WEBVTT

00:01.159 --> 00:09.247
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:10.461 --> 00:16.021
این سریال بر اساس وقایع و پیامدهای بمب‌گذاری]
[لاکربی در سال 1988 ساخته شده است

00:16.461 --> 00:21.021
این سریال از کار و تحقیقات «جیم سوایر» در]
[سال‌های پس از این فاجعه الهام گرفته است

00:21.461 --> 00:28.021
برخی از نام‌ها، شخصیت‌ها و صحنه‌ها به‌منظور]
[اهداف نمایشی تغییر کرده یا تخیلی شده‌اند

00:43.461 --> 00:46.021
برو و کیف کن

00:43.461 --> 00:47.021
[آنچه گذشت]

00:47.901 --> 00:49.741
‫هواپیما سقوط کرده

00:53.181 --> 00:55.621
‫- شما کی رو از دست دادید؟
‫- دخترمون، فلورا

00:55.661 --> 00:57.021
‫من کابوس می‌بینم

01:00.061 --> 01:02.901
دولت میدونسته. همه میدونستن

01:02.941 --> 01:05.277
‫دستگیری دو شهروند لیبیایی...

01:05.301 --> 01:07.261
‫لیبیایی؟ فکر می‌کردم کار ایران بوده

01:07.261 --> 01:10.285
‫- فکر می‌کنی یه هواپیما رو منفجر کردم؟
‫- نه، معمولـه که نه

01:10.309 --> 01:12.541
‫اما چرا هیچ وقت نمیگی توی
‫سفرهات چیکار می‌کنی؟

01:12.541 --> 01:16.781
‫این مدرک برای پیگرد قضایی فوق‌العاده مهمه

01:16.821 --> 01:20.221
‫ما پیشنهاد می‌دیم که دادگاه در یک کشور
‫بی طرف برگزار بشه

01:20.261 --> 01:22.941
‫من فقط می‌خوام بدونم کی دخترم رو کشته

01:22.981 --> 01:25.181
‫حکم هرچی که بود، قبولش می‌کنـی

01:26.261 --> 01:27.861
‫بعدش دوباره میشی مال ما

01:27.901 --> 01:29.101
‫قول میدم

01:32.125 --> 01:38.125
‫[سوم می 2000]
‫[یازده سال پس از بمب گذاری لاکربی]

01:53.125 --> 02:00.010
‫« ترجمه از حسین فلاح و ایـلیـا»
‫.:: Hossein_Hidden & EILIA ::.

02:41.149 --> 02:46.861
‫« لاکربی، جستجویی برای حقیقت »

02:46.861 --> 02:49.037
‫مهم‌ترین اخبار امروز اسکاتلند

02:49.061 --> 02:50.741
‫محاکمه‌ی قرن آغاز شد...

02:50.781 --> 02:53.701
‫به آن محاکمه‌ی قرن گفته می‌شود

02:57.141 --> 02:58.661
‫...سرانجام در دادگاه محاکمه می‌شوند...

02:58.701 --> 03:01.981
‫کمپ زایست در پشت من قرار دارد،
‫یک پایگاه نظامی سابق

03:02.021 --> 03:06.381
‫در خارج از شهر اوترخت، که با هزینه‌ای
‫معادل 12 میلیون پوند تغییر کاربری پیدا کرده

03:06.421 --> 03:09.781
‫در قطعه کوچکی از خاک هلند که به ‌عنوان
‫بخشی از اسکاتلند تعیین شده است

03:09.821 --> 03:11.501
‫هیئت منصفه‌ای در کار نیست

03:11.541 --> 03:14.461
‫و به جای آن چهار قاضی ارشد اسکاتلند
‫حکم را خواهند داد...

03:14.501 --> 03:16.701
‫27 خانواده آمریکایی اینجا هستند

03:16.741 --> 03:19.901
‫- ‫در کنار گروه کوچک‌تری از...
‫ - این دختر ماست، تئو کوهن

03:19.941 --> 03:22.061
‫وقتی که هواپیماش روی لاکربی منفجر شد

03:22.101 --> 03:24.541
‫- فقط 20 سال داشت
‫- اثبات پرونده و گناهکاری

03:24.581 --> 03:27.741
‫دو لیبیایی کار سختی خواهد بود،
‫اما برای من اهمیتـی نداره

03:27.781 --> 03:29.781
‫خوشحالـم از این که توی دادگاه می‌بینم‌شون

03:29.821 --> 03:32.581
‫اهمیت زیادی دارد که در جامعه‌ای زندگی کنیم
‫که سیستم حقوقیـش

03:32.621 --> 03:34.861
بابت اهداف سیاسی تغییر نکنـه

03:34.901 --> 03:38.157
‫برادر من و مابقی کشته شدگان
‫نمی‌تونن عدالت شایسته‌ی

03:38.181 --> 03:40.501
‫خودشون رو مطالبه کنـن.
‫پس ما باید به جای اونا حرف بزنیم.

03:40.541 --> 03:42.821
دادستان‌ها باید بدون هیچ شک و شهبه‌ای

03:42.861 --> 03:45.597
‫ثابت کنـن که اونا مسئول بمب گذاری
‫پرواز 103 بودن

03:45.621 --> 03:48.501
‫من کاملاً ایمان دارم که
‫این کار رو خواهند کرد

04:05.461 --> 04:06.901
‫خوشحالم که می‌بینمت

04:06.941 --> 04:09.277
‫یه لحظه توجه کنید دوستان

04:09.301 --> 04:12.821
‫برایان مورتا، از وزارت دادگستری
ایالات متحده هستم

04:12.861 --> 04:16.741
‫همکارم دینا داره نسخه‌هایی از

04:16.781 --> 04:18.741
‫لیست شاهدان محاکمه رو پخش می‌کنـه

04:18.781 --> 04:21.261
‫هزار شاهد، شهادت میدن

04:21.301 --> 04:23.141
‫اگه سوالی داشتید، در خدمت هستیم

04:27.261 --> 04:28.941
‫- ملاقات باهاتون باعث افتخاره، جناب
‫- خوشوقتم

04:28.981 --> 04:31.981
‫چندوقت یک بار میایید به محاکمه‌ها؟

04:32.021 --> 04:34.821
‫جان و من به نمایندگی از گروه
‫خانواده‌های بریتانیا اینجا هستیم

04:34.861 --> 04:37.541
‫تا زمانی که حکم اعلام بشه،
هر روز ‫همینجا هستیم

04:37.581 --> 04:39.141
‫از خودگذشتگی شما رو تحسین می‌کنم

04:39.901 --> 04:42.061
‫فکر می‌کنید محاکمه چقد طول بکشه؟

04:42.101 --> 04:44.501
‫گفتنـش سخته خانم، آه...

04:44.541 --> 04:46.741
‫شش ماه... شایدم بیشتر

04:46.781 --> 04:49.717
‫اما شک نکنید، اهمیتی نداره چقد طول بکشه

04:49.741 --> 04:52.501
‫این مرد‌ها گناهکار هستن و ما
‫حکم محکومیت رو می‌گیریم

04:52.541 --> 04:54.981
‫خانم‌ها و آقایون

04:55.021 --> 04:57.501
‫دادگاه به زودی تشکیل میشه

04:59.861 --> 05:03.061
‫خانم‌ها و آقایون، بخش مطبوعات
‫سمت چپ هست

06:09.461 --> 06:11.061
‫مریض!

06:27.821 --> 06:30.941
‫عبدالباسط علی محمد المقرحی

06:30.981 --> 06:33.621
‫و الامین خلیفه فحیمه

06:33.661 --> 06:37.261
‫هر دوی شما متهم به توطئه

06:37.301 --> 06:39.741
‫برای قرار دادن یک کیف دستی
حاوی بمب دست ساز

06:39.781 --> 06:44.101
‫در پرواز پان‌ام 103 می‌باشید

06:44.141 --> 06:47.341
چمدان برای سفر بدون همراه

06:47.381 --> 06:50.621
از فرودگاه مالت به فرودگاه فرانکفورت

06:50.661 --> 06:53.661
و بعد از لندن هیترو به نیویورک برچسب گذاری شده که

06:53.701 --> 06:56.461
‫که در میانه‌ی راه بر روی شهر لاکربی
‫واقع در اسکاتلند منفجر شد

06:56.501 --> 07:01.861
‫که منجر به مرگ 259 سرنشین و خدمه

07:01.901 --> 07:05.141
‫و 11 تن بر روی زمین شد

07:05.821 --> 07:10.061
‫عالیجناب، متهمان اعلام بی‌گناهی می‌کنند

07:12.301 --> 07:15.381
‫فهرست شاهدان به شرح زیر
‫می‌باشد. شماره یک...

07:21.301 --> 07:23.301
[اوترخت - هلند]

07:23.301 --> 07:25.821
‫- خب، از اقامت‌تون لذت ببرید
‫- ممنون

07:28.381 --> 07:29.981
‫خیلی خب

07:54.005 --> 07:56.005
‫[روز دوم]

08:02.029 --> 08:06.381
‫[آلن ترنبول]
‫[دادستان]

08:06.381 --> 08:08.301
‫می‌تونیم شما رو به روز حادثه

08:08.341 --> 08:10.981
‫در روز 21 دسامبر 1988 برگردونـم؟

08:12.981 --> 08:17.397
‫یه بال دیدم، یه بال کامل

08:17.421 --> 08:20.981
‫یه چیز شبح مانند توی آسمان
به سمت ما می‌اومد

08:21.021 --> 08:24.861
‫تمام مسیر با چشم دنبالش کردم تا اینکه...

