WEBVTT

00:00.022 --> 00:03.896
‫به دلیل تصاویر و موضوعات مطرح‌شده
‫این برنامه برای مخاطبان بزرگسال توصیه می‌شود

00:10.044 --> 00:11.936
‫آنچه گذشت...

01:00.119 --> 01:15.119
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

02:06.800 --> 02:10.800
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

02:10.801 --> 02:14.874
‫« هـنـر خـوشـی »

02:14.875 --> 02:18.875
‫ترجمه از «امــیــررضــا»

02:20.318 --> 02:23.158
‫«یه معجزه‌ست! یه معجزه‌ست!»

02:24.318 --> 02:26.158
‫همه شگفت‌زده شده بودن

02:26.798 --> 02:28.478
‫«اون یه قدیسه‌ست»

02:29.158 --> 02:31.718
‫اما اصلاً چیز ترسناکی وجود نداشت

02:32.118 --> 02:34.539
‫اون فقط یه پسری بود
‫که باهاش بد رفتار کرده بودن

02:34.540 --> 02:35.540
‫تکون نخور

02:35.958 --> 02:37.518
‫یه پسر غمگین بود

02:39.158 --> 02:41.438
‫ممکنه آسیب ببینی.
‫به این میگن قیچی. خیلی تیزه

02:41.439 --> 02:43.678
‫خواهرم تینا هم متفاوت بود

02:44.158 --> 02:45.535
‫اما خیلی باهاش مهربون بودیم

02:45.536 --> 02:46.892
‫سردمه!

02:46.893 --> 02:50.238
‫- بس کن! تکون نخور!
‫- بسه! خسته شدم!

02:50.318 --> 02:53.358
‫- دیوونه‌ای!
‫- نه، خودت دیوونه‌ای!

02:53.478 --> 02:54.782
‫پس همینطور کثیف بمون!

02:54.783 --> 02:56.012
‫البته من مهربون نبودم

02:56.918 --> 02:58.638
‫اما زندگیش مثل ما بود

02:58.718 --> 03:00.998
‫مودستا، بیا اینجا ببینم،
‫چیکارش کردی؟ اذیتش نکن

03:01.158 --> 03:03.198
‫اما «ارباب‌ها»...

03:03.678 --> 03:04.739
‫خجالت می‌کشن

03:04.740 --> 03:06.235
‫- «مو»...
‫- مودی

03:06.236 --> 03:09.006
‫با شما خوب رفتار می‌کنه، خانم مودستا

03:09.007 --> 03:13.018
‫- خیلی مهربونه
‫- قطعاً مهربونه، اما هر وقت به نفعش باشه

03:13.158 --> 03:15.798
‫نه، پسر مهربونی هستی، مگه نه؟

03:17.638 --> 03:20.638
‫اصلاً فراموش کردم اومدم اینجا
‫بهتون چی بگم

03:21.278 --> 03:23.678
‫شاهدخت می‌خواد شما رو ببینه

03:24.598 --> 03:26.558
‫چرا هنوز اینجایی، مودی؟

03:27.478 --> 03:28.998
‫نمی‌دونم

03:30.518 --> 03:32.038
‫شاید...

03:34.918 --> 03:39.121
‫چرا هنوز برنگردوندنت پیش راهبه‌ها؟

03:45.158 --> 03:46.598
‫بشین

03:52.918 --> 03:56.118
‫بهم گفتن که این چند روز

03:56.238 --> 03:58.438
‫مدام میری پیش...

04:00.518 --> 04:02.518
‫میگن پیش تو خیلی آرومه

04:05.158 --> 04:07.158
‫پیِترو بهم گفت...

04:09.638 --> 04:12.198
‫دیگه مجبور نیست اون رو ببنده

04:13.038 --> 04:14.798
‫خوب با هم کنار میایم

04:15.358 --> 04:18.558
‫باهام خیلی مهربونه.
‫کنجکاو و حواس جمعه

04:19.838 --> 04:22.638
‫- خیلی سریع یاد می‌گیره
‫- چی یاد می‌گیره؟

04:23.158 --> 04:25.518
‫چرا خودتون نمیاید ببینید؟

04:25.638 --> 04:28.238
‫اوه، خدا نکنه.
‫هر چقدر کم‌تر ببینمش، حالم بهتره

04:28.318 --> 04:30.798
‫به هر حال، این چند روز اخیر
‫خونه خیلی آروم بوده

04:30.958 --> 04:33.638
‫نه داد و بیداد هست،
‫نه تنشی وجود داره...

04:33.798 --> 04:35.518
‫دیگه شرم‌آور نیست

04:36.358 --> 04:38.478
‫به همین دلیل هنوز اینجایی

04:38.598 --> 04:40.918
‫برای خواهر کوستانزا نامه نوشتم

04:41.038 --> 04:43.238
‫و ازش پرسیدم امکانش هست...

04:43.518 --> 04:46.038
‫یه مدت دیگه اینجا بمونی یا نه

04:46.118 --> 04:47.678
‫هنوز جواب نداده،

04:47.758 --> 04:49.958
‫اما مشخصاً کاری که
‫من بگم رو انجام میده

04:50.198 --> 04:53.998
‫تا هر وقت شما بخواید می‌مونم
‫و ازش مراقبت می‌کنم. مشکلی ندارم

04:54.358 --> 04:56.478
‫راه‌های زیادی برای
‫خدمت به خدا وجود داره،

04:56.558 --> 04:57.947
‫حتی خارج از صومعه

04:57.948 --> 05:01.434
‫وقتی کوچیک بودم،
‫همیشه از خواهرم مراقبت می‌کردم

05:01.435 --> 05:02.435
‫خواهرت؟

05:03.358 --> 05:04.678
‫هیچوقت راجع بهش حرف نزدی

05:05.278 --> 05:06.638
‫اون مُرده

05:07.318 --> 05:09.558
‫اون هم توی آتیش‌سوزی مُرد؟

05:13.838 --> 05:15.598
‫حتی این داستان هم، تو هیچوقت...

05:17.158 --> 05:19.038
‫چیز زیادی یادم نیست

05:20.118 --> 05:21.318
‫مودستا!

05:23.198 --> 05:26.558
‫کاش پسر من هم مثل خواهر تو
‫همون دوران بچگی می‌مُرد

05:27.438 --> 05:30.638
‫اگه اون اتفاق می‌افتاد
‫دیگه این همه زجر نمی‌کشیدیم...

05:31.518 --> 05:32.718
‫ایپولیتو پسر شماست؟

05:35.838 --> 05:37.158
‫اینطور میگن

05:38.838 --> 05:42.478
‫وقتی موقع تولد دیدمش،
‫دیگه دوست نداشتم هیچوقت ببینمش

05:43.158 --> 05:45.998
‫اصلاً نمی‌دونم می‌تونم
‫به عنوان پسر خودم حسابش کنم یا نه

05:48.118 --> 05:52.118
‫پس تا چند هفته‌ی دیگه
‫اینجا می‌مونی، خیلی‌خب؟

05:52.758 --> 05:55.718
‫بذار اینجا یه‌کم بیش‌تر
‫آرامش و سکوت رو تجربه کنیم، مودی

05:56.638 --> 05:58.118
‫بچرخ

05:59.638 --> 06:02.238
‫بچرخ، بچرخ

06:03.198 --> 06:04.518
‫خب؟

06:05.358 --> 06:07.278
‫گفت می‌تونم تا چند وقت دیگه بمونم

06:07.478 --> 06:09.998
‫مودی، فوق‌العاده‌ست

06:10.078 --> 06:11.118
‫آره

06:11.478 --> 06:13.078
‫بیا، باهام برقص

06:13.158 --> 06:15.918
‫- نمی‌تونم برقصم...
‫- چرا، باهام برقص

06:20.038 --> 06:22.713
‫خیلی خوشحالم. تا کِی می‌مونی؟

06:22.714 --> 06:26.602
‫نمی‌دونم. یه هفته، یه ماه...
‫چیزی نگفت

06:28.638 --> 06:32.838
‫اونطوری نه،‌ خانم‌ها.
‫حالت‌تون درست نیست!

06:33.318 --> 06:34.318
‫یالا

06:34.958 --> 06:36.478
‫بمونید سر جاتون

06:37.078 --> 06:39.558
‫ادورادو، دیگه نزن

06:39.678 --> 06:43.638
‫توجه کنید. اینطوری، با لطافت

06:44.038 --> 06:48.238
‫آقا دستش رو می‌ذاره
‫زیر استخون کتف شما...

