WEBVTT

00:05.000 --> 00:06.500
‫آنچه در مارشال ها گذشت...

00:06.500 --> 00:09.000
‫پدرم میخواست بدونه دوست داری
‫به ماهیگیری بری یا نه.

00:09.000 --> 00:10.500
‫اون من رو یاد پدربزرگ میندازه.

00:10.500 --> 00:11.500
‫تام داره چیکار میکنه؟

00:11.500 --> 00:13.100
‫پیشنهادش رو برای کمپ ایست بالا می‌بره.

00:14.400 --> 00:16.500
‫تام داره تیت رو به عنوان
‫نوعی اهرم فشار نگه میداره؟

00:16.500 --> 00:17.500
‫بابا!

00:19.500 --> 00:20.500
‫هی، حالت خوبه.

00:20.500 --> 00:22.000
‫- حالت خوبه.
‫- تموم شد، بابا.

00:22.000 --> 00:23.500
‫همه چی یه جور معامله‌ست.

00:26.327 --> 00:27.561
‫دالی...

00:27.695 --> 00:29.097
‫من چند ماه دیگه ۱۸ ساله میشم.

00:29.897 --> 00:31.165
‫تقریباً یه مرد.

00:59.500 --> 01:01.000
‫هی، راه ورودی رو بستی.

01:40.000 --> 01:51.000
« آوا مووی تقدیم میکند »
[ AvaMovie.in ]

01:53.000 --> 02:00.000
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت
آوامووی را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید
@AvaMovie_in

02:00.000 --> 02:04.000
<i><b>‫[ مارشال ها ]
‫[ فصل دوم : قسمت دوم ]</b></i>

02:06.000 --> 02:08.500
‫دید حرارتی، پوشش رادار.

02:08.500 --> 02:12.000
‫پیشرفتی شگرف از قرن نوزدهم، گاوچرون.

02:12.065 --> 02:14.602
‫اگه خطری برای رم کردن گله نداشت
‫مین های زمینی کار میذاشتم.

02:14.702 --> 02:15.836
‫نقشه جدید همینه؟

02:15.969 --> 02:18.806
‫ساختن یه دژ، و راه ندادن هیچکس؟

02:18.906 --> 02:20.674
‫اگه باعث امنیت تیت بشه.

02:23.500 --> 02:26.500
‫خب، شنیدم با درخواست آزادی مشروط
‫تام ویور موافقت نشد...

02:26.500 --> 02:29.000
‫برای شرکت توی مراسم خاکسپاری دالی.

02:30.083 --> 02:32.586
‫اون آرامشی رو که رفتن به اونجا میده،
‫به دست نمیاری.

02:34.488 --> 02:36.524
‫شما شهرنشین ها
‫و این اصطلاحات روانشناختیتون.

02:37.000 --> 02:39.500
‫حواست باشه، من حالا دیگه مونتانیایی شدم.

02:40.000 --> 02:42.000
‫طرز برخوردت با اون اسب
‫چیز دیگه ای رو نشون میده.

02:44.000 --> 02:49.500
‫مامان همیشه میگفت تنها چیزی که بعد از رفتنت
‫دلش براش تنگ میشده، راسته فیله پخت توئه.

02:49.500 --> 02:52.500
‫پس، تو هم دیگه گوشت قرمز نمیخوری؟ یا...

02:53.000 --> 02:55.000
‫احتمالش هست یه روزی برام درستش کنی؟

02:55.000 --> 02:57.500
‫وای، خواهش می‌کنم.
‫تاریخش رو مشخص کن، البته.

02:58.000 --> 03:01.000
‫تو خودت کسی هستی که
‫برنامه‌ت قابل پیش بینی نیست.

03:01.000 --> 03:04.000
‫دیروز بدون هیچ توضیحی بیرون از شهر بودی.

03:04.500 --> 03:08.500
‫نمیدونستم مارشال ها هم مثل سیل ها
‫درگیر عملیات های خیلی محرمانه میشن.

03:08.622 --> 03:11.358
‫وایسا، یادته من درگیر شدم؟

03:11.500 --> 03:15.500
‫یادمه هر وقت میگفتی «زودی برمیگردم»
‫عروسک کوچولوی آنابلم رو محکم بغل میکردم.

03:15.729 --> 03:20.534
‫اون نمیذاشت بترسم
‫تا وقتی که تو به خونه برگردی.

03:20.634 --> 03:24.203
‫این بزرگ ترین حسرت زندگی منه، مدز.

03:24.204 --> 03:26.307
‫میدونی، همه صدمه هایی که بهت زدم.

03:27.140 --> 03:31.044
‫فقط دارم، سعی میکنم
‫الان تاوانش رو بدم، میدونی؟

03:32.746 --> 03:36.584
‫وایسا، چی شد که از بین همه جا
‫سر از مونتانا در آوردی؟

03:36.717 --> 03:40.421
‫منظورم اینه که تو تا کورونادو
‫راه زیادی داری، باشه؟

03:41.221 --> 03:42.956
‫دنبال یه نفر بودم.

03:44.024 --> 03:45.459
‫نشد.

03:46.500 --> 03:50.500
‫باید نگران باشم که قلب یکی از
‫مارشال های من رو بشکنی؟

03:52.500 --> 03:53.500
‫چیه؟

03:53.500 --> 03:56.000
‫معمولاً من کسی هستم
‫که قلبش شکسته میشه.

03:57.500 --> 04:02.000
‫دوست هام فکر میکنن شاید ربطی به این
‫داشته باشه که به موندن مردها اعتماد ندارم.

04:16.590 --> 04:18.257
‫چرا فردا رو بیشتر نمیخوابی؟

04:18.258 --> 04:21.362
‫به بازسازی کمپ ایست یکم استراحت بده.

04:21.500 --> 04:25.500
‫وقتی این کیسه بوکس گلوله درست شد،
‫منم به اندازه کافی استراحت میکنم.

04:40.213 --> 04:42.816
‫از جشن گرفتن برای پیروزی
‫توی معدن خسته شدید؟

04:43.000 --> 04:48.500
‫اومدیم کمکت کنیم بازسازی کنی،
‫چون من خونه‌ت رو توی دردسر انداختم.

04:48.822 --> 04:50.324
‫این برادر زاده‌مه، تروی.

04:50.700 --> 04:52.500
‫نیروی کمکی برای کارهای
‫سختی که در پیش داریم.

04:52.500 --> 04:56.000
‫منم عقل دارم،
‫ولی عمو هر چی رو بخواد می‌بینه.

04:57.030 --> 04:58.965
‫خب ممنون، ولی...

04:58.966 --> 05:02.636
‫نیازی نیست، هم تیمی هام دارن کمک میکنن.

05:02.736 --> 05:05.339
‫کمک بیشتر برای کلبه یعنی وقت بیشتر با تیت.

05:05.500 --> 05:10.000
‫شرم آوره کسایی که بعد از من اومدن
‫فکر کردن تیت طعمه راحتیه.

05:11.000 --> 05:16.000
‫اینکه اون مرد رو زد یه طرف،
‫ولی اینکه دوباره ازت گرفته بشه...

05:16.000 --> 05:17.500
‫بابا!

05:17.751 --> 05:18.819
‫شما هم شنیدید؟

05:23.724 --> 05:25.926
‫میرم تیت رو بیدار کنم.

05:34.935 --> 05:36.269
‫تیت؟

05:52.820 --> 05:56.524
‫شکمم درد میکنه.
‫بیا با هم خونه بمونیم.

05:57.357 --> 05:59.126
‫بازم دل درد.

06:00.000 --> 06:05.500
‫عزیزم، تو ایثن، تئو و خانم ساسا رو داری.

06:05.899 --> 06:07.868
‫اونا همگی حالت رو خوب میکنن.

06:08.602 --> 06:11.238
‫بابا سر کار صدمه نمی‌بینه.

06:16.243 --> 06:19.913
‫مدام دارم بهت میگم...

06:20.047 --> 06:22.015
‫مامان خوبه.

06:23.484 --> 06:26.720
‫قول میدی دیگه آسیب نبینی؟

06:29.657 --> 06:31.959
‫قول انگشتی.

