WEBVTT

00:01.013 --> 00:05.325
‫« این قسمت به موضوعات حساسی از جمله خودکشی می‌پردازد »
‫« احتیاط بیننده توصیه می‌شود »

00:05.365 --> 00:15.365
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:15.941 --> 00:17.501
‫ساتن

00:18.541 --> 00:20.141
‫ساتن

00:21.301 --> 00:24.197
‫شرمنده‌ام

00:24.221 --> 00:27.781
‫شرمنده اون موقع هواتو نداشتم

00:29.221 --> 00:32.797
‫دلم خیلی برات تنگ شده

00:32.821 --> 00:34.757
‫پام رفت رو آدامس

00:34.781 --> 00:37.181
‫برداشتمش ها، ولی ردّش در نرفته.
‫دستمال مرطوب نداری؟

00:41.101 --> 00:43.477
‫زبونم لال سکته زدی، بابا؟

00:43.501 --> 00:46.557
‫جدی اگه حس می‌کنی رفتنی هستی،
‫رمزت رو بده بهم

00:46.581 --> 00:47.797
‫رمز کارت بانکیت

00:47.821 --> 00:50.861
‫آقا اگه نمی‌تونی حرف بزنی،
‫پلک بزن

00:57.021 --> 00:58.661
‫چیزه...

01:02.021 --> 01:03.981
‫چقدر خوبـه که دوباره می‌بینمت

01:04.981 --> 01:08.077
‫ای خدا، دیگه نمی‌تونستم تو خونه بمونم

01:08.101 --> 01:10.877
‫لاز و بلا رو مُخم بودن. همش به هم چسبیدن

01:10.901 --> 01:12.877
‫بی‌انصاف نباش، ساتن. عاشقن دیگه

01:12.901 --> 01:14.517
‫ول‌مون کن، بابا

01:14.541 --> 01:16.317
‫دو دقیقه نمی‌تونن مثل بچه‌ی آدم
‫با هم صحبت کنن

01:16.341 --> 01:19.037
‫بعید می‌دونم اینطوری باشه

01:19.061 --> 01:20.317
‫من که میگم ماچ و بوس‌شون
‫فقط واسه اینـه که

01:20.341 --> 01:21.637
‫دهن همدیگه رو ببندن

01:21.661 --> 01:23.397
بدجنس نشو دیگه

01:23.421 --> 01:25.637
‫ما که قبلاً راجع‌بهش حرف زده بودیم

01:25.661 --> 01:27.437
‫اصلاً بهم نمیان

01:27.461 --> 01:29.301
‫این رابطه آخر و عاقبت نداره.
‫خودت هم گفتی.

01:30.821 --> 01:32.957
‫جر و بحث طبیعیـه، ساتن

01:32.981 --> 01:34.877
‫دلیل نمیشه که
‫همدیگه رو دوست نداشته باشن

01:34.901 --> 01:38.021
‫پس خودت و لاز چی؟
‫همیشه به هم می‌پرید، ولی با هم صمیمی‌اید

01:39.021 --> 01:40.381
‫بد میگم؟

01:42.101 --> 01:43.997
‫داداشت دوستت داره، ساتن

01:44.021 --> 01:46.197
‫می‌دونی دیگه؟

01:46.221 --> 01:47.557
‫ساتن؟

01:47.581 --> 01:49.957
‫جنا می‌خواد امشب باهامون بیاد بیرون

01:49.981 --> 01:52.237
‫به نظرم یکم حال و هواش عوض میشه

01:52.261 --> 01:53.861
‫اجازه میدی بیاد دیگه؟

01:56.021 --> 01:57.717
‫آره...

01:57.741 --> 01:59.597
‫آره، اجازه میدم، ولی...

01:59.621 --> 02:00.941
‫- ساتن...
‫- می‌خوام با بیلی کات کنم

02:03.421 --> 02:04.797
‫- چی؟
‫- حرفی برای گفتن ندارم

02:04.821 --> 02:07.717
‫فقط دارم بهت میگم که اگه
‫با مامانش به مشکل خوردیم، تعجب نکنی

02:07.741 --> 02:10.357
‫- مارگو رو که می‌شناسی؟
‫- چرا خب؟ مگه...

02:10.381 --> 02:12.517
‫مگه چیزی شده؟ چی...

02:12.541 --> 02:14.917
‫- چی شده؟ بهم بگو
‫- راستشو بگو

02:14.941 --> 02:16.581
‫راستش؟

02:21.661 --> 02:23.541
‫خوشگل شدم؟

02:27.901 --> 02:30.301
‫یه تیکه ماه شدی

02:39.061 --> 02:40.941
‫چرا گذاشتی از مراسم بره؟

02:41.981 --> 02:43.557
‫امشبـه

02:43.581 --> 02:45.357
‫امشب

02:45.381 --> 02:46.557
‫خب،

02:46.581 --> 02:48.917
‫آخه می‌خواستم کت و شلوار بپوشم

02:48.941 --> 02:50.557
‫بیلی کولی‌بازی درآورد

02:50.581 --> 02:52.037
‫نرو مراسم

02:52.061 --> 02:53.677
‫خواهش می‌کنم، ساتن

02:53.701 --> 02:56.757
‫صدام رو می‌شنوی؟ ساتن؟

02:56.781 --> 02:58.917
‫ساتن. ساتن؟

02:58.941 --> 03:01.237
‫- ای وای. دیرم شده
‫- نه

03:01.261 --> 03:04.077
‫نه، نه، نه، ساتن.
‫ساتن، منم. لازَم.

03:04.101 --> 03:05.637
‫تو رو خدا نرو مراسم.
‫همچین هم واجب نیست.

03:05.661 --> 03:08.917
‫همینجا می‌مونیم. با هم گپ می‌زنیم،
‫می‌تونیم همه چی رو درست کنیم.

03:08.941 --> 03:10.997
‫آره. فقط... فقط بمون

03:11.021 --> 03:13.237
‫تو رو خدا بمون. خواهشاً... فقط...

03:13.261 --> 03:15.037
‫میشه دوباره تنهام نذاری؟

03:15.061 --> 03:17.677
‫- خواهش می‌کنم
‫- خداحافظ، باید برم

03:17.701 --> 03:19.877
‫اگه دیر برسم،
‫بیلی منو می‌کشه

03:19.901 --> 03:22.077
‫نه، وایسا!

03:22.101 --> 03:24.341
‫وایسا! وایسا!

03:30.021 --> 03:31.621
‫ساتن؟!

03:32.084 --> 03:42.084
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

03:43.061 --> 03:52.463
‫« لازاروسِ هارلن کوبن »
‫« فصل اول، قسمت سوم »

03:58.046 --> 04:02.356
‫« شرکت موربید کامیکس »

04:07.621 --> 04:08.797
‫- سلام
‫- سلام

04:08.821 --> 04:11.797
‫سلام، برای دیدن بیلی مکینتایر اومدم

04:11.821 --> 04:14.917
‫بهش بگید جوئل لازاروس اومده دیدنش

04:14.941 --> 04:16.101
‫لاز

04:21.661 --> 04:23.197
‫ممنونم. سلام

04:23.221 --> 04:24.837
‫عجب دفتری

04:24.861 --> 04:27.021
‫قربونت. بیا تو

04:35.061 --> 04:37.637
‫ببخشید نتونستم توی مراسم ختم
‫باهات حرف بزنم

04:37.661 --> 04:39.557
‫مسافرت بودم

04:39.581 --> 04:41.557
‫باید برمی‌گشتم خونه

04:41.581 --> 04:43.717
‫این چه حرفیـه

04:43.741 --> 04:46.117
‫کجا رفتی حالا؟
‫به درد بخور بود؟

04:46.141 --> 04:47.661
‫کارائیب

04:52.221 --> 04:54.861
‫حال روحیت چطوره، لاز؟

04:57.741 --> 05:00.277
‫راستشو بخوای، هنوز برام هضم نشده

05:00.301 --> 05:01.757
‫مادرت چطوره؟

05:01.781 --> 05:03.757
‫حتماً براش سخت بوده ‫که

05:03.781 --> 05:05.477
اون وضعی بابا رو پیدا کرده

05:05.501 --> 05:06.821
بدجور تو شوکـه

05:08.101 --> 05:11.517
‫پیداکردن جسد به کنار،

05:11.541 --> 05:13.397
‫یه عمر کارمند وفادار پدرت بود

05:13.421 --> 05:16.117
‫وای، بعضی وقتا تلفن خونه رو هم
‫اینجوری جواب می‌داد:

05:16.141 --> 05:19.101
‫«دفتر دکتر لازاروس، مارگو مکینتایر هستم. بفرمایید»

05:20.941 --> 05:23.197
‫پدرت مردِ شرافتمندی بود

05:23.221 --> 05:26.117
‫همیشه با صبر و حوصله
‫با آدم حرف میزد

05:26.141 --> 05:28.117
‫نصیحتم می‌کرد می‌گفت

05:28.141 --> 05:29.917
‫هوای خودم رو داشته باشم

05:29.941 --> 05:32.757
‫- خودم رو ببخشم
‫- بخشش چرا؟

05:32.781 --> 05:35.437
‫می‌گفتم حق دارم
‫به خاطر ساتن عذاب وجدان داشته باشم

05:35.461 --> 05:37.181
‫می‌گفت تقصیر من نبود

05:38.221 --> 05:40.141
‫چرا گذاشتی از مراسم بره؟!

