WEBVTT

00:01.021 --> 00:09.039
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:09.063 --> 00:11.021
‫« سال ۱۹۹۳ »

00:11.045 --> 00:14.438
« بی‌جی بنانافینگرز »

00:15.063 --> 00:16.583
« باغچه‌های پرنسس »

00:25.312 --> 00:27.479
وای، این معرکه نیست، کندرا؟

00:27.562 --> 00:30.687
‫اتاق جشن پرنسس محبوب‌ترین اتاق جشن

00:30.771 --> 00:31.937
‫توی بی‌جی بنانافینگرزه

00:32.021 --> 00:35.979
‫خیلی خاصه. تمام لباس‌ها
‫مال پرنسس‌های مُرده‌ی واقعی هستن

00:36.062 --> 00:37.187
‫می‌دونم، بابا

00:37.271 --> 00:39.187
‫ولی بابات بهترینِ بهترین‌ها رو گرفته

00:39.271 --> 00:41.646
‫چون بابات بیشتر از همه دوستت داره

00:41.729 --> 00:42.562
‫من چی؟

00:42.646 --> 00:44.312
‫حرفم رو زدم، پسرم

00:44.396 --> 00:47.146
‫ما عینِ ندارها توی اتاق دوشس یا کُنتس نیستیم

00:47.229 --> 00:48.229
‫تو پرنسسِ منی،

00:48.253 --> 00:51.229
‫واسه همین اتاق پرنسس گیرت میاد
‫مهم نیست چقدر گرون باشه

00:51.312 --> 00:53.646
‫مرسی. بهترین اتاقه

00:53.729 --> 00:55.521
‫اوه، باید این رو جواب بدم

00:56.062 --> 00:56.896
‫چیه؟

00:56.979 --> 00:59.687
‫به اون حروم‌زاده بگو اگه همین الان
‫قرارداد رو امضا نکنه،

00:59.771 --> 01:03.396
‫مثل راپونزل از موهاش بالا میرم
‫و با مشت می‌زنم توی صورتش!

01:03.896 --> 01:05.354
‫بهت خوش نمی‌گذره؟

01:05.437 --> 01:08.854
‫نه. این جشن افتضاحه.
‫به شدت ضایع و افتضاحه.

01:08.937 --> 01:11.562
‫در این حد؟ توی روز تولدت؟

01:11.646 --> 01:13.146
خوشم نمیاد که بهت خوش نمی‌گذره

01:13.229 --> 01:15.771
‫می‌دونی چیه؟
‫می‌تونیم بزنیم بیرون، باشه؟

01:15.854 --> 01:16.896
‫و کجا بریم؟

01:16.979 --> 01:19.104
‫یه جای جادویی. بهم اعتماد کن

01:19.604 --> 01:20.437
‫باشه

01:20.521 --> 01:22.437
‫حالا

01:22.521 --> 01:24.646
‫یه کفشِ شیشه‌ای می‌کنم تو کونش

01:28.937 --> 01:29.979
‫از این طرف. یالا!

01:31.396 --> 01:32.687
‫بیا این طرف. بدو!

01:32.711 --> 01:34.204
« شهر اسکیت »

01:37.479 --> 01:39.312
‫خب، با حیرت کردن وقت تلف نکن

01:39.396 --> 01:40.729
‫برو وسط میدون

01:40.812 --> 01:43.771
‫خیلی خیلی خیلی محشره!

01:45.004 --> 01:48.946
‫« مخلص کلام »
‫« فصل اول - قسمت هفتم »

01:48.970 --> 01:58.970
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

02:33.321 --> 02:35.371
‫« سال ۲۰۰۷ »
« بی‌جی بنانافینگرز »

02:35.395 --> 02:43.395
‫« ترجمه از سینـا صداقت »
‫.:: SinCities ::.

02:47.063 --> 02:48.063
« کندرا »

02:49.062 --> 02:51.062
‫صبح بخیر، خانواده‌ی سالن تفریح!

02:51.146 --> 02:53.229
‫صبح بخیر، کندرا

02:53.312 --> 02:57.104
‫تمام ۳۶۵ روز چه نقطه مشترکی دارن؟ کایل؟

02:57.812 --> 02:59.812
‫عه، همه‌شون با «ـه» تموم میشن؟

03:01.354 --> 03:03.479
‫- مونیکا؟
‫- هر روز تولد یه نفره

03:03.562 --> 03:07.146
‫درسته. و امروز روز تولد هانتره

03:07.229 --> 03:09.937
‫پس امروز کاملاً به هانتر اختصاص داره

03:10.021 --> 03:14.271
‫اگه والدین هانتر یه تولد سردستی
و کلیشه‌ای و معمولی می‌خواستن

03:14.354 --> 03:17.646
‫می‌تونستن به دوست‌هامون توی
‫چارلز انترتینمنت چیز سر بزنن

03:17.729 --> 03:23.062
‫ولی اونا برای یه تجربه‌ی تولد سفارشی،
‫منحصربفرد و جادویی

03:23.146 --> 03:26.021
‫به بی‌جی بنانافینگرز میان

03:26.104 --> 03:28.646
‫این پرونده‌ی پسرِ خاص امروزه

03:28.729 --> 03:31.604
‫سی ثانیه وقت دارید بخونید،
‫حفظ کنید و از بر شید.

03:31.687 --> 03:34.354
‫تیتو تونا، چه اتفاقی برای سرت افتاد؟
‫بذارش سرت!

03:34.437 --> 03:37.437
‫هرگز وقتی توی سالن هستی

03:37.521 --> 03:39.729
‫هیچ بخشی از لباست رو در نمیاری. می‌فهمی؟

03:39.812 --> 03:40.646
‫اوهوم

03:40.729 --> 03:44.729
‫خیلی خب، بچه‌ها. بریم به بچه‌ها نشون بدیم
‫بنانافینگرز یعنی چی

03:50.437 --> 03:53.771
‫دختره سمتِ راست آدامس می‌جوه.
‫اون بهتره به کفشِ یکی نچسبه.

