WEBVTT

01:06.974 --> 01:11.003
‫« سال ۱۹۴۸ »

01:07.027 --> 01:09.571
‫- ای داد بی‌داد، گندت بزنن
‫- الوین؟

01:10.864 --> 01:12.365
‫بخشکی شانس

01:16.244 --> 01:17.245
‫الوین؟

01:24.961 --> 01:26.379
‫می‌خوای بگی چی‌ شده یا نه؟

01:27.964 --> 01:31.009
‫آم، راستش...
‫آقای شل گوردن فهمید که...

01:31.009 --> 01:33.428
‫...من همه‌ی پول‌ها رو ‫تحویل نمیدم و...

01:33.428 --> 01:35.388
‫خود قمار به اندازه‌ی کافی بد نیست؟

01:35.889 --> 01:37.724
‫که الان شدی دزد شرط‌بندی ملت؟

01:37.724 --> 01:39.809
‫مروا، پول خودم بود

01:39.809 --> 01:41.269
‫به من دروغ نگو

01:44.022 --> 01:45.106
‫پول خودم بود

01:45.649 --> 01:46.983
‫ترومپتت؟

01:46.983 --> 01:49.986
‫خدا شاهده، الوین، اگه دست از
‫کار کردن واسه این یارو برنداری و...

01:49.986 --> 01:53.114
‫ترومپتت رو ازش پس نگیری،
‫وسایلم رو جمع می‌کنم و با کلیو از اینجا میریم

01:53.114 --> 01:54.532
‫عزیزم؟

01:55.784 --> 01:57.577
‫عزیزم؟ مروا؟

01:58.495 --> 01:59.621
‫مروا، بیخیال دیگه بابا

02:23.687 --> 02:24.980
‫از کجا ده دلار آوردی؟

02:25.814 --> 02:28.191
‫پس‌انداز یک سالم واسه کمک به چارلیه

02:29.943 --> 02:31.111
‫وای، نه، نه، نه

02:31.111 --> 02:34.322
‫می‌دونی که ‫عمراً اگه بابایی
صدقه قبول کنه، درسته؟

02:34.322 --> 02:35.615
‫صدقه کجا بود؟

02:35.615 --> 02:37.033
‫باید به دستش بیاری

02:37.033 --> 02:38.201
‫جانم؟

02:39.911 --> 02:41.621
‫باید به دستش بیارم؟

02:41.621 --> 02:44.541
‫- بله، یالا
‫- خیلی‌خب، خانم شروود

02:45.959 --> 02:47.878
‫بسیارخب

02:52.716 --> 02:54.843
‫خانم‌ها و آقایون،

02:55.343 --> 03:00.140
‫باعث افتخارمه ستاره‌ی منحصر به فردمون
‫رو خدمت‌تون معرفی کنم،

03:00.140 --> 03:04.811
‫- کلیو شروود
‫- ممنونم، متشکرم

03:04.811 --> 03:07.898
‫به همراه نوازنده‌ی ترومپت محبوب‌مون،

03:07.898 --> 03:12.611
الوین شروود

03:16.489 --> 03:18.783
‫♪ مرا ببوس در هر سپیده‌دم ♪

03:20.160 --> 03:24.539
‫♪ تا به یک میلیون‌ سال ♪

03:25.624 --> 03:30.587
‫♪ هرشب من رو در آغوش بکش ♪

03:33.632 --> 03:36.551
‫♪ بگو که دوستم داری ♪

03:42.682 --> 03:45.769
‫والس وایت هستم و
‫گزارش خبریِ فوری و مهمی در دست دارم

03:45.769 --> 03:47.938
‫دیشب، درست بعد از ساعت ۱۰:۳۰،

03:47.938 --> 03:51.441
‫سوءقصدی به جان یکی از اعضای شؤرای شهر،
‫مرتیل سامر صورت گرفت و...

03:51.441 --> 03:52.943
‫کل بالتیمور رو در شوک قرار داد

03:52.943 --> 03:56.154
‫مجرمین احتمالی هم‌چنان دستگیر نشده‌ان.
‫پلیس هم‌چنان در حال...

04:00.450 --> 04:02.077
‫هو، هو، هو

04:02.577 --> 04:04.287
‫هو، هو

04:09.417 --> 04:12.254
‫- الو؟
‫- رجی... منم، کلیو

04:13.088 --> 04:14.589
‫چه خبر شده؟

04:14.589 --> 04:16.173
‫خودت خوب می‌دونی چه خبر شده

04:16.173 --> 04:17.634
‫مرتیل سامر رو زدن

04:18.552 --> 04:20.679
‫اخبار که گفت
‫فقط یکمی پاش زخمی شد

04:20.679 --> 04:23.515
‫من چیزی در این مورد نمی‌دونم،
‫خودت هم همینطور

04:23.515 --> 04:25.433
‫مجبورم کردن پشت فرمون بشینم

04:25.433 --> 04:26.518
‫متوجهی؟

04:27.811 --> 04:29.938
‫کسی خبر داره اونجا بودی؟

04:29.938 --> 04:31.940
‫بله، کرول کفتره

04:31.940 --> 04:34.276
‫با دو تا الدنگی که
‫با خودش آورده بود

04:35.068 --> 04:37.988
‫سیاه‌سوخته با
‫کروکی قرمز بُردمون، رجی

04:37.988 --> 04:39.823
‫- ببخشید
‫- چیکار کرد؟

04:39.823 --> 04:41.157
‫- ببخشید
‫- یه لحظه!

04:43.368 --> 04:44.995
‫من با شل صحبت می‌کنم

04:44.995 --> 04:46.746
‫اگه جات بودم این کار رو نمی‌کردم، کلیو

04:46.746 --> 04:49.791
‫حرف‌هام یادت بمونه.
‫خودت خواستی، یادت رفته؟

04:49.791 --> 04:52.168
‫خودت خواستی
‫اعتماد آقای گوردن رو جلب کنی

04:52.168 --> 04:54.421
‫حالا باید نشون بدی
‫که اشتباهی نکرده

04:54.421 --> 04:55.589
‫اشتباه کرده؟

05:00.218 --> 05:02.679
‫هیچ اشتباهی نکرده

05:02.679 --> 05:04.723
‫پای اون رو وسط نکش، کلیو

05:04.723 --> 05:07.267
‫جلب توجه نکن و به کارت برس
‫تا آب‌ها از آسیاب بیفته

05:07.267 --> 05:08.810
‫این هفته نیا سرکار

05:08.810 --> 05:10.270
‫- ببخشید
‫- خیلی‌خب!

05:11.646 --> 05:12.647
‫خدای من

05:15.775 --> 05:18.069
‫دست بجنبون، کلیو.
‫خیلی وقته منتظرتیم

05:18.069 --> 05:20.196
‫- ببخشید، خانم
‫- خدای من

05:21.156 --> 05:22.908
‫خیلی‌خب، بفرما

05:24.951 --> 05:27.454
‫- هی، این در و داف‌ها رو نگاه کن
‫- آره

05:28.163 --> 05:28.997
‫هی

07:06.597 --> 07:08.724
‫« بانوی درون دریاچه »
‫« قسمت دوم »

07:08.748 --> 07:20.418
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

07:20.442 --> 07:21.902
‫هو، هو، هو

07:23.278 --> 07:24.654
‫آخ!

07:25.780 --> 07:27.991
‫انتظار نداشتم انقدر درد داشته باشه

07:28.575 --> 07:32.037
بابت خالکوبی زدن و
‫سوراخ کردن گوش هیچ قانونی ندارید؟

07:32.037 --> 07:34.247
‫چرا، نباید به بدن‌مون آسیب برسونیم

07:34.247 --> 07:36.541
‫تا به فطرت الهی‌مون ‫بی‌احترامی نشه

07:36.541 --> 07:40.086
‫خیال می‌کردم واسه اینه که
‫شیطان رو دور نگه داریم

07:40.086 --> 07:42.839
‫نه، شیطان سوراخ‌های دیگه‌ای
‫رو ترجیح میده

07:42.839 --> 07:46.134
‫رد نشد، واسه همین
‫خودم دستی انجامش میدم

07:46.134 --> 07:47.344
‫آخ!

07:51.431 --> 07:53.516
‫رؤیای نویسندگیت
‫زندگیت رو به قهقهرا کشوند

07:54.392 --> 07:57.479
‫حالا قصد کردی
‫اون رؤیاها رو از سَر بگیری

07:58.813 --> 08:02.776
‫اما چه نیازی بود که
‫پای جسد منو به این ماجرا باز کنی؟

08:03.443 --> 08:06.571
‫من که تهِ دریاچه جا خوش کرده بودم

08:08.490 --> 08:10.075
‫صبح بخیر، خانم.
‫چه کمکی از دستم برمیاد؟

08:10.075 --> 08:12.202
‫صبح بخیر. من...

