WEBVTT

00:01.480 --> 00:11.480
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:11.956 --> 00:15.013
‫« سال ۱۹۴۶ »

00:25.527 --> 00:26.528
‫کتز؟

00:26.528 --> 00:28.154
‫کتز، این وقت شب اینجا چیکار می‌کنی؟

00:28.154 --> 00:29.599
‫عذر می‌خوام، آقای درست

00:29.626 --> 00:32.332
‫ولی شپیرو گفت
‫تا صبح مابقی قالب‌ها آماده شن

00:32.473 --> 00:33.655
‫خیلی‌خب، باشه. خوبه

00:34.619 --> 00:39.082
‫خب، ایشون خانم مورگنسترنه،
‫دوست‌دختر پسرم

00:39.082 --> 00:43.962
‫قراره یه مقاله‌ای از اثر من
‫واسه «براونی» بنویسه

00:43.962 --> 00:46.029
‫روزنامه‌ی دبیرستان‌شون

00:46.054 --> 00:48.598
‫بسیارخب، فقط من مصاحبه‌ای نمی‌کنم

00:50.719 --> 00:54.592
‫اون پسره می‌دونست مصاحبه‌ای در کار نیست

00:54.841 --> 00:57.719
‫اون شک کرده بود
‫که مصاحبه‌ای در کار نیست

00:58.226 --> 01:00.154
‫ولی لام تا کام حرف نمی‌زد

01:01.021 --> 01:02.063
‫می‌دونی چرا؟

01:02.731 --> 01:04.041
‫چرا؟

01:04.066 --> 01:05.902
‫چون شغلش رو دوست داره

01:06.234 --> 01:07.360
‫می‌دونم

01:08.528 --> 01:11.085
‫فقط دیگه نمی‌خوام دروغ بگم

01:11.948 --> 01:13.575
‫نمی‌خوام به آلن دروغ بگم

01:15.327 --> 01:17.120
‫هروقت آماده بودیم بهش می‌گیم

01:18.163 --> 01:22.077
‫ببین چی می‌گم، تو قراره
‫مثل یه شاهدخت سُنت‌شکن زندگی کنی

01:22.228 --> 01:23.822
‫من استودیوی خودم رو دارم و...

01:24.044 --> 01:28.215
‫توام اتاق مخصوصِ نویسندگی خودت رو داری،

01:29.799 --> 01:31.366
‫و دیگه آزاد می‌شیم

01:33.011 --> 01:34.012
‫هال...

01:35.900 --> 01:37.955
‫فکر کنم مهمون ناخوانده داریم

01:51.254 --> 01:52.912
‫« سیلور دلار »

01:55.445 --> 01:59.230
‫« مفقود شده »
‫« یونتا کلیو جانسون »

03:04.936 --> 03:07.944
‫« بانوی درون دریاچه »

03:15.508 --> 03:18.395
‫« سال ۱۹۶۷ »

03:25.749 --> 03:27.263
‫مرسی که قبول کردی

03:27.288 --> 03:29.498
‫شرمنده که این همه راه رو تا اینجا اومدی

03:29.523 --> 03:30.980
‫ماشینم روشن نمی‌شد

03:33.632 --> 03:35.217
‫چی میل دارید، آقا؟

03:35.717 --> 03:37.344
‫فقط قهوه، لطفاً

03:37.344 --> 03:38.762
‫قهوه

03:38.762 --> 03:43.058
‫حالا این گفت‌وگوی دوستانه رو مدیون چی‌ام؟

03:49.147 --> 03:52.234
‫ست از وقتی رفتی یه حالی شده

03:52.234 --> 03:53.318
‫می‌دونم

03:54.819 --> 03:55.820
‫متأسفم

03:55.820 --> 04:00.659
‫دلش نمی‌خواد راجع‌بهش صحبت کنه،
‫ولی دیشب بالاخره حرف دلش رو زد

04:04.287 --> 04:05.949
‫چی گفت؟

04:08.750 --> 04:11.779
‫گفت خونه‌ی تو احساس امنیت نداره

04:14.976 --> 04:16.206
‫که اینطور

04:16.506 --> 04:17.737
‫که اینطور

04:19.009 --> 04:20.462
‫احساس امنیت نداره

04:21.888 --> 04:22.889
‫بیا

04:27.060 --> 04:28.434
‫این چیه؟

04:30.146 --> 04:31.147
‫مدارک طلاق

04:31.147 --> 04:33.942
‫- بهم توصیه شده که...
‫- خیلی‌خب

04:33.942 --> 04:36.985
‫به دلیل جداییت برگه‌ها رو پر کنم

04:42.117 --> 04:43.118
‫بفرمایید، آقا

04:43.118 --> 04:44.202
‫ممنون

04:50.000 --> 04:51.609
‫بهم نفقه تعلق می‌گیره؟

04:52.878 --> 04:54.296
‫- چی؟
‫- چیه؟

04:54.838 --> 04:56.506
‫دارم مُهر پایان زندگی مشترک‌مون رو می‌زنم

04:56.506 --> 04:59.509
‫اون‌وقت اولین چیزی که به زبون میاری اینه؟

04:59.509 --> 05:02.470
‫- تا اینجا که هیچی بهم ندادی
‫- تو که خودت...

05:02.470 --> 05:04.097
‫یه شغل پُرزرق و برق توی استار داری

05:04.097 --> 05:06.224
‫تو از کجا می‌دونی بهم حقوق میدن؟

05:06.725 --> 05:08.810
‫- نمی‌دونم
‫- الان باید پاشم وکیل بگیرم؟

05:08.810 --> 05:11.313
‫یا باید زانو بزنم و به پات بیفتم؟

05:11.313 --> 05:12.522
‫این انتخاب خودت بود

05:12.522 --> 05:14.441
‫خودت اینو خواستی

05:14.441 --> 05:15.859
‫یادت که نرفته؟

05:16.067 --> 05:18.153
‫- پاتو از در بیرون گذاشتی و...
‫- وایسا ببینم

05:18.153 --> 05:20.280
‫- با یکی آشنا شدی، مگه نه؟
‫- تو پاتو...

05:20.280 --> 05:22.157
‫- با یه خانمی آشنا شدی
‫- آره، با یکی آشنا شدم

05:22.157 --> 05:23.241
‫آره، آشنا شدم

05:23.241 --> 05:24.768
‫چند سالشه؟

05:26.620 --> 05:29.122
‫- چه فرقی داره، مدی؟
‫- بیخیال، یه عددی بگو دیگه

05:29.122 --> 05:31.458
‫- این چه بحثیه آخه مدی؟
‫- چند سالشه؟ چقدر جوون‌تر از...

05:31.458 --> 05:33.501
‫سپتامبر امسال میشه ۲۵ سالش

05:34.753 --> 05:36.421
‫باریکلا بهت

05:36.421 --> 05:39.674
‫- نه، من برات خوشحالم، جدی میگم
‫- مدی، میشه تمومش کنی؟

05:39.674 --> 05:41.099
‫- اونم غذای حلال درست می‌کنه؟
‫- این الان چه...

05:41.124 --> 05:43.320
‫- معلومه که درست می‌کنه، معلومه
‫- معلومه که درست می‌کنه

05:43.345 --> 05:45.639
‫- چقدر هم عالیه
‫- خیلی هیجان‌زده‌ای، نه؟

05:47.098 --> 05:48.975
‫- بالاخره!
‫- شاید الان اگه طلاق بگیریم،

05:48.975 --> 05:52.270
‫بالاخره بتونم بدون اجازه‌ی تو
‫ماشینم رو بفروشم

05:52.979 --> 05:54.394
‫گمونم همین‌طوره

05:56.942 --> 05:59.007
‫ولی همچنان به کمکت نیاز دارم

06:11.831 --> 06:14.125
‫- شنیدی؟ گفتم به کمکت نیاز دارم
‫- آره، شنیدم

06:14.125 --> 06:15.252
‫شنیدم

06:16.211 --> 06:17.587
‫مخارج وکیل با من

06:17.587 --> 06:19.339
‫- اذیتت نمی‌کنم
‫- خیلی ازت ممنونم

06:19.339 --> 06:22.592
‫ولی نباید انقدر به پسرمون
‫فشار بیاری که پیش خودت بمونه

06:22.592 --> 06:24.427
‫- بهم این قول رو میدی؟
‫- من بهش فشاری نیاوردم

06:24.427 --> 06:27.013
‫- اون بچه‌ی منه، دلم می‌خواد کنارش...
‫- نمراتش پایین اومده

06:28.265 --> 06:30.392
‫الان به یه الگوی باثبات توی زندگیش نیاز داره

06:30.392 --> 06:32.404
‫باید کنار پدرش باشه

06:40.110 --> 06:41.319
‫منم باثباتم

06:43.126 --> 06:53.126
‫« ترجمه از iredprincess و امیر فرحناک »
‫::. FarahSub & iredsub .::

06:58.712 --> 07:00.422
‫توی مقاله‌ات خوندم...

