WEBVTT

00:10.021 --> 00:10.981
‫لازاروس!

00:11.061 --> 00:13.901
‫نه، همین الان برو اتاق آرلو جونز

00:13.981 --> 00:15.821
‫و بهم بگو اونجاست یا نه

00:15.901 --> 00:17.101
‫زنده‌ست؟

00:26.541 --> 00:28.781
‫دکتر لاز، اینجاست

00:28.861 --> 00:30.661
‫تو سلولشه

00:31.662 --> 00:37.662
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:37.663 --> 00:42.663
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:23.500 --> 01:30.420
‫تــرجمه از « حسین رضایی »

01:56.501 --> 01:59.261
‫پدرم روز جلسه قبلی‌مون مُرد

02:00.341 --> 02:01.941
‫روزی که گفتی با خدا حرف زدی

02:02.021 --> 02:04.901
‫و خدا بهت گفته من دغلکارم

02:04.981 --> 02:07.421
‫از خدا خواستی منو مجازات کنه

02:07.501 --> 02:09.141
‫و خدا قبول کرده

02:10.141 --> 02:12.581
‫فقط بخاطر تو این کارو می‌کنه

02:15.701 --> 02:17.141
‫حالا کرد؟

02:18.421 --> 02:19.781
‫هوم؟

02:21.741 --> 02:23.701
‫یا کار یه موجود زمینی بوده؟

02:25.341 --> 02:29.501
‫پدرم از زخم گلوله توی سرش
‫و تو مطبش مُرد

02:29.581 --> 02:32.021
‫و حالا می‌فهمم تو از بیمارهاش بودی

02:32.101 --> 02:34.021
‫می‌دونستی محل کارش کجاست

02:36.861 --> 02:39.661
‫تو گفتی پدرم رو بکشن کسکش روانی؟

02:50.701 --> 02:54.821
‫هر کار خدا یه حکمتی داره

02:57.101 --> 02:58.701
‫از کجا می‌دونستی؟

03:00.381 --> 03:02.621
‫از کجا می‌دونستی جاکش؟

03:24.381 --> 03:27.101
‫قبل از دستگیر شدن
‫با پدرم ملاقات کردی

03:28.821 --> 03:31.101
‫بهش گفتی «انتقام خواهم گرفت»

03:32.101 --> 03:34.581
‫تو از کجا اینو می‌دونی؟

03:35.741 --> 03:38.141
‫شاید فقط تو نیستی که
‫با خدا حرف می‌زنی

03:39.421 --> 03:41.661
‫به پدرت سر زدم، بله

03:42.741 --> 03:44.519
‫حتی تونستم قبل از مزاحمت پلیس

03:44.531 --> 03:47.061
‫یکم ازش خون بگیرم

03:48.621 --> 03:50.301
‫مرد ضعیفی بود

03:50.381 --> 03:52.981
‫از اعتماد من سوءاستفاده کرد

03:54.501 --> 03:57.501
‫از امیالم بهش گفتم
‫و اون گذاشت کف دست پلیس

03:57.581 --> 04:00.141
‫پس آیا ناراحتم که مُرده؟

04:01.901 --> 04:03.221
‫نه

04:04.301 --> 04:07.541
‫ولی اگه فکر می‌کنی می‌تونم از این داخل...

04:07.621 --> 04:09.781
‫ترتیب قتل کسی رو بدم

04:09.861 --> 04:11.729
‫منظورت همون امیالیه که باعث شده

04:11.741 --> 04:13.621
‫به چهار زن وحشیانه تجاوز کنی
‫و بکشی‌شون؟

04:14.701 --> 04:16.861
‫بابات هم منو نمی‌فهمید

04:17.861 --> 04:19.861
‫پسر...

04:19.941 --> 04:21.021
‫به پدرش میره

04:21.101 --> 04:23.261
‫فکر می‌کنی نمی‌فهممت

04:25.341 --> 04:27.021
‫اوه

04:27.101 --> 04:28.741
‫خوبم می‌فهممت

04:33.701 --> 04:35.461
‫ایموجن کارزوود

04:35.541 --> 04:37.461
‫دکتر

04:40.261 --> 04:42.421
‫با پدرم تو رابطه بود

04:42.501 --> 04:44.621
‫من اونو...

04:44.701 --> 04:45.901
‫نکشتم

04:45.981 --> 04:48.581
‫قبلا هم بهت گفتم

04:48.661 --> 04:49.821
‫به همه گفتم

04:49.901 --> 04:52.221
‫من نکشتمش

04:52.301 --> 04:54.741
‫ولی البته که گوش ندادی

04:54.821 --> 04:56.941
‫صحنه جرم پر بوده از دی‌ان‌ای تو

04:57.021 --> 04:59.261
‫برام پاپوش دوختن

04:59.341 --> 05:01.101
‫آره، تو راست میگی

05:02.501 --> 05:05.221
‫تو هم مثل من خوب می‌دونی دکتر

05:05.301 --> 05:07.221
‫به ایموجن تجاوز نشده

05:07.301 --> 05:09.981
‫و از اونجایی که منو انقدر خوب می‌شناسی

05:10.061 --> 05:12.395
‫باید اقرار کنی که

05:12.407 --> 05:14.821
‫یه مقدار با به اصطلاح الگوی من ناسازگاری داره

05:14.901 --> 05:17.061
‫نتونستن جرایمم رو ثابت کنن

05:17.141 --> 05:20.981
‫برای همین با این ترفند منو انداختن زندان

05:22.981 --> 05:24.901
‫شوهره...

05:24.981 --> 05:27.781
‫شهادت دروغ داد

05:30.581 --> 05:32.781
‫و اونم می‌دونست

05:33.901 --> 05:35.061
‫کی می‌دونست؟

05:36.301 --> 05:38.981
‫وقتی حکم گناهکار بودنم رسید

05:39.061 --> 05:41.221
‫من به سربازرس نگاه کردم

05:41.301 --> 05:43.341
‫و می‌دونی چی دیدم؟

05:45.181 --> 05:47.261
‫لبخند به لب داشت

05:48.901 --> 05:51.181
‫نه لبخندی که از روی رضایت از کارش باشه

05:51.261 --> 05:54.781
‫لبخندِ کسی بود که قسر در رفته

06:08.591 --> 06:09.891
‫[ آرلو جونز ]

06:18.421 --> 06:20.741
‫[ افسر محقق: سربازرس آلیسون براون ]

06:20.821 --> 06:22.421
‫مدتیه تعقیبت می‌کنم

06:22.501 --> 06:24.221
‫بهت اعتماد نداشتم

06:24.301 --> 06:26.221
‫و هنوزم ندارم

06:28.821 --> 06:31.021
‫مارگو مکینتایر

06:31.101 --> 06:33.741
‫یه نگاهی به زخم‌هاش انداختم،
‫و خوشحالم پرسیدی...

