WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
..:: ارائه شده توسط وب سايت زرفيلم ::..
‏.::  www.ZarFilm.com ::.

01:17.967 --> 01:19.258
‫قبل اینکه چیزی بگی
‫باید بگم که من برادرت نیستم

01:19.342 --> 01:20.425
‫برادر ناتنیت هستم

01:20.508 --> 01:21.758
‫یعنی چی؟

01:21.842 --> 01:23.758
‫چرا باید بحثو اینجوری شروع کنی؟

01:23.842 --> 01:25.800
‫چون می‌خوای ازم پول بخوای

01:25.883 --> 01:27.467
‫و هر وقت که بهت میگم چرا باید بهت پول بدم؟

01:27.550 --> 01:30.217
‫میگی چون داداشتم

01:30.300 --> 01:32.008
‫ولی هیچوقت نگفتم که برادر ناتنیتم

01:32.092 --> 01:34.008
‫هیچوقت نگفتم. ولی اخیرا اتفاقاتی افتاده...

01:34.092 --> 01:36.842
‫سلام پکستون. لرزش نامنظم سرت چطورن؟

01:36.925 --> 01:38.467
‫اینو پرسیدم چون یه مقاله خوندم

01:38.550 --> 01:40.925
‫راستش، تحت کنترل گرفتمش

01:41.008 --> 01:44.800
‫کارای هنری سیمانیت در چه حالن؟

01:44.883 --> 01:48.008
‫یه قطعه به قیمت 50 هزار دلار فروخته

01:48.092 --> 01:49.300
‫یه آبشار منجمد

01:49.383 --> 01:51.133
‫به این شرایط میومد

01:51.217 --> 01:53.133
‫از چه لحاظ به این دوره می‌خوره؟

01:53.217 --> 01:54.633
‫اصلا میدونی چیه؟ مهم نیست

01:54.717 --> 01:57.258
‫راستش زنگ زدم ببینم حالت چطوره

01:57.342 --> 01:59.008
‫چون شنیدم اوضاع نیویورک بده

01:59.092 --> 02:02.133
‫بده. ان‌بی‌ای رو هم کنسل کردن

02:02.217 --> 02:05.217
‫شنیدیم لندن توی قرنطینه کامله

02:05.300 --> 02:07.883
‫راستش بهم مرخصی دادن

02:07.967 --> 02:09.467
‫- عالیه
‫- آره

02:09.550 --> 02:12.175
‫حالا دیگه هیچ هدفی تو زندگیم ندارم

02:13.092 --> 02:14.550
‫لیندا چطوره؟

02:14.633 --> 02:18.717
‫یه جایی تو خونه ست

02:18.800 --> 02:20.508
‫مشکلی هست؟

02:20.592 --> 02:23.342
‫مشکلی هست؟ بذار ببینم

02:23.425 --> 02:25.800
‫یه دروغ مناسب برای تحلیل جنایی

02:25.883 --> 02:28.050
‫مشکلات خونوادگیمون یا گفتن حقیقت؟

02:28.133 --> 02:29.425
‫خیلی خب، همون دروغ مناسب

02:29.508 --> 02:32.300
‫نه. مشکلی نیست. ما اوکیم

02:32.383 --> 02:33.717
‫میتونی بهش بگی بعدا از اسکایپ بهش زنگ میزنم؟

02:33.800 --> 02:35.633
‫راستی دیوید، موتورسیکلتم رو فروختم

02:35.717 --> 02:36.842
‫چیکار کردی؟

02:36.925 --> 02:38.175
‫آره، یه خریدار دارم. بعد اینکه

02:38.258 --> 02:39.675
‫از این زندون جهنمی روانی

02:39.758 --> 02:42.925
‫خلاص بشیم پولشو میده

02:43.008 --> 02:45.175
‫با شعله های کوفتی تنهایی سوزان

02:45.258 --> 02:47.050
‫بگایی قرنطینه تا وقتی که

02:47.133 --> 02:49.633
‫نتونی بدن خودت و از وسایل خونه تشخیص بدی

02:49.717 --> 02:51.383
‫گاز دادن و ادامه راه

02:51.467 --> 02:54.717
‫عملا غیر ممکن شده. تونستم مودم رو
‫بهتون انتقال بدم؟

02:55.800 --> 02:57.175
‫چرا موتورت رو فروختی؟

02:57.258 --> 02:58.800
‫تو موتورتی. موتورت تویی

02:58.883 --> 03:00.842
‫آره، خودمو فروختم

03:00.925 --> 03:03.883
‫من خود سابقم رو فروختم

03:03.967 --> 03:05.425
‫دلم برای موتورم میسوخت

03:05.508 --> 03:08.550
‫لیاقتش کسیه که بتونه
‫با عدالت رو در حق روحش برقرار کنه

03:08.633 --> 03:12.217
‫کسی که هنوزم میتونه قوانین رو بشکنه

03:12.300 --> 03:14.550
‫پس تو و لیندا باهم دعوا کردین؟

03:14.633 --> 03:18.592
‫لیندا گفت که میخواست تموم کنه

03:18.675 --> 03:23.258
‫رابطمون یا هر چی که بود رو تموم کنه

03:23.342 --> 03:24.758
‫چون از هم دور شدیم

03:24.842 --> 03:27.675
‫یعنی اون پیشرفت کرده و من پس رفت

03:27.758 --> 03:30.258
‫میخواست قبل از اینکه قرنطینه اعلام بشه
‫این کارو بکنه

03:31.675 --> 03:35.592
‫...چون داشتیم داد میزدیم

03:35.675 --> 03:37.800
‫من یه چیزایی گفتم
‫اونم یه چیزایی گفت

03:37.883 --> 03:39.842
‫و الان اینجا پیش هم گیر افتادیم

03:39.925 --> 03:41.342
‫در حالی که حرفایی که زدیم

03:41.425 --> 03:45.217
‫مثل صدای زنگ توی خونه میپیجه

03:47.550 --> 03:50.050
‫برای دو هفته اینجا پیش هم گیر افتادیم

03:52.758 --> 03:56.925
‫بگذریم. راستش رو بخواین
‫فقط میخواست صدای یه نفرو بشنوم

03:57.008 --> 04:00.175
‫- و انتخابت ما بود؟
‫- آره، چرا که نه

04:00.258 --> 04:01.758
‫مایک چی شد؟
‫دوستت مایک

04:01.842 --> 04:04.633
‫نه نه. من و مایک دیگه باهم حرف نمیزنیم

04:04.717 --> 04:06.342
‫اون از حدش...
‫پیک اومد!

04:06.425 --> 04:09.842
‫از حدش فراتر رفت وقتی گفت که

04:09.925 --> 04:12.050
‫ویروس کوید نتیجه‌ی

04:12.133 --> 04:16.133
‫تزریق سری دی ان ای یهودیای فضایی ها

04:16.217 --> 04:18.592
‫به سیستم آب پاشیِ

04:18.675 --> 04:21.008
‫یه تفریحگاه گلف چینی بوده

04:21.092 --> 04:22.842
‫انگار غذا رسید

04:22.925 --> 04:25.133
‫- پس مزاحمت نمیشیم
‫- غذا نیست. ساندویچه

04:25.217 --> 04:26.967
‫آره، طاقت بیار برادر

04:27.050 --> 04:29.133
‫- برادر ناتنی
‫- به لیندا بگو بهش زنگ میزنم

04:29.217 --> 04:31.800
‫باشه، براش یه یادداشت میذارم
‫تا وضعیتمون ضایع تر بشه

04:33.592 --> 04:36.175
‫

04:41.508 --> 04:44.717
‫

04:44.800 --> 04:47.633
‫

04:47.717 --> 04:49.633
‫

04:49.717 --> 04:53.092
‫

04:53.175 --> 04:54.092
‫

05:15.633 --> 05:18.217
‫ماریا، سلام!
‫همه چی روبراهه؟

05:18.300 --> 05:19.967
‫آره، همه چی عالیه

05:20.050 --> 05:22.217
‫قوی میمونیم. آره، با پکستون حرف زدیم

05:22.300 --> 05:26.342
‫آره، شنیدم. البته یکمیشو.
‫بالش انداخته بودم رو سرم

05:26.425 --> 05:28.842
‫گفت که علائم کرونا رو داری

05:28.925 --> 05:32.008
‫فکر کنم دیگه گذشت. امیدوارم گذشته باشه.
‫چه میدونم

05:32.092 --> 05:35.592
‫باید طرز تهیه اسموتی گرین رو برام بفرستی

05:35.675 --> 05:37.217
‫طرز تهیه نیست، یه عمله

05:37.300 --> 05:40.050
‫فقط سبزی ها رو میریزی تو و دکمه استارتش رو میزنی

05:40.133 --> 05:41.842
‫رابطه تو و پکستون چطوره؟

05:41.925 --> 05:43.092
‫همه چی روبراهه؟

05:44.383 --> 05:46.842
‫میدونی که همه چی روبراه نیست

05:46.925 --> 05:48.717
‫نه تنها همه چی روبراه نیست

05:48.800 --> 05:50.175
‫هیچی روبراه نیست

05:50.258 --> 05:52.383
‫هیچی روبراه نبود و نیست.
‫حتی اسمش هم روبراه نیست

05:52.467 --> 05:55.925
‫خودشم میگه. میگه حتی اسمشم
‫یه پیشگویی از قیامته

05:56.008 --> 05:57.675
‫اخیرا همینجوری بوده

05:58.967 --> 06:01.133
‫خیلی عوض شده

06:01.217 --> 06:02.550
‫همه عوض میشیم

06:02.633 --> 06:04.758
‫آخه لیندا، تو تکامل پیدا کردی.
‫اونم جهش پیدا کرده

06:04.842 --> 06:06.550
‫یکم کمک لازم داره

06:06.633 --> 06:08.258
‫- یه مقاله خوندم...
‫- دیروز گفت که

06:08.342 --> 06:11.425
‫هر مردی که بالای 35 سالش میشه
‫و سوار اتوبوس میشه یه شکست خوردس؟

06:11.508 --> 06:13.967
‫هر روز سوار اتوبوس میشه.
‫شایدم قبلا سوار میشد

06:14.050 --> 06:16.883
‫- اینو واسه شکنجه خودش میگه
‫- هیچ کسی همیشه کاملا هوشیار نیست

06:16.967 --> 06:18.758
‫شنیدم که موتورش رو میفروشه

06:18.842 --> 06:20.133
‫این قدم بزرگیه

06:20.217 --> 06:22.008
‫آره، هردومون موافق بودیم که
‫یه مقداری زمان میخواد

06:22.092 --> 06:24.092
‫برای همین از پول فروش موتور استفاده میکنه

06:24.175 --> 06:25.925
‫تا بره قزاقستان و درمورد زندگیش فکر کنه

06:26.008 --> 06:27.592
‫چرا قزاقستان؟

06:29.008 --> 06:32.467
‫ده سال پیش واسه سفر رفتیم اونجا

06:32.550 --> 06:34.758
‫ده سال پیش؟
‫یه میلیون سال پیش

06:34.842 --> 06:38.425
‫بگذریم، الان اینجا گیر کرده
‫منم اینجا گیر کردم

06:38.508 --> 06:41.925
‫- لیندا، کس دیگه‌ای هست؟
‫- نه، فقط من و خودش

06:42.008 --> 06:44.342
‫نه، منظورم پای مرد دیگه‌ای وسطه؟

06:44.425 --> 06:46.467
‫- نه
‫- یه زن؟

06:47.592 --> 06:48.633
‫چی؟

06:48.717 --> 06:50.842
‫فقط به فکرم رسید

06:50.925 --> 06:53.758
‫به اون شبی که توی لندن
‫من و تو یکم زیادی روی کردیم فکر میکردم

06:53.842 --> 06:58.092
‫اون فقط نتیجه‌ی چت کردن و کنجکاوی بود

06:58.175 --> 07:00.133
‫هر دومون ارضا شدیم، لیندا

07:00.217 --> 07:02.633
‫میدونی این تماس‌ها زیاد امن نیستن

07:02.717 --> 07:04.842
‫بعضی وقتا درمورد اون شب فکر میکنم

07:04.925 --> 07:06.883
‫- واقعا؟
‫- آره، تو فکر نمیکنی؟

07:06.967 --> 07:10.050
‫گوش کن ماریا، کل روز تو اسکاپ
‫و زوم تماس تصویری داشتم

07:10.133 --> 07:12.467
‫اداره توی قرنطینه ست.
‫باید یکم بخوابم

07:12.550 --> 07:14.217
‫- خیلی خب، خدافظ
‫- خدافظ

07:14.300 --> 07:17.175
‫- دوست دارم
‫- چی؟

07:24.175 --> 07:25.633
‫یا خدا

07:39.133 --> 07:41.092
‫پکستون، جایی میری؟

07:42.383 --> 07:43.592
‫کجا باید برم؟

07:43.675 --> 07:46.008
‫شلنگ تو اگزوز چیکار میکنه؟

07:47.842 --> 07:49.592
‫میخواستم یه سلفی بگیرم

07:49.675 --> 07:51.675
‫یکی از همکارام بهم پیام داد
‫و پرسید که

07:51.758 --> 07:52.925
‫با قرنطینه چه میکنم

07:53.008 --> 07:54.508
‫برای همین خواستم یه عکس از خودم

07:54.592 --> 07:56.717
‫با شلنگ که داخل کلاهمه بگیرم
‫و جوابشو اینجوری بدم

07:56.800 --> 07:58.925
‫گفتم خنده دار میشه

07:59.008 --> 08:01.592
‫تصویری سرگرم کننده از ناامیدی

08:01.675 --> 08:04.217
‫واقعا میخواستی سلفی بگیری؟

08:04.300 --> 08:05.925
‫آره، گوشیم تو دستم بود دیگه

08:06.008 --> 08:07.342
‫نمیخواستی استارت بزنی؟

08:07.425 --> 08:09.300
‫اونوقت برم کجا؟ جایی نمیتونم برم

08:12.675 --> 08:16.050
‫اومدم اینجا و بوی گاراژ و موتور رو حس کردم

08:16.133 --> 08:21.008
‫و بوش... به دلایلی ناراحتم کرد

08:21.092 --> 08:24.800
‫اونجا نفتیه، پشتت نفتی میشه

08:24.883 --> 08:27.258
‫- محض رضای خدا، عجب روزیه!
‫- بد؟

08:29.217 --> 08:31.133
‫نه، مربوط به کاره.
‫یه خبر بد بهم دادن

08:31.217 --> 08:33.842
‫ولی در مقایسه با بقیه چیزا هیچی نیست

08:33.925 --> 08:36.008
‫راستی، واقعا میخواستم سلفی بگیرم

08:36.092 --> 08:38.467
‫«راستی»، «محض اطلاعت»
‫«محض اینکه نگران باشی»

08:38.550 --> 08:41.008
‫یه بازی کوچیک بود

08:42.425 --> 08:43.842
‫یا تمرین

08:45.633 --> 08:48.717
‫من... لطفا فکر نکن قصدی داشتم

08:48.800 --> 08:51.383
‫میدونی ماریا زنگ زد
‫و گفت که عاشقمه؟

08:51.467 --> 08:52.717
‫- چی؟
‫- میدونم

08:52.800 --> 08:54.300
‫اسرار نادرست آشکار میشن

08:54.383 --> 08:55.842
‫کلید داری بیای تو؟

08:55.925 --> 08:58.258
‫- نه
‫- درو برات باز نگه میدارم

09:20.342 --> 09:21.633
‫چی شده؟

09:25.217 --> 09:28.092
‫تو با شلنگ و اگزوز بازی میکنی

09:28.175 --> 09:30.800
‫و ما جوری ادامه میدیم که انگار
‫همه چی عادیه

09:33.675 --> 09:35.842
‫این اواخر عادی نبودم، اینو میدونم

09:37.633 --> 09:40.675
‫چند وقته اصلا نمیخوابم

09:42.092 --> 09:44.425
‫هیچوقت عادی نبودم ولی...

09:44.508 --> 09:46.675
‫قبلا بهش افتخار میکردم ولی الان...

09:48.050 --> 09:49.592
‫- الان چی؟
‫- چه میدونم

09:49.675 --> 09:53.717
‫به طور شدیدی از ناراحتی‌ای که ایجاد میکنه آگاهم

09:53.800 --> 09:56.508
‫سوپر آنالیزم از هر چیز جزئی‌ای

09:57.175 --> 09:58.633
‫از هر کلمه

09:59.967 --> 10:03.133
‫قرنطینه بدترش میکنه

10:03.217 --> 10:05.633
‫باید یه راهی پیدا کنیم که
‫این دوره رو جدا از هم بگذرونیم

10:05.717 --> 10:07.592
‫فقط واسه این باهمیم که
‫تو یه خونه‌ایم

10:07.675 --> 10:11.758
‫میتونیم قیافه همدیگه رو تحمل کنیم
‫تا آزاد بشیم...

10:11.842 --> 10:13.925
‫- چیه؟ جریان چیه؟
‫- هیچی

10:14.800 --> 10:16.467
‫شب بخیر

10:16.550 --> 10:18.092
‫یه دکور کریسمسیه

10:18.175 --> 10:20.508
‫از کریسمس اونجا مونده

10:20.592 --> 10:22.633
‫دکترم میگه باید سعی کنم تحملش کنم

10:22.717 --> 10:24.300
‫به عنوان یه امتحان ازش استفاده کنم

10:24.383 --> 10:25.758
‫تا الان میتونستم تحملش کنم

10:25.842 --> 10:27.675
‫به عنوان یه امتحان برای اثبات پیشرفتم

10:27.758 --> 10:29.675
‫خب، لعنت به پیشرفت

10:29.758 --> 10:31.883
‫- چرا پایین نمیاریش؟
‫- نه، دکترم میگه...

10:31.967 --> 10:35.092
‫- دکترتو گاییدم. پکستون...
‫- تو تقریبا این کارو کردی

10:35.175 --> 10:36.633
‫بزرگ شو، بیارش پایین

10:36.717 --> 10:38.258
‫اگه اذیتت میکنه بیارش پایین، خب؟

10:38.342 --> 10:40.508
‫کریسمس هم در هر حال خاطره خوبی نیست، هست؟

10:40.592 --> 10:42.842
‫کریسمس خاطره خوبی نیست.
‫باهات موافقم

10:44.425 --> 10:46.092
‫شروع پایان ما بود، نه؟

10:46.175 --> 10:47.883
‫برای من خیلی قبل تر از کریسمس بود

10:51.342 --> 10:53.092
‫متاسفم

10:53.175 --> 10:55.342
‫چرا مردم فکر میکنن صدافت خوبه؟

10:59.300 --> 11:01.425
‫اصلا برای درمانت چیکار میکنی؟

11:01.508 --> 11:03.258
‫توی زوم قرار ملاقات میذاریم

11:03.342 --> 11:05.675
‫دکترم رو دیوارش شاخ گوزن داره

11:05.758 --> 11:07.883
‫اینا شرایط خارق العاده‌ای هستن، پکستون

11:07.967 --> 11:09.550
‫تو که نمیتونی با زنی که باهات تموم کرده

11:09.633 --> 11:11.383
‫و یه پولک روی سقف کنار بیای

11:11.467 --> 11:14.133
‫- تصمیم گرفتیم به اینا بخندیم؟
‫- چرا که نه

11:14.217 --> 11:15.717
‫کار دیگه‌ای که نمیتونیم بکنیم

11:15.800 --> 11:16.967
‫صندلی رو میخوای؟

11:17.967 --> 11:19.467
‫البته

11:27.217 --> 11:29.050
‫آفرین

11:29.133 --> 11:31.133
‫- لعنتی! الان بهتر شد
‫- یه لحظه

11:38.008 --> 11:40.675
‫میدونی، وقتی توی گاراژ دیدمت
‫فکر کردم...

11:42.467 --> 11:45.675
‫«واقعا اون همه سال من پشت موتورت سوار بودم؟»

11:47.175 --> 11:48.508
‫آره، تو بودی

11:50.508 --> 11:52.425
‫مینشستی و داد میزدی

11:54.675 --> 11:56.050
‫خب، الانم همین کارو میکنم

11:56.133 --> 11:57.717
‫مینشینم و داد میزنم ولی تو
‫صدامو نمیشنوی

11:57.800 --> 11:59.675
‫هیچکی نمیشنوه. بگذیم، شب بخیر

12:01.092 --> 12:03.258
‫واسه چی داد میزنی؟

12:03.342 --> 12:07.633
‫تو واسه چی داد میزنی؟
‫این منم که داد میزنم

12:25.008 --> 12:26.092
‫سلام غریبه!

12:28.800 --> 12:31.508
‫- سلام
‫- حالت چطوره؟

12:32.633 --> 12:34.675
‫مزخرف. تو چی؟

12:35.133 --> 12:36.258
‫خیلی بد

12:41.883 --> 12:44.258
‫سلام!

12:44.342 --> 12:48.175
‫کسی توی زندون خیابان پورتلند عزیزمون
‫میخواد یه شعر بشنوه؟

12:49.258 --> 12:51.175
‫زیاد شعر میخونم

12:51.258 --> 12:54.508
‫و این اواخر بیشتر هم خوندم
‫چون خوابم نمیبره

12:54.592 --> 12:56.425
‫راستش راه خوبی برای فهمیدن اینه که

12:56.508 --> 12:58.800
‫خودش تنها کس توی زمین نیست
‫که به گا رفته

12:58.883 --> 13:00.050
‫پکستون!

13:01.050 --> 13:03.133
‫چه غلطی داری میکنی؟

13:03.217 --> 13:05.425
‫دارم زندونی‌های همسایه‌مون رو سرگرم میکنم

13:05.508 --> 13:09.467
‫اسم این شعر «پا پیش بگذاره»

13:09.550 --> 13:11.342
‫و راستی از دی‌اج لارنسه

13:11.425 --> 13:13.383
‫«راستی»، «محض اطلاعت»
‫«محض اینکه نگران باشی»

13:15.967 --> 13:17.217
‫خیلی خب، شروع میکنیم

13:18.175 --> 13:21.258
‫«پا پیش بگذار، اما نه برای مسیح»

13:22.092 --> 13:24.133
‫یکم برای این کار دیره

13:24.217 --> 13:26.675
‫پا پیش بگذار برای عدالت و زندگی خوب

13:26.758 --> 13:28.300
‫به جای خوبش میرسیم

13:28.383 --> 13:33.258
‫پا پیش بگذار، پا پیش بگذار برای عدالت، ای کلاهبردار عوضی

13:33.342 --> 13:37.675
‫پا پیش بگذار و چند تا مشت بزن،
‫چند تا ضربه سنگین بزن

13:37.758 --> 13:43.258
‫پا پیش بگذار برای یک نظم جدید
‫برای یه تغییر کلی زندگی

13:44.467 --> 13:47.425
‫برای آزادی و لذت زندگی

13:47.508 --> 13:49.925
‫تصرف کن و ازش دفاع کن!

13:54.758 --> 13:55.967
‫ممنونم

13:56.050 --> 13:58.383
‫ببخشید که بیدارتون کردم

13:58.467 --> 14:00.967
‫ولی اخیرا یکم دیوونه شدم

14:02.092 --> 14:04.967
‫توصیه من به همه

14:05.050 --> 14:07.717
‫اینه که از این دوره‌ی عجیبی که همه داریم تحمل میکنیم

14:07.800 --> 14:10.842
‫برای دزدیدن چیزهایی که فکر میکنین
‫زندگی به شما مدیونه، استفاده کنین

14:10.925 --> 14:12.550
‫برو کپه مرگتو بذار، عوضی

14:12.633 --> 14:14.133
‫خب اگه میتونستم که میخوابیدم

14:14.217 --> 14:15.800
‫هی، دست از سرش بردار، رفیق!

14:15.883 --> 14:18.633
‫اگه بازم شعر خوبی خوندم
‫براتون میخونم

14:18.717 --> 14:20.383
‫عالی میشه!

14:20.467 --> 14:21.758
‫شب بخیر، خیابون پورتلند

14:21.842 --> 14:23.175
‫شب خوش!

14:23.258 --> 14:24.675
‫ممنونم!

14:38.675 --> 14:41.675
‫خدایا، لطفا بذار بخوابم

15:00.675 --> 15:02.133
‫به خدا قسم!