08:13.578 --> 08:15.413
‫برای دیدن باب بائر اومدم

08:15.413 --> 08:16.915
‫منتظرتونه؟

08:16.915 --> 08:18.375
‫از دیدنم خوشحال میشه

08:18.375 --> 08:19.834
‫اسم‌تون؟

08:19.834 --> 08:21.586
‫مدی شوارتز

08:22.295 --> 08:23.421
‫لطفاً اونجا منتظر بمونید

08:25.257 --> 08:28.385
‫آقای بائر، یه خانمی اومدن شما رو ببینن

08:28.385 --> 08:31.429
‫اسمش مدی شوارتزه و
‫گمون نکنم شخص خاصی باشه

08:37.310 --> 08:39.895
‫خانم شوارتز، آخرین میز سمت راست

08:56.871 --> 08:58.915
‫چه کاری از دستم ساخته‌ست، خانم شوارتز؟

08:59.791 --> 09:02.502
‫ظاهراً کمکم به دردت خورد

09:02.543 --> 09:04.586
‫« مظنونین قتل کودک »

09:04.713 --> 09:05.714
‫ممنونم

09:06.715 --> 09:08.133
حرف دیگه‌ای هم هست؟

09:08.133 --> 09:09.217
‫بله

09:10.260 --> 09:12.178
‫- توی روزنامه درمورد...
‫- راحت باش

09:12.178 --> 09:14.055
‫...آقای سیاه‌پوستی که
‫چشمش کبوده خوندم

09:14.055 --> 09:16.516
‫که توی ماهی‌فروشی داشته
‫با تسی دِرست صحبت می‌کرده

09:16.516 --> 09:20.061
‫بیخیال بابا،
‫حرفِ مادر استفن زوادسکیه

09:20.061 --> 09:22.314
‫خب، شاید بتونم به عنوان
‫یک مادر دو کلمه باهاش حرف بزنم و...

09:22.314 --> 09:24.190
‫ببینم دیگه چی‌ها می‌دونه

09:24.190 --> 09:25.817
‫جونم برات بگه که
‫اگه خیال می‌کردیم یه مادر به کارمون میاد،

09:25.817 --> 09:29.029
‫ادنا رو می‌فرستادیم دیگه،
‫کلاً مادر همه‌مون حساب میشه

09:29.029 --> 09:30.238
‫مگه نه؟

09:30.238 --> 09:33.408
‫یکی از بچه‌های بی‌خایه‌ی خودت رو بفرست.
‫من سرم شلوغه

09:35.118 --> 09:36.953
‫ظاهراً هنوزم بهم نیاز داری

09:36.953 --> 09:39.956
‫بذار ببینم درست متوجه شدم یا نه،
‫خانم شوارتز...

09:39.956 --> 09:40.957
‫مدی هستم

09:44.461 --> 09:48.465
‫می‌خوای خیلی راحت
‫بپری وسط کاروبار جدیِ ما،

09:48.465 --> 09:50.759
‫جایی که افراد خبره و ماهر
‫رو استخدام می‌کنن و...

09:50.759 --> 09:52.177
‫روی خبرها کار کنی؟

09:52.177 --> 09:56.056
‫بعدشم تنها صلاحیتت هم
‫مادر بودنته؟

09:56.056 --> 09:57.807
‫اسمت توی اون روزنامه‌ چاپ شده

09:57.807 --> 10:01.019
‫چون من یه سرنخ درست‌وحسابی بهت دادم و
‫تونستی خبر دسته‌اول رو جور کنی

10:01.019 --> 10:03.480
‫نه، تو بیرونم کردی و...

10:03.480 --> 10:07.275
‫منم به‌قدری خِبره و کارکشته بودم که
‫از اون ناکامی به نفع خودم استفاده کردم

10:07.275 --> 10:10.612
‫از نظر من که این یعنی
‫مدیونمی، آقای بائر

10:10.612 --> 10:14.950
‫باب هستم. نخیرم، من کارم خبرنگاریه،
‫نه اینکه بشینم لطف اینو اون رو جبران کنم

10:14.950 --> 10:15.493
‫خواسته‌‌ات دقیقاً همینه

10:16.493 --> 10:18.036
‫من تجربه‌ی نویسندگی دارن

10:18.036 --> 10:20.789
‫عه، توی کلاب نویسندگی‌ات
‫یا خبرگزاری مدرسه‌ات؟

10:20.789 --> 10:22.791
‫رزومه هم آوردی؟

10:29.881 --> 10:32.259
‫ببین دوست داشتم تا
‫بیرون همراهیت کنم، مدی

10:32.759 --> 10:34.761
‫اما باور کن، خیلی سرم شلوغه

10:35.929 --> 10:37.514
‫گلدیس، روی کی قطع کردم؟

10:38.640 --> 10:40.976
‫مستی یا بازداشتگاه؟

10:43.436 --> 10:45.772
‫خیلی ممنونم که وقت گذاشتید

10:54.781 --> 10:56.032
‫استفان عزیز،

10:56.032 --> 10:59.286
می‌تونم تصور کنم ‫چه احساسی داری

10:59.786 --> 11:04.374
می‌خوام بدونی که الان
‫بعضی از ما با شرایطت هم‌دردی می‌کنیم

11:05.125 --> 11:09.129
‫من مدی هستم، همونی که
‫تسی رو توی دریاچه پیدا کرد

11:09.129 --> 11:10.839
‫ پخش زنده با خانم مرتیل سامر داریم

11:10.839 --> 11:14.050
اولین بیانیه‌شون‌ درمورد ‫سوءقصد به جون‌شون
بعد از ترخیص از بیمارستان رو بشنوید

11:16.011 --> 11:20.473
‫دیشب، دم درِ خونه‌ام
‫به جونم سوءقصد شد

11:20.473 --> 11:23.184
‫یه تیر زدن به پام

11:23.727 --> 11:26.062
‫اما امروز اینجا ایستادم

11:26.062 --> 11:29.316
‫تا مجدد تعهدم به این انتخابات رو تأیید کنم

11:31.359 --> 11:34.195
‫ستادم، حامیان من،

11:34.905 --> 11:38.325
‫مردم این شهر ساکت نمی‌مونن

11:38.992 --> 11:40.994
‫من اولین کسی بودم که جسدش رو دیدم

11:41.536 --> 11:44.789
‫میگن تو آخرین نفری بودی که ‫زنده دیدیش

11:45.832 --> 11:48.335
‫همین باعث میشه حس کنم
‫به طریقی به همدیگه متصلیم

11:49.753 --> 11:52.255
‫احساسی که بین‌مون مشترکه

11:52.255 --> 11:56.051
‫پلیس این نامردها رو پیدا می‌کنه

11:58.303 --> 12:00.388
‫اپراتور، ممکنه آدرس

12:00.388 --> 12:03.183
‫بیمارستان روانی
‫کلیفتون تی پرکینز رو بهم بدید؟

12:09.522 --> 12:11.566
‫می‌تونم یه پیشنهادی بهتون بدم؟

12:13.109 --> 12:14.277
‫بگو ببینم چیه

12:15.028 --> 12:17.030
‫شما پشت مشروب‌فروشی‌تون
‫تلفن دارید

12:17.530 --> 12:21.034
‫اگه بابت هر پیغام ۵ سنت بهتون بپردازم،
‫حاضرید از طرف من تماس بگیرید؟

12:21.034 --> 12:22.911
‫بکنیدش ۲۵تا، تا بهش فکر کنم

12:24.454 --> 12:27.249
‫میشه از این به بعد بدون اینکه بگید
‫«سیلور دلار» جواب بدید؟

12:27.249 --> 12:29.751
‫می‌خواید کروات هم بزنم، خانم؟

12:29.751 --> 12:32.462
‫فقط تا وقتیه که برای آپارتمانم تلفن بخرم

12:32.462 --> 12:33.838
‫اینجا زندگی می‌کنید؟

12:33.838 --> 12:35.840
‫توی این محله زمان‌بره

12:35.840 --> 12:37.467
‫راستش ساکن همین ساختمونم

12:37.467 --> 12:43.139
‫خب پس، بکنیدش ۳۰تا و
‫پیشنهادتون قبوله، همسایه

12:43.640 --> 12:45.934
‫پسر، هر صبح یه دقیقه لازم دارم
‫تا بتونم دست‌هام رو گرم کنم

12:45.934 --> 12:48.311
‫باید اینطوری محکم نگه‌ش داری

12:48.311 --> 12:49.980
‫می‌بینی؟ سعی می‌کنه
‫برگردونتت توی اصطبل

12:49.980 --> 12:50.939
‫بنابراین باید...

12:51.773 --> 12:52.899
‫همم

12:53.483 --> 12:55.569
اونجوری آزادش کن و
‫از بالا بگیرش

12:56.695 --> 12:57.696
‫بعد بِکش

12:58.738 --> 13:01.283
‫بعدش ببرش پشت
‫چون نباید کشیده بشه

13:01.908 --> 13:03.410
‫- این...
‫- سلام علیکم

13:03.994 --> 13:04.995
‫شب درازیه؟

13:04.995 --> 13:06.913
‫اینجا چیکار می‌کنی، مرتیکه؟

13:06.913 --> 13:08.915
‫خودتون که می‌دونید
‫اینجا خبر خاصی نیست

13:08.915 --> 13:10.688
‫حواست باشه چی از دهنت درمیاد، تیث

13:10.713 --> 13:13.925
‫اشکالی نداره.
‫بذار جلوی پسرش شاخ و شونه بکشه

13:14.754 --> 13:15.881
‫جون، اوضاع چطوره؟

13:17.048 --> 13:18.675
‫- خوبه
‫- گل هنوزم برات کارو درمیاره؟

13:18.675 --> 13:20.343
‫بیخیال، پسر.
‫چیکارِ ما دارید؟

13:20.343 --> 13:23.930
‫در جریانید که ای‌سی‌دی موافق
‫این شرایط زندگی برای اسب‌ها نیست، پسر

13:23.930 --> 13:25.015
‫بیخیال دیگه، برادر من

13:25.015 --> 13:27.100
‫الان شد برادر من؟

13:27.100 --> 13:28.476
‫این مسئله رو بسپُر به ما

13:28.476 --> 13:31.229
‫در مقابل تو هم به گوش
‫همه‌ی اصطبل‌های شهر برسون و

13:31.938 --> 13:35.108
‫از زیر زبون‌شون بکش بیرون
‫که دیشب کی قصد جون مرتیل سامر رو کرده

