WEBVTT

00:24.191 --> 00:27.361
‫میگن «تا شیر لب به سخن باز نکنه،

00:28.028 --> 00:31.031
‫شکارچی‌ها همیشه
‫قهرمان داستان می‌مونن»

00:38.038 --> 00:40.916
‫در زمان حیات، کلیو جانسون بودم

00:42.835 --> 00:46.755
‫اما بعد از مرگم،
‫ملقب به بانوی درون دریاچه شدم

00:52.135 --> 00:55.931
‫گفتی خبر داری کی دستم رو
‫از زندگی کوتاه کرد، مدی مورگنسترن

00:55.931 --> 00:58.199
‫« فردا مراسم یادبود بانوی درون دریاچه »

00:57.015 --> 00:59.868
‫گفتی کسی براش اهمیتی نداشت
‫تا که تو از راه رسیدی

01:01.562 --> 01:02.896
‫حقیقتاً...

01:04.522 --> 01:06.817
‫سروکله‌ی تو پایان داستان من پیدا شد و...

01:07.651 --> 01:09.820
‫داستان من رو سرآغاز خودت کردی

01:10.624 --> 01:20.624
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

02:24.537 --> 02:27.217
‫« بانوی درون دریاچه »
‫« قسمت اول: می‌دونستید اسب‌های دریایی ماهی محسوب میشن؟ »

02:56.844 --> 02:59.763
‫مبارک باشه صندوق‌پستی وامونده

02:59.763 --> 03:03.631
‫خیلی‌خب. صندوق‌پستی مسخره‌ی بابانوئل. بجنب!

03:03.656 --> 03:06.451
‫« یک ماه قبل »

03:09.064 --> 03:12.799
‫« بالتیمور »

03:09.523 --> 03:13.402
‫خیلی‌خب.
‫برو که رفتیم. بریم تو کارش

03:16.154 --> 03:18.156
‫هی، شما واسه بابانوئل نامه ندارید؟

03:18.156 --> 03:19.992
‫روز شکرگزاری مبارک، عزیزان

03:19.992 --> 03:22.911
‫با مجری محبوب بالتیمور،
‫والس وایت در خدمت‌تون هستیم

03:22.911 --> 03:24.872
‫نظرت درمورد راهپیمایی‌مون چیه، والس؟

03:24.872 --> 03:28.333
‫خب، اوقات خوشی رو داریم
‫توی خیابون مریلند می‌گذرونیم

03:28.333 --> 03:30.544
‫اونم با این بادکنک‌های غول‌پیکر!

03:31.044 --> 03:32.588
‫دلقک‌ها رو نگاه کنید!

03:32.588 --> 03:35.674
‫اون شعبده‌بازه رو!
‫انگار برگشتم به دوران کودکیم!

03:37.176 --> 03:39.678
‫امروز همه‌چی حول محور شادی و
‫بچگی کردن می‌چرخه

03:39.678 --> 03:42.848
‫اما نگران نباش، بابا.
‫برای شما هم برنامه داریم

03:42.848 --> 03:45.934
‫نگاه کنید، تیم بسکتبال اوریولز بالتیمور

03:45.934 --> 03:48.187
‫عازم مجموعه تورهای جهانی‌شونن

03:50.772 --> 03:52.691
‫اوه، اینم از صندوق‌های پستیِ رقاص

03:52.691 --> 03:55.360
‫خب، اگه تجربه‌ی رفتن به راهپیمایی
‫روز شکرگزاری رو داشته باشید،

03:55.360 --> 03:59.156
‫پس حتماً می‌دونید هر بچه‌ای
‫چشم انتظار یک لحظه‌ست

03:59.156 --> 04:00.532
‫واسه بابانوئل نامه داری، عزیزم؟

04:00.532 --> 04:03.702
‫اون لحظه هم همین حالا رقم می‌خوره

04:04.494 --> 04:11.126
‫ورود پرشکوه مردی با اسامی
‫نیکلاوس قدیس، کریس کرینگل و آقا قرمزپوشه

04:11.126 --> 04:15.464
‫یا به قول مایی که توی
‫بالتیمور زندگی می‌کنیم: «بابانوئل»

04:15.464 --> 04:17.632
‫عجب شادی و سرور خیره‌کننده‌ای

04:17.632 --> 04:21.762
‫با ورود آقای کلاوس توی
‫خیابون مریلند اتفاق میفته،

04:21.762 --> 04:23.889
‫این همه راه رو از قطب شمال کوبیده اومده

04:24.473 --> 04:27.601
‫ کلی هدیه و خوراکی هم برای
‫شما کوچولوها آوردن

04:27.601 --> 04:29.937
‫برای دیدن‌شون سر از پا نمی‌شناسن

04:29.937 --> 04:32.231
‫- تسی
‫- ببخشید. تسی، بیا. بابا اومده

04:32.231 --> 04:33.357
‫بیا بریم

04:33.357 --> 04:35.275
‫حتماً خیابون برکستون بازه.
‫سوئیچ ماشین دست توئـه؟

04:35.275 --> 04:36.735
‫توی جیب پالتوته

04:37.528 --> 04:39.154
‫- مامان، بابانوئل از کجا می‌دونه ما یهودی‌ایم؟
‫- بله؟

04:39.154 --> 04:42.157
‫چون دم درمون «مزوزا» آویزون می‌کنیم

04:42.157 --> 04:44.076
‫خب، اگه خونه‌ی مری بخوابم چی؟

04:44.076 --> 04:45.202
‫در هر صورت متوجه میشه

04:45.744 --> 04:47.079
‫مری چغولیم رو نمی‌کنه

04:47.079 --> 04:49.706
‫تسی، بابانوئل واقعی نیست. خب؟

04:49.706 --> 04:51.792
‫بابای چاقالوی مری
‫مثل بابانوئل لباس می‌پوشه

04:51.792 --> 04:54.211
‫به مری نگی مامانت همچین حرفی زده

04:54.211 --> 04:55.838
‫مری می‌دونه باباش چاقه

04:55.838 --> 05:00.217
‫بابایی منظورش اینه که
‫به مری نگو بابانوئل واقعی نیست

05:00.217 --> 05:03.220
‫خسته شدم از بس عینهو غیریهودی‌ها دروغ تو گوشت خوندم.
‫دیگه خانم شدی واسه خودت، خب؟

05:03.220 --> 05:06.807
‫چهار هفته‌ی دیگه حانوکاست و
‫بابایی هرچی بخوای برات می‌گیره

05:06.807 --> 05:08.767
‫- می‌دونم چی می‌خوام. یه اسب دریایی
‫- باشه؟

05:09.643 --> 05:10.769
‫خیلی‌خب، فعلاً بیا...

05:10.769 --> 05:13.438
‫- از این راهپیمایی باشکوه لذت ببریم
‫- یه راه‌بندونِ باشکوه

05:13.438 --> 05:15.983
‫از این طرف هم راه بسته‌ست.
‫باید برگردیم همون خیابون کلیسای جامع

05:15.983 --> 05:19.444
‫خیلی‌خب. دیوید رو بده من.
‫بیا بغلم، عزیزم. چه گل‌پسری

05:19.444 --> 05:22.489
‫نمی‌فهمم چرا مثل پارسال
‫دم موزه پارک نکردی

05:22.489 --> 05:24.700
‫مثل پارسال دم موزه پارک نکردم
‫چون خودت گفتی

05:24.700 --> 05:26.495
‫- دیگه نمی‌تونیم اونجا پارک کنیم چون...
‫- نه، عزیزم

05:26.520 --> 05:56.520
‫« ترجمه از iredprincess و امیر فرحناک »
‫::. FarahSub & @iredsub@ .::

06:08.869 --> 06:10.287
‫موجود کمیابیه

06:11.496 --> 06:13.165
‫یه ماهی تیلاپیای چشم‌خواره

06:27.054 --> 06:28.722
‫دنبال چیزی می‌گردی؟

06:30.724 --> 06:32.100
‫فقط دارم به ماهیه نگاه می‌کنم

06:33.352 --> 06:35.521
‫باید با مامان و بابات بیای

06:36.980 --> 06:39.274
‫اینجان؟

06:40.609 --> 06:42.694
‫می‌دونستی اسب‌های دریایی
‫ماهی محسوب میشن؟

06:43.278 --> 06:44.613
‫توی مدرسه یاد گرفتی؟

06:44.613 --> 06:47.658
‫من «بیس یاکوف» میرم.
‫چیزی درمورد ماهی بهمون یاد نمیدن

06:47.658 --> 06:49.535
‫فقط اینکه خدا توی روز پنجم آفریدتشون

06:50.619 --> 06:52.287
‫پرنده‌هارم همون روز آفریده

06:52.913 --> 06:53.914
‫آره

06:55.249 --> 06:56.625
‫اینجا اسب دریایی دارید؟

07:04.341 --> 07:05.968
‫« بازار لومبارد »

07:12.599 --> 07:13.934
‫آدامس انگور، لطفاً

07:17.271 --> 07:19.398
‫- سلام
‫- خانم شوارتز. سرسینه بدم یا گوشت گردن؟

07:19.398 --> 07:20.983
‫سه تا سرسینه

07:20.983 --> 07:22.693
‫اصلاً بکنیدش پنج‌تا

07:22.693 --> 07:25.445
‫میلتون همیشه دقیقه‌ی نودی
‫یه زوجی رو پیدا می‌کنه با خودش بیاره

07:25.445 --> 07:27.239
‫بخاطر اینکه یک پارچه آقاست

07:27.239 --> 07:28.782
‫بخاطر سرشناس بودنشه

07:28.782 --> 07:31.118
‫یه آدم سرشناس می‌فهمه
‫هرچیزی با پول خریدنی نیست

07:31.118 --> 07:34.663
‫مثل زن شجاع و زیبایی که واسه خریدن
‫گوشت حلال به این در و اون در می‌زنه