15:02.217 --> 15:04.675
‫توی باغ من چه غلطی می‌کنین؟

15:06.008 --> 15:07.425
‫حالت خوبه؟

15:07.508 --> 15:10.175
‫- ما فقط داریم از اینا جمع می‌کنیم
‫- خشخاشن

15:10.258 --> 15:11.717
‫حباب های خشخاشن

15:11.800 --> 15:13.550
‫همه ساقی‌های ایالتمون دستگیر شدن

15:13.633 --> 15:16.842
‫چون اونا تنها آدمای توی خیابونا بودن، نه؟

15:16.925 --> 15:20.217
‫با این خشخاش‌ها میشه یه جور تریاک درست کرد

15:20.300 --> 15:22.300
‫پوسته‌اش رو که می‌بری
‫شیره‌ای میزنه بیرون

15:23.300 --> 15:24.633
‫از کجا میدونستین اینجا پیدا میشه؟

15:24.717 --> 15:27.258
‫ما توی اون برج زندگی میکنیم، رفیق

15:27.342 --> 15:30.050
‫یکی از دوستامون تلسکوپ داره.
‫برای نگاه کردن به ستاره ها ازش استفاده میکنه

15:30.133 --> 15:32.300
‫ولی ما برای نگاه کردن به خونه
‫و خنده استفاده میکردیم

15:32.383 --> 15:36.217
‫داخل پنجره ها رو نگاه میکردیم و یهو چشممون
‫به اینا خورد که توی باغ شما دراومدن

15:36.300 --> 15:38.842
‫توی باغ من چرا دراومدن؟

15:38.925 --> 15:41.800
‫فکر کنم هیپی‌ها توی دهه هفتاد
‫توی این خونه ها بودن

15:41.883 --> 15:44.592
‫فکر کنم اینا رو پرورش دادن
‫و بعدش رفتن

15:44.675 --> 15:46.425
‫چطوری شیره‌اش رو تصفیه میکنین؟

15:46.508 --> 15:49.425
‫تصفیه نمیخواد. بریزش داخل تنباکو
‫و بکشش

15:49.508 --> 15:52.300
‫یا اگه بخوای میتونی بریزی داخل کوکا کولا و بنویشش

15:52.383 --> 15:55.842
‫راستش دیگه چیزی نمیکشم
‫و کوکاکولا هم نمیخورم

15:55.925 --> 15:58.133
‫هیچ موادی هم نمیکشم

15:58.217 --> 16:03.342
‫ولی روزای بد گذشته کلی هروئین کشیدم

16:03.425 --> 16:04.925
‫این به اندازه هروئین قوی نیست

16:05.008 --> 16:07.508
‫یه پوک جزئیه

16:07.592 --> 16:08.925
‫- ارگانیکه، رفیق
‫- ارگانیکه؟

16:09.008 --> 16:10.550
‫آره

16:10.633 --> 16:13.133
‫الان جریان جوجه تیغی رو فهمیدم

16:13.217 --> 16:17.967
‫یه جوجه تیغی تو باغ هست که
‫خیلی آروم و ریلکسه

16:23.300 --> 16:28.175
‫یه مقدار کوچیکش به خواب کمک میکنه، نه؟

16:28.258 --> 16:31.300
‫تخت میخوابی.
‫آرومت میکنه

16:31.383 --> 16:34.425
‫- شب هیچ صدایی اذیتت نمیکنه
‫شب هیچ صدایی اذیت نمیکنه؟

16:34.508 --> 16:37.925
‫عالی میشه. خب خب خب

17:18.800 --> 17:20.133
‫پکستون!

17:39.758 --> 17:42.133
‫پکستون، محض رضای خدا!

18:05.342 --> 18:06.842
‫هی توبی!

18:07.925 --> 18:09.633
‫- سلام
‫- سلام، سرفه‌هات چطورن؟

18:09.717 --> 18:12.592
‫یکم بهتر شدم. خودت چطوری؟

18:12.675 --> 18:14.550
‫یکم سرفه داشتم ولی بهتر شدم

18:14.633 --> 18:17.008
‫البته امیدوارم. مثل والکری

18:17.717 --> 18:19.008
‫چی؟

18:19.092 --> 18:21.092
‫یه روح وایکینگه که قبل از جنگ‌ها تصمیم میگیره

18:21.175 --> 18:23.550
‫کی زنده بمونه و کی بمیره

18:23.633 --> 18:28.633
‫والکری‌ها، تصمیماتشون رو بدون هیچ
‫دلیلی میگیرن

18:28.717 --> 18:31.383
‫بدون هیچ اخلاقیاتی، چه خوب و چه بد

18:31.467 --> 18:34.300
‫خیلی ناعادلانه ست که بعضیا خیلی مریض میشن
‫بعضیا اصلا مریض نمیشن

18:34.383 --> 18:37.217
‫توبی، برگشتی. حالت چطوره؟

18:37.300 --> 18:39.175
‫عالی عالی. ممنونم

18:39.258 --> 18:41.925
‫- سلام
‫- دونالد

18:42.008 --> 18:44.300
‫کراوات بستی

18:44.383 --> 18:45.967
‫یکی از کراواتای قدیمی پدرمه

18:46.050 --> 18:49.383
‫نوستالژی جلسات رسمی قدیمی
‫رو دوست دارم

18:49.467 --> 18:53.425
‫توی این جلسات زوم، همیشه تصور میکنم
‫هر مردی راست میکنه

18:53.508 --> 18:54.717
‫

18:54.800 --> 18:56.467
‫دونالد، اونجا خونته؟

18:56.550 --> 19:00.633
‫نه، خونه مادرمه.
‫انتونی منو انداخت بیرون

19:02.592 --> 19:06.842
‫همچین حقی نداره، داره؟

19:06.925 --> 19:10.550
‫شب بدی داشتیم و اینجوری پیش رفت

19:10.633 --> 19:13.133
‫فهمیدیم که از هم متنفریم. برای همین

19:14.508 --> 19:16.133
‫سلام

19:16.217 --> 19:20.675
‫ملیسا سلام، ایتالیا چطوره؟
‫شنیدیم اونجا اوضاع بده

19:20.758 --> 19:22.342
‫نه، من توی سوئدم

19:23.467 --> 19:25.550
‫- چی؟
‫- ببین

19:26.758 --> 19:28.383
‫اینجا میشه رفت بار

19:28.467 --> 19:31.425
‫کسی هست از قوانین پیروی کنه؟

19:44.758 --> 19:47.800
‫بعد از ده سال هوشیاری، گل کاشتی

19:51.842 --> 19:54.050
‫صبر کنین، منتظر کی هستیم؟

19:54.133 --> 19:57.508
‫- فکر کنم تیموتی
‫- تیموتی حالش خوبه؟

19:57.592 --> 19:59.175
‫چرا نباشه؟

19:59.258 --> 20:01.550
‫خب، چون یه کسالت نهفته داشت

20:01.633 --> 20:03.550
‫- میدونی چه کسالتی؟
‫- نه

20:03.633 --> 20:05.050
‫فقط بهش میومد که از اون آدمایی باشه

20:05.133 --> 20:07.050
‫که یه کسالت نهفته داره

20:07.133 --> 20:09.342
‫میشه بدون تیموتی شروع کنیم؟

20:09.425 --> 20:13.217
‫راستی، کفش هم پوشیدم

20:13.300 --> 20:14.925
‫جداً باید شروع کنیم

20:15.008 --> 20:18.258
‫یه مسئله مهمی هست که باید بگم.
‫یه خبر مهم دارم

20:20.717 --> 20:23.925
‫یه لحظه. یه پیام از تیموتیه

20:26.883 --> 20:30.300
‫- یا خدا!
‫- مریض شده؟

20:30.383 --> 20:32.092
‫لیندای عزیز، از ساعت 9 صبح امروز

20:32.175 --> 20:33.842
‫من فوراً از مقامم در میراکور مدیا

20:33.925 --> 20:36.467
‫استعفا میدم. وقت داشتم که تنهایی فکر کنم

20:36.550 --> 20:38.258
‫و فهمیدم که کاری که این کمپانی انجام میده

20:38.342 --> 20:40.092
‫چرت و پرت‌های رسانه‌ای خودخواهانه ست

20:40.175 --> 20:42.758
‫که برای حمایت از رژیم سرمایه داری فاسد بین المللی
‫در سراسر جهان است

20:42.842 --> 20:45.342
‫ما باید از خلاقیتمان برای نجات کره زمین استفاده کنیم

20:45.425 --> 20:48.925
‫نه فروش کیف دستی به زنان دیکتاتورهای فاشیست

20:49.008 --> 20:51.592
‫ارادتمند شما در قرنطینه، تیموتی

20:51.675 --> 20:57.050
‫فکر کنم مستندای دیوید اتنبراگ رو نگاه میکرده

20:57.133 --> 20:58.342
‫یهویی قاطی کرده؟

20:58.425 --> 21:00.217
‫خیلی خب، پس دیگه لازم نیست
‫منتظر تیموتی باشیم

21:00.300 --> 21:02.342
‫تمومش کنیم

21:02.425 --> 21:04.300
‫ظاهرا مسئله خیلی مهمیه، لیندا

21:04.383 --> 21:07.300
‫- بابایی، بابایی
‫- هیس، بابایی تو جلسه ست

21:11.217 --> 21:14.758
‫دیروز، یه تماس طولانی از زوم
‫با رئیس شرکت در شیکاگو داشتم

21:14.842 --> 21:17.467
‫به نمایندگی از همه قاره‌ها

21:17.550 --> 21:19.425
‫و ظاهرا تو سراسر دنیا

21:19.508 --> 21:22.633
‫کمپانی با همین مشکل
‫در این دوره‌ی سخت روبرو شده

21:22.717 --> 21:26.008
‫به عنوان مدیرعامل میراکور انگلیس...

21:27.717 --> 21:30.133
‫متاسفانه وظیفه‌ی منه که بهتون بگم

21:30.217 --> 21:33.842
‫از امروز از هیئت مدیره شرکت چند نفر مرخص میشن

21:35.258 --> 21:37.508
‫به علاوه‌ اضافی‌کاری‌هایی

21:37.592 --> 21:40.258
‫حذف میشن

21:40.342 --> 21:47.467
‫فکر کنم یعنی پیرمردها اخراج میشن

21:47.550 --> 21:50.425
‫دونالد، لطفا از الان نتیجه گیری نکن

21:50.508 --> 21:52.300
‫لیندا، منظورت چیه؟

21:52.383 --> 21:55.092
‫توی زمان‌های عادی، همه رو تو یه اتاق جمع میکردم...

21:55.175 --> 21:57.092
‫همه رو؟

22:01.425 --> 22:03.342
‫با همه افراد توی این تماس زوم جلسه گذاشتم

22:03.425 --> 22:05.967
‫چون همه‌ی مقام‌های شما دیگه قابل اجرا نیستن

22:06.050 --> 22:09.800
‫و از امروز قرارداد کارمندی شما با
‫میراکور فسخ میشه

22:13.425 --> 22:14.425
‫خیلی خب

22:14.508 --> 22:16.342
‫خوشحالم خونه‌ام

22:16.425 --> 22:18.425
‫میرم غذای جوجه‌ها رو بدم

22:19.967 --> 22:22.633
‫این خیلی بده، لیندا.
‫چطور خوابت میبره؟

22:24.050 --> 22:25.383
‫سلام!

22:26.633 --> 22:28.550
‫سلام

22:28.633 --> 22:30.883
‫دایناسورم رو نگاه کن

22:35.758 --> 22:37.342
‫بابایی

22:38.342 --> 22:39.842
‫مالکوم، فکر کردم مرخص شدن

22:39.925 --> 22:41.717
‫یعنی که دولت دستمزدم رو میده

22:41.800 --> 22:43.175
‫ولی هیچ کاری نمیکنم

22:43.258 --> 22:44.758
‫آره درسته، معنیش همینه

22:44.842 --> 22:46.175
‫ولی کووید سختش کرده

22:46.258 --> 22:48.092
‫غم انگیزه. خیلی غم انگیزه

22:48.175 --> 22:51.758
‫همه اینا روی همه کشیش‌های زیر نظر من
‫فشار آورده

22:51.842 --> 22:54.050
‫آره ولی من زیر نظر تو نیستم، درسته؟

22:54.133 --> 22:55.633
‫برای تو کار میکنم

22:55.717 --> 22:57.217
‫و فقط اینو میخوام بدونم

22:57.300 --> 22:59.842
‫اگه مرخص شدم، چرا میخوای کار کنم؟

22:59.925 --> 23:00.967
‫غیرقانونیه، نه؟

23:01.050 --> 23:02.175
‫من یه مسیحی هستم

23:02.258 --> 23:04.050
‫همه میدونیم باایمان هستی

23:04.133 --> 23:05.967
‫یه جوری میگی انگار زورت کردم

23:06.050 --> 23:07.842
‫من زورت نمیکنم

23:07.925 --> 23:10.842
‫مالکوم، فقط بگو ازم میخوای چیکار کنم

23:10.925 --> 23:12.508
‫ما یه مشکلی داریم، پکستون

23:12.592 --> 23:14.675
‫آره، اگه بهم نگی قطع میکنم

23:14.758 --> 23:15.967
‫اول تماس که دعا میکردی، صبر کردم

23:16.050 --> 23:17.758
‫همه فیس‌تایم ها رو با یه دعا شروع میکنم

23:17.842 --> 23:19.758
‫تصمیمش با منه، درسته؟
‫من رئیسم

23:19.842 --> 23:23.092
‫آره، تو رئیسی. ازم میخوای چیکار کنم رئیس؟

23:23.175 --> 23:26.425
‫به خاطر قرنطینه، همه دپارتمان‌های انباری اصلی
‫توی وست اند بسته شدن

23:26.508 --> 23:29.300
‫سرویس های حمل و نقل مدل تجارت به تجارت
‫به اضافه چندین کمپانی حمل و نقل دیگه

23:29.383 --> 23:34.300
‫که بهشون درخواست حمل و نقل وسایل باارزش
‫از فروشگاه های وست اند

23:34.383 --> 23:38.133
‫به تاسیسات انبار ایمن در خرابه‌هایی مثل
‫دگانهام داده شده بود

23:38.217 --> 23:41.675
‫پکستون، فابریک جامعه‌مون پاره شده
‫اینو که متوجهی

23:41.758 --> 23:46.008
‫ترس از شورش و غارت. این بیماری همه گیر.
‫شایعات قیامت

23:46.092 --> 23:48.842
‫من ده ثانیه بهت وقت میدم که
‫بهم بگی میخوای چیکار کنم

23:48.925 --> 23:51.758
‫- ده، نه، هشت
‫- به خاطر این بحران، شدیدا به راننده نیاز داریم

23:51.842 --> 23:53.967
‫- راننده هایی مثل تو
‫- هفت، شش، پنج

23:54.050 --> 23:56.425
‫انبارهای دپارتمان فقط اجازه میدن راننده‌هایی
‫اجناسشون رو منتقل کنن

23:56.508 --> 23:59.550
‫- که سوءسابقه ندارن
‫- سه، دو

24:00.467 --> 24:02.008
‫- تکرار میکنم

24:02.092 --> 24:05.633
‫سرویس های حمل و نقل تجارت به تجارت
‫شدیدا به راننده های نیاز داره

24:05.717 --> 24:09.758
‫که ما معرفی میکنیم و سوابقی ندارن

24:09.842 --> 24:11.800
‫پس چرا داری به من میگی؟

24:11.883 --> 24:14.633
‫من قراردادهایی دارم که اجناس باارزشی رو
‫از 16 انبار دپارتمان

24:14.717 --> 24:18.300
‫در سراسر لندن منتقل کنن و همه شون
‫میخوان که اینا تا چهار روز انجام بشه

24:18.383 --> 24:20.633
‫و من فقط دو راننده کوفتی دارم

24:20.717 --> 24:22.092
‫پس راه حلت چیه؟

24:22.175 --> 24:26.008
‫فریب، بخشندگی، رستگاری، شیتیل

24:26.092 --> 24:27.425
‫شیتیل چیه؟

24:27.508 --> 24:29.342
‫یه اصلاح قدیمی شرقی برای پول هست، پکستون

24:29.425 --> 24:31.133
‫در ازای یه فریب بزرگ

24:31.217 --> 24:33.842
‫که با بخشندگی من و رستگاری تو
‫تسهیل میشه

24:33.925 --> 24:35.508
‫خیلی خب، برو سر اصل مطلب.
‫اصل مطلب، مالکوم

24:35.592 --> 24:37.925
‫یه کارت شناسایی با سطح امنیتی ای2 برات
‫جور کردم

24:38.008 --> 24:40.050
‫پاک پاکه. با عکس تو و یه اسم

24:40.133 --> 24:42.133
‫اسم خودت نیست

24:42.217 --> 24:43.758
‫نمیتونم رسما تو رو از مرخصی بردارم
‫و بهت کار بدم

24:43.842 --> 24:45.967
‫چون موتورسوار بودی

24:46.050 --> 24:48.300
‫برای همین گفتم که یه آدم دیگه‌ای
‫و نقدی باهات حساب میکنم

24:48.383 --> 24:50.717
‫تو هفت سال برای این شرکت
‫به عنوان راننده کار کردی

24:50.800 --> 24:52.342
‫و هیچوقت هیچ شکایتی ازت نشنیدم

24:52.425 --> 24:54.383
‫حتی بسته‌های بی ارزشی رو رسوندی

24:54.467 --> 24:57.133
‫ولی معتقدم تو کسی هستی که
‫میشه بهش اعتماد کرد

24:59.592 --> 25:00.967
‫اینو هستم

25:02.425 --> 25:04.467
‫آره، میتونی بهم اعتماد کنی

25:04.550 --> 25:06.300
‫آخه، مگه مدت ها پیش چی شد

25:06.383 --> 25:07.550
‫آره، نمیخوام بدونم

25:07.633 --> 25:09.425
‫نه، یه موتورسوار علیه موتورسوار بود

25:09.508 --> 25:12.383
‫خدا میبخشه. سرویس حمل و نقل تجارت به تجارت هم میبخشه

25:12.467 --> 25:14.217
‫اگه برای محکومیت اون شب نبود

25:14.300 --> 25:16.050
‫الان کل زندگیم از ریشه یه جور دیگه بود

25:16.133 --> 25:17.967
‫دویست تا تو یه روز نقدی

25:18.050 --> 25:21.133
‫برام مهم نیست نقدی باشه.
‫میخوام باهات یه قراری بذارم، مالکوم

25:21.217 --> 25:23.175
‫ببین، این کارو با این شرط انجام میدم

25:23.258 --> 25:26.092
‫که وقتی تموم شد، منو به عنوان
‫یه کشیش در نظر بگیری

25:26.175 --> 25:27.800
‫کل زندگیم بگایی شده

25:27.883 --> 25:29.550
‫اونم به خاطر کارایی که توی یه شب کردم

25:29.633 --> 25:31.050
‫زنم...

25:31.133 --> 25:32.842
‫زنم ازم زده شده

25:32.925 --> 25:35.717
‫چون هنوز یه اسکل پشت فرمونم

25:35.800 --> 25:37.300
‫من اسکل نیستم

25:37.383 --> 25:38.383
‫شعر میخونم

25:38.467 --> 25:39.550
‫میتونم واسه خودم کسی باشم

25:39.633 --> 25:41.217
‫یه تماس دیگه دارم، پکستون

25:41.300 --> 25:42.842
‫این چند وقت سرم خیلی شلوغه،
‫وست اند داره غوغا میکنه

25:42.925 --> 25:44.133
‫این کارو میکنی؟

25:44.217 --> 25:45.508
‫خیلی خب، اگه این کارو برات بکنم مالکوم

25:45.592 --> 25:47.842
‫میخوام به قولت عمل کنی

25:47.925 --> 25:51.258
‫درمورد بخشندگی و انسان گمشده و رستگاری

25:51.342 --> 25:53.758
‫و بهم یه فرصت بدی آدم بشم

25:53.842 --> 25:55.467
‫همه چی شدنیه، پکستون

25:55.550 --> 25:57.467
‫خدا حفظت کنه

25:57.550 --> 25:59.425
‫سلف ریج، پجشنبه. هاروی نیکولز، جمعه.
‫هارودز هم شنبه

25:59.508 --> 26:01.258
‫- باشه بابا
‫- برنامه کامل سفر رو

26:01.342 --> 26:02.758
‫با هویت جدیدت برات ایمیل میکنم

26:02.842 --> 26:05.675
‫خیلی خب. و بعدش...
‫بعدش هارودز شنبه...

26:05.758 --> 26:07.383
‫خدا حفظت کنه، پکستون

26:14.800 --> 26:16.092
‫لعنتی

26:48.883 --> 26:52.467
‫هی لیندا، قرنطینه چطوره؟

26:52.550 --> 26:54.800
‫خیلی بده

26:54.883 --> 26:56.300
‫شیکاگو چطوره؟

26:57.008 --> 26:58.300
‫توی ورمانتم

26:58.383 --> 27:00.383
‫آره، خونواده رو بردم ورمانت

27:00.467 --> 27:03.967
‫همه اینجا خیلی خوشحالیم

27:04.050 --> 27:07.800
‫بچه ها خیلی سر و صدا میکنن
‫واسه همین این ایرپاد پروها رو گرفتم

27:07.883 --> 27:11.175
‫نویز کنسلینگ دارن. جوری جواب میدن
‫که انگار هیچی نمیشنوی

27:11.258 --> 27:12.967
‫نه، از اونا ندارم

27:13.925 --> 27:15.967
‫از صورتت میتونم برداشت کنم که

27:16.050 --> 27:19.092
‫با بچه‌های توی ایونت صحبت کردی
‫و خبرو بهشون دادی

27:19.175 --> 27:22.300
‫خبر. آره، بهشون خبر دادم

27:22.383 --> 27:24.842
‫پیغامم رو براشون خوندی؟

27:26.425 --> 27:28.342
‫چیزایی که درمورد خونواده میراکور گفته بودی؟

27:28.425 --> 27:31.925
‫نه نه نه، فکر نکنم متوجه بشن

27:32.008 --> 27:37.133
‫لیندا، اون پیغام رو از ته قلبم نوشتم.
‫و همه‌اش رو جدی گفتم

27:37.217 --> 27:39.217
‫باورم نمیشه براشون نخوندی

27:39.300 --> 27:42.217
‫به نظرم مناسب اون لحظه نبود که بگم
‫«میراکور یه خونواده ست

27:42.300 --> 27:44.092
‫و توی زندگی هر خونواده‌ای یه زمانی میرسه

27:44.175 --> 27:46.925
‫که به صلاحه که بعضی از اعضای خونواده
‫از لونه برن»

27:48.175 --> 27:49.675
‫چرا مناسب نیست؟

27:49.800 --> 27:51.300
‫چون از لونه نمیرن، میرن؟

27:51.383 --> 27:53.967
‫از لونه پرت میشن

27:54.050 --> 27:55.550
‫به علف‌های دراز زیر درخت

27:55.633 --> 27:57.550
‫درختی نداریم. چه درختی؟

27:57.633 --> 28:00.050
‫بابا واسه مثال لونه‌ایه که گفتی.
‫تو با لونه مقایسه‌اش کردی

28:00.133 --> 28:01.758
‫پس حتما باید درختی باشه
‫که لونه‌ای هم روش باشه

28:01.842 --> 28:03.383
‫اعصابت خرابه، لیندا؟

28:05.300 --> 28:08.467
‫دو رویداد بزرگ هست که وقتی
‫قرنطینه شروع شد، برنامه‌اش چیده شد

28:08.550 --> 28:10.217
‫یکیش توی وستفیلد بود

28:10.300 --> 28:12.133
‫اون یکی هم توی خرید انبار ایو شوارتز در هارودز

28:12.217 --> 28:14.050
‫ولی هردوی وستفیلد و هارودز تعطیل شدن

28:14.133 --> 28:15.342
‫عاشق هارودزم

28:15.425 --> 28:17.217
‫آره، منم عاشق هارودزم

28:17.300 --> 28:19.342
‫برای 5 سال اونجا کار کردم.
‫بهترین روزای زندگیم اونجا بود

28:19.425 --> 28:21.383
‫بگذریم، شروع کار کلکسیون ایو شوارتز میترکونه

28:21.467 --> 28:24.383
‫برای همین هارودز رو انتخاب کردم
‫چون اندازه و سطح امنیتیش بالاتره

28:24.467 --> 28:27.342
‫تو انتخاب کردی؟ فکر میکردم ملیسا
‫مدیر استراتژی رویدادهاست

28:27.425 --> 28:31.050
‫راستش بعضی وقتا اونو زیر سوال بردم...
‫اصلا مهم نیست

28:31.133 --> 28:34.383
‫برای مدت زیادی اون دپارتمان رو گردوندی

28:34.467 --> 28:36.925
‫آره خب، خونواده بودن، نبودن؟

28:37.008 --> 28:38.925
‫و این کاریه که با خونواده میکنن

28:39.008 --> 28:40.883
‫اداره‌شون میکنی تا وقتی که از شیکاگو دستور میاد
‫که اخراج بشن

28:40.967 --> 28:42.758
‫و ناچارا چون وظیفته باید اخراحشون کنی

28:42.842 --> 28:44.925
‫بگذریم، توی هارودز، پنج میلیون دلار جواهرات

28:45.008 --> 28:47.258
‫لباس و اکسسوری داریم که برای گربه‌رو

28:47.342 --> 28:49.800
‫و انبار تحت نظر میراکور اوکی شدن

28:49.883 --> 28:51.383
‫و این شامل الماس هریس هم میشه

28:51.467 --> 28:53.425
‫که قرار بود کالای اصلی گالری باشه

28:53.508 --> 28:56.758
‫الماس هریس تحت بیمه ماست؟

28:56.842 --> 28:58.175
‫این...

28:58.258 --> 29:02.300
‫جاش توی صندوق ایمن هارودز امنه ولی بله

29:04.883 --> 29:08.133
‫به مدیرای ایو شوارتز توصیه کردم

29:08.217 --> 29:10.842
‫که هر چه سریعتر همه رو بذاریم توی انبار هارودز

29:10.925 --> 29:12.675
‫تا وقتی که...

