WEBVTT

00:01.107 --> 00:08.927
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

00:09.004 --> 00:11.970
‫« سال ۲۰۱۲ »

00:16.061 --> 00:17.681
‫ای خدا، خیلی‌خب

00:19.391 --> 00:21.021
‫اوم...

00:21.021 --> 00:22.193
‫همم

00:22.218 --> 00:24.218
‫« ۱۲ قلم یا کمتر »

00:25.061 --> 00:27.021
‫ببخشید، من اهل این کارها نیستم

00:27.021 --> 00:30.461
‫- پس نمی‌خواد شروع کنی
‫- اما اینجا صف خریدهای سبکـه و...

00:31.391 --> 00:34.391
‫۱۲ قلم یا کم‌تره، پس...

00:34.391 --> 00:36.101
‫منم حدود... ۱۲‌ قلم جنس خریدم

00:36.281 --> 00:37.754
‫حتماً

00:38.891 --> 00:42.021
‫فقط روش ننوشته
‫«حدود ۱۲ قلم یا کمتر»، نوشته؟

00:42.021 --> 00:43.311
‫شوخیت گرفته؟

00:43.311 --> 00:46.391
‫شاید نوشته «کم و بیش ۱۲ قلم.
‫دست خودتونـه» و من نخوندم

00:46.391 --> 00:49.601
‫شاید اونجاش که نوشته
‫«سرتون تو کار خودتون باشه» رو نخوندید

00:49.601 --> 00:51.891
‫- عجله دارم، خب؟
‫- اوه، پس عجله داری

00:51.891 --> 00:55.061
‫من هم می‌خوام واسه ۲۰ نفر آدم
‫مرغ ناردونی درست کنم

00:55.061 --> 00:57.601
‫بعضی‌هامون باید واسه
عیدِ «روش هشانا» غذا بپزن

00:57.601 --> 01:00.561
‫می‌بینم که مسئولیت سیب و عسل رو
‫جنابعالی به عهده گرفتید

01:00.561 --> 01:03.681
‫- وای، کمرت درد نگیره
‫- خرید سیب و عسل به من محول شده

01:03.681 --> 01:07.021
‫- مامانم تو آشپزخونه بهم اعتماد نداره
‫- مشکلاتت با مامانت رو سر من خالی نکن

01:07.021 --> 01:10.641
‫محض اطلاع، مامانم حق داره توی آشپزخونه
‫بهم اعتماد نداشته باشه

01:10.641 --> 01:13.351
‫پس مشکلاتم با مامانم اصلاً این نیست

01:13.351 --> 01:16.351
‫چون تعداد جنس درستی خریدم،
‫فکر نکن همه‌چیزم رو می‌دونی

01:16.351 --> 01:18.771
‫من فکری نکردم.
خودت داری همه‌چیزت رو میگی

01:18.771 --> 01:22.391
‫بهرحال تبریک میگم که واسه شام عیدِ
‫«روش هشانا» دعوتت کردن

01:22.391 --> 01:25.391
‫- در ضمن، عید شانات مبارک
‫- از کجا می‌دونی خودم میزبان نیستم؟

01:25.391 --> 01:27.471
‫- عید شانای خودت مبارک
‫-  صف داره میره جلو

01:27.471 --> 01:31.221
‫- داریم حرف می‌زنیم‌ها!
‫- نظرت چیه یه دقیقه آروم بگیری؟

01:31.221 --> 01:32.311
‫تو یهودی‌ای؟

01:32.311 --> 01:36.061
‫چیه؟ داری لیست یهودی‌ها رو جمع می‌کنی؟
‫لیست یهودی‌های سیاه‌پوست جذابِ اوکلند؟

01:36.061 --> 01:37.771
‫اوم... نه

01:37.771 --> 01:41.181
‫شاید بهتره تو یه لیست از یهودی‌های
‫سفیدپوست جذاب رو جمع کنی

01:41.181 --> 01:45.641
‫معلوم نیست واسه لیست یهودی‌های جذاب،
‫اونقدرا یهودی باشی

01:45.641 --> 01:48.601
‫این خرس عسلیـه اصلاً گواهی حلال بودن نداره

01:48.601 --> 01:50.851
‫- واسه همین مامانت بهت اعتماد نداره
‫- گندش بزنن!

01:50.851 --> 01:52.461
‫جام رو تو صف نگه می‌داری؟

01:53.061 --> 01:54.214
‫نه

01:54.214 --> 01:55.464
‫باشه، منطقیـه

01:55.488 --> 01:59.414
« مخلص کلام »
« فصل اول، قسمت چهارم »

01:59.438 --> 02:06.438
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

02:06.462 --> 02:13.462
‫مترجم: «محمدعلی sm »

02:44.534 --> 02:46.286
‫« سال ۲۰۲۱ »

02:46.311 --> 02:48.431
‫عجب قاب عینک مزخرفیـه

02:48.431 --> 02:50.351
‫شبیه بنجامین فرانکلین شدم

02:50.351 --> 02:52.141
‫یعنی عین اسکناس ۱۰۰ دلاری؟

02:52.141 --> 02:54.471
‫بین این همه پول، قحطی بود؟

02:54.471 --> 02:57.271
‫چنگال من رو برداشتی!

02:57.271 --> 03:00.181
‫کرکس‌ها که لباس عوض نمی‌کنن

03:00.181 --> 03:03.271
‫چرا، می‌کنن. پوست می‌اندازن و
‫پر جدید در میارن

03:03.271 --> 03:04.721
‫مارها این کار رو می‌کنن

03:04.721 --> 03:05.811
‫والتر

03:05.811 --> 03:08.891
‫خیلی‌خب بن. بدون نون برشته و زرده‌

03:09.971 --> 03:13.181
‫وای نه! بن گم شده که!

03:13.181 --> 03:17.311
‫پس به گمونم باید
این ساندویچ آماده‌ی مخصوص رو

03:17.311 --> 03:20.431
‫بدیم به ایزادورا دانکن انکارناپذیر

03:20.431 --> 03:22.351
‫خب دیگه، راه می‌افتیم. سوشرتت رو بپوش

03:22.351 --> 03:27.101
‫اگه بذاری یه قسمت پاپا ترول ببینم،
‫سوشرتم رو می‌پوشم

03:27.101 --> 03:31.561
‫وای والتر. مگه نمی‌دونی اینترنت ما
‫پاپا ترول نداره؟

03:31.561 --> 03:33.431
‫کلاس موسیقی افتاد دوشنبه؟

03:33.431 --> 03:35.851
‫خودم می‌برم‌شون.
تو با صاحبین حق امتیاز جلسه داری

03:35.851 --> 03:38.181
‫نه! اون جمعه‌ست.
‫دوشنبه جلسه‌ی سرگرمیـه

03:38.181 --> 03:40.931
‫- می‌دونی که نوآ کارش رو درست انجام نمیده
‫- فهمیدم

03:40.931 --> 03:43.431
‫خوبـه. چون باید بودجه‌‌ی
انیماترونیک‌ها رو نصف کنم

03:43.431 --> 03:47.273
‫«بی‌جی بنانافینگرز» بدون
سکوی ‫نوازندگانِ «سخت‌پوستان» بی‌‌جی

03:47.273 --> 03:48.397
واقعاً یه‌چی کم داره

03:48.397 --> 03:50.687
‫صدفه واقعاً رپش خوبـه

03:51.221 --> 03:52.391
‫چرا این‌قدر ساکتـه؟

03:53.391 --> 03:55.391
‫زده به سرتون؟

03:55.391 --> 03:58.351
‫روی ایزادورا دانکن انکارناپذیر
‫ضدآفتاب نریزید!