08:24.901 --> 08:28.021
‫پشت ساختمان‌ها ناپدید شد،
‫و بعدش من...

08:29.421 --> 08:31.541
‫شعله‌های انفجار رو دیدم

08:35.381 --> 08:37.981
‫انگار دنیا آتیش گرفته بود

08:39.101 --> 08:43.661
‫دود غلیظ و آتیش همه‌جا بود

08:45.061 --> 08:47.501
‫بوی سوخت موتور غالب بود

08:48.701 --> 08:52.141
‫صدای جیغ می‌اومد و...

08:53.221 --> 08:55.141
‫وسیله‌ها و...

08:56.661 --> 08:59.181
‫آدم‌ها از آسمان می‌افتادن

09:01.141 --> 09:03.981
‫اول از همه باید دنبال مسافرانی می‌گشتیم

09:04.021 --> 09:07.141
‫که ممکن بود نیاز به مراقبت پزشکی
‫داشته باشن

09:09.901 --> 09:12.061
‫هیچکس نبود

09:12.101 --> 09:16.461
‫فقط جسد بود و اجزای بدن

09:17.741 --> 09:19.341
‫به تعداد زیاد

09:20.741 --> 09:22.781
‫اگه از خونه‌ی من بیایید بیرون

09:23.701 --> 09:26.301
‫از پله‌ها برید پایین و...

09:27.421 --> 09:30.861
‫سه چهار قدم به سمت چپ برید

09:33.341 --> 09:35.381
‫یه خانم جوان اونجا افتاده بود

09:37.581 --> 09:39.341
‫کلی جسد بود

09:40.261 --> 09:42.461
‫همه‌جا

09:42.501 --> 09:46.261
‫مرد‌ها، زن‌ها، بچه‌ها

09:48.261 --> 09:50.381
‫یکی بیرون خونه‌ی من افتاده بود

09:52.541 --> 09:54.021
‫یه بچه

09:55.701 --> 09:57.621
‫بیشترم بود...

09:58.981 --> 10:01.141
‫روی پیاده رو

10:01.181 --> 10:02.781
‫روی زمین گلف

10:03.541 --> 10:05.141
‫توی حصارهای گیاهی

10:06.821 --> 10:09.021
‫غیر قابل تشخیص بودن

10:10.261 --> 10:12.861
‫کل شهر برای یک مدت طولانی
‫توی شوک بود

10:15.941 --> 10:18.701
‫مرد جوانی رو می‌شناسم
‫که خودش رو کشت

10:22.061 --> 10:25.221
‫روی افراد زیادی تاثیر گذاشت

10:25.501 --> 10:27.141
‫برای یه مدت طولانی

10:27.181 --> 10:30.141
‫مردم از گوشه کنار دنیا به دیدن

10:31.021 --> 10:34.661
‫نماد یادبود میان، تا به یاد والدین‌شون یا...

10:35.421 --> 10:37.541
‫خواهر...

10:38.501 --> 10:41.221
‫یا بچه‌شون بیفتن

10:42.661 --> 10:46.221
‫و بعضی‌هاشون درخواست می‌کنن
‫که محلی که...

10:46.261 --> 10:48.381
‫جایی که عزیز‌هاشون...

10:48.421 --> 10:50.021
‫پیدا شدن رو ببینن

10:50.981 --> 10:55.501
‫ما هم یهو خودمون رو توی موقعیتی
‫می‌بینیم که داریم کسی که نمی‌شناسیم...

10:56.261 --> 10:57.741
‫یه غریبه رو

10:58.581 --> 11:00.181
‫می‌بریم که مکان رو نشونشون بدیم

11:02.301 --> 11:04.741
‫اما در طول مسیر، اونا دیگه غریبه نیستن

11:04.781 --> 11:06.381
‫این وظیفه‌ی ماست

11:07.301 --> 11:09.101
‫که بهشون خوش آمد بگیم
‫و بهشون بگیم

11:09.981 --> 11:12.341
‫"می‌دونیم چه حسی داره"

11:57.501 --> 11:58.581
‫تو خوبی؟

12:02.541 --> 12:04.541
‫شنیدن کل اون چیزا...

12:04.581 --> 12:06.981
‫چیزایی که گذرونده، سخت بود

12:07.021 --> 12:09.317
‫من هنوز نمی‌دونم کجا افتاده بوده

12:09.341 --> 12:10.941
‫کجا پیدا شده

12:11.621 --> 12:13.221
‫مگه فهمیدنـش چه فایده‌ای داره

12:15.221 --> 12:17.702
‫چرا باهات نیومدم به زمین اسکی؟

12:18.541 --> 12:20.301
‫چرا انقد بزدل بودم؟

12:21.901 --> 12:26.581
‫مردم بیچاره‌ی لاکربی.
.ناخواسته توی این موقعیت قرار گرفتن

12:30.781 --> 12:33.021
‫کار اونا بوده؟

12:35.901 --> 12:37.581
‫با دقت زیر نظر گرفتم‌شون

12:39.301 --> 12:41.062
‫هیچ نشونه‌‌ی خاصی ندیدم

12:44.181 --> 12:45.781
‫آره، فکر می‌کنم کار خودشون بوده

12:47.501 --> 12:49.101
‫همه شواهد بر علیه اوناست

13:06.781 --> 13:08.381
‫ممنون

13:09.661 --> 13:11.621
‫سلام منو به کاترین و ویلیام برسون

13:11.661 --> 13:14.781
‫چرا خودت انجامـش نمیدی، جیم؟
‫بهشون زنگ بزن خب

13:21.981 --> 13:23.821
‫- مراقب خودت باش
‫- توام همینطور

14:04.501 --> 14:07.381
[رئیس امنیت خطوط هوایی لیبی]

14:07.381 --> 14:09.381
[ارتباط با تایمرهای میبو]

14:09.381 --> 14:11.381
[لباس]

14:24.845 --> 14:27.845
‫[روز پانزدهم]

14:45.501 --> 14:47.381
‫مرکز مطبوعات عین بیابون بود

14:47.421 --> 14:49.197
‫گفتم یکم به رویدادها نزدیک‌تر بشم

14:54.341 --> 14:57.221
‫خیلی با اعتماد به نفس به نظر می‌رسه

14:58.741 --> 15:01.181
‫وقتی یک بمب منفجر میشه، گرمای شدیدی

15:01.221 --> 15:05.157
‫تولید می‌کنـه و تیکه‌های کوچکی

15:03.221 --> 15:09.157
[توماس هیز]
دانشمند پزشکی قانونی در مؤسسه]
[تحقیقات و توسعه تسلیحات سلطنتی - رارد

15:05.181 --> 15:06.941
‫از هر چیزی که داخلـش بوده رو
‫به اطراف پرتاب می‌کنـه

15:06.981 --> 15:08.821
‫در ابتدا، این چیزی بود که
‫دنبالـش بودیم

15:08.861 --> 15:13.557
تیکه‌های بمب داخل تیکه‌های لباس‌های

15:13.581 --> 15:15.541
آسیب دیده و سوخته که احتمالاً
نزدیک یا دور بمب بودن رفته بود

15:16.301 --> 15:19.341
‫پس از چندین ماه بررسی بقایای بمب،

15:19.381 --> 15:23.821
‫یک قطعه الکتریکی آسیب دیده پیدا کردم

15:23.861 --> 15:26.061
‫که داخل بقایای سوخته‌ی پیراهن
‫گیر کرده بود

15:28.381 --> 15:30.821
عالیجناب، قطعه روی میز مدارک هست

15:30.381 --> 15:32.821
[الاستر کمپبل]
[دادستان]

15:30.861 --> 15:33.061
‫اما به جهت شفافیت بیشتر

15:33.101 --> 15:35.741
‫تصویر بزرگ شده‌ای از اون رو پخش می‌کنیم

15:38.261 --> 15:42.221
‫دکتر هیز، به تشخیص شما این قطعه
‫بسیار مهم بود

15:42.261 --> 15:45.077
‫متوجه شدم که مهمـه. بله.

15:45.101 --> 15:47.301
‫اما پیش از شناساییـش از "رارد" رفتـم

15:47.341 --> 15:50.341
همکارم آلن فرادی جایگزین من شد

15:50.381 --> 15:53.757
‫یعنی کسی که باهاش، گزارش
‫نهایی پزشکی قانونی رو منتشر کردم

15:50.381 --> 15:53.757
[آلن فرادی]
دانشمند پزشکی قانونی در مؤسسه تحقیق]
[و توسعه تسلیحات سلطنتی - رارد

15:53.781 --> 15:57.621
‫این قطعه به نظر می‌رسه که تنها بخش

15:57.661 --> 16:00.341
‫از برد الکتریکی تایمری هست

16:00.381 --> 16:04.061
‫که بمب پرواز 103 رو منفجر کرده

16:04.101 --> 16:07.981
‫تونستید تشخیص بدید که مال
‫چه نوع تایمری بوده؟

16:08.021 --> 16:09.541
‫اولـش نه. نه.

