WEBVTT

00:00.115 --> 00:08.115
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: Loak ✧ Aonaran ✧ nina ✧ Vanilla ✧ violet ✧ سارا ✧ Mehrbanoo ✧
✧ ادیت: heaven ✧

01:36.015 --> 01:41.095
ﾟ･:*࿔ عشقی فراتر از مرگ ࿔*:･ﾟ

01:41.375 --> 01:44.105
ﾟ･:*࿔ قسمت بیست و هفتم ࿔*:･ﾟ

01:48.825 --> 01:54.265
♪بین سیاهی و روشنی، موج‌ها رد شدن♪

01:54.445 --> 01:58.775
♪نور با سایه روبه‌رو شد♪

02:00.145 --> 02:05.535
♪تاریکی و زمان رو شکافت♪

02:05.765 --> 02:09.705
♪تقدیرِ نشکستنی♪

02:11.475 --> 02:13.365
♪یهو ترک خورد♪

02:16.625 --> 02:17.465
دوباره همدیگه رو دیدیم

02:18.855 --> 02:19.695
روباه فسقلی

02:19.775 --> 02:22.935
♪گوش کن، همه‌ی صداها دارن غرش می‌کنن♪

02:22.935 --> 02:25.465
♪انگار یخِ سرد تبدیل به موج شده♪

02:25.465 --> 02:30.985
♪تنهاییِ یه قرن، رویاها رو آب می‌کنه♪

02:30.985 --> 02:34.225
♪دنبال راهنماییِ تقدیر♪

02:34.225 --> 02:39.085
♪به دست تقدیر، لحظه‌هامون عوض شدن♪

02:39.425 --> 02:42.445
♪قلب یهو بیدار می‌شه♪

02:42.465 --> 02:43.535
<i>مخم تاب برداشته؟</i>

02:45.015 --> 02:46.135
<i>اون چرا باید بیاد اینجا؟</i>

03:04.385 --> 03:05.225
باعث تعجبه

03:05.785 --> 03:07.385
ژنرال دوان هم اومدن

03:09.665 --> 03:10.505
چه تصادفی

03:11.015 --> 03:12.225
جانشین فانگ هم اینجان

03:17.295 --> 03:18.345
مزاحمتون نمی‌شم، ارباب‌های جوان

03:18.665 --> 03:19.855
سو یی اول می‌ره

03:22.975 --> 03:23.815
یه نظر میاد

03:24.535 --> 03:25.505
ژنرال دوان

03:25.815 --> 03:27.015
از دختر وزیر وانگ

03:27.015 --> 03:27.855
خوششون اومده

03:29.535 --> 03:30.665
اینکه از کی خوشم میاد

03:31.535 --> 03:32.625
چیزیه که تو می‌خوای بدونی

03:33.575 --> 03:34.575
یا فرماندار

03:34.575 --> 03:35.415
کنجکاوه سر دربیاره؟

03:35.625 --> 03:36.465
خودتون چی فکر می‌کنین

03:37.465 --> 03:38.305
ژنرال دوان؟

03:44.665 --> 03:45.505
فانگ شیان یه

03:45.695 --> 03:46.815
واقعا آدم عوضی‌ای هستی

03:47.185 --> 03:48.065
حتی می‌خوای دختری که برادر سومم

03:48.065 --> 03:48.905
برای ازدواج انتخاب کرده رو قاپ بزنی

03:49.535 --> 03:51.135
تو با من میای

03:51.975 --> 03:53.295
برادر سوم، برو دنبالش

03:53.625 --> 03:54.465
برو دیگه، زود باش

03:55.695 --> 03:56.535
بیا

04:30.105 --> 04:30.945
فانگ شیان یه

04:31.265 --> 04:32.735
جرأتش رو داری جلوی برادر سومم رو بگیر

04:41.705 --> 04:42.545
بانوی جوان دوان

04:42.735 --> 04:43.905
هیچکدوم هنوز ازدواج نکردن

04:44.175 --> 04:45.175
چطوری دارم جلوشون رو می‌گیرم؟

04:45.735 --> 04:46.665
تازه، ممکنه بانو وانگ

04:46.975 --> 04:48.585
از ارباب جوان دوان خوششون نیاد

04:49.375 --> 04:50.215
سرت رو از توی مسائل

04:50.225 --> 04:51.345
برادر سوم بیرون بکش

04:52.225 --> 04:53.905
حتی به گرد پای برادر سومم نمی‌رسی

04:54.345 --> 04:55.735
حتی اگه بانو سو یی برادر سوم رو رد کنه

04:55.735 --> 04:56.935
هیچوقت تو رو به جاش انتخاب نمی‌کنه

04:57.175 --> 04:58.665
هنوز هیچی معلوم نیست

04:59.295 --> 05:01.105
چرا انقدر با اطمینان حرف می‌زنین؟

05:01.665 --> 05:02.505
...من

05:05.675 --> 05:06.535
اصلا بی‌خیال

05:06.535 --> 05:07.855
فقط دور و بر برادر سوم نپلک

05:11.145 --> 05:11.985
ناراحت نباشین، بانوی جوان

05:12.535 --> 05:13.375
از حضورتون

05:13.535 --> 05:14.665
مرخص می‌شم، بانوی جوان دوان

05:14.665 --> 05:15.505
می‌رم توی باغ چرخ بزنم

05:15.705 --> 05:16.905
...من -
من اول می‌رم -

05:20.175 --> 05:21.015
وایسا

05:23.735 --> 05:25.225
گره‌ی شیش گلبرگی رو از کجا یاد گرفتی؟

05:27.145 --> 05:28.975
فقط برادر سومم این گره رو بلده

05:31.225 --> 05:32.465
چرا انقدر روی اعصابی؟

05:32.825 --> 05:34.025
چرا انقدر از برادر سوم تقلید می‌کنی؟

05:34.495 --> 05:36.295
از انتخاب دختر برای ازدواج گرفته

05:36.615 --> 05:37.825
!تا حتی این گره‌ی شیش گلبرگی

05:47.055 --> 05:48.145
حافظه‌ات قویه

06:00.585 --> 06:01.465
!جواهر نفیس

06:01.465 --> 06:03.415
بیاین ببینین، بیاین

06:12.265 --> 06:13.495
مگه به ضیافت نرفته بودی؟

06:13.935 --> 06:14.935
چرا انقدر زود برگشتی؟

06:15.785 --> 06:17.615
کاری که اون پیرمرد ازم خواست رو انجام دادم

06:17.615 --> 06:18.455
برای همین اومدم

06:19.345 --> 06:20.185
