WEBVTT

00:00.022 --> 00:01.020
‫به دلیل تصاویر و موضوعات مطرح‌شده
‫این برنامه برای مخاطبان بزرگسال توصیه می‌شود

00:07.005 --> 00:08.796
‫آنچه گذشت...

00:58.812 --> 01:18.812
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

02:09.690 --> 02:13.603
‫« هـنـر خـوشـی »

02:13.604 --> 02:18.604
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

02:18.605 --> 02:23.605
‫ترجمه از «امــیــررضــا»

03:20.960 --> 03:22.400
‫دنبالم نیا

03:30.440 --> 03:32.480
‫دیگه تحمل ندارم

03:35.440 --> 03:38.360
‫خیلی اذیت میشم

03:42.240 --> 03:45.400
‫دیگه نمی‌تونم این قسمت
‫از بدنم رو تکون بدم. ببین

03:47.000 --> 03:49.155
‫اگه دهنتون رو بپوشونید،
‫میام کمک‌تون می‌کنم

03:49.156 --> 03:50.156
‫چی؟

03:50.157 --> 03:53.640
‫- اگه دهنتون رو بپوشونید، میام کمک‌تون...
‫- اوه، بس کن!

03:54.760 --> 03:57.560
‫اینقدر مسخره نباش،
‫وسواس داری، مودی

03:57.720 --> 04:02.680
‫نمی‌بینی چندین ماهه
‫که کسی خونه‌مون نیومده؟

04:03.640 --> 04:05.520
‫خودت چیکار کردی؟

04:05.920 --> 04:08.320
‫باید فوراً به طبیب زنگ بزنی

04:08.360 --> 04:11.800
‫می‌خوام قبل از اینکه بچه خیلی
‫بزرگ بشه، اوضاع رو درست کنه

04:11.960 --> 04:14.240
‫دلیلی برای ترسیدن وجود نداره

04:14.360 --> 04:16.360
‫نه، نه... مسئله‌ی خاصی نیست

04:16.440 --> 04:19.200
‫فقط یه‌کم خون از دست میدی،
‫اتفاق خیلی عجیبی نمی‌افته

04:19.320 --> 04:23.880
‫قبلاً یه دهقان بودی، بنیه‌ی قوی‌ای داری.
‫سریع خوب میشی

04:25.480 --> 04:28.280
‫تو این چیزها رو نمی‌دونی، من می‌دونم

04:28.680 --> 04:30.000
‫من می‌دونم

04:31.920 --> 04:35.520
‫مسئله‌ی خاصی نیست. فقط یه‌کم خون
‫از دست میدی، اتفاق خیلی عجیبی نمی‌افته

04:40.720 --> 04:42.440
‫این براتون خوبه

04:56.960 --> 04:58.520
‫آخ

05:03.920 --> 05:06.960
‫باید هر چه سریع‌تر
‫چند تا کارگر بگیریم

05:07.200 --> 05:09.560
‫از وقتی باغبون‌ها دیگه نمیان،

05:09.880 --> 05:12.240
‫درخت‌ها از شکل افتادن

05:12.840 --> 05:14.920
‫و خود خونه هم...

05:15.440 --> 05:18.880
‫چقدر می‌خوای من رو شکنجه کنی؟
‫بسه دیگه

05:20.000 --> 05:22.000
‫فکر می‌کنی برام مهمه؟

05:23.200 --> 05:25.440
‫چرا باید برام مهم باشه؟

05:25.520 --> 05:27.000
‫- ببخشید؟
‫- ها؟

05:37.440 --> 05:40.640
‫- واقعاً اونقدر حالش بده؟
‫- متاسفانه آره

05:40.960 --> 05:42.800
‫خیلی می‌ترسم

05:42.880 --> 05:45.560
‫خودم حواسم بهش هست.
‫خودش ازم خواست

05:45.920 --> 05:47.320
‫هیچکس...

05:47.520 --> 05:50.280
‫تکرار می‌کنم، هیچکس
‫نباید وارد اتاقش بشه

05:51.720 --> 05:53.920
‫فقط اونطوری می‌تونیم کاری کنیم
‫بیماری بین بقیه‌مون پخش نشه

05:54.000 --> 05:56.960
‫- چطور بیمار شده؟
‫- یه بیماری موذیه

05:57.040 --> 05:58.303
‫از همون اول مراقب بودیم

05:58.304 --> 06:00.720
‫ویروسیه که روی اشیاء
‫و سطوح باقی می‌مونه

06:00.840 --> 06:02.760
‫یادتون رفته دکتر چی گفت؟

06:04.520 --> 06:06.160
‫بجنبید

06:06.360 --> 06:07.840
‫کارهای زیادی دارم

06:09.520 --> 06:12.880
‫«علائم مسمومیت عبارت‌اند از:
‫خشکی غشای مخاطی،

06:12.920 --> 06:14.840
‫مشکل در بلعیدن،

06:14.960 --> 06:17.880
‫پوست ملتهب و خشک،
‫تب، افزایش ضربان قلب،

06:18.080 --> 06:21.960
‫پریشانی، گیجی، هذیان، گرفتگی عضلات

06:22.440 --> 06:24.720
‫خواب‌آلودگی، کما...

06:25.360 --> 06:27.640
‫و ایست قلبی تنفسی»

06:31.440 --> 06:33.640
‫این برای گردش خون‌تونه، شاهدخت

06:33.760 --> 06:35.625
‫- بدن دردتون بهتر شده، درسته؟
‫- آره، آره

06:35.626 --> 06:39.960
‫مثلاً... ببین، می‌تونم این کار رو بکنم.
‫قبلاً نمی‌تونستم

06:40.080 --> 06:41.480
‫خوبه

06:46.480 --> 06:48.040
‫اما حس عجیبی دارم

06:48.200 --> 06:51.080
‫یه‌کم شراب نیاوردی؟

06:51.280 --> 06:55.040
‫یه بطری روزولیو
‫توی میز سمت چپ تخته

06:55.520 --> 06:56.960
‫می‌دونی...

06:57.640 --> 07:00.680
‫نه، تنهایی خوابیدن...

07:00.760 --> 07:04.280
‫برای این همه مدت اصلاً باحال نیست

07:04.400 --> 07:07.520
‫باید به خودت دلداری بدی

07:07.880 --> 07:11.240
‫برای خودت هم یه لیوان بیار. یالا

07:12.880 --> 07:15.960
‫خیلی‌خب. اما بعدش
‫بازم چای گیاهی بهتون میدم

07:20.200 --> 07:22.960
‫اما تنهایی خوابیدن...

07:23.360 --> 07:25.240
‫چند تا مزیت هم داره

07:25.880 --> 07:27.720
‫مخصوصاً صبح‌ها

07:28.680 --> 07:30.520
‫شاهزاده...

07:31.160 --> 07:33.200
‫مثل یه ساعت سوئدی بود

07:34.280 --> 07:36.367
‫به محض اینکه چشم‌هاش رو باز می‌کرد
‫آماده و سرحال میشد

07:36.368 --> 07:39.924
‫خیلی عجیب بود،
‫واقعاً نفسم رو گرفت...

07:39.925 --> 07:44.840
‫یا بهتره بگم خسته‌م کرد.
‫«این کار رو بکن، اون کار رو بکن

07:44.920 --> 07:47.440
‫فلان کار رو بکن، فلان کار رو بکن»

07:47.520 --> 07:51.240
‫بعضی‌وقت‌ها می‌خواستم بگم نه،
‫اما خب بداخلاق میشد

07:51.360 --> 07:54.200
‫پس برای حفظ آرامش خونه...

07:54.880 --> 07:56.720
‫نه، چون...

07:56.880 --> 07:59.880
‫باید قبل از ازدواج

07:59.960 --> 08:02.680
‫به زن راجع به اندازه اطلاع بدن

08:02.880 --> 08:05.720
‫همه چیزش بزرگ بود

08:06.920 --> 08:09.440
‫یه کیر کلفت و بزرگ داشت

08:09.560 --> 08:12.920
‫نه، جدی میگم، واقعاً...

