WEBVTT

00:06.410 --> 00:08.070
‫اضطراب پس از سانحه داشتی

00:08.110 --> 00:09.370
‫منم شروع کردم دارو مصرف کردن

00:09.420 --> 00:11.330
‫امروز صبح آخرین قرصم رو گم کردم

00:11.380 --> 00:12.330
‫لعنتی!

00:12.380 --> 00:13.380
‫مطمئنی سم؟

00:13.420 --> 00:14.640
‫این برای همه خطرناکه

00:14.680 --> 00:16.860
‫- بخصوص لیلی
‫- بازم کنین!

00:16.900 --> 00:18.510
‫برو نجاتشون بده

00:18.560 --> 00:20.650
‫- از این خبرا نیست
‫- اینجا ملک خصوصیه

00:20.690 --> 00:22.650
‫پس امیدوارم حکم قضایی داشته باشی

00:22.690 --> 00:24.170
‫خانواده‌ام چی پس؟

00:24.210 --> 00:26.170
‫یه راه دیگه برای نجاتشون هست

00:26.220 --> 00:27.870
‫برگرد به شروع، گوین

00:27.910 --> 00:30.660
‫شبیه فروچاله‌ست

00:30.700 --> 00:32.270
‫من اونجام

00:32.310 --> 00:34.700
‫فکر نکنم چیزایی که می‌بینم
‫الهام باشن

00:34.750 --> 00:35.750
‫خاطراتن

00:35.790 --> 00:38.270
‫این آخرین هشدارمه، ربکا

00:38.320 --> 00:39.450
‫ولش کن

00:39.490 --> 00:41.540
‫یا خدا

00:41.580 --> 00:43.890
‫پسره، برو پیداش کن

00:43.930 --> 00:46.670
‫آیزیا همون گوین ـه

00:46.710 --> 00:48.670
‫و به کمکت نیاز داره

00:50.330 --> 00:52.420
‫منظورت چیه آیزیا به کمکم نیاز داره؟

00:53.590 --> 00:55.330
‫همه‌چی به این بستگی داره

00:56.460 --> 00:58.640
‫باید پیداش کنی

00:58.680 --> 01:00.600
‫باید برسونیش به توپانگا

01:05.390 --> 01:06.650
‫صبر کن

01:06.690 --> 01:08.690
‫الان برمیگردم

01:09.820 --> 01:12.520
‫نیازت داره. زودباش، زود

01:12.570 --> 01:14.350
‫باید همین الان سم رو بیاریم اینجا.
‫دکتر لازم داره

01:14.390 --> 01:17.140
‫من میرم، ولی چی شد؟
‫آلدریج چی گفت؟

01:19.180 --> 01:21.750
‫باید آیزیا رو پیدا کنیم

01:21.790 --> 01:22.920
‫بابا، نمی‌فهمم

01:22.970 --> 01:25.320
‫چطور ممکنه تو اهل اون دنیا باشی

01:25.360 --> 01:28.370
‫حتماً وقتی بچه بودم از فروچاله اومدم

01:30.240 --> 01:32.240
‫تنها نبودم

01:32.280 --> 01:34.370
‫یعنی میگی الا پیشت بوده

01:34.410 --> 01:36.900
‫خب با همدیگه پیدامون کردن

01:36.940 --> 01:39.250
‫تو کمتر از یه مایلی اینجا

01:39.290 --> 01:42.290
‫دو ثانیه وقت دارین از ملک
‫من گم شین برین بیرون

01:42.340 --> 01:44.290
‫وگرنه زنگ میزنم پلیس

01:44.340 --> 01:45.950
‫- الا؟
‫- کی هستین؟

01:45.990 --> 01:47.910
‫چرا دارین تعقیبم میکنین؟

01:47.950 --> 01:50.300
‫اسم من گوین هریس ـه

01:50.340 --> 01:51.950
‫اینم دخترم ایزی

01:52.000 --> 01:54.650
‫ایشونم دکتر سوفیا نیتن هستن

01:54.700 --> 01:56.260
‫میتونیم همه‌چی رو توضیح بدیم

01:56.310 --> 01:57.790
‫لطفاً، به کمکتون نیاز داریم

01:57.830 --> 01:59.310
‫در چه مورد؟

01:59.350 --> 02:01.440
‫میدونم حرفم عجیب بنظر میاد

02:01.490 --> 02:03.790
‫نمیدونم چجوری، ولی...

02:03.840 --> 02:07.580
‫فکر کنم تو راه نجات خانواده‌می

02:14.982 --> 02:19.982
‫دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
ValaMovie.com
@ValaMovie

02:20.983 --> 02:27.983
‫ترجمه از حسین رضایی
‫  H o s s e i n T L 

02:30.430 --> 02:33.210
‫پشـ...مام

02:55.370 --> 02:56.670
‫امیدوارم گشنه‌تون باشه

02:56.710 --> 02:58.320
‫بازم قارچ؟

02:58.370 --> 03:00.720
‫هی، تا وقتی از دژ
‫با گزینه‌های دیگه برگردن

03:00.760 --> 03:02.550
‫فقط همینو داریم، پس...

03:02.590 --> 03:04.850
‫- بزن روشن شی آقای آبمیوه‌خور
‫- خیلی بامزه بود

03:04.900 --> 03:07.640
‫هی، بچه‌ها، باورتون نمیشه

03:07.680 --> 03:10.860
‫ولی الان تو جنگل یه گاو دیدم

03:10.900 --> 03:12.560
‫خب

03:12.600 --> 03:14.690
‫گاوها، به همراه مسیحیت و آبله

03:14.730 --> 03:15.950
‫با اروپایی‌ها به اینجا اومدن

03:15.990 --> 03:17.820
‫دقیق‌تر بگم با اسپانیایی‌ها

03:17.870 --> 03:20.520
‫تو قرن 16

03:20.560 --> 03:22.480
‫ببین، منظورم اینه که

03:22.520 --> 03:25.350
‫ده هزار سال قبل از میلاد
‫تو آمریکای شمالی گاوی وجود نداشت

03:25.400 --> 03:26.660
‫- اسکات
‫- بله

03:26.700 --> 03:28.530
‫رفیق، اون موقع...

