WEBVTT

00:00.100 --> 00:08.100
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:31.990 --> 00:33.690
‫استفان

00:34.451 --> 00:35.536
‫من "مدلین"ـم

00:35.536 --> 00:37.236
‫مدی؟

00:38.330 --> 00:40.030
‫این چیزیه که توی نامه‌ت نوشتی

00:43.126 --> 00:44.826
‫حق با توئه

00:47.214 --> 00:50.384
‫من "مدی" هستم

00:51.635 --> 00:53.335
‫فامیلیت شوارتزه

00:55.973 --> 00:57.724
‫توی روزنامه دیدمش

00:59.059 --> 01:01.270
‫ولی توی نامه‌ت ننوشتی

01:01.270 --> 01:04.690
‫فکر کردم مدی صمیمانه‌تر باشه

01:04.690 --> 01:07.109
‫یا شاید فکر کردی
‫تمام لهستانی‌ها نازی هستن

01:08.110 --> 01:11.153
‫ولی من عضو کلیسای
‫ادونتیست‌های روز هفتم هستم

01:13.991 --> 01:15.826
‫از فرمان روز سبت (شنبه) پیروی می‌کنیم

01:17.578 --> 01:20.706
‫توام حرمت سبت رو نگه می‌داری؟

01:20.706 --> 01:22.406
‫نه

01:22.916 --> 01:24.960
‫پدرم همیشه حرمت سبت رو نگه می‌داشت

01:27.087 --> 01:28.505
‫حتی در طی جنگ

01:28.505 --> 01:30.205
‫پدرت سرباز بود؟

01:31.508 --> 01:33.208
‫امدادگر بود

01:33.427 --> 01:37.430
‫ما مخالف وجدانی هستیم. دست به سلاح نمی‌بریم
‫(افراد مخالف جنگ، به دلایل مذهبی یا وجدانی)

01:37.514 --> 01:39.214
‫چرا؟

01:40.058 --> 01:42.352
‫خب، چون عیسی مسیح
‫برای این پا به این دنیا نگذاشت

01:42.352 --> 01:45.022
‫که زندگی انسان‌ها رو نابود کنه
‫اومد نجاتشون بده

01:47.816 --> 01:49.985
‫زندگی دختربچه‌ها چی؟

01:56.909 --> 02:01.038
‫ظاهراً پدرت مرد خیلی مؤمنی بوده

02:02.039 --> 02:03.916
‫الان کجاست؟

02:03.916 --> 02:05.876
‫وقتی 7 سالم بود مرد

02:05.876 --> 02:07.920
‫- خیلی متاسفم
‫- این چیه؟

02:07.920 --> 02:10.756
‫- یه ضبط صوته
‫- نه، می‌دونم چیه

02:12.007 --> 02:14.384
‫نمی‌خوام صدام ضبط بشه

02:26.813 --> 02:30.317
‫فکر کردم واسه این می‌خوای باهام حرف بزنی
‫چون باهام احساس ارتباط می‌کنی

02:30.317 --> 02:32.017
‫آره

02:32.277 --> 02:35.697
‫همین حسو داشتم
‫منظورم اینه که، همین حسو دارم

02:38.283 --> 02:40.077
‫فقط به این شرط می‌ذاشتن بیام

02:40.077 --> 02:42.746
‫که فکر کنن این یه مصاحبه‌ست

02:45.666 --> 02:48.836
‫یه سری افکارم رو می‌نویسم

02:48.836 --> 02:51.797
‫که مشکوک به‌نظر نیایم

02:52.297 --> 02:53.997
‫باشه؟

03:00.138 --> 03:04.309
‫با بقیه هم ارتباط برقرار می‌کنی؟

03:06.854 --> 03:08.554
‫نه این اخیراً

03:10.232 --> 03:14.152
‫از وقتی جسد تسی رو پیدا کردم
‫نتونستم با کسی ارتباط برقرار کنم

03:14.152 --> 03:15.571
‫از کجا فهمیدی؟

03:15.571 --> 03:17.271
‫چیو؟

03:17.948 --> 03:19.648
‫که کجا پیداش کنی

03:21.285 --> 03:22.985
‫گمونم شانسی بود

03:27.666 --> 03:29.626
‫چرا جسد رو توی دریاچه ول کردی؟

03:32.045 --> 03:33.338
‫من اونجا ولش نکردم

03:33.338 --> 03:35.038
‫پس کی کرده؟

03:35.716 --> 03:40.179
‫اون روز یه مرد رنگین‌پوست
‫باهات توی مغازه بود

03:40.762 --> 03:42.462
‫کی بود؟

03:44.224 --> 03:45.924
‫استفان

03:48.604 --> 03:51.190
‫ارتباط برقرار کردن خیلی سخته

03:52.274 --> 03:58.780
‫و می‌دونم جفتمون برای
‫ارتباط برقرار کردن اینجاییم، درسته؟

04:01.450 --> 04:05.287
‫اگر چیز صادقانه‌ای بهم نگی
‫این‌کار خیلی سخت میشه

04:06.747 --> 04:08.447
‫ولی تویی که داری دروغ میگی

04:08.874 --> 04:10.574
‫در مورد چی؟

04:11.877 --> 04:14.546
‫که شانسی رفتی اونجا دنبالش بگردی

04:23.430 --> 04:25.130
‫حق با توئه

04:27.684 --> 04:29.384
‫حق با توئه

04:34.858 --> 04:36.735
‫چطوری اونجا رو می‌شناختی؟

04:41.448 --> 04:44.159
‫قدیما با پسرا می‌رفتی اونجا

04:46.578 --> 04:48.278
‫- منم میرم اونجا
‫- برای چی؟

04:48.872 --> 04:53.460
‫که دخترهایی که اجازه میدن
‫پسرها لمسشون کنن رو تماشا کنم

04:53.460 --> 04:55.160
‫منم قدیما یکی از اون دخترا بودم

04:57.130 --> 04:59.049
‫- ببخشید. معذرت می‌خوام
‫- آخرین باری که اونجا بودم...

04:59.049 --> 05:01.635
‫- قبل از فارغ ‌التحصیلی دبیرستانم بود
‫- معذرت می‌خوام

05:01.635 --> 05:03.470
‫و با یه پسری رفتم

05:03.971 --> 05:06.974
‫قضیه داشت خیلی جدی می‌شد
‫و می‌خواست رابطه‌ی کامل داشته باشه

05:08.183 --> 05:09.977
‫ولی من می‌خواستم خودمو نجات بدم

05:09.977 --> 05:11.895
‫مجبور شدی تظاهر کنی که معصومی

05:16.733 --> 05:18.433
‫ولی مهم نیست

05:20.028 --> 05:23.407
‫اگر حرمت سبت رو نگه نداری
‫باکره بودن نجاتت نمیده

05:23.866 --> 05:26.743
‫ولی تسی حرمت سبت رو حفظ می‌کرد
‫ولی درهرحال کشتیش

05:30.998 --> 05:32.875
‫من تسی دورست رو نکشتم

05:34.751 --> 05:36.451
‫<i>پس کی کشت؟</i>

05:38.088 --> 05:39.682
‫<i>استفان</i>

05:39.706 --> 05:41.300
‫<i>استفان</i>

05:41.300 --> 05:48.223
‫خوب می‌دونم جلوی دیگران
‫تظاهر به بی‌گناهی و معصومیت کردن چجوریه

