WEBVTT

00:00.115 --> 00:15.115
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه:  nina ✧  Hanna ✧ سارا ✧ faji ✧ Vanilla ✧ Loak ✧ violet ✧
✧ ادیت: heaven ✧

01:36.015 --> 01:41.095
ﾟ･:*࿔ عشقی فراتر از مرگ ࿔*:･ﾟ

01:41.375 --> 01:44.095
ﾟ･:*࿔ قسمت هفتم ࿔*:･ﾟ

01:52.865 --> 01:53.978
بذارین پانسمانتون رو عوض کنم

01:54.505 --> 01:55.345
فقط یه زخم کوچیکه

01:55.865 --> 01:56.975
نیازی نیست بهش رسیدگی کنی

01:58.175 --> 01:59.015
خواهر رزمی

01:59.455 --> 02:00.505
برو اول یه ذره استراحت کن

02:04.335 --> 02:05.255
بعدش برمی‌گردم

02:06.025 --> 02:07.305
این چند روز توی عمارت لین بمونین

02:07.305 --> 02:08.145
تا زخمتون خوب بشه

02:08.295 --> 02:09.735
من و فرمانده شیا توی اردوگاهیم

02:09.735 --> 02:10.575
نگران نباشین

02:44.345 --> 02:45.345
من قبلا

02:45.345 --> 02:46.385
سر تا پات رو دید زدم

02:47.535 --> 02:48.855
حتی اگه لباس هم پوشیده باشی

02:49.015 --> 02:50.735
آبروت که دیگه برنمی‌گرده

02:51.345 --> 02:52.345
لازم نیست

02:53.108 --> 02:54.014
به این ظاهر فانی اهمیت بدی

03:03.905 --> 03:05.665
بانوی من، نمی‌دونستم میاین

03:06.105 --> 03:06.945
ببخشید

03:12.105 --> 03:13.625
تو، منگ وان و شیا چینگ شنگ

03:14.905 --> 03:16.065
کی اولین بار همدیگه رو دیدین؟

03:19.735 --> 03:21.295
بعد اینکه از دای جو برگشتم به نان دو

03:22.065 --> 03:23.665
زیر نظر استاد یانگ درس خوندیم

03:24.975 --> 03:25.835
همه‌ی اینا

03:25.835 --> 03:26.905
بعد از 18 سالگیت بود

03:27.815 --> 03:29.625
چطور ممکنه هر دوست

03:29.905 --> 03:30.745
یا استادی که اسم می‌بری

03:31.135 --> 03:32.385
همه‌ بعد از اون وارد زندگیت شده باشن؟

03:33.505 --> 03:35.065
قبل از 18 سالگی چیکار می‌کردی؟

03:35.945 --> 03:38.105
اون استادی که غاز کورش کرد

03:38.505 --> 03:39.385
قبل از 18 سالگی

03:39.385 --> 03:40.465
استادت بوده، نه؟

03:41.225 --> 03:42.535
هان لینگ‌ چیو که حافظه‌اش رو از دست داده

03:43.345 --> 03:44.905
قبل از 18 سالگی دوستت بوده؟

03:53.815 --> 03:54.655
استادم

03:55.665 --> 03:57.015
مال قبل از 18 سالگی بود

03:57.905 --> 03:58.785
ولی دوستم نبود

03:59.855 --> 04:01.135
قبل از 18 سالگی هیچ دوستی نداشتم

04:10.665 --> 04:11.945
تو واقعا کی هستی؟

04:12.135 --> 04:12.975
دوان شو

04:16.015 --> 04:18.375
دوان شون‌ شی

04:25.665 --> 04:26.665
بانوی من

04:27.585 --> 04:28.425
…لطفا

04:28.705 --> 04:29.785
خواهش می‌کنم رحم کن

04:36.055 --> 04:37.375
هنرهای رزمیت فوق‌العاده‌ست

04:38.295 --> 04:39.535
چرا مقاومت نمی‌کنی؟

04:40.345 --> 04:41.185
چرا نمی‌جنگی؟

04:43.345 --> 04:44.825
جلوی قدرت مطلق

04:46.975 --> 04:48.105
مهارت هیچ ارزشی نداره

04:50.415 --> 04:51.535
نمی‌تونم شکستت بدم

04:53.175 --> 04:54.175
غیر از التماس کردن

04:54.175 --> 04:55.025
راه دیگه‌ای ندارم

05:01.175 --> 05:02.825
اگه نبخشمت چی؟

05:07.145 --> 05:08.055
تو می‌خوای

05:09.415 --> 05:11.145
جمجمه‌ام رو نگه داری، درسته؟

05:12.375 --> 05:13.905
وقتی پنجاه ساله بشم

05:14.935 --> 05:16.415
جمجمه‌ام از این هم بهتر می‌شه

05:17.665 --> 05:18.975
چرا یه مدت صبر نمی‌کنی تا

05:20.225 --> 05:21.295
پنجاه ساله‌ بشم و همون موقع

05:21.295 --> 05:22.135
من رو بخوری؟

05:24.145 --> 05:25.345
بهت آسیبی نمی‌زنم

05:35.145 --> 05:36.785
می‌خوام باهات یه معامله کنم

05:56.225 --> 05:57.585
گوش می‌کنم

05:59.055 --> 06:00.495
معامله خیلی ساده‌ست

06:01.555 --> 06:02.415
من یکی

06:02.415 --> 06:03.495
از آرزوهات رو برآورده می‌کنم

06:04.495 --> 06:05.585
در عوض

06:06.055 --> 06:07.855
تو حواس پنجگانه‌ات رو به من قرض می‌دی

06:09.105 --> 06:10.175
یه آرزو

06:10.705 --> 06:11.705
یه حس

06:13.585 --> 06:14.425
برای ده روز

06:20.145 --> 06:21.145
توی اون ده روز

06:22.535 --> 06:23.905
اون حس رو از دست می‌دم

06:24.665 --> 06:25.505
درسته

06:26.465 --> 06:27.615
این حدیه که

06:27.615 --> 06:28.935