29:12.800 --> 29:15.133
‫تا وقتی که این مشکل تموم شه

29:15.217 --> 29:17.925
‫ولی یه مشکل با بیمه داریم

29:19.800 --> 29:21.800
‫

29:21.883 --> 29:24.633
‫خب، سیاست بیمه ایو شوارتز

29:24.717 --> 29:26.467
‫یعنی اینکه اجازه ندارن کالاهاشون رو انبار کنن

29:26.550 --> 29:28.300
‫مگه اینکه تحت نظر شرکت خودشون باشه

29:28.383 --> 29:30.133
‫برای همین این کالا

29:30.217 --> 29:32.425
‫باید از انبارها تحت حمل و نقلی ایمن منتقل بشه

29:33.717 --> 29:35.758
‫بگذریم، انبارها برای کلکسیون اختصاص داده شدن

29:35.842 --> 29:38.967
‫ما جمعه وستفیلد رو داریم
‫و هارودز رو شنبه

29:39.050 --> 29:41.758
‫و بعدش درمورد نقشت و حقوقت صحبت میکنیم

29:41.842 --> 29:44.925
‫مسئولیت‌های جدید و بیشتری خواهی داشت

29:45.008 --> 29:50.717
‫- اوضاع داره تغییر میکنه
‫- خبر خیلی خوبیه. ممنونم

29:50.800 --> 29:52.717
‫به لندن سلام کن

29:52.800 --> 29:55.383
‫- از ورمانت لذت ببر
‫- معلومه

29:58.550 --> 30:00.842
‫چی؟ لعنتی! کوئین!

30:09.883 --> 30:12.300
‫میخوام مردگان متحرک رو اجاره بدم

30:12.383 --> 30:13.258
‫که یکم شیر بگیرم

30:13.342 --> 30:14.675
‫چیز دیگه‌ای میخوای؟

30:16.467 --> 30:20.342
‫کلمه «ما» رو بدون هیچ قصدی از اینکه
‫یه نهاد واحد رو برسونم میگم

30:20.425 --> 30:24.050
‫ولی دلیلی نداره هردومون خورد و خوراکمون
‫رو جدا از هم بگیریم

30:25.383 --> 30:26.842
‫اون بیرون اوضاع داره بدتر میشه

30:26.925 --> 30:28.425
‫و بیشتر از قبل

30:28.508 --> 30:30.383
‫آدمایی مثل من که قبلا حبس کشیدن

30:30.467 --> 30:32.050
‫توی این واقعیت جدید پیشرفت میکنن

30:32.133 --> 30:34.717
‫میدونی چیه، پکستون.
‫به درک. بیا تو

30:37.008 --> 30:42.383
‫خیلی خب پکستون، اینا رو میخوام.
‫به اضافه شیر، سیگار میخوام

30:45.175 --> 30:47.842
‫- چی؟
‫- میخواستم سیگار کشیدنم رو قایم کنم

30:47.925 --> 30:51.217
‫ولی از اونجایی که دیگه باهم نیستیم
‫دیگه مهم نیست، مهمه؟

30:51.300 --> 30:52.883
‫سیگار میکشی؟

30:52.967 --> 30:55.717
‫آره. تصمیم گرفتم تا وقتی قرنطینه تموم میشه
‫ادامه بدم

30:55.800 --> 30:58.550
‫راستش عالیه

30:58.633 --> 31:00.592
‫از کی دوباره سیگار کشیدن رو شروع کردی؟

31:01.300 --> 31:02.758
‫قبل از کریسمس

31:03.425 --> 31:04.925
‫چرا؟

31:05.008 --> 31:08.425
‫وقتی رفتم پاریس
‫سیگار کشیدن رو شروع کردم

31:08.508 --> 31:10.050
‫- رفتی پاریس؟
‫- بله، رفتم پاریس

31:10.133 --> 31:11.467
‫بهت نگفتم که رفتم پاریس

31:11.550 --> 31:13.675
‫مایکل اسین به پاریس دعوتم کرد و منم رفتم

31:13.758 --> 31:15.467
‫خیلی خب، دکترم...

31:15.550 --> 31:18.842
‫این لحظات رو به عنوان بهمن اعتراف تشخیص میده

31:21.508 --> 31:23.175
‫مایکل اسین کدوم خریه؟

31:23.258 --> 31:24.467
‫موسس میراکوره

31:24.550 --> 31:26.092
‫هفتمین سرمایه دار بزرگ آلمان

31:26.175 --> 31:28.758
‫- و تو باهاش رفتی پاریس؟
‫- دقیقا نه

31:28.842 --> 31:31.008
‫اون مدیرعاملای شش کشور دیگه رو

31:31.092 --> 31:33.300
‫هم برای تولد شصت سالگیش
‫به پاریس دعوت کرد

31:33.383 --> 31:35.425
‫اجازه هست اینو روشن کنم؟
‫این وضعیت رو سالها...

31:35.508 --> 31:38.633
‫اصلا میدونی چیه؟ تصمیمش با خودمه.
‫چرا اصلا دارم میپرسم؟

31:44.925 --> 31:47.008
‫وقتی به هتل رسیدم، یه سوئیت عالی رفتم

31:47.092 --> 31:49.050
‫و شش مدیرعامل دیگه که مثل من بودن رو دیدم

31:49.133 --> 31:51.008
‫ولی من تازه مدیرعامل شده بودم

31:51.092 --> 31:53.592
‫برای همین تا وقتی که مدیرعاملای دیگه رو دیدم
‫نمیدونستم دقیقا کی هستم

31:53.675 --> 31:57.758
‫بعدش یهو با خودم گفتم «پس الان دیگه اینم»

31:57.842 --> 31:59.925
‫دور میز نشستیم و شامپاین خوردیم

32:00.008 --> 32:02.467
‫و بحثمون هم بیشتر توش «بله» داشت

32:02.550 --> 32:04.925
‫و یهو یکی میگفت «خوبه»
‫اونم صدای مایکل اسین بود

32:05.008 --> 32:08.300
‫و بعدش گفت «ظهور بازارها» و من...

32:08.383 --> 32:11.508
‫میدونی بعضی وقتا که آدما یه چیزی رو خلاصه
‫میگن ولی نمیفهمم؟

32:11.592 --> 32:14.050
‫خب، قدیما توی تخت خیلی چت کردیم

32:14.133 --> 32:18.800
‫وقتی گفت «ظهور بازارها» یه چیزی به ذهنم اومد

32:18.883 --> 32:24.800
‫یه شکلی از زیر میز ظاهر شد
‫و دور پاهامون شنا میکرد

32:24.883 --> 32:28.800
‫راستش اون شب یکم تب داشتم ولی بگذریم

32:28.883 --> 32:31.300
‫بعدش گفت «سیگار و داروسازی»

32:31.383 --> 32:34.592
‫یکم شامپاین خوردم و یه نفر دیگه گفت
‫«تسهیل کننده»

32:34.675 --> 32:37.883
‫که یعنی کسی که دولت ها رو قانع میکنه
‫که محصولات در امانن

32:37.967 --> 32:42.383
‫و یه صدای دیگه اومد که گفت تسهیل کننده ها
‫یه اتصال خیلی مهم در این زنجیرن

32:42.467 --> 32:45.675
‫و من این زنجیر بزرگ رو که کلی جلبک بهش چسبیده بود رو دیدم

32:45.758 --> 32:48.633
‫بعدش صدای بزرگ گفت که به سلامتی فساد

32:48.717 --> 32:51.008
‫و همه با طعنه خندیدن. از جمله خودم

32:51.092 --> 32:52.425
‫پکستون منو نگاه کن!

32:55.758 --> 32:59.925
‫و این چیز، این شکل دور پاهام شنا میکرد...

33:00.008 --> 33:01.842
‫یهو یه صدایی گفت ظهور بازار

33:01.925 --> 33:04.258
‫درصد بزرگی از سود میراکور رو تشکیل میده

33:04.342 --> 33:06.800
‫و برای همین باید توی اروپا تعدیل نیرو کنیم

33:06.883 --> 33:09.008
‫و یکم آب خوردم چون حالم خوش نبود

33:09.092 --> 33:11.508
‫ولی واسه اینکه ممکن بود غش کنم
‫اما پیشخدمت گفت «برندی»، منم گفتم بله

33:11.592 --> 33:16.342
‫و برنامه تعدیل نیرو از همونجا شروع شد

33:16.425 --> 33:18.508
‫دور اون میز توی پاریس قبل کریسمس

33:18.592 --> 33:21.217
‫و آدمای خوبی که امروز اخراج کردم

33:21.300 --> 33:23.883
‫به خاطر ویروسی که بهشون گفتم
‫اخراج نشدن

33:23.967 --> 33:26.800
‫اون یه دروغ بود. به خاطر این چیز

33:26.883 --> 33:28.592
‫این شکل که

33:28.675 --> 33:30.883
‫تا این اتاق باهام شنا کرد اخراج شدن

33:30.967 --> 33:36.217
‫و واسه اینکه ازش خلاص شم، از یه لیوان
‫استفاده کردم تا آینه رو بشکونم

33:36.300 --> 33:38.217
‫و به جای اینکه کل شب روی
‫اون شیشه ها پا بذارم

33:38.300 --> 33:40.300
‫تصمیم گرفتم آخرین اتوبوس به لندن رو بیام

33:40.383 --> 33:42.092
‫و وقتی که رسیدم به ایستگاه گیر دو نورد

33:42.175 --> 33:44.217
‫یه بیخانمان اومد جلو و ازم سیگار خواست

33:44.300 --> 33:46.550
‫بهش گفتم سیگاری نیستم ولی
‫تصمیم گرفتم براش یه پاکت سیگار بگیرم

33:46.633 --> 33:48.842
‫چون فکر میکردم که شاید
‫خوبی کردن باعث بشه وجدانم درمورد

33:48.925 --> 33:51.758
‫شخصی که تبدیل شدم آروم بگیره.
‫و وقتی سیگارو روشن کرد

33:51.842 --> 33:53.717
‫تصمیم گرفتم منم یه سیگار بکشم

33:53.800 --> 33:55.883
‫وقتی سیگارو کشیدم

33:55.967 --> 33:59.550
‫اون چیز دیگه شنا نکرد

34:01.133 --> 34:05.008
‫برای همین روی صندلی نشستم
‫و منتظر قطارم وایسادم

34:06.508 --> 34:09.425
‫و برای همینه که بازم سیگارو شروع کردم

34:12.967 --> 34:16.842
‫ولی برای اینکه جواب سوال اصلیت رو کامل کنم

34:16.925 --> 34:20.467
‫به اضافه شیر، سیگار، نون

34:21.217 --> 34:23.383
‫و شراب کوفتی هم میخوایم

34:26.467 --> 34:27.842
‫یا خدا!

34:28.342 --> 34:30.217
‫خدایا چی؟

34:30.300 --> 34:32.008
‫خب، ظاهرا تب داشتی

34:32.092 --> 34:33.842
‫میگن که این بیماری قبل از کریسمس اومده

34:33.925 --> 34:35.758
‫پکستون، مسئله ویروس نیست

34:35.842 --> 34:40.383
‫درمورد اینه که بفهمم کیم
‫و برای امرار معاش چیکار کنم

34:41.842 --> 34:43.842
‫البته یه چکاپ کامل زندگی کسی

34:43.925 --> 34:45.508
‫ظاهرا از علائم کوید هست

34:46.508 --> 34:48.050
‫- یه آینه رو شکستی؟
‫- آره

34:48.133 --> 34:49.383
‫آره، چون من توش بودم

34:49.467 --> 34:51.383
‫بطری های شامپاین رو هم شکستم

34:51.467 --> 34:53.592
‫چند تا گلس شامپاین و میخواستم
‫یه اسب شیشه ای با سوارکار رو هم بشکونم

34:53.675 --> 34:55.050
‫ولی تصمیم گرفتم نگهش دارم

34:55.133 --> 34:57.175
‫ولی بعدش توی قطار کوفتی جا گذاشتمش

34:57.258 --> 35:00.883
‫اساسا به حالت «فول وایکینگ» که میگفتی رفتم

35:00.967 --> 35:02.383
‫درواقع وقتی آینه رو شکستم

35:02.467 --> 35:04.758
‫و صورت عصبیم رو توی اون شیشه های شکسته دیدم

35:04.842 --> 35:07.467
‫- تو به ذهنم اومدی
‫- خیلی لطف داری. ممنونم

35:11.717 --> 35:13.050
‫چرا بهم نگفتی؟

35:15.883 --> 35:20.383
‫شروع زمستون بود. زمستون ما

35:20.467 --> 35:22.217
‫و بگذریم، به کسی نگفتم

35:22.300 --> 35:26.258
‫چون اگه به کسی نگی
‫یعنی اتفاق نیوفتاده

35:26.342 --> 35:28.883
‫- واسه آینه صورتحساب برات فرستادن؟
‫- پکستون

35:28.967 --> 35:32.508
‫پکستون، گور بابای آینه.
‫مسئله آینه نیست، مسئله...

35:38.842 --> 35:41.592
‫قبلا، در این زمان...

35:41.675 --> 35:44.008
‫- بغلت میکردم
‫- نه، نیازی نیست

35:44.092 --> 35:45.758
‫و به علاوه تو میخوای بری خرید

35:45.842 --> 35:50.925
‫پس، شیر، نون، شراب، سیگار

35:51.008 --> 35:54.258
‫- و احتمالا تخم مرغ
‫- آرد سفید هم به لیست اضافه میکنم

35:54.342 --> 35:55.842
‫نون درست میکنم

35:55.925 --> 35:58.258
‫- لطفا نکن
‫- میدونی...

35:59.675 --> 36:02.508
‫و چیزی که گفتی، اعتراف نبود

36:02.592 --> 36:03.883
‫نگفتم که اعتراف بود

36:03.967 --> 36:05.008
‫چون کار اشتباهی نکردی

36:05.092 --> 36:07.008
‫نه، یه توضیح بود

36:07.092 --> 36:08.342
‫هیچ کار اشتباهی نکردی

36:10.425 --> 36:12.550
‫میخوای یه اعتراف بشنوی؟

36:12.633 --> 36:17.842
‫امروز صبح خواب موندم چون
‫دیشب تریاک کشیدم

36:19.300 --> 36:21.050
‫آره!

36:21.592 --> 36:23.258
‫آره

36:23.342 --> 36:25.008
‫خیلی بدتر از سیگارت

36:25.092 --> 36:29.383
‫تریاک رو از حباب‌های سبز داخل باغ لیس زدم

36:29.467 --> 36:30.967
‫- نه، این کارو نکردی
‫- چرا، کردم

36:31.050 --> 36:32.758
‫باغ ما پر هروئینه

36:32.842 --> 36:34.133
‫از طناب لباس‌ها اونورتر.
‫مثل هلمند

36:34.217 --> 36:36.717
‫بعد ده سال، پکستون؟

36:36.800 --> 36:38.717
‫سیگار کشیدن هم زیاد خوب نیست

36:38.800 --> 36:41.133
‫اخیرا موانعی داشتم

36:41.217 --> 36:43.175
‫آره خب، میدونی چیه پکستون؟

36:43.258 --> 36:45.175
‫اسموتی گرینی که هر روز صبح از
‫پاریس به بعد میخورم

36:45.258 --> 36:46.717
‫دو شات ودکا توش هست

36:46.800 --> 36:48.217
‫- فقط دو تا...
‫- دروغ میگی

36:48.300 --> 36:50.008
‫نه، دروغ نمیگم

36:50.092 --> 36:52.092
‫هر روز صبح هم نه ولی بعضی صبح ها
‫این کارو میکنم. این کارو کردم

36:52.175 --> 36:55.508
‫فکر میکنی خیلی خوشحال و نرمالم
‫چون همش دارن بهم ترفیع میدن

36:55.592 --> 36:57.300
‫آدما گیج میشن

36:57.383 --> 36:59.008
‫نه، تاحالا نگفتم خوشحال و عادی هستی، لیندا

36:59.092 --> 37:04.092
‫چون نیستم. خب؟
‫کانسپت هایی میبینم

37:04.175 --> 37:05.425
‫باید هنرمند میشدم

37:05.508 --> 37:07.092
‫در ظاهر خوشحال بودی ولی خوشحال نیستی

37:07.175 --> 37:09.425
‫بذار به روش زنونه وانمود کنیم همه چی روبراهه

37:09.508 --> 37:12.300
‫و منم با اینکه در ظاهر بیخیالم، کاری ندارم

37:12.383 --> 37:14.758
‫- هیچی ندارمف خوشحال نیستم
‫- نمیتونم نمیتونم

37:14.842 --> 37:16.592
‫نمیتونم دوباره بحث کنم، خب؟

37:16.675 --> 37:19.967
‫فقط برو مغازه، شیر، نون، شراب، سیگار و تخم مرغ

37:20.050 --> 37:22.258
‫آره، کون لقت. آرد میگیرم

37:22.342 --> 37:24.758
‫باشه! ماسک داری؟

37:28.633 --> 37:30.258
‫نه، ماسک ندارم، نه

37:30.342 --> 37:33.300
‫خب، باید یه چیزی دور دهن و دماغت بگیری

37:42.550 --> 37:44.258
‫لعنتی!

37:46.258 --> 37:47.758
‫دستمال گلدار قدیمم

37:47.842 --> 37:51.133
‫آره، دیگه سمبل شورشی بودن نیست

37:51.217 --> 37:52.717
‫الان دیگه توصیه دولته

38:02.342 --> 38:05.842
‫وقتی توی استورگیس، جنوب داکوتا دیدمت
‫همینو داشتی

38:07.508 --> 38:09.675
‫به نظرم شبیه دسپرادو بودی

38:09.758 --> 38:11.800
‫نه، فقط میخواستم گرد و خاک نره تو دهنم

38:11.883 --> 38:13.133
‫خرابش نکن

38:16.592 --> 38:19.717
‫شیر و تخم مرغو یادت نره، دسپرادو

38:41.258 --> 38:43.592
‫هوی! برو جلو

38:44.092 --> 38:45.550
‫هوی

38:45.633 --> 38:47.300
‫برو جلو دیگه

38:47.383 --> 38:48.550
‫گمشو

38:52.092 --> 38:53.342
‫هی، مگه چند تا کون داری؟

38:53.425 --> 38:54.425
‫گمشو!

39:43.675 --> 39:45.133
‫پکستون

39:47.675 --> 39:51.633
‫شنیدن داستان پاریس باعث شد فکر کنم...

39:51.717 --> 39:54.592
‫وقتی قرنطینه تموم بشه
‫به استعفا از میراکور فکر میکنم

39:57.217 --> 39:58.633
‫چرا اینو داری بهم میگی؟

40:23.842 --> 40:25.175
‫زنگ زدی؟

40:25.258 --> 40:26.758
‫خداوند بزرگ آسمان ها، به درگاهت دعا میکنم

40:26.842 --> 40:28.550
‫مواظب من و پکستون باش

40:28.633 --> 40:30.133
‫و گناه فریب ما را

40:30.217 --> 40:31.800
‫که میخوایم برای رستگاری نهایی‌اش

40:31.883 --> 40:34.092
‫انجام بدیم ببخش. آمین

40:36.133 --> 40:37.925
‫آمین

40:38.008 --> 40:39.717
‫هر دعا کننده‌ای خیاط لباسی برای
‫کسیه که خطاب میکنم

40:39.800 --> 40:42.175
‫یا من اینا رو میگم یا عیسی

40:43.050 --> 40:44.842
‫چی میخوای مالکوم؟

40:44.925 --> 40:46.717
‫کارت شناسایی جعلیت رو اوکی کردم

40:46.800 --> 40:48.883
‫ویرجینیا کارت شناسایی رو میاره

40:48.967 --> 40:51.300
‫میخواستم مطمئن بشم که هستی

40:51.383 --> 40:53.217
‫میدونی چیه، مالکوم؟
‫همه داخلن

40:53.300 --> 40:54.967
‫و اسم جدیدت رو هم فرستادم

40:55.050 --> 40:57.008
‫برات اس کردم.
‫توی تلفنته

40:57.717 --> 40:59.467
‫خیلی خب

40:59.550 --> 41:03.133
‫یه اسم جدید برای شروع یه زندگی جدید

41:04.092 --> 41:07.008
‫و اسم جدیدم...

41:11.425 --> 41:12.675
‫ادگار الن پو

41:12.758 --> 41:13.925
‫آره

41:15.925 --> 41:17.425
‫آره

41:18.717 --> 41:20.883
‫آره. مالکوم، معلومه که نمیتونم از ای اسم استفاده کنم

41:20.967 --> 41:22.175
‫چرا نه؟

41:22.258 --> 41:23.508
‫امیدوارم این یه شوخی باشه

41:23.592 --> 41:24.800
‫ولی میشناسمت، پس احتمالا شوخی نیست

41:24.883 --> 41:25.925
‫چه شوخی؟

41:27.592 --> 41:28.842
‫خیلی خب

41:28.925 --> 41:31.633
‫ادگار الن پو اسم یه آدم معروف...

41:31.717 --> 41:33.008
‫یه...

41:33.092 --> 41:35.217
‫یه شاعر و نویسنده معروف و مهم آمریکاییه

41:35.300 --> 41:36.758
‫تاحالا اسمش رو نشنیدم

41:36.842 --> 41:38.175
‫خب، بهت اطمینان میدم

41:38.258 --> 41:42.050
‫ادگار الن پو یه

41:42.133 --> 41:44.008
‫نویسنده آمریکاییه که عاشقشم

41:44.092 --> 41:45.717
‫من بودم که اسم ادگار رو گفتم

41:45.800 --> 41:47.217
‫اسم بابابزرگمه

41:47.300 --> 41:48.925
‫پس کی بخش الن پو رو گفت؟

41:49.008 --> 41:50.467
‫مارتین توی بخش توزیع

41:50.967 --> 41:52.425
‫لعنتی

41:52.508 --> 41:54.550
‫مارتین توی توزیع ازم متنفره

41:54.633 --> 41:57.133
‫اون از قصد اینو توصیه کرده تا زندگیم رو

41:57.217 --> 41:58.508
‫عجیب و غیرقابل تحمل کنه

41:58.592 --> 42:00.133
‫کارت شناسایی پرس شده

42:00.217 --> 42:02.967
‫مالکوم، نمیتونم برم داخل انبارهای گرون دپارتمان

42:03.050 --> 42:04.175
‫توی وست اند، درسته؟

42:04.258 --> 42:06.383
‫و انتظار داشته باشم که

42:06.467 --> 42:08.633
‫لباس های گروه و جواهراتشون رو به من بسپرن

42:08.717 --> 42:11.717
‫و بهشون بگم که اسمم ادگار الن پو کوفتیه!

42:11.800 --> 42:14.467
‫اگه اینقدر معروفه، چطوری تاحالا اسمشو نشنیدم؟

42:14.550 --> 42:16.133
‫چون تو کتاب نمیخونی

42:16.217 --> 42:17.717
‫من کتاب مقدس رو میخونم

42:17.800 --> 42:19.217
‫ولی معلومه که اون توی کتاب مقدس نیست.
‫اون آمریکاییه

42:19.300 --> 42:21.675
‫همه آدمای اینجا، کسی نویسنده‌ای

42:21.758 --> 42:23.342
‫به اسم ادگار الن پو شنیده؟

42:24.592 --> 42:25.800
‫نه؟

42:25.883 --> 42:27.092
‫هیچکی. بفرما

42:27.175 --> 42:28.425
‫میدونم کسی اونجا نیست

42:28.508 --> 42:29.133
‫همه از خونه کار میکنن

42:30.050 --> 42:31.300
‫مارتین اینجاست

42:31.383 --> 42:32.717
‫این فکر خودش بود!

42:32.800 --> 42:35.592
‫خب، کارت شناسایی پرس شده

42:36.842 --> 42:39.175
‫خیلی خب، قبول دارم که 90 درصد

42:39.258 --> 42:41.092
‫از نگهبان های شیفت شبشون

42:41.175 --> 42:42.758
‫توی وست اند اسم ادکار الن پو

42:42.842 --> 42:44.008
‫رو نشنیدن

42:44.092 --> 42:45.383
‫اساسا ربات هستن

42:45.467 --> 42:47.092
‫ولی من یه آدم بدشانسم

42:47.175 --> 42:50.425
‫سرنوشت همیشه آزمایشاتی روم انجام میده

42:50.508 --> 42:52.175
‫کارت پرس شده

42:52.258 --> 42:54.633
‫و مارتین هم یه نشان اسم جدید
‫برای یونیفرمت درست کرده

42:54.717 --> 42:56.092
‫همه توی پاکت نامه ست

42:56.175 --> 42:57.508
‫احیاناً

42:57.592 --> 42:59.383
‫اسم یه جور

42:59.467 --> 43:03.050
‫شخصیت تاریک و خودنگر بیشتر

43:03.133 --> 43:04.550
‫به شخصیتم میخوره ولی لطفا...

