WEBVTT

00:05.530 --> 00:08.330
‫"کروزت، ویرجینیا"

00:08.400 --> 00:12.900
..:: ارائه شده توسط وب سايت زرفيلم ::..
.::  www.ZarFilm.CoM ::.

00:13.160 --> 00:15.010
‫اوبر ایتس

00:18.830 --> 00:20.700
‫سفارشتون رو آوردم

00:20.710 --> 00:22.000
‫داره

00:23.130 --> 00:24.830
‫وایسا!

00:24.840 --> 00:26.210
‫کارلوس!

00:26.210 --> 00:28.710
‫مارشال های آمریکا!

00:28.720 --> 00:30.230
‫گفتم وایسا!

00:31.890 --> 00:34.470
‫معاون مارشال، لیبی فارل،
‫به نیروی کمکی نیاز دارم،

00:34.470 --> 00:36.680
‫در تعقیب فراری، کارلوس دسینا

00:36.680 --> 00:39.350
‫از خیابون ریل رود در کروزت
‫به سمت شمال غربی میره

00:39.350 --> 00:41.140
‫فراری مسلح نیست، پیاده هست و

00:42.810 --> 00:46.100
‫کارلوس!

00:46.110 --> 00:47.980
‫وایسا!

00:49.070 --> 00:50.630
‫گفتم وایسا!

00:52.570 --> 00:55.530
‫جایی برای فرار نداری
‫نیروی کمکی توی راهه

00:55.530 --> 00:56.460
‫اگه همین الان باهام بیای،

00:56.470 --> 00:59.260
‫میتونیم وقتی رسیدن،
‫کلی دردسر رو کم کنیم

01:00.040 --> 01:01.490
‫نمیتونم

01:01.500 --> 01:03.160
‫آروم زانو بزن

01:03.170 --> 01:04.750
‫من بیگناهم

01:04.750 --> 01:06.830
‫شاید توی یه چیزی، ولی نه این یکی

01:06.840 --> 01:08.040
‫پسرم

01:08.050 --> 01:09.840
‫نمیتونم ولش کنم

01:09.840 --> 01:11.710
‫میفهمم

01:11.720 --> 01:13.210
‫واسه همین میتونم
‫یه پیشنهاد ویژه بهت بدم،

01:13.220 --> 01:14.700
‫فکر کنم خوشت بیاد

01:47.000 --> 01:54.000
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام زرفيلم ::..
.:: telegram: @zarfilmz ::.
.:: instagram: @ZarFilm_Com ::.

01:54.620 --> 01:57.320
‫[ خط آتش ]
‫قسمت اول

02:02.050 --> 02:06.750
‫ مایک هلینگزوورث
‫سرویس مخفی

02:12.080 --> 02:15.480
‫" یادآوری جشن بازنشستگی
‫ساعت 5 بعد از ظهر جمعه"

02:27.140 --> 02:30.140
‫کلر هلینگزوورث
‫مامور FBI

02:35.160 --> 02:38.360
‫راسل هلینگزوورث
‫وزارت دادگستری

02:45.480 --> 02:48.680
‫مایکا هلینگزوورث
‫سرویس مخفی

02:58.000 --> 03:00.500
‫جین هلینگزوورث
‫ مارشال‌ های ایالات متحده

03:04.330 --> 03:06.870
‫خانم مارشال، داریم فرود میایم

03:11.420 --> 03:12.630
‫محل امن شده؟

03:12.630 --> 03:14.590
‫کامل گشتیم و امنه، خانم

03:14.590 --> 03:16.500
‫دیروز هم همینو پوشیده بودی

03:16.510 --> 03:18.170
‫خونه دوست پسرم خوابیدم

03:18.180 --> 03:19.220
‫خبرنگاری هست؟

03:19.220 --> 03:20.930
‫فقط مسئله زمانه تا سر و کلشون پیدا شه

03:20.930 --> 03:22.640
‫FBI رو برای این پرونده لازم داریم

03:22.640 --> 03:24.930
‫دقیقا میدونم به کی زنگ بزنم

03:24.930 --> 03:26.720
‫خب، یه خبر بد دارم

03:26.730 --> 03:28.350
‫دیگه چیه؟

03:28.350 --> 03:30.730
‫فکر کردم دیشب موندی چون
‫امروز تا ساعت 10 لازم نبود بری سر کار

03:30.730 --> 03:33.060
‫منم همین فکر رو میکردم،
‫ولی مامانم منو کشونده

03:33.070 --> 03:37.150
‫توی یه پرونده مربوط
‫به مارشال آمریکا، 2 ساعت دورتر

03:37.150 --> 03:39.530
‫هیچی مثل پارتی بازی آدمو
‫مجبور نمیکنه خانوادگی دور هم جمع شن

03:39.530 --> 03:41.820
‫شاید بپرسه چرا هنوز منو ندیده

03:41.830 --> 03:43.700
‫اگه شانس بیاری، هیچ وقت نمیبینتت

03:43.700 --> 03:45.990
‫فکر نکنم این جمله اون جوری که
‫خودت فکر میکنی خوب دراومده باشه

03:46.000 --> 03:48.330
‫میدونی چقدر بدم میاد ناامیدت کنم

03:48.330 --> 03:50.000
‫میشه به جاش شام با هم باشیم؟

03:50.000 --> 03:51.290
‫اگه لازم باشه یواشکی در میرم

03:51.290 --> 03:52.730
‫باشه

04:02.150 --> 04:04.150
‫"هی همسایه، گرسنته؟"

04:07.060 --> 04:08.720
‫صبح بخیر، جوئل

04:08.730 --> 04:10.850
‫فکر کردم بالاخره قراره کلر مرموز رو ببینم

04:10.850 --> 04:12.480
‫نه همین الان از دستش دادی

04:12.480 --> 04:13.730
‫ولی خوب نیست بدونی

04:13.730 --> 04:15.560
‫فقط تو نیستی که ازت فرار میکنه؟

04:15.570 --> 04:16.900
‫واقعیه دیگه، نه؟

04:16.900 --> 04:19.030
‫این که یه جور ماجرای
‫ChatGPT نیست؟

04:20.030 --> 04:23.260
‫صبر کن، میخواستی ازش بخوای
‫بیاد باهات زندگی کنه؟

04:24.280 --> 04:27.330
‫خب، ناهار که هنوز هست

04:27.330 --> 04:30.030
‫ "ستاد مرکزی سرویس مخفی"

04:27.330 --> 04:28.740
‫اومد

04:28.750 --> 04:30.660
‫-تبریک، مایک
‫- مرسی

04:30.670 --> 04:31.750
‫-هفته آخرت رسیده
‫- آره

04:31.750 --> 04:33.080
‫باشه، خب

04:33.080 --> 04:34.500
‫آخر یه دورانه

04:34.500 --> 04:35.880
‫-واسه مهمونی لحظه شماری میکنم
‫- روز بزرگیه

04:35.880 --> 04:38.250
‫-طعمه هاتونو آماده کنین!
‫- باشه، باشه

04:38.260 --> 04:39.420
‫یه کم زیادی نیست به نظرت؟

04:39.420 --> 04:41.880
‫-مایک
‫- بهشون گفتم این کارو نکنن

04:41.890 --> 04:44.300
‫چرا وقتی یکی بازنشسته میشه
‫بهش تبریک میگن؟

04:44.300 --> 04:45.680
‫که فارغ التحصیل نشدم

04:45.680 --> 04:47.430
‫طبق قرارداد دارن اخراجم میکنن

04:47.430 --> 04:48.850
‫باید خوشحال باشی

04:48.850 --> 04:50.140
‫تا خط پایان اومدی

04:50.140 --> 04:51.930
‫خب، شاید هنوز نه

04:51.940 --> 04:54.100
‫-حرفمو بشنو
‫- یه نظریه جدید کافی نیست

04:54.110 --> 04:56.270
‫اون یارویی که زدیمش، کار اون نبود

04:56.270 --> 04:57.940
‫قاتل واقعی هنوز آزاده

04:57.940 --> 04:59.440
‫همونی که تیرش خطا رفت

04:59.440 --> 05:01.730
‫به رئیس جمهوری که دیگه حتی سر کار نیست

05:01.740 --> 05:03.530
‫فقط 30 روز دیگه، همین

05:03.530 --> 05:05.150
‫یه بار دیگه بررسی میکنم

05:05.160 --> 05:06.740
‫ولی اون جمله چی بود؟

05:06.740 --> 05:07.910
‫اینکه یه سوال رو هی تکرار کنی

05:07.910 --> 05:10.620
‫و انتظار جواب متفاوت داشته باشی، تعریفِ

05:10.620 --> 05:12.290
‫حل کردن یه جرمه

05:12.290 --> 05:14.210
‫قبل از جلسه توجیهی برو شارون رو ببین

05:14.210 --> 05:16.830
‫یه چیزی درباره پسرت داره
‫که فقط باید خودت ببینی

05:16.840 --> 05:18.500
‫باشه

05:22.590 --> 05:24.470
‫وقتی شنیدم درخواست دادی، شوکه شدم

05:24.470 --> 05:26.270
‫"وزارت دادگستری"

05:24.470 --> 05:26.470
‫یه هالینگزورث پشت میز

05:26.470 --> 05:28.300
‫در حالی که کل خانوادت توی میدونن

05:28.310 --> 05:29.640
‫مربی شغلیم توی تفنگداران دریایی

05:29.640 --> 05:31.140
‫گفت بخش امنیت ملی

05:31.140 --> 05:33.270
‫دقیقا مناسب مهارت های منه،
‫همون کاری که شما اینجا میکنین

05:33.270 --> 05:36.190
‫2 تا مامور سرویس مخفی،
‫یه مارشال آمریکا، یه مامور فدرال

