WEBVTT

00:01.986 --> 00:11.986
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:13.764 --> 00:14.932
‫« لوئیس دِرست »

00:15.058 --> 00:17.632
‫«هیچ چیز غیرواقعی‌تر از واقع‌گرایی نیست»

00:24.859 --> 00:26.778
‫والی، توام اینجایی؟

00:26.778 --> 00:29.197
‫آره، یه نمایش رادیوییِ تریلر
‫رو برای نقد بهم دادن

00:29.197 --> 00:32.659
‫آلن، فکر می‌کردم تا ساعت چهار تمرین داری
‫« سال ۱۹۴۷ »

00:32.659 --> 00:36.246
‫داشتم، ولی زودتر تمومش کردم
‫تا خیالم راحت شه که به موقع می‌رسی

00:36.246 --> 00:38.582
‫واو، تو یکم زیادی داری جدی می‌گیریش

00:38.582 --> 00:39.911
‫فقط مامانمه

00:39.936 --> 00:42.377
‫مامانت نقاش مستعدیه

00:42.377 --> 00:45.839
‫اون بهتر از خیلی‌های دیگه
‫با قلمروی رؤیا آشناست

00:45.839 --> 00:48.216
‫نه، نمی‌کشم. مادر مستعدم
‫بوش رو حس می‌کنه

00:48.216 --> 00:50.927
‫کسایی که خودشون سیگارین
‫بوی سیگار بقیه رو حس نمی‌کنن

00:50.927 --> 00:54.431
‫مادرم همه‌چی رو حس می‌کنه،
‫ازجمله افکارم

01:06.401 --> 01:07.777
‫ببخشید

01:07.777 --> 01:10.322
‫عذرخواهی برای چی!

01:11.865 --> 01:15.410
‫جرج اوکیف گفته که
‫هیچ چیز غیرواقعی‌تر از واقع‌گرایی نیست

01:15.410 --> 01:18.713
‫منم امیدوار بودم بتونیم از همون‌جا شروع کنیم

01:18.738 --> 01:21.349
‫شالوده‌ی یه هنرمند سوررئال چیه؟

01:21.374 --> 01:24.419
‫هرچند مطمئن نیستم که هنرمند سوررئالی باشم

01:25.304 --> 01:26.634
‫درسته

01:26.922 --> 01:29.459
‫به‌نظر خودت شالوده‌ی یه هنرمند سوررئال چیه؟

01:29.484 --> 01:32.344
‫آندره برتان توی اولین بیانیه‌ی خودش از...

01:32.344 --> 01:34.012
‫ولی خودت چی فکر می‌کنی؟

01:36.181 --> 01:37.315
‫به‌نظرم...

01:38.975 --> 01:42.229
‫به‌نظرم به جست‌وجوی شگفتی ربط داره

01:43.605 --> 01:47.916
‫ولی چی شگفت‌انگیزتر
‫از تلاش برای تعریف خودت؟

01:47.941 --> 01:50.194
‫من فقط می‌خوام بگم...

01:51.707 --> 01:53.981
‫آثارتون بیننده رو توی...

01:54.006 --> 01:56.031
‫بتی، پسرم رو دوست داری؟

01:57.369 --> 02:01.331
‫چون تابحال ندیده بودم
‫انقدر شیفته‌ی کسی بشه

02:01.331 --> 02:07.575
‫و بعضی وقت‌ها باید از خودم بپرسم
‫ته این ماجرا کجاست؟

02:11.741 --> 02:13.684
‫لیز از «گالری وِست ترد»ـه

02:14.219 --> 02:16.150
‫احتمالاً باید جوابش رو بدم

02:16.175 --> 02:18.990
‫عذر می‌خوام، الان برمی‌گردم

02:19.015 --> 02:20.559
‫می‌خواد با استاد صحبت کنه

02:20.559 --> 02:23.103
‫خیلی‌خب... آماده باش

02:25.021 --> 02:26.507
‫چطور پیش میره؟

02:28.733 --> 02:30.576
‫فکر کنم از اون‌ورِ بوم افتادم

02:30.601 --> 02:32.397
‫متنی که توی «براونی» چاپ کردی رو خوندم

02:32.422 --> 02:34.385
‫«ایالات متحده و ما»

02:34.410 --> 02:37.208
‫باعث شد فکر کنم بدردنخور و پیرم

02:37.233 --> 02:38.902
‫بالاخره یه تأثیری داری می‌ذاری

02:38.927 --> 02:41.346
‫شما پیر نیستید، آقای دِرست

02:42.497 --> 02:45.834
‫راستش رو بخوای نمی‌دونم
‫احساس پیری کردم یا حسودیم شد

02:47.335 --> 02:49.671
‫این روزها همه‌ش این دوتا رو قاتی می‌کنم

02:49.671 --> 02:51.214
‫کاش آلن هم این حس رو می‌کرد

02:51.214 --> 02:54.509
‫اگه من جای پسرم بودم،
‫می‌بردمت نیویورک

02:55.319 --> 02:57.520
‫می‌رفتیم «گرینیچ ویلج» دور می‌زدیم
‫(محله‌ی هنرمندان)

02:57.545 --> 03:00.757
‫بعدش کمکت می‌کردم که به
‫یه روزنامه‌ی درست و حسابی بری

03:01.683 --> 03:05.270
‫آخه... تو با این استعدادت...

03:06.062 --> 03:08.622
‫می‌تونی به خیلی جاها برسی، مدی

03:11.568 --> 03:14.112
‫- ممنون
‫- هال، لیز با تو کار داره

03:14.112 --> 03:17.699
‫از لوئیس راجع‌به برنامه‌ی
‫ماه آینده‌ش توی گالری وست ترد بپرس

03:17.699 --> 03:19.034
‫اینجوری به حرف میاد

03:19.034 --> 03:23.330
‫- ممنون، خانم دِرست
‫- خیلی‌خب. دل تو دلم نیست بخونمش

03:23.330 --> 03:25.754
‫موقع رفتن از آقای دِرست هم تشکر می‌کنم

03:28.335 --> 03:29.419
‫آقای دِرست؟

03:40.590 --> 03:42.602
‫« هال »

03:59.152 --> 04:01.036
‫اون باهات چه نسبتی داشت؟

04:01.618 --> 04:04.079
‫تو می‌خواستی راوی داستان تسی باشی

04:04.079 --> 04:06.161
‫می‌خواستی راوی داستان من باشی

04:06.474 --> 04:11.337
‫می‌خواستی راوی داستان هرکسی جز خودت باشی

05:22.458 --> 05:25.572
‫« بانوی درون دریاچه »
‫« قسمت دوم: ارتباط با جست‌وجوی شگفتی »

05:31.069 --> 05:33.362
‫تسی، صدای ما رو می‌شنوی؟

05:34.044 --> 05:36.004
‫اون... اون اینجاست

05:43.081 --> 05:44.729
‫لعنت بهش

05:47.098 --> 05:48.934
‫دروغ نمی‌گفتی

05:48.934 --> 05:51.478
‫- هی، پال؟
‫- آره، من گزارش میدم

05:52.437 --> 05:53.851
‫چقدر کوچیکه

05:56.077 --> 05:59.964
‫اگه جرم جنسی باشه
‫من که تحملش رو ندارم

06:00.654 --> 06:01.988
‫تو نداری؟

06:01.988 --> 06:04.241
‫دانلی‌ام، دختره رو پیدا کردیم...

06:06.993 --> 06:09.663
‫از کجا می‌دونستی
‫باید اینجا رو بگردی، خانم...

06:10.056 --> 06:11.641
‫شوارتز هستم

06:13.667 --> 06:15.900
‫معمولاً یهودی‌ها رو سریع تشخیص میدم

06:17.045 --> 06:19.461
‫یه عمر زمان می‌بره ما یهودی‌ها رو بشناسید

06:19.486 --> 06:22.114
‫دست بر قضا بینی خوبی هم داره

06:24.469 --> 06:26.680
‫همسرتون می‌دونه اینجایید، خانم شوارتز؟

06:30.850 --> 06:33.436
‫- براتون یه مقدار آب میارم
‫- ممنون

06:34.396 --> 06:36.476
‫فقط چندتا سؤال دیگه داریم

06:37.016 --> 06:47.023
‫« ترجمه از iredprincess و امیر فرحناک »
‫::. FarahSub & @iredsub@ .::‫

06:49.953 --> 06:51.912
‫بهتره حواست رو جمع کنی، پلت

06:52.622 --> 06:55.834
‫...و بعدش سعی کردیم به
‫جست‌وجوی گروهی ملحق شیم

06:55.834 --> 06:57.672
‫می‌بینم چیز تازه‌ای نداریم

06:58.086 --> 07:00.066
‫آره. اون دختره، دِرست، رو پیدا کردن

07:01.131 --> 07:02.572
‫به این زودی؟

07:08.513 --> 07:10.074
‫اینجا زندگی می‌کنی؟

07:10.390 --> 07:11.391
‫بله

07:11.391 --> 07:13.059
‫جای پَرتیه

07:13.810 --> 07:16.566
‫- ممنون، آقایون افسر
‫- وایسا

07:17.785 --> 07:21.443
‫تا وقتی قاتل رو دستگیر نکردیم،
‫تو و رفیقت سرتیتر خبرهایید

07:21.443 --> 07:24.404
‫پس حواس‌تون به خبرنگارها باشه

07:24.905 --> 07:26.994
‫من که قصد مصاحبه ندارم

07:28.158 --> 07:29.534
‫همراهیت می‌کنم

07:29.654 --> 07:31.501
‫ممنون، خودم می‌تونم برم

07:31.828 --> 07:32.829
‫باشه

07:33.580 --> 07:36.725
‫فقط تا وقتی که کسی این‌ورها
‫زیر این خاک و گِل زیباییت رو نبینه

