WEBVTT

00:00.022 --> 00:00.793
‫به دلیل تصاویر و موضوعات مطرح‌شده
‫این برنامه برای مخاطبان بزرگسال توصیه می‌شود

00:01.792 --> 00:03.575
‫آنچه گذشت...

00:58.817 --> 01:13.817
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

02:14.156 --> 02:18.157
‫« هـنـر خـوشـی »

02:18.158 --> 02:23.158
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

02:23.159 --> 02:28.159
‫ترجمه از «امــیــررضــا»

02:48.308 --> 02:49.549
‫بیدار بشید، خانم

02:52.588 --> 02:56.988
‫شاهدخت گفتن این رو بپوشید.
‫لباس عروسی خودشون بوده

02:57.068 --> 02:58.948
‫فوق‌العاده نیست؟

03:00.188 --> 03:02.188
‫بجنبید، باید عجله کنیم

03:08.468 --> 03:09.708
‫دست‌هاتون رو ببرید بالا

03:11.148 --> 03:14.868
‫- ساعت چنده؟
‫- مدتی از ۳ صبح گذشته

03:43.794 --> 03:45.154
‫خیلی خوشگل شدید

03:45.994 --> 03:49.314
‫این‌که اون موجود می‌تونه با شما
‫ازدواج بکنه، یه هدیه‌ی بهشتیه

03:49.394 --> 03:53.314
‫اون شاهزاده ایپولیتوئه.
‫اسم داره، یه موجود نیست

03:53.394 --> 03:57.234
‫درست می‌گید. حماقت من رو ببخشید.
‫بعضی‌وقت‌ها بدون فکر کردن حرف می‌زنم

04:07.314 --> 04:10.194
‫من برم تور رو بیارم.
‫تازه مرتبش کردیم

04:21.114 --> 04:22.794
‫می‌بینم که ناراحتی، منا

04:23.674 --> 04:24.794
‫به‌خاطر روکو ناراحتی؟

04:25.354 --> 04:26.674
‫آره، متاسفم

04:28.314 --> 04:29.794
‫بهش علاقه داشتم

04:34.234 --> 04:39.074
‫یه بار مخفیانه بهم گفت
‫که اون هم به تو علاقه داشته

04:39.714 --> 04:41.914
‫و اگه شوهرت از جنگ برنگشته بود،

04:41.994 --> 04:44.074
‫بهت پیشنهاد می‌داد

04:45.434 --> 04:47.074
‫خودش این رو گفت؟

04:49.234 --> 04:50.714
‫- واقعاً؟
‫- آره

04:51.594 --> 04:53.754
‫زندگی عجیبه، خانم مودستا

04:56.394 --> 04:58.514
‫خیلی عشق به سرانجام نرسیده
‫وجود داره...

05:02.874 --> 05:03.994
‫آماده‌اید؟

05:09.354 --> 05:10.634
‫بی‌سروصدا

05:18.354 --> 05:20.154
‫تبریک میگم، شاهدخت

05:28.074 --> 05:30.354
‫مودستا اِسپاتارو،

05:30.434 --> 05:34.194
‫آیا قبول می‌کنید که مطابق
‫با آیین کلیسای مادر مقدس

05:34.274 --> 05:39.274
‫شاهزاده ایپولیتو کوستانتینو برندیفورتی،

05:39.314 --> 05:43.074
‫بارونِ باسلو، مارکیِ بیانکاویلا را

05:43.154 --> 05:47.114
‫به عنوان همسر خود برگزینید؟

05:47.194 --> 05:48.274
‫بله

05:48.314 --> 05:52.194
‫و شما، شاهزاده ایپولیتو
‫کوستانتینو برندیفورتی،

05:52.274 --> 05:55.834
‫بارونِ باسلو، مارکیِ بیانکاویلا،

05:55.914 --> 06:01.794
‫آیا قبول می‌کنید که مطابق
‫با آیین کلیسای مادر مقدس

06:01.874 --> 06:05.354
‫- بله. بله
‫- مودستا اِسپاتارو را به همسری برگزینید؟

06:05.434 --> 06:09.314
‫- بله
‫- پس شما را زن و شوهر اعلام می‌کنم

06:28.194 --> 06:29.354
‫بفرمایید

06:31.354 --> 06:34.234
‫گفتم دو تا تخت مجزا
‫براتون بذارن، شاهدخت

06:38.794 --> 06:39.914
‫یه زنگ اونجا هست

06:41.194 --> 06:43.874
‫هر وقت خواستید، صدام کنید.
‫هر موقع از شبانه‌روز

06:44.834 --> 06:45.914
‫ممنون

06:46.834 --> 06:48.314
‫خوب بخوابید، شاهدخت

07:00.234 --> 07:01.354
‫برو کنار

07:07.634 --> 07:08.634
‫مودی...

08:25.954 --> 08:27.074
‫صبح بخیر، شاهدخت

09:00.514 --> 09:01.994
‫خیلی خوشگلی...

09:02.954 --> 09:03.914
‫مثل یه بچه گربه...

09:04.954 --> 09:05.954
‫خطرناکی

09:08.394 --> 09:09.674
‫می‌خوای امتحان کنی؟

09:12.474 --> 09:15.714
‫نه، خودم.
‫دستت رو ببر کنار

09:24.954 --> 09:26.274
‫داری دیوونه‌م می‌کنی

09:33.714 --> 09:35.194
‫صبح بخیر

09:35.274 --> 09:37.154
‫اینا والدین روکو هستن

09:37.234 --> 09:40.274
‫از سن ویتو اومدن وسایلش رو ببرن

09:40.314 --> 09:42.314
‫ممنون که این همه راه رو اومدید

09:42.914 --> 09:43.874
‫تسلیت میگم

09:58.874 --> 10:01.074
‫وقتی اون اتفاق افتاد
‫شما هم پیشش بودید، درسته؟

10:02.354 --> 10:03.874
‫آره

10:03.954 --> 10:06.874
‫این از طرف شاهدخت گایا
‫و بقیه‌ی اعضای ویلاست

10:07.874 --> 10:10.314
‫امیداوریم یه‌کم دردتون رو تسکین بده

10:11.834 --> 10:14.274
‫این کار نیازی نبود. ممنون

10:14.754 --> 10:18.314
‫برامون یه نامه فرستاده بود،
‫نوشته بود عاشق یه دختر شده

10:18.394 --> 10:20.394
‫می‌خواست باهاش ازدواج کنه

10:21.754 --> 10:24.834
‫- اما موانعی سر راهش بوده
‫- واقعاً؟

10:26.514 --> 10:28.354
‫کدوم دختر؟

10:28.434 --> 10:31.434
‫فکر کنم عاشق دختر
‫یکی از کشاورزهامون شده

10:35.354 --> 10:36.714
‫این رو آوردم...