07:35.914 --> 07:37.499
‫شش ماهه بود

07:38.083 --> 07:39.835
‫چه بچه

07:39.835 --> 07:43.338
‫نگران نباشید، خانم شوارتز.
‫کسی دلتنگش نمی‌شه

08:05.652 --> 08:07.112
‫کسی دلتنگش نمی‌شه

08:43.232 --> 08:46.318
‫عذر می‌خوام. امکانش هست
‫پالتوی زرد رنگ توی ویترین رو پرُو کنم؟

08:46.318 --> 08:48.237
‫البته، خانم. معذرت می‌خوام

08:49.279 --> 08:51.573
‫خانم مایلن پالتوی زرد رنگِ
‫توی ویترین رو پرو کنن

08:51.573 --> 08:53.450
‫چشم، خانم. الان برمی‌گردم

08:54.284 --> 08:55.953
‫چیز دیگه‌ای لازم دارید
‫نشون‌تون بدم، خانم؟

08:55.953 --> 08:57.746
‫خیر، متشکرم.
‫همون پالتوئه کافیه

08:57.746 --> 09:00.499
‫اگه اون پالتو اندازه‌تون نشد،
‫می‌تونم یه‌دونه براتون سفارش بدم

09:00.499 --> 09:02.584
‫- الان لازم دارم
‫- تا دوشنبه به دست‌مون می‌رسه

09:03.627 --> 09:05.379
‫به‌خدا امروز صبح سه تا ازش مونده بود

09:05.379 --> 09:07.631
‫اونی که تن مدله چی؟

09:07.631 --> 09:09.508
‫مطمئنید، خانم؟
‫مدلی که سیا...

09:09.508 --> 09:11.176
‫بله، مشکلی نداره

09:11.176 --> 09:14.721
‫پالتو تموم صبح تن مدل بوده.
‫ممکنه کثیف شده باشه

09:15.514 --> 09:17.641
‫مایلم اون پالتو رو پرو کنم، لطفاً

09:17.641 --> 09:18.892
‫بله، خانم

09:18.892 --> 09:20.978
‫تا اتاق پرو راهنمایی‌تون می‌کنم

09:28.443 --> 09:31.238
‫یه خانمی اومده می‌خواد
‫پالتو زرده‌ی تن مدل رو پرو کنه

09:31.738 --> 09:32.739
‫مشکلی نداره؟

09:32.739 --> 09:35.075
‫اتل داره می‌بردش سمت اتاق پرو

09:37.786 --> 09:38.996
‫صبر کن... همراهم بیا!

09:43.417 --> 09:45.002
‫- کلیو
‫- لباسه رو می‌خوایم!

09:45.794 --> 09:48.005
‫- الان، خانم؟
‫- بله عجله کن

09:54.344 --> 09:55.721
‫« اتاق پرو »

09:55.804 --> 09:57.014
‫همینجا بمون

10:03.770 --> 10:05.772
‫گیره‌ی پیراهنه قلق داره

10:06.273 --> 10:07.316
‫مشکل از زیپه

10:10.360 --> 10:12.905
‫- داره میاد
‫- نمی‌تونم بازش کنم

10:13.655 --> 10:15.991
‫من می... خودم می‌تونم، خانم شرلی.
‫اشکالی نداره امتحان کنم؟

10:18.368 --> 10:19.453
‫دست بجنبون

10:25.250 --> 10:27.085
‫بخاطر همینه کل خیابون رو بستن؟

10:27.085 --> 10:29.171
‫بله. یه دختری از پایکسویل گم شده

10:29.171 --> 10:30.964
‫مادر و پدرش برای دیدن
‫راهپیمایی آورده بودنش

10:30.964 --> 10:33.091
‫وای، نه. من خودم پایکسویل زندگی می‌کنم

10:33.717 --> 10:35.552
‫واقعاً؟
‫اصلاً بهتون نمیاد

10:35.552 --> 10:37.221
‫اصلاً بهتون نمیاد یهودی باشید

10:37.221 --> 10:39.181
‫خب، مطمئنم به‌زودی سروکله‌اش پیدا می‌شه

10:39.181 --> 10:41.350
‫هرچی نباشه بالتیموره اینجا،
‫نیویورک که نیست

10:42.267 --> 10:44.978
‫وای، خیلی ممنونم.
‫پالتو رو هم برمی‌دارم. تشکر

10:46.313 --> 10:49.775
‫حالا بیا یه لباس دیگه تنت کنیم

10:49.775 --> 10:52.069
‫شاید یه طرح مری کوانت

10:52.569 --> 10:53.946
‫ببخشید

10:53.946 --> 10:57.157
‫ظهر شده و تأیید کردن
‫من امروز زودتر برم

10:58.617 --> 11:00.118
‫کسی به من چیزی نگفت

11:00.118 --> 11:02.829
‫هفته‌ی پیش با آقای گلدبرگ درمیون گذاشتم

11:03.455 --> 11:04.540
‫عه

11:06.083 --> 11:07.584
‫مجبورم از حقوقت کسر کنم

11:10.963 --> 11:14.007
‫خانم شرلی،
‫میشه لباس‌هام رو بیارن لطفاً؟

11:51.587 --> 11:53.005
‫وایسید، وایسید، وایسید، وایسید، وایسید

13:04.117 --> 13:06.203
‫- خانم شوارتز
‫- ممنونم، ارون

13:12.459 --> 13:13.961
‫کفشت چش شده؟

13:14.545 --> 13:16.046
‫کلاه مسخره‌ات چی میگه؟

13:16.046 --> 13:18.549
‫شوخیت گرفته؟
‫امروز می‌خوام سخنرانی کنم ها

13:18.549 --> 13:19.883
‫درمورد کلاه؟

13:20.968 --> 13:24.972
‫اون کلاه رو گذاشتی سرت
‫تا میرتل بتونه سفیدپوستای مرفه رو

13:24.972 --> 13:26.807
‫قانع کنه که تو رو از منجلاب فقر بیرون کشید

13:26.807 --> 13:30.477
‫شاید اگه سخنرانیم خوب پیش بره،
‫بذاره براش کار کنم

13:30.477 --> 13:32.646
‫عزیزم، همین الان هم داری براش کار می‌کنی

13:32.646 --> 13:34.356
‫من داوطلب میشم

13:34.356 --> 13:37.442
‫- همون حمالی خودمون
‫- حس می‌کنم به اندازه‌ی کافی تلاش نمی‌کنی

13:37.442 --> 13:40.445
‫انگار رئیس‌مون چند تا از نوچه‌هاش رو آورده

13:40.445 --> 13:42.990
‫مطمئنی می‌خوای
‫واسه میرتل سخنرانی کنی؟

13:44.157 --> 13:45.742
‫میشه درست رفتار کنی، لطفاً؟

13:45.742 --> 13:46.785
‫دارم سعیم رو می‌کنم

13:46.785 --> 13:50.205
‫اتحادیه‌ی سیاه‌پوست‌ها و یهودی‌ها
‫بخاطر شعارهای امت اسلامی درمورد

13:50.205 --> 13:53.625
‫قدرت سیاه‌پوستان روز به روز در حال تضعیفه

13:53.625 --> 13:56.003
‫بی‌بروبرگرد یهودستیزی پابرجاست

13:56.003 --> 13:57.963
‫مامان، خیلی ترافیک بود

13:57.963 --> 13:59.256
‫سلام

14:02.676 --> 14:03.927
‫سلام

14:03.927 --> 14:05.012
‫سلام

14:05.804 --> 14:07.347
‫- ببین کی اینجاست
‫- شرمنده

14:07.347 --> 14:10.434
‫این سته؟
‫رشدش از بدهی‌های من بیشتره

14:10.434 --> 14:12.311
‫- سلام، آقای واینستین
‫- مدی

14:12.895 --> 14:14.897
‫- میلتون، یه لطفی بهم بکن...
‫- باشه بعداً، ست

14:14.897 --> 14:19.151
‫در جریان باش که ساختمون استودیوی
‫توی ساندتاون رو دوباره برای اجاره‌ گذاشتم

14:19.151 --> 14:21.236
‫- همونی که پایین شهره؟
‫- خیلی‌خب، باشه

14:21.236 --> 14:22.946
‫پارسال یکی از آدم‌‌هات واسم مستأجر جور کرد

14:22.946 --> 14:24.865
‫- من میرم توی فروشگاه...
‫- ناسلامتی روز شکرگزاریه، آقای واینستین

14:24.865 --> 14:26.909
‫- ممنونم، عزیزم
‫- مگه جشن می‌گیریدش؟

14:26.909 --> 14:28.076
‫- بله
‫- من نه

14:28.076 --> 14:29.328
‫ما آمریکایی هستیم

14:29.328 --> 14:31.205
‫شرمنده دیر رسیدم

14:31.205 --> 14:35.335
‫بخاطر گم شدن یه دختربچه‌ای،
‫همه‌ی مسیرها بسته بودن

14:36.335 --> 14:39.087
‫ایشون دوست بنده، خانم دورا کارتر هستن

14:39.087 --> 14:42.799
‫بله، ما خانم کارتر رو می‌شناسیم

14:42.799 --> 14:45.677
‫امروز برای خانم سامر آواز می‌خونی؟

14:45.677 --> 14:47.179
‫پول میده؟

14:47.930 --> 14:49.932
‫کلیو، لیندا رو می‌شناسی؟

14:49.932 --> 14:52.601
‫ناظم دبیرستان داگلاسه

14:52.601 --> 14:55.020
‫توی مراسم اهداییه‌ی
‫مدرسه‌ی چارم همدیگه رو دیدیم

14:55.020 --> 14:56.355
‫همون کلاه رو اهدا کرده بودم

14:56.355 --> 15:00.275
‫امیدوار بودم بتونم پسرم، تدی
‫رو توی مدرسه‌تون ثبت‌نام کنم

15:00.275 --> 15:02.694
‫- نمره‌ی ریاضیش بالاترین...
‫- لطفاً با تشویق‌هاتون

15:02.694 --> 15:06.365
‫به اولین بانوی سیاه‌پوست عضو مجلس
‫ایالتی آمریکا، خانم میرتل سامر خوش‌آمد بگید

15:09.868 --> 15:13.997
‫حالا برای اهدای جوایز،
‫از حامی زیبای برنامه

15:13.997 --> 15:16.708
‫خانم میلتون شوارتز
‫دعوت به عمل می‌آوریم

15:18.627 --> 15:20.128
‫ممنون از همه

15:25.050 --> 15:28.887
‫مایلم از همه من‌جمله همسرم میلتون تشکر کنم

15:29.680 --> 15:32.891
‫که اجازه داده امروز اینجا
‫از طرف خونواده‌مون صحبت کنم

15:32.891 --> 15:35.269
‫آخه تا میشه تو رو نگاه کرد
‫کی به من نیاز داره؟

15:35.269 --> 15:39.106
‫می‌خوام از داوطلبین بی‌نظیرم،
‫این خانم‌های شجاع تشکر کنم

15:39.106 --> 15:42.734
‫بعضی‌هاشون از توی رحم مادرشون...