03:53.854 --> 03:56.354
‫چرا توی سالنم یه میزِ لق هست؟

03:56.437 --> 03:58.146
‫- عه، کدوم میز؟
‫- تو بهم بگو

03:58.229 --> 04:00.646
‫- عه، میزِ هشت
‫- آفرین دختر خوب. درستش کن

04:09.271 --> 04:10.937
‫خدایا!

04:11.479 --> 04:13.312
‫هانتر!

04:20.812 --> 04:22.062
‫پرونده رو خوندی؟

04:22.146 --> 04:25.187
‫به وضوح نوشته انگورها باید چهار تیکه بشن

04:25.271 --> 04:27.104
‫اون ۱۲ سالشه. فکر کردم شوخیه

04:27.187 --> 04:30.521
‫چرا باید توی پرونده شوخی کنم؟
‫من به نظرت شبیه برنی مک هستم؟

04:30.604 --> 04:31.854
‫- عه...
‫- جواب نده!

04:32.687 --> 04:35.271
‫بعد از شش سال تولد هنوزم
‫باید انگورها رو تیکه تیکه کنیم؟

04:35.354 --> 04:38.062
‫می‌دونم. من هیچوقت مثل باباهای دیگه
‫بهش جویدن یاد ندادم

04:38.146 --> 04:40.271
‫خودت رو سرزنش نکن.
‫همیشه سرِ کار بودی.

04:40.354 --> 04:42.312
‫اشکالی نداره. این کاریه که می‌کنیم

04:42.396 --> 04:44.687
‫اول، شروع به سه تیکه کردن انگورهاش می‌کنید

04:44.771 --> 04:47.437
‫یکم بهش وقت بدید.
‫بعدش نصف و بعدش کامل ولی پوست‌کنده.

04:47.521 --> 04:49.937
‫بعدش بالأخره، کامل و با پوست

04:50.021 --> 04:53.687
‫من سال بعد اینجا می‌بینمتون
‫و همه باهم انگور می‌خوریم

04:53.771 --> 04:56.104
‫بیاید قبل از رفتن جاتون رو رزرو کنید

04:56.187 --> 04:57.729
عاشقتیم، کندرا

05:04.062 --> 05:05.104
‫جکس، خونه‌ای؟

05:05.187 --> 05:07.937
‫باورت نمیشه چه روز سختی داشتم

05:08.521 --> 05:10.646
‫بذار حدس بزنم. تولد یکی بود

05:10.729 --> 05:12.354
‫- خب، من...
‫- بیا فقط غذا بخوریم

05:15.271 --> 05:17.021
‫اومم. خوبه

05:17.104 --> 05:19.896
‫ممنون. خیلی بهتر از چیزهاییه که
‫تو توی شب‌هات درست می‌کنی

05:19.979 --> 05:22.646
‫- نه. من غذاهای خوبی درست می‌کنم
‫- تیلاپیا با پنیر و زیتون؟

05:22.729 --> 05:25.562
‫صبر کن. از پیتزا ماهی‌ام خوشت نمیاد؟

05:25.646 --> 05:27.437
‫تو توی رستوران کار می‌کنی.
‫از اونجا بیار خونه...

05:27.521 --> 05:29.437
‫می‌دونی که اجازه نداریم غذا بیرون بیاریم

05:29.521 --> 05:31.312
‫خدای من. کندرا، شوخی می‌کردم

05:31.396 --> 05:34.229
‫من در مورد شغلم شوخی ندارم، ژاکلین

05:34.312 --> 05:36.812
‫کار کردن توی سالنِ تولد

05:36.896 --> 05:40.021
‫خفن و باحال و محشر و معرکه‌ی
‫بی‌جی بنانافینکرز اصلاً خنده‌دار نیست

05:40.104 --> 05:41.937
‫تو کارت رو زیادی جدی می‌گیری

05:42.021 --> 05:44.562
‫منم شغل دارم،
‫ولی بازم به موقع میام خونه.

05:44.646 --> 05:45.562
‫خب، اون شغل توئه

05:46.229 --> 05:48.271
‫و شغل من چیه؟

05:48.354 --> 05:50.146
‫دختر، من برای بازی‌هات وقت ندارم

05:50.229 --> 05:53.021
‫- تو نمی‌دونی من کارم چیه
‫- البته که می‌دونم!

05:53.104 --> 05:57.146
‫تو کارمند بلندگو به دستی

05:57.229 --> 05:59.604
‫- من مذاکره‌کننده‌ی گروگان‌گیری‌ام
‫- واقعاً؟

05:59.687 --> 06:02.271
‫کندرا، امروز گذاشتم یکی تیر بخوره
‫تا بتونم باهات شام بخورم

06:02.354 --> 06:03.687
‫خدای من! حالش خوبه؟

06:03.771 --> 06:07.187
‫نمی‌دونم، چون روز کاری‌ام ساعت ۶ تموم میشه

06:07.271 --> 06:09.854
‫گوش کن! می‌تونیم درستش کنیم!

06:09.937 --> 06:11.104
‫تو دنیای منی

06:11.187 --> 06:12.604
‫تو تنها اولویتِ منی

06:12.687 --> 06:15.729
‫صبر کن، یه تلفن دارم.
‫باید جواب بدم. رئیسمه.

06:15.812 --> 06:18.646
‫- باشه. بیا تلفن کاری جواب بدیم. رومانتیکه
‫- ورونیکا! حالت چطوره؟

06:18.729 --> 06:19.729
‫منم این کارو می‌کنم

06:19.812 --> 06:22.021
‫جری، سلام.
‫می‌خوام یکم اضافه کاری کنم...

06:22.104 --> 06:24.646
‫- واقعاً؟
‫- چون یه معتاد به کارم که...

06:24.729 --> 06:26.646
‫- چی؟
‫- ...به دوست دخترم اهمیتی نمیدم

06:26.729 --> 06:29.187
‫آره، ممنون. فردا می‌بینمت

06:29.271 --> 06:31.312
‫باشه، دارم میام. حالا خوشت اومد؟

06:31.396 --> 06:34.687
‫الان توی دوره‌ی آموزش مدیریت
‫بی‌جی بنانافینگرز پذیرفته شدم

06:34.771 --> 06:37.229
‫آموزش مدیریت؟ پس این که می‌گفتی
‫«تو دنیای منی» چی شد؟

06:37.312 --> 06:40.854
‫آره، گمونم نیستی!
‫این رابطه به جایی نمی‌رسه. موفق باشی.