10:38.234 --> 10:39.874
‫تا یه چیزی برای به یاد داشتن
‫روکو داشته باشه

10:39.954 --> 10:42.674
‫می‌تونید بدیدش به من.
‫خودم شخصاً می‌دمش به دختره

10:48.754 --> 10:52.314
‫همونطور که برنامه ریخته بودم،
‫داشتم به یه آدم سلطنتی خوب تبدیل می‌شدم

10:52.874 --> 10:54.674
‫با همه مهربون بودم

10:54.754 --> 10:57.394
‫برای آروم کردن منا
‫بهش دروغ می‌گفتم

10:58.034 --> 10:59.714
‫هدایای سخاوتمندانه می‌دادم

10:59.834 --> 11:03.194
‫متکبرانه و لبخند به لب قدم می‌زدم

11:03.274 --> 11:05.674
‫و همه عقب می‌رفتن

11:06.474 --> 11:10.234
‫و به احترام بانوی بزرگوار
‫سرشون رو خم می‌کردن

11:10.314 --> 11:11.834
‫چون منم آدم سلطنتی‌ای بودم

11:13.434 --> 11:15.154
‫اما هنوم دست‌نیافتنی بودم

11:22.954 --> 11:25.554
‫- صبح بخیر، علیاحضرت
‫- صبح بخیر، تریسا

11:26.714 --> 11:28.594
‫- صبح بخیر، علیاحضرت
‫- صبح بخیر، سالوو

11:29.394 --> 11:31.114
‫- علیاحضرت
‫- بئاتریچ رو ندیدی؟

11:31.194 --> 11:34.714
‫یک ساعت پیش داشتن از پله‌ها پایین می‌رفتن،
‫اما بعد از اون دیگه ندیدمشون

11:35.434 --> 11:36.914
‫شاهدخت بئاتریچ رو ندیدی؟

11:40.314 --> 11:42.234
‫همه‌جا رو دنبالت گشتم

11:42.314 --> 11:44.074
‫هنوز روی تختی؟

11:44.834 --> 11:48.234
‫- داشتم یه‌کم استراحت می‌کردم
‫- اما وقت ناهاره

11:48.834 --> 11:50.914
‫دیروز اومدم توی اتاقت،
‫اما اونجا نبودی

11:50.994 --> 11:52.914
‫نمی‌تونم ایپولیتو رو تنها بذارم

11:55.434 --> 11:57.674
‫الان که ازدواج کردیم
‫باید کنارش بخوابم

11:57.754 --> 12:00.554
‫خودمون چی پس؟
‫دیگه اصلاً همدیگه رو نمی‌بینیم

12:00.634 --> 12:03.834
‫- اونطور نگو، دیوونه
‫- بهم نگو دیوونه

12:05.194 --> 12:07.154
‫- چی می‌خونی؟
‫- هیچی

12:07.234 --> 12:09.114
‫- بده ببینمش
‫- چیزی نیست

12:09.194 --> 12:10.274
‫بذار ببینمش

12:24.034 --> 12:26.074
‫این عکس‌ها مال کی‌ان؟

12:27.834 --> 12:30.874
‫دایی جاکوبو.
‫از توی اتاقش این رو دزدیدم

12:35.434 --> 12:37.434
‫با ایپولیتو اون کار رو می‌کنی؟

12:39.274 --> 12:41.674
‫مجبور نیستم هیچکدوم
‫از این کارها رو بکنم

12:42.434 --> 12:44.714
‫فقط ازش مراقبت می‌کنم،
‫مثل یه برادر

12:45.354 --> 12:46.594
‫قسم بخور

12:48.194 --> 12:49.474
‫معلومه که قسم می‌خورم

12:50.674 --> 12:52.474
‫حتی بهم دست هم نمی‌زنه

12:54.074 --> 12:56.074
‫و نمی‌دونی خوابیدن
‫با یه مرد چطوره؟

13:00.874 --> 13:02.034
‫نه، نمی‌دونم

13:05.274 --> 13:07.394
‫منم نمی‌دونم، و هیچوقت هم نمی‌فهمم

13:08.274 --> 13:12.194
‫و به‌خاطر پاهام هیچوقت نمی‌تونم
‫ازدواج بکنم، قبلاً بهت گفتم

13:12.274 --> 13:14.274
‫مامان هم هیچ نوه‌ای نمی‌خواد

13:15.034 --> 13:19.114
‫نمی‌خواد توی خانواده بیش‌تر از این
‫فلج و هیولا وجود داشته باشه

13:24.714 --> 13:28.314
‫- تا ابد عاشق هم می‌مونیم، درسته؟
‫- اما تو اصلاً پیش من نیستی

13:33.074 --> 13:35.274
‫به قصری که توی کاتانیا داریم فکر می‌کنم...

13:35.834 --> 13:37.354
‫هر روز آدم‌های زیادی رو می‌دیدیم

13:37.434 --> 13:39.274
‫و عصرها بیرون می‌رفتیم

13:47.754 --> 13:49.674
‫از توی کاخ میشه دریا رو دید؟

13:51.114 --> 13:52.474
‫معلومه که میشه

13:53.674 --> 13:55.154
‫از توی همه‌ی اتاق‌ها معلومه

13:55.914 --> 13:57.354
‫نور قشنگی داره

13:59.074 --> 14:00.474
‫جنگ تموم شد!

14:00.554 --> 14:02.114
‫چه خبره؟

14:02.674 --> 14:04.074
‫جنگ تموم شد!

14:04.154 --> 14:06.674
‫- خدایا، امکان نداره
‫- جنگ تموم شد!

14:10.354 --> 14:11.514
‫جنگ تموم شد!

14:12.394 --> 14:13.594
‫واقعاً؟

14:15.594 --> 14:17.034
‫بالاخره برمی‌گردیم به کاتانیا!

