WEBVTT

00:00.443 --> 00:08.966
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:08.990 --> 00:11.450
« سال ۲۰۱۴ »

00:11.474 --> 00:15.372
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:15.396 --> 00:17.479
یکی رو گاز گرفته؟ هانا؟

00:17.562 --> 00:19.104
با دهنش؟ -
چیزیش نشد -

00:19.187 --> 00:21.812
پیش میاد دیگه -
اَی. هانای آدمخوار -

00:21.896 --> 00:24.646
.به بچه نگو آدمخوار
.فقط می‌خواسته تنهایی بازی کنه

00:24.729 --> 00:25.729
حق هم داره

00:25.771 --> 00:28.854
از اول تک‌فرزند بوده و
بازی با بقیه رو یاد نگرفته

00:28.937 --> 00:30.271
آره، حق با توئـه، مامان

00:30.854 --> 00:34.729
،می‌دونی، اگه من مامان دخترای هایم بودم
حسابی بهشون افتخار می‌کردم

00:34.812 --> 00:36.729
ببخشید، دخترای چی؟

00:36.812 --> 00:39.812
.دخترای هایم دیگه
.همون دخترایی که عضو یه بند هستن

00:39.896 --> 00:41.979
بندِ هایم؟ -
می‌شناسی‌شون؟ -

00:42.062 --> 00:46.187
خودت می‌شناسی؟ یه جوری میگی
انگار دخترخاله‌اتن

00:46.212 --> 00:47.247
محض اطلاعت یهودی‌ان

00:47.271 --> 00:49.646
می‌دونم، ولی همون هایم خالی صداشون می‌کنن

00:49.729 --> 00:54.562
«نمیگن «خانم هایم و دخترا رو تو مغازه دیدم -
به نظرم خوبـه که با هم آهنگ می‌سازن -

00:54.646 --> 00:57.812
خواهرن و خانوادگی حرفه‌شون رو پیش می‌برن

00:57.896 --> 01:00.104
خانم هایم حتماً حسابی بهشون افتخار می‌کنه

01:00.187 --> 01:03.604
می‌خوای من و شیرا و یوشی بند راه بندازیم؟
...همچین چیزی

01:03.687 --> 01:05.604
.تو که سازی بلد نیستی
می‌خوای مدیر برنامه‌های بند باشی؟

01:05.687 --> 01:07.312
صحیح -
،یه زمانی پیانو می‌زدی -

01:07.396 --> 01:10.396
ولی قبل از اینکه ماهر بشی گذاشتیش کنار -
خب، کلاً هفت سالم بود -

01:10.479 --> 01:12.104
،اگه می‌خوای تو یه چیزی ماهر بشی
نباید جا بزنی

01:12.187 --> 01:14.687
،اگه مادر بهتری بودم
شاید درک می‌کردی

01:15.771 --> 01:19.021
شرمنده وقتی هفت سالم بود
پیانو رو گذاشتم کنار و

01:19.104 --> 01:21.479
با خواهر و برادرم بندِ موسیقی راه ننداختم تا

01:21.562 --> 01:24.312
جنابعالی بتونی مثل مادرِ دخترای بندِ هایم
بهمون افتخار کنی؟

01:24.812 --> 01:28.021
.من که در هر صورت بهت افتخار می‌کنم»
«به همه‌ی بچه‌هام افتخار می‌کنم

01:28.104 --> 01:30.187
،خودت می‌دونی دیگه
من چرا بگم؟

01:30.315 --> 01:33.986
« مخلص کلام »
« فصل اول: قسمت نهم »

02:03.600 --> 02:18.600
‫« ترجمه از نهـال و علی محمدخانی »
‫ ::. AliMK_Sub & iredprincess .::

02:18.625 --> 02:19.538
« سال ۲۰۰۲ »

02:19.562 --> 02:22.396
باورم نمیشه به خاطر مامانم باید برم مهمونی

02:22.479 --> 02:26.937
همه قراره کلی سخنرانی مسخره بکنن و
:مامانم هم قراره به من نگاه کنه و بگه

02:27.021 --> 02:29.854
«شنیدی؟ شنیدی ملت چقدر منو دوست دارن؟»

02:29.937 --> 02:33.271
تو چرا منو اینقدر دوست نداری؟»
«چون دختر بدی هستی

02:33.354 --> 02:36.062
.باز هم در مورد مامانت صحبت کن
.حشری میشم

02:36.146 --> 02:37.771
شرمنده. مامانم رو فراموش کن

02:37.854 --> 02:39.562
شیرا! در اتاقت چرا قفلـه؟

02:39.646 --> 02:41.604
!اومدم -
تو این خونه قفلِ در معنایی نداره -

02:41.687 --> 02:44.146
اگه پسر اینجا بود چی؟ -
شرمنده، خانم شوارتز -

02:44.229 --> 02:45.229
تقصیر تو نیست، عزیزدل

02:45.312 --> 02:48.062
.خیلی دوست داریم بیای پیش‌مون
.همیشه دلم می‌خواست تو خونه پُر از دختر باشه

02:48.146 --> 02:50.021
!تو که اینجایی، میشیم زنانِ کوچک

02:50.104 --> 02:51.562
زنان کوچک چهار نفر بودن

02:51.646 --> 02:54.562
،خب، با این شخصیت‌های متناقض تو
انگار یه هشت نفری هستیم

02:54.646 --> 02:56.021
مامان، چیکار داری؟

02:56.104 --> 02:59.229
.برو فرودگاه دنبال داداشت
.اون یکی داداشت رو هم با خودت ببر

02:59.312 --> 03:01.146
لباست رو از هم خشک‌شویی گرفتم

03:01.229 --> 03:03.354
سعی کن تا شب کثیفش نکنی

03:03.437 --> 03:06.562
چون لقمه‌های گنده‌گنده برمی‌داری کثیف‌کاری می‌کنی -
خیلی‌خب، مامان. ممنون -

03:06.646 --> 03:09.812
ممنون بابت انتقاد سازنده‌ات -
قاشقـه دیگه، بیل که نیست -

03:10.812 --> 03:11.937
لباس مجلسی می‌پوشی دوست دارم

03:12.021 --> 03:13.854
«وقتی به خودت می‌رسی خوشگل میشی، شیرا»

03:13.937 --> 03:15.396
یا خدا، بس کن

03:15.479 --> 03:17.104
ولی خدایی خوشگلی

03:17.145 --> 03:19.455
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

03:19.479 --> 03:22.312
هنوز باورم نمیشه پدر و مادرت
این مراسم رو گذاشتن واسه شبِ پرام