06:40.937 --> 06:42.979
‫چی؟ نه! می‌تونیم یه کاریش کنیم

06:43.062 --> 06:45.521
‫من پرتوقع بودم.
‫ولی می‌تونم توقعم رو کمتر کنم.

06:45.604 --> 06:46.687
‫مثل یه کاکتوس

06:48.021 --> 06:50.687
‫باید برم بیروت.
‫ولی وقتی برگشتیم حرف می‌زنیم.

06:50.771 --> 06:52.937
‫یا حرف نمی‌زنیم!
‫هرچی تو بخوای.

06:53.021 --> 06:55.687
‫منتظر تماست می‌مونم!
‫به رابطه‌مون ایمان دارم!

06:57.187 --> 06:59.229
‫اون مذاکره‌کننده‌ی افتضاحیه

06:59.312 --> 07:00.937
‫تعجبی نداره اون یارو تیر خورد

07:01.021 --> 07:04.146
‫صبح بخیر، کندرا!

07:16.812 --> 07:18.396
‫بنانافینگرز

07:21.979 --> 07:24.062
‫اوه!

07:36.021 --> 07:38.854
‫خدای من، صندلی دسته‌دار؟
‫مگه کلاس چهارم ابتداییه؟

07:38.937 --> 07:42.687
‫والدینم دارن طلاق می‌گیرن و شلوارم رو
‫خیس می‌کنم و همه بهم می‌خندن؟

07:42.771 --> 07:44.521
‫سلام، نوحا واپنر هستم.
‫دانشگاه وارتون، کلاس ۲۰۰۶.

07:44.604 --> 07:47.021
‫لیلی کاردیگن. دانشگاه بوث، کلاس ۲۰۰۴

07:47.104 --> 07:49.562
‫دوین وایتلی. دانشگاه استرن، کلاس ۲۰۰۵

07:49.646 --> 07:50.562
‫کندرا هوپر

07:52.146 --> 07:54.229
‫خیلی خب، موفق باشید

07:54.312 --> 07:55.437
‫سلام به همه!

07:55.521 --> 07:58.812
‫شما اینجایید چون استعداد موفقیت دارید

07:58.896 --> 08:01.437
‫ولی همین الان بهتون میگم
‫بیشترتون موفق نمی‌شید

08:01.521 --> 08:03.271
‫اگه باهم آشنا نشدیم،
‫من ورونیکا هستم.

08:03.354 --> 08:06.687
‫و اگه از دوره‌ام موفق بیرون بیاید،
‫توی این شرکت بارتون رو می‌بندید.

08:06.771 --> 08:08.146
‫ولی بهتره رضایتم رو جلب کنید،

08:08.229 --> 08:11.021
‫چون حتی اگه بد نگاهم کنید
‫می‌تونم از کار اخراجتون کنم

08:11.687 --> 08:15.479
‫باشه. وکیلم اشاره می‌کنه که نمی‌تونم
‫به خاطر بد نگاه کردن اخراجتون کنم

08:15.562 --> 08:17.146
‫ولی بازم، بد نگاهم نکنید

08:17.229 --> 08:19.646
‫فقط به عنوان یه لطف بهم، باشه؟ خب؟

08:19.729 --> 08:23.729
‫بریم تو کارش. هر ۳۶۵ روز
‫چه نقطه مشترکی دارن؟

08:23.812 --> 08:25.687
‫هر روز تولد یه نفره!

08:26.979 --> 08:28.146
‫چه بامزه!

08:28.729 --> 08:34.271
‫هر روز فرصتِ جدیدی
‫برای درآمدزایی، ارتقا و بهینه‌سازیه

08:34.354 --> 08:36.146
‫درآمدزایی، ارتقا و بهینه‌سازی

08:36.229 --> 08:38.187
‫هی، کیانا، بهتره نگرانش نباشی

08:38.271 --> 08:41.354
‫همیشه برای حفظ ظاهر
‫یه کارآموز از سالن میارن

08:41.437 --> 08:43.187
‫یه جور تبعیض جبرانیه

08:43.271 --> 08:46.771
‫از این بالاتر نمی‌تونی بری،
‫ولی بازم باید به خودت افتخار کنی.

08:46.854 --> 08:47.896
‫اسم من کندراست

08:47.979 --> 08:49.271
‫باشه، کندرا

08:49.354 --> 08:51.354
‫بوی پپرونی میدی

08:51.437 --> 08:52.312
‫اوه

08:52.396 --> 08:53.812
‫اوهوم

09:01.646 --> 09:04.687
‫و واقعاً توی جیبم پیتزا داشتم!

09:04.771 --> 09:06.104
‫اوه، این خیلی بیجاست

09:06.187 --> 09:08.104
‫واقعاً نمی‌دونم برای مدیریت ساخته شدم یا نه

09:08.187 --> 09:10.229
‫شاید توی سالن بودن
‫سقفِ موفقیت منه؟

09:10.312 --> 09:13.687
‫کندرا، من تابستون رو اومدم خونه
‫که توی سان‌فرانسیسکو گِی باشم،

09:13.771 --> 09:16.271
‫نه برای این که زندگیِ رقت‌انگیزت رو
‫دوباره بسازم

09:16.354 --> 09:19.146
‫دیوید! خواهش می‌کنم!

09:19.229 --> 09:22.354
‫باشه. بیا با این شروع کنیم

09:22.437 --> 09:25.979
‫به اون عوضی‌های فارغ‌التحصیل دانشکده اقتصاد
‫بگو تو رو اشتباه گرفتن

09:26.062 --> 09:29.146
‫ما اهل اوکلندیم، عزیزم!
‫شوخی نداریم! درست نمیگم، سال؟

09:29.229 --> 09:31.479
‫آره، آره. اونا خیلی اشتباه گرفتنش

09:31.562 --> 09:33.729
‫باید سرسخت شی.
‫بابا همیشه چی می‌گفت؟

09:33.812 --> 09:36.021
‫«تو بچه‌ی مورد علاقه‌ی منی،
‫بیشتر از دیوید دوستت دارم»؟

09:36.104 --> 09:39.062
‫نه! باید دو برابر خوب باشی
‫تا نصفِ بقیه گیرت بیاد

09:39.146 --> 09:42.187
‫ولی، تو قراره دو برابر خوب باشی
‫و دو برابر بقیه گیرت بیاد

09:42.271 --> 09:45.521
‫آره! اوه، من بوی پیتزا میدم، نوحا؟

09:45.604 --> 09:48.896
‫تو شبیه پیتزا هستی،
‫مرتیکه‌ی کریه‌المنظر! دهنت سرویسه!