15:42.734 --> 15:44.570
‫از زمان تدریسم در کنارم هستن

15:44.570 --> 15:49.658
‫همونطور که می‌دونید، یک مرد یهودی
‫با سه دعای «شه‌لوآسانی» هر روز...

15:49.658 --> 15:52.744
‫شکر خدا رو به جای میاره

15:52.744 --> 15:54.663
‫چرا که غیریهودی آفریده نشد

15:54.663 --> 15:56.874
‫نیازهای جامعه‌مون رو می‌شناسم

15:56.874 --> 15:58.417
‫بخاطر این که برده آفریده نشد

15:58.417 --> 15:59.710
‫در مسیر رسیدن به رفاه

15:59.710 --> 16:02.462
‫و برای اینکه یک زن خلق نشده

16:03.797 --> 16:06.925
‫شنیدم میگن بخاطر سختی‌هاییه که
‫ما خانم‌ها به دوش می‌کشیم

16:06.925 --> 16:09.553
‫بچه‌هاشون رو به مدارس نامجهز می‌فرستن و
‫توی مکانی ناامن زندگی می‌کنن...

16:09.553 --> 16:11.283
‫مدارس‌مون هیچ مشکلی نداشتن...

16:11.308 --> 16:14.725
‫تا اینکه بهترین دانش‌آموزان‌مون رو
‫به مدارس سفیدپوست‌ها فرستادیم

16:14.725 --> 16:16.935
‫بی‌راه نمی‌گه

16:16.935 --> 16:21.273
‫به نظر من شل گوردن از قصد چندتا از
‫نوچه‌هاش رو فرستاده تا مُخل این رویداد باشن

16:21.273 --> 16:22.691
‫خب، منو کسی نفرستاده

16:23.317 --> 16:25.694
‫من و بقیه کارفرماهایی مثل آقای گوردن
‫از جانب خودمون صحبت می‌کنیم

16:25.694 --> 16:27.487
‫- که بیشتر از تک‌تک شما...
‫- کارفرما؟

16:27.487 --> 16:28.488
‫ به این جامعه اهمیت میدیم

16:28.488 --> 16:33.535
‫آقای گوردن یه مجرمه که ۲۰ ساله
‫قمار غیرقانونی برپا می‌کنه

16:33.535 --> 16:35.746
‫و حالا هم موادمخدر رو
‫به کارنامه‌ی اعمالش اضافه کرده

16:35.746 --> 16:38.582
‫هزینه‌ی اولین ستاد شما رو
‫آقای گوردن پرداخت کرده

16:39.166 --> 16:41.126
‫نمیشه جای ما صحبت کنی

16:44.713 --> 16:46.298
‫از طرف من صحبت می‌کنه

16:48.008 --> 16:49.301
‫ادامه بده، کلیو

16:53.597 --> 16:57.059
‫واقعاً مسئله آقای گوردن نیست

16:57.809 --> 16:58.977
‫جدی میگم

16:58.977 --> 17:03.315
‫اکثریت ما در تکاپوییم راهی پیدا کنیم
‫تا بچه‌هامون بدون دعوا و درگیری یک سوم

17:03.315 --> 17:08.529
‫داشته‌های سفیدپوست‌ها رو داشته باشن و
‫تحصیلات مناسب شامل حالشون بشه

17:09.112 --> 17:12.366
‫درست مثل حرف خودتونه،
‫هیچوقت نمی‌تونن شرافت‌مون رو ازمون بگیرن

17:12.366 --> 17:13.784
‫بلکه خودمون تسلیم می‌شیم

17:19.998 --> 17:24.461
‫مفتخرم این سه جایزه رو
‫به سه خانمی که

17:25.045 --> 17:31.176
‫الگویی از عزم و رهبری
‫در جامعه‌ی ما هستن، تقدیم کنم

17:31.176 --> 17:32.761
‫تبریک میگم، خانم‌ها

17:32.761 --> 17:35.556
‫ممنونم، خانم شوارتز.
‫خبرهای مهمی به دستم رسیده

17:36.139 --> 17:40.269
‫همین الان بهمون خبر دادن که
‫پلیس شعاع جست‌وجوی

17:40.269 --> 17:44.898
‫جدیدی اضافه کرده و
‫هر گروه جست‌وجو هر ۴۵ دقیقه

17:44.898 --> 17:46.608
‫از کنیسه‌ی دروید هیل عازم میشه

17:47.276 --> 17:48.318
‫لطفاً همکاری کنید و...

17:48.318 --> 17:52.114
‫برای تسی دِرست و خانواده‌اش دعا کنید

17:52.948 --> 17:53.991
‫خدا قوت

18:06.295 --> 18:07.379
‫ خدای من، مامان

18:07.379 --> 18:10.007
‫پلیس چندین خط برای
‫این موقعیت اورژانسی در نظر گرفته

18:10.507 --> 18:12.926
‫- تسی دِرست آخرین بار...
‫- باید با بابا می‌رفتم

18:12.926 --> 18:15.304
‫- توی راهپیمایی روز شکرگزاری...
‫- تسی دِرست؟

18:15.929 --> 18:17.055
‫آره، دختر آلن دِرست

18:17.055 --> 18:19.016
‫بله، می‌دونم تسی دِرست کیه

18:19.016 --> 18:20.809
‫- پس چرا سؤال پرسیدی؟
‫- من چیزی نپرسیدم

18:20.809 --> 18:23.312
‫فقط... تو کتم نمیره

18:26.565 --> 18:27.733
‫نمی‌تونم آشپزی کنم

18:28.567 --> 18:30.360
‫باید بریم بیرون دنبالش بگردیم

18:31.612 --> 18:33.155
‫تو تسی دِرست رو کشتی؟

18:33.155 --> 18:35.908
‫خون گوشت بره‌ست، ست

18:36.992 --> 18:39.328
‫واسه همین دیر کردم.
‫باید لباس جدید می‌گرفتم

18:40.329 --> 18:42.122
‫راستی مجبوری آشپزی کنی چون...

18:42.122 --> 18:46.335
‫بابا اونی که باهاش هم‌مدرسه‌ای بودی
‫رو دعوت کرده، والس وایت

18:46.335 --> 18:48.629
‫معلومه که بابات بهم نمیگه
‫طرف داره برای شام میاد

18:48.629 --> 18:50.005
‫- دقیقه‌ی نودی شد
‫- عادت همیشگیشه

18:50.005 --> 18:53.175
‫بله، مطمئنم واسه تسی دِرست
‫هم یه اتفاق دقیقه نودی بوده

18:55.844 --> 18:57.971
‫یه دخترکوچولوی یهودی گم شده

18:59.306 --> 19:02.309
‫- نمی‌خوای کمک کنی؟
‫- نه، نه، من گشنمه

19:02.309 --> 19:05.521
‫اگه خودت گم می‌شدی، دلت نمی‌خواست
‫آلن برای پیدا کردنت کمکم کنه؟

19:05.521 --> 19:07.814
‫آها، پس می‌خوای دنبال تسی بگردی

19:07.814 --> 19:10.275
‫صرفاً برای اینکه اگه من گم شدم
‫بتونی روی دِرست حساب کنی؟

19:10.275 --> 19:12.736
‫چرا همیشه‌ی خدا انقدر از من داد داری؟

19:16.532 --> 19:19.701
‫گوشت کل روز توی ماشین بوده.
‫مطمئنم فاسد شده

19:19.701 --> 19:20.827
‫گوشت چیزیش نشده

19:28.919 --> 19:31.547
‫ملت می‌خوان با قماربازی کار کنن
‫که می‌تونه براشون بُرد بیاره

19:31.547 --> 19:33.465
‫- می‌خوای اینکار رو بکنی؟ باید...
‫- تدی؟

19:35.509 --> 19:36.718
‫مگه اینکه دستم بهت نرسه

19:37.761 --> 19:40.389
‫- بس نیست، چارلی؟
‫- بعدازظهر بخیر، کلیوپاترا

19:44.768 --> 19:46.144
‫چارلی، تو بهم قول دادی

19:46.144 --> 19:48.044
‫هی، این پسر استعداد آلوین
‫توی شرط‌بندی رو داره

19:48.069 --> 19:50.947
‫اون موقع که پدرم این کاره بود،
‫شل اصلاً نمی‌دونست چی به چیه

