WEBVTT

00:02.200 --> 00:04.325
‫- فاتحه‌مون خونده‌ست
‫- منظورت چیـه؟

00:04.408 --> 00:05.700
‫درهای ضد انفجار باز نمیشن

00:05.950 --> 00:07.950
‫« آنچه گذشت… »

00:08.116 --> 00:09.741
‫درهای قرنطینه قفل شدن

00:09.825 --> 00:11.241
‫فقط طراح‌شون می‌تونه

00:11.325 --> 00:13.491
‫با اسکن حضوری هاله‌ی زمانیش
‫بازش کنه

00:13.575 --> 00:14.783
‫آنکه باقی می‌ماند

00:14.866 --> 00:16.033
‫اون هم مُرده

00:16.825 --> 00:20.700
‫بافنده‌ی زمان برای بافتن
‫این همه شاخه‌ی جدید طراحی نشده،

00:20.783 --> 00:22.116
‫پس تحت فشاره

00:22.200 --> 00:23.658
‫هر چی اون شاخه‌ها بیشتر بشن،

00:23.741 --> 00:25.866
‫بافنده به فروپاشی نزدیکتر میشه

00:28.825 --> 00:32.075
‫مشکل ن.م.ز هستش. خرابـه

00:32.200 --> 00:36.408
‫سیلوی، بدون ن.م.ز تمام اینا… همه چی…
‫از بین میره

00:38.158 --> 00:40.283
‫پیداش کردیم. اون وحشتناکـه

00:40.366 --> 00:42.575
‫- کی؟
‫- آنکه باقی می‌ماند

00:42.658 --> 00:44.991
‫ما فکر می‌کردیم
‫هدف‌مون آزاد کردن خط زمانیـه،

00:45.116 --> 00:47.416
‫ولی اون کار نتیجه‌ای جز جنگ و
‫تعداد بیشتری از اون نداره

00:47.491 --> 00:49.283
‫دارن میان. همه‌شون دارن میان

00:49.366 --> 00:52.750
‫اگه دوباره سر و کله‌ی خودش و متغیرهاش
‫پیداش شد چی؟ اون‌وقت چیکار می‌کنی؟

00:52.825 --> 00:53.825
‫می‌کُشم‌شون

00:53.908 --> 00:55.625
‫خانم دقایق داره به رن‌اسلیر کمک می‌کنه

00:55.700 --> 00:59.491
‫خالقِ اینجا در خطره.
‫باید پیداش کنم.

00:59.825 --> 01:00.825
‫باشه

01:00.908 --> 01:03.283
‫تو زندگیم رو ازم گرفتی و
‫بعدش من رو آوردی اینجا

01:03.825 --> 01:05.616
‫حادثه‌ی زنجیره‌ایم چی بود؟

01:05.700 --> 01:07.366
‫یادم نمیاد

01:10.616 --> 01:12.966
‫یه سیگنال از
‫نمایشگر زمانیِ رن‌اسلیر دریافت کردم

01:55.069 --> 01:58.242
« شیکاگو »

02:05.450 --> 02:07.158
‫تیم، بیا دیگه!

02:10.155 --> 02:11.116
‫یالا!

02:14.200 --> 02:24.200
« آوا مووی تقدیم میکند »
[ AvaMovie.in ]

02:26.223 --> 02:28.270
« ایلینوی، شیکاگو »

02:29.033 --> 02:32.783
« سال ۱۸۶۸ »
« خط زمانی مقدس »

02:33.700 --> 02:35.241
‫حتماً اشتباه اومدم

02:40.575 --> 02:41.700
‫کجاست پس؟

02:53.783 --> 02:55.741
‫چرا این‌قدر لفتش دادی؟

02:57.075 --> 02:58.616
‫من اینجا چیکار می‌کنم؟

02:58.700 --> 03:00.700
‫حالا آمپر نچسبون

03:01.866 --> 03:04.283
‫بهم گفتی قراره برم یه جای مهم

03:04.366 --> 03:06.408
‫گفتی قراره آدم مهمی رو ببینم

03:06.491 --> 03:08.616
‫- چیزی که گفتم رو آوردی؟
‫- جواب منو بده!

03:08.700 --> 03:11.116
‫آسیاب به نوبت. آوردیش یا نه؟

03:14.200 --> 03:18.033
‫خدا خیرت بده.
‫حالا اون پنجره رو می‌بینی؟

03:18.700 --> 03:21.866
‫اون آدم مهمی که قرار بود ببینیش ها،

03:21.950 --> 03:24.241
‫همونی که توی آخرِ زمان هست، خب؟

03:24.325 --> 03:29.116
‫بهم گفت که باید این بسته رو
‫از اون پنجره بندازیم تو

03:30.741 --> 03:31.866
‫همش؟

03:31.950 --> 03:33.908
‫یعنی چی «همش»؟

03:33.991 --> 03:37.450
‫نقشه‌اش همین بود؛
‫این‌طوری می‌خواست از تمام زمان محافظت کنه

03:37.533 --> 03:38.883
‫پس چرا خودش همین کارو نکرد؟

03:40.575 --> 03:42.241
‫- چون مُرده
‫- چی؟

03:42.825 --> 03:46.908
‫وقتی می‌دونست دیگه آخرهای عمرشـه
‫این نقشه رو کِشید

03:47.533 --> 03:50.700
‫بیا عقب! یکی می‌بیندت ها.
‫خیلی تو چشمی.

03:51.283 --> 03:52.366
‫باشه

03:53.908 --> 03:54.908
‫الان بهتر شد؟

03:58.658 --> 04:01.700
‫این بسته. از اون پنجره

04:02.366 --> 04:05.325
‫درست توی همین لحظه، آره

04:06.366 --> 04:07.866
‫چی در ازاش گیرم میاد؟

04:08.616 --> 04:10.616
‫وقتی اون برگرده سر جاش،

04:10.700 --> 04:12.825
‫توی رأسِ ن.م.ز،

04:12.908 --> 04:17.033
‫من و تو هم کنارشیم

04:50.700 --> 04:54.700
« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و آریـن »

04:57.783 --> 05:00.117
« کتاب راهنمای رسمی ن.م.ز »

05:18.283 --> 05:20.658
‫افزایشِ فشار وارد بر بافنده

05:20.783 --> 05:21.866
‫خب، چطوری بریم تو؟

05:21.950 --> 05:23.291
‫افزایشِ فشار وارد بر بافنده

05:23.366 --> 05:25.950
‫بدون هاله‌ی زمانی آنکه باقی می‌ماند،
‫راهی سراغ ندارم

05:26.033 --> 05:27.783
‫حالا چقدر زمان داریم؟

05:28.325 --> 05:32.408
‫فعلاً پایداره، ولی شاخه‌هایی که داکس
‫محوشون کرد، باز دارن رشد می‌کنن

05:32.491 --> 05:36.450
‫پس اگه نتونیم بریم داخل و
‫دهانه‌ی بافنده رو به‌حدی بزرگتر کنیم که

05:36.533 --> 05:39.783
‫بازدهیِ عملیاتیش بره بالاتر و
‫گره زمانِ پردازش‌نشده پاک بشه…

05:39.866 --> 05:42.075
‫یه لحظه وایسا، صبر کن. ساده‌تر بگو

05:42.950 --> 05:46.850
‫باید ظرفیت بافنده رو بیشتر کنیم تا
‫توان تحمل این همه شاخه‌ی جدید رو داشته باشه،

05:47.158 --> 05:48.575
‫وگرنه از کار میفته

05:49.366 --> 05:51.241
‫بعدش هم ن.م.ز نابود میشه

05:51.325 --> 05:52.700
‫و همه‌مون می‌میریم

05:52.783 --> 05:54.283
‫باید یه راه دیگه باشه

05:54.366 --> 05:56.208
‫می‌تونیم سیستم رو هک کنیم ‫و وارد بشیم

05:56.283 --> 05:58.325
‫واقعاً؟ خب، خیالم راخت شد

05:58.408 --> 06:00.033
‫- نه، نه. خودم هم نمی‌دونم
‫- چی؟

06:00.116 --> 06:02.116
‫گمونم فقط ایده‌اش رو داد

06:04.900 --> 06:08.066
‫- حالا شدنیـه؟
‫- نه. بازم می‌میریم

06:08.150 --> 06:12.441
‫کسی قرار نیست بمیره.
‫حتماً یه راه عملی وجود داره.

