WEBVTT

00:01.021 --> 00:06.021
‫[این قسمت به موضوعات حساسی از جمله تم‌های]
‫[مربوط به خودکشی می‌پردازد. احتیاط بیننده توصیه می‌شود]

00:06.045 --> 00:14.045
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:15.021 --> 00:17.021
‫« سال ۱۹۹۸ »

00:22.821 --> 00:24.461
‫ساتن؟

00:24.485 --> 00:34.485
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:36.781 --> 00:38.301
‫ساتن؟

00:56.181 --> 00:57.661
‫بابا!

01:12.581 --> 01:13.741
‫مُرده!

01:16.061 --> 01:18.061
‫ساتن مُرده

01:20.221 --> 01:22.141
‫دکتر لازاروس؟

01:24.541 --> 01:25.861
‫دکتر لازاروس؟

01:26.916 --> 01:28.916
‫« زمان حال »

01:28.941 --> 01:30.861
‫بیمار جدید آماده است

01:34.885 --> 01:36.885
‫[قاتل زنجیره‌ای در تمام اتهامات محکوم شد]

01:40.021 --> 01:50.021
‫ترجمه از «امیرعلی»
‫::. illusion .::

01:55.045 --> 01:57.045
‫[بخش روان‌پزشکی ایمن]

02:18.021 --> 02:20.021
‫[بابا]

02:37.581 --> 02:39.021
‫خیلی‌خب

02:40.101 --> 02:41.861
‫آرلو

02:43.341 --> 02:44.621
‫من رو از اینجا در بیار

02:44.701 --> 02:46.941
‫الان نمی‌تونم

02:47.021 --> 02:49.301
‫پس به چه دردی می‌خوری؟

02:49.381 --> 02:51.381
‫اومدم اینجا که بتونی صحبت کنی،

02:51.461 --> 02:54.021
‫در مورد احساساتت، درباره...

02:55.181 --> 02:57.021
‫...افکاری که توی ذهنت داری

02:57.101 --> 02:58.701
‫چه افکاری؟

02:58.781 --> 03:00.581
‫دوست داری از چه افکاری صحبت کنی؟

03:03.301 --> 03:06.781
‫خدا. باهاش در تماس بودم

03:06.861 --> 03:10.101
‫اونوقت درباره چی با خدا صحبت کردی؟

03:13.341 --> 03:14.421
‫جرایمت؟

03:15.581 --> 03:17.261
‫تو

03:18.941 --> 03:20.221
‫چرا من؟

03:20.301 --> 03:23.181
‫ازش پرسیدم قابل اعتمادی یا نه

03:23.261 --> 03:25.221
‫جوابی هم داد؟

03:25.301 --> 03:27.221
‫گفت...

03:27.301 --> 03:29.061
‫نه

03:29.141 --> 03:32.421
‫گفت تو قلابی هستی

03:32.501 --> 03:35.661
‫و ازش خواستم مجازاتت کنه.
‫اونوقت می‌دونی چی گفت؟

03:36.741 --> 03:38.221
‫چی گفت؟

03:40.541 --> 03:43.861
‫انجامش میده...

03:44.861 --> 03:46.621
‫...فقط به خاطر من

04:02.141 --> 04:03.181
‫سلام

04:03.261 --> 04:05.021
‫بابا...

04:05.101 --> 04:06.861
‫آره، بهم زنگ زد. پیچوندمش

04:06.941 --> 04:08.221
‫چی شده؟

04:08.301 --> 04:10.901
‫لاز، مُرده

04:11.981 --> 04:13.981
‫- چی؟
‫- اون...

04:14.061 --> 04:17.501
‫توی دفترش به خودش شلیک کرده

04:25.981 --> 04:27.821
‫پشت خطی؟

04:32.021 --> 04:40.021
‫« لازاروسِ هارلن کوبن »
‫« قسمت اول »

04:46.101 --> 04:49.061
‫طبق گزارشات روان‌پزشک مطرح

04:49.141 --> 04:51.261
‫دکتر جاناتن لازاروس به زندگی خود پایان داده

04:51.341 --> 04:54.061
‫او به‌طرز غم‌انگیزی به‌عنوان پدرِ ساتن لازاروس،

04:54.141 --> 04:57.621
‫که ۲۵ سال پیش به‌طرز وحشیانه‌ای به قتل رسید، در یادها مانده است

04:57.701 --> 04:59.981
‫جست‌وجو برای قاتل، توجه سراسر کشور را جلب کرد،

05:00.061 --> 05:02.661
‫اما او تا به امروز همچنان آزاد است

05:02.741 --> 05:06.541
‫دکتر جاناتن لازاروس دو فرزند دیگرش،

05:06.621 --> 05:08.661
‫جوئل و جنا را از خود به جا گذاشته است

05:10.061 --> 05:14.181
‫در ادامه با هواشناسی همراه شما هستیم، میریم سراغ...

05:29.741 --> 05:31.181
‫برو سمت چپ

05:31.261 --> 05:33.381
‫یالا. زود باش رفیق

05:33.461 --> 05:35.501
‫برو چپ

06:17.461 --> 06:20.221
‫اصلاً منطقی نیست

06:22.261 --> 06:23.581
‫از کِی تفنگ داشت؟

06:24.861 --> 06:25.981
‫نداشت

06:27.061 --> 06:28.381
‫یادداشتش کجاست؟

06:28.461 --> 06:31.781
‫خب، اصلیش دست پلیسه،
‫ولی این فتوکپی رو بهم دادن

06:31.861 --> 06:34.421
‫می‌دونی، به عنوان مردی که شغلش
‫این بود که بره تو مغز بقیه،

06:34.501 --> 06:36.621
‫نتونسته یکم شفافیت بیشتری بهمون بده

06:36.701 --> 06:38.661
‫«تموم نشده»