08:13.160 --> 08:16.240
‫خیلی... خیلی...
‫تقریباً این اندازه بود

08:16.360 --> 08:19.960
‫وقتی اولین بار دیدمش با خودم گفتم:
‫«چطور می‌خوام دووم بیارم؟»

08:20.080 --> 08:21.880
‫«امکان نداره همه‌ش جا بگیره»

08:23.400 --> 08:26.160
‫اما جا شد، جا شد، جا شد...

08:26.760 --> 08:29.000
‫حتی ازش لذت هم می‌بردم

08:32.960 --> 08:34.720
‫و لئونورا...

08:35.160 --> 08:38.080
‫مثل پدرش اشتیاق داشت

08:39.200 --> 08:41.160
‫عاشق اغوا کردن بود

08:41.440 --> 08:44.360
‫از اون جور کارها خوشش می‌اومد

08:45.200 --> 08:47.165
‫اما خب یه زن بود

08:47.166 --> 08:51.200
‫اگر مرد می‌بود،
‫یه ویژگی عالی می‌بود

08:55.320 --> 08:56.840
‫اون...

08:57.320 --> 08:59.800
‫یه زیبایی دو لبه داشت

09:03.800 --> 09:05.520
‫ظریف...

09:10.240 --> 09:11.643
‫خطرناک...

09:25.280 --> 09:27.560
‫همینطوری یهویی...

09:29.480 --> 09:30.880
‫بز!

09:32.000 --> 09:33.600
‫بز!

09:49.000 --> 09:50.640
‫خوابی؟

09:53.440 --> 09:54.480
‫گرسنمه

09:55.280 --> 09:56.840
‫منم گرسنمه

10:01.880 --> 10:03.320
‫پاشو بریم

10:06.920 --> 10:08.440
‫کجا؟

10:09.720 --> 10:10.640
‫بهم اعتماد کن

10:20.800 --> 10:21.880
‫ببین

10:24.720 --> 10:27.600
‫این سالن رقصه

10:31.680 --> 10:33.960
‫خوبه، نه؟ بریم

10:36.600 --> 10:39.160
‫- این سالن کوچیکه‌ست
‫- آره، آره

10:47.960 --> 10:50.000
‫این سال غذاخوریه

10:51.840 --> 10:53.920
‫این اتاق پذیرایی صورتی‌رنگه

10:55.920 --> 10:58.080
‫این هم تالار طاووسه

10:59.480 --> 11:00.800
‫بیا، یالا

11:01.680 --> 11:03.800
‫این اتاق پذیرایی آبی کم‌رنگه

12:05.240 --> 12:06.800
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

12:07.480 --> 12:10.000
‫- می‌خوام مامان رو ببینم، نگرانشم
‫- چی؟

12:10.240 --> 12:13.120
‫- می‌خوام مامان رو ببینم، نگرانشم
‫- یادت رفته چی گفتم؟

12:13.240 --> 12:15.160
‫- چی گفتی؟
‫- ماسکت رو بزن

12:15.240 --> 12:18.640
‫- حق دارم ببینمش، نه؟
‫- ماسکت رو بزن

12:20.040 --> 12:22.200
‫نمی‌فهمی که خطرناکه؟

12:22.880 --> 12:24.920
‫چه مرگت شده؟

12:26.040 --> 12:27.960
‫کابوس دیدم

12:29.160 --> 12:31.880
‫- دلم برای مامان تنگ شده
‫- اینقدر بهش نگو مامان!

12:32.600 --> 12:34.080
‫اون مادربزرگته

12:34.160 --> 12:37.200
‫چرا نمی‌ذاری ندیمه‌ها
‫ازش مراقبت کنن؟

12:38.240 --> 12:40.880
‫اگه تو خطر می‌کنی میری پیشش،
‫چرا من نباید برم؟

12:41.000 --> 12:43.120
‫من از همون اول پیشش بودم

12:44.400 --> 12:46.880
‫تازه، خیلی رعایت می‌کنم، باور کن

12:48.320 --> 12:50.080
‫سعی دارم ازت محافظت کنم

12:51.560 --> 12:53.120
‫به هر حال من قوی‌ام

12:54.640 --> 12:56.000
‫بئاتریچ،

12:56.280 --> 12:57.920
‫لطفاً

12:59.680 --> 13:01.600
‫برو توی اتاقت

13:18.880 --> 13:20.480
‫صبح بخیر

13:22.880 --> 13:24.960
‫شکمم درد می‌کنه...

13:26.080 --> 13:28.800
‫گلوم خشک شده،
‫مثل سنباده شده

13:28.960 --> 13:30.680
‫یه نوشیدنی بده بخورم

13:31.960 --> 13:35.000
‫امشب کسی همراهت بود؟

13:35.280 --> 13:36.600
‫ها؟

13:36.760 --> 13:38.080
‫یه بچه همراهت بود

13:38.480 --> 13:41.320
‫بوی پودر تالک می‌داد

13:42.400 --> 13:44.640
‫یا شاید هم...

13:44.800 --> 13:47.080
‫بوی عرق با بوی پودر تالک
‫قاطی شده بود

13:50.320 --> 13:51.800
‫مطمئنم خواب ندیدم...

13:52.880 --> 13:55.520
‫هیچوقت از حرف‌هام
‫اطاعت نمی‌کنی، مودستا

13:56.040 --> 13:57.960
‫نه، چیزی که می‌گید...

14:04.240 --> 14:06.680
‫بالاخره دکتر قراره کِی بیاد؟

14:07.200 --> 14:10.960
‫تا حالا نشده خودش رو سریع برسونه،

14:11.120 --> 14:13.120
‫اما اینکه اینقدر ما رو منتظر
‫نگه داشته خیلی مشکوکه، نه؟

14:13.200 --> 14:16.680
‫با این همه‌گیری خیلی سرش شلوغه،
‫دسترسی بهش خیلی سخت شده

14:17.000 --> 14:18.520
‫به یکی گفتم بهش پیغام برسونه...

14:18.600 --> 14:20.520
‫اینقدر پافشاری نکن، مودستا...

14:21.320 --> 14:24.200
‫به اندازه‌ی کافی هیولا به دنیا اومده

14:24.480 --> 14:28.080
‫دیگه کسی نام خانوادگی ما رو
‫زنده نگه نمی‌داره

14:28.200 --> 14:30.720
‫و روی حرف من هم حرف نزن

14:32.680 --> 14:35.960
‫چون حتی اگه مُرده باشم هم
‫تنبیه‌ت می‌کنم

14:36.560 --> 14:40.240
‫حتی وقتی مُرده باشم هم
‫قدرت تنبیه کردن تو رو دارم!

14:43.040 --> 14:45.240
‫توی وصیت‌نامه‌م نوشتم:

14:45.880 --> 14:47.720
‫«بدون وارث»

14:48.400 --> 14:50.880
‫اگه اونطور نباشه،
‫همه چیز رو از دست میدی

14:52.920 --> 14:56.000
‫در واقع، یادم بنداز که حتماً شخصاً...

14:56.120 --> 14:58.320
‫تحویلش بدم به سردفتر

14:59.400 --> 15:01.440
‫اگه بهم بگید کجاست،
‫خودم می‌تونم بدمش بهش

15:03.840 --> 15:05.480
‫گفتم شخصاً، عزیزم

15:05.960 --> 15:08.880
‫هر کسی بچه داشته باشه،
‫همه چیز رو از دست میده

15:09.120 --> 15:12.160
‫همه چیز به خیریه می‌رسه

15:13.160 --> 15:15.120
‫به جز عنوانت چیزی برات نمی‌مونه،

15:15.400 --> 15:17.040
‫چقدر خنده‌داره!

15:17.520 --> 15:19.920
‫یه شاهدختِ گدا،

15:20.120 --> 15:23.440
‫شاید حتی یه بچه‌ی
‫بی‌ریخت هم داشته باشی

15:23.560 --> 15:25.280
‫دوباره تونست من رو کنترل کنه

15:25.400 --> 15:27.320
‫یه نوشیدنی بده بخورم، بجنب

15:28.560 --> 15:29.760
‫زود باش

15:38.200 --> 15:40.400
‫- چاره‌ای جز اطاعت نداشتم
‫- ساکت باش!

15:41.200 --> 15:42.480
‫ساکت باش!