03:22.396 --> 03:25.271
ما که بهرحال نمی‌خواستیم بریم پرام، نه؟

03:25.354 --> 03:26.979
درستـه -
!تازه، تِم مهمونی‌شون هم حال به هم زنـه -

03:27.062 --> 03:29.771
می‌خوان محترمانه برگزارش کنن -
،یه شب فراموش‌نشدنی» -

03:29.854 --> 03:31.812
«همینطور یادبودی برای حادثه‌ی یازده سپتامبر

03:31.896 --> 03:34.812
تصور کن تو همچین مهمونی‌ای شرکت کنی -
آره، تصور کردم -

03:34.896 --> 03:37.229
می‌خواستم بهت بگم تو فکر اینم که شرکت کنم

03:37.312 --> 03:39.312
چی؟ ولی نمی‌تونی -
تا ببینم چقدر ضایع‌ست -

03:39.396 --> 03:40.896
پس مراسم مامان من چی؟

03:40.979 --> 03:44.146
گمونم مراسم مامانِ تو رو شرکت نکنم

03:44.229 --> 03:45.812
اصلاً چرا می‌خوای بری پرام؟

03:45.896 --> 03:48.354
.خیلی‌ها دلشون می‌خواد برن
.چیز عادی‌ایـه

03:48.437 --> 03:50.729
آره، ولی من و تو عادی نیستیم

03:50.754 --> 03:51.788
من بگی‌نگی عادی‌ام

03:51.812 --> 03:53.896
،تازه، اگه نریم
تروریست‌ها برنده میشن

03:55.064 --> 03:57.356
...عجیبـه که هنوز صحبتی در مورد

03:57.937 --> 04:01.312
به نظرم عجیب نیست -
باشه، ولی الان رابطه‌ی ما چیـه؟ -

04:01.396 --> 04:03.396
الان مثلاً قراره با هم صحبت کنیم؟

04:03.479 --> 04:05.479
نه -
چون به نظرم نکته‌ی خفن رابطه‌مون -

04:05.562 --> 04:08.104
همین بود که با هم صحبت نمی‌کردیم -
...البته. فقط -

04:08.187 --> 04:10.562
...ولی اگه واقعاً می‌خوای -
...نمی‌خوام -

04:10.646 --> 04:11.896
بذاریمش واسه بعدِ پرام

04:11.979 --> 04:14.812
چون نمی‌خوام قبلِ پرام
...یه بحث سنگین داشته باشم

04:14.896 --> 04:16.729
چرا خیال کردی قراره بحث سنگینی باشه؟

04:16.754 --> 04:19.119
،قراره یه شب به‌یادموندنی باشه
همینطور یادبودی واسه یازده سپتامبر

04:19.144 --> 04:21.478
آره، باشه، خیلی خفنـه

04:22.478 --> 04:24.908
،ببین دخترجان، ما دوستت داریم ها
ولی اینجا مسافرخونه که نیست

04:24.937 --> 04:26.646
شیرا، همین الان برو فرودگاه

04:27.120 --> 04:28.463
« پروازهای داخلی »

04:30.877 --> 04:33.062
چرا اصلاً انجمن یهودی‌ها
این مراسم رو واسه مامان گرفته؟

04:33.146 --> 04:34.854
!چون فکر می‌کنن مامان آدم خیلی مهمیـه

04:34.937 --> 04:37.104
نه، چون فکر می‌کنن مامان
دوستای پولداری داره که

04:37.187 --> 04:39.646
حاضرن واسه یه شام بی‌کیفیت کلی خرج کنن -
شاید جفتش -

04:39.729 --> 04:41.146
فکر می‌کنید برای مامان عجیبـه که

04:41.229 --> 04:43.896
برای یه بارم که شده
نقل مجلس باشه؟

04:43.979 --> 04:46.604
نمی‌دونم چطوری می‌خواد
همه چی رو به خودش ربط بده ولی

04:46.687 --> 04:48.729
وقتی کلِ مراسم برای خودشـه

04:48.812 --> 04:50.771
مطمئنم مامان از پسش برمیاد

04:50.854 --> 04:52.812
باورم نمیشه به خاطر امشب
مجبورم کرد از اون سر کشور پاشم بیام

04:52.896 --> 04:54.979
نمی‌تونم توی کلاسِ
ایدئالیسم نظری‌ام شرکت کنم

04:55.062 --> 04:56.812
اگه اونجا نباشم، یعنی وجود نداره

04:56.896 --> 04:58.896
من هم نمی‌تونم برم پرام -
می‌خوای بری پرام؟ -

04:58.979 --> 05:00.896
شاید! از کجا معلوم؟

05:02.104 --> 05:05.271
فقط خدا کنه ملت هنوز به خاطر
آبنبات‌های عید فطیر از دستم شاکی نباشن

05:05.354 --> 05:08.104
چی‌چی؟ -
یا خدا، نشنیدید؟ -

05:08.194 --> 05:10.653
همه جا حرفش بود

05:10.729 --> 05:12.672
چون می‌خواستم یه اسباب‌بازیِ
،توپ تو فنجون رو ببرم
(فاجعه‌ی آبنبات‌های عید فطیر)

05:12.697 --> 05:15.412
ثبت سفارش آبنبات‌های یه گروه نوجوون
برای عید فطیر رو گردن گرفتم

05:15.437 --> 05:18.771
به تمام یهودی‌های مانتین ویو و
اونورترش آبنبات فروختم

05:18.854 --> 05:21.687
ولی بعدش، آبنبات‌ها دیر رسیدن

05:21.771 --> 05:23.687
داشتم با اسباب‌بازیم عشق و حال می‌کردم

05:23.771 --> 05:26.062
:همه به مامان و بابا زنگ می‌زدن و می‌گفتن
«آهای، آبنبات‌های من کو؟»

05:26.146 --> 05:28.646
.«به یوشی بگید آبنبات‌های منو بیاره»
،من فقط یه فروشنده‌ام

05:28.729 --> 05:30.271
مسئول توزیع نیستم که

05:30.354 --> 05:31.771
یوشی، هیچکس براش مهم نیست

05:31.854 --> 05:33.229
خب، اون زمان که غوغا کرد

05:33.312 --> 05:35.521
بچه‌ها، سخنرانی امشب رو چیکار می‌کنیم؟

05:35.604 --> 05:37.229
نویسنده تویی. فکرای بکر به سرت می‌زنه

05:37.312 --> 05:40.854
،من نویسنده نیستم. فقط یه بلاگ دارم
خیلی هم دیر به دیر توش چیزی می‌نویسم

