WEBVTT

00:13.148 --> 00:40.210
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:43.708 --> 01:45.585
‫- چی می‌پزی؟
‫- تست فرانسوی.

01:45.918 --> 01:47.211
‫کمی میل داری؟

02:57.657 --> 02:58.700
‫چه اتفاقی داره می‌افته؟

03:00.326 --> 03:01.452
‫من مُردم.

03:20.596 --> 03:21.806
‫<i>رویاهایی شبیه به این...</i>

03:22.056 --> 03:25.476
‫<i>چندین صفحه از دفترچه خاطرات
‫عمه‌ی بزرگم، تیتا، رو پر کرده.</i>

03:29.605 --> 03:32.734
‫<i>او حتی در رویا هم اجازه نداشت
‫از واقعیت تلخش فرار کنه.</i>

03:39.532 --> 03:40.867
‫<i>مرگ روبرتیتو،</i>

03:41.743 --> 03:45.413
‫<i>و نفرت عمیقی که باعث شد مادرش
‫اون رو در اون مکان زندانی کنه،</i>

03:46.289 --> 03:50.334
‫<i>و اخبار اخیر درباره اعدام پدرو...</i>

03:51.210 --> 03:53.045
‫<i>در نهایت قدرت تکلم رو ازش گرفت.</i>

03:55.465 --> 03:57.008
‫<i>می‌گن تیتا اون‌قدر گریه کرد،</i>

03:57.550 --> 03:58.926
‫<i>که دیگه اشکی براش باقی نموند.</i>

04:00.178 --> 04:01.387
‫<i>پس اون‌قدر به گریه ادامه داد،</i>

04:02.513 --> 04:04.056
‫<i>تا اینکه از درون کاملاً خشک شد.</i>

04:06.267 --> 04:08.936
‫<i>در اون روزها، چه تصادفی بود و چه نه،</i>

04:09.729 --> 04:12.857
‫<i>منطقه "پیدراس نگراس" بدترین خشکسالی
‫تاریخ خودش رو تجربه می‌کرد.</i>

04:24.243 --> 04:27.455
‫<i>اما تیتا نمی‌دونست که در چند مایلیِ
‫زندانِ او، معجزه‌ای رخ داده.</i>

04:27.580 --> 04:29.123
‫<i>یک معجزه به وقوع پیوسته بود.</i>

04:52.480 --> 04:54.941
‫<i>برخی می‌گن گلوله از ریه رد شده
‫و به قلبش نخورده.</i>

04:55.024 --> 04:56.150
‫<i>و به قلبش اصابت نکرده.</i>

04:58.486 --> 05:01.280
‫<i>برخی دیگه ادعا می‌کنن
‫که تفنگ سرباز گیر کرده بود،</i>

05:01.364 --> 05:04.575
‫<i>و فقط ترکش‌های گلوله
‫به سینه‌اش برخورد کرد.</i>

05:07.411 --> 05:11.040
‫<i>شخصاً، هنوز فکر می‌کنم سرنوشت پادرمیانی کرد،</i>

05:11.123 --> 05:14.001
‫<i>تا پدرو موزکویز دور از تیتا از دنیا نره.</i>

05:19.674 --> 05:25.221
‫مثل آب برای شکلات

05:31.269 --> 05:34.230
‫مزرعه لاس پالوماس

05:37.441 --> 05:39.277
‫- آدرس رو درست پیدا کردی؟
‫- بله.

05:39.360 --> 05:40.403
‫پس عجله کن!

05:40.570 --> 05:41.612
‫الان برمی‌گردم.

05:41.737 --> 05:43.030
‫جرئت نکن که توقف کنی.

05:43.155 --> 05:45.241
‫اگه خانم النا بفهمه، ما رو می‌کشه!

06:17.690 --> 06:19.859
‫- این تیتا دِ لا گارزا هست.
‫- چی شده؟

06:20.234 --> 06:21.402
‫اون به کمک نیاز داره.

06:21.861 --> 06:22.945
‫یه لحظه به من وقت بدید.

06:25.823 --> 06:26.908
‫دکتر،

06:28.159 --> 06:29.410
‫چطور می‌تونیم کمکتون کنیم؟

06:29.619 --> 06:31.120
‫صبح بخیر، مادر روحانی.

06:31.579 --> 06:33.289
‫من اینجام تا تیتا دِ لا گارزا رو ببینم.

06:35.207 --> 06:36.751
‫- تیتا؟
‫- بله.

06:38.127 --> 06:41.881
‫من از دوستان خانوادگی‌شون هستم.
‫النا ازم خواست یه سری بهش بزنم.

06:42.798 --> 06:44.175
‫اون زن خیلی مشغله داره.

06:44.842 --> 06:46.886
‫می‌خواد مطمئن بشه که حال تیتا خوبه.

06:49.597 --> 06:51.057
‫می‌شه منو پیش اون ببرید؟

06:53.267 --> 06:54.977
‫این بچه چیزی نمی‌خوره،

06:55.061 --> 06:57.605
‫پس ضرری نداره اگه یه دکتر ببینتش.

07:11.911 --> 07:12.995
‫تیتا.

07:16.958 --> 07:19.293
‫- یا عیسی مسیح!
‫- نمی‌دونیم دیگه باید چیکار کنیم.

07:20.211 --> 07:21.796
‫اون حتی دهنش رو هم باز نمی‌کنه.

07:22.296 --> 07:24.465
‫النا هم حتی یک سنت برامون نفرستاده،

07:24.632 --> 07:26.842
‫پس صادقانه بگم، نمی‌دونیم باید چیکار کنیم.

07:27.468 --> 07:29.095
‫بدنش کاملاً کم‌آب شده.

07:36.185 --> 07:39.188
‫دارید چیکار می‌کنید؟
‫شما به رضایت مادرش نیاز دارید، دکتر.

07:39.355 --> 07:41.357
‫واقعاً فکر می‌کنید این زن می‌تونه منتظر بمونه؟

07:41.482 --> 07:43.901
‫شما حق ندارید اون رو جایی ببرید.

07:43.985 --> 07:46.195
‫اگه تیتا بمیره، شما مسئول خواهید بود!

07:46.445 --> 07:48.155
‫می‌خواید این بارِ سنگین رو به دوش بکشید؟

07:48.280 --> 07:51.200
‫من این رو به خانم النا خواهم گفت!

07:58.791 --> 07:59.917
‫اون اونجاست.

08:00.292 --> 08:01.377
‫اون پشت.

08:20.438 --> 08:21.480
‫پدرو...

08:33.034 --> 08:34.076
‫گریس!

08:35.036 --> 08:36.078
‫گریس!

08:42.918 --> 08:44.420
‫لطفاً برام سِرُم بیار.

08:54.889 --> 08:55.890
‫بابا،

08:56.348 --> 08:57.516
‫این کیه؟

09:00.853 --> 09:01.937
‫اسم اون تیتا هست.

09:02.146 --> 09:03.939
‫- حالش خوب می‌شه؟
‫- بله.