03:58.351 --> 04:00.971
‫- نمی‌خوام سرطان بگیره
‫- من می‌خوام بگیره!

04:00.971 --> 04:03.891
‫نمیشه این رو نریم؟
‫این «لِخ‌ لِخا» رو هم بیشتر دوست دارم

04:03.891 --> 04:04.931
‫لِخ، لِخ، لِخ...

04:04.931 --> 04:06.711
‫انگار گوله مو تو دهن گربه گیر کرده

04:06.711 --> 04:09.431
‫فکر می‌کردم می‌خواستیم بچه‌هامون
‫تحصیلات یهودی داشته باشن

04:09.431 --> 04:11.931
‫آره اما از مدرسه‌ی گوله مو تا اینجا
‫۴۰ دقیقه راهـه

04:11.931 --> 04:16.181
‫مدرسه‌ی آلتمن سر راه داروخونه‌ایـه که
‫توش ضدآفتاب می‌فروشن،

04:16.181 --> 04:19.431
‫که لازم هم داریم چون والتر داره
‫همش رو می‌خوره. والتر!

04:19.456 --> 04:21.888
« مدرسه‌ی آلتمن »

04:21.912 --> 04:23.818
« سالن گردهمایی »
« غذاخوری »
« تماشاخانه »

04:27.481 --> 04:29.771
‫مغز سنجاب!

04:29.771 --> 04:32.291
‫- بن، نگاه کن!
‫- والتر، میشه یه امروز رو آدم باشی؟

04:33.101 --> 04:35.771
‫خب، باغ هم دارن. عجب جای باکلاسیـه

04:35.771 --> 04:37.931
‫با سالی ۳۰ هزار دلار می‌تونیم مزرعه بخریم

04:37.931 --> 04:40.681
‫آلتمن خیلی گرونـه اما لخ‌ لخا دوره، آره؟

04:40.681 --> 04:42.141
‫سلام. تو کرکسی؟

04:42.141 --> 04:46.471
‫یکم یوزپلنگم، یکم هم جادوگرم.
‫تو اجرای طلسم خیلی سریعم

04:46.471 --> 04:48.561
‫وای! این گل آفتاب‌گردون‌ رو نگاه

04:48.561 --> 04:50.311
‫- سلام آقای آفتاب‌گردون
‫- سلام

04:50.861 --> 04:52.221
‫آفتاب‌گردون سخنگو!

04:53.641 --> 04:55.811
‫- من بودم
‫- نه، بنجامین بود

04:55.811 --> 04:59.221
‫پابلو لونا هستم، سرپرست مراقبت کودکان،
‫این اسم رو به حساب من نذارید

04:59.221 --> 05:00.891
‫من شندرا شوپر هستم، ایشون هم کندرا هوپر،

05:00.891 --> 05:02.851
‫بچه‌ها هم والتر و بنجامین هوپر شوپر هستن

05:02.851 --> 05:05.931
‫بسیار هم سوپر. می‌دونم انتخاب مدرسه
‫تصمیم سختیـه

05:05.931 --> 05:08.431
‫اما به عقیده‌ی من،
ما محیطی ساختیم که به انسان‌ها

05:08.431 --> 05:11.351
‫مهربونی، خلاقیت و خوش‌رفتاری یاد میده

05:11.351 --> 05:14.521
‫و همچنین ریاضی، بهتون قول میدم.
‫ریاضی هم یاد می‌گیرن

05:14.521 --> 05:16.391
‫- مایلید مدرسه رو ببینید؟
‫- بله

05:47.181 --> 05:48.471
‫آره! جانمی!

05:50.088 --> 05:51.448
« جایز‌ه‌ی نوبل تنظیم هیجان »
« جایز‌ه‌ی نوبل اعتماد به نفس »

05:54.474 --> 05:56.311
‫خب، این هم از بازدید

05:56.311 --> 05:57.811
‫چیزی هست که جا مونده باشه؟

05:57.811 --> 05:59.521
‫نه، تا همینجاش هم خیلی بود

05:59.521 --> 06:01.931
‫عالیـه. درخواست‌نامه توی وبسایت‌مون هست

06:01.931 --> 06:03.431
‫حواس‌تون باشه که زود واردش شید

06:03.431 --> 06:07.521
‫معمولاً ۸۰ تا درخواست برامون میاد و
‫فکر کنم امسال حدود ۱۲ تا جا داشته باشیم

06:07.521 --> 06:09.641
‫حدود ۱۲ یا ۱۲؟

06:09.641 --> 06:12.221
‫من رو ببخشید. باید به استقبالِ
‫بقیه‌ی خانواده‌ها هم برم

06:12.221 --> 06:14.521
‫توی قابلمه پارتی والدین آینده می‌بینم‌تون؟

06:14.521 --> 06:16.021
‫جانم؟ قابلمه پارتی؟

06:16.021 --> 06:18.891
‫فرصتیـه که بتونیم با خانواده‌تون آشنا شیم

06:18.891 --> 06:21.141
‫توضیحاتش توی وبسایت هست اما
‫خودتون رو اذیت نکنید

06:21.141 --> 06:22.811
‫وای، سه‌قلو!