14:20.914 --> 14:22.234
‫جنگ تموم شد!

14:23.234 --> 14:24.474
‫چه خبره؟

14:25.314 --> 14:27.634
‫- جنگ تموم شد!
‫- برای ما تموم نشده!

14:28.914 --> 14:30.074
‫می‌فهمید؟

14:31.314 --> 14:32.474
‫برای ما تموم نشده

14:33.834 --> 14:37.034
‫مگه خود شما جنگ رو نمی‌خواستید؟

14:37.114 --> 14:39.874
‫مگه چی هستید؟
‫چند تا توله سگ خنگ؟

14:40.434 --> 14:42.594
‫بذارید واضح براتون توضیح بدم

14:43.354 --> 14:45.714
‫جنگ هرگز برای ما تموم نمیشه

14:47.594 --> 14:49.394
‫چیزی برای جشن گرفتن وجود نداره

14:49.474 --> 14:52.474
‫برگزاری هر گونه جشنی اکیداً ممنوعه

14:52.554 --> 14:55.754
‫- برگردید سر کارتون. ممنون
‫- منصفانه نیست!

14:58.314 --> 15:00.754
‫شما دو نفر اونجا چیکار می‌کنید؟
‫بیاید بالا

15:06.434 --> 15:07.474
‫مامان...

15:13.594 --> 15:17.074
‫اصلاً چطور می‌تونید با اونطور
‫آدم‌هایی قاطی بشید؟

15:17.154 --> 15:19.314
‫اما مامان جنگ بالاخره تموم شد!

15:20.674 --> 15:21.914
‫ببینیدش

15:24.634 --> 15:27.514
‫عشقی که بین ما بود
‫حتی قابل توصیف هم نیست

15:28.674 --> 15:32.354
‫هر روز در این کمد رو باز می‌کنم
‫تا بوی لباس‌هاش رو حس کنم

15:33.354 --> 15:36.114
‫اون تنها بچه‌ایه
‫که دوستش داشتم

15:36.194 --> 15:37.554
‫و اون توی جنگ مُرد

15:38.314 --> 15:40.739
‫چه جنگ تموم بشه، چه نشه،

15:40.740 --> 15:43.594
‫جنگ برای ما برندیفورتی‌ها تموم نمیشه

15:48.714 --> 15:51.034
‫به کاتانیا برنمی‌گردیم. هرگز

15:52.274 --> 15:55.034
‫کاتانیا بخشی از یه زندگی دیگه‌ست

15:55.114 --> 16:01.354
‫زندگی‌ای که توش پسر من زنده،
‫سالم، قوی و خوش‌تیپ بود

16:04.923 --> 16:06.474
‫الان دیگه خوراک کرم‌ها شده

16:08.274 --> 16:11.434
‫وقتی من بمیرم،
‫تو توی همین ویلا می‌مونی

16:11.514 --> 16:13.754
‫باید مراقب اتاقم باشی،

16:13.874 --> 16:16.434
‫همونطوری که من از اتاق‌های
‫آشناهای مُرده مراقبت کردم

16:16.514 --> 16:18.154
‫این سرنوشت توئه

16:18.234 --> 16:21.314
‫منصفانه نیست، مامان. من دوست دارم
‫برم به کاتانیا، می‌خوام زندگی کنم

16:22.234 --> 16:23.434
‫می‌خوای زندگی کنی؟

16:25.594 --> 16:28.634
‫تو فقط یه فلج بیچاره‌ای،
‫فایده‌ی زندگی چیه؟

16:31.314 --> 16:34.954
‫به هر حال، بحث کردن فایده‌ای نداره.
‫من تصمیمم رو گرفتم

16:42.554 --> 16:44.994
‫به چی فکر می‌کنی؟
‫اینکه من دیوونه‌ام؟

16:45.594 --> 16:46.594
‫نه

16:47.554 --> 16:52.554
‫فکر می‌کنی من خودخواهم؟

16:52.634 --> 16:54.114
‫معلومه که اونطور فکری می‌کنم

16:54.914 --> 16:57.354
‫آخه من هیچوقت نگفتم
‫که آدم خیرخواهی‌ام

16:59.194 --> 17:01.714
‫آدم خیرخواه بودن کاملاً...

17:03.034 --> 17:04.274
‫حقه‌بازیه

17:04.874 --> 17:06.154
‫ساختگیه

17:07.314 --> 17:08.874
‫ریاکاریه

17:10.114 --> 17:12.034
‫«جلب حسن توجه مخاطب»

17:12.114 --> 17:15.354
‫اصلاً خیرخواهی بقیه‌ی مردم
‫برام مهم نیست

17:16.314 --> 17:17.834
‫اگه من رو ببخشید...

17:17.914 --> 17:19.634
‫کافیه

17:21.154 --> 17:23.474
‫دیگه خسته شده بودم
‫از اینکه وانمود می‌کردم

17:23.554 --> 17:25.714
‫از کسی اطاعت می‌کنم که
‫برای زندگی ما تصمیم می‌گیره،

17:25.834 --> 17:27.754
‫از اعمال قدرتش خسته شده بودم

17:29.954 --> 17:33.370
‫شاهدخت برای شام نمیاد پایین،
‫می‌خواد توی اتاقش گوشتابه بخوره

17:33.371 --> 17:34.714
‫الان آماده می‌کنم

17:35.394 --> 17:37.434
‫صلح بالاخره آزادمون کرده بود

17:37.514 --> 17:39.594
‫خیلی وقت بود منتظر این لحظه بودیم

17:40.434 --> 17:42.954
‫تمام مردم ایتالیا ریخته بودن بیرون.
‫در حالی که ما...