03:28.570 --> 03:29.790
‫هیچ ربطی به گل نداره

03:29.830 --> 03:31.270
‫گاوه اونجا بود

03:31.310 --> 03:33.270
‫- من باور میکنم
‫- مرسی لیلی

03:33.320 --> 03:35.270
‫فرض کنیم گاوه هم بوده

03:35.320 --> 03:36.800
‫به ما چه؟

03:36.840 --> 03:39.670
‫گاوها شیر تولید میکنن.
‫میتونه کمکمون کنه

03:39.710 --> 03:41.670
‫البته اگه ببر دندون‌خنجری نخورده بودش

03:41.720 --> 03:43.410
‫شما اصلاً با خبر خوب میونه‌ای ندارین

03:43.460 --> 03:44.850
‫کسی تا حالا بهتون گفته؟

03:46.370 --> 03:49.030
‫لیوای

03:49.070 --> 03:51.380
‫چه خبر شده؟ مامان کو؟

03:51.420 --> 03:52.990
‫با تای تو روستا مونده

03:53.030 --> 03:54.770
‫خوبن ولی یکی دیگه آسیب دیده

03:54.820 --> 03:55.950
‫کی؟

03:55.990 --> 03:58.300
‫داستانش خیلی مفصله

03:58.340 --> 03:59.820
‫بابات کو؟
‫کمکش رو لازم دارم

04:02.430 --> 04:03.910
‫مطمئنی میتونی بری؟

04:03.960 --> 04:05.090
‫رایلی، من خوبم

04:05.130 --> 04:06.520
‫بابا، تازه داروهات رو قطع کردی

04:06.570 --> 04:07.920
‫علائمش کم کم خودشون رو نشون میدن

04:07.960 --> 04:09.480
‫یکی آسیب دیده.
‫بهم نیاز دارن

04:09.530 --> 04:10.790
‫خیلی‌خب

04:10.830 --> 04:12.310
‫پس ناراحت نمیشی اگه منم بیام

04:12.360 --> 04:13.530
‫رایلی

04:13.570 --> 04:15.840
‫فرض کن کارآموزیه

04:15.880 --> 04:18.930
‫بعد از اتفاقاتی که اینجا افتاده

04:18.970 --> 04:23.410
‫اینطور بگم که دارم دوباره
‫به پزشکی فکر میکنم

04:23.450 --> 04:25.060
‫واقعاً؟

04:25.110 --> 04:26.800
‫آره

04:26.850 --> 04:28.980
‫تازه، نه گفتن هم نداریم

04:36.380 --> 04:37.640
‫باید راه بیفتیم

04:37.680 --> 04:39.380
‫حاضریم

04:42.120 --> 04:43.950
‫میدونم یه خبرایی هست

04:44.000 --> 04:46.520
‫چی رو ازم مخفی میکنی؟

04:46.560 --> 04:48.960
‫بهتره باهامون برگردی روستا

04:49.000 --> 04:51.830
‫باید با مامانت حرف بزنی

04:54.140 --> 04:56.530
‫- نشونی از سایلاس و آیزیا نبود؟
‫- نه، هیچی

04:56.570 --> 04:58.360
‫مردم شما هنوز دارن میگردن

04:58.400 --> 05:00.010
‫شاید اونا خوش‌شانس‌تر باشن

05:00.050 --> 05:02.750
‫- آلدریج چطوره؟
‫- بیهوشه

05:02.800 --> 05:03.880
‫من هر کاری تونستم کردم

05:03.930 --> 05:05.410
‫ولی اگه دکترتون زود نرسه

05:05.450 --> 05:07.800
‫نمیدونم زنده میمونه یا نه

05:07.850 --> 05:11.150
‫ایو، حالت خوبه؟

05:11.200 --> 05:13.460
‫خب...

05:13.500 --> 05:15.110
‫این زنه الان بهم گفت
‫آیزیا بزرگ که میشه

05:15.160 --> 05:17.460
‫میشه شوهرم، پس نه، اصلاً

05:17.510 --> 05:19.420
‫حرفش رو باور میکنی؟

05:19.470 --> 05:22.470
‫راستش نمیدونم چی رو باور کنم

05:22.510 --> 05:24.910
‫سایلاس آلدریج رو با چاقو میزنه
‫و با آیزیا فرار میکنه

05:24.950 --> 05:27.820
‫اگه ماجرای دیگه‌ای در کار نبود
‫چرا باید این کارو میکرد؟

05:27.870 --> 05:30.820
‫در مورد آیزیا و سایلاس دیگه
‫چی میتونی بهمون بگی؟

05:30.870 --> 05:32.700
‫از کجا اومدن؟

05:32.740 --> 05:35.130
‫چند سال پیش به روستامون ملحق شدن

05:35.180 --> 05:37.660
‫سایلاس گفت از یه فروچاله دیگه افتادن

05:37.700 --> 05:39.960
‫و پدر و مادر پسره بعد از سقوط زنده نموندن

05:40.010 --> 05:41.140
‫دلیلی نداشت حرفشو باور نکنیم

05:41.180 --> 05:43.580
‫برای همین قبولشون کردیم

05:43.620 --> 05:46.620
‫ولی انگار چیزایی هست که ما نمیدونیم

05:54.020 --> 05:55.550
‫باورنکردنیه

05:55.590 --> 05:57.500
‫سم، خدا رو شکر رسیدی

05:57.550 --> 05:59.770
‫- من دکترم. کجاست؟
‫- از این طرف

06:00.900 --> 06:02.420
‫جاش، تو اینجا چیکار میکنی؟

06:02.470 --> 06:04.820
‫عمو لیوای گفت باید بیام

06:04.860 --> 06:06.860
‫باید حرفای آلدریج رو باهاش در میون بذاری

06:06.900 --> 06:08.990
‫اگه ذره‌ای احتمال داشته باشه
‫که راست گفته باشه

06:09.040 --> 06:11.520
‫جاش باید بدونه

06:11.560 --> 06:13.430
‫مامان، خیلی مسخره‌ست

06:13.480 --> 06:15.480
‫آخه چطور ممکنه اون بچه بابا باشه؟

06:15.520 --> 06:16.570
‫فقط دارم حرفای زنه رو بهت منتقل میکنم

06:16.610 --> 06:20.090
‫خب، معلومه که اشتباه میگه

06:22.010 --> 06:23.660
‫وایسا ببینم. تو که باور نکردی، درسته؟

06:23.700 --> 06:25.920
‫- نمیدونم. آخه...
‫- آخه چی؟

06:25.970 --> 06:28.880
‫آیزیا برام آشناست

06:28.930 --> 06:31.800
‫چشماش و لبخندش

06:31.840 --> 06:33.540
‫- مامان
‫- بابات هیچ خاطره‌ای

06:33.580 --> 06:35.450
‫از بچگیش نداره

06:35.500 --> 06:37.980
‫و وقتی به سرپرستی گرفته شد
‫همسن الان آیزیا بوده

06:38.020 --> 06:40.590
‫منم نمیگم باور میکنم

06:40.630 --> 06:43.510
‫فقط میخوام...
‫میخوام درکش کنم

06:43.550 --> 06:45.510
‫سلام. تو ریه‌هاش خون بود

06:45.550 --> 06:47.030
‫ولی سم تونست بکشدش بیرون

06:47.070 --> 06:50.120
‫حالش خوب میشه

06:50.160 --> 06:51.950
‫بیاین. به هوشه

06:56.780 --> 06:59.520
‫- آیزیا رو پیدا کردین؟
‫- نه هنوز

06:59.570 --> 07:02.480
‫افرادمون هنوز دارن میگردن

07:02.530 --> 07:04.220
‫خیلی‌خب

07:04.270 --> 07:05.960
‫خب...