09:48.979 --> 09:51.437
‫- خیلی خب، آره، ولی این رو نگو
‫- می‌دونم

09:51.521 --> 09:53.062
‫باید خشمت رو نگه داری

09:53.146 --> 09:54.479
‫اون خشم رو بریز توی یه دیگ

09:54.562 --> 09:58.062
‫یکم هویج و کرفس توش خُرد کنم
‫و سوپ خشم درست کنم

09:58.146 --> 09:59.562
‫اون خشم رو آروم‌پز کن

09:59.646 --> 10:01.896
‫میذارمش روی شعله‌ی ملایم
‫تا حسابی جا بیفته

10:01.979 --> 10:03.479
‫بهتره درش رو محکم بذاری!

10:03.562 --> 10:06.146
‫می‌تونم یه لحظه در رو بلند کنم؟
‫یه ذره بچشم تا متمرکز شم؟

10:06.229 --> 10:08.979
‫- دختر، به اون در دست نزن!
‫- لعنتی! می‌تونم بوش کنم؟

10:09.062 --> 10:11.937
‫وقتی اون خشم داره می‌پزه
‫درش رو برندار! باشه؟

10:12.021 --> 10:13.896
‫هه! آماده‌ست

10:16.104 --> 10:18.187
‫♪ جشنه ♪

10:18.271 --> 10:19.396
‫♪ وقت جشنه ♪

10:19.479 --> 10:22.812
‫♪ توی بی‌جی بنانا فینگرز  ♪
‫♪ همیشه جشن می‌گیریم ♪

10:22.896 --> 10:26.229
‫♪ خوش‌گذرونی که هیچوقت تموم نمیشه ♪
‫♪ می‌تونیم بهترین دوست‌هات بشیم ♪

10:26.312 --> 10:27.854
‫صبح بخیر، کندرا

10:28.896 --> 10:30.729
‫شش اصل تجارت...

10:30.812 --> 10:33.896
‫♪ همه حرکت می‌کنن و تکون میدن ♪
‫♪ این راه و رسم بی‌جی بنانافینگرزه ♪

10:33.979 --> 10:37.937
‫♪ پس آرزو کن و خودت باش ♪
‫♪ تولدته ♪

10:38.021 --> 10:40.146
‫ده اصل مدیریت...

10:44.437 --> 10:45.812
‫۷۰۰ قاعده‌ی قدرت...

10:57.854 --> 10:59.187
‫هنوز اصلاً سؤال نپرسیدم

10:59.271 --> 11:00.937
‫ولی من جوابش رو می‌دونم!

11:01.021 --> 11:04.437
‫ده نفر توی کلاس بود، حالا شش نفرن.
‫نمی‌تونن از شرم خلاص شن.

11:04.521 --> 11:06.146
‫- من مثل سانجایام
‫- خوبه

11:06.229 --> 11:09.979
‫- بگذریم، منم تابستون خوبی داشتم
‫- لورینا فکر می‌کنه می‌دونه چه خبره

11:10.062 --> 11:13.771
‫ولی مبانی سود و زیان رو نمی‌فهمه.
‫این پیش پا افتاده‌ست، لورینا!

11:13.854 --> 11:15.396
‫- باشه، همزمان...
‫- اینجا زنبور هست؟

11:15.479 --> 11:18.646
‫دارم برمی‌گردم دانشگاه، پس شاید بهتر باشه
‫روی شام خداحافظی‌ام تمرکز کنیم

11:18.729 --> 11:21.354
‫- بی‌شک، دیوید. امشب کاملاً به تو اختصاص داره
‫- ممنون

11:21.437 --> 11:22.562
‫صدای وزوز زنبور می‌شنوم

11:22.646 --> 11:24.062
‫- تو هم می‌شنوی؟
‫- نه

11:24.146 --> 11:26.146
‫اشکالی نداره. هیچ زنبوری
‫نمی‌تونه حواسم رو پرت کنه

11:26.229 --> 11:29.521
‫باید بیشتر فکر و هوشمندانه‌تر کار کنم.
‫بهینه‌سازی، بدنسازی و جوسازی کنم.

11:29.604 --> 11:31.521
‫کندرا، عزیزم، تو توی سالن بازی کار می‌کنی

11:31.604 --> 11:35.187
‫- اونجا یه مرکز تفریح خانوادگی لوکسه
‫- زیادی کارت رو جدی گرفتی

11:35.271 --> 11:37.062
‫من از کسی توصیه‌ی شغلی نمی‌گیرم

11:37.146 --> 11:40.104
‫که یک سال از دانشگاه مرخصی گرفت
‫تا توی گپ کار کنه

11:40.187 --> 11:41.604
‫من یه سال مرخصی استراحتی گرفتم

11:41.687 --> 11:44.646
‫توی گپ کار نمی‌کردم.
‫توی هندوراس داوطلبانه کار می‌کردم.

11:44.729 --> 11:46.937
‫پس اشتباه یادم اومد. جمهوری موزی

11:47.021 --> 11:50.104
‫- تو خودت رو از پا میندازی
‫- صدای وزوز نمی‌شنوی؟ مثل رعده!

11:50.187 --> 11:52.521
‫بهتره یکم توازن پیدا کنی،
‫یه سرگرمی لازم داری،

11:52.604 --> 11:54.312
‫- یا کلیسایی چیزی
‫- کلیسا؟

11:54.396 --> 11:56.312
‫اونا همه مثل کلیسای مامان نیستن

11:56.396 --> 11:57.854
‫یه کلیسای مترقی پیدا کردم

11:57.937 --> 12:01.104
‫مسیح ما نژاد ترکیبی داره، همجنس‌گراست،
‫و در اثر کهولت سن مُرده.