17:43.034 --> 17:45.354
‫من هیچوقت تجربه‌ش نکرده بودم،
‫حتی قبل از جنگ هم تجربه‌ش نکردم

17:46.314 --> 17:47.674
‫نمی‌دونم صلح چیه

17:48.714 --> 17:50.434
‫من بهتون اجازه‌ی جشن گرفتن میدم

17:52.074 --> 17:53.274
‫من مجوز میدم

17:54.434 --> 17:58.394
‫اما باید خارج از اینجا جشن بگیرید.
‫توی ملک باشه، اما دور از ویلا

17:58.914 --> 18:02.274
‫اما بعد از اینکه شاهدخت گایا خوابید

18:03.194 --> 18:04.514
‫ممنون

18:05.354 --> 18:08.234
‫نگران نباشید، هر چی شما بگید

18:09.434 --> 18:10.514
‫اما می‌دونم خوشی چیه

18:11.674 --> 18:14.674
‫می‌تونم توی وجود دیگران حسش کنم

18:14.754 --> 18:18.754
‫یهویی توی خون‌شون،
‫توی چشم‌های درخشان‌شون منفجر میشه

18:19.714 --> 18:21.314
‫و من می‌خواستم همه‌ش مال خودم باشه

18:21.394 --> 18:22.634
‫از این طرف

18:58.594 --> 19:00.274
‫چرا دیگه نمی‌رقصید؟

19:01.754 --> 19:03.594
‫ادامه بدید، ما هم اومدیم جشن بگیریم!

19:04.994 --> 19:07.114
‫یالا، آهنگ رو ادامه بدید!

19:28.074 --> 19:29.234
‫شاهدخت!

19:29.314 --> 19:31.234
‫- شاهدخت
‫- چی شده؟

19:33.074 --> 19:36.714
‫- چه خبره؟
‫- یه خبر خوب دارم

19:36.834 --> 19:39.514
‫- چی؟
‫- شوهرم داره برمی‌گرده

19:41.154 --> 19:43.874
‫زنده مونده، شاهدخت

19:43.954 --> 19:47.154
‫خیلی برات خوشحالم.
‫باید کنارش باشی

19:47.234 --> 19:50.074
‫نمی‌تونم. به شاهدخت گایا چی بگم؟

19:50.154 --> 19:52.394
‫نگران شاهدخت نباش،
‫خودم باهاش حرف می‌زنم

19:52.474 --> 19:54.314
‫- واقعاً؟
‫- برو

19:54.834 --> 19:56.554
‫ممنون، شاهدخت!

21:32.874 --> 21:35.354
‫کنار همدیگه خیلی خوشگل بودید

21:36.074 --> 21:38.714
‫حتی به چشم‌های دخترت
‫نگاه هم نکردی

21:38.834 --> 21:40.674
‫اون شاهدخت برندیفورتیه

21:41.474 --> 21:45.914
‫من کارمینِ کشاورزم.
‫چرا اون کار رو کردی؟

21:46.954 --> 21:48.514
‫فقط یه رقص ساده بود

22:03.994 --> 22:05.314
‫خیلی خوشگلی

22:28.954 --> 22:30.954
‫♪ اگه به ارابه‌چی بدمت ♪

22:31.034 --> 22:33.674
‫♪ مدام در حال رفت و آمده ♪

22:40.034 --> 22:41.354
‫بیا اینجا

22:46.354 --> 22:47.314
‫چه بلایی سرت آوردن؟

22:47.394 --> 22:49.514
‫- چی؟
‫- چی شده؟

22:51.674 --> 22:52.754
‫هیچی...

22:53.434 --> 22:54.474
‫هیچی...

23:05.074 --> 23:05.994
‫بیا بریم

23:06.874 --> 23:09.314
‫چرا؟ می‌خوام برقصم

23:09.354 --> 23:11.754
‫- من می‌خوام برم
‫- چرا؟

23:11.874 --> 23:13.514
‫تو اگه می‌خوای بمونی، بمون

23:31.154 --> 23:32.194
‫بس کن

24:20.594 --> 24:23.474
‫علیاحضرت، ببخشید که مزاحم شدم

24:23.554 --> 24:26.274
‫یه نامه از کاتانیا اومده

24:27.114 --> 24:28.194
‫یعنی از طرف کیه؟

24:33.634 --> 24:35.994
‫بدن دردت چطوره، آنتونیو؟

24:36.074 --> 24:38.954
‫از طرف دوکِ تارگاجیه.
‫می‌خواد دوباره به دیدنمون بیاد

24:39.034 --> 24:41.074
‫دیگه اصلاً آرامش نداریم

24:41.154 --> 24:44.834
‫مردم دوباره اون دورهمی‌های شب‌هنگام
‫برای رقصیدن رو شروع می‌کنن

24:47.514 --> 24:51.314
‫«در راه بازگشت از کاتانیا،
‫فردا از کنار کاخ شما عبور خواهم کرد

24:51.354 --> 24:53.114
‫باید با شما صحبت کنم»

24:53.194 --> 24:56.834
‫حتماً کار مهمی داره، مامان.
‫شاید می‌خواد یه عروسی رو اطلاع بده

24:56.914 --> 24:58.394
‫اوه، چقدر حوصله سر بر

24:59.434 --> 25:02.994
‫- بی‌حوصلگی خیلی شیطانیه
‫- شاید می‌خواد از من خواستگاری کنه