05:37.820 --> 05:39.980
‫مکالمه های سر میز شامتون
‫باید خیلی جالب باشه

05:39.990 --> 05:41.770
‫باید با هم شام بخوریم تا بفهمیم

05:41.780 --> 05:42.980
‫که منو میرسونه به این

05:42.990 --> 05:45.070
‫چون اینجا وزارت دادگستریه،

05:45.070 --> 05:47.450
‫نمیتونی چیزی که
‫اینجا میبینی رو به کسی بگی،

05:47.450 --> 05:50.470
‫مثلا حتی به پدرت

05:51.200 --> 05:54.000
‫میخوام مطمئن بشم
‫اینجا شغل طولانی مدتی داری، پسر

05:54.000 --> 05:55.370
‫بخش خدمات کارکنان بهم گفت

05:55.380 --> 05:57.500
‫مجوز امنیتیم هنوز در حال بررسیه

05:57.500 --> 05:59.000
‫فرض میکنم یه اشتباه اداریه

05:59.000 --> 06:01.380
‫وقتی مستقر شدی وضعیتت به روز میشه،

06:01.380 --> 06:03.210
‫بعد از اینکه یه کم شناختیمت

06:03.220 --> 06:05.130
‫- قربان، اگه اجازه بدین
‫- هوم؟

06:05.140 --> 06:08.760
‫این شغل مال منه یا توی دوره آزمایشی ام؟

06:08.760 --> 06:10.180
‫بله

06:16.690 --> 06:18.350
‫به وزارت دادگستری خوش اومدی

06:19.650 --> 06:20.810
‫اگه از مک لین راه افتاده بودی،

06:20.820 --> 06:22.400
‫24 دقیقه پیش اینجا بودی

06:22.400 --> 06:23.690
‫خونه لوگان بودم

06:23.700 --> 06:26.150
‫باید بدونم لوگان کیه؟
‫اوه، صبر کن

06:26.160 --> 06:28.030
‫همون یاروئه که 6 ماهه
‫باهاش قرار میذاری

06:28.030 --> 06:29.860
‫ولی تازه 2 هفته پیش گفتی اصلا وجود داره؟

06:29.870 --> 06:32.450
‫میدونستم منو کشوندی اینجا
‫که بگی چطوری ناامیدت کردم

06:32.450 --> 06:33.620
‫این پرونده باید خیلی سرراست باشه

06:33.620 --> 06:34.870
‫فقط مهر تایید اداره رو میخواد

06:34.870 --> 06:36.540
‫که همون چیزیه که به نظر میاد

06:36.540 --> 06:37.580
‫برایان دلینی

06:37.580 --> 06:38.870
‫گوشیم کار نمیکنه

06:38.880 --> 06:41.500
‫آره، یه هات اسپات برات داریم

06:41.500 --> 06:43.130
‫مارشال آمریکا، لیبی فارل

06:43.130 --> 06:45.760
‫یه فراری از مونتری مکزیک رو
‫تعقیب میکرده

06:45.760 --> 06:48.340
‫از وقتی 3 ماه پیش بعد از جلسه استرداد

06:48.350 --> 06:49.930
‫وثیقه رو ول کرد و فرار کرد

06:49.930 --> 06:52.550
‫اون فراری، کارلوس دسینا رو پیدا کرد،

06:52.560 --> 06:54.560
‫دیشب، ساعت ۲۳:۴۶

06:54.560 --> 06:57.560
‫زمانش رو میدونیم چون
‫درخواست نیروی کمکی داده

06:57.560 --> 06:59.310
‫منتظر فایل های ضبط شده ایم

06:59.310 --> 07:00.980
‫پس دسینا فرار میکنه

07:00.980 --> 07:03.190
‫فارل دنبالش میره میرسن اینجا

07:03.190 --> 07:05.110
‫دسینا اسلحه اش رو میکشه

07:05.110 --> 07:06.480
‫فارل شلیک میکنه

07:06.490 --> 07:09.240
‫دسینا در حالی که داره
‫از خونریزی میمیره، جواب میده

07:09.240 --> 07:10.660
‫نیروی کمکی ساعت 1 بامداد پیداش کرده

07:10.660 --> 07:11.740
‫یک ساعت طول کشیده پلیس برسه اینجا؟

07:11.740 --> 07:13.240
‫اون به پلیس زنگ نزده

07:13.240 --> 07:14.910
‫به دفتر محلی مارشال ها زنگ زده

07:14.910 --> 07:16.160
‫چرا اینجا؟

07:16.160 --> 07:17.450
‫درختا پوشش خوبی میدن

07:17.460 --> 07:19.040
‫منظورم اینه که اینجا نقطه کور آنتنه

07:19.040 --> 07:20.790
‫میدونی چقدر از این جاها کم مونده؟

07:20.790 --> 07:23.040
‫نه، ولی فکر کنم یه فراری
‫که قایم شده بدونه

07:23.050 --> 07:23.940
‫جلوی خونه اش فایو جی هست،

07:23.950 --> 07:26.300
‫ولی همین جا روی این صخره هیچ آنتنی نیست

07:26.300 --> 07:28.030
‫میخوای ورایزن رو احضار کنیم؟

07:29.930 --> 07:32.970
‫گلوله به عضله سینه بزرگ لیبی،
‫بخش جناغی خورده

07:32.970 --> 07:34.640
‫فقط یه میلی متر
‫با جلیقه کولار فاصله داشته

07:34.640 --> 07:36.060
‫مستقیم از ریه چپش رد شده

07:36.060 --> 07:37.260
‫این دیگه بیشتر از یه تیر شانسیه

07:37.270 --> 07:38.930
‫این در حد تک تیرانداز نظامیه

07:38.940 --> 07:40.690
‫حالا اینم اضافه کن که
‫خودت هم تازه تیر خوردی،

07:40.690 --> 07:42.600
‫دیگه میشه شعبده بازی

07:42.610 --> 07:44.270
‫میتونی نشونم بدی از کجا وارد جنگل شدن؟

07:44.280 --> 07:46.650
‫میخوام زمانش رو دربیارم

07:46.650 --> 07:48.820
‫واسه همینه با خانواده کار نمیکنم

07:48.820 --> 07:51.400
‫عادت دارن چیزای کوچیک رو گنده کنن

07:51.410 --> 07:54.700
‫خانواده من میدونن چیزی
‫به اسم مسئله کوچیک وجود نداره

08:02.290 --> 08:04.150
‫استالیون، سکویا و اسپلینتر توی کمپ دیویدن

08:04.150 --> 08:06.380
‫و دختر رئیس جمهور، مایکا؟

08:06.380 --> 08:08.090
‫اسپارو برگشته دی سی

08:08.090 --> 08:10.510
‫تا برای سال آخرش
‫در هاوارد خونه بیرون دانشگاه ببینه

08:10.510 --> 08:12.050
‫الن؟

08:12.050 --> 08:13.630
‫بررسی پیشینه مشاور املاک پاک دراومد

08:13.640 --> 08:14.890
‫امروز 8 تا بازدید دارن

08:14.890 --> 08:16.300
‫همه چی اوکیه، فقط بررسی محل مونده

08:16.310 --> 08:18.720
‫ساعت ۱۷ دوباره جمع میشیم

08:18.730 --> 08:20.910
‫جونیور، یه لحظه

08:25.650 --> 08:27.690
‫دوباره گرفتن که توی مجموعه خوابیدی

08:27.690 --> 08:29.860
‫اینجا مهمونی نیست که
‫یواشکی رفته باشی تو این کاره

08:29.860 --> 08:31.280
‫و اگه میخوای نگهش داری،

08:31.280 --> 08:33.320
‫باید همیشه حرفه ای رفتار کنی

08:33.320 --> 08:34.950
‫من توی عمرم یواشکی وارد هیچ مهمونی ای نشدم

08:34.950 --> 08:36.740
‫پس این تو و اسپارو نیستین

08:36.750 --> 08:39.080
‫که هفته پیش روی قایق کنار زلاتنی رات بودین؟

08:39.080 --> 08:40.870
‫کارمه

08:40.870 --> 08:42.790
‫هر جا اون میره، منم برم

08:42.790 --> 08:44.170
‫با شلوارک شنا؟

08:44.170 --> 08:46.250
‫خودش ازم خواست برم، باشه؟
‫اون رئیس منه

08:46.250 --> 08:48.090
‫- من رئیس توام
‫- صبر کن، یعنی اون نمیتونه اخراجم کنه؟

08:48.090 --> 08:49.960
‫چرا، میتونه اخرا
‫بحث این نیست

08:49.970 --> 08:52.380
‫شاید توی کارت خوب باشی،
‫ولی نمیتونیم صمیمی بشیم

08:52.390 --> 08:55.550
‫اگه مردم فکر کنن زیادی بهش نزدیک شدی،

08:55.560 --> 08:57.220
‫نه فقط شغلت رو به خطر میندازی،

08:57.220 --> 08:59.600
‫بلکه اخلاق کل سازمان رو هم زیر سوال میبری

08:59.600 --> 09:01.520
‫- میفهمی چی میگم؟
‫- هوم، آره

09:01.520 --> 09:06.650
‫چیزی که من میفهمم اینه که این
‫ آخرین هفته ایه که زیر دست تو کار میکنم

09:06.650 --> 09:08.730
‫و میخوام حسابی جشنش بگیرم،

09:08.740 --> 09:11.210
‫شاید با اسپارو و دوستاش

09:13.950 --> 09:16.070
‫باشه، الان وضعیت اینه

09:16.080 --> 09:18.740
‫کارلوس دسینا غیرقانونی وارد آمریکا شد

09:18.750 --> 09:20.330
‫همراه رئیسش، میگل ساندووال

09:20.330 --> 09:22.790
‫ساندووال رئیس کارتل لاس کروسسه

09:22.790 --> 09:25.460
‫ساندووال غیبش زد دسینا دستگیر شد

09:25.460 --> 09:28.500
‫و بعد از اینکه با وثیقه فرار کرد،
‫مامور فارل منصوب شد

09:28.510 --> 09:29.590
‫به تیم ویژه فراری ها

09:29.590 --> 09:32.210
‫اوه، درخواست

09:32.220 --> 09:33.760
‫لیبی خودش درخواست کرد
‫بره تیم ویژه فراری ها

09:33.760 --> 09:35.260
‫چه فرقی میکنه؟

09:35.260 --> 09:36.760
‫شاید هیچ، ولی با توجه به شرایط،

09:36.760 --> 09:37.930
‫باید بررسیش کنیم

09:37.930 --> 09:39.550
‫یه فراری گیر افتاده بوده

09:39.560 --> 09:41.640
‫که مقابله کرده، همین و بس

09:41.640 --> 09:43.810
‫دسینا حسابدار کارتل بود

09:43.810 --> 09:44.850
‫طبق همه گزارش ها، توی عمرش

09:44.880 --> 09:46.270
‫حتی یه بار هم اسلحه
‫شلیک نکرده بود

09:46.270 --> 09:49.360
‫فکر میکنی
‫حسابدار مرگبارترین کارتل دنیا

09:49.360 --> 09:51.820
‫بلد نیست با اسلحه شلیک کنه؟

09:51.820 --> 09:53.780
‫پرستار بچه های ساندووال هم مسلحن

09:53.780 --> 09:55.280
‫اگه مسلح بود چرا فرار کرد؟

09:55.280 --> 09:57.280
‫چرا همون لحظه ای که در زد،
‫بهش شلیک نکرد؟

09:57.280 --> 09:59.780
‫اگه توی اون بن بست شلیک میکرد،
‫یکی به پلیس زنگ میزد

09:59.790 --> 10:01.080
‫- ولی اینجا
‫- خوبه که بحث پلیس رو پیش کشیدی

10:01.080 --> 10:02.740
‫پروتکل توی محل دورافتاده

10:02.750 --> 10:04.450
‫اینه که برای کمک فوری به ۹۱۱ زنگ بزنی

10:04.460 --> 10:06.000
‫لیبی نیروی کمکی ای رو خبر کرد که میدونست

10:06.000 --> 10:07.830
‫بیشتر از 1 ساعت طول میکشه برسه

10:07.840 --> 10:11.370
‫لیبی مربی من بود و یکی از
‫بهترین مامورایی بود که داشتیم