06:22.811 --> 06:24.971
‫بدبخت شدیم. عاشق اینجا شدم

06:24.971 --> 06:28.351
‫کاش من می‌تونستم بیام اینجا.
‫بچگیم رو نمیگم‌ها. از همین حالا

06:28.351 --> 06:30.221
‫حتماً باید تو اون قابلمه پارتی باشیم

06:30.221 --> 06:32.181
‫خیلی‌خب. مدرسه‌ی آلتمن

06:32.181 --> 06:33.641
‫تقویم. ثبت‌نام قابلمه پارتی

06:33.641 --> 06:36.061
‫تایید ایمیل. پذیرفتن، پذیرفتن، پذیرفتن

06:36.061 --> 06:38.351
‫«فقط روی تصاویر دوجنس‌گراها کلیک کنید»؟

06:38.351 --> 06:40.811
‫از کجا باید بفهمم...
‫اوه، صددرصد همین یاروئـه، نه؟

06:40.811 --> 06:42.221
‫عینکت کوش؟

06:42.221 --> 06:44.021
‫نوشته «روی دوچرخه‌ها» کلیک کن

06:44.021 --> 06:45.101
‫اوه، وارد شدم. وارد شدم

06:45.101 --> 06:48.771
‫فرم ثبت‌نام هست. «مخلفات سبزیجات»،
‫«سس مزه‌دار»، «دستمال سفره»

06:48.771 --> 06:51.391
‫میشه ما دستمال سفره‌ش رو ببریم؟

06:51.391 --> 06:52.641
‫فقط ۱۲‌ نفر می‌گیرن

06:52.641 --> 06:54.851
‫- تازه ما دوتا داریم!
‫- اما نشون میدیم که شاغلیم

06:54.851 --> 06:58.391
‫- ما شغل تمام‌وقت داریم. لازم نیست...
‫- باید کف‌بُرشون کنیم

06:58.391 --> 07:02.141
‫شیرا، ما یه زوج لزبین با
‫پسرهای دورگه‌ی یهودی‌ایم

07:02.141 --> 07:03.561
‫همینطوریش کف همه رو می‌بُریم

07:03.561 --> 07:07.871
‫شوخیت گرفته کندرا؟ یه نگاه به دورت بنداز.
‫اینجا عینهو سریال بریجرتون می‌مونه

07:10.521 --> 07:12.351
‫- اسم‌مون رو واسه غذای اصلی می‌نویسم
‫- شیرا

07:12.351 --> 07:15.641
‫مجبورن کسایی که غذای اصلی میارن رو
‫قبول کنن چون آدم‌های بلندپروازی‌ان

07:15.641 --> 07:18.681
‫- می‌دونم سر تو شلوغـه. بسپارش به خودم
‫- می‌خوای آشپزی کنی؟

07:19.681 --> 07:20.954
‫- والتر
‫- بنجامین

07:24.851 --> 07:27.351
‫تِم جشن «بت میتصوا» هیولایی بود

07:27.351 --> 07:30.931
‫دندون دراکولا پخش می‌کردن و
‫آب‌میوه‌هاشون هم مثل خون بود

07:30.931 --> 07:33.271
‫یه یارویی هم لباس کینگ‌کونگ پوشیده بود

07:33.271 --> 07:34.891
‫هینگ کونگ اندازه‌ی انسان؟

07:34.891 --> 07:36.431
‫والا بخدا. میشه همون گوریل دیگه

07:36.431 --> 07:37.641
‫چقدر حال‌بهم‌زن

07:37.641 --> 07:39.391
‫«حال‌بهم‌زن» گفتنت حال‌بهم‌زنـه

07:39.391 --> 07:41.891
‫سارا فیلم‌های هیولایی دوست داره؟

07:41.891 --> 07:44.351
‫نه! عاشق ویدیوهای آنباکس کردنـه

07:44.351 --> 07:47.521
‫اگه تم جشن «بت میتصوا»،
‫ویدیوهای آنباکس کردن بود، بهتر می‌شد

07:47.521 --> 07:49.721
‫نه، بهتره همون تِم «بت میتصوا» باشه

07:49.721 --> 07:53.021
‫خودش تمـه اصلاً.
لازم نیست چیزی بهش اضافه کنی

07:53.021 --> 07:55.181
‫مثل بستنی‌ای می‌مونه که
‫طعم سیب‌زمینی پخته بده

07:55.181 --> 07:56.961
‫این همه پول خرج کردن فقط واسه این که

07:56.961 --> 07:59.021
‫به دخترت بگی «ما نمی‌شناسیمت»؟

07:59.021 --> 08:01.561
‫تم اون جشن بت میتصوا، هیولایی نبوده

08:01.561 --> 08:05.891
‫جشنی که توش شرکت کردی یه جشن هیولایی با
‫یه رگه‌ی ملایم بت میتصوا بوده

08:05.891 --> 08:08.971
‫اوه، من که نرفتم. فقط تو اینترنت
‫عکس‌هاش رو دیدم

08:08.971 --> 08:10.311
‫وایسا ببینم، نرفتی؟

08:10.311 --> 08:12.311
‫من و سارا دیگه دوست نیستیم

08:12.311 --> 08:13.931
‫جدی؟ از کی تاحالا؟

08:13.931 --> 08:15.224
‫اتوبوس اومد

08:22.308 --> 08:24.013
« شیرا »

08:24.038 --> 08:25.578
‫سلام، کسی مُرده؟

08:26.101 --> 08:27.771
‫همچنان مامان

08:27.771 --> 08:30.721
‫دارم زور می‌زنم اون کسرول‌های خوشمزه‌ای که
‫مامان می‌پخت رو یادم بیاد

08:30.721 --> 08:32.971
‫غذای اصلی یه قابلمه پارتی با منـه

08:32.971 --> 08:34.891
‫شاید کسرول قارچ بوده

08:34.891 --> 08:37.721
‫کنیش‌هاش قارچی بود.
‫نمی‌خوام درگیر خمیر شم

08:37.721 --> 08:39.758
‫راست میگی، کنیش بود

08:39.758 --> 08:41.771
یادمـه از بس درست کردنش ‫سخت بود،
همیشه غُر می‌زد

08:41.771 --> 08:44.641
‫ما هم می‌گفتیم، «اگه این‌قدر اذیت میشی،
‫چرا می‌پزی»؟

08:44.641 --> 08:46.061
‫«کنیشاهای من خیلی خوبن، شیرا»

08:46.061 --> 08:49.471
‫«نکنه می‌خواید غذای راحت درست کنم؟
‫من بهترین‌ها رو برای بچه‌هام می‌خوام»

08:49.471 --> 08:50.601
‫«به‌خاطر شما حاضرم سختی بکشم»

08:50.601 --> 08:53.601
‫آره، شرمنده دیگه. نمی‌خوام به خودم سختی بدم

08:53.601 --> 08:55.431
‫کاش می‌شد به خودش زنگ بزنم

08:55.431 --> 08:57.891
‫وقتی مُرد می‌دونستم دیگه مراسم خاصی ندارم

08:57.891 --> 09:01.221
‫اما واسه همین مراسم‌های کوچیکی که از
‫پس‌شون برنمیام هم آماده نیستم

09:01.221 --> 09:04.021
‫نمی‌تونم تو گوگل بزنم «آسون‌ترین دستورپختِ
‫مامانم» چی بود که

