WEBVTT

00:00.520 --> 00:04.550
به دلیل تصاویر و موضوعات مطرح‌شده
این برنامه برای مخاطبان بزرگسال توصیه می‌شود

00:11.587 --> 00:15.280
[ ...آنچه گذشت ]

00:54.812 --> 01:10.022
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

01:10.072 --> 01:18.072
‫ترجمه از «امــیــررضــا»

02:03.961 --> 02:07.845
‫« هـنـر خـوشـی »

02:15.861 --> 02:18.698
<i>‫ فقط به تو فکر می‌کنم،
‫روح من، چشمان تو، دهان تو...</i>

02:18.699 --> 02:21.475
<i>‫برای تنها بودن با تو لحظه شماری می‌کنم
‫و می‌خوام بهت نشون بدم که چقدر بهت علاقه دارم</i>

02:21.476 --> 02:23.311
<i>‫با آغوشی گرم. «ل» </i>

02:42.661 --> 02:43.821
‫اوه، بیدار شدی

03:08.701 --> 03:10.941
‫این رو بذار زیر بانداژهات

03:17.061 --> 03:18.021
‫فهمیدی؟

03:18.661 --> 03:20.501
‫اینجا، درست کنار قلبت

03:29.781 --> 03:30.901
‫بذارش روی پوستت

03:44.461 --> 03:45.421
‫درست‌وحسابی محکمش کن

03:49.221 --> 03:52.581
‫نمی‌دونم و نمی‌خوام بدونم چیکار کردی

03:52.661 --> 03:55.301
‫که مادر لئونورا اینقدر عصبانی شده

03:56.541 --> 03:58.901
‫اما دستوراتی که دادن
‫خیلی واضح بودن

04:05.381 --> 04:10.182
‫وقتش رسیده که معذرت‌خواهی کنی.
‫باید به اشتباهاتت فکر کنی

04:10.821 --> 04:12.541
‫خیلی مغرور شدی

04:16.581 --> 04:17.581
‫برو داخل

04:38.021 --> 04:39.701
‫ایثار و ترک لذت‌های دنیوی...

04:40.501 --> 04:43.981
‫باعث میشن درک کنی
‫که مرتکب چه گناه‌هایی شدی

05:30.901 --> 05:32.141
‫تو مثل یه هدیه می‌مونی

05:35.301 --> 05:38.621
‫یادم نمیاد که اون تب وحشتناک
‫چند شب و روز همراه من بود،

05:38.781 --> 05:44.061
‫چقدر به مغزم فشار می‌آوردم
‫و از خودم می‌پرسیدم: «مگه چی گفتم»؟

05:44.181 --> 05:45.141
‫«چرا اون کار رو کردم؟»

05:47.701 --> 05:48.701
‫تقصیر منه

05:49.821 --> 05:50.781
‫تقصیر منه

05:51.901 --> 05:53.501
‫فاحش‌ترین اشتباه من بود

05:56.421 --> 06:00.621
‫وقتی توی بچگی توی دردسر می‌افتادم
‫فقط لازم بود سرم رو پایین بندازم،

06:00.821 --> 06:02.981
‫یه‌کم بلرزم و گریه کنم

06:03.941 --> 06:06.901
‫تا لئونورا من رو در آغوش بگیره
‫و آرومم کنه

06:08.821 --> 06:13.861
‫و حتی همین الان هم هر وقت لازم باشه
‫اشک‌ها از چشم‌هام سرازیر میشن

06:17.701 --> 06:20.501
‫اما اون موقع توی اون سلول تاریک...

06:20.581 --> 06:23.101
‫باید چیکار می‌کردم؟
‫چطور درستش می‌کردم؟

07:04.562 --> 07:09.441
‫مادر لئونورا من رو احضار کرده به عبادتگاه
‫چون می‌خواد اعتراف کنه

07:09.442 --> 07:12.061
‫منم رفتم اونجا، اما پیداش نکردم

07:12.861 --> 07:17.001
‫احتمالاً توی کتابخونه مشغول مطالعه هستن.
‫بریم اونجا رو ببینم، دنبالم بیاید

07:26.021 --> 07:27.781
‫کشیشِ کثیف!

07:28.501 --> 07:30.461
‫کشیشِ کثیف!

07:30.581 --> 07:34.541
‫- کشیشِ احمق!
‫- کشیشِ احمق!

07:36.621 --> 07:38.701
‫کشیشِ کثیف!

07:41.101 --> 07:45.021
‫حقیقتاً دیگه نمی‌دونیم باید چیکار کنیم

07:45.621 --> 07:47.621
‫حتماً یه کار نسنجیده انجام داده

07:47.701 --> 07:50.701
‫سینه پهلو می‌کنه.
‫ممکنه مریض بشه، یا حتی بدتر

07:52.821 --> 07:54.221
‫یا مریم مقدس، چی شده؟

07:55.781 --> 07:57.021
‫وای، یا مادر مقدس!

