WEBVTT

00:00.221 --> 00:04.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:04.041 --> 00:05.971
Amir Luminox ترجمه از

00:06.021 --> 00:10.021
.این داستان الهام‌گرفته از رویدادهای واقعی هست، اما شامل عناصر تخیلی هم می‌شود
.هرگونه شباهت به افراد یا نهادهای واقعی صرفاً برای اهداف نمایشی هست

00:12.033 --> 00:14.619
‫چه بانمکه.

00:21.626 --> 00:27.548
‫این درختا رو ببین.
‫فقط محشرن. مگه نه؟

00:27.632 --> 00:30.051
‫- خوبی؟
‫- آره، خوبم.

00:33.429 --> 00:35.807
‫خب، ما الان فقط داریم سعی می‌کنیم
‫سرمایه‌گذار پیدا کنیم،

00:35.890 --> 00:38.851
‫که ناگفته نماند،
‫یه درس حسابی تو فروتنی بوده.

00:38.935 --> 00:42.313
‫"مایکل" تقریبا منو با کاسه گدایی فرستاده
‫وسط میدون که برای نون شبم آواز بخونم.

00:43.481 --> 00:46.442
‫خب، این مجله توئه.
‫انتظار چی داشتی؟

00:46.526 --> 00:47.527
‫می‌دونم.

00:48.611 --> 00:53.741
‫و خوشحالم که این کارو می‌کنم، ولی نمی‌خوام
‫مردم "جورج" رو ببینن و یاد من بیفتن.

00:54.993 --> 00:56.995
‫می‌دونی، می‌خوام
‫هویت خودشو داشته باشه.

00:58.746 --> 01:03.584
‫فکر می‌کنی پدرت کرسی کنگره‌ش رو
‫فقط با شایستگی به دست آورد؟ نه.

01:05.003 --> 01:11.092
‫اون روی جذابیتش، جاذبه مغناطیسیش،
‫و ثروت پدرش سرمایه‌گذاری کرد،

01:11.175 --> 01:17.390
‫و بعد از تریبونش استفاده کرد
‫تا کار خوب انجام بده و خودشو ثابت کنه.

01:18.224 --> 01:21.519
‫می‌دونم برات مهمه
‫که روی پای خودت وایسی،

01:21.603 --> 01:25.815
‫ولی عزیزم،
‫درهای زیادی به روت بازه.

01:26.649 --> 01:31.195
‫لازم نیست خودت یه در بسازی و از توش
‫رد شی فقط برای اینکه بگی "خودم کردم".

01:31.279 --> 01:32.697
‫میشه خواهشاً دوباره شروع نکنیم؟

01:32.780 --> 01:34.532
‫من فقط میگم،

01:35.950 --> 01:40.496
‫فامیلی تو لازم نیست مثل یه
‫طوق لعنت باشه که بخوای ازش فرار کنی.

01:40.580 --> 01:44.500
‫واسه همینه که دلم می‌خواد بیشتر
‫از نصیحت‌های "موریس" استفاده کنی.

01:44.584 --> 01:46.169
‫بله، ولی باهاش صحبت کردم.

01:47.420 --> 01:49.547
‫اون همیشه هواتو داره.

01:50.256 --> 01:51.841
‫چرا اینجوری می‌گی؟

01:51.924 --> 01:54.886
‫خب، منظورم اینه که بهتره
‫از مشاوره‌هاش بهره ببری.

01:57.513 --> 01:58.514
‫اوه!

01:59.015 --> 02:02.268
‫بیا "کارولین" رو برداریم
‫و بریم خونه، باشه؟

02:02.352 --> 02:05.146
‫آخرین چیزی که می‌خوام
‫اینکه یه عکس از من گیرشون بیاد

02:05.229 --> 02:08.566
‫که دارم به هن و هن میفتم
‫یا دارم جون میدم.

02:08.649 --> 02:12.487
‫گذشت اون روزایی که تیپ و استایل من
‫روزنامه‌ها رو می‌فروخت.

02:12.570 --> 02:16.658
‫اوه، تو رو خدا. تو می‌تونی با لباس خرگوش
‫تو خیابون پنجم راه بری

02:16.741 --> 02:17.784
‫و مردم بازم می‌گن،

02:17.867 --> 02:20.870
‫"اوه، اون لباس رو از کجا گرفتی؟"

02:20.953 --> 02:23.998
‫مدل‌ها روی سکوی نمایش راه می‌رن،
‫یعنی لی‌لی می‌کنن در واقع.

02:24.082 --> 02:26.334
‫- اه، بس کن.
‫- با دم پنبه‌ای و همه تشکیلات.

02:26.876 --> 02:29.170
‫خواهش می‌کنم نذار بخندم.

02:29.253 --> 02:31.547
‫ببخشید. خوبی؟

02:31.631 --> 02:36.302
‫آره، آره، خوبم.
‫این... یه دردِ خوبه.

02:37.136 --> 02:38.805
‫مطمئنی نمی‌خوای به پیاده‌روی ادامه بدی؟

02:38.888 --> 02:42.058
‫نه، نه، راستش خیلی گشنمه.

02:42.141 --> 02:44.727
‫خوبه. خوبه. اشتها نشونه خوبیه.

02:53.521 --> 02:58.521
‫« داســـتـــان عـــاشـــقانــــه »
جــان اف کــنــدی جــونــیــور و کــارولــیــن بــســت

03:01.077 --> 03:02.078
‫ممنون، تونی.

03:04.872 --> 03:06.207
‫اوه!

03:06.290 --> 03:08.042
‫- انگار اینجا گلخونه‌ست.
‫- هوم.

03:08.126 --> 03:09.252
‫می‌خواید براتون بیارمشون بالا؟

03:09.335 --> 03:10.878
‫بله، لطفاً، تونی. ممنون.

03:12.004 --> 03:14.674
‫"تو در بازتاب‌های منی.
‫مایکل جکسون"؟

03:14.757 --> 03:16.843
‫- مامان قرارداد کتابشو جور کرد.
‫- اوه!

03:19.971 --> 03:23.808
‫دریل؟ فکر می‌کردم
‫بعد از قضیه سگه همه‌مون طرد شدیم.

03:25.309 --> 03:27.019
‫خیلی ازش بعیده.

03:27.103 --> 03:29.522
‫همیشه حرفای قشنگی برای گفتن داری
‫بعد از اینکه میرن.

03:29.605 --> 03:31.774
‫من فقط هنوز دارم سعی می‌کنم تصور کنم
‫که همه مسافرای اون پرواز

03:31.858 --> 03:34.277
‫وقتی تو رو با اون خاکسترها دیدن
‫چی باید فکر کرده باشن.

03:34.360 --> 03:36.154
‫فکر می‌کنی چرا
‫دارم سعی می‌کنم گواهینامه خلبانیم رو بگیرم؟

03:37.321 --> 03:38.990
‫- خیلی خب، من باید برم.
‫- باشه.