15:42.560 --> 15:45.960
‫فلج روی یه تخت افتاده بود،
‫اما انگار روی تخت پادشاهی بود،

15:46.160 --> 15:47.840
‫و من خدمت‌کارش بودم

15:48.640 --> 15:51.880
‫دوباره موفق شده بود
‫اراده‌ش رو بهم تحمیل کنه

15:51.920 --> 15:53.440
‫ببخشید

15:54.640 --> 15:56.840
‫و موضوع بچه رو هم
‫کاملاً مشخص کرده بود

15:57.960 --> 15:59.880
‫به یه آتش‌بس نیاز داشتم

16:00.840 --> 16:02.840
‫زمان می‌خواستم

16:04.080 --> 16:06.160
‫به هر قیمتی که شده بود
‫باید پیداش می‌کردم

16:06.320 --> 16:07.760
‫و از شرش خلاص می‌شدم

16:08.080 --> 16:10.560
‫نه دوست داشتم زنده باشه، نه بمیره

16:11.120 --> 16:12.760
‫عجب زن عجیبی بود

16:13.560 --> 16:15.960
‫تصمیمی که می‌گرفت
‫تا آخر پاش می‌موند

16:17.520 --> 16:19.880
‫واقعاً تحسینش می‌کردم

16:30.280 --> 16:32.680
‫می‌گیرمت، حرومزاده

16:35.400 --> 16:36.840
‫اینجایی

16:36.960 --> 16:39.200
‫- گرفتمت، حرومزاده
‫- مودستا!

16:39.320 --> 16:41.000
‫- حواسم بهت هست
‫- بجنب!

16:41.080 --> 16:43.600
‫دارم میام! دارم میام!

16:45.640 --> 16:47.680
‫دیگه باید برم سر کار

16:50.640 --> 16:52.880
‫بمون همین‌جا،
‫بعداً میام سراغت

16:59.120 --> 17:00.760
‫صبر کنید!

17:01.760 --> 17:03.520
‫- صبر کنید!
‫- بجنب، مودستا!

17:03.600 --> 17:04.680
‫بیا بریم!

17:07.280 --> 17:09.600
‫- بیا داخل
‫- ببخشید، می‌خواستم تمیزکاری کنم

17:09.680 --> 17:11.960
‫- خیلی وقته کسی اینجا نیومده
‫- کارت رو بکن

17:12.040 --> 17:14.880
‫به چیزی دست نزنی.
‫دنبال یه کتاب پزشکی می‌گردم

17:14.960 --> 17:17.120
‫- چشم
‫- می‌تونی تمیزکاریت رو بکنی

17:17.320 --> 17:20.920
‫زودتر می‌خواستم بیام تمیز کنم.
‫اما شاهدخت کارم داشتن

17:21.000 --> 17:22.520
‫چی گفتی؟

17:23.400 --> 17:26.760
‫زودتر می‌خواستم بیام تمیز کنم.
‫اما شاهدخت کارم داشتن

17:26.840 --> 17:28.280
‫دیدیش؟

17:28.560 --> 17:31.800
‫شنیدم که زنگ اتاقشون
‫مدام به صدا درمی‌اومد

17:32.000 --> 17:34.680
‫باید چیکار می‌کردم؟
‫رفتم بالا، می‌ترسیدم اتفاقی افتاده باشه

17:35.640 --> 17:39.400
‫- حتی نمی‌تونم ۵ دقیقه اونجا رو ترک کنم؟
‫- خیلی مراقب بودم، به چیزی دست نزدم

17:39.480 --> 17:42.640
‫فاصله‌م رو باهاشون حفظ کردم.
‫به شدت به دکتر نیاز داشتن،

17:42.760 --> 17:44.456
‫پس منم یه نفر رو
‫فرستادم سراغ دکتر

17:44.457 --> 17:48.160
‫خیلی بی‌قرار بودن.
‫فقط کاری که دستور دادن رو انجام دادم

17:56.880 --> 17:58.760
‫دکتر کِی میاد؟

17:59.440 --> 18:01.200
‫فکر کنم فردا

19:00.080 --> 19:01.560
‫علیاحضرت

19:06.400 --> 19:07.760
‫حقیقت داره

19:08.920 --> 19:10.400
‫دزدی می‌کردم

19:11.920 --> 19:15.000
‫همیشه خوشی‌ای که
‫می‌خواستم رو می‌دزدیدم

19:15.320 --> 19:17.760
‫از همه‌کس و همه‌چیز

19:17.880 --> 19:20.120
‫اونا خدا داشتن،
‫من زندگی دنیوی رو می‌خواستم

19:20.200 --> 19:25.120
‫اونا توی زندگی با کلماتی مثل «شیطان»،
‫«جهنم»، «اطاعت» و «گناه» مخالف بودن

19:25.280 --> 19:27.240
‫پشت سر هم می‌گفتم:
‫«متنفرم. ازت متنفرم!»

19:27.320 --> 19:29.040
‫هر چقدر بیش‌تر تنفرم رو بیان می‌کردم،
‫حالم بهتر میشد

19:29.120 --> 19:30.584
‫باید بیش‌تر احتیاط می‌کردم

19:30.585 --> 19:32.335
‫تا همین‌جاش هم مرتکب
‫اشتباه‌های زیادی شده بودم

19:32.336 --> 19:34.600
‫حس می‌کردم روح لئونورا
‫توی سراسر خونه پرسه می‌زنه

19:34.680 --> 19:36.200
‫فکر می‌کردم همراه خودم آوردمش

19:36.280 --> 19:38.320
‫و همراه با لئونورا،
‫مُرده‌های دیگه هم اومده بودن

19:38.440 --> 19:41.320
‫از تظاهر به مطیع بودن
‫خسته شده بودم

19:41.600 --> 19:43.880
‫از شنیدن این حرف‌ها خسته شدم بودم:
‫«خودت می‌بینی...

19:44.160 --> 19:46.880
‫مسئله‌ی خاصی نیست.
‫فقط یه‌کم خون از دست میدی،

19:46.920 --> 19:49.160
‫بنیه‌ی قوی‌ای داری»

19:57.680 --> 19:59.240
‫اون اتفاق نمی‌افته

20:00.880 --> 20:02.960
‫این بچه میشه اولین چیزی
‫که من صاحبش میشم

20:05.080 --> 20:07.280
‫صدقه‌ی هیچکس نیست

20:08.120 --> 20:10.600
‫من آخرین مانعتم

20:11.520 --> 20:12.720
‫آره

20:25.800 --> 20:28.000
‫همه چیز رو از دست میدی، می‌دونی؟

20:29.080 --> 20:31.560
‫بدون پول شما هم می‌تونم دووم بیارم

20:32.200 --> 20:34.160
‫بدون این امکانات

20:34.760 --> 20:36.560
‫نگران بئاتریچم...

20:36.800 --> 20:38.320
‫و ایپولیتو،

20:38.680 --> 20:39.960
‫فقط نگران بچه‌ی خودم نیستم

20:40.920 --> 20:42.560
‫باید زندگی کنیم

20:42.760 --> 20:45.240
‫نباید داخل این دیوارهای
‫مرگ‌آور زندانی باشیم

20:45.320 --> 20:47.120
‫دیوونه‌ای...

20:49.440 --> 20:53.240
‫- که دوست داری زندگی کنی
‫- برعکس دیوونگی و علاقه‌ی شما به مرگ

20:58.960 --> 21:02.960
‫- فکر می‌کردم دوستم داری
‫- معلومه که دوست‌تون دارم

21:04.480 --> 21:05.960
‫قسم می‌خورم

21:07.800 --> 21:09.840
‫آرزوم اینه مثل شما باشم

21:11.880 --> 21:13.160
‫مثل کی؟

21:16.160 --> 21:17.840
‫من کی هستم؟

21:23.280 --> 21:24.600
‫اینجا...

21:25.080 --> 21:26.680
‫در حالی که اتاق‌ها رو مرتب می‌کنم

21:26.880 --> 21:28.880
‫تا آماده‌ی پذیرایی از
‫فامیل‌های مرحومم بشم...

21:29.520 --> 21:30.880
‫من...