تو اینجا چیکار می‌کنی؟

06:21.295 --> 06:22.135
...من

06:24.665 --> 06:25.735
رفتم عمارت دوان دنبال برادر ارشد

06:26.295 --> 06:27.225
گفتن به ضیافت رفته

06:27.665 --> 06:29.055
توی فاحشه‌خونه‌ی یو زائو سپردم
بهش بگن منتظرشم

06:30.055 --> 06:31.175
برادر ارشد هنوز نیومده

06:31.415 --> 06:32.615
برو منتظرش بمون، من می‌رم

06:41.905 --> 06:43.025
چرا دنبال من راه افتادی؟

06:43.175 --> 06:44.105
مگه منتظر برادر ارشد نیستی؟

06:44.495 --> 06:45.335
اون

06:45.825 --> 06:47.295
احتمالا به این زودی‌ها نیاد

06:47.585 --> 06:48.585
بهتره من اول برم

06:49.785 --> 06:50.785
خونه‌ات اونوره

06:55.615 --> 06:57.055
از اینور هم می‌تونم برم

07:05.855 --> 07:07.025
ضیافت امروز چطور بود؟

07:08.535 --> 07:09.375
اتفاق خاصی نیفتاد

07:09.905 --> 07:11.585
آدم خاصی رو

07:11.585 --> 07:12.425
اونجا ندیدی

07:12.665 --> 07:13.505
یا اتفاق عجیبی نیفتاد؟

07:14.175 --> 07:15.015
نه

07:17.055 --> 07:18.265
ضیافت خیلی حوصله‌سربر بود

07:19.145 --> 07:20.415
بیا بریم فاحشه‌خونه‌ی یو زائو
و شراب بخوریم

07:21.225 --> 07:22.065
حتما

07:22.435 --> 07:23.295
شنیدم توی فاحشه‌خونه‌ی یو زائو

07:23.295 --> 07:24.825
یه سری شراب درجه‌یک تازه رسیده

07:25.825 --> 07:26.975
با این وضع داغونت توی نوشیدن

07:26.975 --> 07:27.815
فاحشه‌خونه‌ی یو زائو رو
از کجا می‌شناسی اصلا؟

07:27.825 --> 07:28.975
اونجا چه شرابی می‌خوای بشناسی تو؟

07:29.105 --> 07:30.375
به خاطر تو حواسم بود

07:31.175 --> 07:32.025
برادر واقعی یعنی همین

07:32.415 --> 07:33.255
بیا بریم

07:34.705 --> 07:35.935
یالا، بجنب دیگه

07:41.615 --> 07:42.455
برادر جو -
برادر لی -

07:42.605 --> 07:43.465
برادر جائو

07:43.465 --> 07:44.305
خیلی وقت بود ندیده بودمت

07:44.315 --> 07:45.165
آره، خیلی وقت شده

07:45.615 --> 07:46.495
این مدت‌ چطور بودی؟

07:46.935 --> 07:47.785
بد نبودم

07:47.795 --> 07:49.375
چند روز پیش، نوشته‌‌ات رو خوندم

07:50.975 --> 07:52.585
لطف داری، لطف داری

08:42.895 --> 08:43.735
جد بزرگ

08:44.135 --> 08:44.975
برگشتین

08:45.465 --> 08:46.345
چیزی دستگیرتون شد؟

08:46.855 --> 08:48.255
امروز، توی ضیافت قصر

08:48.545 --> 08:49.895
روی کسایی که وسواس‌های
عمیق دارن نشونه گذاشتم

08:49.895 --> 08:50.735
الان نشان من روشونه

08:51.425 --> 08:52.825
از جایگاهت به عنوان استاد سلطنتی استفاده کن

08:52.825 --> 08:53.735
بهشون نزدیک شو

08:54.545 --> 08:55.385
وسواس‌هاشون رو جمع کن

08:57.855 --> 08:58.695
اطاعت

08:59.425 --> 09:00.585
وقتی بهشون نزدیک می‌شی

09:00.585 --> 09:01.615
با دقت خیلی زیاد نگاهشون کن

09:02.775 --> 09:04.585
سونگ شینگ‌ یو، احتمالا مثل قبل

09:04.895 --> 09:06.775
با همچین آدم‌هایی پیمان می‌بنده

09:07.345 --> 09:08.825
اگه گونگ یان رو پیدا کنیم

09:09.855 --> 09:11.255
می‌تونیم سونگ شینگ‌ یو رو هم پیدا کنیم

09:13.255 --> 09:14.305
جد بزرگ

09:14.825 --> 09:16.375
واقعا خیلی کاربلدین

09:19.945 --> 09:20.785
جد بزرگ

09:20.945 --> 09:21.945
امروز دیدینش؟

09:22.375 --> 09:23.425
اون دوان شو

09:23.825 --> 09:25.705
چقدر مراقب اون بانوی جوان بود

09:26.305 --> 09:27.945
اسم اون بانوی جوان چی بود؟

09:27.945 --> 09:28.785
...اسمش

09:32.545 --> 09:33.615
جد بزرگ

09:35.135 --> 09:36.135
مگه این همون زندگی‌ای نیست که

09:36.135 --> 09:37.305
خودتون براش می‌خواستین؟

09:37.305 --> 09:38.895
چرا سر من خالی می‌کنین؟

09:38.895 --> 09:40.425
برو کاری رو که باید بکنی انجام بده

09:41.895 --> 09:43.375
کمتر وراجی کن

09:45.545 --> 09:46.385
اطاعت

10:14.255 --> 10:15.255
برادر سوم، دارم میام داخل

10:29.545 --> 10:30.385
برادر سوم

10:31.495 --> 10:33.185
با توجه به واکنش امروزت

10:33.375 --> 10:34.775
به وانگ سو یی علاقه‌مند شدی؟

10:37.105 --> 10:38.305
می‌تونی کمکم کنی ببینمش؟

10:41.225 --> 10:42.775
من... من و بانو وانگ

10:43.015 --> 10:44.375
یه آشنایی‌هایی با هم داریم

10:44.705 --> 10:45.975
اون انجمن گلدوزی‌ای که من اداره می‌کنم

10:45.975 --> 10:46.975
اون هم زیاد میاد اونجا

10:48.545 --> 10:50.425
هنوز بهش

10:50.735 --> 10:52.015
یه بادبزن گردِ گلدوزی‌شده‌ی سو جو بدهکارم

10:52.015 --> 10:52.975
فردا براش می‌برم

10:58.465 --> 10:59.945
بهم گفتی بیام اینجا