13:35.108 --> 13:37.277
‫می‌دونم شما میوه‌فروش‌ها
‫از کل ماجراها خبر دارید

13:37.277 --> 13:38.945
‫پسر، من هیچ ماجرایی رو نمی‌دونم

13:38.945 --> 13:40.071
‫معلومه که می‌دونی

13:40.071 --> 13:43.909
‫مثل همون ماجرایی که
‫یه بابایی بدون اینکه بره بیمارستان،

13:43.909 --> 13:45.327
‫از پشتش کُلی گلوله درآورد

13:45.327 --> 13:47.078
‫پسر، شاید یه چیزهایی شنیده باشم

13:47.078 --> 13:50.040
‫درمورد اینکه یه دامپزشکی ورداشته
‫گلوله از ماتحت یه الدنگ بیرون کشیده

13:53.585 --> 13:54.920
‫اسم این الدنگ چیه؟

14:01.760 --> 14:02.761
‫آقای گوردن؟

14:05.889 --> 14:09.309
‫اسلپی گفته شما ازش خواستید
‫امشب میزبان باشه. راسته؟

14:16.650 --> 14:17.651
‫آقای گوردن

14:19.444 --> 14:22.030
‫نیومدی اینجا که
‫از اسلپی جانسون بگی برام

14:24.574 --> 14:26.701
‫گند بالا آوردم
‫اون دلقک‌ها رو اجیر کردم

14:28.411 --> 14:31.248
‫هیچکسی دیگه حاضر نشد انجامش بده
‫مگر اینکه اسم‌تون رو می‌گفتم

14:32.707 --> 14:34.668
‫می‌دونی چرا ازت نخواستم
‫خودت انجامش بدی؟

14:35.293 --> 14:36.670
‫چون مثل پسرتون دوستم دارید

14:36.670 --> 14:37.754
‫مثل پسرم دوستت دارم

14:39.464 --> 14:40.465
‫درسته

14:41.091 --> 14:44.469
‫نمی‌خوام دستت آلوده بشه
‫یا توی دلت بمونه

14:44.469 --> 14:46.680
‫اما الان مرتیل قیافه‌هاشون رو دیده

14:46.680 --> 14:48.598
‫اون پسرهام صورتت رو دیدن
‫وقتی بهشون پول دادی

14:48.598 --> 14:49.849
‫اصلاً اهمیتی نداره

14:49.849 --> 14:53.853
‫خودم رو از روی پُل پرت می‌کنم پایین
‫اگه قرار باشه یه کلمه ضد شما به زبون بیارم

14:54.938 --> 14:56.064
‫می‌دونم

14:57.023 --> 14:59.025
‫اما نابود شدنت
‫قلبم رو به درد میاره

15:23.049 --> 15:24.175
‫اتوبوس رو نگه دار!

15:24.801 --> 15:26.177
‫اتوبوس رو نگه دار!

15:26.803 --> 15:30.307
‫اتوبوس رو نگه دار! نگه دار!
‫اتوبوس رو نگه دار، لطفاً!

15:30.307 --> 15:31.558
‫- ماشین رو نگه دار
‫- کمک! یکی کمک کنه!

15:31.558 --> 15:33.643
‫ماشین رو نگه دار! ماشین رو نگه دار!

15:35.562 --> 15:36.438
‫ماشین رو...

15:56.082 --> 15:57.083
‫لایونل

16:00.045 --> 16:02.130
‫عزیزم، ببینمت.
‫چشم‌هات رو ببینم؟

16:02.130 --> 16:03.215
‫چرا؟

16:06.384 --> 16:08.136
‫چشم‌هات رو باز کن، عزیزم.
‫بذار ببینم

16:10.805 --> 16:11.848
‫مامان؟

16:11.848 --> 16:13.975
‫می‌تونم بخوابم؟

16:13.975 --> 16:15.685
‫می‌دونم. می‌دونم

16:15.685 --> 16:16.937
‫بله، چیه؟

16:17.520 --> 16:18.647
‫چی شده؟

16:18.647 --> 16:20.065
‫چشم‌هاش

16:20.065 --> 16:21.316
‫بذار ببینم

16:23.401 --> 16:27.072
‫ببین می‌دونم خیلی با
‫نظرات من موافق نیستی

16:27.072 --> 16:30.367
‫دکترها هرکاری از دست‌شون
‫برمی‌اومده انجام دادن

16:30.951 --> 16:33.370
‫حالا وقتشه بذاری
‫زنگ بزنم کشیش، کلیو

16:36.081 --> 16:40.168
‫پروردگارا،
‫دست به دامن تو می‌شویم

16:42.003 --> 16:47.050
‫فرزندت، لایونل،
‫معصوم از خون خانواده‌ی خود است

16:48.552 --> 16:52.180
‫ای پروردگار،
‫بر این خانواده نظری کن

16:53.974 --> 16:58.812
‫بگذار این باری که بر دوش آنهاست
‫در این رودخانه‌ی خون جاری شود

16:59.813 --> 17:01.064
‫بعد از من تکرار کنید

17:01.773 --> 17:03.275
‫پدر ما...

17:03.275 --> 17:04.734
‫پدر ما...

17:04.734 --> 17:05.986
‫طبیب ما...

17:05.986 --> 17:07.404
‫طبیب ما...

17:07.404 --> 17:09.863
‫- پدر ما...
‫- پدر ما...

17:10.614 --> 17:12.242
‫ناجی ما...

17:12.742 --> 17:14.703
‫- ناجی ما...
‫- ناجی ما...

17:16.537 --> 17:17.956
‫آمین

17:17.956 --> 17:18.872
‫آمین

17:18.872 --> 17:20.792
‫آمین

17:22.794 --> 17:24.838
‫کاری که اونجا کردید،

17:25.338 --> 17:29.426
‫جدای از امیدواری،
‫کمک دیگه‌ای هم به پسرم می‌کنه؟

17:29.426 --> 17:32.971
‫کم‌خونی داسی‌شکل هیچ درمانی نداره، یونتا.
‫خودت که می‌دونی

17:33.471 --> 17:35.599
‫ولی هنوز هم قدرت نجاتش رو داری

17:35.599 --> 17:36.808
‫چیکار کنم؟

17:36.808 --> 17:39.728
‫ارادتت به پروردگار رو نشون بده

17:39.728 --> 17:40.854
‫عشریه بپرداز

17:40.854 --> 17:44.900
‫به کلیساش کمک مالی کن و بذری رو بکار
‫که معجزه ازش رشد ‌کنه

17:47.444 --> 17:49.029
‫پروردگار چقدر لازم داره؟

17:49.779 --> 17:51.489
‫پروردگار بی‌نیازه

17:51.489 --> 17:53.074
‫پروردگار کامله

17:54.284 --> 17:56.745
‫عشقش به پسرت هم بی‌حدوحصره

17:58.121 --> 18:02.792
‫سؤال اینجاست که
‫جون پسرت چقدر برات ارزش داره؟

18:04.044 --> 18:06.254
‫حاضری چه فداکاری‌هایی بکنی؟

18:19.017 --> 18:20.644
‫خودت رفع زحمت کن، کشیش

18:22.479 --> 18:23.313
‫یونتا؟

18:31.154 --> 18:34.324
‫برای آزادی به سیاستمدارها
‫متوسل شدم

18:36.743 --> 18:39.412
‫برای محافظت به
قرمساق جماعت متوسل شدم

18:42.499 --> 18:45.502
‫برای رستگاری به واعظین
‫متوسل شدم

18:46.795 --> 18:50.507
‫اما در پایان، خودم بودم و خودم

18:52.050 --> 18:53.927
‫داشتم غرق می‌شدم، مدی

18:53.967 --> 18:55.093
‫« دفترچه‌ی رؤیا »

18:55.220 --> 18:58.765
‫تموم فکر و ذکرم هم این بود
‫که این غرق شدن حقمه

18:59.349 --> 19:00.684
‫امشب یه خوابی دیدم

19:00.684 --> 19:01.601
‫عه؟

19:02.185 --> 19:03.979
‫کل شهر خاکستر شده بود

19:04.646 --> 19:07.315
‫ماشین‌ها همه وسط خیابون وِلو شده بودن

19:09.025 --> 19:10.318
‫بعدش یه بره دیدم...

19:10.860 --> 19:14.364
‫«از دست دادن خوشبختیِ به همراه ثروت»

19:14.364 --> 19:16.199
‫«۲۲۱»

19:17.826 --> 19:20.245
‫اگه نظر منو بخوای،
‫عدد خیلی باحالیه

19:29.212 --> 19:33.091
‫خیلی‌خب، ده دلار روی ۲۲۱ شرط می‌زنم

19:34.050 --> 19:36.803
‫اگه برنده شدم،
‫ترومپتم رو پس می‌گیرم...

19:51.693 --> 19:53.570
‫همه توی خونواده‌ام تفنگ داشتن

19:53.570 --> 19:56.072
‫مامانم سه تا داشت.
‫ملت همین‌جوری تقدیمش می‌کردن

19:56.656 --> 19:59.075
‫درسته!
‫ملت بهش تفنگ می‌دادن

20:02.454 --> 20:03.830
‫داری چیکار می‌کنی؟

20:04.623 --> 20:06.458
‫گفتم امشب آفتابی نشو.
‫نباید کار کنی

20:06.458 --> 20:08.501
آخرین شبِ دورائـه، نه؟

20:08.501 --> 20:10.128
‫بذار دختره خوش بگذرونه

20:10.128 --> 20:11.129
‫پولدارها بهشون زمین می‌رسه

20:11.129 --> 20:14.799
‫فقرا هم تفنگ به ارث می‌برن
‫با ماهیتابه‌ی چُدن. من آشپزی نمی‌کنم

20:14.799 --> 20:19.346
‫میشه یه ودکا مارتینی با
‫زیتون برام آماده کنید؟

20:19.346 --> 20:20.430
‫زدی تو خط مشروب خوردن؟

20:21.723 --> 20:24.059
‫«عجب ساعت قشنگیه»
‫بعد میگی: «از این ساعته خوشت اومده؟»

20:24.059 --> 20:25.894
‫«پدربزرگم که فوت کرد
‫این ساعت رو برام یادگاری گذاشت»

20:25.894 --> 20:28.355
‫بعد من تو فکر اینم که:
‫«لعنتی، بابابزرگ من چرا واسم تفنگ یادگاری گذاشته؟»

20:29.189 --> 20:30.941
‫«اون ساعت تخمیت رو رد کن بیاد!»