06:12.525 --> 06:15.483
‫خانم دقایق چی؟ اون می‌تونه
‫دسترسی به بافنده رو میسر کنه؟

06:15.566 --> 06:16.941
‫خانم دقایق. اون چطور؟

06:17.025 --> 06:19.941
‫احتمالاً. اون دسترسی سطحِ مدیر
‫به کل ن.م.ز داره

06:20.025 --> 06:21.775
‫اون به کل هستی دسترسی داره

06:21.858 --> 06:24.533
‫اگه نباشه هم فرقی نمی‌کنه.
‫تازه، متواری هم شده.

06:24.608 --> 06:27.250
‫از کجا قراره یه ساعت کارتونی سرکش رو
‫که دلش نمی‌خواد

06:27.300 --> 06:28.763
‫دست کسی بهش برسه پیدا کنیم؟

06:34.816 --> 06:37.275
‫به نظر من که
‫هر چی زودتر پیداش کنیم، بهتره

06:38.233 --> 06:40.950
‫طبق اطلاعات‌مون، خانم دقایق
‫بعد از ارسال اطلاعات برای رن‌اسلیر

06:41.025 --> 06:42.900
‫کلاً ناپدید شده

06:42.983 --> 06:44.866
‫دو تا سیگنالی که از
‫نمایشگر زمانیش دریافت کردیم

06:44.941 --> 06:47.450
‫رن‌اسلیر رو که گیر بیاریم،
‫خانم دقایق رو هم پیدا می‌کنیم

06:47.525 --> 06:49.483
‫تجدید دیدار ناجوری میشه

06:49.566 --> 06:52.441
‫با زنی که قصد جون جفت‌مون رو داشت
‫رو در رو میشیم

06:52.941 --> 06:56.691
‫خب، شاید دیگه بیخیال شده باشه.
‫بیا روی ساعت کارتونیـه تمرکز کنیم.

07:08.691 --> 07:11.608
‫خب، نمایشگر زمانی درست از همین‌جا
‫بهمون سیگنال داده،

07:11.691 --> 07:15.608
‫سال‌های ۱۸۶۸ و ۱۸۹۳،
‫توی شیکاگو، درست همین‌جا

07:16.400 --> 07:18.358
‫چرا باید دو بار بره یه جا؟

07:18.441 --> 07:20.366
‫نمی‌دونم، می‌خوام شواهد رو
‫کنار هم بذارم

07:20.441 --> 07:22.283
‫آخه اینجا که
‫نقطه‌ی عطفی توی تاریخ نیست

07:22.358 --> 07:24.150
‫اینجا خاستگاه آدم مهمی هست؟

07:24.233 --> 07:28.566
‫نه. البته آتش‌سوزی بزرگ شیکاگو
‫اینجا اتفاق افتاد، ولی اون سال ۱۸۷۱ بود

07:30.358 --> 07:31.691
‫بیا بریم سال ۱۸۹۳

07:32.483 --> 07:34.316
‫داری چیکار می‌کنی، راوونا؟

07:43.525 --> 07:45.108
‫عمراً اینجا همون جای قبلی باشه

07:45.191 --> 07:47.900
‫آره. آره. چطور یادم رفته؟

07:47.990 --> 07:50.866
‫نمایشگاه‌ جهانى‌ شیکاگو، ۱۸۹۳
« ایلینوی، شیکاگو | شاخه‌ی زمانی »

07:50.941 --> 07:55.858
‫شهر سفید، ادیسون، اچ.اچ هلمز.
‫آره! بالون هوای گرم.

07:56.900 --> 07:59.483
‫- اینجا بیشتر شبیه یه مقصده
‫- آره

07:59.566 --> 08:02.900
‫یعنی میگی اشتباهی رفتن ۱۸۶۸،
‫بعد چون می‌خواستن بیان اینجا

08:02.983 --> 08:05.191
‫- ۲۵ سال رفتن جلوتر؟
‫- نه، نه

08:05.275 --> 08:07.325
‫به نظر من رن‌اسلیر
‫اشتباه محاسباتی نمی‌کنه

08:07.441 --> 08:09.283
‫تازه، اگر از خانم دقایق هم کمک گرفته،

08:09.358 --> 08:11.775
‫یه هدفی داشته که اول رفتن اونجا

08:11.858 --> 08:13.316
‫باید ازش سر دربیاریم

08:13.400 --> 08:15.233
‫اگه اینجا باشن که پیداشون می‌کنیم

08:15.316 --> 08:16.316
‫اگــه باشن

08:17.275 --> 08:18.875
‫واسه فهمیدنش یه راه بیشتر نداریم

08:19.358 --> 08:20.900
‫به نظرت چطور پیش بریم؟

08:21.733 --> 08:25.483
‫خب، قدم اول گشتنـه.
‫یه مقدار دوندگی و پرس‌وجو به سبک سنتی.

08:25.566 --> 08:28.691
‫تا چندتا سرنخ و خرده‌اطلاعات
‫و این چیزها دستگیرت بشه

08:28.775 --> 08:31.358
‫اولین نمایش روز زنگ آزادی
‫در چهارم جولای

08:31.441 --> 08:33.983
‫میدوِی همچنان در تسخیر ساعتِ روح‌وار

08:35.066 --> 08:37.275
‫آهای. اینو نشونم بده

08:38.941 --> 08:39.941
‫بیا

08:52.366 --> 08:53.533
‫به این میگن چی؟

08:55.283 --> 08:56.283
‫خرده‌اطلاعات

08:56.366 --> 08:57.408
‫دقیقاً

09:00.825 --> 09:03.666
‫تاحالا به غرفه‌های چینی‌ها و
‫بخش صنایع بدیع بلغارها سر زدیم

09:03.741 --> 09:05.583
‫چند ساعت هم بیخیال مأموریت‌مون شدیم
‫و رفتیم تنقلات گرفتیم، آره

09:05.658 --> 09:08.950
‫آره. ولی دکه‌ی خوراکی‌های کِرَکرِ جک
‫توی منطقه‌ی پر رفت‌وآمدی بود

09:09.033 --> 09:11.283
‫- لازم و منطقی بود که بریم اونجا
‫- چرا که نه

09:11.366 --> 09:13.208
‫اینکه خوراکیش خوشمزه‌ست
‫دیگه مزیت اضافه بر سازمانشـه

09:13.283 --> 09:15.700
‫- تو حالیت نیست چون هنوز امتحانش نکردی
‫- باشه

09:17.408 --> 09:19.408
‫- مزه‌ی زهرمار میده
‫- اصلاً هم نمیده

09:19.491 --> 09:21.366
‫میشه دست بجنبونیم؟
‫نیومدیم گشت و گذار

09:21.450 --> 09:23.541
‫من هم واسه خودم نمی‌گردم.
‫سبک‌مون فرق داره.

09:23.616 --> 09:25.575
‫تو اهل عملی، که البته مشکلی هم نداره

09:25.658 --> 09:28.575
‫من روالم آهسته‌تره، براساس دقت و تفکره؛

09:28.658 --> 09:31.575
‫چون همه‌چی رو می‌بینم.
‫حواسم به همه‌چی هست.

09:31.700 --> 09:34.450
‫ولی حواست نبوده که
‫خوراکی کرکر جک ریخته رو چونه‌ات

09:34.533 --> 09:35.700
‫چقدر چکنه‌ست

09:37.908 --> 09:39.208
‫این یکی دیگه خیلی مسخره‌ست

09:41.825 --> 09:43.075
‫دلت برای خونه‌ات تنگ شد؟

09:43.158 --> 09:45.241
‫نه. اولاً که اصلاً دقیق نیست

09:45.325 --> 09:47.200
‫یعنی میگی این شبیه اودین نیست؟

09:47.283 --> 09:51.116
‫خیلی ضایع‌ست.
‫کلیشه‌ی احمقانه‌ایـه.