12:01.187 --> 12:03.021
‫- چی؟
‫- چیزیه که بهش ایمان داشته باشی. خب؟

12:03.104 --> 12:05.521
‫من به بی‌جی بنانافینگرز ایمان دارم

12:08.354 --> 12:09.562
‫زنبور

12:13.104 --> 12:15.646
‫خودت رو جمع و جور کن، دختر.
‫یالا، کندرا.

12:17.229 --> 12:19.729
‫سلام رئیس. همه چی روبراهه؟

12:19.812 --> 12:21.479
‫من بهتر از روبراهم. هیجان‌زده‌‌ام

12:21.562 --> 12:23.354
توپِ توپم. امروز تولد برَده

12:23.437 --> 12:25.354
‫عجب روز زیبایی برای زنده بودنه

12:25.437 --> 12:27.187
‫تولد چَده؟

12:27.271 --> 12:30.854
‫فکر می‌کنی این رو نمی‌دونم؟
‫«برَد» اسم مستعارم برای چَده

12:30.937 --> 12:34.021
‫فقط می‌خواستم برگردم به موضوع کیک؟

12:34.104 --> 12:35.896
‫خدای من، مونیکا! هر ذره...

12:35.979 --> 12:38.813
‫مغزم الان پنج تا تولد جلوتره

12:38.837 --> 12:41.122
‫و تو می‌خوای در مورد یه کیک به عقب برگردی؟

12:41.146 --> 12:44.896
‫چرا یه بار نمیری بیخ گوش یکی دیگه وزوز کنی
‫زنبورِ وزوزو؟

12:51.437 --> 12:54.271
‫یعنی چی؟ این کیکِ آینده‌گرا نیست

12:55.687 --> 12:59.146
‫راستش، چَد، این کیک آینده‌گراترین کیک موجوده

12:59.229 --> 13:04.479
‫نماد ناشناختگیِ واقعیه،
‫چون آینده چیزیه که تو می‌سازی.

13:05.896 --> 13:07.562
‫چی؟

13:09.521 --> 13:11.646
‫کندرا، توی تولد چَد چه اتفاقی افتاد؟

13:11.729 --> 13:13.729
‫در واقع مونیکا گند زد،
‫ولی باهاش حرف زدم.

13:13.812 --> 13:15.937
‫- دیگه تکرار نمیشه
‫- هی. من ازت حمایت می‌کنم

13:16.021 --> 13:19.896
‫منم مثل تو از سالن اومدم،
‫و دوست دارم موفقیتِ خودمون رو ببینم،

13:19.979 --> 13:21.729
‫ولی کسی رو لازم دارم که
‫از پس هردو کار بربیاد

13:21.753 --> 13:23.038
‫می‌خوام خفن باشی

13:23.062 --> 13:24.396
‫البته! من یه کوسه‌ببرم

13:24.479 --> 13:26.604
‫یعنی ترکیبی از شکارچی خشکی و دریام

13:26.687 --> 13:29.229
‫آهان. به زودی انتخاب نهایی‌مون رو می‌کنیم

13:29.312 --> 13:30.396
‫به اوضاع مسلط بمون

13:30.479 --> 13:32.562
‫من مسلطم! مثل پلیس‌آهنی مسلطم!

13:32.646 --> 13:34.979
‫هرگز متوقف نمیشم!
‫می‌زنم، می‌ترکونم و جلو میرم!

13:35.062 --> 13:36.354
‫گوشی‌ات زنگ می‌زنه

13:37.354 --> 13:38.771
‫بهتره موضوع مهمی نباشه!

13:38.854 --> 13:41.396
‫بابا سکته کرده

13:42.562 --> 13:43.854
‫مهم نیست

13:46.687 --> 13:48.396
‫وضعیت پدرتون فعلاً پایداره

13:48.479 --> 13:50.521
‫وقتی به هوش بیاد بیشتر می‌فهمیم

13:50.604 --> 13:53.604
‫- و کِی به هوش میاد؟
‫- نمی‌دونم. ازش می‌پرسم

13:53.687 --> 13:56.521
‫هی، می‌دونی کِی قراره به هوش بیای؟

13:56.604 --> 13:57.479
‫نمی‌دونه

13:59.646 --> 14:01.896
‫بابا! باید بیدار شی.
‫من کلی کار سرم ریخته!

14:01.979 --> 14:04.937
‫پس باید بدونم قلبِ داغونت کار می‌کنه
‫تا بتونم برم به کارهام برسم

14:06.896 --> 14:10.437
‫فقط به هوش بیا! می‌دونم بالأخره به هوش میای،
‫پس همین الان انجامش بده تا برم به کارم برسم!

14:10.521 --> 14:12.104
‫به هوش بیا!

14:12.187 --> 14:13.896
‫- برید کنار!
‫- نه

14:15.021 --> 14:17.312
‫خب، جشنِ تولد آصف تا ساعت ۲ شروع نمیشه

14:17.396 --> 14:21.146
‫پس قطعاً میام اونجا، ولی محض احتیاط
‫دستوراتم اینا هستن

14:22.271 --> 14:25.187
‫پس دکترها کجان؟
‫یکی باید اون رو به هوش بیاره.

14:25.271 --> 14:27.937
‫دکتر کم داریم. امروز روش‌هشاناست

14:28.021 --> 14:31.146
‫- روشاشاشا دیگه چه کوفتیه؟
‫- سال نوی یهودی‌هاست

14:31.229 --> 14:32.937
‫سال نو؟ الان که پاییزه

14:33.021 --> 14:35.854
‫به نظرت من شبیه پخمه‌هام؟
‫یا یکی از رفقات؟

14:35.937 --> 14:39.479
‫یا اون رفیقت که پخمه‌ست؟
‫من از کل این بیمارستان شکایت می‌کنم.