06:41.500 --> 06:45.000
‫دادن قولی که نمیتونی نگهش داری،
‫بهترین راه برای کنار اومدن با اضطرابشه؟

06:45.000 --> 06:49.000
‫خودت روشن کردی که باید
‫مشکلاتم رو خودم حل کنم.

06:50.277 --> 06:53.146
‫مگه اینکه درباره پشت گرمی دادن
‫به من نظرت عوض شده باشه؟

06:55.749 --> 06:57.918
‫خداحافظ رفیق، دوستت دارم!

08:10.658 --> 08:13.527
‫اینکه نمیدونم کجا هستی نگرانم میکنه.

08:16.000 --> 08:18.000
‫بازم میگم حالم خوبه.

08:18.000 --> 08:22.500
‫مطمئن نیستم وقت گذرونی
‫سر قبر پدربزرگت این رو ثابت کنه.

08:24.171 --> 08:26.506
‫آقای ویور آدم شروری بود.

08:29.142 --> 08:32.512
‫باورم نمیشه فکر میکردم
‫اون حتی یه ذره شبیه پدربزرگه.

08:34.281 --> 08:36.383
‫خب، ویور همه رو سر کار گذاشته بود رفیق.

08:38.451 --> 08:40.788
‫و اشکالی نداره که آدم حالش خوب نباشه.

08:49.763 --> 08:52.966
‫میدونم نگران هستی.

08:55.002 --> 08:57.270
‫ولی من دیگه نیازی به نجات دادن ندارم.

09:01.675 --> 09:04.745
‫میدونی، میراث خاندان ما...

09:04.845 --> 09:07.047
‫هیچ وقت ربطی به زمین نداشت.

09:09.750 --> 09:11.952
‫درباره اینه که همیشه باید بجنگی.

09:13.253 --> 09:15.122
‫تاوان سنگینی داره، پسرم.

09:15.923 --> 09:18.058
‫خوبیش اینه که من قوی هستم.

09:19.392 --> 09:21.895
‫این همون چیزیه که تو و پدربزرگ ازم ساختید.

09:23.530 --> 09:25.565
‫این روش داتنه.

09:38.378 --> 09:41.413
‫- اوه، این چیه؟
‫- نون سرخ شده و سس توت.

09:41.414 --> 09:43.083
‫- این برای...
‫- خودت درستشون کردی؟

09:43.183 --> 09:45.118
‫مامانم درست کرده.

09:45.252 --> 09:48.421
‫بیخيال، من این کربوهیدرات ها رو
‫حق خودم کردم.

09:49.500 --> 09:51.000
‫در واقع، همش برای مدیه.

09:51.000 --> 09:55.000
‫هی بچه ها، مهمونی دورهمی
‫تموم شد، فهمیدید؟

09:55.000 --> 09:57.000
‫وقتشه توی یه حکم جلب
‫پر خطر سراغ یکی بریم.

09:57.000 --> 10:01.500
‫وین پلامر، اون به خاطر ساختن و فروش
‫صدا خفه کن های دست ساز تحت تعقیبه.

10:01.500 --> 11:03.500
‫تیت حالش چطوره؟

10:01.501 --> 10:03.136
‫اون معاون کلانتر شهرستان گالاتینه؟

10:03.270 --> 10:04.804
‫خب قبلاً بود، آره.

10:04.805 --> 10:06.774
‫ولی به خاطر دلایل انضباطی اخراج شد.

10:06.907 --> 10:08.475
‫اخراج شدن باعث شد به جاده خاکی بزنه؟

10:08.500 --> 10:10.200
‫میدونی چیه؟
‫وقتی دستگیرش کنیم...

10:10.200 --> 10:13.200
‫خودت میتونی ازش بپرسی،
‫که اصلاً هم کار راحتی نیست، فهمیدید؟

10:13.380 --> 10:15.683
‫اون نیروی سابق یگان ویژه‌ست، پس آماده بشیم.

10:16.750 --> 10:18.285
‫ممنون.

10:18.418 --> 10:20.020
‫دستگیر کردن یه نیروی سابق یگان ویژه؟

10:20.120 --> 10:22.055
‫به یه تفنگ دیگه نیاز داری.

10:24.000 --> 10:26.000
‫آره، همینطوره.
‫میخوام از مال کیسی استفاده کنم.

10:26.059 --> 10:27.795
‫اون توی هدف به ما ملحق میشه، باشه؟

10:28.000 --> 10:29.500
‫تو هنوز پشت میز کار هستی، مایلز.

10:29.500 --> 10:33.000
‫فکر کردم اومدنم از روی نیمکت برای کمک
‫به کمپ ایست و تیت یعنی به بازی برگشتم.

10:33.000 --> 10:37.000
‫ببین، حمله به یه هم تیمی
‫یه اتفاق فوق العاده‌ست، باشه؟

10:37.500 --> 10:41.500
‫داری تنبیهم میکنی یا فقط میخوای من رو سالم
‫نگه داری تا توی دل مدی جا داشته باشم؟

10:42.000 --> 10:46.500
‫ببین رفیق، هر کاری میکنم
‫تا نگاهش پر از نفرت نباشه...

10:46.500 --> 10:49.500
‫ولی این یکی رو به خاطر تو انجام میدم.

10:50.000 --> 10:51.500
‫باشه؟

10:51.500 --> 10:53.000
‫لعنتی، این خیلی خوبه.

10:59.500 --> 11:01.000
‫- سلام.
‫- سلام.

11:03.500 --> 11:05.000
‫بستگی داره از کی بپرسی.

11:05.000 --> 11:11.000
‫خب، ایده مرکز اسب درمانی به نظر راه خوبی
‫برای التیام کمپ ایست بعد از اون اتفاقاته.

11:11.338 --> 11:13.673
‫آره، اول باید تیت رو خوب کنیم.

11:14.474 --> 11:15.876
‫نمیشه داخل گاراژش رو دید.

11:16.000 --> 11:18.000
‫اصلاً معلوم نیست که
‫ماشین پلامر اونجا هست یا نه.

11:18.000 --> 11:19.500
‫باشه، حکم ورود بدون اخطاره.

11:19.747 --> 11:21.314
‫گیجش میکنیم، سریع به داخل میریم.

11:21.414 --> 11:23.383
‫کیسی تو جلودار باش، باشه؟

11:49.376 --> 11:52.045
‫چی شده؟

11:54.147 --> 11:56.083
‫صدای کلیک شنیدم.

11:58.485 --> 11:59.920
‫حرکت نکن.

12:16.436 --> 12:17.670
‫مشکلی پیش اومده؟

12:21.341 --> 12:24.077
‫بل روی یه بمب وایساده.

12:31.218 --> 12:34.086
‫نمیخوام شماها رو هم درگیر این دردسر کنم.

12:34.087 --> 12:35.755
‫بزنید برید بیرون.

12:36.000 --> 12:39.500
‫به عنوان یه تیم اومدیم تو،
‫و به عنوان یه تیم هم بیرون میریم، باشه؟

12:46.699 --> 12:47.968
‫این از اولیش.

12:50.000 --> 12:52.500
‫- مطمئنی از پسش بر میای، کیسی؟
‫- هی، میدونی که...

12:52.500 --> 12:56.000
‫کایو توی منطقه جنگی به بودن دور و بر
‫بمب های کنار جاده ای عادت داره، نگران نباش.

13:05.552 --> 13:06.686
‫کاملاً امنه.

13:08.488 --> 13:09.957
‫حالت خوبه؟

13:11.391 --> 13:12.692
‫حتی یه خراش هم برنداشتم.

13:13.593 --> 13:15.795
‫پس چرا اینجا تله انفجاری گذاشتن؟

13:17.000 --> 13:21.000
‫که مانع ورود از هر چیزی که
‫اون طرف این در قرار داره بشن.

13:26.974 --> 13:29.809
‫میفهمم چرا نمیخواست کسی سرک بکشه.

13:29.910 --> 13:33.812
‫آره، کلی مدرک اینجا هست که
‫کارگاه خونگیش رو نشون میده.