06:48.478 --> 06:50.078
‫ادواردو

06:50.438 --> 06:52.718
‫متکبرانه، یالا

06:54.238 --> 06:56.358
‫درمورد خودمون به کسی چیزی گفتی؟

06:59.798 --> 07:02.358
‫چرا به همه خبر نمی‌دیم؟

07:02.478 --> 07:04.318
‫- الان نه
‫- تو، آقا پسر

07:04.438 --> 07:07.198
‫به جای اینکه مزاحم بشی،
‫بهمون کمک بده

07:07.278 --> 07:11.438
‫پیدا کردن یه آقای محترم و خوش‌تیپ
‫توی این قلمرو تقریباً غیرممکنه

07:11.758 --> 07:14.038
‫همه رفتن به جنگ، پسرهای بیچاره

07:14.118 --> 07:16.798
‫یالا، خجالت نکش. بیا

07:16.958 --> 07:19.638
‫تا بتونم به کاوالینا
‫حالت درست رو نشون بدم

07:19.958 --> 07:23.438
‫من نقش خانم رو بازی می‌کنم
‫و تو هم نقش آقا رو بازی کن

07:23.518 --> 07:25.438
‫می‌تونی نقش آقا رو بازی کنی؟

07:25.518 --> 07:27.078
‫- سعی‌ام رو می‌کنم
‫- دستت رو بیار اینجا

07:27.158 --> 07:28.838
‫ادواردو...

07:29.198 --> 07:31.718
‫یک، دو، سه.
‫یک، دو، سه. یک، دو، سه

07:31.798 --> 07:34.238
‫یک، دو، سه. یک، دو، سه...

07:34.358 --> 07:37.718
‫یک، دو، سه. یک، دو، سه...

07:40.118 --> 07:41.558
‫چه خبره؟

07:47.118 --> 07:48.318
‫کافیه

07:48.558 --> 07:50.198
‫چرا؟ ادامه بده. استعداد داری

07:50.278 --> 07:52.318
‫از رقصیدن خوشم نمیاد

07:58.078 --> 08:00.318
‫ناراحت شد، طفلکی

08:01.558 --> 08:03.718
‫ازم می‌خواد از شاهزاده مراقبت کنم

08:03.798 --> 08:05.998
‫- شاهزاده؟
‫- اینطور گفت

08:06.118 --> 08:08.718
‫- بهت چی گفت؟
‫- اینکه اون پسرشه

08:10.958 --> 08:12.198
‫چیه؟

08:13.798 --> 08:16.118
‫این خانواده عاشق اسراره

08:18.278 --> 08:19.438
‫مثل همین راز

08:22.158 --> 08:23.478
‫صبر کن

08:25.918 --> 08:27.678
‫صبح بخیر، خانم‌ها

08:39.718 --> 08:41.318
‫به نظرت دیدمون؟

08:41.798 --> 08:43.358
‫مهمه مگه؟

08:43.558 --> 08:45.118
‫کارمین آدم مهمی نیست

08:46.158 --> 08:48.158
‫هنوزم نفهمیدم کیه

08:48.718 --> 08:51.038
‫یه کشاورزه.
‫نمی‌بینی یه شات‌گان داره؟

08:51.438 --> 08:52.958
‫ازش خوشم نمیاد

08:55.358 --> 08:57.838
‫می‌خوای یه راز دیگه رو هم بدونی؟

09:00.358 --> 09:02.238
‫ظاهراً اون پدرمه

09:03.678 --> 09:05.238
‫چی میگی برای خودت؟

09:05.998 --> 09:08.158
‫همون مردیه که لئونورا
‫نتونسته باهاش ازدواج کنه؟

09:08.478 --> 09:09.798
‫دقیقاً

09:10.438 --> 09:11.958
‫یه دهقانه

09:12.598 --> 09:14.238
‫پاهای کثیفی داره

09:15.118 --> 09:16.718
‫ببخشید، اما...

09:17.158 --> 09:19.438
‫مگه پدربزرگت اخراجش نکرده

09:19.558 --> 09:21.158
‫وقتی فهمیده که لئونورا رو حامله کرده؟

09:21.198 --> 09:23.158
‫نه، پدربزرگ خیلی
‫ازش خوشش می‌اومد،

09:23.278 --> 09:25.038
‫همیشه می‌گفت...

09:26.198 --> 09:29.038
‫«از دست دادن یه دختر احمق سخته

09:29.318 --> 09:31.438
‫اما از دست دادن یه کشاورز
‫مثل کارمین خیلی سخت‌تره»

09:33.398 --> 09:35.598
‫نه. با چنگال بخور

09:35.718 --> 09:38.598
‫اینا شاه‌ماهی‌ان.
‫یه‌کم بوی بدن دارن،

09:38.758 --> 09:41.718
‫اما شاهدخت دوست داره
‫ماهی رو تیکه‌تیکه شده

09:41.878 --> 09:45.278
‫- با پرتقال و پیاز بخوره
‫- خوش‌مزه‌ست

09:47.798 --> 09:49.238
‫کیه؟

09:59.038 --> 10:00.438
‫چشم‌هات

10:01.358 --> 10:02.878
‫ببندشون

10:03.358 --> 10:07.718
‫♪ یه الاغ کوچولو داشتم ♪

10:09.767 --> 10:13.158
‫♪ خیلی خوشگل بود ♪

10:14.478 --> 10:18.158
‫♪ اما کشتنش... ♪

10:42.958 --> 10:44.598
‫نتایج عالی بودن، شاهدخت

10:44.838 --> 10:47.838
‫تونستیم توی هزینه‌ی نمک،
‫آرد و روغن صرفه‌جویی کنیم

10:47.998 --> 10:50.358
‫اجازه دادم آنتونیو یه‌کم پول برداره،
‫همونطور که خودتون خواستید...

10:50.518 --> 10:51.838
‫خوبه، خوبه

10:53.918 --> 10:55.918
‫صبح بخیر، شاهدخت.
‫می‌خواستی من رو ببینی؟

10:55.998 --> 10:57.438
‫کارمین، بیا

10:58.198 --> 11:00.158
‫- صبح بخیر
‫- صبح بخیر

11:01.518 --> 11:05.758
‫می‌خوام با مودستا آشنات کنم.
‫مدتیه که اینجا زندگی می‌کنه

11:05.998 --> 11:07.838
‫آره، قبلاً افتخار اشنایی باهاش رو داشتم

11:07.958 --> 11:09.998
‫وقتی سردفتر اومده بود، یادته؟

11:10.518 --> 11:13.078
‫آه، آره. بشین

11:14.478 --> 11:19.078
‫دوست دارم مودی
‫یه مدتی بهت کمک بده

11:20.798 --> 11:22.278
‫نظرت چیه؟

11:25.718 --> 11:27.158
‫خب؟

11:27.598 --> 11:30.278
‫با احترام باید بگم که یه‌کم جوونه

11:31.198 --> 11:32.478
‫خب، جوون...

11:32.558 --> 11:35.998
‫خودم وقتی ۱۷ سالم بود
‫بچه‌ی اولم رو باردار شدم

11:36.118 --> 11:39.318
‫به هر حال، چه جوون باشه، چه نباشه،
‫تصمیم من اینه

11:39.558 --> 11:41.078
‫قانع نشدی؟

11:41.878 --> 11:43.158
‫به خودم این اجازه رو میدم
‫که جواب ندم

11:45.798 --> 11:49.558
‫ببخشید، اما وقتی بچه بودی
‫کی بهت آموزش داد؟

11:49.718 --> 11:51.438
‫شاهدخت فوت‌شده‌ی گرامی

11:52.158 --> 11:53.558
‫و شما، گایا خانم

11:53.678 --> 11:56.398
‫پس چرا راجع به این دختر میگی

11:56.518 --> 11:58.758
‫«به خودم این اجازه رو میدم
‫که جواب ندم»؟

11:59.078 --> 12:01.158
‫چون با اجازه‌ی شما
‫به خودم این اجازه رو میدم که جواب ندم

12:01.318 --> 12:03.478
‫خیلی لجبازی!

12:03.718 --> 12:05.478
‫خدایا!

12:06.758 --> 12:08.798
‫همیشه میگی به کمک نیاز داری

12:08.878 --> 12:10.558
‫ولی الان غر می‌زنی؟

12:10.998 --> 12:13.238
‫مودی حسابداری بلده...

12:13.878 --> 12:16.958
‫به درد بخور و باهوشه
‫و انبار رو هم مدیریت می‌کنه...

12:17.038 --> 12:19.078
‫مدیریت کردن انبار خونه

12:19.158 --> 12:21.598
‫با مدیریت کل املاک خیلی فرق داره

12:21.758 --> 12:24.078
‫- من کاملاً بلدم...
‫- تازه...

12:25.438 --> 12:26.678
‫من کامل بهش اعتماد دارم

12:28.118 --> 12:30.078
‫همین دلیل باید برات کافی باشه

12:30.158 --> 12:33.358
‫به هر حال، دیگه دارم اذیت میشم.
‫خیلی زیاد حرف زدیم

12:33.478 --> 12:36.678
‫خب، مودی، دوشنبه‌ها میایی اینجا...