20:34.527 --> 20:37.739
‫حالا که بحث تفنگ و جذابیت‌هاش شد،
‫خانم‌ها و آقایون،

20:37.739 --> 20:39.324
‫- نفر بعدی که قراره بیاد روی صحنه...
‫- کلیو

20:39.324 --> 20:40.951
‫...یه خانم بسیار جذابه
‫که نیازی به معرفی نداره

20:40.951 --> 20:42.160
‫لازم داشتم

20:42.160 --> 20:44.120
‫آخرین هفته‌ایه که اینجا
‫توی فرعون اجرا داره

20:44.120 --> 20:47.165
‫چون دیگه قراره همه‌ی شما سیاه‌سوخته‌ها رو
‫ول کنه به امون خدا و بره پاریس

20:47.165 --> 20:50.835
‫یه کف مرتب به افتخارش بزنید.
‫به افتخار دورا کارتر!

20:50.835 --> 20:53.547
‫عه، بفرمایید!

20:55.632 --> 20:56.967
‫ممنونم، اسلپی

20:58.009 --> 21:00.220
‫همگی می‌دونید که من دلی اجرا می‌کنم

21:01.721 --> 21:06.142
‫رفقای خیلی بامعرفتی دارم که
‫توی فرازونشیب‌های زندگی کنارم بودن،

21:06.142 --> 21:08.603
‫اما امشب می‌خوام ببینم
‫همگی وسطید

21:09.437 --> 21:12.190
‫می‌خوام که اینجوری دورا
‫رو به یاد بیارید

21:12.774 --> 21:13.858
‫بزن بریم، عزیزم

21:25.620 --> 21:27.122
‫♪ آره ♪

21:29.916 --> 21:32.711
‫♪ آره ♪

21:34.379 --> 21:35.797
‫♪ آره ♪

21:37.299 --> 21:39.467
‫♪ آره ♪

21:41.636 --> 21:44.890
‫♪ خانمی که قرمز پوشیدی ♪

21:45.765 --> 21:47.517
‫♪ قهوه می‌خوری ♪

21:48.935 --> 21:52.898
‫♪ خانمی که قرمز پوشیدی ♪

21:53.523 --> 21:56.860
‫♪ قهوه می‌خوری و میری خونه ♪

21:56.860 --> 21:59.112
‫♪ خانمی که ♪

22:01.489 --> 22:05.535
‫♪ خانمی که سبز پوشیدی ♪

22:05.535 --> 22:09.080
‫♪ جوراب ابریشمی ♪
‫♪ با خطوط طلایی پوشیدی ♪

22:09.080 --> 22:11.249
‫♪ خانمی که ♪

22:12.876 --> 22:17.589
‫♪ خانمی که قرمز پوشیدی ♪

22:17.589 --> 22:21.301
‫♪ عقل و هوش یکی رو می‌پرونی ♪

22:21.301 --> 22:23.428
‫♪ خانمی که ♪

22:25.847 --> 22:29.434
‫♪ خانمی که مشکی پوشیدی ♪

22:29.434 --> 22:33.563
‫♪ واسه هزار دلار خودت رو به این در اون در می‌زنی ♪

22:33.563 --> 22:35.607
‫♪ خانمی که ♪

22:37.817 --> 22:41.446
‫♪ خانمی که می‌لرزونی ♪

22:41.947 --> 22:45.533
‫♪ می‌غرّی و به یکی چشمک می‌زنی ♪

22:45.533 --> 22:48.036
‫♪ اونم بهت چشمک می‌زنه ♪

22:50.997 --> 22:54.000
‫♪ خانمی که ♪

22:56.378 --> 23:01.633
‫♪ جیب‌هاش رو خالی می‌کنه و ♪
‫♪ روزش رو نابود ♪

23:03.718 --> 23:10.684
‫♪ دلش رو می‌بره و ♪
‫♪ تنهاش می‌ذاره ♪

23:12.018 --> 23:14.020
‫♪ هی، خانم ♪

23:14.020 --> 23:16.231
‫اشتباهی از من سر زده، سرکار؟

23:16.231 --> 23:18.441
‫♪ خانم، هی ♪

23:21.236 --> 23:22.696
‫♪ خانمی که ♪

23:24.239 --> 23:29.411
‫♪ جیب‌هاش رو خالی می‌کنه و ♪
‫♪ روزش رو نابود ♪

23:31.663 --> 23:35.333
‫♪ کاری می‌کنه عاشقش بشه ♪

23:36.501 --> 23:43.425
‫♪ بعدش مثل پرنده پَر می‌زنه و میره ♪

23:43.425 --> 23:47.679
‫♪ پَر می‌زنه ♪

23:49.222 --> 23:52.767
‫♪ پَر می‌زنه ♪

23:53.393 --> 23:56.021
‫♪ بی‌بروبرگرد پَر می‌زنه ♪

24:03.904 --> 24:06.907
‫شرمنده، دیشب نتونستم
‫خیلی بخوابم

24:07.616 --> 24:10.118
‫اما نگران نباشید،
‫رجی جون ترتیبش رو میده

24:10.660 --> 24:11.703
‫مگه نه، رجی؟

24:24.132 --> 24:26.384
‫خیلی‌خب، بیا لئو.
‫به اندازه‌ی کافی رقصیدی. خیلی‌خب

24:26.384 --> 24:27.510
‫به اندازه‌ی کافی رقصیدی

24:27.510 --> 24:29.179
‫- مشکلت چیه، پسر؟
‫- دست از سرم بردارید

24:29.179 --> 24:31.097
‫مشکل اینجاست که
‫چسبیدی به زنم ولشم نمی‌کنی

24:31.097 --> 24:33.308
‫- هی، پسر
‫- بجنب، وقت رفتنه

24:35.101 --> 24:36.228
‫می‌بینمت، رجی

24:37.020 --> 24:38.188
‫چه خبره؟

24:40.273 --> 24:44.903
‫♪ پَر می‌زنه میره ♪

24:54.287 --> 24:55.497
‫ای حسود

24:55.997 --> 25:00.085
‫چند سالش بود؟ احتمالاً ۲۳ سالش باشه
‫ولی رسماً تو نخ من بود ها

25:04.798 --> 25:07.300
‫♪ خانمی که ♪
‫♪ خانمی که ♪

25:07.300 --> 25:09.511
‫♪ خانمی که قرمز پوشیدی ♪

25:09.511 --> 25:13.431
‫♪ عقل و هوش پسره رو دزدیدی ♪

25:13.431 --> 25:15.016
‫♪ خانمی که ♪

25:16.560 --> 25:18.103
‫♪ می‌غری ♪

25:19.271 --> 25:22.232
‫♪ بهش چشمک می‌زنی و ♪
‫♪ اون بهت چشمک می‌زنه ♪

25:22.232 --> 25:24.651
‫وای، رفیق، رفیق، رفیق

25:24.651 --> 25:26.111
‫پسر، عالیه. بیا برقصیم

25:30.156 --> 25:31.366
‫به شل چی گفتی؟

25:37.497 --> 25:39.499
‫شنیدی، لئو؟
‫چه کوفتی به شل گفتی؟

25:39.499 --> 25:40.792
‫یالا، بیا باهام برقص

25:41.543 --> 25:43.128
‫چرا انقدر... نچسب بازی درمیاری؟

25:43.837 --> 25:44.880
‫مثل من باش

25:45.380 --> 25:46.381
‫یالا

25:46.381 --> 25:48.550
‫- چه مرگته تو؟
‫- بجنب، باهام برقص

25:49.050 --> 25:50.093
‫منو بچرخون، یالا

25:50.093 --> 25:52.470
‫- دارم ازت سؤال می‌پرسم
‫- اول منو بچرخون تا جوابتو بدم

25:58.768 --> 26:00.145
‫شل چی گفت؟

26:00.645 --> 26:02.522
‫یه پتو بهم بده.
‫دست از سرم بردار

26:03.023 --> 26:04.816
‫یه پتو... یه پتو بهم بده.
‫یالا، اسلپ

26:04.816 --> 26:05.901
‫برو پشت

26:06.443 --> 26:07.569
‫من روی مبل می‌خوابم

26:11.406 --> 26:12.449
‫آروم باش!