07:01.172 --> 07:04.342
‫آخرین چیزی که تسی کوچولو
‫خواسته بود یه اسب دریایی بود

07:04.367 --> 07:06.279
‫« خدمات پارک دروید هیل »

07:06.304 --> 07:10.015
‫به امید کشف شگفتی وارد اون مغازه شد

07:10.765 --> 07:12.669
‫ولی بخاطرش مجازات شد

07:13.685 --> 07:16.938
‫درست همون‌طوری که من
‫واسه حرص و طمعم مجازات شدم

07:19.774 --> 07:21.234
‫درست همون‌طوری که تو مجازات میشی

07:40.266 --> 07:41.946
‫« مسدودسازی اضطراری »

08:08.657 --> 08:10.575
‫هی، مدی. پیش گاسکا رفتی؟

08:10.575 --> 08:11.785
‫معلومه که رفتم، لو

08:12.744 --> 08:13.745
‫تو حرف نداری، مدی

08:13.745 --> 08:15.580
‫- بنازم
‫- برو بریم

08:15.580 --> 08:17.249
‫این شد سرعت عمل

08:24.172 --> 08:25.715
‫خانم ستون پشتیبانی عزیز،

08:25.715 --> 08:29.219
‫خواستم هجوم موش‌ها از
‫شمال خیابون ۸۶ام رو گزارش بدم

08:29.219 --> 08:30.387
‫اون‌ها حال آدم رو به‌هم می‌زنن

08:30.387 --> 08:32.639
‫و شهرداری هم هیچ کاری
‫واسه حل این مشکل نمی‌کنه

08:32.639 --> 08:34.683
‫- اینجا همه...
‫- شهروند آشفته‌ی عزیز،

08:34.683 --> 08:38.186
‫من بررسی کردم و مشکل‌تون رو
‫به شهرداری گزارش دادم

08:38.186 --> 08:41.063
‫خاطرجمع شدم به محض پایان این هوای سرد،

08:41.063 --> 08:45.443
‫تحقیقات جامع و کامل به همراه
‫سم‌پاشی مؤثری صورت بگیره

09:06.298 --> 09:07.792
‫چه‌خبر شده؟

09:07.817 --> 09:10.385
‫آقای هیث میگه واسه خاطر
‫چندتا چراغی که...

09:10.385 --> 09:13.054
‫توی پارک دروید هیل سوخته بودن
‫به بخش امور عام‌المنفعه زنگ زدی

09:13.805 --> 09:16.433
‫آره، یه نامه‌ای به دست‌مون رسید
‫که آقای هیث نمی‌خواست چاپ شه

09:16.433 --> 09:17.517
‫منم با اون‌ها تماس گرفتم

09:17.517 --> 09:20.604
‫یه آقایی رد می‌شد دید که
‫چراغ‌ها سوختن، چی شده مگه؟

09:21.187 --> 09:24.482
‫کارگرهای پارک رفتن چراغ‌ها رو
‫درست کنن که یه جسد پیدا کردن

09:24.482 --> 09:26.067
‫جسد یه زن سیاه‌پوست

09:26.067 --> 09:27.152
‫خدای من

09:28.194 --> 09:29.321
‫می‌خوان با من صحبت کنن؟

09:29.321 --> 09:31.156
‫نه، نیازی به این کار نیست

09:31.156 --> 09:33.074
‫همون نامه رو بهشون بدم
‫خودشون پیگیری می‌کنن

09:33.074 --> 09:35.577
‫و... آقای مارشال چی؟

09:35.752 --> 09:36.920
‫نه

09:36.945 --> 09:39.398
‫اگه نامه رو تحویل بدم
‫همه‌چی حل و فصل میشه

09:47.130 --> 09:49.608
‫هویت زنه رو تشخیص دادن؟

09:49.633 --> 09:51.676
‫جسدش توی شرایط بدی بود

09:51.676 --> 09:54.554
‫گفتن یکی به اسم کلیو جانسون بوده

09:55.388 --> 09:56.556
‫کلیو جانسون؟

09:57.057 --> 09:59.226
‫توی «اَفرو» راجع‌بهش خوندم.
‫همون زنیه که مفقود شده

09:59.226 --> 10:02.520
‫درست همون شبی که
‫استفان زوادسکی توی پارک دستگیر شد

10:10.153 --> 10:12.530
‫شرمنده، حتماً دور انداختمش

10:12.530 --> 10:14.449
‫خیلی اینجا جا ندارم

10:14.449 --> 10:15.575
‫واقعاً؟

10:15.575 --> 10:17.591
‫چیزی یادت میاد ازش؟

10:18.286 --> 10:20.664
‫فقط یه پیام کوتاه از بیل اسمیت

10:20.664 --> 10:21.998
‫بیل اسمیت؟

10:21.998 --> 10:23.375
‫- خدایا
‫- چیه؟

10:24.042 --> 10:26.087
‫اسم یارو جعلیه

10:26.112 --> 10:28.614
‫می‌تونست حتی میکی ماوس هم باشه

10:29.673 --> 10:34.719
‫ببین، اگه پیداش کردی
‫به کسی نشون نده

10:35.303 --> 10:37.657
‫مارشال نمی‌خواد این قضایا دامن‌گیرش بشه

10:37.682 --> 10:41.326
‫و می‌دونی... بذار اَفرو پیگیری کنه

10:41.826 --> 10:43.190
‫حتماً

11:02.247 --> 11:04.485
‫این همون دفتریه که باید بهش امیدوار باشم؟

11:05.000 --> 11:07.833
‫فکر کردی براشون بیگل میاری
‫قربون صدقه‌ت میرن؟

11:12.591 --> 11:13.592
‫ادنا

11:14.759 --> 11:18.555
‫می‌خواستم ببینم میشه یکم نصیحتم کنی

11:19.055 --> 11:20.223
‫اولین اشتباه خودتو کردی

11:20.223 --> 11:22.484
‫- کدوم اشتباه؟
‫- هرگز از کسی اجازه نگیر

11:22.509 --> 11:24.969
‫- ببخشید، من فقط...
‫- اینم اشتباه دومت

11:25.395 --> 11:27.480
‫- چی؟
‫- هرگز عذرخواهی نکن

11:32.235 --> 11:35.739
‫به یه دوراهی اخلاقی خوردم،
‫می‌خوام راجع‌بهش باهات صحبت کنم

11:37.282 --> 11:38.366
‫تا سه نشه بازی نشه

11:38.366 --> 11:39.701
‫دیگه چی؟

11:39.701 --> 11:41.953
‫همیشه موقعیت رو بسنج

11:42.704 --> 11:47.125
‫من از دست اون حرومی‌های وراج
‫اومدم دستشویی تا...

11:47.125 --> 11:50.045
‫پنج دقیقه آرامش داشته باشم
‫که بتونم کارم رو بکنم

11:50.837 --> 11:52.923
‫تو الان تمایلی برای...

11:52.923 --> 11:55.467
‫توصیه‌های خردمندانه از من می‌بینی؟

12:10.106 --> 12:11.107
‫استفان؟

12:12.817 --> 12:14.027
‫مدی

12:15.445 --> 12:18.060
‫چشم به راهِ ملاقاتت بودم

12:18.740 --> 12:21.243
‫ولی گمونم از قبل داستانت رو نوشتی

12:22.327 --> 12:24.320
‫واسه همون اون نامه رو برام فرستادی؟

12:24.613 --> 12:25.764
‫« برجک الف »

12:25.789 --> 12:27.207
‫تا دوباره بیام ببینمت؟

12:27.207 --> 12:28.917
‫کدوم نامه؟

12:29.834 --> 12:30.877
‫خیلی‌خب

12:32.087 --> 12:33.213
‫بیا از اول شروع کنیم

12:35.257 --> 12:37.300
‫چرا اون خانم رنگین‌پوست رو کشتی؟

12:38.510 --> 12:41.137
‫تا همین امروز که
‫راجع‌بهش منو سؤال‌پیچ کردن

12:41.137 --> 12:44.122
‫حتی اسم این خانم هم به گوشم نخورده بود

12:45.141 --> 12:47.352
‫پیش خودت بودم، مدی. یادته دیگه؟

12:48.770 --> 12:50.146
‫کسی غیر از تو اینو نمی‌دونه

12:50.146 --> 12:52.566
‫یکی به اسم بیل اسمیت برام نامه نوشت

12:53.650 --> 12:57.070
‫توی همون پارکی که تو رو گرفتن

12:57.904 --> 12:59.447
‫همون شبی که اون خانم مفقود شد

13:00.407 --> 13:02.075
‫چرا اون نامه رو برام نوشتی؟

13:02.075 --> 13:03.785
‫من هروقت نامه‌ای بنویسم،

13:04.703 --> 13:08.123
‫روش می‌زنه «کانون اصلاح و تربیت بالتیمور»