05:50.100 --> 05:53.312
‫<i>قبلاً فکر می‌کردم
‫تنها راه رستگاری همینه</i>

05:55.689 --> 05:57.882
‫<i>و چی باعث شد نظرت عوض بشه؟</i>

06:01.361 --> 06:04.031
‫عیسی مسیح باکره مرد، منم همینطور

06:05.157 --> 06:06.857
‫<i>متوجه نمیشم</i>

06:07.117 --> 06:08.817
‫آزمایش‌ها

06:12.664 --> 06:15.375
‫وقتی مریضم کردن باکره بودم

06:16.710 --> 06:18.410
‫آزمایش‌ها؟

06:21.423 --> 06:23.592
‫<i>معصومیت هرگز ذره‌ذره از بین نمیره</i>

06:25.135 --> 06:26.720
‫<i>ناگهان، بی‌خبر</i>

06:26.720 --> 06:29.306
‫<i>و خشونت‌آمیز از بین میره</i>

06:30.974 --> 06:33.769
‫<i>وقتی بی‌رحمی رو کشف می‌کنی
‫معصومیت از بین میره</i>

06:34.895 --> 06:37.689
‫<i>اول بی‌رحمی در دیگران، بعد در خودت</i>

06:39.024 --> 06:40.776
‫<i>اگر می‌فهمیدی حالت بد می‌شد</i>

06:41.652 --> 06:43.946
‫<i>که اون خیلی بیشتر از تو
‫به مرگ من نزدیک‌ بود</i>

06:44.947 --> 06:48.016
‫<i>و اینکه قرار بود چقدر تو رو
‫به مرگت نزدیک کنه</i>

07:56.101 --> 07:58.228
‫« بر اساس کتابی از لاورا لیپمن »

08:00.981 --> 08:03.984
‫« بـانـوی در دریـاچـه »

08:04.708 --> 08:12.608
‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

08:12.659 --> 08:14.359
‫خب؟

08:16.205 --> 08:17.915
‫"عملیات روپوش سفید"

08:18.916 --> 08:20.292
‫این دیگه چه کوفتیه؟

08:20.292 --> 08:23.795
‫یک برنامه‌ی مخفی نظامی
‫توی فورت دیتریک مریلند که هنوزم درجریانه

08:23.795 --> 08:26.632
‫و از مخالفان وجدانی به عنوان
‫موش آزمایشگاهی برای طرح

08:26.632 --> 08:29.009
‫دفاع از آمریکا در برابر
‫جنگ بیولوژیکی استفاده می‌کنه

08:29.510 --> 08:31.303
‫چه جالب

08:31.303 --> 08:33.597
‫داستان زوادسکیم کدوم گوریه؟

08:33.597 --> 08:35.297
‫ایناهاش دیگه

08:48.695 --> 08:50.395
‫رجی؟

08:52.574 --> 08:53.659
‫رجی؟

08:53.659 --> 08:57.162
‫دیشب رویایی در مورد یه بانوی سیاه دیدم

08:57.162 --> 09:03.502
‫"بانوی سیاه بیانگر
‫سرمایه‌گذاری‌های سودمنده، 366"

09:05.420 --> 09:08.048
‫می‌خوام تا صبح کریسمس
‫از اینجا رفته باشی، فهمیدی؟

09:08.966 --> 09:10.666
‫شنیدی چی گفتم؟

09:11.093 --> 09:12.803
‫کلئو؟

09:12.803 --> 09:14.503
‫کلئو؟

09:14.888 --> 09:16.588
‫بزن بریم

09:21.687 --> 09:23.387
‫فکر کردی اگر بری ترک می‌کنی؟

09:25.023 --> 09:28.735
‫رجی، وقت این حرفا رو ندارم
‫مریضم و تو کمکی بهم نمی‌کنی

09:35.409 --> 09:38.120
‫می‌خوای ترک کنی
‫همین‌جا با من ترک کن

09:38.620 --> 09:39.746
‫فهمیدی؟

09:39.746 --> 09:41.446
‫وگرنه خودم حبست می‌کنم

09:43.500 --> 09:45.200
‫چمدونت رو خالی کن

09:51.466 --> 09:53.343
‫<i>از رفتن شرمسار بودم، مدی</i>

09:54.011 --> 09:57.764
‫<i>ولی بیشتر از اون، از این شرمسار بودم
‫که تابحال هیچکس رو به اندازه‌ی</i>

09:57.764 --> 10:00.100
‫<i>خاطره‌ی پدرم دوست نداشتم</i>

10:01.810 --> 10:04.521
‫<i>اگر دیگه منتظر برگشتنش نباشم
‫چی ازم می‌مونه؟</i>

10:06.106 --> 10:07.107
‫وایسا

10:10.986 --> 10:12.686
‫ازت می‌خوام بهم قول بدی

10:13.989 --> 10:17.409
‫کاری که امروز می‌کنیم
‫بین خودم و خودت بمونه

10:18.452 --> 10:19.703
‫باشه؟

10:19.703 --> 10:23.832
‫فقط خودم، خودت و خدا

10:28.420 --> 10:29.546
‫ چطوری، تی‌خان؟

10:29.546 --> 10:31.381
‫صبح بخیر، خانم تیتوم
‫مشتری دارین؟

10:31.381 --> 10:33.717
‫نه، هنوز مشتریم نیومده
‫ولی چارلی یه سر اومد...

10:33.717 --> 10:35.177
‫صبح بخیر، خانم تیتوم

10:35.177 --> 10:36.637
‫مامان تی‌خان هستی

10:36.637 --> 10:38.013
‫آره

10:38.013 --> 10:39.473
‫این مسئولیتش با من نیست

10:39.473 --> 10:42.267
‫و من فقط شرط‌ می‌بندم
‫پس حرفی برای گفتن نداریم

10:43.018 --> 10:45.103
‫مگر اینکه اومده باشی موهات رو اتو کنی

10:45.103 --> 10:46.396
‫نه، نه. من کلاه‌گیس می‌پوشم

10:46.396 --> 10:48.482
‫ولی امیدوارم این باعث نشه
‫به پیشنهادم گوش نکنی

10:48.482 --> 10:50.400
‫منم کلاه‌گیس می‌پوشم، عزیز

10:50.400 --> 10:53.403
‫میگن موی یه زن مهم‌ترین چیزشه

10:53.987 --> 10:56.990
‫گاهی باورش سخته
‫که چه کارهایی سر موهای خودمون درمیاریم

10:56.990 --> 10:59.952
‫این چه حرفیه. کاری که با
‫موهامون می‌کنیم هیچ خجالتی نداره

11:00.536 --> 11:02.287
‫- برای دخترکوچولوم اینکارو می‌کنم
‫- عه، واقعاً؟

11:02.287 --> 11:05.249
‫اوهوم. با خواهرهام شروع کردم
‫و حالا باهاش خرج خوراکم رو درمیارم

11:05.249 --> 11:07.417
‫خوراک خوبه. خوراک خیلی خوبه

11:08.293 --> 11:10.546
‫مطمئنم بدت نمیاد
‫آرایشگاه خودتو بزنی

11:10.796 --> 11:13.465
‫حرفای عجیب غریبی می‌زنی واسه خودتا

11:13.841 --> 11:15.541
‫واقعاً؟

11:16.593 --> 11:19.596
‫پسرم میگه رویات اینه که
‫یه آرایشگاه توی آپتن باز کنی

11:20.264 --> 11:21.964
‫رویا به چه دردی می‌خوره آخه

11:23.141 --> 11:25.519
‫اگر با هم همکاری کنیم
‫می‌تونی به آرایشگاهت برسی

11:30.732 --> 11:32.432
‫این 50 دلاره

11:32.901 --> 11:37.698
‫شب کریسمس، این پول رو بردار و همه‌شو
‫روی 366 شرط ببند. فقط و فقط 50 دلار

11:37.698 --> 11:38.866
‫شرط سنگینیه

11:38.866 --> 11:40.566
‫شرط نیست

11:43.036 --> 11:44.538
‫یعنی میگی اعداد از پیش تعیین شده‌ن؟

11:44.538 --> 11:46.456
‫مطمئنم ته دلت خودت اینو می‌دونستی

11:47.249 --> 11:48.500
‫خب؟

11:48.500 --> 11:50.669
‫ولی نمی‌بینی که بچرخم
‫و به بچه‌ها بگم بابانوئل واقعی نیست

11:50.669 --> 11:52.369
‫اگر بیان پرس‌و‌جو کنن چی؟

11:53.005 --> 11:54.673
‫کتاب رویاهات رو نشونشون بده

11:54.673 --> 11:56.592
‫بگو خواب یه بانوی سیاه رو دیدی

11:56.592 --> 11:59.261
‫بانوی سیاه بیانگر
‫سرمایه‌گذاری‌های سودمنده

12:00.637 --> 12:01.972
‫سه، شش، شش؟

12:01.972 --> 12:06.852
‫اگر برنده شدیم، تو 20 درصدشو نگه دار
‫و من بقیشو برمی‌دارم