07:06.010 --> 07:09.580
‫وقتی گفتی آیزیا گوین ـه

07:09.620 --> 07:11.880
‫متوجهم که چرا حرفم رو باور نمیکنین

07:11.930 --> 07:13.140
‫ولی حقیقته

07:13.190 --> 07:14.970
‫چطور ممکنه؟

07:15.020 --> 07:17.760
‫گوین تو این دنیا به دنیا اومده

07:17.800 --> 07:20.190
‫تو سال 1988 از طریق یه فروچاله‌

07:20.240 --> 07:22.280
‫تو توپانگا به دنیای ما اومد

07:22.330 --> 07:24.720
‫بابات همونجا به سرپرستی گرفته شده

07:24.760 --> 07:28.590
‫روی قله‌ی یه کوه تو توپانگا
‫یه پورتال هست

07:28.640 --> 07:33.120
‫همین الانم بازه
‫و به 1988 منتهی میشه

07:33.160 --> 07:36.860
‫باید آیزیا رو ازش رد کنین

07:36.910 --> 07:39.610
‫می‌خواستم خودم این کارو بکنم
‫تا اینکه سایلاس جلوم رو گرفت

07:39.650 --> 07:42.780
‫اینا رو از کجا میدونی؟

07:42.830 --> 07:44.650
‫مهم نیست

07:44.700 --> 07:46.570
‫تنها چیزی که مهمه

07:46.610 --> 07:50.050
‫اینه که پیداش کنین و از نور ردش کنین

07:50.090 --> 07:52.270
‫روی بلندترین قله‌ی این محدوده‌ست

07:52.310 --> 07:53.920
‫امکان نداره

07:53.970 --> 07:55.140
‫بهش اعتماد ندارم

07:55.190 --> 07:57.670
‫گوین و ایزی هم اولش اعتماد نداشتن

07:57.710 --> 07:59.800
‫- وایسا ببینم، تو باهاشون بودی؟
‫- بله

07:59.840 --> 08:01.670
‫قبل از اینکه بیام این پایین

08:01.710 --> 08:04.800
‫می‌خواستیم نجاتتون بدیم

08:04.850 --> 08:06.590
‫حالشون خوبه؟

08:06.630 --> 08:08.980
‫فعلاً

08:09.030 --> 08:11.330
‫یعنی چی فعلا؟

08:11.380 --> 08:14.640
‫اگه آیزیا به سال 1988 نره

08:14.680 --> 08:17.860
‫تو و گوین هیچوقت با هم آشنا نمیشین

08:17.900 --> 08:21.040
‫جاش و ایزی هیچوقت به دنیا نمیان

08:22.040 --> 08:23.650
‫زیاد وقت ندارین

08:23.690 --> 08:25.650
‫به زودی نور بسته میشه

08:25.700 --> 08:28.790
‫- کِی؟
‫- فردا

08:30.700 --> 08:32.830
‫پس باید آیزیا رو تنها بفرستیم اونجا؟

08:32.880 --> 08:34.010
‫چیزیش نمیشه

08:34.050 --> 08:36.140
‫خودت میدونی سرنوشتش چی میشه

08:36.180 --> 08:38.580
‫مامان، بیخیال، خیلی مسخره‌ست

08:38.620 --> 08:40.930
‫جاش، شاید الان حرفم رو باور نکنی

08:40.970 --> 08:44.020
‫ولی وقتی نور شروع به
‫بسته شدن کنه، باورت میشه

08:44.060 --> 08:46.760
‫کم کم مریض میشی

08:46.800 --> 08:49.200
‫ایزی هم همینطور

08:49.240 --> 08:51.200
‫هر چی بیشتر بسته شه،
‫بدتر میشه

08:51.240 --> 08:52.770
‫منظورت چیه؟

08:52.810 --> 08:55.770
‫اگه آیزیا رو به موقع از نور رد نکنی

08:55.810 --> 08:59.080
‫بچه‌هات می‌میرن

09:03.250 --> 09:05.600
‫پس این خونه پدر و مادرته؟

09:05.650 --> 09:08.520
‫بله، پدرخونده و مادرخونده‌ام

09:08.560 --> 09:10.000
‫اینجا بزرگ شدم

09:10.040 --> 09:12.520
‫و هیچوقت متوجه فروچاله‌ی
‫حیاط پشتی نشدین؟

09:12.570 --> 09:13.960
‫البته که شدیم

09:14.000 --> 09:16.700
‫مدت کوتاهی بعد از اینکه به سرپرستی
‫گرفتنم، پرش کردن

09:16.750 --> 09:20.180
‫ببین، بابت اتفاقی که برای
‫خانواده‌ات افتاده متأسفم

09:20.230 --> 09:21.270
‫اما حرفی که میزنی

09:21.320 --> 09:22.710
‫اینکه ما از اون فروچاله اومدیم

09:22.750 --> 09:25.100
‫و اینکه از گذشته اومدیم،
‫امکان نداره

09:25.150 --> 09:26.190
‫متوجهم چه حسی داری

09:26.230 --> 09:28.580
‫ولی باور کن راست میگم

09:28.630 --> 09:30.800
‫تا حالا این زن رو دیدی؟

09:30.850 --> 09:33.550
‫- نه
‫- اسمش ربکا آلدریج ـه

09:33.590 --> 09:35.550
‫اون ما رو فرستاد پیش تو

09:35.590 --> 09:38.420
‫گفت یه راه دیگه برای
‫رسیدن به خانواده‌ام هست

09:38.460 --> 09:41.120
‫و نمیدونم چجوری،
‫اما فکر کنم تو اون راه رو میدونی

09:41.160 --> 09:44.640
‫ببخشید

09:44.690 --> 09:47.560
‫کاش می‌تونستم کمک کنم
‫ولی من هیچی نمیدونم

09:47.600 --> 09:51.650
‫الا، من تو یه جاده همین نزدیکی‌ها پیدا شدم

09:51.690 --> 09:53.220
‫با یه دختربچه بودم

09:53.260 --> 09:57.130
‫تو سوابق خدمات کودکان نوشته تو بودی

10:00.920 --> 10:05.360
‫چیزی از قبلِ به سرپرستی
‫گرفته شدنت یادته؟

10:05.400 --> 10:06.450
‫نه

10:06.490 --> 10:07.580
‫پدر و مادرم بهم گفتن

10:07.620 --> 10:09.450
‫یه کشیش این نزدیکی‌ها پیدام کرده

10:09.490 --> 10:12.280
‫وقتی خدمات کودکان نتونست
‫منو شناسایی کنه، من رو تحویل گرفتن