05:40.937 --> 05:42.937
اگه «اوناهاشش، شورپ» رو
خونده بودی، می‌دونستی

05:43.021 --> 05:44.479
نظرتون چیـه خودمون یه سری کلمه سرهم کنیم؟

05:44.562 --> 05:47.104
توی جشن تولد ۱۰ سالگیِ دنی
این کار رو کردیم و ترکوند

05:47.187 --> 05:50.437
خب، گمونم مهمون‌های امشب
آدمای فهمیده‌تری باشن

05:50.521 --> 05:53.271
بیاید همین کار رو بکنیم. ساده‌تره -
گفتی ساده دلم رفت -

05:53.365 --> 05:55.498
« جشن قدردانی از نایومی شوارتز »

05:57.062 --> 05:59.854
وای، یه عکس بزرگ از من زدن

05:59.937 --> 06:02.312
خجالت‌زده‌ام کردید، ولی باعث افتخاره

06:02.396 --> 06:04.771
!ببین چه بنرِ خوشگلی زدن

06:04.854 --> 06:07.146
،خیلی زیاده‌رویـه
...ولی اگه به خیریه کمک می‌کنه

06:07.229 --> 06:09.187
نورپردازی هم یه خرده ضعیفـه

06:09.771 --> 06:12.562
مامان داره کم‌کم از نقش میاد بیرون

06:15.229 --> 06:17.187
من میرم پُشت‌صحنه آماده بشم

06:17.271 --> 06:19.979
پسرعمو مویشه که امشب
پیداش نمیشه، نه؟

06:20.062 --> 06:21.771
شاید بیاد

06:21.854 --> 06:23.271
قراره چیز خفنی بگه؟

06:23.354 --> 06:25.021
پسرعمو مویشه رو نمیشه پیش‌بینی کرد

06:25.104 --> 06:27.271
یوشی کوچولوی خودمونی؟

06:27.354 --> 06:28.354
سلام، عمو بری

06:28.396 --> 06:32.979
من از نوادایِ لاس‌وگاس اومدم اینجا که
فقط تو رو ببینم

06:33.062 --> 06:35.812
می‌بینم که به موقع اومدی و

06:35.896 --> 06:38.396
مثل آبنبات‌های عید فطیرِ من
دو هفته دیر نرسیدی

06:38.479 --> 06:40.104
پس یادتـه

06:40.187 --> 06:41.080
تصور کن

06:41.104 --> 06:44.062
!کوهن‌ها منو دعوت کردن. کوهن‌ها

06:44.146 --> 06:47.604
،من هم گفتم: «ماروین، کتلین
«آبنباتش با من

06:47.687 --> 06:48.729
نه

06:48.812 --> 06:51.729
کتلین گفت: «ولی می‌خوام
«کیک بدون آرد درست کنم

06:51.812 --> 06:55.812
!من هم گفتم: «فراموشش کن
«من آبنبات میارم

06:55.896 --> 06:57.812
نباید همچین حرفی به کتلین می‌زدی

06:57.896 --> 07:01.812
حالا منِ احمق رو تصور کن که
چشم به راهِ آبنبات‌ها نشسته بودم

07:01.896 --> 07:06.687
.بهشون گفتم: «نگران نباشید
«یوشی آبنبات‌ها رو میاره

07:06.771 --> 07:09.354
منتظر موندم. ساعت سه شد. چهار شد

07:09.437 --> 07:10.437
!خبری از آبنبات نبود

07:10.521 --> 07:12.729
!پنج شد. شش شد -
بازم خبری نبود؟ -

07:12.812 --> 07:14.021
نه جانم -
ای وای -

07:14.104 --> 07:16.604
جلوی کوهن‌ها منو سکه‌ی یه پول کردی، یوشی -
خیلی متأسفم -

07:16.687 --> 07:20.437
اونوقت، دو هفته بعد، رسیدن

07:20.521 --> 07:21.854
از لاس‌وگاس با خودت آوردی‌شون؟

07:21.937 --> 07:25.146
می‌خواستم چیکار کنم؟
وقتی عید فطیر تموم شده بخورم‌شون؟
(مصیبت)

07:25.229 --> 07:26.687
چرا خودت نمی‌خوری‌شون؟

07:28.812 --> 07:31.687
بعداً صحبت‌مون رو ادامه میدیم

07:31.771 --> 07:32.937
هنوز ادامه داره؟

07:34.437 --> 07:36.104
همگی خوش اومدید

07:36.187 --> 07:39.604
،امشب به افتخار همسر فوق‌العاده‌ام
نایومی شوارتز، اینجا جمع شدیم

07:39.687 --> 07:43.021
به افتخار ۲۰ سال زحمتی که
برای انجمن یهودی‌ها کِشیده

07:43.604 --> 07:46.146
برای میزبانیِ امشب خیلی استرس داشتم

07:46.229 --> 07:49.812
هر کس تابحال کاری برای
نایومی انجام داده می‌فهمه من چی میگم

07:49.896 --> 07:51.646
بهتره گند نزنم

07:51.729 --> 07:53.312
آره، ایشالا که گند نزنی

07:53.396 --> 07:56.229
ملت چرا می‌خندن؟
انگار بابا رو گروگان گرفتن

07:56.312 --> 07:58.354
ولی خبر خوب اینـه که نیروی کمکی دارم

07:58.437 --> 08:01.021
پسرعمو مویشه رو تشویق کنید

08:01.104 --> 08:02.646
یا خدا. پسرعمو مویشه هم اینجاست؟

08:02.729 --> 08:05.187
باورم نمیشه پسرعمو مویشه رو آورده

08:05.271 --> 08:07.062
وای، عجب جمعیتِ بی‌ریختی

08:07.146 --> 08:08.979
مویشه، نباید همچین حرفی بزنی

08:09.062 --> 08:12.021
چیـه؟ ستوده نیست؟

08:12.604 --> 08:14.271
الحق که طرز فکرش سنتیـه

08:14.354 --> 08:18.646
امشب، برای نایومی جشن می‌گیریم و
برای یه اتاق کامپیوتر جدید پول جمع می‌کنیم

08:18.671 --> 08:19.912
...پس دست‌تون رو تا ته بکنید تو جیب‌تون

08:19.937 --> 08:22.479
همونجوری که دست ایشون تو باسن منـه

08:22.562 --> 08:25.479
مویشه، ناسلامتی بچه اینجا نشسته

08:25.562 --> 08:29.312
حالا بچه‌های خودمون می‌خوان مراسم رو
با یه سخنرانی کوچیک شروع کنن

08:29.396 --> 08:31.479
تشویق‌شون کنید

08:31.562 --> 08:33.271
آخ، صورتم

08:34.396 --> 08:37.271
،وقتی گفتن برای مامان‌مون سخنرانی کنیم
:با خودمون گفتیم

08:37.354 --> 08:40.021
«چی می‌تونیم بگیم که آبروریزی نشه؟»