43:06.717 --> 43:09.633
‫فقط یه کارت دیگه با یه اسم دیگه بده

43:09.717 --> 43:11.717
‫ربات ها براشون اسمت مهم نیست

43:11.800 --> 43:13.300
‫فقط به عکس نگاه میکنن

43:13.383 --> 43:14.883
‫باید بری سلفریج، سکوی بارگیری بی

43:14.967 --> 43:16.633
‫امشب ساعت 6

43:16.717 --> 43:18.717
‫یونیفرمت رو با اسمت بپوش

43:18.800 --> 43:20.675
‫کارت شناساییت رو نشون بده

43:20.758 --> 43:23.800
‫ببین، اگه میخوای عقب بکشی
‫الان بگو

43:23.883 --> 43:25.592
‫نمیتونم دوباره بیوفتم تو دردسر، خب؟

43:25.675 --> 43:29.133
‫این ممکنه به عنوان فریب

43:29.217 --> 43:30.217
‫و اقدام به سرقت تعبیر بشه

43:30.300 --> 43:31.592
‫تو برام شمردی

43:31.675 --> 43:34.008
‫منم برای تو میشمرم، عوضی

43:34.092 --> 43:37.842
‫پنج، چهار، سه، دو

43:37.925 --> 43:40.550
‫به درک! باشه، باشه.
‫انجام میدم

43:40.633 --> 43:42.008
‫خوبه

43:42.092 --> 43:45.133
‫جزئیاتش توی پیامیه که فرستادم.
‫خدا حفظت کنه، پکستون

43:58.925 --> 44:01.758
‫نیازی به امضا نیست.
‫میشناسمش

44:01.842 --> 44:03.092
‫تو نصفه‌ی دیگشی؟

44:03.967 --> 44:05.342
‫بله، بله هستم

44:05.425 --> 44:07.175
‫خیلی خشکه، نه؟

44:07.258 --> 44:08.883
‫آره، هست

44:08.967 --> 44:10.883
‫سلام پکستون

44:10.967 --> 44:12.842
‫داشتم میگفتم که خیلی بامزه ای

44:12.925 --> 44:15.717
‫آره هستم. خیلی بامزه‌ام

44:15.800 --> 44:17.883
‫به نظرمون برای رانندگی خیلی باهوشه

44:17.967 --> 44:20.508
‫نمیدونیم چرا نمیره سر کار بهتر

44:20.592 --> 44:21.967
‫خب، این که راحته

44:22.050 --> 44:23.717
‫چون ده سال پیش، توی یه بار موتوری ها

44:23.800 --> 44:25.300
‫تو واتفورد یه نفرو کله پا کردم

44:25.383 --> 44:26.633
‫میبینی؟

44:26.717 --> 44:29.175
‫همیشه چیزای خنده دار میگه

44:29.258 --> 44:30.842
‫خیلی خشکه

44:30.925 --> 44:33.092
‫سلامم رو به مارتین برسون، خب ویرجینیا؟

44:33.175 --> 44:35.383
‫بهش بگو دارم براش

44:35.467 --> 44:36.967
‫خیلی خب

44:37.050 --> 44:38.592
‫بعد اینکه این دیوونگی تموم شد میبینمت

44:38.675 --> 44:40.967
‫آره خب، ولی واسه بعضیامون
‫این دیوونگی تموم بشو نیست

44:48.133 --> 44:50.592
‫هیچوقت یادت نره، کسی که
‫کتکش زدی حقش بود

44:50.675 --> 44:52.717
‫لطفا درمورد اینکه کی حقش چیه چیزی نگو

44:52.800 --> 44:55.383
‫اگه به خاطر تو نبود، الان یه مرد کوچیک
‫به اسم آرچی بروس مرده بود

44:55.467 --> 44:57.592
‫عدالت میخوای؟

44:57.675 --> 45:00.008
‫میدونم که شرایط بدی داشتی

45:00.092 --> 45:01.717
‫- ولی در آینده...
‫- آینده؟

45:01.800 --> 45:03.550
‫وقتی قرنطینه تموم بشه
‫و جدا بشیم

45:03.633 --> 45:05.633
‫باید دست از این باور که
‫سرنوشت باهات دشمنی داره برداری، خب؟

45:05.717 --> 45:07.633
‫باید دست از این باور برداری که
‫اسم پکستون

45:07.717 --> 45:08.883
‫پیشروی قیامته

45:08.967 --> 45:11.508
‫آره خب، اسم من پکستون هم نیست

45:14.175 --> 45:15.133
‫آره

45:32.425 --> 45:35.800
‫پکستون، نباید این کارو بکنی
‫میگیرنت

45:35.883 --> 45:37.883
‫اگه به خاطر پول این کارو میکنی
‫من بهت پول میدم

45:37.967 --> 45:39.633
‫برای پول این کارو نمیکنم

45:39.717 --> 45:42.883
‫برای یه فرصت واسه یه زندگی بهتر این کارو میکنم

45:42.967 --> 45:44.883
‫ولی چرا اینو بهت میگم؟

45:51.592 --> 45:53.800
‫لعنتی

45:58.008 --> 45:59.217
‫پکستون

46:21.550 --> 46:22.800
‫

46:26.342 --> 46:27.717
‫

46:34.050 --> 46:35.092
‫گور باباشون

46:38.467 --> 46:41.508
‫و لیندا به نظر یه جورایی
‫از این جریان فاصله داره

46:41.592 --> 46:42.592
‫هی

46:43.092 --> 46:44.175
‫فاصله؟

46:44.967 --> 46:45.925
‫سلام لیندا

46:46.008 --> 46:47.175
‫درمورد تو حرف میزدیم

46:47.258 --> 46:48.675
‫همه داشتیم میگفتیم که

46:48.758 --> 46:50.008
‫خیلی خوشمون میاد همیشه اینقدر
‫حرفه‌ای رفتار میکنی

46:50.092 --> 46:52.133
‫فاصله از چی؟

46:52.217 --> 46:54.008
‫داشتم میگفتم که جریان ایونت‌ها رو

46:54.092 --> 46:56.967
‫بدون اینکه اذیتت کنه
‫ترتیبشو دادی

46:58.550 --> 46:59.633
‫خوب اخراجشون کردی

47:00.925 --> 47:03.592
‫درسته. ممنونم

47:03.675 --> 47:04.675
‫خوبه

47:06.133 --> 47:09.342
‫لیندا، اون شرابه؟

47:09.425 --> 47:11.133
‫آره آره، هست

47:11.217 --> 47:12.675
‫خب...

47:12.758 --> 47:14.550
‫روش نوشته شراب

47:14.633 --> 47:15.967
‫ولی طعم مواد شوینده‌های قدیم رو میده

47:16.050 --> 47:16.967
‫پکستون اینو خریده

47:17.050 --> 47:18.092
‫پکستون کیه؟

47:18.175 --> 47:19.800
‫بگذریم...

47:19.883 --> 47:22.050
‫ما یه مشکلی داریم، پس شروع کنیم؟

47:29.342 --> 47:30.425
‫سلام مارتین

47:31.217 --> 47:33.133
‫سلام ادگار

47:33.217 --> 47:34.717
‫از وقتی به شرکت ملحق شدم

47:34.800 --> 47:36.300
‫اونجور که شناختمت

47:36.383 --> 47:39.133
‫تو شاه بلندترین از کار افتادگی عصبی

47:39.217 --> 47:41.217
‫تاریخ رو داری

47:41.300 --> 47:44.050
‫چرا نمیری یه جای گرم
‫و شکایت هات رو نمیشمری؟

47:44.133 --> 47:46.383
‫ون رو برات ضد عفونی کردم

47:46.467 --> 47:49.592
‫هر چی که لازم داری، توی پاکته

47:49.675 --> 47:53.425
‫وقتی مالکوم بهت گفت که یه
‫دسترسی امنیتی ای 2 بهت میده

47:53.508 --> 47:55.050
‫بهش گفتم این کارو نکنه

47:55.133 --> 47:57.092
‫مدل تجارت به تجارت معمولا آدمای آشغالی

47:57.175 --> 47:59.883
‫مثل تو رو به دلیلی از
‫محموله‌های باارزش دور نگه میداره...

47:59.967 --> 48:01.758
‫وسوسه

48:01.842 --> 48:03.842
‫یادت رفت کلید ون رو بذاری داخل پاکت، مارتین

48:05.467 --> 48:08.550
‫مشخصات منابع انسانیت رو خوندم

48:08.633 --> 48:11.758
‫سوابق شخصی من باید محرمانه میموندن

48:11.842 --> 48:13.883
‫ولی محض اطلاع جنابعالی

48:13.967 --> 48:16.508
‫من الان عوض شدم.
‫کلید لعنتی رو بده

48:16.592 --> 48:18.050
‫شاید مالکوم بهت نگفته

48:18.133 --> 48:19.758
‫ارزش تخمینی محموله امشب

48:19.842 --> 48:23.092
‫به سلف ریج 50 هزار پونده

48:23.175 --> 48:25.925
‫ارزش کلکسیونت از هاروی نیکولاس روز جمعه

48:26.008 --> 48:27.675
‫کمتر از 100 هزار پونده

48:27.758 --> 48:29.092
‫ولی شنبه شب

48:29.175 --> 48:31.008
‫که میری هارودز

48:31.092 --> 48:34.133
‫بار انبار دپارتمان لاکچری

48:34.217 --> 48:36.425
‫با جواهرات و اکسسوری‌هایی توی ونت

48:36.508 --> 48:38.633
‫با ارزشی بالای سه میلیون پوند رو منتقل میکنی

48:39.342 --> 48:40.467
‫بهش فکر کن

48:40.550 --> 48:42.175
‫ماسک و دسکتش میپوشی

48:42.258 --> 48:44.175
‫از یه هویت جعلی استفاده میکنی

48:44.258 --> 48:45.883
‫بیرون توی خیابونا هم که خالیه

48:45.967 --> 48:47.383
‫نگهبانای انبار که یک چهارم میشن

48:47.467 --> 48:49.633
‫امنیت با غیابشون خیلی کم میشه

48:49.717 --> 48:51.300
‫دیگه یه آشغال سابقه دار چی میخواد

48:51.383 --> 48:52.925
‫که یه سرقت عالی رو انجام بده؟

48:53.008 --> 48:55.342
‫یه بار دیگه بهم بگو آشغال...

48:55.425 --> 48:57.508
‫چیکار میکنی؟ عوضش میکنی؟

48:57.592 --> 48:59.800
‫خیلی خب، یه بار دیگه میگم

48:59.883 --> 49:02.258
‫آشغال

49:02.342 --> 49:05.383
‫مالکوم بهم گفت اگه این چند شبو کارتو درست انجام بدی

49:05.467 --> 49:07.675
‫تو رو میذاره توی سرویس مشتری‌ها

49:07.758 --> 49:09.800
‫میری و با مشتری‌ها ملاقات میکنی

49:09.883 --> 49:11.258
‫چون خیلی بامزه‌ای

49:11.342 --> 49:14.050
‫و دخترا رو به خنده میندازی

49:14.133 --> 49:15.800
‫در حالی که من اینجا توی توزیع برای

49:15.883 --> 49:17.592
‫هفت سال و نیم گیر افتادم

49:17.675 --> 49:20.050
‫باید دست از این باور که کل دنیا علیه توئه برداری، مارتین

49:24.217 --> 49:26.008
‫این کارو بکن، پکستون

49:26.092 --> 49:29.300
‫از فرصتی که سرنوشت بهت میده استفاده کن

49:36.883 --> 49:40.092
‫دقیقا چقدر محصول توی ایو شوارتز هارودز داریم؟

49:40.175 --> 49:43.425
‫حدودا سه میلیون پوند
‫جواهرات و اکسسوری

49:43.508 --> 49:44.758
‫هارودز میخواد همه چی از انبار خارج بشه

49:44.842 --> 49:46.092
‫و این مسئولیتش با ماست

49:46.175 --> 49:48.175
‫فریز شدی، لیندا

49:48.967 --> 49:50.800
‫صدامو دارین؟

49:50.883 --> 49:53.175
‫آره، صداتو دارم، فقط تصویرت فریز شده

49:53.258 --> 49:57.133
‫قیافه‌ی عصبانیت فریز شده

49:57.217 --> 50:01.425
‫یه نفر باید بره هارودز و کالاها رو بسته بندی کنه

50:01.508 --> 50:04.425
‫و فهرست اموال رو چک کنه
‫و ببینه همه چی اوکیه

50:04.508 --> 50:06.050
‫و باید کسی باشه که بهش اعتماد داریم

50:06.133 --> 50:08.258
‫یکی که با بار آشناست

50:08.342 --> 50:09.967
‫و میدونه روش کار سیستم هارودز چطوریه

50:10.050 --> 50:12.050
‫که یعنی، ناچارا باید من باشم، نه؟

50:12.133 --> 50:14.717
‫خیلی خب، ولی یه دلیل دیگه هم برای
‫این تماس داریم

50:14.800 --> 50:18.050
‫مایکل اسین تصمیمش رو گرفته.
‫میخواد بهت ترفیع بده

50:18.133 --> 50:20.050
‫میخواد بیارتت خونه

50:20.133 --> 50:23.633
‫بیاره توی نیویورک تا ایست کوست رو
‫اداره کنی

50:24.300 --> 50:25.717
‫

50:25.800 --> 50:27.758
‫وای، خدایا

50:27.842 --> 50:29.175
‫هیجان زده‌ام

50:29.258 --> 50:30.592
‫یه تغییر یهویی

50:30.675 --> 50:32.133
‫و شراب ارزون باهم جور درنمیان

50:32.217 --> 50:35.675
‫باید خیلی درموردش فکر کنم

50:35.758 --> 50:38.050
‫باشه، شب بخیر

50:38.133 --> 50:39.092
‫آره، ممنونم

50:39.175 --> 50:40.633
‫یعنی...

50:40.717 --> 50:42.050
‫لیندا، هیجان زده...

50:46.383 --> 50:49.133
‫یه تصویر فریز شده از عصبانیت

50:49.217 --> 50:54.258
‫و اون فرزند دومشه، کارل فیلیپ امائول باخ

50:54.342 --> 50:56.258
‫و اینم از سمفونی شماره 4

51:56.467 --> 51:57.967
‫بعد از تماس دیشبمون

51:58.050 --> 52:00.008
‫نگران حال روحی و روانی پکستون شدیم

52:00.092 --> 52:02.217
‫نگرانیم که ممکنه از داخل یا بیرون منفجر بشه

52:02.300 --> 52:04.717
‫با شناختی که از پکستون دارم
‫احتمالا از داخل منفجر میشه تا خارج

52:04.800 --> 52:06.592
‫چه فرقی داره؟

52:06.675 --> 52:08.800
‫وقتی از داخل منفجر بشی
‫یعنی از توی بدن منفجر میشی

52:08.883 --> 52:11.008
‫وقتی منفجر بشی، به بیرون فرو میپاشی

52:11.092 --> 52:13.050
‫مثلا دیوید، وقتی عصبی میشه
‫از داخل منفجر میشه

52:13.133 --> 52:14.842
‫من وقتی عصبی میشم
‫از بیرون منفجر میشم

52:14.925 --> 52:17.092
‫- اگه مجبور بشم منم منفجر میشم
‫- به ندرت

52:17.175 --> 52:18.675
‫معلومه که هیچوقت توی جلسات تجاری
‫منو ندیدی

52:18.758 --> 52:20.842
‫خب، راستش دیدم.
‫از زمان قرنطینه دیدم

52:20.925 --> 52:22.758
‫از پشت در شنیدی، ندیدی

52:22.842 --> 52:24.217
‫خب پس، نشنیدنم از بیرون منفجر بشی

52:24.300 --> 52:25.800
‫راستش جا خوردم که توی جلسات

52:25.883 --> 52:28.050
‫چقدر حرف گوش کنی

52:28.133 --> 52:30.258
‫- حرف گوش کن؟
‫- تو رئیسی دیوید، باید مثل رئیس رفتار کنی

52:30.342 --> 52:33.092
‫بگذریم، بهتون اطمینان میدم
‫پکستون خوبه

52:33.175 --> 52:35.550
‫درواقع، پکستون شاید ترفیع بگیره

52:36.592 --> 52:38.467
‫لیندا، تنهایی مست میکنی؟

52:38.550 --> 52:41.217
‫نه، سه تا آتش نشون
‫توی آشپزخونه منتظرمن

52:41.300 --> 52:44.050
‫از زمان قرنطینه، دیوید خیلی
‫بیشتر مشروب میخوره

52:44.133 --> 52:48.008
‫آره دیوید، مگه عالی نیست؟

52:48.092 --> 52:50.550
‫الان آمارش رو داریم.
‫بطری ها رو میشمریم

52:50.633 --> 52:52.717
‫- برام مهم نیست
‫- بدنت که مهمه

52:52.800 --> 52:55.133
‫بدنت بطری ها رو میشمره
‫و توی جیگرت لیستش میکنه

52:55.217 --> 52:59.550
‫دیوید، رفیق مشروب خور من
‫میخوام یه رازی بهت بگم

52:59.633 --> 53:01.883
‫- چه رازی؟
‫- میدونی لیندا

53:01.967 --> 53:03.967
‫لحظات زیادی تو زندگیم بودن

53:04.050 --> 53:06.092
‫که چند گلس شراب خوردم و صبح روز بعد

53:06.175 --> 53:08.883
‫بیدار شدم و گفتم «یا خدا
‫کاش این حرفو نمیزدم»

53:08.967 --> 53:11.967
‫منم این کارو خیلی کردم

53:12.050 --> 53:14.133
‫مانترای من اینه: اسرار و شراب

53:14.217 --> 53:16.133
‫- باهم ساز نیستن
‫- بذار رازش رو بهم بگه

53:16.217 --> 53:17.883
‫فکر کنم از رازم خوشش بیاد

53:17.967 --> 53:19.508
‫فکر میکنم از رازم خیلی خوشت بیاد، دیوید

53:19.592 --> 53:21.550
‫یه چیزی که شاید خوشش بیاد
‫نمیتونی مطمئن باشی

53:21.633 --> 53:23.508
‫- نه، ممکنه نه
‫- شما دوتا دارین درمورد چی حرف میزنین؟

53:23.592 --> 53:24.967
‫- رازم اینه
‫- شاید تو جایگاهی نباشه

53:25.050 --> 53:26.425
‫که باهاش اوکی باشه.
‫اون فاکس رو نگاه میکنه

53:26.508 --> 53:28.550
‫این منم که موتور پکستون رو خریدم

53:31.133 --> 53:32.800
‫چی؟

53:32.883 --> 53:34.258
‫وقتی بهم گفت که اونو میفروشه

53:34.342 --> 53:36.633
‫یه دلال جور کردم که ناشناس بخرتش

53:36.717 --> 53:38.717
‫و دوباره میخرمش و بهش برش میگردونم

53:39.342 --> 53:40.467
‫هدیه جدایی.

53:45.925 --> 53:48.092
‫یه مدتیه که میدونستم باید ترکش کنم

53:48.175 --> 53:49.258
‫ولی...

53:51.175 --> 53:54.342
‫ولی از دست دادن موتور،اره، خیلی سنگینه

53:56.008 --> 53:57.758
‫و موتور برای منم یه معنی خاصی داره

53:57.842 --> 54:00.050
‫میدونی، جوونی

54:00.133 --> 54:05.758
‫سیگار.مشروب آشغالی که پکستون انتخاب میکرد.

54:09.800 --> 54:11.425
‫واو لیندا...
‫لیندا این فوق العاده س.

54:11.508 --> 54:13.383
‫ولی مسئله اینه دیوید من میخوام تو بهش بگی..

54:13.467 --> 54:15.342
‫که تو کسی هستی که داره موتور رو میخره...

54:15.425 --> 54:17.092
‫و بهش پس میده.
‫نمیخوام بدونه کار منه.

54:19.217 --> 54:20.508
‫چرا؟

54:21.967 --> 54:23.342
‫اینطوری کمتر ناراحتش می کنم.

54:24.675 --> 54:26.467
‫خب اون واقعا مال عهد دغیانوسه.

54:27.883 --> 54:30.217
‫من یه کم مستم و از آدمایی که سر این چیزا احساساتی میشن متنفرم...

54:30.300 --> 54:31.883
‫پس...

54:55.050 --> 54:56.342
‫لعنتی.

55:10.133 --> 55:12.467
‫تشویق برای NHS(سازمان سلامت ملی)

55:16.092 --> 55:19.717
‫اهنگ بتهوون کنسرت پیانو شماره 3 رو می شنویم.

55:29.675 --> 55:31.217
‫ووو!

55:38.300 --> 55:39.425
‫ووو!

56:05.925 --> 56:07.092
‫سلام.

56:08.925 --> 56:10.925
‫نتونستم بخوابم.

56:11.008 --> 56:14.217
‫اگرمشروب فابده نداره برو باغچه رو بلیس.

56:14.300 --> 56:16.717
‫امشب چه طور بود؟

56:18.300 --> 56:21.508
‫هر مامور حراستی که دیدم سنش زیر 12 سال بود،

56:21.592 --> 56:23.967
‫و همشون هم انقدری مشغول بازی فورت نایت بودن که ...

56:24.050 --> 56:25.842
‫متوجه کارت شناساییم نشن.

56:25.925 --> 56:29.300
‫به هر حال به نظرم، برای نسل جوان ادبیات برتر مرده.

56:29.383 --> 56:33.092
‫میتونستم یه کارت شناسایی با اسم ویلیام شکسپیر داشته باشم.

56:33.175 --> 56:35.550
‫چند تا سفارش دیگه باید برداری؟

56:35.633 --> 56:38.425
‫اووم، فردا، هاروی نیکولز ...

56:38.508 --> 56:40.758
‫و بعد شنبه، هارودز.

56:42.342 --> 56:44.008
‫هارودز؟ شنبه شب؟

56:44.092 --> 56:45.925
‫همه چی اونجا بهم ریخته.

56:46.008 --> 56:49.758
‫یکی از مامورای حراست داشت درباره ی مدیران حقوقی بهم میگفت که ...

56:49.842 --> 56:53.758
‫که دارن همینطوری حلقه های الماس و ساعت هارو میریزن تو کیسه و...

56:53.842 --> 56:55.300
‫سوار اوبر میشن ، می برن.

56:55.383 --> 56:57.258
‫چی داری از هارودز میبری؟

56:57.342 --> 56:58.883
‫نمی دونم.

56:58.967 --> 57:00.883
‫مارتین میگه ارزشش بیشتر از 3 میلیون پونده.

57:00.967 --> 57:03.175
‫بدون هیچ کمک راننده ای، به خاطر کووید.

57:03.258 --> 57:05.467
‫کجا می بریش؟

57:05.550 --> 57:09.175
‫دفتر میگه باید ببرمش به هیثرو. پرواز ساعت 10 به نیویورک.

57:09.258 --> 57:11.550
‫هارودز به هیثرو، شنبه شب.

57:11.633 --> 57:13.967
‫سه میلیون پوند، پرواز ساعت 10 .

57:14.050 --> 57:15.883
‫عه ببین، خارپشته اینجاست.

57:18.550 --> 57:19.842
‫عه نه رفت.

57:21.675 --> 57:23.133
‫اه رفت.

57:25.092 --> 57:26.342
‫عصرت چه طور بود؟

57:27.258 --> 57:29.633
‫اوکی ، اووم پکستون ببین.

57:29.717 --> 57:32.508
‫نمیشه شنبه اون سفارشو از هارودز تحویل بگیری.

57:32.592 --> 57:34.967
‫واقعا نباید.

57:35.050 --> 57:36.300
‫درباره چی حرف می زنی؟

57:36.383 --> 57:38.217
‫اوکی، یادته یک بار ازت پرسیدم...

57:38.300 --> 57:39.758
‫به خدا اعتقاد داری یا نه، و تو گفتی که...

57:39.842 --> 57:42.925
‫باور داری که اون مشغول یه پروژه دیگه ست،

57:43.008 --> 57:44.508
‫ولی گاهی سرشو از در میاره تو؟

57:44.592 --> 57:46.592
‫خب، به نظرم این یکی از مواقعیه که،

57:46.675 --> 57:50.592
‫خدا یا سرنوشت یا این ویروس راه مون رو تو تقاطع قرار داده.

57:52.258 --> 57:54.175
‫شنبه، من میرم هارودز تا باری رو که تو قراره تحویل بگیری رو ...

57:54.258 --> 57:56.008
‫جمع و جور کنم.

57:56.092 --> 57:57.675
‫لعنتی.

57:57.758 --> 57:59.383
‫درباره چی حرف می زنی؟ من...

58:00.133 --> 58:02.508
‫من باید اون بارو تحویل بگیرم.

58:02.592 --> 58:04.342
‫اگر این کارو بکنی گیر میوفتی.

58:04.425 --> 58:06.050
‫فرقی نداره داری از چه اسمی استفاده میکنی.

58:06.133 --> 58:07.675
‫این یه اسم تقلبیه و من وسیله بازبینی دارم.

58:07.758 --> 58:09.342
‫اینطوری نمیشه حتی از در رد بشی.

58:09.425 --> 58:12.800
‫می دونم، چون سیستم منه که جلوتو میگیره.

58:19.592 --> 58:22.508
‫متاسفم. و لعنتی حتی شروع نکن.

58:22.592 --> 58:25.675
‫من نمیتونم به هیچ جایی برسم!

58:30.383 --> 58:32.300
‫یعنی...

58:32.383 --> 58:34.092
‫نمیشه فقط بهشون بگی که منو میشناسی؟

58:34.175 --> 58:35.550
‫که...

58:35.633 --> 58:38.592
‫بگی که میشه به من اعتماد کرد. که من...

58:40.008 --> 58:42.008
‫من شوهرت بودم.

58:45.883 --> 58:47.675
‫چی؟
‫اینطوریا نیست.

58:48.175 --> 58:49.550
‫و من..

58:51.592 --> 58:53.300
‫از وقتی که وارد میراکور شدم سه سال پیش،

58:53.383 --> 58:56.050
‫به کسی نگفتم که شوهر دارم.

58:56.133 --> 58:58.883
‫بخشیش به خاطر این بود که می خواستم کارمو جدا کنم.

58:58.967 --> 59:00.883
‫اره، ولی بیشتر به خاطر این که خجالت میکشیدی بگی...

59:00.967 --> 59:02.508
‫همسری داری که راننده ی ونه.

59:04.883 --> 59:07.758
‫اره. همه اینا که گفتی. من...