10:12.320 --> 10:14.590
‫ولی هیچی در مورد تو بهم نگفتن

10:14.630 --> 10:16.810
‫بهرحال منم بودم

10:16.850 --> 10:19.500
‫و این تنها وجه مشترکمون نیست

10:19.550 --> 10:23.250
‫نقاشی‌ها، اون جاهای دست‌

10:23.290 --> 10:25.210
‫قبلاً دیدمشون

10:25.250 --> 10:27.120
‫منظورت چیه؟

10:28.600 --> 10:31.430
‫یه سری تصاویری می‌بینم

10:31.470 --> 10:34.130
‫از اونجایی که تو گذشته بودیم

10:38.440 --> 10:42.480
‫تو هم می‌بینی، مگه نه؟

10:42.530 --> 10:45.310
‫یه هفته‌ست

10:46.840 --> 10:49.930
‫روزی که فروچاله لابریا باز شد
‫شروع کردی به دیدنشون؟

10:49.970 --> 10:51.410
‫از کجا میدونی؟

10:51.450 --> 10:53.800
‫چون همین اتفاق برای منم افتاد

10:53.840 --> 10:55.540
‫ولی برای من وقتی شروع شد که...

10:55.580 --> 10:58.280
‫داشتم بالای یه فروچاله
‫تو موهاوی پرواز میکردم

10:58.330 --> 11:00.460
‫فکر کنم فروچاله‌ها یه جوری
‫حافظه‌مون رو تحریک میکنن...

11:00.500 --> 11:01.720
‫بسه

11:01.760 --> 11:03.370
‫خواهش میکنم

11:03.420 --> 11:05.720
‫ممنونم که میخواین اینو بهم توضیح بدین

11:05.770 --> 11:07.470
‫ولی من زندگی دارم

11:07.510 --> 11:10.290
‫یه هفته دیگه نمایشگاه هنر دارم.
‫برای این کارا وقت ندارم

11:10.340 --> 11:12.300
‫فقط میخوام این موضوع رو فراموش کنم

11:12.340 --> 11:15.170
‫- الا...
‫- لطفاً... برید

11:19.220 --> 11:21.650
‫ممنون که وقت گذاشتی

11:28.310 --> 11:30.920
‫- جاش، صبر کن
‫- یه لحظه وایسا

11:30.970 --> 11:33.190
‫چیزی نمیشه. فقط هول نکن

11:33.230 --> 11:34.320
‫گفتنش برای تو راحته

11:34.360 --> 11:35.670
‫تو که قرار نیست...

11:35.710 --> 11:37.360
‫چمیدونم، دیگه وجود نداشته باشی

11:37.410 --> 11:39.980
‫اجازه نمیدیم این اتفاق بیفته

11:40.020 --> 11:43.280
‫فرض کنیم یه درصد ممکنه
‫اینا همش حقیقت داشته باشه

11:43.330 --> 11:44.500
‫تنها راه برای جلوگیری کردن ازش

11:44.550 --> 11:46.680
‫اینه که بچه رو پیدا کنیم،
‫بچه هم که غیبش زده

11:46.720 --> 11:48.330
‫خب پیداش میکنیم

11:48.380 --> 11:49.510
‫به هر قیمتی پیداش میکنیم جاش

11:49.550 --> 11:53.470
‫نمیذارم تو و خواهرت به خطر بیفتین

11:53.510 --> 11:55.470
‫بجنبین. باید بریم

11:56.640 --> 11:57.990
‫سایلاس این جنگل رو می‌شناسه

11:58.040 --> 11:59.690
‫ممکنه هر جایی باشه.
‫باید پخش شیم

11:59.740 --> 12:00.950
‫پس کمکمون میکنی؟

12:01.000 --> 12:04.220
‫به سایلاس اعتماد داشتم،
‫ولی بهم دروغ گفت

12:04.260 --> 12:06.520
‫اگه جون بچه‌هات و نسل‌های آینده آیزیا

12:06.570 --> 12:09.610
‫به متوقف کردن سایلاس بستگی داره،
‫کمکتون میکنم

12:09.660 --> 12:11.530
‫جیپ باهامونه. اینجوری میتونیم
‫مساحت بیشتری رو پوشش بدیم

12:11.570 --> 12:13.230
‫خیلی‌خب. من و جاش باهات میایم

12:13.270 --> 12:15.320
‫من و پارا هم پیاده می‌گردیم

12:15.360 --> 12:16.580
‫باید حواسمون به آلدریج باشه

12:16.620 --> 12:17.970
‫هنوز خطرش رفع نشده

12:18.010 --> 12:20.760
‫باشه. هی

12:23.580 --> 12:26.890
‫قرار نیست بمیری، خب؟

12:26.940 --> 12:28.850
‫نه حالا که بالاخره داره ازت خوشم میاد

12:30.720 --> 12:32.590
‫بریم

12:43.820 --> 12:45.560
‫میخوام برم خونه

12:45.610 --> 12:47.300
‫باید فعلاً اینجا بمونیم

12:47.350 --> 12:49.570
‫این تنها راه برای در امان نگه داشتنته

12:49.610 --> 12:53.700
‫چرا اون خانومه رو زدی؟

12:53.750 --> 12:55.660
‫چاره‌ای نداشتم

12:55.700 --> 12:56.790
‫میخوام ازت محافظت کنم

12:56.840 --> 12:59.750
‫درک میکنی دیگه، مگه نه؟

12:59.800 --> 13:01.840
‫تو تنها کسی هستی
‫که از خانواده‌ام برام مونده

13:01.880 --> 13:05.800
‫نمیذارم کسی تو رو از من بگیره

13:05.840 --> 13:08.410
‫گفت اسم من گوین ـه

13:08.460 --> 13:09.850
‫اون زن مریضه

13:09.890 --> 13:11.890
‫- تو رو با یه نفر دیگه اشتباه گرفته
‫- کی؟

13:11.940 --> 13:14.940
‫مهم نیست!