08:40.104 --> 08:42.854
حالا یه ذره اشکال نداره. عیب نداره

08:42.937 --> 08:46.562
خوشبختانه، ما یه سخنرانِ
خودکارِ مدل ۹۰۰۰ داریم

08:49.021 --> 08:51.329
خیلی‌خب، واسه شروع یه اسم لازم داریم

08:51.354 --> 08:52.911
استگوسور

08:53.229 --> 08:54.979
فعل -
مختل کردن -

08:55.062 --> 08:56.104
ویرد ال یانکوویک

08:56.187 --> 08:58.312
!آناناس. موج‌سواری. گوز

08:58.396 --> 09:00.604
!اضافه کردنِ «گوز» به پایگاه داده

09:00.629 --> 09:03.829
خیلی‌خب، می‌ذاریم سخنرانِ خودکارِ ۹۰۰۰

09:03.854 --> 09:05.355
این کلماتی که گفتیم رو تحلیل کنه و

09:05.380 --> 09:07.937
انتهای مراسم با نتیجه خدمت‌تون برمی‌گردیم

09:08.604 --> 09:10.771
وای. دل تو دلم نیست نتیجه‌شو بشنوم

09:10.854 --> 09:11.854
همینو بگو

09:11.937 --> 09:15.562
از زمانی که با سوتینِ نایومی
توی ماشین لباس‌شویی گیر افتادم

09:15.646 --> 09:17.062
اینقدر هیجان‌زده نبودم

09:17.146 --> 09:18.146
!مویشه

09:18.187 --> 09:20.771
چیـه؟ ستوده نبود؟

09:21.937 --> 09:24.896
این دیگه چه صداییـه؟
انگار یه دراکولای دهاتیـه

09:24.979 --> 09:29.562
،نفر بعدی کارن گتلمن
کسی که مراسم امشب رو ترتیب داده

09:29.654 --> 09:31.820
یه کف مرتب براش بزنید

09:31.896 --> 09:34.937
.ممنون از همگی
.به خاطر مراسم امشب یکم استرس دارم

09:35.021 --> 09:37.771
اینجا که عالی بودی. ۱۹ رو می‌گیری

09:37.854 --> 09:41.187
هر موقع در مورد نحوه‌ی انجامِ
:یه چیزی سؤال دارم، از خودم می‌پرسم

09:41.271 --> 09:42.271
«نایومی اگه بود چیکار می‌کرد؟»

09:42.354 --> 09:44.479
لازم نیست بپرسی، خودش بهت میگه

09:44.562 --> 09:46.521
نایومی کُشته‌مُرده‌ی جزئیاتـه

09:46.604 --> 09:50.896
هر کی یه بار رفته باشه خونه‌اش می‌دونه که
به نفعتـه از زیرلیوانی استفاده کنی

09:50.979 --> 09:54.937
هممون داستان دسته‌گلی که آوی به آب داد و
میز عسلی رو لکه کرد شنیدیم

09:56.521 --> 09:57.562
،تازه از اون خفن‌تر

09:57.646 --> 10:00.604
نایومی فروشگاه لوازم خونگی رو
مجبور کرد اون میز رو تعویض کنن

10:00.694 --> 10:03.069
ای‌کاش می‌تونست کمکم کنه
مادرشوهرم رو پَس بفرستم

10:03.146 --> 10:04.479
شوخی می‌کنم، جوانا

10:06.229 --> 10:10.354
پس مامان یه فروشگاه رو اینقدر اذیت کرده که
یه میز رو پَس بگیرن، درس اخلاقیش همینـه؟

10:10.437 --> 10:13.021
خب، آوی، اگه چیزی رو می‌خوای باید سمج باشی

10:14.021 --> 10:16.271
اگه چیزی رو می‌خوای باید سمج باشی

10:16.354 --> 10:18.437
!خب، به نظر من که داستان قشنگیـه. نه

10:23.062 --> 10:24.229
چه مرگتـه آخه؟

10:24.854 --> 10:27.812
.خانم منـه دیگه
.نه تو کَتش نمیره

10:27.896 --> 10:31.562
،نَه‌ی من که تو کَتش نرفت
اگه بگیرید چی میگم

10:31.637 --> 10:33.043
!مویشه -
چیـه؟ -

10:33.077 --> 10:36.187
!ستوده نبود؟ -
!ستوده نبود؟ -

10:36.271 --> 10:40.604
نَه تو کَتش نمی‌رفت»؟»
منظور پسرعمو مویشه چی بود؟

10:40.687 --> 10:42.521
من میرم پرام -
پرام؟ -

10:42.604 --> 10:45.062
.من هم نَه تو کَتم نمیره
.حق با اون عروسکـه

10:45.146 --> 10:46.479
نه، نباید بری

10:46.562 --> 10:49.229
حالا من به کی غُر بزنم؟

10:49.312 --> 10:52.646
باورت میشه، یوشی؟ یوشی؟

11:04.104 --> 11:05.979
بس کن! نه! نه! کیـه؟

11:06.062 --> 11:07.229
منم، داداش

11:07.312 --> 11:11.146
دنی؟ گمونم عمو بری می‌خواد
من رو سر به نیستی چیزی کنه

11:11.229 --> 11:12.687
دادا، آروم باش

11:12.771 --> 11:14.854
ببین چی از بار کِش رفتم

11:15.896 --> 11:21.062
!شاردونی، مرلات و گرگوی بادوم‌زمینی کِش رفتم

11:21.146 --> 11:24.646
!ایشالا که به بادوم‌زمینی حساسیت نداری -
نه، می‌تونم حبوبات بخورم -

11:24.729 --> 11:27.312
!حله! بیا یکی از تگری‌هاشو باز کنیم

11:27.396 --> 11:29.729
بابام هر روز صبح همین رو میگه

11:29.812 --> 11:32.354
ایول -
عجب، خیلی سفتـه -

11:35.479 --> 11:37.271
خیلی‌خب، بیاید ادامه بدیم

11:37.354 --> 11:40.812
قبل از غرغرهای تو
خودش داشت ادامه پیدا می‌کرد

11:40.896 --> 11:45.146
از زمان قتل‌عامِ موقعِ عروسی‌ام تا به امروز
همچین جمعیت بی‌حال و بی‌جونی ندیده بودم

11:45.229 --> 11:46.646
مویشه، تو رو خدا

11:47.479 --> 11:49.687
میگم، کارت شناسایی که نمی‌خوای، نه؟

11:49.771 --> 11:53.937
خب، واضحاً لازم نیست چون هر کی زیر ۲۱ باشه
عمراً همچین سؤالی بپرسه