25:04.474 --> 25:06.304
‫باید ببینی چقدر خوش‌تیپه، مودستا

25:06.674 --> 25:09.114
‫حرف‌های مسخره نزن، بئاتریچ

25:09.194 --> 25:12.994
‫بگو ببینم، کِی ظاهراً عاشقت شده؟

25:15.714 --> 25:17.594
‫آنتونیو، فردا خونه باید بدرخشه

25:17.674 --> 25:21.154
‫آره، و تمام تلاشت رو بکن
‫که حالت بهتر بشه، آنتونیو

25:21.234 --> 25:23.154
‫بهتر شدن هم
‫به اراده‌ی آدم بستگی داره

25:40.047 --> 25:44.047
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

25:49.914 --> 25:51.634
‫نه، ببخشید، بازش کن

25:59.554 --> 26:01.434
‫لباسم خیلی تنگه

26:03.674 --> 26:06.194
‫آخرین بار ۳ سال پیش پوشیدمش،
‫شاید چاق شدم

26:07.314 --> 26:10.674
‫- برم عوضش کنم؟
‫- خیلی هم بهت میاد

26:11.754 --> 26:12.914
‫خوشگل شدی

26:14.674 --> 26:15.514
‫رسیدن

26:18.634 --> 26:20.554
‫درست راه برو، بئاتریچ

26:29.914 --> 26:30.834
‫بشین

26:31.354 --> 26:32.234
‫زود باش

26:41.154 --> 26:44.074
‫شاهدخت، باید بیاید پایین.
‫دوک می‌خواد باهاتون صحبت کنه

26:44.154 --> 26:46.634
‫خب، باید می‌گفتی بیاد داخل

26:54.314 --> 26:55.354
‫لوئیجی

26:56.994 --> 26:58.474
‫نزدیک‌تر نیاید، شاهدخت

26:59.874 --> 27:02.594
‫قضیه‌ی اون شال چیه؟
‫شبیه یه راهزن شدی

27:02.674 --> 27:04.314
‫ممکنه مسری باشه

27:05.714 --> 27:07.394
‫مسری باشه؟ منظورت چیه؟

27:07.914 --> 27:10.594
‫- مادرم تب داره و ۲ روزه حالت تهوع داره
‫- ویتوریا؟

27:11.194 --> 27:13.314
‫حتی خواهر کوچیک‌ترم هم
‫صبح ناخوش احوال بود

27:14.194 --> 27:15.714
‫خودم فعلاً خوبم

27:15.834 --> 27:17.954
‫دارم از کاتانیا برمی‌گردم

27:18.034 --> 27:21.034
‫اونجا یه‌کم دارو گرفتم
‫و این دو تا پرستار رو پیدا کردم

27:21.914 --> 27:25.874
‫- متوجه نمیشم، چه خبره؟
‫- می‌خواستم شخصاً بهتون هشدار بدم

27:26.914 --> 27:29.434
‫می‌دونم خیلی وقته
‫به کاتانیا نرفتید، اما...

27:29.514 --> 27:33.074
‫یه بیماری بد توی شهر وجود داره،
‫یه طاعون وحشتناک

27:33.954 --> 27:36.754
‫اگه کسی از شما تب داشت،
‫باید فوراً طبیب خبر کنید

27:37.874 --> 27:39.314
‫نونزیا تب داره

27:41.514 --> 27:44.594
‫- نزدیکش نشید. از بقیه جداش کنید
‫- باشه...

27:45.274 --> 27:48.434
‫- دیگه باید برم
‫- نه، ما...

27:48.514 --> 27:50.954
‫ناهار آماده کردیم

27:51.034 --> 27:52.474
‫ببخشید

27:57.034 --> 27:58.954
‫لوئیجی. لوئیجی

27:59.834 --> 28:00.714
‫لوئیجی

28:01.474 --> 28:03.114
‫سلام من رو به ویتوریا برسون

28:04.514 --> 28:06.154
‫سلامم رو به ویتوریا برسون

28:20.194 --> 28:21.954
‫خب؟ حال نونزیا چطوره؟

28:22.594 --> 28:24.474
‫متاسفانه حالش خوب نیست، شاهدخت

28:25.234 --> 28:26.314
‫براش دعا کنید

28:26.994 --> 28:28.834
‫به همه بگید ازش دوری کنن

28:28.914 --> 28:31.914
‫غذا و دارو رو بذارید جلوی در اتاقش

28:31.994 --> 28:33.434
‫دقیقاً چه بیماری‌ای داره؟

28:34.194 --> 28:38.514
‫- یه آنفلوانزا. بهش میگن آنفلوانزای اسپانیایی
‫- اوه، آنفلوانزا، چقدر بزرگش کردن...

28:38.594 --> 28:41.114
‫خیلی واگیردار و احتمالاً کشنده‌ست

28:41.194 --> 28:43.194
‫کل قاره درگیر این بیماری شده

28:43.714 --> 28:46.474
‫ظاهراً سربازهای جبهه
‫این بیماری رو با خودشون آوردن

28:47.074 --> 28:51.194
‫باید فاصله‌تون رو حفظ کنید
‫و برای یه قرنطینه آماده بشد

28:51.274 --> 28:53.994
‫باید ارتباطات به کم‌ترین حد برسن

28:54.074 --> 28:57.514
‫حتی توی ویلا هم باید
‫از هم فاصله داشته باشید

28:58.274 --> 29:02.474
‫حتی خیلی خوب میشه
‫اگه همه تا جایی که ممکنه

29:02.554 --> 29:03.874
‫توی اتاق خودشون بمونن

29:03.954 --> 29:06.594
‫- چقدر حوصله سر بر...
‫- می‌دونم، شاهدخت

29:07.874 --> 29:09.834
‫تعداد دهقان‌های بیمار
‫از دهقان‌های سالم بیش‌تر شده

29:09.914 --> 29:12.514
‫- شرایط به شدت وخیمه
‫- باید چیکار کنیم؟

29:14.274 --> 29:18.194
‫باید دستکش بپوشید
‫و از ماسک استفاده کنید

29:18.274 --> 29:21.914
‫می‌تونید ملحفه‌ها رو قیچی کنید
‫و خودتون باهاش ماسک درست کنید

29:21.994 --> 29:25.234
‫ضدعفونی‌کننده بگیرید،
‫همه چیز باید ضدعفونی بشه

29:25.714 --> 29:27.364
‫ملحفه‌ها، رومیزی‌ها و ظرف‌ها رو بشورید

29:30.114 --> 29:33.194
‫دست به دهنتون نزنید
‫و مدام دست‌هاتون رو بشورید

29:33.274 --> 29:36.154
‫به جاهایی که بقیه دست زدن
‫به هیچ وجه دست نزنید

29:36.714 --> 29:39.554
‫اما مهم‌تر از همه،

29:39.634 --> 29:43.914
‫وضعیت سلامت کسایی که نزدیک‌تون
‫زندگی می‌کنن رو زیر نظر داشته باشید

30:49.114 --> 30:53.554
‫انباری رو پر کردم از نعمت‌های خدا:
‫پنیر، گوشت، حبوبات

30:53.634 --> 30:56.354
‫شاهدخت گفت شراب مالوازیا
‫و زیبیبو هم بگیرم

30:56.874 --> 30:59.874
‫به اندازه‌ی یه سال غذا دارید و مجبور نیستید
‫گرسنگی و تشنگی رو تحمل کنید

30:59.954 --> 31:01.314
‫می‌تونی بری، ممنون

31:09.194 --> 31:10.834
‫«نیستید»؟ منظورت چیه؟

31:10.914 --> 31:13.114
‫تا یه مدت دیگه به ویلا برنمی‌گردم

31:14.154 --> 31:16.354
‫تا وقتی این طاعون تموم بشه
‫می‌خوام توی خونه‌م بمونم

31:16.954 --> 31:17.954
‫کدوم خونه؟

31:18.474 --> 31:19.634
‫مودستا...