10:11.370 --> 10:14.760
‫و تا این پرونده بسته نشه
‫نمیتونیم جسدش رو تحویل بدیم

10:14.760 --> 10:16.970
‫گزارش اولیه پزشکی قانونی

10:16.970 --> 10:20.510
‫خب، بیاین یه بار برای همیشه
‫ تکلیفش رو روشن کنیم

10:30.280 --> 10:32.690
‫اسپارو رسید
‫داریم میریم سمتش

10:32.690 --> 10:34.110
‫همه چیزایی که خواسته بودین

10:34.110 --> 10:36.070
‫طبقه بالا، سقف بلند، نور خوب

10:36.070 --> 10:37.950
‫محله هم که بهتر از این نمیشه

10:37.950 --> 10:40.700
‫دوست دارم یه بار فقط خودم اینجا باشم
‫و حال و هواشو حس کنم

10:40.700 --> 10:43.050
‫امیدوارم یه روز بشه

10:44.290 --> 10:46.160
‫خودتو به سرایدار معرفی کن

10:46.170 --> 10:47.620
‫اسم همسایه هایی که
‫نتونستیم پیدا کنیم رو بگیر

10:47.630 --> 10:48.960
‫سوابقشون رو چک کن

10:48.960 --> 10:49.960
‫هنوز حتی نمیدونی خوشش اومده یا نه

10:49.960 --> 10:51.770
‫خوشش اومده

10:53.170 --> 10:56.590
‫من بیرون در میمونم، خانم

10:56.590 --> 10:59.430
‫- ریچل
‫- هوم

10:59.430 --> 11:01.800
‫گزارش اولیه میگه زخم ورود و خروج گلوله

11:01.810 --> 11:03.850
‫با کالیبر اسلحه ها جور درمیاد

11:08.610 --> 11:11.650
‫داری چی کار میکنی؟

11:11.650 --> 11:14.270
‫با من بیا

11:14.280 --> 11:16.820
‫- شاید یه سالاد خوب؟
‫- راس! هی!

11:16.820 --> 11:19.320
‫بابات میخواست روز اول کارت
‫برای ناهار غافلگیرت کنه

11:19.320 --> 11:20.350
‫ممنون، جینی

11:20.360 --> 11:22.820
‫دقیقا همون قیافه ای رو کرد که میخواستم

11:22.830 --> 11:24.580
‫اوه، آقای بولینگ، یه لحظه وقت دارین؟

11:24.580 --> 11:26.700
‫امضاتون رو لازم دارم، لطفا

11:26.710 --> 11:28.430
‫اوه، الان برمیگردم

11:30.420 --> 11:31.830
‫- اینجا نه
‫- بیرون؟

11:31.840 --> 11:33.250
‫- آره
‫- همین الان

11:34.260 --> 11:35.920
‫وقتی مشخص شد
‫کدوم اتاق خواب رو میخواین،

11:35.920 --> 11:38.900
‫خبرمون کنین تا زاویه دیدها رو
‫بررسی کنیم، خانم

11:41.300 --> 11:43.260
‫چرا با هم بررسیشون نکنیم؟

11:50.100 --> 11:51.980
‫- باشه
‫- تکون نخور

11:57.650 --> 12:00.440
‫مارشال، بدون اینکه تکون بخوری،
‫پشت سرت سمت راست رو نگاه کن

12:00.450 --> 12:01.420
‫بعد دوباره برگرد جلو

12:03.490 --> 12:05.870
‫زخم ورود و خروج گلوله لیبی صاف نیست

12:05.870 --> 12:08.240
‫وقتی تیر خورده به کارلوس نگاه نمیکرده

12:08.250 --> 12:09.970
‫داشته می چرخیده

12:12.040 --> 12:13.750
‫داشته دنبال یه چیزی روی خط الراس میگشته

12:13.750 --> 12:15.670
‫آره دسینا با اسلحه

12:15.670 --> 12:17.960
‫کلی ایده میشنوم،
‫ولی هنوز یه روایت منسجم نه،

12:17.970 --> 12:19.420
‫مامور هالینگزورث

12:19.430 --> 12:21.300
‫فکر میکنم یه نفر سوم
‫به هر دوتاشون شلیک کرده

12:21.300 --> 12:22.430
‫بیخیال

12:22.440 --> 12:25.680
‫اول از روی شونه لیبی،
‫بعد از روی شونه کارلوس

12:25.680 --> 12:29.270
‫تیرانداز از پشت لیبی حرکت کرده
‫و رفته سمت جای کارلوس

12:29.270 --> 12:30.930
‫نظریه من اینه که فقط یکی شون هدف اصلی بوده

12:30.940 --> 12:32.730
‫اون یکی اتفاقی گیر افتاده

12:32.730 --> 12:35.190
‫اگه یکی میخواسته دسینا بمیره،
‫میدونسته کجا پیداش کنه

12:35.190 --> 12:38.440
‫ولی شرط من اینه که
‫یکی میخواسته لیبی بمیره

12:38.440 --> 12:39.820
‫ولی چرا؟

12:39.820 --> 12:41.170
‫فایل ضبط شده رسید

12:42.200 --> 12:43.460
‫معاون مارشال، لیبی فارل،

12:43.470 --> 12:47.120
‫در تعقیب فراری، کارلوس دسینا،
‫به نیروی کمکی نیاز داره،

12:47.120 --> 12:49.790
‫از خیابون ریل رود در کروزت
‫به سمت شمال غربی میره

12:49.790 --> 12:51.450
‫فراری مسلح نیست

12:51.460 --> 12:55.080
‫الان گفت مسلح نیست؟

12:55.090 --> 12:56.830
‫فراری مسلح نیست، پیاده هست

12:56.840 --> 12:58.420
‫- باشه
‫- دوازده ساعت وقت داری

12:58.420 --> 13:00.840
‫12 ساعت تا نظریه نفر سومت رو ثابت کنی

13:00.840 --> 13:02.210
‫و یه تحقیق رسمی باز کنی

13:02.220 --> 13:04.130
‫انجامش میدم

13:06.310 --> 13:08.720
‫واقعا؟

13:17.900 --> 13:19.650
‫خدای من

13:27.270 --> 13:28.870
‫احتمالا باید بریم پایین

13:28.870 --> 13:30.410
‫قبل از اینکه شک کنن
‫چرا این قدر طول کشیده

13:30.410 --> 13:32.160
‫هیچ کس نگران من نمیشه، فقط تو

13:32.170 --> 13:34.160
‫این درست نیست

13:34.170 --> 13:36.790
‫ولی احتمالا باید محتاط تر باشیم

13:36.790 --> 13:38.210
‫روی قایق و هواپیمای شخصی

13:38.210 --> 13:39.710
‫که هیچ کس نمیتونه ببینتمون یه چیزه

13:39.710 --> 13:41.750
‫ولی اینجا خونه

13:41.760 --> 13:44.880
‫- داری باهام به هم میزنی؟
‫- میدونی چقدر برام مهمی

13:44.890 --> 13:46.550
‫فقط دارم میگم خطرناکه

13:46.550 --> 13:48.010
‫هوم

13:48.010 --> 13:51.760
‫خب، چه خوب که هر دومون
‫ از خطر خوشمون میاد

13:58.590 --> 14:00.230
‫تو اینجا چی کار میکنی؟

14:00.230 --> 14:01.610
‫نمیتونم روز اول مهم پسرم ببرمش ناهار

14:01.610 --> 14:03.150
‫توی وزارت دادگستری؟

14:03.150 --> 14:05.110
‫اگه فقط همینه

14:06.570 --> 14:08.280
‫راسل

14:08.280 --> 14:09.700
‫اوه

14:09.700 --> 14:12.330
‫هی، یادت میاد

14:12.330 --> 14:14.290
‫چند سال پیش به رئیس جمهور سابق
‫ بارنز تیراندازی شد؟

14:14.290 --> 14:16.290
‫خب، دارم یه نظریه جدید رو بررسی میکنم

14:16.290 --> 14:18.080
‫ولی قبل از اینکه به سازمان ارائه اش کنم،

14:18.090 --> 14:19.920
‫فقط یه لطف خیلی کوچیک ازت میخوام

14:19.920 --> 14:22.440
‫مشخصا بهم گفتن درباره این چیزا
‫با تو حرف نزنم

14:22.450 --> 14:25.260
‫اگه این نشون نمیده یه چیزی پیدا کردم،
‫دیگه چی نشون میده؟

14:25.260 --> 14:27.220
‫فقط پرونده های پزشکی قانونی

14:27.220 --> 14:29.090
‫اون تیراندازی که میگن کارش بوده
‫و کشتیمش رو میخوام

14:29.100 --> 14:30.800
‫همین

14:30.810 --> 14:34.350
‫نظرت چیه بریم همون رستوران تایلندی
‫که این قدر دوست داری؟

14:34.350 --> 14:35.180
‫هی

14:35.190 --> 14:36.270
‫خب برای شام دیر میرسم

14:36.270 --> 14:38.440
‫- چقدر دیر؟
‫- فردا

14:38.440 --> 14:39.340
‫بفرما

14:39.340 --> 14:41.110
‫پس لوئیس لین این جوری حس میکنه

14:41.110 --> 14:43.020
‫دوستت دارم، لوئیس

14:43.030 --> 14:44.110
‫مرسی

14:44.110 --> 14:47.030
‫منم دوستت دارم

14:47.030 --> 14:49.360
‫درت بازه

14:49.370 --> 14:51.910
‫فکر کردم کلر میاد

14:51.910 --> 14:53.370
‫بار دوم هم خراب کرد

14:53.370 --> 14:56.270
‫صبحونه ام رو دوست داری؟
‫صبر کن شامم رو امتحان کنی

14:59.750 --> 15:02.290
‫میتونم با پارتنری که ساعت کاریش
‫قابل پیش بینی نیست کنار بیام،