06:39.941 --> 06:41.341
‫یعنی چی اونوقت؟

06:42.461 --> 06:45.261
‫- تو بگو
‫- با یه میز. سه پایه

06:45.341 --> 06:47.701
‫مثل یه جور رمزه

06:47.781 --> 06:50.341
‫این بودش

06:52.701 --> 06:54.981
‫روی میزش سرِ کار

07:04.556 --> 07:06.556
‫[مظنونِ پرونده قتل دختر مدرسه‌ای آزاد شد]
‫[پلیس می‌گوید سرنخ دیگری ندارد]

07:06.581 --> 07:08.381
‫از ساتن حرف می‌زد؟

07:08.461 --> 07:09.861
‫هیچوقت حرفی ازش نمی‌زد

07:09.941 --> 07:13.621
‫کلاً نمی‌فهمم چرا این کار رو کرد

07:17.645 --> 07:19.645
‫[تموم نشده]

07:28.901 --> 07:30.301
‫ساتن؟

07:48.421 --> 07:50.021
‫یعنی چی؟

09:07.076 --> 09:09.076
‫[ست مک‌گاورن]
‫[کارم داره تموم می‌شه. هستی؟]

09:08.101 --> 09:10.221
‫خانم‌ها، روز بسیار غم‌انگیزیه

09:10.301 --> 09:13.701
‫چون ست رسماً رفت قاطی مرغا

09:13.781 --> 09:15.781
‫چی بگم؟ سلیقه‌ی جنا عالیه

09:15.861 --> 09:17.621
‫- خفه شو
‫- بدش من

09:20.901 --> 09:23.941
‫- ست
‫- اومدی

09:24.021 --> 09:25.621
‫ها؟ بیا بغلم ببینم

09:25.701 --> 09:27.941
‫- نگاش کن
‫- چه دندون‌هایی. مال کیه؟

09:29.021 --> 09:31.821
‫چه ریشی، چربی غبغبت رو مخفی می‌کنه

09:31.901 --> 09:34.021
‫خیلی بی‌ادبی

09:34.101 --> 09:35.821
‫تبریک میگم، چند ماهشه؟

09:35.901 --> 09:37.661
‫ولم کن، شکم آبجوخوریه

09:37.741 --> 09:39.261
‫زود باش. بریم رزی کیو؟

09:39.341 --> 09:40.901
‫اونجا نریم کجا بریم؟

09:56.101 --> 09:59.061
‫می‌بینم اینجا هنوز باکلاس نشده

09:59.141 --> 10:01.021
‫آره، بِلا رو که می‌شناسی،
‫میگه تغییر یعنی مرگ

10:04.661 --> 10:07.621
‫- چی می‌زنی؟
‫- ودکا تونیک

10:08.701 --> 10:10.061
‫چرا؟

10:10.141 --> 10:13.101
‫رژیم فودمپ گرفتم. گندم ممنوعه

10:13.181 --> 10:16.421
‫اومدیم بار ورزشی و تو می‌خوای رژیم فودمپت رو حفظ کنی؟

10:16.501 --> 10:19.221
‫بیا ببینم می‌تونی با نفخ شکم آنارشیست‌بازی در بیاری یا نه

10:22.421 --> 10:23.941
‫بِلا اونجاست

10:24.021 --> 10:26.061
‫مشروب‌ها رو می‌گیرم

10:26.141 --> 10:27.701
‫زود باش، برو یه عرض ادبی بکن

10:38.021 --> 10:39.701
‫خوبی؟

10:39.781 --> 10:41.381
‫- سلام بلا
‫- سلام

10:44.741 --> 10:46.101
‫سلام خوشگله

10:47.981 --> 10:49.101
‫لاز

10:49.181 --> 10:51.421
‫آقای روانشناس برگشته

10:51.501 --> 10:52.861
‫روان‌پزشک

10:52.941 --> 10:54.821
‫هرچی حالا. چرا برگشتی؟

10:55.821 --> 10:57.821
‫بابام فوت کرد

11:00.021 --> 11:01.941
‫خدای من

11:02.021 --> 11:03.901
‫وقتی جدا شدیم گفت

11:03.981 --> 11:07.941
‫بهترین زنی که تو عمرم گیر میارم رو از دست دادم

11:08.021 --> 11:09.501
‫راست می‌گفت

11:10.901 --> 11:12.341
‫یحتمل آره

11:12.421 --> 11:14.301
‫بلا!

11:15.661 --> 11:17.461
‫باید به مشتری‌ها برسم

11:22.781 --> 11:24.141
‫خیلی متأسفم، لاز

11:32.821 --> 11:36.581
‫مشخصه که تو فکر ساتن بوده

11:36.661 --> 11:38.301
‫این روی میزش بود

11:46.061 --> 11:50.221
‫می‌دونی، فکر نمی‌کنم هیچکدوم از ما
‫واقعاً با اتفاقِ اون شب کنار اومده باشیم

11:52.141 --> 11:53.421
‫اون به خاطرش نابود شد

11:53.501 --> 11:55.901
‫- ساتن بچه موردعلاقه‌اش بود
‫- نه رفیق...

11:55.981 --> 11:57.781
‫هیچوقت نگفت، ولی همه می‌دونستیم

11:57.861 --> 12:01.661
‫اینکه دوقلوی محبوب نباشی، باور کن چیزیه که آدم می‌فهمه

12:02.861 --> 12:06.381
‫کاش به فرجام می‌رسید،
‫می‌دید که مقصرش رو گرفتن

12:08.781 --> 12:10.421
‫خواستم بپرسم، حال جنا چطوره؟

12:11.581 --> 12:12.901
‫خوبه

12:13.901 --> 12:16.101
‫- به نظرت باید بگیرمش؟
‫- بستگی داره

12:16.181 --> 12:17.941
‫اگه فکر می‌کنی شاید به سکسِ عزاداری ختم بشه

12:18.021 --> 12:20.341
‫چی؟ اون فقط یه دوسته، باشه؟

12:20.421 --> 12:24.461
‫فقط دارم می‌پرسم که به نظرت
‫خوبه بهش زنگ بزنم یا نه

12:24.541 --> 12:27.501
‫آره، فکر کنم باید زنگ بزنی

12:28.861 --> 12:31.821
‫ولی سکس عزاداری وجود داره.
‫در واقع خیلی هم پیش پا افتاده است

12:31.901 --> 12:34.381
‫به نیاز برای احساس زنده بودن بر می‌گرده

12:34.461 --> 12:35.581
‫می‌دونم

12:35.661 --> 12:37.701
‫عالی به نظر میاد، نه؟

12:40.741 --> 12:43.101
‫- بازم می‌خوری؟
‫- قاعدتاً

12:43.181 --> 12:44.381
‫فودمپ یا آنارشیست‌بازی؟

12:45.461 --> 12:47.461
‫بیا خودمون رو خراب کنیم

13:02.501 --> 13:05.941
‫توی دفترش به خودش شلیک کرده

14:44.621 --> 14:47.101
‫دکتر ال. ببخشید دیر اومدم

14:47.181 --> 14:48.301
‫نه، ببخشید، من پسرشم...