03:39.073 --> 03:41.242
‫- مطمئنی کمک نمی‌خوای با این؟
‫- نه، حله. ممنون.

03:41.325 --> 03:42.326
‫باشه.

03:42.410 --> 03:44.537
‫فقط وقتی میری این لاشخورها
‫رو هم با خودت ببر، باشه؟

03:44.620 --> 03:45.705
‫باشه.

03:46.581 --> 03:48.624
‫می‌خواستید از ورودی
‫کارکنان برید، آقای کندی؟

03:48.708 --> 03:49.750
‫نه، راحتم.

03:51.002 --> 03:52.003
‫ممنون.

03:54.005 --> 03:56.257
‫جان!

04:00.094 --> 04:01.888
‫یالا، تندتر راه بیا، تقریباً رسیدیم.

04:01.971 --> 04:04.307
‫دارم سعی می‌کنم.
‫مواظب باش به چیزی نخورم.

04:06.058 --> 04:10.104
‫وای خدای من. آماده‌ای؟

04:10.188 --> 04:11.856
‫آره، فکر کنم.

04:13.483 --> 04:15.776
‫نیویورک، چشمت درآد.

04:17.361 --> 04:19.489
‫یا ابوالفضل.

04:19.572 --> 04:21.949
‫حس می‌کنم دارم توهم می‌زنم.

04:22.784 --> 04:26.370
‫- یا خدا، واقعاً می‌تونی سایز دیکمو ببینی، نه؟
‫- آره، بهتر از هیچیه.

04:27.330 --> 04:29.874
‫باید یه کم وایسیم؟
‫ببینیم کسی متوجهت میشه؟

04:29.957 --> 04:31.584
‫باورم نمیشه
‫باعث شدی این اتفاق برام بیفته.

04:31.667 --> 04:33.419
‫نه، من فقط عکس‌تو گذاشتم تو یه دسته کاغذ.

04:33.503 --> 04:37.715
‫♪ اوه، اوه، اوه، اوه
‫همیشه اونجا خواهم بود وقتی بیدار شی... ♪

04:37.799 --> 04:38.800
‫بیا یه عکس بگیریم.

04:40.468 --> 04:41.469
‫بیا.

04:42.261 --> 04:45.598
‫- اوه، صبر کن، می‌خوام تو هم با من باشی تو عکس.
‫- نه، نه، نه. این لحظه توئه. برو.

04:47.350 --> 04:51.354
‫♪ پس با من بمون و من موفق میشم... ♪

04:51.437 --> 04:52.438
‫لبخند بزن.

04:52.522 --> 04:54.565
‫بپر.

04:56.067 --> 04:57.401
‫باید باقی غذا رو می‌گرفتیم ببریم؟

04:58.027 --> 05:00.112
‫واسه چی؟ من بشقابمو لیس زدم.

05:01.531 --> 05:03.199
‫من پرسیدم می‌تونم یه دونه سیب‌زمینی بردارم،

05:03.282 --> 05:07.787
‫و تو بی‌برو برگرد گفتی،
‫می‌تونم هر چقدر دلم می‌خواد بخورم.

05:07.870 --> 05:10.873
‫خب، اون واسه این بود که
‫لزوماً حق انتخابی بهم ندادی.

05:12.083 --> 05:14.710
‫صورتحساب رو گرفتیم، درسته؟

05:14.794 --> 05:16.170
‫جایی هست که
‫باید باشی؟

05:16.254 --> 05:18.256
‫- آم، نه، فقط...
‫- سلام، جان.

05:18.339 --> 05:20.675
‫پول نقد همراهم نیست، واسه همین...

05:20.758 --> 05:21.843
‫آم...

05:23.386 --> 05:24.387
‫چی؟

05:25.972 --> 05:28.349
‫از بین تمام کافه‌های دنیا.

05:28.432 --> 05:30.893
‫آم...

05:30.977 --> 05:33.187
‫من عاشق منوی لمینت‌شده‌م.

05:35.314 --> 05:37.900
‫آم، جان، ایشون دوستم، "مایکل" هستن.

05:38.609 --> 05:40.027
‫- خوشبختم.
‫- خوشبختم.

05:41.654 --> 05:42.864
‫می‌بینم یه دوچرخه جدید گرفتی.

05:42.947 --> 05:44.532
‫گرفتم، آره.

05:44.615 --> 05:47.785
‫گزارش سرقت قبلی رو دادم،
‫ولی فکر کنم پرونده‌ش مختومه شده.

05:47.869 --> 05:50.288
‫اوه. و با این حال، هنوز قفل نداره.

05:50.830 --> 05:52.331
‫خب، می‌دونی، قدم به قدم.

05:52.415 --> 05:54.792
‫شاید با یه کلاه ایمنی شروع کنیم
‫و از اونجا بریم بالا؟

05:54.876 --> 05:56.752
‫روی این خرمن مو؟
‫نه، فکر نکنم.

05:58.170 --> 06:01.132
‫- جان، سفارشت حاضره.
‫- ممنون، جو.

06:01.215 --> 06:02.216
‫قربانت.

06:03.384 --> 06:04.385
‫از دیدنت خوشحال شدم.

06:04.468 --> 06:05.928
‫منم از دیدنت خوشحال شدم.

06:06.512 --> 06:07.680
‫و، آم...

06:09.265 --> 06:10.349
‫به فکر مادرت هستم.

06:12.226 --> 06:13.811
‫ممنون. لطف داری.

06:16.981 --> 06:18.983
‫- خوشبختم، مایک.
‫- همچنین.

06:20.192 --> 06:21.777
‫- می‌بینمت.
‫- خداحافظ.

06:29.994 --> 06:31.913
‫آم، خب چه خبر...
‫واسه بقیه روز برنامه‌ت چیه؟

06:32.830 --> 06:34.707
‫یعنی قراره همین‌جوری نادیده بگیریم
‫اتفاقی که الان افتاد رو؟

06:35.791 --> 06:37.627
‫سس کچاپ رو صورتته.

06:48.346 --> 06:55.269
‫♪ در تنهایی‌ام ♪

06:55.353 --> 07:02.276
‫♪ تو دنبالم می‌کنی ♪

07:03.277 --> 07:06.864
‫♪ با خیالات واهی ♪

07:06.947 --> 07:12.578
‫♪ از روزهای رفته ♪

07:13.663 --> 07:18.668
‫♪ در تنهایی‌ام ♪

07:18.751 --> 07:24.757
‫♪ تو آزارم میدی ♪

07:25.508 --> 07:30.930
‫♪ خدای مهربان در بالا... ♪

07:32.890 --> 07:33.891
‫داری چیکار می‌کنی؟

07:36.352 --> 07:41.065
‫من نیازی ندارم مکاتبات شخصیم
‫تو اسمیتسونین (موزه) به یادگار بمونه.