13:08.123 --> 13:11.751
‫می‌تونستی از یکی که بیرونه
‫بخوای نامه رو بنویسه

13:11.751 --> 13:13.128
‫یه شریک جرم

13:13.128 --> 13:16.631
‫واسه چی؟ اگه کار خودم بود،
‫چرا باید کاری می‌کردم که پیداش کنن؟

13:17.716 --> 13:19.259
‫تا دوباره پای منو به ماجرا باز کنی

13:20.176 --> 13:21.177
‫نه

13:22.846 --> 13:24.151
‫کار من نبود

13:25.704 --> 13:28.310
‫ولی هربار که جسدِ یکی
‫توی دریاچه پیدا میشه

13:28.310 --> 13:30.145
‫ظاهراً یه سرش به تو ختم میشه

13:31.938 --> 13:36.735
‫مخرج مشترک هردوی این اتفاقات من نیستم، مدی

13:36.735 --> 13:38.069
‫تویی

13:55.580 --> 13:57.539
‫اینم بانوی درون دریاچه

13:59.841 --> 14:02.177
‫چند ماه داخل آب باشی همچین بلایی سرت میاد

14:03.053 --> 14:05.680
‫مادرش هم همین شکلی باید می‌دیدش؟

14:06.264 --> 14:07.599
‫متأسفانه

14:07.599 --> 14:08.767
‫خودش شناساییش کرد

14:09.517 --> 14:11.853
‫شباهتی بین این و پرونده‌ی درست هست؟

14:12.896 --> 14:15.440
‫چیز خاصی نیست،
‫غیر از اینکه هردو توی آب پیدا شدن

14:18.443 --> 14:20.028
‫ولی کشته شده، درسته؟

14:20.987 --> 14:22.906
‫توی این وضعی که هست
‫تشخیصش غیرممکنه

14:22.906 --> 14:28.670
‫نه جمجمه‌ش آسیبی دیده،
‫نه نشونی از اختناق و خفگیه

14:29.621 --> 14:32.791
‫حتی فکر می‌کنم ممکنه واسه شنا
‫رفته باشه و توی دریاچه یخ زده باشه

14:34.084 --> 14:37.212
‫توی چله‌ی زمستون، اونم بالای فواره؟

14:40.715 --> 14:42.509
‫از این طرف، خانم مورگنسترن

14:42.509 --> 14:44.094
‫- ممنونم
‫- بله

14:44.886 --> 14:46.972
‫صورتجلسه‌ی دادگاه دوک رو برام بیار

14:47.597 --> 14:49.975
‫بسیارخب. بهتون خبر میدم.

14:50.517 --> 14:52.185
‫گفتم که بهتون اطلاع میدم

14:54.271 --> 14:55.272
‫سلام، خانم مورفی

14:55.272 --> 14:57.816
‫بنده مدی مورگنسترن هستم؛
‫نویسنده‌ی خبرگزاری استار

14:57.816 --> 15:01.236
‫کورا هم همین حرف رو زد،
‫اما من تا حالا اسم‌تون رو توش ندیدم

15:01.236 --> 15:03.405
‫من ستون پشتیبان رو می‌نویسم

15:03.405 --> 15:05.949
‫مردم منو ملقب به خانم پشتیبان می‌شناسن

15:07.325 --> 15:08.910
‫در خدمتم، خانم پشتیبان

15:08.910 --> 15:11.162
‫خب، شما خبرهای کلیو جانسون رو پوشش می‌دید

15:11.162 --> 15:13.623
‫همین‌طوره، یه سه ماهی میشه

15:13.623 --> 15:15.250
‫می‌خوام بازم درموردش بدونم

15:16.376 --> 15:17.502
‫چرا؟

15:17.502 --> 15:19.421
‫خب، برای داستانم دیگه

15:21.172 --> 15:22.382
‫این دخترک طفلی که غیبش زد،

15:22.382 --> 15:24.718
‫اصلاً براتون اهمیتی نداشت که
‫چند کلمه‌ای توی خبرها درموردش بنویسید

15:25.468 --> 15:27.929
‫حالا که خیال می‌کنید پای یه قاتلِ
‫سفیدپوست درمیونه...

15:27.929 --> 15:30.015
‫راستش از نظر من،
‫اصلاً کار اون نبوده

15:30.015 --> 15:32.225
‫- پس کار کیه از نظرت؟
‫- دنبال همین جوابم

15:32.225 --> 15:33.894
‫دبیرخونه‌تون مقاله‌ی خوبی درموردش نوشت

15:33.894 --> 15:34.978
‫دقیقاً

15:34.978 --> 15:38.940
‫راستش کار خودم بود،
‫اما اسمم رو ثبت نکردن

15:38.940 --> 15:40.025
‫بذار رک و پوست‌کَنده بگم

15:40.025 --> 15:42.152
‫واسه پیدا کردن سرنخ
‫خودم رو به آب و آتیش می‌زنم،

15:42.152 --> 15:43.862
‫می‌شینم مصاحبه می‌کنم،
‫بازه‌های زمانی رو سرهم می‌کنم و

15:43.862 --> 15:45.614
‫فکر کردی همه رو دودستی تقدیمت می‌کنم

15:45.614 --> 15:47.532
‫بلکه بالأخره بتونی اسمت رو
‫توی روزنامه‌ی استار ثبت کنی؟

15:47.532 --> 15:49.534
‫خیلی ممنونم، خانم پشتیبان

15:49.534 --> 15:52.078
‫با کمال احترام، خانم مورفی

15:52.954 --> 15:56.833
‫وقتی «اَفرو» خبری رو منتشر می‌کنه،
‫فقط رنگین‌پوست‌ها می‌خوننش

15:57.417 --> 16:01.671
‫حالا اگه «استار» چاپش کنه،
عالم و آدم خبردار می‌شن

16:03.590 --> 16:06.009
‫اگه احترامت همچین نتیجه‌ای برام داره،
بذار دم کوزه آبشو بخور

16:07.135 --> 16:10.722
من روزنامه‌ی شما
سفیدپوست‌ها رو دنبال می‌کنم

16:11.306 --> 16:12.557
‫می‌خوای سر از دنیای من دربیاری...

16:15.685 --> 16:18.021
‫پس تو هم بشین بخون، عزیزم

16:19.022 --> 16:21.149
‫من پایین شهر می‌شینم، خانم مورفی

16:21.149 --> 16:24.194
‫ترجیح میدم به چشم دنیامون بهش نگاه کنم

16:28.740 --> 16:30.242
‫خب، ممنون وقت گذاشتید

16:31.368 --> 16:33.620
‫یکی راه خروج رو به خانم پشتیبان نشون بده

16:35.747 --> 16:36.748
‫بفرمایید

16:41.586 --> 16:42.921
‫« کشیش‌ها حامیِ پاول »

16:48.468 --> 16:50.178
‫« انجمن ملی برای پیشرفت رنگین‌پوست‌ها
‫طالب خسارت ۲۰۰ هزار دلاری شد »

17:03.149 --> 17:04.693
‫عذر می‌خوام. ببخشید

17:06.987 --> 17:08.737
‫ببخشید. با عرض معذرت

17:27.132 --> 17:28.257
‫سرکار

17:31.595 --> 17:32.596
‫خانم

17:32.596 --> 17:37.517
تصورم از حضورمون توی عموم
همچین چیزی نبود

17:39.769 --> 17:40.937
می‌شناختیش؟

17:41.771 --> 17:42.814
‫نه کاملاً، خانم

17:42.814 --> 17:44.858
‫عارضه‌ی غمناکی برای کل جامعه بوده

17:45.442 --> 17:47.277
‫تا شخص خاطی رو دستگیر نکنیم
‫آروم نمی‌شینیم

17:47.277 --> 17:48.361
‫عذر می‌خوام

17:48.385 --> 18:08.385
<b>«فـیلــم2مـدیـا»</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

19:08.191 --> 19:11.653
« سنت کریسمس ادامه دارد »

19:22.622 --> 19:25.375
‫- خداروشکر!
‫- خداروشکر!

19:26.084 --> 19:28.628
‫خداروشکر!

19:30.005 --> 19:31.381
‫پروردگار عشق است!

19:32.799 --> 19:34.050
« به یاد یونتا کلیو جانسون عزیزمان »

19:35.927 --> 19:37.554
‫عشق ورزیدن به کسی...