12:06.852 --> 12:08.552
‫در ازای چی، عزیز؟

12:09.646 --> 12:10.689
‫سکوتت

12:10.689 --> 12:12.389
‫در ازای 6 هزار دلار

12:12.566 --> 12:16.153
‫می‌تونم مثل موشی
‫توی کلیسایی پر از گربه‌ ساکت بمونم

12:16.153 --> 12:18.530
‫می‌دونی، چون وقتی برنده شدیم
‫جز این چیزی نیستیم

12:18.530 --> 12:21.116
‫سه تا موش سوار یه قایق

12:22.492 --> 12:26.163
‫اگر کسی بفهمه، همه‌مون غرق میشیم

12:28.749 --> 12:30.626
‫خانم آبی آسمانی، ها؟

12:32.961 --> 12:34.213
‫نمی‌خوای اسمشو بهم بگی؟

12:34.213 --> 12:37.299
‫فقط کافیه اینو بدونی که... آوردمت اینجا
‫که بتونیم وظیفه‌مون رو انجام بدیم

12:37.299 --> 12:38.217
‫وظیفه‌مون؟

12:38.217 --> 12:40.928
‫- وظیفه‌مون
‫- کاکاسیاه، وظیفه‌مون گشت زدن توی خیابوناست

12:40.928 --> 12:43.555
‫پسر، واسه این کارا عضو پلیس نشدم

12:50.687 --> 12:52.105
‫تا یه کاکاسیاه به یه جایی می‌رسه

12:52.105 --> 12:55.317
‫اول از همه میره
‫یه دوست‌دختر سفیدپوست پیدا می‌کنه

12:56.985 --> 12:58.685
‫مگه نه، سرکار پلت؟

13:00.030 --> 13:01.730
‫خب منظورت چیه؟

13:02.491 --> 13:05.026
‫شاید اونقدرام که فکر می‌کنی
‫آدم پاکی نیستی، داداش

13:09.790 --> 13:11.875
‫سلام، این برادریه که می‌خواستم ببینی

13:11.875 --> 13:14.878
‫- گریدی
‫- دوک، سلام

13:14.878 --> 13:16.672
‫- وایسا
‫- اصل و نسب این پرنده‌ها چیه؟

13:16.672 --> 13:18.465
‫چند تا استیکلبات دارم
‫چند تا جانسن

13:18.465 --> 13:21.468
‫تا 800 کیلومتر میرن
‫و خودم توی مسابقه‌ی تنسی پروندمشون

13:21.468 --> 13:23.168
‫دوم شدم

13:23.303 --> 13:24.555
‫هرجای کشور میشه بردشون

13:24.555 --> 13:26.139
‫- هرجا؟
‫- هرجا

13:26.139 --> 13:27.432
‫یک دلار و نیم به ازای هرکدوم

13:27.432 --> 13:29.351
‫- سلام، دوک
‫- گندش بزنن!

13:50.622 --> 13:52.708
‫پاشو بریم! بجنب، بجنب

14:39.129 --> 14:40.829
‫بگیر بشین

14:48.639 --> 14:50.339
‫پلت!

15:00.025 --> 15:01.725
‫دیویس!

15:06.406 --> 15:09.868
‫<i>رابرت دوک باکستون، مظنون سوء قصد</i>

15:09.868 --> 15:13.789
‫<i>به جان سناتور ایالتی، میرتل سامر
‫تیر خورده و در شرایط پایداری به سر می‌برد</i>

15:13.789 --> 15:16.083
‫<i>سرکار پرسی دیویس
‫در حین انجام وظیفه کشته شد</i>

15:16.083 --> 15:19.294
‫<i>پلیس بالتیمور معتقد است این سه مرد
‫با همکاری یک زن سیاه‌پوست حدوداً سی ساله</i>

15:19.294 --> 15:22.130
‫<i>دست به این اقدام زده‌اند</i>

15:22.130 --> 15:24.925
‫<i>سومین مظنون همچنان متواری می‌باشد</i>

15:24.925 --> 15:26.802
‫<i>به‌نظرتون حمله
‫ انگیزه‌ی سیاسی داشته، خانم سامر؟</i>

15:26.802 --> 15:29.471
‫<i>نمی‌تونم با قطعیت بگم
‫ولی حقیقت بالاخره افشا میشه</i>

15:29.471 --> 15:31.598
‫<i>این مرد با اقداماتش
‫افشای حقیقت رو حتمی کرده</i>

15:31.598 --> 15:33.559
‫این همکار دیویسه

15:33.559 --> 15:35.727
‫چرا به جاش دخل این حرومی نیومد؟

15:35.727 --> 15:37.855
‫<i>توسط سرکار فردیناند پلت انجام شده</i>

15:37.855 --> 15:41.859
‫<i>کسی که به‌زودی تبدیل به اولین
‫کارآگاه سیاه‌پوست بخش جنایی</i>

15:41.859 --> 15:43.944
‫<i>در پلیس بالتیمور میشه -</i>
‫- به‌قدر کافی شنیدم

15:46.363 --> 15:49.867
‫برو قبل از پلیس اون حرومزاده‌ی سومی رو
‫ پیدا کن و بیارش اینجا

16:07.801 --> 16:09.011
‫« مظنون قتل تسی دورست »

16:09.011 --> 16:10.711
‫« قربانی آزمایش‌های سری دولتی بوده است »

16:11.138 --> 16:14.349
‫میشه لطفاً صورت‌حساب رو بدی؟
‫یه پای مرنگ لیمو هم بده با خودم ببرم

16:14.349 --> 16:15.649
‫- باشه
‫- ممنون

16:15.673 --> 16:17.673
‫« بر اساس مکاتباتی با مدلین شوارتز »

16:18.937 --> 16:20.637
‫سدریک، توام می‌خونی؟

16:21.815 --> 16:24.443
‫منظورم اخباره. اخبار رو می‌خونی؟

16:25.944 --> 16:29.323
‫آره، مدلین. اخبار رو می‌خونم

16:30.490 --> 16:32.784
‫این مقاله‌ی منه. من نوشتمش

16:32.784 --> 16:34.484
‫این اسم منه

16:35.037 --> 16:36.737
‫عه خودتی

16:37.080 --> 16:39.291
‫یعنی قراره به زودی
‫یه تلفن کوفتی واسه خودت بگیری؟

16:41.835 --> 16:42.878
‫الو؟ استار بفرمایید

16:42.878 --> 16:44.296
‫چرا این آدما رو می‌فرستی سراغ من؟

16:44.296 --> 16:45.881
‫چرا نمی‌فرستیشون سراغ مدی مورگنسترن؟

16:45.881 --> 16:48.467
‫طرف مظنونه. ما نگفتیم گناهکاره

16:48.467 --> 16:50.167
‫فقط داریم یه مقاله می‌نویسیم، خانم

16:52.179 --> 16:53.879
‫هی! جلوی پاتو نگاه کن

17:04.900 --> 17:07.986
‫ببخشید. آقای مارشال امروز صبح
‫دیگه به تماس کسی در رابطه با

17:07.986 --> 17:09.613
‫داستان روپوش سفید جواب نمیده

17:09.613 --> 17:14.242
‫ولی می‌تونم گوشی رو به آقای باور بدم
‫که داستان رو نوشته

17:14.242 --> 17:15.618
‫باب باور بفرمایید

17:15.618 --> 17:17.913
‫نه، داستان رو حقیقت‌سنجی کردیم و...