09:07.401 --> 09:08.486
‫ممنونم.

09:10.404 --> 09:12.782
‫- چیز دیگه‌ای هست؟
‫- نه، ممنون.

09:18.829 --> 09:22.666
‫کمپ شورشیان
‫تنگه سانتا النا

09:33.302 --> 09:34.345
‫پدرو؟

09:37.348 --> 09:38.432
‫خِترودیس؟ (گرترودیس)

09:38.849 --> 09:40.059
‫صبح بخیر.

09:42.019 --> 09:43.062
‫من کجام؟

09:43.354 --> 09:44.563
‫تو پیش مایی، پدرو.

09:45.564 --> 09:48.025
‫- چند روزه که اینجایی.
‫- چند روز؟

09:49.193 --> 09:50.861
‫فکر می‌کردیم دیگه بیدار نمی‌شی.

09:51.946 --> 09:53.948
‫خیلی خوش‌شانسی، پدرو. تو زنده‌ای.

09:54.698 --> 09:57.034
‫در تمام این مدت، این روبان رو پیشت داشتی.

09:58.536 --> 10:00.204
‫تیتا. من باید...

10:01.288 --> 10:02.331
‫باید تیتا رو پیدا کنم.

10:04.458 --> 10:05.543
‫خترودیس.

10:07.628 --> 10:08.796
‫منو پیش اون ببر. خواهش می‌کنم.

10:09.296 --> 10:11.132
‫ما نمی‌تونیم به لاس پالوماس بریم، پدرو.

10:12.216 --> 10:13.217
‫دیگه نه.

10:13.509 --> 10:15.678
‫عموی تو الان ژنرال شده، یا یه همچین چیزی.

10:15.970 --> 10:18.180
‫حالا اون صاحب مزرعه پدرته.

10:18.389 --> 10:21.350
‫همه جا سرباز هست، برای همین مجبور شدیم
‫کمپ رو ترک کنیم.

10:23.561 --> 10:24.645
‫پدرم چی؟

10:25.938 --> 10:26.981
‫اون خبر داره؟

10:27.356 --> 10:28.440
‫نمی‌دونم.

10:39.118 --> 10:40.369
‫سعی کن یه چیزی بخوری.

10:41.287 --> 10:43.205
‫اگه غذا نخوری هیچ‌وقت حالت خوب نمی‌شه.

10:48.252 --> 10:49.587
‫می‌دونم صدام رو می‌شنوی.

10:51.463 --> 10:52.631
‫همه چیز مرتبه.

10:53.716 --> 10:55.426
‫پیش من و گریس جات امنه.

11:06.687 --> 11:07.771
‫ممنونم.

11:22.244 --> 11:24.705
‫دیگه هرگز اجازه نمی‌دم بهت صدمه بزنن.

11:26.040 --> 11:27.082
‫قول می‌دم.

11:52.775 --> 11:53.817
‫چه حسی داری؟

11:54.360 --> 11:55.444
‫بهترم.

12:00.074 --> 12:01.158
‫موضوع چیه؟

12:01.992 --> 12:03.244
‫من یه احمقم.

12:06.705 --> 12:08.082
‫نزدیک بود کشته بشم،

12:08.666 --> 12:09.667
‫و برای چی؟

12:12.086 --> 12:14.171
‫حتی نتونستم از مزرعه پدرم محافظت کنم.

12:18.259 --> 12:19.468
‫من شرمنده‌ت شدم.

12:21.512 --> 12:23.264
‫- تو هر کاری از دستت برمی‌اومد کردی.
‫- نه.

12:25.224 --> 12:27.101
‫من اشتباهات رو یکی پس از دیگری تکرار کردم.

12:28.519 --> 12:29.645
‫خودخواه بودم.

12:34.441 --> 12:36.110
‫ببین چه آسیب‌هایی که به بار نیاوردم.

12:41.573 --> 12:43.325
‫دیگه هیچ‌وقت پسرم رو نمی‌بینم.

12:48.831 --> 12:49.873
‫خواهش می‌کنم.

12:51.959 --> 12:53.210
‫کمکم کن تیتا رو برگردونم.

13:00.217 --> 13:01.302
‫فقط خودت رو نگاه کن.

13:01.969 --> 13:04.513
‫پسر، تو از گربه هم بیشتر جون داری.

13:05.556 --> 13:06.598
‫آره.

13:08.058 --> 13:09.226
‫خب حالا چی؟

13:10.436 --> 13:13.522
‫در این روزهای آشفتگی و سردرگمی

13:15.024 --> 13:16.442
‫ما دعا می‌کنیم

13:16.525 --> 13:19.486
‫برای همه‌ی کسانی که همچنان در تلاشند

13:19.737 --> 13:22.531
‫تا آرامش رو به "پیدراس نگراس" برگردونند.

13:24.158 --> 13:25.451
‫ما همچنین دعا می‌کنیم

13:25.909 --> 13:28.495
‫برای صاحبان اون مزرعه‌هایی که

13:29.121 --> 13:31.540
‫توسط شورشیان مورد حمله قرار گرفتند،

13:32.249 --> 13:35.836
‫کلاهبردارانی که از وضعیت شرم‌آور کشورمون
‫سوءاستفاده می‌کنن

13:36.170 --> 13:38.380
‫تا غارت کنند و وحشت بپراکنند.

13:40.132 --> 13:42.425
‫این‌ها دوران تاریکی هستند.

13:42.843 --> 13:44.636
‫اما ما همچنان به خدای مقدس توکل داریم.

13:46.013 --> 13:48.640
‫ما همچنین به ارتش خود اعتماد داریم،

13:49.516 --> 13:53.520
‫که توسط ژنرال فلیپه موزکویز رهبری می‌شه.

13:54.897 --> 13:57.608
‫باشد که نور او همه جا بتابد،

13:58.359 --> 14:01.236
‫تا صلح رو به جامعه‌ی عزیز ما
‫بازگرداند.

14:02.654 --> 14:03.906
‫بلند شید.

14:08.327 --> 14:10.329
‫کی همه چیز به حالت عادی برمی‌گرده؟

14:10.412 --> 14:11.872
‫بدون حضور مادرو در مسند قدرت،

14:11.955 --> 14:15.959
‫ما تصور می‌کردیم که گروه‌های شورشیِ "ویا"
‫عقب‌نشینی می‌کنن.

14:16.627 --> 14:20.005
‫فقط تعداد کمی از اون‌ها باقی موندن که
‫تو کوه‌ها مخفی شدن، درسته؟

14:20.297 --> 14:21.882
‫هم تو کوه‌ها و هم اینجا.

14:22.341 --> 14:25.344
‫اون‌ها به مزرعه‌ها حمله می‌کنن
‫و احشام رو می‌دزدن.

14:25.636 --> 14:28.597
‫فقط مسئله‌ی چند روزه
‫تا اون جنایتکارها رو بگیریم.