12:37.478 --> 12:38.838
‫داری گوش میدی؟

12:40.198 --> 12:42.918
‫- بله
‫- و من بهت یاد میدم که...

12:42.998 --> 12:44.998
‫چطور باید با وکلا
‫و سردفترها رفتار کنی

12:45.118 --> 12:49.158
‫و تو، کارمین، راجع به زمین‌ها
‫و محصولات بهش آموزش میدی

12:49.558 --> 12:52.598
‫و از الان به بعد،
‫وقتی خودم هستم...

12:53.838 --> 12:56.318
‫مودی رو بانو خطاب می‌کنی

12:59.118 --> 13:01.078
‫می‌خوای بهش بگم «بانو»؟

13:01.158 --> 13:02.798
‫دقیقاً

13:04.438 --> 13:07.358
‫در واقع همین الان بگو،
‫بگو تا دهنت عادت کنه

13:16.238 --> 13:18.158
‫ببخشید، صدات رو نشنیدم...

13:18.278 --> 13:20.118
‫نشنیدی چون هنوز چیزی نگفتم

13:20.398 --> 13:21.758
‫پس بگو

13:23.238 --> 13:25.878
‫- اگه خیلی اصرار داری...
‫- آره

13:29.198 --> 13:31.718
‫از اونجایی که هنوز یه بچه‌ست،
‫می‌تونم بهش بگم بانو کوچولو؟

13:32.198 --> 13:34.758
‫خیلی‌خب. ممنون، کارمین. دیگه کارت ندارم

13:34.838 --> 13:36.398
‫در خدمتم

13:38.958 --> 13:41.478
‫خداحافظ، بانو و بانو کوچولو

13:45.798 --> 13:47.558
‫متوجه شدی؟

13:48.198 --> 13:49.758
‫فکر کنم

13:50.598 --> 13:52.478
‫دختر باهوشی هستی

13:53.758 --> 13:58.238
‫اون مستمری که از ما می‌گیری
‫باعث میشه یه موقعیت محترمانه داشته باشی

13:58.678 --> 14:02.078
‫تازه، اگه مدیریت
‫و مذاکره رو یاد بگیری...

14:02.478 --> 14:05.678
‫می‌تونی در نهایت تبدیل به یه مادر والا
‫بشی، مثل لئونورای من

14:05.798 --> 14:08.678
‫وقتی وقتش برسه خودم
‫ازت حمایت می‌کنم. قول میدم

14:21.558 --> 14:22.838
‫نمی‌خوای چیزی بگی؟

14:25.318 --> 14:26.878
‫چی بگم؟

14:28.878 --> 14:31.558
‫همینطوری نشستی توی ماشین
‫و تا الان چیزی نگفتی

14:33.518 --> 14:35.358
‫مثل یه راننده باهام برخورد می‌کنی

14:35.518 --> 14:37.438
‫راست میگی. شرمنده

14:37.718 --> 14:39.878
‫چندین هفته گذشته

14:40.758 --> 14:43.038
‫باید به همه می‌گفتیم

14:43.518 --> 14:45.958
‫سرم شلوغ بود، خودت می‌دونی

14:47.158 --> 14:48.558
‫از اون هیولا مراقبت می‌کردی

14:48.678 --> 14:50.718
‫ایپولیتو یه هیولا نیست

14:54.438 --> 14:56.518
‫بزن کنار. رسیدیم

15:02.318 --> 15:05.238
‫- حالا گوش کن...
‫- بعداً حرف می‌زنیم

15:05.398 --> 15:06.798
‫خیلی‌خب؟ قول میدم

15:07.158 --> 15:09.678
‫تحمل کن.
‫نه، خودم باز می‌کنم

15:18.758 --> 15:21.958
‫خانم، باید عجله کنیم،
‫کارهای زیادی داریم

15:28.158 --> 15:30.558
‫باید اسب‌سواری یاد بگیری

15:31.438 --> 15:34.078
‫چون اینطوری ماشین
‫شاهدخت رو خراب می‌کنی

15:34.158 --> 15:38.238
‫بهش فکر می‌کنم. اگه تو یاد گرفتی،
‫پس کار خیلی سختی نیست

15:40.798 --> 15:42.278
‫داریم درخت‌ها رو هرس می‌کنیم

15:43.878 --> 15:46.438
‫- دُن پپه، بعداً حرف می‌زنیم
‫- ممنون، دُن کارمین

15:46.518 --> 15:48.678
‫- صبح بخیر، دُن کارمین
‫- صبح بخیر، کارگرها

15:48.758 --> 15:50.318
‫صبح بخیر، دُن کارمین

15:50.798 --> 15:53.558
‫- صبح بخیر
‫- صبح بخیر

15:55.878 --> 15:57.326
‫اسمت چیه؟

15:57.532 --> 16:00.078
‫- کارملا، خانم
‫- مودستا

16:00.438 --> 16:01.878
‫اوضاع چطوره؟

16:02.038 --> 16:03.358
‫ما اینجا...

16:04.118 --> 16:05.558
‫کار می‌کنیم

16:07.278 --> 16:09.238
‫تعداد زن‌ها خیلی زیاده...

16:09.318 --> 16:11.158
‫مردها رفتن به جنگ

16:11.558 --> 16:13.078
‫و بقیه هم...

16:13.238 --> 16:15.598
‫ما زن‌ها به هم کمک می‌کنیم

16:16.078 --> 16:18.358
‫این خانم خودش خیلی خوب می‌دونه

16:22.318 --> 16:23.918
‫سارو، چه خبر؟

16:29.838 --> 16:31.958
‫- می‌تونی حرفت رو بزنی
‫- دُن کارمین...

16:32.358 --> 16:36.278
‫توی زمین‌های تریکاستانی
‫یه بره‌ی بدون پا پیدا کردن

16:36.918 --> 16:38.758
‫باید با روستایی‌ها به توافق برسیم

16:39.158 --> 16:40.838
‫خودم باهاشون حرف می‌زنم

16:40.918 --> 16:42.838
‫و چند تا گاو هم گم شدن

16:43.118 --> 16:45.958
‫راهزن‌ها دیگه دارن
‫وارد خونه‌هامون میشن

16:46.238 --> 16:49.718
‫سارو، بیدار شو،
‫پس چرا تفنگ داری؟

16:50.478 --> 16:52.078
‫- یالا
‫- خداحافظ

16:52.198 --> 16:53.598
‫خداحافظ

16:56.278 --> 16:57.518
‫لعنتی

16:57.718 --> 17:00.878
‫- میشه بگی چه خبره؟
‫- می‌خوای چی بدونی؟

17:01.118 --> 17:03.838
‫گدازه‌های آتشفشان اِتنا
‫باغ‌های زیتون و تاکستان‌ها رو نابود کردن

17:03.998 --> 17:07.078
‫و به دلیل حملات توی شمال
‫هیچ آذوقه‌ای نمی‌تونیم بگیریم

17:07.198 --> 17:08.918
‫تمام دنیا آتیش گرفته

17:09.478 --> 17:12.158
‫البته بوی دود هنوز
‫به کاخ‌ها نرسیده

17:12.838 --> 17:14.198
‫اما به زودی می‌رسه

17:14.318 --> 17:16.558
‫تو چی می‌دونی؟

17:17.998 --> 17:20.238
‫درسته، من اطلاعات زیادی
‫از این دنیا ندارم

17:21.878 --> 17:23.318
‫اما سریع یاد می‌گیرم

17:23.478 --> 17:24.998
‫زود یاد می‌گیرم

17:25.158 --> 17:28.678
‫تا وقتی کسی رو پیدا کنی که وقت
‫و اراده‌ی آموزش دادن بهت رو داشته باشه...

17:28.958 --> 17:30.278
‫منتظر بمون

17:32.918 --> 17:36.958
‫چون قراره برگردی به صومعه،
‫وقت تلف کردنه

17:47.478 --> 17:48.958
‫چیکار می‌کنی؟

17:49.278 --> 17:51.038
‫چرا اینجا موندی؟

17:51.718 --> 17:53.438
‫دیگه بسه

17:54.038 --> 17:57.878
‫- می‌خوام بدونم نیتت چیه
‫- می‌دونی نیتتم چیه، روکو

17:59.278 --> 18:01.438
‫چرا به جای مراقبت کردن
‫از بچه‌های خودت...