06:33.821 --> 06:34.901
‫خیلی خاصن

06:34.981 --> 06:36.621
‫قطعا کلکسیونی بوده

06:36.701 --> 06:38.661
‫از اون سلاح‌های کمیاب

06:38.741 --> 06:40.221
‫تا حالا ندیدیش؟

06:40.301 --> 06:41.621
‫اول فکر کردم که نه

06:41.701 --> 06:43.070
‫ولی یه پرونده‌ای یادم اومد

06:43.082 --> 06:45.301
‫در مورد یه گنگ خلافکار لندنی

06:45.381 --> 06:47.981
‫طرف رقیبش رو مثل
‫کدو تنبل هالووین تراشیده بود

06:49.061 --> 06:52.021
‫ولی خیلی فکر کردم تا بفهمم
‫مال کِی بوده

06:52.101 --> 06:53.509
‫فقط در حد حدسه مارک

06:53.521 --> 06:54.941
‫ولی احتمالا مال وقتیه که لندن بودی

06:56.341 --> 06:57.421
‫درسته

06:57.501 --> 06:59.461
‫۲۰۱۶

07:01.661 --> 07:02.981
‫آلت قتاله اینه

07:03.061 --> 07:04.661
‫خیلی سگیه، نه؟

07:04.741 --> 07:06.581
‫یا خدا

07:06.661 --> 07:09.701
‫چاقویی که مارگو رو کشته شبیه اینه

07:09.781 --> 07:12.021
‫بصورت غیرقانونی از برزیل وارد میشن

07:12.101 --> 07:13.541
‫تو دارک وب مشتری کم نداره

07:13.621 --> 07:15.341
‫بهش میگن دراگون ایپکس

07:15.421 --> 07:16.977
‫شیش ماه پیش یه محموله‌ی

07:16.989 --> 07:19.341
‫۴۰۰ تایی از پشت یه کامیون مرغ کشف شده

07:19.421 --> 07:21.781
‫این یکی رو از قفسه مدارک آوردم

07:21.861 --> 07:23.981
‫کارت خوب بوده ست

07:25.501 --> 07:27.421
‫بنظرت عجیب نیست؟

07:27.501 --> 07:29.621
‫طرف خودکشی می‌کنه و می‌میره

07:29.701 --> 07:32.221
‫بعد خیلی زود دستیارش هم به قتل می‌رسه

07:33.381 --> 07:35.261
‫آره، عجیبه

07:35.341 --> 07:36.661
‫نظریه‌ای داری؟

07:36.741 --> 07:38.141
‫می‌دونم...

07:39.141 --> 07:41.261
‫می‌دونم دکتر ال...

07:41.341 --> 07:42.381
‫خودکشی کرده

07:42.461 --> 07:43.861
‫ولی...

07:44.861 --> 07:46.549
‫بنظرم باید گزارش بقایای تیراندازی

07:46.561 --> 07:48.261
‫رو یه بررسی مجدد بکنیم

08:01.141 --> 08:02.701
‫سلام

08:02.781 --> 08:04.541
‫ممنون که اومدی

08:04.621 --> 08:07.301
‫از اینکه اومدم دفتر بابای مُرده‌ت
‫که پرونده‌های قدیمی رو ببینم؟

08:07.381 --> 08:11.061
‫یه دختر چطور می‌تونه چنین
‫قرار دوم اغواکننده‌ای رو رد کنه؟

08:11.141 --> 08:13.621
‫می‌خواستم به خواهرم زنگ بزنم، ولی...

08:13.701 --> 08:16.661
‫- بی‌طرف بودن تو کمک می‌کنه
‫- عجب. هی داره بهتر و بهتر میشه

08:16.741 --> 08:17.861
‫شرمنده

08:17.941 --> 08:18.981
‫ببخشید

08:19.061 --> 08:20.181
‫کیک هم آوردم

08:20.261 --> 08:22.501
‫اوه، این شد یه چیزی

08:23.501 --> 08:26.341
‫حالا دقیقا قراره دنبال چی
‫بگردیم تو این پرونده‌ها؟

08:26.421 --> 08:27.981
‫هرچیز غیرعادی‌ای

08:28.061 --> 08:31.821
‫در تحقیقات سربازرس براون
‫درمورد بیمارهای پدرم

08:34.461 --> 08:36.981
‫آرلو جونز یه قاتل خبیثه

08:37.061 --> 08:40.101
‫ایموجن کارزوود یکی از بسیار
‫قربانیان اون بوده

08:41.981 --> 08:44.021
‫گفتم اون افکار بهم هجوم آوردن

08:46.871 --> 08:48.721
‫[ گمان می‌رود قاتل کاساندرا رودز گریخته ]

08:50.371 --> 08:51.871
‫[...آلیسون براون...]

08:56.061 --> 08:57.661
‫بهم گفتی این کارِ درسته!

08:57.741 --> 09:00.021
‫خودت بودی که تشویقم کردی
‫برم پیش پلیس!

09:01.649 --> 09:03.649
‫[ کشیش پدوفیل به جرم قتل دستگیر شد ]

09:03.221 --> 09:04.381
‫کار من نبود

09:04.461 --> 09:06.181
‫من هرگز هری رو نکشتم

09:07.741 --> 09:09.421
‫ببخشید، هری؟ هری کیه؟

09:09.501 --> 09:10.741
‫هری نش

09:17.741 --> 09:18.741
‫دروغ گفته

09:19.861 --> 09:22.141
‫هری رو می‌شناخته.
‫رو پرونده‌ش کار کرده

09:22.221 --> 09:23.621
‫قتل هری نش

09:23.701 --> 09:26.021
‫بهم گفت تا حالا اسم مقتول رو نشنیده

09:26.101 --> 09:29.061
‫و مردی که محکوم شد
‫مدام ادعا می‌کرد که... صبر کن

09:33.781 --> 09:34.781
‫لاز

09:34.861 --> 09:36.501
‫آلفی، سلام

09:36.581 --> 09:37.861
‫یه سوال ریز

09:37.941 --> 09:40.101
‫ویدیوی خودکشی پدر فرانک

09:40.181 --> 09:41.301
‫یادت میاد به کی داده شد؟

09:41.381 --> 09:43.541
‫به کدوم افسر؟

09:43.621 --> 09:46.821
‫آره، سربازرس براون بود

09:48.861 --> 09:49.901
‫من دارم دیوونه میشم

09:49.981 --> 09:51.541
‫یا این واقعا مشکوکه؟

09:51.621 --> 09:53.421
‫چرا باید بخواد مخفیش کنه؟

09:53.501 --> 09:55.101
‫و چند مورد دیگه هم هست؟

10:00.981 --> 10:02.341
‫پلیس

10:02.421 --> 10:04.369
‫بهمون گزارش دادن یک سری

10:04.381 --> 10:06.341
‫فعالیت‌های غیب‌بینی
‫تو این ملک انجام میشه

10:06.421 --> 10:08.501
‫اجازه هست بیام داخل و...