14:28.764 --> 14:30.641
‫ژنرال موزکویز، می‌تونم چند کلمه باهاتون صحبت کنم؟

14:36.438 --> 14:37.940
‫من کاملاً روشن کردم که

14:38.190 --> 14:40.526
‫ما چیزی برای گفتن با هم نداریم.

14:40.692 --> 14:42.986
‫یا اینکه باید صدام رو بلند کنم؟

14:43.529 --> 14:47.491
‫فکر نمی‌کنم این‌طوری
‫توجه بیشتری جلب کنی.

14:48.575 --> 14:51.537
‫خانواده‌ی شما به اندازه کافی در "پیدراس نگراس"
‫سر و صدا به پا کرده.

14:54.248 --> 14:55.332
‫چی می‌خوای؟

14:55.541 --> 14:57.918
‫من برای دخترم، روزائورا،
‫یک اجازه نامه‌ی مخصوص می‌خوام.

14:59.128 --> 15:00.337
‫من اون رو در مزرعه لازم دارم.

15:00.421 --> 15:02.965
‫بیوه‌ی یک قاچاقچی اسلحه؟

15:03.215 --> 15:04.425
‫اون کاری نکرده.

15:06.468 --> 15:10.264
‫اگه دخترت برگرده، من راهی جز
‫بازداشت کردنش ندارم.

15:11.557 --> 15:14.226
‫بذار یادت بندازم که من خودم
‫برادرزاده‌ت رو لو دادم.

15:14.560 --> 15:17.229
‫و در عوض گذاشتم اون یکی دخترت زنده بمونه،

15:17.354 --> 15:18.397
‫همون که شورشیه.

15:19.064 --> 15:20.149
‫حسابمون صافه.

15:21.608 --> 15:23.277
‫- با اجازه.
‫- صبر کن.

15:25.779 --> 15:27.322
‫من بخشی از زمینم رو بهت می‌دم.

15:27.739 --> 15:29.283
‫پیشنهاد خیلی خوبی برات دارم.

15:30.742 --> 15:32.744
‫من اون رو حتی به عنوان هدیه هم قبول نمی‌کنم.

15:33.203 --> 15:36.665
‫پول زیادی لازم داره
‫تا بشه اونجا چیزی کاشت.

15:37.374 --> 15:38.542
‫اون زمین

15:39.084 --> 15:40.586
‫از خودت هم خشک‌تره.

15:41.295 --> 15:42.713
‫تو یه حیوونی.

15:44.339 --> 15:46.508
‫فراموش نکن که تو فقط یه زنی

15:47.259 --> 15:48.385
‫و تنهایی.

15:48.635 --> 15:49.845
‫اگه بخوام،

15:50.095 --> 15:52.556
‫می‌تونم تمام زمینت رو از چنگت دربیارم.

15:53.015 --> 15:54.016
‫فهمیدی؟

15:55.142 --> 15:56.268
‫فلیپه.

15:56.935 --> 15:57.978
‫بله عزیزم؟

16:02.816 --> 16:04.610
‫مریم مقدس، مادر خدا،

16:04.693 --> 16:07.779
‫برای ما گناهکاران دعا کن، اکنون
‫و در هنگام مرگمان.

16:08.739 --> 16:11.909
‫درود بر مریم که سرشار از فضل الهی است،
‫پروردگار با توست.

16:12.117 --> 16:13.869
‫خجسته هستی تو در میان زنان،

16:13.952 --> 16:16.163
‫و خجسته است ثمره‌ی رَحِم تو، عیسی.

16:16.330 --> 16:17.831
‫مریم مقدس، مادر خدا،

16:17.915 --> 16:19.541
‫برای ما گناهکاران دعا کن،

16:19.750 --> 16:21.668
‫اکنون و در هنگام مرگمان.

16:39.561 --> 16:40.979
‫نیکلاس، اون مال تو نیست.

16:44.650 --> 16:45.901
‫فقط دارم یه نگاهی می‌اندازم.

16:58.330 --> 16:59.665
‫چرا نیکلاس هنوز اینجاست؟

17:00.624 --> 17:01.875
‫ما توافق کردیم که بذاریم بره.

17:02.668 --> 17:03.752
‫ما به نیرو نیاز داریم.

17:05.587 --> 17:06.838
‫اون قابل اعتماد نیست.

17:09.049 --> 17:11.635
‫اگه خائن بود، تا حالا ما رو لو داده بود.

17:13.178 --> 17:16.390
‫کمینِ موزکویز چی؟
‫فکر می‌کنی اون تصادفی بود؟

17:17.558 --> 17:20.644
‫- قبلاً در این باره حرف زدیم، خترودیس.
‫- ولی به جایی نرسیدیم.

17:21.061 --> 17:24.273
‫می‌دونم نمی‌خوای حرف بزنی،
‫اما سکوت کردن چیزی رو پاک نمی‌کنه.

17:26.942 --> 17:29.736
‫- ما نمی‌تونیم بذاریم پدرو به لاس پالوماس بره.
‫- چرا که نه؟

17:30.070 --> 17:32.447
‫اون همه‌ی ما رو به خطر می‌اندازه،
‫ممکنه تعقیبش کنن.

17:33.323 --> 17:35.576
‫تا کی قراره مخفی بمونیم؟

17:36.034 --> 17:38.161
‫نمی‌دونم. تا وقتی که دستور برسه.

17:41.373 --> 17:44.793
‫باید وارد عمل بشیم. نیروهای ما منتظرن
‫و آذوقه‌مون هم رو به اتمامه.

17:59.600 --> 18:01.727
‫وقتی دلسوزی‌هات تموم شد
‫بهم خبر بده.

18:06.398 --> 18:09.526
‫باقیمونده‌ی لوبیا و ذرت رو توزیع می‌کنیم.

18:10.110 --> 18:11.570
‫و گوشت‌ها رو هم نمک‌سود می‌کنیم.

18:12.779 --> 18:15.324
‫حداقل تا وقتی که مرغ‌ها
‫دوباره شروع به تخم‌گذاری کنن.

18:15.616 --> 18:18.619
‫دونه‌ی زیادی برای مرغ‌ها نمونده.
‫باید ذخیره‌ش کنیم؟

18:18.702 --> 18:21.204
‫بدید بهشون بخورن. ما به تخم‌مرغ نیاز داریم.

18:21.496 --> 18:22.998
‫خانم، آب زیادی هم نداریم.

18:23.582 --> 18:25.042
‫برای کل هفته کافی نیست.

18:25.125 --> 18:26.668
‫پس هیچ‌کس حمام نمی‌ره.

18:27.002 --> 18:28.587
‫منتظر فصل بارندگی می‌مونیم.

18:28.837 --> 18:31.173
‫یادتون باشه،
‫خدا متناسب با ظرفیت هر کس، بهش سختی میده.

18:32.215 --> 18:33.634
‫از پسِ این هم برمی‌آییم.

18:34.259 --> 18:36.470
‫من درخواست وام دادم
‫و اون‌ها هم بهم میدنش،

18:36.553 --> 18:38.055
‫اما به کمک شما نیاز دارم.