18:01.798 --> 18:03.998
‫داری از بچه‌ی بی‌ریخت دیگران
‫مراقبت می‌کنی؟

18:06.038 --> 18:07.598
‫نمی‌خوای بچه داشته باشی؟

18:11.198 --> 18:12.438
‫می‌خوام

18:12.678 --> 18:14.438
‫آره، معلومه که می‌خوام

18:15.758 --> 18:18.158
‫نباید بترسی، مودستا

18:19.158 --> 18:21.318
‫می‌دونم چرا دودل شدی

18:23.118 --> 18:26.878
‫می‌دونم قبل از اینکه بری به صومعه
‫چه اتفاقی برات افتاده

18:28.158 --> 18:30.718
‫اینکه تو... چطور میگن؟

18:31.958 --> 18:33.678
‫نجیب نیستی

18:35.838 --> 18:37.678
‫اما نگران نباش

18:37.998 --> 18:40.158
‫من مثل بقیه قضاوتت نمی‌کنم

18:43.438 --> 18:46.038
‫به هر حال، قراره بریم

18:46.158 --> 18:48.438
‫همه‌ی اینا رو پشت سر می‌ذاریم

18:48.758 --> 18:49.958
‫می‌ریم کجا؟

18:50.038 --> 18:52.398
‫سان ویتو لو کاپو، خونه‌ی والدینم

18:53.318 --> 18:55.758
‫اونجا کسی از گذشته‌ت خبر نداره

18:56.438 --> 18:58.118
‫و نیاز نیست کار بکنی

18:59.518 --> 19:01.558
‫خودم ازت مراقبت می‌کنم

19:04.118 --> 19:05.878
‫بعداً راجع بهش حرف می‌زنیم

19:07.078 --> 19:08.878
‫الان من رو ببر خونه

19:10.438 --> 19:11.718
‫چیه؟

19:11.878 --> 19:13.438
‫مودستای من...

19:14.038 --> 19:15.518
‫خیلی خوشگلی

19:28.158 --> 19:29.958
‫نه، بیخیال...

19:30.238 --> 19:31.878
‫ببرم خونه

19:33.678 --> 19:35.038
‫مودی

19:37.158 --> 19:38.598
‫مودی!

19:39.358 --> 19:42.158
‫گوش کن، می‌دونم دوست داری
‫بهت توجه کنم

19:42.358 --> 19:43.833
‫اما الان سرم شلوغه

19:44.255 --> 19:45.655
‫الان دارم قانون کیفری می‌خونم

19:45.656 --> 19:48.318
‫و بعدش هم باید نقشه‌های
‫محدوده‌های نزاع رو ببینم

19:48.718 --> 19:50.158
‫فهمیدی؟

19:50.758 --> 19:53.678
‫بیخیال، بذار مطالعه کنم.
‫صبور باش

20:10.598 --> 20:13.238
‫نه، این نه. نه، ایپولیتو

20:15.678 --> 20:18.038
‫نه، ایپولیتو... بس کن

20:19.398 --> 20:20.758
‫بس کن

20:21.598 --> 20:22.838
‫پیترو!

20:22.918 --> 20:25.238
‫بس کن... بس کن، ایپولیتو، بس کن!

20:25.358 --> 20:26.838
‫نکن... بس کن، ایپولیتو، بس کن!

20:28.478 --> 20:29.998
‫پیترو!

20:30.078 --> 20:31.278
‫ممنون

20:32.678 --> 20:36.076
‫دیر یا زود اون اتفاق می‌افتاد، اون...

20:36.077 --> 20:38.598
‫اون یه حیوونه،
‫نمی‌تونه خودش رو کنترل کن

20:38.718 --> 20:40.598
‫یعنی چی حیوونه؟

20:40.878 --> 20:44.478
‫- اصلاً آدم نمی‌بینه. طبیعیه
‫- طبیعی نیست

20:44.918 --> 20:45.747
‫طبیعی نیست

20:45.748 --> 20:49.958
‫نونزیا، کاسه‌ی سوپ‌خوری
‫این سرویس کجاست؟ شکوندینش؟

20:50.278 --> 20:52.518
‫نه، نشکوندیمش،
‫سر جای همیشگیشه

20:52.598 --> 20:56.198
‫دنبال سوپ‌خوری چینی بگرد.
‫همون که توی اتاق بزرگه می‌ذاریمش

20:56.278 --> 20:58.318
‫وقتی برگردم باید روی میز باشه

20:58.398 --> 21:02.198
‫- خیلی‌خب. الان دنبالش می‌گردیم
‫- همیشه باید باهاتون بحث کنم، خدایا!

21:02.318 --> 21:04.778
‫طبیعیه یعنی چی؟
‫اون آدم خطرناکیه

21:04.779 --> 21:06.687
‫تو خیلی مهربونی

21:07.478 --> 21:10.918
‫عزیزم، دنبال سوپ‌خوری بگرد، باشه؟
‫اونجا رو بگرد

21:11.078 --> 21:15.118
‫به هر حال، حالم خوبه، نونزیا.
‫اتفاق جدی‌ای نبود

21:15.838 --> 21:18.238
‫- چی شده؟
‫- هیچی

21:18.318 --> 21:21.438
‫بهتره بزرگش نکنیم، نونزیا، لطفاً

21:21.518 --> 21:23.278
‫- سوپ‌خوری اینه؟
‫- نه

21:23.438 --> 21:26.718
‫دنبال چینی بگرد.
‫ببین توی اون کابینت نیست

21:26.998 --> 21:30.478
‫باشه، هیچ اتفاقی نیُفتاد.
‫اون فلک‌زده بهش تعرض کرده

21:30.918 --> 21:33.158
‫آره. همه‌جاش رو لمس کرده

21:38.438 --> 21:39.878
‫راست میگه؟

21:40.318 --> 21:41.958
‫- آره
‫- طفلک

21:42.038 --> 21:43.878
‫وقتی اومد اینجا باید می‌دیدش

21:43.958 --> 21:46.838
‫رنگش کامل پریده بود.
‫مثل مُرده‌ها شده بود

21:48.878 --> 21:50.318
‫این چیزها...

21:57.598 --> 21:59.038
‫یه لحظه میشه بیایی؟

21:59.158 --> 22:01.118
‫سوپ‌خوری اینجا نیست

22:01.158 --> 22:03.958
‫لطفاً با دقت بگرد، باید اینجا باشه

22:04.038 --> 22:05.937
‫گل‌های صورتی روش هست

22:06.450 --> 22:09.606
‫- اما نمی‌‌بینمش
‫- اه، الان نوبت توئه

22:09.607 --> 22:10.607
‫مطمئنم اگه خودم بیام پیداش می‌کنم

22:12.118 --> 22:13.598
‫اینه، کجا بود؟

22:13.718 --> 22:15.370
‫بهت گفتم اینجاست

22:15.371 --> 22:17.758
‫دیگه نمی‌خوام بری پیشش

22:18.198 --> 22:19.678
‫دست من نیست

22:19.798 --> 22:21.878
‫شاهدخت بهم گفته

22:21.998 --> 22:23.998
‫به نظرم متوجه نیستی...

22:24.438 --> 22:26.158
‫دیگه حق نداری بری

22:26.478 --> 22:29.558
‫چون اگه یک‌بار دیگه اذیتت کنه،
‫با دست‌های خودم می‌کشمش

22:31.598 --> 22:33.038
‫فهمیدی؟

22:34.398 --> 22:35.678
‫آره

22:39.438 --> 22:41.478
‫بگو فهمیدی

22:44.598 --> 22:46.158
‫فهمیدم

22:47.438 --> 22:49.118
‫الان می‌تونم برم؟

23:01.998 --> 23:03.678
‫عجله کن

23:07.838 --> 23:09.158
‫بجنب

23:09.838 --> 23:12.798
‫- چی شد؟
‫- خب... یالا، بیا بریم

23:12.998 --> 23:14.358
‫این موقع روز؟

23:15.958 --> 23:17.518
‫صبح بخیر

23:17.798 --> 23:20.838
‫نمی‌تونم بذارم بیاید داخل، خانم مودستا

23:21.158 --> 23:22.158
‫چرا؟

23:22.198 --> 23:24.118
‫یه دختر آورده شده...

23:25.518 --> 23:27.758
‫تا نیازهای شاهزاده رو برطرف کنه،
‫همین الان که داریم حرف می‌زنیم

23:30.798 --> 23:33.278
‫انگار داره بهشون خوش می‌گذره

23:33.398 --> 23:35.598
‫چند وقتی هست که شاهزاده
‫این دختره رو می‌شناسه

23:35.718 --> 23:37.038
‫مودی!

23:37.958 --> 23:39.318
‫- مودی
‫- دارم صدام می‌زنه

23:39.918 --> 23:42.038
‫- بذار بیام داخل
‫- نمی‌تونم

23:44.718 --> 23:46.318
‫ببخشید

23:49.078 --> 23:51.358
‫پس چندین ساله که
‫اون دختر روستایی بیچاره...