14:48.381 --> 14:50.221
‫خیلی از خودم بدم میاد وقتی دیر می‌رسم

14:50.301 --> 14:51.901
‫به خودم میگم «کاساندرا

14:51.981 --> 14:53.237
‫- ده دقیقه وقت داری از آپارتمان بزنی بیرون»
‫- من پسرشم

14:53.261 --> 14:54.357
‫و وقتم رو هدر میدم تا وقتی ده دقیقه

14:54.381 --> 14:55.437
‫- می‌شه یک دقیقه
‫- ببخشید...

14:55.461 --> 14:57.277
‫- کاساندرا؟ من پسرشم
‫- بعدش یه دستشویی فوری هم میرم

14:57.301 --> 14:58.397
‫که نکنه توی مسیر بهم فشار بیاد

14:58.421 --> 15:00.221
‫ببخشید، ببخشید، من...

15:00.301 --> 15:01.677
‫یهو سه دقیقه دیرم می‌شه

15:01.701 --> 15:03.101
‫که دیگه...

15:04.621 --> 15:06.261
‫- این کارت عمدیه
‫- آره

15:06.341 --> 15:07.461
‫بله!

15:07.541 --> 15:09.221
‫انگار باید حتماً استرس داشته باشم،

15:09.301 --> 15:10.381
‫باید مضطرب باشم

15:10.461 --> 15:14.061
‫جور دیگه‌ای نمی‌تونم پیش برم

15:17.741 --> 15:21.661
‫متأسفم که بهت میگم خبرهایی درباره دکتر ال...

15:21.741 --> 15:23.581
‫بازم اون افکار بهم دست داده

15:27.821 --> 15:30.701
‫شنیدی چی گفتم؟
‫گفتم اون افکار بهم دست داده

15:34.901 --> 15:36.421
‫چه افکاری؟

15:36.501 --> 15:38.901
‫اف...

15:38.981 --> 15:40.781
‫قتل رو میگم

15:42.621 --> 15:43.821
‫که اینطور

15:48.421 --> 15:49.741
‫آم...

15:51.781 --> 15:54.221
‫این افکار از چی تشکیل شدن؟

15:56.341 --> 15:57.861
‫اون

15:57.941 --> 15:59.061
‫مُرده‌اش

15:59.141 --> 16:01.781
‫به صورت مُرده‌اش نگاه می‌کنم

16:01.861 --> 16:04.381
‫خون داره از ضربه‌ای که به سرش زدم میره،

16:04.461 --> 16:06.141
‫و بهش زل زدم که روی زمین دراز کشیده،

16:06.221 --> 16:07.821
‫و حس...

16:11.061 --> 16:12.781
‫...هیچ حسی ندارم

16:12.861 --> 16:14.941
‫نه خوشحالی نه خیال‌راحتی، کلاً هیچی

16:15.021 --> 16:16.941
‫مرده کیه؟

16:20.141 --> 16:21.261
‫اون دیگه

16:22.781 --> 16:26.421
‫نیل، دوست‌پسرم. همون عجیب‌الخلقه

16:26.501 --> 16:30.541
‫این افکار...

16:30.621 --> 16:32.341
‫- خاطره هستن؟
‫- کاش بودن

16:32.421 --> 16:33.461
‫توی خونه...

16:34.701 --> 16:36.101
‫...هنوز زنده است و نفس می‌کشه

16:36.181 --> 16:38.501
‫بهم هشدار داد که دیر نکنم

16:39.701 --> 16:43.261
‫تازه، باید این رو بگم که یه نفر داره استاکم می‌کنه

16:44.301 --> 16:46.021
‫استاکت می‌کنه؟

16:46.101 --> 16:47.421
‫نگام می‌کنه،

16:47.501 --> 16:49.381
‫گاهی تعقیبم می‌کنه،

16:49.461 --> 16:52.221
‫و توی ذهنم می‌کشمش،

16:52.301 --> 16:54.461
‫فقط...

16:54.541 --> 16:57.541
‫بر می‌گردم و با چاقو می‌زنمش
‫و هیچ حسی ندارم

17:00.221 --> 17:01.821
‫آخه...

17:01.901 --> 17:04.261
‫آخه چرا این افکار رو دارم؟

17:04.341 --> 17:06.981
‫- منطقی نیست
‫- کاساندرا...

17:07.061 --> 17:08.621
‫مرده

17:08.701 --> 17:13.021
‫حست به نیل‌ـه

17:13.101 --> 17:16.501
‫که داره به این تحسین‌کننده جدید فرافکنی می‌شه؟

17:19.621 --> 17:20.741
‫آم...

17:20.821 --> 17:22.101
‫می‌شه؟

17:25.821 --> 17:26.941
‫یکی برات بریزم؟

17:34.541 --> 17:36.301
‫چرا که نه؟ یه کوچیکش

17:49.941 --> 17:51.781
‫می‌کشمش

17:53.141 --> 17:54.741
‫و نگاش می‌کنم...