07:38.251 --> 07:39.544
‫خدافظ

07:39.544 --> 07:40.629
‫شب بخیر

07:52.102 --> 07:56.131
‫« گوردن »

08:06.071 --> 08:10.158
‫لعنت بهت، دورا.
‫فکر می‌کردم نشئه کنی اشتهات از بین میره

08:10.158 --> 08:12.994
‫نه با اون آشپزخونه‌ای که شِل تدارک دیده

08:13.620 --> 08:15.538
‫- خیلی‌خب، پله رو بپا
‫- یالا، بجنب

08:15.538 --> 08:19.042
‫مثل اینکه یکی قراره پیش خودم بخوابه

08:19.709 --> 08:22.254
‫مراقب پله‌ها باش، حواسم بهت هست

08:23.880 --> 08:25.139
‫من دارمش

08:28.009 --> 08:29.219
‫خیلی‌خب

08:30.470 --> 08:32.054
‫به نفعته روی من تف نکنی

08:32.054 --> 08:34.349
‫- خیلی‌خب
‫- من میرم داخل خاطرجمع شم چیزیش نمیشه

08:34.349 --> 08:36.726
‫نه، عزیزم. من خسته‌ام.
‫می‌خوام تنها باشم

08:36.726 --> 08:37.811
‫بیا ببینم

08:39.020 --> 08:41.481
‫بیا اینجا ببینم. فقط یه بوسه

08:46.653 --> 08:48.238
‫- خیلی‌خب
‫- بعد بهم یه سر بزن، خب؟

08:48.238 --> 08:49.322
‫باشه

08:55.954 --> 08:58.498
‫برو خدا خدا کن شل بذاره
‫دوباره اجرا کنی

08:58.498 --> 09:00.250
‫نه، قطعاً می‌ذاره

09:00.250 --> 09:02.752
‫شل هر کاری بخوام می‌ذاره انجام بدم

09:02.752 --> 09:06.108
‫آره، تا وقتی که دورا خانم بذاره
‫رجی باهاش بخوابه

09:07.215 --> 09:09.938
‫- اصلاً اینجوری نیست
‫- واقعاً؟ چجوریه پس؟

09:09.963 --> 09:11.464
‫منو واسه صدام می‌خواد

09:14.848 --> 09:17.767
‫آره، تو از ۱۶ سالگیت داری براش می‌خونی،

09:17.767 --> 09:21.438
‫و من یادم نمیاد بهت
‫مواد و اتاق رایگان داده باشه،

09:21.438 --> 09:23.398
‫تا وقتی که علف به دهن رجی شیرین اومد

09:23.398 --> 09:25.108
‫شاید اونم به دهن من شیرین اومده

09:25.108 --> 09:26.431
‫نه بابا؟

09:26.818 --> 09:29.613
‫دورا، جاهای دیگه هم می‌تونی بخونی

09:29.613 --> 09:32.949
‫اگی وودز می‌گفت
‫کاکاسیاه‌ها پاریس اجرا می‌کنن

09:33.825 --> 09:35.369
‫فکرش رو بکن!

09:36.411 --> 09:38.997
‫این کشور رو به‌کل ول کنی بری

09:38.997 --> 09:40.206
‫آخه با کدوم پول؟

09:40.206 --> 09:43.168
‫میرم ببینم کلئوپاترا توی دفترم چه شرطی بسته،

09:43.168 --> 09:45.420
‫توام برامون شرط‌بندی می‌کنی

09:45.420 --> 09:48.757
‫من با پولی که نیاز پسرهامه شرط‌بندی نمی‌کنم

09:50.425 --> 09:55.680
‫من اینجا توی رؤیای رفتن‌مون به پاریسم

09:55.680 --> 09:57.807
‫اون‌وقت تو می‌خوای
‫بچسبی به وَر دلِ مرتیل سامر

09:59.434 --> 10:01.478
‫من وقت رؤیا‌پردازی ندارم

10:03.246 --> 10:05.916
‫مرتیل یه کار آبرومند برام جور می‌کنه

10:05.941 --> 10:07.002
‫آبرومند؟

10:09.527 --> 10:12.697
‫می‌دونی که شل
‫پول کمپین انتخاباتی اون رو داد؟

10:14.015 --> 10:15.700
‫همچین چیزی نیست

10:15.700 --> 10:18.411
‫آره، مرتیل سامر
‫سنگ مردم رو به سینه می‌زنه

10:18.995 --> 10:23.041
‫به فکر زنان سیاه‌پوسته،
‫بخصوص یکی‌شون...

10:24.751 --> 10:26.419
‫مرتیل سامر

10:27.588 --> 10:30.068
‫« م. سامر »

10:45.397 --> 10:47.315
‫- مامان؟
‫- مدلین

10:47.315 --> 10:49.150
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

10:49.974 --> 10:51.858
‫میلتون زنگ زد

10:52.237 --> 10:54.239
‫عقلت رو از دست دادی؟

10:54.239 --> 10:57.826
‫کل شب رو نخوابید چون نگرانت بود

10:57.826 --> 11:00.120
‫آره، عقلم رو از دست دادم

11:00.120 --> 11:02.163
‫- سَت کجاست؟
‫- حال اونم خیلی خرابه

11:02.163 --> 11:03.290
‫باید لباسم رو عوض کنم

11:03.290 --> 11:06.960
‫مدلین، نمی‌خوای تعریف کنی چی شده؟

11:06.960 --> 11:09.462
‫نیم ساعت دیگه تشییع جنازه‌ی تسی دِرستـه

11:09.462 --> 11:11.196
‫میشه بذاریش واسه بعد از مراسم؟

11:11.221 --> 11:12.555
‫سَت نمی‌خواد بیاد

11:12.580 --> 11:13.790
‫چی بهش گفتی؟

11:13.815 --> 11:15.635
‫من چی گفتم؟
‫چرا باید واسه ناراحت بودن از...

11:15.635 --> 11:18.555
‫مادری که ولش کرده چیزی بگم؟

11:18.555 --> 11:19.723
‫من سَت رو ول نکردم

11:19.723 --> 11:22.267
‫درسته، منو ول کردی، مگه نه؟

11:22.267 --> 11:24.888
‫منو ول کردی؟
‫چون من متوجه نمی‌شم

11:24.913 --> 11:28.801
‫میلتون، پول نیاز دارم

11:28.826 --> 11:32.126
‫باید چند هفته‌ای یه خونه اجاره کنم
‫تا بتونم افکارم رو سر و سامون بدم

11:32.151 --> 11:34.612
‫- پول؟ افکارت رو سر و سامون بدی؟
‫- اینجا نمی‌تونم

11:34.637 --> 11:35.879
‫واقعاً که!

11:36.573 --> 11:40.911
‫مدی، تو می‌خواستی تسی دِرست
‫رو پیدا کنی و حدس بزن چی!

11:40.911 --> 11:43.330
‫پیداش کردی، باریکلا!

11:43.330 --> 11:46.082
‫ولی الان دیگه چی میگی؟
‫میشه لطفاً بگی...

11:46.082 --> 11:48.627
‫داریم صحبت می‌کنیم.
‫من دارم میگم، تو داری میگی

11:48.627 --> 11:50.337
‫- وقتی اینجوری حرف می‌زنی...
‫- منم می‌خوام همین کارو کنم

11:50.337 --> 11:52.172
‫- ...دیگه نمی‌دونم کی هستی
‫- می‌خوام یه لحظه مکث کنم

11:52.172 --> 11:54.925
‫تا ببینم چرا می‌خوام از اینجا برم

11:54.925 --> 11:56.927
‫ولی نه، میلتون.
‫تو نمی‌خوای این اجازه رو به من بدی

11:56.927 --> 11:58.392
‫می‌خوای جاش به مادرم زنگ بزنی،

11:58.417 --> 12:00.639
‫و به پسرمون بگی که کار اشتباهی کردم

12:00.639 --> 12:03.266
‫- من همچین حرفی بهش...
‫- بابا بهم چیزی نگفت

12:05.685 --> 12:07.270
‫توام میای یا نه؟

12:07.854 --> 12:08.980
‫نه

12:08.980 --> 12:10.607
‫همین دیروز مُرد

12:10.607 --> 12:14.027
‫اصلاً نمی‌فهمم چطور
‫انقدر سریع بعدش مراسم می‌گیرن

12:14.861 --> 12:16.880
‫تا روحش بتونه رها بشه

12:20.703 --> 12:22.605
‫رها شه که به کجا بره، مدی؟

12:23.036 --> 12:26.879
‫مثل خیلی از آدم‌های دیگه‌ی شهرمون،
‫قراره متوجه شی که...

12:26.904 --> 12:31.221
‫برای تو روح مردگان
‫بیشتر از زندگان اهمیت دارن

12:31.670 --> 12:34.297
‫مدلین، باید بیشتر مشکی بپوشی

12:34.297 --> 12:35.382
‫تو رو جَوون‌تر نشون میده

12:35.382 --> 12:36.466
‫مامان!

12:36.466 --> 12:39.050
‫عجیبه با این همه
‫نیش و کنایه‌ای که می‌زنی،

12:39.075 --> 12:41.179
‫چطور زبونت از کار نیفتاده!