10:08.581 --> 10:09.821
‫یه نگاهی به خونه بندازم؟

10:09.901 --> 10:11.541
‫بیا تو

10:17.141 --> 10:19.541
‫حالا اینجا چیکار می‌کنی؟

10:19.621 --> 10:21.141
‫یه ربع دیگه مشتری دارم

10:21.221 --> 10:23.701
‫هیچی. فقط خواستم ببینمت

10:23.781 --> 10:25.061
‫- اوه
‫- هوم

10:25.141 --> 10:26.941
‫منم می‌خواستم تو رو ببینم

10:30.181 --> 10:31.861
‫گفتی یه ربع؟

10:41.261 --> 10:42.301
‫عه، برادرته

10:42.381 --> 10:43.581
‫چیکار داره؟

10:43.661 --> 10:44.741
‫ولش کن

10:47.381 --> 10:48.901
‫جواب بده بره

10:51.221 --> 10:52.581
‫سلام رفیق!

11:02.301 --> 11:03.541
‫خب؟

11:11.101 --> 11:12.701
‫می‌خوام یه چیزی بگم

11:12.781 --> 11:15.861
‫و می‌خوام بر اساس سی سال رفاقتمون
‫اینو یادت نره

11:15.941 --> 11:19.061
‫که اگه واقعا بهش باور نداشتم
‫اینو نمی‌گفتم

11:20.981 --> 11:22.621
‫سراپا گوشم

11:25.821 --> 11:27.901
‫فکر می‌کنم کاراگاه براون بابام رو کشته

11:36.461 --> 11:38.461
‫همونطور که اولسن بابات رو کشته بود؟

11:38.541 --> 11:40.741
‫- همونطور که بیلی بابات رو کشته بود؟
‫- گوش کن فقط

11:40.821 --> 11:42.141
‫خب؟ گوش کن

11:43.181 --> 11:45.901
‫بنظرم برای چندنفر پاپوش دوخته

11:45.981 --> 11:48.461
‫فکر کنم حتی مارگو رو هم کشته
‫که ردی ازش باقی نمونه

11:48.541 --> 11:50.181
‫یه روح اینو بهت گفته لاز، نه؟

11:50.261 --> 11:51.155
‫ست، شوخی نمی‌کنم

11:51.167 --> 11:52.941
‫روحه سوار یه نسیم اسرارآمیز شده

11:53.021 --> 11:55.261
‫و بهت گفته که رئیسم قاتله؟

11:55.341 --> 11:57.341
‫قاتل، لاز

11:57.421 --> 11:59.381
‫گرفتی ما رو؟
‫اون یه پلیس پرافتخاره

11:59.461 --> 12:01.781
‫چه کسشعری داری میگی تو؟

12:01.861 --> 12:04.701
‫ببین، اونقدر بیمارهای بابام مُردن
‫یا افتادن زندان

12:04.781 --> 12:06.341
‫که دیگه نمی‌تونه تصادفی باشه

12:06.421 --> 12:08.621
‫بابات با افرادِ شدیداً آشفته سروکار داشت لاز

12:08.701 --> 12:10.261
‫رئیس شهربازی که نبود

12:10.341 --> 12:11.981
‫فقط بخون اینا رو

12:12.061 --> 12:14.501
‫وارد این بحث نمیشم

12:14.581 --> 12:15.757
‫خب باید بشی

12:15.769 --> 12:17.301
‫چون رئیست فاسده و باید پاسخگو باشه

12:17.381 --> 12:19.381
‫- خب؟ بخون
‫- نمی‌خونم

12:19.461 --> 12:22.141
‫- بخون دیگه!
‫- من این عن رو نمی‌خونم!

12:22.221 --> 12:25.141
‫- کارم رو از دست میدم!
‫- فقط همین برات مهمه؟

12:26.221 --> 12:28.821
‫- ست. کجا میری؟ ست!
‫- دیگه از حد خارج شده لاز

12:30.901 --> 12:32.381
‫ست!

12:32.461 --> 12:34.381
‫- بیخیال
‫- از وقتی برگشتی اینجا

12:34.461 --> 12:36.061
‫همش داری سروصدا راه میندازی

12:36.141 --> 12:39.101
‫و سرت رو می‌کنی تو هر سوراخی
‫که بفهمی پدرت چطور مرده

12:39.181 --> 12:41.501
‫قبلا روح می‌دیدی،
‫حالا هم لاپوشونی می‌بینی

12:41.581 --> 12:43.661
‫دکتر نیاز داری لاز

12:43.741 --> 12:46.581
‫پیداش می‌کنم و حقیقت
‫رو ازش طلب می‌کنم

12:46.661 --> 12:48.621
‫نه. همچین کاری نمی‌کنی

12:48.701 --> 12:50.781
‫برمی‌گردیم خونه‌ت
‫و با جنا حرف می‌زنیم

12:50.861 --> 12:54.221
‫و می‌بریمت پیش کسی که کمکت کنه،
‫چون دیگه واقعا از حد...

12:55.221 --> 12:57.821
‫- اوه...
‫- کمک می‌خوام. کمک تو رو!

12:57.901 --> 13:00.621
‫کمک تو رو! قدیمی‌ترین دوستم.
‫می‌خوام بهم اعتماد کنی

13:00.701 --> 13:03.461
‫و باور کنی و باهام بیای
‫که ازش جواب بخوایم

13:03.541 --> 13:06.061
‫نمی‌تونم رفیق. من...

13:07.061 --> 13:08.221
‫زنگ می‌زنم به براون

13:08.301 --> 13:09.261
‫- و بهش هشدار میدم که تو...
‫- نه

13:09.341 --> 13:11.381
‫می‌خوای دوباره بری اونجا...

13:17.221 --> 13:19.221
‫- چرا پلیس شدی؟
‫- ولم کن

13:19.301 --> 13:21.301
‫چرا پلیس شدی؟

13:21.381 --> 13:22.781
‫لاز. به خدا قسم، لاز...