19:51.441 --> 19:53.735
‫عمراً اگه بذارم واسه اون کار کنه.
‫شنیدی؟

20:15.674 --> 20:17.676
‫کلیو، اوضاع چطوره؟

20:18.260 --> 20:19.970
‫خوبه، جانی.
‫از دیدنت خوشحالم

20:20.971 --> 20:24.057
‫- مامان، دارم جوک می‌گم
‫- نه بابا؟

20:25.017 --> 20:28.145
دوست دارم دوست‌دخترهام
‫مثل نیمرو باشن

20:28.145 --> 20:29.354
‫عسلی

20:31.190 --> 20:32.983
‫از دیدنت خوشحال شدم، کلویی

20:32.983 --> 20:35.569
‫اگی وودز با جانی رو از
‫سالن رد فاکس یادت میاد؟

20:35.569 --> 20:36.653
‫آره

20:37.362 --> 20:39.531
‫روز شکرگزاری همگی مبارک.
‫بجنب، نذار جلوت رو بگیرم

20:39.531 --> 20:42.659
‫دوست دارم دوست‌دخترهام مثل قهوه باشن

20:42.659 --> 20:44.185
‫جذاب و سیاه

20:44.210 --> 20:46.663
‫هی، این یکی بهتر بود.
‫داری... پیشرفت می‌کنی

20:46.663 --> 20:48.290
‫من یکی بگم. من یکی بگم

20:48.290 --> 20:50.542
‫- اون جوکه چی بود؟
‫- کدوم یکی؟

20:50.542 --> 20:53.837
‫بیخیال، اسلپ. حتماً می‌دونی

20:55.005 --> 20:59.426
‫همونی که من می‌رسم خونه و خیال می‌کنم
‫بچه‌ها رو برای شکرگزاری آماده کردی

21:02.012 --> 21:03.805
‫ای وای، از این جوک خوشتون نیومد؟

21:04.765 --> 21:05.766
‫منم همینطور

21:07.976 --> 21:09.269
‫بیا، عزیزم. بیا بریم

21:10.646 --> 21:12.773
‫بعداً به حساب تو هم می‌رسم

21:14.691 --> 21:17.194
‫بیخیال، لئو. اگی و جانی تازه رسیدن شهر

21:17.194 --> 21:19.363
‫- وقت رفتنه
‫- هشت‏ سالی میشه که ندیدم‌شون

21:19.863 --> 21:22.699
‫کتت رو بپوش، عزیز

21:22.699 --> 21:26.870
‫- هدیه‌ی کریسمسم رو انتحاب کردم
‫- می‌تونی واسه بابانوئل نامه بنویسی

21:26.870 --> 21:28.622
‫نه، خوندن بلد نیست

21:28.622 --> 21:29.790
‫کی گفته؟

21:29.790 --> 21:32.251
‫تدی. ولی دستم که بهتر شد
‫براش یه نقاشی می‌کشم

21:32.251 --> 21:34.086
‫چرا بهم نگفتی داره میاد بالا؟

21:34.086 --> 21:35.754
‫آخی، دستت درد می‌کنه؟

21:36.380 --> 21:38.465
‫بشین، چیزی نیست

21:38.966 --> 21:41.134
‫خدمتت عرض کنم قبل‌تر که
‫داشت می‌خندید و تو هنوز

21:42.010 --> 21:43.846
‫سراسیمه از راه نرسیده بودی،
‫دستش درد نمی‌کرد

21:43.846 --> 21:46.223
‫سراسیمه؟ من سراسیمه اومدم؟

21:46.223 --> 21:48.392
‫حتی ازت برنمیاد
‫تدی رو از توی خیابون جمع کنی

21:49.142 --> 21:50.561
‫تدی توی خیابون نیست

21:50.561 --> 21:52.604
‫این پسر هرروز میره
‫حساب کتاب شرط‌بندی‌ها رو می‌کنه

21:52.604 --> 21:55.023
‫نیازی نبود هرروز بره واسه حساب و کتاب
‫اگه نمایش کثیفت

21:55.023 --> 21:57.442
‫باعث نمی‌شد از همه‌ی
‫کلوب‌های محله اخراج بشی

21:57.442 --> 21:59.570
‫من کثیف نیستم. دنیا کثیفه

22:00.779 --> 22:03.991
‫میرم خونه‌ی مادرم تا
‫تصمیم بگیری برگشتنت سرکار

22:03.991 --> 22:07.202
‫به اندازه‌ی نظرت مهمه یا نه

22:07.703 --> 22:08.954
‫بجنب، تدی. پاشو بریم

22:09.705 --> 22:11.832
‫من می‌دونم کی هستم و می‌خوام چیکاره بشم

22:12.416 --> 22:13.936
‫حداقل اون ورشکسته نیست

22:14.835 --> 22:16.879
‫محض اطلاعتون باید بگم که
‫ورشکسته‌ها هم می‌تونن شاد باشن

22:16.879 --> 22:19.089
‫همه‌چی رو به مسخره گرفتی؟

22:19.673 --> 22:21.133
‫پسرها عاشق جوک‌هامن

22:22.092 --> 22:23.802
‫- تق تق
‫- کیه؟

22:23.802 --> 22:24.803
هزارپا

22:24.803 --> 22:26.138
کدوم هزارپا؟

22:26.138 --> 22:28.307
‫همونی که با بابانوئل
‫روی درخت کریسمس شاشید

22:28.307 --> 22:30.434
‫مامانت دوست داره
‫از این جوک‌ها بگم

22:30.976 --> 22:33.103
‫برام مهم نیست چجور جوکی میگی

22:33.854 --> 22:36.106
‫فقط مردم پول بدن
‫بیان بهت گوش بدن کافیه، اسلپ

22:36.690 --> 22:38.233
‫میشه کیفم رو بگیری، لطفاً؟

22:40.194 --> 22:41.236
‫صبر کن ببینم، پس واقعاً داری
‫روز شکرگزاری

22:41.236 --> 22:42.779
‫- ترکم می‌کنی؟
‫- بریم

22:43.572 --> 22:45.240
‫حداقل بذار یکی از پسرها پیشم بمونن

22:46.116 --> 22:47.409
‫ترجیحم تدیه

22:47.910 --> 22:50.078
‫به شل بگو دیرتر یه سر میام!

22:50.787 --> 22:52.915
‫باورت نمیشه توی کتابفروشی
‫مرکز شهر چی دیدم

22:52.915 --> 22:54.291
‫توی هایلندتاون؟

22:54.291 --> 22:55.751
‫آره

22:55.751 --> 22:58.086
‫دو تا پسر جوونی که تأسیسش کردن،

22:59.296 --> 23:02.257
‫شعبه‌ای از حزب حقوق ایالات ملی
‫راه انداختن

23:03.300 --> 23:05.135
‫می‌خوان نازی بازی دربیارن

23:05.719 --> 23:07.930
‫وانمود به نازی بودن کنن؟

23:09.139 --> 23:12.142
‫اگه جنبشی رو وسط بالتیمور راه بندازن
‫دیگه اسمش بازی نیست

23:12.142 --> 23:14.144
‫دلم به حال یهودی‌هایی که
‫خیال می‌کنن این کار امنیت داره، می‌سوزه

23:14.144 --> 23:18.023
‫من دلم به حال ستاره‌های تلویزیونی‌ای می‌سوزه
‫که حتی تو تعطیلات هم نمی‌تونن با کسی برن سرقرار

23:18.023 --> 23:20.442
‫فکر کردی خانم‌ها کشته مُرده‌ی
‫مجری‌های محلی‌ان؟

23:20.442 --> 23:22.069
‫شکست نفسی نکن، والس.
‫کاری از پیش نمی‌بری

23:22.069 --> 23:23.654
‫لطفاً دستمال بگیر

23:23.654 --> 23:26.240
‫مدی، می‌تونی منو با چندتا از
‫دوستانت آشنا کنی؟

23:28.075 --> 23:31.328
‫شرمنده، والس.
‫مدی هیچ دوستی نداره

23:31.328 --> 23:32.996
‫باورم نمیشه

23:34.623 --> 23:37.084
‫- نخیر، همیشه یکی تو صف وایستاده که...
‫- می‌اندازیش روی زمین؟

23:37.084 --> 23:38.752
‫...بخواد با مدی مورگنسترن دوست بشه

23:39.461 --> 23:41.296
‫شرمنده، شوارتز

23:42.714 --> 23:43.757
‫به سلامتی زندگی

23:44.508 --> 23:45.801
‫به سلامتی زندگی

23:46.677 --> 23:48.887
‫می‌دونستی وقتی پدر
‫تسی دِرست مامانت رو پیچوند،

23:50.013 --> 23:52.182
‫من بردمش جشن فارغ‌التحصیلی؟

23:53.934 --> 23:56.353
‫آره، توی اتاق خبر مدرسه هق‌هق کنان
‫پیداش کردیم و من از فرصت استفاده کردم...