یه بدن فانی می‌تونه تحمل کنه

06:30.585 --> 06:31.825
بعد از ده روز

06:32.295 --> 06:33.375
حس‌هات رو به خودت

06:33.375 --> 06:34.215
برمی‌گردونم

06:35.055 --> 06:36.295
وقتی به حالت عادی برگردی

06:36.825 --> 06:38.585
معامله‌ی بعدی رو شروع می‌کنیم

06:39.705 --> 06:40.785
یعنی

06:41.705 --> 06:43.415
می‌تونی کلی آرزو ازم بخوای

06:44.785 --> 06:46.345
ولی آرزوها حد دارن

06:47.055 --> 06:48.421
نمی‌تونن دنیای فانی رو عوض کنن

06:49.415 --> 06:50.255
برای مثال

06:51.465 --> 06:52.735
شاید بخوای من

06:53.105 --> 06:54.705
جونت رو توی نبرد نجات بدم

06:55.415 --> 06:56.585
ولی شاید نخوای که

06:56.855 --> 06:58.615
من جنگ رو به خاطر تو پیروز بشم

07:06.375 --> 07:07.615
اگه موافق نباشم چی؟

07:37.295 --> 07:38.615
ما دیگه تا اینجا رسیدیم

07:39.105 --> 07:40.705
دیگه حق رد کردن نداری

07:54.025 --> 07:55.615
باید توی این حالت صحبت کنیم؟
(^^آره پسرم؛ منم راضی‌ام)

08:01.855 --> 08:02.785
مشکلش چیه؟

08:05.825 --> 08:08.295
سبک که نیستی

08:09.705 --> 08:10.545
خیلی هم سردی

08:12.175 --> 08:13.015
ژنرال

08:13.935 --> 08:16.295
من این دارو رو

08:17.735 --> 08:18.575
برای شما آوردم

08:21.935 --> 08:22.775
...من

08:58.425 --> 08:59.265
فرمانده شیا

09:03.825 --> 09:04.665
کجا می‌ری؟

09:05.345 --> 09:06.185
یه کم غذا درست کردم

09:06.185 --> 09:07.035
دارم برای برادر شو می‌برم

09:08.825 --> 09:10.345
همین الان ژنرال رو دیدم

09:10.815 --> 09:11.655
گرسنه نیست

09:11.665 --> 09:12.615
نیازی به این نیست

09:13.945 --> 09:15.545
از کجا می‌دونی گرسنه‌ست یا نه؟

09:16.065 --> 09:16.905
برادر شو تمام طول روز رو

09:16.915 --> 09:18.015
بدون یه لقمه غذای گرم سر کرده

09:18.225 --> 09:19.545
برو کنار، وگرنه زود سرد می‌شه

09:22.015 --> 09:23.385
...داری چیکار می‌کنی؟ فرمانده شیا

09:23.895 --> 09:24.735
این برای تو نبود

09:33.615 --> 09:34.545
باشه

09:34.545 --> 09:35.385
شیا چینگ‌ شنگ

09:35.975 --> 09:36.815
حالا می‌بینی

09:50.225 --> 09:51.065
بانوی جوان هه

09:52.485 --> 09:53.345
شما و ژنرال

09:53.345 --> 09:54.585
واقعا من رو بدبخت کردین

09:59.825 --> 10:00.705
بانوی من

10:01.545 --> 10:03.131
این اولین معامله‌ی تبادل حسته؟

10:06.105 --> 10:07.135
یه موضوع پیش‌پا‌افتاده‌ست

10:07.825 --> 10:09.065
برام اهمیتی نداره

10:12.895 --> 10:13.945
پس، اعتراف می‌کنی

10:15.345 --> 10:16.775
به خاطر شمشیر توهم‌شکن

10:16.775 --> 10:17.655
بهم نزدیک شدی

10:18.705 --> 10:19.545
مطمئنم

10:19.705 --> 10:20.945
کسی که می‌تونه باهات معامله کنه

10:21.775 --> 10:23.105
باید ارباب شمشیر توهم‌شکن باشه

10:25.825 --> 10:26.798
وقتی پیرمرد

10:27.065 --> 10:28.065
شمشیر رو بهم داد، گفت که

10:28.495 --> 10:29.335
شمشیر توهم‌شکن

10:29.465 --> 10:30.585
سیصد سال ارباب نداشته

10:31.545 --> 10:32.385
با این حساب

10:32.705 --> 10:33.855
من همون کسی هستم که

10:34.375 --> 10:35.465
سیصد سال

10:35.465 --> 10:36.305
منتظرش بودی

10:36.825 --> 10:38.345
فقط یه سرگرمی توی روز استراحتمه

10:38.615 --> 10:39.705
خودت رو زیاد تحویل نگیر

10:39.705 --> 10:41.105
چند سال بدون حواس پنجگانه

10:41.775 --> 10:42.855
زندگی کردی؟

10:43.345 --> 10:44.825
ما به این چیزها احتیاج نداریم

10:45.655 --> 10:46.945
پس، خیلی حیف شد

10:48.015 --> 10:48.855
نیازی به تاسف نیست

10:49.805 --> 10:50.867
این چیزها فقط هوس‌های

10:50.878 --> 10:52.135
شما فانی‌هاست

10:54.255 --> 10:55.495
منظورم خودمه

10:56.585 --> 10:57.495
من بهش فکر کردم

10:58.015 --> 10:58.855
ولی هیچ آرزویی

10:58.855 --> 11:00.065
به ذهنم نمی‌رسه

11:01.945 --> 11:02.825
بانوی من

11:05.015 --> 11:06.065
من هیچوقت آرزو نمی‌کنم

11:09.495 --> 11:10.375
صدها ساله که

11:12.065 --> 11:13.895
با فانی‌های بی‌شماری سر و کار داشتم

11:14.345 --> 11:15.375
ولی هیچوقت نشنیدم

11:15.375 --> 11:16.375
کسی واقعا بگه

11:16.825 --> 11:17.665
"نیازی ندارم"