07:58.901 --> 08:02.541
‫از این به بعد می‌تونی بعدازظهرها
‫توی باغ قدم بزنی

08:02.701 --> 08:06.128
‫- اگه اجازه هست، می‌خوام برم چندتا پرتقال بیارم
‫- کار خوبی می‌کنی

08:11.781 --> 08:14.301
‫تو تنها تازه‌واردی نیستی

08:14.302 --> 08:18.421
‫که تنبیه میشه، مودستا

08:18.501 --> 08:23.021
‫حتی نمی‌تونی تصور کنی چندتا دختر
‫بر خلاف میل‌شون به اینجا آورده شدن

08:23.141 --> 08:25.461
‫شاید به‌خاطر یه مشکل ارثی،

08:25.701 --> 08:27.941
‫یا شاید چون یه مشکل جسمی داشتن

08:28.061 --> 08:30.421
‫بیچاره‌هایی که هیچ حرفه‌ای نداشتن

08:30.821 --> 08:33.901
‫با حرف ما مخالفت می‌کردن،
‫دوست داشتن برگردن خونه

08:33.981 --> 08:35.421
‫هرج‌ومرج به پا می‌کردن

08:35.501 --> 08:40.501
‫ولی به موقع،
‫لطف خدا شامل حالشون میشد

08:40.621 --> 08:43.061
‫- داستان خودت هم همینه؟
‫- نه

08:43.062 --> 08:45.282
‫من به خواست خودم اومدم

08:45.283 --> 08:49.781
‫شکر خدا به من این موهبت داده شد
‫که از همون بچگی با ایمان باشم

08:49.981 --> 08:54.701
‫باید «اینکوروناتا» رو می‌دیدی.
‫خیلی گریه و زاری می‌کرد

08:55.181 --> 08:56.661
‫دیگه ایلاریا رو نگم اصلاً

08:59.501 --> 09:03.181
‫- ایلاریا؟
‫- وقتی تازه اومده بود خیلی خشمگین بود

09:03.621 --> 09:06.781
‫وقتی ۱۲ سالش بود
‫خانواده‌ش آوردنش اینجا

09:06.901 --> 09:08.981
‫باید ۳ تا دختر رو شوهر می‌دادن

09:09.061 --> 09:11.741
‫ایلاریای بیچاره دختر آخر بود

09:12.461 --> 09:16.861
‫دروغ‌های زیادی گفت
‫تا بندازنش بیرون

09:17.061 --> 09:19.581
‫برای خلاص شدن از اینجا
‫هر دروغی سر هم می‌کرد

09:24.861 --> 09:29.421
‫کی فکرش رو می‌کرد
‫که یه روزی اینقدر متدین بشه؟

09:33.421 --> 09:34.861
‫چطور اونطور شد؟

09:37.021 --> 09:41.381
‫به لطف صومعه
‫و البته عشق مادر لئونورا

09:43.141 --> 09:44.821
‫یالا، حتماً منتظرمونن

09:44.901 --> 09:46.821
‫آره، برای دعا خوندن با تسبیح رزاری

09:54.221 --> 09:56.061
‫از عرش به فرش!

09:57.621 --> 10:01.541
‫یه بمبی منفجر کردی
‫که کل صومعه هنوز داره می‌سوزه

10:03.741 --> 10:06.861
‫- بوم! آفرین!
‫- ممنون

10:09.341 --> 10:12.821
‫خب، حالا که دیگه زندونی نیستی
‫حالت بهتر شده؟

10:13.061 --> 10:14.261
‫خیلی بهترم

10:15.061 --> 10:16.061
‫خوبه

10:16.781 --> 10:19.381
‫نگران بودم که نکنه
‫یه وقت توی خواب راه بری

10:19.461 --> 10:24.311
‫با خودم گفتم: «امیدوارم دختره
‫از اون همه تنبیه، کمرش خم نشه»

10:27.861 --> 10:28.781
‫یالا

10:29.701 --> 10:31.821
‫باید تلاش بکنی و خودت رو بکشی بالا

10:33.781 --> 10:34.661
آفرین

10:35.781 --> 10:36.781
‫همراهم بیا

10:38.061 --> 10:40.101
‫کوچولو، می‌دونی باید از کی تشکر کنی

10:40.181 --> 10:42.581
‫حالا که بهت اجازه دادن
‫بیایی بیرون تا هوای تازه به سرت بخوره؟