09:04.021 --> 09:06.061
...کاش یه چیزی مثل «ویکی‌پا» بود

09:06.061 --> 09:08.771
‫البته نه فقط برای آدم‌های معروف و
‫نه فقط برای پاها

09:08.771 --> 09:11.521
‫کوگل کدو سبز چطوره؟
‫آسون بود و همه هم دوست داشتن

09:11.521 --> 09:13.061
‫یوشی این‌قدر خورد که بالا آورد

09:13.061 --> 09:15.221
‫آره، بعدش هم فرش رو کشید که معلوم نشه

09:15.221 --> 09:17.431
‫یه ماه طول کشید بفهمیم بو از کجاس

09:17.431 --> 09:18.891
‫اما کوگل خوبی بود، مگه نه؟

09:18.891 --> 09:22.271
‫- آره. غذاساز داری؟
‫- فکر کنم غذاسازمون پیش شماست

09:22.271 --> 09:24.601
‫آره، راست میگی. فکر کنم دست جِنـه

09:24.601 --> 09:27.101
‫آوی! اون ۴۰۰‌ دلار پولش بود

09:27.101 --> 09:29.901
‫شرمنده، شاید موقع جمع کردن وسایل آشپزخونه

09:29.901 --> 09:32.811
‫حواسم پرتِ فروپاشی ازدواج
شکست‌خورده‌م شده بود

09:32.811 --> 09:34.181
‫اونش دیگه تقصیر خودت بود

09:34.181 --> 09:36.141
‫البته اگه جِن بود، ایده‌های خوبی می‌داد

09:36.141 --> 09:38.601
‫موقع آشپزی با مامان خیلی صمیمی می‌شد

09:38.601 --> 09:40.431
‫مامان و جِن با هم صمیمی بودن؟

09:41.171 --> 09:42.521
‫کسرول بروکلی!

09:42.521 --> 09:45.641
‫مامان واسه شامِ اون شبی که
‫لحظه‌آخری دعوت شدیم، پخته بود

09:45.641 --> 09:47.101
‫- آره
‫- ماشالا بهت آوی

09:47.101 --> 09:49.641
‫«وقتی علت دعوت شدن تو این بوده که
‫یه آدم باحال‌تر کنسل کرده،

09:49.641 --> 09:51.141
‫کسرول بروکلی درست می‌کنی»

09:51.141 --> 09:53.811
‫به‌نظرت اگه مامان بود، واسه درست کردنِ
‫همچین غذای راحتی بهم سرکوفت می‌زد؟

09:53.811 --> 09:57.561
‫آره، اما... اون دیگه اینجا نیست پس...

09:57.561 --> 09:59.771
‫اگه می‌خواست بهت سرکوفت بزنه
‫نباید می‌مرد

09:59.771 --> 10:02.351
‫آره، خیلی‌خب. من دیگه باید برم

10:02.351 --> 10:03.451
‫هی

10:03.811 --> 10:04.991
‫می‌دونی؟

10:04.991 --> 10:07.071
‫آره، می‌دونم. منم همینطور

10:08.133 --> 10:09.313
‫« محبوب بین خانواده‌ها! »

10:09.337 --> 10:10.853
‫« هرکسی از پسش برمیاد! »

10:10.884 --> 10:12.277
‫« بسیار آسان! »

10:14.351 --> 10:15.771
‫- صفحه‌م رو می‌بینید؟
‫- برند ما...

10:15.771 --> 10:17.771
‫- صفحه‌م شِیر شده؟
‫- گوش کنید چی میگم

10:17.771 --> 10:21.391
‫اگه نتونیم این بودجه‌ها رو تراز کنیم،
‫مجبوریم صدها نفر رو تعدیل کنیم

10:21.391 --> 10:25.431
‫نوآ، آمار انفجار فتوچینیِ آلوینِِ
اورانگوتان رو داری؟

10:25.431 --> 10:27.771
‫نوآ، نمی‌شنوم

10:27.771 --> 10:28.931
‫یه لحظه

10:31.021 --> 10:32.351
‫کنیش درست می‌کنیم!

10:34.891 --> 10:36.104
‫می‌کنیم؟

10:36.431 --> 10:38.311
‫می‌خوام کنیش‌های مامانم رو درست کنم

10:38.311 --> 10:40.771
‫خیلی خفن و جذابن

10:40.771 --> 10:44.021
‫کنیش میگه،
«توی مهدکنیش‌تون من رو لازم دارید»

10:44.021 --> 10:46.311
‫کِنیشه از کاستو پیتزا بگیریم؟

10:46.311 --> 10:49.851
‫پیتزای کاستو؟ پای تحصیل بچه‌هامون وسطه‌ها

10:49.851 --> 10:52.971
‫فکر نکنم مردم حواس‌شون باشه که
‫واسه قابمه پارتی، کی چی میاره

10:52.971 --> 10:56.271
‫من یادم می‌مونه و تا چندین سال هم
‫غیبت‌شون رو می‌کنم

10:56.271 --> 11:00.971
‫هنوز از دست مت و چنگ دلخورم که
‫«سانگریا» آوردن اما لیوان نه

11:00.971 --> 11:03.141
‫پس چطوری باید بخوریم، مت و چنگ؟

11:03.141 --> 11:04.641
‫بطری رو سر بکشیم؟ عین سگ‌ها؟

11:04.641 --> 11:07.261
باشه اما درست کردن خمیر غیرشیرین
‫برای کسی که

11:07.261 --> 11:09.521
‫حتی بلد نیست تخم‌مرغ هم بزنه،
‫یه ذره جاه‌طلبانه‌ست

11:09.521 --> 11:11.351
‫کی گفته بلد نیستم؟

11:11.351 --> 11:13.561
‫حسگرهای دودمون خیلی حساسن

11:13.561 --> 11:15.641
‫مطمئنی از پس این کار برمیای؟

11:15.641 --> 11:18.351
‫غم به دلت راه نده.
مامانم همیشه کنیش درست می‌کرد

11:18.351 --> 11:20.101
‫امکان نداره اونقدرا سخت بوده باشه

11:20.101 --> 11:23.641
‫- مامانی، چاقو رو به من نمیده!
‫- به برادرت هم بده بنجامین

11:23.641 --> 11:27.721
‫خیلی‌خب، بریم با سازه‌ی مغناطیسی بازی کنیم.
‫شکلات از کجا آوردی؟

11:27.721 --> 11:28.891
‫همم... از طبیعت؟

11:30.771 --> 11:34.641
‫باشه، می‌دونم ایزادورا دانکن انکارناپذیر،
‫یکم دیگه میریم بیرون

11:34.641 --> 11:36.851
‫کاش می‌شد همه... چی؟

11:36.851 --> 11:38.271
‫من که همین کار رو کردم

11:38.271 --> 11:40.101
‫چرا مال من فرق می‌کنه؟

11:40.101 --> 11:41.271
‫خیلی‌خب، نه، نه، نه!