26:44.695 --> 26:45.986
‫عزیزم؟

26:54.241 --> 26:56.786
‫چیزی نیست، چیزی نیست

26:57.327 --> 26:58.954
‫اون کاری کرده، عزیزم؟

26:58.954 --> 27:02.457
‫یالا، منو بکن، اسلپ.
‫یالا، خواهش می‌کنم

27:02.457 --> 27:04.626
‫- نه
‫- یالا، اسلپ. منو بکن، خواهش می‌کنم

27:04.626 --> 27:07.087
‫- اسلپ، خواهش می‌کنم
‫- عزیزم، اینجوری نه

27:07.087 --> 27:08.922
‫اول بگو چی شده، عزیزم

27:08.922 --> 27:10.328
‫نه

27:11.007 --> 27:13.001
‫بگو چه اتفاقی افتاده

27:13.428 --> 27:15.214
‫شل تو رو توی دردسر انداخته؟

27:16.137 --> 27:17.806
‫چه گندی زدی؟

27:18.390 --> 27:20.308
‫کی به شل اهمیت میده؟

27:21.351 --> 27:25.564
‫چه اهمیتی داره اگه پسرمون رو به مرگـه؟

27:28.024 --> 27:30.277
‫می‌دونستیم این اتفاق میفته، کلیو

27:31.152 --> 27:32.445
‫چیزی نیست

27:32.445 --> 27:35.031
‫- نه، الکی خودم رو امیدوار کردم
‫- کلیو، چیزی نیست

27:35.031 --> 27:37.158
‫خیلی خجالت می‌کشم

27:37.158 --> 27:38.660
‫خجالت نکش، چرا آخه؟

27:39.619 --> 27:40.996
‫خوبه که امیدواریم

27:41.757 --> 27:43.776
‫امروز پدر روحانی رو دیدم

27:44.249 --> 27:46.459
‫گفت کاری از دستش برنمیاد

27:49.148 --> 27:50.906
‫کاری از دستش برنمیاد

27:51.715 --> 27:53.514
‫ولی خوب بلده ازم پول بگیره

27:55.760 --> 27:57.721
‫یه دکتر دیگه پیدا می‌کنیم

27:57.721 --> 28:00.098
‫پیدا می‌کنیم؟

28:00.098 --> 28:01.391
‫مایی وجود نداره

28:02.225 --> 28:06.438
‫فقط خودتی و اون رؤیاهات

28:08.064 --> 28:09.681
‫با من اینجوری صحبت نکن

28:11.109 --> 28:13.234
‫چون خودت قید رؤیاهای خودتو زدی...

28:14.112 --> 28:17.115
‫منو واسه رؤیاپردازی سرزنش نکن

28:17.824 --> 28:20.744
‫من حتی نمی‌تونم نفس بکشم
‫تو می‌خوای رؤیا داشته باشم؟

28:22.078 --> 28:24.831
‫- ببخشید، متأسفم
‫- اسلپ، من حتی...

28:24.831 --> 28:27.556
‫- حتی نمی‌تونم نفس بکشم
‫- لئو، من اینجام

28:27.581 --> 28:29.427
‫من اینجام، هی!

28:30.295 --> 28:32.047
‫من کنارتم، شرمنده

28:33.423 --> 28:35.425
‫لئو، خواهش می کنم.
‫دیگه داری منو می‌ترسونی، لئو

28:36.051 --> 28:37.302
‫لئو؟

28:37.302 --> 28:39.137
‫بیا جر و بحث نکنیم

28:40.263 --> 28:42.599
‫لطفاً، عزیزم

28:43.516 --> 28:45.435
‫بیا جر و بحث نکنیم، خب؟

29:02.160 --> 29:03.703
‫خدایا...

29:49.207 --> 29:52.878
‫خودم می‌دونم،
‫مادرِ نمونه‌ی سالم

29:54.504 --> 29:56.113
‫آدامس می‌جویی؟

30:06.182 --> 30:07.309
‫شرمنده

30:08.685 --> 30:11.730
‫خواب موندم،
‫بعدش دیدم قالپاق ماشین رو دزدیدن

30:11.730 --> 30:13.257
‫توی همچین محله‌ی گل و بلبلی؟

30:13.481 --> 30:14.774
‫کی فکرش رو می‌کرد!

30:14.774 --> 30:17.567
‫باید یه‌بار بیای پیشم.
‫الان دیگه خیلی بهتر شده

30:17.986 --> 30:19.362
‫نه، ممنون

30:23.325 --> 30:24.868
‫خدایا، جای سوزن انداختن نیست

30:24.868 --> 30:27.537
‫آره. بعضی از مامان‌ها
‫نگران کالج رفتن پسرهاشون‌ان،

30:27.537 --> 30:29.414
‫که دولت اونا رو به ویتنام اعزام نکنه

30:29.414 --> 30:34.336
‫فکر نمی‌کنم تحصیلات راهکاری
‫واسه دوری از اعزام به خدمت باشه

30:34.336 --> 30:35.253
‫بفرمایید

30:35.253 --> 30:37.589
‫امیدوارم... می‌دونی،
‫اگه انقدر برات مهمه،

30:37.589 --> 30:39.925
‫باید توی خیابون‌ها مشغول اعتراض باشی

30:39.925 --> 30:41.259
‫یه فکری دارم

30:41.259 --> 30:43.396
‫چرا خودت نمیری
‫توی خیابون‌ها اعتراض کنی؟

30:43.803 --> 30:49.059
‫حرف من اینه که دوست دارم
‫به یه چیزی علاقمند باشی

30:49.059 --> 30:51.645
‫ببین، کنشگری روزگارمو سیاه کرده

30:51.645 --> 30:53.688
‫- ولی می‌دونی به چی علاقمندم؟
‫- به چی؟

30:53.688 --> 30:56.611
‫اینکه پنج دقیقه یه‌بند برام بالای منبر نری

31:04.157 --> 31:05.673
‫خروجی رو رد کردی

31:06.326 --> 31:07.860
‫خونه نمی‌ریم

31:29.648 --> 31:31.512
‫اگه می‌خوای توی ماشین بمونی، بمون

32:02.340 --> 32:04.092
‫به محض اینکه
‫اسب‌ها مسابقه رو شروع کردن

32:04.092 --> 32:05.385
‫پس حالا چیکار می‌کنیم؟

32:05.385 --> 32:07.358
‫باید قبل از مسابقه‌ی ساعت پنج
‫شرط‌ها رو ببندیم

32:07.383 --> 32:09.135
‫آفرین، پسر. خودشه

32:11.600 --> 32:13.476
‫به من دست نزن، حرومیِ پفیوز

32:13.476 --> 32:15.228
‫اسم ایشون سرکار دیویسه، اسپانج

32:15.228 --> 32:16.521
‫اون ساچمه‌ها هنوز توی کونت‌ان؟

32:16.521 --> 32:18.523
‫- چه مرگته؟
‫- بذار چندتاشون رو برات دربیارم

32:18.523 --> 32:21.276
‫منم به سرکار دیویس میگم
‫اون مدرکی که داره رو...

32:21.276 --> 32:22.819
‫تا خود اداره ببره تحویل بده

32:22.819 --> 32:25.447
‫اون‌وقت می‌گیم ترور
‫سناتور سامر نقشه‌ی تو بوده

32:25.447 --> 32:27.782
‫- شیرفهم شدی، پسر؟
‫- من از چیزی خبر ندارم

32:27.782 --> 32:30.493
‫ما خودمون می‌دونیم
‫عقلت به این کارها نمی‌رسه، اسپانج

32:30.493 --> 32:34.497
‫- پس بنال کی تو رو اجیر کرده
‫- باشه، باشه، کار یه زنه بود

32:34.497 --> 32:40.337
‫- یه زن؟ کی بود؟
‫- بخدا نمی‌دونم، آخ...

32:40.337 --> 32:44.260
‫قسم می‌خورم، بخدا نمی‌دونم.
‫یه زن سیاه‌پوست بود

32:45.592 --> 32:48.169
‫- بیشتر از رنگ پوستش رو می‌خوام، سیاه‌سوخته
‫- خوش بَر و رو بود

32:48.194 --> 32:50.488
‫یه کت آبی روشن تنش بود

32:50.805 --> 32:52.766
‫به‌نظر گرون می‌اومد

32:54.267 --> 32:55.268
‫که اینطور

33:04.940 --> 33:06.461
‫چای می‌خوای؟

33:06.863 --> 33:08.201
‫نه، ممنون

33:09.830 --> 33:12.531
‫سرپا بده، بشین

33:16.289 --> 33:19.626
‫خیلی شیک و پیک نیست،
‫ولی الان دیگه اینجا زندگی می‌کنم

33:20.252 --> 33:24.089
‫یه تخت و آشپزخونه‌ی نقلی دارم

33:24.089 --> 33:26.027
‫خودم می‌بینم، مامان

33:35.684 --> 33:36.918
‫نپری!

33:37.269 --> 33:39.946
‫- نمی‌دونم جواب میلتون رو چی بدم
‫- منظورت بابائه؟

33:40.689 --> 33:43.275
‫- الان دیگه میلتون صداش می‌کنی؟
‫- خب، اسم خودشه دیگه

33:48.113 --> 33:50.615
‫انقدر اینجا افتضاحه؟

33:51.575 --> 33:52.784
‫بوی عجیبی میده

33:53.285 --> 33:54.621
‫بوی متفاوتی میده

33:55.453 --> 33:58.915
‫اگه بیشتر افتخار بدی
‫شاید بوی خودت رو بگیره

33:58.915 --> 34:03.298
‫بهش عادت می‌کنی،
‫شاید اون‌وقت بوی خونه‌مون رو بده

34:03.962 --> 34:06.798
‫هرگز مثل بوی خونه‌ی خودمون نمیشه،
‫چون بابا اینجا نیستش

34:07.465 --> 34:10.885
‫می‌خوای ادکلن فلوریسِ
‫شماره‌ی ۸۹ باباتو اسپری کنم؟

34:10.885 --> 34:13.346
‫می‌دونستی از وقتی چهار سالت بود
‫میلتون اون ادکلن رو میزد و...

34:13.346 --> 34:15.765
‫شنیده بود جیمز باند
‫هم همین ادکلن رو می‌زنه؟

34:17.309 --> 34:19.075
‫لازم نیست توام مثل اون یُبس باشی

34:19.100 --> 34:20.144
‫- بابا یُبس نیست
‫- تو می‌تونی...