07:41.148 --> 07:42.650
‫لازم نیست این کارو بکنی، مامان.

07:42.733 --> 07:45.361
‫من می‌تونم کاری کنم که اون نامه‌ها
‫مهر و موم شده و قفل شده بمونن.

07:45.444 --> 07:49.573
‫نمی‌خوام به صورت عمومی یا خصوصی
‫نگهداری بشن.

07:49.657 --> 07:52.243
‫یه دلیلی داره که هیچ‌کس دوست نداره
‫نوشته‌های ریز (شرایط و ضوابط) رو بخونه.

07:53.285 --> 07:54.995
‫تمام کیفش رو از بین می‌بره.

07:56.580 --> 07:58.249
‫دلیلی داره که
‫الان داری این کارو می‌کنی؟

07:58.833 --> 08:04.171
‫خب، برخلاف تو، من دوست ندارم
‫کارها رو تا دقیقه نود عقب بندازم.

08:05.089 --> 08:08.884
‫حالا که حرفش شد،
‫زندگی عاشقانه‌ت چطوره؟

08:08.968 --> 08:13.764
‫فضولی نمی‌کنم.
‫فقط واقعاً کنجکاوم.

08:15.349 --> 08:19.437
‫فکر کنم بشه گفت
‫تو یه جور دوره گذارم.

08:20.354 --> 08:24.483
‫یه جورایی تو تلاشم واسه اینکه کسی
‫رو ناراحت نکنم، همه رو ناراحت کردم.

08:25.609 --> 08:27.570
‫یه نفر بخصوص که...

08:29.196 --> 08:30.281
‫اون دختر خاصیه.

08:30.364 --> 08:34.618
‫خب، رودررویی هیچ‌وقت
‫نقطه قوتت نبوده.

08:34.702 --> 08:39.540
‫و آیا در مورد این فرد خاص چیزی خوندم؟

08:40.207 --> 08:41.208
‫نه.

08:42.668 --> 08:46.881
‫و راستش، همینش جذابه.
‫اصلاً تو این فازا نیست.

08:47.631 --> 08:49.341
‫به نظر میاد خودشو خوب می‌شناسه.

08:50.843 --> 08:55.097
‫و وقتی بهم نگاه می‌کنه،
‫می‌تونم بفهمم که می‌دونه... من نمی‌دونم...

08:57.183 --> 08:58.601
‫نمی‌دونی کی هستی.

09:01.645 --> 09:07.526
‫می‌دونی، یادمه اولین شبی که
‫من و پدرت تو کاخ سفید گذروندیم.

09:07.610 --> 09:09.361
‫برگشت بهم و گفت:

09:10.654 --> 09:13.074
‫«باورت میشه کجاییم؟»

09:13.157 --> 09:17.620
‫و من گفتم: «معلومه که باورم میشه.
‫فکر کردی چطوری رسیدیم اینجا؟»

09:18.704 --> 09:25.127
‫یه جورایی، زندگی مشترک ما بیشتر
‫تحقق رویای من بود تا اون.

09:25.669 --> 09:28.422
‫نه اینکه هیچ‌وقت خودمو
‫تو کاخ سفید تصور کرده باشم،

09:28.506 --> 09:34.762
‫ولی پدرت، خب، اون می‌تونست کل عمرشو
‫با قایق‌سواری یا اسب‌سواری خوش باشه،

09:34.845 --> 09:38.015
‫ولی من، حالا به هر دلیلی...

09:40.309 --> 09:45.898
‫خب، همیشه می‌دونستم که سرنوشتم
‫یه زندگی متفاوت از بقیه هست.

09:46.524 --> 09:47.817
‫یه چیز فراتر.

09:50.277 --> 09:53.906
‫داشتم یه سری از این
‫متن‌های یادبود رو می‌خوندم.

09:55.116 --> 09:56.617
‫چرا اینجوری میگی؟

09:57.118 --> 10:03.332
‫خب، اگه فعل‌های ماضی رو فاکتور بگیری،
‫اینا عملاً آگهی ترحیمن.

10:04.041 --> 10:07.336
‫خب، بد نیست که هستی و می‌تونی بخونیشون؟

10:07.419 --> 10:09.046
‫ببینی چقدر واسه مردم عزیزی؟

10:09.130 --> 10:11.966
‫مسئله‌م اون تعریف و تمجیدا نیست.

10:12.925 --> 10:17.555
‫مسئله اینه که ریشه‌ش کجاست،
‫چی شد که به اینجا رسید.

10:18.264 --> 10:21.809
‫بعضی وقتا نمی‌تونم جلوی
‫خودمو بگیرم و فکر نکنم

10:21.892 --> 10:26.480
‫که چطوری ازم یاد می‌شد اگه...

10:28.399 --> 10:30.776
‫- اگه من...
‫- چی؟

10:32.736 --> 10:33.904
‫«بیوه آمریکا» نبودم.

10:38.117 --> 10:43.038
‫منظورم این نیست که از این‌همه ابراز محبت
‫تحت تأثیر قرار نمی‌گیرم، فقط اینکه...

10:44.623 --> 10:47.293
‫خب، ترحم و به رسمیت شناخته شدن

10:47.376 --> 10:50.796
‫دو تا چیز خیلی، خیلی، خیلی متفاوتن.

10:50.880 --> 10:55.467
‫واقعاً باور داری که داستان همینه؟ ترحم؟

10:58.470 --> 10:59.597
‫فقط اون نیست.

11:00.931 --> 11:04.185
‫فکر کنم دنیا فکر می‌کنه که
‫ما یه چیزی رو با هم پشت سر گذاشتیم،

11:04.268 --> 11:06.228
‫اینکه اتفاقی که تو دالاس افتاد

11:07.438 --> 11:09.231
‫واسه همه‌مون افتاد.

11:10.900 --> 11:15.070
‫یه بار بهم گفتی بعد از اون اتفاق
‫چاره‌ای نداشتی جز اینکه ادامه بدی،

11:15.154 --> 11:16.322
‫که هر کی بود همین کارو می‌کرد.

11:16.989 --> 11:19.992
‫ولی اشتباه می‌کنی. تو حق انتخاب داشتی.

11:27.166 --> 11:29.501
‫ما تو اتاق نشیمن مردم بزرگ شدیم.

11:30.961 --> 11:35.132
‫حس می‌کنن ما رو می‌شناسن،
‫انگار جزوی از خانواده‌شونیم.

11:36.592 --> 11:39.929
‫واسه همینه که هر وقت
‫یه کاری می‌کنیم که ناشایسته به نظر میاد

11:40.012 --> 11:45.392
‫یا با تصوری که ازمون دارن نمی‌خونه،
‫با شدت و حرارت بیشتری بهمون حمله می‌کنن.