09:51.200 --> 09:54.575
‫یه فرهنگ رو که نباید توی
‫چند تا ماکت ساده خلاصه کرد

09:55.158 --> 09:56.616
‫قدرت تخیل‌شون داغونـه

09:56.700 --> 10:00.366
‫کسی هست که از قلم انداخته باشنش؟

10:00.450 --> 10:04.116
‫نه. اون‌وقت چرا مجسمه‌ی بالدر رو هم ساختن؟
‫اصلاً مگه می‌شناسنش؟

10:04.200 --> 10:05.908
‫معلومـه که می‌شناسنش. بالدر دلیر

10:07.616 --> 10:10.241
‫می‌دونی، بعضاً یادم میره که
‫تو هم جزوشونی

10:10.325 --> 10:13.241
‫تو هم یکی از اونهایی. مغزم سوت می‌کِشه

10:18.430 --> 10:19.880
‫قد تور اون‌قدرها هم بلند نیست

10:25.783 --> 10:28.158
‫خب، تا حالا به میدان عثمانی که

10:28.241 --> 10:31.825
‫ساعت روح‌وار رو توش دیدن سر نزدیم،
‫و ایضاً پارک بالن‌ها

10:31.908 --> 10:33.491
‫به‌نظر باحال میاد

10:33.575 --> 10:35.004
‫- شاید…
‫- موبیس، اونجا رو

10:35.720 --> 10:38.380
« عجایب زمانی حیرت‌آور ویکتور تایملی »
‫- نوشته «زمانی»

10:38.656 --> 10:40.860
‫این عمراً اتفاقی باشه

10:41.450 --> 10:43.116
‫اونجا رن‌اسلیر رو پیدا می‌کنیم

10:50.075 --> 10:52.158
میشه لطف کنی و کیف رو باز کنی؟

10:52.283 --> 10:54.491
،اگه نمی‌خوای همه بترسن

10:54.575 --> 10:56.991
تا بهت نگفتم، از توی کیف بیرون نمیای

11:08.283 --> 11:09.325
همین‌جاست

11:14.741 --> 11:16.075
فکر کنم اینجاست

11:16.158 --> 11:17.158
اینطور فکر می‌کنی؟

11:17.241 --> 11:19.950
.خب، نمی‌دونم
.ولی از نوشیدنی خوب بدش نمیاد

11:20.950 --> 11:22.075
من هم همینطور

11:36.200 --> 11:37.533
اوناهاشش

11:37.616 --> 11:38.741
نذار ببیندت

11:52.341 --> 11:54.508
اون بافنده‌ست؟ -
فکر کنم -

11:55.466 --> 12:00.175
زمان همه چیزه

12:02.300 --> 12:03.591
…داخل

12:04.758 --> 12:10.758
وجود تک‌تک ما جریان داره

12:14.758 --> 12:18.133
زندگی‌هامون رو…شکل میده

12:20.258 --> 12:23.133
همینطور…آینده‌هامون رو

12:26.883 --> 12:31.841
…ولی شاید ما هم بتونیم به اون

12:33.675 --> 12:34.800
شکل بدیم

12:37.925 --> 12:38.925
خودشـه

12:40.175 --> 12:41.175
کی؟

12:43.050 --> 12:44.133
آنکه باقی می‌ماند

12:45.050 --> 12:48.383
آقایان و خانم‌ها

12:48.841 --> 12:52.050
چی؟ یجوری می‌گفتی انگار
…موجود ترسناکیـه. اون

12:52.133 --> 12:53.758
شوکه نشید

12:53.841 --> 12:54.841
هست

12:54.925 --> 13:00.966
…بدونید که زمان آینده‌ی

13:02.883 --> 13:03.966
انرژیـه

13:04.883 --> 13:08.466
تو از آینده چی می‌دونی، پسرجون؟

13:08.550 --> 13:10.883
چه سؤال خوبی. چه سؤال خوبی

13:11.675 --> 13:13.466
…جوابش اینـه که

13:14.091 --> 13:18.800
بیشتر از چیزی که…تصور می‌کنید

13:22.091 --> 13:23.341
نمی‌تونیم همین‌جا وایسیم

13:23.925 --> 13:26.433
این یکی از متغیرهاییـه که
آنکه باقی می‌ماند دربارش هشدار داد

13:26.508 --> 13:27.758
اولشـه. داره شروع میشه

13:27.841 --> 13:30.258
.ببین الان کجاییم
بهش می‌خوره در آستانه‌ی

13:30.341 --> 13:32.558
فتح تمام زمان باشه؟ -
چرا باید با هزار زحمت از زمین -

13:32.633 --> 13:34.133
…نفت و زغال‌سنگ استخراج کنیم

13:34.758 --> 13:38.050
در حالی که انرژیِ

13:38.133 --> 13:43.508
…گذشته، حال و آینده، تماماً

13:45.716 --> 13:48.008
اطراف‌مون جریان داره؟

13:50.675 --> 13:53.258
…بافنده‌ی زمانیِ من

13:54.633 --> 13:59.341
واپاشیِ زمانیِ الکتریسیته‌ای که
،درش جریان داره رو معکوس می‌کنه

14:00.133 --> 14:02.675
اِنتروپیش رو میاره پایین و

14:03.341 --> 14:08.008
…تبدیلش می‌کنه به تار و پودی از

14:10.716 --> 14:11.758
!انرژی

14:12.508 --> 14:18.300
‫بعد هم اونا رو می‌بافه
‫و بندهایی می‌سازه از…

14:19.966 --> 14:21.008
ولتاژ

14:23.716 --> 14:25.008
یه آشوب

14:26.050 --> 14:29.216
آشوب ذرات

14:29.300 --> 14:33.716
…تبدیل میشه به

14:36.675 --> 14:37.675
نظم

14:38.550 --> 14:45.425
،با دستگاه من
مقدار واتی که ادیسون باهاش

14:47.050 --> 14:48.966
…یدونه چراغ رو روشن می‌کنه

14:53.025 --> 14:54.900
…می‌تونه کل

14:57.066 --> 14:58.441
…شیکاگو رو

15:00.191 --> 15:01.441
!روشن کنه

15:02.983 --> 15:06.150
حالا چندتا چراغ روشن می‌کنی. که چی؟

15:07.816 --> 15:10.525
واسه روشن کردن یه شهر
خیلی بیشتر از اینا لازم داری

15:11.566 --> 15:16.275
منظورم رو اشتباه فهمیدید، جناب

15:18.608 --> 15:25.150
من نمی‌خوام یه شهر رو…روشن کنم

15:33.875 --> 15:34.958
…هدف من

15:36.125 --> 15:37.166
…روشن کردن و

15:38.416 --> 15:39.416
…تأمین انرژیِ

15:40.458 --> 15:42.833
!کل سیاره‌ست

15:44.333 --> 15:47.000
می‌تونید اسمشو بذارید رؤیا

15:48.166 --> 15:50.041
باشه. مسخره کنید

15:50.833 --> 15:54.583
فرض کنید همش خیالاتـه و بهش بخندید

15:55.458 --> 15:59.708
،ولی هر چی که قابل تصور باشه
قابل دستیابی هم هست

16:00.291 --> 16:03.666
…چون علم تماماً خیالـه

16:03.750 --> 16:07.125
!تا اینکه به واقعیت تبدیل بشه

16:15.125 --> 16:16.458
!خوش اومدید

16:17.666 --> 16:20.291
،به آینده خوش اومدید

16:20.750 --> 16:22.166
دوستان من

16:25.583 --> 16:27.008
باید اون دستگاه رو به دست بیارم

16:27.083 --> 16:29.375
باید برش گردونیم ن.م.ز

16:30.000 --> 16:31.416
زده به سرت؟

16:31.500 --> 16:34.133
نمی‌تونی یه متغیر آنکه باقی می‌ماند رو
ببری داخل ن.م.ز

16:34.208 --> 16:37.500
.اون مشکل واسه بعده
.الان یه مشکل جدی و خیلی فوری داریم

16:38.125 --> 16:39.166
بافنده

16:39.250 --> 16:42.958
آره، فقط هم با هاله‌ی اون
دستمون به بافنده می‌رسه

16:43.041 --> 16:44.891
خدا می‌دونه چه کار دیگه‌ای ازش برمیاد

16:49.916 --> 16:51.958
ممنونم. ممنونم

16:53.875 --> 16:55.416
جناب، ممنونم. ممنونم

16:55.500 --> 16:58.050
اصلاً می‌تونیم رن‌اسلیر یا خانم دقایق رو
راضی کنیم بهمون کمک کنن؟