34:20.144 --> 34:23.606
‫- اونی که یُبسه تویی
‫- می‌تونی رایحه‌های جدید رو امتحان کنی

34:23.606 --> 34:26.026
‫- تجربه‌های جدید کنی
‫- توی محله‌ی کاکاسیاه‌ها برم ماجراجویی؟

34:26.026 --> 34:28.146
‫باورم نمیشه واسه این گه‌دونی ما رو ول کردی

34:28.171 --> 34:29.881
‫من تو رو ول نکردم

34:30.614 --> 34:31.655
‫دوستت دارم

34:32.240 --> 34:36.077
‫دلم می‌خواد باهات وقت بگذرونم،
‫ولی تو اصرار داری پیش میلتون باشی

34:36.077 --> 34:37.996
‫مامان، انقدر اینجوری صداش نکن

34:37.996 --> 34:39.518
‫تو خیلی خودخواهی

34:39.543 --> 34:41.927
‫خیلی خودخواهی

34:41.952 --> 34:45.039
‫- تو... من خودخواهم؟
‫- دیگه بچه نیستی

34:45.064 --> 34:46.549
‫من دارم این مشکلات رو پشت‌سر می‌ذارم

34:46.574 --> 34:48.715
‫اون‌وقت تو فقط به فکر
‫آسایش خودتی؟ عینهو میلتون

34:48.715 --> 34:51.601
‫شما دوتا لنگه‌ی هم‌اید، دلیلش رو نمی‌فهمم

34:52.594 --> 34:55.012
‫- چرا؟ چرا نمی‌فهمی؟
‫- نمی‌دونم

34:55.012 --> 34:57.349
‫- کجاش رو نمی‌فهمی؟
‫- هیچوقت نفهمیدم، هیچـ...

34:57.349 --> 34:58.767
‫- چرا نمی‌فهمی؟
‫- سَت، کافیه!

34:58.767 --> 34:59.851
‫- نه، فقط بهم بگو
‫- کافیه

34:59.851 --> 35:01.728
‫- کجای حرفم نامفهمومه؟
‫- بسه، اصلاً فراموش کن

35:01.728 --> 35:03.980
‫چرا؟ بگو بهم، کجاش برات نامفهمومه؟

35:03.980 --> 35:06.340
‫اون پدر تو نیست!

35:08.026 --> 35:10.737
‫ببخشید، ببخشید

35:11.279 --> 35:13.250
‫باورم نمیشه که این حرف رو زدم

35:15.075 --> 35:16.493
‫من...

35:17.327 --> 35:18.745
‫نمی‌خواستم...

35:21.248 --> 35:23.041
‫از کوره در رفتم

35:30.715 --> 35:33.468
‫فقط می‌خوام بدونی که چه پتانسیلی داری و...

35:33.468 --> 35:35.637
‫می‌تونی واسه خودت یه کسی بشی

35:36.304 --> 35:38.098
‫منو ببخش، من...

35:38.098 --> 35:39.849
‫یکی مثل همون یارویی که باهاش خوابیدی

35:39.849 --> 35:43.091
‫یکی که حتی به خودت زحمت ندادی
‫اسمش رو توی دفتر خاطراتت بنویسی؟

35:43.562 --> 35:44.563
‫هوم؟

35:46.565 --> 35:48.287
‫رفتی دفترچه‌ی خاطراتم رو خوندی؟

35:49.067 --> 35:51.236
‫توی کمدت گذاشته بودیش
‫بدون قفل و چیزی

35:51.236 --> 35:53.697
‫اگه نمی‌خواستی کسی بخونه، می‌تونستی...

35:53.697 --> 35:54.990
‫- یه جایی بذاری که نشه...
‫- کِی؟

35:56.616 --> 35:58.660
‫کِی؟ کِی خوندیش؟

35:58.660 --> 36:01.447
‫روزِ قبل از «بر میتصوا»
‫(جشن تکلیف یهودی‌ها)

36:07.919 --> 36:09.395
‫فکر کردم...

36:09.671 --> 36:11.965
‫فکر کردم خدا داره امتحانم می‌کنه

36:13.133 --> 36:16.636
‫می‌خواستم اون صفحه‌ها رو پاره کنم
‫که بابا پیداشون نکنه

36:16.636 --> 36:20.682
‫ولی اون‌وقت می‌فهمیدی خوندم‌شون
‫واسه همین... نمی‌تونستم اون کارو کنم

36:20.682 --> 36:24.519
‫واسه همین باهاش کنار اومدم که...

36:26.062 --> 36:29.316
‫به ترس از اینکه بابا بفهمه
‫و ما رو ول کنه عادت کرده بودم

36:29.316 --> 36:31.322
‫منو ببخش

36:31.943 --> 36:34.487
‫و بعدش... خودت ما رو ول کردی

36:36.865 --> 36:38.408
‫تو ما رو ول کردی

36:38.992 --> 36:41.244
‫بعد میگی من خودخواهم؟

36:41.244 --> 36:42.621
‫نمی‌خواستم...

36:44.414 --> 36:45.874
‫نمی‌دونم حتی کی‌ام

36:45.874 --> 36:49.294
‫نمی‌دونم بابای واقعیم کیه و...

36:50.462 --> 36:53.732
‫برام اهمیتی هم نداره،
‫چون یه بابا دارم

36:55.933 --> 36:56.953
‫البته

36:56.978 --> 36:59.905
‫هرچقدر بخوای می‌تونی
‫میلتون صداش کنی، ولی بابای خودمه

36:59.930 --> 37:02.140
‫- باشه
‫- تنها پدریه که بهش نیاز دارم

37:04.341 --> 37:06.168
‫منصفانه‌ست

37:06.895 --> 37:09.262
‫حالا میشه برم خونه؟

37:37.092 --> 37:41.596
‫وقتی یه زن بالاخره پاشو به
‫اتاق زیرشیروونی زندگیش می‌ذاره

37:41.596 --> 37:44.251
‫و دروغ‌های گمشده،

37:44.474 --> 37:49.365
‫خاطرات نابجا
‫و بدقولی‌های خودش رو می‌بینه،

37:49.938 --> 37:53.900
‫می‌فهمه چقدر برای اطرافیانی که باور داشتن...

37:54.818 --> 37:58.132
‫اون خودش رو خوب می‌شناسه،
‫خطرناک بوده

38:06.288 --> 38:08.044
‫خانم کلئوپاترا

38:08.123 --> 38:11.084
‫باید اعتراف کنم خوشحالم می‌بینم
‫پشتِ بارِ مشروب‌فروشی قایم نشدید

38:11.084 --> 38:13.670
‫- چی می‌خواید، سرکار پلت؟
‫- خیلی‌خب...

38:13.670 --> 38:15.505
‫کلیو، اونجا همه‌چی ردیفه؟

38:15.505 --> 38:19.259
‫بله. زود تموم میشه.
‫یکی از دوستانم هستن، خانم جین

38:19.259 --> 38:20.468
‫سلام، خانم جین

38:21.887 --> 38:25.015
‫یکی از اون دلقک‌هایی که می‌خواست
‫خانم سامر رو بکشه رو گیر آوردم

38:25.891 --> 38:28.977
‫نمی‌دونست کی اجیرش کرده،
‫ولی می‌دونست کی پولش رو داده

38:30.020 --> 38:31.855
‫می‌گفت خودت هم پشت فرمون بودی، کلیو

38:32.731 --> 38:35.017
‫من نمی‌دونم از چی حرف می‌زنی، سرکار پلت

38:35.042 --> 38:36.531
‫پس می‌تونیم توی فرعون همدیگه رو ببینیم

38:36.556 --> 38:39.499
‫می‌تونیم جلوی آقای گوردن
‫همین صحبت‌ها رو ادامه بدیم، قبوله؟

38:40.196 --> 38:43.742
‫یا می‌تونی کمکم کنی،
‫منم تا جایی که بتونم اسمی ازت نمی‌برم

38:44.659 --> 38:46.828
‫از تو به جایی نمی‌رسیم، خب؟
‫جفت‌مون اینو خوب می‌دونیم

38:47.746 --> 38:50.749
‫منم کاریش نمی‌تونم بکنم،
‫ولی می‌تونم برات زمان بخرم

38:51.249 --> 38:52.914
‫متوجهی؟

38:59.257 --> 39:00.842
‫بیوک اسکای‌لارک قرمز

39:00.842 --> 39:04.638
‫بی‌ام-۸۴۸۸

39:05.680 --> 39:08.475
‫بی‌ام-۸۴۸۸

39:09.309 --> 39:10.897
‫- ممنون، کلیو
‫- سرکار پلت؟

39:11.519 --> 39:13.994
‫وقتی زمانم تموم شه چی میشه؟

39:17.025 --> 39:19.540
‫جفت‌مون خوب می‌دونیم کی تو رو فرستاده، کلیو

39:20.195 --> 39:23.317
‫میای اعتراف می‌کنی

39:23.342 --> 39:25.365
‫ما هم خاطرجمع می‌شیم بلایی سرت نیاد

39:25.390 --> 39:27.077
‫- شما خاطرجمع می‌شید؟
‫- آره

39:27.077 --> 39:28.282
‫- پلیس؟
‫- آره

39:28.307 --> 39:32.144
‫همون پلیسی که همکارت رو می‌فرسته
‫هر هفته یه پاکت پُر پول بگیره؟

