WEBVTT

00:19.505 --> 00:22.525
‫بامابین تقدیم می‌کند
‫:.:Bamabin.com:.:

00:22.549 --> 00:25.649
‫کانال تلگرام و اینستاگرام بامابین
‫Instagram: Bamabin_com
‫Telegram: @Bamabincom

00:25.673 --> 00:28.873
‫برای دسترسی بهتر و راحت‌تر اپ بامابین رو
‫از سایت دانلود کنید

03:38.283 --> 03:40.010
‫«ارباب مگس‌ها»

03:40.233 --> 03:41.093
‫«قسمت سوم»

03:41.524 --> 03:43.013
‫«سایمون»

05:01.341 --> 05:05.001
‫۱۵ دسامبر.‬
‫تعطیلات اعلام شد.‬

05:05.101 --> 05:09.481
‫پدر و مادرها بچه‌ها رو بردن‬
‫تا اینکه فقط من و جک موندیم.‬

05:09.581 --> 05:11.841
‫تا شام باهام حرف نزد،‬

05:11.941 --> 05:15.161
‫اما بعدش یه شوخی باحال‬
‫درباره‌ی پودینگِ نون و کره کرد.‬

05:15.261 --> 05:18.001
‫موقع خندیدن سعی کردم جوری رفتار نکنم‬
‫که انگار ممنونشم.‬

05:18.901 --> 05:21.841
‫از نقشه‌هاش می‌گفت،‬
‫اینکه چطوری می‌خوایم اینو‬

05:21.941 --> 05:24.001
‫به بهترین کریسمس عمرمون تبدیل کنیم.‬

05:24.101 --> 05:26.241
‫من زیاد حرف نزدم.‬

05:26.341 --> 05:29.801
‫بعدش صدام کردن دفتر،‬
‫چون از خونه زنگ زده بودن.‬

05:30.301 --> 05:33.201
‫مامان می‌خواست قبل از اینکه برن سوئیس‬
‫باهام حرف بزنه.‬

05:33.301 --> 05:35.201
‫گفت بابا خسته‌ست‬

05:35.301 --> 05:37.201
‫و سال نو باهام صحبت می‌کنه.‬

05:37.301 --> 05:39.301
‫صداش زیاد سرحال نبود.‬

05:59.501 --> 06:01.361
‫هر چی می‌گذره بیشتر به این باور می‌رسم‬
‫که حموم کردن‬

06:01.461 --> 06:03.481
‫تنها کار عاقلانه‌ایه که میشه
‫تو این جزیره انجام داد.‬

06:03.581 --> 06:06.001
‫تا چی بشه؟‬

06:06.101 --> 06:08.601
‫چرا فقط ما باید بزرگونه رفتار کنیم؟‬

06:08.701 --> 06:11.061
‫به نظر من فقط باید خورد و خوابید و حموم کرد.‬

06:12.341 --> 06:14.241
‫جدی که نمیگی.‬

06:14.341 --> 06:16.521
‫شاید جدی بگم.