16:09.581 --> 16:11.221
‫مثل سوزن پیدا کردن تو انبار کاه بود

16:11.261 --> 16:14.621
‫هزاران شرکت در جهان هستند

16:14.661 --> 16:16.901
‫که برد الکتریکی تولید می‌کنن

16:16.941 --> 16:20.701
‫اما در نهایت، یک سال بعدش
‫یکی دیگه از همکاران

16:20.741 --> 16:24.341
‫پزشکی قانونی در ایالات متحده،
‫به نام توماس ترمن از اف‌بی‌آی

16:24.381 --> 16:26.061
‫یک تطابق پیدا کرد

16:26.101 --> 16:30.861
‫می‌تونید به دادگاه بگید که این برد الکتریکی
‫دقیقاً چطوری شناسایی شد؟

16:30.901 --> 16:34.461
‫متریال قطعه و خطوط روش

16:34.501 --> 16:38.701
‫بطور مفصل با بردهای الکتریکی‌ تایمرهایی که

16:38.741 --> 16:41.997
‫اف‌بی‌آی چند سال قبلـش کشف کرده بود،
‫مقایسه شدن

16:42.021 --> 16:47.141
‫نام این تایمرها ام‌اس‌تی-13 بود که
‫توسط یک کمپانی سوئیسی

16:47.181 --> 16:51.901
‫به نام میبو که در زوریخ واقع شده
‫طراحی و تولید شدند

16:51.941 --> 16:54.941
‫و این تایمرها از چه کسانی گرفته شده بودند؟

16:54.981 --> 16:57.141
‫سازمان جی‌اس‌او

16:57.901 --> 16:59.781
‫سازمان اطلاعات لیبی

17:00.701 --> 17:02.701
‫و شما کاملاً مطمئن بودید

17:02.741 --> 17:05.637
‫که این دقیقاً همان مدل برد الکتریکی هست؟

17:05.661 --> 17:09.501
‫به طور قطعی ثابت شد که ردیف‌های

17:09.541 --> 17:12.901
‫موجود روی قطعه از مس هستند

17:12.941 --> 17:15.661
‫که توسط یک لایه از قلع خالص
‫پوشانده شدن

17:15.701 --> 17:19.581
‫که کاملاً مشابه نمونه‌ای هستند

17:19.621 --> 17:21.541
‫که توسط میبو تولید شدن

17:23.701 --> 17:26.421
‫کار پلیس بی‌نظیر بوده جین،

17:26.461 --> 17:27.941
‫اونا بین میلیون میلیون تیکه

17:27.981 --> 17:31.301
‫یک چیز خیلی مهم پیدا کردن

17:31.341 --> 17:33.741
‫- بی‌نظیره
‫- باور نکردنیـه

17:34.701 --> 17:38.357
‫اون قطعه از برد الکتریکی اولین چیز
‫مهم هست که به لیبی ربط داره

17:38.381 --> 17:41.541
‫دادستان فقط باید ثابت کنـه که

17:41.581 --> 17:46.461
‫قطعه از همون دسته تایمرهایی هست
‫که به لیبی فروخته شده

17:46.821 --> 17:48.941
‫کلـش مسئله وصل کردن نقاط به همدیگه‌ست

17:48.981 --> 17:52.061
‫دادستان باید یه ارتباط شکل بده

17:55.621 --> 18:01.181
‫جیم....

18:01.821 --> 18:03.421
‫و بهشون ثابتـش کنـه

18:05.221 --> 18:06.861
‫اوه آره، متوجه‌ام

18:09.461 --> 18:10.661
‫چطوری؟

18:11.381 --> 18:12.941
‫بچه‌ها توی دانشگاه مشکلی ندارن؟

18:12.981 --> 18:15.381
‫آره. نه، خوبـم.
‫همه‌ خوبـن. آم...

18:16.861 --> 18:20.101
‫خب پس.. حرکت بعدی چیـه؟

18:20.141 --> 18:23.941
‫شاهد کلیدی شماره یک، ادوین بولیه

18:23.981 --> 18:25.981
رسماً یه دلال سلاحـه

18:26.661 --> 18:29.101
دادستانی باید ثابت کنه که شرکت اون

18:29.141 --> 18:31.661
مسئول تأمین تایمرها بوده

18:33.541 --> 18:36.301
‫من مالک مشترک میبو هستم

18:36.341 --> 18:38.821
‫یک شرکت که قطعات الکترونیکی و الکتریکی

18:38.861 --> 18:41.781
‫تولید می‌کنـه و می‌فروشه

18:38.861 --> 18:41.781
[روز چهل و سوم]

18:42.701 --> 18:46.981
‫آیا تایمر ام‌اس‌تی-13 که اینجا می‌بینیم
‫هم جزء تولیدات شما هست؟

18:47.021 --> 18:49.102
‫بله، درسته. بله.

18:49.501 --> 18:52.421
‫آیا شرکت شما چنین تایمرهایی رو تولید کرده

18:52.461 --> 18:55.301
‫و به سازمان اطلاعات لیبی فروخته؟

18:59.261 --> 19:01.341
‫من یه تاجر قانونی هستم

19:02.061 --> 19:05.181
‫کارم کاملاً قانونی هست

19:05.381 --> 19:10.141
‫لطفاً فقط جواب سوالات رو بدید آقای بولیه

19:11.421 --> 19:15.981
‫بله، ما بیست عدد از این تایمرها رو
‫به لیبی فروختیم

19:16.021 --> 19:18.141
‫لیبی یکی از بهترین مشتریان ما هست

19:19.181 --> 19:24.701
‫آقای بولیه، ایا هیچ کدوم از دو مردی که
‫در جایگاه متهمین نشستن رو می‌شناسید؟

19:24.741 --> 19:29.557
‫مرد سمت راستی رو نمی‌شناسم،
‫اما مردی که سمت چپ هست

19:29.581 --> 19:34.501
‫می‌دونم که یکی از شرکای ای‌بی‌اچ بوده،

19:34.541 --> 19:37.077
‫که یک کمپانی لیبیایی توی زوریخ هست

19:37.101 --> 19:38.701
‫متوجه‌ام

19:38.741 --> 19:40.821
‫آیا این حقیقت داره که شرکت آقای مقرحی

19:40.861 --> 19:43.941
‫در همان ساختمانی بوده که
‫کمپانی شما هم بوده؟

19:43.981 --> 19:46.981
‫بله. اونا دفتر رو از ما اجازه کردن.

19:47.021 --> 19:48.621
‫ما توی یک طبقه مشترک بودیم.

19:49.341 --> 19:52.221
‫آقای بولیه، آیا آقای مقرحی شخصاً سفارش

19:52.261 --> 19:54.421
‫تایمرهای ام‌اس‌تی-13 رو به شما دادن؟

20:09.261 --> 20:13.021
‫نه. معاملات من با دوستان آقای مقرحی بود

20:13.061 --> 20:17.141
‫اما آقای مقرحی یک...

20:17.181 --> 20:19.581
رتبه بالایی داشتن،
‫از این مطمئن هستم

20:19.621 --> 20:22.101
‫اون همیشه درحال جابجایی بود

20:22.141 --> 20:23.981
‫زوریخ، طرابلس، مالت

20:24.021 --> 20:26.461
‫ارتباطات خوبی داشت

20:27.621 --> 20:34.461
‫میشه دوباره تصویر پی‌تی35-بی، قطعه تایمر
‫نمایش داده بشه؟

20:37.781 --> 20:39.101
‫آقای بولیه؟

20:40.621 --> 20:43.261
‫آقای بولیه. میشه تمام توجه‌تون رو به

20:43.301 --> 20:45.341
‫- وکیل دادستان اختصاص بدید؟
‫- این چیـه؟

20:45.381 --> 20:48.821
‫این قطعه‌ای است که در سقوط لاکربی پیدا شده

20:48.861 --> 20:50.461
‫نه، این همون قطعه نیست

20:50.501 --> 20:56.061
‫آقای بولیه، این توسط دو دانشمند
‫پزشکی قانونی تأیید شده

20:56.101 --> 20:59.381
‫- یکی از رارد و یکی از اف‌بی‌آی
‫- نه، شبیه هست

20:59.421 --> 21:01.301
‫اما این همون قطعه نیست

21:01.341 --> 21:04.581
‫بهتون اطمینان میدم که شرکت من
‫این قطعه رو نفروخته

21:04.621 --> 21:06.501
‫پس شاید جعلی باشه؟

21:06.541 --> 21:08.861
‫چطور می‌تونه جعلی باشه؟

21:08.901 --> 21:11.581
‫از زمانی که کشف شده
‫در اختیار پلیس بوده

21:11.621 --> 21:15.101
‫میشه قطعه واقعی رو بررسی کنم؟

21:15.941 --> 21:17.461
‫همم؟

21:26.021 --> 21:27.621
‫اینجا

21:37.501 --> 21:39.101
‫خب، آقای بولیه؟

21:50.621 --> 21:52.141
‫حق با منـه

21:52.181 --> 21:55.701
‫این همون قطعه‌ای که توی اسکاتلند
‫بهم نشون دادن نیست

21:56.541 --> 21:59.381
‫- داره چیکار می‌کنـه؟
‫- داره سعی می‌کنه از سر خودش بازش کنـه

22:00.061 --> 22:02.221
‫- معلومه داره همین کارو می‌کنـه
‫- قشنگ معلومه ترسیده

22:03.101 --> 22:04.861
‫شاید ترسیده که ازش شکایت بشه

22:04.901 --> 22:07.941
‫تنها چیزی که براش مهمه شهرت شرکتـش

22:07.981 --> 22:09.661
‫و نجات دادن خودشه

22:09.701 --> 22:14.341
‫در سال 1999 توسط شرکت شما
‫ساخته شده

22:18.861 --> 22:20.461
‫با در نظر گرفتن این که...