39:34.417 --> 39:36.878
‫نمی‌دونم راجع‌به چی حرف می‌زنی، کلیو

39:36.878 --> 39:38.832
‫ولی بابت اطلاعاتی که دادی ممنونم

39:39.422 --> 39:41.132
‫تا دیداری دوباره

39:44.261 --> 39:46.304
‫خدافظ، خانم جین. ممنون

40:06.157 --> 40:08.143
‫« مدی مورگنسترن »
‫« خیابان ۷۱۴ هوفمن »

40:08.168 --> 40:09.684
‫« یمارستان روانی کلیفتون تی پرکینز »

40:16.751 --> 40:18.420
‫اوه، خانم شوارتز

40:19.129 --> 40:21.965
‫دیگه چی شده؟ روز سختی داشتم

40:21.965 --> 40:24.634
‫من یه نامه واسه استفان زوادسکی نوشتم

40:25.302 --> 40:26.595
‫تبریک میگم

40:28.305 --> 40:29.973
‫جواب نامه‌م رو داد

40:30.932 --> 40:32.295
‫داستان خوبی واسه چاپه

40:33.184 --> 40:35.854
‫«خانم خانه‌داری که
‫یک رفیق مکاتبه‌ای پیدا می‌کند»

40:36.354 --> 40:37.939
‫- الان خبرش رو می‌نویسم
‫- خیلی‌خب

40:37.939 --> 40:39.691
‫می‌برم «بیکن» یا «سان» چاپ کنن

40:39.691 --> 40:41.902
‫احتمالاً تیتر بهتری هم براش بزنن

40:41.902 --> 40:43.111
‫وایسا، هی، هی، هی

40:43.111 --> 40:45.280
‫باشه، داستان خوبیه

40:45.280 --> 40:46.761
‫به اسم من ثبت میشه

40:46.786 --> 40:48.927
‫توی تحقیقات و نوشتن بهم کمک کن

40:48.952 --> 40:51.384
‫در ازاش اسمت
‫به عنوان مشارکت‌کننده ذکر میشه

40:51.409 --> 40:52.700
‫از این بیشتر نمی‌تونم

40:54.039 --> 40:55.498
‫بیعانه می‌خوام

40:56.151 --> 41:00.140
‫« جواهرفروشی واینستین »

41:02.277 --> 41:03.882
‫خیلی‌خب

41:05.634 --> 41:07.135
‫مدی

41:07.886 --> 41:11.431
‫سرکار باسکو رو که یادته

41:11.431 --> 41:15.185
‫- جانی صدام کن
‫- سرکار، همه‌چی روبه‌راهه؟

41:17.771 --> 41:19.481
‫مشکلِ این لباس همینه

41:19.481 --> 41:22.442
‫به محض اینکه مردم اینو می‌بینن،
‫فکر می‌کنن چیزی شده

41:22.788 --> 41:24.609
‫فقط اومدم یه گشتی بزنم

41:25.487 --> 41:26.863
‫حال شما چطوره، خانم شوارتز؟

41:26.863 --> 41:28.698
‫حالم از این بهتر نمی‌تونه باشه

41:28.698 --> 41:29.783
‫عه؟

41:30.927 --> 41:33.887
‫چون جودث می‌گفت چند هفته پیش...

41:33.912 --> 41:35.577
‫از آپارتمان‌تون دزدی شده

41:36.498 --> 41:40.502
‫اون قضیه حل و فصل شد.
‫دیگه جای نگرانی نیست

41:40.502 --> 41:43.167
‫مطمئنم که مشکلات بزرگ‌تری دارید

41:44.881 --> 41:46.468
‫خب، خوشحالم که می‌بینم حل شده

41:49.719 --> 41:53.932
‫خدایا، از دست این گوشواره‌ها

41:53.932 --> 41:57.060
‫- چیزی واسه ضدعفونی کردن نداری...
‫- چرا...

41:57.060 --> 42:01.231
‫اخیراً گوشم رو سوراخ کردم
‫و دائم اذیتم می‌کنه

42:01.231 --> 42:02.607
‫خدای من

42:06.319 --> 42:09.698
‫خب، خانم‌ها، شما رو با
‫سوزش گوش‌تون تنها می‌ذارم

42:09.698 --> 42:12.742
‫مطمئناً این مشکل خارج از اختیارات منه

42:15.996 --> 42:17.828
‫روز خوبی داشته باشید، سرکار

42:18.832 --> 42:20.125
‫شما هم همین‌طور، خانم شوارتز

42:21.459 --> 42:22.711
‫جودث

42:27.007 --> 42:29.718
‫اومده بود باهات قرار بذاره، مگه نه؟

42:29.718 --> 42:33.889
‫فکر کنم یکی از اون
‫نقشه‌های نزدیک شدن به تو بود

42:33.889 --> 42:35.640
‫نه، دست بردار

42:36.182 --> 42:38.599
‫گمونم فطرت الهیم آلوده شده

42:38.624 --> 42:40.084
‫هرچند...

42:41.021 --> 42:44.649
‫پول اجاره رو واسه‌مون جور کرده

42:44.649 --> 42:48.602
‫بالتیمور استار به نشونه‌ی ادب
‫یه چکِ بیعانه بهم داد

42:52.991 --> 42:54.326
‫مدی!

42:54.326 --> 42:56.786
‫اوه، خیلی‌خب

42:57.954 --> 43:02.000
‫خیلی بهت افتخار می‌کنم، مدی

43:02.744 --> 43:05.079
‫حسودیم میشه، ولی افتخار می‌کنم

43:40.789 --> 43:44.197
‫یالا، خودت رو به اون راه نزن،
‫اگه بخوای می‌تونی بخندی

43:44.542 --> 43:46.881
‫از این ناراحتی که مامانت هنوز این کاره‌ست

43:51.348 --> 43:54.876
‫تعجب می‌کنم مشغول شرط‌بندی نیستی

43:55.095 --> 43:57.347
‫شوخی می‌کنم، ببخشید

43:59.599 --> 44:03.151
‫تابحال کسی رو دیدی توی شرط‌بندی
‫پول گنده‌ای برنده شه؟

44:04.604 --> 44:06.565
‫- کی؟
‫- تو

44:07.941 --> 44:10.602
‫آره، گمونم چارلی همه‌چی رو بهت میگه، هان؟

44:12.779 --> 44:17.938
‫به بابام گفتم تمام پولم رو
‫پای رؤیام شرط ببنده و...

44:17.963 --> 44:19.547
‫برنده شدم

44:21.911 --> 44:24.904
‫آره، ولی تمام پول‌ها رو برداشت و رفت

44:26.251 --> 44:27.462
‫درسته

44:28.879 --> 44:30.711
‫ولی هنوزم بابامو دوست دارم

44:33.925 --> 44:35.997
‫به کمکت نیاز دارم، تدی

44:36.136 --> 44:39.681
‫می‌خوام واسه آخرین بار شرط ببندم،
‫ولی نباید چیزی به چارلی پیره بگی

44:52.106 --> 44:54.964
‫می‌خوام بهم راجع‌به چند نفر از
‫اونایی که باهات شرط‌بندی می‌کنن بگی

44:59.701 --> 45:00.785
‫باشه

45:00.785 --> 45:01.786
‫باشه

45:03.163 --> 45:04.623
‫اون تابحال شرطی رو از دست نداده

45:04.623 --> 45:07.459
‫همیشه به موقع میاد و...

45:07.545 --> 45:10.508
‫« گوردین »

45:18.094 --> 45:19.804
‫- کیه؟
‫- منم، کلیو

45:20.677 --> 45:22.390
‫کون لقت، کلیو

45:22.390 --> 45:23.558
‫دارم میام داخل

45:29.981 --> 45:35.078
‫اون کلرنسِ حرومی دول‌موشی
‫بهت کلید اتاق تخمی رو داد؟

45:35.570 --> 45:38.273
‫چه‌خبره این همه بد و بی‌راه
‫توی یه سؤال به این کوتاهی؟

45:38.298 --> 45:39.550
‫پیشکش خودت

45:39.741 --> 45:41.660
‫من که بالاخره از این خراب‌شده رفتنی‌ام

45:41.660 --> 45:43.620
‫پس واسه چی نشئه می‌کنی، دورا؟

45:43.620 --> 45:46.331
‫یه هدیه‌ی خدافظی از طرف شل بود

45:48.833 --> 45:51.294
‫دورا، حواست به من باشه، خب؟

45:51.294 --> 45:52.379
‫به کمک نیاز دارم

45:52.379 --> 45:54.834
‫به رجی زنگ زدم، داره میاد

45:58.552 --> 45:59.553
‫عزیزم

46:00.053 --> 46:01.888
‫حالش خوبه، رجی. بسپرش به خودم

46:01.888 --> 46:03.765
‫این به‌نظرت زنیه که حالش خوبه؟

46:03.765 --> 46:05.252
‫کسشعر نگو، رجی

46:05.277 --> 46:08.119
‫اگه نمی‌خواستی اینجوری ببینیش
‫به رئیست می‌گفتی

46:08.144 --> 46:09.729
‫واسه خاطر توئه که
‫بهش مواد میده، مگه نه؟

46:09.729 --> 46:13.400
‫- حرف دهنت رو بفهم، کلیو
‫- اینجا گیر افتاده، نمی‌تونه بره

46:13.400 --> 46:15.944
‫مثل مترسک حاضره
‫هروقت بخوای برات برقصه و...

46:15.944 --> 46:20.072
‫گفتم حرف دهنت رو بفهم، کلیو!

46:30.542 --> 46:34.212
‫شل خبر نداره، مگه نه؟

46:34.838 --> 46:36.131
‫چی رو؟

46:36.840 --> 46:40.357
‫که منو فرستادی پاکت پول رو تحویل بدم

46:41.094 --> 46:45.265
‫روحشم خبر نداشت وقتی گفتم
گندکاریش رو جمع می‌کنی، منظورم چیه

46:46.400 --> 46:47.832
‫مگه نه؟

46:48.780 --> 46:50.539
‫فکر نکنم

46:51.617 --> 46:54.495
‫- چرا آخه منو فرستادی، رجی؟
‫- چون...