13:34.000 --> 13:36.500
‫بیاید جمعش کنیم و برچسب بزنیم.

13:37.000 --> 13:42.000
‫دوربین های امنیتی و تله های انفجاری
‫مثل کمربند و بند شلوار میمونه.

13:44.500 --> 13:46.100
ایده ای برای دکور خونه به ذهنت رسیده؟

13:46.126 --> 13:49.930
‫من دلیل پارانویای خودم رو میدونم.
‫مال اون چیه؟

13:53.500 --> 13:57.500
‫خط آبی باریک تبدیل به
‫طنابی شده که من رو خفه کرده.

13:57.500 --> 14:02.000
‫وقتش رسیده کسایی که مجازات رو ناعادلانه
‫اعمال میکنن، به نوبه خودشون رنج بکشن.

14:02.000 --> 14:03.500
‫به نظر یه بیانیه میاد.

14:03.500 --> 14:07.000
‫حدس میزنم بقیه‌ش همینجا باشه،
‫ولی با رمز محافظت میشه.

14:07.900 --> 14:10.000
‫متخصص های فنی میتونن بفهمن
‫علیه چی داره موضع میگیره.

14:10.000 --> 14:13.500
‫خب، وظیفه ماست که قبل از اینکه
‫اون حرف ها رو عملی کنه، پیداش کنیم.

14:18.825 --> 14:20.127
‫ببخشید.

14:22.329 --> 14:25.132
‫لذت بردن از پیروزیمون همینجا به پایان رسید.

14:25.232 --> 14:28.234
‫نتونستیم بیرونشون کنیم.
‫یه تجمع مسالمت آمیزه.

14:28.235 --> 14:29.769
‫اونا وارد ملک شخصی نشدن.

14:30.000 --> 14:34.500
‫و حق دارن حرفشون رو بزنن،
‫هر چند خشمشون نادرسته.

14:34.874 --> 14:37.644
‫کورین آیرونز رهبرشونه.

14:38.878 --> 14:40.747
‫کورین.

14:41.000 --> 14:45.500
‫دفترم همیشه به روت بازه تا بهترین راه رو
‫برای تجلیل از نیتن برنامه ریزی کنیم.

14:45.500 --> 14:50.500
‫همسرم و کامرون استندینگ بر قربانی شدن...

14:50.500 --> 14:56.500
‫توی مبارزه اشتباه تو با اون معدن،
‫ولی اونا تنها نیستن.

14:59.000 --> 15:03.000
‫میدونم که مردم ما مجبور بودن
‫سختی های اقتصادی رو تحمل کنن.

15:03.000 --> 15:06.000
‫تو راهی پیدا کردی تا آینده
‫زنده ها رو هم به سرقت ببری.

15:06.373 --> 15:09.642
‫من دارم تلاش میکنم تا رفاه رو...

15:09.742 --> 15:14.081
‫به بروکن راک بیاورم که همراه
‫با افتخار باشه نه با سم و زهر.

15:16.149 --> 15:19.252
‫این شعارهای تبلیغاتی رو برای
‫مبارزه های انتخاباتیت نگه دار.

15:19.500 --> 15:24.000
‫اگه به اون وعده عمل نکنی،
‫برنامه ریزی میکنیم علیه تو رأی جمع کنیم.

15:32.332 --> 15:34.867
‫ببین، صفحه فشار هر کسی رو میترسونه.

15:34.968 --> 15:36.903
‫نه.

15:40.640 --> 15:43.710
‫من بیشتر حواسم به این بود
‫که چقدر نزدیک بودم به...

15:44.978 --> 15:47.747
‫شکستن قولی که به برکستون داده بودم.

15:53.000 --> 15:55.000
‫ببخشید، تو کسی هستی که نیاز به رسیدگی داری.

15:55.000 --> 15:56.000
‫من...

15:56.289 --> 15:59.792
‫واقعاً شرمنده‌م که نتونستم
‫خودم رو به سالت لیک برسونم.

15:59.892 --> 16:01.961
‫نه خواهش میکنم، خودت رو ناراحت نکن.

16:02.095 --> 16:04.464
‫میفهمم که اوضاع رو برای
‫تو و جرد پیچیده تر میکرد.

16:04.564 --> 16:06.399
‫همه چی رو به راهه.

16:06.499 --> 16:10.503
‫تا جایی که به من مربوط میشه،
‫اون فراموش شده، ولی...

16:10.603 --> 16:12.839
‫برکستون...

16:12.939 --> 16:16.009
‫اون زخم روی صورتم رو دید و...

16:17.144 --> 16:18.845
‫قاطی کرد.

16:19.612 --> 16:21.681
‫رها کردنش اصلاً گزینه مناسبی نبود.

16:21.781 --> 16:24.983
‫آره، منم همین تصمیم رو میگرفتم مگه نه؟

16:25.000 --> 16:26.500
‫میدونی، در واقع...

16:26.500 --> 16:28.000
‫من احتمالاً همین تصمیم رو نمیگرفتم...

16:28.000 --> 16:30.500
‫و به همین خاطر برکستون
‫خیلی شانس آورده که تو رو داره.

16:33.660 --> 16:36.029
‫خب، دکتر سندلر چی گفت؟

16:36.129 --> 16:37.829
‫پروتکل همون روند همیشگیه.

16:37.830 --> 16:41.867
‫شیمی درمانی و پرتو درمانی به دنبالش...

16:41.868 --> 16:44.371
‫یه جراحی نسبتاً تهاجمی.

16:44.471 --> 16:46.173
‫برنامه داری، حالا باید اجراش کنی.

16:46.273 --> 16:47.540
‫اوهوم.

16:47.640 --> 16:51.078
‫و تنها کاری که مونده، در جریان گذاشتن تیمه.

16:52.000 --> 16:56.500
‫چرا؟ مگه تا وقتی برای جراحی به مرخصی برم،
‫روی کارشون تأثیری نداره، درسته؟

16:56.500 --> 16:58.000
‫اون تا دو ماه دیگه اتفاق نمیفته.

16:58.000 --> 17:03.000
‫درسته، مگه اینکه عوارض جانبیش
‫قبل از اون زمین گیرت کنه.

17:03.123 --> 17:05.692
‫برای همین دارم آب میخورم
‫تا اثرات بدش رو کم کنم.

17:05.792 --> 17:07.427
‫اوهوم.

17:08.395 --> 17:12.399
‫همسایه های پلامر همشون به درد نخور هستن.

17:12.499 --> 17:15.802
‫کسایی که بیانیه مینویسن معمولاً
‫از مهمونی های محله دوری میکنن.

17:15.902 --> 17:18.238
‫یعنی کتاب قطوری توی کمپ ایست قایم کردی؟

17:20.006 --> 17:22.075
‫هی، همه چی درباره تیت رو به راهه؟

17:23.243 --> 17:24.710
‫خودش که اینطور میگه.

17:24.711 --> 17:26.979
‫باور کردنش سخته،
‫با توجه به چیزهایی که کشیده.

17:27.080 --> 17:29.749
‫بعضی وقت ها زمان می‌بره
‫تا ضربه روحی اثر بذاره.

17:29.849 --> 17:33.253
‫میدونم وقتی کوچیک تر بود هم
‫یه همچین اتفاقی براش افتاده بود.

17:34.087 --> 17:36.756
‫اون دفعه واکنشش به تعویق نیفتاد.

17:36.856 --> 17:38.391
‫ماه ها زیر تختش قایم شده بود.

17:38.491 --> 17:41.094
‫چطور بهش کمک کردی کنار بیاد؟

17:41.228 --> 17:43.896
‫اصلاً دخالت نکردم.

17:44.697 --> 17:46.566
‫مونیکا کمکش کرد از پسش بر بیاد.

17:46.666 --> 17:49.436
‫خب، تکامل یا مرگ توی دی اِن اِی توئه مگه نه؟

17:49.569 --> 17:51.438
‫تیت دست آدم مطمئنیه.

17:56.000 --> 17:58.000
‫بیانیه پلامر بیشتر از ۳۰۰ صفحه‌ست.