13:22.861 --> 13:23.981
‫من میگم چرا

13:24.061 --> 13:25.901
‫که حق رو به حق‌دار برسونی

13:25.981 --> 13:27.381
‫که قاتل‌ها رو دستگیر کنی

13:27.461 --> 13:30.181
‫خب؟ پرونده‌ها رو بخون
‫و بگو که اشتباه می‌کنم

13:31.861 --> 13:34.381
‫باشه. باشه

14:06.541 --> 14:07.701
‫محل جالبی انتخاب کردین

14:08.781 --> 14:10.621
‫یه بهونه‌ای شد از اداره بیایم بیرون

14:10.701 --> 14:13.101
‫می‌تونم یه قهوه مهمونت کنم؟

14:13.181 --> 14:15.381
‫نیازی نیست

14:15.461 --> 14:16.821
‫موضوع چیه؟

14:18.101 --> 14:22.461
‫ست گفت یه اطلاعاتی در خصوص
‫مرگ پدرت بدست آوردی

14:22.541 --> 14:23.701
‫درسته

14:30.741 --> 14:32.561
‫تو افسر ارشد تحقیقاتِ

14:32.573 --> 14:34.621
‫پرونده کاساندرا رودز بودی

14:35.981 --> 14:37.981
‫این چه ربطی به مرگ پدرت داره؟

14:38.061 --> 14:39.986
‫و قویاً باور داشتی که

14:39.998 --> 14:42.101
‫بدست پارتنرش، نیل، کشته شده

14:42.181 --> 14:44.821
‫- که از کشور فرار کرده
‫- درسته

14:44.901 --> 14:47.500
‫اخیراً هم تحقیقاتِ پروند‌ه‌ی

14:47.512 --> 14:49.861
‫ایموجن کارزوود رو انجام دادی

14:49.941 --> 14:52.301
‫که نتیجه‌ش شد محکومیت آرلو جونز

14:52.381 --> 14:54.701
‫نمی‌دونم با این حرفا می‌خوای به کجا برسی

14:54.781 --> 14:57.621
‫محکومیتی که آرلو جونز
‫مُصرانه باهاش مخالفه

14:57.701 --> 15:00.221
‫آرلو جونزی که قاتل سریالیه

15:00.301 --> 15:04.181
‫هر دو با پدرم در ارتباط بودن

15:05.261 --> 15:08.421
‫آرلو بیمارش، ایموجن معشوقه‌ش

15:08.501 --> 15:10.541
‫و فقط هم اونا نبودن

15:12.381 --> 15:16.141
‫فرانک، اون کشیشی که
‫محکوم شد به قتل هری نش

15:16.221 --> 15:19.141
‫قبل از مرگش یه ویدیو گرفت
‫و گفت بیگناهه

15:19.221 --> 15:21.781
‫و قاتل هری هنوز آزاد می‌گرده

15:21.861 --> 15:26.581
‫روانپزشکش میگه اون ویدیو رو به تو داده

15:26.661 --> 15:29.101
‫و تو هیچ کاری باهاش نکردی

15:30.101 --> 15:33.341
‫اینجا، مغایرت‌ها،
‫پیوندهای شدیداً نامحتمل

15:33.421 --> 15:36.661
‫و مدارک مشکوکی در پرونده‌های قتلی که

15:36.741 --> 15:39.901
‫تو تحقیقاتشون رو انجام دادی پیدا کردم

15:39.981 --> 15:43.221
‫تمامشون هم شامل بیمارهای پدرم

15:43.301 --> 15:45.581
‫یا آشناهاش میشه

15:47.941 --> 15:49.741
‫هنوز سوالی نشنیدم

15:51.221 --> 15:54.581
‫بنظرم از حرفه روانپزشکی پدرم استفاده می‌کردی

15:54.661 --> 15:57.261
‫دنبال افرادی که گذشته‌ی
‫آشفته‌ای داشتن می‌گشتی

15:57.341 --> 16:01.661
‫و جرایم خودت رو مینداختی گردن اونا

16:01.741 --> 16:03.621
‫بنظرم پدرم هم فهمیده

16:04.701 --> 16:06.501
‫ازت توضیح خواسته

16:07.741 --> 16:09.541
‫تو هم کشتیش

16:12.741 --> 16:14.741
‫متوجه‌ام

16:18.301 --> 16:22.661
‫خب، واقعا قوه تخیل قوی‌ای داری

16:24.021 --> 16:25.941
‫تو هم با حرفاش موافقی؟

16:27.101 --> 16:29.461
‫قطعا می‌خوام حرف‌های تو رو هم بشنوم

16:29.541 --> 16:31.781
‫بعدش چی؟ دستگیرم کنی؟

16:33.061 --> 16:35.621
‫فراموش نکن که من افسر ارشدت هستم

16:35.701 --> 16:37.261
‫آره. در جریانم

16:37.341 --> 16:42.621
‫و این مقابله‌ی ناگهانی هم
‫به شدت ناشایست هست

16:50.141 --> 16:52.261
‫میشه یه لیوان آب برام بیاری لطفا؟

17:07.701 --> 17:10.221
‫من پدرت رو خیلی دوست داشتم جوئل

17:10.301 --> 17:12.061
‫یه لیوان آب لطفا

17:13.301 --> 17:16.021
‫کیک لیمویی؟
‫یاد مامان‌بزرگم میفتم

17:16.101 --> 17:21.541
‫اون بهترین کیک لیموییِ دنیا رو درست می‌کرد.
‫با اختلاف

17:21.621 --> 17:23.861
‫هنوز مال منو امتحان نکردی رفیق

17:25.861 --> 17:26.981
‫ست!

17:28.141 --> 17:29.701
‫پلیس! زنگ می‌زنم نیروی پشتیبان

17:31.381 --> 17:32.741
‫ست. خوبی؟

17:32.821 --> 17:34.261
‫زنگ بزن پلیس!

17:34.341 --> 17:35.421
‫خودش پلیس بود

17:35.501 --> 17:36.861
‫فقط زنگ بزن پلیس لامصب!

17:36.941 --> 17:38.381
‫چیکار کنم؟ چه کمکی ازم برمیاد؟

17:38.461 --> 17:40.621
‫- برو دنبالش
‫- خیلی‌خب. مراقبش باشین

18:17.021 --> 18:18.261
‫لعنتی

18:59.621 --> 19:01.381
‫هی

20:03.581 --> 20:04.981
‫خوبی؟

20:10.661 --> 20:13.381
‫یه نفر میاد اظهاراتت رو می‌گیره، پس...

20:13.461 --> 20:15.581
‫فقط حقایق رو بیان کن

20:15.661 --> 20:18.141
‫بهش مشکوک بودی،
‫شکت رو با من مطرح کردی...

20:20.061 --> 20:22.421
‫بعد بهم شوکر زد

20:23.461 --> 20:25.501
‫ممنون رفیق

20:27.501 --> 20:29.541
‫هنوزم نمی‌فهمم

20:30.621 --> 20:32.941
‫اصلا با عقل جور درنمیاد

20:34.501 --> 20:37.101
‫ولی...