11:54.021 --> 11:57.312
‫وایسا ببینم.
‫تو همون سخنران مدل ۹۰۰۰ نیستی؟

11:57.396 --> 11:58.604
‫خودِ خودشم

11:58.687 --> 12:00.271
‫جمله‌سازی همیشه می‌ترکونه

12:00.354 --> 12:03.021
‫- قبلاً هم از این کارها کردن؟
‫- تا دلت بخواد تو اینجور مراسم‌ها کار کردم

12:03.104 --> 12:05.021
‫همیشه یکی هست که
‫از لغت‌نامه نقل‌قول کنه یا

12:05.104 --> 12:08.312
‫یکی که حرف‌های خاک‌برسری بزنه
‫جمع معذب بشه

12:08.396 --> 12:10.729
راستی بینگو‌بازی هم بد نیست ها

12:10.812 --> 12:12.437
دوست داری واسه سخنرانی بینگوبازی کنیم؟

12:12.521 --> 12:14.229
‫شاید. جایزه‌ام چیـه؟

12:14.312 --> 12:16.271
‫می‌تونم برات سی‌دی آهنگ درست کنم

12:16.354 --> 12:19.562
‫یه‌جورایی تو کار آهنگ‌ماهنگم.
‫تازه، یه بلاگ هم دارم.

12:19.646 --> 12:23.771
‫به‌به، بلاگ. خب، اگه تو بُردی،
‫من هم یه نوشیدنی برات می‌زنم که تو عمرت نخوردی.

12:23.854 --> 12:25.479
‫۲۱‏ سالتـه دیگه؟

12:25.562 --> 12:27.771
‫تو سن من دیگه آدم حساب‌کتاب از دستش در میره

12:28.771 --> 12:31.687
‫به روی سِن خوش اومدید، آقای ترنک جانسون

12:31.771 --> 12:35.812
‫خیلی‌خب، گمونم این یارو الان
می‌زنه زیر آواز

12:35.896 --> 12:41.396
‫من و نایومی داخل ندامتگاه توی کارگاه
‫هنردرمانی برنامه‌ی مادرپسری آشنا شدیم

12:41.479 --> 12:44.062
‫اون زمان عضو یه باند نژادپرست سفیدپوست بودم

12:44.146 --> 12:49.354
‫با این وجود، مامان نایومی همچنان
‫توی نقاشی پاستل تشویقم کرد

12:49.437 --> 12:52.646
‫اینکه «مامان به یه کله‌پوستی دلگرمی داد» هم
تو لیستت بود؟

12:52.729 --> 12:55.104
‫اگه یه بار دیگه اتفاق بیفته،
‫به لیستم اضافه می‌کنم

12:55.187 --> 12:57.812
‫نایومی نورِ توی قلبم رو دید،
‫حتی وقتی خودم نمی‌دیدمش

12:57.896 --> 12:58.937
‫برای همین، به افتخارش

12:59.021 --> 13:02.021
‫جای تتوی قدیمی صلیب شکسته‌ام
‫یه تتوی خیلی بهتر زدم

13:03.187 --> 13:06.646
‫ای خدا. ترنک، باورم نمیشه!

13:06.729 --> 13:08.562
‫چه تتوی گُنده‌ایـه...

13:08.646 --> 13:10.187
‫از صورت مامانت

13:10.271 --> 13:11.646
‫چه حیف

13:11.729 --> 13:13.687
‫حالا دیگه نمیشه
‫توی قبرستون یهودی‌ها چالِش کرد

13:13.730 --> 13:19.621
‫« ترجمه از نهـال و علی محمدخانی »
‫ ::. AliMK_Sub & iredprincess .::

13:19.646 --> 13:22.604
‫درست حدس زدم.
‫شرط می‌بندم پشمات ریخته.

13:22.687 --> 13:26.396
‫هنوز که هنوزه سرِ یه لکه بهم سرکوفت می‌زنه،
‫اون‌وقت به خوبیِ ذاتِ یه نازی پِی بُرده؟

13:26.479 --> 13:29.687
‫خیلی ناز پشمات ریخت، نه؟

13:29.771 --> 13:32.979
‫♪ Crazy Town - Butterfly ♪

13:33.062 --> 13:35.312
‫عزیزم، شرمنده. یه‌جوری رفتار کردم

13:35.396 --> 13:36.687
‫ولی خب، می‌تونم عادی باشم

13:36.771 --> 13:38.562
‫گمونم خیلی باحال بشه

13:38.646 --> 13:42.104
‫اگه دوستی‌مون رو ببریم تو یه فاز دیگه

13:42.187 --> 13:46.187
‫چون من بهت یه حس‌هایی دارم و
‫می‌دونم متقابلـه

13:46.271 --> 13:49.604
‫وقتی این‌قدر حس‌مون قویـه،
دیگه نه و نمیشه نداریم

13:55.146 --> 13:56.146
‫خیلی‌خب

14:01.146 --> 14:02.562
‫چی؟ نه

14:04.896 --> 14:05.979
‫چی؟

14:06.062 --> 14:06.955
‫نه

14:06.979 --> 14:08.354
‫نه، نه. نه!

14:08.437 --> 14:09.771
‫نه، نه!

14:17.729 --> 14:19.896
‫نه

14:26.521 --> 14:29.229
‫بمیرم واسه دلت، آمریکا

14:29.312 --> 14:32.229
‫نایومی من رو با شوهرم آشنا کرد
(گریه می‌کند)

14:32.312 --> 14:36.437
‫نایومی بهم اعتماد‌به‌نفس داد تا
‫بتونم از شوهرم جدا بشم!
(سگی گریه می‌کند)

14:36.521 --> 14:38.854
‫من خیلی دوستت دارم، نایومی
(زبان خارجی)

14:38.937 --> 14:40.812
‫می‌میرم برات!

14:40.896 --> 14:42.271
‫- چی گفت؟
‫- نمی‌دونم والا

14:42.354 --> 14:43.437
‫نروژی بلد نیستی؟

14:43.521 --> 14:47.021
‫نه خودم نروژی بلدم و
نه می‌دونستم مامانم نروژی بلده

14:52.271 --> 14:53.604
‫چیکار می‌کنی؟

14:54.646 --> 14:58.354
‫- داری بدترش می‌کنی. این‌قدر وول نخور
‫- خودت این‌قدر جاستین دورنگو رو نبوس

14:59.937 --> 15:02.104
‫به تو چه من کی رو بوس می‌کنم؟

15:02.187 --> 15:03.604
‫توافق کردیم که هیچ تعهدی وجود نداره

15:03.687 --> 15:06.521
‫بله، منتها دیگه مشخصـه که
‫نباید به همدیگه خیانت کنیم

15:06.604 --> 15:08.104
‫من بهت خیانت نکردم

15:08.187 --> 15:09.080
‫- نه؟
‫- تعهد بی تعهد!