19:39.806 --> 19:40.932
‫برابره با شناختنشون

19:42.809 --> 19:47.480
حالا وقتشه مروا شروود رو
به پشت تریبون دعوت کنیم

19:54.738 --> 19:57.782
‫یونتا تک دخترم بود

19:59.618 --> 20:01.202
‫ولی پدرش که گذاشت رفت،

20:01.786 --> 20:06.666
کم‌کم باورش شده بود که خودش مادر خونه‌ست

20:07.459 --> 20:08.460
‫بله

20:08.460 --> 20:13.048
‫خواسته‌ی قلبی یونتا همیشه
‫این بود که با پدرش و

20:13.757 --> 20:15.258
‫رفیقش دورا بخونه

20:15.258 --> 20:17.552
‫دختر خوبی بود

20:18.303 --> 20:19.429
‫ادامه بده

20:20.764 --> 20:22.140
‫بهشون بگو!

20:22.140 --> 20:24.392
‫اسلپی، چرا پا نمیشی بری، وحشی؟

20:24.392 --> 20:26.978
‫به خدا بگو چرا نمی‌ذاری
‫توی مراسم تشیع خانمم

20:26.978 --> 20:28.230
‫کنار بچه‌هام بشینم

20:28.230 --> 20:30.815
‫خدای من، از دست این مرد نجاتم بده!

20:30.815 --> 20:32.108
‫از دست من نجاتت بده؟

20:33.151 --> 20:35.862
با تک تکِ مسببین مرگش دست دادی

20:37.489 --> 20:38.698
اون‌وقت ‫از من می‌ترسی؟

20:40.116 --> 20:42.202
‫اون شب پیش تو بود

20:42.202 --> 20:44.704
‫اگه پیشم می‌موند که ‫الان زنده بود

20:45.413 --> 20:47.707
بخاطر شما گذاشت رفت
‫چون خیال می‌کرد به دادش می‌رسید

20:48.291 --> 20:49.584
‫ولی کاری نکردید

20:49.584 --> 20:51.086
‫واسه همینه که الان زیر خروارها خاک خوابیده

20:51.795 --> 20:53.296
‫درست می‌گم، خانم سامر؟

20:55.632 --> 20:58.009
‫حاضر نشدید استخدامش کنید
‫چون نمی‌خواستید وجهه‌تون خراب بشه؛

20:58.009 --> 20:59.636
‫واسه این که برای شل کار می‌کرده

21:00.470 --> 21:02.389
‫خودشم اینو می‌دونست.
‫مگه نه، خلافکار؟

21:05.308 --> 21:07.060
‫الان وقتش نیست، اسلپی

21:07.060 --> 21:08.436
‫سعی کرد گولش بزنه، پسر

21:08.436 --> 21:10.522
‫می‌دونم داغ دیدی
‫اما برو بشین سرجات

21:10.522 --> 21:12.649
‫چیه، دیگه نمی‌تونم
‫مستقیم با خودش صحبت کنم؟

21:14.442 --> 21:17.028
می‌دونید که سیاه‌سوخته‌ها وقتی سری تو سرها درمیارن
که یه مُشت سیاه‌سوخته‌ی حلقه‌به‌گوش نوکریش رو کنن

21:18.363 --> 21:20.824
‫- آدم باش و...
‫- خیلی‌خب. خیلی‌خب. بیا

21:20.824 --> 21:22.200
‫تو هم دلت خواست، حروم‌لقمه؟

21:22.200 --> 21:24.953
‫- بیخیال، آقای جانسون. بیا...
‫- الان شدم آقای جانسون؟

21:24.953 --> 21:27.664
‫زنم زنده بود که به یه وَرت نبود اسمم روشه

21:28.331 --> 21:30.375
‫نیازی نیست اینجا صحبت کنیم.
‫بیا. بیا بریم ببیرون. بجنب

21:30.375 --> 21:33.128
‫جونم براتون بگه که زنم با این داداش
‫کاکاسیاه قدبلندی که اینجاست، مشکلی نداشت

21:33.128 --> 21:35.255
‫وقتی که هرشب می‌شستن مشروب...

21:35.255 --> 21:36.798
‫- بابایی!
‫- اصلاً اهل مشروبم نیست ها

21:37.757 --> 21:38.758
‫بیخیال

21:48.768 --> 21:49.853
‫آقای جانسون

21:50.520 --> 21:51.855
‫آقای جانسون

21:51.855 --> 21:54.190
‫- حرفی باهاتون ندارم، خانم
‫- من مدی مورگنسترن‌ام

21:54.190 --> 21:56.067
‫خبرنگار استارم

21:56.067 --> 21:59.154
‫- به نظرم قاتل همسرتون شما نیستید
‫- جدی؟

21:59.154 --> 22:01.990
‫به نظرم استفان زوادسکی هم
‫هیچ ارتباطی به این جریانات نداشته

22:01.990 --> 22:04.534
‫- چی ازش می‌دونی؟
‫- خبری که ترکونده رو من نوشتم

22:04.534 --> 22:06.578
‫می‌تونم کمکت کنم داستان خودت رو هم بگی

22:06.578 --> 22:10.081
‫گوش بده، یه خانم آرایشگری اونجاست
‫که اسمش لوسیله

22:10.081 --> 22:13.043
‫حساب و کتاب‌های آقای گوردون با کلیو بود.
‫اینو می‌دونستی؟

22:13.043 --> 22:15.086
‫این چه ربطی به لوسیل داره؟

22:15.086 --> 22:18.256
‫پسرم با یه دلال قمار کار می‌کنه
‫که برای لوسیل شرط‌بندی می‌کنه

22:18.256 --> 22:20.133
‫شب کریسمس، عددش دراومد

22:20.133 --> 22:21.551
‫خدای من، گمونم اونجا بودم

22:21.551 --> 22:24.095
‫کلیو اون شب ناپدید شد.
‫منظورم رو می‌گیری؟

22:24.095 --> 22:25.722
‫کلیو شرط‌بندی رو با لوسیل تقسیم کرد؟

22:25.722 --> 22:29.309
‫اصلاً شرط‌بندی نبود. خبر داشت
‫که این عددها درمیان.

22:30.352 --> 22:33.438
‫کلیو اصلاً اهل قمار نبود
چون قمار باباش رو ازش گرفت

22:34.189 --> 22:37.025
‫عددی رو بیاری که نباید می‌آوردی،
‫سرتو می‌کنن زیر آب

22:37.025 --> 22:38.360
‫می‌گیری چی میگم؟

22:38.360 --> 22:39.736
‫بله. بله، آقای جانسون

22:39.736 --> 22:40.820
‫آقای جانسون...

22:42.822 --> 22:46.284
‫اگه حاضر باشید پای حرف‌هاتون بمونید،
‫فکر کنم بتونم کمک‌تون کنم

22:46.284 --> 22:47.369
‫منو کمک کنی؟

22:47.369 --> 22:49.871
‫روحتم خبر نداره داری با کی درمیفتی،
‫نه خانم گزارشگر؟

22:51.581 --> 22:52.749
‫به نفعته سریع‌تر یاد بگیری

23:03.885 --> 23:07.389
« سالن زیبایی لوسیل »

23:14.354 --> 23:15.480
‫- خانم مورگنسترن...
‫- سلام

23:15.480 --> 23:17.774
‫...اینجا چیکار می‌کنید؟
‫افتتاحیه هفته‌ی بعده.

23:17.774 --> 23:21.778
‫توی مراسم تشیع کلیو دیدم‌تون،
‫همین اطراف بودم

23:21.778 --> 23:24.322
‫گفتم بیام یه سری به سالن جدیدتون بزنم

23:26.741 --> 23:28.076
‫به‌به

23:28.076 --> 23:30.370
‫اینجا خیلی قشنگه

23:31.204 --> 23:32.664
‫حتماً خیلی براتون خرج برداشته

23:33.373 --> 23:36.376
‫گفتم که، هنوز آماده نشده

23:36.376 --> 23:38.545
‫اما به محض اینکه افتتاح کردیم
‫بهتون خبر میدم

23:38.545 --> 23:40.171
چیکار داشتید؟

23:41.923 --> 23:46.386
‫راستش قصد داشتم
‫یکم فِرِ موهام رو بیشتر کنم

23:48.513 --> 23:50.765
‫توی مراسم تشیع چیکار داشتید، خانم مورگنسترن؟

23:50.765 --> 23:53.393
‫این خانم جوان...

23:53.393 --> 23:56.396
‫قصدتون اینه دست آقای جانسون رو رو کنید؟

23:57.147 --> 24:00.191
‫نه بابا، فقط جذب داستانش شدم

24:00.984 --> 24:02.110
‫از دوستانت بوده؟

24:02.110 --> 24:03.236
‫نه، نه

24:03.236 --> 24:06.156
‫راستش یکی دو باری
‫مثل خودتون، مشتریم بوده

24:06.156 --> 24:08.742
اما در همین حد

24:09.242 --> 24:10.660
‫هفته‌ی بعدی برگردید

24:10.660 --> 24:11.870
‫بهتون تخفیف میدم

24:11.870 --> 24:14.122
‫- گمونم هفته‌ی بعدی ببینمت
‫- خیلی‌خب. خدافظ

24:20.086 --> 24:21.296
‫خانم پشتیبان گرامی،

24:21.296 --> 24:23.840
دیگه توی خواب هم نمیشه
سوار قطار یا تراموایی شد که

24:23.840 --> 24:25.342
‫نقاشی‌های رکیک روی در و دیوار نباشه...