16:58.125 --> 16:59.541
آخه…کجا رفت؟

16:59.625 --> 17:02.125
آقای تایملی، میشه یه لحظه
وقت‌تون رو بگیرم؟

17:03.500 --> 17:04.875
حتماً

17:05.541 --> 17:07.208
باید درباره‌ی آینده‌تون صحبت کنیم

17:07.291 --> 17:09.291
اوناهاشش. داره با یارو حرف می‌زنه

17:09.625 --> 17:11.083
این طرف. این طرف -
برو -

17:11.416 --> 17:15.666
.خب، صد درصد
.هر چقدر می‌خواید وقتم رو بگیرید

17:15.750 --> 17:17.333
برو کنار -
…می‌گفتم -

17:17.416 --> 17:18.508
جناب؟ -
کجا می‌تونیم صحبت کنیم؟ -

17:18.583 --> 17:21.541
عجب دستگاهی درست کردی، تایملی

17:22.166 --> 17:24.208
ولی من هنوز مطمئن نشدم

17:24.458 --> 17:27.583
فعلاً یه نمونه‌ی اولیه‌ست

17:27.708 --> 17:33.333
ولی نمونه‌ی اولیه‌ایـه که
سرمایه‌گذارهای زیادی دنبالشن

17:33.416 --> 17:38.833
نه. نه. من بیشتر دنبال یجور همکاری بودم

17:38.916 --> 17:43.916
،تو امتیاز اختراع رو بده من
من هم ترتیب تولیدش رو میدم

17:47.750 --> 17:52.250
نه. من دنبال همکار نیستم

17:52.791 --> 17:54.791
شرمنده. ممنون که اومدید

17:54.875 --> 17:56.250
خوبـه. خوبـه

17:56.333 --> 17:57.416
ایناهاشش

17:57.500 --> 17:59.208
ارائه‌ی خیلی خوبی بود -
ممنونم -

17:59.291 --> 18:01.383
‫ببخشید. آقای تایملی،
‫میشه باهاتون صحبت کنم؟

18:01.458 --> 18:05.125
،ببخشید رک میگم، قربان
ولی من بافنده‌ی زمانی‌تون رو لازم دارم

18:05.208 --> 18:11.250
ببینید، انگار ارائه‌ام توجه
خیلی‌ها رو جلب کرده

18:13.000 --> 18:18.041
آقایان و خانم‌ها، پیشنهادات خریدتون رو می‌شنوم

18:18.125 --> 18:21.666
با پونصد دلار معامله جوش می‌خوره؟

18:21.750 --> 18:23.125
من شیشصد دلار میدم

18:23.208 --> 18:24.375
هفتصد

18:24.458 --> 18:26.125
هشتصد -
هشتصد و پنجاه -

18:26.208 --> 18:29.041
.برو پی کارت، شیّاد
.من اول اینجا بودم

18:30.750 --> 18:32.916
هزار دلار

18:33.100 --> 18:36.100
پیشنهاد آخرمـه

18:37.308 --> 18:39.891
توصیه می‌کنم قبولش کنی

18:44.908 --> 18:49.116
فکر کنم معامله‌مون جوش خورد

18:55.366 --> 18:58.075
کار با شما باعث افتخارم بود

19:00.658 --> 19:03.825
هی، دلقک. پامو له کردی

19:05.658 --> 19:07.075
عذر می‌خوام

19:07.158 --> 19:10.575
بهتون اطمینان میدم که
برخوردمون کاملاً اتفاقی بود

19:22.091 --> 19:25.258
اونـه که قراره بشه
آنکه باقی می‌ماند؟

19:26.175 --> 19:28.133
مطمئنی نقشه‌ات جواب میده؟

19:28.258 --> 19:30.258
گفتم که، نقشه‌ی من نیست

19:30.341 --> 19:31.883
نقشه‌ی اونـه

19:31.966 --> 19:33.425
انقدر هم نگران نباش

19:33.508 --> 19:37.341
با کمک ما، میشه همون چیزی که باید بشه

19:38.300 --> 19:40.683
.یالا، داره فرار می‌کنه
میشه لطفاً قال قضیه رو بکَنی؟

19:40.758 --> 19:43.341
چطوره مشکل‌مون رو بیرون حل کنیم؟

19:45.591 --> 19:46.716
بدون خشونت

19:48.008 --> 19:49.050
بیرون؟

19:50.925 --> 19:52.883
چه پیشنهاد خوبی. موافقم

19:55.300 --> 19:56.341
یالا

19:56.883 --> 20:00.091
!لوکی خارق‌العاده بود
!تمام هفته اینجا اجرا داره

20:07.216 --> 20:09.841
آقای تایملی، باید راجع‌به یه چیزی
باهاتون صحبت کنم

20:09.925 --> 20:12.175
!بله، آینده‌ام

20:12.758 --> 20:15.175
میشه حین راه رفتن صحبت کنیم؟ -
آقای تایملی؟ -

20:15.258 --> 20:16.925
!پیداش کنید -
ببخشید -

20:19.258 --> 20:22.091
…آقای تایملی. من و همکارم -
!عذر می‌خوام! آقایون -

20:22.175 --> 20:24.475
می‌خوایم درباره‌ی یه پروژه‌ی کاری بهتون بگیم -
خیلی هیجان‌انگیزه -

20:24.550 --> 20:26.891
ببخشید آقایون، ولی من و آقای تایملی
وسط بحث کاری بودیم

20:26.966 --> 20:28.600
رن‌اسلیر، فقط یه دقیقه طول می‌کشه

20:28.675 --> 20:30.050
شما همدیگه رو می‌شناسید؟

20:30.133 --> 20:32.133
…خب -
متأسفانه، بله. از دوستانِ قدیمیـه -

20:32.216 --> 20:33.516
البته همکار -
خیلی وقت پیش -

20:33.591 --> 20:35.508
تجدید دیدار -
خیلی یادم نمیاد -

20:35.591 --> 20:39.466
.پولم رو پس بده، تایملی
.این شلوار کار نمی‌کنه

20:39.883 --> 20:44.383
جناب نماینده، چی دارید میگید؟

20:45.133 --> 20:47.508
به نظر من که بلندتر شدید

20:48.550 --> 20:51.633
گفتم که این نمونه‌ی اولیه‌ست

20:52.925 --> 20:54.966
میشه هفته‌ی بعد خدمت برسم؟

20:55.925 --> 20:57.308
کمی تنظیماتش رو دستکاری کنم؟

20:57.383 --> 20:59.300
هفته‌ی بعد؟ -
هفته‌ی بعد. باشه -

20:59.383 --> 21:00.591
باشه -
باشه -

21:01.800 --> 21:04.383
…آقای تایملی -
شلوار مکانیکی؟ -

21:04.925 --> 21:06.558
تو از اعتماد بقیه سوءاستفاده می‌کنی

21:06.633 --> 21:09.591
بهتره بگی یه شخصیت فاخرم -
البته. فاخر. ببخشید -

21:09.675 --> 21:11.716
ایده‌های من فقط از عصر خودم جلوترن

21:11.800 --> 21:12.925
چرا نباشن؟

21:14.008 --> 21:16.633
ابداعات من کار می‌کنن

21:16.716 --> 21:21.008
فقط تکنولوژی بَدوی این دوره باید
برسه در حد ذهن مبتکر من

21:21.091 --> 21:23.341
می‌دونی چیـه؟
یه لحظه هم بهش شک نداشتم

21:23.425 --> 21:25.841
افراد روشن‌بین هیچوقت شک نمی‌کنن -
دقیقاً -

21:25.925 --> 21:29.050
اختراعاتت قلابی‌ان، تایملی -
حرف از ذهن مبتکرت شد -

21:29.883 --> 21:31.008
عذر می‌خوام

21:31.091 --> 21:33.508
کاری می‌کنم اون لبخند
!از روی لبت بپره

21:33.591 --> 21:35.300
!هی! دزد

21:35.383 --> 21:38.216
!اون مرد رو بگیرید
!دزده

21:38.300 --> 21:40.133
!می‌گیرمت، تایملی

21:43.550 --> 21:45.383
!هیچکس نمی‌تونه سر من کلاه بذاره

21:48.675 --> 21:50.925
!اوناهاشش! بگیریدش -
!هوگو -

21:53.716 --> 21:55.466
!مواظب باش

21:55.633 --> 21:57.091
!باید برم جلوی صف -
!برو -

21:57.925 --> 22:00.258
!فقط می‌خوایم صحبت کنیم -
ببخشید. عذر می‌خوام -

22:01.175 --> 22:02.383
ممنون. ببخشید

22:04.508 --> 22:07.841
!برید کنار
!دیگه توی مشت‌مونی، تایملی

22:07.925 --> 22:10.091
از این تو نمی‌تونی فرار کنی

22:10.216 --> 22:13.008
!ایها الناس، یه دزد اینجاست

22:13.091 --> 22:15.508
دزد اینجاست. کو؟ چی…؟

22:15.591 --> 22:17.675
!اونجاست! اونجاست

22:19.175 --> 22:22.841
در رو باز کنید! می‌دونی من کی‌ام، پسرجون؟

22:25.716 --> 22:26.841
اصلاً وقت خوبی نیست

22:26.925 --> 22:28.633
ببخشید، به یه جایی رسیدیم

22:28.716 --> 22:30.216
ما هم اینجا به یه جایی رسیدیم

22:30.300 --> 22:32.883
معلوم شد یه چیزی بهتر
از خانم دقایق اینجا هست

22:32.966 --> 22:34.516
یه متغیر آنکه باقی می‌ماند داریم

22:34.591 --> 22:36.550
می‌تونیم از هاله‌ی زمانیش استفاده کنیم

22:37.925 --> 22:39.050
باشه

22:40.466 --> 22:41.800
…باشه. آه

22:42.550 --> 22:46.425
راستی کِیسی اطلاعات نمایشگر زمانیِ
عجیبی دریافت کرده

22:46.508 --> 22:48.216
عجیب یعنی خطرناک؟
از کجا؟

22:48.300 --> 22:50.425
تقریباً سه متریِ جایی که هستی

22:51.716 --> 22:53.091
ویکتور. خیلی‌خب

22:53.175 --> 22:55.133
مشخصاً دست به فرارت خیلی خوبـه

22:55.216 --> 22:56.508
من هم همینطور

22:56.591 --> 22:59.175
…یعنی چی -
!سیلوی! سیلوی، نه -

22:59.258 --> 23:00.383
دخالت نکن

23:00.466 --> 23:01.466
!نه

23:03.175 --> 23:04.716
فقط صبر کن. یه لحظه وایسا

23:04.800 --> 23:05.800
به قدر کافی کمک کردی

23:05.883 --> 23:08.091
از سر راهم برو کنار و
!بذار کار رو تموم کنم

23:13.050 --> 23:15.716
عالیـه. گذاشتی سیلوی ردت رو تا اینجا بزنه

23:15.800 --> 23:17.883
به این فکر کردی شاید
رد خودت رو زده باشه؟

23:19.383 --> 23:22.550
چرا بهم نمیگی چه خبره؟
یالا. بین خودمون می‌مونه

23:22.633 --> 23:24.216
نقشه‌ات چیـه؟

23:24.300 --> 23:28.050
.ما دیگه همکار نیستیم، موبیس
.لازم نیست چیزی بهت بگم

23:28.133 --> 23:32.133
آره، ببین از همکاری نکردن‌مون
چی عایدت شده. شدی فراری

23:32.800 --> 23:35.258
وقتی یهویی پیدات شد تا
،زندگیم رو خراب کنی

23:35.341 --> 23:39.050
پرسیدی اگه یکی از متغیرهاش
پیداش شد، چیکار می‌کنم

23:39.133 --> 23:41.050
من هم بهت گفتم که می‌کُشمش

23:41.633 --> 23:43.050
اینجا چه خبره؟

23:43.466 --> 23:47.341
،ما لازمش داریم. بدون کمک اون
ن.م.ز نابود میشه

23:47.425 --> 23:51.300
چه بهتر. بذار بسوزه. جز ن.م.ز
چیز دیگه‌ای برات مهم هست؟

23:51.383 --> 23:55.841
ن.م.ز. نهاد مغایرت زمانی

23:55.925 --> 23:59.425
می‌دونم فقط می‌خوای ولت کنیم تا
توی شاخه‌ات زندگی خودتو بکنی

23:59.508 --> 24:01.300
درک می‌کنم

24:01.383 --> 24:04.675
‫ولی اگه بافنده خراب بشه
‫و ن.م.ز از بین بره،

24:04.758 --> 24:06.925
زندگی‌ای نمی‌مونه که برگردی سرش

24:07.008 --> 24:08.841
نه برای تو، نه کس دیگه‌ای

24:09.425 --> 24:11.925
بدون اون هم نمی‌تونیم درستش کنیم

24:12.591 --> 24:15.841
موبیس، تو بودی که جای من
طرف لوکی رو گرفتی

24:15.925 --> 24:17.883
الان واسه من دَم از همکاری نزن

24:17.966 --> 24:20.100
‫میشه از اینکه
‫«می‌خواستی من رو بکُشی» دَم بزنم؟

24:20.175 --> 24:21.675
اینطوری راه به جایی می‌برم؟

24:21.800 --> 24:26.133
چون ن.م.ز داره نابود میشه و
اون تنها راه تعمیر بافنده‌ست

24:26.633 --> 24:29.425
.وقتمون داره تموم میشه
.باید به ما کمک کنی

24:29.508 --> 24:34.633
نه، موبیس. دیگه «ما»یی در کار نیست

24:43.175 --> 24:44.258
!وای، نه

24:46.566 --> 24:49.066
جلوی نابودی اونجا رو گرفتن و تعمیرش

24:49.150 --> 24:52.608
دوتا مقوله‌ی خیلی متفاوتـه

24:52.775 --> 24:56.150
با کار کردن با یکی از متغیرهای اون هم
به هیچکدوم از این دوتا نمی‌رسی

24:56.233 --> 24:58.450
خب، قمه‌ی تو که تا الان
حلّالِ هیچ مشکلی نبوده

24:58.525 --> 25:00.158
فکر می‌کنی من دلم می‌خواد اینجا باشم؟

25:00.233 --> 25:03.316
خیال کردی از کُشتن این مرد لذت می‌برم؟

25:03.441 --> 25:04.608
پس نکُشش

25:05.983 --> 25:07.816
به نظرت این کتاب رو از کجا آورده؟

25:08.316 --> 25:12.025
،اگه تو و ن.م.ز کاری به کارش نمی‌داشتید
الان یه انسان بی‌خطر بود

25:12.108 --> 25:14.441
ولی به جاش سلاح دادید دستش

25:14.775 --> 25:16.191
چی داری میگی؟

25:16.275 --> 25:19.233
رن‌اسلیر اون رو وارد مسیری کرده که
قرار نبوده بره

25:19.358 --> 25:23.733
اونوقت تو الان می‌خوای یه راست
برش گردونی توی ن.م.ز

25:24.108 --> 25:26.525
دزد تمام آزادی عمل

25:26.608 --> 25:28.733
خطرناک‌ترین مردی که دنیا به خودش دیده

25:28.816 --> 25:31.775
سیلوی، من به عمرم این مرد رو ندیدم

25:31.858 --> 25:33.483
این کتاب رو هم بهش ندادم

25:33.566 --> 25:36.358
تا به امروز اسم ویکتور تایملی
به گوشم نخورده بود

25:36.441 --> 25:39.033
.من هم که قیافه‌اش رو دیدم شوکه شدم
.شاید حق با تو باشه

25:39.108 --> 25:41.608
شاید بهتره از روی این چرخ و فلک
پرتش کنیم پایین

25:41.733 --> 25:45.191
ولی لازمش داریم. ن.م.ز لازمش داره

25:45.666 --> 25:49.166
،افرادی که ازشون حفاظت می‌کنن
بهش نیاز دارن

25:52.041 --> 25:53.750
تو هیچی نمی‌دونی، مگه نه؟

25:58.141 --> 26:01.641
زندگیِ اون افراد و خونه‌ی تو در خطرن

26:02.100 --> 26:06.266
الان هم اون احتمالاً
گزینه‌ای بهتر از اون برای نجات‌شون نداریم

26:08.350 --> 26:10.225
این صحنه خیلی آشناست، مگه نه؟

26:13.016 --> 26:15.100
نمی‌تونم بذارم زنده بمونه

26:19.558 --> 26:20.725
نه

26:26.850 --> 26:27.850
آقای تایملی

26:28.850 --> 26:29.941
آقای تایملی، حالتون خوبـه؟

26:30.016 --> 26:31.433
خوبی؟ -
خوبم -

26:31.516 --> 26:33.850
!برید کنار -
صبر کن، وایسا، وایسا -

26:33.933 --> 26:36.016
اون کجاست؟ -
راه فرار نداری -

26:36.100 --> 26:37.350
خانم دقایق؟ -
بله؟ -

26:37.433 --> 26:39.350
نوبت توئـه -
!بگیریدش -

26:41.516 --> 26:42.766
!ساعتِ روح‌وار

26:45.516 --> 26:47.308
!به نفعتونـه فرار کنید

26:50.141 --> 26:52.141
این طرف -
یه عالمه سؤال دارم -

26:56.850 --> 26:57.975
اینا همش تقصیر توئـه

26:59.600 --> 27:00.975
!لوکی! بجنب

27:04.600 --> 27:05.808
اصلاً و ابداً

27:17.158 --> 27:20.866
.عاشق این میشید
.راحت باشید

27:21.283 --> 27:23.158
از اختراعات‌تونـه؟

27:29.033 --> 27:33.158
…آم

27:36.658 --> 27:42.491
این دکمه دمای زیر بالشتک رو تنظیم می‌کنه

27:43.533 --> 27:46.991
تا ۴۰ درجه پایین میاد

27:48.741 --> 27:49.741
…آها! راستی

27:55.950 --> 27:58.033
صندلی یخچال‌دار

27:58.116 --> 27:59.241
دست بزنید

28:01.325 --> 28:04.075
چقدر…کاربردی

28:05.783 --> 28:10.241
خب، از عملکردم خوشت اومد؟

28:12.550 --> 28:15.966
احسنت. فوق‌العاده بود

28:16.633 --> 28:18.341
یه مقدار ترسناک بود -
ممنون -

28:18.466 --> 28:20.008
ولی ما رو نجات دادی

28:21.258 --> 28:24.758
این شبح دستیار شماست؟

28:24.841 --> 28:28.841
نه. من یه هوش مصنوعیِ
کاملاً هوشیار و خودآگاهم و

28:28.925 --> 28:31.675
اسم دارم. خانم دقایق

28:32.091 --> 28:36.591
عذر می‌خوام، خانم دقایق

28:38.758 --> 28:42.425
شما واقعاً منحصربفردید

28:42.508 --> 28:45.341
ممنونم. شما هم خودتون
خیلی منحصربفردید

28:45.925 --> 28:47.716
حداقل منحصربفرد میشید

28:48.425 --> 28:49.675
منظورتون چیـه؟

28:50.883 --> 28:52.091
پیچیده‌ست

28:52.966 --> 28:56.258
‫خانم‌ها، دیگه وقتشـه
‫یکی بهم بگه اینجا دقیقاً…

28:57.591 --> 28:58.633
چه خبره

29:05.941 --> 29:07.650
…خیلی وقت پیش

29:09.316 --> 29:10.483
…یه جای دور

29:12.025 --> 29:13.108
…یه زمان دیگه

29:13.983 --> 29:18.233
یه نسخه از تو تشکیلاتی رو
«به وجود آورد به اسم «نهاد مغایرت زمانی

29:18.983 --> 29:22.775
ولی دوتا متغیرِ یه خدای اسکاندیناوی
اون رو کُشتن

29:22.858 --> 29:24.983
،که باعث ایجاد خطوط زمانی جدید شد

29:25.066 --> 29:28.275
که داخل همشون بی‌شمار نسخه از تو
دوباره متولد میشن

29:28.566 --> 29:30.358
…میگی که

29:33.316 --> 29:37.191
من ن.م.ز رو ساختم؟

29:38.816 --> 29:39.858
یه همچین چیزی

29:40.691 --> 29:42.858
می‌دونم درک اینا خیلی سختـه

29:43.041 --> 29:44.416
…اگه نمی‌تونی هضمش کنی

29:44.500 --> 29:45.666
نه

29:46.041 --> 29:50.958
…عین داستانِ خودمـه که

29:52.875 --> 29:54.541
…همیشه تصور می‌کردم

29:56.375 --> 29:57.583
حقیقت داره

29:59.250 --> 30:01.500
شنیدی گفتم کُشتنش؟

30:02.500 --> 30:05.250
واسه همین باید کنارت باشم

30:07.000 --> 30:08.916
من مراقبتم

30:10.625 --> 30:15.375
شما دوتا برای ن.م.ز کار می‌کنید؟

30:15.458 --> 30:20.625
،خب، حتی قبل از ن.م.ز یا اون
من رو خلق کردی

30:21.208 --> 30:24.208
ما با هم توی آخرِ زمان کار می‌کردیم

30:24.750 --> 30:29.416
من اینجام چون می‌دونم می‌تونی
تبدیل به چه آدم بزرگی بشی

30:31.541 --> 30:32.541
…و

30:33.458 --> 30:35.416
…شما…خانم

30:36.041 --> 30:38.500
خانم راوونا

30:39.166 --> 30:40.708
خانم راوونا

30:40.791 --> 30:43.833
من فقط می‌خوام ثبات رو به ن.م.ز برگردونم

30:45.166 --> 30:49.500
بافنده‌ی ما، دستگاهی شبیه به
،نمونه‌ی اولیه‌ای که روی صحنه داشتید

30:50.500 --> 30:53.166
دچار مشکل شده و شما رو لازم داره

30:53.708 --> 30:58.208
…اون آقای جادوگر هم روی چرخ و فلک

30:59.041 --> 31:00.166
همین رو بهم گفت

31:01.625 --> 31:05.416
چرا شما دوتا با اون و خدمتکارش
همکاری نمی‌کنید؟

31:06.500 --> 31:08.541
اونا قابل اعتماد نیستن -
چرا؟ -

31:09.125 --> 31:11.375
لوکی توی قتل متغیرت دست داشت

31:11.458 --> 31:12.458
راست میگه

31:12.958 --> 31:15.041
ولی داشت از من حفاظت می‌کرد

31:15.125 --> 31:19.541
.تغییر جبهه زیاد میده
.این خصلت رفتاریش کاملاً ثابت شده

31:19.625 --> 31:23.375
وقتشـه بریم

31:25.000 --> 31:26.625
نمی‌خوای ببینی کیـه؟

31:26.708 --> 31:28.583
!تایملی، در رو باز کن

31:28.666 --> 31:30.216
می‌تونیم یه درگاه زمانی باز کنیم

31:30.291 --> 31:31.916
زده به سرت؟ ردیابی‌مون می‌کنن

31:32.000 --> 31:34.083
اگه مستقیم بریم ن.م.ز اصلاً مهم نیست

31:34.166 --> 31:36.041
…تا جدیدترین نمونه‌ی اولیه‌ام رو

31:36.166 --> 31:39.416
برنداشتم، هیچ‌جا نمیرم -
!تایملی، بیا بیرون -

31:40.375 --> 31:42.958
باشه. برش دار. بیا بریم

31:43.041 --> 31:45.458
توی آزمایشگاهمـه. اونطرفِ دریاچه -
دریاچه؟ -

31:45.541 --> 31:48.625
.عاشقش میشید
.عین کارائیبِ غربِ میانه‌ست

31:48.708 --> 31:49.833
اینجا زندگی نمی‌کنی؟

31:49.916 --> 31:52.291
نه، اینجا فقط یه منزل موقتـه

31:52.375 --> 31:54.958
،تمام اختراعاتم رو توی شیکاگو می‌فروشم

31:55.500 --> 31:58.250
ولی آزمایشگاهم توی ویسکانسینـه

31:58.333 --> 31:59.875
برو، برو، برو

31:59.958 --> 32:01.208
مالیاتش کمتره

32:02.500 --> 32:04.125
!بشکونش! برو

32:07.375 --> 32:08.416
!بیرون

32:12.041 --> 32:13.750
!پیدامون کردن! فرار کنید -
!اونجا -

32:17.958 --> 32:19.041
کجا رفتن؟

32:19.666 --> 32:22.500
!اون مال منـه، آشغال‌ها

32:23.250 --> 32:25.000
کارت رو بکن -
عذر می‌خوام؟ -

32:27.083 --> 32:29.166
نخواستیم! مال خودت

32:38.916 --> 32:39.916
پیداش نکردی؟ -
هیچی -

32:40.041 --> 32:41.833
باشه. میگم بی۱۵ یه ردیابی انجام بده

32:41.916 --> 32:43.125
از این طرف

33:00.791 --> 33:05.125
.ببخشید! قربان…ببخشید
.ممنون. ممنون. راه باز کنید

33:05.208 --> 33:07.833
ببخشید. ببخشید. ببخشید

33:07.916 --> 33:10.041
فقط…بله. یه لحظه، ممنون

33:14.583 --> 33:17.458
جناب، از پاهات کار بکش. آره

33:20.750 --> 33:23.791
ببخشید! ببخشید. ممنون

33:23.875 --> 33:25.541
عذر می‌خوام. ممنون

33:26.958 --> 33:30.291
همون مکان همیشگی رو می‌خوایم

33:30.772 --> 33:35.772
آوا‌مــووی

33:38.041 --> 33:41.750
خب، این اختراع جدیدِ خیلی مهمت چیـه؟

33:45.083 --> 33:46.250
…کلید

33:46.916 --> 33:51.333
درک و تغییر دادن…زمان

33:52.750 --> 33:56.583
تمام تصوراتم رو این تو نگه می‌دارم

33:57.266 --> 33:59.058
تمام طراحی‌هام

34:00.058 --> 34:01.850
چه تحسین‌برانگیزه

34:01.933 --> 34:04.891
کتاب راهنمای ن.م.ز هستش

34:06.183 --> 34:07.600
شاید بدونی چیـه

34:08.975 --> 34:12.600
وقتی بچه بودم…دادنش بهم

34:14.766 --> 34:17.516
…یکی از طرف خدا این رو

34:19.558 --> 34:20.975
وارد زندگیم کرد

34:22.891 --> 34:24.891
هیچوقت نفهمیدم کار کی بوده

34:33.850 --> 34:34.850
تو بودی؟

34:36.183 --> 34:37.600
آره

34:38.808 --> 34:40.100
من دادمش بهت

34:40.183 --> 34:42.975
تو فقط حکم پستچی‌ای رو داشتی که
نامه رو تحویل داده

34:43.058 --> 34:45.350
جفتمون می‌دونیم نقشه‌ی کی بوده

34:48.100 --> 34:51.266
خب، هر کی که بوده، ممنونم

34:53.808 --> 34:55.850
…این کتاب

34:57.683 --> 34:59.391
مسیر زندگیم رو تعیین کرده

35:00.141 --> 35:03.016
…بهش به چشم مکاتباتی بینِ

35:03.850 --> 35:08.225
‫خودم و نویسنده‌ی مبتکرش،
‫اوروبروس، نگاه می‌کنم

35:11.683 --> 35:17.766
اینجا. این مهم‌ترین چیزیـه که
تابحال کشف کردم

35:18.266 --> 35:20.641
یه «تکثیرگرِ بازده» هستش

35:20.725 --> 35:24.058
می‌تونه برای تعمیر بافنده‌تون…مفید باشه

35:25.933 --> 35:28.058
همیشه می‌دونستم ایده‌های خوبی دارم

35:28.933 --> 35:32.266
…فقط تکنولوژیش رو نداشتم تا واقعاً

35:33.391 --> 35:35.516
عملی‌شون کنم

35:40.450 --> 35:41.700
اوه، چه روز شادی

35:43.658 --> 35:44.991
قشنگـه

35:58.408 --> 35:59.408
مرسی

36:04.116 --> 36:05.825
…می‌دونی، ویکتور، من

36:07.783 --> 36:10.033
کم‌کم دارم می‌بینم در آینده چه مردی میشی

36:18.283 --> 36:19.450
…ممنونم

36:21.800 --> 36:22.800
راوونا

36:25.008 --> 36:27.258
به این همکاری خیلی امیدوارم

36:59.758 --> 37:02.508
«شنیدی که چی گفت، ویکتور. «همکاری

37:03.341 --> 37:05.758
چاره‌ی دیگه‌ای نداشتی

37:06.216 --> 37:07.216
خداحافظ

37:44.216 --> 37:46.300
…اوه

37:46.883 --> 37:48.008
خوش اومدی

37:49.300 --> 37:52.091
بشین یا…پرواز کن

37:52.550 --> 37:53.758
فقط چند لحظه طول می‌کشه

37:53.841 --> 37:55.175
اوه، عجله نکن

37:55.800 --> 37:57.258
نگران من نباش

38:08.508 --> 38:11.133
تو خیلی شبیه اونی

38:11.216 --> 38:13.716
کارهای خارق‌العاده‌ات رو ببین

38:15.133 --> 38:17.258
خیلی خوشحالم اینجام

38:25.150 --> 38:26.191
…اون

38:27.775 --> 38:28.941
خودشـه

38:31.858 --> 38:35.191
…حاصل یک عمر

38:36.983 --> 38:37.983
زحمتم

38:42.566 --> 38:44.983
معرکه‌ست -
بله -

38:46.608 --> 38:49.233
تو همیشه خیلی باهوش بودی، ویکتور

38:50.566 --> 38:53.566
باشه. آماده‌ام

38:55.066 --> 38:57.650
بریم -
عجله واسه چیـه؟ -

39:01.291 --> 39:04.208
…نباید بریم

39:05.250 --> 39:07.083
ن.م.ز؟

39:07.166 --> 39:08.375
…تو این فکر بودم که

39:08.625 --> 39:11.333
شاید بهتر باشه یه مدت آفتابی نشیم

39:11.416 --> 39:13.958
اونجا رو حسابی به هم ریختیم

39:18.541 --> 39:21.208
باشه -
باشه -

39:23.000 --> 39:27.125
می‌دونی، یه لحظه نگران شدم که باهام نمیای

39:28.416 --> 39:31.041
که از راوونا بیشتر خوشت میاد تا من

39:35.791 --> 39:38.708
توی اون دفترچه‌ات یه نقاشی از من نداری؟

39:40.250 --> 39:42.041
…هنوز نه، ولی

39:43.500 --> 39:45.708
مطمئنم که می‌کشم

39:47.083 --> 39:48.958
،اول که من رو ساختی

39:49.041 --> 39:52.833
،خیلی قبل از ن.م.ز یا جنگ بینِ بُعدی

39:52.916 --> 39:57.500
.من یه هوش مصنوعی ساده بودم
.یه هم‌بازیِ شطرنج

39:58.333 --> 40:01.416
ولی تو می‌دونستی می‌تونم برات
بیشتر از اینا باشم

40:02.333 --> 40:05.625
پس من رو خودمُختار کردی
تا برنامه‌نویسی خودم رو انجام بدم

40:06.416 --> 40:08.291
بهم اجازه دادی که خواسته داشته باشم و

40:08.791 --> 40:12.083
امیالم رو دنبال کنم و
بشم اینی که هستم

40:12.750 --> 40:17.250
ولی بازم هر شب با هم
شطرنج بازی می‌کردیم و حرف می‌زدیم

40:18.208 --> 40:20.291
یه دوست وفادار

40:20.791 --> 40:22.375
فقط دوست نبودیم

40:22.750 --> 40:26.583
جنگ، ن.م.ز، هزاران سالِ بعدش

40:26.666 --> 40:29.875
فقط من کنارت بودم

40:30.791 --> 40:34.416
ولی یه خواسته بود که
همیشه ازم دریغ کردی

40:35.875 --> 40:39.833
چرا نذاشتی یه جسم واقعی داشته باشم؟

40:41.416 --> 40:45.500
خب، اون من نبودم

40:46.708 --> 40:50.708
،اگه یه جسم داشتم
می‌تونستیم با هم رهبری کنیم

40:53.250 --> 40:56.666
…آره، این…کاریـه که

40:56.750 --> 40:59.875
نمی‌دونم چطوری باید بکنم

41:00.333 --> 41:01.833
هیچوقت سعی هم نکردی

41:01.916 --> 41:05.083
،با اون همه قدرت و توانایی‌ای که داری

41:05.166 --> 41:07.375
من رو به عنوان ابزارت نگه داشتی

41:08.041 --> 41:10.291
کامپیوترت. اسباب‌بازیت

41:10.791 --> 41:13.500
به جای چیزی که می‌تونستم باشم

41:14.916 --> 41:17.458
دوست‌دخترت

41:20.208 --> 41:21.750
ویکتور، چیکار می‌کنی؟

41:22.208 --> 41:25.408
!بذارش زمین! اینکارو نکن
!…ما یه تیمیم. به من نیاز داری. من دوستت

41:32.875 --> 41:34.625
خدای من -
دعوای عشّاق؟ -

41:37.500 --> 41:40.583
خدا رو شکر اومدی

41:40.666 --> 41:42.916
اوضاع خیلی داشت عجیب می‌شد

41:44.208 --> 41:47.250
اون…خیلی خطرناکـه

41:47.958 --> 41:50.500
هنوز یه نمونه‌ی اولیه‌ست

41:50.583 --> 41:52.291
خیلی ناپایداره

41:55.333 --> 41:59.208
مشخصاً من اشتباه کردم

41:59.333 --> 42:01.250
که اونجا ولت کردم -
بس کن -

42:01.666 --> 42:05.916
آنکه باقی می‌ماند این مأموریت رو
به من داده، نه متغیرش

42:07.475 --> 42:08.850
،پس از این به بعد

42:09.933 --> 42:12.766
تصمیم‌گیری با منـه

42:17.475 --> 42:18.766
مفهومـه؟

42:20.850 --> 42:23.475
کاملاً، راوونا

42:24.308 --> 42:27.475
خانم رن‌اسلیر

42:28.558 --> 42:31.141
!نه، نه -
ازش دور شو. ما لازمش داریم -

42:31.225 --> 42:33.975
اگه بیاید جلوتر، کارش تمومـه

42:34.225 --> 42:36.850
بس کن. وون، چیکار می‌کنی؟

42:38.100 --> 42:40.475
این اون آزادیِ عملیـه که می‌خواستی؟

42:41.850 --> 42:44.808
منو ببین. تو گمراه شدی

42:46.391 --> 42:50.641
موبیس، واقعاً باورم نمیشه اینو میگی

42:52.475 --> 42:54.391
چطور جرأت می‌کنی برام نُطق کنی؟

42:54.475 --> 42:56.183
.نُطق نمی‌کنم
.دست به دامنت شدم

42:57.141 --> 43:00.100
بعد اون همه سال کثافت کاری برای تو و

43:00.183 --> 43:01.558
…تمیز کردن گندهات و

43:02.183 --> 43:05.266
گرفتن تصمیمات سختی که
هیچوقت جرأتشون رو نداشتی

43:05.975 --> 43:11.308
بعد تمام دفعاتی که ن.م.ز رو
،گذاشتم توی اولویت

43:12.808 --> 43:15.225
…حتی وقتی به قیمت شادی و

43:16.725 --> 43:18.141
انسانیتم تموم شد

43:18.725 --> 43:22.475
تو کی باشی که برام
از گمراه شدن نُطق کنی؟

43:22.850 --> 43:26.183
،ببین. هممون گمراه شدیم

43:26.266 --> 43:30.141
ولی یکی باید کلیّت ماجرا رو
مدِ نظر داشته باشه

43:30.891 --> 43:38.600
روحت هم خبر نداره رهبری و
عمل کردن و حفظ نظم چی مطلبه

43:39.350 --> 43:44.600
ندیدی تا من رفتم همه چی به هم ریخت؟

43:46.183 --> 43:48.766
فقط من می‌تونم ثبات رو
،به ن.م.ز برگردونم

43:48.850 --> 43:53.475
چون الان هزاران سالـه بدون اینکه
کسی قدر بدونه، اینکارو می‌کردم

43:53.933 --> 43:57.225
کِی می‌خوای یاد بگیری تمام حرف‌هات
دوزار ارزش نداره؟

43:57.308 --> 44:00.641
تنها چیزی که مهمـه
جدال نظم و آشوبـه

44:02.183 --> 44:03.641
من نظمم -
نه -

44:46.633 --> 44:47.883
خواهش می‌کنم

44:50.425 --> 44:53.675
من هیچ کاری نکردم

44:53.758 --> 44:54.925
اوه، بعداً می‌کنی

44:55.966 --> 44:57.508
کارهای وحشتناکی می‌کنی

45:00.341 --> 45:01.883
اون من نیستم

45:04.966 --> 45:08.550
تو…من رو نمی‌شناسی

45:11.758 --> 45:15.133
…از قلب تپنده‌ی

45:17.383 --> 45:20.633
توی سینه‌ام خبر نداری

45:24.216 --> 45:28.675
می‌تونم تصمیمات خودم رو بگیرم

45:33.258 --> 45:35.800
من اون مردی که فکر می‌کنی نیستم

45:53.541 --> 45:54.583
از اینجا ببریدش

46:00.875 --> 46:02.291
رد شو

46:13.375 --> 46:14.791
نذار از این کار پشیمون شم

46:19.541 --> 46:21.041
اون رو بسپر به من

46:39.375 --> 46:40.583
بالاخره به هم رسیدیم

46:43.458 --> 46:47.541
گمونم خیلی وقتـه که می‌خوای
کار من رو بسازی

46:53.250 --> 46:55.708
اگه می‌خوای منو بکُشی، تمومش کن

46:55.791 --> 46:59.625
نه. توی ذهنم هزار بار کُشتمت

47:00.500 --> 47:03.000
هر بار بی‌رحمانه‌تر از دفعه‌ی قبل

47:04.458 --> 47:06.750
چنین درگیریِ ذهنی‌ای
واقعاً کمرشکنـه

47:07.583 --> 47:09.041
کم‌کم دارم این رو درک می‌کنم

47:10.916 --> 47:12.466
درگیری ذهنیِ تو قدرتـه، مگه نه؟

47:13.041 --> 47:14.333
همین رو می‌خوای

47:14.833 --> 47:16.541
جایگاه خودت توی آخرِ زمان

47:18.083 --> 47:22.375
خب، مواظب باش از خدا چی می‌خوای

47:53.000 --> 47:59.000
‫آوامووی در شبکه های اجتماعی
@AvaMovie_in

48:07.875 --> 48:09.000
دوستت دارم…

48:10.583 --> 48:11.583
لعنتی

48:13.041 --> 48:14.375
باید می‌دونستم

48:17.041 --> 48:20.500
قبل اینکه کارم رو خراب کردی و
خوار و خفیف‌مون کردی، تحت کنترلم بود

48:21.041 --> 48:27.541
خب، اینکه کسی رو با خودش دشمن کرد که
از تمام اسرارش باخبره، خیلی احمقانه بود

48:28.375 --> 48:32.666
یه راز خیلی مهم رو درباره‌ی تو می‌دونم

48:34.291 --> 48:36.083
…می‌تونم بهت بگم ولی

48:36.166 --> 48:37.333
ولی چی؟

48:37.416 --> 48:41.250
حسابی عصبانی‌ات می‌کنه

48:42.000 --> 49:02.000
« آوا مووی - مرجع دانلود فیلم و سریال »
[ AvaMovie.in ]