59:07.842 --> 59:09.967
‫ولی الان، دارم به خودم نگاه می کنم.

59:10.050 --> 59:11.925
‫از زمان قرنطینه، دارم به خودم نگاه میکنم

59:12.008 --> 59:13.675
‫که انگار اون اون موقع بود و این الانه.

59:13.758 --> 59:15.383
‫خب، خوش به حالت، لیندا،

59:15.467 --> 59:16.967
‫ولی اگر من این بارو شنبه شب تحویل نگیرم،

59:17.050 --> 59:20.383
‫اون وقت، نه تنها مالکولم بهم ارتقا نمیده ،

59:20.467 --> 59:21.800
‫بلکه اخراجم میکنه.

59:23.508 --> 59:25.925
‫همیشه میتونم دوباره هرویین پخش کنم.

59:27.008 --> 59:28.592
‫کثافت کاری کثافت کاریه.

59:31.675 --> 59:35.050
‫نه شغلی. نه موتوری.

59:37.508 --> 59:38.550
‫نه تویی.

59:50.383 --> 59:53.800
‫وقتی تو هارودز کار می کردم،خیلی حال می کردم.

59:53.883 --> 59:56.258
‫من همه رو میشناختم. همه منو میشناختن.

59:56.342 --> 59:58.092
‫بیشترشون هنوز اونجا کار می کنن.

59:58.175 --> 59:59.675
‫ممکنه ینی یه لحظه دوباره برگردیم به من؟

59:59.758 --> 01:00:00.800
‫منظورم اینه که من کسی ام که زندگیش به فنا رفته.

01:00:00.883 --> 01:00:02.300
‫نه،نه، این درباره توعه.

01:00:02.383 --> 01:00:04.092
‫خیلی خب، من همه مامورای حراست رو میشناسم، همه رو.

01:00:04.175 --> 01:00:06.800
‫من سیستم های امنیتی رو میشناسم.
‫خب؟

01:00:06.883 --> 01:00:08.883
‫خب یه راهی هست که تو بارو تو هارودز تحویل بگیری...

01:00:08.967 --> 01:00:10.717
‫و بدون لو رفتن برسونیش یه هیثرو.

01:00:10.800 --> 01:00:13.092
‫تو ترفیعتو میگیری و منم ازشر بار راحت میشم.

01:00:13.175 --> 01:00:14.300
‫و هیج کسی هم نمیفهمه.

01:00:14.383 --> 01:00:16.175
‫ولی باید قانون و بشکنیم.

01:00:16.258 --> 01:00:20.800
‫پس باید دقیقا هر کاری بهت میگم انجام بدی.

01:00:44.258 --> 01:00:47.467
‫مایکل مورگان. نایب رییس در حال حاضر بخش امنیت هارودز.

01:00:47.550 --> 01:00:49.592
‫اره، شما تو قسمتی هستین که من قبلا بودم.

01:00:49.675 --> 01:00:51.467
‫زندگی تو هارودز چه طوره؟

01:00:51.550 --> 01:00:53.675
‫من تازه ملحق شدم. قبلا در نیرو دریایی سلطنتی بودم.

01:00:53.758 --> 01:00:55.508
‫اها، خب انگار یه کم تغییر کرده پس.

01:00:55.592 --> 01:00:58.008
‫نه راستش.نه، هارودز مثل یه کشتی بزرگه.

01:00:58.092 --> 01:00:59.550
‫اوه باشه.

01:00:59.633 --> 01:01:02.092
‫ینی خب مشخصا تفاوت های زیادی هست.

01:01:02.175 --> 01:01:03.800
‫البته.

01:01:03.883 --> 01:01:05.675
‫اوهوم و نه فقط تو شکل و شمایل ساختمون.

01:01:05.758 --> 01:01:08.508
‫یا تو این که ساختمون هارودز شناور نمیشه.

01:01:08.592 --> 01:01:10.508
‫می دونین، اون...
‫اوه ، اره...

01:01:10.592 --> 01:01:13.008
‫اوهوم، به نظرم محیط کارش خیلی باید متفاوت باشه.

01:01:13.092 --> 01:01:15.383
‫خب بله. خانم های زیادی اینجا هستن.

01:01:15.467 --> 01:01:16.842
‫اوهوم
‫اره

01:01:16.925 --> 01:01:18.717
‫اوم، تو کشتی فقط 4 تا زن بود.

01:01:18.800 --> 01:01:20.425
‫و،اه، دو نفرشون اسمشون کارن بود.

01:01:20.508 --> 01:01:22.550
‫کارن یک و کارن دو صداشون می کردیم.

01:01:22.633 --> 01:01:24.258
‫انگار کیت قراره بهمون ملحق شه؟

01:01:24.342 --> 01:01:25.883
‫کیت اسمیث، بله از بخش امنیت.
‫اوه.

01:01:25.967 --> 01:01:27.092
‫وقتی میشناختمش اسمش کیت وایلی بود.

01:01:27.175 --> 01:01:29.383
‫حتما ازدواج کرده.

01:01:29.467 --> 01:01:30.925
‫اره ازدواج کرد ولی فک کنم بعدش همه چی خیلی خراب شد.

01:01:31.008 --> 01:01:32.967
‫از شنیدنش متاسفم.

01:01:33.050 --> 01:01:34.967
‫چه اتفاقی افتاد؟

01:01:35.050 --> 01:01:36.550
‫نمی دونم. با من درباره این چیزها صحبت نمیکنن.

01:01:36.633 --> 01:01:38.508
‫لیندا!

01:01:38.592 --> 01:01:39.842
‫کیتی!

01:01:39.925 --> 01:01:41.550
‫وای خدا، وای خدا، حالت چه طوره؟

01:01:41.633 --> 01:01:43.883
‫وای خدایا. می دونی ، میگذرونم.

01:01:43.967 --> 01:01:45.383
‫لیندا، ترکوندی !یهو خیلی پیشرفت کردی !

01:01:45.467 --> 01:01:46.633
‫نه بابا!
‫منظورم اینه که واو خدایا!

01:01:46.717 --> 01:01:48.217
‫وقتی که گفتن مدیر اجرایی میراکور،

01:01:48.300 --> 01:01:50.217
‫فکر کردم وای حتما یه مرد کچله،

01:01:50.300 --> 01:01:52.383
‫ولی بعد اسم تورو دیدم.

01:01:52.467 --> 01:01:55.508
‫لیندا همین الان داشت میپرسید چی ازدواجتو خراب کرد. اون...

01:01:55.592 --> 01:01:58.425
‫داشت همین الان می پرسید.
‫نه نه نه نه نمی پرسیدم. نپرسیدم.

01:01:58.508 --> 01:02:00.092
‫وقتی قد یه مرد ازت کوتاه تره...

01:02:00.175 --> 01:02:01.592
‫و یهو تصمیم میگیره که ...

01:02:01.675 --> 01:02:03.467
‫ریششو خیلی خیلی بلند کنه..

01:02:03.550 --> 01:02:05.883
‫و ذهنش پر شه از چیزی که بهش میگن جادوی سفید...

01:02:05.967 --> 01:02:07.925
‫یهو همه چی خیلی سریع ترسناک میشه.

01:02:08.008 --> 01:02:10.092
‫به هر حال ، چی کار میتونیم برات بکنیم؟

01:02:10.175 --> 01:02:12.217
‫یه خبری درباره تخلیه بار ایو شوارتز تو روز شنبه دارم.

01:02:12.300 --> 01:02:14.133
‫تمام شرکت های باربری مطمین رزرو شده بودن..

01:02:14.217 --> 01:02:16.675
‫و به نظر میرسه بخش مالی ما دیر به مهلکه رسیده.

01:02:16.758 --> 01:02:18.592
‫ایو شوارتز، میراکور.
‫خدمت شما.

01:02:18.675 --> 01:02:20.175
‫یه شرکت باربری استخدام کردن که من تا حالا قبلن استفاده نکردم،

01:02:20.258 --> 01:02:21.508
‫برای همینه که یه کم نگرانم.

01:02:21.592 --> 01:02:23.800
‫رنگش سبز لیموییه و اه..

01:02:23.883 --> 01:02:25.592
‫پس درباره شرکت باربری نگرانی؟

01:02:25.675 --> 01:02:27.383
‫قراره پیکان های سبز به سمت...

01:02:27.467 --> 01:02:28.800
‫پس اگر برای شما مشکلی نداره،

01:02:28.883 --> 01:02:30.508
‫من سیستم امنیتی هارودز رو میشناسم..

01:02:30.592 --> 01:02:32.425
‫و میخوام خودم راننده رو بررسی کنم.

01:02:32.508 --> 01:02:34.092
‫اوه نه نه این کار عمرانه. اون..

01:02:34.175 --> 01:02:35.800
‫عمران رو یادته لیندا؟

01:02:35.883 --> 01:02:37.217
‫عمران و خیلی دوس دارم...

01:02:37.300 --> 01:02:38.300
‫عمران الان رییس بخش امنیت وقایعه س.

01:02:38.383 --> 01:02:39.800
‫اون رییس مایکله.

01:02:39.883 --> 01:02:40.925
‫اگر سوالی داری من میتونم همه شو ردیف کنم.

01:02:41.008 --> 01:02:42.508
‫بذار الان بهش پیام بدم.

01:02:42.592 --> 01:02:43.467
‫نه نده. پیکان ها قراره دست من باشن. پس...

01:02:46.592 --> 01:02:47.883
‫خیلی خب حله.

01:02:47.967 --> 01:02:49.133
‫فردا خودم از سیستم ردت می کنم..

01:02:49.217 --> 01:02:50.425
‫و بعد میبرمت داخل انبار.

01:02:50.508 --> 01:02:51.675
‫بعد اون چه مشکلی ممکنه رخ بده؟

01:02:51.758 --> 01:02:54.133
‫خیلی خوبه. ممنون.

01:02:54.217 --> 01:02:56.300
‫واقعا ازت ممنونم که اینکارو برای من میکنی.

01:02:58.925 --> 01:03:01.675
‫مشکل چیه؟
‫نمی دونم.

01:03:01.758 --> 01:03:03.383
‫روزا خیلی سریع میگذره.

01:03:05.258 --> 01:03:06.467
‫وقتی امروز صبح بیدار شدم،

01:03:06.550 --> 01:03:09.300
‫برای اولین بار یهو متوجهش شدم.

01:03:09.383 --> 01:03:11.717
‫متوجه اینکه چه اتفاقی واقعا داره میوفته شدم.

01:03:13.217 --> 01:03:15.258
‫قرنطینه بالاخره تموم میشه.

01:03:16.342 --> 01:03:17.342
‫و اون وقت...

01:03:19.050 --> 01:03:21.092
‫عشق زندگیم میره...

01:03:23.425 --> 01:03:26.675
‫پکستون ازش عبور میکنی. خوب میشی.

01:03:26.758 --> 01:03:29.717
‫یه سوراخ خیلی بزرگ تو زندگیم می مونه.

01:03:29.800 --> 01:03:33.383
‫تو عوض میشی و رشد میکنی. و ...

01:03:35.092 --> 01:03:37.508
‫در نهایت تو هم...

01:03:37.592 --> 01:03:38.758
‫با یک نفر دیگه اشنا میشی.

01:03:44.758 --> 01:03:47.008
‫داشتی درباره موتور حرف می زدی ، نه؟

01:03:47.592 --> 01:03:48.842
‫اره، چه طور؟

01:03:50.717 --> 01:03:55.175
‫اون موتور یکی از عشقای زندگیمه.

01:03:55.258 --> 01:03:56.425
‫و منم یکی از سوراخاشم؟

01:03:56.508 --> 01:03:58.092
‫مشخصا تو بزرگ ترین سوراخشی.

01:03:58.175 --> 01:03:59.217
‫اوه واو مرسی.

01:04:01.175 --> 01:04:03.550
‫می خواستم امروز موتور ببرم بیرون.

01:04:03.633 --> 01:04:06.758
‫خیابونا خالیه خالی ن.

01:04:06.842 --> 01:04:09.342
‫میخواستم اسمشو بذارم" اخرین سفر قرنطینه".

01:04:10.092 --> 01:04:11.592
‫فکر کردم شاید...

01:04:12.758 --> 01:04:15.175
‫اوه نه من نمیتونم باهات بیام پکستون.

01:04:15.258 --> 01:04:17.008
‫نه. یه قرار ملاقات مهم دارم.

01:04:21.633 --> 01:04:24.175
‫یه جاده باز و یه قلب شکسته.

01:04:25.967 --> 01:04:27.383
‫خودتو نکش.

01:04:32.883 --> 01:04:34.592
‫لیندا!
‫مایکل.

01:04:35.383 --> 01:04:37.425
‫چه جوری داری باهاش کنار میای؟

01:04:37.508 --> 01:04:39.092
‫میدونی تقریبا خیلی سخته.

01:04:39.175 --> 01:04:41.342
‫میفهمم.
‫اومم..

01:04:41.425 --> 01:04:43.300
‫میدونی، من روی قله کوه قرنطینه شدم..

01:04:43.383 --> 01:04:45.592
‫فقط یا عقاب و خرس ها و خانواده م.

01:04:45.675 --> 01:04:47.467
‫لطفا خودتو نکش.

01:04:47.550 --> 01:04:48.967
‫چی؟

01:04:49.050 --> 01:04:51.550
‫گفتم حتما خوبه که برای خودت وقت داری.

01:04:51.633 --> 01:04:54.592
‫به هرحال، قبل از اینکه مشغول کار هیجان انگیزت و تصمیم بزرگت برای برگشت به خونه به نیویورک..

01:04:54.675 --> 01:04:56.842
‫بشیم...

01:04:56.925 --> 01:05:00.133
‫خبر خوب اینه که یه خریدار برای الماس هریس پیدا کردیم.

01:05:00.217 --> 01:05:02.092
‫اه در واقع هنوز تصمیم نگرفتم برگردم به خونه به نیویورک.

01:05:02.175 --> 01:05:05.217
‫خریدار الماس رو در نمایش مجازی دیده..

01:05:05.300 --> 01:05:07.550
‫که تو جلوتر از تسلط شرکت ترتیبشو دادی.

01:05:07.633 --> 01:05:09.467
‫خب خیلی خوبه. کیه؟

01:05:09.550 --> 01:05:12.467
‫تو دنیای جدید ما،لیندا،

01:05:12.550 --> 01:05:14.092
‫کسی نمیپرسه کی. ناشناسه.

01:05:14.175 --> 01:05:16.300
‫ولی میتونم اینو بهت بگم. اووم، اون..

01:05:16.383 --> 01:05:18.842
‫یکی از اعضای ناخوشایند یه خانواده ناخوشاینده که..

01:05:18.925 --> 01:05:23.175
‫یه کشور خیلی ناخوشایندو به یه روش خیلی ناخوشایند رهبری میکنه.

01:05:23.258 --> 01:05:24.550
‫اوه.

01:05:24.633 --> 01:05:26.675
‫اون داره شعبه میراکور رو تو کشورش میزنه..

01:05:26.758 --> 01:05:29.467
‫منم شخصا براش واسطه خرید الماس شدم.

01:05:29.550 --> 01:05:32.300
‫خود هارولدز مستقیما هیچ رابطه ای باهاش نداره،

01:05:32.383 --> 01:05:35.300
‫برای همین منم به عنوان واسطه عمل کردم.

01:05:36.425 --> 01:05:38.175
‫خوش به حال ما ن؟

01:05:38.258 --> 01:05:39.883
‫اره خوش به حال ما.

01:05:39.967 --> 01:05:42.883
‫خودش میخواد که الماس رو تحویل بگیره؟

01:05:42.967 --> 01:05:46.425
‫تو انگلستان راهش نمیدن. یه ربطی به...

01:05:46.508 --> 01:05:49.175
‫پولشویی؟ سو استفاده از حقوق بشر؟

01:05:49.258 --> 01:05:52.092
‫بگذریم، سوال اصلی لیندا،

01:05:52.175 --> 01:05:55.383
‫این مسیله فعلی آینده ی لینداس.

01:05:55.467 --> 01:05:57.175
‫کی میای خونه؟

01:05:57.967 --> 01:05:59.467
‫اومم..

01:05:59.550 --> 01:06:01.967
‫خب من تصمیم گرفتم تصمیمو درباره نیویورک..

01:06:02.050 --> 01:06:04.133
‫بذارم برای بعد اینکه قرنطینه تموم شد.

01:06:04.217 --> 01:06:08.092
‫باشه.
‫وابستگی های زیادی تو لندن دارم.

01:06:08.175 --> 01:06:10.300
‫اها. بهم گفتن که تو مجردی.

01:06:14.342 --> 01:06:18.050
‫در واقع این قبلا درست نبود ولی الان هست.

01:06:18.133 --> 01:06:22.175
‫اینکه مجردی یکی از دلایلیه که می خوام برگردی به نیویورک.

01:06:22.258 --> 01:06:24.342
‫برنامه دارم بیشتر درباره ت بدونم.

01:06:24.425 --> 01:06:25.508
‫تو...

01:06:25.592 --> 01:06:27.050
‫ازت خوشم میاد لیندا.

01:06:27.133 --> 01:06:29.092
‫در ظاهر خیلی سرسختی،

01:06:29.758 --> 01:06:30.967
‫ولی در درون هم،

01:06:32.133 --> 01:06:33.342
‫ایا سرسختی؟

01:06:36.467 --> 01:06:38.633
‫یادته وقتی اومدی پاریس؟

01:06:38.717 --> 01:06:40.383
‫عصر اون روز بعد از جلسه،

01:06:40.467 --> 01:06:42.217
‫میخواستم برای شام دعوتت کنم.

01:06:42.300 --> 01:06:46.508
‫درواقع میخواستم اون شب سعی کنم تحریکت کنم.

01:06:46.592 --> 01:06:50.800
‫خب، فقط میتونم حدس بزنم اون شب چه طور شبی ممکن بود بشه.

01:06:50.883 --> 01:06:54.883
‫ولی حدس میزنم لیوان شکسته هم قاطیش بود.

01:06:54.967 --> 01:06:56.967
‫بگذریم،اه، باید الماس رو بفرستم ..

01:06:57.050 --> 01:06:58.800
‫به خونه این قاتل جمعی احتمالی ..

01:06:58.883 --> 01:07:01.967
‫یا باید بفرستم به شکنجه گاهش؟

01:07:02.550 --> 01:07:03.842
‫چی؟

01:07:03.925 --> 01:07:05.550
‫کجا میخواین که الماس رو بفرستم؟

01:07:06.675 --> 01:07:08.717
‫اها بفرستش به نیویورک.

01:07:08.800 --> 01:07:11.592
‫اومم به خاطر کووید مستقیم ارسال میشه به..

01:07:11.675 --> 01:07:14.092
‫یه گاوصندوق در وال استریت.

01:07:14.175 --> 01:07:16.217
‫کسی اونجا نیست بررسیش کنه،

01:07:16.300 --> 01:07:20.758
‫پس بی زحمت مطمین شو که اسناد تایید همراهش داخل جعبه باشه

01:07:20.842 --> 01:07:22.800
‫متوجه شدی؟

01:07:22.883 --> 01:07:25.758
‫اومم..
‫برای خیلی عظیم مشتری های جدیدمون،

01:07:25.842 --> 01:07:28.925
‫مالکیت خودش یه هدفه.

01:07:29.008 --> 01:07:31.300
‫باشه. تو نیویورک میبینمت لیندا. مواظب خودت باش.

01:07:31.383 --> 01:07:32.508
‫خب من...

01:08:16.342 --> 01:08:17.800
‫مسخره نباش لیندا.

01:08:19.217 --> 01:08:20.842
‫کمبود ماسک سه لایه،

01:08:20.925 --> 01:08:22.925
‫مردم دارن خودشون ماسکشون رو از البسه قدیمی میسازن.

01:08:23.008 --> 01:08:25.633
‫ولی who گفته نمیدونه که ایا ماسک های خانگی هم...

01:08:25.717 --> 01:08:27.008
‫سلام.

01:08:27.092 --> 01:08:28.133
‫کجا رفتی؟

01:08:28.217 --> 01:08:29.300
‫پکهم رای.

01:08:29.383 --> 01:08:31.800
‫چرا؟
‫نمیدونم.

01:08:31.883 --> 01:08:33.383
‫ینی چی نمیدونی؟

01:08:33.467 --> 01:08:34.842
‫فقط داشتم خیلی خیلی تند میرفتم،

01:08:34.925 --> 01:08:37.092
‫چون پلیس داشت تعقیبم می کرد.

01:08:37.175 --> 01:08:39.342
‫چی؟
‫داشتم یه بازی جدید تو قرنطینه می کردم.

01:08:40.508 --> 01:08:42.300
‫چراغ سبز وایسا ،قرمز حرکت کن.

01:08:42.383 --> 01:08:43.467
‫لعنتی!

01:08:43.550 --> 01:08:44.758
‫شماره پلاکتو برداشتن؟

01:08:44.842 --> 01:08:46.467
‫نه، من براشون بیش از حد سریعم.

01:08:46.550 --> 01:08:48.717
‫من یه خط نور تو یه جاده خالی تو یه شهر برهوتم.

01:08:48.800 --> 01:08:50.633
‫اخرین مرد زنده.

01:08:50.717 --> 01:08:53.717
‫اجازه دادم جاده هدایتم کنه و به اون لحظه برتر رسیدم که..

01:08:53.800 --> 01:08:55.883
‫موتور بخشی از بدنت میشه.

01:08:55.967 --> 01:08:59.633
‫خودمو در جنوب لندن تو یه جور مزرعه ی شهری با یه باغ وحش خونگی پیدا کردم..

01:08:59.717 --> 01:09:01.342
‫و رفتم بین بز ها قایم شدم.

01:09:01.425 --> 01:09:03.675
‫یادته بز حیوون محافظم بود وقتی بی دین بودیم.

01:09:03.758 --> 01:09:08.175
‫پیش بز ها نشستم و بعدم وقتی ماشین های پلیش رد شدن سفرمو ادامه دادم.

01:09:08.258 --> 01:09:09.842
‫رفتم به پکهام.

01:09:09.925 --> 01:09:11.258
‫برات سیگار خریدم.

01:09:11.342 --> 01:09:13.008
‫خودمم یکی کشیدم.

01:09:13.092 --> 01:09:15.717
‫اولین، اولین نخ واقعی بعد 10 سال.

01:09:15.800 --> 01:09:19.175
‫و حق با تو بود، تنباکو مزه جوونی میده.

01:09:19.258 --> 01:09:21.508
‫و واقعیت واقعیته و تنباکوی واقعی منم،

01:09:21.592 --> 01:09:22.925
‫و الانم میخوام یکی دیگه بکشم،

01:09:23.008 --> 01:09:24.508
‫و میکشم.

01:09:38.175 --> 01:09:41.300
‫یه نگاهی تو چشمات داری که مدت زیادی ندیده بودم.

01:09:41.383 --> 01:09:42.925
‫نمیخوام بترسونمت.

01:09:43.717 --> 01:09:44.967
‫نترسیدم.

01:09:46.675 --> 01:09:50.550
‫یادته بهت درباره اسب و اسب سوار شیشه ای تو پاریس گفتم؟

01:09:50.633 --> 01:09:54.383
‫نه هنوز پیش بزهام. چشاشون آبی بود.

01:09:54.467 --> 01:09:56.508
‫من اسب و اسب سوار نگه داشتم

01:09:56.592 --> 01:09:58.883
‫و تو هوا چرخوندمش و...

01:09:58.967 --> 01:10:00.967
‫یادمه سوارکار بودن چه حسی داشت ...

01:10:01.050 --> 01:10:04.300
‫و حس کنی که انگار بخشی از چیزی هستی که داری میرونیش.

01:10:04.383 --> 01:10:05.967
‫یه حس جنسیه.

01:10:07.008 --> 01:10:08.217
‫اره ،هست.

01:10:08.300 --> 01:10:11.508
‫حالا فک میکنم کاش باهات اومده بودم.

01:10:12.133 --> 01:10:13.425
‫واقعا؟

01:10:14.050 --> 01:10:15.925
‫پکستون،

01:10:16.008 --> 01:10:19.550
‫من برای مدت زیادی میدونستم که رابطمون دیگه تموم شده.

01:10:19.633 --> 01:10:22.842
‫و برای مدت زیادی تنها چیز باقی مونده بینمون سکس بود.

01:10:24.133 --> 01:10:25.425
‫ادامه بده.

01:10:25.508 --> 01:10:28.217
‫این لحظه برام سخته چون...

01:10:28.300 --> 01:10:30.050
‫قسم خوردم این لحظه پیش نیاد،

01:10:30.133 --> 01:10:33.008
‫برای همین میشه فقط کت چرمیتو دربیاری..

01:10:33.092 --> 01:10:34.758
‫و بری یه دستمال اشپزخونه برداری؟

01:10:34.842 --> 01:10:37.008
‫یه دستمال اشپزخونه بردارم؟
‫یا بری شیر بخری،اینم بهم کمک میکنه.

01:10:37.092 --> 01:10:39.925
‫شیر داریم.
‫یا بری نون بپزی. حتما این مودمونو از بین میبره.

01:10:40.008 --> 01:10:42.258
‫فقط میخوام سوار موتورم بشم و برونم و..

01:10:42.342 --> 01:10:43.717
‫با دنیا حال کنم.

01:10:46.800 --> 01:10:49.467
‫خیلی خب پکستون داستان ازین قراره.