24:25.342 --> 24:26.760
شهروند ‫آزرده‌خاطر گرامی،

24:26.760 --> 24:28.345
‫بعنوان یک مادر در بالتیمور باید بگم که

24:28.345 --> 24:31.723
‫همه‌ی ما مِن باب گسترش نقاشی‌ها و تخریبات

24:31.723 --> 24:34.184
‫موجود در برخی مناطق شهر نگرانـیم

24:34.184 --> 24:35.477
‫خانم پشتیبان گرامی،

24:35.477 --> 24:38.939
‫خسته شدم توی هوای گرم هم
‫مجبور به لباس پوشیدن میشم

24:38.939 --> 24:41.107
‫هر دفعه که با لباس زیر بودم...

24:41.107 --> 24:42.359
شهروند ‫برهنگی‌گرای گرامی...

24:42.359 --> 24:45.946
‫از دست تو، مدی! خودم می‌دونم
‫این فرعون کوفتی کدوم قبرستونیـه

24:45.946 --> 24:48.657
‫خب، کلیو جانسون پیشخدمت اونجا بود

24:48.657 --> 24:51.743
‫بعلاوه حساب و کتاب‌های
‫آقای گوردون دستش بوده،

24:51.743 --> 24:53.954
‫کسی که توی ۲۰ سال گذشته،
‫بزرگترین بازی شرط‌بندی

24:53.954 --> 24:56.248
‫- رو توی بالتیمور اداره می‌کنه
‫- ببین، اینم می‌دونم

24:56.248 --> 24:58.875
‫- که شرط‌بندی اون کاکاسیاه چه کثافتیه، مَد...
‫- اینجوری صحبت نکن

24:58.875 --> 24:59.960
‫چی؟ بگم شرط‌بندی تمیزش؟

24:59.960 --> 25:01.711
‫به نظرم همین شرط‌بندی کردنش

25:01.711 --> 25:04.589
‫- به نظرت؟
‫- ...باعث شد سرش رو بکنن زیر آب

25:04.589 --> 25:06.341
‫خیلی‌خب. منبعت کیه؟

25:06.341 --> 25:08.218
‫منبعت کیه؟

25:08.218 --> 25:09.511
‫شوهر کلیو جانسون

25:10.136 --> 25:12.180
‫توروخدا

25:12.180 --> 25:16.017
‫اگه این مسئله رو با مارشال درمیون بذاری،
باروبندیلت رو می‌اندازه رو کولت بری اَفرو، مدی

25:16.017 --> 25:18.645
‫واسه همین اومدم پیش تو

25:19.813 --> 25:24.651
‫من فکر می‌کنم این زن رو کشتن و
‫بهتره که داستانش رو پوشش بدیم

25:24.651 --> 25:26.319
دیگه مهم نیست سیاه‌پوسته یا نه

25:26.319 --> 25:27.445
‫ببین... خواهش می‌کنم

25:28.613 --> 25:29.948
‫- تو... تو...
‫- من چی؟

25:29.948 --> 25:31.950
‫تو کفگیرت ته دیگه خورده، مدی

25:31.950 --> 25:33.034
‫هیچی تو چنته نداری

25:33.034 --> 25:34.119
‫چرنده

25:35.036 --> 25:36.538
‫تو بزدلی، باب

25:37.789 --> 25:40.542
‫همینجوریش هم داری
‫لبه‌ی تیغ راه میری، خانم شوارتز

25:41.001 --> 25:44.379
‫حالام برگرد پشت میزت و
‫بیخیال این داستان کسشعر شو،

25:44.379 --> 25:47.424
وگرنه پرونده‌ی خودت و این داستانت
با همدیگه بسته میشه

26:01.229 --> 26:03.899
‫سلام. می‌خوام با آقای گوردون صحبت کنم

26:03.899 --> 26:06.902
« مخصوص اعضا »

26:12.157 --> 26:13.491
‫- سلام
‫- شرمنده، خانم‌ها

26:13.491 --> 26:14.576
‫فقط ورود اعضا میّسره

26:14.576 --> 26:17.370
‫من خبرنگار بالتیمور استار هستم.
‫من شما رو دیدم.

26:17.370 --> 26:19.998
‫دیروز دیدم توی مراسم تشیع
‫کلیو جانسون شرکت کردید

26:19.998 --> 26:22.918
‫می‌خوام دوکلمه با آقای گوردون
‫درمورد خانم جانسون صحبت کنم

26:24.336 --> 26:26.087
‫- کاری از دستم برنمیاد، خانم
‫- نه، ببخشید؟

26:26.087 --> 26:27.172
‫معذرت می‌خوام

26:27.172 --> 26:28.465
‫اجازه بدید رک و پوست‌کَنده بگم

26:29.382 --> 26:30.926
‫خبرگزاری سرآمدِ بالتیمور

26:30.926 --> 26:33.220
‫قصد داره از خانم سیاه‌پوستی
‫که به قتل رسیده گزارش بنویسه

26:33.220 --> 26:37.641
‫از قضا کارمند این کلوب هم بوده؛
‫اون‌وقت صاحب اینجا اجازه‌ی ملاقات بهم نمیده؟

26:38.141 --> 26:39.976
‫هیچ راه دیگه‌ای جلو روم نمی‌مونه

26:39.976 --> 26:43.480
‫جز اینکه اتهامات وارده به آقای گوردون
‫از سمت شوهر خانم جانسون رو چاپ کنم

26:47.108 --> 26:48.109
همینجا منتظر بمونید

26:57.452 --> 26:59.204
‫خیلی ممنونم

26:59.204 --> 27:01.957
‫معذرت می‌خوام، ‫اسم‌تون چی بود؟

27:03.333 --> 27:07.754
‫- رجی
‫- رجی، پات چی شده؟

27:07.754 --> 27:10.006
‫توی تمرین اتفاقی اینجوری شد

27:10.006 --> 27:12.092
‫من بوکسورم

27:13.093 --> 27:16.388
‫گمونم توی ورزش بوکس
‫احتمال داره چشم‌تون هم کبود بشه

27:20.725 --> 27:21.726
‫طناب‌بازی بوده

27:29.192 --> 27:31.736
‫چند دقیقه دیگه بیا داخل و
‫بگو توی دفتر منتظرمون‌ان

27:33.989 --> 27:35.240
‫سلام، متشکرم

27:39.911 --> 27:40.912
‫سلام

27:40.912 --> 27:42.622
‫افتخار آشنایی چه کسی نصیبم شده؟

27:42.622 --> 27:44.791
‫من مدلین مورگنسترن هستم.
‫می‌تونید مدی صدام کنید.

27:44.791 --> 27:46.585
‫خب حالا که اینجوریه،
‫شمام منو شل صدا کنید

27:46.585 --> 27:48.086
پس دارید خبر مرگ کلیو رو پوشش می‌دید؟

27:48.086 --> 27:49.170
‫همینطوره

27:50.297 --> 27:52.507
‫عجب ماهی‌های حاره‌ای قشنگی دارید

27:52.507 --> 27:54.050
‫رجی در زمینه‌ی ماهی‌ها
‫اطلاعات زیادی داره

27:54.926 --> 27:55.927
‫بنده در خدمتم

27:55.927 --> 27:57.679
‫- چی میل دارید؟
‫- هیچی، ممنون

27:57.679 --> 28:01.016
‫مطمئنید؟ به نظر من که
‫یه نوشیدنی سرحال میاردتون

28:02.017 --> 28:03.852
‫اسکاچ می‌خورم، ممنونم

28:05.020 --> 28:07.147
‫چقدر کلیو رو می‌شناختید؟

28:07.147 --> 28:08.773
‫از بچگی می‌شناختمش

28:08.773 --> 28:10.150
حساب و کتاب‌هاتون با ایشون بوده

28:10.150 --> 28:11.443
‫درسته

28:11.443 --> 28:16.781
‫تا چه اندازه درمورد... چطور بگم...
‫تا چه اندازه درمورد کسب‌وکار فرعی‌تون خبر داشت؟

28:16.781 --> 28:18.867
‫یا که شغل اصلی‌تون حساب میشه؟

28:18.867 --> 28:20.243
‫منظورتون کدوم کسب‌وکاره؟

28:20.243 --> 28:21.786
‫نیازه که به زبون بیارمش؟

28:22.996 --> 28:23.997
‫خب...