17:18.539 --> 17:19.540
‫خب، می‌دونی چیه؟

17:19.540 --> 17:22.584
‫اگر عصبانی شده
‫پس حتماً داریم کارمونو درست انجام میدیم

17:25.045 --> 17:26.745
‫سلام، این چیه؟

17:27.089 --> 17:28.789
‫بهترین کیک مرنگ لیموی شهره

17:30.342 --> 17:31.602
‫برای آقای مارشاله

17:31.626 --> 17:35.430
‫برای آقای مارشاله
‫نه، مارشال باید برای تو کیک بخره

17:35.430 --> 17:37.683
‫روزنامه‌ها رو دارن روی هوا می‌خرن

17:37.683 --> 17:39.810
‫مردم دیگه مطمئن نیستن
‫قاتل زوادسکیه یا نه

17:39.810 --> 17:42.104
‫بهترین روان‌شناس‌ها دارن توی رادیو
‫در موردش بحث می‌کنن

17:42.104 --> 17:44.523
‫مارشال میگه تا هفته‌ها
‫در موردش خبر می‌نویسیم

17:44.523 --> 17:46.942
‫ممنونم، بتی
‫میشه اینو براش ببرم؟

17:46.942 --> 17:49.820
‫هی، می‌دونی چیه؟
‫می‌تونی بسپاریش به من

17:49.820 --> 17:51.154
‫به‌نظر خطری میاد

17:51.154 --> 17:53.156
‫یعنی میگی غیرقابل اعتمادم؟

17:53.740 --> 17:56.618
‫می‌خواستم ببینم به درخواستم
‫فکر کرده یا نه

17:56.618 --> 17:59.538
‫اوه، نه، نیازی بهش نیست
‫چون می‌دونی، باید قانعش می‌کردم

17:59.538 --> 18:02.749
‫که داستان زوادسکی شانسی نبوده
‫و کار آسونی هم نبود

18:02.749 --> 18:04.918
‫- خب؟
‫- ولی قانعش کردم

18:05.502 --> 18:09.047
‫و تو از امروز بعدازظهر

18:09.047 --> 18:12.634
‫کارمند بالتیمور استار هستی

18:12.634 --> 18:16.180
‫البته مگر اینکه باید جای دیگه‌ای بری

18:16.180 --> 18:19.808
‫نه، نه. جز این اتاق خبری
‫هیچ‌جای دیگه‌ای نمی‌خوام باشم

18:20.392 --> 18:22.092
‫اتاق خبری

18:22.936 --> 18:28.859
‫نه. قراره برای نوشتن ستون راهنمایی‌ها
‫به "دان هیث" کمک کنی

18:28.859 --> 18:30.611
‫می‌بینی، میز مخصوص خودتو داری و...

18:31.486 --> 18:32.821
‫این شکلی نگاهم نکن

18:32.821 --> 18:35.824
‫حتی "ادی مورو" هم
‫ از یه جایی شروع کرده بود

18:38.160 --> 18:41.330
‫میز من 20 قدم
‫با در آقای مارشال فاصله داره

18:41.330 --> 18:44.499
‫که از دیروز خیلی نزدیک‌تره

18:44.499 --> 18:45.626
‫قابلتو نداشت

18:45.626 --> 18:48.754
‫و از قضا می‌دونم
‫چطوری می‌تونیم جشن بگیریم

18:49.963 --> 18:51.381
‫ردیف چهارم

18:51.381 --> 18:52.591
‫بازی کریسمس تیم کولتز

18:52.591 --> 18:54.760
‫- کدوم زنی می‌تونه نه بیاره؟
‫- ممنونم، باب

18:55.260 --> 18:58.764
‫ولی باید اون روز رو با پسرم بگذرونم

18:59.348 --> 19:01.683
‫و مطمئنم خانم باور
‫از خداشه همراهت بیاد

19:01.683 --> 19:03.383
‫می‌دونی چیه...

19:03.560 --> 19:05.395
‫خیلی‌خب، ازت می‌خوام اینا رو برداری...

19:06.813 --> 19:08.815
‫خب؟ تو همراه...

19:09.525 --> 19:12.361
‫هر مرد خوش‌شانسی که می‌خوای
‫باهاش جشن بگیری برو

19:12.361 --> 19:14.738
‫- باب. بند کفشت بازه، باب
‫- بله؟

19:15.739 --> 19:16.573
‫نه، نکن...

19:16.573 --> 19:19.785
‫- از جلو می‌گذرونی...
‫- مدی

19:19.785 --> 19:21.995
‫روزی 50 تا 60 درخواست داریم

19:21.995 --> 19:24.748
‫گاهی هم بیشتر
‫بیشترشون رو میشه مستقیم انداخت سطل آشغال

19:24.748 --> 19:26.834
‫باورت نمیشه مردم
‫در مورد چه مزخرفاتی سوال می‌پرسن

19:26.834 --> 19:28.961
‫با ستون راهنمایی‌ها آشنام، آقای هیث

19:28.961 --> 19:31.672
‫با اونایی که چاپ می‌کنیم آشنایی، خانم شوارتز

19:31.672 --> 19:33.372
‫مورگنسترن

19:34.424 --> 19:36.093
‫- این... اسممو اشتباهی چاپ کردن
‫- مورگ...

19:36.093 --> 19:37.386
‫مورگنسترن؟ اسمت اینه؟

19:37.386 --> 19:39.179
‫آره. فامیلی پدریمه

19:39.680 --> 19:42.724
‫مورگنسترن، واقعاً؟
‫این که آلمانیه. اسم واقعیت اینه؟

19:42.724 --> 19:43.809
‫آره

19:43.809 --> 19:45.853
‫خوشا به حالت

19:45.853 --> 19:48.021
‫خیلی‌خب، تمام پاکت‌های کوفتی رو باز می‌کنی

19:48.021 --> 19:49.356
‫و همه‌شون رو می‌خونی

19:49.356 --> 19:52.568
‫و 4 یا 5 تا که ارزش
‫جواب دادن رو دارن انتخاب می‌کنی

19:52.568 --> 19:53.652
‫من جواب اونا رو می‌نویسم

19:53.652 --> 19:55.112
‫بعدها، وقتی روش کار دستت اومد

19:55.112 --> 19:57.906
‫می‌تونی بقیه‌شون
‫ که هیچکس نمی‌خونه رو بنویسی

19:57.906 --> 19:59.606
‫دستگاه تایپ داری؟

20:00.075 --> 20:01.618
‫میدم یکی برات بفرستن بالا

20:01.618 --> 20:04.288
‫تا اون‌موقع، برای شروع
‫می‌تونی یه لیوان قهوه برام بیاری

20:04.288 --> 20:05.914
‫بدون شیر، سه قاشق شکر

20:05.914 --> 20:08.083
‫و اگر ازت پرسیدم چند تا توش ریختی

20:08.083 --> 20:09.783
‫بهم بگو دو تا ریختی

20:23.891 --> 20:25.591
‫عه، رج

20:26.476 --> 20:28.176
‫منتظرت بودیم

20:28.854 --> 20:34.610
‫هی، یه نگاهی به این منظره بنداز
‫چون یه روزی همه‌ش عوض میشه

20:34.610 --> 20:37.070
‫همه‌ش تموم میشه
‫حتی موسیقی توی خیابون

20:37.070 --> 20:38.822
‫همچین اجازه‌ای نمیدیم، مگه نه؟

20:38.822 --> 20:40.522
‫نمیدیم؟

20:41.742 --> 20:44.879
‫چون این "راس" که می‌بینی بهم گفته

20:44.903 --> 20:48.040
‫کلئو رو فرستادی پولو تحویل بده

20:48.707 --> 20:50.292
‫فکر کردم منو زیر نظر دارن، رئیس

20:50.292 --> 20:51.543
‫کیا؟

20:51.543 --> 20:53.243
‫پلیس

20:56.632 --> 20:59.593
‫همون صبحی که اون دختر سفیدپوست
‫به قتل رسید، توی مغازه‌ی ماهی‌فروشی بودم

20:59.593 --> 21:01.136
‫پس بدون اجازه‌ی من کلئو رو فرستادی؟

21:01.136 --> 21:03.430
‫فقط می‌خواستم آتیشش دامن
‫شما رو نگیره، همین...

21:03.931 --> 21:06.808
‫- هیچی بهش نگفتم
‫- الان دیگه مهم نیست، هست؟

21:07.809 --> 21:11.188
‫اون دو تا احمقی که پلیس گرفته
‫می‌تونن شناساییش کنن

21:11.188 --> 21:12.773
‫پولو ببر پیملیکو تحویل بده

21:12.773 --> 21:16.235
‫و کاری کن کلئو حتماً
‫توی مراسم خیریه‌ی کریسمس باشه

21:16.235 --> 21:17.319
‫می‌خوام حتماً بیاد

21:17.319 --> 21:19.019
‫بعدازظهر روز کریسمسه، رئیس

21:19.446 --> 21:20.948
‫بچه‌ش هم میاد. بیخیال

21:20.948 --> 21:26.286
‫خب، گمونم مجبوریم همه‌مون با هم
‫یه عکس خانوادگی شاد و گنده بگیریم

21:27.704 --> 21:29.404
‫و بعد...