23:51.678 --> 23:54.038
‫چقدر حال به هم زن،
‫چطور می‌تونه اون کار رو بکنه؟

23:55.918 --> 23:58.038
‫ازش نپرسیدم

23:59.118 --> 24:02.318
‫می‌تونی عاشق یه مرد،
‫یه زن، یه درخت،

24:02.438 --> 24:04.878
‫یا حتی یه وزغ بشی
‫که اصلاً نمی‌شناسیش

24:04.958 --> 24:08.758
‫تمام روز پیش یه هیولا
‫و دهقان هستی که بوی گند اسب میده

24:08.958 --> 24:10.838
‫اصلاً پیش من نیستی

24:11.398 --> 24:13.438
‫نمی‌بینی همیشه سرم شلوغه؟

24:13.518 --> 24:15.238
‫باید دستمزد دهقان‌ها رو حساب کنم...

24:15.318 --> 24:17.958
‫دستمزد دهقان‌ها چه ربطی به من داره؟

24:26.198 --> 24:27.958
‫احساس تنهایی می‌کنم

24:30.598 --> 24:33.238
‫- الان احساس تنهایی می‌کنی؟
‫- آره

24:37.198 --> 24:38.958
‫با اینکه بئاتریچ رو دوست داشتم،

24:39.078 --> 24:41.798
‫ولی می‌دونستم که اون
‫چیزی رو درک نمی‌کنه

24:45.398 --> 24:47.318
‫هیچکس اندازه‌ی تو
‫من رو دوست نداره

24:47.398 --> 24:51.358
‫اگه باهوش‌تر می‌بود،
‫اون رو شریک خودم می‌کردم

24:52.318 --> 24:55.998
‫تنهایی جنگیدن سخته،
‫اما کاریش نمیشد کرد

24:56.238 --> 24:59.078
‫اون از تمام کارهایی که باعث می‌شدن
‫ازش دور بشم، متنفر بود

24:59.158 --> 25:02.162
‫و بیش‌تر از بقیه‌ی چیزها، با اینکه
‫اصلاً ایپولیتو رو ندیده، ولی ازش متنفر بود

25:02.558 --> 25:05.438
‫وزغ من، که تبدیل
‫به یه شاهزاده هم شده بود

25:05.718 --> 25:09.758
‫نمی‌تونستم اون رو از دست بدم،
‫باید کار رو با لذت ترکیب می‌کردم،

25:09.878 --> 25:11.678
‫تا اون رو بیش‌تر و بیش‌تر
‫به خودم وابسته کنم

25:11.798 --> 25:12.878
‫اما چطور؟

25:46.878 --> 25:48.158
‫چقدر خوشگله

25:48.318 --> 25:50.438
‫- دست از سرم بردار
‫- ببینم می‌تونی من رو بگیری یا نه

25:51.278 --> 25:52.998
‫اون کیه؟

25:54.718 --> 25:56.158
‫تو کی هستی؟

25:57.038 --> 26:00.318
‫- بچه‌ها، دنبال کارملا می‌گردم
‫- اونجاست

26:02.732 --> 26:06.732
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

26:23.838 --> 26:25.158
‫بیا

26:27.558 --> 26:28.918
‫آفرین...

26:35.078 --> 26:36.478
‫می‌تونم بیام داخل؟

26:36.558 --> 26:38.158
‫خانم مودستا...

26:38.798 --> 26:40.878
‫اینجا چیکار می‌کنید؟

26:41.238 --> 26:43.358
‫اینجا برای شما مناسب نیست

26:43.718 --> 26:46.558
‫اگه بفهمن که شما اومدید اینجا،
‫توی دردسر می‌افتیم. هر دوتامون

26:46.678 --> 26:48.558
‫هیچکس نمی‌دونه که من اومدم اینجا

26:49.158 --> 26:51.078
‫چه کمکی از دستم برمیاد؟

26:54.198 --> 26:56.358
‫می‌خوام یه چیزی رو بدونم

26:57.358 --> 26:59.078
‫راجع به ایپولیتو

26:59.318 --> 27:01.278
‫اولین باری نبود که
‫به دیدنش می‌رفتی، درسته؟

27:01.358 --> 27:03.438
‫براتون متاسفم.
‫چقدر شما بی‌رحم هستید...

27:03.518 --> 27:04.958
‫اون حرف رو نزن

27:07.918 --> 27:09.798
‫نیتم دوستانه‌ست

27:12.518 --> 27:13.838
‫بشینید

27:13.918 --> 27:15.718
‫اولین باری که بردنم پیشش...

27:18.118 --> 27:19.918
‫خیلی ترسیدم

27:20.878 --> 27:23.598
‫البته با شنیدن حرف‌های زن‌های مختلف،

27:23.758 --> 27:26.718
‫از بعضی چیزها مطلع بودم، متاسفانه

27:27.038 --> 27:31.318
‫فکر می‌کردم شاهزاده
‫از وظایف مردونه‌ش خبر داره

27:31.598 --> 27:33.398
‫پس چشم‌هام رو بستم...

27:34.318 --> 27:36.078
‫و دامنم رو کشیدم بالا

27:37.998 --> 27:39.878
‫یه قرن گذشت

27:40.238 --> 27:41.758
‫اما هیچ اتفاقی نیفتاد

27:42.758 --> 27:44.078
‫پس...

27:45.158 --> 27:46.878
‫چشم‌هام رو باز کردم...

27:48.398 --> 27:50.398
‫و شاهزاده روبه‌روم وایساده بود...

27:51.798 --> 27:54.118
‫و چیزش رو گرفته بود دستش

27:55.558 --> 27:57.198
‫راست کرده بود

27:58.358 --> 28:00.518
‫طفلک خیلی درد کشید

28:01.478 --> 28:04.158
‫پس من هم... امیدوارم مریم مقدس
‫من رو ببخشه...

28:05.118 --> 28:08.598
‫با دستم بهش کمک کردم.
‫و از درد کشیدن نجاتش دادم

28:09.238 --> 28:11.598
‫- همین
‫- با دستت؟

28:12.278 --> 28:13.878
‫فقط همین؟

28:14.438 --> 28:15.678
‫آره

28:15.798 --> 28:17.718
‫و هر بار همون اتفاق می‌افتاد

28:33.758 --> 28:35.198
‫ببینید، ببینید

28:45.558 --> 28:46.758
‫بز؟

28:50.358 --> 28:51.758
‫بز!

28:58.838 --> 29:00.758
‫وای، نه، دقیقاً همون چیزی
‫که نیاز داشتم...

29:02.678 --> 29:05.238
‫- صبح بخیر، خانم
‫- دُن کارمین

29:05.838 --> 29:07.598
‫زیادی پیاده‌روی کردی

29:10.038 --> 29:12.238
‫اُرلاندو، این بانو کوچولوی منه

29:14.798 --> 29:17.018
‫امروز خیلی سرده،
‫خیلی هوای عجیبیه

29:17.019 --> 29:19.158
‫آفتابیه، یهویی بارون میاد،
‫بعدش برف میاد...

29:21.198 --> 29:22.558
‫خیلی از ویلا دور شدی

29:24.198 --> 29:26.678
‫- بیا. برمی‌گردونمت
‫- نیاز نیست، ممنون

29:26.758 --> 29:28.198
‫گوش کن

29:28.398 --> 29:31.078
‫سرازیری رفتن آسونه،
‫اما سربالایی سخته

29:32.198 --> 29:34.078
‫تازه، اگه کسی تو رو ببینه،

29:34.158 --> 29:36.718
‫باید بهش توضیح بدی که چرا
‫مثل یه روستایی لباس پوشیدی

29:36.838 --> 29:38.678
‫و از ویلا دور شدی

29:38.798 --> 29:41.518
‫اگه ببینن با تو روی یه اسب نشستم
‫چه فکری می‌کنن؟

29:41.798 --> 29:44.718
‫از وسط جنگل می‌ریم.
‫هیچکس نمی‌بینه. بیا

29:46.278 --> 29:48.504
‫اُرلاندو اسب خوبیه. نگران نباش

29:48.698 --> 29:50.216
‫شاهدخت تو رو فرستاده؟

29:52.798 --> 29:53.998
‫نه

29:54.558 --> 29:56.998
‫می‌تونی به کارمین اعتماد کنی

29:57.798 --> 29:59.518
‫هیچکس من رو نفرستاده

30:19.478 --> 30:21.918
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- داشتی می‌افتادی