11:45.976 --> 11:51.106
‫چون تو ذهنشون،
‫ما بدون اونا وجود خارجی نداریم.

11:52.024 --> 11:58.072
‫مردم همیشه تو یه دستشون گُله
‫و تو اون یکی دستشون سنگ.

12:00.157 --> 12:02.159
‫اینو یادت نره.

12:20.844 --> 12:25.641
‫♪ هر شب
‫از دسامبر تا دسامبر ♪

12:27.142 --> 12:30.813
‫♪ قبل از اینکه روی تختت
‫به خواب بری ♪

12:32.606 --> 12:36.443
‫♪ به تمام قصه‌هایی فکر کن
‫که به یاد داری ♪

12:38.153 --> 12:39.613
‫♪ از کملوت ♪

12:43.284 --> 12:46.954
‫♪ از هر کسی بپرس
‫که آیا داستانش را شنیده؟ ♪

12:48.580 --> 12:52.126
‫♪ و اگر نشنیده
‫قوی و رسا برایش بگو ♪

12:53.711 --> 12:57.589
‫♪ که روزی روزگاری
‫بارقه‌ای گذرا از شکوه وجود داشت ♪

12:59.174 --> 13:00.426
‫♪ که کملوت نامیده می‌شد ♪

13:04.638 --> 13:05.681
‫♪ کملوت ♪

13:07.057 --> 13:08.058
‫♪ کملوت ♪

13:08.600 --> 13:11.603
‫♪ می‌دانم که آدم را به تأمل وا می‌دارد ♪

13:13.856 --> 13:15.691
‫♪ اما در کملوت ♪

13:17.151 --> 13:18.277
‫♪ کملوت ♪

13:19.403 --> 13:22.031
‫♪ قانون این‌گونه بود ♪

13:24.992 --> 13:29.204
‫♪ که هرگز باران نمی‌بارید
‫مگر بعد از غروب آفتاب ♪

13:30.622 --> 13:34.501
‫♪ و تا ساعت ۸ صبح، مه صبحگاهی رفته بود ♪

13:35.753 --> 13:37.921
‫♪ نگذارید فراموش شود ♪

13:38.714 --> 13:40.924
‫♪ که روزی مکانی وجود داشت ♪

13:41.759 --> 13:45.304
‫♪ برای یک لحظه درخشان و کوتاه ♪

13:46.221 --> 13:51.435
‫♪ که به نامِ... شناخته می‌شد ♪

13:51.518 --> 13:58.525
‫♪ کملوت ♪

14:17.461 --> 14:18.670
‫مرسی که اومدی منو ببینی.

14:23.175 --> 14:25.844
‫حس می‌کنم داریم اسناد
‫محرمانه رد و بدل می‌کنیم.

14:30.516 --> 14:33.519
‫- می‌دونی، یه بار تو پارک خفتم کردن.
‫- چی؟

14:33.602 --> 14:35.938
‫آره، مثلاً ۱۵ سالم بود،
‫داشتم با دوچرخه می‌رفتم کلاس تنیس.

14:36.021 --> 14:38.690
‫یهو یه پسره زد تو گوشم،
‫دوچرخه‌مو بلند کرد و در رفت.

14:38.774 --> 14:42.069
‫قضیه تو و دوچرخه چیه؟
‫مگه بادیگارد نداشتی؟

14:42.152 --> 14:45.948
‫داشتم، ولی مامانم همیشه اصرار داشت
‫که فاصله بگیرن.

14:46.532 --> 14:48.325
‫متنفر بود از اینکه من تو زندگیم

14:48.408 --> 14:50.327
‫مثل یه شاهزاده لوس که
‫فکر می‌کنه خداست راه برم.

14:50.410 --> 14:51.995
‫هی، هنوزم میذاره اسکیت‌سواری کنی.

14:53.163 --> 14:54.748
‫احتمالاً چون دزدیدنش سخت‌تر از دوچرخه‌ست.

14:54.832 --> 14:56.917
‫عاشق این بود که بفرستتم کارگری

14:57.000 --> 15:00.629
‫تو مزرعه، قایق‌های ماهیگیری،
‫اردوهای بقا در طبیعت.

15:00.712 --> 15:04.883
‫خیلی اصرار داشت که یه «مرد
‫واقعی» بار بیام، حالا هر معنی‌ای که میده.

15:05.759 --> 15:10.222
‫احتمالاً می‌ترسیده گند بزنه بهت،
‫یا اینکه خودش کافی نباشه.

15:10.889 --> 15:13.267
‫نمی‌خواسته حس کنی
‫بیشتر از چیزی که هستی کمبود داری.

15:14.685 --> 15:17.980
‫چطوریه که تو خانواده منو
‫بهتر از خودمون می‌شناسی؟

15:18.063 --> 15:21.817
‫نه، فقط می‌دونم هیچ نیرویی رو زمین
‫قوی‌تر از یه مادر مجرد نیست.

15:24.236 --> 15:27.739
‫فکر می‌کنی چون مسئولیتشون دو برابره،
‫بهشون ارفاق میشه،

15:27.823 --> 15:30.409
‫ولی مجبورن بسوزن و بسازن و لبخند بزنن

15:30.492 --> 15:32.327
‫اونم واسه دنیایی که مردهایی که
‫بهشون بد کردن اداره‌ش می‌کنن.

15:33.245 --> 15:34.913
‫حس می‌کنی پدرت در حق مادرت کوتاهی کرد؟

15:36.999 --> 15:38.750
‫حس می‌کنم اون در حق
‫خیلی از آدما کوتاهی کرد.

15:41.628 --> 15:44.840
‫ولی حالش چطوره؟ مامانت.

15:47.009 --> 15:48.302
‫می‌فهمم که ترسیده،

15:48.385 --> 15:51.305
‫که خب، یعنی، همیشه می‌دونستم
‫یه زمانی می‌رسه

15:51.388 --> 15:54.808
‫که باید ازش مراقبت کنم،
‫ولی اون ۶۴ سالشه، می‌دونی.

15:54.892 --> 15:57.352
‫اون یه بازمانده‌ست.
‫کارش همینه. دووم میاره.

15:57.436 --> 15:58.437
‫آره.

16:02.065 --> 16:05.903
‫ولی به تمام زندگی‌هایی که
‫تو این ۶۴ سال کرده فکر کن.

16:10.657 --> 16:13.160
‫کاش می‌شد ببینیش. عاشقت می‌شد.

16:17.998 --> 16:20.417
‫- ببخشید، من...
‫- نه، نه، خوبه، اشکالی نداره.

16:23.837 --> 16:25.047
‫احتمالاً باید برم.

16:25.964 --> 16:26.965
‫آره.

16:35.891 --> 16:37.392
‫حالا چرا خواستی همدیگه رو ببینیم؟

16:37.476 --> 16:42.147
‫منظورم اینه که،
‫تو کلی دوست و فامیل داری.