20:37.181 --> 20:39.501
‫عذر می‌خوام که بهت شک کردم

20:45.941 --> 20:47.821
‫ولی هنوزم فکر می‌کنم
‫باید با یه دکتر حرف بزنی لاز

20:47.901 --> 20:49.541
‫این اتفاقات...

20:50.621 --> 20:52.701
‫هضمش سخته رفیق

20:55.181 --> 20:57.175
‫متأسفم که از وقتی برگشتم

20:57.187 --> 20:59.861
‫این همه مصیبت وارد زندگیت کردم

20:59.941 --> 21:01.781
‫نه، نکردی

21:01.861 --> 21:04.101
‫البته کردی

21:06.941 --> 21:09.341
‫ولی خوشحالم که برگشتی

21:09.421 --> 21:13.021
‫تازه با خواهر جذابت هم اوکی شدم، پس...

21:14.341 --> 21:15.821
‫نیمه پر لیوان، ها؟

21:15.901 --> 21:17.061
‫فقط...

21:18.101 --> 21:21.661
‫فقط مراقبش باشه اگه یه وقت...

21:21.741 --> 21:23.661
‫جدی شدین

21:23.741 --> 21:25.261
‫- باشه
‫- نمی‌خوام دوباره بیام

21:25.341 --> 21:27.261
‫- سرت خراب شم
‫- هوم

21:28.581 --> 21:30.261
‫بنظرم از پست برمیام

21:31.541 --> 21:34.261
‫به شرط اینکه دوستای خیالیت
‫رو با خودت نیاری دعوا

21:34.341 --> 21:36.781
‫یا شوکر

21:38.781 --> 21:40.301
‫بامزه‌ای

21:40.381 --> 21:41.621
‫بالاخره بامزه شدی

21:41.701 --> 21:43.741
‫آره

21:43.821 --> 21:45.781
‫برای همین خواهرت انقدر دوستم داره

21:45.861 --> 21:47.381
‫می‌بینمت رفیق

21:51.141 --> 21:53.461
‫جوئل، اصرار نکن

21:57.181 --> 21:59.101
‫نمی‌خوام مجبور شم از این استفاده کنم

22:00.061 --> 22:02.741
‫باور کن، نابودت می‌کنه

22:03.781 --> 22:05.461
‫بیخیال شو

22:05.541 --> 22:09.621
‫اگه همین الان دست برداری،
‫می‌تونم جلوی کلی درد و عذابت رو بگیرم

22:11.261 --> 22:12.781
‫نمی‌تونم

22:12.861 --> 22:15.581
‫لطفا، خواهش می‌کنم، فقط... فقط برو خونه

22:15.661 --> 22:17.101
‫بیخیال شو

22:17.181 --> 22:18.821
‫نمی‌تونم

22:55.301 --> 22:56.981
‫سلام

22:57.061 --> 22:58.381
‫سلام

22:58.461 --> 23:00.221
‫می‌دونم یکم عجیبه، ولی...

23:00.301 --> 23:02.661
‫می‌خواستم باهاتون حرف بزنم

23:02.741 --> 23:04.261
‫درباره بابام

23:04.341 --> 23:06.141
‫جوئل لازاروس

23:06.221 --> 23:07.381
‫می‌دونم شما...

23:07.461 --> 23:09.141
‫صمیمی هستین

23:10.301 --> 23:11.901
‫ایدن بودی، نه؟

23:11.981 --> 23:14.261
‫درباره تو صحبت کرده

23:14.341 --> 23:15.821
‫الان وقت نامناسبیه؟

23:18.701 --> 23:21.501
‫نه. نه، بیا تو

23:32.221 --> 23:34.101
‫از حرف زدم درباره خودم خوشم نمیاد

23:34.181 --> 23:36.101
‫منم همینطور

23:36.181 --> 23:38.501
‫خیلی‌ها رو معذب می‌کنه

23:38.581 --> 23:40.381
‫موضوع این نیست. فقط...

23:40.461 --> 23:43.181
‫به آدم‌ها اعتماد ندارم

23:43.261 --> 23:45.141
‫ولی قبلا رازهایی رو به بقیه گفتم...

23:45.221 --> 23:47.861
‫که اونا... اونا رازم رو فاش کردن

23:47.941 --> 23:49.061
‫من بهت قول میدم

23:49.141 --> 23:52.661
‫هر حرفی که اینجا می‌زنی
‫بین خودمون می‌مونه

23:54.101 --> 23:55.901
‫خدا سنگم کنه اگه دروغ بگم

24:15.182 --> 24:17.862
‫[ دکتر جاناتن لازاروس - روان‌پزشک ]

25:01.421 --> 25:03.061
‫آلیسون

25:08.861 --> 25:10.421
‫باید حرف بزنیم

25:12.621 --> 25:14.261
‫خبر دارم

25:15.541 --> 25:16.941
‫می‌دونم تو چیکار کردی

25:18.021 --> 25:19.541
‫می‌دونم ما چیکار کردیم

25:24.301 --> 25:27.021
‫عجب احمقی بودم

25:32.701 --> 25:36.661
‫تو روانشناسی به حس گناه میگیم
‫«احساس بی‌مصرف»

25:36.741 --> 25:40.221
‫پشیمونی انسانیت ما رو نشون میده،
‫اما حس گناه سمی میشه

25:40.301 --> 25:42.461
‫- ما رو از درون می‌خوره
‫- پس تو حس گناه نمی‌کنی؟

25:43.701 --> 25:45.581
‫به هیچ وجه

25:45.661 --> 25:48.461
‫سالها فکر کردم داری کمکم می‌کنی
‫پرونده‌ها رو مختومه کنم

25:48.541 --> 25:50.301
‫بهم گفتی داریم سیستم رو بازی میدیم

25:50.381 --> 25:52.181
‫چون این آدم‌ها حقشونه تو زندان باشن...