21:30.624 --> 21:32.324
‫می‌دونی باید چیکار کنی، پسر

21:33.377 --> 21:37.297
‫آخه می‌دونی چیه، وقتی خدا می‌خواست
‫ابراهیم رو محک بزنه

21:37.965 --> 21:40.634
‫بهش گفت چیزهایی رو قربانی کنه
‫که بیشتر از همه دوست داره

21:41.385 --> 21:43.085
‫پسر خودش

21:43.470 --> 21:47.099
‫تنها چیزی که اون پسر رو نجات داد
‫فرشته‌ی رحمت بود

21:47.099 --> 21:50.727
‫ولی اگر کلئو
‫صبح روز کریسمس هنوز زنده باشه...

21:53.313 --> 21:57.693
‫پسر، هیچ فرشته‌ای اونقدر رحیم نیست
‫که بتونه نجاتت بده

21:58.443 --> 22:00.143
‫فهمیدی؟

22:01.822 --> 22:03.522
‫اینجا رو تر و تمیز کن

22:33.395 --> 22:35.095
‫رجی

22:54.625 --> 22:55.834
‫سلام، چیه؟

22:59.129 --> 23:00.797
‫مراقب باش

23:00.797 --> 23:02.833
‫به عنوان دختری
‫که دوست‌ داره همه‌ش در سفر باشه

23:02.833 --> 23:05.677
‫خیلی آت و آشغال با خودم
‫اینور اونور می‌کشونم، مگه نه؟

23:06.011 --> 23:07.971
‫ولی دیگه بسمه، کلئو. دیگه بسمه

23:08.555 --> 23:10.307
‫دیگه بسمه، عزیزم. دیگه بسمه

23:10.307 --> 23:12.007
‫دیگه بسمه

23:12.226 --> 23:14.853
‫بگیرش. عزیزم، بگیرش. بگیرش. نمی‌خوامش

23:14.853 --> 23:16.939
‫- گرفتمش. می‌برمش. باشه
‫- دیگه بسمه، کلئو. دیگه بسمه

23:16.939 --> 23:19.024
‫ترک می‌کنم و میرم...

23:19.483 --> 23:21.360
‫می‌زنم به دل جاده. دیگه آزاد میشم

23:21.360 --> 23:23.070
‫دورا، نمی‌تونی این شکلی بری

23:23.070 --> 23:25.364
‫این شکلی نمی‌تونی. یه نگاه به خودت بنداز
‫نیاز داری یکی کمکت کنه

23:25.364 --> 23:27.064
‫پس همراهم بیا

23:27.908 --> 23:29.608
‫نمی‌تونم، دورا

23:30.410 --> 23:32.110
‫می‌دونم چه نقشه‌ای داری

23:32.454 --> 23:34.154
‫رجی بهم گفت

23:35.999 --> 23:38.377
‫اگر شل مچت رو گرفت چیکار می‌کنی؟

23:40.629 --> 23:43.423
‫خب، تدی چی؟

23:43.423 --> 23:45.050
‫- نمی‌دونم
‫- لایونل چی؟

23:45.050 --> 23:48.470
‫هنوز نقشه‌م کامل نیست، دورا
‫نمی‌دونم. نمی‌دونم

23:53.851 --> 23:57.729
‫پس می‌خوای چیکار کنی؟ می‌خوای پولو برداری
‫و مثل بابات همه رو ول کنی و بری؟

23:57.729 --> 23:59.429
‫شاید

24:01.608 --> 24:04.570
‫می‌دونی، هیچوقت اینو بهت نگفتم، ولی...

24:06.488 --> 24:09.908
‫همیشه امیدوار موندم
‫که باهام بیای روی صحنه

24:11.034 --> 24:12.734
‫منو نگاه کن

24:13.078 --> 24:14.778
‫پاریس داره ما رو فرا می‌خونه

24:15.080 --> 24:16.780
‫همراهم بیا

24:18.458 --> 24:20.158
‫بعداً میام پیدات می‌کنم

24:20.711 --> 24:22.588
‫همیشه پیدات می‌کنم. مگه نه؟

24:25.090 --> 24:27.718
‫مراقب باش. قول میدی مراقب باشی؟

24:27.718 --> 24:29.418
‫مراقبم

24:53.160 --> 24:55.495
‫مگه بهت نگفتم
‫ این پنجره رو قفل نگه دار؟

24:55.495 --> 24:57.195
‫حالت خوبه؟

24:58.207 --> 24:59.907
‫آره

25:00.209 --> 25:02.002
‫خبر سرکار دیویس رو دیدم

25:02.503 --> 25:04.203
‫چی شد؟

25:04.338 --> 25:06.038
‫مگه نمیگی دیدی چی شده؟

25:06.840 --> 25:09.218
‫راستشو بخوای... نمی‌خوام
‫در موردش حرف بزنم

25:09.843 --> 25:11.543
‫باشه

25:13.639 --> 25:14.890
‫موفق شدی

25:14.890 --> 25:18.393
‫اولین کارآگاه سیاه‌پوست
‫بخش جنایی بالتیمور شدی

25:19.311 --> 25:21.011
‫روز تو چطور بود؟

25:22.606 --> 25:24.306
‫معذرت می‌خوام

25:27.778 --> 25:30.614
‫خانم ستون راهنمایی‌های جدید جلوت وایساده

25:30.614 --> 25:32.407
‫خانم ستون راهنمایی‌ها؟

25:32.407 --> 25:35.577
‫الان دیگه کارمند بالتیمور استار هستم

25:37.204 --> 25:40.541
‫میگن سفر هزار کیلومتری
‫با یک قدم شروع میشه

25:40.541 --> 25:43.961
‫و فکر کنم مال من
‫با یه بریدگی با کاغذ شروع شد

25:43.961 --> 25:45.629
‫- خانم ستون راهنمایی‌ها
‫- آره

25:45.629 --> 25:47.329
‫بده ببینمش

25:49.091 --> 25:50.926
‫آره قطعاً جای بریدگی با کاغذه

25:53.804 --> 25:56.640
‫با کمال احترامی
‫که برای خطرهای کاریت قائلم

25:58.016 --> 26:02.104
‫خانم ستون راهنمایی‌ها، حتماً راه امن‌تری
‫برای باز کردن پاکت نامه هست

26:19.413 --> 26:20.914
‫ممنون

26:20.914 --> 26:22.875
‫باید بابت شغل‌های جدیدمون جشن بگیریم

26:24.334 --> 26:26.034
‫مگه همین الان جشن نگرفتیم؟

26:38.974 --> 26:40.674
‫چه خوبه

26:42.519 --> 26:44.479
‫خوبه چون لازم نیست صحبت کنیم؟

26:44.980 --> 26:46.607
‫از صحبت کردن نمی‌ترسم

26:46.607 --> 26:48.442
‫پس چرا بهم نمیگی چی شد؟

26:48.442 --> 26:51.945
‫شاید اگر فکر نمی‌کردم ممکنه
‫از هرچی میگم استفاده کنی می‌گفتم

26:51.945 --> 26:53.645
‫بابت چی استفاده کنم؟

26:56.116 --> 27:00.454
‫بذار ببینم، مدلین مورگنسترن چطوری می‌تونه
‫از حرفام استفاده کنه؟

27:01.622 --> 27:02.873
‫آها، آره...