15:02.300 --> 15:03.920
‫مخصوصا کسی که کار اون رو میکنه

15:03.920 --> 15:06.380
‫ولی اینو بذار کنار این که

15:06.380 --> 15:10.510
‫بخش هایی از زندگی شخصیش،
‫خانواده اش رو ازم پنهان میکنه

15:10.510 --> 15:12.550
‫برای بعضیا خانوادشون
‫بخشی از زندگیشون نیست،

15:12.560 --> 15:13.450
‫مثل من

15:13.460 --> 15:15.430
‫عکس لباساش رو
‫برای داداشش میفرسته که نظر بده

15:15.440 --> 15:17.180
‫حتی نمیتونه ماشین اجاره کنه
‫بدون اینکه باباش

15:17.190 --> 15:18.350
‫ده بار قرارداد رو زیر و رو کنه

15:18.350 --> 15:22.940
‫برای کادو کردن هدیه مامانش
‫خودش رو عذاب میده

15:22.940 --> 15:25.570
‫شاید داره سعی میکنه
‫از یه چیزی محافظتت کنه، میدونی؟

15:25.570 --> 15:27.440
‫یه خانواده پر از پلیسای گردن کلفت

15:27.450 --> 15:29.150
‫همه رازاتو درمیارن

15:29.160 --> 15:30.950
‫قبل از اینکه پیش غذا برسه سر میز

15:30.950 --> 15:32.680
‫من هیچ راز کثیفی ندارم

15:33.410 --> 15:36.160
‫ای کاش داشتم،
‫اون وقت قضیه بیشتر معنی میداد

15:36.160 --> 15:37.410
‫گرسنه ای؟

15:37.420 --> 15:39.710
‫- اوه، خیلی
‫- بشین

15:46.720 --> 15:49.470
‫زنگ زدی به جای پیام دادن
‫کی مُرده؟

15:49.470 --> 15:51.590
‫دستام باید آزاد میبود چون دارم کار میکنم

15:51.600 --> 15:54.140
‫آها، زنگ زدی وقت بگذرونی
‫مورد علاقه منه

15:54.140 --> 15:55.680
‫نمیشه چون تنها بودم زنگ زده باشم؟

15:55.680 --> 15:56.930
‫تو؟

15:56.930 --> 15:58.310
‫باشه میخوام غر بزنم

15:58.310 --> 16:00.100
‫- مامان یا بابا؟
‫-هیچ وقت مامان

16:00.100 --> 16:01.690
‫فرق ما همین جاست

16:01.690 --> 16:04.190
‫خب معلومه، تو باید اول شروع کنی

16:04.190 --> 16:05.610
‫راس رو هم کنفرانس کنیم؟

16:05.610 --> 16:07.730
‫نه، بذار مثل همیشه معصوم بمونه،

16:07.740 --> 16:09.690
‫جایی که همه مهربون و خوبن

16:09.700 --> 16:11.530
‫داشتم به یکی از تحت تعقیب ترین ها
‫نزدیک میشدم،

16:11.530 --> 16:13.320
‫که مامان منو کشید کنار
‫تا یه قتل دوگانه رو تایید کنم

16:13.330 --> 16:15.910
‫و انگار اصلا براش مهم نیست
‫خودم پرونده دارم

16:15.910 --> 16:18.540
‫حالا هیچی، باید با نوچه هاش هم
‫سر این بجنگم،

16:18.540 --> 16:21.040
‫و تقریبا انگار خودش همینو میخواد

16:21.040 --> 16:22.210
‫حداقل از تو کمک میخواد

16:22.210 --> 16:23.870
‫بابا این اواخر خیلی بهم سخت گرفته،

16:23.880 --> 16:25.500
‫و نمیفهمم چرا

16:25.510 --> 16:26.770
‫انگار میخواد منو جلوی بقیه ضایع کنه

16:26.770 --> 16:29.510
‫که تنها هالینگزورثی باشه که
‫سرویس با خوبی ازش یاد میکنه

16:29.510 --> 16:32.130
‫آره، معلومه بازنشستگی رو خوب هضم نکرده

16:32.140 --> 16:33.840
‫اصلا

16:33.850 --> 16:36.180
‫چطوری مامان رو وادار کنم
‫کارم رو جدی بگیره؟

16:36.180 --> 16:38.560
‫چطوری بابا رو وادار کنم
‫توی کارم بهم اعتماد کنه؟

16:38.560 --> 16:40.220
‫شاید فقط میخواد به خاطر اینکه

16:40.230 --> 16:41.390
‫FBI رو به اون ترجیح دادم، حالمو بگیره

16:41.400 --> 16:44.730
‫یا شاید به خاطر اینه که
‫نمیذاری این یارو رو ببینیم

16:44.730 --> 16:47.400
‫باشه، لوگان هم آدم خوب و مهربونیه،

16:47.400 --> 16:49.270
‫و میخوام تا جایی که میشه همین طوری بمونه

16:49.280 --> 16:50.480
‫مامان رو که میشناسی

16:50.480 --> 16:52.280
‫احتمالا همون توی ورودی خونه
‫ازش دروغ سنجی میگیره

16:52.280 --> 16:54.910
‫بابا هم میگه باهاش به هم بزنم
‫چون دست دادنش شله

16:54.910 --> 16:56.040
‫شله؟

16:56.040 --> 16:58.200
‫خیلی محکم نیست،
‫ولی خب معلم تاریخه

16:58.200 --> 16:59.410
‫اصلا کی دیگه این روزا دست میده؟

16:59.410 --> 17:00.700
‫ببین، فقط بذار جلوی بقیه ضایعت کنه

17:00.710 --> 17:02.040
‫سه هفته دیگه آرزو میکنی

17:02.040 --> 17:03.410
‫کاش هنوز بود که همین کارو بکنه

17:03.420 --> 17:05.920
‫- دوستت دارم
‫- منم دوستت دارم

17:08.760 --> 17:10.920
‫گرفتمت

17:44.130 --> 17:45.830
‫ببخشید دیر کردم، تری

17:45.840 --> 17:47.120
‫این آخر هفته دلم برات تنگ شده بود

17:47.130 --> 17:48.540
‫اوه، یادم انداختی

17:48.550 --> 17:50.250
‫اگه کسی پرسید، دیشب پیش تو بودم

17:50.260 --> 17:52.800
‫از تو بهونه کردم که از یه کار اداری در برم

18:03.640 --> 18:06.140
‫بیشتر از 12 ساعت وقت لازم دارم

18:06.150 --> 18:09.150
‫- به سرپرستت بگو، نه من
‫- اون تایید تو رو میخواد

18:09.150 --> 18:11.520
‫این رو تایید میکنی؟

18:11.530 --> 18:13.280
‫یکی یه گلوله کنار لیبی توی زمین شلیک کرده

18:13.280 --> 18:15.070
‫از یه گلاک ۱۹، مثل اسلحه لیبی

18:15.070 --> 18:16.900
‫فقط اسلحه لیبی
‫یه بار شلیک شده، نه دو بار

18:16.910 --> 18:19.160
‫قاتل با یه گلاک مشابه
‫به کارلوس شلیک کرده

18:19.160 --> 18:21.450
‫و بعد با اسلحه لیبی شلیک کرده
‫تا وانمود کنه کار اون بوده

18:21.450 --> 18:24.490
‫سوراخ گلوله بدون خود گلوله،
‫چیزی رو ثابت نمیکنه

18:24.500 --> 18:26.660
‫حالا که حرف از نبود مدرکه،

18:26.670 --> 18:29.540
‫دوست دارم دوست پسرت رو ببینم،
‫البته اگه واقعا وجود داره

18:29.550 --> 18:30.790
‫این اصلا ربطی به

18:30.800 --> 18:32.340
‫نه احتمالا راست میگی

18:32.340 --> 18:33.590
‫اگه این قدر مطمئنی ازش خوشم نمیاد،

18:33.590 --> 18:34.960
‫شاید واقعا بهتره ازم دور نگهش داری

18:34.970 --> 18:36.510
‫طعنه غیرمستقیم روی تو جواب نمیده

18:36.510 --> 18:38.010
‫برای تو فقط میشه مستقیم حمله کرد

18:38.010 --> 18:40.470
‫باشه، مستقیم میگم

18:40.470 --> 18:42.180
‫همیشه میگفتی نمیخوای
‫آخرش مثل من بشی،

18:42.180 --> 18:43.970
‫واسه همین FBI رو انتخاب کردی

18:43.980 --> 18:45.940
‫فکر میکنم پارتنرت رو هم دقیقا به همین دلیل

18:45.970 --> 18:47.930
‫از بین آدمایی انتخاب کردی
‫که شبیه ما نیستن

18:47.940 --> 18:49.730
‫و با اینکه تقریبا 12 ماهه

18:49.730 --> 18:50.800
‫6 ماه

18:50.800 --> 18:52.610
‫هنوز این لوگان رو به هیچ کدوممون
‫معرفی نکردی

18:52.610 --> 18:55.070
‫پس فقط میتونم فرض کنم
‫ الان داری میفهمی

18:55.070 --> 18:58.360
‫آدمایی که شبیه ما نیستن،
‫آخرش جواب نمیدن

18:58.370 --> 19:01.950
‫اولش ما رو یه جور
‫موجود عجیب و هیجان انگیز میبینن،

19:01.950 --> 19:05.660
‫ابر قهرمانای واقعی که
‫کار خدا رو انجام میدن

19:05.670 --> 19:08.580
‫و اینکه این طوری نگات کنن
‫اولش مست کننده هست،

19:08.580 --> 19:11.750
‫ولی کم کم از چیزی که
‫ما حقیقت میدونیم بدشون میاد

19:11.750 --> 19:14.000
‫اینکه نمیتونی هم دنیا رو نجات بدی

19:14.010 --> 19:16.880
‫هم آدمایی که توش دوستشون داری رو

19:16.880 --> 19:18.720
‫آخرش ازت میخوان یکی رو انتخاب کنی

19:18.720 --> 19:22.010
‫و آخرش هممون انتخاب درست رو میکنیم

19:22.010 --> 19:23.640
‫لوگان این طوری نیست

19:23.640 --> 19:25.560
‫واسه همینه نمیخوام ببینیش

19:25.560 --> 19:27.390
‫تو همیشه بدترین چیز رو
‫درباره آدما فرض میکنی

19:27.400 --> 19:29.270
‫من واقعیت آدما رو میبینم

19:29.270 --> 19:32.150
‫بالاخره بهم وقت میدی یا نه؟

19:32.150 --> 19:33.770
‫12 ساعت دیگه وقت داری

19:33.780 --> 19:36.320
‫24

19:36.320 --> 19:39.110
‫و فردا شب لوگان رو برای شام میارم

19:39.120 --> 19:41.410
‫و چیزی که پیدا کردم رو نشونت میدم

19:41.410 --> 19:43.590
‫میدونستم بالاخره کوتاه میای

19:48.890 --> 19:50.830
‫- عزیزم، دوتا؟
‫- ما که فقط 6 نفریم

19:50.840 --> 19:53.630
‫خب، نمیدونستم خانوادتون
‫پای میوه ان یا خامه

19:53.630 --> 19:56.750
‫و نتونستم تصمیم بگیرم چون
‫من هیچی دربارشون نمیدونم

19:56.760 --> 19:59.300
‫توی چقدر وقت داریم؟
‫چقدر میتونی بهم بگی؟

19:59.300 --> 20:00.720
‫22 دقیقه؟

20:00.720 --> 20:02.010
‫خب برای شروع، سوال نپرس

20:02.010 --> 20:02.780
‫ازش متنفرن

20:02.780 --> 20:05.140
‫این که خیلی بی ادبانه هست

20:05.140 --> 20:06.680
‫یه خونه پر از مامور دولتیه

20:06.680 --> 20:07.710
‫بذار اونا سوال بپرسن،
‫وگرنه فکر میکنن

20:07.720 --> 20:10.730
‫داری طفره میری،
‫که البته خودمم همین کارو میکنم

20:10.730 --> 20:12.520
‫اصلا درباره من چی میدونن؟

20:12.520 --> 20:14.560
‫اسمت رو میدونن

20:19.000 --> 20:26.000
ز ر ف ی ل م

20:30.790 --> 20:32.160
‫چرا برای دیدن چیزی که
‫توی دوربینه حکم لازم دارم؟

20:32.170 --> 20:34.210
‫خودت میدونی چرا
‫فکر میکنی چی توشه؟

20:34.210 --> 20:35.670
‫سلام

20:35.670 --> 20:37.380
‫این طور نیست که فکر کنم
‫چیزی توش هست

20:37.380 --> 20:38.670
‫ولی اگه آپارتمان دوربین داره،
‫حتما یه دلیلی داشته

20:38.670 --> 20:40.010
‫میخوام بدونم دلیلش چیه

20:40.010 --> 20:41.070
‫مامان!