17:58.044 --> 18:00.913
‫پر از گلایه‌ست، ولی جزئیات کمی داره.

18:01.000 --> 18:04.500
‫هدف اصلیش اینه که میخواد از هر کسی
‫توی دستگاه قضایی انتقام بگیره...

18:04.500 --> 18:06.500
‫که یه جورایی طردش کرده...

18:06.500 --> 18:09.500
‫- ولی اسم کسی رو نمی‌بره.
‫- سابقه کاریش چطوره؟

18:09.500 --> 18:15.000
‫گشت بزرگراه مونتانا، بعد هم نیم دوجین
‫شغل دیگه توی بخش اجرای قانون...

18:15.000 --> 18:18.500
‫دور و بر ایالت قبل از کلانتری گالاتین.

18:19.000 --> 18:20.500
‫اون از همشون اخراج شد.

18:20.500 --> 18:23.000
‫باشه، خب بذار اسم ها رو پیدا کنیم...

18:23.000 --> 18:25.000
‫از هر کسی که تا حالا
‫گزارش بدی علیه پلامر داده.

18:25.000 --> 18:26.500
‫و باید خبر رو پخش کنیم.

18:26.500 --> 18:28.000
‫شاید دنبال انتقام باشه، میدونی؟

18:28.107 --> 18:30.443
‫هری؟ نمیدونستم داری به شهر میای.

18:30.500 --> 18:34.000
‫گفتم سر بزنم و به معاون کروز بگم
‫چقدر خوشحالم که موندگار شده.

18:34.000 --> 18:38.000
‫بد شانسی آوردی مرد، چون دره و کیسی
‫رفتن بیرون تا یه مظنون رو پیدا کنن.

18:38.000 --> 18:40.000
‫چی؟ حکم همین امروز صبح؟

18:40.000 --> 18:41.500
‫هنوز تأیید نشده؟

18:41.500 --> 18:45.500
‫مأمورهای کلانتر گالاتین دارن به یه تماس
‫درباره یه خودروی مشکوک پاسخ میدن...

18:45.500 --> 18:47.700
‫- که شبیه ماشین پلامره.
‫- پلیس با ماشین خودش...

18:47.700 --> 18:49.600
‫توی کامیون خودش نمیرفت،
‫اگه میدونست که دارن شکارش میکنن.

18:49.600 --> 18:52.500
‫وایسا، اسم اون مأمورهایی
‫که اعزام شدن رو داریم؟

18:52.500 --> 18:55.000
‫کایل هیوستد و شریل لاندیرگن.

18:55.000 --> 18:57.000
‫چیز خاصی هست که باید بدونم؟

18:57.000 --> 18:59.500
‫هیوستد همون شکایت داخلی رو کرد
‫که باعث اخراج پلامر شد.

18:59.500 --> 19:01.500
‫کسی که اخراجش کرده،
‫همینطوری پیداش کرده؟

19:01.500 --> 19:03.000
‫آره، شاید دارن تله میذارن.

19:03.000 --> 19:05.100
‫خیلی خب، به مأمورها هشدار بده
‫منتظر نیروی کمکی بمونن.

19:05.100 --> 19:07.100
‫اون موقعیت رو همین الان
‫برای کیسی و آندره آ بفرست.

19:16.823 --> 19:19.326
‫فکر میکردم فقط اسب ها رم میکنن.

19:22.500 --> 19:25.500
‫هیچکس نتونسته با هیوستد
‫یا لاندریگن ارتباط رادیویی بگیره.

19:26.500 --> 19:30.000
‫اوه، اگه پلامر اونا رو به داخل کشونده باشه،
‫احتمالاً داره امواجشون رو مختل میکنه.

19:37.176 --> 19:39.111
‫هیچ اثری از کامیون پلامر نیست.

19:50.056 --> 19:51.858
‫معاون لاندریگن، صدای من رو میشنوی؟

19:53.526 --> 19:56.296
‫حالش اصلاً خوب نیست، ولی ضربان داره.

19:58.500 --> 20:02.000
‫کد ۱۰-۳۳، افسرهای توی خیابون
‫مکسول ۴۵۸۳ هدف قرار گرفتن...

20:02.000 --> 20:04.000
‫یک نفر توی درگیری کشته شد.

20:06.500 --> 20:09.000
‫امروز یکی از بهترین های
‫مونتانا رو از دست دادیم...

20:09.000 --> 20:14.000
‫که حین محافظت از جامعه‌ش،
‫با اقدامی بزدلانه از پا در اومد.

20:15.114 --> 20:19.486
‫معاون کایل هیوستد
‫جهنم خودش رو پشت سر گذاشته...

20:19.586 --> 20:23.456
‫و با وجود اینکه شاید اون رو نمیشناختیم،
‫بهش مدیون هستیم.

20:24.791 --> 20:27.360
‫پس، بیاید این حرومزاده رو پیدا کنیم.

20:28.194 --> 20:31.029
‫خیلی خب، یالا بچه ها.

20:33.000 --> 20:37.000
‫وین پلامر، معاون سابق کلانتر شهر گالاتین،
‫سند مفصلی به اکشن نیوز فرستاده...

20:37.000 --> 20:40.500
‫که مدعیه حمله‌ش رو توجیه میکنه.

20:40.807 --> 20:42.375
‫بیانیه‌ش رو برای رسانه ها فرستاده؟

20:42.500 --> 20:45.000
‫میخواد کارهای خودش رو
‫عقلانی جلوه بده، میفهمی؟

20:45.000 --> 20:47.000
‫- نقش آدم مظلوم رو بازی میکنه.
‫- یعنی میگی...

20:47.000 --> 20:49.500
‫اتفاقی خواستی برگه جلب
‫این روانی رو ببری بهش ابلاغ کنی...

20:49.500 --> 20:52.000
‫اون هم همون روزی که میخواسته
‫انتقام کورکورانه‌ش رو بگیره؟

20:52.000 --> 20:53.500
‫شاید واقعاً...

20:53.500 --> 20:57.000
‫داشته دوربین های امنیتی رو می‌پاییده.
‫یا کی میدونه، مثلاً...

20:57.000 --> 21:01.000
‫یه آشنا توی پلیس بهش خبر داده بوده
‫و فهمیده یا الان وقتشه یا هیچ وقت دیگه.

21:01.000 --> 21:02.500
‫باشه، ولی خب چرا الان؟
‫درسته؟

21:02.500 --> 21:04.500
‫چون کلانتر سه سال پیش
‫این یارو رو اخراج کرده بود.

21:04.500 --> 21:09.000
‫توی بیانیه‌ش یه جمله ای درباره
‫جلوگیری از نسلی دیگه از بی عدالتی بود.

21:09.000 --> 21:11.800
‫آره، خب گوش کنید.
‫باید دنیای اون رو زیر و رو کنیم، فهمیدید؟

21:11.800 --> 21:14.500
‫و باید به جستجو برای پیدا کردن
‫هر هدف احتمالی دیگه ای ادامه بدیم...

21:14.500 --> 21:17.000
‫مبادا لازم باشه بهشون هشدار بدیم
‫توی خونه بمونن.

21:17.000 --> 21:20.500
‫خیلی خب، موفق باشی نیروی انتظامی رو
‫بتونی متقاعد کنی بیخیال بشن، وقتی...

21:20.500 --> 21:22.000
‫یه پلیس کش فراریه.

21:23.516 --> 21:24.984
‫سلام.

21:25.084 --> 21:26.718
‫هیوستد یه دختر داره.

21:26.719 --> 21:30.289
‫بدترین ترس بچه هر پلیسی به حقیقت پیوست.

21:32.000 --> 21:36.000
‫وقتی کسی به خاطر انجام وظیفه‌ش کشته میشه،
‫اون چاقو یکم عمیق تر زخم میزنه.

21:36.496 --> 21:38.431
‫هی، رفقا.

21:39.500 --> 21:43.500
‫همین الان شنیدم، معاون لاندریگن
‫به لطف تلاش های شما زنده میمونه.

21:43.500 --> 21:47.500
‫خب، اگه ۳۰ ثانیه زودتر رسیده بودیم،
‫میتونستیم جفتشون رو نجات بدیم.