06:16.621 --> 06:18.621
‫اصلاً باید جدی بگم.‬

06:21.781 --> 06:23.781
‫از این ابرها خوشم نمیاد.‬

06:24.781 --> 06:27.261
‫اینجا بارون میاد.‬
‫شاید متوجه شده باشی.‬

06:39.221 --> 06:41.221
‫نگران بارون نیستم.‬

06:43.701 --> 06:45.701
‫نگران طوفانم.‬

06:57.341 --> 06:58.921
‫طوفان داره میاد!‬

06:59.021 --> 07:01.321
‫مواظب عینکم باش!‬

07:01.421 --> 07:02.641
‫اگه شیشه‌اش خیس بشه،‬

07:02.741 --> 07:04.321
‫باید درش بیارم‬
‫و تمیزش کنم.‬

07:04.421 --> 07:05.761
‫خنده‌دار بود.‬

07:05.861 --> 07:07.801
‫فقط اگه تو حال خنده باشی.‬

07:07.901 --> 07:09.901
‫مغزم درد می‌کنه.‬

07:12.661 --> 07:14.661
‫رالف، نکن... رالف!‬

07:16.501 --> 07:18.501
‫تمومش کن!‬

07:25.141 --> 07:27.201
‫یه طوفان بزرگ اومد.‬

07:27.301 --> 07:30.281
‫بزرگ‌ترین طوفانی که سایمون کمبورن‬
‫تا حالا دیده بود.‬

07:30.981 --> 07:32.601
‫به نظرش خیلی هیجان‌انگیز بود.‬

07:32.701 --> 07:37.521
‫چکمه‌ها و کلاه بارونی و بارونیش رو پوشید‬

07:37.621 --> 07:39.721
‫و زد به دل طوفان.‬

07:39.821 --> 07:42.601
‫و از چیزی که دید حسابی تعجب کرد.‬

07:42.701 --> 07:46.921
‫تمام باغچه‌اش شده بود یه برکه،‬

07:47.821 --> 07:49.821
‫و پر از ماهی.‬

07:51.101 --> 07:54.041
‫یه لحظه ترسید،‬

07:54.141 --> 07:58.241
‫اما بعدش ماهی‌ها شناکنان اومدن سمتش،‬
‫لبخند زدن،‬

07:58.341 --> 07:59.801
‫و گفتن...‬

07:59.901 --> 08:01.881
‫اینجا قشنگ نیست؟

08:04.301 --> 08:06.301
‫و سایمون حس خوبی پیدا کرد.‬

08:09.301 --> 08:12.761
‫اما بعدش سایمون کمبورن‬
‫یه مشکلی دید.‬

08:12.861 --> 08:16.801
‫کلی وزغ نارنجی‬
‫روی درِ باغچه‌اش نشسته بودن.‬

08:17.701 --> 08:21.201
‫یه مشکلی که‬
‫فردا براتون تعریف می‌کنم.‬

08:22.781 --> 08:25.981
‫تعریف می‌کنم، تعریف می‌کنم،‬
‫قول میدم.‬

08:27.261 --> 08:29.001
‫خب، همه رفتن دستشویی؟‬

08:29.101 --> 08:31.241
‫- آره.‬
‫- پرسیوال، تو رفتی؟‬

08:31.341 --> 08:34.881
‫شماره تلفنم یادم رفته.‬
‫بریتون ۶۲۳...‬

08:34.981 --> 08:37.081
‫پرسیوال؟‬

08:37.581 --> 08:41.041
‫آره، رفتم دستشویی.‬

08:41.141 --> 08:42.401
‫ممنون.‬

08:42.901 --> 08:44.681
‫خیلی خب. حالا یکم ساکت باشید.‬

08:44.781 --> 08:46.481
‫حالا یادتون باشه،‬
‫اگه خوابتون نمی‌بره،‬

08:46.581 --> 08:48.481
‫دلیل نمیشه بغل‌دستی‌تون هم نتونه بخوابه.‬

08:48.581 --> 08:50.121
‫پس سعی کنید مزاحمشون نشید.‬

08:50.221 --> 08:51.801
‫مگر اینکه بخواید برید دستشویی.‬

08:51.901 --> 08:53.361
‫مگر اینکه بخواید برید دستشویی.‬

09:32.821 --> 09:34.481
‫چرا اسم اون هم اسم منه؟‬

09:34.581 --> 09:36.201
‫- کی؟‬
‫- همون پسره که خوکی داشت‬

09:36.301 --> 09:38.401
‫- درباره‌اش قصه می‌گفت.‬
‫- اوه، فکر کنم خوکی‬

09:38.501 --> 09:40.921
‫داره به ترتیب اسم‌های توی‬
‫دفتر حضور و غیاب پیش میره.‬

09:41.021 --> 09:43.021
‫واسه هر کدوم یه قصه‌ی متفاوت میگه،‬
‫می‌دونی؟‬

09:45.421 --> 09:47.601
‫می‌دونه آخرش چی میشه؟‬

09:47.701 --> 09:49.681
‫نمی‌دونم.‬
‫فکر کنم همین‌طوری از خودش درمیاره

09:49.781 --> 09:52.301
‫و پیش میره.‬
‫استعداد عجیبی تو این کار داره.‬

09:56.261 --> 09:59.001
‫جدی گفتی؟‬
‫اون حرفی که درباره‌ی کمتر کار کردن زدی؟‬

09:59.101 --> 10:00.801
‫چون باید پناهگاه دوم رو محکم کنیم،‬

10:00.901 --> 10:03.161
‫- آتیشی که علامت میده رو روشن نگه داریم...‬
‫- کمپِ جک اصلاً نگرانِ‬

10:03.261 --> 10:05.261
‫این‌جور چیزا نیست.‬

10:15.301 --> 10:18.101
‫یه روز بابام من رو برد توی اتاقِ کارش.‬

10:19.701 --> 10:22.021
‫مادرم هم اونجا بود.‬
‫داشت گریه می‌کرد.‬

10:23.901 --> 10:25.901
‫دقیقاً همین‌جاش کبود بود.‬

10:27.501 --> 10:29.961
‫ازم خواست بهش بگم کدومشون رو‬
‫بیشتر دوست دارم؛ اون رو یا مامان رو.‬

10:30.061 --> 10:31.561
‫یه لحظه مکث کردم‬

10:31.661 --> 10:34.301
‫و بهش گفتم نمی‌تونم تصمیم بگیرم‬
‫کدوم رو بیشتر دوست دارم.‬

10:38.021 --> 10:39.961
‫- انتخابِ سختیه...‬
‫- اون‌قدرها هم سخت نیست.‬

10:40.061 --> 10:43.201
‫من عاشقِ مامانم بودم و از بابام متنفر بودم.‬

10:43.301 --> 10:44.721
‫اما بهش نگفتم.‬

10:45.021 --> 10:47.241
‫در عوض، گفتم که‬
‫نمی‌تونم تصمیم بگیرم.‬

10:47.341 --> 10:48.721
‫ترسو بودم.‬

10:49.221 --> 10:51.041
‫پدرم بهم گفت‬
‫که همه‌مون ترسو هستیم،‬

10:51.116 --> 10:52.401
‫حداقل بعضی وقتا.‬

10:52.501 --> 10:54.001
‫از موهاش گرفت و کشیدش بالا‬

10:54.101 --> 10:56.641
‫و گفت: «می‌شنوی؟‬
‫حتی پسرِ عزیزت هم‬

10:56.741 --> 10:58.241
‫«اون‌طوری که باید دوستت نداره.»‬

10:58.341 --> 11:00.041
‫بعدش رفت و‬
‫در رو محکم کوبید،‬

11:00.141 --> 11:01.641
‫اونم بهم نگاه کرد،‬

11:01.741 --> 11:04.521
‫بعد داد زد و رفت دنبالش،‬

11:04.621 --> 11:06.621
‫و برای یه چیزی بهش التماس می‌کرد.‬

11:16.661 --> 11:18.741
‫منظورم... منظورم اینه که...‬

11:20.101 --> 11:21.481
‫...من یه ترسوئم.‬

11:21.581 --> 11:24.081
‫و می‌دونم که‬
‫جک هم همین‌طوریه.‬

11:24.181 --> 11:26.961
‫اگه بفهمه این رو بهت گفتم ازم متنفر میشه،‬
‫ولی واقعاً هست،‬

11:27.061 --> 11:28.721
‫- ولی تو نیستی، رالف.‬
‫- تو از کجا می‌دونی.‬

11:28.821 --> 11:30.881
‫همه‌ی ما، همه‌ی کوچولوها،‬
‫بهت نیاز داریم.‬

11:30.981 --> 11:32.981
‫من بهت نیاز دارم.‬

11:47.381 --> 11:49.381
‫من سر از کارِ‬
‫تو و جک در نمیارم.‬

11:54.621 --> 11:57.721
‫توی تعطیلاتِ طولانی‬
‫خیلی با هم تنها بودیم.‬

11:58.421 --> 12:00.601
‫وقتی کسی اونجا نبود،‬
‫با هم رفیق بودیم.‬

12:00.701 --> 12:04.081
‫بعد که بقیه برمی‌گشتن،‬
‫من رو مثل یه تیکه سنگ ول می‌کرد.‬

12:04.181 --> 12:05.761
‫اصلا برام مهم نبود.‬

12:06.261 --> 12:08.261
‫مهربون‌تر از اونیه که بقیه فکر می‌کنن.‬

12:09.101 --> 12:12.641
‫ولی... یه چیزی هست.‬

12:12.741 --> 12:14.881
‫چیه؟‬

12:14.981 --> 12:17.081
‫- دیدیمش!‬
‫- هیولا رو دیدیم!‬

12:17.181 --> 12:19.281
‫اون بالا جایی که آتیشی که علامت میده بودیم.

12:19.981 --> 12:21.981
‫توی این جزیره هیولا هست.‬

13:39.384 --> 13:42.224
‫«زیـ*ـرنــو*ـیس اخــتص*ـاصـی ب*ــامــابـین»

14:05.741 --> 14:07.741
‫جک!‬

14:08.141 --> 14:10.621
‫جک! دارن میان.‬

14:22.301 --> 14:24.301
‫چرا برگ دستتون گرفتید؟‬

14:25.221 --> 14:27.841
‫فکر خوکی بود.‬

14:27.941 --> 14:30.749
‫می‌خواستیم بهت نشون بدیم که‬
‫برای مذاکره اومدیم.‬

14:32.141 --> 14:34.141
‫می‌خوای در موردِ چی‬
‫مذاکره کنی؟‬

14:35.141 --> 14:37.501
‫در موردِ هیولا.‬
‫یکی دیدتش.‬

14:39.861 --> 14:42.241
‫- آتیش روشن بود.‬
‫- تازه درستش کرده بودیم.‬

14:42.341 --> 14:44.721
‫- آتیش.‬
‫- داشتیم چوبِ بیشتری می‌ذاشتیم...‬

14:44.821 --> 14:46.361
‫طبقِ برنامه‌ی‬
‫خوکی پیش می‌رفتیم.‬

14:46.461 --> 14:48.961
‫- ...برای علامت.‬
‫- بعد چشم‌ها رو دیدیم...‬

14:49.061 --> 14:50.601
‫- دندون‌ها...‬
‫- چنگال‌ها...‬

14:50.701 --> 14:52.921
‫یه چیزی بینِ‬
‫شاید گوریل و شیر بود،‬

14:53.021 --> 14:55.481
‫- ولی شبیه هیچ‌کدومشون نبود.‬
‫- با تمامِ توانمون فرار کردیم.‬