28:24.497 --> 28:28.043
‫- ممنونم
‫- ترجیح میدم با صراحت حرف‌تون رو بزنید

28:30.629 --> 28:32.422
‫طی ۲۰ سال اخیر، بزرگترین بازی شرط‌بندی
‫اعداد در بین رنگین‌پوست‌های بالتیمور

28:32.422 --> 28:34.758
‫زیر دست شما می‌چرخیده

28:34.758 --> 28:38.678
‫من روی سیاه‌پوست‌های بالتیمور
‫سرمایه‌گزاری کردم، خانم مورگنسترن

28:38.678 --> 28:40.680
‫اگه قدرتی برای سیاه‌پوست‌ها به ارمغان نیاره،

28:40.680 --> 28:42.974
‫دیگه همچین شرط‌بندی‌ای در جای‌جایِ
‫این کشور قانونی و بدون مشکله

28:42.974 --> 28:45.560
‫بهتون قول میدم اگه دولت سفیدپوست‌ها
‫سدّ راهمون بشه، همچین اتفاقی میفته

28:45.560 --> 28:47.520
‫رئیس، من میرم طبقه پایین...

28:47.520 --> 28:48.605
‫نخیر

28:49.814 --> 28:50.815
‫همینجا می‌مونی

28:51.399 --> 28:53.109
‫بهتره به پای زخمیت یکم استراحت بدی

28:54.069 --> 28:56.488
‫کجا میری؟
‫از بالتیمور استار اومدن

28:56.488 --> 28:59.115
‫شرط‌بندی‌ سیاه‌پوست‌ها
‫چشم‌شون رو گرفته

28:59.616 --> 29:01.993
‫چشم من پیگیر کلیو جانسون و

29:01.993 --> 29:07.165
‫پولیه که به لطف شرط‌بندی‌هایی
‫که فرمودید گیرش اومده

29:07.165 --> 29:08.375
‫کدوم پول؟

29:08.375 --> 29:09.834
‫خب، شما بفرمایید

29:09.834 --> 29:12.796
‫روحمم خبر نداره از چی حرف می‌زنید.
‫تو حرف‌هاشون رو می‌فهمی؟

29:12.796 --> 29:15.215
‫اصلا و ابدا متوجه نمی‌شم

29:18.426 --> 29:19.553
‫ببخشید

29:19.553 --> 29:23.473
‫خانم مورگنسترن، توی دفتر منتظرمونن

29:23.473 --> 29:24.599
‫- یه دقیقه‌ی دیگه میام
‫- ایشون...

29:24.599 --> 29:26.726
‫ایشون دستیار بنده، خانم وایسنستین هستن

29:26.726 --> 29:29.479
‫مهلت کمی برای داستان
‫کلیو جانسون در اختیارمونه و

29:29.479 --> 29:33.483
‫مایلم پاسخ‌ رسمی‌تون رو مکتوب بنویسم

29:33.483 --> 29:35.569
‫خیلی ممنونم، خانم واینستین

29:40.115 --> 29:41.950
‫دورا کارتر چطور؟

29:43.159 --> 29:45.829
‫- ایشون هم کارمند شما بوده، درسته؟
‫- در حال حاضر پاریس تشریف دارن

29:46.413 --> 29:49.207
‫دنبال شرایط بهتر و بالاتری بود

29:49.708 --> 29:54.921
‫رجی جان هم سر همین مسئله
‫ناراحت و غمگین‌ان

29:54.921 --> 29:57.132
‫شما و خانم کارتر عاشق هم بودید؟

29:57.799 --> 29:59.759
‫ظاهراً بله

30:00.802 --> 30:03.763
‫از روی کنجکاوی می‌پرسم،
عید شکرگزاری کجا بودید؟

30:03.763 --> 30:05.015
شما ‫جشن می‌گیریدش؟

30:05.765 --> 30:07.642
‫بله، اکثراً جشن می‌گیرن

30:07.642 --> 30:08.768
‫تعطیلات آمریکایی‌هاست

30:11.396 --> 30:12.981
‫حتماً هم‌رنگ جماعت شدن
‫خیلی خوبه، درسته؟

30:12.981 --> 30:14.816
خوبه، نه؟

30:16.109 --> 30:19.279
‫برای یهودی‌ها ارزش قائلـم، بله

30:19.279 --> 30:21.489
‫یه نسل‌کشی رو تاب آوردید

30:21.489 --> 30:24.075
‫نژادپرستی رو پشت‌سر گذاشتید

30:24.075 --> 30:28.997
‫اما توی این کشور، این شهر،
‫همشیه حق با سفید‌پوست‌هاست

30:29.664 --> 30:32.459
‫تا جایی هم که من در جریانم،
‫از همین جماعت‌اید

30:32.459 --> 30:35.295
‫خب، نگم براتون که یه ملت صف کشیدن
ما رو قضاوت می‌کنن

30:35.295 --> 30:39.049
‫همونطوری که شما اومدید
منو قضاوت می‌کنید، خانم مورگنسترن

30:39.883 --> 30:43.094
‫هرکاری کردم
‫صرفاً برای خدمت به سیاه‌پوست‌ها بوده

30:43.094 --> 30:45.889
‫منظورم قدرت مالی سیاه‌پوست‌هاست

30:46.389 --> 30:48.600
‫اگه با یه مبلغ کم

30:49.100 --> 30:54.564
‫بتونم ردّ امید رو
‫توی چشم‌ این بیچاره‌ها ببینم،

30:54.564 --> 30:57.317
‫که اونم هرازگاهی جواب میده،

30:57.317 --> 30:58.568
‫با کمایل میل انجامش میدم

30:58.568 --> 31:01.112
‫کلیو جانسون امید نداشت؟

31:02.280 --> 31:04.032
کارش به کجا کشید؟

31:05.784 --> 31:07.410
‫کلیو فقط اینجا کار نمی‌کرد

31:08.954 --> 31:11.831
‫این تحقیق و تفحص تهمت‌آمیز
‫شامل حال کارفرماهای

31:12.582 --> 31:15.669
‫یهودیش‌ هم میشه یا که
‫فقط مختص سیاه‌پوست‌هاست؟

31:22.425 --> 31:23.552
‫خانم پشتیبان گرامی،

31:23.552 --> 31:27.347
‫ظاهراً برق تقاطع ۳۹ام و دیویس مشکل دارن...

31:27.347 --> 31:29.808
‫متقاضی محترم، استار از قبل...

31:29.808 --> 31:31.601
‫کلیو توی هکت کار می‌کرد،

31:31.601 --> 31:33.186
‫جایی‌که مدل پشت شیشه بود

31:33.186 --> 31:34.854
‫...خونواده‌ی یه کاکاسیاهی تازه نقل‌مکان کرده اینجا...

31:34.854 --> 31:36.815
‫روزانه هزارجور مرد می‌دیدنش و

31:36.815 --> 31:39.859
‫همین می‌تونسته باعث بشه
‫هرکسی نقشه‌ی قتلش رو بکشه

31:39.859 --> 31:41.695
‫مادر نگران عزیز، به گمونم...

31:41.695 --> 31:43.947
‫ولی هکت مال دارودسته‌ی خودتونه، درسته؟

31:43.947 --> 31:45.115
‫دوست‌دار سگ گرامی...

31:45.115 --> 31:47.450
‫شک ندارم اصلاً اونجا نرفتی

31:54.416 --> 31:56.251
‫- سلام
‫- از دیدنتون خوشحال شدم، خانم شوارتز

31:56.251 --> 31:58.837
‫متأسفانه داریم می‌بندیم.
‫چیزی هست که...

31:58.837 --> 32:02.132
‫راستش اومدم چند تا سوال
‫درمورد کلیو جانسون بپرسم

32:02.132 --> 32:04.342
‫قبلاً مدل توی ویترین‌تون بود؟

32:04.342 --> 32:06.219
‫البته، کلیو رو یادمه

32:06.219 --> 32:08.179
‫- چه خبر غم‌انگیزی
‫- آره

32:08.179 --> 32:09.931
‫دختر خوش بر و رویی بود

32:10.599 --> 32:12.517
‫راستش گمونم خودتون هم باید بشناسیدش

32:12.517 --> 32:13.602
‫من؟

32:13.602 --> 32:16.646
‫عید شکرگزاری گذشته،
‫لباس تنش رو پوشیدید و رفتید

32:16.646 --> 32:19.524
خودش لباس رو تنهایی از تنش درآورد

32:20.358 --> 32:23.820
البته به شما خیلی بیشتر می‌اومد

32:53.350 --> 32:54.559
‫خانم پشتیبان گرامی،

32:54.559 --> 32:56.269
‫اصلا کمکی نمی‌کنید

32:56.895 --> 32:58.605
‫مدی، بذار کمکت کنم

32:58.605 --> 33:00.273
‫خودم از پسش برمیام

33:00.273 --> 33:02.776
‫درحالیکه همچین پیراهنی توی کمد لباس‌هاته،
‫راه افتادی اینور و اونور دنبال سرنخ