15:09.104 --> 15:11.896
‫باشه، ولی آخه ما تموم عمرمون
‫بهترین دوست‌های همدیگه بودیم

15:11.979 --> 15:15.271
‫ما که یا دم‌به‌دقیقه داریم سکس می‌کنیم،
‫یا تو بغل هم افتادیم

15:15.354 --> 15:18.729
‫همش موهات تو صورتمـه،
‫بوی عطر گلوی جنیفر لوپز میده

15:18.812 --> 15:20.687
‫- این چه ربطی دا...
‫- بیخیال

15:20.771 --> 15:22.854
‫خیال می‌کردم با هم دوستیم

15:22.937 --> 15:26.437
‫معلومـه که دوستیم. ولی
‫من با جاستین دورنگو هم دوستم

15:26.521 --> 15:28.479
‫- هر از گاهی هم بوسش می‌کنم
‫- هر از گاهی؟

15:28.562 --> 15:31.771
‫آره، عین وقت‌هایی که تو رو می‌بوسم.
‫کلاً بوس کردن رو دوست دارم. حال میده.

15:31.854 --> 15:33.854
‫من چیم از جاستین دورنگو کم‌تره؟

15:33.937 --> 15:35.396
‫هیچی! نکته‌اش همینـه!

15:35.479 --> 15:37.479
‫تو این کله‌ی پوک من هیچ خبری نیست،

15:37.562 --> 15:39.937
‫پس دیگه نیازی نیست
‫در مورد اینجور مسائل بحث کنیم

15:40.021 --> 15:44.146
‫بعدشم، ما که هیچوقت نمی‌تونیم با هم باشیم

15:44.229 --> 15:45.122
‫واسه‌ی چی؟

15:45.146 --> 15:48.896
‫زندگی‌مون داره عوض میشه.
‫من دارم عوض میشم.

15:48.979 --> 15:51.646
‫حتی زنانِ کوچک هم بزرگ شدن و
‫راهشون از هم جدا شد

15:51.729 --> 15:54.229
‫شاید وضعیت ما هم همینـه.
‫تو جویی، من هم مِگ.

15:56.937 --> 15:59.354
‫یا خدا، به نظرت تو مگی؟

15:59.437 --> 16:01.812
‫از زنان کوچک؟
‫آره، احتمالاً مگ‌ام

16:01.896 --> 16:03.354
‫مشخصـه که ایمی هستی

16:03.437 --> 16:06.979
‫ایمی؟ چرا باید ایمی باشم؟
‫اصلاً منو می‌شناسی؟

16:07.062 --> 16:09.604
‫خودت خودتو می‌شناسی اصلاً؟
‫الان موضوع بحث چیـه؟

16:09.687 --> 16:11.771
‫خب، اگه من ایمی‌ام، پس تو بثی

16:11.854 --> 16:13.521
‫بث؟ تو که گفتی من جو هستم

16:13.604 --> 16:15.937
‫نظرم عوض شد، آخه عینهو بث
‫داری نِق‌نِق می‌کنی

16:16.021 --> 16:17.979
‫چون من گفتم تو ایمی هستی،
‫داری این حرف رو می‌زنی

16:18.062 --> 16:20.229
‫واقعاً این کارها از ایمی برمیاد

16:20.312 --> 16:23.646
‫بعدشم، چطور نمی‌فهمی که
‫ایمی از مگ بهتره؟

16:23.729 --> 16:25.187
‫چرا می‌خوای مگ باشی؟

16:25.271 --> 16:27.229
‫باشه! مهمـه مگه؟ به عنم!

16:28.229 --> 16:30.479
‫امشب شبِ من و تو نیست، خب؟

16:30.562 --> 16:32.104
یعنی من موندم تو چطوری پرام رو که

16:32.187 --> 16:35.437
‫مال هممونـه و یادواره‌ی ۱۱ سپتامبره رو

16:35.521 --> 16:37.479
‫یه جوری به خودت ربط میدی

16:38.146 --> 16:39.080
‫شیرای همیشگی

16:39.104 --> 16:41.729
‫اصلاً می‌دونی چیـه؟
‫این رابطه تموم‌شده‌ست

16:41.812 --> 16:45.437
‫نه، نیست.
‫چون اصلاً وجود خارجی نداشته.

16:45.459 --> 16:55.459
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

16:58.604 --> 17:03.229
‫حالا بریم سراغ فیلمی که از خواهر بزرگه‌های نایومی،
یعنی سوزان و کارول به دستمون رسیده

17:03.312 --> 17:06.896
‫خواهر؟ پس الان سه‌تا خانم شدن که
از سرت هم زیادی‌ان

17:06.979 --> 17:10.062
‫حالا وقتش رسیده که
‫چهره‌ی واقعی نایومی شوارتز رو ببینی

17:10.146 --> 17:11.312
‫محالـه ازش تعریف کنن

17:11.396 --> 17:13.646
‫سلام، نایومی. خلاصه و مختصر می‌گیم

17:13.729 --> 17:15.937
‫چون بلد نیستیم
‫باتری اینو عوض کنیم

17:16.021 --> 17:17.312
‫گفته بودم دفترچه‌اش رو بخونی

17:17.396 --> 17:20.229
یعنی این همه راه تا تی‌نِک رفتم که
خواهر کوچیکه‌ام یه‌ریز حرف بارم کنه؟

17:20.312 --> 17:22.521
‫- به خاطر هواخوری که نبود
‫- کجا حرف بارش کردم آخه؟!

17:22.604 --> 17:25.146
‫اگه تو حال‌وهوای وودستاک زندگی کنی،
‫آره، حق با توئـه!

17:25.229 --> 17:27.229
‫میشه لطفاً به خاطر نایومی
‫دو دقیقه بگومگو رو بذاریم کنار؟

17:27.812 --> 17:30.979
‫نایومی، درستـه تو خواهر کوچیکه‌ی مایی،

17:31.062 --> 17:34.562
‫اما در واقع خواهر بزرگه‌ی این جامعه‌ای

17:34.646 --> 17:37.354
‫- ای خدا، الان گریه‌ام می‌گیره
‫- با اینکه تو همیشه به چشمِ ما

17:37.437 --> 17:38.937
‫- یه کوچولوی نق‌نقویی...
‫- بس کنید

17:39.021 --> 17:41.146
‫خیلی بهت افتخار می‌کنیم. چرا چشمک می‌زنه؟

17:41.229 --> 17:42.896
‫گفتم که بشین دفتر...

17:45.354 --> 17:46.812
‫چرا یه دور دیگه فیلم نگرفتن؟

17:46.896 --> 17:48.854
‫گمونم حتی خاله‌های بدجنست هم
‫مامانت رو دوست دارن

17:48.937 --> 17:51.021
‫انگار تنها کسی که ازش دلِ خوشی نداره، تویی

17:51.104 --> 17:53.146
‫به‌خدا اولین باره این‌قدر مهربون حرف زدن

17:54.729 --> 17:55.622
‫جواب داد!