21:32.000 --> 21:34.480
‫شاهدخت برندیفورتی هستم

21:35.440 --> 21:36.800
‫اما فردا؟

21:40.120 --> 21:42.880
‫از همین الان می‌تونم
‫سر و صدا رو بشنوم...

21:44.680 --> 21:46.320
‫هیاهوی مردم...

21:49.400 --> 21:51.920
‫در مقابل دروازه‌های کاخ

21:53.960 --> 21:55.440
‫سگ‌ها...

21:56.160 --> 21:57.760
‫درست مثل تو

21:58.640 --> 22:00.400
‫به سرسختی تو

22:01.680 --> 22:03.520
‫اما به شجاعت تو نه

22:04.560 --> 22:07.640
‫درخواست و تمنا می‌کنن...

22:09.040 --> 22:11.160
‫یه سیسیل جدید می‌خوان

22:12.200 --> 22:14.320
‫یه ایتالیای جدید می‌خوان

22:15.880 --> 22:17.760
‫یه رهبر جدید می‌خوان

22:21.320 --> 22:23.440
‫به نام عدالت

22:24.720 --> 22:27.640
‫تمام این جنبش‌ها، این نگرانی‌ها...

22:28.800 --> 22:31.720
‫فقط برای چند صباحی زندگی کردن

22:32.240 --> 22:35.800
‫در این حد افراطی ازش
‫دفاع کردن. چقدر رقت‌انگیز

22:36.720 --> 22:38.120
‫چقدر رقت‌انگیز

22:45.280 --> 22:47.200
‫این دوران پیری...

22:49.080 --> 22:51.400
‫چیزی جز ویرانی محض نیست

22:56.400 --> 22:59.000
‫حیف که نمی‌دونی من قبلاً
‫چقدر دختر شادی بودم

23:02.240 --> 23:04.400
‫همیشه خندان و پرانرژی بودم

23:05.480 --> 23:06.640
‫همیشه در حالی خوشی بودم

23:10.040 --> 23:12.613
‫خیلی‌خب. یه چیزی بیار بخورم

23:18.480 --> 23:20.680
‫دیگه این حق رو دارم که بمیرم، نه؟

24:31.160 --> 24:34.720
‫- کمک...
‫- باشه، باشه

24:36.000 --> 24:38.560
‫الان... الان کمک میارم...

25:36.040 --> 25:37.680
‫این طاعون لعنتی...

25:39.960 --> 25:41.680
‫شاهدخت بیچاره،

25:41.760 --> 25:44.320
‫حتی یه تشییع جنازه‌ی
‫درست‌وحسابی هم براش نگرقتن

25:50.040 --> 25:52.160
‫- دُن آنتونیو
‫- کارمین

25:53.560 --> 25:56.080
‫چه مصیبتی، دُن کارمین.
‫چه فقدانی

25:56.160 --> 25:58.000
‫زن فوق‌العاده‌ای بود

26:00.160 --> 26:01.760
‫- سارو
‫- دُن کارمین

26:01.840 --> 26:03.960
‫به مدت ۳ روز کار رو تعطیل کنید

26:05.160 --> 26:06.880
‫عزاداریم

26:36.200 --> 26:38.680
‫دیگه بی‌کس شدم، مودستا...

26:41.840 --> 26:45.520
‫اون تنها مادر واقعی من بود،
‫دیگه هیچکس رو ندارم...

26:46.480 --> 26:48.120
‫همه‌شون مُردن

26:48.240 --> 26:49.880
‫خودم در کنارتم

26:50.320 --> 26:52.240
‫تو من رو داری. من اینجام

26:53.320 --> 26:54.920
‫بئاتریچ،

26:55.000 --> 26:56.880
‫می‌دونم چه حالی داری

26:57.920 --> 27:00.960
‫می‌دونم وقتی یکی از عزیزانت رو از دست میدی
‫چه حالی بهت دست میده

27:05.600 --> 27:07.440
‫اما ما همدیگه رو داریم

27:41.000 --> 27:42.880
‫صبح بخیر، خانم

27:43.280 --> 27:46.040
‫- خونه‌ی دُن کارمین کجاست؟
‫- اونجا

27:46.200 --> 27:49.840
‫- خونه‌ی دُن کارمین رو نشونش بده
‫- دنبالم بیا، خانم، من می‌برمت

27:50.120 --> 27:51.480
‫ممنون

27:52.520 --> 27:54.316
‫الان مهمون داره.
‫لطفاً بیاید داخل

27:54.485 --> 27:55.833
‫تو کی هستی؟

27:55.988 --> 27:59.208
‫اسم من «وینچنزو»ئه، شاهدخت،
‫من پسر کارمین هستم

27:59.760 --> 28:00.770
‫چند دقیقه‌ی دیگه میاد

28:00.771 --> 28:03.321
‫داره با یکی از هم‌رزم‌های
‫برادرم حرف می‌زنه

28:03.322 --> 28:06.347
‫از ماتیا برامون یه نامه آورده.
‫هر دوتامون جبهه بودیم

28:06.348 --> 28:10.040
‫من چند هفته پیش برگشتم،
‫این مدت هیچ خبری از ماتیا نداشتیم

28:10.280 --> 28:13.840
‫- بشینید. آب بیارم براتون؟
‫- آره، ممنون

28:14.000 --> 28:15.400
‫الان میارم

28:35.920 --> 28:37.760
‫یه مدال هم گرفته

28:38.640 --> 28:41.120
‫دنبالم بیا.
‫باید به سلامتیش بنوشیم. وینچنزو

28:42.480 --> 28:45.080
‫توی ناپله، داره میاد خونه

28:45.320 --> 28:47.400
‫حتی یه مدال هم گرفته

28:48.480 --> 28:50.366
‫شاهدخت. بشین

28:50.367 --> 28:52.594
‫- چیزی بهش تعارف کردی؟
‫- آب، اما...

28:52.595 --> 28:55.920
‫گوش کن، برید به میخونه.
‫برای این پسر جوون یه لیوان شراب ناب بگیر

28:56.040 --> 28:57.720
‫شادی رو به این خونه آورده

28:57.840 --> 28:59.960
‫- خداحافظ، علیاحضرت
‫- برید، منم بعداً میام

29:00.040 --> 29:02.840
‫- ممنون، دُن کارمین
‫- خداحافظ، خدا حفظت کنه

29:04.000 --> 29:05.960
‫فکر می‌کردم پسرم رو از دست دادم

29:06.440 --> 29:08.520
‫ولی حال هر دوشون خوبه

29:09.760 --> 29:11.840
‫این چندین سال اخیر
‫خیلی بهم سخت گذشت

29:12.760 --> 29:14.320
‫دو تا پسر داری؟

29:14.880 --> 29:17.560
‫معلومه، یه مرد مسنم

29:18.560 --> 29:20.200
‫اصلاً بهم نگفتی

29:25.760 --> 29:27.200
‫همسرته؟

29:29.320 --> 29:31.440
‫آره، لوشیا

29:32.960 --> 29:34.440
‫اینجاست؟

29:35.080 --> 29:37.960
‫ده سال پیش از دنیا رفت.
‫روحش قرین رحمت باشه

29:42.480 --> 29:44.960
‫تنهایی پسرهام رو بزرگ کردم

29:45.880 --> 29:47.960
‫اون هم همین کار رو می‌کرد

29:54.320 --> 29:55.520
‫کارمین...

29:59.920 --> 30:02.120
‫بچه‌ت توی شکممه

30:17.160 --> 30:18.880
‫یه چیزی بگو

30:23.880 --> 30:25.560
‫حامله بودن رو دوست داری؟

30:32.320 --> 30:35.320
‫یعنی نسل برندیفورتی ادامه پیدا می‌کنه

30:37.160 --> 30:39.280
‫اسم خانوادگی من روش نیست

30:41.480 --> 30:43.720
‫اینطوری به نفعشه

30:45.640 --> 30:47.760
‫دیگه هیچوقت نبینم بیایی اینجا

30:50.480 --> 30:53.040
‫پسرهام نباید چیزی
‫راجع به نقاط ضعف من بفهمن

30:53.680 --> 30:55.760
‫- نقاط ضعف؟
‫- تو خیلی جوونی

30:55.920 --> 30:57.880
‫تو و وینچنزو تقریباً هم‌سن هستید

30:58.680 --> 31:00.880
‫و الان متوجه شدی؟

31:01.560 --> 31:04.440
‫خودت اون شب اومدی در خونه‌ی من،
‫این رو یادت باشه

31:04.520 --> 31:06.440
‫رقص تانگو فقط ۲ نفره ممکنه

31:07.640 --> 31:08.920
‫چی می‌خوای؟

31:10.240 --> 31:11.880
‫وصیت‌نامه رو

31:13.320 --> 31:16.920
‫تو همه چیز رو درمورد شاهدخت
‫می‌دونی. وصیت‌نامه کجاست؟

31:19.480 --> 31:21.440
‫دختر کوچولوی خوبم...