17:57.621 --> 17:59.901
‫...و هیچ حسی ندارم

18:08.301 --> 18:09.981
‫بذار

18:10.061 --> 18:11.261
‫لیوانت رو پُر کنم

18:15.181 --> 18:16.781
‫همونیه که قبلاً گفتی

18:16.861 --> 18:21.941
‫درباره زندگی با درد چی گفتی؟

18:22.901 --> 18:24.621
‫یادآوری می‌کنی؟

18:37.861 --> 18:39.261
‫کاساندرا؟

18:46.421 --> 18:47.821
‫کاساندرا؟

19:08.221 --> 19:10.341
‫دیشب چی کار کردی؟

19:14.141 --> 19:16.781
‫من...

19:16.861 --> 19:19.101
‫- بلا رو دیدم
‫- چی؟

19:19.181 --> 19:20.541
‫توی بارش؟

19:20.621 --> 19:21.901
‫اوهوم

19:21.981 --> 19:24.781
‫چقدر احتمالش کم بود که اونجا باشه

19:24.861 --> 19:29.221
‫هنوز با اون یارو چی‌چیـه؟

19:29.301 --> 19:31.021
‫پال

19:31.101 --> 19:33.581
‫همیشه میگی «اسمش چی‌چی بود»

19:33.661 --> 19:35.501
‫پال

19:35.581 --> 19:37.581
‫پس چرا میگی «اسمش چی‌چی بود؟»

19:37.661 --> 19:39.621
‫آره، هنوز با پال‌ـه

19:40.661 --> 19:43.261
‫- فقط ازش متنفری
‫- متنفر نیستم

19:43.341 --> 19:46.941
‫- فقط فکر می‌کنم اُمُله
‫- اُمُل؟

19:47.021 --> 19:50.341
‫برخلاف لاز که خیلی باحاله

19:50.421 --> 19:55.181
‫هی، بلا باحاله.
‫اون... آدم باحالیه

19:55.261 --> 19:58.781
‫پال... عملاً یه نِردِ گلف‌بازه

19:58.861 --> 20:00.541
‫فقط نمی‌فهمم چطوری باهم جور شدن

20:00.621 --> 20:02.821
‫خب، عمر ازدواج‌شون بیشتر از شما دوتاست

20:02.901 --> 20:03.941
‫معیار بالاییه، جن

20:04.021 --> 20:07.301
‫ما خیلی زود ازدواج کردیم.
‫اصلاً قرار نبود دوام بیاره

20:07.381 --> 20:09.541
‫و اگه الان آشنا می‌شدیم، از کجا معلوم

20:12.581 --> 20:16.741
‫بچه‌شون چند سالشه، اسمش چی‌چی بود؟

20:18.581 --> 20:20.661
‫ایدن

20:20.741 --> 20:22.101
‫پونزده

20:23.101 --> 20:24.421
‫عجیب‌تر از قبل شده؟

20:24.501 --> 20:26.541
‫عجیب نیست، لاز،

20:26.621 --> 20:30.381
‫به شکل جادویی خودش منحصربه‌فرده

20:30.461 --> 20:32.221
‫پس عجیب‌تر شده

20:32.301 --> 20:34.541
‫آره

20:34.621 --> 20:37.661
‫باشه ببین،

20:37.741 --> 20:40.781
‫خواستم با مارگو صحبت کنم

20:40.861 --> 20:45.061
‫درباره‌ی روزهای آخر بابا و این مسائل

20:46.421 --> 20:52.061
‫باید بهت هشدار بدم که هنوز
‫به خاطر پیدا کردنش خیلی آسیب‌روحی خورده

20:52.141 --> 20:53.981
‫بهش پیشنهاد ریکی دادم،

20:54.061 --> 20:58.301
‫هاله‌اش زرد خاکستری‌طور شده

20:58.381 --> 21:00.421
‫خدای من. جدی؟

21:00.501 --> 21:02.141
‫آره، همینطوره

21:02.221 --> 21:03.981
‫و اگه تو هم خودت رو

21:04.061 --> 21:06.901
‫نسبت به انرژی‌های جهان باز می‌ذاشتی،
‫زندگیت رو عوض می‌کرد

21:06.981 --> 21:08.341
‫جدی؟

21:08.421 --> 21:09.861
‫آره

21:11.501 --> 21:13.941
‫حالا هاله‌ی من چه رنگیه؟

21:17.741 --> 21:20.301
‫رنگ آشغال

21:21.341 --> 21:23.261
‫چه عمیق

21:23.285 --> 21:33.285
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

21:46.781 --> 21:49.581
‫پرونده‌های بیمارها این بالاست

21:49.661 --> 21:50.781
‫پدرت...

21:50.861 --> 21:54.501
‫تو حوزه‌ی سازمان‌دهی استعداد نداشت

21:54.581 --> 21:57.341
‫نه، می‌دونم مارگو، ولی خوشبختانه تو رو داشت

21:57.421 --> 21:58.781
‫درسته

22:01.981 --> 22:04.821
‫ما هم تیم خوبی بودیم

22:08.621 --> 22:11.701
‫ببخشید، برگشتن به اینجا...

22:11.781 --> 22:13.221
‫میگی کاساندرا؟

22:14.381 --> 22:16.621
‫- نام خانوادگیش چیه؟
‫- نمی‌دونم

22:16.701 --> 22:19.781
‫درسته. اینجوری سخت می‌شه.
‫بر اساس نام خانوادگی فایل‌بندی می‌کنیم

22:19.861 --> 22:21.997
‫پس پایگاه داده یا سیستم کامپیوتری ندارید، درسته؟

22:22.021 --> 22:23.861
‫نه، پدرت سیستم کاغذی دوست داشت

22:23.941 --> 22:27.541
‫اغلب جلسات رو ضبط می‌کرد، برای رفرنس،
‫ولی خیلی از تکنولوژی

22:27.621 --> 22:28.821
‫خوشش نمی‌اومد

22:33.821 --> 22:36.181
‫تو پسر خوبی هستی، جوئل

22:37.661 --> 22:38.901
‫می‌دونم دوتاتون مشغول بودین

22:38.981 --> 22:41.781
‫و اونقدری که دوست داشتید در تماس نبودید،
‫ولی خیلی بهت افتخار می‌کرد

22:41.861 --> 22:43.381
‫از نظر شغلی

22:45.661 --> 22:48.701
‫گمونم با این حرفه‌ای که انتخاب کردی،
‫می‌خواستی مثل اون بشی

22:48.781 --> 22:51.621
‫آره. شاید

22:52.861 --> 22:56.901
‫خیلی وارد بود که وارد ذهن آدم بشه...