10:42.741 --> 10:45.261
‫از اینکوروناتا و روسالیا
‫که من رو بیهوش پیدا کردن

10:45.341 --> 10:47.101
‫باید از «ترس» تشکر کنی

10:47.981 --> 10:50.021
‫ترس و ندامت

10:50.661 --> 10:52.607
‫چند سال قبل از اومدن تو،

10:52.608 --> 10:55.621
‫یه دختر دیگه، نورچشمیِ مادر لئونورا

10:55.701 --> 10:59.021
‫تنبیه شد و توی یه سلول حبس شد

10:59.101 --> 11:02.421
‫- تک و تنها. دلسرد و مایوس
‫- چه اتفاقی براش افتاد؟

11:02.621 --> 11:05.621
‫از پنجره‌ی سلولش پرید بیرون

11:05.981 --> 11:08.181
‫- روحش شاد باشه
‫- کدوم سلول؟

11:08.541 --> 11:10.021
‫- همونی که من داخلشم؟
‫- البته

11:10.461 --> 11:12.261
‫نورچشمی‌هاش رو میندازه اونجا

11:12.621 --> 11:14.581
‫صبح در حالی دیدمش
‫که روی زمین پخش شده بود

11:14.781 --> 11:17.021
‫دیگه نفس نمی‌کشید. دختره‌ی بیچاره

11:17.981 --> 11:19.381
‫دیگه باید برم، میمو

11:19.621 --> 11:22.101
‫به زودی برام غذا میارن،
‫باید برگردم توی سلولم

11:22.261 --> 11:24.181
‫کجا میری؟ صبر کن

11:26.741 --> 11:27.781
‫این کار رو بکن

11:33.661 --> 11:36.021
‫صدای درخت‌های توی جنگل رو می‌شنوی؟

11:38.621 --> 11:40.341
‫مراقب باش، کوچولو

11:41.381 --> 11:45.581
‫درخت بهم میگه یه ارتش توی راهه

11:56.781 --> 11:58.301
‫بیا و هر چقدر دوست داری بخند

11:59.101 --> 12:02.261
‫الان می‌دونم چطور باید
‫حال خوبت رو خراب کنم

12:03.981 --> 12:07.341
‫اگه به‌خاطر اینکه از هوش رفتم
‫بهم اجازه دادن بیام بیرون...

12:08.781 --> 12:11.221
‫اگه می‌مُردم شاید عشق
‫لئونورا رو به دست نمی‌آوردم...

12:11.381 --> 12:12.701
‫اما حداقل توجه‌ش رو جلب می‌کردم

12:20.421 --> 12:21.581
‫باید می‌مُردم

12:32.621 --> 12:33.421
‫مادر؟

12:36.381 --> 12:37.461
‫مادر لئونورا؟

12:38.781 --> 12:39.901
‫هیچ راه فراری وجود نداشت

12:41.861 --> 12:44.061
‫لئونورا، خواهش می‌کنم
‫من رو به حال خودم رها نکن

12:45.181 --> 12:46.261
‫صدام رو می‌شنوی؟

12:49.741 --> 12:51.021
‫باز کن!

12:51.101 --> 12:54.061
‫خواهش می‌کنم باز کن!
‫چرا دوست داری من اینطور زجر بکشم؟

12:57.621 --> 13:00.901
‫اینطوری من می‌میرم.
‫و تو قاتل منی

13:14.421 --> 13:16.461
‫«حق نداری اون کار رو بکنی.
‫اینجا محل عبادته

13:16.661 --> 13:18.981
‫از خدا طلب بخشش کن»

14:51.621 --> 14:53.181
‫کوچولو، بیا پایین

14:54.741 --> 14:55.821
‫کوچولو!

14:56.981 --> 14:58.101
‫کوچولو!

14:59.021 --> 15:00.021
‫کوچولو!

15:01.261 --> 15:03.261
‫دارم غرق میشم! دارم غرق میشم!
‫دارم غرق میشم!

15:03.421 --> 15:05.261
‫توتسو، نه! کمک!

15:05.941 --> 15:08.301
‫نگران نباش، نمی‌بینی خودم گرفتمت؟

15:08.941 --> 15:11.261
‫تا وقتی پیش منی، اصلاً نترس

15:11.421 --> 15:13.701
‫لازم نیست از آب و آتیش بترسی

15:14.821 --> 15:17.381
‫تا وقتی پیش منی، اصلاً نترس

15:17.581 --> 15:18.821
‫لازم نیست از آب و آتیش بترسی

15:18.981 --> 15:20.741
‫کسی ماجرا رو فهمیده؟

15:21.101 --> 15:23.581
‫نه، البته که کسی نفهمیده

15:27.621 --> 15:30.341
‫مراقب باش، خواهر،
‫هیچکس نباید متوجه بشه

15:30.541 --> 15:34.341
‫- خوشبختانه زنده‌ست
‫- خوشبختانه دختره زنده‌ست

15:34.461 --> 15:35.701
‫تاریخ تکرار میشه

15:36.621 --> 15:39.021
‫- چقدر وحشتناک
‫- خدا رو شاکریم

15:41.021 --> 15:42.101
‫الان خیلی ضعیفه

15:43.941 --> 15:47.221
‫تبش خیلی بالاست.
‫اما خوشبختانه شکستگی نداره

15:47.381 --> 15:48.661
‫ممنون، دکتر

15:49.621 --> 15:52.381
‫- خیلی می‌ترسیدیم
‫- خیلی  زیاد...

15:53.021 --> 15:55.701
‫الان فقط باید غذا بخوره
‫و خوب استراحت کنه

16:02.061 --> 16:03.261
‫خداحافظ، مادر

16:04.901 --> 16:06.941
‫فردا برای معاینه برمی‌گردم

16:11.181 --> 16:14.901
‫میشه من رو ببری به درمانگاه؟
‫می‌خوام باغبون رو هم ببینم

16:15.021 --> 16:17.381
‫- مرد بیچاره
‫- حتماً، دکتر

16:17.581 --> 16:18.461
‫مادر...