16:43.398 --> 16:46.944
‫نمی‌دونم.
‫فقط تو کسی بودی که دلم می‌خواست ببینم.

16:48.904 --> 16:49.905
‫قضیه...

16:49.988 --> 16:51.240
‫- دریل چی شد؟
‫- آره.

16:52.241 --> 16:55.702
‫برگشته لس‌آنجلس. ظاهراً واسه همیشه.

16:55.786 --> 16:58.080
‫♪ می‌خوام دست درونت رو بگیرم... ♪

16:58.163 --> 17:01.541
‫لازم نیست تا خونه بیای.
‫پنج دقیقه راهه از اینجا.

17:01.625 --> 17:04.962
‫اگه مشکلی نداری،
‫من اون پنج دقیقه رو می‌خوام.

17:05.045 --> 17:07.047
‫- ...و کمربندها رو با ماژیک سیاه کردی.
‫- و هیچ‌کس نفهمید؟

17:07.130 --> 17:10.175
‫اوه، نه، نه.
‫همه کلی تعریف کردن.

17:14.263 --> 17:15.514
‫من دیگه باید برم.

17:15.597 --> 17:17.641
‫آره، منم نمی‌خوام
‫یه مدل لباس زیر رو منتظر بذارم.

17:17.724 --> 17:19.559
‫حتماً خیلی گشنه‌شون میشه.

17:19.643 --> 17:20.894
‫رفتی آمارشو درآوری یا چی؟

17:20.978 --> 17:22.271
‫نه، سرمو گرفتم بالا نگاش کردم.

17:22.354 --> 17:23.855
‫یه بیلبورد ۱۵ متری بود آخه.

17:24.815 --> 17:25.816
‫ما دوستیم.

17:25.899 --> 17:28.902
‫هیچ‌کس با یه مدل لباس زیر «فقط دوست» نیست.

17:28.986 --> 17:30.988
‫اونا عملاً نماد جذابیت
‫جنسی‌ان که معامله میشن.

17:31.655 --> 17:33.407
‫اینو کسی میگه که
‫«جذاب‌ترین مرد زنده» مجله پیپل شده.

17:33.490 --> 17:34.616
‫اون فرق داره.

17:35.617 --> 17:36.618
‫چطور؟

17:36.702 --> 17:39.538
‫خب، من که با شورت سفید مامان‌دوز
‫رو بیلبورد تایمز اسکوئر نیستم.

17:39.621 --> 17:41.582
‫آره، تو فقط همه جاهای دیگه لخت می‌گردی.

17:44.167 --> 17:48.046
‫خب، واسه تو و این دوستی نوپات خوشحالم.

17:48.130 --> 17:51.883
‫هر کسی به یه شونه پهن و
‫عضلانی نیاز داره که روش گریه کنه.

17:51.967 --> 17:55.679
‫♪ محو شدن در تو ♪

17:59.224 --> 18:02.436
‫♪ عجیبه که هرگز نفهمیدی ♪

18:02.519 --> 18:03.520
‫شب بخیر، جان.

18:08.483 --> 18:13.655
‫♪ محو شدن در تو ♪

18:17.868 --> 18:22.331
‫♪ فکر می‌کنم عجیبه که هرگز نفهمیدی ♪

18:23.540 --> 18:27.169
‫دوست داری وقتی بزرگ شدی
‫هنوزم معلم بشی؟

18:27.252 --> 18:29.254
‫من می‌خوام عکاس بشم.

18:29.338 --> 18:33.759
‫عکاس؟
‫واقعاً؟ از کِی؟

18:34.343 --> 18:39.181
‫می‌دونستی مامان‌بزرگ وقتی جوون بود
‫عکاس بوده؟

18:39.264 --> 18:41.433
‫واسه روزنامه و این چیزا.

18:41.516 --> 18:43.977
‫می‌خوای نی‌نی منو بغل کنی، مامان‌بزرگ؟

18:44.061 --> 18:48.231
‫آره عزیزم، می‌خوام.
‫اون نی‌نی که کلی جواه...

18:49.983 --> 18:55.822
‫عزیزم، چرا نی‌نی رو بغل نمی‌کنی،
‫من برم براش پتو بیارم؟ باشه؟

19:02.162 --> 19:03.455
‫مامان‌بزرگ.

19:05.290 --> 19:06.458
‫مامان!

19:08.085 --> 19:09.336
‫وای خدای من.

19:10.545 --> 19:12.089
‫مامان. مامان.

19:12.839 --> 19:13.840
‫یوجی!

19:14.549 --> 19:16.385
‫مامان. مامان!

19:16.468 --> 19:17.636
‫یوجی، زنگ بزن ۹۱۱.

19:18.136 --> 19:22.057
‫مامان، بیدار شو. مامان! مامان!

19:35.028 --> 19:37.447
‫مطمئن شو بیمارستان می‌دونه
‫باید با اسم مستعار ثبتش کنن.

19:38.198 --> 19:39.324
‫حواسمون هست.

19:43.620 --> 19:45.288
‫درست میشه مامان. درست میشه.

19:56.883 --> 19:59.177
‫ما امیدوار بودیم چون اسکن‌ها نشون می‌داد

19:59.261 --> 20:01.638
‫که سرطان از قفسه سینه و معده شما
‫پراکنده شده.

20:02.806 --> 20:06.893
‫با این حال، به نظر می‌رسه که
‫به مغز و نخاع گسترش پیدا کرده.

20:06.977 --> 20:10.647
‫در این مرحله، ما توصیه می‌کنیم
‫یه درمان خیلی تهاجمی‌تر انجام بدید...

20:10.731 --> 20:12.441
‫کیفم رو بده لطفاً.

20:24.745 --> 20:27.164
‫آم، که توش ما باید یه سوراخ

20:27.247 --> 20:29.541
‫تو جمجمه‌تون ایجاد کنیم و یه شنت بذاریم

20:30.250 --> 20:32.753
‫که اجازه میده تجمع مایعات تخلیه بشه

20:32.836 --> 20:34.880
‫و به قسمت‌های دیگه بدن هدایت بشه...

20:57.694 --> 20:59.029
‫جکی، جکی! این طرف.

21:00.238 --> 21:01.782
‫- حالتون چطوره؟
‫- جان!

21:01.865 --> 21:03.283
‫ما به فکرتون هستیم، خانم کندی.

21:08.371 --> 21:10.040
‫فکر می‌کنید چقدر دیگه وقت داریم؟

21:10.624 --> 21:14.503
‫منظورم اینه که، حدودی
‫بازه زمانی برای کسی تو این مرحله چقدره؟

21:15.212 --> 21:16.671
‫می‌تونه خیلی متغیر باشه.

21:17.589 --> 21:19.466
‫باشه. ممنون.

21:31.144 --> 21:32.854
‫باید به خاله «لی» زنگ بزنیم؟

21:34.356 --> 21:35.941
‫این کار می‌تونه عواقب مختلفی داشته باشه.