14:39.562 --> 14:41.312
‫البته اگه امروز بتونی وکیل پیدا کنی

14:42.396 --> 14:45.312
‫پس خیلی راحت درست قبل از این سکته
‫از شهر رفتی؟

14:45.396 --> 14:47.146
‫دارم احساس می‌کنم
‫برام تله گذاشتی، دیوید

14:47.229 --> 14:49.896
‫آره، من به پدرمون رژیم غذایی پرکلسترول،

14:49.979 --> 14:53.312
‫دهه‌ها استرسِ کاری،
‫و هر از گاهی مشروب روی مشروب دادم،

14:53.396 --> 14:54.812
‫تا قلبش منفجر شه،

14:54.896 --> 14:57.979
‫و بعدش راحت عینِ اُسگل‌ها برگشتم دانشگاه

14:58.062 --> 15:00.229
‫یا عیسی مسیح گِی، دیوید!

15:01.354 --> 15:02.354
« ورونیکا »

15:08.596 --> 15:09.663
‫« ۴ تماس از دست رفته »

15:09.687 --> 15:11.937
‫فقط یه حمله‌ی پانیک بود.
‫این کارها لازمه؟

15:12.021 --> 15:14.646
‫اگه من اخراج شم، برنده‌ی لاتاری میشم
‫و کل این بیمارستان رو می‌خرم

15:14.729 --> 15:15.812
‫وقتشه بخوابی

15:15.896 --> 15:19.312
‫- اون وقت می‌بینیم کی اخراج می‌کنه
‫- آفرین، عزیزم

15:19.396 --> 15:20.687
‫بنگ، بنگ!

15:22.063 --> 15:23.443
‫« ۱۸ تماس از دست رفته »

15:25.729 --> 15:27.187
‫این دیگه چه کوفتیه؟

15:27.271 --> 15:29.812
‫من قرار بود اتاق خصوصی داشته باشم!
‫پرستار! پرستار!

15:29.896 --> 15:31.729
‫بابا؟ بیداری؟

15:31.812 --> 15:33.604
‫کندرا، اینجا چیکار می‌کنی؟

15:33.687 --> 15:35.354
‫من قرار بود  اتاق خصوصی داشته باشم!

15:35.437 --> 15:38.396
‫خوبم، بابا. فقط یه حمله‌ی پانیک بود.
‫تو حالت چطوره؟

15:38.479 --> 15:40.562
‫خوبم. این اولین سکته‌ام نیست

15:40.646 --> 15:43.521
‫بابا، باید آروم‌تر پیش بری.
‫خودت رو به کشتن میدی.

15:43.604 --> 15:46.062
‫شش سکته‌ی قلبی ناموفق
‫خلافش رو میگن، عزیزم

15:46.146 --> 15:48.062
‫شش سکته‌ی قلبی خوب نیست!

15:48.146 --> 15:50.437
‫نه؟ بذار بهت بگم
‫این شش سکته برات چی فراهم کردن

15:50.521 --> 15:52.896
‫- می‌دونم، بابا
‫- برات بهترین تحصیلات رو فراهم کردن

15:52.979 --> 15:55.604
‫برات تعطیلات توی تورکس و کایکوس فراهم کردن

15:55.687 --> 15:58.438
‫هر سال برات تولد بی‌جی بنانافینگرز فراهم کردن

15:58.462 --> 16:01.146
‫وقتی که رفقات با چوبِ پلاستیکی
‫پنیاتای خیابونی می‌ترکوندن

16:01.229 --> 16:03.396
‫من به سکته‌هام افتخار می‌کنم

16:03.479 --> 16:05.604
‫حتی یه نفر روی زمین
‫زنده از اینجا بیرون نمیره،

16:05.687 --> 16:08.271
‫ولی چند نفرشون می‌تونن بگن
نهایتِ تلاش خودشون رو کردن؟

16:08.354 --> 16:10.937
‫بابا، فقط بگو: «کندرا، ازت ممنونم
‫که اینجا کنارم هستی»

16:11.021 --> 16:13.687
‫چرا؟ تو دکتر یا پرستار نیستی.
‫نمی‌تونی کمکم کنی.

16:13.771 --> 16:16.146
‫وقتی تولد با ماشین مسابقه خواستم،
‫بهت خبر میدم.

16:19.521 --> 16:20.988
‫« ورونیکا »
‫« اول صبح بیا پیشم »

16:25.771 --> 16:26.812
‫عه...

16:26.896 --> 16:28.562
‫اوه...

16:29.562 --> 16:30.521
‫روش‌هشانا

16:30.604 --> 16:32.146
‫- چی؟
‫- روش‌هشانا!

16:32.229 --> 16:34.687
‫برای همین دیروز نتونستم سرِ کار بیام

16:34.771 --> 16:36.021
‫سال نوی یهودی

16:36.104 --> 16:37.437
‫صبر کن ببینم، تو یهودی هستی؟

16:37.521 --> 16:39.187
‫- چطور یهودی هستی؟
‫- با لذت؟

16:39.771 --> 16:42.812
‫ولی... تو یهودی هستی! البته

16:42.896 --> 16:45.187
‫خوبه. ما عاشق یهودی‌ها هستیم

16:45.271 --> 16:48.646
‫اوه، ما نسبت به یهودی‌ها
‫احساس بی‌طرفی می‌کنیم

16:48.729 --> 16:51.354
‫امیدوارم تعطیلاتت متفکرانه
‫و بامعنا بوده باشه

16:51.437 --> 16:55.312
‫و ایده‌های زیادی برای صرفه‌جویی
‫در هزینه‌های شرکتمون پیدا کرده باشی

16:55.396 --> 16:57.604
‫نه به خاطر این که یهودی هستی

16:57.687 --> 16:59.729
‫ایده‌های صرفه‌جویی سکولار

16:59.812 --> 17:00.729
‫حله!

17:03.271 --> 17:04.812
‫- که یهودی هستی، هان؟
‫- آره!

17:04.896 --> 17:06.562
‫عالیه. به کدوم کنیسه میری؟

17:06.646 --> 17:09.854
‫عه، فعلاً بین کنیسه‌هام

17:09.937 --> 17:10.771
‫باشه

17:11.646 --> 17:14.437
‫خب چجور یهودی‌ای هستی؟
‫اصلاح‌طلب، محافظه‌کار، نواندیش؟

17:14.521 --> 17:15.896
‫یه ذره از همه‌ی این چیزهام

17:15.979 --> 17:18.646
‫یه یهودی مثل ترکیبی
‫از کی‌اف‌سی، تاکو بل و پیتزا هاتم

17:19.229 --> 17:21.937
‫ولی از چه قومی هستی؟
‫اشکنازی؟ سفاردی؟

17:22.021 --> 17:23.021
‫به وضوح اشکنازی!