17:55.646 --> 17:58.604
‫می‌دونستم بزنیمش به دستشویی،
‫می‌شکنه می‌پاچه بیرون!

17:58.687 --> 18:01.021
‫مست بشی هم همین‌جوری از هم می‌پاچی

18:01.104 --> 18:04.312
‫دنی، من یکم دودلم.
‫کُلی شیشه‌شکسته توشـه.

18:04.396 --> 18:06.771
‫پُره!

18:06.854 --> 18:08.771
‫یوشی، تویی؟

18:08.854 --> 18:13.979
‫نه! من شرک هستم.
‫با رفیقم، آقا الاغه.

18:14.062 --> 18:15.354
‫بدو، صدای الاغه رو دربیار

18:16.437 --> 18:18.146
‫حرومزا..

18:18.229 --> 18:22.354
‫ای خدا، خیلی‌خب. دنی،
‫یکم از اون اکسیر شجاعت بده.

18:22.437 --> 18:23.896
فهمیدم باید چیکار کنم

18:26.854 --> 18:29.229
‫توی دوره‌ی دبیرستانم،
‫نایومی مددکار اجتماعی من بود

18:29.312 --> 18:32.354
‫داشت منو از خونه‌ی پدرومادرم
‫به خونه‌ی سرپرستم منتقل می‌کرد

18:32.437 --> 18:35.979
‫بهش گفتم هنوز آماده نیستم برم داخل،
‫برای همین هم منو بُرد مک‌دونالد

18:36.062 --> 18:39.521
‫بعدش هم صحبت کردیم.
‫درواقع، من صحبت کردم و اون فقط گوش داد.

18:39.604 --> 18:41.646
‫فقط گوش داد؟ مامان؟

18:41.729 --> 18:44.771
‫وقتی هم که کل غذا تموم شد و
‫دیگه حرفی برای گفتن نمونده بود،

18:44.854 --> 18:47.854
‫نایومی توی ماشین کنارم نشست تا
‫آمادگی پیدا کنم

18:47.937 --> 18:52.146
‫الان هم توی جولیارد موسیقی می‌خونم.
‫نایومی بهم گفته به خاطر مراسم کلاسم رو از دست ندم،

18:52.229 --> 18:54.729
‫منتها من گفتم: «محال ممکنـه،
‫تو عزیزتر از این حرف‌هایی.»

18:54.812 --> 18:57.771
‫عجب، برگام، آخه من رو مجبور کرد
‫از کلاسم بزنم و بیام

18:57.854 --> 18:59.937
‫جولیارد، ایناهاش

19:00.021 --> 19:01.229
‫آره

19:01.312 --> 19:02.979
‫خب، تو سی‌دی آهنگم چی می‌ریزی؟

19:03.062 --> 19:04.812
‫نمی‌دونم. شرمنده، فقط...

19:04.896 --> 19:07.187
‫تو کَتم نمیره این کارها رو کرده باشه

19:07.271 --> 19:08.646
‫انگار که مامان فوق‌العاده‌ایـه

19:08.729 --> 19:13.437
‫انگار همین‌طوره.
‫فقط یه رویِ دیگه‌اش نصیب من شد.

19:13.521 --> 19:15.104
‫تا بحث داغـه،
‫موزیک چی گوش میدی؟

19:15.187 --> 19:17.187
‫- چرا با من اینجوری تا نمی‌کنه؟
‫- خیلی‌خب، هنوزم...

19:17.271 --> 19:19.187
‫چرا با این همه آدم اینطوریـه، اِلا من؟

19:19.271 --> 19:21.229
‫نه، نه، نه، نه

19:21.312 --> 19:22.687
‫نمی‌دونم، پسر

19:26.146 --> 19:29.729
‫قبل اینکه بچه‌هام بیان رو سِن،
‫می‌خوام چند کلمه‌ای صحبت کنم

19:29.812 --> 19:32.562
‫نایومی، تو نور زندگی منی

19:32.646 --> 19:34.937
‫با شناختِ تو، من آدم بهتری شدم

19:35.021 --> 19:36.729
‫خب، جولیارد؟

19:36.812 --> 19:38.396
‫از هفت سالگیـه پیانو می‌زنم

19:38.479 --> 19:40.104
‫هیچوقت ولش نکردم

19:40.187 --> 19:43.479
‫همین‌طور که رهسپار جاده‌ی عمر هستیم...

19:43.562 --> 19:45.896
‫باشه بابا، دوستش داری دیگه، فهمیدیم

19:45.979 --> 19:48.229
‫خدا، کاش من هم این‌قدر زنم رو دوست داشتم

19:49.062 --> 19:50.437
‫چی گفتی؟

19:50.521 --> 19:52.646
‫میریام؟ فکر می‌کردم رفتی دوش بگیری

19:52.729 --> 19:54.396
‫آخ‌جون، دخترعمو میریام!

19:54.479 --> 19:56.854
‫نشونت میدم چی ستوده نیست!

19:56.937 --> 19:58.771
‫نوش جونت!

19:58.854 --> 19:59.854
‫چت شده تو؟

19:59.896 --> 20:04.146
‫نمی‌دونم، از بس عمو بری موی دماغم شد که
‫داشتم از ترس سکته می‌کردم

20:04.229 --> 20:08.146
‫ولی دنی می‌گفت: «سلام، دادا» و
‫من هم می‌گفتم: «جوون!»

20:08.229 --> 20:11.146
‫اَی، یکم به خودت بیا، رفیق.
‫برو یه چیزی بخور.

20:11.229 --> 20:13.521
‫خیلی چیزها خوردم، خیالت تخت

20:13.604 --> 20:16.521
‫- خیلی‌خب، تو چتـه؟
‫- چیز مهمی نیست

20:16.604 --> 20:19.146
‫لازم نیست همه‌چی درباره‌ی من باشه.
‫امشب، شبِ مامانـه.

20:19.229 --> 20:21.687
‫بچه‌ها، بدویید بیایید بالا

20:24.354 --> 20:27.854
‫سلام دوباره به همگی

20:27.937 --> 20:32.812
‫جالبـه که از دیدگاه این جمع
‫شنیدیم نایومی چه‌جور آدمیـه

20:32.896 --> 20:35.812
‫چون به چشمِ ما، فقط مامان‌مونـه

20:35.896 --> 20:41.146
‫منتها گمونم به چشم بقیه
‫یه‌جورایی عین ویرد ال یانکوویکـه

20:41.812 --> 20:45.979
‫کاشکی همه می‌تونستن
‫یه استگوسور داشته باشن

20:46.062 --> 20:48.937
‫عین اونی که امشب حرفش شد

20:49.021 --> 20:52.354
‫یکی که حامیـه و مُشوق و

20:52.979 --> 20:54.271
‫همین‌طور مختل‌کننده

20:54.354 --> 20:58.146
‫الحق که زیادی آناناس دست مردم میده

20:58.229 --> 21:03.437
‫اتفاقاً عجیبـه، چون تو خونه
‫اونقدرهام آناناس نداریم

21:03.521 --> 21:05.021
‫واقعاً آدم رو وادار می‌کنه به...