18:39.264 --> 18:40.349
‫باشه؟

18:42.476 --> 18:44.811
‫دیگه قیافه‌هاتون رو درهم نکشید،
‫همه چیز درست می‌شه.

18:46.188 --> 18:47.230
‫درها رو ببندید.

18:47.814 --> 18:49.024
‫چشم، خانم النا.

18:49.441 --> 18:50.651
‫- زود باش.
‫- بله.

19:13.548 --> 19:14.675
‫توش چی نوشته؟

19:14.841 --> 19:17.386
‫<i>دخترم، هر روز داره
‫خطرناک‌تر می‌شه.</i>

19:17.469 --> 19:19.346
‫<i>تو در "لاس پالوماس" امنیت نداری.</i>

19:19.429 --> 19:22.265
‫<i>تا اطلاع ثانوی همون‌جا بمون.
‫خدا به همراهت.</i>

19:28.563 --> 19:29.606
‫نمی‌تونم برگردم.

19:32.401 --> 19:34.361
‫خیلی خطرناکه.

19:36.446 --> 19:37.948
‫پس چی می‌شه؟

19:40.117 --> 19:41.535
‫کی قراره ازت مراقبت کنه؟

19:54.798 --> 19:56.174
‫بذار هر چی تو دلشه بیرون بریزه.

19:56.842 --> 19:59.219
‫اون به یه مزار نیاز داره
‫تا برای شوهرش گریه کنه.

20:00.512 --> 20:03.473
‫امیدوارم
‫بتونه به زودی به "پیدراس نگراس" برگرده.

20:04.599 --> 20:05.767
‫من هم همین‌طور.

20:08.019 --> 20:09.020
‫از این طرف.

20:11.773 --> 20:13.525
‫بفرمایید بشینید، لطفاً.

20:27.414 --> 20:28.415
‫بسیار خب.

20:28.498 --> 20:30.709
‫تو رو آوردم اینجا
‫تا یه چیزی بهت بگم.

20:31.251 --> 20:32.502
‫مدت‌ها پیش،

20:32.836 --> 20:36.047
‫یه کیمیاگر اولین عنصر شیمیایی
‫تاریخ رو کشف کرد.

20:37.090 --> 20:38.091
‫فسفر.

20:39.217 --> 20:41.386
‫اون متوجه شد که فسفر
‫وقتی با اکسیژن ترکیب بشه،

20:41.470 --> 20:42.721
‫مشتعل می‌شه.

20:43.722 --> 20:45.640
‫چیزی که اینجا می‌بینی اکسیژن خالصه.

20:46.099 --> 20:48.477
‫من اون رو از تجزیه‌ی آب‌اکسیژنه به دست آوردم.

21:11.958 --> 21:13.418
‫برای اینکه یه چوب‌کبریت بسوزه،

21:14.336 --> 21:16.171
‫به یک چاشنی نیاز داری.

21:20.592 --> 21:22.469
‫این تنها راهیه که بشه ازش نور

21:22.969 --> 21:24.012
‫و گرما گرفت.

21:40.070 --> 21:42.531
‫این‌ها رو بهت می‌گم چون مادربزرگِ "کیکاپو"ی من

21:42.697 --> 21:44.991
‫همیشه می‌گفت روح ما هم به همین شکل کار می‌کنه.

21:45.742 --> 21:48.495
‫تصور کن درون همه‌ی ما
‫یه قوطی چوب‌کبریت وجود داره.

21:49.704 --> 21:50.914
‫در مورد ما،

21:51.289 --> 21:53.875
‫اکسیژن، همون نَفَسِ کسیه که دوستش داریم.

21:54.459 --> 21:57.337
‫و چاشنی، همون لذتیه
‫که حضور اون‌ها به ارمغان می‌آره،

21:57.712 --> 21:58.755
‫گرماشون.

21:58.880 --> 22:01.132
‫این چیزیه که برای روشن کردن اون آتیش نیاز داریم.

22:02.509 --> 22:03.927
‫تیتا، خیلی مهمه که

22:04.010 --> 22:07.264
‫عناصر درست رو برای روشن کردنِ
‫اون شعله‌ی درونی پیدا کنی

22:07.973 --> 22:09.516
‫تا بتونی زندگیِ پرمعنایی داشته باشی.

22:10.725 --> 22:12.477
‫در غیر این صورت، اون قوطی کبریت

22:12.811 --> 22:15.188
‫ممکنه خیس بشه و دیگه هرگز روشن نشه.

22:16.022 --> 22:17.315
‫لحظاتی در زندگی هست

22:18.024 --> 22:20.652
‫که نیاز داریم یه چاشنیِ جدید پیدا کنیم.

22:21.236 --> 22:22.863
‫فقط اون موقع است که آتیش رو روشن می‌کنیم

22:22.946 --> 22:24.739
‫تا نذاریم اون شعله بمیره.

22:26.283 --> 22:28.410
‫تیتا، می‌دونم روزهای سختی رو گذروندی.

22:30.245 --> 22:32.706
‫اما مادربزرگم بهم گفت اگه یه چوب‌کبریت برداریم

22:33.248 --> 22:36.459
‫و چیزی که داره بهمون صدمه می‌زنه رو روش بنویسیم،
‫ممکنه به تسکین دردمون کمک کنه.

22:40.422 --> 22:43.258
‫چرا با این شروع نکنیم که بفهمیم
‫چرا حرف نمی‌زنی؟

22:48.722 --> 22:49.848
‫ببین.

22:50.891 --> 22:53.435
‫دوست داری اینجا بنویسیش؟

23:36.686 --> 23:37.729
‫آماده‌ای؟

23:39.230 --> 23:40.440
‫مراقب خواهرم باش.

23:43.401 --> 23:45.153
‫فکر می‌کنی منو دوباره می‌پذیره؟

23:47.155 --> 23:48.281
‫امیدوارم.

24:22.357 --> 24:24.442
‫<i>من حرف نمی‌زنم چون خودم نمی‌خوام.</i>

24:24.526 --> 24:26.736
‫<i>"براون" متوجه شد که این عملِ عصیانگرانه،</i>

24:27.070 --> 24:30.067
‫<i>اولین قدم در سفر طولانیِ تیتا</i>

24:30.240 --> 24:31.408
‫<i>به سمت آزادی‌شه.</i>

24:32.117 --> 24:35.036
‫<i>پس اون جرئت کرد تصور کنه که شاید خودش</i>

24:35.537 --> 24:38.164
‫<i>بتونه چاشنیِ زندگیِ تیتا باشه.</i>

24:44.838 --> 24:45.880
‫همینه.

24:46.881 --> 24:49.217
‫- نوش جان. بفرمایید میل کنید.
‫- شما هم همین‌طور.

24:49.968 --> 24:51.052
‫این چیه؟

24:51.302 --> 24:52.512
‫این غذاست، الکس.

24:52.762 --> 24:54.014
‫یه غذای خوشمزه.