11:18.015 --> 11:19.185
"خوب زندگی کردم و"

11:19.705 --> 11:20.735
"می‌تونم با آرامش بمیرم"

11:20.735 --> 11:21.975
"هیچ چیزی نمی‌خوام"

11:22.375 --> 11:23.375
هیچ استثنائی نبوده

11:24.705 --> 11:25.855
تو که دیگه جای خود داری

11:31.615 --> 11:32.615
من هیچوقت از کسی نمی‌خوام

11:34.585 --> 11:36.065
آرزوهای من رو برآورده کنه

11:39.465 --> 11:40.975
اگه امروز نجاتت نداده بودم

11:41.545 --> 11:43.185
افتاده بودی دست نیروهای چونگ

11:44.065 --> 11:45.615
توی میدون نبرد، مرگ درست یه قدمیته

11:46.465 --> 11:47.975
مطمئنی بدون کمک من

11:48.495 --> 11:50.105
هر بار از مرگ فرار می‌کنی؟

11:51.425 --> 11:52.265
به هر حال مهم نیست

11:54.375 --> 11:55.735
به خاطر امروز ممنون

12:02.655 --> 12:03.705
ژنرال

12:04.585 --> 12:06.185
تو خیلی جوونی

12:06.735 --> 12:08.775
باید بدونی سرنوشت همیشه
فراتر از دسترسی هر فانی‌ای

12:09.345 --> 12:10.735
در حال عوض شدنه

12:12.065 --> 12:13.105
سرنوشت همیشه در حال عوض شدنه

12:14.495 --> 12:15.615
ولی منم همینطور

12:19.895 --> 12:20.775
ظاهری که دیروز داشتی

12:21.135 --> 12:22.345
شکل واقعیت بود؟

12:23.225 --> 12:24.545
یادمه لباس‌هات

12:24.705 --> 12:25.658
برخلاف لباس‌های فانی‌ها

12:26.135 --> 12:26.975
خیلی باشکوه و ظریف بودن

12:27.345 --> 12:28.895
اگه کنجکاوی

12:29.495 --> 12:31.255
برو چند مقبره‌ی چهارصد سال پیش رو باز کن

12:31.255 --> 12:32.185
هر چی که باید رو می‌بینی

12:32.775 --> 12:34.015
پس، تو چهارصدسالته؟

13:17.135 --> 13:17.975
تو دلت نمی‌خواد

13:17.975 --> 13:19.225
که رفتنم رو ببینی، درسته؟

13:19.825 --> 13:20.975
پس، نمی‌رم

13:23.585 --> 13:25.065
امشب همینجا می‌خوابم

13:28.735 --> 13:29.705
خب، بیا ببینم

13:33.705 --> 13:34.945
دیگه نمی‌تونم

13:35.185 --> 13:36.185
بخوابم

13:44.775 --> 13:45.735
باید بالشم رو

13:45.735 --> 13:46.575
باهات قسمت کنم؟

13:47.345 --> 13:48.425
توی دل شب

13:48.425 --> 13:50.425
از اینکه یه روح که روی تختت دراز کشیده

13:51.105 --> 13:52.225
ترس برت نداشته؟

13:53.185 --> 13:55.135
می‌دونی که از آدم‌ها تغذیه می‌کنم

14:00.705 --> 14:01.655
ما برای سرزمین می‌جنگیم

14:02.171 --> 14:03.464
تا مرد‌ه‌ها، دشت‌ها رو پر کنن

14:05.015 --> 14:05.855
برای شهرها می‌جنگیم

14:06.705 --> 14:07.965
تا مرد‌ه‌ها هر خیابان رو پر کنن

14:08.655 --> 14:10.775
سرزمین رو به بهای جان‌ها تصاحب می‌کنیم

14:12.185 --> 14:13.065
بر این اساس

14:14.585 --> 14:15.585
کار یکسانی داریم

14:39.135 --> 14:40.465
تو که گفتی نمی‌تونی بخوابی

14:41.375 --> 14:42.375
روباه مکار

14:43.065 --> 14:44.465
هیچ حرف راستی از دهنت درنمیاد

14:49.545 --> 14:50.895
ولی حالا که بهت نگاه می‌کنم

14:51.545 --> 14:52.895
دیگه چندان باهوش به نظر نمی‌رسی

14:54.855 --> 14:56.065
بیشتر شبیه یه خرگوشی

15:19.775 --> 15:20.615
برادر هان

15:24.065 --> 15:24.905
برادر هان

15:25.135 --> 15:26.615
اینجا چه خبره؟

15:27.585 --> 15:28.735
ژنرال من رو زندانی کرده

15:29.615 --> 15:30.775
نمی دونم چه خبره

15:34.065 --> 15:34.905
برادر هان

15:35.225 --> 15:36.065
می‌دونم

15:36.255 --> 15:37.655
تو باید بی‌گناه باشی

15:37.975 --> 15:38.855
اگه برات سخته

15:38.855 --> 15:40.615
که بعضی چیزها رو به زبون بیاری

15:40.615 --> 15:41.465
به جاش به من بگو

15:41.465 --> 15:43.065
من می‌رم پیش ژنرال
و ازش می‌کنم تا شاید رحم کنه

15:43.895 --> 15:45.095
بی‌گناه‌ها نیازی به دفاع کردن ندارن

15:45.585 --> 15:46.425
من به ژنرال اعتماد دارم

15:47.345 --> 15:48.585
خودش اسمم رو پاک می‌کنه