23:56.353 --> 24:00.274
‫وای، والی. عجب داستان قشنگیه
‫که همیشه سر زبونته

24:00.274 --> 24:02.609
‫هق‌هق نبود، داشتم گریه می‌کردم

24:03.360 --> 24:05.613
‫مطمئن باش اصلاً سر یه
‫جشن فارغ‌التحصیلی مسخره نبود

24:06.613 --> 24:08.699
‫فکر کن دِرست نمی‌پیچوندت

24:09.199 --> 24:10.868
‫یهودی افراطی‌ای شده

24:10.868 --> 24:13.203
‫خیلی‌خب، یکم مؤدب باش

24:13.203 --> 24:16.331
‫دختر این آقا گم شده.
‫واسش جوک نساز

24:16.331 --> 24:19.793
‫به هر دلیلی تا حالا درمورد این
‫عشق دبیرستانی بزرگ با آلن دِرست چیزی نشنیدم

24:19.793 --> 24:22.838
‫چون اصلاً خبری از عشق بزرگ دبیرستانی نبود

24:22.838 --> 24:25.549
‫سال آخرم توی اتاق خبر مدرسه‌ام خاک شد

24:25.549 --> 24:28.135
‫تموم فکر و ذکرم همون بود.
‫هیچکس نگاهمم نمی‌کرد

24:28.135 --> 24:30.345
‫الان کی داره شکست نفسی می‌کنه؟

24:30.345 --> 24:32.431
‫همه واسه‌ش سرودست می‌شکوندن

24:34.057 --> 24:39.021
‫اما فقط میلتون تونست دلشو ببره

24:39.021 --> 24:41.190
‫خیلی‌خب، دیگه جلوی ست ادامه ندید

24:42.733 --> 24:46.486
‫بالاخره ستاره‌ی اتاق خبر مدرسه

24:46.486 --> 24:49.364
‫قصد سر زدن به سرسینه‌ی بره‌ها کرده؟

24:49.364 --> 24:51.742
‫باریکلا، بچه‌جون

24:51.742 --> 24:54.286
‫- آره، خیلی خوبه
‫- به‌درد کار توی تلویزیون می‌خوره

24:54.286 --> 24:56.663
‫والا بخدا.
‫منم همیشه بهش میگم

24:56.663 --> 24:59.458
‫برسیم خونه

24:59.458 --> 25:02.461
‫روی دستت کمپرس سرد می‌ذاریم.
‫باشه، عزیزم؟

25:03.712 --> 25:06.548
‫اینجوری ورمش می‌خوابه و
‫حالت بهتر میشه

25:10.677 --> 25:13.555
‫ببخشید. شرمنده.
‫اون کیف رو بذار اونجا

25:13.555 --> 25:16.767
‫می‌دونم، عزیزم. آره، می‌دونم

25:19.895 --> 25:22.022
‫می‌فهمم، بذار اینو دربیارم

25:26.119 --> 25:28.382
‫می‌دونم. سلام، مامان

25:31.908 --> 25:33.118
‫بیا، پیش خودم بشین

25:33.118 --> 25:34.452
‫اسلپی کجاست؟

25:35.161 --> 25:36.454
‫کار داشت

25:38.171 --> 25:39.833
‫پس بهتره یه شوهر دیگه بگیری

25:39.833 --> 25:41.001
‫روز شکرگزاری مبارک

25:41.001 --> 25:43.378
‫اگه جای اینکه پشت بارِ مشروب‌فروشی باشی...

25:43.378 --> 25:44.671
‫پیش خانواده‌ت بودی، خوشحال‌تر می‌شد

25:44.671 --> 25:48.008
‫وقتی خانم سامر منو تمام‌وقت استخدام کنه،
‫دیگه نیازی نیست شب‌ها کار کنم

25:48.008 --> 25:50.886
‫فقط تا اون موقع یکی باید
‫کمکم کنه پسرها رو نگه دارم

25:50.886 --> 25:52.637
‫اونم فقط روزهای تعطیل

25:52.637 --> 25:56.153
‫اگه قول بدید توی اتاق خودتون بمونید

25:56.933 --> 25:58.668
‫پسر کوچولوی من چطوره؟

25:58.894 --> 26:00.604
‫بیا اینجا ببینمت

26:01.830 --> 26:03.957
‫- بازم چشم‌هاش زرد شدن، یونتا
‫- می‌دونم، مامان

26:03.982 --> 26:05.859
‫فردا یه‌سر دکتر می‌برمش.
‫آبمیوه می‌خوای؟

26:05.859 --> 26:07.319
‫هرچی دکتر بردی بسه

26:07.319 --> 26:09.654
‫اونا فقط بلدن بگن:
‫«کم‌خونی داسی شکل درمانی نداره»

26:09.654 --> 26:10.864
‫- مامان
‫- باید به فرستاده‌ی خدا بگیم

26:10.864 --> 26:12.198
‫بیاد یه نگاهی بهش بندازه

26:12.198 --> 26:14.451
‫- فرستاده‌ی خدا بیاد بره تو کونم
‫- هی، هی! حرف دهنت رو بفهم

26:14.451 --> 26:15.952
‫شنیدی چی گفتم.
‫نمی‌خوام دستش به پسرم بخوره

26:15.952 --> 26:17.579
‫وقتی راجع‌به پدر روحانی حرف می‌زنی
‫حواست به حرف زدنت باشه

26:17.579 --> 26:18.914
‫خودت حواست به حرف زدنت باشه، آیزیا

26:18.914 --> 26:20.590
‫مثل اینکه یادت رفته خونه‌ی کی هستی

26:20.615 --> 26:22.042
‫خونه‌ی کی‌ام؟ بابام؟

26:22.042 --> 26:24.263
‫الان خیلی وقته که خونه‌ی منه

26:24.288 --> 26:26.087
‫روی صندلیش راحتی؟

26:26.087 --> 26:28.706
‫وقتی با آیزیا حرف می‌زنی
‫یکم بهش احترام بذار

26:28.731 --> 26:32.652
‫- احترام یه جاده‌ی دوطرفه‌ست، مامان.
‫- خدا از دلت بشنوه!

26:33.094 --> 26:34.304
‫باید برم سر کار

26:34.304 --> 26:37.365
‫روی دست و صورتش یه کمپرس گرم بذار

26:40.685 --> 26:43.438
<i>‫رئیس استسلی از پاسگاه بالتیمور</i>

26:43.438 --> 26:47.275
<i>‫به ما خبر داده که چندین واحد رو واسه
‫جست‌وجوی دختر گمشده اعزام کرده</i>

26:47.275 --> 26:51.446
<i>‫و به تمام خودروهای گشتی هشدار داده
‫حواس‌شون به هر فرد مظنونی باشه</i>

26:51.446 --> 26:56.076
<i>‫مفقود شدن تسی مردم شهری رو
‫باهم متحد کرده که اکثراً از هم دورن</i>

26:56.576 --> 26:58.578
<i>‫اسقف کارول و کشیش...</i>

27:00.622 --> 27:01.831
‫آلن دِرست

27:04.513 --> 27:06.303
‫کی اهمیت میده؟

27:07.087 --> 27:10.006
<i>‫اگه اطلاعاتی دارید
‫که ممکنه به ما کمک کنه...</i>

27:10.006 --> 27:11.966
‫حرفی تو دلت نمونده؟

27:12.968 --> 27:13.969
‫چرا

27:14.844 --> 27:16.481
‫تسی دِرست گم شده

27:17.222 --> 27:20.767
‫الان اصلاً حس خوبی ندارم که توی آشپزخونه‌ام

27:20.767 --> 27:22.881
‫فکر می‌کردم از آشپزخونه‌ی جدید خوشت میاد

27:24.646 --> 27:29.985
‫ببین، مدی، میشه فقط یه
‫شام شکرگزاری خوب داشته باشیم و...

27:29.985 --> 27:33.113
‫واسه چند ساعت هم شده
‫حرفی از تسی دِرست نزنیم؟

27:33.947 --> 27:37.325
<i>‫آقای دِرست، دوست دارید
‫چند کلمه‌ای با شنوندگان حرف بزنید؟</i>

27:37.993 --> 27:42.622
<i>‫لطفاً واسه دختر کوچولومون
‫دعا کنید و دنبالش بگردید</i>

27:43.123 --> 27:47.002
<i>‫ما امیدواریم، و منتظریم تا
‫به خونه برگردونیمش. ممنون</i>

27:49.462 --> 27:52.233
‫- مدی...
‫- باید بریم بهشون کمک کنیم

27:53.275 --> 27:57.863
‫خوراک سرسینه رو توی ظر‌ف‌های پاستا ریختی

27:57.888 --> 27:59.468
‫چرا همچین کاری کردی؟

28:03.560 --> 28:06.980
‫از همه‌تون متأسفم،
‫ولی باید تمام این سرسینه رو دور بریزم

28:06.980 --> 28:08.982
‫- متأسفم، والس. نه
‫- مشکلی نیست

28:08.982 --> 28:10.775
‫- از والی عذرخواهی می‌کنی؟
‫- متأسفم، آره

28:10.775 --> 28:13.862
‫مگه والی تا خیابون لامبارد رفت
‫برات گوشت حلال بیاره؟

28:13.862 --> 28:16.781
‫والس مهمون ماست،
‫و الان هیچی واسه پذیرایی ازش نداریم

28:16.781 --> 28:20.546
‫نکنه واسه خوردن یه لقمه غذا
‫باید منتظر شیم تسی درست پیداش شه؟

28:20.721 --> 28:22.957
‫باشه، بیا روزه بگیریم

28:22.982 --> 28:25.943
‫منو بگو فکر می‌کردم عید شکرگزاریه
‫نگو روز آمرزشه

28:28.710 --> 28:29.711
‫چیکار می‌کنی...

28:29.711 --> 28:32.088
‫بده من. چیکار می‌کنی؟

28:33.503 --> 28:35.042
‫بده‌ش من!

28:41.556 --> 28:42.557
‫نه!

28:46.061 --> 28:47.062
‫ببخشید

29:00.367 --> 29:02.035
‫چیـ...

29:45.704 --> 29:46.955
‫مدی، والس رفت

29:46.955 --> 29:49.541
‫میشه بیای این جنون رو تمومش کنی؟

29:49.840 --> 29:51.425
‫همه‌چی رو تمیز کردم

29:54.838 --> 29:56.381
‫بیا بیرون، بذار دستت رو ببینم

30:09.311 --> 30:11.897
‫چی شده؟ چت شد؟

30:11.897 --> 30:15.881
‫چرا همه جوری رفتار می‌کنن انگار
‫چون اهمیت میدم یه مَرضی دارم؟

30:20.238 --> 30:22.021
‫راجع‌به تسی درست؟

30:23.074 --> 30:24.159
‫نمی‌دونم، مدی

30:24.159 --> 30:27.621
‫کل بالتیمور بسیج شدن دنبالش می‌گردن،
‫اون‌وقت من مغزم تاب برداشته؟

30:27.621 --> 30:30.498
‫من کسی رو ندیدم که همچین واکنشی نشون بده

30:30.498 --> 30:33.050
‫و هرگز نگفتم مغزت تاب برداشته

30:33.835 --> 30:35.128
‫هرگز این حرف رو نزدم

30:35.128 --> 30:38.715
‫فقط ناراحت بودم که چیزی واسه پذیرایی نداریم

30:38.715 --> 30:43.720
‫خدا اون روز رو نیاره
‫که من یه‌بار برات غذا آماده نکنم

30:45.655 --> 30:46.656
‫غذا آماده نکنی؟

30:46.681 --> 30:47.766
‫آره، میلتون

30:48.808 --> 30:52.053
‫آره، میلتون.
‫الان ۲۰ ساله که دارم همین کارو می‌کنم

30:52.604 --> 30:56.149
‫و تو فکر می‌کنی من فقط
‫به درد خونه‌داری می‌خورم

30:57.234 --> 30:58.235
‫نه، اینطور نیست

30:58.235 --> 31:00.570
‫- هست
‫- نه، نیست. نه

31:04.282 --> 31:05.283
‫پس چیه؟

31:06.076 --> 31:07.202
‫مدی...