14:55.581 --> 14:57.241
‫- به همه‌چی می‌خوردیم.‬
‫- دنبالمون می‌اومد.‬

14:57.341 --> 14:58.561
‫اون این کار رو کرد؟‬

14:58.661 --> 15:00.681
‫نه! اون مالِ بوته بود.‬

15:00.781 --> 15:03.961
‫مطمئنی دیدیش؟‬
‫هیولا رو؟‬

15:04.861 --> 15:06.861
‫سرِ کارمون که نذاشتی؟‬

15:07.741 --> 15:09.741
‫دیدیمش.‬

15:12.421 --> 15:14.421
‫من حرفشون رو باور می‌کنم.

15:16.141 --> 15:18.301
‫آره. منم باورشون می‌کنم.‬

15:21.901 --> 15:24.561
‫پس مسئله اینه که‬
‫عقب‌نشینی کنیم یا حمله.‬

15:24.661 --> 15:27.121
‫کجا می‌خوای عقب‌نشینی کنی،‬
‫کاپیتان؟ یه جزیره‌ی دیگه؟‬

15:27.221 --> 15:28.881
‫موریس، تو‬
‫جزیره‌ی دیگه‌ای دیدی؟‬

15:28.981 --> 15:31.121
‫یه بار فکر کردم دیدم، ولی‬
‫فقط یه مگس رفته بود تو چشمم.‬

15:31.221 --> 15:33.401
‫هیولا اصلا
‫نیومده این پایین.‬

15:33.501 --> 15:36.041
‫- اگه اینجا بمونیم و متحد باشیم...‬
‫- که چی، اینجا چپیده باشیم؟‬

15:36.141 --> 15:37.761
‫راجر، پس چطوری‬
‫غذا گیر بیاریم؟‬

15:37.861 --> 15:40.481
‫شاید اگه با مهربونی از خوک‌ها بخوایم،‬
‫خودشون بیان پیشمون.‬

15:40.581 --> 15:42.961
‫وقتِ شکاره.‬

15:43.061 --> 15:45.414
‫شکارچی‌ها میرن.‬
‫ما سلاح داریم.‬
‫«بــامــابــیــن»

15:45.581 --> 15:47.721
‫اون نیزه‌ها‬
‫فقط از چوب ساخته شدن.‬

15:47.821 --> 15:50.081
‫نگرانِ مایی.‬
‫چه بامزه.‬

15:50.181 --> 15:51.521
‫فقط نمی‌فهمم‬

15:51.621 --> 15:54.001
‫حمله به یه هیولا با‬
‫چوب‌کبریت چه فایده‌ای داره.‬

15:54.701 --> 15:57.601
‫پس با اون خوکت موافقی؟‬
‫میگی منتظر بمونیم تا هیولا بره؟‬

15:57.701 --> 15:59.041
‫- من همچین حرفی زدم؟‬
‫- آره.‬

15:59.141 --> 16:00.481
‫فقط فکر می‌کنم‬
‫باید فکر کنیم!‬

16:00.581 --> 16:01.921
‫بزن بریم!‬
‫به پیش، سربازانِ مسیح!‬

16:02.021 --> 16:03.401
‫پس کوچولوها چی، جک؟‬
‫به اونا فکر کن.‬

16:03.501 --> 16:05.161
‫اگه ما بریم و هیولا‬
‫بیاد پایین...‬

16:05.261 --> 16:06.521
‫به درک که چی سرِ کوچولوها می‌آد.‬

16:06.621 --> 16:07.721
‫بسه! همه دارن داد می‌زنن.‬

16:08.621 --> 16:10.121
‫باید یه جلسه‌ی‬
‫درست‌وحسابی بگیریم‬

16:10.221 --> 16:11.641
‫- با صدف.‬
‫- صدف بره به درک!‬

16:11.741 --> 16:13.441
‫ما می‌دونیم کی‬
‫باید حرف بزنه.‬

16:13.541 --> 16:15.321
‫حرف زدنِ سایمون تا حالا‬
‫چه فایده‌ای داشته؟‬

16:15.421 --> 16:17.421
‫یا بیل؟‬

16:20.581 --> 16:22.681
‫وقتشه بعضی‌ها تصمیم‌گیری رو‬

16:22.781 --> 16:24.781
‫بسپارن به بقیه‌ی ما.‬

16:28.181 --> 16:30.041
‫خیلی بی‌رحمانه بود.‬

16:30.141 --> 16:31.681
‫اون مالِ گروه‌ِ کُره.‬

16:31.781 --> 16:33.781
‫باید می‌اومد پیشِ من.‬

16:35.501 --> 16:39.721
‫در ضمن، دیگه حوصله‌ی نگرانی‬
‫بابتِ بی‌رحم بودن رو ندارم.‬

16:39.821 --> 16:41.241
‫وقتشه جدی بشیم.‬

16:42.141 --> 16:43.761
‫خداحافظ!‬

16:43.861 --> 16:46.041
‫داری بدونِ فکر عمل می‌کنی.‬
‫آخه کجا می‌تونه باشه؟‬

16:46.141 --> 16:48.141
‫کجا می‌تونه زندگی کنه‬
‫که ما ندیده باشیمش؟‬

16:51.781 --> 16:54.761
‫ممنون، رالف. خودت‬
‫نقطه‌ی شروع رو بهمون دادی.‬

16:54.861 --> 16:57.561
‫تنها جایی که نرفتیم.‬
‫یادت میاد، موریس؟‬

16:58.461 --> 17:00.041
‫اون تهِ‬
‫جزیره،‬

17:00.141 --> 17:01.881
‫جایی که صخره‌ها‬
‫روی هم جمع شدن.‬

17:01.981 --> 17:03.641
‫آره، می‌شناسمش.‬

17:04.741 --> 17:07.081
‫فهمیدی بدترین چیز در مورد اینکه هیولا‬

17:07.181 --> 17:09.441
‫روی کوهه اینه که آتیشِ علامت خاموش شده؟‬

17:09.541 --> 17:12.161
‫وظیفه‌ی ماست‬
‫که آتیش رو دوباره روشن کنیم.‬

17:12.261 --> 17:14.581
‫یا کلاً بیخیالِ‬
‫فکرِ نجات شدی؟‬

17:18.821 --> 17:20.641
‫پس هممون میریم.‬

17:20.741 --> 17:22.741
‫پس همه‌ی ما بزرگترا میریم.‬

17:24.181 --> 17:26.421
‫همه باید اون هیولا رو بکشیم.‬

17:29.181 --> 17:31.181
‫خوبه.‬

18:05.101 --> 18:08.021
‫- ♪ هر جا که میریم! ♪‬
‫- نه.‬

18:10.621 --> 18:12.621
‫با اونا نه.