22:56.981 --> 22:58.581
‫تو هم وارد ذهنش می‌شدی؟

23:00.541 --> 23:01.941
‫گاهی

23:02.021 --> 23:04.301
‫پیش اومده که از...

23:05.701 --> 23:06.821
‫...ساتن صحبت کنه

23:06.901 --> 23:09.501
‫و شبی که کشته شد؟

23:09.581 --> 23:11.781
‫یکمی

23:11.861 --> 23:13.301
‫چرا؟

23:13.381 --> 23:16.141
‫فقط همیشه حس می‌کردم که اون...

23:16.221 --> 23:17.781
‫تو رو سرزنش می‌کرده؟

23:20.981 --> 23:24.341
‫خب، من چیزی ازش نمی‌دونم

23:26.901 --> 23:29.341
‫حالا با اجازه‌ات،

23:29.421 --> 23:31.941
‫برگشتن به اینجا یکم داره اذیتم می‌کنه

24:00.636 --> 24:02.636
‫[نام بیمار - کاساندرا رودز]

24:06.661 --> 24:08.141
‫سال ۱۹۹۹
‫[تاریخ آخرین جلسه]

24:12.501 --> 24:14.461
‫یعنی چی؟

24:22.485 --> 24:24.485
‫[پرونده به تاریخ ۱۲/۰۶/۹۹ بسته شد]

24:51.261 --> 24:52.821
‫سلام. بله

24:52.901 --> 24:55.301
‫دنبال شخصی به نام کاساندرا می‌گردم؟

25:10.381 --> 25:11.821
‫سلام

25:11.901 --> 25:16.941
‫سلام. کاساندرا... هنوز اینجا ساکنه؟

25:17.021 --> 25:18.261
‫کاساندرا؟

25:18.341 --> 25:20.181
‫بله. کاساندرا رودز

25:21.861 --> 25:23.381
‫درسته

25:23.461 --> 25:26.141
‫وای. تو...

25:29.741 --> 25:31.221
‫مال بیست سال پیشه

25:31.301 --> 25:33.781
‫می‌دونم، بیمار پدرم بوده،

25:33.861 --> 25:36.541
‫و پدرم فوت کرده، پس خواستم...

25:36.621 --> 25:38.261
‫گوش کن، متأسفم،

25:38.341 --> 25:39.861
‫ولی اون مُرده

25:42.061 --> 25:43.421
‫مُرده؟

25:44.541 --> 25:45.901
‫راستش به قتل رسیده

25:51.381 --> 25:54.061
‫نه...

25:54.141 --> 25:56.621
‫من... من...

25:56.701 --> 26:00.141
‫دیروز باهاش بودم

26:01.141 --> 26:03.381
‫کاساندرا رودز؟

26:03.461 --> 26:06.741
‫باور کن، بیش از بیست سال پیش به قتل رسید

26:08.061 --> 26:10.341
‫ما تنها افرادی بودیم
‫که حاضر بودن این واحد رو بخرن

26:10.421 --> 26:12.781
‫راستش خیلی مفت خریدیمش

26:12.861 --> 26:15.421
‫سال‌ها خالی مونده بود،

26:15.501 --> 26:18.781
‫به جز آت و آشغال‌هایی که توی اتاق زیرشیروانی بود...

26:18.861 --> 26:22.661
‫قطعاً دیروز باهاش نبودی

26:23.701 --> 26:25.061
‫باشه

26:50.596 --> 26:52.596
‫[قاتل کاساندرا رو پیدا کنید]

26:54.621 --> 26:56.661
‫- الو؟
‫- کاساندرا رودز،

26:56.741 --> 26:59.261
‫خفه‌اش کردن و قاتلش هیچوقت پیدا نشده

26:59.341 --> 27:02.021
‫تو یادت نیست؟
‫به قتل رسیدن یه بیمار؟

27:02.101 --> 27:04.261
‫چون به نظر خیلی به یاد موندنیه، مارگو

27:04.341 --> 27:06.421
‫ببخشید، صدات رو ندارم

27:06.501 --> 27:08.421
‫گفتم کاساندرا رودز رو کشتن

27:08.501 --> 27:10.341
‫ببخشید. ببخشید، صدات قطع می‌شه

27:11.661 --> 27:12.981
‫الو؟

27:17.821 --> 27:20.541
‫در ضمن، باید بگم یه نفر استاکم می‌کنه

27:33.621 --> 27:34.741
‫بله؟

27:34.821 --> 27:39.061
‫سلام مرد، مرده‌شورخونه جسد بابات رو
‫تحویل مسئول‌های کفن‌ودفن داده

29:31.021 --> 29:33.021
‫[ساتن لازاروس]
‫[۱۹۸۰ - ۱۹۹۸]

30:05.061 --> 30:06.061
‫داشتم توی دفتر بابا

30:06.141 --> 30:07.901
‫پرونده‌های قدیمیش رو می‌گشتم،
‫دفترش رو تمیز می‌کردم،

30:07.981 --> 30:09.781
‫که این رو پیدا کردم

30:09.861 --> 30:13.021
‫یه قتل حل‌نشده‌ی دیگه. سال ۱۹۹۹

30:13.101 --> 30:14.501
‫۶ کیلومتری اینجا

30:14.581 --> 30:16.981
‫ولی شرایطش با ساتن خیلی فرق داره

30:17.061 --> 30:19.781
‫آره، ولی دوتا قتل حل‌نشده،

30:19.861 --> 30:21.181
‫به فاصله یکسال،

30:21.261 --> 30:23.461
‫و قاتل دوتاشون دستگیر نشده

30:23.541 --> 30:25.141
‫آره، ۲۵ سال پیش

30:25.221 --> 30:27.581
‫اون یکی از بیمارهای بابام بود

30:28.901 --> 30:30.141
‫فکر می‌کرده یه استاکر داره

30:30.221 --> 30:31.661
‫این مسائل خصوصی نیست، لاز؟

30:31.741 --> 30:34.221
‫اون مُرده، ست

30:34.301 --> 30:35.901
‫می‌شه...