31:07.827 --> 31:09.732
‫به‌نظرت توی چه کاری خوبم؟

31:15.168 --> 31:16.753
‫تو هیچ‌وقت نخواستی کار دیگه‌ای کنی

31:16.753 --> 31:19.965
‫هیچ‌وقت نشد کار دیگه‌ای کنم!

31:19.965 --> 31:22.161
‫تابحال پرسیدی چرا؟

31:34.729 --> 31:39.526
‫بچه‌ای که گم میشه اگه توی
‫‏۲۴ الی ۴۸ ساعت اول پیداش نشه

31:39.526 --> 31:42.070
‫احتمالاً فوت کرده. اینو می‌دونستی؟

31:42.070 --> 31:45.156
‫مدی، این چه کاریه؟

31:46.992 --> 31:48.660
‫چه‌خبره اینجا؟

31:50.870 --> 31:53.748
‫- فقط بذار گم و گور شه
‫- هی، حرف دهنت رو بفهم

31:53.748 --> 31:56.668
‫نیازی نیست بابات اجازه بده که برم

31:58.628 --> 32:01.851
‫جواب بده، مدی. کجا میری؟

32:04.467 --> 32:05.802
‫چه‌خبر شده؟

32:07.262 --> 32:09.460
‫مدی، ازت انتظار این کارو نداشتم

32:09.681 --> 32:11.808
‫اصلاً انتظارش رو نداشتم!

32:30.076 --> 32:33.705
‫یه زمانی بود که باورم نمی‌شد
‫همسرت رو گذاشتی و رفتی

32:34.706 --> 32:38.668
‫اون خونه‌ی زیبات رو،
‫اون زندگی‌ای که باهم داشتید

32:40.170 --> 32:43.340
‫ولی همون‌جوری که مرگ
‫طرز نگاه مردم به من رو عوض کرد

32:44.216 --> 32:46.626
‫طرز نگاه من به تو هم عوض کرد

32:48.637 --> 32:50.554
‫یه‌بار دیدمت، مدی شوارتز

32:52.557 --> 32:55.213
‫قبل از شروع تمام این ماجراها دیدمت

32:55.518 --> 32:57.849
‫می‌دیدم که خیره به نگاه کردنِ منی

32:58.146 --> 33:00.607
‫مثل اون جمله‌ایه که
‫وقتی بچه‌ای سریع تکرارش می‌کنی

33:01.524 --> 33:04.236
‫دارم تصویر خودم رو می‌کشم
‫که داره تصویر خودم رو می‌کشه

33:04.236 --> 33:06.071
‫که اونم تصویر خودم رو می‌کشه

33:08.531 --> 33:11.910
‫نقاشی همین‌جوری ادامه داره
‫تا وقتی انقدر کوچیک شه

33:13.119 --> 33:15.914
‫که دیگه چیزی رو نتونی توش ببینی

33:22.587 --> 33:24.214
‫شب خوش، خانم جانسون

33:24.214 --> 33:25.423
‫دورا چطوره؟

33:26.174 --> 33:28.218
‫دمنوش فلفل سیاه شاید کمکش کنه

33:29.034 --> 33:30.929
‫وقتی کارم پایین تموم شد یه سر بهش می‌زنم

33:30.929 --> 33:32.639
‫- میشه اینو آویزون کنی؟
‫- حتماً

33:33.139 --> 33:34.391
‫ممنون، کلرنس

34:10.010 --> 34:12.429
‫اون دختر مفقودیِ یهودی یه‌کاری کرد
‫همه امروز زود تعطیل کردن

34:12.429 --> 34:15.932
‫پس می‌خوای به آقای گوردن بگم
‫وقتی کل شهر روی ۴۶۶ شرط بستن

34:15.932 --> 34:17.559
‫ما هیچ تضمینی نداریم؟

34:17.559 --> 34:19.644
‫لئو، روز شکرگزاری مبارک

34:19.644 --> 34:22.623
‫- روز شکرگزاری مبارک، ورنون
‫- مرسی

34:32.733 --> 34:35.968
‫« کلیو جانسون »

34:44.461 --> 34:45.545
‫اومدم

34:49.382 --> 34:50.383
‫مدی

34:53.303 --> 34:56.556
‫- اینجا چیکار می‌کنی؟ بیا داخل
‫- سید، واقعاً عذر می‌خوام مزاحمت شدم

34:56.556 --> 34:57.724
‫بیا داخل

34:57.724 --> 34:59.196
‫نه، چه زحمتی

35:00.316 --> 35:04.053
‫اون آپارتمانی که گفتی،
‫همونی که توی پایین شهره

35:05.732 --> 35:08.276
‫می‌خوام یه مدتی ازت اجاره‌ش کنم

35:08.276 --> 35:10.176
‫چی میگی؟

35:10.779 --> 35:13.798
‫میلتون کجاست؟ اوه... تعطیله!

35:13.823 --> 35:15.909
‫- ولی واسه این...
‫- بیاریدش اینجا

35:19.371 --> 35:20.599
‫ممنون، پسرها

35:23.528 --> 35:25.218
‫تسی بیچاره

35:42.102 --> 35:44.136
‫- کیرم دهنت
‫- منم، کلیو

35:44.479 --> 35:45.647
‫ببخشید

35:45.647 --> 35:47.107
‫کیرم دهنت، کلیو

35:47.107 --> 35:48.608
‫امشب ساعت ۱۰ اجرا داری

35:48.608 --> 35:49.734
‫۱۱

35:49.734 --> 35:51.027
‫گفتم ۱۰

35:51.027 --> 35:52.862
‫برات دمنوش فلفلت رو آوردم

35:52.862 --> 35:54.906
‫هنوز اون کلاه مسخره سرته؟

35:54.906 --> 35:57.896
‫کون لقت، دورا

36:00.036 --> 36:01.925
‫مدی، چه بلایی سر دستت اومد؟

36:05.834 --> 36:08.753
‫- می‌خوای انقدر سؤال نپرسم؟
‫- اگه نپرسی ممنون میشم

36:11.715 --> 36:14.050
‫می‌تونم بگم جودث نشونت بده

36:14.050 --> 36:16.261
‫- دخترم رو که یادته؟ جودث
‫- البته

36:16.928 --> 36:18.388
‫جودث!

36:18.388 --> 36:19.780
‫بله؟

36:22.008 --> 36:24.979
‫می‌خوام بری آپارتمان رو
‫به خانم شوارتز نشون بدی

36:25.145 --> 36:28.313
‫- همونی که پایین شهره؟
‫- مگه چندتا آپارتمان داریم؟

36:29.753 --> 36:31.795
‫حواست رو جمع کن

36:32.986 --> 36:34.766
‫مدی، عجله‌ای نیست

36:34.791 --> 36:37.984
‫دوباره ازت می‌گیرم‌شون.
‫فقط می‌خوام یکی دو ماهی پیشت گرو باشن

36:42.934 --> 36:45.633
‫- خب، اینجا نخریدیش
‫- میلتون پیش استاینر خرید

36:47.375 --> 36:48.919
‫استاینر!

36:48.919 --> 36:51.296
‫چه جای باکلاسی، الانم که تعطیلن

36:51.296 --> 36:52.547
‫من همیشه چی میگم، عزیزم؟

36:52.547 --> 36:55.967
‫«واسه اینکه الماس بفروشی
‫نیازی به لوستر نداری»

36:55.967 --> 36:57.304
‫دقیقاً

36:57.886 --> 36:59.987
‫فقط می‌تونم ۵۰۰تا بابتش بدم

37:03.475 --> 37:07.103
‫ولی میلتون داده بود
‫دو هزار دلار بیمه‌ش کنن

37:07.103 --> 37:10.190
‫خب، بذار بهت بگم.
‫نمی‌خوام پام به این ماجرا باز شه،

37:10.190 --> 37:14.236
‫ولی اگه کسی بیاد و این مدل رو بخواد،
‫می‌تونیم یه‌کاریش بکنیم

37:14.236 --> 37:16.775
‫- کلیدها رو پیدا کردی، عزیزم؟
‫- میرم یه نگاه به پشت بندازم

37:18.031 --> 37:19.239
‫بیا

37:21.868 --> 37:23.575
‫« گمشده »

37:26.122 --> 37:28.028
‫توی ماشین منتظر می‌مونم

37:28.583 --> 37:30.164
‫و مدی...