20:43.220 --> 20:44.840
‫این

20:44.850 --> 20:46.340
‫خانم مارشال، از دیدنتون خوشبختم

20:46.350 --> 20:47.930
‫اوه، تحقیق خودتو کردی

20:47.930 --> 20:49.220
‫جین صدام کن

20:49.230 --> 20:50.890
‫از دیدنت خوشبختم، لوگان

20:50.900 --> 20:52.680
‫کلر تقریبا هیچی درباره تو بهم نگفته،

20:52.690 --> 20:54.690
‫یعنی باید واقعا خیلی دوستت داشته باشه

20:54.690 --> 20:56.610
‫سعی میکنم

20:56.610 --> 20:58.940
‫نباید مجبور باشی سعی کنی

20:58.940 --> 21:02.030
‫- میخوای توی آشپزخونه کمکت کنم؟
‫- حتما

21:02.030 --> 21:02.860
‫اوه، مایکا،

21:02.870 --> 21:05.280
‫ببین مهمونمون چیزی
‫برای نوشیدن میخواد یا نه

21:05.280 --> 21:06.450
‫دارم تلفنی حرف میزنم

21:06.450 --> 21:07.820
‫باشه، تلفنت رو قطع کن

21:07.830 --> 21:10.290
‫من نوشیدنی ها رو میارم

21:10.370 --> 21:12.280
‫جالباسی رو جمع کردم

21:12.290 --> 21:14.540
‫همون جا خالی وایساده بود،
‫مثل یه درخت خشکیده

21:14.540 --> 21:17.540
‫کیه که عاشق کنایه
‫هیچ وقت سر نمیزنی نباشه؟

21:17.540 --> 21:19.310
‫اون جالباسی رو من خریده بودم

21:21.840 --> 21:22.960
‫مبل رو جابه جا کردی

21:22.970 --> 21:24.630
‫- آره
‫- یو، بابا

21:24.950 --> 21:27.120
‫آخرین بار کی این طوری
‫دور هم بودیم، هان؟

21:27.120 --> 21:29.040
‫اوه خدا از وقتی که

21:29.040 --> 21:30.830
‫یه عمر پیش

21:30.830 --> 21:34.250
‫من یکی حس میکنم یه عمره ندیدمتون

21:34.250 --> 21:36.460
‫آره، آره چند ساعت پیش منو دیدی

21:36.470 --> 21:38.630
‫ازم قایم شدی
‫راس هنوز نیومده؟

21:38.630 --> 21:40.260
‫راس! راسل!

21:40.260 --> 21:42.840
‫- اینجا نیست
‫- راس!

21:42.850 --> 21:45.390
‫اون چی بود؟ اون تو چیه؟

21:45.390 --> 21:46.720
‫به هم ریخته هست

21:46.730 --> 21:48.680
‫پس هر سه تا بچه رو
‫همین جا بزرگ کردین، هان؟

21:48.690 --> 21:50.770
‫هر سه تاشون

21:50.770 --> 21:53.100
‫- سلام رفیق
‫- سلام

21:53.110 --> 21:54.230
‫اشکالی نداره کلر رو یه لحظه ازت بدزدم؟

21:54.230 --> 21:55.610
‫نه، نه، اصلا

21:55.610 --> 21:58.400
‫باشه لوگان، خونه رو نشونت میدم

21:58.400 --> 22:01.030
‫از آخرین باری که اینجا بودم
‫کلی چیز عوض شده،

22:01.030 --> 22:03.030
‫پس برای هر دومون تازگی داره

22:03.030 --> 22:04.530
‫- آره
‫- توی خونه به مامان رسید

22:04.530 --> 22:05.530
‫طلاق

22:05.540 --> 22:06.910
‫- ما طلاق نگرفتیم
‫- ما طلاق نگرفتیم

22:06.910 --> 22:09.100
‫فقط تا ابد از هم جدا زندگی میکنیم

22:10.210 --> 22:12.620
‫بیمه درمانی اون بهتره

22:12.630 --> 22:14.080
‫- باشه
‫- آره؟

22:14.090 --> 22:15.330
‫- خب
‫- آره

22:15.340 --> 22:16.750
‫دو تا

22:16.760 --> 22:18.420
‫یکی میوه ای، یکی خامه ای

22:18.420 --> 22:20.670
‫چرا کتت رو درنمیاری و یکم راحت نمیشی؟

22:20.680 --> 22:21.760
‫- درسته
‫- آره

22:21.760 --> 22:24.050
‫ممنون

22:24.050 --> 22:25.590
‫- لوگان
‫- آقای هالینگزورث

22:25.600 --> 22:27.260
‫- مایک صدام کن
‫- مایک

22:27.270 --> 22:29.680
‫- خیلی از دیدنت خوشبختم
‫- منم همین طور

22:29.690 --> 22:31.980
‫اگه بهت بگم شاید مچم رو گرفتن

22:31.980 --> 22:33.770
‫وقتی داشتم کاری میکردم
‫ که نباید میکردم، چی؟

22:33.770 --> 22:35.520
‫شاید یا واقعا گرفتن؟

22:35.520 --> 22:37.480
‫خیلی خوبه که تو و

22:37.480 --> 22:39.320
‫تو و جین این قدر با هم خوبین

22:39.320 --> 22:40.650
‫همه اش برای خاطر توئه

22:40.650 --> 22:42.570
‫سال هاست همدیگه رو ندیدیم

22:42.570 --> 22:45.110
‫یه چیزی توی این پذیرایی عجیبه

22:45.120 --> 22:46.610
‫نمیفهمم دقیقا چیه

22:48.370 --> 22:50.200
‫- هی
‫- مشورت میخوام

22:50.210 --> 22:51.290
‫- نه نه
‫- باید با مامان حرف بزنم

22:51.290 --> 22:53.290
‫اوه، برای لوگان یه نوشیدنی بگیر

22:53.290 --> 22:55.420
‫- راسل
‫- سلام بابا

22:55.420 --> 22:56.870
‫دقیقا همون کسی که
‫امیدوار بودم ببینمش

22:56.880 --> 22:58.500
‫این چیزیه که پیدا کردم

22:58.510 --> 23:00.130
‫لیبی فقط دنبال کارلوس نبود

23:00.130 --> 23:02.550
‫مخفیانه دنبال رئیسش هم میگشت

23:02.550 --> 23:04.880
‫طبق صورت حساب کارت اعتباریش،
‫هر سرنخی که از ساندووال میگرفتن،

23:04.890 --> 23:06.380
‫با پول خودش دنبالش میرفت

23:06.390 --> 23:08.340
‫عزیزم، دارم غذا میکشم
‫کمکم کن

23:08.350 --> 23:09.720
‫بولینگ باهات خوب رفتار میکنه؟

23:09.730 --> 23:11.100
‫- آره، خوبه
‫- خوبه

23:11.100 --> 23:12.770
‫تونستی بگیریش؟

23:12.770 --> 23:14.980
‫میدونی، روز اول کارم سخته که بخوام

23:14.980 --> 23:16.230
‫- لوگان!
‫- راسل

23:16.230 --> 23:17.440
‫- ببخشید مرد مهم امشب
‫- سلام

23:17.440 --> 23:19.360
‫- راسل هالینگزورث
‫- باعث افتخاره

23:19.360 --> 23:20.730
‫- خیلی از دیدنت خوشبختم
‫- منم همین طور

23:20.740 --> 23:22.610
‫- هیچ کس کتت رو نگرفته؟
‫- اوه، نه

23:22.610 --> 23:24.110
‫- اشکالی نداره
‫- بذار برات آویزونش کنم

23:24.110 --> 23:25.950
‫میدونی، حالا که فکر میکنم،

23:25.950 --> 23:27.160
‫چرا هر دوتاشون رو آویزون نمیکنی؟

23:27.160 --> 23:28.020
‫- من برامون نوشیدنی میگیرم، باشه؟
‫- اوه، حتما

23:28.030 --> 23:29.060
‫- این چطوره؟
‫- آره، عالیه

23:29.060 --> 23:31.200
‫- با بوربن چطوری؟
‫- عاشق بوربنم

23:31.200 --> 23:33.200
‫- راحت باش، خونه خودته
‫- باشه

23:33.210 --> 23:34.300
‫قاضی حکم رو صادر میکنه،

23:34.310 --> 23:35.310
‫ولی مدیریت اول فیلم ها رو بررسی میکنه،

23:35.310 --> 23:37.500
‫یعنی بابات، مگه اینکه
‫بتونی دقیقا بهشون بگی

23:37.500 --> 23:38.880
‫دنبال چی میگردی

23:38.880 --> 23:41.090
‫این یه خونه اجاره ای خالیه
‫فضای عمومیه

23:41.090 --> 23:42.340
‫اصلا چرا حکم لازم داریم؟

23:42.340 --> 23:45.010
‫حکم برای اینه که صاحبخونه
‫فیلم ها رو تحویلمون بده

23:45.010 --> 23:46.550
‫مایکا، توی این فیلم ها چیه؟

23:46.550 --> 23:47.680
‫میتونی بهم بگی؟

23:47.680 --> 23:49.970
‫میتونی سابقه صاحبخونه رو برام دربیاری؟

23:49.970 --> 23:51.470
‫فکر کنم

23:51.480 --> 23:52.640
‫گفتم دوربین نست یکی از همسایه ها

23:52.640 --> 23:54.680
‫گرفته بود یه راننده اوبر
‫یه پاکت به خونه کارلوس تحویل داده