11:41.271 --> 11:44.101
‫ببین نوآ، مشکل ماشین‌های چنگک نیست

11:44.101 --> 11:47.771
‫انگار مشکلات تموم‌نشدنی تو هی سبز میشن

11:47.771 --> 11:49.971
‫- پسش بده!
‫- می‌خوامش!

11:49.971 --> 11:52.851
‫این پیازه چقدر رو مخـه.
‫انگار داره بهم حمله می‌کنه

11:52.851 --> 11:54.561
‫می‌کشمت!

11:54.561 --> 11:58.271
‫والتر، ما نباید کسی رو بکشم.
‫میشه با همدیگه بازی کنید؟

11:58.271 --> 12:00.391
‫می‌تونیم بازی «پاپا ترول دیدن» رو بکنیم

12:00.391 --> 12:01.771
‫تو اینترنت می‌گردم

12:01.771 --> 12:02.891
‫همچنان میگه نه

12:02.891 --> 12:04.641
‫اینترنت جدید می‌خوایم!

12:04.641 --> 12:06.431
‫زندگی افتضاحـه

12:06.431 --> 12:08.311
‫- دارم رد میشم
‫- چی؟

12:08.311 --> 12:10.931
‫باید یه سر برم پیش جن،
‫مخلو‌ط‌کن‌‌‌مون پیششـه

12:10.931 --> 12:13.351
‫به‌جای این که غذا رو مخلوط کنم،
‫داشتم له می‌کردم

12:13.351 --> 12:15.351
‫اصلاً باورت میشه؟ کار همیشگیمـه

12:15.351 --> 12:17.351
‫تحملش سختـه اما عاشقشیم، از دست شیرا!

12:17.351 --> 12:19.471
‫نمی‌ذارم این همه راه تا «سانتا روزا» بری

12:19.471 --> 12:21.721
‫چرا از همسایه‌مون مخلوط‌کنش رو قرض نمی‌گیری؟

12:21.721 --> 12:23.851
‫کریس رو میگی؟ نه، خیلی وِر می‌زنه

12:23.851 --> 12:26.851
‫اگه همسایه‌بازی در بیارم،
‫اولش میاد شکر قرض بگیره،

12:26.851 --> 12:30.641
‫بعدش هم دعوت‌مون می‌کنه تا
‫عین منحرف‌ها، مشروب بزنیم

12:31.221 --> 12:34.931
‫شیرا، نباید موقع حموم کردن بچه‌ها،
‫من رو تنها بذاری

12:34.931 --> 12:36.641
‫ببخشید، درست متوجه نشدم

12:36.641 --> 12:37.891
‫گفتم، «هی شیرا!»

12:37.891 --> 12:39.891
‫آره بابا، اصلاً گور بابای قابلمه پارتی

12:39.891 --> 12:42.641
‫یه مدرسه‌ی راحت‌تر پیدا می‌کنیم،
‫اینطوری بچه‌‌ها هم سخت‌شون نمیشه

12:42.641 --> 12:43.811
‫این‌قدر بد میشه؟

12:43.811 --> 12:45.061
‫این‌قدر بد میشه

12:45.061 --> 12:48.351
‫حالا هم با اجازه‌ی جنابعالی،
‫زودتر برم تا خمیرها ترش نشدن

12:48.351 --> 12:49.641
‫خمیر، ترش نمیشه

12:49.641 --> 12:51.521
‫خمیرتُرش چطور، کندرا؟

12:52.141 --> 12:53.851
‫آره، درست شنیدی. کیش و مات

12:53.851 --> 12:55.271
‫برو مخلوط کنت رو بگیر

12:55.271 --> 12:56.601
‫اما حالا که داری میری پیش جن،

12:56.601 --> 12:59.291
‫شاید بخوای شماره‌ی وکیل طلاقش رو هم
‫ازش بگیری

13:02.101 --> 13:03.271
‫همینجاها باید باشه

13:04.061 --> 13:05.561
کار و کاسبی شراب چطوره؟

13:05.561 --> 13:09.271
‫پر رونق. ۲۰۲۰ سال توپی واسه
‫مشروب خوردن تو تنهایی بود

13:09.271 --> 13:11.311
‫- پیداش کردم!
‫- مرسی

13:12.141 --> 13:15.061
‫تو و مامانم موقع آشپزی با
همدیگه صمیمی می‌شدید؟

13:15.061 --> 13:17.891
‫نمی‌دونم بشه بهش گفت «صمیمی شدن»

13:17.891 --> 13:19.601
‫از آشپزیش تعریف می‌کردم اما

13:19.601 --> 13:21.721
‫بعد فکر کرد واقعاً بهش علاقه‌مندم چون

13:21.721 --> 13:24.721
‫بچه‌های خودش ازش تعریف نمی‌کردن که...

13:24.721 --> 13:27.271
‫این قضیه رو زیاد بهم گفته بود

13:27.271 --> 13:30.721
‫باورم نمیشه مامانم از فرسنگ‌ها
‫زیر سنگ هم، بهم کنایه می‌زنه

13:30.721 --> 13:32.101
‫به این میگن اراده‌ی آهنین

13:32.101 --> 13:34.721
‫بیا. بالاخره ازش تعریف کردی

13:34.721 --> 13:40.351
‫صبر کن ببینم. این خانوم خوشگل و محشر و
‫باهوش و جذاب و تو د‌ل‌برو دیگه کیه؟

13:40.351 --> 13:41.601
‫یعنی می‌تونه هانا باشه؟

13:41.601 --> 13:44.246
‫عمه شیرا. نمی‌دونستم داری میای اینجا

13:44.246 --> 13:46.201
‫نابغه‌ی خوشگل و بااستعداد و
کوچولوی من چطوره؟

13:46.201 --> 13:47.561
‫هنوز تو شبیه‌سازی سازمان ملل هستی؟

13:47.561 --> 13:49.521
‫آره اما مونته‌نگرو رو بهم دادن

13:49.521 --> 13:52.351
‫وای، مونته‌نگرو کوچولو.
‫از خداشون هم باشه تو رو دارن

13:52.351 --> 13:55.471
‫راستی هانا، تونستی اون قطع‌نامه رو
تصویب کنی؟

13:56.141 --> 13:58.121
‫مامان، درس دارم

13:59.931 --> 14:01.711
‫دخترداری سختـه

14:07.601 --> 14:10.971
‫هنوز اونقدری ضررها رو جبران نکردیم که
‫امتیاز میامی رو نگه داریم

14:10.971 --> 14:13.351
‫لونه‌ی اسیدی من بود!