18:43.061 --> 18:45.121
‫می‌بینی چرا اینجا تنها تیکه‌ی جزیره‌ست‬

18:45.221 --> 18:47.221
‫که هنوز نگشتیمش.‬

19:05.701 --> 19:07.881
‫من رئیسم.‬

19:07.981 --> 19:09.121
‫من میرم.‬

19:09.221 --> 19:11.221
‫اینجا بمونید.‬

19:17.101 --> 19:18.801
‫مخفی بمونید.‬

19:18.901 --> 19:20.901
‫منتظرم بمونید.‬

19:34.021 --> 19:36.541
‫فکر می‌کنی این کارا‬
‫برای پیدا کردنِ هیولاست؟‬

20:50.421 --> 20:52.421
‫من سرگروهِ شکارچیام.‬

20:53.261 --> 20:55.261
‫نمی‌تونستم بذارم تنهایی‬
‫انجامش بدی.‬

22:45.501 --> 22:48.421
‫ایول جک!‬

22:49.901 --> 22:51.901
‫- آره!‬
‫- ایول جک!‬

23:15.461 --> 23:16.961
‫خب،‬
‫اینجا که خبری از هیولا نیست.‬

23:17.061 --> 23:19.881
‫نه، ولی چه جایِ معرکه‌ایه‬
‫واسه قلعه ساختن.‬

23:19.981 --> 23:22.881
‫مالِ خودت.‬
‫من که هیچ‌وقت پام رو اینجا نمی‌ذارم.‬

23:23.381 --> 23:25.281
‫وقتی بیای اینجا،‬
‫دیگه کی دلش می‌خواد بره؟‬

23:25.381 --> 23:27.081
‫اینجا آبِ شیرین نداره.‬

23:27.181 --> 23:28.601
‫پس این چیه؟‬

23:35.701 --> 23:38.001
‫می‌تونی یه پوستِ نارگیل بذاری اینجا،‬
‫همیشه هم پر میشه.‬

23:38.701 --> 23:39.921
‫اینجا اصلاً نارگیل نداره!‬

23:40.021 --> 23:41.801
‫نه میوه‌ای هست،‬
‫نه گرازی.‬

23:41.901 --> 23:43.901
‫واسه غذا باید‬
‫کلی راه بریم.‬

23:50.301 --> 23:53.321
‫برمی‌گردیم و از کوه می‌ریم بالا.‬
‫موریس اشتباه می‌کرد.‬

23:53.421 --> 23:55.521
‫بهتره از همون‌جایی شروع کنیم که‬
‫دوقلوها اول دیدنش.‬

23:55.621 --> 23:57.321
‫حیف که اول‬
‫اونجا رو امتحان نکردی.‬

23:57.421 --> 23:58.601
‫به کمپ نزدیک‌تر بود.‬

23:58.701 --> 24:00.841
‫می‌خوای من‬
‫موریس رو توبیخ کنم؟‬

24:02.301 --> 24:04.301
‫فکر نمی‌کنم‬
‫فکر موریس بوده باشه.‬

24:11.221 --> 24:13.721
‫خوب نقشِ شجاع‌ها رو بازی می‌کنی، رئیس.‬

24:13.821 --> 24:16.741
‫ولی واقعاً به همون اندازه‌ی بقیه‬
‫ترسیدی. مگه نه؟‬

24:18.901 --> 24:21.141
‫تو هم اون‌قدری که می‌خوای نشون بدی،‬
‫پوست‌کلفت نیستی.‬

24:24.421 --> 24:26.421
‫کی این رو بهت گفته؟‬

25:32.101 --> 25:34.041
‫۱۸ دسامبر.‬

25:34.341 --> 25:37.601
‫تصمیم گرفتیم
‫اسمِ بلوطِ بزرگِ توی پیلگریم کورت رو‬

25:37.701 --> 25:39.721
‫بذاریم درختِ سرنوشت.‬

25:39.821 --> 25:43.121
‫جک یه نقشه داره که کلِ محوطه رو‬
‫دوباره نقشه‌برداری کنه.‬

25:43.221 --> 25:48.001
‫هفته‌ی بعد قراره پیدایش باشه،‬
‫پیدایشِ ما،‬

25:48.101 --> 25:52.161
‫و به هر چیزی توی محوطه یه اسمِ جدید میدیم
‫و دوباره متولدش می‌کنیم‬

25:52.261 --> 25:54.261
‫انگار که تازه از تخم دراومده.‬

25:56.581 --> 25:59.401
‫اون ما دوتا رو برد بالای‬
‫تپه‌ی پشتِ کلیسا‬

25:59.501 --> 26:03.801
‫و داد زدیم: «بگذار نور بتابد!»
‫فوق‌العاده به نظر می‌رسید،‬

26:03.901 --> 26:07.161
‫موهای زردش مثلِ‬
‫خودِ خورشید می‌درخشید.‬

26:08.061 --> 26:12.561
‫گفت: «ما مثلِ خدایانیم،‬
‫چون اگه خدا نباشیم،‬

26:12.661 --> 26:15.101
‫پس دیگه چطوری‬
‫قراره دنیا ساخته بشه؟‬

26:39.701 --> 26:43.241
‫این مسخره‌ست.‬
‫نمی‌دونیم داریم کجا میریم.‬

26:43.341 --> 26:45.341
‫تو فقط چاقی‬
‫و بدنت رو فرم نیست.‬

27:04.221 --> 27:06.161
‫چرا وایستادیم؟‬

27:06.261 --> 27:08.601
‫- قبلاً اینجا بودیم.‬
‫- یادمه.‬

27:08.760 --> 27:11.716
‫اگه از این‌ور میون‌بر بزنی...‬
‫ردِ گرازها رو یادته؟‬

27:11.741 --> 27:13.704
‫کیلومترها ادامه داشت. پیداشون کن‬

27:13.729 --> 27:15.941
‫و یه راه تا خودِ آتیشِی که علامت میده
‫پیدا می‌کنیم.‬

27:37.821 --> 27:39.681
‫می‌دونیم‬
‫داریم کجا میریم؟‬

27:39.781 --> 27:41.781
‫داریم دنبالِ جک میریم.‬

27:52.821 --> 27:55.541
‫- ردِ گرازها.‬
‫- ردِ گرازها!‬

28:01.694 --> 28:05.314
‫آره!‬

28:24.701 --> 28:27.701
‫جک!‬
‫آفتاب داره غروب می‌کنه.‬

28:28.501 --> 28:29.601
‫همه خسته‌ایم.‬

28:29.701 --> 28:31.241
‫داریم دنبالِ هیولا می‌گردیم.‬

28:31.341 --> 28:33.081
‫- واسه گشتن نور لازمه.‬
‫- من گشنمه.‬

28:33.181 --> 28:35.641
‫اگه الان راه بیفتیم، قبلِ تاریکی‬
‫می‌رسیم به کمپ.‬

28:35.741 --> 28:38.001
‫می‌خوابیم،‬
‫و فردا می‌تونیم بریم بالا.‬

28:38.101 --> 28:39.601
‫فکرِ خوبیه.‬

28:39.701 --> 28:41.481
‫اگه ترسیدی،‬
‫معلومه که می‌تونیم برگردیم.‬

28:41.581 --> 28:43.001
‫مجبوری همه‌چیز رو‬
‫تبدیل به یه رقابـ...؟‬

28:43.101 --> 28:45.101
‫بذارین بره.‬

28:48.221 --> 28:49.801
‫سایمونِت میگه بذارید برم.‬

28:49.901 --> 28:52.421
‫خوکت هم بهونه داده دستت که برگردی.