22:21.141 --> 22:23.421
‫آزمایش‌های علمی روی قطعه انجام شدن

22:23.461 --> 22:26.861
‫می‌تونید تایید کنید که این قطعه از برد الکتریکی

22:26.901 --> 22:31.021
‫بخشی از بیست تایمری هست که
‫توسط لیبی خریداری شدن؟

22:31.061 --> 22:35.261
‫تایمر‌هایی که شخصاً به اطلاعات لیبی
‫تحویل دادید

22:40.061 --> 22:43.261
‫بهتون یادآوری می‌کنم، شما سوگند خوردید

22:58.461 --> 22:59.661
‫بله

23:00.381 --> 23:03.221
‫زمانی که اونا رو در اختبار داشتید
‫به طرابلس سفر کردید؟

23:03.261 --> 23:05.541
‫- بله
‫- شما اون‌ها رو به مقر

23:05.581 --> 23:07.581
‫- سازمان اطلاعات لیبی در طرابلس بردید؟
‫- بله

23:07.621 --> 23:09.581
‫و زمانی که اونجا بودید، شاهد

23:09.621 --> 23:12.741
آزمایشاتی بودید که مربوط به
‫برخی از این تایمرها بودن؟

23:12.781 --> 23:14.461
‫درسته، آقای بولیه؟

23:16.901 --> 23:18.181
‫بله

23:19.261 --> 23:22.061
‫ممنون آقای بولیه

23:39.061 --> 23:41.741
‫فردا روز بزرگیـه.
‫شاهد کلیدی شما دو میاد.

23:41.781 --> 23:43.061
‫آره

23:43.741 --> 23:47.061
‫تونی گائوچی.
‫صاحب یه لباس فروشی.

23:47.101 --> 23:50.141
‫خانه‌ی مری. اسلیما، مالت.

23:51.421 --> 23:54.462
‫اتهام‌نامه بیان می‌کنـه که لباس پیچیده شد
دور بمبی که باعث

23:54.501 --> 23:58.141
‫سقوط پرواز 103 شده،
‫از مغازه اون خریداری شده

24:00.821 --> 24:03.421
‫و هیز، کارشناس پزشکی قانونی

24:03.461 --> 24:06.341
‫توی یقه‌ی لباس این رو پیدا کرده

24:09.421 --> 24:11.021
‫وقتی که باهاش مصاحبه کرده

24:11.061 --> 24:14.461
‫گائوچی گفته مشتری لیبیایی
‫که لباس رو بهش فروخته رو یادشـه

24:15.661 --> 24:19.061
‫دادستان‌ها نیاز دارن که تونی گائوچی

24:19.101 --> 24:21.221
‫یکی از مظنونین رو به بمب مرتبط کنـه

24:23.101 --> 24:24.781
‫آقای گائوچی...

24:24.821 --> 24:27.141
‫در آغاز سپتامبر سال 1989

24:27.181 --> 24:30.581
‫آیا پلیس اسکاتلند از فروشگاه شما
‫واقع در اسلیما، مالت دیدن کرده؟

24:30.621 --> 24:34.181
‫بله. کاراگاه هری بل از اسکاتلند
‫برای دیدن من اومدن

24:30.621 --> 24:34.181
[روز هشتاد و هفتم]

24:34.661 --> 24:37.101
‫و از شما درمورد فروش لباس بخصوصی

24:37.141 --> 24:38.821
‫در دسامبر 1988، سوالاتی پرسیده شد؟

24:38.861 --> 24:42.221
‫آره، بهش درمورد یه مرد گفتم...

24:42.261 --> 24:44.901
‫یه مردی که از مغازم لباس خرید

24:44.941 --> 24:47.181
‫و آیا به خاطر دارید که اون خرید بخصوص

24:47.221 --> 24:48.981
‫دقیقاً در چه زمانی اتفاق افتاد؟

24:49.021 --> 24:50.221
‫آه...

24:50.981 --> 24:53.421
‫یکم قبل از کریسمس بود

24:53.461 --> 24:55.061
‫داشت بارون می‌اومد

24:55.941 --> 25:00.061
‫تاریخ دقیقـش رو یادم نیست.
‫خیلی وقت پیش بود.

25:00.101 --> 25:01.901
‫البته، متوجه‌ام

25:02.581 --> 25:05.197
‫خب، مردی که لباس رو بهش فروختید

25:05.221 --> 25:07.461
‫آیا ملیتـش رو تشخیص دادید؟

25:07.501 --> 25:09.021
‫اوه

25:09.061 --> 25:11.021
‫از نظر من لیبیایی بود

25:11.061 --> 25:15.941
‫آیا با توجه به تجربه‌تون در فروشگاه‌تون
‫در مالت، با افراد لیبایی آشنا هستید؟

25:15.981 --> 25:18.341
‫اوه

25:18.381 --> 25:22.341
‫تعداد زیادی مرد لیبیایی با پرواز
‫برای کار و تفریح به مالت میان

25:23.301 --> 25:26.781
‫در مالت می‌تونن کارهایی بکنن
‫که توی لیبی ممنوع هست

25:27.981 --> 25:31.061
‫آقای گائوچی، این پیراهن‌ها رو
‫از کجا تأمین می‌کنید؟

25:31.101 --> 25:33.861
‫مالت. فقط مالت.

25:35.181 --> 25:38.901
‫سال‌ها با اسلالم که تولید کننده
‫این لباس هست کار کردم

25:39.741 --> 25:42.261
‫حالا آقای گائوچی، می‌خوام یک لحظه
‫به اطراف دادگاه نگاه کنید

25:42.301 --> 25:44.141
‫و بهم بگید که آیا مردی که

25:44.181 --> 25:47.381
‫لباس رو از شما در دسامبر 1988 خریداری
‫کرد رو می‌بینید یا نه

26:12.821 --> 26:15.861
‫اون مرد هست... این طرفیـه

26:15.901 --> 26:18.141
‫دارید به کدوم مرد اشاره می‌کنید؟

26:18.181 --> 26:21.261
‫اون یکی نه.
‫اونی هست که چپ نشسته.

26:22.021 --> 26:24.701
‫اون شبیه به مردی هست که
‫به فروشگاه من اومد

26:24.741 --> 26:26.421
‫آیا مطمئن هستید؟

26:26.461 --> 26:29.861
‫مردی که اینجا در سمت چپ نشسته
‫همون مردی هست که برای

26:29.901 --> 26:31.501
‫کاراگاه هری بل شناساییش کردید؟

26:31.541 --> 26:35.381
‫آره، این مرد رو از طریق‌ عکس‌ها
‫و تصاویر داخل زندانـش شناسایی کردم

26:36.301 --> 26:37.981
‫و یادم هست که...

26:38.021 --> 26:40.261
‫به نظر نمی‌اومد براش مهم باشه
‫که چی داره میخره

26:40.301 --> 26:44.061
‫بهم گفت که "هیچکدوم رو برای
"خودم نمی‌خرم

26:47.141 --> 26:48.781
‫ممنون آقای گائوچی

26:54.381 --> 26:56.581
‫چهار ماه شده و حتی یک
‫روزش رو هم از دست ندادی

26:56.621 --> 26:58.421
جیم، کلامت مثل عملت ارزشمنده

27:02.781 --> 27:03.981
‫فکر نمی‌کنـی عجیبـه؟

27:05.101 --> 27:08.821
وزارت دادگستری آمریکا بخشی از محاکمه نیست،
‫اما بازم هر روز اینجا هستند

27:08.861 --> 27:10.861
‫اونا حق کامل دارن

27:10.901 --> 27:13.141
کیفری که مطرح کرده بودند، پس گرفتند

27:13.781 --> 27:16.301
‫بعضی‌ از مقامات لیبیایی هم اینجان

27:16.341 --> 27:18.861
‫به نظر من که یخورده زیادی
‫با دادستان‌ها دوستـه

27:22.501 --> 27:25.421
‫آقای گائوچی، متوجه شدم که در طول
‫سوالات دادستان

27:25.461 --> 27:30.157
‫آقای کمپبل اشاره‌ای به تعداد مصاحبه‌هایی که

27:30.181 --> 27:33.221
‫با کاراگاه هری بل و پلیس
اسکاتلند داشتید، نکردن

27:34.061 --> 27:35.621
تعدادشون خاطرتون هست؟

27:35.661 --> 27:38.301
‫آه... نه، یادم نمیاد

27:38.341 --> 27:40.781
‫هجده تا مصاحبه

27:40.821 --> 27:43.341
‫- و ۱۹ تا شهادت، آقای گائوچی
‫- هجده تا؟

27:44.941 --> 27:47.901
‫شما ۱۹ تا شهادت با سوگند دادین

27:49.941 --> 27:52.901
‫در حقیقت، آقای گائوچی،
‫برای شناسایی آقای مقرحی،

27:52.941 --> 27:55.021
‫قبلاً خیلی به مشکل برخوردین، درسته؟

27:55.061 --> 27:57.501
‫- نه، من...
‫- در شهادتی که اینجا دارم...

27:58.381 --> 28:02.061
‫خریدار لباس رو اینجوری توصیف کردین،
‫نقل قول می‌کنم...