24:54.264 --> 24:55.974
‫رُست‌بیف (گوشت گاو کباب شده) است. تو عاشقشی.

24:56.599 --> 24:57.642
‫دیگه نیستم.

24:58.143 --> 24:59.436
‫چیز دیگه‌ای نیست.

24:59.728 --> 25:01.479
‫بخور، الکس. خوشمزه است.

25:01.688 --> 25:03.690
‫- ولی ظاهرش چندشه.
‫- پسرم...

25:04.774 --> 25:05.942
‫من این رو نمی‌خورم.

25:06.192 --> 25:07.861
‫پس کارت اینجا تمومه.

25:08.194 --> 25:09.487
‫می‌تونی بری به اتاقت.

25:14.826 --> 25:15.910
‫دکتر،

25:16.578 --> 25:17.787
‫حالش خوب می‌شه.

25:56.951 --> 25:58.078
‫می‌تونم این رو داشته باشم؟

26:13.218 --> 26:14.385
‫<i>از زمان کودکی،</i>

26:14.511 --> 26:17.597
‫<i>تیتا طاقت دیدن گرسنگیِ کسی رو نداشت.</i>

26:34.114 --> 26:35.949
‫تو بهش کمک کردی! اون اسبت رو برد!

26:36.324 --> 26:38.535
‫اگه بگیرنش، کارمون تمومه. بهت گفته بودم!

26:38.618 --> 26:40.161
‫نمی‌تونستم جلوش رو بگیرم، خوآن.

26:40.829 --> 26:43.248
‫مگه الان پدرو اینجا رئیسه یا چی؟

26:44.374 --> 26:45.875
‫از کی تا حالا جلوی من جبهه می‌گیری؟

26:46.251 --> 26:47.877
‫من جبهه نگرفتم، خوآن!

26:48.503 --> 26:51.339
‫اما این مشروب و شکست داره مغزت رو به هم می‌ریزه!

26:51.714 --> 26:52.799
‫خوآن!

26:53.091 --> 26:54.217
‫- خوآن!
‫- چی؟

26:54.300 --> 26:55.385
‫اون نیکلاسه!

26:55.468 --> 26:57.887
‫اسب و تفنگت رو برداشت و فرار کرد!

26:58.513 --> 27:00.348
‫بهت گفته بودم اون یه آدمِ پَسته!

27:00.723 --> 27:02.725
‫باید هر چه زودتر از اینجا بریم.

27:04.227 --> 27:05.603
‫حرومزاده!

27:07.772 --> 27:09.482
‫کمپ رو جمع کنید! داریم می‌ریم!

27:09.774 --> 27:11.526
‫- یالا!
‫- بریم!

27:11.943 --> 27:13.695
‫عجله کنید! همه چیز رو بردارید!

27:13.820 --> 27:15.113
‫جنب بجنبید!

27:27.375 --> 27:28.418
‫عصر بخیر.

27:30.837 --> 27:32.172
‫ببخشید،

27:32.922 --> 27:35.800
‫اما یادم اومد که چقدر
‫عاشقِ آشپزی هستی.

27:37.969 --> 27:41.014
‫فعال کردنِ اون "چاشنی"
‫برای بهبودی‌ت خیلی مهمه،

27:41.890 --> 27:44.350
‫برای همین فکر کردم
‫شاید آماده باشی که امتحانش کنی.

27:45.268 --> 27:47.520
‫آشپزخونه‌ی ما در اختیارته.

27:54.485 --> 27:55.570
‫هر وقت که خودت بخوای.

28:51.709 --> 28:52.794
‫چاشنی.

29:52.437 --> 29:53.730
‫غمگینی، دختر جون.

29:55.148 --> 29:56.149
‫طبیعیه.

29:56.983 --> 29:58.067
‫چیزهای زیادی رو از دست دادی.

30:00.570 --> 30:03.197
‫اگه دلت به این کار نیست،
‫مجبور نیستی آشپزی کنی.

30:06.326 --> 30:08.536
‫فراموش نکن که دوباره خوشحال بودن
‫فقط به خودت بستگی داره.

30:11.622 --> 30:14.125
‫نذار خوشبختی‌ت
‫به هیچ‌کسِ دیگه‌ای وابسته باشه.

30:32.185 --> 30:33.269
‫دکتر!

30:34.020 --> 30:35.605
‫چوبِ کافی داریم.

30:36.230 --> 30:37.315
‫داری چیکار می‌کنی؟

30:38.107 --> 30:40.068
‫دارم سعی می‌کنم یادم بیاد چطوری می‌ساختم.

30:41.361 --> 30:42.737
‫الکس، می‌تونی بهم کمک کنی؟

30:43.363 --> 30:44.364
‫بله.

30:44.447 --> 30:45.698
‫مواظب باش، الکس.

30:45.782 --> 30:47.784
‫می‌خوایم برای تیتا یه سورپرایز درست کنیم.

30:48.201 --> 30:49.535
‫بیا اینجا. مواظب باش.

31:14.685 --> 31:15.770
‫- چیزی پیدا کردی؟
‫- بله.

31:15.853 --> 31:17.021
‫- چند تا؟
‫- دو تا.

31:17.814 --> 31:18.898
‫ژنرال!

31:19.440 --> 31:21.526
‫اینجا یه کمپ بوده، اما رفتن.

31:21.651 --> 31:23.361
‫احتمالاً چند روز پیش اینجا رو ترک کردن.

31:24.779 --> 31:27.740
‫برید سمت تپه‌ها و اون خائن رو پیدا کنید.

31:28.032 --> 31:29.700
‫بدون اون برنگردید اینجا.

31:30.451 --> 31:32.703
‫این بار، خودم
‫از یه درخت آویزونش می‌کنم.

31:33.538 --> 31:34.664
‫راه بیفتید!

31:35.498 --> 31:37.417
‫بذارید این یکی بره.

31:42.630 --> 31:44.924
‫ممکنه دهنم چاک و بست نداشته باشه،
‫اما دروغگو نیستم.

31:45.299 --> 31:47.427
‫بهت گفته بودم برادرزاده‌ت زنده‌ست.

31:51.222 --> 31:52.890
‫من پولت رو نمی‌خوام، ژنرال.

31:53.349 --> 31:54.350
‫پس چی می‌خوای؟

31:54.517 --> 31:58.104
‫خب، خیلی دوست دارم به گروهِ
‫"گوشت‌خوارها"ی شما ملحق بشم.

32:01.107 --> 32:02.400
‫همچین چیزی وجود نداره.

32:03.359 --> 32:05.778
‫این‌ها همه‌ش حرف و شایعه‌ست.

32:06.571 --> 32:07.572
‫که این‌طور.

32:08.239 --> 32:09.991
‫این‌ها فقط یه مشت شورشی هستن

32:10.533 --> 32:12.243
‫که دوست دارن مزرعه‌ها رو غارت کنن.