25:52.261 --> 25:54.261
‫- حقشون هست
‫- کی گفته؟

25:55.181 --> 25:57.061
‫روان‌پزشک بزرگ؟

25:57.141 --> 25:59.381
‫بیا دیگه شلوغش نکنیم

25:59.461 --> 26:02.501
‫ثمرش به خودت رسید آلیسون

26:02.581 --> 26:05.381
‫تقدیر و تمجید شدی

26:05.461 --> 26:08.221
‫همیشه از این نظر خیلی جاه‌طلب بودی

26:08.301 --> 26:09.861
‫همیشه برام عجیب بود

26:09.941 --> 26:13.941
‫جایزه دادن بابت کارهای پلیسی
‫بنظرم زننده‌ست

26:14.981 --> 26:16.581
‫فکر می‌کردم تو دوستمی

26:19.061 --> 26:20.901
‫ولی منو بازی دادی

26:20.981 --> 26:22.981
‫منم گذاشتم غرورم مانع بشه

26:26.981 --> 26:28.381
‫تو ایموجن رو کشتی

26:28.461 --> 26:30.941
‫انکارش هم نکن، مطمئنم

26:31.021 --> 26:33.461
‫بعدم کاری کردی باور کنم
‫کار آرلو جونز بوده

26:36.861 --> 26:39.061
‫من عاشق ایموجن بودم

26:39.141 --> 26:42.181
‫و مریض بود، در حال مرگ بود

26:42.261 --> 26:44.301
‫ازش وحشت داشت

26:44.381 --> 26:46.701
‫برای همین خفه‌ش کردی؟

26:46.781 --> 26:48.941
‫من به عذابش پایان دادم

26:51.021 --> 26:53.101
‫اینجوری خودت رو گول می‌زنی؟

26:55.341 --> 26:57.218
‫آلیسون، گاهی اوقات برای بعضی‌ها

26:57.230 --> 26:58.981
‫باقی موندن توی دنیا

26:59.061 --> 27:02.021
‫بی‌نهایت دردناک‌تر از ترک کردنشه

27:03.821 --> 27:05.021
‫بقیه چی؟

27:06.141 --> 27:08.341
‫بقیه چطور؟

27:08.421 --> 27:11.821
‫پدر فرانک بارن‌وی قبل از خودکشی
‫از خودش فیلم گرفته

27:11.901 --> 27:15.501
‫و گفته در مورد قتل هری نش بی‌گناهه

27:15.581 --> 27:17.301
‫نشونه‌هایی بود که باید می‌دیدم

27:17.381 --> 27:19.301
‫ولی انقدر درگیر و گرفتار بودم...

27:19.381 --> 27:21.769
‫تو این سالها بهم اطلاعات می‌دادی

27:21.781 --> 27:24.661
‫که حواسم رو از خودت پرت کنی

27:25.661 --> 27:27.541
‫این...

27:27.621 --> 27:29.461
‫آلیسون، تو هیچی نمی‌دونی

27:29.541 --> 27:30.621
‫بعضی از بیمارهایی

27:30.701 --> 27:34.101
‫که میان مطبم تروماهای عمیقی دارن

27:34.181 --> 27:36.901
‫و زندگی‌شون شدیداً آشفته‌ست

27:36.981 --> 27:38.621
‫مثل یه گلدون شکسته‌ان

27:38.701 --> 27:41.141
‫می‌تونی دوباره تکه‌هاش رو بچسبونی،
‫و شایدم از دور

27:41.221 --> 27:45.381
‫بنظر نرمال بیاد،
‫اما ترک‌هاش همیشه از نزدیک دیده میشه

27:45.461 --> 27:47.341
‫هر طور دوست داری دلیل‌تراشی کن

27:47.421 --> 27:49.581
‫تو اونا رو کشتی جاناتن

27:49.661 --> 27:53.301
‫بعدم منو راضی کردی آدمای بی‌گناه
‫رو برای جنایت‌های خودت محکوم کنم

27:56.461 --> 27:57.941
‫پس نظرت اینه که...

27:59.021 --> 28:00.621
‫چیکار کنیم؟

28:00.701 --> 28:02.701
‫اعتراف کنیم؟

28:04.141 --> 28:07.301
‫هر دو اون زندان‌ها رو دیدیم آلیسون

28:07.381 --> 28:10.741
‫۲۲ ساعت در روز تو یه سلول باشیم
‫که هی بیان معاینه‌مون کنن و سیخونک بزنن

28:10.821 --> 28:12.501
‫دو دقیقه هم دووم نمیاریم

28:12.581 --> 28:14.021
‫و تو، یه پلیس فاسد

28:14.101 --> 28:16.221
‫تو نابود میشی

28:21.421 --> 28:23.341
‫نمی‌تونم راحت بیخیالش بشم

28:25.781 --> 28:28.021
‫درک می‌کنی دیگه، نه؟

28:35.621 --> 28:37.021
‫آره

28:38.901 --> 28:40.701
‫تو تواناییش رو نداری

28:42.821 --> 28:44.941
‫پس پیشنهادت چیه آلیسون؟

28:49.221 --> 28:50.981
‫می‌تونیم یه مسیر دیگه رو در پیش بگیریم

29:06.461 --> 29:08.061
‫می‌تونی یه یادداشت بنویسی

29:10.061 --> 29:11.261
‫خداحافظی کنی

29:17.381 --> 29:19.381
‫پایان بدی به... اون چی بود که گفتی؟

29:20.581 --> 29:22.581
‫عذاب؟ موندن تو دنیا؟

29:25.301 --> 29:26.981
‫اونوقت رازت...

29:28.741 --> 29:30.141
‫با خودت می‌میره

29:35.661 --> 29:40.421
‫این مسیریه که بیشتر به سود توئه تا من

29:42.061 --> 29:43.901
‫ترَک‌های گلدون

29:45.181 --> 29:47.781
‫همون ترک‌هایی که با مرگ ساتن برداشتی

29:49.821 --> 29:51.821
‫هرگز درست‌شدنی نیستن، مگه نه؟

30:09.781 --> 30:12.581
‫از کجا مطمئنی باهاش خودت رو نمی‌زنم؟

30:42.221 --> 30:44.501
‫دوست خوبی بودی آلیسون

30:47.821 --> 30:49.821
‫در تمام سختی‌ها...

30:50.981 --> 30:52.821
‫همیشه کنارم بودی

31:00.701 --> 31:03.381
‫بنظرت ساتن رو می‌بینم؟

31:05.581 --> 31:06.781
‫امیدوارم

31:09.701 --> 31:10.901
‫خودت چی فکر می‌کنی؟

31:12.021 --> 31:14.341
‫نمی‌دونم

31:14.421 --> 31:15.741
‫نمی‌دونم

31:16.981 --> 31:20.341
‫ولی دست کم دیگه دلتنگش نیستم

31:23.141 --> 31:24.701
‫این خوبی رو داره

31:27.621 --> 31:29.421
‫ای کاش راه دیگه‌ای بود

31:30.741 --> 31:33.701
‫ولی نیست، هست؟

31:42.661 --> 31:44.461
‫دوست دارم تنها باشم

31:45.701 --> 31:47.341
‫بیرون منتظر می‌مونم

31:50.341 --> 31:51.781
‫خداحافظ

31:54.661 --> 31:56.661
‫و... ممنونم

31:58.621 --> 32:01.021
‫آشنایی باهات...