27:02.873 --> 27:06.960
‫شاید یه سری اطلاعات به خبرنگاری بده
‫که تازه باهاش آشنا شده

27:06.960 --> 27:10.789
‫فقط بخاطر این دارم می‌پرسم
‫چون می‌خوام بدونم چه اتفاقی برای تو افتاد

27:10.839 --> 27:12.539
‫گاهی اوقات تشخیصش سخته

27:14.343 --> 27:15.344
‫بهم اطمینان نداری

27:15.344 --> 27:17.429
‫نه، اطمینان دارم که همیشه
‫مثل خودت رفتار می‌کنی

27:17.429 --> 27:20.516
‫اونقدر بهم اطمینان نداری
‫که احساساتت رو بهم بگی

27:23.810 --> 27:28.023
‫حس می‌کنم بابت بلندپروازیم
‫یکی رو به کشتن دادم

27:30.108 --> 27:33.320
‫دوستم نبود، ولی همکارم بود

27:36.365 --> 27:37.950
‫مطمئنم کار اشتباهی نکردی

27:37.950 --> 27:41.036
‫ببین، میشه بیخیالش بشیم لطفاً؟

28:01.014 --> 28:02.714
‫تو تابحال کار اشتباهی کردی؟

28:07.354 --> 28:09.439
‫در مورد حلقه دروغ گفتم

28:11.316 --> 28:12.943
‫بابت پول بیمه...

28:12.943 --> 28:14.152
‫- نه، نه، نه
‫- چیه مگه؟

28:14.152 --> 28:16.113
‫می‌دونی که خودم اینو می‌دونستم، مدی

28:16.446 --> 28:18.240
‫می‌دونی که خودم می‌دونستم

28:18.240 --> 28:20.075
‫- واقعاً؟
‫- آره، خودت خوب می‌دونی

28:27.749 --> 28:33.213
‫شوهرم نمی‌دونه اولین مردی نبوده
‫که باهاش خوابیدم

28:38.844 --> 28:40.544
‫من نفر چندمم؟

28:43.599 --> 28:45.299
‫سوم

28:46.435 --> 28:48.937
‫ ولی وقتی درست‌و‌حسابی بهش فکر کنی
‫عملاً رتبه‌ی اولم، نه؟

28:48.937 --> 28:50.689
‫و متواضع‌ترینی

28:51.106 --> 28:52.691
‫صداقت مهم‌تر از تواضعه

28:52.691 --> 28:54.943
‫عجب، زن
‫امروز چی زدی توی موهات؟

28:54.943 --> 28:57.321
‫اسپری زدم. که موهام وز نشه

28:58.947 --> 29:00.240
‫یه زنی رو می‌شناسم...

29:00.240 --> 29:02.743
‫- مطمئنم زن‌های زیادی رو می‌شناسی
‫- یه زن آرایشگر

29:02.743 --> 29:05.829
‫می‌تونی موهات رو اتو کنی
‫که لازم نباشه اینطوری بهش اسپری بزنی

29:05.829 --> 29:08.457
‫خب، بهش اسپری می‌زنم
‫که واسه تو خوشگل باشم، آقای کارآگاه

29:09.291 --> 29:10.991
‫خوشم اومد

29:11.335 --> 29:13.462
‫آقای کارآگاه

29:13.462 --> 29:15.964
‫- آره، آقای کارآگاه
‫- بازم بگو

29:16.465 --> 29:19.843
‫آقای کارآگاه. آقای کارآگاه

29:19.843 --> 29:23.847
‫خب، ترجیح میدم با جاهای دیگه‌ت
‫مشغول بشم، خانم ستون راهنمایی‌ها

29:25.891 --> 29:27.476
‫می‌خوای به جاش به موهات نگاه کنم؟

29:27.476 --> 29:28.393
‫- نه
‫- باشه

29:28.393 --> 29:30.479
‫پس می‌خوای به‌جاش
‫به موهات نگاه کنم، مگه نه؟

29:30.979 --> 29:32.189
‫- نه
‫- اینجا چی؟

29:32.189 --> 29:33.982
‫نه، همینطور برو

29:33.982 --> 29:35.682
‫- اینجا چی؟
‫- نه

29:38.153 --> 29:39.853
‫نه

29:42.324 --> 29:44.159
‫نه. الن. بس کن

29:44.159 --> 29:45.577
‫بذار فقط یه دقیقه بمالمت

29:45.577 --> 29:47.277
‫بس کن، الن

29:47.412 --> 29:49.112
‫الن، بس کن!

29:50.332 --> 29:52.000
‫به پسرهای دیگه که نمیگی بس کنن

29:52.000 --> 29:53.700
‫پسر دیگه‌ای نیست

29:55.045 --> 29:57.548
‫منم می‌تونم بهت حال بدم
‫فقط بهم یه فرصت بده

29:57.548 --> 29:59.248
‫فقط...

30:00.217 --> 30:02.177
‫بیا. اینجوری روی لباسم بمال

30:02.177 --> 30:04.054
‫به‌جاش خودتو روی لباسم بمال

30:23.448 --> 30:25.148
‫از فوتبال خوشت میاد؟

30:26.326 --> 30:28.026
‫وقتی تیم کولتز برنده میشه، آره

30:28.996 --> 30:32.207
‫دو تا بلیط برای بازی
‫روز کریسمس یکشنبه دارم

30:32.207 --> 30:35.836
‫گفتم شاید بتونیم اونجا همدیگه رو ببینیم
‫و تظاهر کنیم غریبه‌ایم

30:37.504 --> 30:39.204
‫پیشنهاد خیلی خوبیه

30:40.257 --> 30:41.800
‫ولی قانونی بر علیه همچین چیزایی هست

30:41.800 --> 30:43.500
‫و من قسم خوردم بهش پایبند باشم

30:44.011 --> 30:47.598
‫فقط میخوام باهات بیرون بچرخم

30:47.598 --> 30:50.017
‫حس می‌کنم همیشه اینجا حبسیم

30:50.017 --> 30:52.686
‫مدی، اگر کسی گزارشمون رو بده
‫جفتمون میفتیم پیش میله‌ها

30:52.686 --> 30:54.771
‫- شاید پسرتو ازت بگیرن
‫- اگر پسرها رو خوب بزرگ کنی

30:54.771 --> 30:57.858
‫تبدیل به مردهای جوونی میشن
‫که چشم دیدنت رو هم ندارن

30:59.610 --> 31:01.570
‫نه، مطمئنم اینطوریام نیست

31:05.032 --> 31:06.732
‫پنجره‌ت رو قفل کن

31:13.707 --> 31:18.295
‫<i>اگر می‌دونستی می‌تونستم با فردی پلت باشم
‫قلبت به درد میومد؟</i>

31:20.172 --> 31:21.872
‫<i>فکر نکنم</i>

31:22.466 --> 31:25.761
‫<i>به داستان من بیشتر از اون اهمیت می‌دادی</i>

31:27.179 --> 31:29.306
‫<i>فکر می‌کرد شانس آورده
‫تو رو پیدا کرده</i>

31:30.933 --> 31:35.229
‫<i>ولی درست مثل من
‫داشت روی رویای اشتباهی شرط می‌بست</i>

31:38.565 --> 31:40.275
‫<i>تو آماده‌ای؟</i>

31:40.275 --> 31:41.902
‫- آره
‫<i>نظرم عوض شد -</i>

31:41.902 --> 31:43.602
‫<i>دیگه مجانی این‌کارو نمی‌کنم</i>

31:43.737 --> 31:45.906
‫<i>می‌خوام قبل از ناپدید شدنت
‫سهممو بهم بدی</i>

31:45.906 --> 31:47.199
‫بگو کجا بیام

31:47.199 --> 31:51.203
‫<i>نیمه‌شب بیا پارک دیدنم
‫تا به سهمم برسم</i>

31:51.787 --> 31:53.487
‫<i>منم رویا دارم، کلئو</i>

32:04.925 --> 32:09.680
‫« بعدازظهر روز کریسمس »

32:42.838 --> 32:44.538
‫"هافمن"

32:57.394 --> 32:59.021
‫- بجنبین آقایون. بجنبین
‫- یه دقیقه

32:59.021 --> 33:00.721
‫تمام شرط‌ها بسته شدن

33:08.113 --> 33:09.813
‫دور آخره. بجنبین

33:18.540 --> 33:20.292
‫الو؟ چی؟

33:23.504 --> 33:25.204
‫خیلی‌خب. ممنون!