17:23.104 --> 17:25.187
‫- لیتواک یا گالیتزیانر؟
‫- معلومه که لیتواک

17:25.271 --> 17:27.896
‫یعنی لیتواک از ویلنا
‫یا لیتواک از ویتبسک؟

17:27.979 --> 17:30.479
‫- خودت چی فکر می‌کنی؟
‫- حس می‌کنم ویتبسک باشی

17:30.562 --> 17:32.104
‫مل بروکس یا آلبرت بروکس؟

17:32.187 --> 17:33.021
‫چرا انتخاب کنم؟

17:33.104 --> 17:34.146
‫حله!

17:34.229 --> 17:37.937
‫واسه یوم‌کیپور میای کنیسه‌ی من.
‫یه بلیت ۴۰۰ دلاری اضافه دارم.

17:38.021 --> 17:39.312
‫اوه، نمی‌تونم

17:39.396 --> 17:41.646
‫نمی‌تونی توی یوم‌کیپور بیای کنیسه؟

17:41.729 --> 17:43.646
‫- یعنی...
‫- تو یهودی هستی، درسته؟

17:43.729 --> 17:46.896
‫فقط این رو نگفتی که شغلت رو حفظ کنی
‫و توی دوره بمونی؟

17:46.979 --> 17:48.646
‫چون اگه این کارو کرده باشی...

17:48.729 --> 17:49.771
‫اونجا می‌بینمت!

17:49.854 --> 17:52.771
‫اون طرف خیابون یه خودپرداز هست،
‫پس هر وقت تونستی پولم رو پس بده.

17:52.795 --> 17:53.521
‫« هولوکاست »

17:54.812 --> 17:57.937
‫«به همراه پسرانش، روبن، لاوی، یهودا، زبولون...»

17:58.021 --> 18:00.771
‫زبولون؟ این دیگه چجور
‫اسم عجیب و غریبیه...

18:01.854 --> 18:05.437
‫اوه. بازنشستگی و پاداش پایان خدمت!
‫«تمام کارمندان بی‌جی بنانا حق دارند...»

18:08.896 --> 18:10.021
‫یالا! حرف بزن! بجنب!

18:10.104 --> 18:11.104
‫عزیزم، خوبی؟

18:11.187 --> 18:14.229
‫عالی‌ام! فقط باید اطلاعاتم رو بیشتر کنم

18:14.312 --> 18:17.479
‫فکر کنم یه یارویی بهم مشکوک شده.
‫واقعاً آب زیر کاهه.

18:17.562 --> 18:19.437
‫و به خاطر این که یهودیه این رو نمیگم!

18:19.521 --> 18:22.021
‫- نمی‌دونستم یهودیه
‫- چیزهای زیادی هست که نمی‌دونی

18:22.104 --> 18:24.771
‫- توی اون دانشگاه بهت چی یاد میدن؟
‫- یاد نمیدن کی یهودیه

18:24.854 --> 18:27.229
‫حالا که در مورد تو حرف می‌زنیم،
‫خوشحال میشم گپ بزنم،

18:27.312 --> 18:29.812
‫ولی یه قرار مهم دارم
‫و باید آماده شم. خدافظ!

18:31.437 --> 18:34.437
‫باید بهت بگم،
‫عکست اصلاً زیبایی‌هات رو نشون نمیده.

18:34.521 --> 18:35.937
‫و عکسِ خوبیه!

18:36.021 --> 18:39.521
‫آره. هی، برام توضیح بده...

18:39.604 --> 18:43.187
‫حصارِ دور تورات رو نمی‌فهمم.
‫یه حصار فیزیکیه یا...

18:43.271 --> 18:45.396
‫خب، من شغلم خاخام بودنه،

18:45.479 --> 18:48.021
‫ولی نیازی نیست همیشه خاخام باشم

18:48.104 --> 18:52.146
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

18:52.229 --> 18:54.354
‫- فیلمه یا تیم بسکتبال؟
‫- آها!

18:54.437 --> 18:57.312
‫برای این وقت ندارم.
‫اگه نمی‌خوای باهام از یهودیت حرف بزنی،

18:57.396 --> 18:59.312
‫چرا توی اپ دوستیابی یهودی‌ها
‫دنبال دوست می‌گردی؟

18:59.396 --> 19:01.979
‫حصارِ دور تورات یه استعاره‌ست

19:02.062 --> 19:04.396
‫یعنی پیروی از قواعد سختگیرانه‌تری
‫نسبت به دستوراتِ تورات

19:04.479 --> 19:06.021
‫تا اشتباهی قانونی رو نقض نکنی

19:06.104 --> 19:10.604
‫باشه، ولی چرا مردم نمی‌تونن قوانین رو بخونن
‫و بعد ازشون پیروی کنن؟

19:10.687 --> 19:14.312
‫به نظر میاد مشکل اینه که خیلی‌ها نمی‌تونن
‫به دستوراتِ ساده عمل کنن. اشتباه میگم؟

19:14.396 --> 19:17.729
‫عاشق رویکرد پرسشگرانه‌ات هستم.
‫کدوم مدرسه‌ی روزانه رفتی؟

19:17.812 --> 19:19.854
‫اوه، من واقعاً یهودی نیستم

19:19.937 --> 19:22.396
‫فقط می‌خواستم بکشونمت اینجا
‫که بتونم ازت چندتا سؤال بپرسم

19:22.479 --> 19:25.604
‫آفیکومن چیه و چطور پیداش کنم؟

19:25.687 --> 19:28.562
‫خب، شاید غافلگیر شی،
‫ولی یهودی نبودنت،

19:28.646 --> 19:30.937
‫لزوماً مانعی برای رابطه‌مون نیست

19:31.021 --> 19:32.771
‫اوه، من کاملاً همجنس‌گرام

19:33.729 --> 19:35.229
‫اینم مانعی نیست

19:36.213 --> 19:37.080
‫« سود »

19:37.104 --> 19:39.479
‫نمی‌دونم دیگه چطوری بگم.
‫کی ایده‌ای داره؟

19:39.562 --> 19:44.229
‫عه، اگه حاضر باشیم تجربه‌ی
‫بی‌جی بنانافینگرز رو محدود کنیم...