15:53.255 --> 15:54.095
برادر هان

15:54.465 --> 15:55.305
آروم باش

15:55.855 --> 15:57.425
تا وقتی من اینجام

15:58.015 --> 15:59.345
نمی‌ذارم این ظلم رو تحمل کنی

16:14.975 --> 16:15.815
خواهر شیائو شیائو

16:16.345 --> 16:17.225
دیروز، ژنرال

16:17.235 --> 16:18.085
غله آورد

16:18.105 --> 16:19.275
و دوباره تقسیم کرد

16:19.975 --> 16:21.855
اینجا کمبود خوراک نداریم

16:24.615 --> 16:25.855
بهتره آماده باشیم

16:27.225 --> 16:28.185
اما خواهر شیائو شیائو

16:28.345 --> 16:29.225
نگران نباش

16:29.225 --> 16:30.495
برادر لین بهم گفت

16:31.015 --> 16:32.735
که تا وقتی اینجا بمونیم

16:32.945 --> 16:34.425
کمبود خوراک پیدا نمی‌کنیم

16:34.655 --> 16:35.495
تو انگار

16:35.495 --> 16:36.615
با همه صمیمی‌ای

16:37.655 --> 16:38.495
اون رو دوست داری؟

16:39.895 --> 16:40.895
البته

16:42.015 --> 16:42.855
برادر لین

16:43.015 --> 16:44.425
با همه مهربانه

16:44.825 --> 16:46.425
اون به ژنرال هم خیلی

16:46.825 --> 16:48.105
توی تهیه و تقسیم غله کمک کرده

16:48.465 --> 16:49.545
غیر از ژنرال

16:49.545 --> 16:50.945
اونم قهرمان همه‌ست

16:52.705 --> 16:53.545
خواهر شیائو شیائو

16:54.185 --> 16:55.825
تو همیشه خیلی کم می‌خوری

16:56.975 --> 16:59.065
می‌دونم نمی‌تونی بیشتر بخوری

16:59.545 --> 17:01.375
چون بهترین‌ها رو برای من نگه می‌داری

17:02.495 --> 17:04.655
حتی یه بار از گرسنگی از حال رفتی

17:06.265 --> 17:07.375
اما خواهر شیائو شیائو

17:07.935 --> 17:09.695
الان به اندازه‌ی کافی غله داریم

17:10.025 --> 17:11.585
دیگه لازم نیست خودت رو گرسنه نگه داری

17:11.585 --> 17:12.425
ارباب جوان

17:13.265 --> 17:14.895
ارباب جوان، اتفاق بدی افتاده

17:15.025 --> 17:16.527
(شادی پایانی)
ارتش چونگ ارباب رو گرفتن و

17:16.538 --> 17:17.638
بردنش زیر شهر

17:17.785 --> 17:18.625
ارباب جوان

17:19.305 --> 17:20.145
بیا بریم

17:21.345 --> 17:22.185
خواهر شیائو شیائو

17:22.985 --> 17:23.985
فکر می‌کنی برادر لین

17:23.985 --> 17:24.825
ممکنه توی خطر افتاده باشه؟

17:25.305 --> 17:26.145
می‌خوای بری ببینیش؟

17:41.215 --> 17:42.055
عمو

17:42.745 --> 17:43.695
عمو -
جناب لین -

17:43.695 --> 17:45.015
جناب لین -
عمو -

17:46.825 --> 17:47.745
ارباب لین

17:48.895 --> 17:50.025
با کسایی که

17:50.025 --> 17:51.105
روی دیوارن حرف بزن

17:51.895 --> 17:52.825
اونا

17:52.825 --> 17:53.855
خانواده‌اتونن

17:56.375 --> 17:59.415
(لین هوای ده، سرشاخه‌ی اصلی)

17:59.415 --> 18:00.255
جون-آر

18:01.615 --> 18:02.455
من اینجام

18:03.215 --> 18:04.505
آذوقه‌ها رو گرفتین؟

18:05.345 --> 18:06.185
رسیدن

18:08.215 --> 18:09.305
کافی هستن؟

18:10.545 --> 18:11.385
آره

18:12.785 --> 18:13.825
ممنون جناب لین

18:19.505 --> 18:20.345
جون-آر

18:21.855 --> 18:22.855
پدربزرگت

18:23.785 --> 18:25.345
یه زمانی ژنرال لیانگ بزرگ بود

18:26.985 --> 18:28.895
توی یون جو کشته شد و دیگه برنگشت

18:30.215 --> 18:31.135
مادربزرگت

18:33.065 --> 18:34.785
قبول نکرد بره جنوب رود گوان هه

18:37.065 --> 18:37.905
به خاطر همون

18:38.505 --> 18:39.895
پدرت به دنیا اومد

18:40.215 --> 18:41.695
اون توی شو جو موند و

18:42.615 --> 18:44.345
این خاندان رو ساخت

18:46.305 --> 18:47.215
همه‌ی این سال‌ها

18:47.825 --> 18:49.745
جلوی مردم چونگ سر خم کردیم

18:50.505 --> 18:51.585
ولی باید یادت باشه

18:52.065 --> 18:52.905
دست کی

18:53.305 --> 18:54.825
خونِ اجدادت رو ریخته

18:55.985 --> 18:57.105
مادربزرگت یه بار گفت

18:58.215 --> 18:59.375
اگه یه روزی"