32:12.743 --> 32:16.164
‫تو که احیاناً چیزی درباره‌ش
‫نمی‌دونی، درسته؟

33:13.148 --> 33:40.210
<b>«فـیلــم2مـدیـا»</b>
.::. Telegram: @Film2Media_Plus .::.
.::. Instagram: @Film2Media_Plus .::.

34:33.551 --> 34:34.552
‫ممنونم.

34:39.307 --> 34:41.475
‫شنیدنِ صدات
‫خیلی خوشحالم می‌کنه.

36:02.556 --> 36:04.266
‫گل‌های "تاج خروس" شگفت‌انگیزن.

36:05.476 --> 36:06.477
‫بله.

36:06.602 --> 36:07.812
‫دوست‌داشتنی هستن.

36:08.145 --> 36:09.772
‫اگه بخوای می‌تونی بچینی‌شون.

36:10.648 --> 36:13.067
‫می‌دونستی مردم "هویچول" بهشون می‌گن "واوی"؟

36:13.943 --> 36:16.821
‫و براشون مقدسه، چون در برابر
‫خشکسالی مقاومه.

36:18.280 --> 36:21.200
‫نام علمی‌شون از واژه‌ی یونانیِ "آمارانتوس" می‌آد،

36:21.283 --> 36:23.494
‫که یعنی "گلی که هرگز پژمرده نمی‌شه."

36:25.204 --> 36:27.039
‫- شیرینی‌ها.
‫- دقیقاً.

36:27.707 --> 36:29.542
‫می‌تونی ازشون برای درست کردن شیرینی هم استفاده کنی.

36:32.420 --> 36:33.838
‫اجازه هست از آشپزخونه‌ت استفاده کنم؟

36:35.214 --> 36:36.382
‫متعلق به خودته.

36:37.383 --> 36:38.426
‫ممنونم.

36:50.354 --> 36:51.605
‫<i>برای درست کردن این شیرینی‌ها،</i>

36:51.689 --> 36:53.816
‫<i>اول باید خوشه‌ها رو خشک کرد</i>

36:53.899 --> 36:55.735
‫<i>تا بشه دانه‌های گیاه رو به دست آورد.</i>

37:02.366 --> 37:04.702
‫<i>بعد باید کشمش، گردو،</i>

37:04.952 --> 37:08.414
‫<i>تخم کدو و بادام‌زمینی رو
‫داخل قابلمه بریزید</i>

37:08.497 --> 37:10.458
‫<i>تا با حرارت ملایم تفت بخورن.</i>

37:14.211 --> 37:15.254
‫<i>در یک ظرف دیگه،</i>

37:15.337 --> 37:18.007
‫<i>باید مقدار زیادی شکر قهوه‌ای رو
‫ذوب کنید.</i>

37:18.632 --> 37:21.635
‫<i>بعد، بهش عسل و چند قطره لیمو
‫اضافه می‌کنید.</i>

37:24.013 --> 37:27.016
‫<i>دانه‌های تفت‌داده شده رو به این ترکیب،</i>

37:27.099 --> 37:29.059
‫<i>در کنار دانه‌های تمیز شده‌ی گیاه اضافه کنید.</i>

37:30.603 --> 37:32.521
‫<i>همه‌ی مواد رو با هم مخلوط کنید</i>

37:32.855 --> 37:35.316
‫<i>و داخل قالب‌ها بریزید تا شکل بگیرن.</i>

37:46.160 --> 37:50.122
‫<i>وقتی تیتا شیرینیِ شکر قهوه‌ای و عسل رو چشید،</i>

37:50.539 --> 37:53.167
‫<i>گرمایی رو حس کرد که قلبش رو در آغوش گرفت.</i>

37:53.626 --> 37:55.878
‫<i>یک جور آرامش. مثل یک نوازش.</i>

37:56.504 --> 37:59.715
‫<i>شاید این نشانه‌ای بود که سرنوشتش،</i>

37:59.965 --> 38:01.175
‫<i>برای اولین بار،</i>

38:01.383 --> 38:03.010
‫<i>در دستان خودش قرار داره.</i>

38:04.386 --> 38:07.264
‫شیرینی‌های "آلگریا" (شادی)

38:23.197 --> 38:27.159
‫<i>جیرجیرکِ اورشلیم</i>

38:27.326 --> 38:31.455
‫<i>جیرجیرکِ اورشلیم</i>

38:31.539 --> 38:34.625
‫<i>نورِ ستاره</i>

38:35.918 --> 38:39.171
‫<i>نورِ ستاره</i>

38:40.589 --> 38:42.677
‫<i>جیرجیرکِ اورشلیم</i>

38:45.010 --> 38:49.014
‫<i>جیرجیرکِ اورشلیم</i>

38:49.849 --> 38:51.475
‫<i>بخواب</i>

38:52.184 --> 38:53.936
‫<i>بخواب</i>

38:54.645 --> 38:56.564
‫<i>بخواب</i>

39:46.322 --> 39:47.531
‫اسمش اِما بود.

39:51.118 --> 39:52.661
‫اون موقعِ به دنیا آوردن الکس از دنیا رفت.

39:54.538 --> 39:57.708
‫جفت به دیواره رحم چسبیده بود
‫و من نتونستم نجاتش بدم.

40:02.588 --> 40:03.714
‫زن فوق‌العاده‌ای بود.

40:08.177 --> 40:10.012
‫حالا، هر وقت کسی رو درمان می‌کنم،

40:10.095 --> 40:12.222
‫حس می‌کنم دارم تکه‌ای
‫از چیزی که از دست دادم رو پس می‌گیرم.

40:15.309 --> 40:17.058
‫باید اعتراف کنم

40:17.061 --> 40:20.356
‫که وقتی اومدی اینجا،
‫می‌ترسیدم تو رو هم از دست بدم.

40:23.442 --> 40:24.526
‫تیتا،

40:25.027 --> 40:27.237
‫من می‌دونم چه حسی به "پدرو موزکیز" داشتی.

40:28.739 --> 40:30.157
‫و می‌دونم که الان عزاداری.

40:32.159 --> 40:33.327
‫اما بهم اعتماد کن،

40:33.869 --> 40:34.912
‫هر دردی،

40:35.829 --> 40:37.581
‫هر چقدر هم که بزرگ باشه،

40:39.124 --> 40:40.167
‫بالاخره می‌گذره.

40:43.337 --> 40:44.713
‫زندگی بخشنده است.

40:46.340 --> 40:49.176
‫مدام به ما فرصت‌هایی برای خوشبخت شدن میده.

40:56.850 --> 40:57.935
‫شب بخیر.

41:22.126 --> 41:23.210
‫دلفینو.

41:28.465 --> 41:29.717
‫تو که اعدام شده بودی.

41:31.552 --> 41:33.095
‫اگه کسی بفهمه زنده‌م،

41:33.762 --> 41:35.055
‫این بار دیگه واقعاً منو می‌کشن.

41:38.017 --> 41:39.184
‫اومدم دنبال تیتا.

41:41.145 --> 41:42.604
‫خانم دیگه اینجا نیست.