16:18.861 --> 16:21.541
‫خدایا شکرت. چشم‌هاش رو باز کرد

16:26.341 --> 16:27.341
‫مودستا...

16:28.941 --> 16:30.461
‫وقتی خواب بودی
‫داشتم نگاهت می‌کردم

16:32.421 --> 16:33.781
‫خیلی کوچولو به نظر می‌رسیدی

16:36.221 --> 16:38.021
‫وقتی تازه اومده بودی رو یادته؟

16:40.261 --> 16:42.541
‫همیشه وقتی خواب بد می‌دیدی
‫بهت دلگرمی می‌دادم

16:44.021 --> 16:45.021
‫گریه می‌کردی

16:45.781 --> 16:46.781
‫و گریه می‌کردی

16:47.941 --> 16:50.821
‫ولی یه لحظه بعد نمی‌تونستی
‫دست از خندیدن برداری

16:57.981 --> 17:02.341
‫می‌دونم که کارهات نتیجه‌ی
‫عذاب و زجر کشیدن هستن

17:04.101 --> 17:06.021
‫توی دنیا احساس تنهایی می‌کنی

17:06.181 --> 17:08.421
‫و بیش‌تر از بقیه به محبت نیاز داری

17:08.581 --> 17:11.181
‫من رو ببخشید، مادر،
‫می‌دونم که گناه کردم...

17:11.341 --> 17:13.661
‫نباید این درد رو به خودت تحمیل کنی

17:15.341 --> 17:19.181
‫چون همین الانش هم
‫محبتی که نیاز داری رو حس می‌کنی

17:20.981 --> 17:21.941
‫همین‌جاست

17:25.421 --> 17:28.261
‫توی رحمت بی‌پایان خداوند

17:33.381 --> 17:35.661
‫مادر، بدون عشق و محبت تو...

17:36.781 --> 17:40.141
‫- دیگه دلیلی برای زندگی نداشتم
‫- دیگه هیچوقت اینطور حرف نزن، مودستا