13:24.910 --> 13:28.560
‫حتماً گشنته.
‫اون بیرون یکم بلوبری دیدم

13:28.610 --> 13:31.570
‫هنوز بلوبری دوست داری، مگه نه؟

13:31.610 --> 13:33.610
‫زود برمیگردم

13:42.970 --> 13:44.880
‫دوز شد

13:44.930 --> 13:47.450
‫باورت میشه اگه بهت بگم
‫خودم گذاشتم ببری؟

13:47.490 --> 13:51.320
‫- نه
‫- هوم

13:56.900 --> 14:00.420
‫میخوای باهاش حرف بزنی؟

14:00.460 --> 14:01.680
‫برو

14:01.730 --> 14:04.340
‫من حواسم هست

14:11.610 --> 14:14.130
‫اجازه‌ی حرف زدن با من رو داری؟

14:14.170 --> 14:17.870
‫فقط خواستم ببینم حالت خوبه یا نه

14:17.920 --> 14:20.700
‫نه، خوب نیستم

14:20.750 --> 14:23.970
‫نمیتونیم اینجا بمونیم

14:24.010 --> 14:27.840
‫گفتم که، من جایی نمیام

14:27.880 --> 14:29.890
‫همه میدونن من چیکار کردم

14:31.890 --> 14:33.890
‫نمی‌بینی چطور نگام میکنن؟

14:37.020 --> 14:39.980
‫میدونم تو آدم خوبی هستی ورونیکا

14:40.030 --> 14:42.110
‫یکم زمان بهشون بده

14:42.160 --> 14:44.940
‫اونا هم می‌فهمن

14:44.990 --> 14:47.730
‫نه، نمی‌فهمن

14:47.770 --> 14:50.560
‫پس نظرشون رو عوض کن

14:52.560 --> 14:54.520
‫دیگه لازم نیست تنها باشیم

14:54.560 --> 14:56.040
‫آرون دیگه نیست

14:56.090 --> 14:58.570
‫میتونیم از نو شروع کنیم

14:59.610 --> 15:01.830
‫همگی لطفاً توجه کنن

15:01.870 --> 15:04.140
‫میدونم همه‌تون من رو تخدیری میدونین

15:04.180 --> 15:06.050
‫که البته کلمه منسوخیه

15:06.100 --> 15:08.970
‫و هیچکدومتون حرفای من رو باور نمیکنین

15:09.010 --> 15:11.010
‫خب امروز، میخوام ثابت کنم
‫اشتباه میکنین

15:11.060 --> 15:13.580
‫اون بیرون یه گاو هست

15:13.620 --> 15:15.190
‫و میتونیم با هم پیداش کنیم

15:15.230 --> 15:17.020
‫میتونیم برش گردونیم

15:17.060 --> 15:18.540
‫میتونیم پاداش‌هایی که

15:18.590 --> 15:21.020
‫مادر طبیعت بر این حیوان شکوهمند
‫ارزانی داشته رو درو کنیم

15:21.070 --> 15:23.810
‫بهمون شیر میده،
‫پنیر میده

15:23.850 --> 15:25.110
‫و بستنی!

15:25.160 --> 15:26.940
‫حالا کی باهام میاد؟

15:29.990 --> 15:31.900
‫خیلی‌خب، دستا رو بیارین بالا

15:34.080 --> 15:35.910
‫کسی نیست؟

15:35.950 --> 15:37.820
‫شکار خوش بگذره اسکات

15:39.520 --> 15:42.090
‫پس خودم تنها میرم

15:51.750 --> 15:54.100
‫بذار این شاخه‌ها رو جابه‌جا کنیم

15:56.970 --> 16:00.150
‫هی، تو حالت چطوره؟

16:00.190 --> 16:03.200
‫داشتم به یه هفته پیش فکر میکردم

16:03.240 --> 16:04.850
‫وقتی که دانشگاه رفتن

16:04.890 --> 16:08.770
‫پراسترس‌ترین اتفاقی بنظر میرسید
‫که میتونه بیفته

16:08.810 --> 16:11.600
‫الان زندگیم به یه بچه وابسته‌ست

16:11.640 --> 16:15.030
‫که ممکنه بابا باشه

16:15.080 --> 16:17.560
‫ایو، جاش

16:19.860 --> 16:21.950
‫چیه؟

16:22.000 --> 16:24.610
‫نگاه کن، دود

16:24.650 --> 16:27.570
‫آره، بریم یه نگاه بندازیم

16:31.620 --> 16:34.920
‫کسی اینجا نیست

16:34.970 --> 16:36.790
‫آره، الان نیست

16:36.840 --> 16:38.800
‫انگار آتیش تازه خاموش شده

16:38.840 --> 16:39.930
‫معلوم نیست اونا بوده باشن که

16:39.970 --> 16:41.840
‫چرا، معلومه

16:41.890 --> 16:44.190
‫این رو همراه سایلاس دیده بودم

16:44.240 --> 16:47.670
‫شاید هنوز دور نشده باشن

16:49.980 --> 16:52.550
‫ببین

16:52.590 --> 16:54.640
‫رد پاست

16:54.680 --> 16:56.730
‫انگار از این طرف رفتن

16:56.770 --> 16:58.950
‫سنگلاخی‌تر از اونه که بشه با ماشین رفت.
‫باید پیاده بریم