21:36.775 --> 21:39.277
‫- آره، شاید بهتره اول به آنتونی زنگ بزنیم.
‫- آره.

21:48.370 --> 21:49.496
‫چی شده نانسی؟ مشکل چیه؟

21:51.122 --> 21:53.291
‫اون خواسته کشیش «باردس» رو ببینه.

21:53.375 --> 21:54.376
‫- نه.
‫- چرا؟

21:54.459 --> 21:55.460
‫این چیزیه که اون می‌خواد.

21:55.544 --> 21:56.545
‫- آیین آخرین تدهین؟
‫- چی؟

21:58.213 --> 22:00.715
‫چرا داریم جوری رفتار می‌کنیم که انگار
‫همین الان داره تموم میشه؟

22:00.799 --> 22:04.052
‫یعنی، می‌دونم وقتش کمه،
‫ولی معنیش این نیست که همین‌جوری تسلیم بشیم.

22:04.135 --> 22:06.471
‫نانسی، بهش زنگ نزن.
‫من میرم باهاش حرف می‌زنم.

22:06.555 --> 22:07.722
‫جان، خواهش می‌کنم.

22:07.806 --> 22:11.893
‫اون می‌خواد این کارو در حالی که هنوز هوشیاره
‫انجام بده، و ما نمی‌تونیم بابت این سرزنشش کنیم.

22:36.543 --> 22:38.837
‫مایلید اعترافتون رو الان بشنوم؟

22:48.013 --> 22:52.309
‫منو ببخش پدر، چون گناه کردم.

22:56.688 --> 22:57.689
‫من...

23:00.233 --> 23:01.902
‫من می‌خواستم بمیرم...

23:03.945 --> 23:05.155
‫بعد از جک.

23:06.740 --> 23:08.325
‫من فکر می‌کردم...

23:10.619 --> 23:14.915
‫قرار بود اون روز تو دالاس
‫جفتمون بمیریم.

23:19.377 --> 23:20.670
‫ولی نتونستم تکون بخورم.

23:22.964 --> 23:24.007
‫خشکم زد.

23:26.968 --> 23:31.014
‫و من خیلی... خیلی ازش عصبانی بودم.

23:32.807 --> 23:34.684
‫به خاطر تمام چیزایی که سرم آورد.

23:35.769 --> 23:37.062
‫تمام اون زن‌ها.

23:39.606 --> 23:44.903
‫ولی من همیشه ازش محافظت کردم. همیشه.

23:45.820 --> 23:47.864
‫حتی بعد از مرگش.

23:51.618 --> 23:54.621
‫و من نشستم با اون روزنامه‌نگار،

23:56.039 --> 23:58.917
‫و بهش یه قصه پریان تحویل دادم.

24:12.847 --> 24:17.644
‫«هیچ‌وقت کملوت دیگه‌ای وجود نخواهد داشت.»

24:25.193 --> 24:27.153
‫و می‌خوام بدونه...

24:33.368 --> 24:34.619
‫می‌بخشمش.

24:40.417 --> 24:41.418
‫جک؟

24:49.009 --> 24:50.010
‫خدارو.

24:59.769 --> 25:02.439
‫«افتخار در این هست که آزموده شده‌ایم.

25:03.398 --> 25:06.234
‫که کیفیت اندک خود را داشتیم
‫و افسون کوچکمان را به کار بستیم.

25:07.736 --> 25:09.904
‫نکته این هست که باعث شدیم کسی اهمیت دهد.

25:11.781 --> 25:16.578
‫البته که شما دیوانه‌اید.
‫اما این تاثیری در قانون ندارد.

25:18.788 --> 25:22.959
‫شانس دوم، این توهم هست.

25:24.294 --> 25:26.838
‫هرگز قرار نبود جز یکی باشد.

25:28.131 --> 25:32.052
‫ما در تاریکی کار می‌کنیم. هر
‫چه از دستمان برآید انجام می‌دهیم.

25:33.470 --> 25:35.013
‫هر چه داریم می‌بخشیم.»

25:36.681 --> 25:41.311
‫«تردید ما اشتیاق ماست.
‫اشتیاق ما وظیفه ماست.»

25:45.106 --> 25:46.691
‫متاسفم.

25:47.692 --> 25:49.069
‫چی؟

25:50.737 --> 25:52.197
‫داری راجع به چی حرف می‌زنی؟

25:54.949 --> 25:59.120
‫همه این‌ها. فقط...

26:01.081 --> 26:03.208
‫فقط برای یک ایده.

26:06.461 --> 26:08.963
‫اوه.

26:11.174 --> 26:13.093
‫اوه، عزیزم.

28:25.266 --> 28:29.062
‫«دیشب حوالی ساعت ۱۰:۱۵،
‫مادرم درگذشت.

28:30.021 --> 28:34.150
‫او در میان دوستانش،
‫و خانواده‌اش، و کتاب‌هایش،

28:34.233 --> 28:38.738
‫و آدم‌ها و چیزهایی که دوست داشت بود.
‫و او به روش خودش این کار را کرد.

28:39.697 --> 28:41.282
‫و همه ما بابت این احساس خوش‌شانسی می‌کنیم.

28:42.992 --> 28:44.661
‫و حالا او در دستان خداست.»

28:46.245 --> 28:47.705
‫ممنون.

28:57.757 --> 29:01.177
‫من هیچ‌وقت اینو درک نمی‌کنم.

29:01.844 --> 29:02.845
‫چیو؟

29:04.305 --> 29:07.934
‫اینکه چرا باید جلوی اونا
‫قیافه شجاعانه بگیریم.

29:13.773 --> 29:15.149
‫خیلی ممنون که اومدید.

29:15.817 --> 29:17.360
‫واقعاً، واقعاً قدردانی می‌کنم.

29:24.409 --> 29:25.702
‫جان!

29:26.911 --> 29:27.912
‫سلام.

29:31.249 --> 29:32.667
‫خیلی متاسفم.

29:32.750 --> 29:35.670
‫سعی کردم با پرواز زودتر بیام
‫ولی همه چیز پر بود

29:35.753 --> 29:37.463
‫و بعدش چمدونمو گم کردن
‫و کلاً یه وضعی بود...

29:37.547 --> 29:40.633
‫- اصلاً نمی‌دونستم داری میای.
‫- البته که میام. اون همه دنیای تو بود.

29:40.717 --> 29:42.051
‫نه، منظورم مراسم ترحیم بود.

29:42.135 --> 29:44.470
‫فکر می‌کردم تو تشییع جنازه ببینمت،
‫ولی از کجا فهمیدی که...

29:44.554 --> 29:46.931
‫ببین، هر چی بین مادرت و من گذشت،

29:47.015 --> 29:51.019
‫مهم نیست. زندگی خیلی کوتاهه،
‫و من می‌دونم اون چقدر برات عزیز بود.