21:47.500 --> 21:51.500
‫به نظر میاد پلامر کارش تموم نشده،
‫پس شانس جبران داریم.

21:52.345 --> 21:53.746
‫سرنخی از انگیزه پیدا کردید؟

21:53.846 --> 21:55.348
‫پلامر پسری به اسم بون داره.

21:55.500 --> 21:58.000
‫چهار ماه پیش از آکادمی آموزشی رد صلاحیت شد.

21:58.000 --> 22:00.000
‫دقیقاً هم زمان با وقتیه که پدرش ناپدید شد.

22:00.000 --> 22:04.000
‫خب، اگه داره این کار رو برای بچه‌ش میکنه،
‫شاید پسرش جواب هایی داشته باشه.

22:06.000 --> 22:13.000
آوا‌مــووی

22:15.134 --> 22:17.102
‫بون پلامر؟

22:17.103 --> 22:18.538
‫بله، قربان.

22:18.638 --> 22:21.641
‫مارشال های معاون، کالوین و داتن.

22:21.774 --> 22:24.777
‫برای بابام اینجا هستید؟
‫اخبار رو دیدم.

22:25.812 --> 22:27.013
‫به نظر نمیاد تعجب کرده باشی.

22:27.113 --> 22:28.980
‫آره، میدونستم دشمن برای خودش تراشیده.

22:28.981 --> 22:30.983
‫فقط هیچ وقت فکر نمیکردم سراغشون بره.

22:31.083 --> 22:32.885
‫به نظرت چی باعث شد کنترلش رو از دست بده؟

22:35.087 --> 22:39.058
‫اون پلیس خوبی بود که
‫نشانش رو ازش گرفته بودن.

22:39.158 --> 22:40.793
‫پدر خوبی هم بود؟

22:42.929 --> 22:45.465
‫منظورم اینه که مادرم وقتی هفت سالم بود رفت.

22:46.500 --> 22:48.100
‫تا جایی که میتونست تلاشش رو کرد، مگه نه؟

22:48.100 --> 22:49.600
‫هی، بذار یه چیزی ازت بپرسم.

22:50.500 --> 22:55.000
‫فکر نمیکنی رد شدنت از آکادمی آموزشی
‫نقشی توی تحریک کردنش داشت؟

22:55.341 --> 22:59.746
‫پدرم سال ها وقت گذاشت تا من رو
‫برای محافظت و خدمت کردن آماده کنه.

22:59.846 --> 23:02.281
‫برای همین، خب خیلی ناراحت شد...

23:02.381 --> 23:04.984
‫وقتی کلانتر نلسون به کار من
‫قبل از اینکه شروع بشه، پایان داد.

23:05.117 --> 23:06.719
‫رؤیای اون رو خراب کرد.

23:06.819 --> 23:08.154
‫رؤیای خودت چی؟

23:08.254 --> 23:10.857
‫پدر اهل این نیست که ازم بپرسه چی میخوام.

23:10.957 --> 23:12.892
‫هی، پدرت دست به کارهای خطرناکی زده.

23:14.293 --> 23:16.596
‫فکر میکنی بتونی آرومش کنی؟

23:17.497 --> 23:18.831
‫آره...

23:18.965 --> 23:21.167
‫فقط یه مدته جواب تماس هام رو نمیده.

23:21.500 --> 23:26.000
‫گفت باید فاصله بگیره تا من رو
‫از هر صدمه دیگه ای دور نگه داره.

23:26.500 --> 23:30.500
‫هر چقدر هم که برام عزیزه، خلاص شدن
‫از زیر سایه‌ش حس خوبی داشت، پس...

23:34.000 --> 23:38.500
‫پلامر یه شرکت با مسئولیت محدود قدیمی داره
‫که تا ماه پیش غیرفعال بود.

23:38.651 --> 23:40.052
‫چجور کسب و کاری؟

23:40.186 --> 23:42.588
‫موضوع فعالیت کلیش
‫خرید و فروش وسایل کلکسیونیه.

23:42.589 --> 23:45.825
‫اون یه بیوک لاکراس، شورولت مالیبو
‫و فورد فیوژن خریده.

23:45.925 --> 23:48.760
‫چندان هم وسایل کلکسیونی نیستن.

23:48.761 --> 23:50.930
‫از اون دست ماشین هایی که
‫هیچکس نگاهشون نمیندازه.

23:51.063 --> 23:54.166
‫چی میشه اگه پلامر از اونا به عنوان
‫ماشین های فرار استفاده کنه؟

23:54.266 --> 23:56.936
‫نوعی تاکتیک اطلاعاتی که
‫از یه پلیس انتظار داری.

23:58.304 --> 23:59.739
‫چه کشف خوبی.

23:59.839 --> 24:01.474
‫امیدوارم خیلی هم خوب نباشه.

24:01.574 --> 24:05.277
‫نمیخوام کال فکر کنه حضورم
‫پشت میز ارزش بیشتری داره.

24:05.500 --> 24:06.500
‫خیلی خب.

24:06.500 --> 24:10.000
‫ماشین های اضافه ای که مایلز پیدا کرده بود
‫با داده های ایست بازرسی بررسی کردیم.

24:10.382 --> 24:11.751
‫هیچکدومشون رد نشده بودن.

24:13.219 --> 24:16.955
‫این یعنی پلامر احتمالاً هنوز هم
‫با میل خودش توی همون منطقه‌ست.

24:17.000 --> 24:20.500
‫آره، و تا اینجا سوابق ده سال
‫گذشته‌ش رو زیر و رو کردیم.

24:20.500 --> 24:23.500
‫هنوز داریم روی فهرست
‫دشمن های احتمالیش کار میکنیم.

24:25.064 --> 24:27.767
‫سرپرست سابق پلامر از اداره پلیس بوت...

24:27.900 --> 24:31.303
‫امروز صبح موقع پیاده روی توی طبیعت
‫با همسرش، هدف گلوله قرار گرفت و کشته شد.

24:31.403 --> 24:34.140
‫- یعنی به اون شلیک نشده؟
‫- مأمور دیگه ای هم کشته شده؟ چه کسی؟

24:34.240 --> 24:37.309
‫فرانک وینسلو، کاپیتان بازنشسته.

24:37.500 --> 24:39.500
‫اول به نظر میرسید یه اتفاق تصادفیه...

24:39.500 --> 24:44.000
‫ولی بعد متوجه شدیم وینسلو
‫سال ۲۰۱۱ پلامر رو اخراج کرده بود.

24:44.450 --> 24:47.486
‫اون داره اسم ها رو از لیستش خط میزنه.

24:47.500 --> 24:52.000
‫بون باید حدس میزد که نابودی آینده‌ش
‫وین رو تحریک میکنه، اینطور نیست؟

24:52.000 --> 24:54.500
‫منظورم اینه که اون باید میدونست
‫پدرش چه نقشه ای داره، درسته؟

24:54.500 --> 24:57.000
‫یا اینکه پلامر فهمید بون
‫در تیررس اون گرفتار شده...

24:57.000 --> 24:59.000
‫و میخواست شروع تازه ای برای پسرش بسازه.

24:59.000 --> 25:00.500
‫پلامر دوباره ضربه زد.

25:01.500 --> 25:03.603
‫این دیوونگی باید تمام بشه.

25:03.703 --> 25:06.238
‫اون طبق نقشه ما پیش میره.
‫یه قدم از ما جلوتره.

25:06.500 --> 25:08.500
‫خب، باید سریع به اون برسید.

25:08.500 --> 25:11.500
‫حالا دارم برای انتقال محترمانه
‫به پزشکی قانونی میرم...

25:11.811 --> 25:12.812
‫زمین، بخواب زمین!

25:16.282 --> 25:18.084
‫تیرانداز کجاست؟

25:21.487 --> 25:23.823
‫داره فرار میکنه.

25:28.695 --> 25:29.962
‫اون بیرون چه اتفاقی افتاد؟

25:30.000 --> 25:31.200
‫پلامر به سمت ما تیراندازی کرد.