23:54.690 --> 23:56.390
‫همون روزی که مُرد؟

23:56.400 --> 23:58.440
‫راننده گفت نگاه نکرده،
‫ولی حس کرده پول نقد بوده

23:58.440 --> 24:01.190
‫حدسم اینه که قاتل به کارلوس پول داده

24:01.190 --> 24:03.360
‫تا لیبی رو بکشونه
‫به اون نقطه کور کنار صخره

24:03.360 --> 24:04.940
‫بهش قول داده بودن لیبی رو
‫از سر راه بردارن تا مخفیگاهش

24:04.950 --> 24:06.740
‫لو نره، بعد هر دوتاشون رو کشتن

24:06.740 --> 24:08.490
‫هنوز نگفتی چرا باید

24:08.490 --> 24:10.240
‫یه معاون مارشال هدف ترور قرار بگیره

24:10.240 --> 24:11.910
‫ساندووال میدونه لیبی دنبالش میگرده

24:11.910 --> 24:13.240
‫شاید داره نزدیک میشه

24:13.250 --> 24:16.540
‫ولی اصلا چرا لیبی
‫باید دنبال ساندووال میگشته؟

24:16.540 --> 24:18.120
‫ما یه تیم ویژه مخصوص اون داریم

24:18.130 --> 24:19.540
‫میتونست درخواست بده
‫بره توی اون تیم

24:19.540 --> 24:20.780
‫نداد

24:20.780 --> 24:23.380
‫شاید میخواسته خودش پیداش کنه
‫و امتیازش رو بگیره

24:23.380 --> 24:24.480
‫یا

24:24.480 --> 24:27.720
‫یا شاید یه دلیل دیگه برای پیدا کردنش داشته

24:32.390 --> 24:33.810
‫پزشکی قانونیه

24:33.810 --> 24:34.890
‫منتظر همین بودم

24:38.360 --> 24:40.230
‫- سلام
‫- الو؟

24:40.230 --> 24:41.190
‫- بوربن دوست داری؟
‫- ممنون

24:41.190 --> 24:42.270
‫- به سلامتی
‫- به سلامتی

24:42.280 --> 24:43.480
‫چی؟ اوه

24:43.490 --> 24:45.900
‫- چطوری این از چشم همه دور مونده؟
‫- الو؟

24:45.900 --> 24:47.530
‫نمیشه بذاری برای بعد؟

24:47.530 --> 24:49.240
‫سرویس مارشال ها خبر داشته؟

24:49.240 --> 24:50.860
‫سر شام با خانواده ام هستم

24:50.870 --> 24:52.070
‫خب؟

24:52.070 --> 24:53.870
‫درخواست بررسی سوابق
‫صاحبخونه کلی هشدار راه انداخت

24:53.870 --> 24:56.080
‫- نتونستم جلوشو بگیرم
‫- فایل ها رو داری؟

24:56.080 --> 24:58.250
‫الان دارن خودتو بررسی میکنن

24:58.250 --> 25:00.210
‫بالاخره سابقه رو گرفتی یا نه؟

25:00.210 --> 25:01.170
‫توی ایمیلت هست

25:03.670 --> 25:06.130
‫این خبر بزرگیه

25:06.130 --> 25:07.340
‫این عکس با بقیه جور درنمیاد

25:07.340 --> 25:09.010
‫آره، میدونم، اوه

25:09.010 --> 25:10.090
‫- کی پیانو میزنه؟
‫- داداشم

25:10.100 --> 25:11.590
‫اوه، فقط واسه دکوره

25:11.600 --> 25:14.390
‫- نت موسیقی هست
‫- همراهش بود

25:14.390 --> 25:17.100
‫اینجا از روی دیوار چند تا عکس کم شده؟

25:17.100 --> 25:18.430
‫چه قدر سوال

25:18.440 --> 25:20.750
‫چی هستی، آدم عادی یا سیا؟

25:21.580 --> 25:24.150
‫هی، چرا همه تون سرتون توی گوشیه؟

25:24.150 --> 25:25.860
‫دیگه کار بسه وقت خانواده هست

25:25.860 --> 25:26.890
‫اون کاری نبود

25:26.900 --> 25:29.070
‫ولی زنگ زدن،
‫پس باید بهشون زنگ بزنم

25:29.070 --> 25:32.030
‫24 ساعت تا بازنشستگیت مونده
‫و هنوز این قدر اسیر کاری؟

25:32.030 --> 25:35.120
‫- تو چته؟
‫- خودت چته؟

25:35.120 --> 25:37.030
‫راس،

25:37.040 --> 25:38.120
‫بیا اون حرفمون رو تموم کنیم

25:38.120 --> 25:39.950
‫جونیور میتونه طبقه بالا رو
‫به لوگان نشون بده

25:39.960 --> 25:41.000
‫اگه میخوای با بابا حرف بزنی

25:41.000 --> 25:42.670
‫هنوز کارم با لوگان تموم نشده

25:42.670 --> 25:43.920
‫اوه، راس

25:43.920 --> 25:45.290
‫راسل

25:45.300 --> 25:47.190
‫باشه پس

25:50.430 --> 25:52.930
‫لیبی سرطان لاعلاج داشته

25:52.930 --> 25:54.760
‫شاید بهتره این قدر
‫از شنیدن این خبر ذوق نکنی

25:54.760 --> 25:55.600
‫همین الان یه تماس داشتم

25:55.600 --> 25:57.640
‫آزمایش خونش مقدار کمی

25:57.640 --> 25:59.140
‫از درمان سلول دندریتیک نشون داده،
‫یه کارآزمایی بالینی که

25:59.140 --> 26:00.980
‫فقط توی مکزیک مجوز داره

26:00.980 --> 26:02.230
‫لیست انتظارش چند ساله ست

26:02.230 --> 26:03.690
‫- لیبی چطوری تونسته واردش بشه؟
‫- کلر

26:03.690 --> 26:05.400
‫باید فورا منو بفرستن اونجا

26:05.400 --> 26:06.860
‫تا با دکترا و همه آدمای مربوطه مصاحبه کنم

26:06.860 --> 26:08.480
‫کلر

26:08.490 --> 26:10.030
‫اگه لیبی ساندووال رو پیدا کرده بوده
‫ولی باهاش معامله کرده باشه چی؟

26:10.030 --> 26:12.530
‫گفته باشه جاش رو لو نمیده اگه

26:12.530 --> 26:13.990
‫اگه اون واردش کنه توی کارآزمایی؟

26:13.990 --> 26:15.490
‫با ارتباطاتی که اون داره،
‫خیلی راحت بوده

26:15.490 --> 26:17.280
‫- ولی چرا باید بکشتش؟
‫- کلر،

26:17.290 --> 26:19.330
‫باید بس کنی

26:19.330 --> 26:20.910
‫چیو بس کنم؟

26:20.920 --> 26:22.160
‫اوه، لوگان

26:22.170 --> 26:23.850
‫ببخشید راس

26:26.420 --> 26:28.170
‫هی، اوه، کاری از من برمیاد؟

26:28.170 --> 26:29.750
‫- نه
‫- نه

26:29.760 --> 26:31.550
‫تحقیقت رسیده به بالا دستی ها

26:31.550 --> 26:33.470
‫فکر میکنن یه اتفاق ساده رو

26:33.470 --> 26:36.430
‫بدون اینکه کسی دنبال
‫بررسی بیشتر باشه، الکی بزرگ کردی،

26:36.430 --> 26:38.350
‫نه FBI، نه دولت مکزیک،

26:38.350 --> 26:39.810
‫حتی شوهر لیبی هم نه

26:39.810 --> 26:42.560
‫همه از چیزی که به نظر میاد راضین، جز تو

26:42.560 --> 26:44.100
‫دارن پرونده رو میبندن

26:44.110 --> 26:45.730
‫تموم شد

26:45.730 --> 26:48.440
‫چیزی که ازت خواسته بودم رو گرفتی یا نه؟

26:48.440 --> 26:49.480
‫فقط جواب بده

26:49.490 --> 26:51.280
‫نتونستم ببخشید

26:51.280 --> 26:53.510
‫نتونستی یا نخواستی؟

26:55.240 --> 26:58.240
‫اصلا چرا اون کار رو برات جور کردم
‫وقتی نمیتونی کمکم کنی؟

26:58.250 --> 27:00.740
‫تو اون کار رو برام جور نکردی
‫خودم اون کار رو گرفتم

27:00.750 --> 27:01.720
‫اوه

27:03.080 --> 27:05.330
‫وقت شامه

27:05.340 --> 27:07.080
‫بفرمایید

27:09.010 --> 27:11.300
‫این ها واقعا قشنگن

27:11.300 --> 27:14.010
‫دفتر تریه تری کیه؟

27:14.010 --> 27:16.220
‫دوست پسرم

27:16.220 --> 27:18.220
‫که قراره بیاد اینجا زندگی کنه

27:26.270 --> 27:27.900
‫میدونی،

27:27.900 --> 27:31.150
‫یه چیزی سر کار بود
‫که واقعا بهش اهمیت میدادم

27:31.150 --> 27:32.860
‫و حالا میتونی برگردی سراغش

27:32.860 --> 27:34.740
‫به خاطر پرونده تو ازش کنار گذاشته شدم،

27:34.740 --> 27:37.590
‫و حالا به پرونده تو هم اهمیت میدم

27:41.120 --> 27:43.870
‫پس، اوه، چند وقته توی این خونه هستین؟

27:43.870 --> 27:45.250
‫حدود 30 سال

27:45.250 --> 27:47.290
‫34 سال

27:47.290 --> 27:49.250
‫قبل از اینکه مایک منو ببینه،
‫خونه مال اون بود

27:49.250 --> 27:51.360
‫حالا مال تریه

27:54.630 --> 27:58.130
‫و اوه کلر بچگی چطوری بود؟

27:58.140 --> 27:59.640
‫همین جوری

27:59.640 --> 28:02.430
‫یک دنده، مصمم

28:02.430 --> 28:03.970
‫نافرمان

28:03.980 --> 28:05.930
‫داداش منم
‫داداش منم این طوریه

28:05.940 --> 28:07.390
‫فکر کنم همه بچه اول ها همینن، نه؟

28:07.400 --> 28:08.980
‫کلر بچه اول نیست

28:08.980 --> 28:10.330
‫چرا، هست

28:11.940 --> 28:14.780
‫دیگه جک رو حساب نمیکنیم؟

28:14.780 --> 28:16.800
‫فکر نکنم این اصلا درست باشه

28:18.910 --> 28:21.680
‫جک کیه؟

28:22.810 --> 28:25.950
‫یه خواهر یا برادر مخفی هست که باید بدونم؟

28:27.790 --> 28:29.420
‫جک پسرم از ازدواج اولم بود

28:29.420 --> 28:32.520
‫5 سال پیش مُرد

28:35.220 --> 28:37.510
‫فکر کردم کلر بهت گفته

28:37.510 --> 28:42.620
‫شاید منتظر بوده رابطه جدی تر بشه
‫تا یه چیز این قدر شخصی رو بگه

28:44.560 --> 28:46.470
‫آره، من فکر میکردم جدیه

28:46.480 --> 28:49.100
‫لوگان، خواهش میکنم

28:49.110 --> 28:53.520
‫یه دفعه حس میکنم اصلا حالم خوب نیست

28:53.530 --> 28:56.150
‫و من، اوه

28:56.150 --> 28:57.190
‫فکر کنم برم

28:57.200 --> 28:58.320
‫ببخشید

28:58.320 --> 28:59.950
‫از دیدنتون خیلی خوشحال شدم

28:59.950 --> 29:01.660
‫ببخشید اگه به هر شکلی معذبت کردیم

29:01.660 --> 29:03.160
‫- اصلا
‫- ممنون

29:03.160 --> 29:04.680
‫واقعا؟

29:06.710 --> 29:08.370
‫منو توی اداره لازم دارن

29:08.380 --> 29:11.580
‫اگه راست بود، منم میشنیدم

29:11.590 --> 29:13.000
‫از بازنشستگیت لذت ببر

29:13.000 --> 29:14.750
‫میدونی، من اصلا نمیخواستم امشب بیام

29:14.760 --> 29:16.250
‫میدونستم آخرش وانمود میکنیم

29:16.260 --> 29:18.010
‫همون خانواده ای هستیم
‫که سال هاست نیستیم

29:18.010 --> 29:20.700
‫ظاهرا دیگه حتی از پس همینم برنمیایم

29:25.180 --> 29:28.470
‫لوگان، وایسا

29:28.480 --> 29:29.850
‫خواهش میکنم

29:29.850 --> 29:32.480
‫کلر، واقعا نمیدونم چی بگم

29:32.480 --> 29:33.790
‫چرا بهم نگفتی؟

29:34.820 --> 29:37.050
‫جک افغانستان بود

29:38.860 --> 29:40.360
‫وقتی برگشت،
‫دیگه هیچ وقت مثل قبل نشد

29:40.370 --> 29:42.410
‫شروع کرد به مشروب خوردن و مواد زدن،

29:42.410 --> 29:44.950
‫هر کاری که مجبور نباشه با چیزایی که
‫ اونجا کرده یا دیده روبه رو بشه