46:55.525 --> 46:57.662
‫نمی‌خواستم دوباره روم حساس شن، کلیو

46:58.111 --> 47:00.113
‫- مجبور بودم
‫- خدایا

47:04.117 --> 47:07.215
‫اگه من گیر بیفتم، رجی...

47:08.872 --> 47:10.651
‫تو رو هم با خودم پایین می‌کشم

47:12.167 --> 47:13.798
‫فهمیدی؟

47:14.502 --> 47:19.799
‫یا به‌جاش می‌تونی جفت‌مون رو نجات بدی

47:28.975 --> 47:30.602
‫چی می‌خوای؟

47:32.270 --> 47:33.900
‫دفتر ثبت غیرقانونی رو دیدم

47:34.773 --> 47:37.817
‫می‌دونم شل توی پیملیکو گاوبندی می‌کنه

47:37.817 --> 47:40.528
‫تا خاطرجمع شه که مسابقه سر ۳۱۵ تموم شه

47:40.528 --> 47:41.906
‫درحالی که کلِ شهر...

47:41.931 --> 47:44.344
‫روی تاریخ تولد بابانوئل شرط بستن
‫(۱۵ مارس یا همون ۳۱۵)

47:45.700 --> 47:47.619
‫امضای تو رو روی دفتر دیدم

47:48.745 --> 47:50.455
‫تو می‌دونی بهشون گفته
‫سر چه عددی شرط ببندن

47:50.455 --> 47:54.584
‫اگه به منم بگی، من شرط می‌بندم،
‫اینجوری سرش به هیچ کدوم‌مون نمی‌گیره

47:54.584 --> 47:57.170
‫بعدش منم فلنگو می‌بندم

47:57.921 --> 47:59.256
‫فلنگو می‌بندی؟

48:02.467 --> 48:05.262
‫پس... پس بچه‌هات چی؟
‫می‌خوای ول‌شون کنی؟

48:05.262 --> 48:07.359
‫الان نگران پسرهای منی، رجی؟

48:08.223 --> 48:12.852
‫از بین ۶۰۰ احتمالِ ممکن،
‫با ۵۰تا می‌تونم ۳۰هزار دلار برنده شم

48:12.852 --> 48:15.185
‫رجی، ۱۰ درصدش هم به تو میدم

48:15.480 --> 48:18.191
‫نه، خب؟ من اون پول رو نمی‌خوام

48:18.191 --> 48:21.267
‫- چون گوردن تو رو پسر خودش می‌دونه؟
‫- دست از سرم بردار، کلیو

48:21.292 --> 48:23.294
‫شما دوتا چه غلطی می‌کنید؟

48:24.698 --> 48:27.450
‫دورا، عزیزم. ببین...

48:27.450 --> 48:30.662
‫رجی رو نگاه، ببینش

48:31.454 --> 48:34.374
‫الان داره فکر می‌کنه
‫اگه از شر من خلاص شه...

48:34.374 --> 48:36.053
‫زندگیش راحت‌تر میشه

48:36.376 --> 48:38.378
‫- منظورت چیه که از شرت...
‫- دورا...

48:39.629 --> 48:41.464
‫شاید رجی بخواد منو بکشه

48:42.173 --> 48:46.177
‫پس اگه دیدی مُردم،
‫می‌خوام بدونی کار کی بوده

48:46.177 --> 48:48.096
‫نه. رجی، چرا...

48:48.096 --> 48:49.806
‫مگه اینکه بخوای جفت‌مون رو بکشی

48:50.307 --> 48:52.142
‫چه مرگشه...

48:52.809 --> 48:57.647
‫رجی، اون عدد رو بهم بگو

49:08.450 --> 49:09.451
‫بیا

49:10.869 --> 49:12.037
‫سلام، من اومدم

49:12.037 --> 49:13.288
‫بائر، بیا داخل

49:13.288 --> 49:16.249
‫دکتر کورنبلت، ایشون مارجری شوارتزه

49:16.249 --> 49:17.959
‫- مدلین!
‫- اوه، ببخشید، مدلین شوارتزه

49:17.959 --> 49:20.128
‫و فامیلی خودم رو ترجیح میدم، مورگنسترن

49:20.128 --> 49:23.465
‫خب، خودم هم الان فهمیدم.
‫ایشون مدلین مورگنسترنـه

49:23.465 --> 49:26.968
‫از آشنایی‌تون خوشوقتم، خانم مورنینگ‌استار.
‫می‌دونستی من آلمانی هم بلدم؟

49:26.968 --> 49:29.012
‫هرکاری ازت انتظار میره

49:29.012 --> 49:32.182
‫ایشون دکتر کورنبلته،
‫مأمور بررسی علت مرگ

49:32.182 --> 49:34.317
‫- دیوارم رو نشونش دادی؟
‫- اوه، متأسفم

49:34.342 --> 49:36.636
‫نه، یادم رفت. موقع خروج نشونش میدم

49:36.661 --> 49:38.313
‫این دکیِ ما اهل لس آنجلسه و...

49:38.313 --> 49:41.983
‫مسئول کالبدشکافی جرج ریوز،

49:41.983 --> 49:45.445
‫- تلما تاد، مریلین مونرو و... بوده
‫- واو

49:45.445 --> 49:49.115
‫خب، درونِ (ذات) همه یه‌شکله

49:49.115 --> 49:50.325
‫منم شنیده بودم

49:50.325 --> 49:52.535
‫دکتر کورنبلت، مورد غیرعادی‌ای یا...

49:52.535 --> 49:55.330
‫موردی توی کالبدشکافی
‫دخترِ خانواده‌ی دِرست نبود...

49:55.330 --> 49:57.499
‫پلیس‌ها از دست‌شون در رفته باشه یا...

49:57.524 --> 50:00.414
‫شنیدم اون سنگ‌ریزه‌هایی که بهشون دادم
‫باعث شد که قاتل رو دستگیر کنن

50:00.439 --> 50:02.081
‫چیز دیگه‌ای نبود؟

50:04.506 --> 50:05.701
‫یه دستی برسون، دکی

50:05.726 --> 50:09.897
‫واسه تو، بائر، فکر کنم یه چیزی دارم

50:11.972 --> 50:13.014
‫اوه

50:13.014 --> 50:14.432
‫چی داری؟

50:15.308 --> 50:18.728
‫سنگ‌ریزه تنها چیزی نبود
‫که زیر ناخن‌هاش پیدا شد

50:19.970 --> 50:22.014
‫یه‌سری سلول‌های پوستی هم پیدا کردم

50:23.191 --> 50:26.036
‫که یعنی هنگام اقدام به تجاوز،
‫بچه داشته تقلا می‌کرده

50:26.637 --> 50:28.363
‫اقدام به تجاوز؟

50:28.363 --> 50:31.491
‫بین پاهاش یه‌سری کبودی‌ها بود،

50:31.491 --> 50:33.448
‫ولی پرده‌ی بکارت آسیبی ندیده بود

50:33.473 --> 50:36.315
‫پلیس در جریانه، ولی خانواده‌ش
‫به اندازه‌ی کافی عذاب کشیدن

50:36.340 --> 50:38.091
‫تازه، علت مرگ هم این نبود

50:39.015 --> 50:42.394
‫زیر ناخن‌هاش پوست زوادسکی بود؟

50:42.419 --> 50:45.198
‫نمی‌شد تشخیص داد.
‫زوادسکی جای خراشی نداشت

50:45.223 --> 50:47.135
‫پس ممکنه کار یکی دیگه بوده باشه

50:47.160 --> 50:49.712
‫کار من کالبدشکافیه،
‫داستانش رو تو باید تعریف کنی

50:50.719 --> 50:52.536
‫ولی چرا که نه

50:54.848 --> 50:56.342
‫سلام، سدریک

50:57.350 --> 50:58.351
‫شب بخیر

50:58.351 --> 51:00.228
‫و مغازه تعطیله، خانم تیبری

51:00.228 --> 51:02.971
‫میشه حداقل نامه‌هام رو بدید؟

51:02.996 --> 51:04.320
‫چرا که نه

51:04.345 --> 51:06.293
‫یه نامه از طرف مادرتون اومده

51:06.318 --> 51:08.275
‫به‌نظر خانم دوست‌داشتنی‌ایه

51:08.403 --> 51:12.911
‫و یکی هم از طرف بیمارستان روانی

51:14.534 --> 51:16.620
‫سلام، از «سالتیمور استار» تماس می‌گیرم

51:16.620 --> 51:18.663
‫ظاهراً دکتر مکنزی با من کار داشتن

51:18.663 --> 51:20.248
‫منتظر باشید، وصل‌تون می‌کنم

51:21.875 --> 51:24.127
‫- خانم شواترز؟
‫- نه، اسمم مورگـ...

51:24.127 --> 51:25.795
‫بله، خودم هستم

51:25.795 --> 51:29.007
‫در رابطه با نامه‌ای که به
‫استفان زوادسکی نوشتید تماس گرفتم

51:29.716 --> 51:32.385
‫- گفتیم شاید مفید واقع شه اگه شما...
‫- بله؟

51:32.385 --> 51:34.429
‫ایشون می‌خواد شما رو ملاقات کنه

51:43.271 --> 51:44.356
‫زوادسکی

52:17.787 --> 52:19.251
‫استفان

52:20.058 --> 52:21.611
‫من مدلین‌ام

52:22.788 --> 52:32.788
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