16:58.990 --> 17:00.300
‫جاش، جیپ رو بردار.
‫اون طرف همدیگه رو می‌بینیم

17:00.340 --> 17:01.730
‫حله

17:01.780 --> 17:04.910
‫مامان، میرم. چیزی نمیشه

17:29.240 --> 17:31.630
‫وای نه

18:06.410 --> 18:08.100
‫چیزی نیست

18:08.150 --> 18:09.280
‫منم، جاش

18:09.320 --> 18:11.500
‫منو یادته؟
‫تو محوطه اقامتمون همدیگه رو دیدیم

18:11.540 --> 18:13.150
‫اینجا چیکار میکنی؟

18:13.200 --> 18:15.150
‫دنبال تو بودم.
‫باید باهام بیای

18:15.200 --> 18:17.290
‫میخوام برم خونه

18:19.720 --> 18:21.730
‫چرا اینجوری نگام میکنی؟

18:21.770 --> 18:25.690
‫ببخشید، فقط...
‫میخوام مطمئن شم خوبی

18:25.730 --> 18:26.820
‫خوبم

18:26.860 --> 18:29.650
‫آیزیا، خوبی؟

18:29.690 --> 18:31.260
‫- خوبیم
‫- چی شد؟

18:31.300 --> 18:33.080
‫از اون سمت تپه صدای
‫تصادف رو شنیدیم

18:33.130 --> 18:35.260
‫منو نجات داد

18:36.570 --> 18:37.740
‫عه، مچ دستت

18:37.780 --> 18:40.660
‫لیوای، جعبه کمک‌های اولیه رو بده

18:46.710 --> 18:50.230
‫مامان، این زخم

18:50.280 --> 18:51.580
‫دقیقاً همونجاست

18:51.620 --> 18:53.410
‫آره

18:59.200 --> 19:00.460
‫باید راه بیفتیم

19:00.500 --> 19:01.630
‫ممکنه دندان‌خنجری‌های دیگه‌ای هم باشن

19:01.680 --> 19:03.250
‫سایلاس هم میاد دنبالش

19:03.290 --> 19:05.600
‫جیپ دیگه تکون نمیخوره.
‫باید پیاده بریم

19:05.640 --> 19:07.470
‫آیزیا، باید بریم

19:07.510 --> 19:10.250
‫چی؟ نه، میخوام برگردم روستام

19:11.600 --> 19:13.210
‫الان نمیتونم ببرمت اونجا، خب؟

19:13.260 --> 19:15.260
‫ولی میبرمت یه جای امن

19:15.300 --> 19:16.560
‫باید راه بیفتیم

19:16.610 --> 19:19.260
‫باهام میای؟

19:34.710 --> 19:36.840
‫کجایی گاو کوچولو؟

19:36.890 --> 19:38.890
‫میدونم همین طرفایی

19:38.930 --> 19:41.410
‫اسکات؟

19:41.460 --> 19:44.590
‫عه، تو اینجا چیکار میکنی؟

19:44.630 --> 19:47.770
‫گفتی کمک میخوای

19:47.810 --> 19:50.160
‫اونوقت تو میخوای کمکم کنی؟

19:50.210 --> 19:52.380
‫تو یه بار کمکم کردی

19:52.420 --> 19:54.640
‫گفتم جبران کنم

19:54.690 --> 19:56.600
‫راستش، خودم تنهایی اوکیم

19:56.650 --> 19:57.600
‫همین الان داشتی سخنرانی میکردی که

19:57.650 --> 19:58.870
‫صحیح، صحیح

19:58.910 --> 20:01.430
‫ولی یه جورایی، میدونی...

20:01.480 --> 20:03.440
‫گنده‌ش کردم

20:03.480 --> 20:05.790
‫نیازی نیست واقعاً.
‫ولی مرسی

20:05.830 --> 20:08.960
‫باید دنبال علف کوتاه بگردی

20:09.010 --> 20:11.620
‫علف کوتاه دوست دارن

20:11.660 --> 20:12.750
‫تو از کجا میدونی؟

20:12.790 --> 20:17.320
‫تو تگزاس تو مزرعه بزرگ شدم

20:17.360 --> 20:19.230
‫بدون من نمیتونی گاوه رو پیدا کنی

20:22.670 --> 20:26.550
‫واقعاً چرا اومدی؟

20:26.590 --> 20:30.330
‫همشون فکر میکنن تو فقط یه معتادی

20:30.380 --> 20:34.510
‫ولی... بعضی وقتا
‫آدما خیلی زود قضاوت میشن

20:34.550 --> 20:37.300
‫و بنظرم انصاف نیست

20:37.340 --> 20:38.470
‫مرسی

20:38.510 --> 20:40.260
‫انگار

20:40.300 --> 20:43.260
‫پس بیا ثابت کنیم اشتباه میکنن

20:48.350 --> 20:49.870
‫اینا ردپای سایلاسن

20:49.920 --> 20:52.480
‫و تنها هم نیست

20:52.530 --> 20:53.790
‫حداقل چهار نفرن

20:53.830 --> 20:55.010
‫چهار؟

20:55.050 --> 20:57.840
‫داشتن میرفتن سمت شمال

20:57.880 --> 21:00.670
‫تای، دماغت

21:00.710 --> 21:03.020
‫اوه

21:03.060 --> 21:06.020
‫- بشین
‫- شرمنده

21:06.060 --> 21:07.980
‫سرت رو ببر عقب

21:09.980 --> 21:12.460
‫هرازگاهی پیش میاد

21:19.340 --> 21:21.510
‫حقیقتش...

21:21.560 --> 21:23.340
‫من مریضم

21:27.820 --> 21:30.390
‫داری میمیری؟

21:30.440 --> 21:33.350
‫آره

21:33.400 --> 21:36.440
‫کائنات خوشش نمیاد من یادم بره
‫که قاچاقی زنده‌ام

21:38.360 --> 21:40.660
‫خیلی متأسفم

21:40.710 --> 21:42.450
‫اشکالی نداره

21:47.410 --> 21:50.760
‫انگار خونریزی بند اومد

21:50.800 --> 21:54.330
‫میدونی، معمولاً منم که از بقیه مراقبت میکنم

21:55.370 --> 21:57.330
‫ممنونم

22:12.130 --> 22:14.570
‫انتظارش رو نداشتم

22:14.610 --> 22:16.610
‫منم نداشتم

22:17.740 --> 22:19.750
‫باید به راه ادامه بدیم

22:24.620 --> 22:26.620
‫توپانگا حدود ده مایلیِ
‫شمال غربی اینجاست

22:26.670 --> 22:28.750
‫احتمالاً تا شب نشده میرسیم

22:28.800 --> 22:30.580
‫منو کجا میبرین؟

22:30.630 --> 22:32.800
‫یه جای امن،
‫همونطور که مامانم گفت

22:32.850 --> 22:35.410
‫پدربزرگم نگرانم میشه

22:35.460 --> 22:36.940
‫بنظرم نباید میومدم

22:36.980 --> 22:39.900
‫- چرا اومدی؟
‫- از کارش خوشم نیومد

22:39.940 --> 22:41.110
‫یکی رو زخمی کرد

22:41.160 --> 22:44.770
‫میدونم، ولی خانومه خوب میشه

22:44.810 --> 22:47.430
‫گفت می‌خواسته ازم محافظت کنه

22:47.470 --> 22:49.780
‫مامان منم زیاد اینو میگه

22:49.820 --> 22:51.600
‫بابات چی؟

22:51.650 --> 22:55.430
‫اونم ازت محافظت میکنه؟

22:55.480 --> 22:57.440
‫سعی کرد

22:57.480 --> 23:01.790
‫ولی... بعضی وقتا پیشم نبود...

23:01.830 --> 23:03.620
‫یا پیش مامانم

23:03.660 --> 23:06.440
‫الان که انگار با هم خوبن

23:06.490 --> 23:08.750
‫آها، نه، لیوای بابام نیست

23:08.790 --> 23:12.970
‫اوه، ببخشید

23:13.020 --> 23:15.670
‫چرا اینو گفتی؟

23:15.710 --> 23:17.460
‫چون دیدم دست همدیگه رو گرفته بودن

23:17.500 --> 23:19.630
‫وقتی تو محوطه شما بودم

23:22.030 --> 23:24.510
‫هنوزم باورم نمیشه جدی جدی گوین ـه

23:24.550 --> 23:27.070
‫منم دارم سعی میکنم بفهممش

23:27.120 --> 23:28.860
‫میخوای چی بهش بگی؟

23:28.900 --> 23:31.030
‫هنوز به نتیجه‌ای نرسیدم

23:31.080 --> 23:33.780
‫آخه کاری که ازش میخوایم...