17:41.061 --> 17:43.421
‫فقط خدا می‌تونه زندگی ببخشه
‫و جون کسی رو بگیره

17:44.341 --> 17:46.661
‫کاری که انجام دادی یه گناه کبیره بود

17:47.261 --> 17:48.741
‫باید در اولین فرصت
‫به گناهات اعتراف کنی

17:49.541 --> 17:50.661
‫اینجایی

17:51.181 --> 17:53.621
‫امروز صبح به‌خاطر تو
‫یه مرغ سر بریدن

17:53.861 --> 17:57.366
‫روسالیا هم قلب و جگرش رو پخت،
‫اینطوری مغذی‌تره

17:59.021 --> 18:00.101
‫اجازه هست، مادر؟

18:03.381 --> 18:04.621
‫می‌تونی بلند بشی؟

18:12.101 --> 18:13.021
‫بیا

18:14.181 --> 18:15.461
‫تا گرمه بخور

18:17.301 --> 18:18.181
‫دهنت رو باز کن

18:24.421 --> 18:25.621
‫حالت بهتره؟

18:26.661 --> 18:29.021
‫توی این اتاق، همونی
‫که بچگی توش بزرگ شدی؟

18:29.981 --> 18:31.461
‫در حالی که مادر لئونورا کنارت بود

18:34.621 --> 18:35.861
‫خیلی شانس آوردیم

18:37.341 --> 18:38.661
‫شانس آوریم که میمو اونجا بود

18:39.261 --> 18:41.221
‫برای نجات دادنش
‫خیلی بیش‌تر از مودستا صدمه دید

18:48.141 --> 18:49.901
‫اون مرد قلب بزرگی داره

18:51.781 --> 18:54.261
‫اگه مودستا شب می‌پرید توی چاه چی؟

18:55.421 --> 18:57.021
‫وقتی که کسی اون رو نمی‌دید؟

18:58.821 --> 18:59.981
‫می‌تونی اون شرایط رو تصور کنی، مادر؟

19:02.741 --> 19:04.421
‫در اون صورت الان اینجا پیش ما نمی‌بود

19:07.301 --> 19:09.621
‫حتماً قبل از پریدن
‫خیلی می‌ترسیدی

19:11.221 --> 19:12.821
‫چون جیغ خیلی بلندی زدی

19:14.741 --> 19:16.541
‫همه‌مون صدای دعا خوندنت رو شنیدیم

19:16.741 --> 19:18.741
‫کافیه، ایلاریا، همراهم بیا

19:19.581 --> 19:20.781
‫بذار استراحت کنه

19:47.541 --> 19:49.541
‫می‌دونی قراره چه اتفاقی بیُفته؟

19:49.621 --> 19:51.981
‫نمی‌تونیم بذاریم همینطور ادامه پیدا کنه

19:52.261 --> 19:55.021
‫باید یه تصمیمی بگیره

19:55.421 --> 19:57.141
‫- نمی‌دونی چه تصمیمی؟
‫- هنوز نه

19:59.061 --> 20:01.461
‫- صبر بخیر، مودستا
‫- صبح بخیر

20:01.621 --> 20:04.301
‫- امروز حالت چطوره؟
‫- خیلی بهترم. ممنون

20:04.421 --> 20:07.021
‫پس توی سالن غذاخوری
‫برای خوردن صبحونه منتظرت می‌مونیم

20:07.181 --> 20:09.301
‫سریع آماده میشم و میام

21:03.941 --> 21:05.341
‫توی اتاق من چیکار می‌کنی؟

21:10.021 --> 21:10.901
‫برو پِی کارت!

21:11.621 --> 21:12.461
‫همین حالا!

21:13.061 --> 21:14.621
‫برو بیرون!

21:15.221 --> 21:16.741
‫تو من رو گول زدی، مگه نه؟

21:17.781 --> 21:18.781
‫این چیه؟

21:20.141 --> 21:21.621
‫می‌خواستی من رو فریب بدی!

21:22.941 --> 21:27.341
‫مودستای بیچاره، دیگه احساس نمی‌کنی
‫بهت عشق ورزیده میشه؟ دخترک بیچاره

21:28.021 --> 21:30.461
‫یه آدم گستاخی که بوی بز میدی

21:31.781 --> 21:33.701
‫همه چیز تقصیر خودته، مودستا

21:34.141 --> 21:35.741
‫من دشمنت نیستم

21:36.461 --> 21:38.381
‫دشمنت این بالاست

21:39.661 --> 21:40.461
‫یالا!

21:41.141 --> 21:43.821
‫اگه می‌تونی از شرش خلاص شو

21:54.861 --> 21:55.781
‫وای، خدا...

21:56.461 --> 21:59.261
‫کمک! کمک! کمک!

22:05.701 --> 22:09.461
‫درود بر تو ای مریم، پر از نعمت...

22:09.521 --> 22:10.521
‫بیا داخل

22:13.401 --> 22:14.241
‫در رو ببند

22:20.361 --> 22:22.881
‫- می‌خواستی من رو ببینی، مادر؟
‫- خودت دلیلش رو می‌دونی

22:27.841 --> 22:28.681
‫بشین

22:35.561 --> 22:40.161
‫خواهر ایلاریا هنوز توی شوکه.
‫یه‌کم زمان می‌بره تا خوب بشه

22:41.081 --> 22:43.521
‫بدون دلیل بهش حمله کردی. چرا؟

22:44.161 --> 22:48.121
‫- از روی حسرت؟ حسادت؟ انگیزه‌های بد؟
‫- بگو بیاد اینجا

22:49.881 --> 22:52.321
‫ایلاریا من رو فریب داد
‫و داره تو رو هم فریب میده

22:52.481 --> 22:55.041
‫بهش بگو بیاد اینجا.
‫مار توی آستینت پرورش دادی

22:55.161 --> 22:57.761
‫حق نداری درمورد خواهر ایلاریا
‫اونطور حرف بزنی

22:59.281 --> 23:01.041
‫اون یه خواهر متدین و باایمانه

23:02.841 --> 23:06.241
‫یک بار دیگه خودم رو گول زدم و باور کردم
‫که می‌تونی عوض بشی، مودستا

23:07.561 --> 23:09.481
‫و یک بار دیگه به اعتمادم خیانت کردی

23:11.161 --> 23:12.881
‫اما حقیقتاً نباید تو رو سرزنش کرد

23:14.401 --> 23:15.441
‫همه‌ش تقصیر خودمه

23:16.281 --> 23:17.521
‫من اشتباه می‌کردم

23:22.841 --> 23:25.721
‫ چندین سال فکر می‌کردم
‫با آموزش‌هایی که داری می‌بینی،

23:25.881 --> 23:28.361
‫ممکنه گذشته‌ی بدت رو فراموش کنی

23:29.241 --> 23:32.281
‫می‌تونم تبدیلت کنم به یه موجود روشنفکر

23:32.441 --> 23:33.401
‫در عوض...

23:36.241 --> 23:40.241
‫تو به خونه‌ی خدا تعلق نداری.
‫هیچوقت عروس عیسی مسیح نمیشی

23:40.401 --> 23:42.841
‫این لباس برای تو مناسب نیست،
‫ارزشش رو نداری

23:43.081 --> 23:44.921
‫التماست می‌کنم، مادر،
‫اون حرف رو نزن!

23:46.641 --> 23:49.521
‫برمی‌گردم توی اون سلول تاریک
‫و طلب مغفرت می‌کنم

23:49.641 --> 23:52.441
‫فقط شیر و نون می‌خورم
‫و شب و روز دعا می‌کنم، به خدا قسم!

