WEBVTT

00:06.021 --> 00:16.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:17.104 --> 00:25.062
‫« زامبی‌های مارول »
‫« قسمت اول »

00:27.021 --> 00:37.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

01:10.021 --> 01:20.021
‫ترجمه از: امـیـر سـتـارزاده
‫❜ AM1R H1tmaN ❛

01:30.438 --> 01:33.688
‫کسی دیگه‌ای هم حس می‌کنه زامبی‌ها
‫خیلی کم شدن این دور و بر؟

01:33.771 --> 01:36.688
‫شکارچی‌ها همیشه دنبال غذا حرکت می‌کنن

01:42.563 --> 01:44.063
‫عالیـه

01:44.396 --> 01:45.896
‫ببینید چی پیدا کردم

01:57.104 --> 01:59.313
‫- اون یه کوئین‌جت بود؟
‫- کوئین‌جت

01:59.396 --> 02:00.664
‫مدل 36 ایکس‌تی

02:00.688 --> 02:02.438
‫پشمام، چقدر کارت درستـه

02:02.521 --> 02:03.997
‫یالا. می‌ریم دنبالش

02:04.021 --> 02:06.354
‫- یعنی ممکنه بازمانده‌ای باشه؟
‫- بعیده

02:06.438 --> 02:08.354
‫ولی اون جت قطعاً پر از تجهیزاتـه

02:27.771 --> 02:30.729
‫خیلی‌خب، باید دست بجنبونیم.
‫اگه ما صداش رو شنیدیم، اون هم شنیده.

02:34.479 --> 02:35.789
‫اینجا هیچی نیست

02:35.813 --> 02:37.313
‫زیاد مطمئن نیستم

02:39.688 --> 02:42.354
‫بفرما. از کابین خلبان
‫یه سیگنال دریافت می‌کنم

02:48.563 --> 02:49.914
‫آ...

02:49.938 --> 02:52.313
‫اون... جدی‌جدی مُرده؟

02:52.396 --> 02:54.771
‫آره، ظاهراً

02:54.854 --> 02:56.813
‫یه چیزی توی شکمشـه

02:56.896 --> 02:58.604
‫یعنی چیز مهمیـه؟

02:58.688 --> 03:01.104
‫اونقدری مهم بوده که قورتش بده؟ واقعاً؟

03:01.188 --> 03:03.521
‫آره، شاید سعی داشته قایمش کنه

03:03.604 --> 03:05.771
‫یکی‌مون باید درش بیاره

03:05.854 --> 03:09.063
‫اون یه نفر هم من نیستم، چون دفعه‌ی قبلی
‫کار چندش‌آور گردن من بود

03:09.146 --> 03:10.289
‫باشه

03:10.313 --> 03:12.479
‫- یک، دو، سه!
‫- یک، دو، سه! دوباره

03:12.563 --> 03:14.479
‫- یک، دو، سه!
‫- یک، دو، سه!

03:14.563 --> 03:15.664
‫- یک، دو، سه!

03:15.688 --> 03:17.188
‫- محالـه!
‫- باشه، خودم درش میارم

03:17.271 --> 03:18.813
‫- ناسلامتی زیر یه سقف زندگی می‌کنیم
‫- واقعاً

03:18.896 --> 03:19.955
‫- خیلی‌خب
‫- یه بار دیگه بریم؟

03:19.979 --> 03:21.896
‫یک، دو، سه!

03:21.979 --> 03:24.229
‫- چرا همیشه این بلا سر من میاد؟
‫- کار خودتـه

03:24.313 --> 03:26.021
‫- برنامه‌ریزی‌شده بود؟
‫- بهت باور دارم

03:28.271 --> 03:29.771
‫چی می‌بینی؟ حال‌به‌هم‌زنـه؟

03:29.813 --> 03:31.938
‫همه‌چی رو می‌بینم.
‫بیش از حده.

03:32.021 --> 03:33.521
‫بوی بدی داره

03:33.563 --> 03:36.104
‫وایسا، گمونم...
‫یه چیزی پیدا کردم

03:37.313 --> 03:38.938
‫آ...

03:39.021 --> 03:40.521
‫این چیه؟

03:43.146 --> 03:45.396
‫- بیخیال
‫- تو که قشنگ مُرده بودی!

03:45.479 --> 03:48.104
‫ری‌ری، به نظر میومده مُرده!

03:48.188 --> 03:49.497
‫لعنتی، خیلی پشم‌ریزون بود

03:49.521 --> 03:52.396
‫چطوره دفعه‌ی بعدی خودت دستت رو
‫بکنی توی دل و روده‌ی زامبی؟

03:52.479 --> 03:53.979
‫عمراً

03:56.104 --> 03:57.164
‫فرایدی!

03:57.188 --> 03:58.813
‫هاک‌آی

04:04.354 --> 04:05.854
‫اوه!

04:06.354 --> 04:07.854
‫با علامت من

04:08.521 --> 04:10.021
‫برید

04:12.563 --> 04:15.646
‫فرایدی؟ فرایدی؟ خوبی؟

04:15.729 --> 04:18.646
‫سیستم دچار بار اضافی شده.
‫خاموشش می‌کنم تا تعمیرش کنم.

04:18.729 --> 04:20.354
‫هنوز از پا نیفتاده

04:20.438 --> 04:22.271
‫لعنتی!

04:24.563 --> 04:26.604
‫برید، برید، برید!

04:27.688 --> 04:29.188
‫یالا، بریم! سریع!

04:36.104 --> 04:37.604
‫کامالا، سپر بگیر!

04:40.104 --> 04:42.229
‫ایول، یه تیر خفن گیرم اومد

04:42.313 --> 04:43.705
‫الان چه موقعیت خوبیـه که
‫ازش استفاده کنی

04:43.729 --> 04:46.646
‫شوخیت گرفته؟ باید نگهش دارم
‫واسه یه مناسبت خاص

04:54.354 --> 04:55.854
‫امشب اجاق حسابی داغـه

04:55.896 --> 04:58.479
‫امروز آفتابی بود. لازم نبود
‫کندانسر رو روشن کنیم.

04:58.563 --> 05:01.563
‫کاش پنل‌ خورشیدی غذا هم درست می‌کرد،
‫اون‌وقت لازم نبود پامون رو بیرون بذاریم

05:01.646 --> 05:03.438
‫شرمنده، مامانت فکر همه‌جاش رو کرده

05:03.521 --> 05:06.438
‫خب، اون کل عمرش رو
‫منتظر یه اتفاق بد بود

05:07.146 --> 05:08.646
‫گمونم حق با مامانت بوده

05:10.688 --> 05:12.122
‫آره

05:13.479 --> 05:16.938
‫شاید یه حسی بهش دست داده بوده، مثل
‫مادربزرگم که یه حسی بهش دست داد و

05:17.021 --> 05:18.938
‫این اَلنگو رو برام فرستاد

05:19.021 --> 05:21.521
‫ری‌ری وقتی زره رو از جسد
‫بی‌سر تونی استارک کِش رفت،

05:21.522 --> 05:23.022
‫زد روی دست همه‌مون

05:23.104 --> 05:24.604
‫به دردش نمی‌خورد خب

05:28.146 --> 05:30.229
‫- چه باحال
‫- این چیه؟

05:30.313 --> 05:31.580
‫فرستنده‌ست

05:31.604 --> 05:32.789
‫خیلی هم خفنـه

05:32.813 --> 05:35.646
‫تقویت‌کننده‌های زیرفضایی
‫برای ارتباطات بین‌کهکشانی،

05:35.729 --> 05:38.563
‫با یه فرکانسی که تا حالا ندیده بودم!

05:38.646 --> 05:39.830
‫ولی خیلی کوچیکـه

05:39.854 --> 05:41.122
‫به نظرم کوچیک نیست

05:41.146 --> 05:44.438
‫یعنی، الان کوچیکـه،
‫ولی موقع ساختن این اندازه‌ای نبوده

05:45.063 --> 05:49.396
‫داره ایزوتوپ‌های کوانتومی ساطع می‌کنه،
‫پس به احتمال زیاد...

05:50.146 --> 05:51.247
‫کوچیک شده

05:51.271 --> 05:53.979
‫چرا به من اشاره نکردی؟
‫من هم... جوابش رو می‌دونستم

05:54.063 --> 05:58.104
‫خب حالا کی یه فرستنده‌ی زیرفضایی رو
‫کرده اندازه‌ی یه آب‌نباتِ سفت؟

05:58.188 --> 05:59.414
‫ببخشید

05:59.438 --> 06:01.688
‫نرم‌افزارش ترکیبی از کدهای شیلده که
‫سرهم‌بندی شدن و

06:01.771 --> 06:04.021
‫رمزنگاری کوانتومی‌اش بسته به
‫موقعیت مکانی تغییر می‌کنه

06:04.104 --> 06:06.721
‫واسه اینکه کامل بتونم رمزش رو بشکنم،
‫یکی از مادربوردهاشون رو لازم دارم

06:06.722 --> 06:10.563
‫ولی طبق متادیتا، این مربوط به
‫پروژه‌ای بوده به اسم «آخرین امید»

06:10.646 --> 06:14.271
‫آخرین تلاش واسه نجات زمین
‫از طاعون زامبی‌ها

06:14.354 --> 06:16.771
‫وایسا، یعنی یه عده خیال می‌کردن که
‫این ماسماسک می‌تونه دنیا رو نجات بده؟

06:16.854 --> 06:19.063
‫یه عده آدم خیلی باهوش، آره

06:19.146 --> 06:21.063
‫پس باید ببریمش به یکی از پایگاه‌های شیلد

06:21.146 --> 06:23.313
‫بعید می‌دونم دیگه پایگاه شیلدی در کار باشه

06:23.396 --> 06:24.580
‫من هم همین فکر رو می‌کردم

06:24.604 --> 06:28.188
‫شبکه‌ی شیلد از هم پاشیده،
‫ولی دارم از اوهایو یه سیگنال می‌گیرم

06:28.271 --> 06:30.646
‫وارد شبکه‌ی شیلد شدی؟
‫چطوری؟!

06:30.729 --> 06:32.938
‫ما اینیم دیگه

06:33.021 --> 06:36.021
‫وسلام. باید این ماسماسک رو ببریم
‫پیش آدمایی که بلدن باهاش کار کنن

06:36.104 --> 06:38.813
‫یعنی بریم؟

06:38.896 --> 06:40.854
‫نه. اینجا هر امکاناتی بخوایم داریم

06:40.938 --> 06:42.688
‫فقط هیچ امیدی نداریم

06:42.771 --> 06:44.646
‫- امید برات غذا نمیشه
‫- درسته

06:44.729 --> 06:48.188
‫نمیشه قایم هم شد. اگه انتقام‌جویان بودن
‫همچین کاری نمی‌کردن

06:48.271 --> 06:51.721
‫- اینم درسته
‫- هر بار که می‌ریم داخل شهر

06:51.722 --> 06:54.604
‫- انتقام‌جوی محبوبت می‌خواست تو رو بخوره
‫- آره، دقیقاً

06:54.688 --> 06:56.563
‫اگه حتی سر سوزنی احتمال داشته باشه که

06:56.646 --> 07:00.146
‫این فرستنده بتونه به بقیه کمک کنه،
‫باید برسونیمش به جایی که باید بره

07:00.229 --> 07:01.854
‫بی‌راه نمیگه ها

07:01.938 --> 07:04.854
‫احتمال اینکه بتونیم برسیم
‫به اوهایو رو پنج درصد می‌دونم

07:04.938 --> 07:07.354
‫- پنج؟
‫- اگه هر سه تامون با هم باشیم؟

07:07.979 --> 07:09.688
‫باشه، ده درصد

07:09.771 --> 07:12.979
‫اگه سوار اون ماشین خوشگلی که
‫هر شب داری باهاش ور میری بشیم چی؟

07:13.063 --> 07:14.563
‫اوهورا؟

07:15.229 --> 07:16.729
‫باشه، 20 درصد

07:16.771 --> 07:19.063
‫تازه کمان خوش‌شانسی من رو یادت نره

07:19.146 --> 07:21.521
‫آره. روی همون 20 درصد می‌مونم

07:21.604 --> 07:23.688
‫قبوله، 20 درصد. کِی راه بیفتیم؟

07:23.771 --> 07:26.729
‫بیخیال! حیف نیست اوهورا
‫اولین سفرش رو تجربه نکنه؟

07:28.271 --> 07:31.313
‫باشه. بیاید بریم دنیا رو نجات بدیم

07:45.896 --> 07:49.563
‫آره! اولین سفر یو‌اس‌اس اوهورا!

07:51.104 --> 07:52.646
‫حرکت کن، ناخدا

08:22.354 --> 08:26.938
‫انتقام‌جو، هدیه‌ای از جانب ملکه‌ات

08:27.021 --> 08:30.521
‫به دستِ من

08:31.521 --> 08:34.688
‫دستِ او بشو

08:34.771 --> 08:39.063
‫وارث او باش

08:46.063 --> 08:49.979
‫یه چیز سبز به چشمم خورد

08:50.063 --> 08:53.521
‫- به خدا اگه بازم درخت باشه...
‫- نه، البته که درخت نیست. بیخیال

08:54.313 --> 08:55.372
‫بوته بود

08:55.396 --> 08:58.563
‫بوته؟ البته که بوته‌ست.
‫معلومه. آره.

08:58.646 --> 09:00.354
‫خیلی‌خب، نوبت منـه

09:00.938 --> 09:05.229
‫من به چشمم می‌خوره...
‫به چشمم می‌خوره...

09:09.771 --> 09:11.271
‫رفیق!

09:13.938 --> 09:16.104
‫کدوم موجودی باعث این شده؟

09:18.854 --> 09:21.813
‫من... روحمم خبر نداره

09:21.896 --> 09:22.997
‫جدی؟ هیچی؟

09:23.021 --> 09:24.521
‫آره. حالا عادت نکن

09:25.521 --> 09:28.229
‫در هر صورت که قرار بود
‫از اون رشته‌کوه رد بشیم

09:28.313 --> 09:31.313
‫- قطعاً بازم کوه هست اونجا
‫- آره

09:31.396 --> 09:33.479
‫به مسئولان پارک خبر میدم

09:33.563 --> 09:35.104
‫خفه شو، کیت

09:35.854 --> 09:37.479
‫آره، از میان‌بُر میریم

09:46.354 --> 09:49.146
‫عجیبـه. اینجا رسماً برهوتـه

09:49.729 --> 09:51.313
‫به نظرت کار زامبی‌هاست؟

09:51.979 --> 09:56.104
‫زامبی دیدم می‌زنم بغل ازش می‌پرسم

09:57.438 --> 09:58.938
‫بد نبود، ری‌ری

10:10.271 --> 10:12.979
‫اصلاً پایگاه شیلد توی اوهایو چیکار می‌کنه؟

10:13.063 --> 10:16.271
‫مخفی شده. شیلد کارش همینـه دیگه

10:16.854 --> 10:18.646
‫آره

10:23.146 --> 10:25.604
‫این طوفان یجورایی قشنگـه

10:26.438 --> 10:27.938
‫واو

10:28.896 --> 10:32.854
‫قبلاً از توی اتاقم در کمال امنیت
‫تماشاشون می‌کردم

10:35.104 --> 10:37.938
‫عجیبـه. خیلی وقتـه
‫حس امنیت نداشتم

10:38.021 --> 10:40.479
‫درست میگی. حس خوبی داره

10:41.188 --> 10:43.854
‫به خاطر این هم نیست که
‫رسماً داخل یه تانک زرهی نشستیم

10:43.938 --> 10:44.997
‫قابلی نداشت

10:45.021 --> 10:46.938
‫چون دیگه مخفی نشدیم

10:47.021 --> 10:48.521
‫اوهوم

10:51.104 --> 10:53.479
‫اون اَبرها دارن نزدیک‌ میشن؟

10:53.563 --> 10:55.688
‫آره

10:55.771 --> 10:57.039
‫این عادی نیست

10:57.063 --> 10:58.688
‫ابرها اینقدر سریع حرکت نمی‌کنن

10:59.979 --> 11:02.479
‫ری‌ری، گاز بده

11:06.063 --> 11:07.938
‫چه غلطا؟ بپا!

11:09.479 --> 11:12.188
‫- چیزی نمونده بود ها!
‫- گاز بده! گاز بده!

11:12.271 --> 11:14.271
‫- یالا! برو برو برو!
‫- وای!

11:14.938 --> 11:17.521
‫جدی فکر می‌کردم این ماشین
‫زورش زیاد باشه

11:19.521 --> 11:21.021
‫بپا!

11:36.729 --> 11:39.021
‫- همگی... خوبید؟
‫- آره

11:43.854 --> 11:45.354
‫فرایدی کجاست؟

11:45.896 --> 11:47.396
‫فرایدی؟

11:47.479 --> 11:48.979
‫فرایدی، گزارش بده

11:58.729 --> 12:00.229
‫یالا، بیاید بریم، یالا

12:05.271 --> 12:06.771
‫وای خدا. وای خدا

12:13.979 --> 12:15.813
‫وای خدا! چه خبره؟

12:20.313 --> 12:22.521
‫گمونم میان‌بُرمون زیادی رؤیایی بود

12:22.604 --> 12:25.479
‫به نظرتون طوفان باعث اون حفره
‫توی رشته‌کوه بود؟

12:25.563 --> 12:27.979
‫فرضیه‌ی دور از ذهنی نیست، کامالا

12:29.563 --> 12:34.063
‫نمی‌دونم این چیه،
‫ولی صد درصد طوفان نیست

12:35.313 --> 12:38.729
‫آهای، شما... آهای آهای، اونجا!
‫اونجا رو نگاه کنید!

12:39.438 --> 12:40.580
‫می‌بینید؟

12:40.604 --> 12:42.354
‫اونا آدم هستن؟

12:49.188 --> 12:51.104
‫وای خدا

12:53.521 --> 12:55.354
‫وای خدا!

13:01.646 --> 13:03.271
‫حواس‌تون رو جمع کنید

13:03.979 --> 13:05.479
‫باز شروع شد

13:07.521 --> 13:09.604
‫از همدیگه جدا نشید.
‫سر جاتون بمونید.

13:15.729 --> 13:17.229
‫آرایش دلتا. یالا!

13:25.896 --> 13:28.188
‫- حالت جنگی مجدداً فعال شد
‫- آخ جون!

13:28.271 --> 13:29.896
‫دختر خودمی. همینـه!

13:50.146 --> 13:52.604
‫- زامبی
‫- منفیـه

13:52.688 --> 13:55.354
‫موجود مورد نظر غیرآلی‌ـه و
‫دچار صدمات سنگین شده

14:04.396 --> 14:05.789
‫زامبی اونـه

14:05.813 --> 14:07.979
‫- وای خدا!
‫- برید، برید، برید

14:28.688 --> 14:30.313
‫ببینیم این جیگر چند مرده حلاجـه

14:48.063 --> 14:49.563
‫بخشکی شانس

14:53.729 --> 14:56.813
‫کیت! نه! نه! نه!

14:56.896 --> 14:59.104
‫کامالا، وایسا!

15:04.104 --> 15:07.229
‫واقعاً نمی‌خواستم توی این شرایط
‫آزمایشش کنم

15:16.563 --> 15:19.063
‫نه، نه، نه! وای خدا!

15:22.521 --> 15:25.729
‫فرایدی، اینو بگیر و
‫کامالا رو از اینجا ببر

15:25.813 --> 15:27.979
‫- ولی خانم ویلیامز...
‫- حرف نباشه، فرایدی!

15:32.438 --> 15:34.063
‫ری‌ری، خواهش می‌کنم! نه!

15:35.021 --> 15:37.188
‫فرایدی، لطفاً منو برگردون

15:37.271 --> 15:39.438
‫نمی‌تونم، خانم خان

15:42.896 --> 15:45.813
‫- به سمت غرب بدو، برو برس اوهایو
‫- وایسا، چی؟

15:45.896 --> 15:47.396
‫دیگه همه‌چی به تو بستگی داره

15:47.979 --> 15:49.122
‫تو کجا میری؟

15:49.146 --> 15:52.063
‫اولین صاحبم رو از دست دادم.
‫این یکی رو از دست نمیدم.

15:52.146 --> 15:53.729
‫منو هم با خودت ببر لطفاً

15:53.813 --> 15:56.104
‫اونا به کمکم نیاز دارن. فرایدی!

15:56.188 --> 15:57.688
‫فرایدی، برگرد!

15:59.688 --> 16:01.479
‫وای خدا!

16:05.021 --> 16:15.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

16:27.146 --> 16:29.563
‫وای خدا!

16:33.646 --> 16:35.146
‫خدایا... خدایا...

17:04.604 --> 17:07.396
‫وای خدا! رفقا!

17:10.521 --> 17:12.021
‫ها؟

17:12.563 --> 17:14.063
‫بچه‌ها؟

17:32.604 --> 17:34.479
‫تو کی هستی؟ چیکار...

17:34.563 --> 17:36.271
‫چی... تو چی هستی؟

17:36.354 --> 17:39.271
‫چی از جونم می‌خوای؟

17:40.938 --> 17:42.247
‫به من میگن بلید

17:42.271 --> 17:44.521
‫می‌خوام برم مکزیک و یه مارگاریتا بخورم

17:44.604 --> 17:47.229
‫ولی کانشو ازم خواست
‫بیام این سرِ کشور و

17:47.313 --> 17:49.604
‫به شل‌مغزهایی که وارد
‫اون درّه شدن کمک کنم

17:49.688 --> 17:51.771
‫کیت... ری‌ری...

17:51.854 --> 17:55.188
‫خواهش می‌کنم، منو برگردونید.
‫اونا به کمکم نیاز دارن.

17:55.271 --> 17:57.646
‫دوستات دیگه از دست رفتن.
‫تو هم بهتره اینجا نمونی.

17:57.729 --> 18:00.521
‫خفه شو! خفه شو!
‫زبونت رو گاز بگیر! منو برگردون!

18:00.604 --> 18:03.479
‫نه. اون درّه‌ی خدایان گسیخته‌ست

18:05.604 --> 18:07.104
‫خدایان گسیخته؟

18:07.188 --> 18:08.688
‫چی داری میگی؟

18:09.813 --> 18:14.104
‫دو موجود با قدرتی عظیم که هیچ‌کدوم
‫قادر به شکست‌دادن دیگری نیست،

18:14.188 --> 18:17.938
‫اونایی که سرشون به تن‌شون زیادی کرده و
‫توجه‌شون رو جلب کردن رو نابود می‌کنن

18:18.021 --> 18:19.330
‫اینا رو از کجا می‌دونی؟

18:19.354 --> 18:22.063
‫من نمی‌دونم؛ ولی کانشو می‌دونه

18:22.146 --> 18:24.979
‫همونطور که ارزش دستگاهی که
‫همراهت هست رو می‌دونه

18:27.021 --> 18:28.771
‫دوستام به خاطر این مُردن

18:28.854 --> 18:31.854
‫اگه خیال کردی می‌تونی اینو ازم بگیری...

18:31.938 --> 18:34.813
‫کانشو دوستِ مسافران شبـه

18:34.896 --> 18:36.396
‫ما تو رو می‌رسونیم اوهایو

18:37.229 --> 18:38.729
‫بی‌مزد و منت؟

18:41.313 --> 18:42.813
‫بی‌مزد و منت

18:45.813 --> 18:49.938
‫پس کانشو دوست تخیلی توئـه؟

18:50.021 --> 18:51.521
‫دوستِ یکی از رفقامـه

18:51.729 --> 18:55.563
‫آواتارش وسط این بلا از بین رفت.
‫حالا من شدم واسط اون نیروی الهی.

18:57.729 --> 18:59.438
‫پس یعنی مثلاً... نیمه‌خدایی؟

19:00.979 --> 19:02.479
‫جادوی دستبندم

19:03.479 --> 19:04.979
‫چه باحال

19:13.937 --> 19:15.354
‫« به اوهایو خوش آمدید »

19:25.021 --> 19:26.521
‫رسیدیم

19:34.729 --> 19:36.229
‫به زودی پیدامون می‌کنن

19:37.021 --> 19:38.521
‫پیدامون می‌کنن؟ شیلد؟

19:39.396 --> 19:40.896
‫نه

19:48.646 --> 19:50.563
‫واسه چی اومدید؟

19:50.646 --> 19:52.146
‫کی پرسید؟

19:52.771 --> 19:55.313
‫واسه چی اومدید؟!

19:55.396 --> 19:58.438
‫دنبال مؤسسه‌ی شمالی می‌گردیم

19:59.521 --> 20:02.563
‫خیلی‌خب، مسیر رو دنبال کنید

20:03.229 --> 20:04.664
‫آ...

20:04.688 --> 20:06.938
‫نگران نباشید، گاز نمی‌گیرن

20:11.896 --> 20:15.313
‫- بهشون اعتماد ندارم
‫- دستت رو مُشت نکن. نیازی نیست

20:27.604 --> 20:28.604
‫« بستن صف‌ها »

20:32.688 --> 20:34.396
‫چطوری این کار رو می‌کنی؟

20:34.479 --> 20:37.604
‫یک عامل عصبی که برای
‫کنترل انسان‌ها ساخته شده

20:37.688 --> 20:39.938
‫روی زامبی‌ها بهتر هم جواب میده

20:40.021 --> 20:42.229
‫اونا برای خونه‌مون نقش استتار دارن

20:42.313 --> 20:44.521
‫اون قبلاً خوک نگه می‌داشت

20:45.063 --> 20:46.205
‫زامبی‌ها اونا رو نوش جان کردن

20:46.229 --> 20:49.563
‫قضیه‌ی این شنل و چشمای نورانی چیه؟

20:49.646 --> 20:53.438
‫من آواتار کانشو، خدای ماه مصری هستم

20:53.521 --> 20:55.479
‫ببخشید که پرسیدم

20:55.563 --> 20:58.771
‫زیاد مهمون خون‌گرم به پُست‌مون نمی‌خوره

20:58.854 --> 21:00.354
‫چرا اومدید اینجا؟

21:00.438 --> 21:04.271
‫اینو داخل یه کوئین‎جت سقوط‌کرده
‫توی نیویورک پیدا کردیم

21:04.354 --> 21:07.604
‫می‌دونیم مربوط به نقشه‌ی اضطراری شیلد
‫برای جلوگیری از شیوع زامبیـه،

21:07.688 --> 21:11.188
‫ولی بدون مادربرد شیلد،
‫نمی‌تونیم بفهمیم کاربردش چیه

21:11.271 --> 21:13.438
‫آهای...

21:13.521 --> 21:16.688
‫ما یه مادربرد شیلد داریم

21:16.771 --> 21:18.729
‫آره...

21:19.729 --> 21:22.188
‫آره... واسه همین اومدیم

21:23.271 --> 21:24.771
‫میشه لطفاً کمکمون کنید؟

21:28.979 --> 21:32.313
‫این دستگاه، یه فرکانس زیرفضایی
‫رمزگذاری‌شده ساطع می‌کنه که

21:32.396 --> 21:35.729
‫به‌طور خاص برای تماس با یه نیروی بین‌کهکشانی‌

21:35.813 --> 21:37.563
‫به نام «نیروهای نووا» ساخته شده

21:37.646 --> 21:39.521
‫پس ری‌ری درست می‌گفت

21:40.229 --> 21:41.664
‫چرا با آدم فضایی‌ها تماس بگیریم؟

21:41.688 --> 21:45.104
‫شیلد معتقد بود اونا تکنولوژی لازم
‫برای اصلاح وضعیت دنیامون رو دارن

21:45.188 --> 21:48.646
‫عالیه. روشنش کن.
‫بیاید دنیا رو نجات بدیم.

21:48.729 --> 21:51.604
‫آره. آره. خوبه... فکر خوبیـه

21:51.688 --> 21:53.188
‫نمی‌تونیم

21:53.313 --> 21:57.646
‫پیامدهای رویدادهای واکاندا،
‫سیگنال‌هایی رو توی جوّ سیاره‌مون پراکنده کردن

21:57.729 --> 22:00.104
‫هیچ موج رادیویی‌ای
‫نه می‌تونه وارد بشه نه خارج

22:00.188 --> 22:03.729
‫ارسال سیگنال باید خارج از اتمسفر زمین باشه

22:03.813 --> 22:07.938
‫- یعنی از فضا؟
‫- دقیقاً. نقشه همین بوده

22:08.021 --> 22:10.688
‫اما درست قبل از شروع عملیات،

22:10.689 --> 22:13.356
‫یه گروه عظیم از زامبی‌ها
‫پایگاه‌شون رو تسخیر کردن

22:13.438 --> 22:17.563
‫لابد به کمک ذرات پیم کوچیکش کردن
‫تا بتونن دزدکی خارجش کنن

22:18.063 --> 22:19.563
‫لابد هیچ راه دیگه‌ای نداشتن

22:19.646 --> 22:22.188
‫آره. اونقدری که بعدش قورتش دادن

22:22.271 --> 22:24.021
‫اه اه. تو از کجا می‌دونی؟

22:24.104 --> 22:26.688
‫نپرس، حرفمو باور کن

22:26.771 --> 22:29.688
‫مهم اینـه که کیت و ری‌ری
‫درست می‌گفتن و

22:29.771 --> 22:34.271
‫- این دستگاه می‌تونه همه‌چی رو تغییر بده
‫- اگه بتونیم برسونیمش بیرون جوّ

22:34.354 --> 22:36.063
‫بیرون اتمسفر

22:36.146 --> 22:38.688
‫نباید زیاد سخت باشه

22:38.771 --> 22:41.646
‫برای این دختر و دوست عجیب‌غریبش
‫یه موشک می‎‌سازم

22:41.729 --> 22:43.854
‫مسخره‌ست

22:43.938 --> 22:45.979
‫شاید مردِ کانشویی بتونه
‫تو رو ببره فضا

22:46.063 --> 22:48.604
‫تو می‌تونی بری فضا، مردِ کانشویی؟

22:49.104 --> 22:50.414
‫هیس

22:50.438 --> 22:52.604
‫ساکت. پیدامون کردن

22:53.438 --> 22:55.979
‫چی؟

22:58.688 --> 23:00.188
‫کی پیدامون کرده؟

23:01.271 --> 23:02.771
‫دسته‌ی زامبی‌ها

23:07.271 --> 23:10.896
‫فقط یه نفره.
‫دسته کجا بود.

23:10.979 --> 23:12.813
‫به یه زامبی میگی دسته؟

23:12.896 --> 23:15.854
‫نه، چشمای قرمزش توجهم رو جلب کرده

23:15.938 --> 23:17.813
‫از دوستای توئـه؟

23:18.521 --> 23:20.479
‫اون یکی از وارثان ملکه‌ست

23:21.521 --> 23:23.021
‫چه ملکه‌ای؟

23:23.896 --> 23:25.688
‫ملکه‌ی مردگان

23:26.646 --> 23:28.146
‫واندا مکسیموف

23:28.979 --> 23:30.080
‫آ...

23:30.104 --> 23:31.813
‫همون... انتقام‌جو؟

23:32.813 --> 23:36.729
‫چیزی که دنبالشیم اینجاست

23:43.146 --> 23:44.646
‫کاپیتان آمریکا

23:45.438 --> 23:50.354
‫بالاخره نبردی که تا قرن‌ها
‫یاد و خاطره‌اش دهن به دهن میشه

23:58.104 --> 24:00.229
‫بابا، نگاه کن، اونم دسته‌ی زامبی‌ها

24:00.313 --> 24:01.896
‫گمونم دنبال این هستن

24:01.979 --> 24:04.354
‫- آرایش جنگی!
‫- آره، دخترای من

24:04.438 --> 24:05.705
‫وقت جنگـه!

24:05.729 --> 24:07.229
‫همینجا و همین الان!

24:07.854 --> 24:08.854
‫« نیزه‌ها »

24:11.146 --> 24:14.521
‫آیا از سرزمینی که ما رو
‫در خودش جا داده، محافظت می‌کنیم؟

24:14.604 --> 24:16.104
‫آره!

24:17.521 --> 24:20.354
‫آیا گوشتِ ما، خوراک زامبی‌ها میشه؟

24:20.438 --> 24:21.938
‫نه!

24:28.188 --> 24:31.521
‫آیا قراره زامبی‌ها استخوان‌های
‫حق‌طلب ما رو خلال‌دندون کنن؟

24:31.604 --> 24:33.104
‫نه!

24:39.438 --> 24:44.979
‫آیا گوشتِ پوسیده‌شون،
‫خونه‌ی مقدس‌مون رو گند می‌کشه؟

24:45.063 --> 24:46.372
‫- عمراً!
‫- نه!

24:46.396 --> 24:50.604
‫آیا ما این موجودات نفرین‌شده رو
‫برمی‌گردونیم به قبرشون؟

24:50.688 --> 24:52.313
‫- آره لامصب!
‫- آره!

24:52.396 --> 24:53.896
‫صبر کنید

24:55.979 --> 25:00.771
‫- آیا اونا رو گرسنه به تاریکی می‌فرستیم؟
‫- آره!

25:00.854 --> 25:02.080
‫وایستید

25:02.104 --> 25:07.771
‫ما امشب قرار نیست شکست بخوریم!

25:07.854 --> 25:09.354
‫حالا!

25:13.188 --> 25:14.813
‫بوم، بوم، بوم!

25:17.188 --> 25:18.688
‫بوم، بوم!

25:33.188 --> 25:35.479
‫رفیق، تموم شد؟
‫ما... الان پیروز شدیم؟

25:36.104 --> 25:38.313
‫هنوز نه

26:11.979 --> 26:14.563
‫به بخش 94 نفوذ شده.
‫اونا روی سقف هستن.

26:14.646 --> 26:16.146
‫می‌ریم سراغش

26:16.062 --> 26:17.229
‫« خروج »

26:32.771 --> 26:36.313
‫کاپیتان آمریکا توی کانال‌های تهویه‌ست

26:36.396 --> 26:38.354
‫سرنوشتم فرارسیده

26:38.438 --> 26:40.354
‫اومده پیشم، منم که هم‌تای اونم

26:40.438 --> 26:43.063
‫می‌خواد غافلگیرم کنه

26:43.146 --> 26:45.938
‫صدات رو شنیدم

26:54.688 --> 26:56.771
‫اون یکی نصفه‌ات کجاست؟

27:04.354 --> 27:05.854
‫بسم‌الله

27:09.604 --> 27:11.104
‫ها؟

27:26.813 --> 27:29.104
‫نذارید اون هیولا به پایگاه برسه

27:48.521 --> 27:51.313
‫مسخره‌ست! گاز گرفتن تقلبـه، نامردیـه!

27:51.396 --> 27:53.438
‫من دارم جلوی محاصره رو می‌گیرم

27:53.521 --> 27:55.313
‫کمک می‌خوای؟

27:58.063 --> 28:00.063
‫برو به... جهنم!

28:01.646 --> 28:03.813
‫موفق شدم

28:04.938 --> 28:06.813
‫چه شعرهایی که قراره سروده بشه

28:08.854 --> 28:10.938
‫هیچکس واسه این گندکاری
‫شعری نمیگه

28:31.396 --> 28:32.521
‫« علائم حیاتی »

28:32.604 --> 28:35.063
‫دخترها از پا افتادن.
‫آغاز نقشه‌ی 42.

28:35.146 --> 28:36.539
‫بجنگید و عقب‌نشینی کنید

28:36.563 --> 28:38.063
‫یالا

28:51.104 --> 28:52.938
‫- ملینا
‫- از اون دختر محافظت کن

28:53.021 --> 28:54.938
‫آینده در دستان اونـه

28:55.021 --> 28:56.497
‫خرس عزیزم!

28:56.521 --> 28:58.104
‫نـــه!

29:05.854 --> 29:07.563
‫نه، خرس زمستونیم، نه

29:08.813 --> 29:10.771
‫یالا

29:10.854 --> 29:12.771
‫یالا، یالا

29:12.854 --> 29:14.354
‫زود باش!

29:14.438 --> 29:15.938
‫یالا!

29:35.021 --> 29:36.646
‫مُردگان...

29:37.229 --> 29:38.979
‫از تو تبعیت می‌کنن؟

29:39.604 --> 29:43.229
‫نه، از علم تبعیت می‌کنن

29:45.063 --> 29:50.104
‫این تو و این کسانی که
‫از ملکه تبعیت می‌کنن

30:07.354 --> 30:08.705
‫- بشین
‫- چی؟

30:08.729 --> 30:10.229
‫بشین

30:36.854 --> 30:39.396
‫پشمام! پس اینطوری بوده!

30:39.479 --> 30:40.979
‫برگام!

30:47.438 --> 30:48.938
‫وقت رفتنـه

30:49.021 --> 30:59.021
‫کاری از: امـیـر سـتـارزاده
‫❜ AM1R H1tmaN ❛

31:05.021 --> 31:15.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

31:20.729 --> 31:23.688
‫مامان؟ مامان!

31:25.063 --> 31:26.563
‫اون مُرده

31:28.396 --> 31:29.896
‫اون مُرده

31:34.938 --> 31:37.938
‫با هر نفس، یادش رو گرامی می‌داریم

31:40.104 --> 31:44.771
‫نه. با پس گرفتن این سیاره از چنگ مُردگان،
‫یادش رو گرامی می‌داریم

31:46.188 --> 31:47.688
‫دستگاهت رو

31:48.188 --> 31:49.688
‫می‌بریم به فضا

31:50.688 --> 31:51.872
‫ممنون

31:51.896 --> 31:53.604
‫ولی ما که سفینه نداریم

31:55.896 --> 31:57.396
‫می‌دونم کجا میشه یه سفینه پیدا کرد

31:58.021 --> 32:08.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