31:21.920 --> 31:24.440
‫همیشه حواسش به کسب‌وکار بود

31:24.880 --> 31:26.480
‫من دختر کوچولوی تو نیستم

31:28.840 --> 31:30.120
‫کجاست؟

31:30.720 --> 31:32.200
‫پیداش نکردم

31:33.160 --> 31:35.480
‫فردا میام به ویلا،
‫و همه چیز رو مرتب می‌کنم

31:38.200 --> 31:40.160
‫سردفتر رو خبر کن

31:41.960 --> 31:43.720
‫و دُن آنتونیو

31:43.840 --> 31:45.080
‫و دکتر

31:46.160 --> 31:47.520
‫حتی خدمت‌کارها رو هم خبر کن

31:48.960 --> 31:50.400
‫دیگه برو

31:51.240 --> 31:53.240
‫برو، داره تاریک میشه

31:53.800 --> 31:56.040
‫نمی‌خوام شب توی خیابون‌ها باشی

31:59.040 --> 32:01.000
‫لطفاً برو

32:04.735 --> 32:08.335
‫روح خجسته‌ی مادر گرامی‌تون...

32:08.396 --> 32:12.396
‫آقایون، آقایون، می‌دونم
‫عجیب به نظر می‌رسه،

32:12.516 --> 32:15.076
‫اما شاهدخت هیچوقت چیزی
‫راجع به یه وصیت‌نامه نگفتن

32:15.156 --> 32:17.676
‫با گوش‌های خودم شنیدم

32:17.756 --> 32:20.596
‫- خب هیچی به جا نذاشتن
‫- نمی‌فهمم

32:20.676 --> 32:23.396
‫چطور چنین چیزی ممکنه؟
‫شاهدخت خیلی آدم محتاطی بودن

32:23.436 --> 32:25.676
‫- دقیقاً
‫- نمی‌خوام بی‌ادب باشم،

32:25.756 --> 32:28.116
‫اما خوب خونه رو گشتید؟

32:28.196 --> 32:31.196
‫با کمال احترام، دکتر،
‫خونه رو زیر و رو کردیم

32:31.316 --> 32:33.116
‫حتی توی گلدون‌ها رو هم گشتم

32:33.196 --> 32:35.276
‫حتی توی اتاق شاهزاده جاکوبو هم نبود،

32:35.356 --> 32:36.796
‫و اون اتاق موردعلاقه‌ی شاهدخت بود

32:36.916 --> 32:39.916
‫پس احتمالاً شاهدخت اصلاً
‫وصیت‌نامه‌ای ننوشتن

32:39.996 --> 32:42.436
‫بالاخره همه‌مون می‌دونیم
‫که عاشق بازی دادن دیگران بودن

32:42.516 --> 32:47.556
‫به خدمت‌کارها بگو همه‌جا رو بگردن،
‫نمی‌دونم، توی باغ...

32:47.557 --> 32:50.990
‫شاهدخت شخصاً چندین بار به من گفتن

32:50.991 --> 32:53.665
‫که مقدار مشخصی...

32:53.666 --> 32:54.996
‫حتماً، شاهدخت به من هم گفتن

32:55.076 --> 32:59.116
‫که مقداری پول به جا می‌ذارن

32:59.196 --> 33:01.356
‫که باید به نیازمندها داده بشه

33:01.396 --> 33:04.916
‫بازسازی برج ناقوس

33:04.996 --> 33:08.236
‫- شاهدخت بئاتریچ، یادتونه؟
‫- درمانگاه چی؟

33:08.316 --> 33:10.956
‫آقایون، کافیه، بس کنید.
‫جسدش هنوز گرمه

33:11.316 --> 33:12.916
‫یه‌کم احترام قائل باشید

33:14.156 --> 33:15.596
‫وصیت‌نامه نداریم

33:15.836 --> 33:18.396
‫- توی چنین شرایطی چی میشه؟
‫- خب...

33:19.956 --> 33:22.276
‫تا وقتی وصیت‌نامه پیدا بشه....

33:22.396 --> 33:27.236
‫چون شاهزاده ایپولیتو
‫تنها فرزند پسر شاهدخت گایا هستن،

33:27.316 --> 33:29.076
‫ایشون وارث بر حق هستن

33:29.196 --> 33:31.517
‫البته با توجه به شرایط شاهزاده...

33:31.518 --> 33:34.636
‫خانم مودستا همه چیز رو مدیریت می‌کنه

33:37.836 --> 33:41.236
‫می‌خوام یادآوری کنم که شاهزاده
‫از نیت و اراده برخورداره

33:41.516 --> 33:43.236
‫پس امیدوارم، شاهدخت،

33:43.796 --> 33:46.236
‫این موضوع رو بهشون اطلاع بدید

33:46.436 --> 33:49.396
‫- البته، پیترو، با هم بهش می‌گیم
‫- آقایون، بیاید منطقی باشیم

33:49.676 --> 33:52.756
‫خانم مودستا تنها کسیه
‫که تا آخر در کنار شاهدخت بوده

33:52.916 --> 33:55.996
‫حتماً شنیده که وصیت‌نامه‌ی
‫مادرشوهرش چی بوده

33:56.236 --> 33:58.116
‫می‌دونه به هر کسی چه چیزی رسیده

33:58.196 --> 34:00.396
‫- خوب گفتی، کارمین
‫- درسته

34:01.916 --> 34:03.396
‫آره

34:04.236 --> 34:07.716
‫شاهدخت گایا بهم گفت
‫که می‌خواسته مقداری پول...

34:07.796 --> 34:09.956
‫ببخشید، خانم مودستا،
‫اما من صداتون رو نمی‌شنوم

34:16.076 --> 34:19.036
‫شاهدخت مرحوم گرامی‌مون بهم گفت

34:19.156 --> 34:20.918
‫می‌خواد مقداری پول

34:20.919 --> 34:23.996
‫به کلیسای دُن آنتونیو برسه،
‫و همچنین درمانگاه

34:24.076 --> 34:27.236
‫مشخصه که شاهدخت به هیچ وجه
‫به کسایی که این همه سال بهش خدمت کردن

34:27.316 --> 34:29.396
‫بی‌توجه نبوده

34:29.476 --> 34:31.556
‫- البته
‫- دُن گیتانو، دِ شوشِیس، پیترو،

34:31.636 --> 34:33.916
‫- نقره، دُن کارمین
‫- من؟

34:33.996 --> 34:34.996
‫البته

34:39.189 --> 34:44.309
‫شاهدخت بئاتریچ طبیعتاً
‫یه مستمری ثابت دریافت می‌کنه

34:48.389 --> 34:50.109
‫مستمری ثابت؟

34:50.709 --> 34:51.909
‫آره

34:55.029 --> 34:56.549
‫خیلی‌خب

34:59.269 --> 35:02.349
‫اگه به من نیازی نیست،
‫دیگه می‌خوام برم

35:02.669 --> 35:04.189
‫البته، بئاتریچ

35:07.189 --> 35:11.029
‫دماغ و دهن‌تون رو بپوشونید

35:11.109 --> 35:12.309
‫خیلی‌خب

35:12.749 --> 35:15.429
‫آقایون، لطفاً من و کارمین رو تنها بذارید

35:15.949 --> 35:19.629
‫قبل از اینکه بریم به کاتانیا
‫باید همه چیز رو مرتب کنیم

35:20.309 --> 35:22.189
‫- مراقب خودتون باشید
‫- ممنون

35:22.269 --> 35:23.533
‫با اجازه‌تون...