23:33.820 --> 23:35.650
‫اینکه خونه‌ش رو ترک کنه
‫و از یه پورتال

23:35.690 --> 23:37.820
‫بره جایی که نمی‌شناسه،
‫خیلی خواسته زیادیه

23:37.870 --> 23:40.570
‫چه چاره‌ی دیگه‌ای داریم؟

23:42.830 --> 23:45.610
‫هی آیزیا، باید باهات حرف بزنم

23:45.660 --> 23:47.490
‫بریم بشینیم؟

23:47.530 --> 23:49.530
‫باشه

23:56.060 --> 23:58.500
‫دیدی به ما میگی مردم آسمان؟

23:58.540 --> 24:00.500
‫حقیقتش اینه که...

24:00.540 --> 24:04.550
‫تو یکی از مایی و...

24:04.590 --> 24:06.850
‫قرار نیست اینجا بمونی

24:06.900 --> 24:09.730
‫باید اونجایی بزرگ شی که من ازش اومدم

24:09.770 --> 24:11.510
‫منظورت چیه؟

24:12.730 --> 24:13.690
‫تو آسمون یه نور هست

24:13.730 --> 24:15.210
‫زیاد هم از اینجا دور نیست

24:15.250 --> 24:18.950
‫و میرسه به یه زمان متفاوت

24:19.000 --> 24:21.040
‫و ما میخوایم ازش رد بشی

24:21.080 --> 24:23.220
‫- باید خونه‌ام رو ترک کنم؟
‫- میدونم ترسناکه

24:23.260 --> 24:25.440
‫و فهمیدنش خیلی سخته

24:25.480 --> 24:26.830
‫ولی من تک تک اتفاقایی که

24:26.870 --> 24:28.530
‫اونجا برات میفته رو میدونم

24:28.570 --> 24:31.090
‫و قراره خیلی قشنگ باشه

24:31.140 --> 24:33.580
‫- دلم نمیخواد
‫- میدونم

24:33.620 --> 24:36.010
‫- ولی مجبوری
‫- نه!

24:36.060 --> 24:39.190
‫از این طرف. یالا

24:39.230 --> 24:41.840
‫- یکی داره میاد
‫- یالا. بجنبین

24:41.890 --> 24:44.890
‫برش دار

24:44.930 --> 24:46.940
‫فکر کردم مردم پارا دارن کمکمون میکنن

24:46.980 --> 24:49.770
‫انگار سایلاس هنوز چند تا
‫دوست وفادار داره

24:49.810 --> 24:52.770
‫باید بجنبیم

24:59.300 --> 25:02.080
‫حالا چی؟ الا یه کلمه از حرفامونم باور نکرد

25:02.130 --> 25:03.390
‫بهش حق نمیدی؟

25:03.430 --> 25:04.650
‫من هنوز دارم سعی میکنم اینو هضم کنم

25:04.690 --> 25:07.000
‫که تو مال ده هزار سال قبل از میلادی

25:07.040 --> 25:10.440
‫با اینکه خیلی عجیبه،
‫یه جورایی خیالم راحت شد

25:10.480 --> 25:12.530
‫منظورت چیه؟

25:12.570 --> 25:14.400
‫هیچوقت نمی‌دونستم از کجا اومدم

25:14.440 --> 25:16.570
‫و چرا این چیزا رو می‌بینم

25:16.620 --> 25:18.660
‫حالا میدونم

25:18.710 --> 25:20.400
‫فقط باید یه راهی پیدا کنیم

25:20.450 --> 25:24.060
‫که الا حرفامون رو باور کنه

25:24.100 --> 25:27.240
‫منم تا وقتی که حلقه مامان رو پیدا نکرده بودی
‫حرفت رو باور نکردم

25:27.280 --> 25:28.980
‫پس شاید یه جور مدرک لازم داریم

25:29.020 --> 25:32.590
‫کجا پیداش کنیم؟

25:32.630 --> 25:35.030
‫محل حفاری آلدریج

25:35.070 --> 25:36.460
‫خیلی از نقاشی‌های الا

25:36.510 --> 25:38.250
‫انگار مال محوطه اقامتن

25:38.290 --> 25:40.080
‫اگه بتونیم وسیله‌ای رو
‫پیدا کنیم که کشیده باشه

25:40.120 --> 25:42.210
‫شاید قانع بشه که واقعیت داره

25:42.250 --> 25:44.210
‫پس یعنی ایده‌ش رو من بهت دادم

25:46.430 --> 25:49.390
‫حتماً مارکمن برای محل حفاری
‫کلی نگهبان گذاشته؟

25:49.430 --> 25:51.260
‫آره تا جایی که میدونم

25:51.300 --> 25:54.610
‫راه دیگه‌ای برای وارد شدن هست؟

25:59.310 --> 26:02.450
‫من میرم داخل.
‫شما اینجا بمونین

26:02.490 --> 26:04.060
‫مراقب باش

26:58.720 --> 27:02.110
‫حتماً فیوز ترکیده.
‫بریم یه نگاه بندازیم

27:14.820 --> 27:16.260
‫چی داری میخوری؟

27:16.300 --> 27:18.040
‫بخدا اگه بدونم

27:18.090 --> 27:19.650
‫یکی از بچه‌ها بهم دادش

27:19.700 --> 27:23.310
‫ولی هر چی که هست
‫حرف نداره

27:23.350 --> 27:25.050
‫- حالش چطوره؟
‫- پایداره

27:25.090 --> 27:26.490
‫که یعنی باید کم کم برگردیم

27:26.530 --> 27:27.660
‫نه تا وقتی یه چیزی بخوری

27:27.710 --> 27:30.800
‫قارچ که نیست، هست؟

27:30.840 --> 27:34.840
‫قطعاً نه

27:34.890 --> 27:37.410
‫خب حال خودت چطوره؟

27:37.450 --> 27:39.200
‫بالا و پایین داره

27:39.240 --> 27:43.460
‫یه دقیقه ریلکسم.
‫یه دقیقه بعد موج اضطراب میاد تو وجودم

27:43.500 --> 27:45.380
‫ولی دارم می‌گذرونم

27:45.420 --> 27:47.550
‫خودت چی؟

27:47.590 --> 27:50.690
‫میدونم نگران جاش‌ای

27:50.730 --> 27:53.380
‫آخرین باری که دیدم به
‫یه پسر اینجوری نگاه میکنی...