23:52.561 --> 23:55.681
‫این مصیبت رو تمومش کن، پاشو!
‫یه‌کم وقار داشته باش

23:58.841 --> 24:00.961
‫اوضاع رو بدتر نکن. بشین

24:05.561 --> 24:08.481
‫آینده‌ی تو خارج از اینجاست،
‫توی این مکان نیست

24:08.641 --> 24:10.041
‫فقط هرج‌ومرج به پا می‌کنی

24:10.641 --> 24:11.801
‫تصمیمم رو گرفتم

24:12.361 --> 24:15.281
‫بهترین گزینه اینه که تو بری
‫به پرورشگاه پیتراپرزیا

24:15.441 --> 24:16.841
‫حداقل تا وقتی که به سن قانونی برسی

24:17.041 --> 24:19.441
‫منصفانه نیست، داری مثل
‫یه سگ زخمی من رو میندازی بیرون!

24:19.521 --> 24:20.481
‫گوش کن

24:21.961 --> 24:23.441
‫یه حرفه‌ای بهت آموزش میدن

24:23.961 --> 24:26.361
‫در واقع، می‌تونی خودت انتخاب کنی

24:27.241 --> 24:28.481
‫یه جور کار دستی

24:29.321 --> 24:31.761
‫خیاطی

24:32.521 --> 24:33.601
‫گل‌دوزی

24:35.281 --> 24:36.601
‫به دردت می‌خوره

24:36.801 --> 24:39.761
‫چون به زودی اون مستمری‌ای
‫که برات تعیین کردم، قطع میشه

24:40.641 --> 24:43.801
‫اون رو برای یه راهبه تعیین کرده بودم،
‫برای یه زن متدین

24:44.721 --> 24:46.041
‫و تو هیچکدوم از اونا نیستی

24:47.161 --> 24:50.401
‫برای کمک کردن بهت،
‫از یه دکتر خواستم برات یه گواهی بنویسه

24:50.521 --> 24:53.561
‫که تایید کنه تو باکرگیت رو
‫توی یه حادثه‌ی خشونت‌آمیز از دست دادی

24:54.201 --> 24:57.761
‫هیچ مردی، و بهتره این رو بدونی، مودستا...

24:58.641 --> 25:00.961
‫هیچوقت با یه زن ازدواج نمی‌کنه

25:01.081 --> 25:03.721
‫مگر اینکه از پاکی اخلاقی
‫و جسمانیش مطمئن باشه

25:03.841 --> 25:05.801
‫نمی‌خوام یه معلم سرخونه باشم!

25:06.641 --> 25:10.241
‫نمی‌خوام ازدواج کنم،
‫نمی‌خوام برده‌ی کسی باشم!

25:14.521 --> 25:15.561
‫کافیه

25:17.401 --> 25:19.561
‫اتفاقی که بین ما افتاد...

25:20.321 --> 25:22.721
‫دیگه هیچوقت راجع بهش
‫حرف نمی‌زنیم، متوجه شدی؟

25:24.121 --> 25:28.641
‫هیچکس نمی‌دونه چقدر عشقم
‫نسبت به خودت رو بی‌ارزش کردی!

25:30.721 --> 25:33.961
‫حتی توی اعترافم بهش اشاره نکردم
‫تا از تو محافظت کرده باشم

25:35.081 --> 25:36.641
‫از من محافظت کرده باشی؟

25:47.900 --> 25:49.201
‫داری چیکار می‌کنی؟

25:51.201 --> 25:52.361
‫دقیقاً همین، آره

25:54.641 --> 25:57.241
‫تو اینطور آدمی هستی،
‫نمی‌خوای همه‌ی خدمتگزارهات

25:57.361 --> 25:58.881
‫بفهمن که واقعاً چه آدمی هستی

26:03.401 --> 26:07.801
منو بُردی تو تختت
‫تا من رو مال خودت کنی

26:08.521 --> 26:10.521
‫و چون خوشگل بودی
‫من اون کار رو کردم

26:11.081 --> 26:12.881
‫خوشگل بودی،
‫صدات مثل یه فرشته بود

26:15.081 --> 26:17.881
‫ولی حالا که بهت نگاه می‌کنم
‫یه آدم خشک و بی‌روح می‌بینم

26:18.921 --> 26:21.121
‫یه پیرزن رو می‌بینم
‫که ترس بهش غلبه کرده

26:22.761 --> 26:24.761
‫برای همین داری من رو
‫از اینجا بیرون میندازی، نه؟

26:25.641 --> 26:28.081
‫چون از اطلاعاتی که من دارم می‌ترسی

26:28.281 --> 26:29.921
‫- ترسو!
‫- بس کن، مودستا!

26:57.961 --> 26:59.041
‫ازت متنفرم

27:00.401 --> 27:01.321
‫ازت متنفرم!