35:23.534 --> 35:24.534
‫خب؟

35:25.029 --> 35:27.429
‫نشستن روی اون صندلی
‫چه حسی داره؟

35:28.309 --> 35:30.589
‫انگار یه‌کم اذیت‌کننده‌ست

35:31.349 --> 35:35.549
‫باید خیلی تمرین کنی،
‫وگرنه باد آورده رو باد می‌بره

35:36.589 --> 35:38.509
‫هیچوقت واضح حرف نمی‌زنی

35:38.909 --> 35:40.829
‫اگه من جای تو بودم...

35:41.469 --> 35:44.029
‫هیجان برای رفتن
‫به شهر رو کنترل می‌کردم

35:44.989 --> 35:47.749
‫کار دیوونه‌واریه.
‫دلیلش رو بهت میگم،

35:47.949 --> 35:51.549
‫به دو دلیل. یک، کاتانیا
‫خیلی از مناطق روستایی آلوده‌تره

35:51.749 --> 35:55.589
‫و بعدش هم خیلی بهتر میشه
‫اگه یه برندیفورتی جوون همراهت باشه

35:56.309 --> 35:58.669
‫یه مرد باشه بهتره. کی می‌دونه؟

35:59.589 --> 36:02.429
‫شاهزاده جدید باعث
‫بسته شدن دهن همه میشه

36:03.949 --> 36:05.829
‫و کسی دنبال این نمی‌گرده

36:12.869 --> 36:15.429
‫شاهدخت وصیت‌نامه‌ش رو داد بهم

36:16.629 --> 36:18.709
‫زن بیچاره بهم اعتماد کرد

36:20.469 --> 36:21.949
‫اما من می‌دمش به تو

36:22.749 --> 36:25.389
‫تو به سایه‌ی خودت هم اعتماد نداری

36:26.469 --> 36:28.149
‫چی شده، مودستا؟

36:28.309 --> 36:29.829
‫حرفی برای گفتن نداری؟

36:31.029 --> 36:34.629
‫ازم متنفری و نمی‌خوای راضیم کنی

36:37.309 --> 36:39.469
‫نمی‌خوای ازم تشکر کنی؟

36:49.069 --> 36:50.549
‫بگیرش

36:56.989 --> 36:58.869
‫پنجره‌ها رو باز کن

36:59.429 --> 37:01.629
‫بذار هوای تازه بیاد توی خونه

37:01.989 --> 37:04.309
‫این خونه به هوای تازه نیاز داره

37:29.309 --> 37:31.669
‫به نظرت کاتانیا چطوره؟

37:32.949 --> 37:35.149
‫پدرم قرار بود ببرم اونجا

37:36.589 --> 37:39.829
‫به نظرم شهر زیبا و بزرگیه

37:40.309 --> 37:44.029
‫پر از مغازه، سینما و ساختمونه...

37:44.589 --> 37:47.349
‫کشتی‌های بزرگ توی دریا وجود دارن

37:49.029 --> 37:51.189
‫بذار چشم‌هات رو ببینم

37:51.429 --> 37:54.109
‫اینجوری می‌فهمم دریا چه شکلیه

38:11.709 --> 38:14.349
‫باورم نمیشه تو اینجایی

38:32.709 --> 38:34.469
‫بئاتریچ؟

38:35.509 --> 38:37.229
‫کجا میری؟

38:38.709 --> 38:41.229
‫چند تا گل می‌برم توی اتاق مامان

38:41.669 --> 38:43.429
‫دیگه حتی نگاهم نمی‌کنی

38:43.549 --> 38:45.349
‫چرا باید نگاهت کنم؟

38:46.229 --> 38:48.469
‫به جز خوردن و خوابیدن کاری نمی‌کنی

38:49.749 --> 38:52.869
‫تمام روز حواس‌پرت و بیخیالی

38:55.149 --> 38:56.229
‫چاق شدی

38:57.349 --> 38:59.869
‫چاق نشدم، حامله‌ام

39:00.069 --> 39:02.491
‫چه پسر هستی، چه دختر،
‫همین حالا بیرون بیا

39:02.492 --> 39:03.932
‫منجی تو را به سمت نور فرا می‌خواند

39:03.933 --> 39:06.932
‫مریم مقدس، منجی را به دنیا آورد،
‫بدون هیچ دردی او را به دنیا آورد

39:06.933 --> 39:09.909
‫عیسی از رحم مادر باکره بیرون آمد،
‫عیسی تو را به سمت دنیا فرا می‌خواند

39:10.109 --> 39:13.189
‫بیرون بیا، همین حالا بیرون بیا،
‫بیرون بیا، همین حالا بیرون بیا

39:13.629 --> 39:15.800
‫چه پسر هستی، چه دختر،
‫همین حالا بیرون بیا

39:15.801 --> 39:17.331
‫منجی تو را به سمت نور فرا می‌خواند

39:17.332 --> 39:19.869
‫مریم مقدس، منجی را به دنیا آورد
‫بدون هیچ دردی او را به دنیا آورد

39:20.509 --> 39:23.349
‫عیسی از رحم مادر باکره بیرون آمد،
‫عیسی تو را به سمت دنیا فرا می‌خواند

39:25.949 --> 39:30.389
‫شیطان رو برام بفرست
‫و آتیشم بزن!

39:57.309 --> 40:00.749
‫اِریپراندو

40:03.029 --> 40:05.389
‫چه اسم وحشتناکی روت گذاشتیم

40:06.469 --> 40:09.829
‫چی شده، پسرم؟

40:11.829 --> 40:15.709
‫چرا مدام گریه می‌کنی؟

40:18.109 --> 40:21.709
‫می‌خوای برات یه گهواره بسازیم

40:36.629 --> 40:39.429
‫اینقدر درها رو به هم نکوب،
‫بیدارش می‌کنی!

40:39.949 --> 40:43.429
‫قبول نمی‌کنی برادرزاده‌ت،
‫پسر من رو ببینی

40:43.709 --> 40:45.189
‫و همه‌ش از من دوری می‌کنی

40:52.869 --> 40:55.309
‫نقره بهم گفت که تو بهش شیر میدی

40:59.669 --> 41:01.389
‫عصبانی‌ام

41:02.109 --> 41:04.589
‫یه خانم محترم
‫یه دایه استخدام می‌کنه

41:06.469 --> 41:09.669
‫اگه دلت جنگ می‌خواد، بئاتریچ،
‫من آماده‌ی مبارزه‌ام

41:13.869 --> 41:16.229
‫به هر حال، قراره بری به کاتانیا

41:16.909 --> 41:19.309
‫می‌خوای بری تو جامعه باشی

41:20.269 --> 41:24.389
‫اما همه می‌دونن که اصالتی نداری، مودستا،
‫با اینکه الان یه عنوان داری

41:25.749 --> 41:29.069
‫هر جایی که بری
‫بوی فقر رو با خودت می‌بری

41:32.109 --> 41:35.429
‫ازدواجت یه رسواییه،
‫شوهرت معلوله

41:38.709 --> 41:40.629
‫و تو هم بوی جادوگری میدی

41:41.309 --> 41:42.589
‫برو بیرون!

41:43.229 --> 41:44.869
‫از اتاق برو بیرون!

41:44.949 --> 41:46.349
‫پاشو!

41:47.389 --> 41:49.589
‫برو بیرون! گمشو!

41:51.149 --> 41:53.389
‫- ولم کن!
‫- بجنب!

41:56.149 --> 41:57.909
‫دیگه گریه نمی‌کنه

41:58.509 --> 42:00.149
‫برو بیرون!

42:04.709 --> 42:06.189
‫در رو هم ببند!