21:05.854 --> 21:07.646
‫موج‌سواری

21:07.729 --> 21:10.979
‫بهرحال، گمونم تموم حرفم اینـه که...

21:11.646 --> 21:12.687
‫ما گوزِت داریم، مامانی

21:14.521 --> 21:16.229
‫عزیزدلم

21:17.687 --> 21:19.479
‫یه اطلاعیه‌ی دیگه هم دارم

21:19.562 --> 21:22.354
‫من آبنبات‌های عید فطیر رو خوردم

21:22.437 --> 21:24.937
‫توی دستشویی خوردم‌شون و
‫خیلی هم بدمزه بودن

21:25.021 --> 21:31.229
‫حالا دیگه با همتون بی‌حساب شدم

21:34.396 --> 21:35.604
‫خیلی‌خب

21:35.687 --> 21:39.229
‫ممنون بابت این همه تعریف و تمجید.
‫از همتون ممنونم.

21:39.312 --> 21:42.937
‫نمی‌دونم به چه زبونی بگم که
‫چقدر برای من و انجمن یهودی‌ها ارزشمنده

21:43.021 --> 21:45.896
‫همچنین، ممنون از پسرعمو مویشه که
‫امشب میزبان ما بود

21:45.979 --> 21:47.979
‫روی سِن خیلی خوشتیپ‌تری

21:48.062 --> 21:49.312
‫ببوسش!

21:49.396 --> 21:51.229
‫نمیشه که. ناسلامتی متأهلـه!

21:51.312 --> 21:53.937
‫بیا دیگه، نایومی.
‫یه ماچ آبدار بده بیاد.

21:54.646 --> 21:55.937
‫مویشه، بس کن!

21:56.021 --> 21:58.771
‫ایشون زن منـه و
‫اجازه نمیدم بهش بی‌احترامی کنی

22:02.937 --> 22:05.854
‫بچه‌ها، امشب کُلی اتفاق قشنگ افتاد،

22:05.937 --> 22:08.687
‫منتها هیچکدوم به پای سخنرانی شما نمی‌رسید

22:08.771 --> 22:11.271
‫هم خیلی هوشمندانه بود و
‫هم خیلی خلاقانه

22:11.354 --> 22:13.521
‫تازه، قشنگیش به این بود که
‫دسته‌جمعی اومدید بالا

22:16.312 --> 22:17.646
‫چرا مامان همچین حرفی زد؟

22:17.729 --> 22:19.729
‫تابلو بود سخنرانی ما
‫از همه بدتر بود

22:19.812 --> 22:20.937
‫به نظر من که خوب بود

22:21.021 --> 22:22.104
آخه تو اصلاً نبودی ببینی

22:22.187 --> 22:25.771
‫یه عالمه آدم اونجا بود که
‫خیلی مامان رو می‌شناختن و دوستش داشتن و

22:25.854 --> 22:27.979
اونوقت ما سه تا یُبس اون وسط

22:28.062 --> 22:30.812
عینهو یاکو و واکو و دات
فقط دلقک‌بازی درآوردیم

22:30.896 --> 22:33.646
‫- خیلی‌خب، واکو
‫- مشخصـه من یاکوئم دیگه

22:33.729 --> 22:35.771
‫احتمالاً این کارو کرد که
‫ما عذاب وجدان بگیریم

22:35.854 --> 22:37.771
‫کاشکی همون حرف‌هایی رو می‌زدیم که می‌پسنده

22:37.854 --> 22:40.771
‫ولی عوضش، یه چیز آبکی سَمبَل کردیم که

22:40.854 --> 22:43.604
تهش مشخص شد اصلاً مامان رو نمی‌شناسیم

22:43.687 --> 22:44.812
‫شاید هم واقعاً نمی‌شناسیمش

22:44.896 --> 22:48.271
‫خب، مقصر کیـه این وسط؟
‫ما نایومی‌ای رو می‌شناسیم که پیشمونـه

22:48.354 --> 22:50.021
‫شاید حق با ماست و
‫اونا اشتباه می‌کنن

22:50.104 --> 22:52.396
‫بچه‌ها، بچه‌ها، بچه‌ها.
‫بچه‌ها، بچه‌های گلم. بچه‌ها.

22:52.479 --> 22:53.812
‫گفت خیلی پسندیده

22:53.896 --> 22:56.521
‫دیگه چه نیازی به این همه تحلیلـه؟

22:56.604 --> 22:58.437
‫ما باحالیم. استگوسور

22:58.521 --> 22:59.562
‫عالیـه

22:59.646 --> 23:01.729
‫تو اینجوری فکر می‌کنی
‫چون ۱۱ سالتـه و الان مستی

23:01.812 --> 23:03.521
‫- ولی یه روزی...
‫- اونقدرهام بیخود نیستم دیگه

23:03.604 --> 23:08.312
‫ایده‌ی من بود که جمله‌سازی راه بندازیم.
‫تازشم، کلمه‌ی گوز رو من گفتم.

23:08.396 --> 23:09.896
‫شب بخیر

23:11.979 --> 23:14.896
‫آقا الاغه، الان شرک میشم!

23:14.979 --> 23:16.854
‫- خیلی‌خب، شروع شد
‫- ای خدا

23:16.937 --> 23:18.187
‫یوشی، خوبی تو؟

23:18.271 --> 23:19.562
‫چرا این‌قدر رنگاوارنگـه؟

23:19.646 --> 23:21.229
‫واسه چی اون همه آبنبات خوردم؟

23:21.312 --> 23:22.205
‫بریم...

23:22.229 --> 23:24.771
‫الیوت، خودشون هوای همدیگه رو دارن

23:24.854 --> 23:26.271
‫- محشره
‫- مراقب باش

23:26.354 --> 23:27.562
‫بیا بریم بخوابیم

23:28.396 --> 23:31.021
‫پسرعمو مویشه رو هم بیار.
‫می‌تونه تماشا کنه.

23:31.104 --> 23:32.729
‫♪ Dan Bern - Jerusalem ♪

23:32.910 --> 23:34.730
« مخلص کلام »

23:34.755 --> 23:44.755
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