30:35.981 --> 30:38.221
‫بفهمی اون پرونده به کجا رسیده؟

30:38.301 --> 30:39.381
‫می‌خوای تو پرونده‌های ۱۹۹۹

30:39.461 --> 30:41.661
‫سرک بکشم؟

30:41.741 --> 30:43.261
‫تحقیقاتی که اصلاً توش نبودم

30:43.341 --> 30:45.461
‫عقلت رو... از دست دادی؟

30:45.541 --> 30:47.061
‫فقط...

30:47.141 --> 30:48.741
‫جوئل

30:48.821 --> 30:50.221
‫الیسون

30:50.301 --> 30:51.501
‫خیلی متأسفم

30:56.501 --> 30:57.581
‫خانم

30:57.661 --> 30:58.861
‫ست

31:00.981 --> 31:02.261
‫باورم نمی‌شه رفته

31:02.341 --> 31:04.461
‫خصوصاً اینجوری

31:04.541 --> 31:06.581
‫- نظرت درباره‌ی یادداشت چی بود؟
‫- مغشوش‌کننده

31:06.661 --> 31:09.941
‫شاید... به تناسخ مربوطه؟

31:10.021 --> 31:12.581
‫آخه بابا همیشه عاشق علوم پنهان بود،

31:12.661 --> 31:14.397
‫ولی فکر می‌کنم آخرش از اونور بوم افتاد

31:14.421 --> 31:17.221
‫گمونم هیچکدوم‌مون واقعاً نمی‌دونیم، درسته؟

31:17.301 --> 31:18.981
‫که تو مغز آدم‌ها چه خبره

31:22.741 --> 31:24.421
‫از دیدنت خوشحال شدم

31:29.181 --> 31:30.821
‫- جنا، سلام
‫- سلام

31:30.901 --> 31:32.541
‫قبلاً فکر می‌کردم بابات تو کارشه

31:34.701 --> 31:37.741
‫بعد از مرگ مامان، فکر کردم هر زنی
‫که به خونه میاد

31:37.821 --> 31:40.061
‫قراره مادر جدیدم بشه

31:40.141 --> 31:43.341
‫حالا می‌فهمم کلمه «بیوه» واسه یه نوع خانم‌ها
‫حکم نعناع گربه رو داره

31:46.381 --> 31:48.221
‫می‌تونی اون اطلاعات رو برام جور کنی؟

31:49.221 --> 31:51.781
‫باید درباره تلاش‌هات برای فاسد کردن یه افسر پلیس صحبت کنیم

31:53.461 --> 31:55.101
‫بعداً

31:55.181 --> 31:56.861
‫موقع مشروب‌خوری

32:06.621 --> 32:08.101
‫لاز؟

32:08.181 --> 32:09.181
‫مراسم زیبایی بود

32:09.261 --> 32:11.061
‫ممنون. متشکرم

32:11.141 --> 32:13.461
‫- سلام پال
‫- جوئل

32:13.541 --> 32:16.341
‫می‌تونی... لاز صدام کن، لطفاً

32:16.421 --> 32:17.621
‫همون جوئل رو میگم

32:20.061 --> 32:22.461
‫خب گلف چطوره؟

32:22.541 --> 32:24.037
‫خوبه. هندیکپم به ده رسیده

32:24.061 --> 32:25.861
‫عالیه

32:25.941 --> 32:28.501
‫آره، زمین مونتگومری هم حرف نداره

32:28.581 --> 32:31.341
‫از کود با پتاسیم و فسفات بالا استفاده می‌کنن

32:31.421 --> 32:33.741
‫نقص‌ها رو در حین فصل رشد اصلاح می‌کنه

32:34.821 --> 32:36.701
‫مشروب می‌خوری؟

32:36.781 --> 32:38.901
‫میل ندارم، ممنون

32:38.981 --> 32:40.381
‫برای خودمون میارم

32:40.461 --> 32:41.901
‫باشه

32:41.981 --> 32:43.037
‫پال، می‌خوای باهام بیای؟

32:43.061 --> 32:44.421
‫آره، باشه

33:13.901 --> 33:17.741
‫فکر نمی‌کنم هیچکدوم‌مون واقعاً
‫با اتفاق اون شب کنار اومده باشیم

33:32.101 --> 33:33.541
‫زود باش لاز، بریم

33:48.901 --> 33:50.861
‫سم اولسن، تو رو به ظنّ

33:50.941 --> 33:53.261
‫قتل ساتن لازاروس دستگیر می‌کنم

33:53.341 --> 33:55.261
‫نیازی نیست حرفی بزنی

33:55.341 --> 33:57.621
‫اگه حرفی بزنی، برعلیهت استفاده می‌شه

34:00.781 --> 34:02.661
‫آزادش کردن

34:02.741 --> 34:04.501
‫لامصب رو آزاد کردن

34:18.181 --> 34:21.261
‫دیشب که رفتم، از خونه سم اولسن رد شدم

34:23.541 --> 34:26.541
‫شب مراسم ختم پدرت بود و تصمیم گرفتی بری خونه کسی

34:26.581 --> 34:28.501
‫که متهم به کشتن خواهرت بوده

34:28.581 --> 34:30.901
‫اینطور نیست که بهم ربطی داشته باشن، جن

34:30.981 --> 34:32.661
‫ولی می‌دونی، داشتم پیاده رد می‌شدم

34:33.621 --> 34:34.941
‫من...