30:22.598 --> 30:24.318
‫تکیه بزن به من

30:24.838 --> 30:26.238
‫با پاهات محکم اسب رو بگیر

30:28.078 --> 30:29.758
‫خود رو سفت بگیر

30:30.198 --> 30:31.758
‫چی شده؟

30:31.958 --> 30:34.358
‫اُرلاندو تنبله.
‫می‌خواد جلوی خونه بمونه

30:34.478 --> 30:37.278
‫حرکت کن، حرومزاده،
‫تازه اول صبحه

30:51.438 --> 30:54.278
‫- ببخشید، خیلی عرق کردم
‫- نیازی به معذرت‌خواهی نیست

30:56.678 --> 31:00.078
‫اگه مادرم بهم می‌گفت،
‫حرفش رو باور نمی‌کردم

31:01.038 --> 31:02.678
‫عرق بوی بهار نارنج میده

31:04.038 --> 31:06.598
‫- خداحافظ، خانم
‫- خداحافظ

31:06.718 --> 31:08.478
‫و تبریک میگم

31:09.838 --> 31:11.158
‫چی رو؟

31:11.518 --> 31:13.158
‫عروسیت رو

31:14.478 --> 31:17.798
‫وقتی داشتم با روکو شراب می‌خوردم،
‫باهام درد و دل کرد

31:18.038 --> 31:18.998
‫مردونه

31:20.918 --> 31:22.678
‫نباید بهت می‌گفت

31:22.798 --> 31:25.358
‫چرا نگه؟ خیلی خوبه که

31:26.798 --> 31:28.118
‫با یه مرد می‌خوابی

31:28.158 --> 31:29.878
‫با خوابیدن با یه زن فرق داره

31:29.958 --> 31:31.678
‫خیلی بی‌ادبی. می‌دونی؟

31:32.798 --> 31:34.958
‫خونه‌ی کاملا چیکار می‌کردی؟

31:35.318 --> 31:38.038
‫چند روز پیش که پیش تو بودم
‫توی زمین دیدمش

31:38.198 --> 31:39.958
‫پس با هم دوست شدید؟

31:42.158 --> 31:43.798
‫خداحافظ

31:51.598 --> 31:53.478
‫مادرجنده...

31:56.398 --> 31:58.038
‫از کارمین متنفر بودم

31:59.598 --> 32:02.838
‫یا شاید هم این واقعیت که اون می‌دونست
‫می‌خوام با روکو عروسی کنم، اذیتم می‌کرد

32:04.918 --> 32:08.998
‫نمی‌دونم، اما همین که بهش فکر می‌کردم،
‫یه‌جورایی توهین‌آمیز به نظر می‌رسید

32:10.398 --> 32:11.918
‫صبح بخیر

32:28.718 --> 32:31.118
‫گفتم تحمل کن، نگفتم؟

32:31.558 --> 32:33.573
‫چرا؟ راجع به چی حرف می‌زنی؟

32:33.574 --> 32:36.158
‫هر جایی که میری به همه خبر میدی
‫که می‌خوایم ازدواج کنیم

32:36.238 --> 32:37.678
‫کی بهت اجازه داد؟

32:41.358 --> 32:42.918
‫- اجازه؟
‫- اوهوم

32:44.558 --> 32:48.398
‫اولاً، فقط به کارمین گفتم
‫و اون هم مرد شریفیه

32:48.758 --> 32:52.118
‫به هر حال، مشکلش چیه؟
‫قراره شاهدخت ناراحت بشه؟

32:52.198 --> 32:56.158
‫- اما شاهدخت اصلاً به تو اهمیتی نمیده
‫- تو چی می‌دونی؟

33:03.278 --> 33:04.478
‫گوش کن، من دیگه حالم خرابه

33:06.198 --> 33:09.998
‫توی چشم‌هام نگاه کن و بهم بگو
‫می‌خوای زنم بشی یا نه

33:13.238 --> 33:14.878
‫هیچوقت زنت نمیشم

33:29.718 --> 33:31.998
‫- صبح بخیر
‫- کجا رفتی؟

33:32.158 --> 33:33.798
‫وقتی بیدار شدم پیدات نکردم

33:33.878 --> 33:36.198
‫وقتی این موقع روز بیدار میشی
‫چه انتظاری داری؟

33:36.318 --> 33:37.878
‫سر کار بودم

33:45.318 --> 33:48.918
‫«با دستم بهش کمک کردم.
‫و از درد کشیدن نجاتش دادم»

33:50.596 --> 33:51.716
‫یادته؟

33:52.316 --> 33:54.636
‫«هرگز افکار خود را به فراموشی نسپار،

33:54.756 --> 33:57.036
‫طبیعت، خدا نیست

33:57.716 --> 33:59.956
‫مردها دستگاه نیستند

34:01.956 --> 34:04.236
‫و یک فرضیه با حقیقت متفاوت است

34:11.116 --> 34:12.716
‫و مطمئن باشید

34:12.836 --> 34:16.556
‫که شما نمی‌توانید درک کنید
‫آنچه به آن معتقدید

34:16.596 --> 34:18.956
‫با این اصول مغایرت دارد

34:23.876 --> 34:27.236
‫گفته می‌شود که میل
‫محصول اراده است

34:28.196 --> 34:30.676
‫اما در واقع عکس آن حقیقت دارد

34:31.396 --> 34:33.876
‫اراده محصول میل است»

34:38.676 --> 34:40.756
‫علاقه‌ای به نوشته‌های دیدرو نداری؟

34:42.796 --> 34:44.436
‫پیترو، کمک!

34:44.756 --> 34:46.796
‫- کمک! چرا این کار رو می‌کنی؟
‫- مودی!

34:46.876 --> 34:48.396
‫بس کن، ایپولیتو!

34:49.355 --> 34:50.676
‫پیترو!

34:56.556 --> 35:00.316
‫فرار کن، خانم! فرار کن!

35:00.679 --> 35:04.199
‫شاهدخت، این بار خیلی بدتره،
‫شرایط خیلی جدیه!

35:04.200 --> 35:07.280
‫دیگه نمی‌دونم باید چیکار کنم.
‫حموم، دارو...

35:07.640 --> 35:11.640
‫در نهایت می‌کشیمش.
‫من نمی‌تونم هیچ مسئولیتی بپذیرم

35:11.760 --> 35:14.720
‫من فقط یه طبیبم.
‫به یه آدم متخصص نیاز داریم

35:14.800 --> 35:18.000
‫- حتی غذا هم نمی‌خوره، شاهدخت
‫- دقیقاً

35:18.001 --> 35:20.027
‫حتی اگه دهنش رو
‫با یه انبر باز کنم!

35:20.028 --> 35:24.356
‫ببخشید، خودتون گفتید
‫که براش مفیده

35:24.400 --> 35:26.840
‫من از همون اول می‌گفتم خیلی خطرناکه

35:27.080 --> 35:29.040
‫که با دختره تنها باشه

35:29.120 --> 35:33.040
‫بیا اینجا. شما قانعم کردید
‫که باید اینقدر سخت نگیرم

35:33.200 --> 35:35.120
‫و حالا ببینید چه اتفاقی افتاده!

35:35.200 --> 35:38.480
‫بهم می‌گید که این دختر
‫در مرکز توجه‌ش بوده

35:38.560 --> 35:40.120
‫دیوونه شدید؟

35:40.200 --> 35:41.920
‫خیلی خجالت‌آوره!

35:42.040 --> 35:45.520
‫امیدوارم خبر این ماجرا
‫از این اتاق خارج نشه!

35:47.160 --> 35:49.800
‫- دقیقاً
‫- شاهدخت، اگه اجازه بدید...

35:50.080 --> 35:53.720
‫- اون جلسات رو داره...
‫- غرایزش رو خالی می‌کنه

35:53.800 --> 35:57.640
‫...اما قضیه‌ی خانم مودستا کامل فرق داره.
‫همیشه با خانم مودسا مهربون بوده

35:57.840 --> 35:59.440
‫- حداقل تا همین چند روز پیش
‫- اما...

35:59.520 --> 36:02.760
‫پس باید امیدوار باشیم چی بشه؟
‫اینکه حالش بد نشه

36:02.840 --> 36:04.200
‫و امیدوار باشیم بهترین اتفاق‌ها بیُفتن؟

36:04.360 --> 36:07.400
‫- دوباره دست‌وپاش رو نمی‌بندم
‫- اون قضیه فقط برای این بود که...

36:07.480 --> 36:10.760
‫- خیلی گیج‌کننده‌ست
‫- منم با دکتر موافقم

36:10.920 --> 36:13.400
‫- دُن آنتونیو، با کمال احترام...
‫- اگه دختر بیچاره

36:13.440 --> 36:16.720
‫که از صومعه اومده دوباره
‫فرستاده بشه طبقه‌ی بالا،

36:16.800 --> 36:19.680
‫مجبور میشم به واتیکان اطلاع بدم

36:19.760 --> 36:21.806
‫- که اینطور
‫- دُن آنتونیو، دیگه بزرگش نکن

36:21.807 --> 36:23.546
‫- واتیکان؟
‫- پاپ

36:23.547 --> 36:24.640
‫اون دختر گوسفند مقدس پروردگاره،

36:24.720 --> 36:28.400
‫و بیش‌تر از این نباید توی خطر بیُفته

36:28.440 --> 36:31.120
‫مخصوصاً برای برطرف کردن نیازهای یه...