27:04.161 --> 27:05.041
‫ازت متنفرم

27:05.201 --> 27:08.521
‫تنفری به وجود اومده بود
‫که نمی‌خواستم از دستش بدم

27:08.641 --> 27:10.561
‫برای مبارزه بهترین کلمه بود

27:10.641 --> 27:13.041
‫با تسبیح توی دست‌هام،
‫توی صومعه،

27:13.121 --> 27:15.081
‫پشت سر هم می‌گفتم:
‫«متنفرم. متنفرم»

27:15.721 --> 27:19.481
‫شب قبل از خواب
‫در حالی که داشتم کار می‌کردم،

27:19.561 --> 27:21.521
‫پشت سر هم می‌گفتم:
‫«متنفرم. متنفرم»

27:22.641 --> 27:23.681
‫«ازت متنفرم»

27:25.481 --> 27:26.901
‫هر چقدر بیش‌تر تنفرم رو بیان می‌کردم...

27:28.162 --> 27:29.719
‫حالم بهتر میشد

27:32.281 --> 27:33.601
‫بالاخره آزاد شدم

27:34.841 --> 27:36.441
‫آزاد در مسیر نادرست

27:39.681 --> 27:40.961
‫ازت متنفرم

27:41.961 --> 27:43.321
‫زمان گذشته بود

27:43.521 --> 27:44.401
‫ازت متنفرم

27:44.521 --> 27:46.041
‫شب فرا رسیده بود

27:46.241 --> 27:47.481
‫صورت من...

27:47.961 --> 27:52.201
‫تا ابد در نگاه تو حک خواهد شد

27:52.361 --> 27:55.081
‫اما جز وارد شدن به تاریکی و تسلیم شدن
‫کار دیگه‌ای ازم برنمی‌اومد

31:56.761 --> 31:57.761
‫مودستا

31:58.641 --> 32:00.121
‫بیدار شو، مودستا

32:00.721 --> 32:01.721
‫مودستا!

32:04.481 --> 32:07.521
‫- زلزله اومده؟
‫- چه زلزله‌ای، کوچولو؟

32:09.641 --> 32:12.241
‫باغبون جسد مادر لئونورا رو پیدا کرده

32:13.601 --> 32:16.801
‫از بالای برج افتاده،
‫لبه‌ی برج شکسته

32:16.961 --> 32:18.161
‫چه اتفاقی براش افتاده؟

32:18.681 --> 32:19.761
‫مُرده

32:20.921 --> 32:22.321
‫له و لورده شده

32:23.201 --> 32:24.521
‫وای، ای مادر مقدس...

32:29.161 --> 32:30.921
‫اما صورتش هیچ آسیبی ندیده

32:32.241 --> 32:33.161
‫هنوزم خوشگله

32:34.081 --> 32:36.801
‫آروم. یه چهره‌ی مقدس

32:38.081 --> 32:39.241
‫خیلی غم‌انگیزه

32:42.041 --> 32:45.081
‫بیا و برای آخرین بار ببینش

32:45.641 --> 32:47.081
‫بیا و براش دعا کن

32:52.961 --> 32:56.761
‫بیا. بیا، عزیز دلم.
‫می‌دونم چقدر دوستش داشتی

32:58.601 --> 33:01.041
‫و افتادم، درست مثل کسی
‫که می‌افته و می‌میره

33:01.961 --> 33:03.521
‫کمک!

33:39.281 --> 33:40.641
‫حالت چطوره، عزیزم؟

33:42.121 --> 33:44.841
‫بهم گفتن چند روزیه
‫که آب و غذا نخوردی

33:45.041 --> 33:47.761
‫الان حالم بهتره، مادر. ممنون

33:48.121 --> 33:49.841
‫فقط از اینکه اینجام تحت تاثیر قرار گرفتم،

33:49.921 --> 33:52.401
‫چون خیلی توی این اتاق
‫کنار مادر لئونورا بودم

33:52.521 --> 33:54.121
‫به خواهر کوستانزا خیره شدم...

33:55.161 --> 33:57.641
‫می‌دونم چقدر رنج کشیدی
‫و چقدر دلت براش تنگ شده

33:57.841 --> 33:59.121
‫خیلی خوشگل بود

33:59.321 --> 34:01.161
‫حتماً خیلی برات دردناک بوده...

34:01.601 --> 34:06.201
‫یه تغییری کرده بود.
‫انگار چشم‌هاش خندون بودن

34:08.361 --> 34:10.641
‫آرزوش داشتن جایگاه مادر لئونورا بوده

34:11.961 --> 34:15.721
‫اون صندلی باعث شده بود
‫خیلی مغرور به نظر برسه

34:18.921 --> 34:22.521
‫تقریباً ناامید شده بودم که باعث شدم
‫اونقدر خوشحال بشه

34:23.361 --> 34:25.921
‫وسایلت رو جمع کن،
‫دارن میان سراغت

34:26.121 --> 34:28.881
‫- کی؟
‫- می‌تونی تسبیحت رو با خودت ببری

34:28.961 --> 34:31.841
‫همون تسبیح باارزشی
‫که مادر لئونورا سخاوتمندانه بهت دادش

34:32.721 --> 34:35.641
‫حتی کتاب‌ها و عکس‌های
سنت آگاتا رو هم می‌تونی ببری

34:35.841 --> 34:40.041
‫- و بانداژها. بانداژها رو هم با خودت ببر
‫- همیشه از بانداژ‌هات استفاده کن