19:00.065 --> 19:00.905
لیانگ بزرگ

19:01.215 --> 19:03.345
از رود گوان هه رد شد
تا سرزمینش رو پس بگیره

19:03.985 --> 19:06.265
ما با اینکه تاجریم

19:06.415 --> 19:07.855
همه‌ی توانمون رو می‌ذاریم و

19:08.215 --> 19:09.655
"از مرگ هم نمی‌ترسیم

19:09.655 --> 19:10.495
!نه

19:15.585 --> 19:17.215
جون-آر، خوب گوش کن

19:18.985 --> 19:21.745
به هر قیمتی شده دووم بیار

19:23.265 --> 19:24.455
امروز اومدم ببینمت تا

19:25.215 --> 19:26.655
این رو بهت بگم

19:27.785 --> 19:28.625
من دارم می‌رم تا

19:29.985 --> 19:32.135
جواب پدربزرگت رو بدم

19:33.615 --> 19:34.825
بهش می‌گم

19:35.655 --> 19:37.895
قبیله‌امون ناامیدش نکرده

19:39.175 --> 19:40.105
جون-آر

19:40.935 --> 19:42.785
تو ناامیدش نکردی

19:43.825 --> 19:45.065
یه روزی، مطمئن باش

19:46.615 --> 19:48.175
سرزمینمون برمی‌گرده و

19:56.105 --> 19:57.935
روزهای طلایی دوباره برمی‌گردن

20:00.105 --> 20:01.175
!نه

20:02.315 --> 20:08.651
ترجمه اختصاصی از تیم بارومووی می‌باشد♡༄
༄♡هرگونه استفاده از آن در جایی غیر از بارو غیراخلاقی می‌باشد

20:18.895 --> 20:19.735
بکشینشون

20:46.265 --> 20:47.135
پدرم

20:47.695 --> 20:49.745
همینجوری کشته شد

20:50.895 --> 20:52.105
بی سلاح بود

20:52.895 --> 20:54.825
مثل یه حیون سربریده شد

21:04.545 --> 21:05.585
ژنرال دوان

21:06.505 --> 21:09.615
ارزشش رو داشت

21:10.065 --> 21:11.785
که 23 نفر از قبیله‌ی لین رو

21:12.895 --> 21:13.985
در عوض چند گاری غله بدی؟

21:15.855 --> 21:16.895
خیلی زود، من

21:16.895 --> 21:18.455
سرت رو می‌زنم تا

21:18.935 --> 21:20.655
دل 23 نفر از خاندان لین که

21:20.655 --> 21:21.585
اون بالا هستن رو، آروم کنم

21:32.785 --> 21:33.625
ارتش رو عقب بکشین

21:34.065 --> 21:34.905
اطاعت

22:24.775 --> 22:31.055
(تالار چونگ ده)

22:38.985 --> 22:39.825
ارباب جوان

22:40.505 --> 22:41.985
از دیروز تا حالا

22:42.175 --> 22:43.105
هیچی نخوردین

22:43.585 --> 22:44.935
مرده‌ها دیگه برنمی‌گردن

22:45.015 --> 22:46.341
(لوح یادبود ارباب هوای ده)

22:46.352 --> 22:47.305
ارباب هوای ده

22:48.135 --> 22:49.745
دوست نداشت شما رو اینجوری ببینه

22:53.815 --> 22:57.855
(یادبود)

23:17.695 --> 23:18.535
ارباب لین

23:21.065 --> 23:22.065
تسلیت می‌گم

23:22.065 --> 23:24.335
(لوح یادبود ارباب هوای ده)