36:31.280 --> 36:33.200
‫- یه...
‫- نیازهای یه...؟

36:33.440 --> 36:35.800
‫یه...

36:37.160 --> 36:38.560
‫یه مرد

36:42.160 --> 36:43.365
‫آنتونیو، لطفاً بمون!

36:43.366 --> 36:44.678
‫- شاهدخت؟
‫- شاهدخت؟

36:45.480 --> 36:47.720
‫گفتم آنتونیو، نه دُن آنتونیو

36:47.800 --> 36:50.080
‫- اوه، البته
‫- اوه، البته

36:51.360 --> 36:53.520
‫به چی می‌خندی؟

36:53.840 --> 36:55.720
‫همزمان یه حرف رو زدن

36:56.760 --> 37:01.707
‫- خب پس بیاید همه‌مون بخندیم
‫- ببخشید، نباید می‌خندیدم

37:01.708 --> 37:03.600
‫یالا، همه بخندید

37:04.600 --> 37:06.800
‫شاهدخت، می‌تونم یه چیزی بگم؟

37:07.400 --> 37:09.400
‫ایپولیتو آدم بدی نیست

37:10.960 --> 37:13.200
‫شاید من اشتباهی کردم

37:13.280 --> 37:16.440
‫چون همیشه باهام خوب رفتار می‌کنه.
‫نمی‌دونم... پیترو، تو بگو

37:16.520 --> 37:19.760
‫اگه یه آدم الهام‌بخش دعوت کنیم چی؟

37:20.200 --> 37:22.640
‫چه آدم الهام‌بخشی، دکتر؟

37:23.480 --> 37:25.280
‫مشکل اینه که...

37:25.440 --> 37:27.600
‫که اون عاشق خانم مودستا شده

37:27.680 --> 37:29.960
‫مزخرفه!

37:30.640 --> 37:32.160
‫بسه!

37:32.400 --> 37:36.360
‫دیگه نمی‌خوام یه کلمه هم راجع به
‫این مشکل تاسف‌بار بشنوم!

37:36.400 --> 37:38.400
‫- شاهدخت...
‫- کافیه!

37:42.400 --> 37:44.200
‫عاشق شده...

37:44.480 --> 37:47.280
‫اون موجود عاشق شده!

37:49.920 --> 37:53.080
‫اجاره می‌دمش و این درخت‌های
‫بیچاره رو نجات میدم

37:53.200 --> 37:54.600
‫مودی!

37:55.400 --> 37:56.720
‫مودی!

37:57.520 --> 37:58.520
‫مودی!

38:00.080 --> 38:02.680
‫- تو چه مرگته؟
‫- مودی!

38:06.400 --> 38:07.640
‫مودی!

38:11.040 --> 38:12.480
‫مودی!

38:12.640 --> 38:14.680
‫- مودی! مودی!
‫- بسه!

38:29.920 --> 38:32.480
‫نمی‌ذاره هیچکس بخوابه،
‫مثل شکنجه‌ست

38:34.200 --> 38:35.800
‫طفلک داره زجر می‌کشه

38:36.400 --> 38:38.280
‫چون عاشق توئه
‫داره زجر می‌کشه

38:39.360 --> 38:41.600
‫توی این موضوع من و اون مثل همیم

38:41.720 --> 38:43.640
‫چرا؟ تو هم داری زجر می‌کشی؟

38:45.200 --> 38:46.800
‫حسودیم میشه

38:47.200 --> 38:49.240
‫- حسودیت میشه؟
‫- آره

38:49.360 --> 38:51.000
‫به ایپولیتو حسودیت میشه؟

38:53.680 --> 38:56.400
‫ببخشید که گفتم زیاد می‌خوابی

38:57.960 --> 39:00.120
‫خوشحالم که برگشتی پیشم

39:05.360 --> 39:07.000
‫- کیه؟
‫- مودی؟

39:07.120 --> 39:08.400
‫بله؟

39:12.520 --> 39:16.240
‫- شاهدخت...
‫- ببخشید که این موقع مزاحمت شدم،

39:16.480 --> 39:19.120
‫- اما باید باهات حرف بزنم
‫- بفرمایید

39:22.760 --> 39:24.600
‫شنیدی، نه؟

39:24.720 --> 39:28.240
‫مردم راجع به خودمون حرف می‌زنن.
‫بیش‌تر از همه هم من

39:29.320 --> 39:31.000
‫باید باهاش ازدواج کنی

39:31.280 --> 39:33.560
‫- نمی‌تونیم تا آخر سکوت کنیم
‫- با کی ازدواج کنم؟

39:33.760 --> 39:35.760
‫اوه، لطفاً.
‫مجبورم نکن اسمش رو به زبون بیارم

39:37.800 --> 39:39.720
‫حتی کارمین هم...

39:40.280 --> 39:42.200
‫موافقه و میگه راه‌حل خوبیه

39:42.280 --> 39:44.360
‫- واقعاً؟
‫- آره،

39:44.480 --> 39:46.640
‫چون آدم منطقی‌ایه

39:48.720 --> 39:51.640
‫دیگه نیازی به گفتن این نیست
‫که باید سوگندهات رو زیر پا بذاری

39:53.440 --> 39:56.400
‫تصمیم سختیه

39:56.440 --> 39:59.080
‫می‌دونم که آدم جاه‌طلبی هستی

39:59.200 --> 40:01.440
‫حتی بهت قول یه چیزهایی رو دادم

40:01.720 --> 40:03.560
‫اما شرایط اینطوریه

40:05.200 --> 40:07.640
‫به هر حال، بهش فکر کن

40:07.720 --> 40:09.560
‫و فردا صبح بهم جواب بده

40:09.640 --> 40:11.200
‫شاهدخت...

40:13.080 --> 40:15.160
‫حس می‌کنم توی
‫صداتون پیشمونی هست

40:15.760 --> 40:19.040
‫من خیلی مدیون شما و خانواده‌تونم

40:19.120 --> 40:22.240
‫اگه معتقدید که اون کار
‫مناسب‌ترین گزینه‌ست، انجامش میدم

40:23.400 --> 40:24.480
‫انجامش میدی؟

40:28.280 --> 40:30.000
‫چند روز دیگه،

40:30.240 --> 40:32.960
‫دُن آنتونیو این وصلت رو رسمی می‌کنه

40:33.480 --> 40:35.360
‫توی کلیسای کوچیک خودمون

40:35.560 --> 40:37.000
‫آخر شب

40:37.240 --> 40:38.760
‫مشخصاً من نمیام

40:38.920 --> 40:41.680
‫هر چقدر کم‌تر ببینمش، حالم بهتره

40:41.760 --> 40:44.280
‫- چند روز دیگه؟
‫- مگه چه کاری داری؟

40:44.400 --> 40:46.280
‫باید رخت عروسیت رو آماده کنی؟

40:47.800 --> 40:48.800
‫مودی...

40:52.480 --> 40:55.400
‫قانوناً عضوی از خانواده‌ی ما میشی

40:56.000 --> 40:59.000
‫این یه امتیازه. می‌دونی؟

41:00.120 --> 41:03.680
‫اما به هیچ وجه حامله نشو

41:04.760 --> 41:06.560
‫نمی‌خوام نوه داشته باشم

41:07.720 --> 41:10.360
‫نمی‌خوام یه بی‌ریخت دیگه
‫به دنیا بیاد...

41:10.600 --> 41:13.640
‫تا نام خانوادگی برندیفورتی رو
‫لکه‌دار کنه

41:13.800 --> 41:15.240
‫فهمیدی؟

41:16.640 --> 41:18.240
‫بیا اینجا

41:23.760 --> 41:25.440
‫شب بخیر، مودی

41:25.680 --> 41:26.920
‫شب بخیر

41:31.240 --> 41:32.920
‫مامان دیوونه شده

41:33.280 --> 41:35.720
‫چطور می‌تونه ازت بخواد
‫با اون هیولا ازدواج کنی؟

41:35.840 --> 41:38.720
‫قراره بوست کنه و با اون دست‌های
‫وحشتناکش تو رو لمس کنه

41:38.840 --> 41:41.200
‫کمکم کن، پاهام درد می‌کنن

41:43.600 --> 41:45.520
‫بهت آسیب رسوندم؟ ببخشد

41:47.040 --> 41:49.960
‫- چرا درخواستش رو رد نکردی؟
‫- تا من رو بفرسته به صومعه؟

41:50.920 --> 41:52.480
‫باورم نمیشه

41:52.600 --> 41:55.720
‫اون کشاورز گستاخ،
‫فکر می‌کنه کیه؟

41:56.160 --> 41:58.840
‫منصفانه نیست که به‌خاطر مهربونیت
‫بخوای زجر بکشی

41:58.960 --> 42:01.280
‫فداکاریه، درسته

42:01.960 --> 42:04.040
‫اما تا ابد پیش هم می‌مونیم

42:04.400 --> 42:05.960
‫بهش فکر کن

42:07.120 --> 42:09.440
‫اگه با اون ازدواج کنم،
‫دیگه از اینجا نمیرم

42:13.800 --> 42:17.000
‫برو. قبل از این‌که مامانت برگرده

42:27.520 --> 42:29.160
‫فردا می‌بینمت

42:55.080 --> 42:56.920
‫شاهدخت...