10:59.945 --> 11:00.945
منت گذاشتم اومدم

11:01.945 --> 11:02.785
خودت کجایی؟

11:03.255 --> 11:04.095
جد بزرگ

11:04.465 --> 11:05.735
واقعا شرمنده‌‌ام

11:06.615 --> 11:09.015
هنوز باید منتظر دارو بمونم

11:09.945 --> 11:11.375
شما یه دور بزنین، الان میام

11:11.585 --> 11:13.185
جرأت کردی من رو منتظر بذاری؟

11:13.895 --> 11:15.465
منم بی‌تقصیرم

11:16.375 --> 11:17.255
همه‌‌اش تقصیر زی‌ جیه

11:17.655 --> 11:19.305
اگه داروم رو نخورم، نمی‌ذاره بیام بیرون

11:20.735 --> 11:21.615
فورا میام

11:22.105 --> 11:23.015
جد بزرگ، ببینین

11:23.465 --> 11:24.545
باز داره من رو صدا می‌زنه

11:24.545 --> 11:25.385
دیگه می‌رم

11:34.495 --> 11:35.335
فراموشش کن

11:36.065 --> 11:37.185
امروز رو تعطیل حساب می‌کنم

11:39.015 --> 11:39.945
بیا، این رو محکم بگیر

11:39.945 --> 11:40.785
ممنون

11:50.305 --> 11:51.735
بانو، آب‌نبات شکری می‌خواین؟

11:53.705 --> 11:54.545
همین الان براتون درست می‌کنم

11:57.705 --> 11:59.065
سبد دارم، سبد دارم

11:59.975 --> 12:01.705
کیسه‌ی معطر دارم

12:21.375 --> 12:22.215
بفرمایین داخل، مهمون‌ گرامی

12:23.255 --> 12:24.095
شرابتون، بفرمایین

12:26.065 --> 12:26.945
ارباب جوان دوان

12:27.465 --> 12:28.945
بالاخره تشریف آوردین

12:29.425 --> 12:30.345
بفرمایین

12:30.345 --> 12:31.185
ارباب جوان وانگ

12:31.895 --> 12:32.735
بانو وانگ

12:33.305 --> 12:34.145
ببخشید منتظر موندین

12:35.735 --> 12:36.585
داشتم فکر می‌کردم

12:36.775 --> 12:37.615
چرا بانو وانگ

12:37.615 --> 12:38.545
خواسته اینجا توی فاحشه‌خونه‌ی
یو زائو ملاقات کنیم

12:38.915 --> 12:39.775
پس ارباب جوان وانگ شما بودین که

12:39.775 --> 12:40.655
اینجا رو انتخاب کردین

12:41.615 --> 12:42.775
خواهر کوچیک‌ترتون رو آوردین اینجا

12:43.345 --> 12:44.255
می‌خواین من رو شرمنده کنین؟

12:44.975 --> 12:46.575
ارباب جوان دوان، مزاح نکنین

12:47.425 --> 12:48.345
شنیدم

12:48.345 --> 12:50.185
تو مشتری ثابت فاحشه‌خونه‌ی یو زائو‌یی

12:50.545 --> 12:52.705
و لو شیان، یکی از بانوهای اونجا

12:53.255 --> 12:54.855
از مدت‌ها پیش با تو صمیمی بوده

12:55.345 --> 12:57.735
وقتی می‌خوای

12:57.895 --> 12:59.255
با خواهر کوچیکم بیشتر آشنا بشی

12:59.545 --> 13:00.855
طبیعیه که

13:01.065 --> 13:03.185
اون رو وارد زندگی روزمره‌ات کنی

13:03.825 --> 13:04.665
به علاوه

13:05.185 --> 13:06.945
اینکه مردها دنبال خوشی برن

13:07.135 --> 13:08.425
اتفاق عجیبی نیست

13:08.735 --> 13:09.945
من درکت می‌کنم

13:12.585 --> 13:13.735
و به خواهرم نگاه کن

13:14.015 --> 13:15.585
یه بانوی نجیب باوقار و متین

13:16.015 --> 13:17.255
چرا باید

13:17.615 --> 13:19.105
به محرم رازهات اهمیت بده؟

13:21.615 --> 13:23.225
اما چه حیف

13:23.425 --> 13:25.255
من امروز لو شیان رو دعوت کردم

13:26.105 --> 13:27.135
احتمالا الان

13:27.135 --> 13:28.465
با نگرانی، منتظر مونده

13:31.185 --> 13:32.025
ارباب جوان دوان

13:32.975 --> 13:34.345
باید خوب مراقب خواهر کوچیکم

13:34.345 --> 13:35.225
باشی

13:35.545 --> 13:37.015
از خواهرت خوب مراقبت می‌کنم

13:39.705 --> 13:40.975
لو شیان

13:44.545 --> 13:45.495
از وقتی که توی ضیافت قصر هم رو دیدیم

13:46.345 --> 13:47.305
حالتون خوب بوده، بانو وانگ؟

13:50.895 --> 13:52.135
ممنون بابت نگرانیتون

13:52.585 --> 13:53.585
کاملا خوب بودم

13:55.305 --> 13:56.585
راستش، شما نمی‌خواستین

13:56.775 --> 13:57.735
بیاین و من رو ببینین، درسته؟

13:58.735 --> 14:00.545
...من -
هر چند که چیزی به برادرتون نگفتین -

14:00.945 --> 14:02.065
ولی وقتی مردها برای
شراب نوشیدن به فاحشه‌خونه می‌رن

14:02.545 --> 14:03.855
ناراحت می‌شین، درسته؟

14:04.735 --> 14:06.225
ارباب جوان دوان

14:06.545 --> 14:07.425
واقعا آدم‌شناس خوبی هستین

14:07.585 --> 14:09.225
و از یه چیز کوچیک، خیلی چیزها رو می‌فهمین
به این ویژگیتون احترام می‌ذارم

14:12.855 --> 14:15.345
اما همینطور حس می‌کنم

14:15.775 --> 14:16.615
که چندان هم

14:16.895 --> 14:18.615
مشتاق نیستین من رو بیشتر بشناسین

14:18.895 --> 14:19.735
درست می‌گم؟

14:32.135 --> 14:32.975
داره بارون میاد

14:35.135 --> 14:35.975
اهوم

14:38.105 --> 14:39.065
یه بارون ناگهانی تابستونی

14:44.655 --> 14:48.935
(آب‌نبات شکری)