12:41.179 --> 12:43.008
‫بیخیال، فقط یه نصیحت بود

12:47.310 --> 12:48.895
‫انسان نقشه می‌کشه، خدا می‌خنده

12:48.895 --> 12:51.022
‫معنیش رو می‌دونم، مامان.
‫کل زندگیم رو باهاش سیاه کردی

12:51.022 --> 12:52.970
‫چطور می‌خوای از پس زندگی مجردی بربیای؟

12:52.995 --> 12:55.360
‫فقط برام سؤاله که
‫چطور از پس هزینه‌اش برمیای

12:55.360 --> 12:57.404
‫اول از همه میرم ماشینم رو می‌فروشم

12:57.404 --> 12:59.072
‫خدای من

13:00.073 --> 13:02.117
‫مدلین

13:03.827 --> 13:07.289
‫خدا رو شکر که مادرم مُرد این روز رو ندید

13:07.289 --> 13:09.416
‫من فکر می‌کردم
‫مادرتون توی قتل‌عامل کشته شد

13:09.416 --> 13:10.333
‫هی!

13:10.333 --> 13:14.087
‫ولی خوشحالم که نیست تا
‫شاهد این اتفاق توی آمریکا باشه

13:15.601 --> 13:18.252
‫یه گروه از نازی‌های ۱۹ ساله‌ان

13:19.009 --> 13:20.828
‫یه شاخه از حزب ان‌اس‌آر‌پی تشکیل دادن

13:20.853 --> 13:24.778
‫- خاخام کورن امروز کنیسه رو بست
‫- میلتون

13:24.803 --> 13:26.178
‫کافیه

13:26.350 --> 13:27.689
‫مدی

13:35.191 --> 13:36.368
‫مدی

13:36.818 --> 13:39.070
‫مدی، می‌دونم خیلی همدیگه رو نمی‌شناسیم

13:39.070 --> 13:44.077
‫ولی شنیدم وقتی تسیِ منو پیدا کردی

13:45.160 --> 13:47.662
‫از کنارش نرفتی. فقط خواستم بگم...

13:47.662 --> 13:49.122
‫تسلیت میگم

13:49.122 --> 13:53.710
‫صورتش رو... صورت مدی رو دیدی؟

13:53.710 --> 13:56.796
‫به‌نظرت دنبال مامانیش می‌گشت؟

13:57.756 --> 13:59.466
‫من پیشش نبودم

13:59.466 --> 14:01.051
‫ولی تو اونجا بودی

14:01.051 --> 14:02.302
‫تسلیت میگم

14:02.302 --> 14:05.305
‫نمی‌تونم زنده‌اش کنم.
‫نمی‌تونم زنده‌اش کنم، مدی

14:05.305 --> 14:06.973
‫نمی‌تونم...

14:06.973 --> 14:08.808
‫نمی‌تونم...

14:08.808 --> 14:10.518
‫تو مادر خوبی هستی

14:13.730 --> 14:16.274
‫هی، کجا میری؟

14:16.775 --> 14:19.319
‫- سَت! سَت!
‫- دخترم!

14:19.319 --> 14:20.403
‫دخترم!

14:22.656 --> 14:24.699
‫- تسلیت میگم
‫- چرا دختر من...

15:00.902 --> 15:02.320
‫استفان!

15:03.071 --> 15:04.114
‫اینجایی؟

15:08.410 --> 15:12.372
‫پسره‌ی وزه!

15:14.082 --> 15:15.375
‫پسره‌ی وزه!

15:17.836 --> 15:22.674
‫توله سگ وزه!

15:25.719 --> 15:29.764
‫بهت گفتم یه‌بار دیگه
‫این کارو کنی از خونه بیرونت می‌کنم

15:31.182 --> 15:35.478
‫چرا مغازه نیستی؟

15:36.938 --> 15:38.440
‫توله‌ی عوضی!

15:39.009 --> 15:40.516
‫« رهبری زنان »
‫« زمانی برای اقدام »

15:45.405 --> 15:47.741
‫مادرم می‌گفت واسه اینکه
‫یه شغل خوب گیرم بیاد،

15:47.741 --> 15:51.620
‫باید جوری رفتار کنم که انگار
‫تو دنیا هیچی برام اهمیت نداره

15:52.329 --> 15:55.415
‫می‌گفت: «همه‌ی خانم‌ها این راز رو ‌می‌دونستن»

15:56.124 --> 15:58.627
‫کل زندگیت فرصت داری
‫تظاهر کنی همچین آدمی هستی

15:59.821 --> 16:01.308
‫مگه نه، مدی؟

16:01.755 --> 16:03.840
‫« سناتور مرتیل سامر »
‫« قانون‌گذار ناحیه‌ی ۴ - شهر بالتیمور »

16:03.840 --> 16:05.231
‫اومد

16:06.051 --> 16:09.346
‫کی؟ من؟ چی شده؟

16:09.346 --> 16:12.599
‫لیندا دبلیو‌جی‌زی رو راضی کرد
‫تجهیزات تلویزیون رو در اختیارمون بذارن

16:12.599 --> 16:15.727
‫تازه پاتریس مورفی از «اَفرو» اینجاست

16:15.727 --> 16:17.354
‫تا با مردم محل مصاحبه کنه

16:17.354 --> 16:18.723
‫مصاحبه واسه چی؟

16:19.030 --> 16:22.984
‫واسه اینکه بگن چطور مرتیل
‫بهشون انگیزه داده تا برای تغییر بجنگن

16:22.984 --> 16:26.071
‫حرفی که دیروز توی
‫مراسم خیریه زدی خیلی سر و صدا کرد

16:26.071 --> 16:27.989
‫گفتم شاید بتونی امروز جلوی دوربین هم بزنیش

16:27.989 --> 16:30.575
‫می‌تونم قبلش با خانم سامر صحبت کنم؟

16:31.618 --> 16:33.536
‫- بهش میگم که اینجایی
‫- باشه

16:33.536 --> 16:34.996
‫داخل منتظر می‌مونم

16:34.996 --> 16:37.040
‫- دوباره می‌بینمت؟
‫- حتماً

16:38.333 --> 16:39.417
‫خیلی‌خب

16:40.252 --> 16:42.511
‫آره، نامه دستمه

16:44.089 --> 16:45.822
‫ممنون، خدافظ

16:46.800 --> 16:48.980
‫نمی‌خواستم مزاحمتون شم، خانم سامر

16:49.005 --> 16:53.390
‫فقط خواستم از این بابت که اجازه دادین
‫دیروز صحبت کنم ازتون تشکر کنم

16:53.390 --> 16:55.684
‫خب، تو ستاره‌ی خیریه بودی

16:55.684 --> 16:57.335
‫درس پس میدم

16:58.270 --> 16:59.729
‫اجازه هست بشینم؟

17:02.514 --> 17:08.572
‫امیدوار بودم بتونیم راجع‌به
‫یه شغل تمام‌وقت باهم صحبت کنیم

17:10.191 --> 17:14.778
‫من نظر بقیه راجع‌به استخدامت
‫رو پرسیدم و همه استقبال کردن

17:15.411 --> 17:19.666
‫تو اون وجهه‌ی بهترِ بالتیموری

17:21.418 --> 17:24.462
‫ولی از اونجایی که
‫واسه آقای گوردن کار می‌کنی...

17:24.462 --> 17:28.507
‫متأسفانه چندتا از خیرین‌مون
‫نگران ملحق شدنت به کمپین ما بودن

17:30.802 --> 17:33.346
‫نصف مردم رنگین‌پوست این شهر
‫واسه آقای گوردن کار می‌کنن

17:33.930 --> 17:34.931
‫کلیو...

17:37.350 --> 17:43.648
‫بعد از بیانیه‌ی دیروزم،
‫استخدامت تأثیر بدی روی من می‌ذاره

17:45.400 --> 17:47.110
‫انگار واسه حمایتت رشوه دادم

17:47.110 --> 17:50.614
‫ولی اگه واسه شما کار می‌کردم،
‫دیگه نیازی نبود واسه آقای گوردن کار کنم

17:50.614 --> 17:57.067
‫هیچکس از پیش یکی مثل آقای گوردن نمیره،
‫مگه اینکه خودش کسی رو اخراج کنه

17:57.092 --> 17:58.513
‫ولی شما که رفتین!

17:58.538 --> 18:00.290
‫من از اولش هم واسه اون کار نمی‌کردم

18:01.833 --> 18:05.295
‫اگه منظورت اون کمک‌های مالی‌ایه
‫که دیگه دریافت نمی‌کنم،

18:05.295 --> 18:09.799
‫پس باید بدونی که چرا به
‫این کمک‌های مالی نیاز دارم

18:11.426 --> 18:16.111
‫کمکم کن دوباره انتخاب شم،
‫اون‌وقت کلی فرصت در خونه‌ت رو می‌زنه

18:16.136 --> 18:17.679
‫چه فرصتی؟

18:19.100 --> 18:20.810
‫فرصتِ تسلیم شرافتم؟

18:27.609 --> 18:30.866
‫هرکسی باید منتظر بمونه تا نوبتش بشه، کلیو

18:38.245 --> 18:42.582
‫من یونتا جانسون‌ام و ۳۰ سالمه

18:44.042 --> 18:47.392
‫اغلب منو کلیو صدا می‌کنن،
‫مخفف «کلئوپاترا»ـه

18:47.963 --> 18:52.599
‫وقتی خانم سامر معلمم بود
‫بچه‌ها به این اسم صدام می‌کردن

18:52.624 --> 18:56.834
‫می‌گفت چون شبیه ملکه‌ی مصرم

18:57.597 --> 19:00.100
‫ولی این روزها وقتی مردم منو می‌بینن،
‫ملکه‌ای نمی‌بینن

19:00.100 --> 19:04.396
‫یه متصدی می‌بینن، یه دفتردار،

19:06.815 --> 19:09.370
‫یه مانکن توی فروشگاه لباس

19:10.652 --> 19:12.821
‫یه مستمند محتاج می‌بینن

19:15.407 --> 19:17.993
‫وقتی یه دختر کوچولو بودم،
‫بابام همیشه می‌گفت:

19:20.328 --> 19:22.758
‫«ما برای خودمون رؤیاپردازی نمی‌کنیم،

19:22.925 --> 19:25.375
‫ما برای اونایی که
‫هنوز اینجا نیستن، رؤیا می‌بافیم»

19:27.043 --> 19:32.424
‫و گمونم حق با اون بود،
‫چون خیلی وقته که واسه خودم...