42:14.109 --> 42:15.909
‫یه نوزاده، بئاتریچ

42:17.149 --> 42:19.629
‫تا حالا توی این خونه‌ی مردگان
‫یه نوزاد دیدی؟

42:20.869 --> 42:21.949
‫بیا جلوتر

42:40.349 --> 42:42.629
‫اینقدر از زندگی می‌ترسی؟

42:46.149 --> 42:47.829
‫کدوم زندگی، مودستا؟

42:49.989 --> 42:52.389
‫این زندگی توئه، نه من

42:54.829 --> 42:58.149
‫نوزاد توئه، شوهر توئه، میراث توئه

42:59.829 --> 43:01.549
‫اصلاً به من فکر می‌کنی؟

43:03.309 --> 43:04.829
‫به فکر من هستی؟

43:04.949 --> 43:07.629
‫توی کاتانیا من فقط
‫خواهر شوهر چلاق و بیچاره‌ی توئم

43:08.069 --> 43:10.029
‫یه دختر ترشیده که هنوز
‫به خانواده‌ش وابسته‌ست

43:10.629 --> 43:12.429
‫دیگه چیزی برام باقی نمونده

43:12.589 --> 43:14.589
‫حتی جوونیم رو هم از دست دادم

43:17.029 --> 43:18.829
‫حتی تو هم دیگه دوستم نداری

43:20.509 --> 43:22.709
‫فکر می‌کردم دوستم داری

43:23.109 --> 43:25.949
‫- فکر می‌کردم دوستم داری
‫- اما من که دوستت دارم

43:33.349 --> 43:35.429
‫تو خوشی من هستی

43:36.309 --> 43:38.109
‫تو بخشی از روح من هستی

43:39.389 --> 43:42.989
‫فقط می‌خوام تو خوشحال باشی
‫و احساس کنی در امانی

43:44.309 --> 43:46.389
‫التماست می‌کنم، به من بی‌توجهی نکن

43:53.429 --> 43:54.989
‫عشقم

43:55.189 --> 43:56.589
‫عشقم،

43:56.829 --> 43:58.349
‫مامانی اینجاست

44:11.349 --> 44:14.469
‫لا لا لالایی....

44:15.709 --> 44:19.229
‫بابایی توی راهه

44:20.549 --> 44:24.349
‫برات میاره دونه‌های مختلف

44:24.709 --> 44:28.309
‫رزماری و ریحان

44:59.749 --> 45:01.349
‫ممنون

45:06.989 --> 45:10.389
‫اسم اون نقره‌ست.
‫جیا این اسم مستعار رو روش گذاشته

45:10.509 --> 45:13.309
‫پس ما هم همینطور صداش می‌زنیم

45:13.469 --> 45:15.109
‫- صبح بخیر
‫- صبح بخیر

45:15.349 --> 45:17.589
‫دیگه عضوی از این خانواده شده

45:19.309 --> 45:22.709
‫- اونا وینچنزینا و سانتینا هستن
‫- صبح بخیر، شاهزاده

45:22.909 --> 45:24.629
‫- عالی‌جناب
‫- صبح بخیر

45:24.829 --> 45:26.229
‫- صبح بخیر
‫- اون سالووئه

45:26.309 --> 45:27.549
‫- صبح بخیر، شاهزاده
‫- صبح بخیر

45:27.629 --> 45:29.229
‫خیلی زیادن

45:29.309 --> 45:30.749
‫بیا بریم

45:32.109 --> 45:33.216
‫مشکلی نیست

45:33.217 --> 45:36.578
‫اون جوزپه، اومده جای آنتونیو

45:36.709 --> 45:38.509
‫- و اون ترساست
‫- از دیدنتون خوشحالم

45:38.589 --> 45:41.149
‫خواهرش توی آشپزخونه‌ست،
‫بعداً می‌برمت پیشش

45:42.469 --> 45:45.229
‫حالا همونطور که تمرین کردیم
‫دستش رو ببوس

45:46.109 --> 45:48.989
‫و اون هم اینسه.
‫تازه از شمال ایتالیا اومده

45:49.229 --> 45:52.229
‫- از تورین، عالی‌جناب
‫- قراره خیلی کنار هم باشید

45:52.309 --> 45:55.309
‫وقتی من مراقب بچه‌ام یا سر کارم
‫اون کنارت می‌مونه

45:55.429 --> 45:58.189
‫می‌تونیم قدم بزنیم، کتاب بخونیم،

45:58.349 --> 46:00.429
‫توی تورین مدرک تدریس گرفتم

46:00.509 --> 46:02.589
‫خوشحال میشم

46:02.709 --> 46:03.909
‫ممنون

46:04.349 --> 46:05.549
‫بیا بریم

46:07.389 --> 46:08.989
‫ازش خوشت میاد؟

46:12.949 --> 46:14.549
‫صبح بخیر، دایی ایپولیتو

46:15.149 --> 46:17.469
‫من بئاتریچم، خواهرزاده‌ت

46:17.549 --> 46:19.189
‫بئاتریچ، بالاخره دیدمت

46:19.429 --> 46:21.989
‫مودستا خیلی ازت تعریف کرده

46:23.509 --> 46:26.549
‫بیا بریم. گفتم ناهار رو بیرون
‫آماده کنن تا جشن بگیریم

46:29.829 --> 46:33.429
‫شاهدخت، خواهرزاده‌م رو
‫بهتون معرفی کردم؟

46:33.509 --> 46:36.069
‫- خواهرزاده؟
‫- آره، خواهرزاده‌م، گولیِلمو

46:36.269 --> 46:38.229
‫- اون دیگه چه کلمه‌ایه؟
‫- برای صبحونه؟

46:40.189 --> 46:43.069
‫- «بانیا کاودا»
‫- «بانیا کا...»

46:43.189 --> 46:46.149
‫- سلام، چطوری؟
‫- از آشنایی باهات خوشحالم

46:46.309 --> 46:47.909
‫- خیلی خوش‌تیپ شدی
‫- کارمین!

46:48.909 --> 46:50.309
‫کارمین!

46:50.349 --> 46:52.149
‫- بیا!
‫- وای، خدا، عجب بادیه

46:52.269 --> 46:54.069
‫- مگس و باد
‫- اومدم

46:54.149 --> 46:56.549
‫- یکی از اونا هم بهم بده
‫- سلام به این گروه دلنشین

46:56.629 --> 46:58.829
‫- ممنون
‫- صبح بخیر، کارمین

46:59.069 --> 47:01.509
‫- بیا شاهزاده‌ی جوان رو ببین
‫- اصلاً برای همین اومدم

47:01.589 --> 47:03.109
‫- دُن کارمین
‫- چطورید؟

47:03.189 --> 47:05.909
‫- خواهرزاده‌م، گولیِلمو رو دیدی؟
‫- بیا اینجا

47:05.989 --> 47:07.549
‫از آشنایی باهات خوشحالم

47:10.669 --> 47:13.069
‫خیلی خوشگله.
‫چه رنگ و رویی داره، ببینیدش

47:14.389 --> 47:16.469
‫- تبریک میگم، علیاحضرت
‫- ممنون

47:16.549 --> 47:19.589
‫یه هدیه‌ی کوچیک برای شاهزاده آوردم

47:21.189 --> 47:23.469
‫- اسمش رو چی گذاشتین؟
‫- اِریپراندو،

47:23.589 --> 47:25.829
‫- از روی اسم پدرِ مامان
‫- البته

47:26.029 --> 47:28.469
‫قطعاً همه چیز به رفتارت بستگی داره

47:29.349 --> 47:30.989
‫تبریک میگم، شاهزاده

47:31.989 --> 47:33.909
‫ممنون

47:34.549 --> 47:36.989
‫متاسفانه باید با شما خوبان
‫خداحافظی کنم، کار دارم

47:37.069 --> 47:39.069
‫زمین‌ها منتظرن،
‫خیلی کار روی دستم مونده

47:39.189 --> 47:40.629
‫بمون، کارمین. غذا زیاده

47:40.829 --> 47:43.749
‫- نمی‌تونم، شرمنده
‫- نمی‌خوای یه‌کم دیگه بمونی؟

47:46.589 --> 47:48.229
‫من همراهت میام

47:48.309 --> 47:50.709
‫راجع به خیلی چیزها باید حرف بزنیم،
‫خیلی وقته که غایب بودی

47:50.989 --> 47:53.629
‫- میگم اسب‌ها رو آماده کنن
‫- شاهدخت...

47:54.229 --> 47:55.829
‫لازم نیست مهمون‌هاتون رو تنها بذارید

47:56.509 --> 47:58.709
‫تازه، اخیراً زایمان کردید...