33:02.776 --> 33:05.445
‫بیخیال، مدی.
‫خیال کردی خوشم میاد همچین کاری کنم؟

33:05.445 --> 33:07.530
تموم آرزوم اینه که ازت بچه‌دار شم

33:08.156 --> 33:09.157
‫ولی فعلاً نه

33:09.866 --> 33:13.161
‫قبلش باید مطمئن بشیم که
‫بالأخره نویسنده بشی

33:13.161 --> 33:16.039
‫صرفاً یه دختربچه‌ای که
داره توی گذشته‌اش دست‌وپا می‌زنه

33:21.002 --> 33:23.171
نمی‌دونی داری با کی در میفتی

33:23.171 --> 33:25.131
تا بالاخره بتونی
اسمت رو توی استار منتشر کنی؟

33:25.131 --> 33:27.050
‫...یهودی‌ هم میشه یا که
‫فقط مختص سیاه‌پوست‌هاست؟

33:27.050 --> 33:29.386
‫ولی هربار که جسدِ یکی
‫توی دریاچه پیدا میشه

33:29.386 --> 33:31.221
‫ظاهراً یه سرش به تو ختم میشه

33:41.481 --> 33:42.899
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

33:46.486 --> 33:47.737
‫خودت چیکار می‌کنی؟

33:50.657 --> 33:51.658
‫چه خبره؟

33:53.785 --> 33:56.288
‫روزی که تسی دِرست گم شده بود، دیدمش

33:58.623 --> 33:59.708
‫- کی رو دیدی؟
‫- کلیو

34:00.750 --> 34:01.793
‫کلیو جانسون

34:04.921 --> 34:09.217
‫این پیراهن رو از تنش درآوردم و خریدم

34:10.468 --> 34:11.803
‫بعدش هم تسی رو پیدا کردم

34:11.803 --> 34:13.471
‫بعدشم با تو آشنا شدم

34:13.471 --> 34:15.599
‫بعدش استفان باهام صحبت کرد

34:15.599 --> 34:17.684
‫بعد کلیو دقیقاً همون شبی گم شد

34:17.684 --> 34:19.436
‫که استفان فرار کرده بود

34:19.436 --> 34:20.686
‫واسه همین خیال می‌کنن کار اونـه

34:20.686 --> 34:23.106
‫ولی همه‌چی رو که دنبال می‌کنم،
‫هردفعه به خودم برمی‌گرده

34:23.106 --> 34:24.190
‫مدی

34:24.190 --> 34:27.068
‫- مدی، دیگه بس کن، باشه؟
‫- هی برمی‌گرده به خودم

34:27.068 --> 34:28.320
‫تو هم می‌شناختیش

34:28.820 --> 34:31.615
‫شوهر کلیو جانسون بهم گفت
‫که ازش خوشت می‌اومده

34:32.198 --> 34:33.240
‫ازش خوشت می‌اومد؟

34:33.240 --> 34:35.285
‫مدی، این مسئله واسه قبل من و توئـه

34:36.702 --> 34:38.622
‫بیخیال، بیا... بگیر بشین

34:40.874 --> 34:42.291
‫تو منو فرستادی پیش لوسیل

34:42.291 --> 34:44.251
‫- مدی، بیخیال. بیا بشین
‫- شوهرِ کلیو...

34:44.251 --> 34:45.921
‫- بهم گفت که کلیو بهش...
‫- بیا بشین

34:45.921 --> 34:48.006
‫...شماره‌های برنده رو داده و
‫سر همین هم کشتنـش

34:48.006 --> 34:50.717
‫خودش این داستان رو سرهم کرده، خب؟
‫یه داستانه فقط

34:50.717 --> 34:53.094
‫به نظرت شل گوردون
‫توی این ماجرا دستی داشته؟

34:53.094 --> 34:54.846
‫منو بازجویی نکن، مدی

34:54.846 --> 34:56.181
‫- اومدم کمکت کنم
‫- کلیو

34:56.181 --> 34:57.265
‫می‌خوام کمکت کنم

34:57.265 --> 34:59.893
‫- الان ذهنت خیلی درگیره
‫- کلیو توی فرعون برای شل کار می‌کرده و

34:59.893 --> 35:02.771
حساب‌وکتاب‌هاش دست اون بوده

35:03.521 --> 35:04.773
‫مدی... هی، مدی

35:05.440 --> 35:07.734
‫نصف رنگین‌پوست‌های بالتیمور
‫واسه شل گوردون کار می‌کنن

35:07.734 --> 35:09.903
‫- با این چیزها به هیچ جایی نمی‌رسی
‫- تو هم آدم اونی؟

35:14.699 --> 35:16.284
‫مدی، من نیومدم با همدیگه دعوا کنیم

35:16.284 --> 35:18.119
‫می‌دونم واسه چی اومدی

35:19.412 --> 35:20.538
‫اینجوری نکن

35:20.538 --> 35:23.333
‫نیازی نیست یادم بدی
‫چطوری کارم رو انجام بدم

35:24.918 --> 35:26.419
‫کارت این نیست، خب؟

35:26.920 --> 35:29.381
‫کارت کارآگاه بازی نیست، عزیزم

35:29.381 --> 35:31.424
‫چون پرونده زیر دستِ فردی پلتـه؟

35:31.424 --> 35:33.969
‫اولین کارآگاه جنایی سیاه‌پوست بالتیمور

35:33.969 --> 35:35.554
‫- خب، باریکلا
‫- چرا داری...

35:35.554 --> 35:38.515
‫دقیقاً عینهو بقیه پلیس‌های سفیدپوست شهر،
‫کلیو جانسون هم به یه وَرته

35:38.515 --> 35:40.141
‫- اون‌وقت واسه تو مهمه، مدی؟
‫- بله

35:40.141 --> 35:41.309
‫دغدغه‌ات... گوش کن بهم

35:41.309 --> 35:44.229
‫تنها دغدغه‌ات اینه که بتونی
‫رفیقت رو تبرئه کنی

35:44.229 --> 35:45.647
‫- قاتل نیست
‫- جدی؟ روراست باش

35:45.647 --> 35:47.524
‫حتماً چون خودش گفته، نه؟

35:47.524 --> 35:50.110
‫- بله، حرفش رو باور دارم
‫- معلومه که باور داری، مدی

35:50.110 --> 35:53.196
‫- حرف مادرش رو هم باور کرده بودی
‫- هیچ مظنون دیگه‌ای وجود نداره

35:54.573 --> 35:55.574
‫شایدم...

35:56.741 --> 36:02.289
‫شایدم یادت رفته گزارش بدی
‫رجی رو می‌شناسی، همونی که بوکسوره

36:02.289 --> 36:05.041
‫که برحسب اتفاق ایشون هم
‫کلکسیونی از ماهی‌های حاره‌ای داره

36:06.543 --> 36:08.169
‫روحمم خبر نداره از چی حرف می‌زنی

36:09.004 --> 36:10.589
‫خب؟ واقعاً می‌گم، ولی این...

36:11.339 --> 36:14.426
ولی این مثل روزنامه‌ی دبیرستانت نیست، مدی

36:14.426 --> 36:16.928
‫پای جون ملت درمیونه

36:16.928 --> 36:18.597
‫الان فقط مدی نیست که مهمه

36:21.099 --> 36:22.100
‫می‌خوام تنها باشم

36:22.100 --> 36:24.060
‫اینجوری بقیه رو بیرون می‌کنی؟

36:25.520 --> 36:26.646
‫می‌خوام تنها باشم

36:32.402 --> 36:33.820
‫تو همیشه تنهایی، مدی

37:19.824 --> 37:22.494
‫صبح بخیر، خانم زوادسکی.
‫من مدی مورگ...

37:22.494 --> 37:25.330
‫می‌شناسمت، خانم مورگنسترن

37:28.124 --> 37:29.668
‫امکانش هست وقت‌تون رو بگیرم؟

37:31.044 --> 37:36.716
‫مغازه‌مون که تعطیل شده،
‫دیگه الان تا دلت بخواد وقت آزاد دارم

37:38.885 --> 37:39.886
‫ممنونم

37:43.265 --> 37:45.433
‫چیزی میل دارید؟

37:46.810 --> 37:48.520
‫قهوه دارید؟

37:49.020 --> 37:50.272
‫قهوه‌تون چطوری باشه؟

37:51.606 --> 37:52.649
‫با شیر، خامه...