28:02.341 --> 28:05.621
‫«حدوداً ۵۰ ساله و قدبلند،
‫حدود یک متر و هشتاد»

28:05.661 --> 28:09.461
‫البته، آقای مقرحی ۴۸ سالشه

28:10.581 --> 28:13.821
‫که یعنی توی دسامبر ۱۹۸۸،

28:13.861 --> 28:16.021
‫وقتی میگین بهش لباس فروختین، اون...

28:16.061 --> 28:17.861
‫۳۶ ساله بود

28:18.941 --> 28:22.061
‫و اینجا هم لیست وسایلی رو ردیف کردین،

28:22.101 --> 28:24.901
‫که ادعا می‌کنین خریدار لباس، از شما خریده

28:24.941 --> 28:29.741
‫شلوار، پلیور، کاپشن، سرهمی بچه...

28:31.301 --> 28:33.021
‫ولی هیچ خبری از پیراهن نیست

28:33.381 --> 28:37.341
‫هیچ اشاره‌ای به پیراهن نشده،
‫مارک اسلالم یا چیز دیگه‌ای

28:37.381 --> 28:43.221
‫در واقع، تا شهادت شماره ۱۷
‫هیچ اشاره‌ای به پیراهن نمیشه

28:43.261 --> 28:44.761
‫از این چی می‌فهمیم؟

28:44.781 --> 28:48.261
‫خریدار لباس از شما پیراهن خرید یا نه؟

28:48.301 --> 28:50.341
‫زمان زیادی گذشته و یادآوریش سخته

28:50.381 --> 28:53.741
‫البته. آقای بل دو سال تمام
‫بعد از رخ دادن اون تراژدی

28:53.781 --> 28:57.117
‫با شما مصاحبه می‌کرد.
‫هر کسی باشه بعد از این مدت،

28:57.141 --> 28:59.901
‫به سختی چیزی رو یادش میاد، درسته؟

28:59.941 --> 29:02.581
‫آره، همینه. دقیقاً

29:15.901 --> 29:17.401
‫ممنون، عالیجناب

29:25.181 --> 29:26.861
‫طرف عصبی بود

29:26.901 --> 29:28.941
‫و کاملاً گیج به نظر می‌رسید

29:28.981 --> 29:32.661
‫با این حال، اونجا بود،
‫به عنوان شاهد کلیدی. لعنت!

29:32.701 --> 29:34.461
‫هجده تا مصاحبه، ۱۹ تا شهادت

29:34.501 --> 29:37.077
‫یعنی پلیس مدام می‌رفته سراغش،

29:37.101 --> 29:40.181
‫- تا داستانی که می‌خواستن به دست بیارن؟
‫- نمی‌دونم دادستانی لعنتی چیکار می‌کرده

29:40.221 --> 29:42.541
‫امیدوار بودن توی جلسه دفاع
‫بحثی ازش نشه؟

29:42.581 --> 29:44.741
‫بوی بی‌کفایتی میده

29:44.781 --> 29:48.701
‫آره. خب، وقتی به هتل برگشتم،
‫یه کم بیشتر سرچ کردم

29:48.741 --> 29:51.421
‫فقط مقرحی نبوده که گائوچی،

29:51.461 --> 29:53.517
‫به عنوان مردی که بهش لباس فروخته،

29:53.541 --> 29:55.701
‫به کارآگاه بل معرفیش کرده

29:55.741 --> 29:59.541
‫یک سال و نیم قبل از اینکه
‫مقرحی رو شناسایی کنه...

29:59.581 --> 30:03.821
‫گائوچی از آقای محمد ابوطالب اسم برده،

30:04.621 --> 30:07.941
‫یه تروریست فلسطینی محکوم‌شده
‫و یکی از مظنونین اولیه‌ی پلیس اسکاتلند،

30:07.981 --> 30:10.501
‫برای بمب‌گذاری

30:10.541 --> 30:12.741
‫حالا، یه ارتباط ایرانی هست؟

30:12.781 --> 30:16.661
‫ارتباط سوریه‌ای؟ ارتباط فلسطینی؟

30:16.701 --> 30:18.301
‫همیشه بوده؟

30:19.381 --> 30:21.581
‫به هر حال،
‫باید یه عکس از طالب رو اونجا بزنی

30:22.501 --> 30:27.581
‫ببین، فقط دارم سوال می‌پرسم، جیم،
‫چون یهو تعدادشون خیلی زیاد شده

30:30.341 --> 30:33.317
‫مقرحی، به بالیر و تایمر میبو مرتبطه

30:33.341 --> 30:35.541
‫تایمرها توسط میبو به لیبی فروخته شدن

30:35.581 --> 30:37.581
‫مقرحی احتمالاً ‫عضو سازمان امنیت لیبی بوده

30:38.501 --> 30:41.397
‫مقرحی رئیس امنیت خطوط هوایی عربی لیبی بود

30:41.421 --> 30:44.101
‫فحیمه مدیر ایستگاهشون توی مالت بود

30:45.741 --> 30:48.661
‫مقرحی با پاسپورتی با اسم جعلی
‫به مالت سفر کرده،

30:48.701 --> 30:50.861
‫که توسط دولت لیبی براش صادر شده بود

30:50.901 --> 30:53.181
‫و بعد در مورد اینکه اونجا بوده، دروغ گفته

30:54.581 --> 30:57.277
‫فحیمه توی دفتر خاطراتش نوشته
‫باید برچسب‌های ایرمالت رو

30:57.301 --> 30:59.181
‫در ۱۵ دسامبر برای مقرحی تهیه کنه

31:02.541 --> 31:06.021
‫هنوز کلی چیز علیه اونا وجود داره

31:22.181 --> 31:24.421
‫با خونه‌ی سوایر تماس گرفتید

31:24.461 --> 31:26.301
‫فعلاً خونه نیستیم
‫که به تلفن شما جواب بدیم

31:26.341 --> 31:29.197
‫لطفاً بعد از بوق پیغام بذارید
‫تا باهاتون تماس بگیریم

31:31.941 --> 31:34.021
‫سلام، جین، منم

31:34.061 --> 31:36.061
‫فکر کنم باید بیرون باشی

31:36.101 --> 31:39.141
‫الان چهار ماه از دادگاه می‌گذره، و...

31:39.181 --> 31:40.781
‫و اوضاع...

31:40.821 --> 31:42.821
‫خب، اوضاع می‌تونست بهتر باشه

32:53.141 --> 32:54.981
‫خانم واکر، من جین هستم...

32:55.021 --> 32:57.021
‫می‌دونم کی هستین

32:58.701 --> 33:00.421
‫پس می‌دونین چرا اومدم

33:08.101 --> 33:09.701
‫این طرف

33:20.621 --> 33:22.221
‫اینجا بیچگرووه

33:23.341 --> 33:25.061
‫اینجا جاییه که فلورا رو پیدا کردن

33:27.301 --> 33:29.021
‫تنهاتون می‌ذارم...

34:43.581 --> 34:47.381
‫خیلی دوستت دارم.
‫خیلی دوستت دارم

34:49.741 --> 34:52.101
‫دوستت دارم.
‫دوستت دارم، فلورا

34:53.101 --> 34:55.221
‫خیلی دوستت دارم

35:56.701 --> 35:59.201
‫[به یاد دختر و خواهر عزیزمان مارگارت سوایر]
‫[متولد ۲۲ دسامبر ۱۹۶۴]

35:59.202 --> 36:01.702
‫[که به طور غم‌انگیزی در پرواز پان ام ۱۰۳]
‫[بر فراز لاکربی کشته شد]

37:05.021 --> 37:07.461
‫شاهد کلیدی شماره سه. خبرچین حرفه‌ای

37:09.181 --> 37:13.917
‫عالیجناب‌ها، باید تمام احتیاطات لازم
‫برای تضمین امنیت آقای جیاکا انجام بشه

37:13.941 --> 37:16.541
‫پس، صدای ضبط شده‌‌شون تغییر داده میشه،
‫[روز ۱۴۴]

37:16.581 --> 37:18.421
‫تا از شناسایی جلوگیری بشه

37:18.461 --> 37:21.077
‫و به اپراتور دوربین‌های مداربسته هم
‫دستور داده شده که

37:21.101 --> 37:23.541
‫وقتی داره شهادت میده،

37:23.581 --> 37:25.221
‫فیلمبرداری نکنن

37:25.941 --> 37:29.141
‫من یه خبرچین سیا شدم،

37:29.181 --> 37:32.821
‫چون دیگه نمی‌خواستم
‫برای اطلاعات لیبی کار کنم

37:32.861 --> 37:35.301
‫به خاطر دخالتشون توی تروریسم
‫[مجید جیاکا، کارمند خطوط هوایی لیبی و سیا]

37:36.581 --> 37:39.701
‫می‌خواستم از لیبی برم
‫و یه زندگی عادی داشته باشم

37:40.621 --> 37:42.461
‫آقای جیاکا، در مارس ۱۹۸۶،

37:42.501 --> 37:47.261
‫شما کارمند خطوط هوایی عربی لیبی
‫در فرودگاه مالت بودین،

37:47.301 --> 37:51.381
‫جایی که زیر نظر آقای مقرحی
‫و آقای فحیمه کار می‌کردین. درسته؟