23:24.785 --> 23:25.985
شو جو الان توی خطر جدیه

23:28.105 --> 23:29.415
هنوز به حمایتتون نیاز دارم

23:30.585 --> 23:31.825
به خاطر کل شهر

23:32.505 --> 23:33.985
باید زودتر خودتون رو جمع‌وجور کنین

23:35.785 --> 23:36.625
جناب لین

23:37.305 --> 23:38.415
باعث سرشکستگی خاندان لین شدم

23:44.025 --> 23:45.545
ژنرال، خودتون رو سرزنش نکنین

23:48.415 --> 23:49.745
آخرش همه یه روزی می‌میرن

23:52.615 --> 23:53.545
عمو

23:55.695 --> 23:57.825
فقط قربانی خیانت یه عده شد

24:00.025 --> 24:00.865
خاطرتون جمع باشه

24:02.785 --> 24:03.785
افرادم رو فرستادم که

24:03.785 --> 24:05.135
همه‌ی بقایا رو جمع کنن و

24:06.025 --> 24:07.135
دفنشون کنن

24:23.215 --> 24:24.745
شنیدم پدرتون جوون بود که فوت کرده

24:28.105 --> 24:29.695
عموتون جوری ازتون مراقبت می‌کرده

24:32.855 --> 24:34.135
که انگار پدر خودتونه

24:37.455 --> 24:38.935
می‌دونم خاندان لین خیلی سختی کشیده و

24:40.825 --> 24:41.825
دلتون سنگینه

24:43.025 --> 24:44.305
ولی الان

24:44.305 --> 24:45.175
به کمکتون احتیاج دارم

24:47.825 --> 24:48.665
خواهش می‌کنم قبول کنین

24:50.455 --> 24:51.345
چی می‌خواین؟

24:51.825 --> 24:53.455
در مورد جاسوسیه که اطلاعات رو

24:54.455 --> 24:55.345
به ارتش چونگ داده بود و

24:55.345 --> 24:56.505
باعث مرگ عموتون شد

24:57.745 --> 24:59.065
ولی شنیدم که

24:59.855 --> 25:01.375
...فرمانده هان رو

25:01.375 --> 25:02.265
هان لینگ‌ چیو رو

25:02.265 --> 25:03.105
بازداشت کردم

25:04.135 --> 25:05.175
هان لینگ‌ چیو

25:05.175 --> 25:06.305
اهل بی چونگه

25:07.025 --> 25:08.175
می‌گه حافظه‌اش رو از دست داده

25:09.825 --> 25:10.985
ولی خیلی چیزها جور درنمیاد

25:13.745 --> 25:14.585
حافظه‌اش رو از دست داده؟

25:15.505 --> 25:16.375
سبک هنرهای رزمیش

25:16.375 --> 25:17.585
خیلی شبیه سبک مردم چونگه

25:19.655 --> 25:20.495
شک دارم

25:22.025 --> 25:23.655
جاسوس فرستاده‌شده‌ی ارتش چونگ باشه

25:24.785 --> 25:26.025
می‌خوام یه مسابقه‌ی رزمی راه بندازم تا

25:27.655 --> 25:28.895
مهارت واقعیش معلوم شه

25:29.415 --> 25:30.415
شنیدم شما هم

25:31.825 --> 25:33.105
به هنرهای رزمی علاقه دارین و

25:34.615 --> 25:36.505
چندتا مهمون رزمی‌کار توی خونه‌اتون دارین

25:37.345 --> 25:38.305
می‌تونم ازشون بخوام که

25:38.305 --> 25:39.145
بیان و

25:39.785 --> 25:41.065
با هان لینگ‌ چیو توی مسابقه روبه‌رو بشن؟

25:42.505 --> 25:43.345
ژنرال

25:44.545 --> 25:45.655
من فقط یه تاجر ساده‌ام

25:47.585 --> 25:48.585
چرا مسابقه رو

25:49.825 --> 25:51.305
می‌سپارین دست من؟

25:57.785 --> 25:58.985
خاندان لین وفاداره

26:00.505 --> 26:01.785
توی کل ارتش الان

26:02.265 --> 26:03.415
کسی که بیشتر از همه بهش اعتماد دارم

26:06.375 --> 26:07.585
فقط شما هستین

26:14.615 --> 26:15.545
بسپارینش به من

26:25.175 --> 26:26.505
ژنرال می‌خواد من بجنگم؟

26:27.025 --> 26:27.935
باید ببرم

26:28.345 --> 26:29.615
ولی نیروم رو هم باید حفظ کنم و

26:30.305 --> 26:31.985
تا مجبور نشدم چیزی نشون ندم

26:32.265 --> 26:33.105
چرا؟

26:33.695 --> 26:35.375
حکم ژنرال همینه

26:35.825 --> 26:36.935
می‌خوای اطاعت کنی یا نه؟

26:41.735 --> 26:49.375
(عمارت جانگ)

27:00.585 --> 27:01.425
اونجایی؟

27:07.505 --> 27:08.415
همه‌ چی رو

27:08.415 --> 27:09.455
از قبل آماده‌ کرده بودی

27:12.305 --> 27:13.145
پس، همه‌ چیز رو می‌دونستی؟

27:14.785 --> 27:16.175
بیشترش رو حدس زده بودم

27:18.935 --> 27:20.065
وقتی این دور تموم بشه

27:21.345 --> 27:22.695
می‌بینیم چقدر درست حدس زدی

27:24.895 --> 27:26.305
همیشه با همون روش‌های قدیمی

27:26.305 --> 27:28.065
دنبال قدرت و مقام می‌ری

27:28.935 --> 27:30.175
من دیگه از دیدنش خسته شدم

27:34.695 --> 27:35.655
نمایش فردا

27:36.415 --> 27:37.785
فقط برای پیدا کردن جاسوس نیست

27:39.415 --> 27:40.825
بانوی من، صبر کن و

27:40.992 --> 27:42.152
تا آخرش نگاه کن

27:43.825 --> 27:45.215
ناامیدت نمی‌کنم

27:46.785 --> 27:48.025
پس منتظر می‌مونم و می‌بینم

27:49.985 --> 27:51.375
منو ناامید نکن

28:05.895 --> 28:09.175
(لیانگ)

28:21.345 --> 28:23.025
مسابقه‌ی رزمی شروع شد

28:23.695 --> 28:25.415
شرکت‌کننده‌ها، وارد بشن

28:34.895 --> 28:36.695
(وو جون یی، هان لینگ‌ چیو)

28:46.785 --> 28:49.265
فرمانده هان لینگ‌ چیو برنده شد

28:49.265 --> 28:50.175
(سون شیو، هان لینگ چیو)

28:50.175 --> 28:51.015
(لیانگ)

29:04.785 --> 29:06.825
حریف بعدی، وارد زمین بشه

29:09.975 --> 29:11.655
(گه تیان، هان لینگ چیو)

29:15.215 --> 29:16.314
(جو یی آنگ، هان لینگ چیو)

29:17.335 --> 29:18.277
(وانگ شو، هان لینگ چیو)

29:18.288 --> 29:20.338
حریف بعدی، وارد زمین بشه

29:21.975 --> 29:23.295
(لین مو، هان لینگ چیو)

29:25.895 --> 29:26.830
(هان شنگ، هان لینگ چیو)