34:40.201 --> 34:43.441
‫مخصوصاً از این به بعد که قراره
‫با تمامی خطرات دنیا روبه‌رو بشی

34:47.081 --> 34:50.161
‫حالا برو و وسایلت رو جمع کن.
‫بعدازظهر می‌برنت

34:51.401 --> 34:56.441
‫- بریم، عزیزم. عجله کن
‫- دارید من رو می‌فرستید به پرورشگاه؟

34:57.841 --> 35:02.161
‫یالا! دیگه حرف زدن بسه، برو.
‫زود باش، باید آماده باشی

35:26.081 --> 35:27.201
‫بالاخره داره میره

35:29.921 --> 35:31.841
‫شجاعت به خرج بده، کوچولو. اومدن

35:35.721 --> 35:36.761
‫اون چیه؟

35:36.881 --> 35:38.541
‫یه اختراع جدیده

35:38.542 --> 35:41.587
‫اونقدر سرعتش زیاده که انگار
‫صد تا اسب دارن می‌کِشنش

35:42.841 --> 35:44.121
‫هی، نترس

35:44.201 --> 35:46.761
‫خودت می‌دونی من چیزهای قدیمی رو
‫بیش‌تر از چیزهای جدید دوست دارم،

35:46.841 --> 35:49.601
‫اما این یکی نفس‌گیره

35:49.761 --> 35:52.401
‫خدایا، مثل یه کلیسای
‫بزرگ قشنگه، مگه نه؟

35:56.081 --> 35:57.361
‫یه پلیسه؟

35:57.881 --> 36:00.201
‫چی میگی؟ یه راننده‌ست

36:00.841 --> 36:02.081
‫مثل کالسکه‌چی

36:02.601 --> 36:04.361
‫- خانم مودستا؟
‫- آره

36:05.521 --> 36:06.401
‫لطفاً

36:11.881 --> 36:13.481
‫می‌خوای باهاشون خداحافظی کنی؟

36:13.921 --> 36:14.921
‫پس برو

36:22.321 --> 36:23.241
‫سوار شو

36:32.081 --> 36:32.881
‫یالا

36:33.241 --> 36:35.041
‫ببخشید، اما داره دیرمون میشه

36:35.841 --> 36:37.041
‫باید بریم

36:50.041 --> 36:51.601
‫من رو کجا می‌برن؟

36:52.321 --> 36:53.321
‫نمی‌دونم

36:56.441 --> 36:58.561
‫اما مطمئنم دیگه همدیگه رو نمی‌بینیم

38:23.961 --> 38:24.921
‫خانم؟

38:25.921 --> 38:27.401
‫خانم، صدام رو می‌شنوید؟

38:31.361 --> 38:32.521
‫چشم‌هاتون رو باز کنید

38:33.641 --> 38:34.641
‫این رو بو کنید

38:39.161 --> 38:40.081
‫همینه

38:40.721 --> 38:42.561
‫رنگ پوست‌تون دوباره داره
‫به حالت روشن برمی‌گرده

38:44.241 --> 38:45.761
‫نمک داره جواب میده

38:46.361 --> 38:47.601
‫گاهی اوقات این اتفاق می‌افته

38:48.321 --> 38:51.321
‫مخصوصاً برای خانم‌هایی که
‫برای اولین بار سوار ماشین میشن

38:52.241 --> 38:53.321
‫هیجان...

38:54.641 --> 38:56.161
‫کمبود هوا

38:59.961 --> 39:00.801
‫بهتر شدید؟

39:03.481 --> 39:04.321
‫پس بریم

39:27.161 --> 39:28.121
‫همین‌جا منتظر بمونید

39:53.241 --> 39:54.710
‫خواهش می‌کنم

39:55.145 --> 39:56.654
‫از این طرف بیاید

40:15.481 --> 40:16.601
‫بیاید داخل

40:26.641 --> 40:28.441
‫این اتاق شماست

40:29.161 --> 40:30.081
‫لطفاً

40:38.041 --> 40:42.281
‫اگر چیزی نیاز داشتید،
‫لازم نیست از اتاق خارج بشید

40:43.041 --> 40:46.641
‫فقط این پارچه‌ی قهوه‌ای‌رنگِ
‫کنار تخت رو بِکشید

40:46.721 --> 40:49.041
‫و خیلی سریع یه نفر میاد اینجا

40:49.361 --> 40:50.281
‫ممنون

40:51.441 --> 40:52.641
‫من الان کجام؟

40:53.121 --> 40:57.041
‫- باید چیکار کنم؟
‫- فقط باید منتظر بمونید

40:58.921 --> 41:01.361
‫به زودی بهتون اطلاع میدن

41:04.601 --> 41:05.721
‫شب بخیر

41:06.161 --> 41:07.121
‫شب بخیر

43:16.997 --> 43:20.997
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

43:20.998 --> 43:24.998
‫ترجمه از «امــیــررضــا»

43:24.999 --> 43:34.999
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com