37:51.421 --> 37:54.781
‫بله. مقرحی رئیس امنیت
‫خطوط هوایی لیبی بود،

37:54.821 --> 37:56.701
‫و فحیمه مدیر ایستگاه بود

37:56.741 --> 37:59.461
‫خب، شما به رابطتون در سی‌آی‌ای گفتین،

37:59.501 --> 38:01.837
‫که حدوداً همون زمان، یه گزارش اطلاعاتی،

38:01.861 --> 38:05.341
‫برای جی‌اس‌او نوشتین،
‫سرویس اطلاعات لیبی

38:05.381 --> 38:06.901
‫بله، نوشتم

38:06.941 --> 38:09.621
‫این گزارش اطلاعاتی در مورد چی بود؟

38:09.661 --> 38:13.021
‫خب، به طور مفصل توضیح می‌داد
‫که یه نفر چطور می‌تونه

38:13.061 --> 38:15.941
‫یه کیف بدون همراه رو توی یه پرواز بذاره

38:17.021 --> 38:22.381
‫این دو سه ماه بعد از
‫حمله‌ی آمریکا به طرابلس در سال ۱۹۸۶ بود

38:23.981 --> 38:29.381
‫خیلی از غیرنظامی‌ها و سربازها کشته شدن،
‫و سازمان امنیت لیبی خیلی عصبانی بود

38:29.421 --> 38:33.637
‫اعلام کردن لیبی انتقام می‌گیره

38:33.661 --> 38:36.141
‫و گزارش شما به چه نتیجه‌ای رسید؟

38:36.181 --> 38:39.181
‫نتیجه‌ش این بود که
‫آره، به راحتی میشه این کارو کرد

38:39.221 --> 38:41.541
‫این گزارش رو به کی تحویل دادین؟

38:44.181 --> 38:47.221
‫به رئیس امنیت خطوط هوایی،
‫عبدالباسط مقرحی

38:48.261 --> 38:51.941
‫شما توی فرودگاه مالت
‫با آقای فحیمه یه دفتر مشترک داشتین

38:51.981 --> 38:55.021
‫- درسته؟
‫- بله. داشتم

38:55.061 --> 38:58.141
‫می‌تونین به دادگاه بگین
‫آقای فحیمه در ماه مارس ۱۹۸۶،

38:58.181 --> 39:01.781
‫چی به شما نشون داد
‫که توی میزش قایم کرده بود؟

39:03.421 --> 39:08.381
‫ده کیلو تی‌ان‌تی، که توسط آقای مقرحی
‫به دفتر فرودگاه آورده شده بود

39:09.261 --> 39:11.061
‫و برچسب‌های انتقال فوری

39:11.101 --> 39:13.757
‫می‌تونین به دادگاه توضیح بدین
‫برچسب‌های انتقال فوری چی هستن؟

39:13.781 --> 39:17.261
‫حتماً. برچسب‌های انتقال فوری
‫برای این استفاده میشن که

39:17.301 --> 39:19.461
‫چمدون‌های بدون همراه وارد هواپیما بشن

39:19.501 --> 39:21.141
‫که اینطور

39:21.181 --> 39:26.101
‫حالا، اگه میشه بریم به شب ۲۰ دسامبر ۱۹۸۸،

39:26.141 --> 39:28.821
‫شب قبل از سقوط

39:28.861 --> 39:31.901
‫من مقرحی رو با فحیمه دیدم،

39:31.941 --> 39:34.941
‫توی قسمت تحویل بار فرودگاه مالت

39:35.661 --> 39:38.021
‫و این چمدون رو کجا بردن؟

39:38.061 --> 39:39.901
‫- به سمت گمرک
‫- و آیا چمدون،

39:39.941 --> 39:42.381
‫- برای بازرسی باز شد؟
‫- نه، باز نشد

39:42.421 --> 39:44.341
‫پس همین‌جوری رد شدن؟

39:44.381 --> 39:46.941
‫- بله
‫- ممنون، آقای جیاکا

39:49.701 --> 39:53.461
‫سازمان امنیت خارجی لیبی
‫یه سازمان بی‌رحمه

39:53.501 --> 39:55.601
‫- موافقین؟
‫- اوه، بله

39:55.602 --> 39:56.820
‫[ریچارد کین کیو سی]
‫[وکیل مدافع]

39:56.821 --> 39:59.981
‫به خاطر اونا
‫از جونتون می‌ترسین، آقای جیاکا؟

40:00.021 --> 40:01.541
‫بله، می‌ترسم

40:01.581 --> 40:03.741
‫پس جای تعجب نیست که
‫می‌خواستین از لیبی برین،

40:03.781 --> 40:05.861
‫تا جای دیگه یه زندگی عادی داشته باشین

40:05.901 --> 40:10.781
‫در واقع، می‌خواستین یه زندگی عادی
‫توی آمریکا داشته باشین، نه؟

40:10.821 --> 40:13.061
‫- بله
‫- چند بار از سی‌آی‌ای پول خواستین،

40:13.101 --> 40:14.821
‫تا بهتون برای مهاجرت کمک کنه

40:17.141 --> 40:18.701
‫بله، خواستم

40:18.741 --> 40:20.501
‫جوابشون چی بود؟

40:25.221 --> 40:26.721
‫گفتن نه

40:28.221 --> 40:31.541
‫ولی شما یه خبرچین باارزش بودین.
‫دلیلش رو ازشون پرسیدین؟

40:32.581 --> 40:37.221
‫خب، بذارین چیزی رو که مسئول پرونده‌تون
‫توی سیا در موردتون نوشته براتون بخونم

40:37.261 --> 40:39.821
‫شاید دلیل تصمیم سنگدلانه‌شون رو توضیح بده

40:40.661 --> 40:43.341
‫«به جیاکا در ۴ سپتامبر»

40:43.381 --> 40:45.941
‫«به طور قطعی اطلاع داده خواهد شد»

40:45.981 --> 40:48.661
‫«که هیچ کمک مالی اضافی به او نمی‌کنیم»

40:48.701 --> 40:51.861
‫«فقط حقوق ماهیانه ۱۰۰۰ دلاری‌اش را»

40:51.901 --> 40:54.501
‫«تا پایان سال ۱۹۸۹ ادامه می‌دهیم»

40:54.541 --> 40:56.541
‫«اگر جیاکا نتواند تا ژانویه‌ی ۱۹۹۰»

40:56.581 --> 41:01.061
‫«دسترسی مداوم و مشخص
‫به اطلاعات با ارزش اطلاعاتی را نشان دهد،»

41:01.101 --> 41:04.141
‫«سی‌آی‌ای تمام حقوق و حمایت مالی را»

41:04.181 --> 41:07.661
‫«قطع خواهد کرد»

41:10.181 --> 41:12.941
‫به نظر میاد
‫سطح اطلاعاتی که بهشون می‌دادین

41:12.981 --> 41:14.901
‫به اندازه‌ی کافی خوب نبود

41:14.941 --> 41:17.661
‫باید بهتر عمل می‌کردین،
‫وگرنه فقط اتلاف پول بودین

41:17.701 --> 41:20.261
‫خیلی متاسفم.
‫چیزی براتون خنده‌داره، آقای جیاکا؟

41:20.301 --> 41:21.901
‫به نظر میاد دارین لبخند می‌زنین

41:23.701 --> 41:25.901
‫لبخند زدن ممنوعه؟

41:25.941 --> 41:27.581
‫کاملاً به خودتون بستگی داره

41:27.621 --> 41:29.981
‫ولی متوجه شدم که
‫مدام به ردیف آخر نگاه می‌کنین،

41:30.021 --> 41:33.381
‫به نیمکت‌های دادستانی
‫و اون دو آقای آمریکایی اونجا

41:33.421 --> 41:35.181
‫دلیلش چیه؟

41:35.221 --> 41:38.741
‫یه مرد اونجا نشسته که عینک زده.
‫می‌شناسینش؟

41:40.861 --> 41:42.361
‫اینجا چه خبره؟

41:48.741 --> 41:50.021
‫برایان مورتا

41:50.061 --> 41:53.597
‫خب، امروز داریم شهادت کی رو شنیدیم؟

41:53.621 --> 41:56.141
‫شما یا دوستتون، برایان مورتا؟

41:56.181 --> 41:58.261
‫لعنتی!