28:53.621 --> 28:54.961
‫تصمیم با خودته.‬

28:55.061 --> 28:57.061
‫شاه رالف.

29:05.381 --> 29:07.121
‫یه گروهِ کوچک‌تر‬
‫سریع‌تر حرکت می‌کنه.‬

29:07.221 --> 29:08.761
‫بقیه باید برگردن به کمپ.‬

29:08.861 --> 29:11.221
‫خوبه. داوطلب می‌خوایم.‬

29:12.501 --> 29:14.501
‫ممنون.‬

29:16.861 --> 29:19.381
‫بیخیال چاقالو.
‫تو سرعتت کمه.‬

29:20.821 --> 29:22.441
‫بچه‌کوچولوها‬
‫توی کمپ بهت نیاز دارن.‬

29:22.541 --> 29:24.541
‫آره، نیاز دارن.‬

29:28.621 --> 29:31.261
‫ما با هم راگبی بازی کردیم.‬
‫می‌دونی که از پسش برمیام.‬

29:33.661 --> 29:35.661
‫قول میدی غش نکنی؟‬

29:39.541 --> 29:41.541
‫پنج نفر تعداد خوبیه.

30:16.621 --> 30:18.621
‫پسش بده.‬

30:19.101 --> 30:20.401
‫چی رو پس بدم؟‬

30:20.501 --> 30:22.501
‫حتی یادم نمیاد‬
‫چی نوشتم.‬

30:26.501 --> 30:29.001
‫این غم‌انگیزترین داستانیه‬
‫که تا حالا خوندم.‬

30:30.101 --> 30:32.101
‫این چیزیه که نوشتی.‬

30:43.661 --> 30:45.361
‫خسته‌ای.‬

30:45.461 --> 30:47.641
‫اگه نمی‌خوای ادامه بدی،‬
‫خودم تنهایی میرم بالا.‬

30:47.741 --> 30:49.741
‫من باهات میام، جک.‬

30:50.461 --> 30:51.921
‫منم همین‌طور.‬

30:52.021 --> 30:54.021
‫خسته نیستم.‬

30:56.301 --> 30:58.881
‫- هر چی بگی گوش میدن؟‬
‫- مگه به تو گوش نمیدن؟‬

30:58.981 --> 31:01.441
‫سایمون. تو سگِ خوبی هستی.‬

31:01.541 --> 31:03.581
‫تو هر جا رالف بره دنبالش میری،‬
‫مگه نه؟‬

31:05.701 --> 31:07.781
‫پس برید.‬
‫هر سه‌تاتون برید.‬

31:09.301 --> 31:11.301
‫با هیولا بجنگید.‬

31:20.301 --> 31:21.521
‫می‌بینی؟‬

31:21.621 --> 31:23.741
‫نمی‌خوای‬
‫بدونِ من این کار رو بکنی.‬

31:45.301 --> 31:47.301
‫رالف، نیازی نیست این کار رو بکنیم.‬

31:49.341 --> 31:51.341
‫حالا دیگه سگِ منی.‬

31:52.501 --> 31:54.501
‫رالف...‬

32:11.721 --> 32:13.721
‫فکر خوبیه.‬

32:39.901 --> 32:41.901
‫چیزی می‌بینی؟‬

32:43.821 --> 32:46.461
‫اونجا صخره‌ نبود.‬
‫درست میگم؟‬

33:24.501 --> 33:26.081
‫جک، مردم رو نترسون.‬

33:26.181 --> 33:28.861
‫مردم رو نترسون؟ !‬
‫حق دارن که بترسن.‬
‫«بــامآآآبــین»

33:38.581 --> 33:41.081
‫- من این جلسه رو تشکیل دادم...‬
‫- جلسه‌ای در کار نیست.‬

33:41.181 --> 33:42.241
‫صدف دستِ منه.‬

33:42.341 --> 33:44.341
‫تو از صدف متنفری.‬

33:46.781 --> 33:50.281
‫اول از همه، همتون باید بدونید‬
‫که ما هیولا رو دیدیم.‬

33:50.381 --> 33:53.401
‫فقط چند قدم باهاش فاصله داشتیم.‬

33:53.501 --> 33:55.641
‫بلند شد نشست و بهمون نگاه کرد.‬

33:55.741 --> 33:57.641
‫میشه ساکت باشین؟

33:57.741 --> 33:59.741
‫این موضوع مهمیه،‬
‫و صدف هم دستِ منه.‬

34:04.101 --> 34:06.281
‫نمی‌دونیم‬
‫این هیولا چیکار می‌کنه.‬

34:06.381 --> 34:08.081
‫حتی نمی‌دونیم چی هست.‬

34:08.181 --> 34:10.601
‫- از دریا میاد.‬
‫- داره شکار می‌کنه.‬

34:11.501 --> 34:14.801
‫- شاید هیولا...‬
‫- آره. داره شکار می‌کنه.‬

34:14.901 --> 34:17.241
‫کارش همینه.‬
‫اون هیولا یه شکارچیه‬

34:17.341 --> 34:19.077
‫و با شکارچی‌ها فقط یه کار‬
‫میشه کرد.‬

34:19.102 --> 34:21.877
‫متقابلاً شکارش کنیم. یا بکش یا کشته شو.‬

34:23.101 --> 34:25.421
‫این رو کسی میگه
‫که از همه سریع‌تر فرار کرد.‬

34:27.901 --> 34:29.841
‫پس رالف فکر می‌کنه‬
‫شکارچی‌های من به درد نمی‌خورن.‬

34:29.866 --> 34:32.121
‫چی؟ من اصلا همچین حرفی نزدم.‬
‫دروغگو!‬

34:32.221 --> 34:34.361
‫رالف فکر می‌کنه همه‌ی شکارچی‌های من‬
‫ترسوئن!‬

34:34.461 --> 34:36.761
‫- ترسوهای فراری!‬
‫- جک، می‌ذاری حرف بزنم؟‬

34:36.861 --> 34:39.201
‫رالف همون خوکیه.‬
‫مثلِ خوکی حرف می‌زنه‬

34:39.301 --> 34:41.401
‫چون خوکی بهش میگه
‫چی بگه.‬

34:43.141 --> 34:45.121
‫شما خوکی رو به عنوانِ رهبرتون‬
‫انتخاب می‌کنید؟‬

34:45.221 --> 34:46.961
‫- نه.‬
‫- معلومه که نه.‬

34:47.061 --> 34:48.841
‫این همه حرف، حرف، حرف.‬
‫کی این و می‌خواست؟‬

34:49.341 --> 34:50.801
‫کی این جلسه رو راه انداخت؟‬

34:50.901 --> 34:52.601
‫رالف نباید رئیسِ شما باشه!‬
‫می‌شنوید؟ !‬

34:52.701 --> 34:55.601
‫تو که همین الانشم کمپِ خودت رو داری.‬
‫صدف رو بده به من.‬