01:10:51.050 --> 01:10:52.925
‫احتمالا در نتیجه قرنطینه ،

01:10:53.008 --> 01:10:55.425
‫تو یه هوس دیوونه وار برای رد کردن چراغ قرمز با موتورت پیدا کردی .

01:10:55.508 --> 01:10:57.342
‫و از 2 ساعت پیش ،من هم یه هوس دیوونه وار...

01:10:57.425 --> 01:10:58.967
‫برای دزدیدن یه الماس سه میلیون پوندی ..

01:10:59.050 --> 01:11:00.300
‫از یه قاتل جمعی ..

01:11:00.383 --> 01:11:01.592
‫و برای استعفا دادن و هنرمند شدن پبدا کردم.

01:11:01.675 --> 01:11:02.800
‫چی؟

01:11:02.883 --> 01:11:04.550
‫ولی به نظرم کاربردی ترین کاری که ..

01:11:04.633 --> 01:11:06.258
‫میتونیم بکنیم تا این دیوونگی رو بیخیال شیم..

01:11:06.342 --> 01:11:09.092
‫اینه که قسممو بشکنم و همین الان بریم طبقه بالا ..

01:11:09.175 --> 01:11:10.675
‫و باهم بخوابیم.

01:11:10.758 --> 01:11:12.717
‫"اخرین سفر قرنطینه"

01:11:14.550 --> 01:11:16.633
‫بزها، حالا هم این.

01:11:16.717 --> 01:11:18.425
‫عجب روزی.

01:11:27.133 --> 01:11:30.508
‫سلام. اووم اون داره لباسشو عوض میکنه.

01:11:31.300 --> 01:11:32.883
‫اوه راستی،

01:11:32.967 --> 01:11:35.133
‫تا حالا اسم یه شاعر به ناک ادگار الن پو رو شنیدین؟

01:11:35.217 --> 01:11:37.258
‫چی؟
‫هیچی، بیخیال.

01:11:37.342 --> 01:11:39.133
‫خیلی خب. یه لحظه.

01:11:39.217 --> 01:11:40.675
‫دارین برنامه اوقات رانندگی با دامینبک رو میشنوین.

01:11:40.758 --> 01:11:42.925
‫و من جورج فردریک هندل هستم.

01:11:56.883 --> 01:12:00.342
‫لطفا گوشی رو بگذارید و برای گزینه های بیشتر دکمه هشتگ رو فشار بدهید.

01:12:00.425 --> 01:12:03.383
‫اه ، لیندا، فقط دارم زنگ میزنمکه بگم...

01:12:03.467 --> 01:12:05.175
‫میدونم این بعد از ظهری معنی خاصی نداشت ،

01:12:05.258 --> 01:12:09.758
‫ولی میخوام بدونی که حس اینو داشت که،اه...

01:12:10.717 --> 01:12:12.008
‫مثل داکوتای جنوبی بود..

01:12:12.092 --> 01:12:13.800
‫اون بعد از ظهری که بارون میومد.

01:12:14.925 --> 01:12:16.633
‫و اینکه من این خاطره عجیب غریب رو دارم که..

01:12:16.717 --> 01:12:19.217
‫دقیقا قبل اینکه سر به راه بشیم،

01:12:19.300 --> 01:12:21.425
‫تو یه چیزی درباره دزدیدن یه الماس بهم گفتی.

01:12:21.508 --> 01:12:23.175
‫...تو یه چیزی درباره دزدیدن یه الماس بهم گفتی.

01:12:24.050 --> 01:12:25.717
‫یا فقط خیال بافی کردم؟

01:12:25.800 --> 01:12:28.383
‫اوه خدا!

01:12:28.467 --> 01:12:29.675
‫ممنون.

01:12:33.633 --> 01:12:37.050
‫نه مامان بزرگ به طور جدی بهش فکر نمیکنم.

01:12:47.133 --> 01:12:48.258
‫لعنتی.

01:13:00.467 --> 01:13:04.133
‫اینجا جاییه که معمولا بیمار رو بعد از جراحی میاریم.

01:13:04.217 --> 01:13:08.592
‫ولی الان، اینجا برای سرریز مریض های کووید19 بستری در بخش ICU نیازه.

01:13:08.675 --> 01:13:12.175
‫بیمارستان ها باید فضاها و امکاناتشون رو تطبیق بدن ...

01:13:12.258 --> 01:13:14.508
‫تا بتونیم با ویروس کرونا مقابله کنیم .

01:13:14.592 --> 01:13:16.717
‫من 18 سال در بخش ICU پرستار بودم..

01:13:16.800 --> 01:13:18.508
‫و هرگز ندیده بودم...

01:13:26.675 --> 01:13:27.883
‫خیلی خب.

01:13:28.758 --> 01:13:31.592
‫شنبه مهمیه.هارودز.

01:13:33.758 --> 01:13:35.717
‫نیرنگ بزرگ.

01:13:35.800 --> 01:13:38.133
‫باید دقیقا بهم بگی چه کاری باید انجام بدیم.

01:13:39.508 --> 01:13:40.633
‫پکستون...

01:13:43.175 --> 01:13:44.717
‫بشین. اینجا صبرکن.

01:13:48.883 --> 01:13:52.133
‫این فقط برنامه ی کار هاییه که باید بکنیم. اوکی؟

01:13:52.217 --> 01:13:53.717
‫هیچ چیز دیگه ای نیست.

01:13:53.800 --> 01:13:55.342
‫چرا، چه چیز دیگه ای میتونست باشه؟

01:13:55.425 --> 01:13:56.717
‫هیچی. چرا میپرسی؟

01:13:58.008 --> 01:13:59.467
‫خوبی؟

01:13:59.550 --> 01:14:03.592
‫من؟ اره خوبم. شدیدا خوب و عادی ام.

01:14:03.675 --> 01:14:05.425
‫خب . پیش زمینه.

01:14:05.508 --> 01:14:10.967
‫هارودز. قسمت بالایی فضای عمومیه.

01:14:11.050 --> 01:14:14.467
‫ولی زیر زمین ، 7 طبقه هست.

01:14:14.550 --> 01:14:16.383
‫طبقه هایی که کالاها انبار میشن.

01:14:16.467 --> 01:14:17.717
‫و تونل های زیادی که..

01:14:17.800 --> 01:14:20.217
‫کالاهای قیمتی مثل جواهرات ..

01:14:20.300 --> 01:14:21.967
‫با اسانسورهای محافظت شده ای جابه جا میشن.

01:14:22.050 --> 01:14:23.633
‫بالا همه چی بزرگ و محسورکننده س ...

01:14:23.717 --> 01:14:25.842
‫و پایین کارآمد و ترسناک.

01:14:25.925 --> 01:14:28.008
‫حراست تو هارودز به شدت محکم و قویه،

01:14:28.092 --> 01:14:29.300
‫غیرممکنه بشه واردش شد ..

01:14:29.383 --> 01:14:31.300
‫تا درواقع چیزیو بدزدی.

01:14:31.383 --> 01:14:32.550
‫بدزدی؟

01:14:32.633 --> 01:14:35.092
‫کی درباره دزدی حرف زد؟

01:14:35.175 --> 01:14:37.217
‫همه چی نرماله. پکستون انقد عجیب غریب بازی در نیار.

01:14:37.300 --> 01:14:40.008
‫من نیستم که دارم عحیب رفتار میکنم.

01:14:40.092 --> 01:14:42.133
‫منظورم اینه که واضحا مشخصه یه برنامه های مخفی داری،

01:14:42.217 --> 01:14:44.342
‫که درواقع زیادم مخفی نیست، ولی من نمیدونم چیه.

01:14:44.425 --> 01:14:47.592
‫یه خطم بالای چشمت کشیدی.

01:14:47.675 --> 01:14:50.342
‫دیشب پیامی که رو گوشیت فرستادم دیدی؟

01:14:50.425 --> 01:14:52.133
‫درباره داکوتای جنوبی؟

01:14:52.967 --> 01:14:54.342
‫و درباره ی الماس.

01:14:54.425 --> 01:14:57.342
‫پکستون، مشکلت چیه؟

01:14:57.425 --> 01:14:59.508
‫من هیچ مشکلی ندارم.
‫جدا؟

01:14:59.592 --> 01:15:03.508
‫دیروز داشتی درباره دزدیدن یه الماس حرف می زدی.

01:15:03.592 --> 01:15:05.592
‫داشتی درباره ش حرف می زدی، خیال بافی نبود.

01:15:05.675 --> 01:15:08.550
‫و امروز ، داری ساختمون هارودز رو نقاشی میکنی مثل اه...

01:15:08.633 --> 01:15:11.217
‫یه نقشه سری تو یه فیلم سرقت سری .

01:15:11.300 --> 01:15:15.467
‫چه طور میشه یه مستطیل کشید یه طوری که انگار تو یه نقشه مرموزی؟ من...

01:15:15.550 --> 01:15:17.050
‫یه نقشه سری داری؟

01:15:17.925 --> 01:15:20.342
‫می دونی...

01:15:20.425 --> 01:15:22.217
‫دیروز چهره مادربزرگمو دیدم.

01:15:22.300 --> 01:15:24.883
‫بهش گفتم: "همه چی مرتبه مامان بزرگ، حالم خوبه.

01:15:24.967 --> 01:15:26.883
‫هیچ کار احمقانه ای قرار نیست بکنم"

01:15:26.967 --> 01:15:29.550
‫گفتی که اسم الماس، الماس هریسه.

01:15:29.633 --> 01:15:32.050
‫اوه یالا دیگه پکستون.

01:15:32.133 --> 01:15:34.258
‫امروز شنبه س. صبحه.

01:15:34.342 --> 01:15:39.300
‫همه فانتزی هاو فکرای عجیب غریب 4 صبحی دیگه مثل همیشه رفتن پی کارشون.

01:15:39.383 --> 01:15:41.300
‫درباره الماس بهم بگو.

01:15:44.008 --> 01:15:46.550
‫دو تا الماس هریس وجود داره.

01:15:46.633 --> 01:15:50.300
‫چی؟
‫دو تا الماس هریس وجود داره، خب. وای خدا!

01:15:50.383 --> 01:15:52.592
‫چرا دوتان؟

01:15:52.675 --> 01:15:55.467
‫فک میکنی من دیشب اصلا خوابیدم پکستون؟

01:15:55.550 --> 01:15:57.675
‫خب درواقع ، نه، من نخوابیدم.

01:15:57.758 --> 01:15:59.592
‫و چی بیدار نگهت داشته بود؟

01:16:01.633 --> 01:16:04.508
‫الماس هریس یک، الماس هریس 2.

01:16:04.592 --> 01:16:09.758
‫یکی واقعیه، و اون یکی تقلبیه.

01:16:09.842 --> 01:16:11.925
‫هر وقتی که الماسی به چنین ارزشی تو مغازه به نمایش درمیاد،

01:16:12.008 --> 01:16:13.175
‫از یه کپی از الماس واقعی استفاده میکنن

01:16:13.258 --> 01:16:14.758
‫تا در فضای عمومی قرار بدن.

01:16:14.842 --> 01:16:17.383
‫الماس اصلی توی گاوصندوق امن نگه داشته میشه.

01:16:17.467 --> 01:16:20.050
‫در حال حاضر الماس کپی..

01:16:20.133 --> 01:16:22.717
‫اینجا تو طبقه ی همکفه.

01:16:22.800 --> 01:16:28.508
‫ولی الماس هریس واقعی اینجا، تو گاو صندوقه.

01:16:28.592 --> 01:16:30.092
‫امشب دقیقا سر ساعت 7،

01:16:30.175 --> 01:16:31.467
‫من و تو توسط تیم حراست تا گاوصندوف همراهی میشیم..

01:16:31.550 --> 01:16:33.217
‫تا الماس هریس واقعی رو برداریم.

01:16:33.300 --> 01:16:35.300
‫و بعد میریم طبقه همکف..

01:16:35.383 --> 01:16:37.800
‫در یه اسانسور حفاظت شده جایی که الماس رو..

01:16:37.883 --> 01:16:39.675
‫به بقیه کالکشن ایو شوارتز اضافه می کنیم.

01:16:39.758 --> 01:16:41.925
‫اون وقت دقیقا سر ساعت 7:30 بعد از ظهر الماس اصلی ..

01:16:42.008 --> 01:16:44.425
‫و کپی خیلی خفنش رو در کنار هم خواهیم داشت،

01:16:44.508 --> 01:16:46.508
‫دقیقا کنار همدیگه، تقزیبا غیرقابل تشخیص.

01:16:46.592 --> 01:16:48.258
‫و بخاطر محدودیت های کووید،

01:16:48.342 --> 01:16:52.425
‫تنها کسانی که اون جا خواهند بود من وتوییم.

01:16:52.508 --> 01:16:55.800
‫خب، پس ما الماس واقعی رو
‫توی جعبه ی حفاظتی میذاریم...

01:16:55.883 --> 01:16:57.633
‫و به نیویورک می فرستیمش،
‫و ما نسخه ی تقلبی رو برمی داریم...

01:16:57.717 --> 01:16:59.508
‫و من میذارمش توی کیف دستیم، میبریمش که کلکلش رو بکنیم،

01:16:59.592 --> 01:17:01.217
‫و این قرار کاری باشه که انجام میدیم،

01:17:01.300 --> 01:17:04.300
‫دقیقا همین و نه بیشتر.
‫مامان بزرگ، عاشقتم.

01:17:06.717 --> 01:17:08.300
‫میشه ازت یه سوال خیلی واضح
‫بپرسم؟

01:17:08.383 --> 01:17:09.800
‫نه، نمیشه.

01:17:09.883 --> 01:17:12.717
‫چی میشه اگه ما
‫نسخه ی جعلی رو بفرستیم نیویورک...

01:17:12.800 --> 01:17:14.133
‫و نمونه ی واقعیرو نگه داریم؟

01:17:14.217 --> 01:17:16.217
‫من فکر میکنم به محض اینکه
‫به نیویورک برسه،

01:17:16.300 --> 01:17:18.967
‫یه نفر متوجه میشه که
‫اون قلابیه.

01:17:19.050 --> 01:17:21.258
‫نه، نمی فهمن.

01:17:21.342 --> 01:17:23.967
‫این همون دلیلیه که
‫نمی تونستم بخوابم.

01:17:24.050 --> 01:17:26.217
‫هرکدوم رو که بفرستیم
‫نیویورک،

01:17:26.300 --> 01:17:28.383
‫میره توی یه گاوصندوق امن
‫تو وال استریت...

01:17:28.467 --> 01:17:30.383
‫و حتی هیچ انسان دیگه ای
‫بهش نگاه نمی کنه...

01:17:30.467 --> 01:17:33.092
‫برای بیست، پنجاه، صد ساله دیگه.

01:17:33.175 --> 01:17:34.425
‫ای لعنت.

01:17:36.425 --> 01:17:40.008
‫سه میلیون پوند،
‫بدون مالیات.

01:17:40.800 --> 01:17:41.883
‫بدون هیچ پیامدی.

01:17:41.967 --> 01:17:43.175
‫یکی برای من، یکی برای تو، یکی برای ان اچ اس.

01:17:43.258 --> 01:17:44.342
‫تو قبلا بهش فکر کرده بودی.

01:17:44.425 --> 01:17:47.508
‫میدونی، من نیاز دارم
‫برم حسابی فکر کنم.

01:17:47.592 --> 01:17:49.675
‫تو مطمئنی که
‫اونا تو نیو یورک چک اش نمی کنن؟

01:17:49.758 --> 01:17:50.967
‫خفه شو.
‫من نیاز دارم فکر کنم.

01:17:51.050 --> 01:17:52.467
‫چی داشتی می گفتی؟

01:17:53.717 --> 01:17:55.467
‫مردی که الماس رو خرید
‫مرد بدیه.

01:17:55.550 --> 01:17:57.425
‫واقعا مرد بدیه،
‫و من و و تو خوبیم.

01:17:57.508 --> 01:17:59.717
‫و ان اچ اس خوبه.
‫و خوب بهتر از بده.

01:17:59.800 --> 01:18:01.175
‫وقتی همه ی اینا رو به مامان بزرگ
‫توضیح دادم،

01:18:01.258 --> 01:18:02.633
‫حتی گفت،
‫"خب، آره، درسته."

01:18:02.717 --> 01:18:05.175
‫و اون یه کالوینیسته( طرفداران مذهبیه جان کالوین)،
‫به راستی یه میله.

01:18:05.258 --> 01:18:08.425
‫برعکس من، کسی که در مقابل
‫تحریک ها ضعیفه.

01:18:11.800 --> 01:18:13.508
‫خطر کن یا بمیر، لیندا.

01:18:13.592 --> 01:18:16.508
‫پکستون، تو داری چیز خیلی مهمی
‫رو فراموش می کنی، باشه؟

01:18:16.592 --> 01:18:18.633
‫فکر می کنم که
‫ما اینکارو کردیم،

01:18:18.717 --> 01:18:20.717
‫که قطعا نمی کنیم،

01:18:20.800 --> 01:18:23.050
‫چطور ممکنه دو تا آدم معمولی
‫مثل من و تو...

01:18:23.133 --> 01:18:27.467
‫یه راهی پیدا کنیم که بتونیم
‫یه الماس مسروقه سه ملیون پوندی رو بفروشیم؟

01:18:27.550 --> 01:18:29.133
‫اوکی، همین بود.
‫آخرین تلاش من...

01:18:29.217 --> 01:18:30.717
‫تا یه دلیل منطقی پیدا کنم
‫که چرا نباید این کارو بکنیم،

01:18:30.800 --> 01:18:32.883
‫ولی تو می خوای بگی
‫" آرچی بروس"، اینطور نیست؟

01:18:32.967 --> 01:18:34.467
‫بله، همین طوره.

01:18:35.342 --> 01:18:36.383
‫آرچی بروس.

01:18:37.842 --> 01:18:40.925
‫در طول سال ها،
‫من حواسم به کاراشون بوده.

01:18:41.008 --> 01:18:42.217
‫منظورم اینه که ، آرچی بروس،

01:18:42.300 --> 01:18:44.258
‫اون از دزدیدن موتور سیکلت
‫فارغ شد تا...

01:18:44.342 --> 01:18:46.758
‫تا ماشین های قدیمی کلکسیونی رو بدزده...

01:18:46.842 --> 01:18:48.758
‫تا آثار هنری و جواهرات.

01:18:48.842 --> 01:18:51.925
‫منظورم اینه که، اون آقای هریس رو
‫سریع میفرسته توی یه پنت هاوس تو مسکو...

01:18:52.008 --> 01:18:53.758
‫قبل ازین که سروصدایی به پا شه.

01:18:53.842 --> 01:18:55.425
‫و اون سفارشی باهات معامله میکنه،

01:18:55.508 --> 01:18:57.675
‫چون تو یه شب مداخله کردی
‫و جونش رو نجات دادی...

01:18:57.758 --> 01:19:00.633
‫تو یه کافه ی بین راهی در واتفورد.

01:19:00.717 --> 01:19:02.300
‫چرخه ی زندگی،
‫یه چیزی تو این مایه ها.

01:19:04.342 --> 01:19:07.092
‫با آرچی بروس،
‫کابوس شروع شد.

01:19:07.175 --> 01:19:09.467
‫شاید با آرچی بروس،
‫کابوس تموم بشه.

01:19:11.675 --> 01:19:16.258
‫خب، قراره چیکار کنیم، لیندا؟

01:19:19.717 --> 01:19:22.508
‫اوکی، پکستون، این طوریه.

01:19:24.758 --> 01:19:27.050
‫ما امشب تصمیم می گیریم.

01:19:27.133 --> 01:19:29.133
‫وقتی با الماس ها تو هارودزیم،

01:19:29.217 --> 01:19:30.800
‫اون موقع میفهمیم چی درسته
‫و چی غلطه.

01:19:30.883 --> 01:19:33.258
‫در همون لحظه تصمیم می گیریم.

01:19:33.342 --> 01:19:34.758
‫یا می ذاریم که لحظه تصمیم بگیره.

01:19:36.967 --> 01:19:38.050
‫چه فرقی داره؟

01:19:38.133 --> 01:19:40.217
‫قسمت در مقابل اختیار.

01:19:40.300 --> 01:19:42.050
‫کی سرنوشت ما رو کنترل می کنه؟

01:19:42.133 --> 01:19:43.425
‫همه چیز قسمتی
‫از یه نقشه است...

01:19:43.508 --> 01:19:45.467
‫یا ما خودمون برای
‫خودمون گند بالا میاریم؟

01:19:47.092 --> 01:19:49.133
‫امشب ساعت هفت ونیم،
‫می فهمیم.

01:19:58.217 --> 01:19:59.300
‫هی، برادر ناتنی.

01:20:00.925 --> 01:20:03.342
‫چی، الان؟
‫می خوای زوم کنی؟

01:20:04.508 --> 01:20:06.425
‫خیلی خب،
‫یه لحظه صبر کن.

01:20:13.467 --> 01:20:17.258
‫«آه، پکستون،
‫حالت چطوره؟»

01:20:17.342 --> 01:20:19.842
‫در واقع، من سر یه دو راهی ام
‫تو جاده.

01:20:19.925 --> 01:20:22.258
‫« واقعا؟ ولی در واقع
‫چیزی که باید بگم...

01:20:22.342 --> 01:20:23.925
‫تاثیر می ذاره رو اینکه
‫کدام مسیر رو انتخاب کنی،

01:20:24.008 --> 01:20:25.633
‫بخاطر اینکه
‫یجورایی به راه مربوطه.»

01:20:27.508 --> 01:20:29.633
‫« ببین، پکستون،
‫اون روز که داشتی می گفتی...

01:20:29.717 --> 01:20:31.342
‫که می خوای موتورت رو بفروشی،

01:20:31.425 --> 01:20:35.842
‫فکر کردم، " یه لحظه صبر کن.
‫واستا، تند نرو."

01:20:35.925 --> 01:20:41.175
‫و بعد، بعد از اینکه من
‫تلفن رو قطع کردم در مورد مامان فکر کردم.

01:20:41.258 --> 01:20:42.633
‫مامان؟

01:20:42.717 --> 01:20:44.050
‫چه احساسی پیدا میکنه در مورد اینکه
‫تو می خوای...

01:20:44.133 --> 01:20:45.508
‫با ارزشترین دارایی ات رو بفروشی،

01:20:45.592 --> 01:20:46.883
‫در حالیکه همزمان،
‫اینجا...

01:20:46.967 --> 01:20:48.717
‫در دره ی زیبای هادسون،

01:20:48.800 --> 01:20:51.217
‫برادرت، برادر ناتنی ات وضعش چندان بد نیست.

01:20:51.300 --> 01:20:55.758
‫میدونی، وقتی که درخت های گیلاس
‫توی باغ میوه ات قارچی بشه،

01:20:55.842 --> 01:20:58.467
‫خیلی مزخرفه،
‫ولی چیزای بدتری هم وجود داره.

01:21:00.633 --> 01:21:02.050
‫اره، ولی نه برای درخت گیلاس.

01:21:02.133 --> 01:21:03.383
‫شاید بدتر برای یه درخت گیلاس...

01:21:03.467 --> 01:21:04.925
‫گام های استوار جورج واشینگتونه ...

01:21:05.008 --> 01:21:06.258
‫در حالی ک با یه تبر تو دستش داره نزدیک میشه..

01:21:06.342 --> 01:21:08.217
‫و تو کله ش نیت های خوبی داره.

01:21:08.300 --> 01:21:11.133
‫به هرحال، فکر کردم مامان میخواست من چی کار کنم.

01:21:11.217 --> 01:21:12.550
‫خب، با یادآوری مامان،

01:21:12.633 --> 01:21:14.217
‫فکر کنم میخواست سریع بری سر اصل مطلب.

01:21:16.133 --> 01:21:18.717
‫خیلی خب پکستون، قضیه ازین قراره.

01:21:20.217 --> 01:21:23.592
‫این من بودم که موتور گرانبهات رو خریدم.

01:21:23.675 --> 01:21:26.425
‫خریدار موتور منم.

01:21:26.508 --> 01:21:28.467
‫و میخوام بهت پسش بدم.

01:21:28.550 --> 01:21:31.258
‫حرکتم به عنوان برادر ناتنی در حق برادر ناتنی

01:21:31.342 --> 01:21:34.342
‫موتورت دوباره مال توعه.

01:21:34.425 --> 01:21:36.008
‫از من تشکر نکن پسکتن.

01:21:36.092 --> 01:21:37.633
‫خواهش میکنم نیازی نیست.

01:21:37.717 --> 01:21:40.717
‫تنها چیزی که، تنها چیزی که ازت می خوام پکستون،

01:21:40.800 --> 01:21:43.925
‫اینه که از حالا به بعد با خودت مهربون باشی.

01:21:44.008 --> 01:21:45.633
‫که ازین درس بگیری.

01:21:45.717 --> 01:21:47.258
‫که دنیا از تو بدش نمیاد.

01:21:47.342 --> 01:21:50.133
‫که آره ، گاهی سرنوشت به نظر خشن و ظالم میاد،

01:21:50.217 --> 01:21:52.342
‫ولی آدما واقعا کار خوب...

01:21:52.425 --> 01:21:55.883
‫سلام دیوید، لیندام.سلااام!

01:21:55.967 --> 01:21:58.425
‫اه، لیندا، فک کردم فقط دارم با پکستون حرف میزنم.