25:31.200 --> 25:32.600
‫کال و کیسی برای تعقیبش رفتن.

25:32.600 --> 25:34.500
‫احتمالاً خوشش نیومده از پسرش بازجویی کنیم.

25:34.500 --> 25:37.000
‫خب، نباید پسره رو به جرم همدستی بگیریم؟

25:37.000 --> 25:39.500
‫نه، احتمالاً از دور مراقب پسرش بوده.

25:39.500 --> 25:43.000
‫به هر حال، تمام نیروهامون باید
‫روی پیدا کردن پلامر متمرکز بشه.

25:43.000 --> 25:46.000
‫خب، کلانتر شاید بهتره بازداشت کردن...

25:46.000 --> 25:48.800
‫مراسم انتقال رو وقتی که
‫یه تیرانداز فراریه، تجدید نظر کنه.

25:48.800 --> 25:51.200
‫هیچ وظیفه ای مهم تر از تجلیل
‫از یه قهرمان سقوط کرده نیست...

25:51.200 --> 25:53.300
‫و هیچ آدم روانی ای با تفنگ
‫نمیتونه جلوی اون رو بگیره.

25:54.320 --> 25:56.455
‫ولی...

25:56.555 --> 25:58.557
‫امروز پلیس های خوب
‫به اندازه کافی کشته شدن.

25:59.500 --> 26:01.000
‫حواستون اون بیرون به پشت سرتون باشه.

26:04.600 --> 26:07.000
‫دوربین ترافیکی بیوک پلامر رو نشون داد
‫که در حال دور شدن...

26:07.000 --> 26:09.400
‫از اون مخفیگاه تک تیراندازه.
‫داریم موقعیتش رو ردیابی میکنیم.

26:09.400 --> 26:11.800
‫طناب دار داره تنگ تر میشه.
‫بیاید بریم به تعقیبش ملحق بشیم.

26:11.838 --> 26:13.505
‫مایلز، تو پشت بی سیم هستی.

26:14.000 --> 26:16.500
‫- آره، چه خبر مایلز؟
‫- پلاک خوان...

26:16.500 --> 26:19.200
‫پلامر رو در حال رفتن به سمت جنوب
‫روی خیابون ویلسون، تقاطع مین دیده.

26:19.200 --> 26:21.200
‫باشه ببینید، اون باید هنوز هم
‫توی همین منطقه باشه.

26:21.200 --> 26:23.100
‫ما به این جستجوی شبکه ای ادامه میدیم.

26:23.115 --> 26:24.651
‫متوجه شدیم.

26:29.789 --> 26:31.123
‫هی.

26:37.500 --> 26:39.000
‫آره، هی همگی.

26:39.000 --> 26:41.000
‫ما همین الان داریم
‫یه بیوک لاکراس سفید رو می‌بینیم.

26:41.067 --> 26:43.102
‫الان برای همه یه پین میفرستم.

26:43.235 --> 26:46.939
‫حواستون رو جمع کنید،
‫ممکنه تله دیگه ای پهن کرده باشه.

26:55.915 --> 26:58.017
‫پاکه.

27:02.488 --> 27:04.356
‫کاپوت ماشین هنوز داغه.
‫باید همینجاها باشه.

27:08.795 --> 27:11.997
‫وای، همه وسایلشون رو آوردن مگه نه؟

27:12.000 --> 27:13.000
‫لازمش میشه.

27:13.000 --> 27:15.200
‫به اون بسته ای که گروه عملیات ویژه
‫فرستاده بود وصل شدیم.

27:15.200 --> 27:18.100
‫فکر میکنی پلامر ماشین رو ول کرده
‫چون حس کرده کارش تمومه؟

27:18.170 --> 27:20.606
‫خب، کل روز داشتیم با هم
‫موش و گربه بازی میکردیم.

27:20.707 --> 27:21.974
‫احتمالاً بخشی از نقشه‌شه.

27:22.074 --> 27:23.542
‫پس الان هدفش کیه؟

27:23.642 --> 27:25.912
‫کال، یه چیزی هست که باید بشنوی.

27:26.000 --> 27:27.500
‫آره، بگو مایلز.

27:27.500 --> 27:30.500
‫اون اولین مأموریتی که پلامر ۱۸ سال پیش
‫با گشت بزرگراه مونتانا داشت؟

27:30.500 --> 27:33.000
‫به این خاطر به هم ریخت که
‫بعد از پرت شدن از یه تمرین مشترک...

27:33.000 --> 27:36.000
‫با کلانتری فلت هد، ماشینش چرخید.

27:36.155 --> 27:38.624
‫وایسا، مگه گیفورد کلانتر فلت هد نبود؟

27:38.725 --> 27:41.694
‫امضای اون پای دستور اخراج پلامره.

27:42.500 --> 27:44.500
‫پس شما دو نفر هدف های اون محوطه نبودید.

27:44.500 --> 27:45.500
‫گیفورد بود.

27:45.500 --> 27:48.000
‫پزشکی قانونی فقط دو بلوک اون طرف تره.

27:48.000 --> 27:51.000
‫احتمالاً کلانتر نلسون اونجاست.
‫هدف های دیگه هم همینطور.

27:51.003 --> 27:53.372
‫آره، احتمالاً داره همه رو به یه جا میاره.

27:53.505 --> 27:55.373
‫فقط به صندوق صوتی هری وصل میشم.

27:55.400 --> 27:57.000
‫احتمالاً بی صدا کرده، از روی احترام.

27:57.000 --> 28:00.000
‫باید منطقه رو پاکسازی کنیم
‫تا از فاجعه تلفات جمعی جلوگیری کنیم.

28:00.000 --> 28:02.500
‫خیلی خب، گوش کنید.
‫دره و کیسی، سراغ اون انتقال محترمانه برید.

28:02.500 --> 28:04.100
‫بل و من این ساختمون ها رو بررسی میکنیم.

28:04.100 --> 28:06.700
‫امیدوارم بتونم مایلز رو به خط
‫ثابت پزشکی قانونی برسونم، باشه؟

28:06.700 --> 28:08.700
‫بیاید پخش بشم، یالا.

28:17.500 --> 28:19.500
‫- هی، برید کنار!
‫- عقب بمونید!

28:19.500 --> 28:21.000
‫همه، برید کنار!
‫اون اینجاست!

28:21.000 --> 28:22.000
‫پناه بگیرید!

28:31.010 --> 28:33.846
‫حالم خوبه، حالم خوبه.

28:40.500 --> 28:44.000
‫اونجا، اون پنجره باز رو توی طبقه آخر،
‫پشت ساختمون می‌بینی؟

28:46.000 --> 28:47.000
‫بریم.

28:47.126 --> 28:49.028
‫برو، برو!

28:52.500 --> 28:54.000
‫تیرانداز دوم هم وجود داره.

28:54.000 --> 28:57.000
‫کیسی و دری، یه تیرانداز فعال دیگه داریم.

28:57.369 --> 28:58.670
‫میتونید بهمون ملحق بشید؟

28:58.771 --> 29:00.773
‫صدات رو نمیشنوم.
‫احتمالاً بی سیم ها قطع شدن.

29:06.245 --> 29:07.880
‫تیرانداز کال و بل رو زمین گیر کرده.

29:07.980 --> 29:10.248
‫اون پسره‌ست، باید حرکت کنیم.

29:10.249 --> 29:11.583
‫امنیت همه رو حفظ کن.

29:11.683 --> 29:13.185
‫متوجه شدم.

29:18.624 --> 29:19.859
‫دنبالم کن.

29:31.603 --> 29:33.605
‫من شلیک میکنم، تو حرکت کن.

29:52.992 --> 29:54.260
‫پوششش بده.

29:56.863 --> 29:58.730
‫بریم.

30:10.076 --> 30:12.244
‫هی، داری اون قول رو به برکستون نگه میداری.

30:12.378 --> 30:15.614
‫فقط بریم پلامر رو پیدا کنیم و تمومش کنیم.

30:29.195 --> 30:30.562
‫وایسا.

30:31.363 --> 30:33.365
‫شاید تله گذاری شده باشه.