15:34.495 --> 15:35.425
تو کی هستی؟

15:35.425 --> 15:36.585
این چنگک از کجا اومده؟

15:43.465 --> 15:44.825
انقدر زود من رو یادت رفت؟

15:48.015 --> 15:48.975
من دوان شوام

15:50.655 --> 15:51.895
شو به عنوان فنگ لانگ شو

15:53.895 --> 15:54.735
اسم رسمیم شون شیه

16:17.185 --> 16:18.025
هه سی مو

16:28.465 --> 16:29.585
پس من رو شناختی؟

16:30.345 --> 16:31.185
روباه فسقلی

16:54.855 --> 16:56.065
از کجا فهمیدی منم؟

17:00.495 --> 17:02.105
کی دیگه آب‌نبات شکری کلاغی درست می‌کنه؟

17:30.175 --> 17:31.105
اومدی نان دو

17:39.135 --> 17:40.135
چرا بهم نگفتی؟

17:43.105 --> 17:44.935
برای کار شخصی اومدم نان دو

17:45.745 --> 17:46.935
به خاطر تو نیومدم

17:47.375 --> 17:48.305
چرا باید بهت می‌گفتم؟

17:53.585 --> 17:54.745
پس نمی‌خواستی من رو ببینی؟

17:57.985 --> 17:59.375
نان دو انقدر بزرگ نیست

17:59.825 --> 18:00.745
قطعا به هم برمی‌خوردیم

18:01.785 --> 18:02.855
چه غافل‌گیری‌ای، ژنرال دوان

18:03.415 --> 18:04.265
چرا دوستم رو گرفتی

18:04.265 --> 18:05.105
و ولش نمی‌کنی؟

18:07.615 --> 18:08.455
پیشگوی سلطنتی

18:11.025 --> 18:12.025
کارهای رسمیت

18:12.215 --> 18:13.105
تموم شد؟

18:19.265 --> 18:20.105
جد بزرگ

18:22.585 --> 18:23.425
بانوی جوان هه

18:23.985 --> 18:25.265
چرا یه آب‌نبات شکری دیگه خریدین؟

18:25.785 --> 18:27.065
حتی نمی‌تونین مزه‌اش کنین

18:27.505 --> 18:28.615
با این حال هنوز این چیزها رو دوست دارین

18:29.505 --> 18:30.855
سرت توی کار خودت باشه

18:31.855 --> 18:32.695
بدنت خیلی ضعیفه

18:32.695 --> 18:34.305
ولی روز بارونی رو
برای گشت و گذار انتخاب کردی

18:34.615 --> 18:35.895
فکر کردی عمرت طولانیه؟

18:36.105 --> 18:36.945
...من

18:38.505 --> 18:40.215
هر کسی یه عادت‌هایی داره، بیخیال

18:42.025 --> 18:42.865
بیاین بریم

18:44.345 --> 18:45.185
بریم

18:46.195 --> 18:52.659
.ترجمه اختصاصی از تیم بارومووی می‌باشد♡༄
༄♡.هرگونه استفاده از آن در جایی غیر از بارو غیراخلاقی می‌باشد