41:59.246 --> 42:00.789
‫- بخیر.
‫- خوش اومدید.

42:08.088 --> 42:09.131
‫ممنونم.

42:13.093 --> 42:14.678
‫خوش برگشتی، روسائورا.

42:15.429 --> 42:18.015
‫ملاقات‌های تو برای دوستم خیلی خوبه.

42:18.849 --> 42:20.100
‫- بفرما تو.
‫- ممنون.

42:27.566 --> 42:28.942
‫حالتون چطوره، آقای پدرو؟

42:34.907 --> 42:36.533
‫لعنت به این مریضی.

42:40.579 --> 42:42.831
‫می‌گفتن این مریضی فقط کارگرهای مزرعه رو می‌گیره.

42:44.083 --> 42:45.292
‫حالا منو نگاه کن.

42:46.668 --> 42:48.128
‫مثل یه کارگر دارم می‌میرم.

42:50.422 --> 42:52.049
‫تیفوئید فرقی بین آدم‌ها نمی‌ذاره.

43:00.724 --> 43:01.892
‫و تو؟

43:04.478 --> 43:05.687
‫تو در چه حالی؟

43:11.693 --> 43:13.445
‫دیدنت تو این وضعیت غمگینم می‌کنه.

43:18.075 --> 43:20.285
‫وقتشه که به زندگی‌ت برسی و بری جلو.

43:23.747 --> 43:25.332
‫نه، من هیچ‌وقت پدرو رو فراموش نمی‌کنم.

43:27.126 --> 43:28.836
‫تمام عمرم عزادار می‌مونم.

43:29.670 --> 43:30.921
‫درست مثل همون کاری که مادرم کرد.

43:35.092 --> 43:36.176
‫متأسفم.

43:36.718 --> 43:38.428
‫نمی‌خوام باعث ناراحتی‌ت بشم.

43:41.765 --> 43:42.850
‫این...

43:44.268 --> 43:46.061
‫ملاقات‌های تو باعث می‌شه حالم بهتر بشه.

43:55.571 --> 43:56.613
‫روسائورا،

43:57.447 --> 43:58.532
‫تو خیلی جوونی.

44:01.285 --> 44:02.452
‫به زندگی‌ت ادامه بده.

44:06.415 --> 44:08.417
‫می‌دونم که تو فقط خیر و صلاح منو می‌خوای.

44:12.171 --> 44:13.422
‫اما نمی‌دونم چطوری.

44:21.763 --> 44:23.015
‫بخیر.

44:26.727 --> 44:27.853
‫بخیر.

44:32.482 --> 44:33.567
‫خوشت می‌آد؟

44:34.651 --> 44:35.652
‫خیلی دوستش دارم.

44:37.154 --> 44:38.530
‫الکس خیلی خوشحال می‌شه.

44:42.868 --> 44:44.536
‫خیلی به شما مدیونم.

44:46.538 --> 44:49.541
‫دکتر، باید بابت تمام کارهایی که برام کردید ازتون تشکر کنم.

44:54.504 --> 44:56.632
‫اشکالی نداره اگه صمیمی‌تر خطابت کنم؟

44:58.634 --> 44:59.676
‫اصلاً.

45:04.473 --> 45:05.557
‫بله.

45:35.420 --> 45:36.755
‫داشتم فکر می‌کردم.

45:38.966 --> 45:41.009
‫نمی‌خوام به "لاس پالوماس" برگردم.

45:52.604 --> 45:54.022
‫اینجا خوشحالم.

45:56.441 --> 45:57.484
‫حس آزادی می‌کنم.

46:00.070 --> 46:03.198
‫<i>شاید همون حس خوشبختی‌ای بود</i>

46:03.282 --> 46:05.242
‫<i>که تیتا در اون شیرینی‌ها ریخته بود</i>

46:05.325 --> 46:08.120
‫<i>که دکتر براون رو برای قدم بعدی تشویق کرد.</i>

46:09.496 --> 46:14.459
‫<i>حالا اون مطمئن بود که می‌تونه همون
‫"چاشنی"ای باشه که تیتا بهش نیاز داره.</i>

46:15.961 --> 46:17.254
‫هر چقدر که دوست داری بمون.

46:19.756 --> 46:20.882
‫ممنونم.

46:22.509 --> 46:24.678
‫<i>اون حس می‌کرد آماده‌ست که دوباره عاشق بشه.</i>

46:54.750 --> 46:55.751
‫تیتا،

46:56.126 --> 46:57.252
‫می‌تونم باهات حرف بزنم؟

46:57.961 --> 46:58.962
‫البته.

47:00.255 --> 47:01.298
‫بیا.

47:08.972 --> 47:10.349
‫نمی‌خوام ناراحتت کنم،

47:11.600 --> 47:14.227
‫اما یه چیزی هست که مدت‌هاست می‌خوام بهت بگم.

47:19.358 --> 47:20.442
‫خنده‌داره.

47:21.526 --> 47:22.778
‫اولین باری که اومدی اینجا،

47:23.111 --> 47:24.946
‫قرار بود من ازت مراقبت کنم.

47:26.990 --> 47:29.117
‫اما این تو بودی که منو به زندگی برگردوندی.

47:32.162 --> 47:36.500
‫من حاضرم با مادرت و عواقب این کار روبرو بشم،

47:36.583 --> 47:39.044
‫چون می‌دونم تو لیاقتِ خوشبخت بودن رو داری.

47:40.712 --> 47:42.672
‫فکر می‌کنم بتونم اون خوشبختی رو بهت بدم.

47:49.805 --> 47:50.889
‫تیتا.

47:58.105 --> 47:59.564
‫با من ازدواج می‌کنی؟

48:01.274 --> 48:02.317
‫<i>اون بعدازظهر،</i>

48:02.526 --> 48:05.695
‫<i>تمام اون حس امنیت، مراقبت و لطافتی</i>

48:05.821 --> 48:08.156
‫<i>که اون تا حالا تجربه نکرده بود،</i>

48:08.865 --> 48:11.284
‫<i>به تیتا کمک کرد تا تصمیمش رو بگیره.</i>

48:13.120 --> 48:14.204
‫بله.

48:14.913 --> 48:16.289
‫- واقعاً؟
‫- بله!

48:16.873 --> 48:17.958
‫بله.

48:19.167 --> 48:20.293
‫بله.

50:17.369 --> 50:18.745
‫کی می‌خواد کشته بشه؟

50:19.913 --> 50:21.164
‫از اینجا برو بیرون، نیکلاس!

50:21.248 --> 50:23.208
‫نه. اول چیزی که مال منه رو برمی‌دارم.

50:23.291 --> 50:24.751
‫هیچ‌کس حق نداره وارد این مزرعه بشه!

50:25.835 --> 50:29.339
‫من با شجاعتی بیشتر از اونی که تو داشته باشی،
‫پای این خونه ایستادم!

50:30.173 --> 50:31.258
‫آروم باش.

50:31.758 --> 50:32.801
‫خانم!