14:13.351 --> 14:14.891
‫بچه‌ها. بچه‌ها. بچه‌ها!

14:14.891 --> 14:16.311
‫سی دقیقه

14:16.311 --> 14:18.021
‫فقط ۳۰‌ دقیقه

14:19.811 --> 14:22.021
‫پاپا ترول رو براتون می‌ذارم

14:22.021 --> 14:24.221
‫اینترنت ما که پاپا ترول نداره

14:24.221 --> 14:26.931
‫هکش می‌کنم تا بتونید
فقط همین یه بار ببینیدش

14:26.931 --> 14:32.221
‫- بن! یادداشت کن
‫- هشت، شیش، هفت، پنج، سه، صفر، نه

14:32.221 --> 14:35.181
‫هشت، شیش، هفت، صد، یه میلیون صد

14:35.721 --> 14:36.721
‫خدایا، من رو ببخش

14:37.311 --> 14:40.721
‫♪ پاپا ترول،‌ پاپا ترول ♪
‫♪ اون روی آب راه میره ♪

14:40.721 --> 14:44.391
‫♪ پاپا ترول،‌ پاپا ترول ♪
‫♪ زن و دختر و پسر داره ♪

14:44.391 --> 14:48.351
‫♪ با یه دختر و دوتا پسر دیگه و
‫یه برادر زن ♪

14:48.351 --> 14:52.241
‫♪ ما خونواده‌ایم و تو مسائل حقوقی
‫هوای همدیگه رو داریم ♪

14:54.004 --> 14:55.184
‫کندرا؟

14:56.921 --> 14:58.061
‫این سروصدا دیگه چیه؟

14:58.061 --> 15:01.891
‫سروصدای «از پسش برمیام» گفتنِ توئـه

15:01.891 --> 15:06.521
‫اما فکر نکنم بدونی معنیِ
‫«از» و «پسش» و «برمیام» چی باشه

15:06.521 --> 15:11.521
‫چون تموم این هفته که داشتم
‫کار تمام‌وقتم رو انجام می‌دادم،

15:11.521 --> 15:15.021
‫همزمان داشتم جلوی بچه‌ها رو
‫می‌گرفتم که آتیش نگیرن و

15:15.021 --> 15:18.431
‫انگشت‌هاشون رو قطع نکنن تا
‫ تو بتونی به سرآشپز بازیت برسی

15:18.431 --> 15:21.931
‫با این که از همون اولش
می‌دونستی وقت ندارم و

15:21.931 --> 15:25.771
‫حالا علاوه بر این‌ها،
‫مجبور شدم پاپا ترول بذارم

15:25.771 --> 15:29.181
‫نمی‌خواد واسه من آه بکشی!

15:29.181 --> 15:31.271
‫منم که باید واسه تو آه بکشم!

15:31.271 --> 15:35.061
‫اما اصلاً وقت ندارم!
‫حتی وقت آه کشیدن هم ندارم!

15:35.061 --> 15:37.681
‫خیلی‌خب، اولاً که واقعاً معذرت می‌خوام

15:37.681 --> 15:39.641
‫من بَدم و تو بهترینی

15:39.641 --> 15:41.521
‫و این که، دوستت دارم

15:41.521 --> 15:44.641
‫و این که... انجامش دادم. تموم شد

15:48.471 --> 15:49.431
‫همم

15:49.431 --> 15:52.521
‫شیرا، واقعاً خوب شده

15:52.521 --> 15:54.221
‫ببخشید. درست متوجه نشدم

15:54.221 --> 15:55.391
‫گفتم خوب شده!

15:55.391 --> 15:57.771
‫- جداً؟
‫- آره، جدی میگم. خودت امتحان کن

15:58.601 --> 16:00.891
‫همم

16:02.271 --> 16:03.271
‫همم

16:03.641 --> 16:04.641
‫همم

16:08.021 --> 16:09.021
‫چیکار داری می‌کنی؟

16:09.021 --> 16:10.006
‫خراب شده

16:10.031 --> 16:11.557
‫چی؟

16:11.681 --> 16:14.721
‫بس کن، بس کن، بس کن.
‫نه، نه، نه. چیکار داری می‌کنی؟

16:14.721 --> 16:15.971
‫حروم‌شون نکن!

16:15.971 --> 16:19.351
‫کنیش‌ها رو ول‌شون کن! شیرا، بذارشون زمین!
‫بذارشون زمین شیرا! شیرای بد!

16:19.351 --> 16:22.971
‫شیرا! چرا؟ مگه... مگه چشونـه؟

16:23.681 --> 16:25.681
‫همم

16:26.891 --> 16:28.101
‫مثل مال مامانم نشده

16:30.181 --> 16:31.249
‫پاپا ترول!

16:31.274 --> 16:33.351
‫جرایم آبی رو حل می‌کنم!

16:33.351 --> 16:36.221
‫دستورپخت مامانم رو می‌خوام.
‫کاش می‌شد بهش زنگ بزنم

16:36.221 --> 16:37.771
البته جواب هم نمی‌داد

16:37.771 --> 16:40.721
‫بعدش با یه پیام نیش و کنایه‌دار
«بهم می‌‌گفت، «دیدم زنگ زدی

16:40.721 --> 16:42.271
‫بعدش پیام می‌دادم، «می‌تونی حرف بزنی؟»

16:42.271 --> 16:44.931
‫اونم می‌گفت، «خیلی سرم شلوغـه اما
‫واسه تو همیشه وقت دارم»

16:44.931 --> 16:46.931
‫بعد که دوباره زنگ می‌زدم،
بازم جواب نمی‌داد

16:46.931 --> 16:49.061
‫بعدش خودش زنگ می‌زد و
یه پیغام صوتی بلند و بالا

16:49.061 --> 16:51.561
‫درمورد یه مقاله تو مجله‌ی هاداسا می‌فرستاد.
‫خلاصه بگم که...

16:51.561 --> 16:55.311
‫نخواستیم. نمیشه بعد از این همه حرف
‫بگی «خلاصه بگم که»

16:55.311 --> 16:58.891
‫باید تو این مدرسه قبول شیم.
‫باید خوب بپزم‌شون

17:00.311 --> 17:01.541
‫باشه

17:01.541 --> 17:03.041
‫دستورپخت مامانت کجاس؟

17:08.174 --> 17:09.786
‫نه‌خیر

17:09.811 --> 17:13.351
‫آیا در خرید بعدی ماست‌تان،
‫تخفیف ویژه‌ای می‌خواهید؟

17:13.351 --> 17:17.271
‫خب، واسه خرید بعدی ماستم
‫تخفیف ویژه نمی‌خوام

17:17.296 --> 17:18.564
« بچه‌ی موردعلاقه‌م »
« به‌اندازه‌ی دوتا داداشش »

17:18.589 --> 17:20.391
‫شیرا، چیزی شده؟

17:20.391 --> 17:23.311
‫نه، چیزی نشده.
می‌دونی دفتر دستورپخت‌ مامان کجاست؟

17:23.311 --> 17:24.471
‫باباجون!