05:43.821 --> 05:46.877
‫حالا عذاب وجدان دارم که
‫چرا این سال‌های آخر کم می‌دیدمش

05:46.901 --> 05:48.637
‫آخرین بار کِی دیدیش؟

05:48.661 --> 05:50.421
‫واقعیتش، اصلاً یادم نمیاد

05:51.901 --> 05:54.917
‫آخرین باری که خودت رو دیدم کِی بود؟
‫چند سالی میشه، نه؟

05:54.941 --> 05:57.117
‫زندگیـه دیگه

05:57.141 --> 05:59.661
‫کار و بار و بچه

06:02.181 --> 06:05.917
‫یه سؤال ازت بپرسم، بیلی؟
‫از وقتی که...

06:05.941 --> 06:09.757
‫از وقتی برگشتم، تصمیم گرفتم
‫چندتا چیز رو برای خودم روشن کنم

06:09.781 --> 06:11.557
‫درباره‌ی ساتن

06:11.581 --> 06:13.637
‫خب، ساتن چی؟

06:13.661 --> 06:16.181
‫اینکه دقیقاً قبل مراسم
‫چه حال و روزی داشت

06:17.901 --> 06:19.237
‫حتماً

06:19.261 --> 06:22.037
‫خب، من اون روز
‫قبل مراسم دیده بودمش و

06:22.061 --> 06:24.037
‫هر چی بیشتر اون روز رو مرور می‌کنم،

06:24.061 --> 06:26.837
بیشتر به این نتیجه می‌رسم که
‫یه چیزیش بود

06:26.861 --> 06:29.197
‫هیچیش نبود.
‫دست کم تا جایی که من خبر دارم.

06:29.221 --> 06:32.061
‫خوش و خرم بود

06:33.461 --> 06:34.517
‫ذوق داشت

06:34.541 --> 06:37.261
‫شب مرگش، جر و بحث‌تون سر چی بود؟

06:39.581 --> 06:40.901
‫اولسن

06:42.901 --> 06:44.517
‫اولسن بهم گفت
‫اون شب دعواتون شده بود...

06:44.541 --> 06:47.101
‫چرا حرفش رو باور کردی، لاز؟

06:49.141 --> 06:52.477
‫- لاز، اون مرتیکه قاتلشـه
‫- آره، من هم همین فکر رو می‌کردم

06:52.501 --> 06:54.677
‫- آره
‫- ولی در اشتباه بودم

06:54.701 --> 06:55.757
به نظرم بی‌گناهـه

06:55.781 --> 06:57.557
‫اولسن از همون اول هم
سابقه‌اش خراب بود

06:57.581 --> 06:59.037
‫خبرهای تو روزنامه رو یادت نیست؟

06:59.061 --> 07:02.357
‫لباس زیر یه زنه رو دزدیده بود.
‫مردک روانیـه.

07:02.381 --> 07:05.277
‫آره، معلومـه که میاد من رو
‫دوست‌پسر جوشی جلوه میده

07:05.301 --> 07:07.037
حتی رفته به پلیس گفته دیده
‫ما با هم دعوا می‌کردیم

07:07.061 --> 07:09.877
‫- یعنی با ساتن دعواتون نشده بود؟
‫- چرا، یکم

07:09.901 --> 07:12.037
‫بحث‌مون شده بود، ولی چیز جدیدی نبود

07:12.061 --> 07:14.277
‫همون بحث‌های همیشگی که
‫داشت می‌رفت دانشگاه و

07:14.301 --> 07:17.317
‫من نمی‌خواستم خوابگاه بمونه چون
‫سر زدن بهش برام سخت‌تر می‌شد

07:17.341 --> 07:18.701
‫از هم...

07:20.381 --> 07:21.437
‫جدا نشدید؟

07:21.461 --> 07:23.341
‫من و ساتن؟

07:27.741 --> 07:29.701
‫رو چه حساب
‫همچین فکری کردی؟

07:33.381 --> 07:35.061
بهترین دوران‌مون بود

07:40.981 --> 07:50.981
« ترجمه از نهـال و علی محمدخانی »
  ::. AliMK_Sub & iredprincess .::

07:55.151 --> 08:05.151
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

08:22.221 --> 08:25.477
‫پس بیا از یه زاویه‌ی دید دیگه
‫به قضیه نگاه کنیم

08:25.501 --> 08:27.317
‫اگه کاساندرا با اون مجسمه زده
‫نیل کرافت رو کشته،

08:27.341 --> 08:29.357
‫پس چرا نگهش داشته؟

08:29.381 --> 08:32.037
‫- به عنوان یادگاری
‫- یادگاری؟

08:32.061 --> 08:33.477
‫ولی ما که همیشه فکر می‌کردیم

08:33.501 --> 08:35.197
‫نیل کاساندرا رو کشته

08:35.221 --> 08:37.437
‫پس اگه نیل مُرده بود،
‫کی کاساندرا رو کشته؟

08:37.461 --> 08:38.677
‫یه دوست‌پسر دیگه

08:38.701 --> 08:40.797
‫از کجا اینقدر مطمئنی که

08:40.821 --> 08:43.461
‫اون زده پسره رو کشته و نه برعکس؟

08:45.221 --> 08:46.637
‫حسم میگه

08:46.661 --> 08:50.101
‫- آخه جسدش تو آپارتمان اون پیدا شده
‫- بیخیال

08:51.021 --> 08:54.717
نیل کرافت سابقه‌ی خشونت
علیه کاساندرا رودز رو داشته

08:54.741 --> 08:56.637
‫دختره خفه شده،
‫پسره هم غیبش زده

08:56.661 --> 08:58.957
‫چون به عالم و آدم گفته بود که

08:58.981 --> 09:00.837
‫همیشه می‌خواسته
‫توی هند از نو شروع کنه

09:00.861 --> 09:02.917
‫همه فکر کردن رفته اونجا

09:02.941 --> 09:04.301
‫آره، ولی در واقع تو زیرشیروونی افتاده بود

09:05.661 --> 09:08.437
‫خب، اگه کار کاساندرا نبود،
‫پس کی انداختش اونجا؟

09:08.461 --> 09:12.797
‫یعنی میگی کاساندرا جسدِ نیل رو
‫این همه راه تا زیرشیروونی بُرده؟

09:12.821 --> 09:14.877
لابد یکی کمکش کرد

09:14.901 --> 09:16.837
‫نمی‌دونم، منطقیـه انگار، نیست؟

09:16.861 --> 09:18.917
‫- اگه با یکی دیگه تو رابطه بود...
‫- این در صورتیـه که

09:18.941 --> 09:21.717
‫پسره رو کشته باشه.
‫هنوز مطمئن نیستیم.

09:21.741 --> 09:23.877
‫باید منتظر نتیجه‌ی کالبدشکافی و
‫پزشکی قانونی بمونیم

09:23.901 --> 09:25.981
اصلاً هنوز مطمئن نیستیم
‫جسدِ نیل هست یا نه

09:30.221 --> 09:32.917
‫خب، کارآگاه براون می‌خواد باهات حرف بزنه

09:32.941 --> 09:35.861
‫از من به تو نصیحت،
‫جواب زنگش رو بده

09:37.341 --> 09:38.957
به صلاحـه؟

09:38.981 --> 09:41.941
‫نکنه می‌خوای قضیه‌ی کسپر و دوستان رو
‫براش تعریف کنی؟ اصلاً رو من حساب نکن

09:43.021 --> 09:45.957
‫پس تا وقتی یه توضیحی پیدا نکردی که
‫پای جن و پری رو وسط نکِشه،

09:45.981 --> 09:49.341
‫توصیه می‌کنم به هممون رحم کنی و
‫فعلاً دم‌پرش نشی

09:51.221 --> 09:52.301
‫چرا اینجا؟

09:54.461 --> 09:58.021
‫باید جایی رو پیدا می‌کردم که
‫براون نتونه پیدام کنه. بفرما

09:59.221 --> 10:02.277
‫- پس ربطی به دوشنبه‌های ‌گوشت‌خورون نداره؟
‫- چه حرفا!

10:02.301 --> 10:04.381
‫الان دیگه هر روز موجوده، پس...