19:32.424 --> 19:33.967
‫رؤیاپردازی نکردم

19:35.969 --> 19:38.096
‫ولی خونه دوتا پسر دارم،

19:39.264 --> 19:41.677
‫و به‌نظر میاد دنیا
‫داره یه حق انتخابی رو بهم میده

19:41.702 --> 19:46.832
‫من یا می‌تونم شرافتم رو حفظ کنم...

19:48.690 --> 19:50.880
‫یا می‌تونم خرج اون‌ها رو بدم

19:52.110 --> 19:54.468
‫ظاهراً خدا نمی‌ذاره جفتش رو داشته باشم

20:09.794 --> 20:14.366
‫کلئوپاترا، همه‌چی خوبه؟

20:17.677 --> 20:20.180
‫کلیو، عزیزم، اگه نگرانی...

20:20.180 --> 20:21.848
‫کلیو! چه مرگته؟

20:21.848 --> 20:24.768
‫بیا، عزیزم.
‫کلیو، عزیزدلم، باید دیگه...

20:24.768 --> 20:27.103
‫نمی‌تونی جلوی دوربین...

20:30.732 --> 20:32.619
‫باشه، باشه. پنج دقیقه استراحت؟

20:36.446 --> 20:39.157
‫کلیو، من پشت درم

20:46.257 --> 20:50.789
‫حتی اگه رایگان هم بخواید به فروش بذارید،
‫تا همسرتون امضا نکنه نمی‌تونم قبول کنم

20:50.814 --> 20:53.129
وقتی ماشین به نام منه
‫دیگه چرا همسرم باید امضا کنه؟

20:53.129 --> 20:55.556
‫چون ایشون همسرتونه، خانم شوارتز

20:56.091 --> 20:57.509
‫‏۲۵۰۰ دلار

20:57.509 --> 21:00.011
‫‏۲۵۰۰ دلار به‌علاوه‌ی امضا همسرتون

21:01.555 --> 21:03.056
‫‏۲۰۰۰تا چی؟

21:03.056 --> 21:04.391
‫شرمنده، خانم

21:06.268 --> 21:08.812
‫می‌تونید بدون امضا ماشین رو ازم بخرید؟

21:08.812 --> 21:10.209
‫همسرتون مُرده؟

21:10.404 --> 21:11.481
‫نه هنوز

21:11.481 --> 21:13.233
‫پس باید برگه رو امضا کنه، خانم

22:12.751 --> 22:14.002
‫ببخشید

22:14.002 --> 22:15.253
‫تلفن دارید؟

22:15.253 --> 22:16.838
‫بله، اون پشته

22:16.838 --> 22:17.923
‫ممنون

22:31.603 --> 22:32.896
‫بفرمایید، چه کمکی می‌تونم بکنم؟

22:32.896 --> 22:34.189
‫ازم دزدی کردن

22:34.189 --> 22:35.924
‫کجایید، خانم؟

22:36.164 --> 22:38.652
‫یکی وارد آپارتمانم شده

22:38.652 --> 22:41.238
‫می‌ترسم برم داخل.
‫میشه پلیس رو بفرستید؟

22:41.238 --> 22:42.614
‫آدرس‌تون رو بگید

22:43.198 --> 22:45.303
‫درست بعد از... کبابی سیلور دلار

22:45.328 --> 22:46.451
‫کجا؟ سند‌تاون؟

22:46.451 --> 22:47.744
‫بله، توی سند‌تاون

22:48.453 --> 22:50.531
‫- بررسی می‌کنم خدانگه‌دار
‫- ممنون

23:01.383 --> 23:03.093
‫چطوری، سانی؟

23:03.093 --> 23:05.324
‫- یه دلار بده روی ۳۲۵ ببندم
‫- خیلی‌خب

23:05.622 --> 23:07.477
‫خیلی متأسفم

23:08.431 --> 23:09.432
‫تدی قدبلنده

23:09.432 --> 23:10.809
‫یه چیزی واسه چارلی پیره دارین؟

23:10.809 --> 23:14.521
‫- جنکینز رو دارم، هولمز، بروکس
‫- خیلی‌خب

23:14.521 --> 23:16.648
‫خب، روی ۸۵۷ واسه آقای بروکس

23:16.648 --> 23:18.540
‫باشه، بهش میگم

23:19.232 --> 23:20.840
‫بیا، تدی

23:22.153 --> 23:24.531
‫- حواست باشه ها! قابل نداشت
‫- مرسی، آقای سدریک

23:24.531 --> 23:28.910
‫شل گوردن یه مجرمه که ۲۰ ساله
‫قمار غیرقانونی برپا می‌کنه

23:28.910 --> 23:35.959
<i>‫تنها کسب‌وکار واقعیش تفکیک
‫و محتاج نگه داشتن مردم به خودشه</i>

23:35.959 --> 23:38.795
<i>‫مرتیل سامر در مورد قمار اعداد...</i>

23:38.795 --> 23:40.922
<i>‫موضع بحث‌برانگیزی می‌گیره</i>

23:40.922 --> 23:44.801
<i>‫این قمار غیرقانونی و زیرزمینی اکثراً...</i>

23:44.801 --> 23:48.597
<i>‫در طبقات فقیر و کارگرِ محلات سیاه‌پوست
‫در سراسر کشور برگزار می‌شود</i>

23:48.597 --> 23:50.829
<i>‫رقیبان خانم سامر مدعی‌ان این بازی اعداد،</i>

23:50.854 --> 23:52.976
<i>‫به کسب‌وکارهای کوچک
‫مردم سیاه‌پوست کمک مالی می‌کند</i>

23:53.001 --> 23:57.063
<i>‫دروغی که مجریان قانون
‫برای نابودیِ آن هرروز در تلاش‌اند</i>

23:57.063 --> 23:58.975
<i>‫بازیکنان این بازی اعداد...</i>

23:59.000 --> 24:02.096
<i>‫گاهاً از دفتری به اسم
‫«دفتر رؤیا» استفاده می‌کنند</i>

24:02.121 --> 24:04.863
<i>‫تا رؤیاهایشان را به اعدادِ برنده تبدیل کنند</i>

24:04.863 --> 24:07.601
<i>‫درحالی که به‌تدریج آن پولی
‫که به زحمت بدست آورده بودند را...</i>

24:07.626 --> 24:10.181
<i>‫به سرکرده‌ی گروه تبهکاری
‫محله‌ی خود می‌بازند</i>

24:21.087 --> 24:22.564
‫هی، بذار بیاد داخل

24:26.301 --> 24:27.636
‫اینجا رو

24:27.636 --> 24:29.679
‫می‌خوام ببینی. یه مدل جدیده

24:29.679 --> 24:31.932
‫زشته، ولی سرعتش دو برابر دستگاه رمسانزه

24:31.932 --> 24:33.016
‫بهش نشون بده

24:38.730 --> 24:40.281
‫هیچ خرجی هم نداره

24:40.440 --> 24:43.193
‫اگه خراب شد؟ یکی دیگه‌شو برات می‌خرم

24:44.319 --> 24:46.029
‫این روزها همه‌چی پیدا میشه

24:46.029 --> 24:47.030
‫دقیقاً

24:47.030 --> 24:49.950
‫حالا مرتیل و حزب پلنگ سیاه
‫می‌تونن تا صبح ناله کنن

24:49.950 --> 24:52.743
‫این نه رأی مخالفه نه گلوله.
‫این خود سرمایه‌ست

24:52.768 --> 24:56.495
‫منم می‌خواستم راجع‌به همین
‫باهاتون صحبت کنم، آقای گوردن

24:57.457 --> 24:58.867
‫من میرم، رئیس

25:02.462 --> 25:04.589
‫امیدوار بودم بتونم پیشنهادتون رو قبول کنم

25:04.589 --> 25:06.258
‫از پشت اون مشروب‌فروشی بیام بیرون

25:06.758 --> 25:09.594
‫و نه فقط کارهای قانونی بلکه کارهای
‫غیرقانونی دفترتون رو انجام بدم

25:09.594 --> 25:11.657
‫هر کاری. هر کاری که بخواین

25:11.682 --> 25:13.351
‫خیلی‌خب، خبر خوبیه

25:14.307 --> 25:16.017
‫ولی مطمئنم که قبول داری...

25:16.017 --> 25:18.979
‫یکی توی موقعیت من باید
‫به کسایی اعتماد کنه که انگیزه دارن

25:19.521 --> 25:21.773
‫می‌تونید به من اعتماد کنید، آقای گوردن

25:21.773 --> 25:24.651
‫تنها هدف من بزرگ کردن پسرهامه

25:24.651 --> 25:25.989
‫جدی میگم، می‌تونید اعتماد کنید

25:26.014 --> 25:27.654
‫مطمئنم امشب توی «فرعون» می‌بینمت

25:27.654 --> 25:30.948
‫مابقی اعتمادم رو با رفتارت می‌تونی جلب کنی

25:33.076 --> 25:34.995
‫- باشه؟
‫- باشه

25:34.995 --> 25:38.790
‫اگه دنبال پول چرب و چیلی،
‫یادت نره اسلپی رو واسه اجرا بیاری

25:38.790 --> 25:40.166
‫توی فرعون می‌بینم‌تون

25:43.210 --> 25:44.127
کشتیِ توی اقیانوس

25:44.170 --> 25:46.298
‫پسر، لازم نیست از دفتر رؤیا عددی حفظ کنم

25:46.298 --> 25:48.967
‫یه دلال قمار صرفاً با ارقام پیش نمیره، پسرم

25:48.967 --> 25:50.677
‫بلکه دستی توی فروش رؤیا داره

25:51.303 --> 25:54.264
‫تدی، درمورد اون کشتی توی اقیانوسی
که خوابشو دیدم برام بگو

25:54.264 --> 25:57.767
‫این یه نشونه‌ی حقیقی از
‫رضایت درونیه

25:57.767 --> 25:59.644
‫روی شماره‌ی ۳۹۵ شرط ببند

25:59.644 --> 26:01.938
‫- از دست این بچه...
‫- آفرین

26:04.482 --> 26:06.318
‫درمورد شرط‌بندی
‫چی گفته بودم بهت، تدی؟

26:06.318 --> 26:07.360
‫مامان!