29:44.950 --> 29:49.750
‫تا اینکه یه روز فهمید
‫دیگه هیچ کدوم جواب نمیده، فکر کنم

29:49.750 --> 29:51.210
‫کلر،

29:51.210 --> 29:53.370
‫این واقعا وحشتناکه

29:53.380 --> 29:54.790
‫هم برای تو، هم برای خانوادت

29:54.800 --> 29:57.040
‫ولی نمیفهمم

29:57.050 --> 29:58.710
‫از این موضوع خجالت میکشی یا چی؟

29:58.720 --> 30:00.460
‫واسه همین خانوادت رو ازم پنهون کردی؟

30:00.470 --> 30:03.680
‫پنهونشون کردم چون چیزی که الان دیدی

30:03.680 --> 30:05.720
‫یه خانواده پر از آدماییه که
‫برای محافظت از غریبه ها

30:05.720 --> 30:08.220
‫حاضرن هر کاری بکنن،

30:08.230 --> 30:10.140
‫ولی نمیتونن دست از آزار دادن هم بردارن

30:10.150 --> 30:12.100
‫ولی اونا تو نیستن

30:12.110 --> 30:13.520
‫نه، نیستن

30:13.520 --> 30:16.560
‫فکر میکردم همه چی رو به هم میگیم

30:16.570 --> 30:18.480
‫من همه چی رو بهت گفتم

30:21.030 --> 30:23.610
‫شاید مامانم راست میگفت

30:23.620 --> 30:26.910
‫شاید زیادی با هم فرق داریم

30:29.330 --> 30:32.250
‫واقعا فکر میکردم
‫این رابطه داره جواب میده

30:42.760 --> 30:45.430
‫هی

30:45.430 --> 30:47.930
‫بیا بریم مست کنیم

31:02.410 --> 31:04.780
‫هوم

31:04.780 --> 31:07.240
‫- میبینم رفتی سراغ جنس درجه یک
‫- آره

31:07.240 --> 31:09.410
‫همون کار رو با یک سوم قیمت انجام میده

31:09.410 --> 31:10.600
‫اَه

31:13.500 --> 31:15.710
‫چرا درباره جک بهش نگفتی؟

31:15.710 --> 31:18.710
‫میخواستم بگم

31:18.710 --> 31:20.420
‫فقط فکر کردم امشب امنه،
‫چون مامان و بابا

31:20.420 --> 31:22.050
‫هیچ وقت درباره اش حرف نمیزنن

31:22.050 --> 31:23.960
‫اتفاقی که افتاد این قدر
‫روی زندگیمون سایه انداخته

31:23.970 --> 31:27.640
‫که فقط میخواستم یه چیز داشته باشم
‫ که اون تراژدی بهش نرسیده باشه

31:27.640 --> 31:30.470
‫خیلی متاسفم

31:30.480 --> 31:32.680
‫میدونستی بابا سعی کرد منو بازی بده

31:32.690 --> 31:34.980
‫که براش از وزارت دادگستری اطلاعات بگیرم؟

31:34.980 --> 31:36.690
‫واسه همین سعی کرد گیرت بندازه؟

31:36.690 --> 31:38.480
‫درباره همون سوءقصد قدیمی؟

31:38.480 --> 31:39.980
‫چی کار کردی؟

31:39.980 --> 31:43.110
‫گرفتمش، ولی بهش ندادم

31:43.110 --> 31:45.780
‫تمام عمرمون، اون مامور سرویس مخفی

31:45.780 --> 31:47.240
‫مایک هالینگزورث بوده

31:47.240 --> 31:49.990
‫دو روز دیگه فقط باباست

31:49.990 --> 31:53.290
‫خیلی وقته منتظر اون روزم

31:53.290 --> 31:56.830
‫این فکر که ممکنه به خاطر من عقب بیفته

31:56.840 --> 31:59.670
‫یه ساعت گذشته رو

31:59.670 --> 32:01.710
‫داشتم دنبال آتو
‫از یه غریبه کامل میگشتم

32:01.710 --> 32:04.000
‫فقط برای اینکه پوست خودمو نجات بدم

32:04.010 --> 32:06.170
‫حفظ خودمون به هر قیمتی

32:06.180 --> 32:09.590
‫واقعا سیب از درخت دور نمیافته، نه؟

32:09.600 --> 32:12.680
‫نذار مامان کارت رو

32:12.680 --> 32:14.640
‫یا رابطه ات یا خودت رو تعریف کنه

32:14.640 --> 32:16.230
‫ما دیگه بزرگ شدیم

32:16.230 --> 32:19.350
‫خودمون انتخاب میکنیم
‫چه زندگی ای داشته باشیم

32:19.360 --> 32:21.690
‫راست میگی

32:32.540 --> 32:35.240
‫بین تو و راس چه خبره؟

32:35.250 --> 32:36.480
‫به کمکش نیاز داشتم

32:36.480 --> 32:38.460
‫مامورایی که یادشون میمونه،
‫اونایین که خراب کاری کردن

32:38.460 --> 32:40.040
‫نمیخوام اون یکی من باشم

32:40.040 --> 32:41.630
‫ممکن نیست خراب نکرده باشی

32:41.630 --> 32:44.110
‫و فقط از رها کردنش بترسی؟

32:45.380 --> 32:47.260
‫وحشت کردم

32:47.260 --> 32:49.030
‫واسه همین باید ولش کنی

32:51.010 --> 32:52.720
‫چرا داری کلر رو عذاب میدی؟

32:52.720 --> 32:53.850
‫میتونستی هر کس دیگه ای رو
‫برای اون پرونده بیاری

32:53.850 --> 32:54.930
‫به خودش نیاز داشتم

32:54.930 --> 32:56.770
‫ضمن اینکه داشت ازم دوری میکرد

32:56.770 --> 32:57.930
‫میخواستم مطمئن بشم

32:57.940 --> 32:59.520
‫داره درباره لوگان اشتباه نمیکنه

32:59.520 --> 33:01.310
‫خب، اگه اینقدر نگران اشتباه کردنی،

33:01.320 --> 33:04.090
‫شاید دوست پسرت هم نباید
‫اینقدر زود بیاد باهات زندگی کنه

33:05.650 --> 33:06.900
‫بالاخره اون شب توی تخت من بودی،

33:06.910 --> 33:09.570
‫نه تخت اون

33:09.570 --> 33:11.260
‫میدونم

33:17.620 --> 33:19.120
‫بابا؟

33:19.130 --> 33:22.190
‫- بابا، هنوز اینجایی؟
‫- آره

33:22.710 --> 33:24.010
‫"بتسدا، مریلند"

33:24.130 --> 33:26.710
‫آقای فارل، واقعا ببخشید مزاحمتون میشم،

33:26.720 --> 33:27.960
‫مخصوصا توی این شرایط

33:27.970 --> 33:29.800
‫فقط دارم سعی میکنم پرونده رو کامل ببندم

33:29.800 --> 33:31.430
‫بله، حتما

33:31.430 --> 33:33.680
‫وقتی جواب آزمایش خون لیبی اومد،

33:33.680 --> 33:36.470
‫به نظر میرسید یه سری مواد توی بدنش بوده

33:36.480 --> 33:40.230
‫که تایید اف دی ای نداشتن
‫بهتره بگم دارو،

33:40.230 --> 33:42.900
‫یکی شون مخصوص سرطان هایی مثل ملانوما،

33:42.900 --> 33:45.860
‫ریه و سینه بود،
‫که آخریش همسر شما

33:45.860 --> 33:47.820
‫چند سالی بود، بله

33:47.820 --> 33:49.070
‫ممکنه بتونین بهمون بگین

33:49.070 --> 33:50.690
‫این درمان رو چطوری تهیه کرده بود؟

33:50.700 --> 33:54.160
‫اوه خدا اوه، هیچ ایده ای ندارم

33:54.160 --> 33:55.220
‫مطمئنین؟

33:55.230 --> 33:57.620
‫چون به نظر میرسه
‫خیلی درگیر درمانش بودین

33:57.620 --> 34:00.730
‫خدای من، میدونستم این اتفاق میافته
‫میدونستم بالاخره میفهمین

34:03.040 --> 34:04.830
‫تونستم چیزی که میخواستی رو بگیرم

34:04.840 --> 34:06.880
‫- راس
‫- نباید این کارو میکردم

34:06.880 --> 34:08.630
‫ولی دارمش پس اگه واقعا میخوایش

34:08.630 --> 34:09.960
‫نمیخوام

34:09.970 --> 34:11.340
‫میتونم بهت بدم و شغلم رو به خطر بندازم

34:11.340 --> 34:14.300
‫ولی صبر کن، چی گفتی؟

34:14.310 --> 34:16.180
‫گفتم نمیخوامش

34:16.180 --> 34:18.510
‫- نمیخوای؟
‫- من و مامانت حرف زدیم

34:18.520 --> 34:19.890
‫داشتم به هر چیزی چنگ میزدم،

34:19.890 --> 34:21.430
‫دنبال هر راهی بودم که توی بازی بمونم

34:21.440 --> 34:24.480
‫و هیچ وقت نباید برای
‫این کار از تو استفاده میکردم

34:24.480 --> 34:26.230
‫و دروغ هم گفتم

34:26.230 --> 34:28.480
‫گفتم برای گرفتن اون شغل
‫برات پارتی بازی کردم،

34:28.490 --> 34:30.090
‫ولی اصلا نیازی نداشتی

34:36.120 --> 34:37.680
‫جونیور؟

34:44.380 --> 34:45.540
‫یه جورایی وسط یه کارم

34:45.550 --> 34:47.330
‫دوربین اصلا ضبط نمیکرده

34:47.340 --> 34:49.710
‫- میدونم از برق کشیدمش
‫- نه، الکی بود

34:49.720 --> 34:51.550
‫صاحبخونه وصلش کرده بود
‫که مردم رو بترسونه

34:51.550 --> 34:53.510
‫ظاهرا یه عده پشت سر هم اومدن
‫اینجا غیرقانونی ساکن شدن

34:57.270 --> 35:00.010
‫همه چی خوبه؟

35:00.020 --> 35:01.970
‫میخواستی درباره چی حرف بزنی؟

35:01.980 --> 35:03.770
‫برای مهمونیت چه پیتزایی میخوای؟

35:03.770 --> 35:05.940
‫غذا و نوشیدنی با منه

35:05.940 --> 35:07.190
‫میدونی چیه؟ الان بهم نگو

35:07.190 --> 35:08.690
‫باید برم، ولی اوه بعدا زنگ بزنم؟

35:08.690 --> 35:10.090
‫آره

35:11.740 --> 35:14.190
‫کلر یه جلسه اضطراری گذاشته

35:14.200 --> 35:15.860
‫تا مدارک جدیدی که پیدا کرده رو ارائه بده

35:15.870 --> 35:19.050
‫باید همین الان جلوشو بگیرم

35:23.480 --> 35:25.480
‫" دفتر مرکزی مارشالی های آمریکا"