47:59.029 --> 48:01.189
‫- اسب‌سواری براتون خوب نیست
‫- آره، عاقلانه نیست

48:01.269 --> 48:03.909
‫- درست میگه، مودی
‫- اسب‌سواری خطرناکه

48:04.029 --> 48:07.589
‫- آره، خطرناکه
‫- چیزی نمی‌خوری، کارمین؟

48:08.309 --> 48:10.269
‫نه، خیلی ممنون

48:11.309 --> 48:13.269
‫- خوش بگذره
‫- روز خوش

48:13.349 --> 48:14.549
‫- خداحافظ
‫- خداحافظ

48:16.509 --> 48:18.909
‫چه اسب خوشگلی

48:39.069 --> 48:40.669
‫ببخشید!

48:40.829 --> 48:43.309
‫ببخشد، دُن کارمین رو ندیدی؟

48:44.589 --> 48:47.309
‫دُن کارمین رو ندیدی؟

48:47.509 --> 48:49.269
‫اون ناشنواست.
‫صدات رو نمی‌شنوه

48:54.309 --> 48:56.069
‫قایم شدی؟

48:56.629 --> 48:58.549
‫فکر کردم کار داری

48:59.829 --> 49:02.189
‫حتماً یه خبر خیلی مهمی رو
‫می‌خوای بهم بگی

49:03.869 --> 49:06.229
‫دارم میرم، کارمین

49:06.669 --> 49:08.309
‫میرم به کاتانیا

49:09.149 --> 49:10.989
‫همون چیزیه که می‌خواستی

49:16.709 --> 49:19.909
‫شاهزاده ایپولیتو رو توی شهر هم
‫می‌خوای به همه نشون بدی؟

49:20.549 --> 49:22.189
‫به همه‌ی عالی‌جناب‌ها نشونش میدی؟

49:28.829 --> 49:31.909
‫هیولا رو آزاد می‌کنی
‫تا همه‌ی توجه‌ها روی اون باشه

49:33.069 --> 49:35.509
‫و کسی متوجه نشه خودت کی هستی

49:38.389 --> 49:41.469
‫دلیلی نداره ایپولیتو زندانی باشه

49:41.669 --> 49:43.589
‫رویابافی با واقعیت فرق داره

49:44.309 --> 49:47.189
‫حالا که همه قیافه‌ش رو دیدن،
‫اقتدارت رو از دست دادی

49:47.389 --> 49:50.229
‫تو نمی‌فهمی، من نیازی به اقتدار ندارم

49:51.269 --> 49:54.709
‫- نمی‌خوام معشوقه‌ی کسی باشم
‫- می‌خوای یه خدمت‌کار باشی؟

49:54.829 --> 49:57.309
‫نه خدمت‌کار، نه معشوقه.
‫چی با خودت فکر می‌کنی؟

49:57.429 --> 50:00.229
‫من و شاهدخت مرحوم گرامی
‫بهت اعتماد کردیم

50:00.469 --> 50:03.309
‫اما ظاهراً فقط یه زن معمولی هستی.
‫و خیلی هم تنبلی

50:04.309 --> 50:06.189
‫به همین زودی از کار خسته شدی؟

50:06.309 --> 50:09.229
‫به خودم ربط داره.
‫از این کار خوشم نمیاد

50:09.749 --> 50:11.749
‫می‌خوام درس بخونم

50:12.629 --> 50:14.349
‫- می‌خوام زمین رو بفروشم
‫- درس، درس

50:14.429 --> 50:16.589
‫می‌خوام درس بخونم یعنی چی؟

50:16.829 --> 50:20.429
‫پس من فقط یه زن تنبلم.
‫همونطور که خودت گفتی، یه زن معمولی‌ام

50:21.212 --> 50:23.182
‫هر جور دوست داری فکر کن، پیرمرد

50:24.109 --> 50:25.669
‫دیگه حرفی ندارم

50:32.829 --> 50:35.555
‫اما وقتی همه بفهمن که
‫می‌خوای زمین رو بفروشی،

50:35.556 --> 50:37.269
‫هیچکس به اندازه‌ی
‫قیمت واقعیش بهت پول نمیده

50:37.309 --> 50:38.589
‫می‌فهمی؟

50:38.949 --> 50:40.749
‫پس خودت بخرش

50:41.069 --> 50:44.869
‫بعد از ۲۰ سال برنامه‌ت رو تکمیل کن.
‫پولش رو که داری، نه؟

50:46.429 --> 50:47.709
‫باهوشی

50:48.229 --> 50:50.109
‫اما من هیچوقت دزدی نکردم

50:50.269 --> 50:52.857
‫هر چیزی که دارم رو
‫با سخت‌کوشی به دست آوردم

50:52.858 --> 50:54.968
‫در حالی که شاهدخت و بچه‌هاش...

50:54.989 --> 50:57.509
‫نمی‌خوام پشت سر مُرده‌ها حرف بزنم،

50:57.749 --> 51:01.309
‫اما اونا فقط سرشون توی کتاب‌هاشون بود،
‫به ستاره‌ها نگاه می‌کردن،

51:01.389 --> 51:03.549
‫- ولی من همه‌ش مشغول کار بودم
‫- به کاتانیا میایی؟

51:05.349 --> 51:06.869
‫میایی بهم سر بزنی؟

51:07.109 --> 51:09.669
‫کارم توی شهر چیه؟

51:11.069 --> 51:13.509
‫من یه آدم روستایی‌ام،
‫به اینجا تعلق دارم

51:15.469 --> 51:17.189
‫می‌ذارم بری به دیوونگی‌هات برسی

51:19.549 --> 51:20.989
‫بس کن، دختر کوچولو، بس کن

51:22.909 --> 51:25.309
‫زمان شادی و بی‌خیال بودن تموم شده

51:27.629 --> 51:29.589
‫من تا ابد ازت حمایت می‌کنم

51:31.909 --> 51:33.589
‫هیچوقت فریبت نمیدم

51:34.309 --> 51:36.069
‫اما باید آروم باشی

51:37.909 --> 51:39.509
‫و باید فراموش کنی

51:43.109 --> 51:44.949
‫کارمین که فراموش کرده

52:04.189 --> 52:06.309
‫همیشه در خدمتتم، شاهدخت

53:16.309 --> 53:18.229
‫هی، مراقب باش!

53:18.589 --> 53:22.309
‫- آقا، تا شب نمیشه منتظر بمونیم
‫- من اومدم خرید کنم، تو چی؟

53:30.189 --> 53:31.309
‫اینجا رو ببینید!

53:32.109 --> 53:34.069
‫همه‌ی گوشت‌ها فروشی‌ان!

53:34.229 --> 53:36.109
‫بجنب، خانم!

53:42.549 --> 53:43.949
‫نظر تو چیه؟

53:44.349 --> 53:46.949
‫خوشحالی که بالاخره به کاتانیا اومدیم؟

54:07.469 --> 54:08.949
‫درست رفتار کن

54:09.909 --> 54:12.389
‫- شاهدخت
‫- صبح بخیر

54:12.589 --> 54:14.269
‫آروم، من کمک‌شون می‌کنم

54:14.309 --> 54:16.629
‫- خوش اومدید
‫- خوش اومدید

54:19.149 --> 54:21.309
‫از دیدنتون خوشحالم

54:22.309 --> 54:23.829
‫بله، بله

54:27.549 --> 54:30.869
‫- ایشون شاهدخت مودستا هستن
‫- آه، مودستا، خوش اومدید

54:31.109 --> 54:32.949
‫- سفرتون چطور بود؟
‫- خوب بود

54:34.149 --> 54:35.709
‫ممنون، ممنون

54:40.149 --> 54:41.869
‫عشقم... بپوشونش

54:42.429 --> 54:43.549
‫بله...

54:44.149 --> 54:45.229
‫بله...

57:06.264 --> 57:07.904
‫دختره‌ی احمق،

57:08.052 --> 57:10.984
‫اگه این‌قدر دلت می‌خواد
‫بدونی دریا چه شکلیه...

57:11.384 --> 57:13.264
‫بفرما ببین

57:56.827 --> 58:01.827
‫ترجمه از «امــیــررضــا»

58:01.828 --> 58:06.828
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

58:08.606 --> 58:11.384
‫[ به یاد عمو کارلو ]

58:11.385 --> 58:31.385
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