41:58.301 --> 42:00.381
‫چرا خبرچین سی‌آی‌ای، با اسم کوچیک

42:00.421 --> 42:03.861
‫با وزارت دادگستری در ارتباطه؟
‫کی داره جیاکا رو کنترل می‌کنه؟

42:03.901 --> 42:06.901
‫- گند زدن
‫- خب، من بهتون میگم، آقای جیاکا،

42:06.941 --> 42:09.037
‫که همه‌ی این محافظت امنیتی،

42:09.061 --> 42:12.341
‫یه نمایشه تا ما رو فریب بدن
‫و فکر کنیم شما واقعی هستین

42:12.381 --> 42:14.901
‫اون پرده‌های دور شما
‫حقیقت رو پنهان می‌کنه

42:14.941 --> 42:17.637
‫عالیجناب‌ها،
‫آقای کین داره زیاده‌روی می‌کنه

42:17.661 --> 42:20.661
‫شما بعد از سقوط پرواز ۱۰۳
‫با این مدرک پا پیش نذاشتین، مگه نه؟

42:20.701 --> 42:22.381
‫نه. سال‌ها بعد اومدین،

42:22.421 --> 42:26.037
‫بعد از اینکه دوستاتون در سی‌آی‌ای
‫گفتن یه چیز بزرگتر بهشون بدین

42:26.061 --> 42:29.461
‫تی‌ان‌تی، برچسب‌های انتقال فوری،
‫فحیمه و مقرحی،

42:29.501 --> 42:31.621
‫که یه چمدون سامسونیت رو از گیت رد می‌کنن

42:31.661 --> 42:34.141
‫تک تک کلماتی که گفتین ساخته‌ی خودتونه

42:34.181 --> 42:38.341
‫شما، به قول خود سی‌آی‌ای،
‫یه متقلب و خیال‌پرداز هستین،

42:38.381 --> 42:41.421
‫که ارزش سرمایه‌گذاری نداره

42:41.981 --> 42:43.581
‫شما یه آدم دروغگو و متقلب هستین

42:45.621 --> 42:47.701
‫ممنون، عالیجناب

43:15.621 --> 43:17.581
‫همیشه یه ریسک بود

43:17.621 --> 43:19.661
‫ریسک؟

43:19.701 --> 43:22.461
‫اینجا دادگاه قانونه.
‫به جیاکا برای شهادتش پول دادن

43:22.501 --> 43:24.101
‫بذار قاضی‌ها تصمیم بگیرن

43:24.141 --> 43:26.621
‫اون قسم خورد و دروغ گفت.
‫دادرسی باطل اعلام میشه

43:26.661 --> 43:29.461
‫- نه، نمیشه
‫- ولی باید بشه

43:31.781 --> 43:33.661
‫- تو دنبال چی هستی، جیم؟
‫- عدالت

43:33.701 --> 43:35.701
‫همه‌مون عدالت می‌خوایم.
‫همه عدالت می‌خوان

43:35.741 --> 43:37.620
‫چطور می‌خوای بدون یه محاکمه‌ی عادلانه
‫بهش برسی؟

43:37.621 --> 43:40.941
‫من کشتن ۲۷۰ آدم بی‌گناه رو عادلانه نمی‌دونم.
‫تو می‌دونی؟

43:40.981 --> 43:43.169
‫تا وقتی یه محکومیت بگیری
‫مهم نیست چطوری می‌گیریش، نه؟

43:43.170 --> 43:45.358
‫اون دو نفر شاید مهره‌های کوچیکی
‫توی یه ماشین بزرگ باشن،

43:45.381 --> 43:47.341
‫ولی دارم بهت میگم،
‫بخشی از این قضیه بودن

43:47.381 --> 43:49.861
‫چون دولت‌هامون تصمیم گرفتن باشن؟

43:52.941 --> 43:54.581
‫این محاکمه فقط یه بار اتفاق می‌افته

43:55.541 --> 43:57.861
‫فقط یه شانس داریم که این لیبیایی‌ها رو
‫نقش زمین کنیم

43:59.261 --> 44:01.902
‫می‌خوای ازش هیچی گیرت نیاد؟

44:09.221 --> 44:12.261
‫شکی نیست که لباس‌های داخل چمدونی که

44:12.301 --> 44:14.301
‫بمب توش بوده، از این مغازه خریده شده،

44:14.341 --> 44:15.981
‫«خانه‌ی مری»، اینجا در مالت،

44:16.021 --> 44:17.701
‫سوال اینه که، کی اونا رو خریده؟

44:17.741 --> 44:19.921
‫آقای گائوچی با خبرنگارها حرف نمی‌زنه،

44:19.922 --> 44:22.102
‫ولی شناسایی مقرحی توسط ایشون،

44:22.141 --> 44:25.101
‫اصلاً قانع‌کننده نیست

44:25.221 --> 44:28.101
‫پرونده‌ی دادستانی یه ضربه‌ی دیگه هم خورد

44:28.141 --> 44:31.581
‫بعد از شهادت یه شاهد عینی،
‫یه مامور اطلاعات سابق،

44:31.621 --> 44:34.621
‫که قبلاً در خطوط هوایی عربی لیبی کار می‌کرد،

44:34.661 --> 44:36.261
‫اینجا در فرودگاه مالت

44:37.021 --> 44:40.101
‫حالا سوالاتی مطرح میشه که
‫اون از شهادتش چی به دست میاره،

44:40.141 --> 44:43.261
‫با توجه به ادعاهایی که شده

44:43.301 --> 44:46.141
‫ممکنه تا ۴ میلیون دلار بگیره

44:46.181 --> 44:49.437
‫مبلغ جایزه‌ای که
‫توسط دولت آمریکا تعیین شده،

44:49.461 --> 44:52.981
‫برای مدرکی که منجر به
‫محکومیت مقرحی و فحیمه بشه

44:52.982 --> 44:55.982
‫[این تروریست‌ها را به ما بدهید]
‫[تا ۴ میلیون دلار جایزه بگیرید]

44:56.621 --> 44:59.421
‫لطفاً بعد از بوق پیغام بذارید

44:59.461 --> 45:01.701
‫تا باهاتون تماس بگیریم

45:01.741 --> 45:03.341
‫سلام، منم

45:05.061 --> 45:07.181
‫فقط زنگ زدم ببینم حالتون چطوره

45:08.701 --> 45:10.301
‫و، ام...

45:12.501 --> 45:14.741
‫بهتون اطلاع بدم اوضاع اینجا چطوره

45:56.912 --> 45:59.912
‫[روز ۱۵۰]

46:03.261 --> 46:06.741
‫اولین مورد امروز، شاهد دادستانی

46:08.181 --> 46:11.141
‫جان بدفورد، یه باربر چمدون از هیترو

46:12.341 --> 46:13.901
‫دادستانی معتقده که بدفورد،

46:13.941 --> 46:15.981
‫چمدون بدون همراه رو از مالت...

46:17.141 --> 46:18.741
‫که بمب توش بوده، بار زده

46:21.101 --> 46:23.141
‫شما بعدازظهر ۲۱ دسامبر ۱۹۸۸،

46:23.181 --> 46:25.821
‫سر کار بودین، آقای بدفورد؟
‫[جان بدفورد، باربر چمدان فرودگاه هیترو]

46:25.861 --> 46:28.461
‫- بله قربان
‫- و یادتون میاد که

46:28.501 --> 46:32.061
‫چمدونی به اونجا اومد که
‫برای پرواز ۱۰۳ بود؟

46:32.101 --> 46:35.821
‫بله. بله، اومد. ولی نه تا اواخر شیفتم

46:35.861 --> 46:38.261
‫یادمه، چون اول برای استراحت و چای رفتم

46:38.301 --> 46:42.301
‫و چقدر از اونجا دور بودین؟

46:42.341 --> 46:43.981
‫بیشتر از نیم ساعت نبود

46:44.021 --> 46:46.261
‫و بعد برگشتین سر کار؟

46:46.301 --> 46:49.541
‫بله، بله.
‫و اون موقع بود که اونا رو دیدم

46:51.261 --> 46:54.021
‫اونا؟
‫منظورتون چیه، آقای بدفورد؟

46:56.221 --> 46:58.381
‫وقتی از استراحت چای برگشتم،

46:58.421 --> 47:01.461
‫دو تا چمدون جدید توی کانتینر بودن

47:01.501 --> 47:03.941
‫من اونجا نذاشته بودمشون

47:05.501 --> 47:07.061
‫دو تا چمدون دیگه؟

47:07.101 --> 47:08.781
‫نمی‌فهمم

47:08.821 --> 47:11.381
‫دادستانی اینو قبلاً بررسی نکرده بود؟

47:11.421 --> 47:15.021
‫دیدین کی اون دو تا چمدون دیگه رو
‫توی کانتینر گذاشت؟

47:15.061 --> 47:16.561
‫نه. نه، ندیدم

47:21.861 --> 47:24.741
‫آقای بدفورد، ممکنه که

47:24.781 --> 47:27.021
‫کسانی غیر از شما یا همکارهاتون،

47:27.061 --> 47:29.637
‫اون چمدون‌ها رو
‫توی اون کانتینر گذاشته باشن؟

47:29.661 --> 47:31.981
‫آره. خب، هر کسی که توی فرودگاه کار می‌کنه

47:32.021 --> 47:34.581
‫هر کسی؟ دارین میگین هر کسی که

47:34.621 --> 47:36.261
‫توی محوطه‌ی فرودگاه بوده
‫می‌تونسته این کارو بکنه؟

47:36.301 --> 47:39.101
‫- آره
‫- برای رفع هرگونه ابهام،

47:39.141 --> 47:43.541
‫این چمدون‌ها قبل از
‫رسیدن پرواز مالت-فرانکفورت ظاهر شدن؟

47:45.141 --> 47:46.741
‫بله، جناب

47:50.461 --> 47:54.061
‫می‌تونین این چمدون‌ها رو
‫برای دادگاه توصیف کنین؟

47:54.341 --> 47:57.901
‫بله. یکی قهوه‌ای بود. اون یکی تیره‌تر بود

47:59.061 --> 48:03.581
‫چمدون‌های محکمی بودن،
‫همون مدلی که سامسونیت می‌سازه

48:07.301 --> 48:09.502
‫مثل همون چمدون مالت هست

48:14.341 --> 48:17.861
‫بدفورد گفت استراحت چایش
‫نیم ساعت طول کشیده

48:19.821 --> 48:22.541
‫یعنی اون مدت
‫هیچ‌کس دور و بر اون کانتینر نبوده

48:22.581 --> 48:25.021
‫هیچ نگهبانی نبوده

48:30.741 --> 48:33.021
‫کل اون مدت!