10:08.101 --> 10:10.381
‫گزارش آزمایشات بقایای باروت

10:11.381 --> 10:12.861
‫از جسد پدرت

10:15.181 --> 10:16.461
‫زیر ناخن‌هاش بوده، رفیق

10:18.141 --> 10:21.221
یعنی خودش شلیک کرده. متأسفم

10:22.621 --> 10:25.837
‫همه چیز با زخم ناشی از خودکشی مطابقت داره

10:25.861 --> 10:27.541
تو کتِ من یکی نمیره

10:30.421 --> 10:33.661
‫خب، دیگه چه خبر؟

10:37.421 --> 10:39.901
‫امروز ساتن رو دیدم

10:43.821 --> 10:45.517
‫خیلی‌خب، وقتی میگی دیدیش...

10:45.541 --> 10:47.301
‫همون شب بود

10:50.701 --> 10:53.477
‫ای‌کاش... ای‌کاش چشم ازش برنمی‌داشتم

10:53.501 --> 10:54.781
‫بعدِ مراسم

10:55.981 --> 10:57.477
‫بابام گفته بود حواسم بهش باشه

10:57.501 --> 11:00.477
‫خیلی‌خب، لاز

11:00.501 --> 11:03.077
‫چرا داری خودت رو عذاب میدی؟

11:03.101 --> 11:05.117
‫می‌دونم سختـه

11:05.141 --> 11:07.757
‫فکرِ اینکه اگه فلان کار یا بهمان کار رو می‌کردم
‫الان چی می‌شد

11:07.781 --> 11:08.837
‫واقعاً درکت می‌کنم

11:08.861 --> 11:12.301
‫ولی این... ارواح؟

11:13.981 --> 11:16.677
‫خود دکتر لازاروس، خودِ ساتن
‫هیچوقت راضی نمی‌شدن به اینکه...

11:16.701 --> 11:19.677
‫با چشم‌های خودم دیدمش، سث

11:19.701 --> 11:21.117
‫قشنگ جلوم وایساده بود

11:21.141 --> 11:23.381
‫درست مثل کاساندرا و نیل

11:24.381 --> 11:27.277
‫باشه. باشه

11:27.301 --> 11:30.277
‫همشون هم کشته شدن

11:30.301 --> 11:34.197
‫به نظرم قاتل ساتن هر کی که هست،
‫کاساندرا و بابا رو هم کشته

11:34.221 --> 11:37.101
‫هر جور شده ثابتش می‌کنم

11:43.061 --> 11:44.357
‫مارلو کیـه؟
(خیابان هارویل)

11:44.381 --> 11:47.237
‫مارلو... چیزه

11:47.261 --> 11:49.517
‫گربه‌مون بود

11:49.541 --> 11:50.957
‫مگه شماها گربه هم داشتید؟

11:50.981 --> 11:54.277
‫- آره، یه گربه‌ی ولگردی که مامانت آورد تو خونه
‫- چجور گربه‌ای بود؟

11:54.301 --> 11:55.381
‫از اون شاشوها

11:58.021 --> 11:59.917
‫همه جا خرابکاری می‌کرد، ایدن

11:59.941 --> 12:01.357
‫همیشه نمی‌شد بفهمیم کجا،

12:01.381 --> 12:02.877
‫واسه همین هم...

12:02.901 --> 12:05.261
‫از اینا گرفتیم. می‌دونستم اینجاست

12:07.581 --> 12:10.717
‫بعدِ قضیه‌ی اسکناس‌ بیست‌دلاری‌های قُلابی
‫از توی انبار درش آوردم

12:10.741 --> 12:13.757
هر چی جیش و پی‌پی باشه بهت نشون میده

12:13.781 --> 12:16.357
یا خون، استفراغ و هر نوع

12:16.381 --> 12:17.917
‫کثافت‌کاری دیگه‌ای که
‫عمراً آدم دلش بخواد ببینه

12:17.941 --> 12:18.997
‫ممنونم

12:19.021 --> 12:21.317
‫می‌دونم درخواست عجیبیـه

12:21.341 --> 12:22.461
‫خب، خدا کنه اشتباه کرده باشی

12:23.941 --> 12:27.917
‫چون اگه واقعاً خونه‌تون موش داشته باشه،
‫عمراً اگه جنا بذاره تله بخری

12:27.941 --> 12:29.157
‫راست میگی

12:29.181 --> 12:30.517
‫مرسی

12:30.541 --> 12:32.181
‫- قربونت
‫- فعلاً

14:15.261 --> 14:16.541
‫ساتن؟

14:19.661 --> 14:22.421
‫سلام، دکتر. ببخشید دیر کردم

14:25.661 --> 14:27.517
‫سلام

14:27.541 --> 14:28.957
‫واسه خماری چی تجویز می‌کنی؟

14:28.981 --> 14:30.501
‫تو رو خدا نگو می‌خواستی دیشب کمتر بخوری

14:33.501 --> 14:35.341
‫عمراً

14:36.341 --> 14:38.477
‫- حالت خوبه؟
‫- خوب میشم

14:38.501 --> 14:40.621
اگه دیگه با رفیقت داد و هوار نکشید

14:42.101 --> 14:45.101
‫دیشب که زدم بیرون، دیگه نفهمیدم چی شد!

14:46.901 --> 14:48.957
‫منتها قبلش رفتم میخونه

14:48.981 --> 14:50.677
‫همین پاتوق خودمون

14:50.701 --> 14:52.181
‫با کسی قرار داشتی؟

14:53.221 --> 14:55.397
‫نه، ولی با متصدی بار گرم صحبت شدم

14:55.421 --> 14:57.941
‫اسمش بمبی بود. باورت میشه؟

14:59.301 --> 15:00.541
‫نه والا

15:01.541 --> 15:03.037
‫خندوندمش

15:03.061 --> 15:05.437
‫فکر کنم از همدیگه خوشمون اومده بود

15:05.461 --> 15:09.757
‫بعد با خودم گفتم شاید بتونیم چیز کنیم...

15:09.781 --> 15:11.837
‫ولی گفت خسته‌ست و اون روز خیلی درگیر بوده

15:11.861 --> 15:12.861
‫آره

15:13.901 --> 15:15.581
‫- لابد مادرش مُرده
‫- واسه همین گفتم...

15:17.861 --> 15:19.381
‫چی؟

15:20.781 --> 15:21.781
‫بمبی

15:23.861 --> 15:25.701
‫مثل فیلمش؟

15:26.861 --> 15:28.677
‫آره، مثل فیلمش

15:28.701 --> 15:30.661
‫لابد مادرش مُرده

15:33.221 --> 15:35.181
‫ایول

15:39.541 --> 15:41.021
‫چرا به ذهن خودم نرسید؟

15:52.461 --> 15:53.941
‫بالاخره انجامش دادم

15:56.421 --> 15:58.677
‫رفتم پای میز. خودم رو معرفی کردم

15:58.701 --> 16:01.501
‫گفتم هری نَش هستم و
‫باید با یکی صحبت کنم

16:02.941 --> 16:04.357
‫هری

16:04.381 --> 16:06.077
‫یه نفر رو فرستادن پیشم و من...

16:06.101 --> 16:08.061
‫رسماً شهادت دادم

16:08.941 --> 16:10.997
‫خیلی‌خب، شهادتت...

16:11.021 --> 16:12.797
‫- دقیقاً چی...
‫- بس کن!

16:12.821 --> 16:14.437
‫خودت بهم گفتی کار درستیـه

16:14.461 --> 16:16.741
‫تو شیرم کردی برم پیش پلیس

16:17.821 --> 16:19.237
‫- آره
‫- ولی من گفتم

16:19.261 --> 16:20.797
‫هنوز آمادگیش رو ندارم!

16:20.821 --> 16:23.277
‫اگه بفهمه من لوش دادم چی؟

16:23.301 --> 16:24.637
‫اصلاً می‌دونی اون چه جونوریـه؟

16:24.661 --> 16:27.197
‫می‌دونی اگه می‌فهمید با هم حرف می‌زنیم
‫چه بلایی سرمون می‌آورد؟

16:27.221 --> 16:30.501
‫خودِ شیطانـه. سر وقتش که برن...

16:36.141 --> 16:39.357
‫اگه بفهمه کار من بوده چی؟

16:39.381 --> 16:42.181
‫ای خدا

16:44.901 --> 16:46.101
‫هری...

16:52.901 --> 16:55.397
‫قول میدی همه چی درست بشه، دکتر؟

16:55.421 --> 16:57.101
‫درست میشه دیگه؟

16:58.741 --> 17:00.781
‫قول میدی اتفاق بدی نیفته؟

17:02.781 --> 17:03.981
‫تو رو خدا

17:06.061 --> 17:07.261
‫بهم قول بده

17:08.261 --> 17:09.621
‫هری...

17:16.341 --> 17:17.581
‫هری؟

17:24.621 --> 17:26.261
‫غیبش زد باز

17:41.006 --> 17:42.961
‫« گزارش روان‌پزشکی هری نش »

17:42.986 --> 17:45.031
‫« متوفی »

17:45.056 --> 17:48.756
‫« هری نش در تاریخ ۱۱ نوامبر ۲۰۰۴ به دست پدر فرانکلین بارنوی به قتل رسید »

17:48.781 --> 17:50.717
‫کشتنش

17:50.741 --> 17:53.901
‫تعجبی نداره.
‫من که گفتم قربانی‌های دیگه‌ای هم هستن.

17:55.541 --> 17:57.717
‫تو بچگی بهش دست‌درازی شده بود

17:57.741 --> 17:59.037
‫به کرات

17:59.061 --> 18:02.541
‫به دستِ کشیشی که
‫مربی تیم فوتبال مدرسه‌شون بود

18:06.341 --> 18:09.597
‫- بالاخره رفت از اون آدم شکایت کرد
‫- چقدر شجاع

18:09.621 --> 18:12.637
‫خب، طبق مشاوره‌ی تو
‫این کار رو کرد، بابا

18:12.661 --> 18:14.821
‫بله، همینطوره

18:17.661 --> 18:19.061
‫چی...

18:20.981 --> 18:23.197
برای حفظ امنیتش دقیقاً چیکار کردی؟

18:23.221 --> 18:26.717
‫ببخشید، ولی لحنت طوریـه که انگار
‫داری اصول اخلاقی من رو زیر سؤال می‌بری

18:26.741 --> 18:30.157
‫هری بیمارت بود، بابا.
‫باید امنیتش رو حفظ می‌کردی.

18:30.181 --> 18:32.517
‫خیال کردی توی مسئولیتم کوتاهی کردم؟

18:32.541 --> 18:34.837
‫قبول دارم، همچین کاری وحشتناکـه

18:34.861 --> 18:38.117
‫غیر قابل بخششـه. ولی حقیقت داره؟

18:38.141 --> 18:41.037
‫- بیا با هم موشکافیش کنیم، خوبـه؟
‫- باشه، بابا

18:41.061 --> 18:43.797
‫برام توضیح بده. بگو ببینم هری چش بود

18:43.821 --> 18:46.557
‫چون اینجا نوشتی:
‫«ضربه‌ی روحی‌ای که هری متحمل شده

18:46.581 --> 18:48.797
‫چنان عمیق توی شخصیتش تنیده شده که...»

18:48.821 --> 18:50.117
‫تو همچین مواردی،

18:50.141 --> 18:52.557
‫فقط با ریسکـه که میشه پیشرفت کرد

18:52.581 --> 18:54.117
‫با پریدن تو دلِ...

18:54.141 --> 18:55.917
‫تهِ درّه؟

18:55.941 --> 18:58.757
‫مُرده، بابا

18:58.781 --> 19:01.797
‫طفلک مُرده

19:01.821 --> 19:04.037
‫بزرگ‌ترین ترسش شد بلای جونش. اون...

19:04.061 --> 19:06.677
‫اون مردکِ بچه‌باز

19:06.701 --> 19:09.261
‫کجای دنیا به این میگن پیشرفت؟

19:10.661 --> 19:13.021
‫بعدش... بعدش هم می‌رسیم به کاساندرا

19:14.181 --> 19:17.637
‫تشویقش کردی جلوی مردی وایسه که
‫می‌تونست عین آب خوردن بکشتش

19:17.661 --> 19:20.117
‫ولی اون که نکشتش

19:20.141 --> 19:21.437
‫درست میگم؟

19:21.461 --> 19:24.077
‫بله، چون دختره زد کشتش

19:24.101 --> 19:25.701
‫جلو چشم خودت

19:28.461 --> 19:30.461
‫تو کمکش کردی ماجرا رو ماستمالی کنه، نه؟

19:31.941 --> 19:34.117
‫تو کمکش کردی جسد نیل رو
‫تا زیرشیروونی وامونده ببره

19:34.141 --> 19:37.317
‫خب پس، به نظر حضرتعالی،
‫باید چیکار می‌کردم؟

19:37.341 --> 19:39.157
‫خب، باید می‌رفتی پیش پلیس، بابا!

19:39.181 --> 19:41.237
‫کاساندرا به شدت آسیب‌پذیر بود

19:41.261 --> 19:43.277
‫یعنی میگی تو زندان می‌پوسید

19:43.301 --> 19:44.557
‫بهتر از این بلایی بود که سرش اومد؟

19:44.581 --> 19:46.117
‫جدی جواب بده

19:46.141 --> 19:47.277
‫بس کن، بابا!

19:47.301 --> 19:49.717
‫اینقدر حرف‌های من رو نادیده نگیر!

19:49.741 --> 19:51.037
‫به من گوش کن!

19:51.061 --> 19:53.381
‫واسه‌ی چی؟

19:54.381 --> 19:56.917
‫به رغم اینکه تجربه‌ی کاری من

19:56.941 --> 19:58.597
‫کمِ کمش ۳۰ سال بیشتر از توئـه،

19:58.621 --> 20:01.117
‫اونوقت این منم که باید گوش کنم؟ جداً؟

20:01.141 --> 20:02.421
خیلی‌خب

20:03.501 --> 20:05.661
‫سراپا گوشم

20:14.181 --> 20:16.237
‫شاید چهارتا پیرهن
‫بیشتر از من پاره کرده باشی، بابا

20:16.261 --> 20:18.757
‫ولی این منم که تو دل آتیشم

20:18.781 --> 20:21.677
‫تو اون بیمارستان... با
اون همه درد و آسیب روحی

20:21.701 --> 20:23.397
‫نه اینکه تو دفتر دنجت لم بدم

20:23.421 --> 20:25.677
‫دنج کجا بود؟
‫به نظر من که چیدمانش قشنگـه

20:25.701 --> 20:28.917
‫به دور از اصل ماجرا

20:28.941 --> 20:30.437
‫زندگی

20:30.461 --> 20:33.037
‫زندگی واقعی با تموم کثافت‌کاری‌هاش!

20:33.061 --> 20:36.117
‫زنده که بودم،
‫هیچوقت باهام اینجوری حرف نمی‌زدی، جوئل

20:36.141 --> 20:39.661
‫آخه اونقدر با هم راحت نبودیم، بابا

20:46.701 --> 20:48.477
‫پس از نظرت من چیزی از

20:48.501 --> 20:51.077
‫زندگی واقعی نمی‌دونم و

20:51.101 --> 20:52.341
‫تو می‌دونی؟

20:54.821 --> 20:56.277
‫به نظرم

20:56.301 --> 20:59.717
‫آستانه‌ی تحملت برای درد و رنج
‫دیگه مثل قبل نیست

20:59.741 --> 21:02.077
‫- فکر کنم بعدِ ساتن...
‫- ادامه نده

21:02.101 --> 21:05.117
‫فکر کنم بعدِ ساتن،
‫دیگه بُریدی

21:05.141 --> 21:07.021
‫تو همیشه الگوی من بودی

21:08.261 --> 21:12.157
‫پدر نابغه‌ام، دکتر لازاروس کبیر

21:12.181 --> 21:15.637
‫مردی که هیچوقت پشت کسی رو خالی نمی‌کرد

21:15.661 --> 21:18.237
‫من الگوت بودم؟

21:18.261 --> 21:20.197
‫ولی قبل ساتن

21:20.221 --> 21:22.077
‫اصلاً نمی‌خواستی راه منو ادامه بدی

21:22.101 --> 21:23.877
‫بعد ساتن، شدی روان‌پزشک قانونی

21:23.901 --> 21:25.637
‫- چرا باید همچین کاری می‌کردی؟
‫- چرا؟!

21:25.661 --> 21:28.741
‫چون می‌خواستم بهتر از تو باشم، بابا

21:30.301 --> 21:32.237
‫می‌خواستم ازت جلو بزنم

21:32.261 --> 21:36.157
‫شاید چیزهایی که من می‌بینم
‫صرفاً روح مقتول‌ها نیست،

21:36.181 --> 21:38.821
بلکه همش ناکامی‌های توئـه

21:44.221 --> 21:46.877
این تشخیص پیش‌پاافتاده‌ست و تکراری

21:46.901 --> 21:48.581
‫ولی، خب...

21:49.741 --> 21:51.741
‫اگه این فکر آرومت می‌کنه، ولش نکن

22:08.381 --> 22:11.596
‫« کشیش بچه‌باز به جرم قتل قربانی‌اش دستگیر شد »

22:11.621 --> 22:13.141
‫این یارو

22:14.901 --> 22:17.301
‫چقدر قیافه‌اش برام آشناست

22:19.581 --> 22:21.501
‫از کجا می‌شناسمش...

22:43.221 --> 22:44.757
‫اسمم

22:44.781 --> 22:46.077
‫فرانکلین بارنویـه

22:46.101 --> 22:47.741
‫این آخرین اعترافمـه

22:48.981 --> 22:50.557
‫می‌دونم جام تو قعر جهنمـه

22:50.581 --> 22:52.237
‫حقم هم هست

22:52.261 --> 22:54.477
‫به خاطر بلایی که سر اون بچه‌ها آوردم

22:54.501 --> 22:56.501
‫هیچ جوره قابل جبران نیست

23:01.901 --> 23:05.037
‫بابت بلایی که سر هری آوردم متأسفم

23:05.061 --> 23:07.237
‫اما کشتنش...

23:07.261 --> 23:08.637
‫گناهش گردن یکی دیگه‌ست

23:08.661 --> 23:09.741
‫فرانک!

23:20.941 --> 23:22.077
‫کار من نبود

23:22.101 --> 23:23.837
‫به خدا من هری رو نکشتم

23:23.861 --> 23:26.077
‫پس بگردید دنبال قاتلش

23:26.101 --> 23:28.341
‫چون قطعاً من نبودم

23:42.581 --> 23:44.981
‫فرانک!

23:46.941 --> 23:48.421
‫فرانک!

23:51.221 --> 23:52.501
‫فرانک!

23:54.821 --> 23:56.877
‫نه، فرانک... نه، نه نه!

23:56.901 --> 23:58.061
‫لعنتی!

24:02.901 --> 24:04.957
‫این ماجرا...

24:04.981 --> 24:06.677
‫دقیقاً مال کِی بود؟

24:06.701 --> 24:08.637
‫۲۸‏ سپتامبر

24:08.661 --> 24:09.781
‫پارسال

24:12.581 --> 24:14.677
حتماً از قبل نقشه کشیده بوده

24:14.701 --> 24:16.221
‫آره

24:17.741 --> 24:21.101
‫واسه تک‌تکِ قدم‌هاش برنامه داشت

24:22.101 --> 24:23.677
‫می‌دونسته بچه‌های تعمیرات
‫کِی میرن رو پشت بوم

24:23.701 --> 24:26.117
‫به طریقی یه میله جور کرده که
‫در رو باهاش قفل کنه

24:26.141 --> 24:28.517
‫- مگه جزو زندانی‌های تحت نظر نبود؟
‫- نه

24:28.541 --> 24:30.757
‫فکر نمی‌کردم کار خطرناکی بکنه

24:30.781 --> 24:33.357
‫اتفاقاً خود پدر فرانک درخواست کرده بود که

24:33.381 --> 24:35.037
‫تو لیست آزادی‌ مشروط نره

24:35.061 --> 24:37.477
‫حس می‌کرد این مجازات حقشـه

24:37.501 --> 24:39.141
‫به خاطر تجاوزش به بچه‌ها

24:40.541 --> 24:41.941
‫آلفی

24:46.221 --> 24:48.837
طبیعیـه که آدم اینجور نشونه‌ها رو نبینه

24:48.861 --> 24:50.717
‫البته اگه نشونه‌ای در کار بوده باشه

24:50.741 --> 24:53.117
‫مطمئنم اگه با فرانک صحبت می‌کردم،

24:53.141 --> 24:55.381
‫دقیقاً به همون نتیجه‌ای می‌رسیدم که
‫تو رسیدی

24:58.680 --> 25:01.170
باهاش صحبت کردی

25:01.195 --> 25:03.531
یه جلسه به جای من باهاش صحبت کردی

25:05.301 --> 25:06.797
دو بار

25:06.821 --> 25:08.821
گمونم

25:10.581 --> 25:12.581
جدی؟

25:13.701 --> 25:15.757
...آخه، یادم

25:15.781 --> 25:18.141
...یادمـه دیدمش، ولی یادم نیـ

25:23.221 --> 25:26.061
خب، آدمای زیادی رو دیدم

25:28.261 --> 25:30.717
همونطور که گفتی

25:30.741 --> 25:33.021
آدمای زیادی رو دیدی

25:35.616 --> 25:37.916
فکر می‌کنی راست میگه که

25:37.941 --> 25:40.957
هری نَش رو نکُشته؟ -
فرانک به جنایت‌های -

25:40.981 --> 25:44.221
...به مراتب شنیع‌تری اعتراف کرده ولی

25:46.181 --> 25:49.661
همیشه اصرار داشت که قاتل نیست

25:50.021 --> 26:00.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

26:01.221 --> 26:05.061
هنوز لکه‌ی کشیشه به خاطر افتادنش
روی زمین هست؟

26:10.701 --> 26:12.997
از کجا می‌دونی من چرا اینجام، آرلو؟

26:13.021 --> 26:15.077
دیدم اومدی

26:15.101 --> 26:18.157
دیدم آخرین لحظات کنارش بودی

26:18.181 --> 26:19.797
می‌شناختیش؟

26:19.821 --> 26:22.237
کشیشه رو؟ آره

26:22.261 --> 26:23.477
مرد خوبی بود

26:23.501 --> 26:26.701
ولی آدم بدکاری هم بود

26:28.021 --> 26:30.877
بالاخره کدوم، آرلو؟

26:30.901 --> 26:32.557
نمی‌تونه جفتش باشه، دکتر لاز؟

26:32.581 --> 26:34.581
شاید هممون همینطوری هستیم

26:35.581 --> 26:38.037
خیر و شر بدون هم معنا ندارن

26:38.061 --> 26:41.981
مهم اینـه در نهایت کدوم یکی چیره میشه

26:43.421 --> 26:45.061
تو مدرسه یادت ندادن؟

26:49.461 --> 26:52.101
شنیدم بابات هم ریق رحمت رو سر کِشیده

26:55.181 --> 26:57.877
من فقط چشم ندارم

26:57.901 --> 27:00.181
گوش هم دارم

27:01.661 --> 27:03.317
گناهان پدر

27:03.341 --> 27:05.877
به پای پسر نوشته شد

27:05.901 --> 27:08.461
!شنیدم مغزش همه جا پخش شده

27:09.781 --> 27:12.117
چی گفتی؟

27:12.141 --> 27:14.261
!چه زری زدی؟

27:17.301 --> 27:19.237
خدا گفت می‌کُشتش

27:19.261 --> 27:20.861
واسه من

27:26.821 --> 27:28.597
مُرده -
ساتنِ خوشگلِ من -

27:28.621 --> 27:31.357
من هری رو نکُشم. واقعاً میگم -
!فرانک -

27:31.381 --> 27:32.317
قول بده

27:32.341 --> 27:33.437
یه مَردی هست که

27:33.461 --> 27:35.037
من رو تعقیب می‌کنه

27:35.061 --> 27:36.501
بقیه که به قتل رسیدن

27:39.021 --> 27:40.941
ساتن؟ -
!به قتل رسیده -

27:41.941 --> 27:43.837
ساتن؟

27:43.861 --> 27:45.701
!چرا گذاشتی از مراسم رقص بره؟

28:06.101 --> 28:08.077
یکم نگرانِ لاز هستم

28:08.101 --> 28:11.997
...فکر کنم مرگ پدرتون

28:12.021 --> 28:13.237
،باعث شده زخم‌های قدیمی باز بشه

28:13.261 --> 28:15.757
می‌دونی منظورم چیـه؟ -
زخم‌های قدیمی -

28:15.781 --> 28:17.597
مثلاً غمِ از دست دادنِ ساتن؟

28:17.621 --> 28:19.397
دوقلو بودن، جنا

28:19.421 --> 28:20.741
خودم می‌دونم

28:22.246 --> 28:25.706
خواهر من هم بوده ها، ست

28:26.261 --> 28:28.437
فقط اون داغِ عزیز ندیده

28:28.461 --> 28:30.517
...نه، می‌دونم. فقط

28:30.541 --> 28:32.317
نمیگم که شماها

28:32.341 --> 28:34.557
خیلی به هم نزدیک نیستید ولی

28:34.581 --> 28:36.941
اون جنازه‌ی ساتن رو پیدا کرد، جنا

28:38.341 --> 28:40.421
لاز بود اکه اون شب جنازه‌ی ساتن رو پیدا کرد

28:46.493 --> 28:48.908
.درضمن، من خودم پلیسم
هر روز خدا

28:48.933 --> 28:51.557
میرم سر صحنه‌های جرم مختلف و

28:51.581 --> 28:53.423
کلی چیزای وحشتناک و دلهره‌آور می‌بینم

28:55.021 --> 28:56.837
ولی همیشه آدمای غریبه‌ان

28:56.861 --> 28:58.821
هیچوقت اعضای خانواده‌ی خودت رو نمی‌بینی

29:01.061 --> 29:03.822
حتی نمی‌تونم تصور کنم چه
تأثیری روی آدم می‌ذاره، می‌دونی؟

29:05.141 --> 29:06.741
خودش اینا رو گفت؟

29:09.461 --> 29:11.141
یجورایی

29:35.421 --> 29:36.701
هی، هی

29:40.541 --> 29:41.541
ای وای

29:50.861 --> 29:52.357
،باید می‌ذاشتی می‌رفتی

29:52.381 --> 29:54.261
ولی اینجوری گناه‌کار جلوه می‌کردی

29:56.557 --> 29:57.997
فکر می‌کردم آب‌ها از آسیاب بیفته

30:20.421 --> 30:22.877
مارگو فرشته‌ست

30:22.901 --> 30:25.717
بدون کمکش نمی‌تونم کارهای
اداری رو تموم کنم

30:25.741 --> 30:28.557
سلام، جوئل. چطوری؟

30:28.581 --> 30:30.661
خوبم

30:31.901 --> 30:33.677
تو چی؟

30:33.701 --> 30:35.557
،بیلی

30:35.581 --> 30:37.517
بیلی گفت می‌گذروندی

30:37.541 --> 30:39.661
می‌دونم، سختـه

30:40.781 --> 30:42.077
بیلی رو دیدی؟

30:42.101 --> 30:44.717
خب، حالش چطور بود؟

30:44.741 --> 30:48.157
خوب بود. ظاهرش که خوب بود

30:48.181 --> 30:50.597
کارائیب بهش ساخته

30:50.621 --> 30:54.357
در مورد چی صحبت کردید؟

30:54.381 --> 30:58.157
خب، پسرهاش... دوتا پسر رعنا داره

30:58.181 --> 31:01.261
راستش، بیشتر در مورد گذشته صحبت کردیم

31:02.421 --> 31:04.781
گذشته؟ -
شبی که ساتن کُشته شد -

31:07.421 --> 31:08.477
چرا در مورد اون صحبت می‌کردید؟

31:08.501 --> 31:11.277
خب، بیلی آخرین کسی بوده که
خواهرمون رو زنده دیده، جنا

31:11.301 --> 31:12.677
مگه میشه بحثش رو پیش نکِشید؟

31:12.701 --> 31:14.957
جوئل

31:14.981 --> 31:16.557
باید فراموشش کنی دیگه

31:16.581 --> 31:18.237
پدرتم بود همین رو می‌گفت

31:18.261 --> 31:19.997
،مارگو، با نهایت احترام

31:20.021 --> 31:22.177
اگه خیلی دلت می‌خواد بدونم که
،پدرم چی بهم گفته

31:22.202 --> 31:24.837
می‌تونی بگی تو ادامه‌ی یادداشتش چی نوشته -
لاز -

31:24.861 --> 31:26.317
خیال کردی چیزی رو ازت مخفی کردم؟

31:26.341 --> 31:28.157
قضیه‌ی کاساندرا رودز رو که

31:28.181 --> 31:29.717
جونت در اومد تا گفتی، نه؟ -
...اون -

31:29.741 --> 31:31.364
یا قضیه‌ی هری نَش -
،ببخشید -

31:31.389 --> 31:32.589
هری نَش کیـه؟

31:34.821 --> 31:37.997
یکی از مراجعین پدرتون بود

31:38.021 --> 31:39.757
به قتل رسیده

31:39.781 --> 31:41.157
چی؟ -
به نظرت -

31:41.181 --> 31:42.821
عجیب نیست، مارگو؟

31:43.624 --> 31:46.790
اینکه وقتی در مورد کاساندرا ازت سؤال پرسیدم
در این باره هیچی نگفتی؟

31:46.815 --> 31:48.735
یه بیمار دیگه که به قتل رسیده

31:48.760 --> 31:50.640
من در جایگاهی نبودم که چیزی بگم

31:52.061 --> 31:55.597
پدرت دوست نداشت اطلاعات
مراجعینش رو فاش کنم

31:55.621 --> 31:57.957
لاز -
،طرف به جرم قتلِ بازدداشت شد -

31:57.981 --> 32:01.197
،قبل از مرگش
قسم خورد که کسی رو نکُشته

32:01.221 --> 32:03.437
.به نظرم دروغ نمی‌گفت
.دلیلی نداشت دروغ بگه

32:03.461 --> 32:05.689
طرف اعتراف کرد که به بچه‌ها تعرض می‌کرده

32:05.714 --> 32:07.492
ای خدا -
خیلی‌خب -

32:07.517 --> 32:08.837
،نمی‌دونم اینجا چه خبره

32:08.861 --> 32:11.117
ولی دیگه کافیـه -
قاتلِ هری نَش -

32:11.141 --> 32:13.317
هنوز اون بیرون واسه خودش ول می‌گرده و

32:13.341 --> 32:15.997
...ممکنـه قاتل کاساندرا هم باشه و

32:16.021 --> 32:17.403
تهش که چی؟ -
،یالا، تدی -

32:17.428 --> 32:19.596
میریم. تدی، بیا

32:19.621 --> 32:21.637
از این طرف. خداحافظ -
...نه، مارگو -

32:21.661 --> 32:23.341
ممنون بابت شراب. از این طرف

32:25.621 --> 32:26.917
خیلی‌خب

32:26.941 --> 32:28.622
چه مرگتـه تو؟

32:39.501 --> 32:41.037
مارگو داره

32:41.061 --> 32:43.357
.یه چیزایی رو مخفی می‌کنه
...خودت که شنیدی

32:43.381 --> 32:46.157
سال‌ها دستیار شخصی بابا بوده

32:46.181 --> 32:48.077
معلومـه که محتاطـه -
...خب -

32:48.101 --> 32:49.663
اصلاً چرا اومده بود اینجا؟ کارهای اداری؟

32:49.688 --> 32:51.557
خب آره، کارهای اداری

32:51.581 --> 32:53.917
اگه وارد حساب کاری بابا نمی‌شدیم

32:53.941 --> 32:57.117
بهمون وقت نمی‌دادن وسایل رو جمع کنیم -
جمع کنیم؟ -

32:57.141 --> 32:58.157
منظورت چیـه؟

32:58.181 --> 32:59.437
اجاره‌ی مطب بابا

32:59.461 --> 33:00.717
دو هفته‌ی دیگه تموم میشه

33:00.741 --> 33:01.997
...نه، نه. ما

33:02.021 --> 33:03.397
باید مطب رو سرپا نگه داریم

33:03.421 --> 33:05.757
چرا؟ بابا که نیست ازش استفاده کنه

33:05.781 --> 33:06.797
...نه، نه. جن

33:06.821 --> 33:08.077
جن، متوجه نیستی

33:08.101 --> 33:10.277
نباید... حق ندارن این کار رو بکنن

33:10.301 --> 33:12.957
،من باید بتونم برم داخل. خب

33:12.981 --> 33:15.597
...اگه... نتونم

33:15.621 --> 33:16.957
آهای، لاز؟ -
لعنتی -

33:16.981 --> 33:18.501
خوبی؟

33:20.661 --> 33:23.117
چرا در مورد بیمارهای بابا می‌پرسی؟

33:23.141 --> 33:26.757
این آدمایی که به قتل رسیدن؟

33:26.781 --> 33:28.181
لاز؟

33:28.880 --> 33:31.237
باید بهم بگی قضیه چیـه

33:31.261 --> 33:33.317
مزخرف هم تحویل من نده

33:33.341 --> 33:34.901
راستشو بگو

33:39.421 --> 33:40.981
خیلی‌خب

33:42.461 --> 33:44.437
لاز، به نظرت

33:44.461 --> 33:46.797
چرا تو اونا رو می‌بینی ولی

33:46.821 --> 33:48.477
من نه؟

33:48.501 --> 33:50.917
فکر می‌کردم من ارتباط قوی‌تری

33:50.941 --> 33:52.844
با اون دنیا داشته باشم

33:54.008 --> 33:55.837
می‌دونی شغل من چیـه؟

33:55.861 --> 33:57.421
جنا، خودم نخواستم که

33:58.421 --> 34:00.101
خیلی‌خب

34:01.301 --> 34:04.077
وقتی اشاره کردم که

34:04.101 --> 34:06.197
،بیلی رفته سفر
مارگو خبر نداشت

34:06.221 --> 34:07.837
مگه مهمـه؟

34:07.861 --> 34:09.797
...خب

34:09.821 --> 34:12.141
...اگه نرفته سفر، ممکنـه که

34:14.701 --> 34:17.597
اون شب یه نفر من رو

34:17.621 --> 34:19.197
برد سر قبر ساتن

34:19.221 --> 34:21.597
پُر از... چراغ‌های ریسه‌ای بود

34:21.621 --> 34:23.021
ریسه؟

34:24.261 --> 34:25.917
...چی؟ یعنی به نظرت بیلی

34:25.941 --> 34:27.637
نمی‌دونم، جنا

34:27.661 --> 34:30.237
...وقتی من

34:30.261 --> 34:32.477
...ساتن رو دیدم، بهم گفت که

34:32.501 --> 34:35.077
می‌خواد با بیلی به هم بزنه

34:35.101 --> 34:37.701
روز مراسم؟

34:39.101 --> 34:42.037
بیلی... گفت رابطه‌شون خوبـه، گفت که

34:42.061 --> 34:44.957
...بحث‌شون سر دانشگاهـه و

34:44.981 --> 34:46.741
...ولی، می‌دونی، ممکنـه

34:47.701 --> 34:49.861
چه حسی داشت؟

34:51.821 --> 34:53.341
دیدن دوباره‌ی ساتن

34:59.781 --> 35:01.317
خب

35:01.341 --> 35:02.661
اینکه دوباره پیشش بودم

35:06.981 --> 35:08.461
تونستم باهاش صحبت کنم

35:11.341 --> 35:14.037
خیلی حس قشنگی بود -
...واقعاً -

35:14.061 --> 35:16.197
باهات صحبت کرد؟

35:16.221 --> 35:17.917
...خب

35:17.941 --> 35:19.957
...با بابا صحبت کردم، می‌دونی؟ روالش

35:19.981 --> 35:21.701
روالش اینجوریـه

35:23.541 --> 35:25.221
...ولی من

35:26.741 --> 35:29.637
نمی‌دونم چرا اون شب رو دیدم. خب؟

35:29.661 --> 35:30.901
اون لحظه

35:31.981 --> 35:34.101
اون لحظه بین اون دوتا

35:37.021 --> 35:39.021
...لاز

35:43.141 --> 35:44.997
منتظر کسی بودی؟

35:45.021 --> 35:46.221
نه

36:00.861 --> 36:02.957
چی شد؟

36:02.981 --> 36:04.517
گفتم که

36:04.541 --> 36:07.757
افتادن دنبالم و من هم پریدم تو بوته‌ها

36:07.781 --> 36:10.197
آره، ولی چرا اومدی اینجا؟

36:10.221 --> 36:12.821
.می‌رفتم پیش مامان قشقرق به پا می‌کرد
.خودت که می‌شناسیش

36:13.981 --> 36:16.461
آره. خوب می‌شناسمش

36:23.741 --> 36:27.381
...وقتی با هم بودید

36:28.381 --> 36:30.181
بچه می‌خواستید؟

36:31.181 --> 36:32.821
...آم

36:35.381 --> 36:37.141
ما خودمون بچه بودیم

36:42.981 --> 36:45.277
،شاید اگه از هم جدا نمی‌شدیم

36:45.301 --> 36:47.021
خدا رو چه دیدی

36:50.381 --> 36:51.661
آره، خوبـه

36:54.981 --> 36:56.037
ایدن؟

36:56.061 --> 36:58.181
مامانت نگرانت میشه ها

36:58.775 --> 37:00.111
،چیزی نیست

37:00.136 --> 37:02.197
الان می‌برمش خونه -
...نه، من -

37:02.221 --> 37:04.077
دوچرخه‌ام هست -
مطمئنی؟ -

37:04.101 --> 37:05.197
زحمتی نیست ها

37:05.221 --> 37:08.517
آره. آره، مطمئنم. ممنون

37:08.541 --> 37:09.957
خداحافظ -
خداحافظ -

37:09.981 --> 37:11.621
خداحافظ

37:14.101 --> 37:15.797
من و تو میریم مطب بابا

37:15.821 --> 37:17.757
همین الان

37:17.781 --> 37:19.821
می‌خوام باهاشون صحبت کنم

37:26.381 --> 37:28.141
بابا؟

37:33.861 --> 37:35.341
بابا؟

37:36.301 --> 37:38.101
ساتن؟

37:46.461 --> 37:48.141
هیس

37:58.941 --> 38:00.941
شرمنده، جن

38:04.810 --> 38:06.506
فکر کنم فقط من می‌بینم‌شون

38:06.531 --> 38:08.317
چطوری آخه؟

38:08.341 --> 38:09.677
از کجا معلوم؟

38:09.701 --> 38:11.797
مطمئنم نمیشه

38:11.821 --> 38:13.781
ست امتحان کرد

38:15.221 --> 38:16.741
چی؟

38:17.821 --> 38:19.837
قبل از من به ست گفتی؟

38:19.861 --> 38:21.597
چاره‌ای نداشتم، جن

38:21.621 --> 38:22.957
ناسلامتی یه جنازه پیدا کردم

38:22.981 --> 38:24.621
باید حقیقت رو بهش می‌گفتم -
حقیقت؟ -

38:25.661 --> 38:27.517
خیال می‌کنه دوباره داری
دچار اختلال روانی میشی

38:27.541 --> 38:29.861
مثل بعد از مرگ ساتن

38:35.621 --> 38:36.981
عجب

38:38.101 --> 38:40.461
لاز؟ -
من خوبم -

38:43.541 --> 38:45.541
چیزیم نیست، جن

38:48.501 --> 38:50.381
دوباره اونطوری نمیشه

38:52.581 --> 38:54.061
قول میدم

38:56.621 --> 38:58.061
خوبـه

38:59.941 --> 39:02.437
درضمن، کی گفته من نمی‌تونم ببینم‌شون؟

39:02.461 --> 39:04.341
من که ست نیستم

39:05.341 --> 39:07.837
ناسلامتی خواهر برادریم

39:07.861 --> 39:09.540
می‌دونم -
جدی؟ -

39:09.565 --> 39:10.917
وقتی دیگه چاره‌ای نداشتی

39:10.941 --> 39:13.837
بهم گفتی -
بکِش بیرون دیگه، جنا -

39:13.861 --> 39:15.081
ماجرا اصلاً در مورد تو نیست

39:15.106 --> 39:16.666
آره، لاز

39:17.661 --> 39:18.941
بگی‌نگی می‌دونستم

39:22.461 --> 39:23.557
...جن

39:23.581 --> 39:25.301
من دیگه میرم

39:31.821 --> 39:33.821
باید تمومش کنی، بابا

40:01.301 --> 40:02.914
شما دکتر لازاروس هستید؟

40:02.939 --> 40:05.979
آره، دکتر لازاروس هستم

40:06.861 --> 40:08.268
...یکی از همکارها گفتن که

40:08.293 --> 40:10.397
چی؟ -
بیمار قبول می‌کنید -

40:10.421 --> 40:12.722
گفته بودن خوش‌تیپ هم هستید

40:14.557 --> 40:16.761
...خب

40:16.786 --> 40:18.699
چند نفری گفتن اگه
به تیپم برسم خوش‌تیپ میشم

40:18.724 --> 40:20.081
ببخشید

40:20.106 --> 40:22.226
بذارید دوباره از اول شروع کنم

40:29.181 --> 40:30.581
من لورا هستم

40:31.661 --> 40:33.566
ممنون که اینقدر دیروقت بهم نوبت دادید

40:34.008 --> 40:35.848
لورا

40:37.017 --> 40:39.537
...مشکلی نیست. آم

40:41.261 --> 40:42.581
بفرما بشین

40:55.981 --> 40:59.237
چیزی نگرانت کرده؟

40:59.261 --> 41:01.621
دوست ندارم این سمت ماجرا باشم

41:03.381 --> 41:04.581
مجبور باشم صحبت کنم

41:06.061 --> 41:07.517
...تو

41:07.541 --> 41:09.037
روانپزشکی؟

41:09.061 --> 41:11.357
...زنگ که زدم به منشی‌تون گفتم -
،آره -

41:11.381 --> 41:12.677
البته

41:12.701 --> 41:14.957
فقط... فراموش کردم

41:14.981 --> 41:17.181
روز پرمشغله‌ای داشتم

41:19.901 --> 41:21.781
...خب، آم

41:23.341 --> 41:24.661
حالت چطوره؟

41:27.821 --> 41:29.317
ببخشید

41:29.341 --> 41:30.517
...من

41:30.541 --> 41:32.637
فکر نمی‌کنم این جلسه بهم کمکی بکنه

41:32.661 --> 41:34.741
...اونقدر به روانپزشک خودم عادت کردم که

41:36.181 --> 41:38.907
مشکل از شما نیست ها. از خودمـه

41:39.438 --> 41:42.461
خیلی وقت بود اینو نشنیده بودم -
نه، چرا بشنوید آخه؟ -

41:48.501 --> 41:50.941
...می‌دونی چیـه؟ بیا

41:51.941 --> 41:54.597
غیررسمیش کنیم

41:54.621 --> 41:56.141
...یه

41:57.181 --> 41:59.397
...گپ و گفت

41:59.421 --> 42:00.861
بین دوتا همکار

42:21.754 --> 42:26.035
« ساتن لازاروس »
« تولد ۱۹۸۰ - وفات ۱۹۹۸ »

42:42.301 --> 42:44.221
روانپزشکم بازنشسته شد

42:45.781 --> 42:47.381
تو ۲۹ سالگی و اوج بلوغ و پختگی

42:48.321 --> 42:50.637
گفت می‌خواد قبل از اینکه به خاطر استرس

42:50.661 --> 42:52.978
تمام صورتش پُر از چین و چروک بشه بیاد بیرون

42:53.819 --> 42:56.099
زنیکه‌ی از خود راضی

43:03.821 --> 43:05.341
...تمام این دل‌نگرانی‌ها

43:07.183 --> 43:09.143
...دردها و ترس‌ها

43:14.741 --> 43:16.701
نمیشه با یه دکمه خاموش‌شون کرد، نه؟

43:21.941 --> 43:23.821
در وجودت رخنه می‌کنه

43:24.861 --> 43:26.861
همینطور تو جاهایی که زندگی می‌کنی

43:30.461 --> 43:32.501
برای مثال همین مطب

43:34.783 --> 43:36.997
با اینحال هنوز ازمون توقع میره
خودمون بی‌عیب و نقص باشیم

43:37.021 --> 43:40.357
همچنان وظیفه‌مون اینـه که
از مراجعین‌مون مراقبت کنیم

43:40.381 --> 43:42.557
آره، ولی کمال‌گرایی بی‌معناست

43:42.581 --> 43:45.357
غیرممکنـه، برای همین میرم پیش روانپزشک

43:45.381 --> 43:48.341
.میرم با یکی دیگه صحبت می‌کنم
.باعث میشم صورتش چین و چروک بشه

43:51.501 --> 43:53.957
گمونم با اینکه خودت می‌دونی
،بهترین کار چیـه

43:53.981 --> 43:55.877
سختـه بخوای بهش عمل کنی

43:55.901 --> 43:58.877
گاهی لازمـه از زبون بقیه بشنوی

43:58.901 --> 44:00.901
توصیه‌ای واسه من نداری؟

44:02.021 --> 44:03.597
برای تو، دکتر لازاروس؟

44:03.621 --> 44:04.797
آره

44:04.821 --> 44:07.061
نه، می‌خوام بشنوم

44:11.341 --> 44:12.661
برو

44:14.781 --> 44:16.541
اینجا رو ترک کن

44:17.581 --> 44:18.877
ببخشید؟

44:18.901 --> 44:22.341
برو قدم بزن. نوشیدنی بخور. برو رستوران

44:23.188 --> 44:24.899
می‌تونی با یکی بری که نمی‌شناسیش

44:25.524 --> 44:27.637
تا دوباره دچار همون اشتباهات و
عادت‌های قدیمی نشی

44:27.661 --> 44:31.317
البته اگه زندگی خانوادگیت
ملال این کار رو بهت میده

44:31.552 --> 44:33.672
خانواده که داری، نه؟

44:39.501 --> 44:40.741
آره، دارم

44:41.981 --> 44:45.701
خب، گمونم وقت زیادی ازت می‌گیره

44:47.621 --> 44:49.621
من که خیالم از این بابت راحتـه

44:50.621 --> 44:52.541
تنهایی زندگی می‌کنه؟

44:54.341 --> 44:55.541
آره

45:01.925 --> 45:03.651
اسمت چی بود؟

45:03.890 --> 45:05.250
لورا چی‌چی؟

45:06.221 --> 45:07.461
مینارد

45:08.461 --> 45:09.861
مینارد

45:14.141 --> 45:17.021
چه بلایی سر تو اومده، لورا مینارد؟

45:36.381 --> 45:38.341
...لیوانت رو پُر کن. من

45:40.301 --> 45:41.701
...فقط

45:54.741 --> 45:57.677
.«هنوز تموم نشده»
یعنی چی آخه؟

45:57.701 --> 45:59.141
تو بگو

46:01.157 --> 46:03.867
« بدونِ تو می‌میرم »

46:17.821 --> 46:19.181
می‌خوام با بیلی به هم بزنم

46:38.301 --> 46:39.541
آشنا نمی‌زنه؟

46:42.461 --> 46:44.061
اون نماد یعنی چی؟

46:46.061 --> 46:47.757
این کتاب مال توئـه، بیلی

46:47.781 --> 46:49.301
کتمان نکن. همیشه ما رو طراحی می‌کردی

46:50.421 --> 46:52.621
از کجا پیداش کردی؟ -
میگم این چیـه؟ -

46:53.621 --> 46:55.557
صندلی‌ای چیزیـه؟

46:55.581 --> 46:58.037
دلمنـه

46:58.061 --> 47:01.421
اون موقع‌ها خیلی تو کفِ
این چیزای اساطیری و اینا بودم

47:02.581 --> 47:04.277
ساتن همیشه شکلش رو دوست داشت

47:04.301 --> 47:06.037
خب، اون دلمن

47:06.061 --> 47:08.621
توی یادداشت خودکشی بابام بود

47:09.621 --> 47:10.941
چرا؟

47:17.461 --> 47:19.055
...شاید -
شاید چی؟ -

47:19.080 --> 47:21.416
من و بابات در موردش صحبت کردیم

47:21.441 --> 47:23.514
به نمادشناسی علاقه داشت

47:23.539 --> 47:26.717
بعضیا فکر می‌کنن دلمن‌ها
در حقیقت درگاه هستن

47:26.741 --> 47:28.461
درگاه به چی؟

47:29.741 --> 47:31.021
دنیای واپسین

47:34.101 --> 47:37.197
طوری ساخته شدن که رو به طلوع خورشید باشن

47:37.221 --> 47:38.437
...ببین

47:38.461 --> 47:40.941
.ساتن خوشش میومد
.واسه همین روی کتاب کِشیدمش

47:42.861 --> 47:45.517
...ولی اینکه چرا توی یادداشت خودکشیِ

47:45.541 --> 47:47.021
بابات بوده

47:48.581 --> 47:50.061
نمی‌دونم

47:59.182 --> 48:00.982
مطمئنم واست سخت بوده که دنبال این بگردی

48:03.861 --> 48:05.597
...دیدن خواهرت

48:05.621 --> 48:07.021
توی اون وضعیت

48:09.621 --> 48:11.781
بحث رو عوض نکن، بیلی

48:13.301 --> 48:15.997
باهات بهم زد، مگه نه؟

48:16.021 --> 48:18.197
شب مراسم

48:18.221 --> 48:20.397
واسه همون داشتید بحث می‌کردید

48:20.421 --> 48:23.717
آره، صاف تو چشمام نگاه کردی و دروغ گفتی

48:23.741 --> 48:25.797
...لاز -
چرا این کار رو کردی؟ -

48:25.821 --> 48:27.517
به نظر خودت چرا؟

48:27.541 --> 48:29.892
...نمی‌خواستم مردم فکر کنن ما

48:29.917 --> 48:32.373
نمی‌خواستم فکر کنن اون شب
با هم دعوا کردیم

48:32.461 --> 48:34.837
هیچوقت قاتلش رو دستگیر نکردن، لاز

48:34.861 --> 48:36.797
نمی‌خواستم کسی انگشت اتهام به سمتم بگیره

48:36.821 --> 48:38.101
چرا باهات به هم زد؟

48:39.141 --> 48:42.141
لاز... ما خام بودیم

48:44.421 --> 48:47.957
به هم زدن... اون زمان یه امر عادی بود

48:47.981 --> 48:50.917
ولی چرا اون شب؟
،بیلی، به خدا قسم

48:50.941 --> 48:53.581
...اگه یه بار دیگه دروغ و جفنگ تحویلم بدی

49:03.381 --> 49:06.717
می‌دونستم ساتن می‌خواد باهام به هم بزنه

49:06.741 --> 49:08.221
از رفتارش مشخص بود

49:10.261 --> 49:13.981
من هم طراحی‌ها رو نشونش دادم
بلکه نظرش عوض شه

49:15.181 --> 49:16.181
...تا

49:17.741 --> 49:20.477
بهش نشون بدم چه حسی بهش دارم

49:20.501 --> 49:22.061
...اون

49:24.421 --> 49:25.861
ذره‌ای براش مهم نبود

49:26.901 --> 49:28.621
...به این کارم افتخار نمی‌کنم ولی

49:30.661 --> 49:34.421
می‌خواستم حسابی دلش رو بشکنم

49:36.421 --> 49:39.357
کاری کنم بفهمه که

49:39.381 --> 49:41.661
من چی داشتم می‌کِشیدم

49:42.701 --> 49:44.357
،پس، واسه اینکه برگردیم به هم

49:44.381 --> 49:46.677
با یه دختر دیگه ریختم رو هم و

49:46.701 --> 49:48.677
حواسم بود که اون مُچ‌مون رو بگیره

49:48.701 --> 49:50.021
بیلی؟

49:51.101 --> 49:54.021
!مریض حرومزاده‌ی دیوث

49:59.221 --> 50:01.461
اون شب با کی بودی، بیلی؟

50:17.501 --> 50:19.501
با کی بودی؟

50:28.461 --> 50:30.101
جنا

50:31.141 --> 50:32.301
جنا؟

50:32.586 --> 50:42.586
‫« ترجمه از نـهـال و علی محمدخانی »
‫ ::. AliMK_Sub & iredprincess .::

50:42.821 --> 50:52.821
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

50:52.936 --> 51:02.936
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

51:03.038 --> 51:13.038
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