37:31.711 --> 37:33.480
‫روز شکرگزاریت مبارک

37:34.253 --> 37:36.699
‫« جواهرفروشی واینستین »

38:35.358 --> 38:36.359
‫سلام

38:50.102 --> 38:51.751
‫« فرعون »

38:53.041 --> 38:55.051
‫« ویژه‌ی اعضا »

38:55.212 --> 38:57.714
‫- چه‌خبر کرتیس؟
‫- یه شبِ معمولی دیگه توی فرعون

38:57.714 --> 39:00.133
‫- پُره؟
‫- آره، اوضاع چطوره؟

39:00.759 --> 39:03.553
‫خبری نیست.
‫گفتم شاید بتونم داخل بیام

39:07.807 --> 39:09.022
‫اوه، پسر

39:09.351 --> 39:11.507
‫اینجا مخصوص اعضاست، اسلپ.
‫خودت که می‌دونی

39:11.532 --> 39:13.455
‫باید دعوا رو کنار بذاری
‫به‌جاش «جنگ بالش» بری

39:13.480 --> 39:15.190
‫گفتم اینجا مخصوص اعضاست، اسلپ.
‫خودت اینو می‌دونی

39:15.190 --> 39:17.317
‫- واسه اجراکننده‌ها هم هست
‫- تو دیگه اینجا اجرایی نداری

39:17.317 --> 39:18.860
‫شِل اینو گفته؟

39:18.860 --> 39:21.019
‫من و آقای گوردن نداریم

39:21.363 --> 39:23.490
‫ببین، من از کلیو خواستم به شل بگه...

39:23.490 --> 39:25.742
‫که همسرش قراره بیاد، خب؟

39:25.742 --> 39:28.078
‫واقعاً؟ اگه می‌خوای همین‌جا بمون

39:38.630 --> 39:41.174
‫- کسی شل رو این‌طرف‌ها ندیده؟
‫- آقای گوردن روی صحنه‌ست

39:44.719 --> 39:46.888
‫بزنید به افتخار اصل کاری،

39:46.888 --> 39:48.723
‫حرفه‌ای، افسانه...

39:48.723 --> 39:51.376
‫روی مک‌کویِ عرق‌سگی‌خور

40:04.656 --> 40:07.576
‫رئیس، اسلپی بیرونه.
‫میگه می‌خواد اجرا کنه

40:07.576 --> 40:09.244
‫- واقعاً؟
‫- آره

40:09.244 --> 40:12.122
‫خب، نمی‌دونم بهت چی بگم.
‫به کلیو بگو

40:12.122 --> 40:13.331
‫حتماً. باشه، رئیس

40:26.052 --> 40:27.338
‫مأمور پلت

40:27.846 --> 40:29.292
‫رجی، چطوری؟

40:29.931 --> 40:32.582
‫دنبال خلاف که نمیری؟
‫دور دردسر رو خط کشیدی؟

40:32.607 --> 40:33.720
‫« گمشده »

40:34.936 --> 40:36.372
‫هرروز هفته

40:36.688 --> 40:38.796
‫انگاری یکی زیر چشمت بادمجون کاشته

40:40.317 --> 40:42.078
‫دفعه‌ی بعد حسابش رو می‌رسم

40:42.569 --> 40:44.446
‫اسلپی میگه می‌خواد داخل بیاد

40:45.699 --> 40:47.021
‫نه

40:47.824 --> 40:49.618
‫به چی زل زدی، سرکار؟

40:49.992 --> 40:52.457
‫مگه نباید الان دنبال اون دختربچه‌ی
‫سفیدپوستی باشی که گمشده؟

40:52.482 --> 40:54.431
‫قبل از اینکه بریزن اینجا برادرهامون رو بزنن

40:54.456 --> 40:56.082
‫یه ساعت دیگه شیفتم شروع میشه

40:56.082 --> 41:00.253
‫اگه قرار باشه خودم پیداش کنم
‫تا ساعت ۱۰ همچنان گمشده می‌مونه

41:00.253 --> 41:01.868
‫مگه نه، رجی؟

42:01.312 --> 42:03.788
‫چون زود تموم میشه
‫دلیل نمیشه انعام ندی

42:04.109 --> 42:05.402
‫میدم

42:05.402 --> 42:06.653
‫کافی نیست

42:06.653 --> 42:09.364
‫نمی‌دونستم اینجا اومدنم باعث دردسره

42:09.364 --> 42:12.325
‫اگه وسط شیفتت نباشی که به حساب نمیاد

42:13.034 --> 42:16.204
‫عالی‌جناب، الان دارم با خساستم
‫بی‌گناهیم رو ثابت می‌کنم،

42:16.204 --> 42:18.348
‫یا می‌خواید بگید که رشوه می‌گیرم؟
‫منو از سردرگمی بیرون بیارید

42:18.373 --> 42:21.518
‫فقط برام سؤاله که
‫این وقت شب اینجا چیکار می‌کنی

42:21.543 --> 42:23.378
‫همون کاری که بقیه می‌کنن.
‫موزیک گوش میدم

42:24.687 --> 42:26.214
‫به قشنگی‌هاش نگاه می‌کنم

42:27.382 --> 42:28.836
‫- قشنگی‌هاش؟
‫- آره

42:30.302 --> 42:34.556
‫ولی نگران من نباش.
‫من سراغ زنِ شوهردار نمیرم

42:34.556 --> 42:37.163
‫من اصلاً نمی‌دونستم به
‫جنس مؤنث علاقه داری، سرکار پلت

42:37.188 --> 42:38.660
‫چرا اون‌وقت؟

42:38.685 --> 42:40.742
‫چون زن سفیدپوست کم گیر میاد

42:49.779 --> 42:51.805
‫دورا! دورا!

42:52.532 --> 42:53.533
‫دورا!

42:55.447 --> 42:58.078
‫گل برات کار رو درمیاره

42:59.706 --> 43:01.416
‫فروش آخرشبی!

43:01.416 --> 43:03.668
‫تا دیر نشده بیا بخر

43:05.003 --> 43:09.216
‫گل‌های توت‌فرنگی از
‫مارتین لوتر کینگ هم انقلابی‌ترن

43:09.883 --> 43:12.219
‫گل برات کار رو درمیاره

43:12.719 --> 43:14.221
‫تا دیر نشده بیا بخر

43:16.556 --> 43:18.183
‫فروش آخرشبی!

43:19.142 --> 43:20.810
‫بذار کمکت کنم

43:20.810 --> 43:22.145
‫مرسی

43:22.145 --> 43:24.731
‫آره، جای خوبیه

43:24.731 --> 43:26.441
‫اگه یه تخت تاشو بخرم چی؟

43:29.110 --> 43:32.113
‫تنها حالتی که مامانم می‌ذارم
‫بدون یه مرد بالاسرم از خونه برم

43:32.113 --> 43:35.200
‫اینه که با یه خانم موجه
‫از شمالِ غرب بالتیمور هم‌خونه شم

43:35.200 --> 43:36.834
‫یه خانم موجه مُسن

43:37.244 --> 43:39.746
‫هنوز به مامان خودم نگفتم که رفتم

43:40.247 --> 43:42.499
‫از دوران ۲۰ سالگیم آسون‌تر نیست

43:44.292 --> 43:45.795
‫تو که مُسن نیستی

43:46.002 --> 43:49.065
‫تازه‌شم، اگه بذاری باهات هم‌خونه شم،
‫دیگه نیازی نیست حلقه‌ت رو گرو بذاری

43:49.090 --> 43:50.508
‫نزدیکیم؟

43:50.632 --> 43:52.050
‫آره. از این‌طرف

43:55.720 --> 43:56.888
‫بیا

44:02.018 --> 44:04.521
‫بیرون چیکار می‌کنی، دلبر؟

44:05.605 --> 44:07.148
‫درش فقط یکم گیر داره

44:12.904 --> 44:14.836
‫ظاهراً خرابه

44:18.034 --> 44:21.574
‫این از حموم و دستشویی

44:22.122 --> 44:24.791
‫وانش راستش خیلی بزرگه،
‫که البته نکته‌ی مثبتیه

44:24.791 --> 44:28.128
‫فقط یکم کثیفه چون حواسم نبود
‫پنجره رو باز گذاشته بودم

44:28.128 --> 44:30.477
‫بابا یه‌جورایی ازم عصبانی شد

44:31.089 --> 44:33.216
‫ولی الان یه شیش ماهی میشه
‫که کسی اینجا زندگی نکرده

44:33.216 --> 44:36.595
‫داشتم فکر می‌کردم خودم بیام،
‫ولی، می‌دونی، اشتباه خودم بود

44:36.620 --> 44:40.063
‫اگه بخوای می‌تونم با
‫اسفنج و تِی بیام تمیزش کنم

44:40.088 --> 44:41.747
‫و یه بالش هم بیارم

44:42.267 --> 44:44.185
‫آره، من خیلی این آپارتمان رو دوست دارم

44:44.185 --> 44:46.479
‫همیشه دلم می‌خواست اینجا زندگی کنم،
‫ولی بابا اجازه نمی‌داد

44:46.479 --> 44:48.231
‫خیلی نگران من میشه

44:50.609 --> 44:52.444
‫نمی‌دونم چه حسی راجع‌به هم‌اتاقی داری،

44:52.444 --> 44:54.946
‫ولی با خوابیدن روی زمین مشکلی ندارم

44:54.946 --> 44:56.114
‫همین‌جا می‌مونم

44:56.656 --> 44:59.326
‫پس... چمدونت رو میارم

44:59.326 --> 45:01.995
‫نه. ممنون.
‫باید لباسم رو عوض کنم،

45:01.995 --> 45:06.666
‫و بعدش برم کنیسه (مسجد یهودی‌ها)
‫و به گروه جست‌وجو ملحق شم

45:06.666 --> 45:08.592
‫اجازه نمیدن خانم‌ها بیان

45:09.252 --> 45:10.587
‫پس خودم تنهایی میرم

45:12.387 --> 45:15.261
‫اگه تنها بری دیگه اسمش گروه جست‌وجو نیست

45:15.967 --> 45:18.119
‫من دنبال هم‌اتاقی نیستم، جودث

45:19.930 --> 45:21.769
‫دنبال یه دوست چی؟

45:23.099 --> 45:24.484
‫دوست چی هست؟

45:26.353 --> 45:28.146
‫- بجنب، بیا
‫- نه

45:28.146 --> 45:29.231
‫دورا

45:29.856 --> 45:31.107
‫دورا

45:31.107 --> 45:33.485
‫بخدا اگه تا ۱۰ دقیقه‌ی دیگه روی صحنه نری...