30:44.543 --> 30:46.946
‫به اون مین های چسبی نیاز دارم.

30:58.925 --> 31:01.961
‫پلامر، اون اسلحه رو بذار زمین!

31:12.604 --> 31:14.473
‫داره جاش رو عوض میکنه.

31:16.308 --> 31:18.344
‫بون، اسلحه‌ت رو بنداز زمین!

31:19.278 --> 31:21.647
‫تفنگ رو بذار زمین.

31:23.983 --> 31:25.451
‫بابا، اونا میخوان تسلیم بشم.

31:25.500 --> 31:27.000
‫سیستم ارتباطی رو مختل کردی، یادته؟

31:27.000 --> 31:28.500
‫نه، روی فرکانس دیگه ای هستیم.

31:28.500 --> 31:30.500
‫تنها دلیلی که جواب نمیده اینه که مُرده.

31:30.722 --> 31:34.326
‫اون مُرده، چون یه پلیس رو کشته.

31:41.733 --> 31:42.968
‫بابا؟

31:42.969 --> 31:44.770
‫اون بی عیب نبود.

31:44.870 --> 31:47.039
‫با این حال دوستش داشتی.

31:48.707 --> 31:51.677
‫وفاداری به خانواده هیچ شرمی نداره.

31:52.500 --> 31:56.000
‫فقط چون تو رو از جهنم گذروند
‫معنیش این نیست که باید شیطان بشی.

31:58.250 --> 32:00.686
‫بذار امروز میراث اون باشه، نه تو.

32:10.329 --> 32:11.730
‫متاسفم.

32:14.133 --> 32:17.536
‫متأسفم.
‫متأسفم، متاسفم.

32:18.500 --> 32:21.500
‫منظورم اینه که هر چی فکر میکنم،
‫هری، نمیتونم درک کنم...

32:21.640 --> 32:25.011
‫چرا بهمون از گذشته‌ت با پلامر نگفتی.

32:25.844 --> 32:27.879
‫خب...

32:28.000 --> 32:30.500
‫اعتراف به اینکه خون برادرهام
‫دست هام رو آلوده کرده...

32:30.500 --> 32:32.200
‫فقط تمرکز رو از تعقیب و گریز منحرف میکرد.

32:32.200 --> 32:34.500
‫منظورت چیه که دست هات
‫به خون آلوده‌ست؟ چرا؟

32:34.653 --> 32:37.456
‫چون ۲۰ سال پیش یارو رو اخراج کردی؟
‫بیخیال.

32:37.556 --> 32:38.690
‫نه.

32:44.500 --> 32:48.000
‫من همون کسی هستم که درخواست
‫اون بچه رو توی آکادمی رد کردم.

32:49.868 --> 32:52.304
‫خب، این اتفاق قبل از اون افتاد
‫که داتن به من ثابت کنه...

32:52.404 --> 32:55.607
‫سیب مسموم همیشه از درخت مسموم نمیفته.

32:57.500 --> 32:59.500
‫منظورم اینه که اگه
‫این اطلاعات رو داشتم، هری...

32:59.500 --> 33:03.500
‫تیم من میتونست خیلی ها رو
‫از خطر دور نگه داره، از جمله تو رو.

33:04.000 --> 33:06.000
‫من به کلانتر نلسون هشدار دادم...

33:06.500 --> 33:10.500
‫ولی اون کوتاه نمیومد، اون هم وقتی داشت
‫از یکی از افراد خودش تقدیر میکرد.

33:12.224 --> 33:14.392
‫مراسم پایان خدمت، اون چیز مقدسیه.

33:14.393 --> 33:18.896
‫دقیقاً مثل اعتماد بین هم تیمی ها، درسته؟

33:18.897 --> 33:20.566
‫درسته.

33:25.000 --> 33:31.000
‫میدونم که نگفتن حقیقتم به تو،
‫تیم رو در خطر انداخت.

33:36.948 --> 33:39.451
‫از این به بعد، شفاف سازی کامل.

33:53.332 --> 33:54.766
‫کار عجیبی کردی...

33:54.900 --> 33:57.669
‫که بون رو متقاعد کردی
‫راه پدرش رو ادامه نده.

33:57.769 --> 34:00.939
‫خب، اون خودش اون انتخاب رو کرد.
‫سرنوشتش رو عوض کرد.

34:02.074 --> 34:03.109
‫اوضاع چطوره؟

34:03.242 --> 34:06.312
‫میدونم امروز احتمالاً برات
‫یادآور خاطرات بدی بود.

34:06.412 --> 34:07.779
‫حالم خوبه.

34:08.000 --> 34:13.500
‫فقط فکر کردم کشته شدن پلیس ها در حین
‫انجام وظیفه ممکنه یاد پدرت رو زنده کنه.

34:17.289 --> 34:20.226
‫آره، صدای نی انبان من رو به گذشته برد.

34:22.000 --> 34:26.500
‫متوقف کردن پلامر ترازو رو متعادل نمیکنه،
‫ولی شروع خوبیه.

34:26.732 --> 34:29.135
‫مایه تأسفه که نزدیک بود
‫بون رو هم با خودش به فنا بده.

34:30.000 --> 34:32.500
‫خدای من، این احتمالاً باعث شده
‫حس بهتری نسبت به تیت داشته باشی.

34:34.000 --> 34:38.000
‫یا اینکه فقط اثبات میکنه چقدر یه پدر
‫میتونه روی پسرش تأثیر منفی بذاره.

34:42.000 --> 34:46.000
‫هی، کایو و دره.
‫فقط میخوام باهاتون حرف بزنم.

34:52.258 --> 34:54.460
‫ببینید، اوم...

34:54.560 --> 34:57.229
‫به خاطر اینکه همه چی رو روشن کنم...

34:59.331 --> 35:01.167
‫اوم، من...

35:01.500 --> 35:07.500
‫سفرم به سالت لیک سیتی در روز گذشته
‫برای دیدن یه متخصص سرطان بود.

35:11.277 --> 35:13.612
‫- سرطان؟
‫- آره، من یه...

35:13.712 --> 35:15.347
‫به نوع نادر از سرطان ریه مبتلا شدم.

35:15.447 --> 35:18.884
‫بهش تومور پانکوست میگن، و...

35:19.000 --> 35:21.000
‫باید چند جلسه‌ پرتو درمانی برم...

35:21.000 --> 35:23.500
‫میدونید، چند جلسه‌ شیمی درمانی
‫طی یکی دو ماه آینده...

35:23.522 --> 35:24.689
‫ولی ببینید، هی، هی، هی.

35:24.690 --> 35:27.525
‫هیچ تأثیری روی کار نمیذاره، باشه؟

35:27.526 --> 35:30.262
‫تا وقتی که، اوم...

35:30.362 --> 35:31.930
‫جراحی کنم.

35:33.332 --> 35:34.766
‫باشه؟
‫وقتی که، تومور کوچیک بشه.

35:35.000 --> 35:40.500
‫باشه؟ و ببینید، تنها چیزی که ازتون میخوام
‫اینه که رفتار خاصی باهام نکنید.

35:41.707 --> 35:43.309
‫فقط کار عادی، رفقا.

35:43.409 --> 35:45.811
‫حواسمون بهت هست، رئیس.

35:47.513 --> 35:49.181
‫خیلی خب.

35:49.281 --> 35:51.783
‫بیاید بریم یه آبجویی بزنیم، مگه نه؟

35:53.319 --> 35:54.686
‫هی.

35:55.854 --> 35:57.356
‫هر چی بخوای، برادر.

35:57.456 --> 35:59.691
‫این مبارزه ایه که باهاش آشنایی دارم.

36:06.000 --> 36:11.500
‫باشه، خب الکل هنوز برات ممنوعه.
‫حتی بعد از روزی که داشتیم.

36:11.500 --> 36:15.000
‫داری فقط از جیب دخترم پول برمیداری، میدونی.

36:15.274 --> 36:17.909
‫تازه متوجه شدم مدی هنوز
‫درباره تشخیصت چیزی نگفته.