26:07.360 --> 26:09.279
‫خیال کردی اینجا منو نمی‌بینی، نه؟

26:09.279 --> 26:10.363
‫نزن. نزن

26:10.363 --> 26:12.324
‫- چشم منو دور دیدی؟
‫- توروخدا بس کن

26:12.324 --> 26:13.408
‫- بخاطر چی؟
‫- توروخدا

26:13.408 --> 26:16.119
‫- بخاطر یه قرون دو هزار؟
‫- خواهش می‌کنم، ببخشید

26:16.119 --> 26:18.622
‫آروم باش، کلیو.
‫منظورت رو رسوندی، خب؟

26:18.622 --> 26:20.582
‫- اذیتش نکن
‫- ظاهراً آب تو هاون کوبیدم

26:20.582 --> 26:23.126
‫حالم از این دفتر رؤیا به‌هم می‌خوره، تدی

26:23.126 --> 26:25.420
‫- لعنتی، کلیو!
‫- همینجا وایسا! وایسا ببینم!

26:26.671 --> 26:30.050
‫چارلی، نبینم دیگه
دوروبر پسر من می‌پلکی

26:30.842 --> 26:32.385
‫دیگه تکرار نمی‌کنم

26:33.511 --> 26:34.888
‫کتت رو بپوش

26:35.889 --> 26:38.308
‫- تدی‌جون، گریه نکن
‫- دیگه تکرار نمی‌کنم

26:38.808 --> 26:41.686
‫نگران نباش. همه‌چی رو بسپر به من، داداش

26:43.563 --> 26:45.023
‫تدی

26:45.023 --> 26:46.691
‫تدی، وایسا!

26:50.028 --> 26:51.238
‫تدی، وایسا!

26:55.116 --> 26:57.577
‫خداروشکر

26:58.578 --> 26:59.412
‫خانم شوارتز؟

26:59.412 --> 27:00.956
‫درسته، خداروشکر رسیدید

27:00.956 --> 27:02.707
‫بنده افسر پلت و
‫ایشون افسر دیویس هستن

27:02.707 --> 27:04.251
‫ممنون که سریع خودتون رو رسوندید

27:04.251 --> 27:07.796
‫بله، خانم. خب، من اینجا گشت می‌زنم و
‫تا حالا توی این محله ندیدم‌تون

27:07.796 --> 27:09.130
‫تازه همین دیروز ساکن اینجا شدم

27:09.130 --> 27:11.258
‫نه، خانم. منظورم اینه که
‫این محله درخور شما نیست

27:12.092 --> 27:13.426
‫درست نیست اینجا زندگی کنید

27:13.426 --> 27:14.844
‫چرا؟ چون یهودی‌ام؟

27:14.844 --> 27:17.222
‫نه، خانم. نه دقیقاً

27:17.222 --> 27:20.225
‫خب، بقیه بهم هشدار دادن ها
‫ولی فکرشم نمی‌کردم دزد بیاد خونه‌ام

27:20.225 --> 27:23.103
‫البته. خب... چی گم شده، خانم شوارتز؟

27:23.103 --> 27:27.524
‫جواهرات، البته اکثراً لباس‌هام رو بردن
‫ولی یه انگشتر الماس داشتم که نیست

27:29.067 --> 27:30.235
‫بسیارخب

27:31.236 --> 27:33.947
‫مأمور دیویس، می‌خواید از همسایه‌ها
‫پرس‌وجو کنید؟ شاید کسی چیزی دیده باشه

27:33.947 --> 27:37.659
‫من هم خانم شوارتز رو
‫تا آپارتمان جدیدشون همراهی می‌کنم

27:37.659 --> 27:38.827
‫ممنونم

27:39.953 --> 27:40.996
‫بفرمایید

27:40.996 --> 27:42.706
‫چهره‌تون خیلی برام آشناست

27:43.456 --> 27:45.083
‫ولی این اطراف ندیدم‌تون.
‫از کدوم محله اومدید اینجا؟

27:45.083 --> 27:46.376
‫پایکسویل

27:46.376 --> 27:47.752
‫- پایکسویل
‫- الان اینجا مستقرم

27:47.752 --> 27:49.087
‫امروز مراسم خاکسپاری بزرگی بود اونجا

27:49.087 --> 27:51.798
‫بله. شاید همونجا دیدینم

27:51.798 --> 27:54.718
‫دیشب کلانتری بودم

27:55.385 --> 27:57.262
‫شما همون خانمی هستید که
جسد ‫تسی دِرست رو پیدا کرد، درسته؟

27:57.262 --> 27:58.346
‫همینطوره

27:59.431 --> 28:00.682
‫حالا هم که دزد اومده خونه‌تون

28:00.682 --> 28:04.060
‫شک ندارم این دو مورد
‫ارتباطی به هم ندارن

28:05.000 --> 28:25.000
<b>«فـیلــم2مـدیـا»</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

28:48.396 --> 28:51.066
‫این محله سالن مانیکور پیدا نمیشه، نه؟

28:51.858 --> 28:54.945
‫چیز خاصی نیست،
‫توی مسیر یکم خاک گرفته

28:55.779 --> 28:56.780
‫اوهوم

28:58.740 --> 29:00.909
‫باید با کارآگاه‌های
دایره‌ی مبارزه با سرقت تماس بگیرم

29:01.701 --> 29:02.911
‫من تلفن ندارم

29:03.536 --> 29:07.082
‫من هم بی‌سیم ندارم

29:07.999 --> 29:09.542
‫خب، چون من...

29:10.460 --> 29:13.338
‫چون بی‌سیم ندارم،
‫کلید یه کیوسک تلفن دستمه

29:13.338 --> 29:15.048
‫که داخل سیلور دلاره

29:15.882 --> 29:18.510
‫اونجا زنگ می‌زنم و
‫می‌تونیم طبقه‌ی پایین منتظر بمونیم

29:19.928 --> 29:21.972
‫بهتره اینجا به چیزی دست نزنیم، خانم شوارتز

29:21.972 --> 29:22.973
‫بله

29:24.683 --> 29:25.684
‫بریم؟

29:31.356 --> 29:33.066
‫- ممنون
‫- خواهش می‌کنم

29:36.820 --> 29:38.154
‫لطف کردید

29:38.154 --> 29:39.239
‫نوش جان

29:42.367 --> 29:46.162
‫راستش توی لحظه‌ی اول،
‫شما و دوستتون مظنون بودید

29:46.162 --> 29:47.831
‫- جدی؟
‫- بله

29:47.831 --> 29:51.293
‫افسر باسکو فکر می‌کرد
‫جنایت جنسی همجنس‌گرایی‌ای چیزی اتفاق افتاده

29:52.002 --> 29:53.461
‫حتماً شوخی‌تون گرفته

29:53.461 --> 29:55.005
‫به‌خدا جدی میگم

29:55.005 --> 29:58.133
‫اما بعدش زیر ناخن دختره،
‫شن آکواریوم پیدا کردن

29:58.133 --> 30:00.510
‫یه یارویی که ماهی‌فروشی داره
‫رو قراره بازداشت کنن

30:00.510 --> 30:03.305
‫به گفته‌ی بعضی‌ها دیدن که
‫دختره وارد اون مغازه شده

30:03.889 --> 30:06.766
‫دخترک طفلی

30:12.105 --> 30:13.273
‫میشه یه سؤالی ازتون بپرسم؟

30:14.316 --> 30:15.400
‫حتماً

30:15.400 --> 30:16.610
‫انگشترتون بیمه بود؟

30:18.361 --> 30:19.529
‫بله

30:23.658 --> 30:26.578
‫می‌دونید ممکنه ماه‌ها طول بکشه
‫تا بیمه هزینه رو پرداخت کنه؟

30:27.787 --> 30:30.206
‫اگه روی اون پول حساب کردید،
‫این مسئله رو هم در نظر بگیرید

30:30.206 --> 30:32.584
‫- یعنی چی اگه روی اون پول حساب کردم؟
‫- خودتون متوجه منظورم شدید

30:34.252 --> 30:36.880
‫در هر صورت، ‫حتماً کارآگاه
دایره‌ی سرقت تا حالا رسیده

30:38.173 --> 30:39.257
‫بریم

30:47.015 --> 30:48.099
‫ببخشید

30:49.517 --> 30:51.728
‫ممفیس که رفته بودم،
با پادشاه عشق و صفا کردیم

30:51.728 --> 30:54.439
‫- کدوم پادشاه؟
‫- مارتین نه، مارتین نبود. الویس

30:55.607 --> 30:57.400
‫تازه من واسه سرگرم کردنش نرفته بودم

30:57.400 --> 31:01.071
‫با همدیگه وقت می‌گذروندیم،
‫خونه‌اش رفتم، ماشین‌هاش رو دیدم