48:33.181 --> 48:35.061
‫اون چمدون‌ها چطور اونجا رفتن؟

48:35.101 --> 48:36.701
‫کی گذاشته‌شون اونجا؟

48:38.341 --> 48:40.581
‫ممکنه بدفورد چمدون اصلی رو دیده باشه؟

48:40.621 --> 48:44.021
‫نمی‌تونه دیده باشه.
‫پرواز فرانکفورت هنوز نرسیده بوده

48:48.981 --> 48:52.301
‫مگه اینکه هیچ چمدون بمبی
‫توی اون پرواز فرانکفورت نبوده باشه

48:53.821 --> 48:56.061
‫خب، این کل پرونده رو نابود می‌کنه

48:56.981 --> 48:58.621
‫کل پایه و اساس دادرسی رو

49:32.461 --> 49:34.061
‫بفرمایید

49:36.461 --> 49:39.141
‫چرا دادستان
‫یه متخصص مواد منفجره آلمانی آورده؟

49:39.181 --> 49:40.781
‫فکر کردم اون قضیه دیگه تموم شده؟
‫[روز ۱۷۱]

49:40.821 --> 49:43.621
‫تا بتونن نظریه‌ی دفاعیه رو بی‌اعتبار کنن

49:43.661 --> 49:45.341
‫نیرو‌های فلسطینی

49:45.381 --> 49:47.781
‫دادستان ترسیده. باید جلوشو بگیرن

49:50.061 --> 49:51.621
‫آقای گوبل...
‫[راینر گوبل، متخصص مواد منفجره پلیس آلمان]

49:51.661 --> 49:55.701
‫در اکتبر ۱۹۸۸،
‫شما یه سری دستگاه انفجاری رو بررسی کردین

49:55.741 --> 49:57.341
‫که توی یه حمله کشف شده بودن،

49:57.381 --> 50:00.701
‫حمله به سازمان جبهه خلق برای آزادی فلسطین

50:00.741 --> 50:03.021
‫- درسته؟
‫- بله، درسته

50:03.061 --> 50:05.941
‫و توی جاهای مختلف ادعا شده که

50:05.981 --> 50:10.741
‫در واقع، یکی از اون دستگاه‌ها
‫ممکنه باعث سقوط پرواز ۱۰۳ شده باشه

50:10.941 --> 50:13.421
‫بله، این نظریه‌ی اولیه پلیس آلمان بود،

50:13.461 --> 50:15.541
‫ولی ما به این باور رسیدیم که پرواز ۱۰۳

50:15.581 --> 50:19.341
‫نمی‌تونسته توسط
‫دستگاه اون سازمان سقوط کرده باشه

50:20.061 --> 50:21.301
‫می‌تونین بهمون بگین چرا؟

50:21.341 --> 50:25.557
‫اون سازمان از تجهیزات حساس به فشار هوا
‫استفاده می‌کنه

50:25.581 --> 50:28.461
‫ترکیبی از یه سوئیچ بارومتری...

50:28.501 --> 50:32.581
‫اگه میشه به زبون ساده بگین، آقای گوبل

50:32.621 --> 50:37.301
‫بله. بمب‌های اون سازمان
‫از سه بخش تشکیل شده بودن:

50:37.341 --> 50:39.781
‫یه سوئیچ، یه تایمر، و یه چاشنی

50:39.821 --> 50:43.581
‫وظیفه‌ی سوئیچ فقط روشن کردن تایمره

50:43.621 --> 50:46.221
‫و چیزی که فعالش می‌کنه،
‫کاهش فشار هواست

50:46.261 --> 50:48.221
‫وقتی یه هواپیما ارتفاع می‌گیره،

50:48.261 --> 50:52.661
‫حدود هفت دقیقه طول می‌کشه
‫تا این تغییر رو تشخیص بده

50:53.341 --> 50:58.317
‫اون سازمان در این زمان
‫از تایمرهای مکعب یخی استفاده می‌کرد،

50:58.341 --> 51:02.821
‫به این خاطر بهشون می‌گفتن مکعب یخی
‫چون شبیه مکعب یخ بودن

51:05.301 --> 51:08.261
‫آره. وقتی سوئیچ اونا روشن میشه،

51:08.301 --> 51:11.661
‫تایمر حدوداً ۳۰ دقیقه کار می‌کنه،

51:11.701 --> 51:13.861
‫بعد از اون چاشنی رو فعال می‌کنه،

51:13.901 --> 51:17.141
‫که بعد باعث انفجار نارنجک داخل دستگاه میشه

51:17.181 --> 51:22.901
‫اگه از یه دستگاه اون سازمان
‫برای نابودی پرواز ۱۰۳ استفاده شده بود،

51:22.941 --> 51:26.541
‫بین ۳۵ تا ۴۵ دقیقه،

51:26.581 --> 51:29.021
‫بعد از شروع پرواز اولش منفجر میشد

51:29.821 --> 51:33.701
‫پرواز ۱۰۳ فقط در صورتی
‫توسط این نوع دستگاه سقوط می‌کرده که

51:33.741 --> 51:37.981
‫اگه توی هیترو کار گذاشته شده باشه
‫یا سوار هواپیما شده باشه

51:45.781 --> 51:50.381
‫هواپیما ساعت ۱۸:۲۵ از هیترو بلند شد
‫و ساعت ۱۹:۰۳ منفجر شد

51:50.421 --> 51:52.781
‫۳۸ دقیقه بعد از پرواز منفجر شد

51:52.821 --> 51:54.941
‫حتماً توی هیترو گذاشتنش توی هواپیما

51:54.981 --> 51:56.981
‫یکی از چمدون‌های بدفورد؟

52:02.901 --> 52:04.741
‫چرا هیچ‌کس اینو به چالش نمی‌کشه؟

52:04.781 --> 52:06.181
‫خیلی اتفاقیه

52:06.221 --> 52:09.301
‫حتماً یه تایمر مکعب یخی بوده

52:13.941 --> 52:16.741
‫تی-۱۳ خیلی دقیق‌تره، چون...

52:16.781 --> 52:19.781
‫انفجار هواپیما بعد از...

52:21.661 --> 52:24.701
‫اینجا چه خبره؟

52:24.741 --> 52:26.621
‫حتماً یه تایمر مکعب یخی بوده

52:26.661 --> 52:29.021
‫چمدون‌های بدفورد چی؟

52:29.061 --> 52:31.181
‫جیم، جیم، بشین

52:37.941 --> 52:40.141
‫بجنب

52:40.181 --> 52:43.101
‫لطفاً دادگاه این وقفه‌ی ناخوشایند رو

52:43.141 --> 52:45.341
‫نادیده بگیره

52:45.381 --> 52:47.541
‫برگردین. لطفاً ادامه بدین

52:47.581 --> 52:49.741
‫ممنون، عالیجناب

52:49.781 --> 52:51.821
‫حالت خوبه؟

53:42.101 --> 53:45.621
‫توماس تورمن،
‫متخصص پزشکی قانونی اف‌بی‌آی...

53:47.781 --> 53:50.901
‫از همه نظر مشابهه.
‫دقیقاً یادمه مورتا بهمون می‌گفت

53:50.941 --> 53:52.869
‫یه محکومیت می‌گیریم

53:52.870 --> 53:54.798
‫ابوطالب الان به خاطر
‫یه اقدام به بمب‌گذاری توی سوئد زندانه

53:54.821 --> 53:56.401
‫توی جلد پیدا شد

53:56.402 --> 53:57.982
‫وابسته به اون سازمان،
‫که می‌خواست انتقام بگیره

53:58.021 --> 54:01.637
‫بمب توی پرواز اول منفجر می‌شد.
‫مالت، فرانکفورت، هیترو

54:01.661 --> 54:03.981
‫برمی‌گردم به هیترو.
‫دو تا چمدون جدید

54:04.021 --> 54:06.341
‫توی هیترو گذاشتنش توی هواپیما؟

54:07.021 --> 54:14.341
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

54:32.941 --> 54:35.901
‫- مگه قرار نبود فرودگاه همدیگه رو ببینیم؟
‫- جین...

54:37.381 --> 54:39.181
‫چی شده؟

54:40.061 --> 54:41.621
‫از کجا شروع کنم؟

54:47.861 --> 54:50.461
‫کار اونا نبوده.
‫اونا بمب رو توی هواپیما نذاشتن

54:50.501 --> 54:52.821
‫معلومه که گذاشتن.
‫چی داری میگی؟

54:52.861 --> 54:54.861
‫کل پرونده رو بارها و بارها بررسی کردیم

54:54.901 --> 54:57.661
‫ریز ریزش کردیم، دوباره سر همش کردیم

54:58.341 --> 54:59.841
‫تمام سوراخ سنبه‌هاشو بررسی کردیم

55:05.421 --> 55:07.021
‫براشون تله گذاشتن

55:07.061 --> 55:09.061
‫براشون پاپوش درست کردن

55:09.101 --> 55:11.941
‫کل پرونده‌ی علیه اونا تخلیه. دروغه

55:15.781 --> 55:17.381
‫اونا بیگناه‌ان

55:18.781 --> 55:25.381
‫« ترجمه از حسین فلاح و ایـلیـا»
‫.:: Hossein_Hidden & EILIA ::.