31:20.354 --> 31:23.074
‫واقعاً فکر کردی اون آلونک
‫خونه‌ی واقعی منه؟

31:23.994 --> 31:25.314
‫همه‌مون یه خونه داریم

31:26.674 --> 31:27.874
‫یه خونه واقعی

31:31.554 --> 31:34.074
‫بیرون از ویلا همه دارن
‫بیمار میشن، کارمین

31:38.914 --> 31:41.034
‫اگه بری، ممکنه هیچوقت برنگردی

31:57.434 --> 31:58.714
‫خطرناکه

32:19.874 --> 32:21.314
‫خانم گایا، اینجا چیکار می‌کنید؟

32:22.514 --> 32:23.994
‫توی خونه چرخیدن خطرناکه

32:24.074 --> 32:26.514
‫باید همیشه ماسک بزنید،
‫خودتون می‌دونید

32:27.194 --> 32:30.554
‫- داره فرا می‌رسه، مودی
‫- دماغ و دهنتون رو بپوشونید

32:42.194 --> 32:43.554
‫حواسم بهت بوده

32:45.754 --> 32:47.594
‫سکان کشتی رو به دست گرفتی

32:49.074 --> 32:51.394
‫کارها رو مدیریت می‌کنی،
‫دستور میدی...

32:52.354 --> 32:53.634
‫داری تمام تلاشت رو می‌کنی

32:55.874 --> 32:58.754
‫اما این همه سخت‌کوشی فایده‌ای نداره

33:02.154 --> 33:04.314
‫پایان داره فرا می‌رسه، مودی

33:05.354 --> 33:09.394
‫داره توی خونه پرسه می‌زنه،
‫از کنار همه رد میشه

33:09.474 --> 33:12.194
‫نباید از جنگ می‌ترسیدیم...

33:13.314 --> 33:14.914
‫باید از این صلح می‌ترسیدیم

33:27.754 --> 33:30.394
‫- لطفاً بذار موسیقی پخش بشه
‫- چی؟

33:30.474 --> 33:31.954
‫بذار موسیقی پخش بشه

35:26.262 --> 35:27.382
‫آنتونیو، چیکار می‌کنی؟

35:29.182 --> 35:32.382
‫یکی باید همیشه اینجا باشه...

35:33.262 --> 35:35.182
‫تا از مهمون‌ها استقبال کنه

35:35.980 --> 35:38.580
‫اما قرار نیست مهمون داشته باشیم،
‫کسی نمیاد اینجا

35:40.780 --> 35:44.820
‫پس میشه برم چند ساعت
‫استراحت کنم، علیاحضرت؟

35:44.900 --> 35:46.060
‫البته

35:47.460 --> 35:49.100
‫فکر کنم تب دارم

35:49.820 --> 35:50.900
‫برو یه‌کم استراحت کن

35:52.340 --> 35:55.140
‫میگم شامت رو بذارن دم در اتاقت

36:21.900 --> 36:24.500
‫بز!

36:26.376 --> 36:26.983
‫بز...

36:46.820 --> 36:47.980
‫کارمین...

36:55.918 --> 36:57.103
‫«منا»ست...

36:57.900 --> 37:00.282
‫- من میرم، شاهدخت
‫- نه

37:01.743 --> 37:03.023
‫خودم میرم

37:06.180 --> 37:08.620
‫- شاهدخت، حالتون چطوره؟
‫- منا، بمون همون‌جا

37:08.700 --> 37:10.700
‫نمی‌تونم بذارم بیایی داخل، شرمنده.
‫باید بری

37:10.780 --> 37:14.460
‫ممکنه آنفلوانزای اسپانیایی داشته باشی،
‫حتی اگه علامتی نداشته باشی

37:14.540 --> 37:16.620
‫ندارم، شاهدخت، قسم می‌خورم

37:17.140 --> 37:19.740
‫اگه حالم خوب نبود،
‫به نظرتون می‌تونستم تا اینجا بیام؟

37:19.820 --> 37:22.780
‫این بیماری خیلی موذیه.
‫آنتونیو از دیروز تبش شروع شده

37:22.860 --> 37:25.300
‫- من با کسی در ارتباط نبودم
‫- منم ممکنه بیمار باشم

37:25.900 --> 37:27.460
‫دیشب بالا آوردم

37:31.140 --> 37:33.540
‫شوهرم توی جنگ معلول شده

37:34.100 --> 37:36.820
‫- دیگه کسی بهش شغلی نمیده
‫- نشنیدی الان چی گفتم؟

37:36.900 --> 37:38.500
‫- خواهش می‌کنم
‫- باید بری

37:38.580 --> 37:40.940
‫نمی‌تونم به‌خاطر تو
‫جون خانواده‌م رو در خطر بندازم

37:44.660 --> 37:45.820
‫خانواده‌ت؟

37:46.940 --> 37:48.060
‫برو پی کارت!

37:57.940 --> 37:59.740
‫از کِی تا حالا اینقدر...

38:03.780 --> 38:04.900
‫خبیث شدی؟

38:08.660 --> 38:10.220
‫قبلاً آدم دیگه‌ای بودی

38:11.500 --> 38:12.540
‫الان شبیه شاهدخت گایا شدی

38:26.780 --> 38:28.140
‫صبح بخیر

38:28.220 --> 38:30.620
‫پستچی از اینجا رد میشد
‫و چند تا روزنامه برامون گذاشت

38:30.700 --> 38:34.460
‫نمی‌فهمم چی میگی.
‫ماسکت رو دربیار، خیلی فاصله داریم

38:35.980 --> 38:38.580
‫پستچی امروز صبح
‫چند تا روزنامه هم برامون گذاشته

38:38.660 --> 38:42.740
‫ده روزی یک بار میاد،
‫امیدوارم روزنامه‌ها برای امروز باشن

38:44.900 --> 38:47.540
‫نه، مال دو روز پیشن

38:47.620 --> 38:50.140
‫حداقل تیترها رو بخون.
‫خودت هم کنجکاو نیستی؟

38:51.820 --> 38:54.940
‫«آنفلوانزا در حال بدتر شدن است...»

38:55.020 --> 38:57.260
‫هنوزم درمورد اون خبر می‌نویسن...