34:35.021 --> 34:37.261
‫خواستم دوباره خونه رو ببینم

34:37.341 --> 34:39.581
‫تبرئه شد، لاز

34:39.661 --> 34:41.661
‫نه جرم‌شناسی بود نه شاهدی

34:41.741 --> 34:43.901
‫بابا هم هیچوقت باور نداشت که کار اون بوده

34:43.981 --> 34:46.221
‫به شخصه حاضرم به خاطر ژاکت پشمی‌هایی

34:46.301 --> 34:49.301
‫که می‌پوشه بندازمش هلفدونی، ولی قوانین رو من درست نمی‌کنم

34:52.661 --> 34:54.221
‫کارت خوب بود

34:54.301 --> 34:55.661
‫توی مراسم ختم

34:57.581 --> 34:59.101
‫سخنرانی خوبی کردی

34:59.181 --> 35:00.941
‫از حرف‌های عرفانیت خوشم اومد

35:03.181 --> 35:05.541
‫زندگی‌مون ادامه داره لاز، واقعاً اینجوریه

35:05.621 --> 35:07.781
‫وقتی که از این جسم‌ها خارج بشیم

35:09.781 --> 35:11.741
‫- واقعاً؟
‫- واقعاً

35:13.661 --> 35:15.621
‫می‌دونم ساتن اینجاست

35:16.741 --> 35:18.661
‫گاهی می‌تونم حسش کنم

35:23.941 --> 35:25.941
‫باشه، پس بذار این رو ازت بپرسم

35:27.821 --> 35:29.621
‫به نظرت...

35:30.621 --> 35:33.661
‫...مردم مُرده‌ها رو می‌بینن؟

35:33.741 --> 35:35.821
‫یعنی واقعاً ببینن،

35:35.901 --> 35:37.941
‫مثلاً...

35:38.021 --> 35:40.221
‫جلوی چشم‌شون باشن؟

35:41.221 --> 35:43.861
‫تو عزاداری

35:43.941 --> 35:45.261
‫اگه...

35:45.341 --> 35:46.821
‫فکر می‌کنی داری بابا رو می‌بینی...

35:46.901 --> 35:49.621
‫ماجرای توهمات به خاطر سوگواری رو می‌دونم، جن

35:49.701 --> 35:50.757
‫حرفم این نیست

35:50.781 --> 35:52.541
‫پس چیه؟

35:55.101 --> 35:56.141
‫بیخیالش

35:57.821 --> 36:00.101
‫وقتی بمیری دیگه مُردی

36:05.021 --> 36:07.741
‫کاساندرا رودز، خفه شده و قاتلش هیچوقت پیدا نشد

36:07.821 --> 36:10.021
‫اونوقت یادت نیست که یه بیمار به قتل رسیده باشه؟

36:10.101 --> 36:13.381
‫قطعاً دیروز پیشش نبودی

36:40.981 --> 36:42.261
‫هی!

36:42.341 --> 36:44.341
‫ایدن تویی؟

36:47.101 --> 36:48.901
‫پسر بلا هستی؟

36:51.981 --> 36:54.301
‫اینجا چی کار می‌کنی؟

36:55.381 --> 36:57.141
‫خواستم قیافه‌ات رو ببینم

37:05.301 --> 37:07.301
‫نباید برمی‌گشتی اینجا

37:11.861 --> 37:13.261
‫بابام مُرده

37:14.301 --> 37:15.301
‫می‌دونم

37:16.301 --> 37:17.701
‫شنیدم

37:20.341 --> 37:22.021
‫مامانت توی مراسم ختم بود

37:22.101 --> 37:23.581
‫بابات هم بود

37:23.661 --> 37:25.661
‫منم اجازه خواستم که بیام

37:25.741 --> 37:27.141
‫بیای مراسم ختم بابای من؟

37:28.421 --> 37:29.661
‫برام جالبـن

37:29.741 --> 37:31.581
‫خیلی معمولی بود

37:31.661 --> 37:33.981
‫نمی‌دونم تا حالا به چندتا مراسم رفتی،

37:34.061 --> 37:36.421
‫همون چیزهایی همیشگی بود

37:37.981 --> 37:40.021
‫یه تابوت،

37:40.101 --> 37:42.581
‫یکم حرف‌های قشنگ و موزیک

37:42.661 --> 37:44.221
‫می‌دونی

37:45.821 --> 37:47.541
‫شغلت چیه؟

37:49.301 --> 37:51.381
‫من...

37:51.461 --> 37:53.301
‫روانپزشک قضایی هستم

37:54.301 --> 37:56.141
‫با دیوونه‌ها حرف می‌زنی

37:56.221 --> 37:57.341
‫آره

37:57.421 --> 37:58.501
‫آره، یه جورایی

37:58.581 --> 37:59.901
‫قاتل‌های زنجیره‌ای؟

38:01.301 --> 38:03.861
‫اکثر مردم قاتل زنجیره‌ای نیستن

38:06.301 --> 38:08.901
‫به نظرم آدم رو دیوونه می‌کنه

38:08.981 --> 38:11.861
‫که با دیوونه‌ها سروکله بزنی

38:11.941 --> 38:14.021
‫به نظرم راست میگی

38:16.821 --> 38:18.861
‫هیچ‌جا خونه آدم نمی‌شه

38:18.941 --> 38:21.141
‫نباید برمی‌گشتی

38:21.221 --> 38:23.821
‫حس بدی بهش دارم

38:27.901 --> 38:30.501
‫برو داخل لطفاً، ایدن

38:30.581 --> 38:32.981
‫خیلی متأسفم

38:33.061 --> 38:35.557
‫بهش گفتم اومدی و اون هم یه فکرهایی به سرش می‌زنه

38:35.581 --> 38:36.741
‫مشکلی نیست

38:36.821 --> 38:38.501
‫سلام پال

38:38.581 --> 38:39.581
‫جوئل

38:39.661 --> 38:41.461
‫برو، برو تو

38:41.541 --> 38:43.301
‫باشه خب، من دیگه برم

38:43.381 --> 38:44.981
‫ممنون که برش گردوندی

38:45.061 --> 38:46.261
‫واقعاً ممنونم

38:47.621 --> 38:49.861
‫فکر کنم براش عجیبه که دوتا شوهر داشتم

38:49.941 --> 38:51.941
‫گمونم واسه یه بچه عجیبه

38:52.021 --> 38:54.101
‫خب آره

38:55.501 --> 38:57.421
‫- چیه؟
‫- آخه اینجوری که گفتی

38:57.501 --> 38:59.221
‫«خب آره»