34:16.931 --> 34:18.058
‫نمی‌خوامش

34:18.058 --> 34:19.758
‫مطمئنی؟

34:20.101 --> 34:21.687
‫بهت میاد

34:21.687 --> 34:23.480
‫هیچی از اون مرد نمی‌خوام

34:25.565 --> 34:27.317
‫مطمئنی از دست شل عصبانی هستی؟

34:27.900 --> 34:29.600
‫لطفاً شروع نکن

34:30.821 --> 34:32.722
‫یادته وقتی بابا رفت

34:32.746 --> 34:34.949
‫ماه‌ها از تخت درنیومدی

34:34.949 --> 34:37.744
‫نمی‌تونستی تکون بخوری
‫نمی‌تونستی حرف بزنی

34:40.371 --> 34:42.165
‫برات غذا میاوردم، نمی‌خوردی

34:43.375 --> 34:48.088
‫برات آهنگ می‌خوندم، داستان می‌خوندم
‫ولی گوش نمی‌کردی

34:50.841 --> 34:52.634
‫بهم توجهی نمی‌کردی

34:55.554 --> 34:57.764
‫بهت نیاز داشتم، مامان

35:00.559 --> 35:03.187
‫نیاز داشتم بهم بگی تقصیر من نبود

35:11.653 --> 35:14.364
‫هنوزم نمی‌تونی بهم بگی
‫رفتنش تقصیر من نبود

35:18.577 --> 35:20.412
‫تقصیر هیچکس نبود

35:21.496 --> 35:23.196
‫خدا مسیرمون رو مشخص می‌کنه

35:32.090 --> 35:33.790
‫کریسمس مبارک، مامان

35:34.676 --> 35:36.428
‫چی شده، عزیزم؟

35:36.929 --> 35:38.889
‫- کریسمس مبارک
‫- بهم بگو

35:44.144 --> 35:45.844
‫باباست!

35:48.524 --> 35:50.224
‫بابایی!

35:50.442 --> 35:51.527
‫بابانوئل برامون هدیه آورده

35:51.527 --> 35:53.362
‫اسلپی "تلخ" جانسون...

35:55.906 --> 35:57.157
‫چی شده، عزیزم؟

35:57.157 --> 35:59.201
‫آخه این چیه پوشیدی؟

35:59.201 --> 36:00.661
‫امشب برنامه دارم، مامان‌جون

36:00.661 --> 36:02.204
‫من مامان‌جونت نیستم

36:02.204 --> 36:05.624
‫اسلپی، اجازه نمیدم با لباس جاکش‌ها
‫پاشی بیای توی خونه‌ی من

36:05.624 --> 36:07.876
‫- آره
‫- نمی‌خواستم بهتون بی‌احترامی کنم

36:07.876 --> 36:10.712
‫می‌دونم خوشتون نمیاد بیام اینجا
‫ولی یه چیزی براتون آوردم

36:10.712 --> 36:12.412
‫چیه؟

36:12.756 --> 36:13.882
‫ماکارونی و پنیر

36:13.882 --> 36:16.468
‫می‌دونم از اون ماکارونی با پنیر
‫ کلم سبز خشک خوشتون نمیاد

36:16.468 --> 36:18.554
‫نگو که با ماکارونی و پنیر

36:18.554 --> 36:20.347
‫- پاشدی اومدی اینجا
‫- خب دیگه، مروا

36:20.347 --> 36:23.308
‫حالا که با خودش آورده
‫نیازی نیست بذاریم حیف بشه

36:23.308 --> 36:25.561
‫- بدش به من، اسلپی. ممنون
‫- ممنون

36:25.561 --> 36:27.521
‫- می‌دونی چیه...؟
‫- آیزایا؟

36:27.521 --> 36:28.897
‫آخه ماکارونی با پنیره، مروا

36:28.897 --> 36:30.597
‫بیا باهامون بازی کن

36:32.609 --> 36:34.309
‫چه خوشگل شدی

36:38.198 --> 36:39.898
‫دلم برات تنگ شده بود

38:12.668 --> 38:15.003
‫از میلتون بعیده که اینقدر دیر کنه، کجاست؟

38:15.003 --> 38:17.214
‫میلتون نمیاد

38:17.214 --> 38:18.841
‫چرا باید میلتون بیاد، ها؟

38:18.841 --> 38:20.425
‫چه بلایی سر موهات آوردی؟

38:20.425 --> 38:22.886
‫دارم یه چیز جدید امتحان می‌کنم

38:22.886 --> 38:24.847
‫این اواخر بقدر کافی
‫چیزای جدید امتحان نکردی؟

38:24.847 --> 38:26.547
‫سث...

38:29.977 --> 38:31.677
‫« حنوکا مبارک »

38:35.732 --> 38:36.942
‫این شمع‌ها رو به یاد

38:36.942 --> 38:39.945
‫- معجزه‌ی حنوکا روشن می‌کنیم...
‫- دیگه نمی‌خوام ببینمت

38:41.530 --> 38:42.781
‫<i>که به یاد داشته باشیم</i>

38:42.781 --> 38:44.908
‫<i>چطور می‌تونیم با موفقیت
‫حتی از تاریک‌ترین دوران‌مون</i>

38:45.367 --> 38:47.067
به سود دیگران استفاده کنیم

38:57.963 --> 38:59.663
‫آمین

39:00.507 --> 39:02.968
‫- حنوکا مبارک
‫- حنوکا مبارک، مدی

39:02.968 --> 39:05.053
‫عه، حنوکا مبارک، اثل، رز

39:05.053 --> 39:07.639
‫همه دارن در مورد مقاله‌ت
‫صحبت می‌کنن، مدی. تبریک میگم

39:07.639 --> 39:09.933
‫- ممنون
‫- اسمت یه‌خرده به سختی پیدا می‌شد

39:09.933 --> 39:11.852
‫دفعه‌ی بعد راحت‌تر دیده میشه

39:11.852 --> 39:14.104
‫و قصد دارم از اسم مورگنسترن
‫استفاده کنم، فامیلی پدریم...

39:14.104 --> 39:15.856
‫راستش اسم مادرمه

39:16.857 --> 39:20.152
‫خب، اسم یه مادر
‫اسم شوهرشه دیگه، مگه نه؟

39:20.152 --> 39:22.863
‫اون حرفایی که مرده زد
‫که حقیقت ندارن، دارن؟

39:22.863 --> 39:25.949
‫سم فکر می‌کنه ارتشمون هرگز جون
‫شهروندان آمریکایی رو به‌خطر نمی‌اندازه

39:25.949 --> 39:27.649
‫خب، نظر تو چیه؟

39:27.784 --> 39:29.786
‫- من؟
‫- آره. نظر تو چیه؟

39:29.786 --> 39:31.486
‫بذار بهت بگم نظر من چیه

39:32.039 --> 39:34.750
‫به‌نظرم مدی مورگنسترن همیشه دلش می‌خواست
‫اسمش چاپ بشه، مگه نه؟

39:34.750 --> 39:35.667
‫الن...

39:35.667 --> 39:37.794
‫حاضر بودی هرکاری برای
‫چاپ شدنش انجام بدی، مگه نه؟

39:37.794 --> 39:40.214
‫حتی اگر لازم باشه بین مردم برای قاتلی

39:40.214 --> 39:42.591
‫که دخترمو ازم گرفت همدردی ایجاد کنی

39:42.591 --> 39:44.927
‫- الن، میشه لطفاً...؟
‫- صحبت نکن. اسممو به‌زبون نیار

39:44.927 --> 39:46.627
‫دیگه هیچوقت اسم منو به زبون نیار!

39:47.429 --> 39:50.682
‫دیگه اسم هیچکدوم از اعضای باقیمونده‌ی
‫خانواده‌م رو به زبون نیار

39:52.684 --> 39:56.063
‫باید یکم ادب و نزاکت داشته باشی و بری

39:57.189 --> 39:58.440
‫- معذرت می‌خوام...
‫- وردار برو!