36:18.000 --> 36:19.500
‫چون هنوز بهش نگفتم، باشه؟

36:19.500 --> 36:21.500
‫و فهمیدم که رو راست بودن بهترین سیاسته.

36:21.500 --> 36:26.000
‫فقط خوشحالم که همتون رو اونجا داشتم،
‫اگه، پیامدی پیش بیاد.

36:28.220 --> 36:30.456
‫آه، برنامه عوض شد؟

36:33.000 --> 36:34.000
‫آره.

36:45.371 --> 36:48.274
‫فکر میکردم برکستون توی تخت خواب باشه.

36:48.407 --> 36:51.977
‫نمیخواست بخوابه، اصرار کرد دنبالت بیایم.

36:52.077 --> 36:55.980
‫این همه ماجرا برای چند تا خار چوب.

36:56.000 --> 37:01.500
‫در واقع، اون اخبار رو توی خونه دید و وقتی
‫عبارت «پلیس کش» رو شنید، از کوره در رفت.

37:02.254 --> 37:03.889
‫چرا اصلاً اجازه دادی که اون...

37:03.989 --> 37:05.557
‫- اخبار رو ببینه؟ من...
‫- من...

37:07.959 --> 37:10.661
‫مامانی؟
‫حالت خوبه؟

37:13.098 --> 37:15.132
‫هی، عزیزم.

37:15.133 --> 37:16.602
‫معلومه که حالم خوبه.

37:16.702 --> 37:20.406
‫میشه امشب توی اتاق من بخوابید؟

37:21.740 --> 37:24.643
‫عزیزم، یه مهمونی شبانه سه نفره میخوای؟

37:25.977 --> 37:28.514
‫من، تو...

37:28.614 --> 37:29.981
‫و موسی؟

37:32.150 --> 37:33.919
‫حتماً، رفیق.

37:38.690 --> 37:42.661
‫ببین، هیچکدوم‌مون نمیدونیم
‫چطور با این قضیه کنار بیایم.

37:42.761 --> 37:46.097
‫ولی براش بهتره که...

37:47.165 --> 37:49.868
‫راهی برای همکاری با هم پیدا کنیم.

38:27.373 --> 38:30.409
‫وایسا، مطمئنی مدی امشب شیفتشه؟

38:30.500 --> 38:31.500
‫هی.

38:31.577 --> 38:33.379
‫- هی.
‫- اوه.

38:34.480 --> 38:36.615
‫اوه، از صبح دلم پیچ میخوره.

38:36.715 --> 38:38.617
‫- سخت بود، ولی همه چی رو به راهه.
‫- آره.

38:38.717 --> 38:40.452
‫هیچ اتفاقی برامون نمیفته، مدی.

38:45.123 --> 38:48.226
‫فقط خوشحالم که دیگه نباید نگران باشم...

38:48.360 --> 38:49.728
‫برای امشب.

38:49.828 --> 38:51.563
‫امشب نوشیدنی ها مهمون من.

38:55.567 --> 38:58.003
‫بار سنگین این کار روی دوششه.

38:58.500 --> 39:00.500
‫شاید خبر سرطان تو حواسش رو پرت کنه...

39:00.500 --> 39:02.000
‫- یه جوری پوششم رو بده.
‫- بهم گوش کن.

39:02.000 --> 39:05.500
‫اون نیازی نداره این رو هم به تمام چیزهای
‫دیگه ای که داره تحمل میکنه، اضافه کنه رفیق.

39:05.500 --> 39:07.000
‫بیخیال.
‫هی، تو نمیتونی بهش بگی مایلز.

39:07.212 --> 39:10.416
‫مگه تو همونی نبودی که من رو
‫از دیوار کشیدن منع میکردی؟

39:10.549 --> 39:13.419
‫من یه عمره این دختر رو توی زحمت انداختم.

39:13.519 --> 39:16.755
‫میخوای به دوست دخترم دروغ بگم؟
‫به دخترت؟

39:16.855 --> 39:19.458
‫باشه، وقتی موقعیت مناسب تر شد
‫بهش میگم، باشه؟

39:19.591 --> 39:22.794
‫بیخیال رفیق.
‫لطفاً، لطفاً.

39:24.563 --> 39:26.565
‫اگه توی کار پشت میز حوصله‌م سر بره چی؟

39:27.933 --> 39:30.502
‫حواست نباشه و راه حلت لو بره؟

39:32.037 --> 39:34.372
‫پس داری به باج خواهی متوسل میشی؟

39:35.273 --> 39:38.243
‫این؟ این رو دارم برای تو انجام میدم.

39:41.212 --> 39:43.313
‫اگه چیزی از آشپزخونه میخواید بهم بگید.

39:43.314 --> 39:44.949
‫- هی، ممنون.
‫- هوم.

39:44.950 --> 39:48.119
‫و فردا توی خط کار می‌بینمت مایلز.

39:57.262 --> 40:00.198
‫بعد از این همه شرارتی که
‫شنیدم امروز دنبالش بودی...

40:00.298 --> 40:04.069
‫امیدوارم این خونه بیشتر شبیه پناهگاهت باشه.

40:04.970 --> 40:07.405
‫- کار خوبی انجام میدی، تروی.
‫- عمو راست میگفت...

40:07.506 --> 40:10.642
‫زور بازو به کار اومد، با توجه به اینکه
‫چقدر اینجا گندکاری شده بود.

40:10.742 --> 40:13.712
‫داشتم به تروی میگفتم باید
‫یه سرویس نظافت جرم و جنایت راه بندازه.

40:15.000 --> 40:19.500
‫خیلی بیشتر از بتونه چوب و رنگ
‫لازم میشه تا اینجا پاکسازی بشه.

40:21.286 --> 40:24.089
‫خب، ما قراره خونه‌ت رو تمیز کنیم.

40:25.957 --> 40:29.027
‫اینجا رو از انرژی منفی پاک کنیم.

40:29.928 --> 40:32.497
‫این ساختمون رو تطهیر میکنه.

40:32.498 --> 40:35.833
‫همچنین برای آدم های داخلشه.

40:35.834 --> 40:39.137
‫خوبه، ما به یکم شفا نیاز داریم.

40:43.274 --> 40:45.043
‫بمون و یاد بگیر.

40:54.000 --> 40:58.000
‫مطمئن نیستم آدم کافی ای توی
‫مونتانا باشه تا انرژی اینجا رو عوض کنه.

40:58.223 --> 41:02.093
‫خب، تو خیلی تلاش کردی تا بعد از
‫رفتن مونیکا اون رو تغییر بدی.

41:02.894 --> 41:04.796
‫بازم میشه تغییرش داد.

41:05.597 --> 41:08.065
‫ولی رنگ و خاک اره ممکنه دردسرساز بشن.

41:08.066 --> 41:11.503
‫تیت همیشه توی بروکن راک استقبال میشه
‫اگه آرامش بخواد.

41:12.303 --> 41:15.740
‫خب، من باید مراقبش باشم...

41:15.741 --> 41:18.109
‫مطمئن بشم بفهمه چجور مردی میخواد بشه.

41:18.209 --> 41:22.147
‫خب، قدم های تو به نظر
‫ارزش دنبال کردن رو دارن.

41:24.082 --> 41:27.719
‫نه، هیچ مردی از خانواده داتن
‫نباید مثل پدرش بشه.

41:29.154 --> 41:30.856
‫من پدرت رو میشناختم.

41:31.790 --> 41:33.358
‫تو اون نیستی، کیسی.

41:34.159 --> 41:36.494
‫نگرانی هات برای تیت اثبات همینه.

41:39.500 --> 41:44.500
‫دنبال این تضمین هستی که
‫تیت سالم و سلامت فرار کنه...

41:44.500 --> 41:48.000
‫از تمام اون مرگ و ویرانی که توش نقش داشته.

41:48.000 --> 41:50.000
‫هیچکس نمیتونه این رو بهت بده.

41:50.000 --> 41:55.500
‫تنها کاری که میتونی بکنی اینه که به مسیری
‫که فکر میکنی براش بهترینه راهنماییش کنی.

42:00.000 --> 42:20.000
« آوا مووی - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ AvaMovie.in ]