38:57.900 --> 39:00.180
‫یالا، یه چیز دیگه بخون

39:01.660 --> 39:04.740
‫«یک متمم جدید در قانون
‫اساسی آمریکا به تایید رسید

39:04.820 --> 39:07.580
‫- از این پس اکیداً ممنوع است که...»
‫- نه، حوصله سر بره. یکی دیگه

39:08.620 --> 39:10.220
‫«جنگ داخلی در روسیه ادامه دارد

39:10.820 --> 39:13.460
‫ارتش سفید جلوی پیشروی
‫ارتش سرخ را نمی‌گیرد»

39:13.540 --> 39:15.620
‫اینم از لطافت و زیبایی...

39:16.860 --> 39:20.180
‫همه چیز روزبه‌روز ناراحت‌کننده‌تر
‫و فلاکت‌بارتر میشه

39:20.260 --> 39:23.900
‫روستاها و کاخ‌ها رو
‫مصادره می‌کنن... چرا؟

39:24.860 --> 39:28.900
‫بعدش یه عالمه خونه‌ی کوچیک
‫و زشت می‌سازن که شبیه به همن،

39:28.940 --> 39:30.540
‫همه‌شون خیلی ضایعن

39:35.740 --> 39:37.020
‫به نظرت...

39:39.340 --> 39:43.100
‫از وقتی این همه‌گیری شروع شده
‫زیادی غذا درست نمی‌کنن؟

39:44.300 --> 39:45.820
‫دیگه حال به هم زن شده

39:45.900 --> 39:49.500
‫هیچوقت اینقدر غذا درست نکردیم،
‫حتی وقتی هر روز مهمون داشتیم

39:50.220 --> 39:51.220
‫و...

39:53.540 --> 39:54.700
‫تو هم همینطور، مودی...

39:56.260 --> 40:00.900
‫باید کم‌تر غذا بخوری، چاق شدی

40:01.820 --> 40:03.740
‫خوش‌اندامیت رو از دست میدی...

40:04.940 --> 40:08.020
‫اینطوری مشخص میشه
‫که یه دهقانی...

40:09.980 --> 40:14.020
‫مخصوصاً با اون لپ‌های تپلت، ببخشید...

40:16.420 --> 40:17.660
‫خیلی خجالت‌آوره

40:21.700 --> 40:23.060
‫به هر حال...

40:26.100 --> 40:27.580
‫من دارم محو میشم...

40:29.020 --> 40:30.660
‫و تو داری شکوفا میشی

40:34.620 --> 40:36.620
‫به نظرت مزخرف نیست؟

41:00.660 --> 41:03.020
‫فکر کن یه بچه این داخل می‌بود...

41:06.100 --> 41:08.740
‫آره، یه بچه...

41:11.020 --> 41:12.620
‫همه‌ش ورجه ورجه می‌کرد

41:15.220 --> 41:17.460
‫از یه اتاق به اتاق دیگه می‌رفت...

41:21.740 --> 41:23.860
‫یه زندگی جدید توی خونه می‌بود

41:26.660 --> 41:27.980
‫خوشت میاد؟

41:28.580 --> 41:31.700
‫آره، خیلی زیاد.
‫اسمش رو چی بذاریم؟

41:38.260 --> 41:39.500
‫نمی‌دونم

41:56.580 --> 41:58.340
‫صدا از اتاق عمه آدلاید اومد

42:37.460 --> 42:38.340
‫خب؟

42:40.020 --> 42:45.300
‫شاهدخت خیلی بد زمین خوردن.
‫چند تا از دنده‌هاشون شکستن

42:45.420 --> 42:47.300
‫چی شده؟ چرا زمین خورده؟

42:48.260 --> 42:51.820
‫نمی‌دونم. حتماً از هوش رفتن

42:51.900 --> 42:54.460
‫متاسفانه قلبشون خیلی ضعیفه

42:55.540 --> 42:58.700
‫اگه خیلی درد داشتن...

42:59.860 --> 43:00.980
‫این رو بدید بهشون بخورن

43:01.540 --> 43:02.660
‫مخلوط افیونه

43:02.740 --> 43:06.940
‫به‌خاطر آنفلوانزای اسپانیایی فقط
‫یک نفر باید ازشون مراقبت کنه

43:07.020 --> 43:09.660
‫- هر چقدر ارتباطات کم‌تر باشه، بهتره
‫- البته

43:09.740 --> 43:10.820
‫خداحافظ

43:13.900 --> 43:17.460
‫- کیه؟
‫- منم مودستا، ناهارتون رو آوردم

43:17.540 --> 43:18.580
‫بیا داخل

43:27.860 --> 43:30.220
‫- حالتون چطوره؟
‫- خیلی خرابم

43:32.580 --> 43:34.900
‫مرگ خیلی راحت‌تره

43:43.020 --> 43:46.540
‫- نه، گرسنه‌م نیست
‫- باید غذا بخورید که قوی بشید

43:57.900 --> 44:00.140
‫مثل یه بچه بهم غذا میدی

44:14.780 --> 44:16.900
‫بسه. غیر قابل تحمله

44:19.100 --> 44:22.180
‫- دردتون رو می‌گید؟
‫- نه، شرایطی که دارم رو میگم

44:25.540 --> 44:28.660
‫نمی‌خوام به جز تو
‫کسی من رو اینطور ببینه

44:34.340 --> 44:37.940
‫- «نباید به هیچ وجه وسوسه شوم...»
‫- «که از آن سوسک جدا شوم

44:38.820 --> 44:41.790
‫با لحنی نگران‌کننده و
‫غم‌انگیز پرسیدم: «به چه صورت؟»

44:41.940 --> 44:43.980
‫«با فرض بر اینکه طلای ناب است»

44:44.060 --> 44:46.616
‫با جدیت عمیقی این حرف را زد،
‫و من به طرز وصف‌ناپذیری شوکه شدم

44:46.794 --> 44:49.500
‫با لبخند پیرزمندانه‌ای ادامه داد:

44:49.580 --> 44:51.980
‫«این حشره قرار است
‫بخت مرا دگرگون کند

44:52.060 --> 44:55.540
‫و دوباره دارایی‌های خانواده‌م را
‫به من برگرداند

44:56.220 --> 44:58.940
‫پس اینکه برایم ارزشمند است
‫جای شگفتی دارد؟

44:59.580 --> 45:03.620
‫چون بخت صلاح دیده
‫که آن را به من اعطا کند،

45:03.700 --> 45:05.660
‫من فقط می‌توانم
‫درست از آن استفاده کنم

45:05.740 --> 45:08.140
‫تا به طلایی که این حشره
‫نشانه‌ی آن است، دست یابم»

45:09.660 --> 45:11.900
‫ژوپیتر، آن سوسک را برایم بیاور!»