35:40.301 --> 35:43.401
‫فقط یه نفر هست که می‌تونه‬
‫از شما در برابرِ هیولا محافظت کنه،‬

35:43.501 --> 35:45.601
‫و اون رئیسِ شما نیست.‬

35:45.701 --> 35:47.321
‫یالا بیاید.‬

35:47.421 --> 35:49.421
‫اصلاً نباید می‌اومدیم.‬

36:08.581 --> 36:12.001
‫♪ -  هر جا که میریم ♪
‫♪ -  هر جا که میریم ♪

36:12.101 --> 36:15.441
‫♪ -  مردم همیشه ازمون می‌پرسن‬ ♪
‫♪ -  مردم همیشه ازمون می‌پرسن‬ ♪

36:15.541 --> 36:19.401
‫♪ -  ما کی هستیم‬ ♪
‫♪ -  ما کی هستیم‬ ♪

36:19.501 --> 36:23.141
‫♪ -  از کجا اومدیم‬ ♪
‫♪ -  از کجا اومدیم... ‬ ♪

38:02.276 --> 38:04.623
‫«بــامــابــیــن»

39:50.301 --> 39:52.201
‫۲۶ دسامبر.‬

39:52.301 --> 39:54.401
‫جک هنوز مریضه.‬

39:54.501 --> 39:57.001
‫دارم براش‬
‫هکلبری فین می‌خونم.‬

39:57.101 --> 39:59.281
‫یه جاش شروع کردم به‬
‫درآوردنِ صداهای خنده‌دار،‬

39:59.387 --> 40:01.787
‫و جک واقعاً خندید،‬
‫واسه همین ادامه دادم.‬

40:03.461 --> 40:05.761
‫گفتن خنک نگهش دارم، ولی
‫همش شکایت می‌کنه‬

40:05.861 --> 40:08.281
‫که سردشه،‬
‫واسه همین روش پتو انداختم.‬

40:08.381 --> 40:10.201
‫ترجیح میدم راحت باشه.‬

40:11.514 --> 40:14.054
‫عادت کردم‬
‫پرده‌ها رو کشیده نگه دارم‬

40:14.141 --> 40:16.301
‫تا اگه بهم نیاز داشت،‬
‫پیشش باشم.‬

40:17.861 --> 40:19.401
‫چیزِ زیادی لازم نداره،‬

40:19.501 --> 40:22.121
‫فقط اگه ترسید،‬
‫یه کلمه‌ی دلگرم‌کننده بهش بگم.‬

40:22.221 --> 40:24.161
‫دیشب اتفاقی‬
‫بهم گفت مادر‬

40:24.261 --> 40:26.261
‫و جفتمون‬
‫کلی به این قضیه خندیدیم.‬

40:27.461 --> 40:29.461
‫پیشش دراز کشیدم تا خوابش برد.‬

40:33.901 --> 40:36.681
‫اگه اینجا نبودی،‬
‫کجا بودی؟‬

40:36.781 --> 40:38.921
‫توی یه کلبه‬
‫لبِ پرتگاهِ دارتمور.‬

40:39.021 --> 40:40.921
‫پدرم توی پلی‌موث‬
‫روی قایق‌ها کار می‌کرد.‬

40:41.421 --> 40:44.121
‫یه کلبه؟ به نظر قشنگ میاد.‬

40:44.221 --> 40:47.761
‫فکر کنم حدوداً به اندازه‌ی اتاقکِ‬
‫نگهبانیِ سایمون باشه.‬

40:47.861 --> 40:49.921
‫ما واقعاً یه اتاقکِ نگهبانی داشتیم.‬

40:50.421 --> 40:52.681
‫وقتی برف می‌اومد،‬
‫مجبور بودیم سخت کار کنیم،‬

40:52.781 --> 40:54.481
‫تا مطمئن بشیم‬
‫زیرِ برف گیر نمی‌کنیم.‬

40:54.581 --> 40:56.521
‫من و پدرم تا دیروقت اون بیرون می‌موندیم‬

40:56.621 --> 40:59.761
‫و مسیرها رو پارو می‌کردیم و نمک می‌پاشیدیم.‬
‫اما وقتی کارمون تموم می‌شد،‬

40:59.861 --> 41:02.721
‫جلوی شومینه، کورن‌فلکس با شکر‬
‫و خامه می‌خوردیم.‬

41:02.821 --> 41:04.901
‫کورن‌فلکس با شکر‬
‫و خامه؟‬

41:07.301 --> 41:09.301
‫حاضر بودم هر چی دارم بدم واسه این.‬

41:12.461 --> 41:14.561
‫فکر کنم دلم می‌خواست اونجا باشم.

41:14.661 --> 41:16.841
‫تو دوست داشتی کجا باشی، سایمون؟

41:16.941 --> 41:19.361
‫- می‌دونم کجا می‌بودم.‬
‫- پشتِ پیشخوان

41:19.461 --> 41:21.081
‫مغازه‌ی شیرینی‌فروشی‬
‫داشتی به عمه‌ت کمک می‌کردی؟‬
‫«بــامــاب*یـن»

41:21.181 --> 41:23.641
‫در حالی که خودتم داشتی‬
‫چند تا پاستیلِ ماری‬

41:23.741 --> 41:25.081
‫و پاستیل‌های رشته‌ایِ توت‌فرنگی می‌خوردی.‬

41:25.181 --> 41:27.401
‫چرخ‌های شکلاتی.‬
‫آب‌نبات‌های بشقاب‌پرنده‌ای.‬

41:28.701 --> 41:30.701
‫خب بگو دیگه، سایمون.‬

41:36.301 --> 41:39.201
‫فکر کنم، در کل...‬

41:39.301 --> 41:42.021
‫...اگه می‌تونستم هر جایی باشم...‬

41:43.341 --> 41:45.341
‫...اینجا رو انتخاب می‌کردم.‬

41:52.541 --> 41:54.541
‫من اینجا حالم خوب بوده.