43:00.600 --> 43:03.800
‫به چیزی که نیاز داشتم، رسیدم

43:04.800 --> 43:06.560
‫و فهمیدم باید به چیزی
‫که می‌خوام هم برسم

43:06.640 --> 43:09.400
‫«حتی کارمین هم
‫موافقه و میگه راه‌حل خوبیه»

43:15.040 --> 43:17.960
‫«کارمین مرد منطقی‌ایه»

44:01.840 --> 44:02.960
‫چی شده؟

44:03.040 --> 44:06.080
‫چطور جرات می‌کنی توی
‫مشکلات شخصی من دخالت کنی؟

44:06.280 --> 44:07.600
‫راجع به چی حرف می‌زنی؟

44:07.680 --> 44:10.560
‫مگه تو به شاهدخت پیشنهاد ندادی
‫که بهم بگه سوگندهام رو زیر پا بذارم؟

44:15.480 --> 44:17.920
‫پس قصر آتیش نگرفته؟

44:21.480 --> 44:23.560
‫اومدی اینجا بهم توهین کنی؟

44:26.360 --> 44:29.080
‫در واقع فکر می‌کردم
‫می‌خوای ازم تشکر کنی

44:36.720 --> 44:39.160
‫پدرم بهم یاد داد که با خوردن دو سیلی
‫یه چیز جدید یاد می‌گیری،

44:39.360 --> 44:41.000
‫اما سومی یعنی داری کتک می‌خوری

44:43.480 --> 44:46.400
‫چرا نصف شب اومدی
‫جلوی خونه یه مرد؟

44:47.080 --> 44:49.440
‫خیلی حال به هم زنی.
‫ولم کن

44:49.840 --> 44:51.720
‫- ولم کن!
‫- چرا باید ولت کنم؟

44:51.800 --> 44:53.480
‫جلوی در خونه‌ی
‫یه مرد چیکار می‌کنی؟

44:53.600 --> 44:55.160
‫ولم کن، فهمیدی؟

44:58.440 --> 44:59.800
‫بیا

45:00.760 --> 45:02.240
‫ولم کردم

45:03.360 --> 45:05.080
‫مراقب باش، کارمین

45:05.640 --> 45:07.960
‫خیلی چیزها راجع بهت شنیدم

45:08.200 --> 45:09.920
‫می‌دونم چیکار کردی

45:10.120 --> 45:12.600
‫چیزایی که شنیدی رو همه می‌دونن

45:12.920 --> 45:15.400
‫اما به‌خاطر شرف و شرافت
‫هیچکس راجع بهش حرف نمی‌زنه

45:15.800 --> 45:17.280
‫ولی خب تو شرف نداری

45:18.320 --> 45:20.320
‫برو خونه، بانو کوچولو

45:21.000 --> 45:22.480
‫لباست خیس شده

45:22.960 --> 45:25.040
‫هر کاری که دلم بخواد می‌کنم

45:27.720 --> 45:29.280
‫بکن

47:53.840 --> 47:55.400
‫ببخشید...

47:55.520 --> 47:57.480
‫اون‌قدر می‌خواستمت...

48:00.600 --> 48:03.000
‫مادرانت بهت چیزی یاد ندادن؟

48:04.120 --> 48:05.840
‫هیچی یادت ندادن

48:08.720 --> 48:10.520
‫«مادرانت...»

48:15.480 --> 48:17.200
‫خودت می‌تونی یادم بدی

48:34.880 --> 48:37.800
‫جسم و روح، چه رمزآلود

48:38.560 --> 48:43.760
‫با وجود تمام تلاشم برای به دست گرفتن،
‫پیش بردن و تغییر سرنوشتم،

48:44.400 --> 48:46.640
‫فکر می‌کنم علارغم تلاش‌هام،

48:46.840 --> 48:49.880
‫آینده‌ام در نهایت شبیه گذشته‌م میشه

48:50.040 --> 48:52.800
‫و کاری که یه بار
‫با وحشت انجامش دادم

48:53.240 --> 48:56.240
‫هزاران بار دیگه
‫با خوشحالی انجامش میدم

49:07.760 --> 49:09.320
‫کجا میری؟

49:10.240 --> 49:12.440
‫- منتظرت بودم
‫- چرا؟

49:14.720 --> 49:18.160
‫توی شهر چند تا کار باید انجام بدم.
‫گفتن تو رو هم ببرم

49:18.480 --> 49:20.240
‫- این موقع روز؟
‫- آره

49:20.320 --> 49:22.240
‫- کی گفته؟
‫- خودت حدس بزن

49:23.280 --> 49:25.000
‫- سوار میشی یا نه؟
‫- چه کارهایی؟

49:25.080 --> 49:28.080
‫کارهای زنونه. ملحفه، رومیزی. یالا

49:55.960 --> 49:58.400
‫کجا میری؟
‫شهر که اون‌طرفیه

50:00.000 --> 50:01.840
‫روکو، جوابم رو بده

50:03.920 --> 50:05.640
‫چیکار می‌کنی؟

50:06.560 --> 50:08.560
‫کاری که یه نفر دیگه
‫قبلاً انجام داده...

50:10.000 --> 50:11.600
‫منظورت چیه؟

50:12.400 --> 50:14.640
‫- سریع برگردونم خونه
‫- کدوم خونه؟

50:19.440 --> 50:20.880
‫چیکار می‌کنی؟

50:22.160 --> 50:23.840
‫دیدمت

50:25.800 --> 50:27.760
‫کِی؟ چی دیدی؟

50:29.320 --> 50:31.600
‫دیدم که داشتی به اون یارو می‌دادی،

50:31.720 --> 50:34.840
‫اون کشاورز کله‌کیری!
‫از مردهای مسن خوشت میاد؟

50:35.000 --> 50:37.200
‫نمی‌دونم درمورد چی حرف می‌زنی

50:37.320 --> 50:39.920
‫هی، فکری می‌کنی
‫داری با کی حرف می‌زنی، ها؟

50:41.800 --> 50:43.560
‫فهمیدم چه جور آدمی هستی

50:43.840 --> 50:45.560
‫نقش راهبه‌ی خوب رو بازی می‌کنی...

50:46.600 --> 50:48.640
‫اما یه فاحشه‌ای!

50:49.000 --> 50:50.240
‫و تو هم یه آدم عوضی هستی

50:50.360 --> 50:53.480
‫فقط اسم یه مرد روته،
‫حتی تخم نداری مثل یه مرد رفتار کنی!

50:53.800 --> 50:55.880
‫خفه شو، فاحشه!

50:56.000 --> 50:57.560
‫کُست رو جر میدم

50:58.480 --> 51:00.600
‫- ولم کن! ولم کن!
‫- پاره‌ت می‌کنم!

51:05.320 --> 51:08.840
‫بهت دست نمی‌زنم.
‫حالم رو به هم می‌زنی!

51:09.360 --> 51:11.880
‫اما کاری می‌کنم تقاص پس بدی،
‫به خدا قسم می‌خورم

51:11.960 --> 51:14.040
‫همه چیز رو به شاهدخت میگم

51:14.160 --> 51:16.240
‫- نه!
‫- بهش میگم شب‌ها

51:16.320 --> 51:18.040
‫با کشاورز چیکار می‌کنی

51:18.560 --> 51:22.760
‫اونوقت می‌بینیم اجازه میده پسرش
‫با فاحشه‌ای مثل تو ازدواج کنه یا نه

51:24.280 --> 51:26.040
‫نه... روکو...

51:27.040 --> 51:29.480
‫چرا این کار رو با من می‌کنی؟
‫تو خیلی برام مهمی

51:29.640 --> 51:30.840
‫من دوستت دارم

51:31.240 --> 51:33.280
‫خیلی دوستت دارم

51:33.600 --> 51:34.800
‫دیگه دیره

51:34.880 --> 51:36.480
‫باید به اینجاش هم فکر می‌کردی

54:32.114 --> 54:37.114
‫ترجمه از «امــیــررضــا»

54:37.115 --> 54:42.115
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

54:42.116 --> 54:44.970
‫[ آنچه در قسمت آینده خواهید دید ]

55:10.058 --> 55:25.058
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com