32:01.101 --> 32:03.941
‫باعث افتخارم بود

32:52.181 --> 32:53.821
‫با دکتر جوئل لازاروس تماس گرفتید

32:53.901 --> 32:55.381
‫لطفا بعد از صدای بوق پیغام بذارید

34:21.021 --> 34:24.501
‫متأسفم که مجبور شدی اینا رو بشنوی

34:24.581 --> 34:27.781
‫ولی می‌دونی که من تمام اتفاقات
‫این اتاق رو ضبط می‌کنم

34:29.341 --> 34:30.741
‫اون منو کشت

34:33.061 --> 34:35.381
‫چاره‌ای برام نذاشت

34:38.861 --> 34:40.661
‫تو قاتلِ...

34:40.741 --> 34:44.061
‫من از رنج آزادشون کردم

34:44.141 --> 34:46.941
‫و بقیه رو هم از خطر اونها آزاد کردم

34:47.021 --> 34:48.581
‫خودت کاساندرا رو دیدی

34:48.661 --> 34:51.061
‫توی مطبم اونو کشت

34:51.141 --> 34:54.141
‫البته که نمی‌تونستم بذارم
‫یه جسد توی مطبم بمونه

34:54.221 --> 34:57.381
‫برای همین کمکش کردم جابه‌جاش کنه،
‫ولی چقدر احتمال داشت

34:57.461 --> 34:59.301
‫همچین آدمی دهنش بسته بمونه؟

34:59.381 --> 35:01.781
‫یا دوباره آدم نکشه؟

35:01.861 --> 35:03.501
‫برای همین اون اولین نفرم بود

35:05.501 --> 35:06.821
‫هری چی؟

35:06.901 --> 35:09.301
‫می‌دونی اگه می‌دونست داریم
‫حرف می‌زنیم چیکار می‌کرد؟

35:09.381 --> 35:11.861
‫دیگه صدمه‌ای که نباید رو دیده بود.
‫اعتراف کردن بدترش کرد

35:11.941 --> 35:14.541
‫پسرم، حقیقت همیشه آدم رو آزاد نمی‌کنه

35:14.621 --> 35:20.701
‫من کل عمرم سعی کردم این رو بفهمم

35:20.781 --> 35:24.181
‫و بیشتر آدم‌ها همدلی دارن،

35:24.261 --> 35:27.981
‫اخلاق دارن، بالاخره یه درکی از
‫درست و غلط دارن، هرچند عجیب

35:28.061 --> 35:32.661
‫بعد می‌رسیم به بقیه

35:32.741 --> 35:35.661
‫که درست‌شدنی نیستن

35:35.741 --> 35:38.021
‫سیم‌کشی مغزشون از کار افتاده

35:38.101 --> 35:39.221
‫پس این که می‌گفتی

35:39.301 --> 35:42.381
‫«نذار حتی یک لحظه حس تنهایی کنن» چی؟

35:42.461 --> 35:45.461
‫من تنهاشون نذاشتم، نجاتشون دادم

35:45.541 --> 35:47.741
‫خدایا، همش خودتو توجیه می‌کنی

35:47.821 --> 35:51.421
‫آدم کشتی چون می‌خواستی آدم بکشی

35:51.501 --> 35:53.501
‫بهت مزه کرده بود

35:55.941 --> 35:57.061
‫ممکنه

35:59.221 --> 36:01.821
‫اما چرا؟ چرا...

36:02.861 --> 36:05.741
‫چرا بابا؟ چرا؟

36:05.821 --> 36:09.541
‫بعد از ساتن،
‫یه چیزی تو وجودم تعطیل شد

36:09.621 --> 36:11.981
‫همه‌چی رو متفاوت می‌دیدم

36:13.301 --> 36:15.621
‫تو آدم کشتی

36:16.581 --> 36:18.461
‫خدایا...

36:18.541 --> 36:22.141
‫ما... ما می‌دونیم چه حسی داره، مگه نه؟

36:22.221 --> 36:23.581
‫ما... ما می‌دونیم

36:23.661 --> 36:25.381
‫من درد خودم رو داشتم!

36:25.461 --> 36:27.741
‫بچه‌ام رو از دست داده بودم!

36:27.821 --> 36:32.141
‫به بدترین شکل ممکن

36:32.221 --> 36:34.181
‫ولی هیچوقت از دوست داشتن تو دست نکشیدم

36:34.261 --> 36:36.821
‫هیچکدومتون

36:36.901 --> 36:39.297
‫و اون روز آخر...

36:39.309 --> 36:42.261
‫تنها کسی که می‌خواستم
‫باهاش حرف بزنم تو بودی

36:50.421 --> 36:52.861
‫می‌خواستی چی بگی؟

36:52.941 --> 36:54.541
‫خب...

36:54.621 --> 36:56.341
‫سعی می‌کردم...

36:56.421 --> 37:00.741
‫سعی می‌کردم بهت بفهمونم
‫که من به هر چیزی که تبدیل شدم...

37:00.821 --> 37:04.981
‫بازم تو پسرمی، و همیشه دوستت داشتم

37:10.021 --> 37:13.901
‫من فقط بابام رو می‌خواستم

37:16.501 --> 37:18.501
‫همیشه فقط اینو می‌خواستم

37:25.501 --> 37:27.501
‫اون نقاشی

37:27.581 --> 37:30.421
‫تو یادداشت خودکشیم

37:30.501 --> 37:33.621
‫می‌دونی اون نماد برام چه معنایی داره؟

37:38.781 --> 37:43.261
‫زمان خطی نیست، چرخشیه

37:44.301 --> 37:47.581
‫پسرها تبدیل به پدرشون میشن جوئل

37:47.661 --> 37:49.221
‫تو خونشونه

37:55.421 --> 37:57.941
‫- نه
‫- تاریخ محکومه به تکرار شدن

37:58.021 --> 38:00.781
‫مگه اینکه ما چرخه رو بشکنیم

38:02.021 --> 38:04.021
‫نه بابا

38:04.101 --> 38:05.621
‫تو مریض بودی

38:10.941 --> 38:15.221
‫من کل عمرم سعی کردم مثل تو باشم...