42:00.461 --> 42:03.881
‫برمی‌گردی به اون...‬
‫کلبه.‬

42:03.981 --> 42:07.747
‫برمی‌گردی به‬
‫همون‌جایی که ازش اومدی.‬

42:12.261 --> 42:13.601
‫مگه کشتی تو جیبت داری؟‬

42:19.301 --> 42:21.301
‫صدف!‬

42:46.581 --> 42:49.401
‫همتون گوش کنید.‬

42:49.501 --> 42:52.041
‫شماها دزد و ولگردین.‬

42:52.141 --> 42:54.141
‫موجوداتِ رقت‌انگیز.‬

42:55.221 --> 42:57.161
‫امشب ضیافت داریم.‬

42:57.261 --> 42:59.681
‫یه خوک کشتیم و‬
‫آتیش هم داریم که بپزیمش.‬

42:59.781 --> 43:01.781
‫می‌تونید بیاید با ما غذا بخورید.‬

43:13.061 --> 43:15.061
‫رئیس حرفش رو زد!‬

43:20.501 --> 43:23.328
‫این یعنی می‌خواید‬
‫آتیشی که علامت میده رو روشن نگه‌دارید؟

43:24.501 --> 43:26.041
‫دزدیدنِ آتیشِ ما‬
‫یعنی اینکه‬

43:26.141 --> 43:28.281
‫مسئولیتِ علامتِ ساحل رو‬
‫قبول می‌کنید‬

43:28.381 --> 43:30.970
‫حالا که نمی‌تونیم بریم بالای‬
‫کوه؟ جک!‬

43:31.741 --> 43:33.741
‫- جک!‬
‫- رالف.‬

43:35.341 --> 43:36.961
‫تو خل شدی، سایمون.‬

45:29.101 --> 45:30.401
‫بقیه کجان؟‬

45:30.501 --> 45:32.921
‫شاید توی پناهگاه‬
‫دراز کشیدن.‬

45:33.021 --> 45:34.481
‫نه.‬

45:34.581 --> 45:37.836
‫پس لبِ دریاچه ان.‬
‫یا دست‌شویی.‬

45:37.861 --> 45:39.241
‫سام‌نریک کجان؟‬

45:39.341 --> 45:41.341
‫مهمونیِ جک.‬

45:41.701 --> 45:43.321
‫چرا مجبور بودی‬
‫اینطوری بگی؟‬

45:43.421 --> 45:45.161
‫چرا ما باید بدونیم‬
‫و اون ندونه؟‬

45:45.261 --> 45:46.641
‫بذار برن.‬

45:46.741 --> 45:48.741
‫برام مهم نیست.‬

45:50.861 --> 45:53.021
‫- اگه بخوایم...؟‬
‫- این تله‌ست.‬

45:54.261 --> 45:55.641
‫گوشته.‬

45:55.941 --> 45:58.481
‫- تو ازش متنفری.‬
‫- آره، ولی از گوشت متنفر نیستم.‬

45:59.181 --> 46:02.321
‫لازم نیست کارِ دیگه‌ای بکنیم‬
‫جز اینکه بگیریم و بخوریم.‬

46:02.421 --> 46:04.121
‫اینطوری قوی‌تر می‌شیم.‬

46:04.221 --> 46:06.601
‫زورگوها فقط وقتی قدرت دارن‬
‫که بهشون قدرت بدی.‬

46:06.701 --> 46:08.201
‫فکر کنم اتفاقای بدی بیفته.‬

46:08.301 --> 46:10.301
‫ولی تو خلی،‬
‫و رالف هم رئیسه.‬

46:11.741 --> 46:13.741
‫تو چی فکر می‌کنی، رئیس؟‬

46:16.341 --> 46:18.401
‫به نظرم...

46:18.501 --> 46:20.501
‫به نظرم...

46:23.301 --> 46:25.801
‫کاش می‌دونستم‬
‫چی باعث میشه چیزا‬

46:25.901 --> 46:27.901
‫اینطوری از هم بپاشن.‬

46:29.421 --> 46:30.641
‫اونا فقط... اونا فقط...‬

46:30.741 --> 46:31.681
‫- ...می‌پاشن...‬
‫- ببخشید.‬

46:31.781 --> 46:33.781
‫اشکالی نداره از نیکی بپرسم؟‬

46:34.501 --> 46:36.501
‫- نیکی کیه؟‬
‫- منم.‬

46:37.981 --> 46:39.981
‫من نیکی‌ام.‬

46:42.061 --> 46:44.061
‫اسمم اینه.‬

46:47.421 --> 46:49.421
‫والا نمی‌دونم رالف.