18:59.375 --> 19:00.215
برام مزه‌اش کن

19:00.545 --> 19:01.385
شیرینه؟

19:13.265 --> 19:14.105
بگیرش، مال تو

19:16.395 --> 19:19.065
♪خاطرات مثل سایه دنبالم میان♪

19:19.405 --> 19:24.915
♪انعکاس‌های پراکنده توی دلم فرو می‌رن♪

19:25.505 --> 19:31.515
♪اگه می تونستم اینجوری آروم♪

19:32.605 --> 19:37.215
♪به نرمی یه آغوش کوتاه، صدات کنم♪

19:38.715 --> 19:44.365
♪با اینکه دوریم، فکرم هنوز درگیره♪

19:44.985 --> 19:50.605
یه عمر داده می‌شه♪
♪تا اسمی به یادگار بمونه

19:52.545 --> 19:53.585
ببخشید، ببخشید، ببخشید

19:54.695 --> 19:57.285
♪که امیدوارم اونا رو با هم تجربه کنیم♪

19:57.305 --> 19:58.415
<i>چطور من رو شناختی؟</i>

19:59.375 --> 20:00.895
<i>کی دیگه آب‌نبات شکری کلاغی درست می‌کنه؟</i>

20:01.985 --> 20:03.455
<i>همین الان، خیلی دور بودی</i>

20:04.375 --> 20:05.265
<i>اصلا واضح نمی‌دیدم</i>

20:05.265 --> 20:06.935
<i>حتی نمی‌تونستم بفهمم</i>

20:07.745 --> 20:08.785
<i>هه سی مو چی دستش گرفته</i>

20:08.785 --> 20:09.785
<i>چه برسه به اینکه شکل کلاغ رو تشخیص بدم</i>

20:11.615 --> 20:12.455
<i>دقیقا<i></i></i>

20:14.265 --> 20:15.615
<i>از کجا فهمیدم تویی<i></i></i>

20:16.305 --> 20:17.655
<i>چطور، فقط توی یه لحظه<i></i></i>

20:18.545 --> 20:19.895
<i>بین هزاران قیافه‌ی معمولی و غریبه<i></i></i>

20:19.895 --> 20:20.735
<i>بدن‌های فانی<i></i></i>

20:21.695 --> 20:23.585
<i>روحت رو شناختم<i></i></i>

20:23.785 --> 20:25.025
من فقط یه آدم ناچیزم

20:25.935 --> 20:27.345
فرمانروای ارواح بی‌شمار

20:29.175 --> 20:30.455
<i>من این روح رو فقط<i></i></i>

20:30.895 --> 20:31.985
<i>کمتر از نصف ساله که می‌شناسم<i></i></i>

20:33.215 --> 20:34.375
<i>همه می‌گن<i></i></i>

20:35.345 --> 20:36.185
<i>فراموش کردن<i></i></i>

20:36.655 --> 20:37.505
<i>یه چیز خیلی<i></i></i>

20:37.505 --> 20:38.655
<i>راحته<i></i></i>

20:39.985 --> 20:41.745
<i>شاید یه روز، وقتی شقیقه‌هام سفید شد<i></i></i>

20:42.895 --> 20:44.265
<i>و به سنی رسیدم که پدرم می‌گفت<i></i></i>

20:44.855 --> 20:46.615
<i>وقتی پیوندهای بچگی از ذهن پاک می‌شن<i></i></i>

20:47.585 --> 20:49.175
<i>هنوز هم توی جمعیت زیاد<i></i></i>

20:49.895 --> 20:51.175
<i>با یه نگاه می‌شناختمش<i></i></i>

20:54.415 --> 20:55.745
<i>وقتی اون روز برسه<i></i></i>

20:56.785 --> 20:58.065
<i>حتی اگه بشناسمش<i></i></i>

20:59.545 --> 21:00.615
<i>هنوز هم، مثل امروز<i></i></i>

21:00.615 --> 21:01.985
<i>بدون فکر دنبالش می‌دویدم؟<i></i></i>

21:04.785 --> 21:07.995
♪شور و دردهایی هستن♪

21:08.375 --> 21:11.065
♪که امیدوارم اونا رو با هم تجربه کنیم♪

21:11.895 --> 21:12.825
<i>اون اولین دختری بود<i></i></i>

21:12.825 --> 21:13.785
<i>که قلبم رو بهش دادم<i></i></i>

21:15.785 --> 21:16.635
<i>اولین کسی که<i></i></i>

21:16.645 --> 21:17.785
<i>منو بیدار کرد<i></i></i>

21:20.175 --> 21:21.065
<i>و اولین کسی که<i></i></i>

21:21.825 --> 21:23.065
<i>توی اون تاریکی مطلق<i></i></i>

21:23.065 --> 21:23.905
<i>اومد سراغم<i></i></i>

21:24.785 --> 21:25.985
<i>و منو به خونه برد<i></i></i>

21:28.505 --> 21:29.745
<i>اولین دختری که باعث شد<i></i></i>

21:30.825 --> 21:32.375
<i>زیبایی و درد دنیا رو<i></i></i>

21:32.375 --> 21:33.545
<i>به خاطر اون حس کنم<i></i></i>

21:33.545 --> 21:36.045
♪ارزشش از هر زمین بی‌حاصلی بیشتره♪

21:36.305 --> 21:38.785
♪شاید بهتر باشه توی بقیه‌ی عمرم♪

21:40.175 --> 21:41.825
<i>کسی که همیشه منو روباه فسقلی صدا می‌کرد<i></i></i>

21:42.895 --> 21:44.105
<i>و می‌گفت، ازت محافظت می‌کنم<i></i></i>

21:44.585 --> 21:46.505
<i>ولی دختری که هستم رو دوست نداشته باش<i></i></i>

21:47.065 --> 21:48.985
چون من آرزویی هستم که نمی‌تونی بهش برسی

21:50.025 --> 21:51.175
منو از

21:51.175 --> 21:52.015
آرزوهات بیرون کن

21:52.645 --> 21:55.115
♪خوابی که توش گم شدم♪

21:55.265 --> 21:56.585
<i>چه طعنه‌آمیز<i></i></i>

21:58.105 --> 21:58.985
<i>آرزوی اصلی من<i></i></i>

21:58.985 --> 22:00.305
<i>این بود که مثل یه آدم معمولی زندگی کنم<i></i></i>

22:01.545 --> 22:03.025
<i> آزاد از سایه‌ی دانای کل<i></i></i>

22:03.505 --> 22:05.415
<i>و یاد بگیرم مثل بقیه‌ی مردم زندگی کنم<i></i></i>

22:06.215 --> 22:08.025
<i>خیلی تلاش کردم این کار رو بکنم<i></i></i>

22:08.655 --> 22:09.505
<i>اما حالا<i></i></i>

22:09.855 --> 22:10.935
<i>همه چیز از اون آرزوی اصلی من<i></i></i>

22:10.935 --> 22:11.855
<i>روی برگردونده<i></i></i>

22:12.655 --> 22:13.695
<i>و به جهت مخالف رفته<i></i></i>

22:17.105 --> 22:18.305
<i>فرمانروای ارواح، هه سی مو<i></i></i>

22:19.065 --> 22:20.655
<i>تبدیل به آرزوی جدید من شده<i></i></i>

22:21.825 --> 22:23.655
<i>شگفت‌انگیزترین آرزوی کل دورانم<i></i></i>

22:30.585 --> 22:31.745
<i>من، دوان شو<i></i></i>

22:32.545 --> 22:33.895
<i>کسی جز هه سی مو رو نخواهم داشت<i></i></i>

22:35.115 --> 22:36.795
(خو یه حرکتی هم بزن مرد)