17:24.471 --> 17:27.681
‫سلام، بیاید اینجا ببینم.
‫وای، چقدر بزرگ شدید

17:27.681 --> 17:30.721
‫- می‌تونستی دستورپختش رو اس‌ام‌اس کنی
‫- خیلی به گوشی وارد نیستم

17:30.721 --> 17:34.141
‫خواستم عکس بگیرم و همین وادارم کرد
‫از «مانتین ویو» بیام تا

17:34.141 --> 17:35.931
‫یه روز کامل رو پیش نوه‌هام باشم!

17:35.931 --> 17:37.471
‫یه جوک ریاضی تعریف کن

17:37.471 --> 17:38.391
‫گوش کن

17:38.391 --> 17:42.271
‫وقتی شما پسرها رو می‌بینم،
‫عین عددِ ثابت پای میشم

17:42.271 --> 17:44.271
‫این‌قدر دوست‌تون دارم که حد نداره

17:46.351 --> 17:47.931
‫تو پایی؟

17:47.931 --> 17:50.681
‫مامانم تک تک دستورپخت‌هاش رو کامل می‌کرد

17:50.681 --> 17:54.311
‫«به‌‌جای چربی خوک، از چربی مرغ و
‫در ظرف پیرکس بزرگ پخته شود»

17:54.311 --> 17:57.721
‫سالاد ماکارونیش رو از برنامه‌ی
‫«زندگی مارتا استوارت» برداشته؟

17:57.721 --> 17:58.771
‫این که غذای غیریهودیـه

17:58.771 --> 18:01.141
‫ماکارونی ایتالیاییـه.
‫پاستا اختراع چینی‌ها بوده

18:01.141 --> 18:03.431
‫- کنیشت رو درست کن
‫- این همه زحمت واسه یه قابلمه پارتی؟

18:03.431 --> 18:05.771
‫کاستا از اون پیتزا گنده‌ها می‌فروشه

18:05.771 --> 18:07.771
‫بن میگه ساق پا نمی‌بنده

18:07.771 --> 18:10.181
‫ممنون که می‌بری‌شون الیوت.
‫فرشته‌ی نجاتمی

18:10.181 --> 18:11.931
‫با کمال میل. چیزی هست که بدونم؟

18:11.931 --> 18:13.471
‫یادت میدم با صندلی کودک کار کنی

18:13.471 --> 18:15.471
‫محل بازی، گوشه‌ی شمال‌غربیِ پارک مگنولیاست

18:15.471 --> 18:17.771
‫ماشینت رو تو پیدمونت پارک کن،
‫اونجا زود تست می‌گیرن

18:17.771 --> 18:19.561
‫فهمیدم. همه‌ش تو پارک پیدمونتـه

18:19.561 --> 18:20.851
‫نه، پارک مگنولیا

18:20.851 --> 18:23.771
‫گوشه‌‌ی شمال‌غربی.
‫تیم یاس بنفش اونجا بازی داره

18:23.771 --> 18:27.061
‫- می‌گردم دنبال بچه‌های بنفش
‫- نه، بچه‌های بنفش بزرگ‌ترن

18:27.061 --> 18:29.561
‫- بگرد دنبال بچه‌های یاس‌ بنفش
‫- می‌گردم دنبال بچه‌های یاس بنفش

18:29.561 --> 18:32.271
‫واسه پذیرش هم باید
برنامه‌ی لیگ رو دانلود کنی

18:32.271 --> 18:33.771
‫اوهوم. اوهوم

18:33.771 --> 18:35.601
‫بابا، مطمئنی می‌تونی از پسش بربیای؟

18:35.601 --> 18:37.771
‫عین آب خوردنـه. گفتی پارک شمال‌غربی دیگه؟

18:38.351 --> 18:39.931
‫خودم... باهات میام

18:39.931 --> 18:42.061
‫صدها شغل توی خطره

18:42.061 --> 18:44.311
‫اما می‌تونیم از تو یه پارک عمومی هم
‫تو جلسه‌م شرکت کنم

18:44.311 --> 18:46.681
‫با کلی بچه‌ که گلوشون رو جر میدن

18:47.271 --> 18:48.721
‫زنده باد؟

18:52.521 --> 18:55.601
‫با توجه به درآمد بلندمدتی که
...اسب‌های چرخان دارن

18:55.601 --> 18:57.601
‫ببخشید، مشکل فروشنده‌ی مارینارا چی بود؟

18:57.601 --> 18:59.431
‫نه. مارینارا رو عوض نمی‌کنیم

18:59.431 --> 19:00.561
‫مارینارا رو عوض می‌کنیم؟

19:00.561 --> 19:03.891
‫- نه، نه، نه. عوضش نمی‌کنیم
‫- الو؟ صداتون قطع...

19:03.891 --> 19:06.971
‫مامان! مامان! یه کلاغه مُرده!

19:06.971 --> 19:10.811
‫ای خدا. الو؟ کسی هست؟
‫من هستم؟ من رو می‌بینید؟

19:10.811 --> 19:13.061
‫این پرتقال‌ها واسه همه‌ست دیگه، نه؟

19:13.061 --> 19:14.374
‫اوه!

19:15.641 --> 19:17.021
‫- وای پسر
‫- بن!

19:18.721 --> 19:20.351
‫بنی، حالت خوبـه عزیزم؟

19:20.351 --> 19:21.811
‫باید نقص عضوش کنن

19:21.811 --> 19:23.431
‫نقص عضو دیگه چیه؟

19:23.431 --> 19:26.601
‫مثل امپراتور آلمان که
پای فرانسوی‌ها رو قطع می‌کرد

19:26.601 --> 19:28.061
‫والتر، بس کن

19:28.061 --> 19:30.431
‫کبود میشه اما چیزی نمیشه. قول میدم

19:30.431 --> 19:32.191
‫می‌خوای بازی رو تموم کنی؟

19:32.721 --> 19:36.351
‫نزدیک دروازه یه کلاغه مُرده.
‫می‌خوای روش راه بریم؟

19:37.641 --> 19:38.721
‫آره

19:39.391 --> 19:42.391
‫شرمنده نتونستم کمک کنم.
‫پسرهام اهل ورزش نبودن

19:42.391 --> 19:44.811
‫آوی و یوشی بچه خونگی بودن

19:44.811 --> 19:46.351
‫فوتبال، بازی سختیـه

19:46.351 --> 19:48.721
‫این کار رو معمولاً شیرا می‌کنه اما...