29:26.841 --> 29:28.985
فرمانده هان لینگ چیو برنده شد

29:35.515 --> 29:36.375
برادر هان

29:36.375 --> 29:37.215
حرکتت رو بزن دیگه

29:38.505 --> 29:39.345
ژنرال

29:39.825 --> 29:40.665
اینطوری پیش بره

29:41.265 --> 29:42.985
نمی‌تونیم مهارت‌های فرمانده رو ببینیم

29:46.175 --> 29:47.415
شنیدم که

29:48.215 --> 29:49.345
یه مسابقه‌ با چشم بسته

29:49.345 --> 29:50.185
توی دنیای رزمی داریم

29:50.455 --> 29:52.265
دو حریف باید با صدای باد

29:52.265 --> 29:53.271
مکان همدیگه رو حدس بزنن

29:53.455 --> 29:55.175
این روش به بهترین شکل مهارت‌های
یه مبارز رو نشون می‌ده

30:04.785 --> 30:05.625
خیلی هم عالی

30:06.065 --> 30:06.905
به هر حال

30:06.905 --> 30:08.025
برنده مشخص نیست

30:08.745 --> 30:09.585
همین کار رو می‌کنیم

30:09.585 --> 30:11.585
فرمانده هان لینگ چیو برنده شد

30:11.585 --> 30:12.425
پیشکار

30:13.415 --> 30:14.615
چشم‌بند‌ها رو آماده کن

30:14.825 --> 30:15.665
اطاعت

30:18.135 --> 30:19.455
مسابقه تمومه

31:52.415 --> 31:54.345
فرمانده هان لینگ چیو برنده شد

31:54.345 --> 31:55.855
برادر هان انقدر مهارت داره؟

31:56.255 --> 31:57.105
تعجب‌آوره

31:57.105 --> 31:58.025
چطوریه که

31:58.025 --> 31:59.065
من چیزی درباره‌اش نشنیده بودم؟

32:08.935 --> 32:09.775
همگی

32:10.505 --> 32:12.105
وقتی که توی شو جو بودیم

32:14.785 --> 32:15.935
به کالسکه‌ی بانو هه

32:15.935 --> 32:16.895
حمله شد و

32:18.745 --> 32:20.135
آذوقه رو توی شهر سوزوندن

32:21.895 --> 32:22.861
وقتی برای گرفتن آذوقه رفتیم

32:24.695 --> 32:25.545
دشمن برامون کمین زد و

32:26.985 --> 32:28.505
به ارباب هوای ده خیانت شد

32:30.215 --> 32:32.065
همه‌ی این اتفاق‌ها یه چیز می‌گه

32:32.655 --> 32:33.825
بین ما

32:35.135 --> 32:36.585
یه جاسوس از چونگ وجود داره

32:37.105 --> 32:38.935
ممکنه فرمانده هان باشه؟

32:39.305 --> 32:40.455
فکرش هم نمی‌کردم مهارت‌هاش

32:40.455 --> 32:41.305
انقدر ترسناک باشه

32:42.785 --> 32:43.625
بالاخره امروز

32:45.455 --> 32:46.655
فهمیدم جاسوس واقعی

32:47.025 --> 32:48.175
کیه

32:49.655 --> 32:50.495
کیه؟

32:51.785 --> 32:52.625
چه خبره؟

32:53.415 --> 32:54.415
محاله فرمانده هان جاسوس باشه

32:54.655 --> 32:55.495
فرمانده هان؟

33:07.025 --> 33:07.865
ارباب لین

33:09.105 --> 33:09.945
نظر شما چیه؟

33:14.025 --> 33:15.105
فکر کنم باید ازتون بپرسم که

33:16.265 --> 33:17.935
وقتی وارد شهر شدیم

33:18.345 --> 33:19.465
لین جون واقعی رو

33:19.476 --> 33:20.749
کجا قایم کردین؟

33:21.025 --> 33:22.655
اون لین جون واقعی نیست؟

33:22.655 --> 33:23.495
آره

33:25.895 --> 33:26.735
معنی این کارها چیه؟

33:31.365 --> 33:32.265
یعنی چی؟

33:32.265 --> 33:33.105
ژنرال

33:33.585 --> 33:34.615
هدفتون از این کار چیه؟

33:36.065 --> 33:37.375
فکر می‌کنین من جاسوسم؟

33:37.655 --> 33:38.495
فکر نمی‌کنم

33:39.375 --> 33:40.265
مطمئنم

33:41.415 --> 33:42.255
ارباب لین

33:42.455 --> 33:43.855
می‌تونم یه کالسکه قرض بگیرم؟

33:44.265 --> 33:45.135
البته، ژنرال

33:45.745 --> 33:46.825
البته که می‌تونین

33:47.305 --> 33:48.825
به کالسکه‌ی بانو هه حمله شد

33:49.585 --> 33:50.825
هان لینگ چیو همراهش بود

33:51.265 --> 33:52.745
ولی کالسکه برای شما بود

33:53.265 --> 33:54.105
ژنرال دوان

33:54.265 --> 33:55.695
می‌تونم به ارتش تابای کمک کنم؟

33:56.785 --> 33:57.745
نصف افرادم رو می‌فرستم تا

33:58.305 --> 33:59.345
مراقب آذوقه باشن

33:59.585 --> 34:00.655
ممنونم، ارباب لین

34:01.375 --> 34:02.265
تو از

34:02.855 --> 34:03.695
اطلاعات دفاعی آذوقه‌ها

34:04.215 --> 34:05.745
زمان حمله برای گرفتن آذوقه‌ و

34:06.375 --> 34:07.615
نامه‌های ارباب هوای ده خبر داشتی

34:08.425 --> 34:09.985
برای اینکه افراد چونگ
آذوقه‌ها رو اینجا بیارن

34:10.825 --> 34:11.695
باید از چندتا

34:11.695 --> 34:12.945
شهر شمالی عبور کنن

34:13.905 --> 34:15.615
قبیله‌ی ما توی شمال هم افرادی رو داره

34:16.335 --> 34:17.615
کبوتر فرستادم براشون

34:18.105 --> 34:19.615
تا کاروان غله رو زیر نظر بگیرن

34:21.775 --> 34:23.335
خب که چی مثلا؟

34:31.135 --> 34:32.175
واقعا نمی‌دونستم

34:33.105 --> 34:34.585
آزمون چشم‌بسته‌ی خبره‌ها

34:35.215 --> 34:36.615
یه قانون توی این دنیای رزمیه