22:43.105 --> 22:44.265
هه جیا فنگ یی

22:45.825 --> 22:46.855
استعداد پیشگویی تو

22:46.855 --> 22:48.215
واقعا روز به روز پیشرفت کرده

22:50.025 --> 22:51.895
برای همین لحظه ازم خواستی بریم بیرون؟

22:53.825 --> 22:55.415
چه تصادفی، مگه نه؟

22:56.025 --> 22:57.455
کی فکرش رو می‌کرد با اون برخورد کنیم؟

23:10.895 --> 23:12.655
دوان شون شی اخیرا چطوره؟

23:14.375 --> 23:15.265
احتمالا حالش خیلی خوب نیست

23:16.375 --> 23:17.985
بعد از اینکه از میدون جنگ برگشت

23:18.175 --> 23:19.455
فرماندهی نظامیش رو گرفتن

23:19.585 --> 23:20.985
یه مقام بی‌اهمیت توی دربار سلطنتی

23:21.175 --> 23:22.505
بهش دادن، که کاری نکنه

23:23.175 --> 23:24.025
هیچکس نمی‌دونه

23:24.025 --> 23:25.215
که توی میدون جنگ آسیب دیده یا نه

23:25.455 --> 23:26.695
هنوز یه کم ضعیف به نظر می‌رسه

23:27.265 --> 23:29.065
اینطوری توی بارون خیس خورده

23:29.215 --> 23:30.785
احتمالا مریض می‌شه

23:31.105 --> 23:32.985
مریض بودن رو من خیلی خوب می‌شناسم

23:33.215 --> 23:34.655
مردهایی مثل اون، که معمولا

23:34.655 --> 23:35.655
...خیلی قوی و سالم به نظر می‌رسن

23:35.655 --> 23:36.505
وقتی یه نفر مریض می‌شه

23:36.505 --> 23:37.985
می‌تونه مثل کوهی باشه که فرو می‌ریزه

23:37.985 --> 23:39.135
واقعا خطرناکه

23:39.265 --> 23:41.105
یه غفلت، و یه بیماری کوچیک بزرگ می‌شه

23:41.105 --> 23:41.945
بعد یه زندگی از دست می‌ره

23:44.545 --> 23:45.545
خیلی کم گفتی

23:45.545 --> 23:46.895
کل بدنت درد می‌کنه؟

23:48.025 --> 23:49.265
معلومه می‌کنه

23:49.895 --> 23:51.935
جد بزرگ، شما من رو بهتر می‌شناسین

23:52.695 --> 23:53.535
چیه؟

23:54.135 --> 23:55.135
می‌ترسین با حرف‌هام بدبختش کنم؟

23:55.985 --> 23:56.825
آروم باشین، آروم

23:56.825 --> 23:58.175
من الان از جادو استفاده نکردم

23:58.455 --> 23:59.415
و حتی اگه کرده بودم

23:59.415 --> 24:00.255
فقط برای این بود

24:01.545 --> 24:02.385
که برای سلامتیش دعا کنم

24:05.825 --> 24:06.695
می‌دونم

24:07.655 --> 24:08.545
می‌دونین؟

24:09.265 --> 24:11.825
پس شما فقط دوستش دارین

24:12.305 --> 24:13.935
و نمی‌تونین بشنوین که داره می‌میره

24:17.065 --> 24:18.105
اگه حالت خوب نیست

24:18.305 --> 24:19.615
خب کم‌تر حرف بزن

24:21.935 --> 24:23.785
تو چه شباهتی به خاله داری آخه؟

24:25.545 --> 24:26.935
شاید

24:27.985 --> 24:28.825
چون خوشگل بود

24:32.895 --> 24:33.785
جد بزرگ

24:34.455 --> 24:35.415
قبلا ازم پرسیدین

24:35.415 --> 24:36.895
فانی‌ها توی گوی‌ شو چطور زندگی می‌کنن

24:37.175 --> 24:38.065
یه لحظه فکر کردم

24:38.065 --> 24:39.345
دیگه شده عزیز دلتون

24:39.785 --> 24:40.825
ولی وقتی دوان شو برگشت دربار

24:40.825 --> 24:41.665
با یه نگاهم فهمیدم

24:42.415 --> 24:43.265
که کینه‌اش

24:43.455 --> 24:44.455
از ارواح هم سنگین‌تر بود

24:45.015 --> 24:45.855
فکر می‌کردم

24:45.855 --> 24:46.985
توی دربار اعصابش خورد شده

24:47.265 --> 24:48.105
ولی بعدش

24:48.105 --> 24:49.535
وقتی دیدم چجوری دستتون رو گرفت

24:49.785 --> 24:50.855
بالاخره فهمیدم قضیه چیه

24:50.985 --> 24:52.935
همه‌چی توی چهار کلمه خلاصه شده

24:53.455 --> 24:55.265
گرفتار مسائل عشقی شدین

25:00.305 --> 25:01.215
شانس آوردی

25:01.215 --> 25:02.455
الان توی عمارت پیشگوی اعظمی

25:04.265 --> 25:05.265
خطر از بیخ گوشت گذشت

25:06.785 --> 25:07.985
جد پیر، ببخشید

25:08.585 --> 25:09.615
دیدم همین الان

25:09.745 --> 25:10.855
انقدر خونسرد و بی‌حس بودین

25:11.025 --> 25:12.345
فکر کردم ردش کردین

25:12.545 --> 25:14.175
پس دیگه ربطی به شما نداره

25:14.585 --> 25:16.065
طبق چیزی که من دیدم، اون و بانو وانگ

25:16.065 --> 25:17.375
خیلی با هم خوب بودن

25:17.375 --> 25:18.745
کاملا معلومه حسشون نسبت به هم دوطرفه‌ست

25:18.935 --> 25:20.415
حدس می‌زنم خیلی زود یادش می‌ره

25:20.415 --> 25:21.415
یه آدم چهارصدساله مثل شما

25:25.415 --> 25:26.855
که کلی دنیا دیده و پخته‌ست رو فراموش می‌کنه

25:27.615 --> 25:30.135
و به یه دلبر زیبا رو میاره

25:35.655 --> 25:36.745
جد بزرگ

25:37.345 --> 25:38.305
جد بزرگ

25:38.505 --> 25:40.265
بالاخره باید حقیقت رو بشنوین

25:40.655 --> 25:42.175
کجای اون حرف‌ها حقیقت بود؟

25:42.695 --> 25:43.825
کجاش حقیقت نبود؟

25:43.825 --> 25:45.345
مگه بالای چهارصد سالتون نیست؟

25:45.745 --> 25:47.505
اونا کاملا با هم خشک و رسمی بودن

25:47.745 --> 25:49.135
ولی تو عمدا صدام کردی

25:49.135 --> 25:50.655
تا داستان درست کنی و آتیش بیار معرکه بشی

25:51.105 --> 25:52.615
کی بهت یاد داده انقدر زبون‌بازی کنی؟

25:55.935 --> 25:58.215
اونا اصلا عاشق هم نیستن

25:58.785 --> 25:59.625
فهمیدم

25:59.785 --> 26:01.505
پس اصل داستان اینجاست

26:06.655 --> 26:08.655
ولی جد بزرگ، یادتون نره

26:09.105 --> 26:09.945
اون همونی بود

26:10.305 --> 26:12.545
که دوان شو ازش خواستگاری کرد

26:21.505 --> 26:23.345
واقعا بلبل‌زبونی

26:24.825 --> 26:25.745
کاری که بهت سپردم رو

26:25.745 --> 26:26.585
تمومش کردی؟

26:27.305 --> 26:28.545
سونگ شینگ یو رو پیدا کردی؟

26:30.375 --> 26:31.215
خیالتون راحت

26:31.745 --> 26:32.855
اونایی که علامت زدین رو

26:32.855 --> 26:34.105
دارم بررسی می‌کنم

26:34.985 --> 26:35.825
...ولی جد پیر

26:35.825 --> 26:37.545
خودتون که حالم رو می‌دونین

26:37.785 --> 26:39.825
باید صبر کنیم یه روز فرخنده بیاد

26:40.025 --> 26:40.865
وگرنه

26:41.985 --> 26:42.985
همین زندگی ناچیزی هم که دارم

26:42.985 --> 26:43.985
از بین می‌ره

26:44.375 --> 26:45.455
اگه بدنم آسیب ببینه

26:45.455 --> 26:46.415
چیکار باید بکنم؟

26:53.175 --> 26:55.215
جای شلوغی مثل نان دو

26:55.415 --> 26:57.175
پر زرق و برق و وسوسه‌کننده‌ست

26:57.985 --> 26:59.175
ولی تا جایی که چشم کار می‌کنه

26:59.455 --> 27:01.305
نه خبری از هاله‌ی معنوی هست، نه ارواح

27:01.895 --> 27:02.735