35:25.650 --> 35:27.960
‫فکر کردم این پرونده دیگه بسته هست

35:27.960 --> 35:29.130
‫- نیست
‫- نیست

35:29.130 --> 35:31.090
‫با این حال رئیس FBI

35:31.090 --> 35:33.130
‫ساعت 9 بهم زنگ زده
‫و گفته باید حرفاتون رو بشنوم

35:33.130 --> 35:34.630
‫و نمیتونه صبر کنه

35:34.640 --> 35:35.760
‫چی این قدر فوریه؟

35:35.760 --> 35:36.800
‫این دو نفر به هم شلیک کردن

35:36.800 --> 35:39.090
‫نه، کلر درست میگفت

35:39.100 --> 35:41.320
‫یه آدمکش که میگل ساندووال اجیر کرده بود

35:41.350 --> 35:42.770
‫به هر دوتاشون شلیک کرد

35:42.770 --> 35:44.520
‫شوهر لیبی بهم اجازه داد

35:44.520 --> 35:47.390
‫چت های رمزدار بین اون و ساندووال
‫توی دیسکورد رو نشون بدم

35:47.400 --> 35:50.020
‫مارچ پیداش کرد،
‫ولی وقتی فهمید بیماریش لاعلاجه،

35:50.030 --> 35:53.030
‫به جای دستگیری ازش کمک خواست

35:53.030 --> 35:53.930
‫اون یه دوره درمان براش جور کرد

35:53.930 --> 35:56.070
‫توی یه کارآزمایی پزشکی در کانکون،

35:56.070 --> 35:57.820
‫و بعد دیگه جوابش رو نداد

35:57.830 --> 35:58.830
‫و وقتی برای پایین نگه داشتن

35:58.850 --> 36:00.320
‫اعداد آزمایشش به
‫یه دوره دیگه نیاز داشت،

36:00.330 --> 36:02.200
‫تنها شانسش این بود که
‫کارلوس رو پیدا کنه،

36:02.210 --> 36:05.500
‫به امید اینکه لو بده رئیسش کجا قایم شده

36:05.500 --> 36:07.540
‫ساندووال فهمید لیبی داره
‫به کارلوس نزدیک میشه،

36:07.540 --> 36:09.580
‫و ترسید درخواست هاش
‫هیچ وقت تموم نشه،

36:09.590 --> 36:10.960
‫پس یه آدمکش گرفت
‫هر دوتاشون رو بکشه

36:10.980 --> 36:11.840
‫و جوری صحنه سازی کنه

36:11.840 --> 36:13.840
‫که انگار همدیگه رو کشتن

36:13.840 --> 36:14.740
‫اوه، خیلی متاسفم

36:14.740 --> 36:16.920
‫روی روزولت یه تصادف شده بود

36:16.930 --> 36:19.050
‫سعی کردم جلوی کلر رو بگیرم
‫که همه تون رو خبر نکنه

36:19.060 --> 36:21.100
‫لازم نبود دخترت خوب کار کرد، جین

36:21.100 --> 36:21.770
‫هیچ وقت فکر نمیکردم

36:21.800 --> 36:23.060
‫یکی از خودمون بتونه
‫همچین کاری بکنه،

36:23.060 --> 36:24.260
‫مخصوصا لیبی

36:24.260 --> 36:26.600
‫ممنون که همه اینا رو
‫کنار هم گذاشتی، مامور هالینگزورث

36:26.600 --> 36:27.850
‫سرویس مارشال های آمریکا
‫از اینجا به بعد تحویل میگیره

36:27.860 --> 36:28.940
‫تو میتونی برگردی
‫سر پرونده های خودت

36:28.940 --> 36:31.310
‫جین، یه لحظه

36:33.570 --> 36:35.530
‫سعی کردی جلومو بگیری؟

36:35.530 --> 36:37.240
‫اگه دیر نکرده بودم، میگرفتم

36:37.240 --> 36:40.110
‫تو توی عمرت حتی یه روز هم دیر نکردی

36:40.120 --> 36:42.240
‫میخواستی من این کارو بکنم

36:42.250 --> 36:46.040
‫شاید درباره لیبی بیچاره بیشتر از
‫چیزی که نشون دادم میدونستم

36:46.040 --> 36:47.830
‫شاید فکر میکردم هیچ کس گوش نمیده

36:47.830 --> 36:52.060
‫چون کی دوست داره قبول کنه
‫یکی از خودیاش از خط خارج شده؟

36:54.300 --> 36:57.380
‫و شاید شاید به یکی نیاز داشتم

36:57.390 --> 37:00.050
‫از بیرون، که میدونستم برای پیدا کردن حقیقت

37:00.050 --> 37:02.390
‫هیچ چیزی جلوشو نمیگیره

37:02.390 --> 37:04.050
‫پس واقعا به کارم باور داری

37:04.060 --> 37:06.470
‫من بهت باور ندارم

37:06.480 --> 37:08.730
‫من بهت مطمئنم

37:08.730 --> 37:12.520
‫و واقعا دوست دارم
‫یه فرصت دیگه به لوگان بدم

37:12.530 --> 37:14.690
‫منم همین طور

37:14.690 --> 37:16.860
‫این همه زنگ زده
‫همشون رو جواب ندادم

37:16.860 --> 37:18.860
‫مثل همیشه فراری

37:18.870 --> 37:20.450
‫ترسیدم،

37:20.450 --> 37:22.530
‫نه اینکه فرار کنم

37:22.540 --> 37:24.740
‫ولی شرط میبندم چیزی برای ترسیدن نداری

37:24.750 --> 37:27.100
‫برو باهاش حرف بزن

37:39.510 --> 37:40.990
‫سلام؟

37:47.690 --> 37:49.310
‫خانم هالینگزورث؟

37:49.310 --> 37:50.730
‫کلر؟

37:50.730 --> 37:53.020
‫کسی اینجاست؟

37:56.440 --> 37:59.440
‫میخواستم بابت قبل عذرخواهی کنم

38:04.410 --> 38:06.160
‫سلام؟

38:40.860 --> 38:42.610
‫پس من اون کسی نیستم
‫که گفتم هستم

38:42.620 --> 38:43.820
‫ولی تو هم نیستی

38:53.710 --> 38:55.560
‫لوگان؟

38:57.670 --> 38:59.710
‫عزیزم؟

39:06.350 --> 39:08.850
‫- اوه، نمیتونیم اینجا این کارو بکنیم
‫- نه

39:10.690 --> 39:13.180
‫باید برم

39:29.200 --> 39:30.660
‫این مسخره هست

39:30.660 --> 39:33.080
‫به ذهنتون رسیده
‫شاید ما بتونیم کمک کنیم؟

39:33.080 --> 39:34.870
‫قربان، هر چی فعلا میتونستم بگم، گفتم

39:34.880 --> 39:37.040
‫تنها چیزی که میدونیم
‫اینه که دوست پسر دخترم

39:37.040 --> 39:38.630
‫بهش حمله شده زنده هست؟

39:38.630 --> 39:39.920
‫مُرده؟ وضعش بحرانیه؟

39:39.920 --> 39:41.710
‫از اینجا به بعد با من

39:41.720 --> 39:44.210
‫کارآگاه امنیت داخلی، نیا والاس

39:50.140 --> 39:52.430
‫قبلا هیچ وقت توی همچین موقعیتی نبودم،

39:52.440 --> 39:54.640
‫ولی چون مجوز امنیتی همتون
‫به اندازه من بالاست،

39:54.650 --> 39:56.640
‫فکر میکنم بیشتر از بقیه میفهمین

39:56.650 --> 39:58.690
‫چی میخوام بهتون بگم

39:58.690 --> 40:00.860
‫چند هفته هست یکی داره
‫مامورای رده بالای دولت رو

40:00.860 --> 40:02.730
‫هدف میگیره

40:02.740 --> 40:05.530
‫منظورت از هدف گرفتن چیه؟
‫منظورت از مامورا چیه؟

40:05.530 --> 40:07.570
‫یه مامور DEA رو از دست دادیم،

40:07.580 --> 40:10.320
‫- یه مامور ای تی اف و
‫- یه مارشال آمریکا

40:10.330 --> 40:14.580
‫این قاتل هر کیه، هدفش یکی از شما بوده

40:14.580 --> 40:17.460
‫دوست پسرت فقط سر راهش قرار گرفته

40:17.460 --> 40:19.580
‫باید این قضیه رو از چشم مردم دور نگه داریم

40:19.590 --> 40:22.040
‫باید مثل همیشه به کارتون ادامه بدین

40:22.050 --> 40:23.180
‫باید سر پست هاتون بمونین

40:23.180 --> 40:26.210
‫تا بفهمیم کی داره این کارو میکنه و
‫کدوم یکی از اعضای خانوادتون هدف بوده

40:26.220 --> 40:29.300
‫بازنشستگیت فعلا لغو شد،
‫مامور هالینگزورث

40:29.310 --> 40:32.850
‫حواستون جمع باشه،
‫ولی پرونده هاتون رو هم ادامه بدین

40:32.850 --> 40:36.220
‫الان باید همتون رو برای مصاحبه ببرم

40:36.230 --> 40:38.600
‫فقط بذار وسایلم رو جمع کنم

40:38.610 --> 40:39.690
‫مایک، یه کم کمک

40:39.690 --> 40:41.290
‫آره

40:42.740 --> 40:44.610
‫یه حسی درباره یه چیزی دارم

40:44.610 --> 40:45.900
‫بیا اینجا

40:52.950 --> 40:54.790
‫اوه، نه

40:56.580 --> 40:57.660
‫چیه؟

41:03.170 --> 41:04.420
‫نمیتونه جک باشه

41:04.420 --> 41:05.590
‫قبول نمیکنم

41:05.590 --> 41:08.920
‫خب، اگه خودشه،
‫باید قبل از اونا بهش برسیم،

41:08.930 --> 41:11.470
‫بفهمیم چه خبره

41:11.470 --> 41:12.540
‫بیا

41:15.000 --> 41:20.000
زرفيلم
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.ZarFilm.CoM ::.

41:20.024 --> 41:24.024
..:: کانال تلگرام و اينستاگرام زرفيلم ::..
.:: telegram: @zarfilmz ::.
.:: instagram: @ZarFilm_Com ::.