31:01.071 --> 31:03.406
یه روز دیدم ‫دختر کوچولوش داره
بیرون لی‌لی بازی می‌کنه

31:03.406 --> 31:04.574
‫پرسیدم دخترت چند سالشه

31:04.574 --> 31:07.911
‫برگشت گفت دخترم نیست که، زنمه.
‫اونجا بود که برگام ریخت

31:11.623 --> 31:12.540
‫چیزی شده؟

31:13.291 --> 31:14.292
‫نخیر

31:15.460 --> 31:18.213
‫دارم زهره‌ترک میشم.
‫چرا قیافه‌ات اینجوریه؟

31:18.213 --> 31:19.631
اشتباه برداشت کردی

31:20.549 --> 31:23.218
‫این قیافه‌ام میگه: «می‌دونم این کاکاسیاه‌
‫نیومده اینجا وقتش رو به بطالت بگذرونه،

31:23.218 --> 31:25.011
‫درحالی که باید بره دنبال کار بگرده»

31:25.011 --> 31:27.264
کار چی؟ الان سرکارم دیگه

31:27.264 --> 31:28.557
‫- این شد کار کردن؟
‫- کار من اینطوریه

31:28.557 --> 31:30.308
‫- بیخیال، اسلپ
‫- چند بار باید یه چیزو بهت بگم؟

31:30.308 --> 31:32.769
‫- چرنده
‫- بیخیال. اول مشاهده می‌کنم

31:32.769 --> 31:34.271
‫بعدش با مشاهداتم جوک می‌سازم

31:34.813 --> 31:36.022
‫- واقعاً؟
‫- نمیشه که هم یه شغل داشته باشم و

31:36.022 --> 31:37.357
‫هم‌زمان جوک‌هام رو بنویسم

31:37.357 --> 31:38.858
‫- باشه، باشه، باشه
‫- دیوونگیه

31:38.858 --> 31:40.277
‫می‌دونی چی میگم؟

31:40.277 --> 31:41.820
‫- چه خبر، جورج؟
‫- چطوری؟

31:41.820 --> 31:43.029
‫چی شده؟

31:43.029 --> 31:46.283
‫دو تا بده. ممنونم.
‫ایشون خانمم هستن

31:46.283 --> 31:48.076
‫دود رو اون‌وَری بده بیرون

31:50.036 --> 31:50.912
‫خیلی بامزه‌ای

31:50.912 --> 31:52.998
‫دارم جون می‌کَنم همینو بفهمی

31:53.582 --> 31:58.169
‫یه اجرا برات توی فرعون گرفتم.
‫فردا شب

31:59.713 --> 32:00.714
‫چطوری؟

32:01.715 --> 32:02.716
از ‫شل

32:03.466 --> 32:05.719
‫گفت دلش نمی‌خواد سقوط
‫یه کاکاسیاه دیگه رو ببینه

32:06.636 --> 32:08.388
‫ولی بدش نمیاد ببینه نوکریش رو می‌کنیم؟

32:08.388 --> 32:10.181
‫- اینجوری‌هام نیست
‫- وادارت کرده چیکار کنی؟

32:10.181 --> 32:11.933
‫- هیچی
‫- روراست باش

32:16.438 --> 32:17.439
‫بیخیال

32:18.732 --> 32:22.986
‫نظرت چیه فردا شب یه سر بری اونجا و...

32:24.279 --> 32:26.448
‫بخاطر بچه‌ها یه اجرای تروتمیز داشته باشی؟

32:27.908 --> 32:28.909
‫توروخدا

32:37.959 --> 32:38.835
‫صابونت رو عوض کردی؟

32:40.462 --> 32:42.422
‫اسلپ، سعی دارم شرایط بهتری
برای خودمون بسازم

32:44.132 --> 32:45.759
‫تو هم باید کنارم باشی

32:46.718 --> 32:50.138
‫من همیشه کنارتم.
‫لعنتی تو فقط لب تر کن

32:50.680 --> 32:51.973
‫پاشو

32:53.433 --> 32:54.851
‫خیلی خوشگل شدی

32:55.435 --> 32:59.105
‫- خوشگل نیست، رفقا؟
‫- بس کن

32:59.105 --> 33:01.483
‫بیخیال. انگار یکمی تحت فشاری

33:01.483 --> 33:06.404
‫باید بیشتر از این کارها بکنیم.
‫چه بوی خوبی میدی

33:07.489 --> 33:08.907
‫چون بهداشت رو رعایت می‌کنم

33:20.460 --> 33:24.422
‫مدلین شوارتز؟
‫بنده باب بائر هستم از استار

33:24.422 --> 33:26.883
‫ستون روزنامه‌تون رو می‌شناسم

33:26.883 --> 33:29.386
‫- طرح‌هایی که از خانم‌تون می‌زنید قشنگن
‫- ممنونم

33:29.386 --> 33:32.889
‫ببخشید... میشه بیام داخل؟
‫واقعاً یه لیوان آب لازم دارم

33:32.889 --> 33:36.351
‫سه طبقه بالا اومدن
واسه آدم چاقی مثل من کابوسه

33:36.351 --> 33:38.937
‫اونقدرهام چاق نیستید حالا

33:38.937 --> 33:42.607
‫خب، نی‌قلیونم که نیستم

33:42.607 --> 33:46.111
‫نزدیک بود برم اون یکی آدرس
‫اما منبعم گفت بیام اینجا

33:46.111 --> 33:47.862
‫- منبع‌تون؟
‫- بله

33:47.862 --> 33:50.198
‫بفرمایید. می‌شناسم‌شون؟

33:50.198 --> 33:51.658
‫نمی‌تونم لو بدم

33:52.742 --> 33:56.663
‫قول میدم اسمی از شما نبرم

33:56.663 --> 34:01.293
‫متأسفانه چیزی جز آب ندارم
‫تقدیم‌تون کنم، آقای بائر

34:01.293 --> 34:03.670
‫علاقه‌ای به رسانه‌ای شدن ندارم، بنابراین...

34:03.670 --> 34:05.297
‫بله، اما به نظرتون

34:05.297 --> 34:07.382
ارزش نداره داستان پیدا کردن جسد تسی دِرست

34:07.382 --> 34:09.384
توسط شما و دوست‌تون رو بقیه بشنون؟

34:09.384 --> 34:10.594
‫ابداً

34:11.219 --> 34:13.012
‫من خودم هم یه روزی خبرنگار بودم

34:13.012 --> 34:15.056
‫همسرم وکیله

34:15.056 --> 34:19.477
‫شوهرتون خبر داره که شما و
‫معشوقه‌تون مظنون پرونده‌اید؟

34:19.477 --> 34:22.521
‫گمونم منبع‌تون در این مورد
‫براتون شفاف‌سازی نکرده

34:23.440 --> 34:26.985
‫ما نه عاشق و معشوقیم و
‫نه دیگه مظنون پرونده‌ایم

34:26.985 --> 34:28.737
‫خب، کیه پس؟

34:28.737 --> 34:31.865
در نظر داشته باشید برای
سرنخ‌های خوب هزینه می‌کنیم

34:31.865 --> 34:32.824
‫من...

34:34.701 --> 34:36.786
‫اگه واقعاً مایلید بدونید

34:36.786 --> 34:40.539
‫آقایی که به جرم قتل تسی دِرست دستگیر شده

34:40.539 --> 34:44.085
‫یه ارتباطی با شن آکواریومی که زیر ناخن
‫اون بچه پیدا شده، داره

34:44.085 --> 34:46.213
‫شاید بهتر باشه از منبع‌تون جویا بشید

34:47.255 --> 34:48.256
‫حتماً

34:49.090 --> 34:50.090
‫راستی

34:51.343 --> 34:52.469
‫ممنون بابت آب

35:59.160 --> 36:00.870
‫درست فکر می‌کنم؟

36:02.205 --> 36:06.126
‫شنیدم دیروز توی دفتر خانم سامر
‫چه اتفاقی افتاد. دختر خوب

36:06.835 --> 36:09.588
‫وقتشه کلئوپاترا دوباره به
‫دوران حکومتش برگرده

36:10.714 --> 36:11.882
‫ممنون، شل

36:49.502 --> 36:52.797
‫اسفان زوادزکی،
‫خونه‌ی شما در محاصره‌ی پلیسه

36:55.383 --> 36:56.927
‫مادرت رو آزاد کن

36:58.428 --> 37:01.348
‫گروگان رو رها کن

37:06.645 --> 37:08.355
‫دلتون نمی‌خواد همچین کاری کنید

37:10.690 --> 37:11.942
‫زود باش بیا بیرون

37:11.942 --> 37:15.070
‫اگه همین حالا بیای بیرون
‫اتفاقی برات نمیفته

37:15.070 --> 37:16.947
‫صبر کنید، شلیک نکنید!

37:20.617 --> 37:23.328
‫دلت نمی‌خواد همچین کاری کنی

37:23.328 --> 37:26.831
‫تضمین می‌کنم اگه همین الان بیای بیرون،
‫آسیبی نمی‌بینی

37:30.252 --> 37:32.337
‫دست‌هات رو ببر بالا و بیا بیرون

37:32.337 --> 37:33.713
‫دلت نمی‌خواد همچین کاری کنی

37:58.989 --> 38:01.199
‫دست‌هات رو بذار روی سرت و بیا بیرون

38:03.368 --> 38:05.370
‫من چیزیم نشده

38:05.370 --> 38:06.663
‫همه‌چی مرتبه

38:07.247 --> 38:10.959
‫لطفاً شلیک نکنید. توروخدا شلیک نکنید
‫« مظنون قتل تسی دِرست دستگیر شد »

38:10.959 --> 38:13.211
‫توروخدا شلیک نکنید. شلیک نکنید

38:13.211 --> 38:16.631
‫این پسرمه. با پای خودش باهاتون میاد

38:28.852 --> 38:30.854
‫بهش یه سرنخ خوب دادم

38:30.854 --> 38:33.565
‫باید می‌ذاشتی همون جنایت جنسی
همجنسگرایی رو دنبال کنن

38:33.565 --> 38:35.567
‫حتماً بابام سکته می‌کرد

38:35.567 --> 38:38.737
‫حالا که حرف سکته شد...