نکنه

27:03.615 --> 27:05.105
این هم یه ربطی به سونگ شینگ یو داره؟

27:09.305 --> 27:10.985
وسواس‌ها رو فردا بهت می‌دم

27:11.175 --> 27:12.265
فعلا همین کافیه برای امروز

27:14.985 --> 27:15.825
جد بزرگ

27:16.265 --> 27:17.545
کجا می‌مونین؟

27:18.175 --> 27:19.615
فردا شب بیا پیدام کن

27:21.855 --> 27:23.695
کجا باید پیداتون کنم؟

27:31.745 --> 27:32.585
برادر سوم

27:35.345 --> 27:36.415
چتر همراهت بود

27:36.415 --> 27:37.455
چطور خیس آب شدی؟

27:38.305 --> 27:39.145
ازش استفاده نکردم

27:40.175 --> 27:41.745
بارون می‌بارید، بعد تو بازم

27:42.375 --> 27:43.585
ازش استفاده نکردی؛ اگه مریض بشی چی؟

27:44.215 --> 27:45.175
چرا انقدر نسبت به

27:45.175 --> 27:46.175
سلامتی خودت بی‌ملاحظه‌ای؟

27:48.825 --> 27:49.665
دقیقا

27:51.305 --> 27:53.345
خودم خوب می‌دونستم بدون چتر

27:54.135 --> 27:54.975
خیس می‌شم، ولی این کار رو نکردم

27:56.105 --> 27:57.785
می‌دونم که باید خوب زندگی کنم

27:58.825 --> 28:00.305
ولی این کار رو هم نمی‌کنم

28:02.175 --> 28:03.025
فکر کنم دیوونه شدم

28:04.615 --> 28:05.455
برادر سوم

28:07.265 --> 28:08.455
اتفاقی افتاده؟

28:15.615 --> 28:16.745
عاشق یه بانوی جوان شدم

28:21.615 --> 28:23.105
اهل نان دوئه؟

28:25.615 --> 28:26.745
نه، اهل نان دو نیست

28:29.215 --> 28:30.505
توی میدون جنگ دیدیش؟

28:32.175 --> 28:33.345
اون باهات برنگشت؟

28:35.305 --> 28:36.855
از خانواده‌ی خوبیه

28:37.745 --> 28:38.935
اگه قرار باشه باهاش باشم

28:39.745 --> 28:40.695
مجبورم بشم داماد سرخونه‌اش

28:47.345 --> 28:48.185
خب

28:48.505 --> 28:49.345
یعنی

28:49.585 --> 28:50.785
بهت اهمیت می‌ده؟

28:53.135 --> 28:54.065
ردم کرد

28:55.375 --> 28:56.265
از نظر اون

28:56.655 --> 28:58.135
نه تنها قبیله‌ی دوان نان دو

28:58.585 --> 29:00.025
حتی لیانگ بزرگ یا کل دنیا هم

29:00.615 --> 29:01.615
هیچ ارزشی ندارن

29:04.105 --> 29:05.985
چجور بانوییه؟

29:06.745 --> 29:08.375
بانویی که توی این دنیا شبیهش پیدا نمی‌شه

29:23.675 --> 29:24.915
برادر سوم -
کاری داشتی باهام؟ -

29:25.695 --> 29:26.825
دوست‌هات اومدن

29:26.825 --> 29:28.615
نشوندمشون توی تالار و براشون چای ریختم

29:28.985 --> 29:29.825
باشه

29:30.855 --> 29:31.695
جینگ‌ یوان

29:33.025 --> 29:34.345
تا حالا سر و کاری

29:34.695 --> 29:35.695
با همسر وزیر دارایی داشتی؟

29:38.415 --> 29:39.585
بانو وانگ رو می‌شناسم

29:39.745 --> 29:41.415
قبلا با هم برخورد داشتیم

29:41.825 --> 29:42.665
رابطه‌امون هم بد نیست

29:43.025 --> 29:43.865
چی شده؟

29:44.265 --> 29:45.135
امروز، ارباب جوان وانگ

29:45.455 --> 29:46.895
ازم خواست بانو وانگ رو برسونم خونه

29:47.615 --> 29:48.935
وقتی داشتم با بانو وانگ حرف می‌زدم

29:49.065 --> 29:50.585
یه چهره‌ی آشنا توی خیابون دیدم

29:51.135 --> 29:52.215
ترسیدم جاسوس بی چونگ باشه

29:52.375 --> 29:53.265
برای همین دنبالش رفتم

29:53.855 --> 29:54.985
عجله کردم، حواسم از بانو وانگ پرت شد

29:55.545 --> 29:56.855
و نتونستم جوری که
قول داده بودم برسونمش خونه

29:59.375 --> 30:00.265
باشه، فهمیدم

30:00.615 --> 30:01.935
الان می‌رم بانو وانگ رو می‌بینم

30:01.935 --> 30:02.985
و از طرف برادر سوم معذرت‌خواهی می‌کنم

30:05.455 --> 30:06.375
صبر کن، برادر سوم

30:07.585 --> 30:09.655
تو یکی رو دوست داری، نه؟

30:10.065 --> 30:11.375
پس درباره‌ی بانو وانگ

30:11.895 --> 30:13.025
می‌خوای چیکار کنی؟

30:14.025 --> 30:14.865
نگران نباش

30:15.415 --> 30:16.255
خودم یه فکری براش دارم

30:37.655 --> 30:38.505
چی شده اومدین؟

30:39.855 --> 30:40.695
برادر ارشد

30:41.585 --> 30:42.425
ببینین، زود

30:42.615 --> 30:43.855
وو شنگ‌ لیو

30:43.855 --> 30:44.935
گفت اینو براتون بیاریم

30:45.855 --> 30:47.305
با اینکه درگیری‌ها آروم شده

30:47.655 --> 30:49.415
مرز هنوز نا‌آرومه

30:50.135 --> 30:51.065
این از طرف فرمانده ووئه

30:51.215 --> 30:52.785
یه هدیه‌ی عروسی برای ترفیعتون

30:53.375 --> 30:54.585
احتمالا هیچوقت فکرش رو نمی‌کرد

30:54.785 --> 30:55.625
که اوضاع اینجوری بشه

30:57.855 --> 30:58.695
از ظاهرش که معلومه

31:00.065 --> 31:00.935
حداقل باید مال یه ژنرال باشه

31:02.615 --> 31:04.695
وو شنگ لیو کارش خوب بود

31:06.785 --> 31:07.625
برادر ارشد

31:08.175 --> 31:09.985
یعنی قراره همیشه توی نان دو بمونیم؟

31:12.025 --> 31:12.865
چیزی که همیشه می‌خواستم

31:13.505 --> 31:14.375
این بوده که مرزها و رودخونه‌ها

31:14.375 --> 31:15.265
اون 17 فرمانداری رو پس بگیریم

31:15.855 --> 31:16.695
امیدوارم قلمرو در آرامش بمونه

31:17.175 --> 31:18.015
مردم سالم زندگی کنن

31:18.585 --> 31:19.695
لیانگ بزرگ دنبال جنگ نیست

31:20.375 --> 31:22.135
ولی بی چونگ هنوز چشم طمع به سرزمین ما داره

31:22.745 --> 31:23.585
تا یه فرصت گیرشون بیاد

31:23.895 --> 31:24.735
قطعا حمله می‌کنن

31:25.065 --> 31:26.215
باید از قبل آماده باشیم

31:26.655 --> 31:27.825
پس کی می‌ریم؟

31:30.095 --> 31:31.985
یه روز دیگه هم نمی‌تونم توی نان دو بمونم

31:32.455 --> 31:34.505
هر روز، توی خونه گیر افتادم

31:34.745 --> 31:36.065
باید گلدوزی یاد بگیرم و خواستگارها ببینم

31:36.935 --> 31:37.775
اگه همینجوری ادامه پیدا کنه

31:37.785 --> 31:38.745
دیگه نمی‌تونم حتی شمشیرم رو بلند کنم

31:39.655 --> 31:41.375
منم توی نان دو بیکار موندم

31:41.375 --> 31:42.215
مگه نه؟

31:46.265 --> 31:47.695
با اینکه یون جو و یون لو رو پس گرفتیم

31:48.695 --> 31:49.655
اسب‌های اصیل یون جو

31:50.505 --> 31:51.345
هنوز توی میدون نبرد

31:51.355 --> 31:52.545
جلوی بی چونگ نتاختن

31:53.265 --> 31:54.265
و سنگ تیان لوی لو جو

31:55.025 --> 31:56.695
هنوز برای زره‌های افراد
لیانگ بزرگ استفاده نشده

31:57.175 --> 31:58.015
یه سری کارها

31:58.505 --> 31:59.505
باید توی نان دو حل بشه

32:00.455 --> 32:01.305
(فاحشه‌خونه‌ی یو زائو)