29:51.102 --> 29:53.312
‫- ممنون.
‫- جایی برای گذاشتن پالتو هست؟

29:53.396 --> 29:55.064
‫- نه.
‫- میرم میذارمش تو اتاقت.

30:00.737 --> 30:02.030
‫براش خیلی ارزشمند بود

30:02.113 --> 30:06.034
‫که شما دو تا این‌همه راه اومدید
‫تا امروز اینجا باشید. خیلی ممنون.

30:06.117 --> 30:08.953
‫من هنوز اون سفری که
‫با پدرتون به پاریس رفت رو یادمه.

30:09.037 --> 30:12.790
‫اصلاً می‌دونید چقدر باید باوقار،
‫چقدر باید مسلط بود

30:12.874 --> 30:14.459
‫تا بشه فرانسوی‌ها رو تحت تأثیر قرار داد؟

30:14.542 --> 30:17.128
‫من تو یه مهمونی بودم
‫تو کاخ پرنس موناکو،

30:17.211 --> 30:19.130
‫و یکی از پرنسس گریس پرسید

30:19.213 --> 30:21.966
‫چه حسی داره که
‫فریبنده‌ترین زن دنیایی،

30:22.050 --> 30:23.593
‫و می‌دونید چی گفت؟

30:23.676 --> 30:25.219
‫«باید از جکی اُ بپرسید.»

30:25.303 --> 30:27.138
‫البته.

30:27.889 --> 30:29.098
‫عموم تدی رو که می‌شناسید.

30:30.183 --> 30:31.684
‫از دیدارتون خوشبختم، سناتور کندی.

30:31.768 --> 30:33.811
‫من شما رو به دستان توانمند ایشون می‌سپارم.

30:33.895 --> 30:38.649
‫از دیدنتون خوشحالم. احیاناً...

30:40.818 --> 30:41.903
‫اینجایی.

30:43.404 --> 30:45.114
‫فکر کردم شاید غیب شده باشی.

30:45.198 --> 30:47.116
‫نه، نه، فقط داشتم این طرف اون طرف می‌دویدم.

30:47.200 --> 30:48.451
‫حالت چطوره؟

30:48.534 --> 30:49.619
‫آم...

30:50.244 --> 30:53.748
‫نمی‌دونم. وقت زیادی نداشتم
‫که هضمش کنم، فکر کنم.

30:53.831 --> 30:56.793
‫آره، سوگواری همین‌جوریه، عجیبه.

30:56.876 --> 31:00.296
‫یه جورایی یواشکی میاد سراغت و تنها
‫کاری که می‌تونی بکنی اینه که تسلیمش بشی،

31:00.379 --> 31:03.007
‫می‌دونی، مثل وقتی که هنک رو از دست دادم.

31:03.091 --> 31:04.550
‫بابت اون متاسفم.

31:04.634 --> 31:07.678
‫منظورم اینه که، آره، اون یه سگ بود،
‫ولی مثل بچه‌م بود.

31:07.762 --> 31:08.763
‫آره.

31:09.347 --> 31:13.309
‫البته همه مدام سعی می‌کنن
‫بفهمن قضیه ما چیه،

31:13.392 --> 31:15.061
‫که مثلاً من اینجا چیکاره‌م.

31:15.144 --> 31:18.564
‫مردم تو مراسم ترحیم مادرم
‫دارن ازت راجع به وضعیت رابطه‌مون می‌پرسن؟

31:19.148 --> 31:20.650
‫خب نه مستقیماً، ولی مثلاً...

31:20.733 --> 31:22.401
‫خب، ما ماه‌هاست حرف نزدیم، پس...

31:22.485 --> 31:26.322
‫دقیقاً. خیلی حرفا
‫ناگفته مونده.

31:27.198 --> 31:28.991
‫هی، نانسی، کارولین رو ندیدی؟

31:29.534 --> 31:31.160
‫فکر کنم فقط یه دقیقه وقت می‌خواست.

31:31.244 --> 31:35.039
‫من میرم یه سر به خواهرم بزنم،
‫بعداً باهات حرف می‌زنم.

31:37.125 --> 31:38.126
‫البته.

31:51.055 --> 31:52.598
‫هی، ببخشید، من فقط...

31:52.682 --> 31:53.683
‫اشکالی نداره.

31:54.600 --> 31:55.852
‫می‌دونم اون بیرون دیوونه‌خونه‌ست.

32:03.109 --> 32:06.863
‫فکر نمی‌کنم هیچ‌کس اون بیرون حتی یه چیز
‫راجع بهش گفته باشه که دلم براش تنگ بشه.

32:06.946 --> 32:10.616
‫یعنی دلت واسه اون وقارش
‫یا عشقش به نوشتن تنگ نمیشه؟

32:10.700 --> 32:13.494
‫انگار همشون می‌ترسن اعتراف کنن
‫که اون فقط یه آدم معمولی بود.

32:14.453 --> 32:17.165
‫انگار اگه حتی به کوچیک‌ترین
‫نقصش هم اعتراف کنن،

32:17.248 --> 32:19.292
‫یه جورایی کلاسِ رابطه‌شون باهاش میاد پایین.

32:23.754 --> 32:26.674
‫یادت میاد وقتی بوته علفت رو
‫تو باغچه‌ش تو «هایانیس» پیدا کرد؟

32:30.178 --> 32:32.346
‫اون پیداش نکرد.
‫یه افسر پلیس پیداش کرد.

32:32.430 --> 32:34.182
‫وای خدای من. راست میگی.

32:34.265 --> 32:36.434
‫اون وسط باغ تو هایانیس
‫چی‌کار می‌کرد می‌چرخید؟

32:36.517 --> 32:39.061
‫اوه، نمی‌دونم.
‫فکر کنم احتمالا یه همسایه راپورت داده بود.

32:39.145 --> 32:40.730
‫فکر می‌کردم همسایه‌هامون دوستمون دارن.

32:42.481 --> 32:44.192
‫بهش نگفتی کدو سبزه؟

32:44.275 --> 32:46.652
‫جعفری. کدو سبز؟

32:46.736 --> 32:47.778
‫خیلی عصبانی بود.

32:47.862 --> 32:50.531
‫صداش یهو اون‌جوری وحشتناک بم شد.

32:52.366 --> 32:55.203
‫«کارولین. ماری‌جوانا؟ چطور تونستی؟»

32:55.745 --> 32:57.997
‫«اونم تو باغ من؟ یه پناهگاه گیاه‌شناسی.»

32:59.165 --> 33:01.959
‫یه دوره واقعاً کله‌شق و یاغی شده بودی.

33:03.211 --> 33:04.879
‫دلم واسه اون روزا تنگ شده.