19:48.721 --> 19:50.431
‫سرش شلوغـه

19:50.431 --> 19:52.021
‫اون کنیش‌ها رو یادمـه

19:52.021 --> 19:54.181
‫نایومی هم پوستش کنده می‌شد تا درست‌شون کنه

19:54.811 --> 19:56.601
‫خیلی‌خب، این هم از این

19:56.601 --> 19:57.561
‫کنیش

19:57.561 --> 19:58.851
‫البته شیرا عاشق‌شون بود

19:58.851 --> 20:01.931
‫شاید باور کردنش سخت باشه اما
بدغذا هم بود

20:01.931 --> 20:03.271
‫آره بابا، باور می‌کنم

20:03.681 --> 20:05.622
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب.
«سیب‌زمینی را به آرامی می‌پزیم»

20:05.647 --> 20:06.851
‫«آبکش می‌کنیم». آره

20:06.851 --> 20:09.561
‫وقتی نایومی می‌دید شیرا غذایی رو دوست داره،

20:09.561 --> 20:10.931
‫واسش درست می‌کرد

20:10.931 --> 20:14.931
‫این کار رو کردم. «روغن را داغ می‌کنیم.
‫خمیر را نصف می‌‌کنیم». همین کار رو کردم

20:14.931 --> 20:18.061
‫اوضاع برای نایومی راحت‌تر نشد؟

20:18.061 --> 20:20.221
‫شوخیت گرفته؟ من که همین کارها رو کردم

20:20.221 --> 20:22.521
‫نه، همیشه غُر می‌زد

20:23.561 --> 20:26.181
‫اما خب شاید اخلاقش این‌طوری بود

20:26.181 --> 20:28.141
‫غذای پرزحمت درست می‌کرد تا

20:28.891 --> 20:31.641
‫بفهمن که دوست‌شون داشت

20:31.641 --> 20:33.351
‫خدایا...

20:33.351 --> 20:34.511
‫نه

20:35.959 --> 20:38.952
« هشت حبه سیر »
« شیرا دوست داره طعم سیر بده »

20:49.471 --> 20:53.391
‫مامانی! مامانی!
‫مامان گفت می‌تونیم پاپا ترول ببینیم!

20:53.391 --> 20:56.721
‫همچین حرفی نزدم.
‫لطفاً لباس‌هاتون رو عوض کنید

20:56.721 --> 20:58.931
‫بن، رمز رو بلدیم

21:01.061 --> 21:02.961
‫بپرسم؟

21:05.771 --> 21:07.101
‫همم

21:07.101 --> 21:08.391
‫خب؟

21:08.391 --> 21:09.950
طعم سیر میده

21:10.141 --> 21:12.641
‫خیلی هم طعم سیر میده

21:14.561 --> 21:15.561
‫همم

21:17.061 --> 21:18.771
‫درست عین مال مامان شد

21:29.891 --> 21:31.471
‫حتماً خیلی خسته شدی

21:31.471 --> 21:32.777
‫آره

21:34.391 --> 21:36.521
‫ممنون بابت زحمت‌های این هفته‌ت

21:36.521 --> 21:38.021
‫نمی‌دونم چی شد

21:38.021 --> 21:39.471
‫خیلی راحت نبود

21:39.471 --> 21:40.637
‫درستـه

21:41.631 --> 21:44.171
‫اما باید آشپزخونه رو تمیز کنیم تا...

21:45.811 --> 21:46.851
‫...خواب‌مون نبرده

21:58.561 --> 22:01.891
‫نه، نه. ایزادورا دانکن انکارناپذیر

22:01.891 --> 22:04.601
‫نخورش. سیر توشـه

22:04.601 --> 22:06.811
‫بیا رو زمین، ایزادورا دانکن انکارناپذیر. نه!

22:06.811 --> 22:08.171
بس کن

22:09.771 --> 22:11.141
‫وای نه

22:11.891 --> 22:13.471
‫وای

22:15.021 --> 22:17.471
‫شیرا، بهتره...

22:20.490 --> 22:21.826
‫خیلی‌خب

22:21.851 --> 22:23.137
‫باشه

22:36.271 --> 22:39.351
‫- چرا این‌قدر آروم میای مامان؟
‫- خوب خوابیدی؟

22:39.351 --> 22:40.931
‫آره بابا

22:41.022 --> 22:42.788
« قابلمه پارتی خانواده‌های آینده »

22:43.021 --> 22:44.811
‫وایسا ببینم، تو محیط بسته‌ست؟

22:44.811 --> 22:48.431
‫می‌خوان همه‌مون کرونا بگیریم؟
‫امکان نداره. فراموشش کنید

22:48.431 --> 22:50.351
‫نمیریم پیکنیک؟

22:50.351 --> 22:53.221
‫- نمیریم این مدرسه
‫- جدی میگی؟

22:53.221 --> 22:55.221
‫واسه یه دورهمی نتونستن ایمنی رو رعایت کنن،

22:55.221 --> 22:58.391
‫اون‌وقت ما واسه کل روز
باید بچه‌هامون رو به اینا بسپریم؟

22:58.391 --> 23:01.041
‫نه‌خیرم. میریم اون مدرسه گوله موییـه

23:03.681 --> 23:04.994
‫خیلی‌خب!

23:06.391 --> 23:09.271
‫دفعه آخرت باشه مسابقه‌ی قایقرانی رو با

23:09.271 --> 23:10.971
‫این همه پنیر ریکوتا خراب می‌کنی

23:10.971 --> 23:13.431
‫یعنی همه‌ی جرایم، نزدیک آب اتفاق می‌افته؟

23:13.431 --> 23:15.601
‫خب دیگه چطوری به اونجا برسن؟

23:16.931 --> 23:18.521
‫میشه پیتزا سفارش بدیم؟

23:18.521 --> 23:19.851
‫- کنیشت رو بخور
‫- نه

23:20.521 --> 23:22.391
‫مادرتون با عشق درست کرده

23:25.271 --> 23:26.904
‫من پیتزا می‌خوام!

23:26.929 --> 23:28.906
« مخلص کلام »

23:28.931 --> 23:32.116
‫♪ من به هیچی ایمان ندارم ♪

23:32.141 --> 23:36.326
‫♪ اما به تو ایمان دارم ♪

23:36.351 --> 23:41.931
‫♪ می‌دونم همه‌ی این‌ها بازی و فیلمـه ♪

23:41.931 --> 23:46.644
‫♪ اما این یکی واقعی‌تر به‌نظر می‌رسه ♪

23:46.668 --> 23:53.668
‫مترجم: «محمدعلی sm »

23:53.692 --> 24:00.692
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com

24:00.716 --> 24:07.716
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
والا مووی
ValaMovie.Com