19:44.312 --> 19:47.354
‫ازش متنفرم! ازت متنفرم!
‫برای همیشه از زندگی‌ام برو بیرون.

19:47.437 --> 19:48.896
‫از آشنایی باهات پشیمونم

19:48.979 --> 19:52.062
‫آره، گریه کن. شانس آوردی که جذابی

19:52.562 --> 19:54.771
‫چی؟ اوه، نمی‌تونم هیچی بگم؟

19:54.854 --> 19:58.271
‫عه، من یه ایده دارم که می‌تونه
‫باعث صرفه‌جویی توی هزینه‌هامون بشه

19:58.295 --> 20:02.896
‫هفته‌ی آینده سی‌اُمین سالی میشه که
‫جرمینِ عروس دریایی کارمند این شرکته

20:02.979 --> 20:06.479
‫اگه بخواد بازنشسته شه
‫پاداش بازنشستگی خیلی زیادی بهش تعلق می‌گیره

20:06.562 --> 20:07.979
‫مگر این که...

20:08.062 --> 20:10.062
‫قبل از هفته‌ی آینده اخراجش کنیم

20:10.146 --> 20:12.062
‫این خیلی بی‌رحمانه‌ست، کندرا

20:12.146 --> 20:14.646
‫شخصی نیست. گاهی باید بی‌رحم باشی

20:14.729 --> 20:15.729
‫خوشم اومد

20:16.687 --> 20:19.229
‫ولی نمی‌تونیم کسی رو بی‌دلیل اخراج کنیم

20:28.146 --> 20:32.771
‫سلام، جرمینِ عروس دریایی، فقط می‌خواستم
‫بهت بگم کارت چقدر عالیه

20:33.896 --> 20:35.604
‫نه، صبر کن

20:35.687 --> 20:38.479
‫منم به یکی از اون بغل‌ها نیاز دارم، می‌دونی؟

20:46.146 --> 20:48.812
‫آخ! آخ! آخ!

20:48.896 --> 20:50.896
‫وای!

20:53.021 --> 20:55.396
‫خدای من، جرمینِ عروس دریایی، چی شد؟

21:03.354 --> 21:05.562
‫از این طرف! یالا

21:09.562 --> 21:12.562
‫تویی. پرنسسی که تولدم رو نجات داد

21:12.646 --> 21:16.187
‫تمام این مدت نمی‌دونستم
‫تو هنوز اینجا کار می‌کنی

21:16.271 --> 21:18.354
‫تو نمی‌دونی اون کارت چقدر برام ارزشمند بود

21:18.437 --> 21:22.021
‫برای اولین بار توی عمرم،
‫یکی من رو دید.

21:23.146 --> 21:23.979
‫اوه

21:24.062 --> 21:26.021
‫- لطف داری
‫- آره

21:28.687 --> 21:33.437
‫ولی متأسفانه، قانونِ شرکته
‫که شخصیت‌های لباس‌پوش

21:33.521 --> 21:36.146
‫نمی‌تونن وقتی توی سالن هستن
‫هیچ بخشی از لباسشون رو در بیارن

21:36.229 --> 21:37.521
‫چی؟ ولی من...

21:37.604 --> 21:39.771
‫پس از همین لحظه اخراجی

21:39.854 --> 21:42.437
‫- نه!
‫- خیلی متأسفم. من قوانین رو وضع نمی‌کنم

21:42.521 --> 21:45.187
‫- مجبور نیستی این کارو بکنی
‫- همه چی درست میشه

21:45.271 --> 21:47.396
‫- چیزیت نمیشه
‫- اینطور نیست

21:47.479 --> 21:51.062
‫لازم نیست این کارو بکنی!
‫من هیچی ندارم به جز این شغل

21:51.146 --> 21:53.979
‫و چند صدتا سهم توی شرکتی
‫به اسمِ لولولمون

21:54.062 --> 21:56.229
‫داری شلوغش می‌کنی و اصلاً جالب نیست

21:56.312 --> 21:58.771
‫وسایلت رو جمع کن.
‫حراست بدرقه‌ات می‌کنه.

22:02.521 --> 22:04.729
‫همه برگردید سرِ کارتون!

22:07.646 --> 22:09.354
‫همه‌شون ازم متنفرن

22:09.437 --> 22:11.896
‫به هر حال قرار نیست مدتِ زیادی
‫باهاشون توی سالن باشی

22:11.979 --> 22:16.021
‫چطوره من و تو فردا باهم ناهار بخوریم
‫تا در مورد آینده‌ات توی شرکت بحث کنیم؟

22:16.104 --> 22:18.437
‫فردا نمی‌تونم. یوم‌کیپوره

22:18.521 --> 22:21.021
‫آهان، درسته. پس هر وقت که برگشتی

22:21.104 --> 22:23.479
‫عه، یوم‌کیپور مبارکت باشه

22:30.021 --> 22:32.812
‫اینجا کسی به اسم نوحا هست؟

22:32.896 --> 22:35.187
‫احتمالاً ۵۰ تا نوحا اینجاست

22:59.896 --> 23:03.937
‫اینا دعاهای اعتراف هستن.
‫داریم می‌گیم چطور گناه کردیم.

23:04.021 --> 23:07.187
‫ما خطا کردیم. ما خیانت کردیم

23:07.896 --> 23:10.396
‫من خطا کردم. من خیانت کردم

23:10.479 --> 23:12.854
‫ما فریب دادیم. ما مسخره کردیم

23:13.729 --> 23:16.312
‫من فریب دادم. من مسخره کردم

23:17.229 --> 23:18.396
‫نه، عزیزم

23:18.479 --> 23:20.562
‫ما. ما این کارو کردیم

23:22.396 --> 23:23.229
‫ما

23:23.253 --> 23:28.863
‫« ترجمه از سینـا صداقت »
‫.:: SinCities ::.

23:28.887 --> 23:34.887
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

23:34.911 --> 23:44.911
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