38:38.737 --> 38:41.448
‫میشه از بابات بخوای
‫واسه اجاره خونه بهم مهلت بده؟

38:42.032 --> 38:45.702
‫تا وقتی که بیمه هزینه‌ی
‫انگشتر دزدیده شده‌ام رو پرداخت کنه

38:45.702 --> 38:48.204
‫بابام عصبانی میشه
‫بفهمه از من خواستی

38:48.204 --> 38:49.331
‫آره

38:50.081 --> 38:53.293
‫شایدم ترسیدم ازش بپرسم

38:56.630 --> 38:58.757
‫ازش می‌پرسم

38:59.883 --> 39:01.259
‫اگه باهام گل بکشی

39:09.684 --> 39:12.020
‫هی، رج. اینجا جای مجری‌هاست

39:12.771 --> 39:13.897
‫بهتره بامزه باشه، کاکاسیاه

39:20.654 --> 39:24.241
‫- خیلی‌خب، حاضری؟
‫- ساعت ۹ـه

39:24.241 --> 39:26.284
‫گمونم باید نوشیدنی بیشتری بهشون بدی
‫تا یکمی شل کنن

39:26.284 --> 39:29.537
‫اسلپی، وقتی همچین حرفی می‌زنی
‫یعنی اجرات قرار نیست درست‌وحسابی باشه

39:29.537 --> 39:32.749
‫منظورت بی‌دردسره؟
‫«وای، بیخیال، اسلپ.»

39:32.749 --> 39:35.293
‫«نبینم جوکی بگی که ملت رو معذب کنه»

39:35.293 --> 39:38.964
‫خیلی‌خب. باشه. باشه.
‫باید این مسئله رو درک کنی

39:38.964 --> 39:41.299
‫که ملت میان اینجا تا
‫بدبختی‌هاشون رو فراموش کنن، اسلپ

39:47.097 --> 39:48.848
‫شاید براشون پالتوی آبی بگیرم

39:48.848 --> 39:51.560
‫خانم‌ها و آقایان،
‫امشب میزبان مهمان ویژه‌ای هستیم

39:51.560 --> 39:54.271
‫چند وقتی میشه که سر صحنه نرفته

39:54.271 --> 39:59.609
‫ازتون می‌خوام یه کف مرتب
‫به افتخار اسلپی دارک جانسون بزنید

40:06.032 --> 40:07.867
‫هی، هی. ممنونم. ممنون

40:07.867 --> 40:10.036
‫وای، چقدر خوشحالم که برگشتم

40:10.662 --> 40:13.164
‫چه خوب که همچین مهمون‌های
‫خوش برو و رویی جلوم نشستن

40:13.164 --> 40:16.751
‫سیاه‌پوست‌هایی که جزو قشر مرفه‌ان.
‫دیگه جدیداً کاکاسیاه‌ها مارتینی‌خور شدن

40:18.295 --> 40:21.381
‫البته هنوز یکمی استرس دارم.
‫راستش من اهل جنوبم

40:21.381 --> 40:24.384
‫اونجایی که من زندگی می‌کردم ‫اگه این همه
سیاه‌پوست پولدار زیر یه سقف می‌نشستن

40:24.384 --> 40:27.178
‫حتماً اونجا رو خیلی زود
‫با خاک یکسان می‌کردن

40:27.178 --> 40:29.139
‫توی تالسا این جوک‌ها طرفدار نداره

40:30.390 --> 40:31.683
می‌ترکونه

40:35.687 --> 40:37.439
‫بچه که بودم توی گرجستان

40:37.439 --> 40:40.317
‫توی مسیر رفتن به مدرسه،
‫همیشه می‌دیدم کاکاسیاه‌ها از درخت آویزون شدن

40:40.317 --> 40:41.943
‫شوخی کردم بابا. مدرسه کجا بود؟

40:41.943 --> 40:44.529
‫به خیالتون این بدبختیه؟

40:44.529 --> 40:46.489
‫فکر کردید کفش جدید‌هامون از کجان؟

41:04.591 --> 41:05.675
‫فردی دیدت اومدی اینجا؟

41:09.179 --> 41:10.180
‫خوبه

41:11.473 --> 41:13.099
‫دخلی به این ماجرا نداره

41:13.934 --> 41:16.102
‫فرمانده دوست داره نامه‌های
‫آقای گوردون به دستش برسه

41:16.102 --> 41:17.229
‫نه بابا؟

41:21.816 --> 41:23.985
‫اون دختر بچه‌ی سفیدپوستی که
‫اون شبی جسدش پیدا شد رو می‌شناسی؟

41:26.571 --> 41:27.864
درمورد‫ش شنیدم

41:27.864 --> 41:29.824
‫روانی‌ای که این کار رو کرده رو گرفتن

41:30.700 --> 41:34.162
‫مادرش سعی داشت تقصیرها رو
‫بندازه گردن یه بابایی که توی مغازه بود

41:35.038 --> 41:37.123
‫جوون سیاه‌پوستی که یه چشمش کبود بود

41:39.918 --> 41:41.711
‫یه کاکاسیاهِ چشم‌سیاه

41:43.380 --> 41:44.464
‫آره

41:45.173 --> 41:46.258
‫تو...

41:47.926 --> 41:49.761
‫کمتر آفتابی شو تا چشمت خوب شه

41:54.391 --> 41:55.559
‫رو چشمم، رئیس

41:58.853 --> 42:01.064
‫فکر کنم هیت تابمن کُس‌تپل بود

42:04.776 --> 42:05.902
‫گوش کنید حالا

42:05.902 --> 42:07.612
‫کاکاسیاه‌ها رو مجبور می‌کرد
‫از خونه‌شون برن بیرون و

42:09.739 --> 42:11.199
‫تو دل جنگل بدوئن و

42:12.951 --> 42:15.287
‫جون‌شون رو بخاطر آزادی
‫به خطر بندازن؟

42:15.287 --> 42:17.038
‫هیچکس نمی‌دونست آزادیه چه کوفتیه

42:18.456 --> 42:20.584
‫فقط یه کُس تپل داشته باشی
‫می‌تونی ملت رو اینجوری خر کنی

42:23.128 --> 42:24.212
‫شوهرته؟

42:24.796 --> 42:27.215
‫- از کجا فهمیدی؟
‫- یواشکی از دم عمارت ارباب...

42:27.215 --> 42:29.009
‫از نگاهت مشخصه

42:29.009 --> 42:30.468
‫...واق‌واقِ سگ‌ها رو گذروند

42:32.596 --> 42:34.180
‫کارت دارم

42:36.141 --> 42:37.434
همه‌ش واسه اینکه فقط یه بار با هریت باشه

42:37.434 --> 42:39.102
‫باید یه کاری برام انجام بدی

42:40.353 --> 42:41.354
‫الان؟

42:44.107 --> 42:45.108
‫این چیه؟

42:45.609 --> 42:47.027
‫باید تحویلش بدی

42:47.027 --> 42:49.654
‫نگو از طرف کی رفتی.
‫آدرس داخلشه

42:52.824 --> 42:54.701
‫این درخواست از طرف توئـه یا شل؟

42:54.701 --> 42:56.244
‫درخواست نیست، کلیو

42:57.121 --> 42:59.496
‫به آقای گوردون گفتی می‌تونه بهت اعتماد کنه

42:59.521 --> 43:01.007
حالا اثباتش کن

43:01.249 --> 43:04.085
‫پسرم اصلاً مدرسه هم نمیره.
‫اونجا که نمی‌تونه پول دربیاره

43:08.089 --> 43:09.799
‫چون باید کمربند بخره

43:11.551 --> 43:13.970
‫می‌دونید چقدر سخته
‫از بچه‌ات بخوای کمربند بخره؟

43:13.970 --> 43:16.097
‫خدافظ

43:16.097 --> 43:17.849
‫بعدش کمربند رو برگردوندم

43:19.017 --> 43:20.644
‫سعی داریم پول‌مون رو پس بگیریم

43:20.644 --> 43:21.853
‫چه خبر، پلت؟

43:21.853 --> 43:25.440
‫گمونم احتمالاً زیادی موندم

43:25.440 --> 43:27.150
‫- عادت داری
‫- چی از کفم رفت؟

43:27.150 --> 43:29.945
‫بابایی که دخترک دِرست رو کشت رو گرفتن

43:29.945 --> 43:31.655
‫- واقعاً؟
‫- آره

43:34.282 --> 43:37.035
‫می‌دونی چیه؟ منو تا پایین‌شهر برسون،
‫یه سر به خانم شوارتز بزنم

43:37.035 --> 43:39.120
‫باید... باید از زبون پلیس بشنوه

43:39.120 --> 43:40.205
‫خانم شوارتز؟

43:41.748 --> 43:42.749
‫خانم شوارتز، آره

43:44.459 --> 43:46.294
‫آره، بدو برو بهش بگو

43:54.511 --> 43:55.554
‫کیه؟

43:56.680 --> 43:57.973
‫بخاطر... بخاطر دوک اومدم

44:05.146 --> 44:06.147
‫شما دوکی؟

44:06.147 --> 44:09.943
‫شبیه دوک جماعته؟

44:09.943 --> 44:10.944
‫دوک!