50:33.093 --> 50:34.261
‫خانم!

50:34.719 --> 50:36.304
‫به دختره دست نزن!

50:40.809 --> 50:42.435
‫- بگیرینش.
‫- ولم کن!

50:42.811 --> 50:43.853
‫ولش کن!

50:44.145 --> 50:45.647
‫ولش کنید حیوون‌ها!

50:45.981 --> 50:47.023
‫ولش کن!

51:02.122 --> 51:03.122
‫ببینم این یکی رو شنیدی.

51:04.291 --> 51:05.291
‫من به درازیِ جاده‌ام.

51:06.167 --> 51:09.047
‫از تو دشت‌ها و از میونِ آسیاب‌های بادی می‌گذرم.

51:09.087 --> 51:10.335
‫اما نه مَردم و نه زن.

51:11.214 --> 51:12.046
‫پا داره؟

51:12.924 --> 51:14.838
‫پا نداره، اما بلده چطوری بدوئه.

51:15.218 --> 51:16.967
‫جریانِ آب؟

51:17.095 --> 51:18.311
‫تقریباً!

51:18.346 --> 51:19.469
‫- رودخونه؟
‫- درسته، الکس!

51:20.307 --> 51:21.381
‫می‌دونستم، من بردم!

51:22.767 --> 51:24.415
‫می‌دونستم حدس می‌زنی.

51:25.520 --> 51:26.977
‫این شیرینی‌ها عالی هستن!

51:27.147 --> 51:28.478
‫خیلی خوشمزه‌ان، تیتا. ممنون.

51:29.899 --> 51:31.439
‫- ممنون تیتا.
‫- دستت درد نکنه.

51:31.860 --> 51:33.817
‫- ممنون بابت این‌ها.
‫- چایِ بیشتر؟

51:34.362 --> 51:36.110
‫کافیه، ممنونم.

51:37.073 --> 51:38.195
‫خب، الکس خداحافظی کن. وقت خوابه.

51:40.785 --> 51:42.241
‫می‌تونم آخریش رو بردارم؟

51:42.412 --> 51:44.410
‫قرار بود برای همه‌مون باشه!

51:44.497 --> 51:46.411
‫تو آشپزخونه باز هم هست، برو بردار.

51:47.083 --> 51:48.248
‫اما اول، قلقلکت می‌دم!

51:49.002 --> 51:50.326
‫گریس، کمکم کن!

51:50.462 --> 51:52.377
‫اومدم! بیا اینجا!

51:54.924 --> 51:56.105
‫فکر کنم دیگه دیره.

51:56.426 --> 51:58.091
‫خواهش می‌کنم!

52:21.034 --> 52:22.291
‫سرما نخوری.

52:27.457 --> 52:28.873
‫بابا! بابا!

52:29.167 --> 52:30.407
‫گریس می‌گه الان باید بخوابم.

52:31.211 --> 52:33.001
‫چون بچه‌ای باید الان بخوابی.

52:34.506 --> 52:36.130
‫اما فردا با هم بازی می‌کنیم.

52:36.174 --> 52:37.297
‫- قول می‌دی؟
‫- آره.

52:39.219 --> 52:41.216
‫من می‌خوابم، اما فقط به شرطی که تو هم بیای.

52:43.890 --> 52:45.555
‫باشه. بریم.

52:46.184 --> 52:48.100
‫حالت خوبه؟

52:48.186 --> 52:49.559
‫آره، خوبم.

52:51.314 --> 52:52.563
‫می‌خوای بغلت کنم؟

52:52.649 --> 52:54.281
‫- بغلم کن.
‫- بله؟

52:54.317 --> 52:55.474
‫بیا بریم.

52:55.527 --> 52:57.276
‫الآن برمی‌گردم.

52:57.654 --> 52:58.943
‫- بابا، یه معما برات دارم.
‫- بگو ببینم.

53:00.615 --> 53:01.780
‫از میون آسیاب بادی رد می‌شه...

53:02.784 --> 53:04.016
‫اونجوری نیست که.

53:04.160 --> 53:05.366
‫باشه، از اول می‌گم.

53:06.079 --> 53:07.244
‫از میونِ دشت‌ها رد می‌شه...

53:13.586 --> 53:14.586
‫<i>می‌گن پدرو طاقت نداشت تیتا رو
‫در آغوشِ مردِ دیگه‌ای ببینه.</i>

53:18.508 --> 53:19.508
‫<i>همون شب، قلبش شکست.</i>

53:21.678 --> 53:23.343
‫<i>و تمام عشقی که بهش داشت،</i>

53:24.097 --> 53:25.887
‫<i>تبدیل به حسادت و کینه شد.</i>

53:30.520 --> 53:32.520
‫<i>اما من می‌دونم که هیچ‌کدومِ این‌ها واقعیت نداره.</i>

53:33.273 --> 53:34.438
‫<i>درست همون شب بود</i>

53:35.567 --> 53:36.690
‫<i>که اون فهمید حضورش</i>

53:37.527 --> 53:39.583
‫<i>فقط می‌تونه رنجِ بیشتری به زندگی تیتا بیاره.</i>

53:42.991 --> 53:44.423
‫<i>در اون لحظه،</i>

53:44.576 --> 53:45.991
‫<i>در حالی که قلبش هزار تیکه شده بود،</i>

53:47.162 --> 53:50.043
‫<i>پدرو تصمیمِ سختی گرفت؛ فدا کردنِ عشقش</i>

53:50.665 --> 53:52.363
‫<i>تا اجازه بده تیتا خوشبخت بشه.</i>

53:52.625 --> 53:54.582
‫بریم!

53:55.920 --> 53:57.877
‫بریم!

53:58.256 --> 53:59.572
‫بریم!

53:59.666 --> 54:01.373
‫یالا، راه بیفتید!

54:02.844 --> 54:04.801
‫بریم!

54:12.174 --> 54:29.174
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

55:25.969 --> 55:27.717
‫- دلفینو.
‫- مادرتونه، خانم تیتا.

55:28.763 --> 55:30.386
‫در قسمت آینده‌ی
‫<i>مثلِ آب برای شکلات</i>

55:31.266 --> 55:34.613
‫یک امان‌نامه که توسط خودِ
‫رئیس‌جمهور مکزیک امضا شده.

55:35.228 --> 55:37.209
‫- اینجا چیکار می‌کنی، تیتا؟
‫- بذار کمکت کنم.

55:37.730 --> 55:40.036
‫- فینا کجاست؟ بهم دست نزن!
‫- من ازت نپرسیدم.

55:40.149 --> 55:41.206
‫چی؟

55:42.944 --> 55:44.551
‫مراقب باش دکتر.

55:44.612 --> 55:46.318
‫تیتا می‌تونه زندگی‌ت رو به جهنم تبدیل کنه.

55:47.615 --> 55:49.480
‫<i>اون هیچ‌وقت دست از دوست داشتنش برنمی‌داره.</i>

55:50.076 --> 55:51.174
‫مثلِ آب برای شکلات