38:59.301 --> 39:01.301
‫انگار دوباره نوزده سالم بود

39:03.221 --> 39:04.421
‫آره می‌دونم

39:04.501 --> 39:05.941
‫ببخشید

39:10.461 --> 39:11.741
‫خدافظ

39:22.461 --> 39:24.661
‫سلام پسر، بیا رزی کیو دیدنم

39:24.741 --> 39:26.421
‫یه چیزی برات دارم

39:26.501 --> 39:28.421
‫لذتش رو ببر

39:28.501 --> 39:29.501
‫کارت درسته

39:31.181 --> 39:33.501
‫باشه، می‌خوای کوتاهش کنم برات؟

39:33.581 --> 39:36.021
‫کاساندرا پاک روانی بوده

39:36.101 --> 39:38.501
‫بچه‌ی مشکل‌داری بوده که از این پرورشگاه
‫به اون پرورشگاه می‌رفته

39:38.581 --> 39:40.541
‫چندتا رابطه داشته که اکثرش از سوءاستفاده تشکیل می‌شده

39:40.621 --> 39:42.061
‫بعدش هم که می‌میره

39:42.141 --> 39:44.101
‫تقریباً مطمئنم که به دست معشوقه‌اش،

39:44.181 --> 39:47.421
‫نیل کرافت، گرچه هیچوقت متهم نشد
‫چون گم و گور شد

39:47.501 --> 39:49.581
‫قصه‌ی غم‌انگیز و نکبتیه

39:49.661 --> 39:51.061
‫روی برگه آره

39:51.141 --> 39:53.541
‫ولی اون یه انسان بوده

39:53.621 --> 39:55.541
‫مشابهش رو همیشه تو زندان‌ها می‌بینم، ست

39:55.621 --> 39:57.277
‫همیشه اونجوری که نوشته شده، پیش نرفته

39:57.301 --> 39:59.221
‫و گاهی ازشون خوشت میاد

39:59.301 --> 40:01.237
‫می‌خوای بگی این ماجرا چه ربطی به قضایا داره یا نه؟

40:01.261 --> 40:02.821
‫صبر کن، بابات تو کارش بوده؟

40:02.901 --> 40:05.221
‫خدایا، تو هم که همیشه درگیر سکسی، نه؟

40:05.301 --> 40:07.221
‫اگه سکس و پول نباشن، من بی‌کار می‌شم

40:07.301 --> 40:09.301
‫نمی‌دونم

40:09.381 --> 40:11.741
‫- ماجرای ساتن، ارتباطش
‫- ربطی نیست

40:11.821 --> 40:13.741
‫این دختره دردسرساز بوده، دردسر هم پیداش کرده

40:13.821 --> 40:15.701
‫و دردسر به کشتنش داده، تموم شد رفت

40:15.781 --> 40:17.301
‫بیست و پنج سال پیش

40:19.061 --> 40:20.501
‫داری میری؟

40:20.581 --> 40:22.581
‫کار دارم

40:22.661 --> 40:25.061
‫با جنا قرار داری، نه؟

40:25.141 --> 40:26.381
‫چی؟

40:26.461 --> 40:29.381
‫صورت دروغ داغونش رو ببین

40:29.461 --> 40:32.221
‫- هیچوقت جرم نکن، ست
‫- باشه

40:32.301 --> 40:35.101
‫راستش خیلی عجیبه چون گفت

40:35.181 --> 40:39.141
‫جهان قراره مهربونی رو وارد زندگیش کنه

40:39.221 --> 40:40.981
‫چند دقیقه بعد،

40:41.061 --> 40:43.221
‫بهش زنگ زدم و واسه مشروب دعوتش کردم

40:43.301 --> 40:44.621
‫کیزمت

40:44.701 --> 40:46.461
‫بله لاز، کیزمت

40:46.541 --> 40:48.101
‫کاملاً کیزمت

40:48.181 --> 40:49.637
‫معنیش رو نمی‌دونی، نه؟

40:49.661 --> 40:51.341
‫اصلاً

40:51.421 --> 40:53.741
‫ولی قراره روی خواهرت ازش استفاده کنم

40:53.821 --> 40:55.261
‫مراقبت کن رفیق

40:55.341 --> 40:57.061
‫خدافظ!

41:53.261 --> 41:54.461
‫هی

41:56.301 --> 41:57.901
‫دنبالمی؟

41:57.981 --> 41:59.261
‫هوی!

42:00.261 --> 42:01.261
‫هی!

42:02.301 --> 42:03.461
‫هی!

42:07.541 --> 42:09.141
‫خوبی؟

42:23.701 --> 42:26.101
‫هی! هی!

43:07.941 --> 43:09.861
‫آهای؟!

43:17.061 --> 43:18.141
‫کجایی؟!

43:18.165 --> 43:25.165
‫ترجمه از «امیرعلی»
‫::. illusion .::

43:25.189 --> 43:35.189
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

43:35.213 --> 43:45.213
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

43:45.237 --> 43:47.237
‫« بوته‌ی عرعر »

44:19.181 --> 44:22.741
‫«اگه یه آتش‌افروز رو به خونه‌ت دعوت کردی،

44:22.821 --> 44:26.021
‫کبریت‌ها رو توی اتاقش نذار»

44:40.901 --> 44:43.381
‫پس با کاساندرا آشنا شدی

44:44.821 --> 44:47.261
‫افراد دیگه‌ای هم خواهند بود، پسرم

44:47.341 --> 44:49.261
‫سراغ تو هم میان

44:50.821 --> 44:53.261
‫بقیه‌ی افرادی که به قتل رسیدن

44:54.541 --> 44:56.541
‫مثل کاساندرا

44:59.981 --> 45:02.061
‫مثل من