34:40.175 --> 34:41.135
ارباب شی وو

34:44.815 --> 34:45.655
نیاین جلو

34:45.945 --> 34:46.785
وگرنه کارش رو می‌سازم

34:48.215 --> 34:49.135
شیائو لین

34:49.465 --> 34:51.385
همیشه فکر می‌کردم یه مرد واقعی‌ای

34:51.385 --> 34:52.385
عموت

34:52.385 --> 34:53.865
کنار دیوار شهر پایان تلخی داشت

34:54.395 --> 34:55.255
حتی منم

34:55.255 --> 34:56.615
فکر می‌کردم به قبیله‌ی لین ظلم کردم

34:56.615 --> 34:57.505
کی فکرش رو می‌کرد

34:58.065 --> 35:00.175
اون کسی باشه که فروختیش؟

35:00.175 --> 35:01.425
اون لین جون نیست

35:02.295 --> 35:03.255
فقط قیافه‌اش رو عوض کرده

35:03.735 --> 35:04.695
پس، مردی که لوش داد

35:04.945 --> 35:06.025
عموی خودش نبود

35:06.335 --> 35:07.175
دقیقا

35:07.865 --> 35:09.175
من لین جون واقعی‌ام

35:11.695 --> 35:12.735
اون من رو زندانی کرد

35:13.945 --> 35:15.295
و هر کار من رو تقلید کرد

35:15.945 --> 35:17.335
همه‌اتون رو گول زد

35:17.615 --> 35:18.655
چه وقت‌سنجی خوبی

35:21.495 --> 35:22.335
فکر می‌کردم

35:22.335 --> 35:23.655
برادر لین آدم خوبیه

35:26.025 --> 35:27.465
ولی دیروز دیدمش

35:28.175 --> 35:29.015
...لین

35:47.065 --> 35:48.135
به خواهر شیائو شیائو گفتم

35:48.135 --> 35:48.975
که قضیه چیه

35:49.215 --> 35:50.385
اون بهم گفت

35:50.985 --> 35:52.655
که برادر لین واقعی رو امروز بیارم اینجا

35:53.065 --> 35:54.175
!عوضی

35:54.695 --> 35:55.945
!چطور جرأت کردی گولمون بزنی

35:56.385 --> 35:57.695
امروز از اینجا نمی‌ری

35:58.655 --> 35:59.615
حافظه‌ات رو از دست دادی؟

35:59.865 --> 36:01.335
چه ربطی

36:01.505 --> 36:02.585
به تو داره؟

36:02.815 --> 36:03.655
بدون حافظه

36:04.025 --> 36:05.025
می‌شد بخشیدت

36:06.505 --> 36:08.105
باید برادر هفدهم من باشی

36:08.505 --> 36:09.811
برگرد با من بریم پیش استاد

36:10.065 --> 36:11.215
چرندیات رو تموم کن

36:12.215 --> 36:13.135
من هان لینگ چیو‌ام

36:13.775 --> 36:15.505
فرمانده‌ی ارتش تابای لیانگ بزرگ

36:16.295 --> 36:17.775
هویت من فقط همینه

36:18.655 --> 36:19.495
حتی اگه بمیرم هم

36:19.505 --> 36:20.585
باهات نمیام

36:20.905 --> 36:22.105
تو قبلا

36:22.105 --> 36:23.215
سوگلی استاد بودی

36:23.735 --> 36:25.255
حالا دیگه حق و ناحق رو تشخیص نمی‌دی

36:26.695 --> 36:28.425
حتی فرمانده هان هم دیگه تحویلت نمی‌گیره

36:29.255 --> 36:30.385
بدون هیچ درگیری تسلیم شو

36:30.775 --> 36:31.615
احمق

36:31.775 --> 36:32.985
تا وقتی تو رو دارم

36:33.865 --> 36:35.025
جرأت نمی‌کنن بهم دست بزنن

36:36.815 --> 36:37.655
یه اسب برام بیارین

36:38.505 --> 36:39.345
می‌خوام از شهر برم

36:43.175 --> 36:44.295
دستورم رو اجرا کنین

36:46.105 --> 36:46.945
براش اسب بیارین

36:49.135 --> 36:49.975
بذارین بره

37:09.875 --> 37:19.875
✦ چایی دم کن که ما سریال رو دم کردیم ✦
➹ baromoviz :دانلود مستقیم فیلم و سریال از بارومـــــــووی ➹
✧ ترجمه:  nina ✧  Hanna ✧ سارا ✧ faji ✧ Vanilla ✧ Loak ✧ violet ✧
✧ ادیت: heaven ✧

37:20.835 --> 37:26.165
♪بین سیاهی و روشنی، موج‌ها رد شدن♪

37:26.495 --> 37:30.745
♪نور با سایه روبه‌رو شد♪

37:32.105 --> 37:37.475
♪تاریکی و زمان رو شکافت♪

37:37.775 --> 37:42.375
♪تقدیرِ نشکستنی♪

37:43.465 --> 37:45.305
♪یهو ترک خورد♪

37:57.515 --> 38:02.955
♪بین سیاهی و روشنی، موج‌ها رد شدن♪

38:03.135 --> 38:07.465
♪نور با سایه روبه‌رو شد♪

38:08.835 --> 38:14.225
♪تاریکی و زمان رو شکافت♪

38:14.455 --> 38:18.395
♪تقدیرِ نشکستنی♪

38:20.165 --> 38:22.055
♪یهو ترک خورد♪

38:24.715 --> 38:27.875
♪گوش کن، همه‌ی صداها دارن غرش می‌کنن♪

38:27.875 --> 38:30.405
♪انگار یخ سرد تبدیل به موج شده♪

38:30.405 --> 38:35.925
♪تنهاییِ یه قرن، رویاها رو آب می‌کنه♪

38:35.925 --> 38:39.165
♪دنبال راهنماییِ تقدیر♪

38:39.165 --> 38:44.025
♪به دست تقدیر، لحظه‌هامون عوض شدن♪

38:44.365 --> 38:47.385
♪قلب یهو بیدار می‌شه♪

38:47.385 --> 38:50.205
به سقوط آتیش‌بازی که♪
♪شبیه ستاره‌هاست نگاه کن

38:50.465 --> 38:52.995
♪این پیوند مثل نخ گره خورده♪

38:52.995 --> 38:58.415
♪بازتاب‌های دنیوی توی مه محو می‌شن♪

38:58.585 --> 39:01.655
♪با قرض گرفتن یه تپشِ قلبِ گذرا♪

39:01.815 --> 39:06.715
تو من رو کشوندی توی غبارِ فانی♪
♪تا عاشقِ دلرباییش شدم

39:06.925 --> 39:10.395
♪قلب یهو بیدار می‌شه♪