46:50.061 --> 46:52.061
‫احتمالاً کارِ اونه.‬

46:53.941 --> 46:56.041
‫- جک؟‬
‫- جک.‬

46:56.141 --> 46:58.121
‫و اون همه‌کاره‌ست؟‬

46:58.221 --> 46:59.961
‫- همه‌چیز زیرِ سرِ اونه؟‬
‫- نه.‬

47:00.061 --> 47:02.961
‫ببین، رالف، ما فقط باید‬
‫ادامه بدیم، همین.‬

47:03.061 --> 47:05.061
‫بزرگ‌ترها همین کار ر
‫و می‌کنن.‬

48:10.861 --> 48:12.841
‫می‌خوایم بگیم ممنونیم.‬

48:12.948 --> 48:14.128
‫ممنونیم!‬

48:14.221 --> 48:15.881
‫برای هدیه‌ی‬
‫این خوک.‬

48:15.981 --> 48:18.481
‫- ممنونیم!‬
‫- این آتیشِ سرکش!‬

48:18.581 --> 48:19.601
‫ممنونیم!‬

48:19.701 --> 48:21.601
‫این گوشتِ لذیذ.‬

48:21.701 --> 48:24.321
‫- ممنونیم!‬
‫- خوردنش خیلی می‌چسبه!‬

48:24.421 --> 48:25.841
‫ممنونیم!‬

48:31.574 --> 48:33.554
‫می‌خوایم بگیم ممنونیم.‬

48:33.661 --> 48:35.661
‫ممنونیم!‬

48:41.821 --> 48:44.401
‫رالف، می‌خوای‬
‫اولین تیکه‌ی گوشت رو بخوری؟‬

48:44.501 --> 48:46.721
‫همونطور که مامان میگه،‬
‫همیشه اول به مهمونا غذا بده.‬

48:46.821 --> 48:48.721
‫و مادرت هم‬
‫واقعاً خانمی بود واسه خودش.‬

48:53.301 --> 48:54.681
‫

48:54.781 --> 48:56.481
‫وا-اووو!‬

48:56.581 --> 48:57.681
‫زود باشین!‬

49:12.421 --> 49:13.841
‫هیولا رو بکشید!‬

49:13.941 --> 49:17.321
‫آره، زود باشین! هیولا رو بکشید!‬

49:26.661 --> 49:28.661
‫خوک خوبه.‬

49:49.021 --> 49:53.561
‫یک، دو، سه، چهار، پنج...‬

50:03.301 --> 50:06.381
‫تو یه پسرِ کوچولوی احمقی.‬

50:07.501 --> 50:11.061
‫فقط یه پسرِ کوچولوی‬
‫نادون و احمق.‬

50:12.621 --> 50:16.161
‫بهتره جیم شی‬
‫و بری با بقیه بازی کنی.‬

50:16.261 --> 50:19.401
‫اونا همین الانشم فکر می‌کنن‬
‫تو خل شدی.‬

50:19.501 --> 50:23.141
‫نمی‌خوای رالف فکر کنه‬
‫بیشتر از این خل شدی، مگه نه؟‬

50:26.341 --> 50:28.081
‫از من نمی‌ترسی؟‬

50:28.181 --> 50:29.841
‫من هیولام.‬

50:29.941 --> 50:31.361
‫نه!‬

50:31.461 --> 50:33.121
‫تو فقط یه سرِ خوکی‬
‫روی یه تیکه چوب.‬

50:33.221 --> 50:35.221
‫گوشتِ خوک خوب بود!‬

50:36.581 --> 50:39.962
‫برای کسایی که به قبیله‌م بیان‬
‫خوکِ بیشتری هست.‬

50:40.021 --> 50:42.081
‫کی میاد به قبیله‌ی من‬
‫تا خوش بگذرونه؟‬

50:44.301 --> 50:46.081
‫من رئیسم!‬

50:46.181 --> 50:48.181
‫شماها شکارچی هستید.‬
‫وظیفه‌تون همین بود.‬

50:53.741 --> 50:56.361
‫ما تصمیم گرفتیم که دیگه‬
‫از هیولا نترسیم.‬

50:56.461 --> 50:58.761
‫ما تصمیم گرفتیم‬
‫اونقدر قوی بشیم که بکشیمش!‬

51:01.101 --> 51:03.481
‫کی میاد به قبیله‌ی من‬
‫و دیگه نمی‌ترسه؟‬

51:05.021 --> 51:07.041
‫کی میاد به قبیله‌ی من‬
‫و دیگه نمی‌ترسه؟‬

51:07.141 --> 51:08.921
‫هیولا رو بکشید!‬

51:09.021 --> 51:11.441
‫گلوش و ببرید!‬
‫خونش و بریزید!‬

51:11.541 --> 51:13.721
‫نادون.‬

51:13.821 --> 51:15.881
‫خیلی نادونی.

51:15.981 --> 51:17.841
‫همه‌تون.‬

51:17.941 --> 51:19.521
‫چه خیال باطلی که فکر کردید هیولا‬

51:19.621 --> 51:22.641
‫چیزیه که می‌تونید شکارش کنید‬
‫و بکشیدش.‬

51:22.741 --> 51:25.361
‫- تو می‌دونستی.‬
‫- تمومش کن!‬

51:25.461 --> 51:28.121
‫اما نذاشتی اونا‬
‫به حرفت گوش بدن،‬

51:28.221 --> 51:30.001
‫چون ضعیفی.‬

51:31.741 --> 51:33.241
‫حالا دیگه برو، سایمون کمبورن.‬

51:33.341 --> 51:34.721
‫فرار کن!‬

51:51.474 --> 51:53.454
‫طوفان داره میاد!‬

51:53.541 --> 51:55.601
‫از پناهگاهت راضی هستی،‬
‫جک؟‬

51:55.701 --> 51:57.601
‫

51:57.701 --> 51:59.801
‫این اردوگاهِ بدیه.‬

51:59.901 --> 52:02.581
‫این اردوگاهِ بد‬
‫برای آدمای بده!‬

52:05.301 --> 52:07.301
‫رقصمون رو انجام بدیم!

52:08.301 --> 52:09.401
‫برقصید!‬

54:07.101 --> 54:09.561
‫هیولا رو بکشید! گلوش رو‬
‫ببرید! خونش رو بریزید!‬

54:09.654 --> 54:12.594
‫هیولا رو بکشید! گلوش رو ببرید!‬
‫خونش رو بریزید!‬

54:12.701 --> 54:15.521
‫هیولا رو بکشید! گلوش رو‬
‫ببرید! خونش رو بریزید!‬

54:15.621 --> 54:18.481
‫هیولا رو بکشید! گلوش رو ببرید!‬
‫خونش رو بریزید!‬

54:18.581 --> 54:22.181
‫هیولا رو بکشید! گلوش رو‬
‫ببرید! خونش رو بریزید!‬

54:30.667 --> 54:33.687
‫هیولا رو بکشید! گلوش رو ببرید!‬
‫خونش رو بریزید!‬

54:33.781 --> 54:36.721
‫هیولا رو بکشید! گلوش رو‬
‫ببرید! خونش رو بریزید!‬

54:36.821 --> 54:39.561
‫هیولا رو بکشید! گلوش رو ببرید!‬
‫خونش رو بریزید!‬

54:39.661 --> 54:42.681
‫هیولا رو بکشید! گلوش رو‬
‫ببرید! خونش رو بریزید!‬

54:42.781 --> 54:43.881
‫هیولا رو بکشید!‬

54:48.861 --> 54:50.921
‫اونجا! اونجا!‬

54:51.021 --> 54:53.121
‫گلوش رو ببرید!‬
‫خونش رو بریزید!‬

54:53.221 --> 54:55.321
‫هیولا رو بکشید! گلوش رو ببرید!‬

54:55.421 --> 54:56.721
‫خونش رو بریزید!‬

54:56.821 --> 54:58.361
‫نه!‬

54:58.461 --> 55:02.121
‫هیولا رو بکشید! گلوش رو ببرید!‬
‫خونش رو بریزید!‬

55:02.221 --> 55:06.041
‫هیولا رو بکشید! گلوش رو‬
‫ببرید! خونش رو بریزید!‬

57:04.901 --> 57:06.641
‫چهارم ژانویه.‬

57:06.741 --> 57:08.801
‫ایام روزه از فردا شروع میشه

57:08.901 --> 57:11.701
‫پس بچه‌ها کم‌کم برمی‌گردن‬
‫به جایی که باید باشن.‬

57:12.901 --> 57:14.761
‫جک موقع صبحانه مهربون بود،‬

57:14.861 --> 57:16.681
‫اما تا ناهار‬
‫داشت خودش رو آماده می‌کرد‬

57:16.781 --> 57:18.801
‫برای رسیدنِ بقیه.‬

57:18.901 --> 57:22.281
‫ازش خواستم کنارِ درخت سرنوشت بیاد دیدنم

57:22.381 --> 57:25.321
‫و اون گفت نمی‌دونه‬
‫از کدوم درخت حرف می‌زنم.‬

57:25.421 --> 57:27.681
‫سعی کردم‬
‫واکنشِ خاصی نشون ندم.‬

57:28.181 --> 57:31.841
‫موریس اولین نفر‬
‫از دسته‌اش بود که پیدا شد.‬

57:32.341 --> 57:34.921
‫اون از آشپزش کیک گرفته بود،
‫که اون دوتا با هم خوردنش‬

57:35.021 --> 57:36.841
‫در حالی که با صدای بلند‬
‫درباره‌ی ماجراجویی‌های‬

57:36.941 --> 57:38.941
‫کریسمسِ موریس حرف می‌زدن.‬

57:40.181 --> 57:42.201
‫اونقدر نزدیک نشستم که بشنوم‬

57:42.754 --> 57:44.954
‫و بعدش تنها برگشتم به خوابگاه‬
‫تنها.‬

57:49.468 --> 57:53.080
‫سیر تا پیاز سینمای جهان رو با ما ببین
‫:.:Bamabin.com:.:.

57:53.104 --> 57:58.804
‫برای دسترسی بهتر و راحت‌تر اپ بامابین رو
‫از سایت دانلود کنید

57:58.828 --> 58:05.528
‫کانال تلگرام و اینستاگرام بامابین
‫Instagram: Bamabin_com
‫Telegram: @Bamabincom