37:52.649 --> 37:53.858
‫کدومش؟

37:54.609 --> 37:57.445
‫- اگه مشکلی نداره، شیر
‫- راحت باش لطفاً

37:57.445 --> 37:58.530
‫ممنونم

38:02.617 --> 38:04.619
‫خبر جدیدی از پسرم داری؟

38:06.079 --> 38:08.540
‫نه. شما چطور؟

38:12.043 --> 38:13.587
‫جدیداً خیلی نطقش باز نمیشه

38:14.713 --> 38:16.923
‫فکر کنم دوست داره
‫بیشتر با شما هم‌کلوم بشه

38:18.383 --> 38:20.719
‫احتمالاً ترس افتاده به جونش

38:21.803 --> 38:25.015
‫به‌زودی حکمش صادر میشه، خانم زوادسکی

38:25.015 --> 38:26.099
‫کاشا

38:27.392 --> 38:29.019
‫کاشا، چه اسم قشنگی دارید

38:30.061 --> 38:32.105
‫- کاتاژینا قشنگتره
‫- دستتون درد نکنه

38:32.105 --> 38:36.318
‫اما نه وقتی که ملت با
‫لهجه‌ی آمریکایی‌شون صدام می‌کنن

38:36.318 --> 38:37.611
‫شما لهستانی هستید؟

38:37.611 --> 38:39.779
‫هم متولد شدم و هم بزرگ‌شده‌ی اونجام

38:40.447 --> 38:42.240
‫مادرم هم اهل لهستانه

38:42.240 --> 38:43.325
‫- جدی؟
‫- بله

38:43.325 --> 38:45.160
‫- کجاش؟
‫- ورشو

38:45.160 --> 38:46.244
‫ممنونم

38:46.244 --> 38:47.787
‫این مال باوهوفه

38:49.331 --> 38:50.415
‫فقط از اونجا می‌خرم

38:55.837 --> 38:57.756
‫شما اهل کجایید؟

38:58.673 --> 38:59.883
‫تربلینکا

39:01.801 --> 39:03.303
‫روستای قشنگیـه

39:03.970 --> 39:06.056
‫مزارعش، جنگل‌ سرسبزش

39:07.098 --> 39:08.225
‫کل سال همین‌طوریه

39:09.392 --> 39:11.478
‫- مردم خوبی داره
‫- آها

39:11.478 --> 39:13.688
همه میگن ما از یهودی‌ها نفرت داشتیم

39:13.688 --> 39:18.485
‫ولی حقیقتاً هیچکدوم‌مون تا حالا ندیدیم‌شون

39:19.694 --> 39:22.197
‫تا اینکه آلمانی‌ها اردوگاه‌های مرگ‌شون
‫رو اونجا بنا کردن

39:23.031 --> 39:24.366
‫متأسفم

39:27.994 --> 39:30.330
‫الان دیگه حتی کسی اسمش رو هم به زبون نمیاره

39:31.915 --> 39:34.793
‫آخرهای جنگ با یه سربازی آشنا شدم

39:35.835 --> 39:40.006
‫دختر خوش بر و رویی بودم،
‫حالا اگه باورت بشه

39:40.006 --> 39:42.133
‫هنوزم زیبا هستی، کاشا

39:44.636 --> 39:46.763
‫الان می‌فهمم چرا پسرم ازت خوشش میاد

39:47.847 --> 39:50.350
‫عاشق این سربازه نشدم ها

39:52.143 --> 39:57.566
‫صرفاً دلم می‌خواست تا جایی‌که میشه
‫از اونجا دور شم

40:01.069 --> 40:02.112
‫از نو شروع کنم

40:09.452 --> 40:12.998
‫ما برنامه می‌ریزیم و خدا بهمون می‌خنده

40:12.998 --> 40:14.874
‫تا حالا نشنیده بودم

40:15.375 --> 40:16.376
‫پسرم به جونم بسته‌ست

40:18.461 --> 40:19.838
‫- درسته
‫- ولی...

40:21.548 --> 40:23.884
‫مغزش تاب داره...

40:25.385 --> 40:28.430
‫اجازه نمیدن درخواست عدم
‫صلاحیت عقلانی بدیم، می‌دونی؟

40:29.306 --> 40:33.018
‫شاید بخاطر اینه از نظرشون
‫قاتل کلیو جانسون هم هست

40:33.018 --> 40:36.396
‫بله، به‌زودی مقصر
‫ترور رئیس‌جمهور کندی هم میشه

40:39.816 --> 40:40.817
‫کاشا...

40:42.903 --> 40:48.450
‫احتمالاً بدونم اون سیاه‌پوستی که
‫اون روز توی مغازه پیشش بوده، کیه

40:49.200 --> 40:52.370
‫اگه باهام صحبت کنی، می‌تونم داستانِ
‫مفصلی بنویسم که به استفان کمک کنه

40:52.370 --> 40:54.497
‫چه فرقی داره دیگه؟

40:54.497 --> 40:57.751
‫همون یارو سیاه‌پوستی که گفتی
‫چشمش کبود بود

40:57.751 --> 40:59.502
‫یادت نمیاد؟

41:00.795 --> 41:03.048
‫نمی‌خوای پیداش کنیم؟

41:03.048 --> 41:06.426
‫اگه بتونیم پیداش کنیم،
مزیت بزرگیه برای استفان

41:06.426 --> 41:07.928
‫بله، شنیدم

41:08.553 --> 41:12.140
‫جزئیات ظاهریش رو به پلیس، دادستان و
‫هرکسی که پرسید دادم

41:13.308 --> 41:14.768
‫ازم چی می‌خوای؟

41:18.730 --> 41:19.814
‫من یه مادرم

41:22.150 --> 41:24.945
‫منم مثل تو یه پسر دارم،

41:24.945 --> 41:26.029
‫تک پسر

41:29.532 --> 41:31.368
‫تقریباً هم سن پسر توئـه

41:33.912 --> 41:36.248
‫می‌خوام تا جایی‌که می‌تونم به استفان کمک کنم

41:36.248 --> 41:37.624
‫اگه واقعاً قصدت کمکه،

41:37.624 --> 41:40.335
‫شاید بهتر باشه یکم آب‌خنک بخوره

41:40.877 --> 41:43.463
دنبال دردسر نباشه، ها؟

41:53.765 --> 41:57.310
‫می‌دونی روزی که پسرت فرار کرد
‫کجا رفت؟

41:58.395 --> 41:59.688
‫- اومد دیدن من
‫- نه

42:00.730 --> 42:01.731
‫اومد دیدن من

42:03.358 --> 42:04.359
‫داری دروغ میگی

42:04.359 --> 42:07.112
‫دزدکی وارد خونه‌ام شد و
‫منتظرم موند

42:07.779 --> 42:09.114
‫کسی بهم چیزی نگفت

42:09.114 --> 42:11.741
‫- خب، من به کسی چیزی نگفتم
‫- استفان بهم چیزی نگفت

42:11.741 --> 42:13.743
‫پسرها همه‌چی رو
‫برای مادرهاشون تعریف نمی‌کنن

42:17.289 --> 42:21.626
‫اگه چیزی بهت گفته باشه،
‫تا حالا باید می‌رفتی پیش پلیس و

42:22.377 --> 42:24.379
‫خیلی وقتِ پیش باید می‌اومدن سراغم

42:25.505 --> 42:28.091
‫خب، اون‌موقع چیزی بهم نگفت پس

42:29.467 --> 42:32.262
‫بعد از اینکه جسد کلیو جانسون پیدا شد،
‫من بهش زنگ زدم

42:33.305 --> 42:34.306
‫حق با تو بود

42:34.931 --> 42:36.224
‫خوشش میاد باهام صحبت کنه

42:36.224 --> 42:37.851
‫داری مزخرف میگی

42:38.935 --> 42:40.520
‫نه به تو و نه هیچ احد و ناسی

42:41.521 --> 42:43.899
‫حرفی نزده

42:44.482 --> 42:48.278
‫سرخود پا شدی اومدی اینجا
‫که ازم حرف بکشی

42:48.278 --> 42:49.738
‫خیال ورت داشته که
‫یه دهاتی لهستانی هالوئـم

42:49.738 --> 42:52.824
‫- از نظر من هالو نیستی، کاشا
‫- هرزه‌ی یهودی

43:30.403 --> 43:31.863
‫گور سرت، فاحشه‌ی یهودی!

43:31.887 --> 43:45.686
‫« ترجمه از iredprincess و امیر فرحناک »
‫::. FarahSub & iredsub .::

43:45.710 --> 43:47.879
‫بخاطر تو نمیفتم زندون

43:47.879 --> 43:49.798
‫تو هم حاضر بودی
‫همچین کاری برای پسرت بکنی

43:49.798 --> 43:51.258
‫می‌خوای تو زندون بمیرم؟

43:51.258 --> 43:52.801
‫خواسته‌ات اینه؟

43:52.801 --> 43:54.511
‫اینجوری خوشحال میشی؟

43:58.098 --> 43:59.307
‫ای خدا

44:48.869 --> 45:08.869
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

45:38.406 --> 45:40.158
‫اپراتور. الو؟

45:41.618 --> 45:42.827
‫کسی اونجاست؟

45:43.453 --> 45:44.955
‫کسی پشت خطه؟

45:56.508 --> 45:57.759
‫الو؟