44:13.530 --> 44:15.407
‫چه پالتوی آبی قشنگی تنته

44:15.907 --> 44:16.950
‫ممنون

44:19.786 --> 44:22.080
‫انقدر بلند حرف نزن،
‫پرنده‌هام رو می‌ترسونی، سیاه‌سوخته

44:22.080 --> 44:24.624
‫از دست تو و این پرنده‌ها.
‫وای خدای من

44:29.629 --> 44:33.049
‫چیزی نیست. آروم بگیرید

44:35.802 --> 44:37.220
‫منتظر یکی دیگه بودم

44:37.804 --> 44:41.099
‫اومدم اینو تحویل بدم و برم

44:48.356 --> 44:49.858
واسه یه زنگ در زدن و

44:49.858 --> 44:52.027
چهارتا جواهرات و پول‌دزدی پول زیادیه

44:52.027 --> 44:54.529
پول خوبیه که اگه خفه‌خون نگیری گیرت نمیاد

44:57.574 --> 44:59.826
‫هی... میگم... نوشیدنی می‌خوای؟

44:59.826 --> 45:00.785
‫- نه
‫- مطمئنی؟

45:00.785 --> 45:02.913
‫- اوهوم. ممنونم
‫- خیلی‌خب

45:04.289 --> 45:07.459
‫سلام، عزیزم. سلام، دخترکم

45:07.459 --> 45:10.003
‫کارول

45:13.381 --> 45:15.675
‫ببین کی اینجاست

45:15.675 --> 45:18.553
‫ببخشید. من باید برگردم سرکارم

45:18.553 --> 45:21.848
‫چقدر عجله داری تو!

45:23.058 --> 45:24.643
‫واسه کی کار می‌کنی مگه؟

45:25.644 --> 45:28.146
‫نذاری برم،
شک نکن خودت می‌فهمی

45:29.397 --> 45:30.398
‫جداً؟

45:39.866 --> 45:41.618
‫چه جنگجوییه. خوشم اومد

45:42.160 --> 45:43.203
‫بشین پشت فرمون

45:43.203 --> 45:45.538
‫نه، واسه این کار نیومدم.
‫فقط اومدم اینو تحویل بدم

45:45.538 --> 45:47.499
‫نه، نه، نه

45:47.499 --> 45:51.336
‫نمیشه بذاری یه زنیکه
‫بشینه پشت فرمون ماشین چری ۶۲

45:51.962 --> 45:54.005
‫- من می‌شینم پشت فرمون
‫- بتمرگ سرجات ببینم

45:54.005 --> 45:57.926
‫پسر، ریدم توی ماشینت. داستان چیه؟

45:58.802 --> 46:00.512
‫- چه خبره؟
‫- هی

46:07.269 --> 46:08.979
‫خیلی‌خب، باشه

46:08.979 --> 46:11.314
‫جنده، من هیچی ازت نمی‌دونم

46:11.314 --> 46:13.692
‫رئیس اینجا نیست،

46:13.692 --> 46:16.152
‫پس نوچه‌اش همراهت میاد

46:24.828 --> 46:26.913
‫وای، پسر. همه‌اش رو خودت نوشتی؟

46:28.039 --> 46:29.749
‫خاطراتم‌ان

46:30.709 --> 46:33.044
‫خب، بعضی خاطراتت شاهکار ادبی‌ان

46:33.044 --> 46:35.213
‫آنائیس نین رو می‌شناسی؟

46:35.213 --> 46:36.298
‫نه

46:36.923 --> 46:39.718
‫هرشب دفترچه‌ی خاطراتش رو می‌خونم

46:40.218 --> 46:42.095
‫شرط می‌‌زنم خونه‌اش پایکسویل نبوده

46:42.095 --> 46:44.848
‫پاریس زندگی می‌کنه

46:44.848 --> 46:49.311
‫خاطراتش درمورد افکار خصوصی و روزمرگی‌هاشه

46:50.520 --> 46:52.689
روزمرگی‌های پاریس

46:53.189 --> 46:55.859
‫حتماً مثل بیگل خریدن توی پایکسویله

46:58.945 --> 47:02.949
‫فکرش از سرم بیرون نمیره.
‫راستش یکمی از نوشته‌هاش رو حفظ کردم

47:02.949 --> 47:04.117
‫واقعاً؟

47:05.911 --> 47:10.540
‫«علاقه‌ای به...
‫...زندگی معمولی ندارم

47:11.207 --> 47:15.712
‫همیشه دنبال لحظات مهیج‌ام

47:16.880 --> 47:20.884
هم‌سو با سوررئالیست‌ها

47:21.384 --> 47:24.638
‫در جست‌وجوی شگفتی‌ام

47:27.015 --> 47:32.145
‫می‌خوام نویسنده‌ای باشم که به دیگران
‫یادآوری می‌کنه این لحظات حقیقت دارن

47:33.104 --> 47:38.401
‫می‌خوام ثابت کنم که
‫فضای بی‌پایان، معنای بی‌حدوحصر...

47:42.948 --> 47:44.282
‫بُعد بی‌نهایت وجود داره

47:48.453 --> 47:51.831
‫ولی همیشه در حالتی که
‫اسمش رو لطف خدا گذاشتم نیستم

47:52.958 --> 47:58.380
‫روزهای روشنگری و پُرشوری رو پشت‌سر می‌ذارم»

48:00.090 --> 48:04.052
‫«روزهایی هستن که
‫موسیقی توی ذهنم متوقف میشه

48:07.931 --> 48:11.017
‫بعد جوراب‌ها رو می‌دوزم و

48:11.935 --> 48:14.896
‫درخت‌ها رو هرس می‌کنم،
‫میوه‌ می‌خورم و

48:15.855 --> 48:17.107
‫مبلمان رو برق می‌اندازم

48:19.276 --> 48:23.029
‫اما در حین انجام این کارها،
‫حس زنده بودن ندارم»

48:27.033 --> 48:28.076
‫کیه؟

48:29.202 --> 48:30.287
‫افسر پلت

48:32.247 --> 48:33.582
‫یه لحظه

48:34.541 --> 48:35.542
‫خیلی‌خب

48:40.171 --> 48:41.798
‫دارم میام. یه لحظه صبر کنید

48:48.930 --> 48:50.891
‫مادرو پدرم منتظرمن

48:52.517 --> 48:53.643
‫سلام

48:53.643 --> 48:55.687
‫یادت نره بابت اجاره از بابات بپرسی

49:01.776 --> 49:02.944
‫همه‌چی مرتبه؟

49:05.697 --> 49:09.034
‫داشتم می‌رفتم گشت زنی که
‫از پنجره‌تون دیدم برق روشنه

49:09.701 --> 49:13.246
‫با خودم فکر کردم بهتره بهتون خبر بدم
‫مظنون پرونده‌ی دِرست رو بازداشت کردن و

49:13.246 --> 49:15.874
‫هیچ سرنخی علیه شما وجود نداره، خانم شوارتز

49:15.874 --> 49:19.419
‫بنابراین برای بیمه وجهه‌ی خوبی داره

49:20.670 --> 49:23.715
‫بالاخره یه خبر خوش شنیدم

49:31.514 --> 49:35.810
‫غیرقانونیه اگه آبجو تعارف‌تون کنم، افسر؟

49:39.522 --> 49:40.523
‫آم...

49:46.613 --> 49:48.114
‫اگه نخواید گزارش نمیدم

50:02.462 --> 50:03.463
‫اینجا بپیچ

50:22.566 --> 50:24.150
‫اینجا خونه‌ی مرتیل سامره

50:24.943 --> 50:26.111
‫درسته

50:27.529 --> 50:29.739
‫لطفاً این کار رو نکن.
‫مجبور نیستی واقعاً

50:29.739 --> 50:31.950
‫- توروخدا
‫- من که کاری نمی‌کنم

50:31.950 --> 50:34.369
‫من توی ماشین با تو و
‫کارول تیزوبُزه نشستم

50:34.995 --> 50:36.371
‫می‌خوایم آتیش‌بازی تماشا کنیم

50:37.664 --> 50:39.958
‫پسر، من فقط دنبال یه لقمه
‫نونم واسه شب کریسمس

50:40.500 --> 50:42.836
‫دوبار بهش شلیک کن،
‫اون‌وقت بابانوئل دوبار میاد سراغت

50:43.712 --> 50:44.880
‫درست میگم، عزیزدلم؟

50:46.006 --> 50:48.216
‫- من اینجوری نیستم، پسر
‫- این کاکاسیاهه رو باش

50:48.216 --> 50:50.719
‫هرچیزی جز جواهرات و سنگ قیمتی باشه،
‫من می‌کشم کنار

50:50.719 --> 50:52.137
‫انقدر روی پرنده‌ام تف نکن، سیاه‌سوخته

50:53.597 --> 50:56.057
‫ریدم دهن تو و پرنده‌ی تخمیت

50:58.184 --> 50:59.853
‫چه زری زدی؟

51:01.646 --> 51:03.732
‫پشت این حروم‌لقمه وایسا

51:03.732 --> 51:06.443
‫اگه بهش شلیک نکرد، خودت شلیک کن

51:07.527 --> 51:09.154
‫پرنده‌ی تخمیم رو بده من

51:22.375 --> 51:23.585
‫از اینجا برو

51:23.585 --> 51:26.171
‫در رو ببند، سیاه‌سوخته.
‫مامانت یادت نداده پشت‌سرت در رو ببندی؟

51:40.393 --> 51:42.604
‫توروخدا این کار رو نکنید. خواهش می‌کنم

51:43.188 --> 51:44.314
‫خفه‌خون بگیر دیگه!

51:58.161 --> 51:59.246
‫وای، گندش بزنن!

52:13.982 --> 52:23.982
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