32:01.305 --> 32:02.415
بفرمایین این طرف، از این طرف، لطفا

32:02.745 --> 32:03.585
بهت می‌گم

32:03.585 --> 32:04.655
مراقب باش، آروم‌تر

32:04.655 --> 32:06.545
برمی‌گردم میام پیشت

32:07.295 --> 32:08.135
آه، رسیدین

32:08.135 --> 32:09.025
بفرمایین این ‌طرف، لطفا، بفرمایین

32:09.025 --> 32:10.265
ارباب جوان جانگ، اومدین

32:10.265 --> 32:11.415
فاحشه‌خونه‌ی یو زائو

32:13.455 --> 32:14.295
آروم، یواش‌تر

32:14.805 --> 32:15.655
باشه، دفعه‌ی بعد هم بیاین

32:15.655 --> 32:17.505
جد بزرگ واقعا بلده چطور خوش بگذرونه

32:18.505 --> 32:19.895
واقعا شدین ملکه‌ی فاحشه

32:21.895 --> 32:22.895
باشه، بفرمایین داخل لطفا

32:22.895 --> 32:23.735
حتما

32:28.985 --> 32:32.935
باشه، باشه، باشه

32:33.855 --> 32:35.135
همین حالا هم یه شیشه‌ی کامل رو تموم کردی

32:37.305 --> 32:38.145
باشه

32:48.415 --> 32:49.505
چطور هنوز وقت

32:49.505 --> 32:50.985
تعطیل کردن نرسیده؟

32:59.345 --> 33:00.505
آسمان‌ها

33:01.615 --> 33:02.985
حتما خیلی دیر از خواب بیدار شدم

33:03.855 --> 33:04.695
فکر نمی‌کردم بتونم ببینم که مرشد سلطنتی

33:04.825 --> 33:05.825
اینجا برای تفریح بیاد

33:16.105 --> 33:16.945
جد بزرگ

33:18.175 --> 33:19.015
جد بزرگ

33:28.025 --> 33:28.865
شراب خوب

33:29.935 --> 33:30.775
زیبارویان

33:33.895 --> 33:35.105
داستان‌های هوس

33:36.505 --> 33:37.855
و اوج شور و اشتیاق

33:38.415 --> 33:39.695
فقط جد بزرگ می‌دونه چطوره

33:41.415 --> 33:42.415
دیگه به اندازه‌ی کافی دیدی؟

33:49.825 --> 33:51.105
فقط یه کم دیگه ببینم و بعدش کافیه

33:51.615 --> 33:52.455
جد بزرگ

33:52.655 --> 33:53.695
تا حالا فکر کردین

33:53.825 --> 33:54.935
اون ابزار جادویی چه شکلی می‌شه؟

34:17.655 --> 34:18.495
<i>فاحشه‌خونه‌ی یو زائو</i>

34:18.865 --> 34:20.665
<i>پیشگوی سلطنتی مخفیانه با بانو هه
ملکه‌ی فاحشه، ملاقات می‌کنه</i>

34:43.465 --> 34:44.305
خوش اومدین، سرورم

34:44.695 --> 34:45.815
لطفا برین بالا

34:52.945 --> 34:53.785
بهتره الان بری

34:59.335 --> 35:00.175
یه روح اینجاست

35:00.585 --> 35:02.135
یه مهمون رسیده

35:03.105 --> 35:03.945
جد بزرگ

35:04.295 --> 35:05.135
یه مشکلی هست

35:06.065 --> 35:06.905
...این هاله‌ی معنوی

35:07.505 --> 35:08.345
خیلی قویه

35:11.025 --> 35:12.025
از اینجا می‌برمت بیرون

35:41.295 --> 35:42.385
درود، جناب

35:43.425 --> 35:44.335
می‌تونم بپرسم

35:44.335 --> 35:45.505
چه داستانی می‌خوای تعریف کنی؟

35:48.385 --> 35:49.335
داستان از

35:49.335 --> 35:51.425
شاهزاده‌ای با وفاداری قاطع شروع می‌شه

35:52.695 --> 35:53.985
اون توی جوونی به مقام شاهزاده رسید

35:54.255 --> 35:55.465
مورد لطف سلطنتی بود

35:56.385 --> 35:58.025
دربار و کل قلمرو باور داشتن که

35:58.215 --> 35:59.465
وارث تاج و تخت می‌شه

36:00.105 --> 36:01.695
ولی تاریخ همیشه با حسرت همراهه

36:02.255 --> 36:04.545
برادر کوچیک‌ترش امیدی برای رقابت

36:05.255 --> 36:06.465
برای جانشینی نمی‌دید

36:07.335 --> 36:09.465
پس نیروهایی رو برای شورش جمع کرد

36:10.945 --> 36:12.585
شاهزاده، به خاطر خویشاوندی

36:12.945 --> 36:14.695
سعی کرد متوقفش کنه، غافل از اینکه

36:15.135 --> 36:16.295
این یه تله‌ی مرگبار بود

36:18.175 --> 36:19.695
که دقیقا برای اون طراحی شده بود

36:20.385 --> 36:21.545
برادرش خودش بهش انگ دزدی زد

36:22.215 --> 36:24.695
اون شاهزاده‌ی وفادار

36:26.905 --> 36:27.775
توی یه روز، به خائن ایالت تبدیل شد

36:29.545 --> 36:31.135
ملکه‌ی فاحشه، می‌دونی شاهزاده چطور

36:31.615 --> 36:32.815
در نهایت به پایانش رسید؟

36:37.065 --> 36:37.905
آ-یان

36:40.505 --> 36:41.505
انقدر مسخره‌بازی درنیار

36:43.075 --> 36:58.075
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه: Loak ✧ Aonaran ✧ nina ✧ Vanilla ✧ violet ✧ سارا ✧ Mehrbanoo ✧
✧ ادیت: heaven ✧

37:01.795 --> 37:07.125
♪بین سیاهی و روشنی، موج‌ها رد شدن♪

37:07.455 --> 37:11.705
♪نور با سایه روبه‌رو شد♪

37:13.065 --> 37:18.435
♪تاریکی و زمان رو شکافت♪

37:18.735 --> 37:23.335
♪تقدیرِ نشکستنی♪

37:24.425 --> 37:26.265
♪یهو ترک خورد♪

37:38.475 --> 37:43.915
♪بین سیاهی و روشنی، موج‌ها رد شدن♪

37:44.095 --> 37:48.425
♪نور با سایه روبه‌رو شد♪

37:49.795 --> 37:55.185
♪تاریکی و زمان رو شکافت♪

37:55.415 --> 37:59.355
♪تقدیرِ نشکستنی♪

38:01.125 --> 38:03.015
♪یهو ترک خورد♪

38:05.675 --> 38:08.835
♪گوش کن، همه‌ی صداها دارن غرش می‌کنن♪

38:08.835 --> 38:11.365
♪انگار یخِ سرد تبدیل به موج شده♪

38:11.365 --> 38:16.885
♪تنهاییِ یه قرن، رویاها رو آب می‌کنه♪

38:16.885 --> 38:20.125
♪دنبال راهنماییِ تقدیر♪

38:20.125 --> 38:24.985
♪به دست تقدیر، لحظه‌هامون عوض شدن♪

38:25.325 --> 38:28.345
♪قلب یهو بیدار می‌شه♪

38:28.345 --> 38:31.165
به سقوطِ آتیش‌بازی که♪
♪شبیه ستاره‌هاست نگاه کن

38:31.425 --> 38:33.955
♪این پیوند مثل نخ گره خورده♪

38:33.955 --> 38:39.375
♪بازتاب‌های دنیوی توی مه محو می‌شن♪

38:39.545 --> 38:42.615
♪با قرض گرفتن یه تپشِ قلبِ گذرا♪

38:42.775 --> 38:47.675
تو من رو کشوندی توی غبارِ فانی♪
♪تا عاشقِ دلرباییش شدم

38:47.885 --> 38:51.355
♪قلب یهو بیدار می‌شه♪