46:11.460 --> 46:13.420
‫وقتی این همه‌گیری تموم بشه...

46:14.180 --> 46:17.180
‫خودم شخصاً به خانواده‌ی آنتونیو
‫رسیدگی می‌کنم

46:19.420 --> 46:21.260
‫تمام عمرش رو اینجا کار کرد

46:21.900 --> 46:25.260
‫خب، وقتی زنده بود،
‫همیشه بهش می‌گفتید «آنتونیوی بیچاره»

46:25.340 --> 46:27.980
‫و حالا که مُرده، فقط می‌گید آنتونیو

46:29.700 --> 46:31.460
‫آره، چون...

46:32.340 --> 46:33.940
‫ما زنده‌ها بیچاره‌ایم

46:38.469 --> 46:40.509
‫چطور اینقدر چاق شدی؟

46:42.109 --> 46:45.309
‫- داری یه شوخی کثیف با من می‌کنی؟
‫- نه

46:46.229 --> 46:49.229
‫می‌بینم که سریع متوجه شدی
‫منظور من چی بوده

46:50.349 --> 46:51.509
‫لباس‌هات رو دربیار

46:53.229 --> 46:55.429
‫- چی؟
‫- لخت شو

46:57.749 --> 46:58.549
‫نه

47:01.709 --> 47:02.549
‫لباس‌هات رو دربیار

47:03.629 --> 47:04.629
‫خجالت می‌کشم

47:05.149 --> 47:07.629
‫- من جای مادرت رو دارم. بجنب
‫- نمی‌تونم

47:07.709 --> 47:08.869
‫نمی‌تونی؟

47:10.749 --> 47:12.109
‫دامنت رو دربیار

47:20.669 --> 47:21.629
‫اون یکی رو هم دربیار

47:32.229 --> 47:33.389
‫لباس زیرت رو هم دربیار

47:36.509 --> 47:38.309
‫پایین. پایین‌تر

47:39.989 --> 47:41.429
‫لباست رو بگیر بالا

47:47.349 --> 47:48.989
‫باورم نمیشه...

47:50.469 --> 47:53.629
‫چقدر احمقی که گذاشتی
‫اون موجود حامله‌ت کنه

47:56.349 --> 48:00.389
‫قبل از اینکه عروسی کنید
‫بهت هشدار دادم که بچه‌دار نشو

48:09.429 --> 48:12.469
‫دوران مادری یه‌جور
‫غیبت احمقانه ایجاد می‌کنه،

48:12.549 --> 48:14.429
‫از زندگی دورت می‌کنه

48:15.629 --> 48:20.069
‫وقتی مثل هر زن دیگه‌ای باردار بشی

48:20.829 --> 48:23.949
‫ممکنه هوش و قدرتت رو
‫از دست بدی، چقدر حیف

48:24.029 --> 48:24.869
‫ببخشید

48:24.949 --> 48:27.629
‫اسم خانواده‌ی برندیفورتی
‫باید با من دفن بشه

48:28.309 --> 48:29.469
‫خیلی‌خب؟

48:29.549 --> 48:31.709
‫و اجازه نمیدم هیچکس...

48:32.829 --> 48:36.549
‫و تکرار می‌کنم، هیچکس،

48:36.669 --> 48:38.709
‫برخلاف اراده‌ی من عمل کنه

48:41.069 --> 48:46.709
‫بعد از تولد اون موجود،
‫دوبار دیگه حامله شدم

48:46.789 --> 48:50.669
‫و خودم بهش رسیدگی کردم،
‫با اینکه احساس خوبی نداشتم

48:50.749 --> 48:52.109
‫اما کاری که نیاز بود رو انجام دادم!

48:52.189 --> 48:55.069
‫- شما بچه‌های دیگه‌ای داشتید
‫- گوش کن، فقط یه بار میگم

48:55.109 --> 48:57.189
‫اگه بچه می‌خوای،
‫باید از اینجا بری!

48:58.029 --> 48:59.189
‫اما...

48:59.989 --> 49:01.469
‫از ارث محروم میشی

49:01.549 --> 49:03.549
‫هر کس ویلا رو ترک کنه، خب...

49:04.629 --> 49:07.429
‫تمام دارایی من به کسی می‌رسه
‫که توی ویلا باشه

49:21.928 --> 49:23.808
‫به هر حال، هنوزم میشه
‫اوضاع رو مرتب کرد

49:25.168 --> 49:26.328
‫اونطور بهم نگاه نکن

49:26.408 --> 49:29.248
‫نمیگم باید کاری رو انجام بدی
‫که مادرت انجام داده

49:29.328 --> 49:33.768
‫اینکه از گیاهان دارویی، پمادهای سمی
‫یا میل‌های بافتنی استفاده کنی، مثل خودم

49:34.408 --> 49:38.008
‫میگم با خبر کردن یه طبیب
‫می‌تونی اوضاع رو مرتب کنی

49:38.048 --> 49:39.488
‫اما باید عجله کنی،

49:39.608 --> 49:42.488
‫چون اگه بیش‌تر صبر کنیم،
‫ممکنه خطرناک باشه

49:42.608 --> 49:44.928
‫و نمی‌خوام خودت رو هم از دست بدم

49:45.408 --> 49:46.888
‫حرف خنده‌داری نزدم

49:46.968 --> 49:50.368
‫باید ساکت باشی و خجالت بکشی

49:52.848 --> 49:54.248
‫خودت رو...

49:54.615 --> 49:55.848
‫خوش‌شانس بدون

49:57.068 --> 49:59.028
‫دیگه بذار استراحت کنم.
‫برو بیرون

49:59.426 --> 50:00.348
‫برو

50:42.639 --> 50:46.639
‫ترجمه از «امــیــررضــا»

50:46.640 --> 50:50.640
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

50:51.698 --> 50:54.308
‫[ آنچه در قسمت آینده خواهید دید ]

51:18.772 --> 51:33.772
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com