33:09.133 --> 33:12.261
‫فکر کنم فقط داشتم سعی می‌کردم راهی پیدا کنم
‫که بهش بگم هیچ‌وقت قرار نیست مثل اون بشم.

33:14.472 --> 33:17.808
‫خب، من یکی که خوشحالم نشدی.

33:17.892 --> 33:20.269
‫وگرنه منم شانس شناختن یه آدم واقعاً خاص رو
‫از دست می‌دادم.

33:23.564 --> 33:26.192
‫باشه. باید برگردیم.

33:27.944 --> 33:29.403
‫فکر کنم شنیدم یکی از دخترخاله‌ها

33:29.487 --> 33:31.739
‫داشت می‌پرسید کسی بلده آهنگ «فرِر
‫ژاک» (برادر جان) رو با پیانو بزنه.

33:31.822 --> 33:32.823
‫اَه!

33:34.700 --> 33:36.410
‫- یه دقیقه دیگه میام.
‫- باشه.

33:38.913 --> 33:45.253
‫♪ جلال، جلال، هللویا ♪

33:45.336 --> 33:50.549
‫♪ جلال، جلال، هللویا ♪

33:52.385 --> 33:57.598
‫♪ جلال، جلال، هللویا ♪

33:57.682 --> 34:03.729
‫♪ حقیقت او پیش می‌رود ♪

35:02.371 --> 35:04.915
‫اون دسته از شما که
‫ممکنه تازه به ما ملحق شده باشید،

35:04.999 --> 35:08.252
‫ما روی خط هستیم تا شما رو در جریان
‫مراسم ترحیم

35:08.336 --> 35:10.463
‫ژاکلین کندی اوناسیس قرار بدیم.

35:10.546 --> 35:12.256
‫ژاکلین کندی اوناسیس، همونطور که می‌دونید،

35:12.340 --> 35:15.301
‫پنجشنبه شب حوالی ساعت ۱۰:۱۵
‫در منزلش درگذشت.

35:15.384 --> 35:18.512
‫او درخواست کرده بود که به
‫آپارتمانش در «آپر ایست ساید» منتقل بشه.

35:18.596 --> 35:21.390
‫هر کسی که در سال ۱۹۶۳
‫بیشتر از ده سال داشته،

35:21.474 --> 35:24.518
‫با نهایت سپاسگزاری از او یاد می‌کنه

35:24.602 --> 35:26.937
‫چون این قدرت او بود
‫که ما رو از اون نوامبر وحشتناک،

35:27.021 --> 35:30.399
‫اون نوامبر وحشتناک سال ۶۳ عبور داد.

35:31.150 --> 35:33.235
‫اون همچنین اولین باری بود
‫که چنین چیزی

35:33.319 --> 35:35.321
‫در تلویزیون دیده می‌شد.

35:35.404 --> 35:37.698
‫این واقعاً یه جور همبستگی ملیه،

35:37.782 --> 35:40.159
‫یه تجربه تخلیه روانی برای خیلی از مردم.

35:40.242 --> 35:45.122
‫و خطابه‌ای که قراره توسط
‫سناتور ادوارد کندی خونده بشه.

35:45.206 --> 35:51.462
‫هیچ‌کس دیگه شبیه‌اش نبود،
‫شبیه‌اش حرف نمی‌زد، شبیه‌اش نمی‌نوشت،

35:51.545 --> 35:54.715
‫یا تو روش انجام کارهاش اینقدر اصیل نبود.

35:55.508 --> 35:59.762
‫هیچ‌کس رو نمی‌شناختیم که تا این حد
‫خودش رو بشناسه.

36:00.638 --> 36:04.016
‫دو فرزند او، انسان‌هایی
‫خارق‌العاده از آب دراومدن.

36:04.100 --> 36:07.895
‫صادق، لوس‌نشدنی،
‫و با شخصیتی برابر با خودش.

36:07.978 --> 36:13.234
‫او از موفقیت‌های اونا کیف می‌کرد.
‫با غم‌هاشون درد می‌کشید.

36:13.317 --> 36:17.446
‫و از وقت گذروندن باهاشون
‫نهایت لذت و شادی رو می‌برد.

36:18.114 --> 36:20.116
‫اونا دو تا معجزه اون هستن.

36:21.575 --> 36:26.288
‫من اغلب به حرفی که دسامبرِ بعد از مرگ
‫جک (جان اف کندی) راجع بهش زد فکر می‌کنم.

36:27.206 --> 36:30.751
‫«اونا ازش یه افسانه ساختن،
‫در حالی که اون ترجیح می‌داد یه آدم باشه.»

36:31.585 --> 36:34.422
‫جکی هم ترجیح می‌داد
‫فقط خودش باشه،

36:34.505 --> 36:38.008
‫اما دنیا اصرار داشت
‫که او هم یه افسانه باشه.

36:50.813 --> 36:52.064
‫جانِ عزیزم،

36:53.065 --> 36:57.653
‫من فشارهایی که همیشه باید به عنوان یه کندی
‫باهاشون روبرو بشی رو درک می‌کنم،

36:57.737 --> 37:01.073
‫با اینکه ما تو رو
‫معصوم و بی‌خبر به این دنیا آوردیم.

37:02.283 --> 37:06.287
‫تو بیشتر از هر کسی
‫تو تاریخ جایگاه داری.

37:06.954 --> 37:10.416
‫مهم نیست چه مسیری رو تو زندگی باز می‌کنی ،

37:10.499 --> 37:16.213
‫تنها چیزی که ازت می‌خوام اینه که ادامه بدی
‫و باعث افتخار کارولین، خانواده کندی،

37:16.297 --> 37:20.509
‫و مهم‌تر از همه، خودت باشی.

37:21.469 --> 37:26.182
‫نزدیک کسایی بمون که تو رو می‌شناسن
‫و همونجوری که هستی دوستت دارن.

37:27.391 --> 37:29.852
‫با تمام عشقم، مامان.

37:39.570 --> 37:40.654
‫♪ اوه ♪

37:42.364 --> 37:44.867
‫♪ یعنی کسی نمی‌بینه ♪

37:49.455 --> 37:52.374
‫♪ ما یه جنگ در پیش داریم ♪

37:54.627 --> 37:57.421
‫♪ هیچ‌وقت راهمونو پیدا نکردیم ♪

37:58.798 --> 38:03.511
‫♪ فارغ از اینکه اونا چی میگن ♪

38:04.720 --> 38:10.267
‫♪ چطور ممکنه اینقدر حس غلطی داشته باشه ♪

38:14.647 --> 38:16.690
‫♪ از همین لحظه ♪

38:17.358 --> 38:22.988
‫♪ چطور ممکنه اینقدر حس غلطی داشته باشه ♪

39:14.415 --> 39:15.749
‫نفس بکش.

39:16.021 --> 39:19.021
Amir Luminox ترجمه از

39:19.051 --> 39:24.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

39:24.051 --> 39:34.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