01:21:58.508 --> 01:22:00.592
‫اره میدونم. شنیدم، دیوید ، این حرکت فوق العاده ت،

01:22:00.675 --> 01:22:02.425
‫و من.. نتونستم جلو خودمو بگیرم،

01:22:02.508 --> 01:22:04.217
‫نتونستم جلو خودمو بگیرم. باید یهو میپریدم وسط مکالمه...

01:22:04.300 --> 01:22:06.467
‫و بگم،"اوه خدای من، دیوید،

01:22:06.550 --> 01:22:07.842
‫تو چه طور آدمی هستی؟"

01:22:07.925 --> 01:22:09.425
‫دیوید موتور لعنتیمو خریده.

01:22:09.508 --> 01:22:12.342
‫آره، شنیدم. شنیدم، و بعد خطابه شو شنیدم،

01:22:12.425 --> 01:22:13.675
‫و فک کردم،"واو!

01:22:13.758 --> 01:22:15.800
‫نه تنها نسبت به پولش دست و دلبازه،

01:22:15.883 --> 01:22:18.092
‫بلکه از درایتشم حسابی مایه میذاره."

01:22:20.050 --> 01:22:21.675
‫به هرحال، پکستون، این طوریه...
‫نه،نه،نه.

01:22:21.758 --> 01:22:23.508
‫اجازه نده این لحظه پرمعنی رو قطع کنم.

01:22:23.592 --> 01:22:24.967
‫چی داشتی میگفتی دیوید؟

01:22:25.050 --> 01:22:26.008
‫یه چیزی درباره خشن بودن سرنوشت...

01:22:26.092 --> 01:22:27.592
‫...ظالم بودنش؟

01:22:31.550 --> 01:22:32.758
‫هووم.

01:22:37.883 --> 01:22:39.092
‫چرا از دستش عصبانی بودی؟

01:22:39.175 --> 01:22:40.675
‫عصبانی نبودم.
‫چرا بودی.

01:22:42.175 --> 01:22:43.758
‫کار تو بود.

01:22:44.717 --> 01:22:46.217
‫تو موتورمو خریدی.

01:22:46.300 --> 01:22:49.508
‫پکستون، مسخره نباش. شنیدی دیوید چی گفت.

01:22:49.592 --> 01:22:51.800
‫دیوید هیچ وقت همچین کاری نمیکنه،

01:22:51.883 --> 01:22:53.175
‫ولی گردن میگیره.

01:22:53.258 --> 01:22:54.842
‫درحالی که تو همچین کاری میکنی.

01:22:54.925 --> 01:22:57.133
‫و میندازی گردن یکی دیگه.

01:22:57.217 --> 01:22:58.925
‫اینکارو کردی چون دلت برام میسوخت.

01:23:00.842 --> 01:23:03.425
‫آره، نگران بودم چه اتفاقی میوفته..

01:23:03.508 --> 01:23:05.550
‫اگر همه چیزتو از دست بدی.

01:23:05.633 --> 01:23:07.883
‫بیشتر چون نمیخواستم باری روی وجدانم باشه.

01:23:07.967 --> 01:23:10.592
‫بهمن اعترافات، ولی من ..

01:23:10.675 --> 01:23:12.842
‫برای اینم انجامش دادم که موتور نماد هردومونه.

01:23:12.925 --> 01:23:14.508
‫و ...
‫نه،نه،نه.

01:23:14.592 --> 01:23:19.008
‫ترحم اینجاست و خب،و عشق هم اینجاست.

01:23:19.092 --> 01:23:20.675
‫و وانمود نکن پلی بینشون هست.

01:23:22.925 --> 01:23:24.800
‫ولی بازم برای مردی که یه الماس سه میلیون پوندی رو بدزده...

01:23:24.883 --> 01:23:26.717
‫احساس ترحم میکنی؟

01:23:29.217 --> 01:23:30.258
‫من یه میلیونر میشم،

01:23:31.133 --> 01:23:33.217
‫و دوباره یه خلافکار میشم.

01:23:34.967 --> 01:23:36.467
‫شاید نظرتو عوض کردی.

01:23:37.800 --> 01:23:39.717
‫شاید باهم به سمت غروب روندیم.

01:23:40.633 --> 01:23:42.133
‫پکستون..

01:23:42.217 --> 01:23:44.800
‫هر تصمیمی امشب بگیریم...

01:23:44.883 --> 01:23:46.217
‫بعدش راهمونو از هم جدا میکنیم.

01:23:46.300 --> 01:23:49.050
‫این پول یعنی دیگه هردومون آزادیم.

01:23:52.300 --> 01:23:53.342
‫خب، حتما تو برایند تصمیم گیریم...

01:23:53.425 --> 01:23:55.633
‫در نظرش میگیرم.

01:23:58.133 --> 01:23:59.467
‫مرسی بابت موتور.

01:24:10.092 --> 01:24:11.550
‫اوم..

01:24:11.633 --> 01:24:13.592
‫خانم ها و آقایان...

01:24:14.633 --> 01:24:15.800
‫هم بندی های گرامی..

01:24:17.175 --> 01:24:19.300
‫یه چیزی براتون دارم..

01:24:19.383 --> 01:24:21.592
‫قبل ازینکه حرکت کنم به سمت اتوبوس 27...

01:24:21.675 --> 01:24:24.300
‫تا با سرنوشتم ملاقات کنم.

01:24:24.383 --> 01:24:26.842
‫یه بند از یه شعره...

01:24:27.758 --> 01:24:30.675
‫نوشته شده توسط تی اس الیوت،

01:24:30.758 --> 01:24:32.550
‫که مطمینم اونم تا حالا کسی اسمش رو نشنیده.

01:24:34.758 --> 01:24:38.883
‫" اون برمیگرده و یک لحظه در شیشه نگاه میکنه،

01:24:38.967 --> 01:24:42.925
‫درحالی که متوجه معشوق مرحومش نشده.

01:24:43.008 --> 01:24:47.050
‫مغزش اجازه عبور تفکری نصف و نیمه رو میده.

01:24:48.383 --> 01:24:52.383
‫خب، دیگه انجام شده، و خوشحالم که دیگه تموم شد."

01:24:56.883 --> 01:24:59.175
‫در لحظه میبینمت، لیندا.

01:25:16.842 --> 01:25:19.133
‫این ممکنه آخرین اتوبوسی باشه که سوار میشم.

01:25:37.842 --> 01:25:39.925
‫اوه تصمیم گرفتم خودم تنهایی برم. ممنون.

01:25:40.008 --> 01:25:41.842
‫مشکلی نیست.
‫ممنون.

01:26:20.717 --> 01:26:26.050
‫انجامش بده پکستون. از فرصتی که سرنوشت در اختیارت گذاشته استفاده کن.

01:29:04.050 --> 01:29:05.925
‫سلام غریبه.
‫اوه خدای من.

01:29:06.008 --> 01:29:07.717
‫می خوام بغلت کنم.

01:29:07.800 --> 01:29:09.217
‫نمی تونم بغلت کنم، نمی تونم بغلت کنم.

01:29:09.300 --> 01:29:10.467
‫از این ویروس متنفرم.

01:29:10.550 --> 01:29:12.008
‫دارم برات بوس میفرستم.

01:29:12.092 --> 01:29:13.508
‫اوه خدای من
‫سلام غریبه.

01:29:13.592 --> 01:29:15.675
‫سلام، اوه...

01:29:15.758 --> 01:29:17.300
‫اینجا وقتی تو رفتی، مرد.

01:29:17.383 --> 01:29:18.925
‫اوه ، شارلوت واقعا باید همین الان اسم..

01:29:19.008 --> 01:29:21.050
‫مربی شخصی ورزشتو بهم بگی، جدی.

01:29:21.133 --> 01:29:22.883
‫در واقع به خاطر استرس وزن کم کردم،

01:29:22.967 --> 01:29:24.133
‫چون فهمیدم دوست دخترم داشت...

01:29:24.217 --> 01:29:25.717
‫کلی پول ازم می دزدید.

01:29:25.800 --> 01:29:26.675
‫چی؟
‫داستانش طولانیه.

01:29:26.758 --> 01:29:27.883
‫برای الان نیست.

01:29:27.967 --> 01:29:29.258
‫سلام!
‫سلام

01:29:29.342 --> 01:29:33.675
‫تری،آره.
‫تری حدس بزن کی اینجاست؟

01:29:33.758 --> 01:29:35.675
‫آره یه نگاهی به دوربین 14 بنداز.

01:29:39.925 --> 01:29:41.675
‫اوه لعنتی، لینداست.

01:29:43.175 --> 01:29:44.925
‫لیندا، این جا چیکار میکنی؟

01:29:45.008 --> 01:29:46.758
‫اوه، اسمم تو لیست نیست، چون...

01:29:46.842 --> 01:29:48.133
‫با عمران یه قرار به خصوص گذاشتم.

01:29:48.217 --> 01:29:49.508
‫فقط برای 5 دقیقه به یه میز نیاز دارم.

01:29:49.592 --> 01:29:52.425
‫یا سه دقیقه.
‫شارلوت، میتونم؟

01:29:52.508 --> 01:29:54.467
‫بیا رد شو.
‫باشه،اوه!

01:29:54.550 --> 01:29:56.300
‫اوم، باید برای راننده م صبر کنم.

01:29:56.383 --> 01:29:58.217
‫اوه، صبرکن.
‫ببخشید.

01:30:00.008 --> 01:30:02.175
‫سلام.
‫سرویس باربری B2B؟

01:30:02.258 --> 01:30:03.467
‫اره.

01:30:03.550 --> 01:30:04.633
‫برای کالکشن ایو شوارتز؟

01:30:04.717 --> 01:30:06.008
‫اها.
‫اره؟

01:30:06.092 --> 01:30:08.425
‫خب، یه لحظه اینجا صبر کن. خب.

01:30:08.508 --> 01:30:12.217
‫نتونستیم از سرویس باربری معمولمون استفاده کنیم.

01:30:12.300 --> 01:30:13.800
‫دنیا بهم ریخته.

01:30:13.883 --> 01:30:15.133
‫باید این یارورو صد جور بررسیش کنم.

01:30:15.217 --> 01:30:16.633
‫فقط باید کارت شناساییش رو ببینیم.

01:30:16.717 --> 01:30:18.508
‫و عمران گفت که باید کارت شناسایی راننده رو چک کنیم.

01:30:20.883 --> 01:30:22.092
‫البته.

01:30:26.925 --> 01:30:28.633
‫میشه کارت شناساییتون رو ببینم؟

01:30:34.883 --> 01:30:36.467
‫ممنون.

01:30:36.550 --> 01:30:38.133
‫اوپس.

01:30:48.758 --> 01:30:49.967
‫اوه ، خدای من، شارلوت.

01:30:50.050 --> 01:30:52.300
‫من بهت نگفتم. به تو از بین همه آدما.

01:30:52.383 --> 01:30:53.467
‫چی؟

01:30:53.550 --> 01:30:54.800
‫فقط زلزله ترین،

01:30:54.883 --> 01:30:56.300
‫تاثیرگذارترین و شگفت انگیزترین خبره.

01:30:56.383 --> 01:30:58.133
‫یکی رو پیدا کردم. با یکی آشنا شدم.

01:30:58.217 --> 01:30:59.925
‫نه.
‫آره.

01:31:00.008 --> 01:31:01.425
‫اوه خدای من.فکر کردم میخوای تا ابد مجرد بمونی.

01:31:01.508 --> 01:31:03.133
‫منم!
‫اپلیکشن جفتیابی؟ بامبل(یک اپلیکیشن جفتیابی)؟

01:31:03.217 --> 01:31:05.467
‫چه شکلیه؟
‫اه، اون...

01:31:07.758 --> 01:31:09.175
‫یه شاعره.

01:31:09.258 --> 01:31:10.633
‫اوه؟
‫آره.

01:31:10.717 --> 01:31:12.217
‫آره واقعا مثل یه شاعر خفنه.

01:31:12.300 --> 01:31:13.592
‫اوه، خدای من، خیلی رومانتیکه.

01:31:13.675 --> 01:31:15.050
‫همم، میدونم.

01:31:15.133 --> 01:31:16.842
‫ولی ببین، یه قرار برای گاوصندوق برای ساعت 7 دارم.

01:31:16.925 --> 01:31:19.008
‫باید کارای این یارو رو انجام بدم.
‫اوم-هوم.

01:31:19.092 --> 01:31:21.842
‫لیندا...
‫اوه زندگی، زندگی.

01:31:21.925 --> 01:31:23.675
‫نه؟هیچ وقت آدم نمیدونه چی سر راهش میاد.

01:31:23.758 --> 01:31:25.383
‫ام-هوم.
‫باشه.

01:31:28.175 --> 01:31:29.592
‫اوضاع خوبه.

01:31:32.508 --> 01:31:34.175
‫مرسی، مارک.

01:31:34.258 --> 01:31:35.800
‫هر کاری از دستم بربیاد، لیندا.

01:31:37.925 --> 01:31:41.133
‫خب،من یه کارت عبور هرودز برات می زنم..

01:31:41.217 --> 01:31:43.300
‫که به همه قسمت ها بهت دسترسی بده.

01:31:43.383 --> 01:31:46.883
‫تاریخ تولد.
‫19 ام ژانویه 1809.

01:31:46.967 --> 01:31:50.383
‫ولی سال 1827 اولین شعرمو چاپ کردم.

01:31:51.383 --> 01:31:52.800
‫اوکی خیلی خب، خیلی خوبه.

01:31:52.883 --> 01:31:55.050
‫مسخره گرفتیش.
‫اصلا نترسیدی.

01:31:55.133 --> 01:31:57.258
‫19 ام ژانویه 1980.

01:31:57.342 --> 01:31:58.883
‫قد، 180 سانت.

01:31:58.967 --> 01:32:00.383
‫قامت..
‫نیمه ورزشکاری.

01:32:00.467 --> 01:32:02.675
‫و من در درونم دارم میمیرم از دلهره.

01:32:02.758 --> 01:32:05.550
‫متوجهی که جفتمون دیوونه شدیم.

01:32:05.633 --> 01:32:07.758
‫ما هنوز هیچکاری انجام ندادیم.

01:32:07.842 --> 01:32:11.383
‫ارتکاب به جرم، هیچی.

01:32:11.467 --> 01:32:12.967
‫پس، کی اون لحظه شروع میشه؟

01:32:13.050 --> 01:32:15.675
‫لحظه ای که قراره تصمیم بگیریم.

01:32:15.758 --> 01:32:17.800
‫تو اتاق کنترل دوربین های مدار بسته ،

01:32:17.883 --> 01:32:20.550
‫یه مرد ناشنواس که لبخونی میکنه.

01:32:20.633 --> 01:32:22.758
‫خفه شو. اینجارو ببین.

01:32:23.592 --> 01:32:25.383
‫چرا انقد واردی؟

01:32:33.508 --> 01:32:34.842
‫اوه لیندا.

01:32:34.925 --> 01:32:36.758
‫فقط میخوام اسم این آقارو بدونم...

01:32:36.842 --> 01:32:38.758
‫در صورت آتشسوزی،پس...

01:32:39.842 --> 01:32:41.842
‫اسمش؟
‫اوهوم.

01:32:41.925 --> 01:32:43.383
‫ادگار آلن پو.

01:32:46.592 --> 01:32:48.133
‫اه، ادگار.

01:32:48.842 --> 01:32:51.717
‫ادگار آلن پو.

01:32:51.800 --> 01:32:53.300
‫خوبه ممنون.

01:32:55.675 --> 01:32:57.425
‫این اولین بار تو صد سال اخیره که هارودز ...

01:32:57.508 --> 01:33:00.092
‫بسته شده.

01:33:00.175 --> 01:33:02.883
‫همه چیز باید بسته بندی بشه و داخل جعبه قرار داده بشه.

01:33:02.967 --> 01:33:05.967
‫مرواریدها، کیف ها، کارهای هنری عالی، جواهرات خاص.

01:33:06.050 --> 01:33:06.967
‫الماس ها.

01:33:07.050 --> 01:33:08.675
‫آره. الماس ها.

01:33:14.008 --> 01:33:15.633
‫یادته اون بازی ای که قبلنا میکردیم..

01:33:15.717 --> 01:33:17.383
‫وقتی تو آسانسور تنهاییم،

01:33:17.467 --> 01:33:18.967
‫از هم یه سوالایی می پرسیم،

01:33:19.050 --> 01:33:20.592
‫و فقط اجازه داریم بهم دقیقا راستشو بگیم؟

01:33:22.092 --> 01:33:23.467
‫بگو.

01:33:23.550 --> 01:33:25.883
‫بین منو تو چی خراب شد؟

01:33:28.092 --> 01:33:30.800
‫وقتی باهات آشنا شدم، هیجان میخواستم و تو مهیج بودی.

01:33:30.883 --> 01:33:35.467
‫و بعد، من دیگه هیجان نخواستم توام دیگه مهیج نبودی.

01:33:37.217 --> 01:33:38.925
‫پس باید درست میشد که.
‫اره ولی نشد.

01:33:39.008 --> 01:33:40.633
‫چرا نشد؟
‫نمی دونم.

01:33:40.717 --> 01:33:44.300
‫و این راستشه.

01:33:44.383 --> 01:33:46.758
‫<<درها باز می شوند.>>

01:33:47.967 --> 01:33:50.133
‫گشنته؟
‫آره.

01:34:12.425 --> 01:34:15.342
‫یه ساعت قبل از نوبتمون برای گاوصندوق وقت داریم،

01:34:15.425 --> 01:34:17.842
‫پس چی میخوای بخوری پسکتون؟

01:34:17.925 --> 01:34:19.633
‫به معنای واقعی همه چیز دارن.

01:34:22.925 --> 01:34:24.758
‫با بسته شدن مغازه، هارودز میخواد..

01:34:24.842 --> 01:34:26.675
‫همه این عذاهارو به یه بانک عذا بده.

01:34:31.717 --> 01:34:32.925
‫خوبه.

01:34:33.800 --> 01:34:35.383
‫کسی داره مارو نگاه میکنه؟

01:34:35.967 --> 01:34:36.883
‫شاید.

01:34:38.342 --> 01:34:39.633
‫یه کم بلندپروازی کن.

01:34:43.800 --> 01:34:45.425
‫بهترین خاویار بلوگا(بهترین نوع حاویار)؟

01:34:57.508 --> 01:34:58.967
‫پس این اون لحظه س؟

01:34:59.508 --> 01:35:01.133
‫نه.

01:35:01.217 --> 01:35:04.467
‫نه. باید قبل ازینکه تصمیم نهایی رو بگیریم یه چیزی رو مشخص کنیم.

01:35:04.550 --> 01:35:06.717
‫این ترافل پریگورد(نوعی قارچ گران قیمت) از ایتالیاس.

01:35:06.800 --> 01:35:09.092
‫735 پوند به فروش میره.

01:35:09.175 --> 01:35:10.717
‫فقط برای یه قارچ مسخره؟
‫خب.

01:35:10.800 --> 01:35:12.508
‫خب، این چیزیه که باید تو ذهنمون مشخص بکنیم.

01:35:12.592 --> 01:35:14.383
‫تفاوت بین قیمت چیزها ،

01:35:14.467 --> 01:35:16.050
‫و ارزش چیزها برای من و تو چیه؟

01:35:16.133 --> 01:35:17.425
‫پس، من یه پیکنیک ترتیب میدم.

01:35:17.508 --> 01:35:18.592
‫یه پیکنیک که در شرایط عادی ...

01:35:18.675 --> 01:35:20.842
‫حدود 5000 پوند برامون آب میخوره.

01:35:50.508 --> 01:35:51.842
‫<<در بسته می شود>>

01:35:51.925 --> 01:35:53.800
‫مادربزرگ عزیزم نژادپرست بود.

01:35:53.883 --> 01:35:55.217
‫واو.
‫آره.

01:35:55.300 --> 01:35:56.842
‫و من تازه تصمیم گرفتم اونو

01:35:56.925 --> 01:35:58.133
‫از آدمای هیِئت منصفه تو کله م...

01:35:58.217 --> 01:35:59.842
‫که کارایی که میکنمو قضاوت میکنن حذف کنم.

01:36:02.133 --> 01:36:03.508
‫پس دیگه کیا تو اون هیئت منصفه ن؟

01:36:04.883 --> 01:36:06.425
‫مادر مرحومم، خدا و تو.

01:36:07.217 --> 01:36:08.758
‫چه طوریه که من هنوز اونجام؟

01:36:08.842 --> 01:36:10.342
‫<<در باز می شود>>

01:36:10.425 --> 01:36:12.842
‫درها بازن، مجبور نیستم بهت راستشو بگم.

01:36:15.383 --> 01:36:17.717
‫قبلن برای وقت ناهارم میومدم اینجا.

01:36:23.717 --> 01:36:26.133
‫پس کدوم یکی ازون نقاشی هارو میخوای؟

01:36:26.217 --> 01:36:29.258
‫آه، نمیخوام صاحب یه نقاشی باشم.

01:36:30.383 --> 01:36:32.175
‫میخوای یکی نقاشی کنی؟

01:36:32.258 --> 01:36:34.967
‫فقط میخوام نقاشی کنم.

01:36:37.008 --> 01:36:38.800
‫پس، این لحظه ی موعوده.

01:36:38.883 --> 01:36:40.342
‫اوه، صبرکن.

01:36:40.425 --> 01:36:42.592
‫اون یارو ناشنوا داره نگاه میکنه؟
‫چی؟

01:36:42.675 --> 01:36:45.383
‫اوه، من اون یارورو از خودم درآوردم تا تو ساکت شی.

01:36:45.467 --> 01:36:46.842
‫اها.

01:36:46.925 --> 01:36:48.592
‫درباره ش فکر کن.

01:36:48.675 --> 01:36:52.883
‫سالی 100 هزار پوند برای ده سال.
‫سالی 50 هزار پوند برای 20 سال.

01:36:52.967 --> 01:36:54.758
‫یه میلیون پوند.
‫آره.

01:36:54.842 --> 01:36:56.050
‫تو میتونی نقاشی کنی.

01:36:56.133 --> 01:36:57.758
‫حتی لازم نیست چیزی بفروشی.

01:36:57.842 --> 01:37:01.342
‫<<در بسته می شود>>

01:37:01.425 --> 01:37:03.508
‫هیچ وقت دوچرخه سواری رو یاد نگرفتم .

01:37:03.592 --> 01:37:04.550
‫چی؟
‫آره.

01:37:04.633 --> 01:37:05.758
‫هیچ وقت؟
‫آره.

01:37:05.842 --> 01:37:07.342
‫مستقیم رفتم سراغ موتورسیکلت.

01:37:08.967 --> 01:37:11.675
‫قبل از کریسمس، یه رابطه جنسی با ماریا داشتم،

01:37:11.758 --> 01:37:13.342
‫و خیلی خوب بود.

01:37:13.425 --> 01:37:15.050
‫<<در باز می شود>>

01:37:18.675 --> 01:37:22.842
‫خب، پس مشخص کردیم که هردومون آزادی میخوایم.

01:37:22.925 --> 01:37:25.925
‫ماریا،واقعا؟
‫اوه پکستون.

01:37:26.008 --> 01:37:28.633
‫پکستون ما نزدیکه مهمترین تصمیم ..

01:37:28.717 --> 01:37:30.592
‫زندگیمونو بگیریم. میشه تمرکز کنی؟

01:37:31.842 --> 01:37:34.175
‫اوکی، تو فرایند تصمیم گیریمون،

01:37:34.258 --> 01:37:36.383
‫هنوز درباره اخلاقیات بحث نکردیم.

01:37:36.467 --> 01:37:38.300
‫اونو ببین. اون...

01:37:38.383 --> 01:37:41.425
‫کل شهر تو قرنطینه س.

01:37:41.508 --> 01:37:43.883
‫بیمارستانا نمیتونن باهاش کنار بیان.
‫یه میلیون پوند بهمون کمک میکنه.

01:37:43.967 --> 01:37:46.717
‫کار خوب هم میکنیم. به علاوه من فکرشو کردم.

01:37:46.800 --> 01:37:48.550
‫اگر پولا 50 پوندی باشه، همه ش تو یه چمدون جا میشه.

01:37:48.633 --> 01:37:50.258
‫میتونی بذاریش پشت در.
‫برش دار، مامانبزرگ.

01:37:50.342 --> 01:37:53.550
‫تو از شر مامانبزرگت راحت شدی.
‫آره خب، ممنون.

01:37:53.633 --> 01:37:56.633
‫پس خب، انجامش میدیم.

01:37:57.842 --> 01:37:58.842
‫لعنت بهش.

01:37:59.675 --> 01:38:01.217
‫همین الان تصمیم میگیریم.

01:38:02.675 --> 01:38:03.592
‫باشه.

01:38:06.717 --> 01:38:08.550
‫اگر قبلن بود میبوسیدمت.

01:38:10.842 --> 01:38:12.633
‫بذار ببینیم چی پیش میاد.

01:38:32.175 --> 01:38:34.592
‫باشه.
‫لعنتی.

01:38:34.675 --> 01:38:36.175
‫ماریا؟
‫خیلی خب وقتشه بریم.

01:38:36.258 --> 01:38:38.258
‫واقعا؟
‫باید بریم سمت گاوصندوق ها.

01:38:40.342 --> 01:38:42.467
‫پس قراره انجامش بدیم یا نه؟

01:38:58.008 --> 01:38:59.842
‫خوبی؟

01:38:59.925 --> 01:39:02.258
‫خدایا،نه.

01:39:02.342 --> 01:39:04.383
‫واقعا خدا بخشی از هیئت منصفه تو سرته؟

01:39:04.467 --> 01:39:05.675
‫اها.