39:58.440 --> 40:00.140
‫معذرت می‌خوام

40:00.609 --> 40:02.309
‫من جایی نمیرم

40:02.778 --> 40:07.950
‫و امیدوارم ببینی که دارم با دخترت
‫مثل بچه‌ی خودم رفتار می‌کنم

40:07.950 --> 40:10.494
‫و تا حقیقت رو پیدا نکردم دست بردار نیستم

40:11.286 --> 40:13.413
‫ما که حقیقت رو می‌دونیم، مدی

40:13.413 --> 40:15.374
‫تمام افراد اینجا حقیقت رو می‌دونن

40:15.374 --> 40:17.960
‫داری سعی می‌کنی
‫رویاهای از دست رفته‌ت رو پس بگیری

40:17.960 --> 40:21.672
‫و می‌خوای برای رسیدن بهشون
‫از جسد بچه‌ی من استفاده کنی

40:22.297 --> 40:23.997
‫چطور جرات می‌کنی!

40:31.181 --> 40:32.933
‫هرچی تو دلش بود ریخت بیرون، ها؟

40:32.933 --> 40:35.561
‫چرا چیزی نگفتی، مامان
‫توام چیزی نگفتی، سث

40:35.561 --> 40:38.522
‫انتظار داری چی بگم؟
‫باهاش همدردی می‌کنم

40:49.950 --> 40:53.036
‫ببخشید، خانم‌ها
‫ولی غذام داره سرد میشه

40:53.036 --> 40:56.164
‫و این روزا غذاهای خونگی چندانی گیرم نمیاد

40:56.707 --> 40:58.407
‫پس...

40:58.667 --> 41:00.367
‫حنوکا مبارک

41:00.836 --> 41:02.536
‫سث؟

41:02.921 --> 41:04.621
‫سث؟

41:16.518 --> 41:18.218
‫لعنتی!

41:35.537 --> 41:37.237
‫چرا چمدون دستته؟

41:39.499 --> 41:41.168
‫یه هدیه برای دوراست

41:41.168 --> 41:42.868
‫آخه داره از شهر میره و...

41:47.132 --> 41:48.550
‫منم یه هدیه دارم

41:48.550 --> 41:50.250
‫واقعاً؟

41:50.969 --> 41:52.429
‫یه کلوچه‌ی گرم توی جیبمه

41:52.429 --> 41:54.129
‫می‌خوایش؟

41:54.556 --> 41:56.183
‫چجوری گرم شده؟

41:56.183 --> 41:57.883
‫روش نشستم

41:58.101 --> 42:00.896
‫- ولی هنوزم نرمه، خرد نشده
‫- نباید می‌پرسیدم

42:00.896 --> 42:03.106
‫- بهترین کلوچه‌ی شهره
‫- هیچوقت هدیه‌ای بهم نمیدی

42:03.106 --> 42:04.806
‫ناسلامتی کریسمسه

42:05.526 --> 42:07.903
‫- یه بار اون شرت‌ها رو برات گرفتم
‫- کدوم شرت‌ها؟

42:07.903 --> 42:09.780
‫همونی که پشتش سوراخ داشت

42:10.656 --> 42:12.574
‫بازش می‌کنی میگه "عه سلام"

42:13.408 --> 42:14.451
‫"منم"

42:14.451 --> 42:16.578
‫قراره دوباره بهم نوبت اجرا بدن

42:19.456 --> 42:22.376
‫آره. قراره یه وقت اجرای ثابت
‫توی کافه‌ی روباه سرخ بهم بدن

42:29.383 --> 42:31.083
‫یه شغل گیر آوردم، کلئو

42:33.554 --> 42:35.254
‫میای خونه یا نه؟

42:40.143 --> 42:41.843
‫مطمئنی می‌خوای بیام؟

42:42.104 --> 42:43.804
‫اذیت نکن دیگه

42:44.565 --> 42:46.265
‫می‌دونم دلت برام تنگ شده

42:49.945 --> 42:51.645
‫نه به اندازه‌ی بچه‌ها

42:53.866 --> 42:55.534
‫باشه

42:55.534 --> 42:57.234
‫اونا هم می‌تونن بیان

43:01.164 --> 43:02.864
‫چی شده؟

43:03.000 --> 43:04.700
‫هیچی فقط... خوشحالم

43:22.978 --> 43:24.678
‫به دورا بگو

43:25.022 --> 43:26.722
‫"اگر بخندی گریه‌ت نمی‌گیره"

44:37.386 --> 44:39.086
‫فردی؟

44:39.888 --> 44:41.588
‫فردی کیه؟

44:42.975 --> 44:44.675
‫یه افسر پلیسه

44:46.270 --> 44:48.897
‫این افسر پلیسه‌ست؟

44:48.897 --> 44:50.649
‫آره، و هر لحظه ممکنه سر برسه

44:52.943 --> 44:54.643
‫با یه کاکاسیاه زندگی می‌کنی؟

44:56.697 --> 44:59.700
‫با من ارتباط برقرار نکرده بودی

45:02.703 --> 45:05.414
‫فقط داستانم رو می‌خواستی

45:05.414 --> 45:08.083
‫نه! نه! نه! نه!
‫این‌کارو نکن! این‌کارو نکن! این‌کارو نکن!

45:14.715 --> 45:16.415
‫چرا ازم می‌ترسی؟

45:16.800 --> 45:19.469
‫- نمی‌ترسم
‫- بخاطر اینه؟

45:20.179 --> 45:21.832
‫فقط بخاطر این آوردمش

45:21.856 --> 45:25.258
‫که بتونم پنجره‌ی پله‌ی اضطراری رو باز کنم

45:25.934 --> 45:28.812
‫ولی باز گذاشته بودیش
‫برای همین ازش استفاده نکردم

45:34.359 --> 45:36.059
‫اشکال نداره

45:37.196 --> 45:38.896
‫می‌بخشمت

45:39.573 --> 45:43.535
‫همه‌مون گاهی مرتکب اشتباه میشیم

45:44.953 --> 45:46.653
‫ضعیفیم و مرتکب اشتباه میشیم

45:47.206 --> 45:48.906
‫نه

45:50.000 --> 45:53.378
‫اشکال نداره. می‌بخشمت
‫می‌بخشمت. می‌بخشمت. می‌بخشمت

45:54.713 --> 45:57.966
‫می‌بخشمت. می‌بخشمت
‫می‌بخشمت. می‌بخشمت

45:57.966 --> 45:59.384
‫می‌بخشمت، مدی

45:59.384 --> 46:01.178
‫می‌بخشمت

46:01.178 --> 46:02.878
‫می‌بخشمت

46:04.348 --> 46:06.048
‫توام منو می‌بخشی؟

46:07.726 --> 46:09.561
‫آره، می‌بخشمت استفان

46:12.564 --> 46:14.191
‫راحت‌تره، مگه نه؟

46:14.191 --> 46:15.891
‫چی؟

46:16.276 --> 46:21.031
‫بخشیدن همدیگه از بخشیدن خودمون راحت‌تره

46:24.618 --> 46:26.318
‫دلیلش چیه؟

46:28.038 --> 46:29.738
‫نمی‌دونم

46:32.543 --> 46:35.087
‫شاید برای همین
‫ خدا ما رو به همدیگه رسونده

46:47.099 --> 46:51.603
‫امیدوار بودم بتونیم
‫با همدیگه بریم یه جایی

46:52.688 --> 46:56.525
‫ولی احتمالاً
‫فکر و خیال کودکانه بوده، مگه نه؟

46:59.194 --> 47:00.894
‫متاسفم، استفان

47:15.460 --> 47:17.160
‫سرده

47:21.175 --> 47:26.471
‫این... این برام بزرگه
‫ولی گرم نگهت می‌داره

47:27.639 --> 47:29.339
‫- مال "فردی"ـه؟
‫- نه

47:40.736 --> 47:44.573
‫نمی‌خوام مادرم بفهمه اومدم دیدنت

47:46.533 --> 47:48.619
‫درک نمی‌کنه

47:50.454 --> 47:52.372
‫خب، رازت رو نگه می‌دارم

47:53.207 --> 47:54.907
‫توام راز منو نگه دار

47:56.084 --> 47:58.128
‫- در مورد فردی؟
‫- آره

48:01.340 --> 48:03.040
‫خداحافظ، مدی

49:27.134 --> 49:32.055
‫از بند گناه آزاد می‌گردم
‫در این لحظه که همانند عیسی مسیح

49:32.055 --> 49:35.809
‫از نو زاده می‌شوم و با رهنمود او
‫زندگی جدیدی را در پیش می‌گیرم!

50:20.100 --> 50:28.100
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