45:33.485 --> 45:35.028
‫بیا، عزیزم

45:35.028 --> 45:37.155
‫آفرین. بیا، عزیزم

45:37.155 --> 45:39.741
‫رئیست چیزخورش کرد.
‫الان چطوری آهنگ بخونه؟

45:40.742 --> 45:42.827
‫رئیس من؟ تو باغ نیستی ها!

45:42.827 --> 45:44.371
‫- رجی...
‫- رئیس تو هم هست

45:44.371 --> 45:46.007
‫کار من با تو فرق می‌کنه

45:46.289 --> 45:49.171
‫بیا، عزیزم. امشب کب کالو‌وِی قراره بیاد

45:49.709 --> 45:51.586
‫آفرین، آره

45:51.586 --> 45:53.129
‫ای تخم‌جن. بگیرش

45:53.129 --> 45:55.465
‫می‌دونی که آقای های‌دی‌هو
‫دل تو دلش نیست اجرای تو رو ببینه

45:55.465 --> 45:58.009
‫هروقت اون یکی چشمش رو باز کرد
‫بیارش روی صحنه

45:58.009 --> 45:59.261
‫طولش نده

45:59.261 --> 46:02.931
‫آفرین، عزیزم. می‌دونی که آقای های‌دی‌هو
‫داره بال‌بال می‌زنه اجرات رو ببینه، عزیزم

46:02.931 --> 46:04.015
‫بیا

46:12.232 --> 46:14.484
‫لفتی، پنج دقیقه‌ی دیگه دورا اجرا داره

46:14.484 --> 46:16.786
‫آهنگ «عشق ما کجا رفت»
‫رو این بین اجرا کن

46:16.880 --> 46:18.245
‫کلیو

46:19.489 --> 46:20.740
‫شل

46:34.212 --> 46:36.006
‫با من کار داشتید، آقای شل؟

46:37.034 --> 46:38.476
‫آره، بگیر بشیم

46:40.635 --> 46:42.083
‫نوشیدنی می‌خوای؟

46:43.346 --> 46:44.556
‫نه، ممنون

46:45.056 --> 46:48.101
‫حساب کتابم از زمان نوجوونیِ کلیو دست خودش بود

46:48.101 --> 46:51.150
‫کارش حرف نداشت.
‫دارم تلاش می‌کنم بیشتر کمکم کنه،

46:51.175 --> 46:53.427
‫ولی سرش انقدر شلوغه که
‫وقت واسه سخنرانی نداره

46:54.065 --> 46:55.275
‫مگه نه، کلیو؟

46:59.905 --> 47:01.656
‫تو خیلی بی‌رحمی

47:01.656 --> 47:04.324
‫مثل یه کلاهِ قدیمی اسلپی رو بیرون نگه داشتی

47:04.743 --> 47:06.786
‫خب، روز سختی داشتیم

47:06.786 --> 47:09.894
‫منم نمی‌خواستم بیارمش پیش خودم

47:09.919 --> 47:12.627
‫نمی‌خوام سقوط یه سیاه‌پوست دیگه رو ببینم

47:12.652 --> 47:14.946
‫بذار اون هم بیاد اجرا کنه

47:16.630 --> 47:17.881
‫ممنون، آقای گوردن

47:17.881 --> 47:19.758
‫پس حالا دیگه واسه خانم سامر کار می‌کنی؟

47:19.758 --> 47:23.053
‫نه، خودم داوطلب شدم...

47:23.053 --> 47:26.306
‫- واسه خانم سامر که...
‫- پس مجانی براش کار می‌کنی؟

47:27.098 --> 47:29.314
‫اون‌وقت من بهت پول میدم که برام کار کنی؟

47:30.101 --> 47:31.770
‫حتماً یه جایی رو اشتباه کردم

47:31.770 --> 47:33.063
‫حتماً همین‌طوره

47:35.273 --> 47:37.480
‫نظرت چیه بری اونجا...

47:37.817 --> 47:41.406
‫به این عاشقان موسیقی بگی چطور دورا
‫قراره با اجراش اونا رو تحت‌تأثیر قرار بده

47:43.823 --> 47:46.493
‫جای من روی صحنه نیست، آقای گوردن

47:46.493 --> 47:47.953
‫پس دفعه‌ی بعد که خانم سامر...

47:47.953 --> 47:52.165
‫ازت خواست صحبت کنی،
‫بهتره این موضوع یادت باشه

47:52.165 --> 47:54.167
‫ولی فرق بین من و اون توی همینه

47:54.167 --> 47:58.463
‫چون من دارم بهت پول میدم
‫ازت خواهش نمی‌کنم

48:00.465 --> 48:03.593
‫بله، قربان. ببخشید

48:05.929 --> 48:07.097
‫دختر خوب

48:15.397 --> 48:16.398
‫تسی

48:16.398 --> 48:18.149
‫تسی

48:19.000 --> 48:20.777
‫می‌دونم کجا دارم میرم

48:20.777 --> 48:23.280
‫یه مسیری هست که به رودخونه منتهی میشه

48:23.280 --> 48:26.032
‫نکنه از اون جاهاییه که می‌اومدی
‫با پسر برنامه می‌کردی؟

48:26.032 --> 48:27.158
‫نه!

48:27.158 --> 48:29.369
‫پس چرا یه جوری رفتار می‌کنی؟

48:29.369 --> 48:30.453
‫نخیرم

48:30.954 --> 48:31.955
‫باشه

48:33.123 --> 48:35.667
‫می‌دونی، لخت غلت خوردن...

48:35.667 --> 48:39.045
‫روی چمن‌ها با پسرها ایرادی نداره

48:39.045 --> 48:40.171
‫میشه اینو بگیری؟

48:40.171 --> 48:41.673
‫سال ۱۹۶۶ایم

48:41.673 --> 48:45.496
‫من با هیچکس لخت توی چمن‌ها غلت نمی‌خوردم

48:45.521 --> 48:46.874
‫چیکار می‌کنی؟

48:47.387 --> 48:49.784
‫- چی به‌نظر میاد؟
‫- جلوی من این کارو نکن

49:03.528 --> 49:05.655
‫خانم‌ها و آقایون

49:07.365 --> 49:11.578
‫طوطی خوش‌آواز بعدی‌مون رو
‫من از دوران کودکیم می‌شناسم

49:11.578 --> 49:13.496
‫و هنوزم نمی‌تونم کارهاش رو پیش‌بینی کنم

49:14.581 --> 49:16.981
‫ولی همیشه منو توی کف می‌ذاره

49:17.006 --> 49:22.967
‫برای لذت تجربه‌ی بهتر خودتون،
‫بزنید به افتخار بانو دورا کارترِ یکی یدونه

49:44.945 --> 49:48.657
‫♪ عزیزم، عزیزم، عزیزم ♪

49:48.657 --> 49:51.159
‫♪ منو ترکم نکن، عزیزم ♪

49:54.996 --> 49:58.333
‫♪ اوه، عزیزم نذار من... ♪

49:59.000 --> 50:01.586
‫♪ تنها بمونم ♪

50:02.796 --> 50:07.008
‫♪ درونم یه حسِ... ♪

50:07.008 --> 50:12.597
‫♪ حسرت ابدی لونه کرده ♪

50:14.474 --> 50:18.061
‫♪ اوه، درونم لونه کرده ♪

50:18.937 --> 50:22.357
‫♪ منو آروم نمی‌ذاره ♪

50:22.357 --> 50:27.070
‫♪ اوه، عزیزدلم ♪

50:28.655 --> 50:33.076
‫♪ عشق‌مون کجا رفت؟ ♪

50:35.745 --> 50:41.418
‫♪ اون همه قولی که سر عشق‌مون دادی ♪

50:41.918 --> 50:47.674
‫♪ که همیشه هستی ♪

50:49.770 --> 50:51.894
‫♪ درونم یه حسِ... ♪

50:52.679 --> 50:57.350
‫♪ حسرت ابدی لونه کرده ♪

50:58.560 --> 51:03.315
‫♪ اوه، درونم لونه کرده ♪

51:03.315 --> 51:06.568
‫♪ منو آروم نمی‌ذاره ♪

51:12.487 --> 51:13.909
‫امکان نداره!

51:14.451 --> 51:15.493
‫وایسا

51:16.328 --> 51:17.550
‫بهش دست نزن!

51:20.165 --> 51:22.250
‫فقط می‌خوام بغلش کنم

51:23.668 --> 51:25.503
‫- فقط...
‫- منو بغل کن

51:25.503 --> 51:29.132
‫جاش منو بغل کن، بغلم کن

51:39.309 --> 51:42.729
‫جودث، برو یکی رو خبر کن

51:43.772 --> 51:48.068
‫قول میدم بهش دست نمی‌زنم،
‫ولی باید کنارش بمونم

51:50.862 --> 51:53.073
‫اگه مادر بودی می‌فهمیدی

52:15.470 --> 52:17.931
‫وقتی بمیری، دیگه نه یه دختری...

52:18.723 --> 52:20.976
‫نه یه زن و نه یه همسر

52:21.810 --> 52:24.145
‫دیگه مادر یا دخترِ کسی نیستی

52:27.023 --> 52:29.734
‫و هیچکس نمی‌تونه بهت بگه چطور زندگی کنی

52:32.612 --> 52:36.491
‫می‌خواستی مرگ تسی
‫این آزادی رو بهت بده، مگه نه؟

52:38.559 --> 52:40.857
‫ولی فقط در رو نشونت داد

52:42.080 --> 52:45.253
‫باز کردن اون در به قیمت جونم تموم شد

52:47.951 --> 52:57.951
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus
