10:39.970
‫پس، هدف‌گیری دقیق
‫در این عملیات به شدت مهمه

10:40.720 --> 10:42.680
‫اطلاعاتی که داریم نشون میده

10:42.680 --> 10:45.100
‫اکثر خونه‌های اطراف
‫متعلق به کارگران راه‌آهنه

10:45.100 --> 10:46.350
‫پس، اگر اونا رو بزنیم

10:46.350 --> 10:49.190
‫کسایی رو زدیم
‫که راه‌آهن آلمان رو سرپا نگه داشتن

10:50.350 --> 10:52.550
‫چراغ‌ها. سرهنگ؟

10:52.980 --> 10:54.530
‫ممنونم، رد

10:54.530 --> 10:58.280
‫گردان 95 همراهمون در ارتفاع کم
‫و گردان 390 در ارتفاع بالاتر پرواز می‌کنن

10:59.570 --> 11:03.450
‫خبر خوب اینه که پرواز کوتاهیه
‫مونستر خیلی نزدیکه

11:04.660 --> 11:09.040
‫خبر بد اینه که
‫فقط می‌تونیم 17 هواپیما جور کنیم

11:10.080 --> 11:12.080
‫که حتی تا همین چند روز پیش
‫چند تاشون مال ما نبودن

11:12.080 --> 11:14.280
‫فقط 17 هواپیما؟

11:15.670 --> 11:17.550
‫ماموریت اینه، بچه‌ها"

11:17.550 --> 11:20.590
‫مختل کردن حمل‌و‌نقل صنعتی
‫در منطقه‌ی "رور"

11:21.590 --> 11:22.470
‫فهمیدین؟

11:22.470 --> 11:24.260
‫بله، قربان

11:24.260 --> 11:27.430
‫خوبه. سرگرد ایگن از توی
‫دژ "بریدی" رهبری رو به عهده می‌گیره

11:29.560 --> 11:31.770
‫در عرض 2 روز 2 تا ماموریت رفتیم

11:32.520 --> 11:34.610
‫مگه نباید بعدش
‫از گردان‌های دیگه استفاده کنن؟

11:34.610 --> 11:36.860
‫اجازه بدن یک گردان استراحت کنه؟

11:36.860 --> 11:39.060
‫مگه دیگه کیو دارن؟

11:41.360 --> 11:44.490
‫اصلاً درست نیست. ناسلامتی یکشنبه‌ست

11:45.370 --> 11:47.660
‫آره، و فردا دوشنبه‌ست

11:47.660 --> 11:50.160
‫خودت دیدی اون کلیسای جامع
‫چقدر به محل اصابت بمب‌ها نزدیکه

11:50.660 --> 11:52.960
‫دقیقاً وقتی همه دارن
‫ از مراسم میان بیرون بمبارانش می‌کنیم

11:53.790 --> 11:54.790
‫خب؟

11:54.790 --> 11:56.990
‫آدم‌های زیادی توی اون مسجد جامع هستن

11:57.170 --> 11:59.130
‫یا توی خونه‌هاشون

11:59.130 --> 12:01.330
‫و فقط کارگران راه‌آهن هم نیستن

12:01.760 --> 12:02.800
‫همه‌شون توی این جنگ نقش دارن

12:02.800 --> 12:04.550
‫تابه‌حال هدفی نداشتیم
‫که اینقدر به شهر نزدیک...

12:04.550 --> 12:06.350
‫از دست تو، کرنک

12:06.350 --> 12:08.550
‫ناسلامتی جنگه دیگه

12:09.020 --> 12:10.560
‫اومدیم بمب بندازیم

12:10.560 --> 12:12.760
‫روی زن و بچه‌ها؟

12:12.980 --> 12:15.270
‫خب، تا نقطه ضعف‌هاشون رو نزنیم
‫این جنگ تمام نمیشه

12:15.900 --> 12:18.400
‫بهتره الان بزنیم
‫جای اینکه صبر کنیم تمام هم‌رزم‌هامون

12:18.400 --> 12:21.650
‫یا بمیرن یا مفقود بشن

12:21.650 --> 12:24.200
‫هیچکدوم از کسایی که امروز بمباران می‌کنیم
‫هواپیمای باک رو نزدن

12:30.830 --> 12:33.030
‫امروز پرواز می‌کنی یا نه؟

12:33.330 --> 12:35.530
‫آره

12:35.880 --> 12:38.080
‫"بله، قربان"

12:38.670 --> 12:40.870
‫بله، قربان

12:48.510 --> 12:49.810
‫قیافه‌ت افتضاحه

12:49.810 --> 12:52.060
‫حس و حالمم افتضاحه. بده من

12:52.060 --> 12:53.440
‫خب چرا نمیری بخوابی؟

12:53.440 --> 12:56.940
‫خب، می‌خواستم مطمئن بشم تمام ناوبرها
‫هرچی نیاز دارن داشته باشن

12:58.900 --> 13:02.820
‫خب، تسلیم بی‌قید و شرط آلمانی‌ها رو
‫ترجیح میدم، ولی اینم بد نیست

13:05.490 --> 13:07.690
‫بابت ترفیعت تبریک میگم

13:08.200 --> 13:10.400
‫یه موقع فکر نکنی بابتش دلخورما

13:12.540 --> 13:14.830
‫هنوزم فکر می‌کنم تو بهترین ناوبری

13:14.830 --> 13:17.030
‫ظاهراً فقط تو اینطور فکر می‌کنی

13:17.580 --> 13:19.880
‫خب، برام توی
‫ "دختره می‌خواد" آرزوی موفقیت کن

13:19.880 --> 13:22.080
‫دختره می‌خواد؟

13:22.300 --> 13:24.500
‫آره چجورم می‌خواد

14:06.970 --> 14:09.300
‫هی، هی! کامیون رو نگه دار!

14:09.300 --> 14:11.510
‫- حالت خوبه، باکی؟
‫- آره، شماها برید

14:12.390 --> 14:14.590
‫من با جیپ میام

14:15.230 --> 14:17.430
‫جک!

14:18.270 --> 14:20.470
‫- باید ژاکت‌هامون رو عوض کنیم
‫- چی؟

14:21.860 --> 14:23.900
‫بجنب. ژاکتت رو بده

14:23.900 --> 14:26.100
‫جدی میگی؟

14:35.700 --> 14:37.710
‫نگفتن کی بهمون پسش میدن؟

14:37.710 --> 14:39.910
‫هنوز نه

14:40.540 --> 14:42.960
‫اسم هواپیمایی که قراره
‫ما رو بذارن توش چیه؟

14:44.170 --> 14:46.380
‫رویال فلاش

14:46.380 --> 14:48.580
‫رویال فلاش

14:57.940 --> 15:01.020
‫"آو-آر-گو"؟ یعنی چی؟
‫(بزن بریم با لهجه‌ی بریتانیایی غلیظ)

15:01.940 --> 15:04.110
‫دیروز از فراملینگهام آوردنش

15:04.110 --> 15:06.400
‫ولی پرواز می‌کنه
‫حداقل تا هدف

15:06.400 --> 15:08.600
‫چقدر خیالم راحت‌ شد

15:16.750 --> 15:18.950
‫ممنون، لوید

15:33.767 --> 15:38.272
‫« هی آدولف، کون لقت »
‫« از طرف دوستت، باک کلون »

15:41.358 --> 15:44.486
‫« رویال فلاش »

15:58.834 --> 16:03.046
‫« دختره می‌خواد »

16:04.460 --> 16:06.660
‫ژاکت چرم گوسفندت رو عوض کردی، سرگرد؟

16:11.220 --> 16:13.420
‫باک همیشه از اون ژاکت متنفر بود

19:00.180 --> 19:03.180
‫<i>سخت‌ترین بخش هر ماموریتی
‫چشم به راه موندنش بود</i>

19:04.350 --> 19:06.480
‫<i>منتظر موندنش</i>

19:06.480 --> 19:08.390
‫<i>هرچقدر هم خوب مسیر رو تنظیم می‌کردم</i>

19:08.390 --> 19:10.940
‫<i>یا هرچقدر به بقیه‌ی ناوبرها توضیح می‌دادم</i>

19:12.060 --> 19:15.650
‫<i>بعد از  بلند شدنشون
‫کاری از دست من برنمیومد</i>

19:42.430 --> 19:44.470
‫هواپیمای "فلنگن" داره از آرایش خارج میشه

19:44.470 --> 19:46.680
‫خدا لعنتش کنه، یکی دیگه هم خراب شد

19:46.680 --> 19:49.940
‫خلبان ارشد به مسلسل‌چی دم
‫می‌بینی مشکل هواپیمای فلنگن چیه؟

19:49.940 --> 19:53.360
‫آره، می‌بینم
‫ظاهراً موتور شماره 4 مشکل پیدا کرده

19:53.360 --> 19:55.070
‫استیون داره میاد جاش رو بگیره

19:55.070 --> 19:58.360
‫خلبان ارشد به ناوبر
‫اینو به عنوان یک مشکل فنی دیگه ثبت کن

19:58.360 --> 20:01.780
‫خب، با این 3 تا از دست دادیم یا 4 تا؟
‫حسابش از دستم در رفته

20:01.780 --> 20:04.410
‫چهار تا از ماموریت خارج شدن، سرگرد
‫که یعنی 13 هواپیما برامون مونده

20:04.410 --> 20:06.610
‫گندش بزنن

20:07.120 --> 20:09.250
‫امکان نداره بتونیم قبل از رسیدن به ساحل

20:09.250 --> 20:11.750
‫فاصله‌ی بین خودمون
‫و گردان 95 رو کامل ببندیم

20:11.750 --> 20:14.080
‫آره، داریم با تمام سرعت پیش میریم

20:14.080 --> 20:16.670
‫خلبان ارشد به مسلسل‌چی دم
‫گردان 390 چقدر فاصله دارن؟

20:16.670 --> 20:18.960
‫باید 8 کیلومتری باشه، قربان

20:19.550 --> 20:22.930
‫فضا برای اینکه آلمانی‌ها بتونن
‫روی سرمون خراب بشن زیاده

20:22.930 --> 20:25.140
‫آره

20:25.140 --> 20:27.140
‫هی، جانی، شاید وقتشه

20:27.140 --> 20:30.180
‫بری توی دماغه
‫و بشینی پشت مسلسل سوم، باشه؟

20:30.180 --> 20:32.380
‫دارم میرم، سرگرد

20:33.980 --> 20:36.150
‫ای خدا، داشتم فکر می‌کردم
‫ هیچوقت نمیره پی کارش

20:36.150 --> 20:37.730
‫خب کمک خلبانمه

20:37.730 --> 20:39.940
‫می‌خواست حواسش باشه
‫تو هواپیمام رو نمی‌ترکونی

20:41.200 --> 20:44.320
‫خب، امروز نمی‌ترکونم

20:44.910 --> 20:47.030
‫<i>مسلسل‌چی فوقانی به بمب‌انداز</i>

20:47.030 --> 20:48.290
‫بمب‌انداز به گوشم

20:48.290 --> 20:50.160
‫بمب‌ها رو آماده کنم؟

20:50.160 --> 20:52.360
‫دریافت شد

20:54.710 --> 20:57.170
‫اکسیژن چطوره؟ مشکلی نداری؟

20:57.170 --> 20:59.370
‫<i>سطح اکسیژن خوبه</i>

20:59.800 --> 21:03.300
‫<i>نوار فشنگ‌هات رو آماده کن
‫دکمه‌ی ورود اولین گلوله رو بزن</i>

21:03.300 --> 21:07.050
‫<i>نوار فشنگ آماده‌ست
‫بقیه‌شون توی جعبه‌ست</i>

21:07.050 --> 21:08.350
‫<i>خیلی‌خب، مسلسل‌ها رو بررسی کن</i>

21:08.350 --> 21:10.270
‫ <i>مسلسل‌ها آماده‌ست -</i>
‫<i>همه‌چی حله؟ -</i>

21:10.270 --> 21:11.890
‫<i>آره، دریافت شد. مسلسل‌ها ردیفن</i>

21:11.890 --> 21:14.090
‫<i>مسلسل‌های کالیبر 50 آماده‌ن</i>

21:20.730 --> 21:23.950
‫یا خدا. امروز صبح چقدر قهوه خوردی؟

21:25.070 --> 21:27.270
‫بیش از حد

21:27.870 --> 21:29.490
‫بگیرین که اومد!

21:29.490 --> 21:31.290
‫خیلی‌خب، بچه‌ها، دارم میرم توی اتاقک

21:31.290 --> 21:33.490
‫باشه

21:46.050 --> 21:48.680
‫جنگنده‌ها سوخت تموم کردن
‫دارن برمی‌گردن خونه

21:49.260 --> 21:51.460
‫حداقل از کانال ردمون کردن

22:03.400 --> 22:06.320
‫اتاقک تحتانی به خدمه
‫آتش ضدهوایی مستقیم روبه‌رو

22:06.820 --> 22:09.020
‫دریافت شد

22:16.460 --> 22:18.660
‫اتاقک تحتانی به خدمه
‫آتش ضدهوایی، ساعت 1 پایین

22:19.920 --> 22:22.120
‫آتش ضدهوایی، ساعت 3
‫ساعت 6

22:26.590 --> 22:27.510
‫هی!

22:27.510 --> 22:30.760
‫- تابه‌حال بهت گفتم از ضدهوایی متنفرم؟
‫- امروز نگفته بودی

22:38.150 --> 22:40.480
‫آتش ضدهوایی خورد به "لارو"
‫دارن از آرایش خارج میشن

22:40.480 --> 22:42.680
‫- گندش بزنن
‫- چتر می‌بینم

22:46.990 --> 22:49.320
‫گندش بزنن! "استایمی" رو زدن

22:49.820 --> 22:51.990
‫شدیم 11 تا

22:51.990 --> 22:54.700
‫<i>ناوبر به خلبان ارشد
‫سه دقیقه تا هدف</i>

22:54.700 --> 22:57.120
‫خلبان به ناوبر، دریافت شد

23:05.630 --> 23:07.220
‫هری؟

23:07.220 --> 23:09.420
‫هری!

23:10.340 --> 23:12.540
‫هری، نه

23:13.060 --> 23:14.310
‫نه

23:14.310 --> 23:16.640
‫<i>زدنمون؟ -</i>
‫- هری!

23:16.640 --> 23:19.230
‫خلبان ارشد به خدمه
‫اون پشت اوضاع مرتبه؟ تمام

23:19.900 --> 23:22.650
‫کلنتون... صورت کوفتیش متلاشی شده

23:23.980 --> 23:25.730
‫یا خدا

23:25.730 --> 23:28.070
‫خدا لعنتش کنه
‫هری، نفس بکش، هری

23:28.650 --> 23:30.850
‫نفس بکش. لعنتی، نفس بکش!

23:32.120 --> 23:34.370
‫هری، نبینم بمیریا!

23:34.370 --> 23:36.570
‫نفس بکش

23:44.500 --> 23:46.700
‫تو رو خدا، هری

23:48.550 --> 23:50.340
‫موتور شماره 1 از کار افتاد

23:50.340 --> 23:52.590
‫لعنتی! مسیر سوختش رو قطع کن
‫و تیغه‌هاش رو صاف کن

23:54.810 --> 23:57.010
‫کلنتون مرده

24:00.480 --> 24:03.730
‫ناوبر به خلبان، روی هدفیم
‫به 057 بچرخید

24:03.730 --> 24:06.230
‫دریافت شد. به سمت 057 می‌چرخیم. تمام

24:11.660 --> 24:14.370
‫آتش ضدهوایی داره کم میشه، بچه‌ها
‫حواستون رو خوب جمع کنید

24:14.370 --> 24:16.570
‫احتمالاً اطرافمون پر از جنگنده‌ست

24:40.770 --> 24:42.020
‫یا خدا

24:42.020 --> 24:46.020
‫جنگنده‌ها، ساعت 12
‫حرومی‌ها چند صدتایی هستن

24:46.860 --> 24:49.060
‫شلیک کنید، دخلشون رو بیارین!

24:49.400 --> 24:51.600
‫بیاین تعدادشون رو کم کنیم

25:15.720 --> 25:17.920
‫تیر خوردم!

25:19.640 --> 25:22.180
‫تیر خوردم! پام تیر خورده!

25:22.180 --> 25:24.650
‫- دارم میام!
‫- پام!

25:24.650 --> 25:27.650
‫خلبان به بمب‌انداز، داریم به هدف
‫ نزدیک میشیم. آماده‌ای؟

25:27.650 --> 25:29.480
‫بمب‌انداز به خلبان. دریافت شد

25:29.480 --> 25:31.440
‫خلبان به بمب‌انداز. هواپیما در اختیار توئه

25:31.440 --> 25:33.640
‫دریافت شد. دریچه‌ی پرتاب بمب رو باز می‌کنم

25:37.660 --> 25:39.860
‫دشمن، ساعت 9 بالای سرمون!

25:42.580 --> 25:45.250
‫مسلسل‌چی دم. یکی دیگه رو از دست دادیم
‫آخرین هواپیمای دسته‌ی پایین بود

25:45.250 --> 25:46.960
‫گندش بزنن!

25:46.960 --> 25:49.210
‫موتور 3 آتیش گرفته!

25:49.210 --> 25:51.410
‫مسیر سوختش رو قطع
‫و تیغه‌هاش رو صاف می‌کنم

25:56.680 --> 25:58.850
‫اوضاعمون خوبه!

25:58.850 --> 26:00.350
‫داریم با سرعت ثابت پیش میریم

26:00.350 --> 26:01.600
‫آره، به‌زحمت

26:01.600 --> 26:03.800
‫می‌تونیم به هدف برسیم

26:04.180 --> 26:06.560
‫حدوداً یک دقیقه تا پرتاب بمب!

26:13.490 --> 26:15.690
‫موشک، ساعت 2!

26:17.740 --> 26:20.080
‫اوه، گندش بزنن!

26:20.080 --> 26:21.490
‫خلبان ارشد به مسلسل‌چی دماغه

26:21.490 --> 26:24.040
‫اون پایین چه خبره؟
‫قراره بمب بندازیم

26:24.040 --> 26:26.460
‫همبون! همبون!

26:27.080 --> 26:29.250
‫<i>دارن دوباره میان سراغمون</i>

26:29.250 --> 26:31.450
‫دمار از روزگار اون حرومی‌ها دربیارین!

26:32.250 --> 26:35.380
‫خدایا، موتور شماره 4 هم از کار افتاد!
‫فقط یک موتور برامون مونده

26:37.630 --> 26:39.830
‫همبون بدجوری زخمی شده

26:42.470 --> 26:45.180
‫موتور 2 داره از کار میفته
‫همین الانشم داره لنگ می‌زنه

26:45.180 --> 26:46.980
‫ثابت نگه داشتن هواپیما سخت میشه

26:46.980 --> 26:49.440
‫- باید از آرایش خارج بشیم
‫- لعنتی

26:49.440 --> 26:51.150
‫لعنتی!

26:51.150 --> 26:53.360
‫بمب‌های لعنتی رو بندازین!

26:53.980 --> 26:56.180
‫آژیر ترک هواپیما رو بزن!

26:59.780 --> 27:01.870
‫بمب‌ها رو بنداز!

27:01.870 --> 27:04.490
‫قراره بپریم بیرون!
‫بمب‌های کوفتی رو بنداز!

27:09.290 --> 27:11.750
‫دوربین بمب‌انداز رو نابود کن!
‫بهش شلیک کن!

27:17.010 --> 27:19.210
‫نمی‌تونم بیشتر از این ثابت نگهش دارم!

27:21.050 --> 27:22.350
‫دووم بیار، همبون!

27:22.350 --> 27:24.550
‫کمکم کن! چترم رو بیار!

27:31.100 --> 27:33.230
‫خلبان به ناوبر، اینو توی دفترت ثبت کن

27:33.230 --> 27:35.320
‫رهبر گردان "ایگن" داره از آرایش خارج میشه

27:35.320 --> 27:38.070
‫دریافت شد. کروکشنک داره جاش رو پر می‌کنه

27:38.070 --> 27:39.150
‫دریافت شد

27:39.150 --> 27:41.990
‫<i>ناوبر به خلبان، سرگرد ایگن
‫داره به‌سرعت سقوط می‌کنه</i>

27:41.990 --> 27:44.190
‫<i>انگار دارن آماده میشن بپرن بیرون</i>

27:45.990 --> 27:48.540
‫بیا بریم! باید همین الان بپریم بیرون!

27:48.540 --> 27:50.740
‫هی، بیا بهم کمک کن!

27:53.040 --> 27:54.670
‫پتروس، بیا بریم دیگه!

27:54.670 --> 27:56.590
‫باید دفنش کنیم

27:56.590 --> 27:58.790
‫باید هری رو برسونیم به زمین

27:59.050 --> 28:01.760
‫جورج، بیا بریم دیگه لعنتی!
‫اون مرده!

28:01.760 --> 28:04.600
‫باید همین الان بپریم بیرون!
‫بیا بریم!

28:18.280 --> 28:20.480
‫بجنب!

28:28.700 --> 28:31.540
‫- کمک! کمک، کمربندم گیر کرده!
‫- همبون!

28:32.170 --> 28:34.790
‫جدام کن! جدام کن!

28:37.880 --> 28:40.970
‫دریچه رو جدا کن! دریچه رو جدا کن!

28:45.850 --> 28:47.810
‫رفتن! همه‌‌شون پریدن بیرون!

28:47.810 --> 28:50.010
‫بیا از این آهن قراضه بپریم بیرون!

28:59.440 --> 29:01.530
‫- برو!
‫- تو برو!

29:01.530 --> 29:04.530
‫خدا لعنتت کنه، بریدی
‫من افسر ارشدم. بپر دیگه!

29:04.530 --> 29:06.730
‫این هواپیمای منه! تو بپر!

29:10.700 --> 29:12.540
‫لعنتی!

29:12.540 --> 29:15.210
‫خیلی‌خب. بعداً می‌بینمت، جان!

29:39.610 --> 29:42.070
‫من هنوزم زنده‌م، حروم‌زاده‌ها!

30:28.120 --> 30:29.200
‫بالای سر هدف کوفتی هستیم

30:29.200 --> 30:31.870
‫زود باش بمب‌ها رو بنداز
‫و بیا از اینجا بزنیم به چاک!

30:32.870 --> 30:34.410
‫بمب‌انداز به خلبان. بندازم؟

30:34.410 --> 30:36.610
‫تا هواپیمای فرماندهی ننداخته ننداز

30:40.710 --> 30:42.420
‫بندازم؟

30:42.420 --> 30:44.620
‫صبر کن

30:48.050 --> 30:49.970
‫<i>بندازم؟</i>

30:49.970 --> 30:52.170
‫هنوز نه

30:55.730 --> 30:58.150
‫- بنداز
‫- بمب‌ها پرتاب شد

31:01.690 --> 31:03.890
‫<i>دارن میرن</i>

31:05.610 --> 31:07.810
‫درست روی هدف

31:11.910 --> 31:14.110
‫<i>آتش ضدهوایی</i>

31:35.560 --> 31:37.810
‫حالت خوبه؟

31:37.810 --> 31:40.520
‫- نگران من نباش. خوبم
‫- از مسلسل‌چی چپ به خلبان

31:41.150 --> 31:43.150
‫دبلازیو رو زدن
‫و از پشت مسلسل‌ دم اومده بیرون

31:43.150 --> 31:46.150
‫<i>خون زیادی ازش رفته
‫ولی فکر کنم حالش خوبه</i>

31:46.150 --> 31:48.350
‫دریافت شد

32:06.880 --> 32:10.050
‫از خلبان به خدمه
‫آتش ضدهوایی متوقف شد. حواستون رو جمع کنید

32:53.930 --> 32:56.600
‫جنگنده‌های دشمن ساعت 10 بالای سرمون
‫و ساعت 2 بالای سرمون

32:57.100 --> 32:59.430
‫<i>!دارن میرن سراغ کروکشنک که رهبر گردانه</i>

33:07.570 --> 33:09.770
‫<i>!رهبر گردان داره سقوط می‌کنه</i>

33:10.740 --> 33:12.740
‫چتر می‌بینم!

33:12.740 --> 33:15.820
‫جنگنده‌های 110 حالا ساعت 5 بالای سرمونن
‫و دارن به ارتفاع ما میرسن

33:17.990 --> 33:20.190
‫<i>موشک. سمت راست</i>

33:23.790 --> 33:26.170
‫یا خدا. بال سوراخ شده!

33:29.090 --> 33:31.290
‫"دختره می‌خواد" تکه‌تکه شد!

33:31.510 --> 33:33.710
‫<i>چتری می‌بینی؟</i>

33:35.930 --> 33:38.600
‫<i>یا خدا، رهبر گردان
‫و "دختره می‌خواد" رو با هم از دست دادیم</i>

33:38.600 --> 33:40.600
‫مسلسل‌چی دم، مسلسل‌چی تحتانی
‫چتری نمی‌بینین؟

33:40.600 --> 33:42.800
‫من که چیزی نمی‌بینم

34:42.740 --> 34:44.940
‫بقیه کجان؟

34:48.750 --> 34:52.960
‫<i>از خلبان به خدمه، کسی هواپیمای دیگه‌ای
‫از گردان 100 رو می‌بینه؟</i>

34:52.960 --> 34:56.880
‫- مسلسل‌چی فوقانی به خلبان، خیر
‫- مسلسل‌چی چپ به خلبان، خیر

34:56.880 --> 34:59.220
‫<i>مسلسل‌چی تحتانی به خلبان، خیر</i>

34:59.220 --> 35:02.430
‫- مسلسل‌چی دماغه، خیر
‫<i>مسلسل‌چی دم به خلبان، خیر -</i>

35:02.430 --> 35:04.630
‫<i>مسلسل‌چی راست، خیر</i>

35:06.140 --> 35:08.340
‫<i>دشمن، ساعت 5 بالای سرمون</i>

35:13.980 --> 35:16.680
‫عوضی‌های بیشتری از سمت
‫ساعت 7 بالای سرمون دارن میان

35:18.530 --> 35:20.740
‫از خلبان به خدمه. همه محکم بگیرین

35:38.380 --> 35:40.580
‫<i>دو تای دیگه دارن میان</i>
‫<i>ساعت دو </i>

35:41.510 --> 35:43.680
‫دارن مستقیم میان سمتمون

35:43.680 --> 35:45.880
‫تمام مسلسل‌ها سمت چپ رو هدف بگیرین

35:46.850 --> 35:49.050
‫بزنینشون، بچه‌ها

35:59.320 --> 36:01.520
‫محکم بگیرین، بچه‌ها

36:29.060 --> 36:30.600
‫شلیک خوبی بود، میلبورن

36:30.600 --> 36:33.150
‫حواستون رو جمع کنین، بچه‌ها
‫هنوز بیخیال نشدن

36:33.650 --> 36:35.850
‫دو تا دارن از پشت میان، ساعت 6 ارتفاع پایین

36:40.110 --> 36:41.570
‫خیلی‌خب، محکم بگیرین

36:41.570 --> 36:43.950
‫این دو تا رو مستقیم می‌ذارم جلوت

37:02.550 --> 37:04.050
‫دارن میان، بیلی

37:04.050 --> 37:07.350
‫دیدمشون. مستقیم روبه‌رومون
‫جاخالی بده!

37:07.930 --> 37:10.130
‫ساعت 12 هم‌ارتفاع‌تون

37:11.440 --> 37:12.980
‫چی؟

37:12.980 --> 37:14.650
‫مثل ساعته

37:14.650 --> 37:17.820
‫روبه‌روتون ساعت 12ـه
‫پس، پشت سرتون...

37:18.360 --> 37:20.560
‫- ساعت 6ـه؟
‫- درسته

37:22.570 --> 37:24.770
‫آتش!

37:28.200 --> 37:29.750
‫بمب‌ها رو بنداز!

37:29.750 --> 37:31.950
‫زود باش

37:49.350 --> 37:51.550
‫صداشون رو می‌شنوم

38:00.780 --> 38:02.980
‫بچه‌های ما نیستن

38:03.610 --> 38:05.810
‫گردان 390ـه

38:17.630 --> 38:19.670
‫با یکیشون تماس بگیر

38:19.670 --> 38:22.260
‫هواپیمای درحال فرود، اینجا ایستگاه 139ـه
‫ صدامو داری؟

38:24.550 --> 38:28.760
‫هواپیمای گردان 390 درحال فرود روی باند
‫برج مراقب صحبت می‌کنه

38:28.760 --> 38:30.960
‫صدامو داری؟

38:31.850 --> 38:34.270
‫در ایستگاه 139 فرود اومدی

38:34.270 --> 38:36.470
‫فرمانده‌ی گردان 100 هستم

38:36.770 --> 38:38.970
‫خبر داری گردان من داره کجا فرود میاد؟

38:42.030 --> 38:44.230
‫خلبان؟

38:47.070 --> 38:49.270
‫بچه‌هامون کجان، چیک؟

38:52.080 --> 38:54.280
‫گفت هیچکدومشون برنگشتن

38:55.540 --> 38:57.170
‫هیچکدومشون؟

38:57.170 --> 38:59.370
‫یکی دیگه داره میاد

39:06.680 --> 39:09.640
‫- اون یکی از هواپیماهای ماست
‫- کیه؟

39:10.680 --> 39:13.350
‫یکی از افراد جدیده. روزنثال

39:14.100 --> 39:17.480
‫هواپیمای 087 صحبت می‌کنه
‫زخمی داریم

39:18.020 --> 39:20.730
‫<i>دریافت شد، هواپیمای 087
‫آمبولانس می‌فرستیم</i>

39:54.890 --> 39:56.180
‫بقیه کجان؟

39:56.180 --> 39:57.350
‫برید خونه‌، بچه‌ها

39:57.350 --> 39:59.550
‫- بقیه چی؟
‫- شماها برید

40:02.230 --> 40:04.430
‫بزن بریم

40:22.500 --> 40:24.700
‫بزن بریم. بجنب

40:25.050 --> 40:27.250
‫آروم و با احتیاط

40:35.720 --> 40:37.720
‫خیلی‌خب. همین‌جا. همین‌جا

40:37.720 --> 40:40.100
‫خیلی‌خب، خوبه. ببرینش

40:42.020 --> 40:44.110
‫اول پاهاتو میارم پایین

40:44.110 --> 40:45.190
‫سرت رو گرفتیم

40:45.190 --> 40:46.940
‫خوبه، خوبه

40:46.940 --> 40:48.360
‫- خوبه
‫- گرفتیمش

40:48.360 --> 40:50.560
‫خیلی‌خب، بریم

40:53.870 --> 40:56.070
‫می‌بریمت خونه، لورن

41:22.020 --> 41:24.220
‫بابلز چی شد؟

41:27.230 --> 41:28.230
‫ایگن چی؟

41:28.230 --> 41:30.430
‫بعد از بازجویی حرف می‌زنیم

41:30.820 --> 41:32.990
‫کرنک چی؟

41:32.990 --> 41:34.740
‫بعداً حرف می‌زنیم، کنی

41:34.740 --> 41:36.940
‫همه‌شون؟

41:51.920 --> 41:54.120
‫دیگه نمیرم!

41:54.760 --> 41:56.960
‫لعنتی دیگه نمیرم!

41:58.850 --> 42:01.140
‫این آخرین باری بود که پرواز می‌کردم

42:01.140 --> 42:03.730
‫نمی‌تونن مجبورم کنن دوباره پرواز کنم
‫نمیرم

42:04.770 --> 42:06.900
‫عمراً دیگه نمیرم

42:06.900 --> 42:09.100
‫این آخرین باری بود که پرواز می‌کردم

42:13.610 --> 42:18.450
‫هواپیمای 230823
‫"دوشیزه‌ی مهاجم"، خدمه‌ی والتس

42:19.990 --> 42:22.190
‫سوابقی ازشون نداریم

42:22.410 --> 42:24.610
‫هیچکس چیزی نمی‌دونه؟

42:26.960 --> 42:29.840
‫هواپیمای 230047، "دختر بافتنی‌پوش"

42:30.710 --> 42:32.910
‫خدمه‌ی "اَتچینسون"ـه

42:33.840 --> 42:35.090
‫سوابقی ازشون نداریم

42:35.090 --> 42:37.290
‫هیچکس چیزی نمی‌دونه؟

42:39.760 --> 42:42.390
‫هواپیمای 23534، "پدر پیر"

42:47.810 --> 42:50.010
‫سوابقی ازشون نداریم

42:50.360 --> 42:52.560
‫اون بالا اوضاع خیلی خراب بود، قربان

42:53.570 --> 42:55.770
‫وقت چندانی برای ثبت وقایع نداشتیم

42:59.700 --> 43:04.330
‫ هواپیمای 230023
‫"تا ابد مال توام". خدمه‌ی استورک

43:04.330 --> 43:06.530
‫بله، قربان. اونا...

43:07.040 --> 43:10.040
‫اونا موشک خوردن. اوایل حمله

43:12.710 --> 43:15.380
‫یکی دو دقیقه آتیش گرفته بود و بعدش...

43:17.300 --> 43:19.500
‫کسی چتری ندید؟

43:23.600 --> 43:27.020
‫هواپیمای 23229
‫"نینای اهل پاسادینا"

43:29.860 --> 43:32.020
‫رونالد؟

43:32.020 --> 43:34.220
‫کسی چیزی نمی‌دونه؟

43:42.950 --> 43:45.910
‫هواپیمای 234423
‫"دختره می‌خواد"

43:47.080 --> 43:49.580
‫بابلز پین. ناوبر

43:54.090 --> 43:56.290
‫سوابقی ازشون نداریم

43:56.590 --> 43:58.630
‫من دیدمشون

43:58.630 --> 44:00.550
‫خب، چی شد؟

44:00.550 --> 44:03.890
‫خب، آتیش گرفته بودن
‫و یهویی منفجر شدن

44:07.850 --> 44:08.850
‫چتری ندیدی؟

44:08.850 --> 44:11.150
‫گفتم که، منفجر شدن

44:16.650 --> 44:19.070
‫نه، قربان. چتری ندیدم

44:22.490 --> 44:25.580
‫هواپیمای 230087
‫"هم‌خوابه‌ی سربازخونه"

44:28.000 --> 44:30.120
‫سوابقی ازشون نداریم

44:30.120 --> 44:33.590
‫هواپیمای 23237
‫"کمابیش خطرناک"

44:35.630 --> 44:37.760
‫خدمه‌ی تامسون

44:37.760 --> 44:39.420
‫سوابقی ازشون نداریم

44:39.420 --> 44:43.050
‫هواپیمای 23433، "لئونا"

44:44.350 --> 44:46.550
‫سوابقی ازشون نداریم

45:48.990 --> 45:51.190
‫<i>جین عزیز</i>

45:51.410 --> 45:54.830
‫<i>خودت اینو می‌دونی، ولی شوهرت
‫بهترین دوستی بود که تابه‌حال داشتم</i>

45:56.040 --> 45:58.670
‫<i>بهترین ناوبری هم بود
‫که تابه‌حال دیدم</i>

45:59.300 --> 46:02.130
‫<i>گرچه متواضع‌تر از اونی بود که قبول کنه</i>

46:02.760 --> 46:05.390
‫<i>وقتی اطرافت پر از آدم‌های به‌شدت پرمدعاست</i>

46:05.390 --> 46:08.721
‫<i>آدم باید خیلی خاص باشه تا متواضع بمونه</i>

46:08.745 --> 46:10.720
‫<i>ولی کراز همینطوری بود</i>

46:12.680 --> 46:16.230
‫<i>بیشتر از هرچیزی آرزو می‌کنم</i>
‫<i>...ای‌کاش اون جای من زنده بود</i>

46:18.860 --> 46:21.460
‫<i>اونوقت لازم نبود کسی این نامه رو بنویسه</i>

46:59.940 --> 47:01.780
‫<i>یک ماموریت برای بمباران موسنتر بود</i>

47:01.780 --> 47:03.400
‫<i>ماموریت سختی بود</i>

47:03.400 --> 47:05.200
‫<i>در سه روز اولت سه ماموریت رفتی</i>

47:05.200 --> 47:07.400
‫در عرض یک بعدازظهر 120 نفر مردن

47:07.820 --> 47:10.020
‫و من جزوشون نبودم

47:10.370 --> 47:13.080
‫<i>فکر نکنم این محیط برام مفید باشه</i>

47:13.080 --> 47:15.370
‫<i>می‌خوام برگردم پایگاه</i>

47:15.370 --> 47:16.870
‫<i>...این جنگ</i>

47:16.870 --> 47:19.070
‫<i>همچین رفتارهایی در ذات آدم‌ها نیست</i>

47:19.630 --> 47:22.710
‫<i>وقتی می‌بینی مردم سرکوب میشن
‫و تحت سلطه درمیان</i>

47:22.710 --> 47:24.910
‫<i>مجبوری یه کاری بکنی</i>

47:26.430 --> 47:29.890
‫بابلز، هفته‌ی قبل هواپیماش ساقط شد
‫تقصیر من بود

47:30.390 --> 47:31.850
‫حق نداری بابتش آه و ناله کنی

47:31.850 --> 47:35.350
‫<i>باید برگردی سر جات
‫و کار کوفتی رو به سرانجام برسونی</i>

47:40.860 --> 47:43.060
‫آمریکایی!

47:43.730 --> 47:45.930
‫<i>آمریکایی؟</i>

47:50.940 --> 47:55.940
<b>«ارائه‌ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