01:39:05.758 --> 01:39:07.508
‫و محض اطلاعت، خدا با هرکاری که تصمیم بگریم بکنیم ...

01:39:07.592 --> 01:39:09.383
‫مشکلی نداره.

01:39:10.258 --> 01:39:11.675
‫دونستنش خوبه.

01:39:13.217 --> 01:39:15.050
‫سلام، پی جی، درسته؟
‫بله، خانم.

01:39:15.133 --> 01:39:16.550
‫راهنماییمون کن.

01:39:19.050 --> 01:39:21.675
‫چرا اسم ادگار آلن پو انقدر اشناس؟

01:39:35.633 --> 01:39:37.258
‫ممنون.
‫خواهش میکنم.

01:40:02.967 --> 01:40:04.550
‫قراره اون چیزو بفرستی نیویورک؟

01:40:36.633 --> 01:40:38.175
‫تم زیردریا بوده.
‫آره.

01:40:38.258 --> 01:40:40.550
‫ایده منه.
‫قشنگه.

01:40:40.633 --> 01:40:42.633
‫تو کاری که میکنی خیلی واردی. تو کاری که میکردی.

01:40:44.425 --> 01:40:45.967
‫خب فقط باید جواهرات و اکسسوری هارو ...

01:40:46.050 --> 01:40:47.383
‫بسته بندی کنیم.

01:40:47.467 --> 01:40:48.800
‫لباسا همه ش میره طبقات پایین،

01:40:48.883 --> 01:40:50.008
‫پس نباید زمان زیادی ببره.

01:40:50.092 --> 01:40:51.800
‫آره زمان زیادی نمیبره پس...

01:40:52.842 --> 01:40:54.217
‫درش بیارم؟

01:40:55.133 --> 01:40:57.175
‫آره. چرا که نه؟

01:41:05.342 --> 01:41:06.508
‫باشه.

01:41:26.383 --> 01:41:27.883
‫سریع انجامش بده، ماهی های توش پیرانان.( ماهی گوشت خوار)

01:41:27.967 --> 01:41:31.133
‫چی؟
‫قرار بوده نمادین باشه.

01:41:31.217 --> 01:41:32.633
‫نماد چی؟...
‫یادم نیست، خب.

01:41:32.717 --> 01:41:34.133
‫فقط زود انجامش بده.

01:41:34.217 --> 01:41:35.925
‫مشکلی برات پیش نمیاد.

01:41:52.092 --> 01:41:53.633
‫پس، این اون لحظه س .

01:41:55.258 --> 01:41:58.300
‫به نظر خیلی راحت میاد.

01:41:58.383 --> 01:42:00.383
‫هیچ وقت موضوع درباره اینکه میتونیم از پسش بربیایم یا نه نبوده پکستون.

01:42:00.467 --> 01:42:02.258
‫درباره اینه که...
‫باید انجامش بدیم؟

01:42:02.342 --> 01:42:04.050
‫و انجامش میدیم؟
‫درباره من و توعه.

01:42:04.133 --> 01:42:06.717
‫و نمیگم که الان قراره انجامش بدیم،

01:42:06.800 --> 01:42:10.842
‫ولی اگر بدیم، لازمه که یه قدم به سمت چپ برداری.

01:42:13.592 --> 01:42:15.800
‫پس قدمو بردارم؟

01:42:17.842 --> 01:42:19.300
‫قدمو بردار و بعدش تصمیم میگیریم.

01:42:23.883 --> 01:42:25.342
‫لیندا...

01:42:25.425 --> 01:42:26.383
‫اگرقراره تو لحظه تصمیم بگیریم ،

01:42:26.467 --> 01:42:28.342
‫من میگم انجامش بدیم.

01:42:28.425 --> 01:42:30.092
‫اگر قراره لحظه برامون تصمیم بگیره،

01:42:30.175 --> 01:42:34.175
‫اون وقت، به نظر من، لحظه داره بلند و واضح میگه که...

01:42:34.258 --> 01:42:35.633
‫"الماس بدلی رو بذار تو جعبه لعنتی..

01:42:35.717 --> 01:42:37.633
‫و اصلی رو بذار تو کیفت."

01:42:39.758 --> 01:42:44.300
‫آزادی، لیندا، لحظه قشنگیه.

01:43:16.800 --> 01:43:18.300
‫باشه.

01:43:19.300 --> 01:43:20.467
‫باشه.

01:43:22.800 --> 01:43:24.092
‫همه چی تحت کنترله.
‫تحت کنترله.

01:43:24.175 --> 01:43:26.258
‫تحت کنترله.
‫آره.

01:43:28.217 --> 01:43:31.383
‫فکر کنم باید از کیف دستی ها شروع کنیم،

01:43:31.467 --> 01:43:34.508
‫و اه باید کیسه های کاورشونو...

01:43:34.592 --> 01:43:35.800
‫لیندا!

01:43:35.883 --> 01:43:37.092
‫لیندا منم.
‫دونالد.

01:43:37.175 --> 01:43:40.258
‫باید فورا باهات صحبت کنم.

01:43:40.342 --> 01:43:43.092
‫اوم ببخشید میشه یه دقیقه

01:43:43.175 --> 01:43:44.842
‫یه قدمی چیزی بزنی؟

01:43:44.925 --> 01:43:47.342
‫یه چیز خیلی مهمی باید به همکارم بگم.

01:43:49.258 --> 01:43:51.425
‫اوهوم.

01:43:53.925 --> 01:43:55.217
‫اه..

01:43:55.717 --> 01:43:56.967
‫دونالد...

01:43:57.050 --> 01:43:59.717
‫خب فک کردم اخراجت کردم ،

01:43:59.800 --> 01:44:01.133
‫ولی اینجایی.

01:44:01.217 --> 01:44:03.633
‫لیندا، گوش کن. یکی یه تماس ناشناس گرفته...

01:44:03.717 --> 01:44:05.300
‫با سردفتر میراکور.

01:44:05.383 --> 01:44:07.633
‫گفتن که راننده ای که از B2B اومده..

01:44:07.717 --> 01:44:09.592
‫برای بردن کالکشن ایو شوارتز...

01:44:09.675 --> 01:44:11.092
‫داره از یه اسم تقلبی استفاده میکنه.

01:44:11.175 --> 01:44:13.175
‫و سو سابقه داره.

01:44:14.217 --> 01:44:16.258
‫مامان بزرگ سلام.

01:44:16.342 --> 01:44:18.592
‫به محض اینکه تونستم اومدم.
‫خداروشکر که حالت خوبه.

01:44:18.675 --> 01:44:20.592
‫- من خوبم.
‫- خب، پلیس داره میرسه.

01:44:20.675 --> 01:44:22.967
‫- پلیس داره میاد و...
‫- هر لحظه ممکنه برسن.

01:44:23.050 --> 01:44:25.300
‫هر آن ممکنه بریزن اینجا.
‫باشه، این...

01:44:25.383 --> 01:44:26.717
‫حالا زمان علیه ماست.

01:44:26.800 --> 01:44:28.925
‫آه، اگه اون بی گناهه
‫و همین کسی باشه که میگه،

01:44:29.008 --> 01:44:30.633
‫- اون وقت همه چی...
‫- همه چی درست میشه.

01:44:30.717 --> 01:44:33.217
‫و درست میشه، دونالد،
‫چون من میدونم چیکار کنم.

01:44:33.300 --> 01:44:34.467
‫منظورت چیه؟

01:44:34.550 --> 01:44:35.300
‫- چیکار قراره بکنی؟
‫- پکستون؟

01:44:35.383 --> 01:44:36.300
‫پکستون؟

01:44:38.633 --> 01:44:40.967
‫دونالد. پکستون.

01:44:41.050 --> 01:44:42.425
‫پکستون. دونالد.

01:44:42.508 --> 01:44:43.592
‫تو کی هستی؟

01:44:43.675 --> 01:44:45.300
‫من ادگار آلن پو هستم،
‫مشخصا.

01:44:45.383 --> 01:44:47.550
‫- اون همین الان پکستون صدات کرد.
‫- آره، دونالد، این پکستونه.

01:44:47.633 --> 01:44:50.300
‫و من یه زنم که
‫اسمم لیندا جارویسه.

01:44:50.383 --> 01:44:53.883
‫من یه زن معمولی ام که،
‫شصت ثانیه پیش،

01:44:53.967 --> 01:44:56.133
‫یه تصمیم غیر معمولی
‫گرفتم.

01:44:56.217 --> 01:44:57.592
‫لیندا،
‫می خوای بهش چی بگی؟

01:44:57.675 --> 01:44:59.008
‫اون چه ربطی به تو داره؟

01:44:59.092 --> 01:45:02.550
‫ربطی که به اون
‫داره اینه که...

01:45:02.633 --> 01:45:05.467
‫من با اون برای ده ساله که تو رابطه ام و
‫معشوقه امه ،

01:45:05.550 --> 01:45:07.383
‫و فکر می کنم
‫که هنوز عاشقشم.

01:45:07.467 --> 01:45:08.800
‫واقعا؟

01:45:08.883 --> 01:45:11.342
‫ولی از اون مهم تر،
‫اون همدستمه.

01:45:11.425 --> 01:45:13.967
‫میبینی، دونالد، همین الان...
‫فقط یک دقیقه ی پیش،

01:45:14.050 --> 01:45:15.675
‫من تصمیم گرفتم...ما تصمیم گرفتیم...

01:45:15.758 --> 01:45:18.008
‫تا الماس هریس به ارزش
‫سه ملیون پوند رو بدزدیم.

01:45:18.092 --> 01:45:20.008
‫ای لعنت.
‫ریزش اعترافات.

01:45:20.092 --> 01:45:21.258
‫نه، اشکالی نداره،
‫و من می دونم دونالد...

01:45:21.342 --> 01:45:22.467
‫و همین طور
‫ما انتخابی نداریم،

01:45:22.550 --> 01:45:23.883
‫چون دونالد به
‫پلیس زنگ زده...

01:45:23.967 --> 01:45:25.258
‫و اونا هر آن ممکنه برسن.

01:45:25.342 --> 01:45:27.008
‫- اوه، لعنت!
‫- همون طور که گفتم،

01:45:27.092 --> 01:45:28.758
‫قراره که درست بشه،
‫چون وقتی که پلیس رسید،

01:45:28.842 --> 01:45:30.508
‫ما قرار نیست اینجا باشیم،
‫ما قراره که رفته باشیم.

01:45:30.592 --> 01:45:32.092
‫- تو بری؟
‫- آره، ما بریم.

01:45:32.175 --> 01:45:33.675
‫و دونالد قراره
‫بهشون بگه...

01:45:33.758 --> 01:45:34.967
‫که با لیندا صحبت کرده...

01:45:35.050 --> 01:45:36.258
‫و اون بهش گفته که
‫همه چی قراره درست بشه،

01:45:36.342 --> 01:45:37.675
‫همه چیز
‫یه سوءتفاهم بوده.

01:45:37.758 --> 01:45:40.467
‫و بعد، اون قراره اینو بهشون
‫بده،

01:45:40.550 --> 01:45:42.217
‫کارت شناسایی تو.

01:45:42.300 --> 01:45:44.592
‫و بعد تو قراره که بگی
‫راننده رو از ...

01:45:44.675 --> 01:45:46.008
‫از ماموریت دیگه ای شناختی.

01:45:46.092 --> 01:45:47.383
‫و بعد، تو قراره براشون
‫یه داستان تعریف کنی.

01:45:47.467 --> 01:45:49.175
‫تو قراره براشون یه داستان
‫تعریف کنی که...

01:45:49.258 --> 01:45:51.508
‫که این راننده چطور تو اداره اش یه
‫دشمن داشت که ازش متنفر بود.

01:45:51.592 --> 01:45:53.133
‫- قراره بگم؟
‫- آره، می گی.

01:45:53.217 --> 01:45:55.550
‫و میدونی دونالد،
‫چرا قراره همه ی اینکارا رو بکنی؟

01:45:55.633 --> 01:45:58.758
‫- نه. چرا؟
‫- چون ما آدم های خوبی هستیم.

01:45:58.842 --> 01:46:01.092
‫پکستون، دونالد،
‫ما سه تامون آدم های خوبی هستیم.

01:46:01.175 --> 01:46:02.800
‫و اون حروم زاده هایی که
‫که بهم گفتن اخراجت کنم...

01:46:02.883 --> 01:46:04.342
‫و اون حروم زاده ای که
‫که الماس رو خرید،

01:46:04.425 --> 01:46:06.717
‫اونا حتی متوجه نخواهند شد
‫که اون رفته.

01:46:06.800 --> 01:46:09.383
‫- به ان اچ اس هم اشاره کن.
‫- آره. آره، اوه!

01:46:11.633 --> 01:46:13.383
‫دونالد، چی میگی؟

01:46:13.467 --> 01:46:15.383
‫بخاطر ما دروغ میگی، دونالد؟

01:46:17.967 --> 01:46:22.217
‫من فکر می کنم همه ی این هرج و مرج
‫بخاطر قرنطینه است.

01:46:22.300 --> 01:46:24.758
‫قرنطینه لعنتیه احمقانه ی دیوانه کننده...

01:46:24.842 --> 01:46:26.258
‫که همه ی ما رو آزاد کرده.

01:46:26.342 --> 01:46:27.800
‫دونالد، ما بهت پول میدیم.

01:46:27.883 --> 01:46:29.300
‫مرده شور پولو ببرن.
‫اینکارو برای پول نمیکنم،

01:46:29.383 --> 01:46:30.342
‫برای زیبایی میکنم.

01:46:30.425 --> 01:46:32.300
‫لیندا، تو فوق العاده ای.

01:46:32.383 --> 01:46:36.258
‫لیندا، و اونم معشوق خلافکار مرموزته،

01:46:36.342 --> 01:46:38.258
‫و تو داری تو صورت
‫سیستم یکپارچه همه چیز

01:46:38.342 --> 01:46:40.050
‫تف میکنی.

01:46:40.133 --> 01:46:41.675
‫در طول قرنطینه وقت داشتم که...

01:46:41.758 --> 01:46:45.342
‫فکر کنم و تو پارک نزدیک خونه مامانم قدم بزنم،

01:46:45.425 --> 01:46:48.175
‫اوه خدایا،جدا از کسایی که سگشونو اورده بودن بیرون و کسایی که میدویدن...

01:46:48.258 --> 01:46:51.633
‫که همه جا نفس میکشیدن،
‫وای خدایا، دنیای قشنگیه.

01:46:51.717 --> 01:46:53.800
‫حتی قبل از
‫ویروس لعنتی،

01:46:53.883 --> 01:46:56.258
‫همه مون توی روتین زندگی خودمون
‫گیر افتاده بودیم،

01:46:56.342 --> 01:46:57.967
‫مدل
‫خودمون...

01:46:58.050 --> 01:46:59.217
‫لیندا، ما باید گورمون رو
‫از اینجا گم کنیم.

01:46:59.300 --> 01:47:00.758
‫بذاریم دونالد لحظه ی خودش رو داشته باشه.

01:47:00.842 --> 01:47:01.925
‫...شروع به کار نکن!

01:47:02.008 --> 01:47:03.217
‫من فقط اومدم اینجا...

01:47:03.300 --> 01:47:04.592
‫بخاطر اینکه در موردت
‫نگران بودم، لیندا.

01:47:04.675 --> 01:47:06.217
‫من اهمیتی
‫به میراکور نمیدم،

01:47:06.300 --> 01:47:08.758
‫الماس لعنتیشون،
‫اهمیتی برام ندارن.

01:47:08.842 --> 01:47:11.717
‫من می خوام
‫همه چیز دزدیده بشه.

01:47:11.800 --> 01:47:14.717
‫من بخاطرت دروغ میگم، لیندا،

01:47:14.800 --> 01:47:20.467
‫بخاطر اینکه نوبت منه
‫که یه غلطی بکنم!

01:47:32.967 --> 01:47:34.550
‫دیوونگیه، همشون، اینطور نیست؟

01:47:34.633 --> 01:47:36.217
‫آره.

01:47:36.300 --> 01:47:38.092
‫کی فکرش رو می کرد یه ماه پیش
‫ما در حال انجام اینکار باشیم.

01:47:39.008 --> 01:47:40.133
‫من که نه.

01:47:42.258 --> 01:47:44.467
‫«ادگار آلن پو.»

01:47:44.550 --> 01:47:48.133
‫«ادگار آلن پو،
‫لطفا به عوامل امنیتی اطلاع بده.»

01:48:02.675 --> 01:48:04.342
‫«آقای ادگار آلن پو،

01:48:04.425 --> 01:48:07.133
‫لطفا سریع تر به عوامل امنیتی گزارش بدین.»

01:48:07.217 --> 01:48:08.800
‫فکر می کنم باید
‫عجله کنیم.

01:48:08.883 --> 01:48:11.467
‫عجله نکن. ما قصد نداریم
‫که بندر داکیرک رو ترک کنیم!

01:48:11.550 --> 01:48:12.758
‫همون جا وایستا. اگه راه بری،

01:48:12.842 --> 01:48:14.800
‫باید سمت راست کشتی
‫باشی.

01:48:17.175 --> 01:48:18.633
‫رهاش کن.
‫رهاش کن.

01:48:19.925 --> 01:48:21.508
‫لیندا؟

01:48:21.592 --> 01:48:24.133
‫« ادگار آلن پو.»

01:48:24.217 --> 01:48:27.217
‫«اقای آلن پو،
‫لطفا به امنیت اطلاع بدید.»

01:48:27.300 --> 01:48:30.008
‫اون مایکله با فلش هاش از زوم.

01:48:35.425 --> 01:48:38.050
‫«آقای ادگار آلن پو،

01:48:38.133 --> 01:48:41.092
‫لطفا هر چه سریع تر به امنیت اطلاع بدید.»

01:48:43.217 --> 01:48:45.342
‫اوه، لعنت.

01:48:45.425 --> 01:48:47.300
‫باید کارت عبور هارودزتو برگردونی.

01:48:47.383 --> 01:48:48.675
‫تو برو. خودت رو نجات بده.

01:48:48.758 --> 01:48:50.050
‫این منم که
‫سرنوشت داره سر به سرم میذاره.

01:48:50.133 --> 01:48:52.008
‫فقط به راه رفتن ادامه بده.

01:48:53.758 --> 01:48:55.050
‫ادگار آلن پو.

01:48:59.717 --> 01:49:01.342
‫این رو تو دفتر
‫جا گذاشتی.

01:49:02.883 --> 01:49:04.592
‫تو فرودگاه هیترو بهش نیاز داری.

01:49:08.550 --> 01:49:10.800
‫خیلی ممنونم.

01:49:10.883 --> 01:49:13.925
‫همه میگن، آه،
‫لیندا، زود برگرد،

01:49:14.008 --> 01:49:15.300
‫و همه دوست داریم.

01:50:21.550 --> 01:50:22.800
‫از اون شب،
‫ما تصمیم گرفتیم...

01:50:22.883 --> 01:50:24.467
‫که درسته الان جفتمون
‫پولداریم...

01:50:24.550 --> 01:50:26.675
‫و جفتمون دیگه شغل هایی
‫که ازش متنفر باشیم رو نداریم،

01:50:26.758 --> 01:50:28.008
‫کش اومدن قرنطینه...

01:50:28.092 --> 01:50:29.633
‫هنوز داره شدیدا
‫رابطمون رو تست می کنه.

01:50:29.717 --> 01:50:31.300
‫"خوشحال تا ابد"
‫نمی تونه باقی بمونه...

01:50:31.383 --> 01:50:33.258
‫وقتی کسی کیسه ی
‫آردت رو قایم کنه.

01:50:33.342 --> 01:50:34.925
‫اوکی، باشه دیگه. باشه.

01:50:35.967 --> 01:50:38.342
‫کیسه س آردت ایناهاش.
‫من فقط...

01:50:38.425 --> 01:50:40.550
‫ازت می خوام قول بدی که
‫دیگه قرار نیست نون بپزی.

01:50:40.633 --> 01:50:41.883
‫چرا نپزم؟

01:50:41.967 --> 01:50:43.842
‫بخاطر کثیفی و
‫بی فایدگی...

01:50:43.925 --> 01:50:46.508
‫و چون غیر قابل خوردن میشه،
‫و مثل تمام نون های خونگی دیگه،

01:50:46.592 --> 01:50:48.008
‫یه گلوله ی آرد
‫بدرد نخور میشه.

01:50:48.092 --> 01:50:49.883
‫پدرم عادت داشت درست کنه
‫و ما مجبور بودیم بخوریم،

01:50:49.967 --> 01:50:51.425
‫در غیر اینصورت اون توی
‫کارگاهش ناپدید می شد...

01:50:51.508 --> 01:50:53.758
‫و این اسباب بازی های چوبی
‫ناامید کننده رو می ساخت.

01:50:53.842 --> 01:50:55.675
‫- دیگه هیچ وقت.
‫- لیندا، تو عقلت رو از دست دادی.

01:50:55.758 --> 01:50:56.592
‫چی؟ من گم گردم...

01:50:56.675 --> 01:50:58.008
‫تو یه جوجه تیغی رو خاک کردی...

01:50:58.092 --> 01:51:00.217
‫و یه سخنرانی
‫بالای قبرش لعنتی اش کردی.

01:51:00.300 --> 01:51:02.425
‫و عمدا یه بطری رو
‫بالای سقف گذاشتی

01:51:02.508 --> 01:51:04.508
‫- بالای پله ها.
‫نه، تمام مدت اونجا بود.

01:51:04.592 --> 01:51:06.508
‫- من تقریبا گردن لعنتی ام رو شکوندم.
‫- اگه ازم می پرسیدی،

01:51:06.592 --> 01:51:07.758
‫من نربون رو
‫نگه می داشتم.

01:51:07.842 --> 01:51:08.842
‫اگر "تمام مدت " اون جا بوده،

01:51:08.925 --> 01:51:10.300
‫من متوجه اش میشدم.

01:51:10.383 --> 01:51:11.758
‫ولی تو نفهمیدی
‫که هیچ فایده ای توی ...

01:51:11.842 --> 01:51:13.133
‫بستن چمدون نیست...

01:51:13.217 --> 01:51:16.050
‫بخاطر اینکه در حقیقت
‫جایی نیست که بتونی بری.

01:51:16.133 --> 01:51:18.717
‫اونا دوباره قرنطینه رو دو هفته ی دیگه
‫تمدید کردن.

01:51:22.383 --> 01:51:23.800
‫اوه، کثافت.

01:51:25.842 --> 01:51:28.175
‫خب...

01:51:29.633 --> 01:51:31.050
‫همه ی اینا برای
‫یه کیسه ی آرد...

01:51:31.133 --> 01:51:33.550
‫و مطمئنا برای یه بطری
‫که قبلا وجود داشته.

01:51:33.633 --> 01:51:38.175
‫و بخاطر اینکه امروز تولدمه.

01:51:39.300 --> 01:51:40.592
‫اشکالی نداره.

01:51:40.675 --> 01:51:42.175
‫- می دونم.
‫- اشکالی نداره.

01:51:42.258 --> 01:51:44.217
‫- قرنطینه است.
‫نه، میدونستم.

01:51:44.300 --> 01:51:47.383
‫- هیچکس نمیدونه چه روزیه، بیخیال تاریخ.
‫- و من برات یه چیزی گرفتم.

01:51:47.467 --> 01:51:49.467
‫من یه چیزی برات گرفتم
‫که تو واقعا، واقعا می خوای.

01:51:56.967 --> 01:51:58.592
‫برو حال کن.

01:52:01.217 --> 01:52:04.967
‫- دو هفته ی دیگه؟
‫- دو هفته ی دیگه.

01:52:05.050 --> 01:52:07.758
‫خب، پس،
‫صبر طولانی سررفته من...

01:52:07.842 --> 01:52:10.133
‫شاید یه شعر دیگه نیاز داره.

01:52:10.842 --> 01:52:12.008
‫همم.

01:52:12.092 --> 01:52:14.925
‫«شمردن ضربان ها»
‫توسط رابرت گریوز.

01:52:16.258 --> 01:52:20.217
‫" تو، عشق، و من،
‫من و تو،

01:52:20.300 --> 01:52:22.092
‫و اگر بیشتر از
‫من و تو نباشه،

01:52:22.175 --> 01:52:25.008
‫چی به من وتو اهمیت میده؟

01:52:30.133 --> 01:52:36.383
‫"شمردن ضربان ها،
‫شمردن ضربان های کند قلب ،

01:52:36.467 --> 01:52:40.967
‫خونریزی تا مرگ
‫با ضربان های کند قلب ،

01:52:41.050 --> 01:52:43.633
‫درحالی که بیداریم دروغ می گیم.

01:52:43.717 --> 01:52:49.383
‫روز بی ابر، شب،
‫و یه روز بی ابر دیگه،

01:52:49.467 --> 01:52:54.133
‫تا اون زمان یه روزی یه ابر بزرگ بالای
‫سرشون ظاهر میشه."

01:52:54.217 --> 01:52:56.967
‫و اون روز،
‫قرنطینه به پایان می رسه!

01:52:59.883 --> 01:53:02.967
‫"فقط اینجا،
‫همون طور که اینجاییم، با هم دیگه،

01:53:03.050 --> 01:53:08.133
‫الان و اینجا،
‫من و تو همیشه."

01:53:08.216 --> 01:53:20.216
زرفيلم
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.ZarFilm.com ::.