38:16.301 --> 38:18.621
‫ولی دیگه نه

38:26.501 --> 38:28.261
‫دیگه نه

38:34.421 --> 38:36.301
‫پس رهام کن

38:38.301 --> 38:39.701
‫چرخه رو بشکن

38:45.701 --> 38:47.421
‫خداحافظ پسرم

38:51.541 --> 38:53.741
‫خدانگهدار بابا

39:33.341 --> 39:36.941
‫♪ همچون دایره‌ای درون مارپیچ ♪

39:37.021 --> 39:40.861
‫♪ چون چرخی در چرخی دیگر ♪

39:40.941 --> 39:43.981
‫♪ بی‌پایان و بی‌آغاز ♪

39:44.061 --> 39:48.261
‫♪ چون قرقره‌ای جاودانه در گردش ♪

39:48.341 --> 39:51.701
‫♪ چون گلوله برفی لغزان از فراز کوه ♪

39:51.781 --> 39:55.461
‫♪ یا بادکنکی رها در کارناوال ♪

39:55.541 --> 39:58.701
‫♪ چون چرخ و فلکی که می‌چرخد ♪

39:58.781 --> 40:02.381
‫♪ و گردِ ماه می‌دود ♪

40:02.461 --> 40:06.261
‫♪ چون ساعتی که عقربه‌هایش ♪

40:06.341 --> 40:09.901
‫♪ دقیقه‌ها را کنار می‌زنند ♪

40:09.981 --> 40:13.101
‫♪ و دنیا همچون سیبی‌ست ♪

40:13.181 --> 40:18.101
‫♪ که به خاموشی در فضا می‌چرخد ♪

40:18.181 --> 40:21.661
‫♪ چون حلقه‌هایی که می‌گردند و می‌گردند ‫♪

40:24.541 --> 40:28.901
‫♪ در آسیاب‌های بادی ذهنت ♪

40:31.861 --> 40:35.461
‫♪ چون تونلی که در خویش فرو می‌رود ‫♪

40:35.541 --> 40:38.261
‫♪ و به تونلی دیگر می‌رسد ‫♪

40:38.341 --> 40:41.701
‫♪ چون غاری ژرف در دلِ زمین ‫♪

40:41.781 --> 40:45.141
‫♪ که آفتاب هرگز بر آن نتابیده ♪

40:45.221 --> 40:48.581
‫♪ چون دری که آرام می‌چرخد ‫♪

40:48.661 --> 40:51.541
‫♪ در رویایی نیمه‌فراموش‌شده ‫♪

40:51.621 --> 40:53.661
‫♪ یا موجی که از ریگی برمی‌خیزد ♪
[ هنوز تموم نشده ]

40:53.741 --> 40:56.341
‫- ♪ که کسی... ♪
‫- تموم شد

40:56.421 --> 40:57.941
‫♪ در جویباری انداخته است ♪

40:58.021 --> 41:00.781
‫♪ چون ساعتی که عقربه‌هایش ♪

41:00.861 --> 41:03.821
‫♪ دقیقه‌ها را کنار می‌زنند ♪

41:03.901 --> 41:07.341
‫♪ و دنیا چون سیبی‌ست ♪

41:07.421 --> 41:10.501
‫♪ که به خاموشی در فضا می‌چرخد ♪

41:10.581 --> 41:13.701
‫♪ چون حلقه‌هایی که می‌گردند و می‌گردند ‫♪

41:13.781 --> 41:17.341
‫♪ در آسیاب‌های بادی ذهنت ♪

41:18.342 --> 41:23.342
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

41:25.021 --> 41:26.621
‫سلام، لورا هستم.
‫لطفا پیغام بذارید

41:26.701 --> 41:28.261
‫تا من باهاتون تماس بگیرم

41:28.341 --> 41:31.821
‫سلام لورا. منم

41:33.901 --> 41:35.901
‫واقعا دوست دارم ببینمت

41:37.902 --> 41:42.902
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

42:05.040 --> 42:06.540
‫[ کاساندرا رودز، ۲۷ام مِی ۱۹۹۹ ]

42:06.541 --> 42:07.541
‫من...

42:07.621 --> 42:09.101
‫صورت مُرده‌ش رو نگاه کردم

42:09.181 --> 42:10.901
‫خون از سرش فوران می‌کرد

42:10.981 --> 42:14.061
‫از جایی که زدمش، و بهش زل زدم
‫که روی زمین بود و...

42:14.141 --> 42:15.861
‫هیچی حس نکردم

42:15.941 --> 42:17.181
‫نه خوشحالی

42:17.261 --> 42:18.581
‫نه تسکین، هیچِ هیچ

42:24.861 --> 42:26.701
‫بهم گفتی این کارِ درسته!

42:26.781 --> 42:29.021
‫خودت بودی که تشویقم کردی
‫برم پیش پلیس!

42:29.101 --> 42:31.741
‫من که گفتم آماده نیستم!

42:31.742 --> 42:32.742
‫[ آرلو جونز، ۲۷ام مِی ۲۰۲۳ ]

42:33.381 --> 42:35.101
‫خدا اومد سراغم

42:35.181 --> 42:36.941
‫و ازم پرسید

42:37.021 --> 42:38.821
‫میشه جای اون مجازاتش رو اعمال کنم؟

42:38.901 --> 42:41.061
‫من هم گفتم «با کمال میل»

42:44.341 --> 42:47.421
‫می‌دونی که من تمام اتفاقات
‫این اتاق رو ضبط می‌کنم

42:50.901 --> 42:52.821
‫شرمنده بابا
‫[ جوئل، اول سپتامبر ۱۹۹۸ ]

42:53.861 --> 42:55.701
‫ببخشید، یه لحظه وقت داری؟

42:57.741 --> 43:00.741
‫پسرها تبدیل به پدرشون میشن جوئل

43:00.821 --> 43:02.541
‫تو خونشونه

43:47.101 --> 43:48.301
‫لورا؟

43:51.861 --> 43:53.781
‫لورا؟

44:00.941 --> 44:02.141
‫لورا؟

44:46.741 --> 44:48.061
‫متأسفم

44:48.842 --> 44:53.762
‫تــرجمه از « حسین رضایی »

44:53.821 --> 44:57.181
‫♪ کلیدهایی که در جیبت جرینگ جرینگ می‌کنند ♪

44:57.261 --> 45:01.141
‫♪ و واژگانی که در سرت داد و هوار ♪

45:02.501 --> 45:05.661
‫♪ تابستان چرا چنین زود رفت؟ ♪

45:05.741 --> 45:09.581
‫♪ مگر تو چه گفتی؟ ♪

45:10.861 --> 45:13.621
‫♪ عاشقان در ساحل قدم می‌زنند ♪

45:13.701 --> 45:17.661
‫♪ و رد پایشان بر ماسه می‌ماند ♪

45:19.341 --> 45:22.141
‫♪ آنگاه که فهمیدی همه‌چیز تمام شده ♪

45:22.221 --> 45:24.621
‫♪ ناگهان متوجه شدی ♪

45:26.621 --> 45:29.221
‫♪ که برگ‌های پاییزی دارند ♪

45:29.301 --> 45:34.701
‫♪ به رنگ موهای او درمی‌آیند ♪