27:53.430 --> 27:54.730
‫اسمش چی بود؟

27:54.780 --> 27:56.210
‫خدایی بابا؟

27:56.260 --> 27:58.340
‫اسمش رو میدونی

27:58.390 --> 28:00.520
‫کایل. اَه

28:00.560 --> 28:02.260
‫اصلاً به دردت نمیخورد

28:02.310 --> 28:03.650
‫در جریان هستم

28:03.700 --> 28:06.270
‫برای همین فرستادمش پی کارش

28:07.920 --> 28:10.400
‫اگه حرفای آلدریج درست بوده باشه

28:10.440 --> 28:13.270
‫که احتمالش هم خیلی کمه

28:13.320 --> 28:16.450
‫یعنی یه نور هست که میرسه به 1988

28:16.490 --> 28:17.800
‫اگه راهی به سال 1988 هست

28:17.840 --> 28:20.410
‫یعنی یه راهی برای برگشت
‫به خونه هم هست

28:20.450 --> 28:21.800
‫پیش مامان و اندرو

28:21.850 --> 28:25.420
‫من میگم بمونیم تا پیداش کنیم

28:25.460 --> 28:28.460
‫منم می‌خواستم همینو بگم

28:37.170 --> 28:40.780
‫کجاست سایلاس؟

28:57.530 --> 29:00.360
‫هی، چرا پا شدی؟

29:00.410 --> 29:02.190
‫باید برگردم محوطه اقامت

29:02.230 --> 29:03.580
‫فکر خوبی نیست.
‫باید استراحت کنی

29:03.630 --> 29:04.580
‫بیا، برت می‌گردونیم بالا

29:04.630 --> 29:07.810
‫نه، نمیتونم اینجا بمونم

29:07.850 --> 29:10.460
‫تو محوطه چی هست که انقدر مهمه؟

29:12.290 --> 29:16.600
‫دوستت، جاش، برات مهمه دیگه، نه؟

29:16.640 --> 29:18.340
‫بله

29:18.380 --> 29:21.820
‫هر کاری که میکنم برای اینه
‫که مطمئن شم اون زنده میمونه

29:23.870 --> 29:26.300
‫خواهش میکنم، باید بریم

29:26.350 --> 29:27.610
‫همین الان

29:29.700 --> 29:31.480
‫کسایی که با پدربزرگتن رو می‌شناسی؟

29:31.520 --> 29:34.440
‫بله. هر کاری بگه میکنن

29:34.480 --> 29:36.750
‫اشکالی نداره.
‫فقط باید به حرکت ادامه بدیم

29:45.320 --> 29:46.670
‫چیکار کنیم؟

29:46.710 --> 29:48.670
‫بنظر نمیاد راهی برای دور زدنش باشه

29:48.720 --> 29:50.760
‫یه پل همین نزدیکی هست

29:50.810 --> 29:52.850
‫مردم روستامون برای معامله
‫با روستاهای دیگه ازش رد میشن

29:52.890 --> 29:54.420
‫کجاست؟

29:54.460 --> 29:56.290
‫- پشت اون درخت‌ها
‫- وایسین

29:56.330 --> 29:58.460
‫اگه این از پل خبر داره،
‫یعنی پدربزرگش هم میدونه

29:58.510 --> 29:59.770
‫آره، پس بهتره قبل از اونا برسیم

29:59.810 --> 30:00.950
‫بیاین

30:02.730 --> 30:04.340
‫ایناهاش

30:09.520 --> 30:11.830
‫خیلی‌خب، ایو، آیزیا،
‫شما اول برید

30:11.870 --> 30:14.390
‫من پشت سرتم

30:27.410 --> 30:28.710
‫خیلی‌خب، ما رسیدیم. شما بیاین

30:28.760 --> 30:29.890
‫خب جاش، نوبت توئه

30:29.930 --> 30:33.540
‫- تکون نخور
‫- جاش!

30:33.590 --> 30:37.900
‫سلاحت رو بنداز

30:37.940 --> 30:41.460
‫من فقط نوه‌ام رو میخوام

30:41.510 --> 30:44.290
‫بفرستش اینجا تا ولشون کنم

30:47.080 --> 30:50.560
‫زودباش وگرنه جفتشون رو می‌کشم

30:50.600 --> 30:52.740
‫خواهش میکنم نکن

30:58.700 --> 31:00.790
‫نه!

31:05.750 --> 31:08.710
‫دره تو چهار مایلی شرق اینجا تموم میشه

31:08.750 --> 31:10.840
‫آیزیا رو بیار اونجا

31:10.890 --> 31:14.890
‫وگرنه هیچوقت نمی‌بینی‌شون

31:26.420 --> 31:28.210
‫خیلی‌خب، رسیدیم به علف کوتاه

31:28.250 --> 31:29.560
‫ولی گاوی در کار نیست

31:29.600 --> 31:30.820
‫عالی شد

31:30.860 --> 31:32.430
‫میخوای برگردی؟

31:32.470 --> 31:34.210
‫من خیلی چیزا هستم

31:34.260 --> 31:37.430
‫ولی تسلیم‌بشو نیستم

31:38.430 --> 31:40.780
‫ببین، در مورد اون اتفاق

31:40.830 --> 31:42.920
‫ماشین و اینا

31:42.960 --> 31:44.960
‫بنظرم نباید اون کارو باهات میکردن

31:45.010 --> 31:46.270
‫جالب نبود

31:46.310 --> 31:47.920
‫بنظرت حقم نبود؟

31:47.970 --> 31:49.530
‫نه. اونطور که من شنیدم

31:49.580 --> 31:53.060
‫تو هم مثل لیلی دزدیده شدی

31:53.100 --> 31:56.060
‫که احتمالاً نمیخوای دربارش حرف بزنی

31:56.100 --> 31:59.190
‫تا حالا با کسی جز لیلی
‫دربارش حرف نزدم

32:01.370 --> 32:03.070
‫تعریف کن

32:05.200 --> 32:08.460
‫14 سالم که بود از خونه فرار کردم

32:08.510 --> 32:09.940
‫مامانم که هیچوقت نبود

32:09.990 --> 32:11.210
‫من و ناپدریم هم که همش دعوا میکردیم

32:11.250 --> 32:13.080
‫منم گذاشتم رفتم

32:13.120 --> 32:16.390
‫سن پایینیه برای تک و تنها بیرون بودن

32:16.430 --> 32:20.390
‫گمونم فکر میکردم هر چی هم بشه
‫از موندن بهتره

32:20.430 --> 32:22.570
‫کجا رفتی؟

32:22.610 --> 32:24.480
‫یه مدت ول گشتم

32:24.520 --> 32:27.350
‫سر از لس‌آنجلس درآوردم

32:27.400 --> 32:30.440
‫تو خیابون زندگی میکردم
‫که آرون منو دزدید

32:30.490 --> 32:33.400
‫می‌گفت میخواد کمکم کنه

32:33.450 --> 32:36.230
‫چند سال فقط خودمون دو تا بودیم

32:36.270 --> 32:39.320
‫تا اینکه لیلی رو دزدیدین؟

32:41.540 --> 32:46.370
‫آرون بهم گفت که خدا
‫یه برنامه‌ای برامون داره

32:46.420 --> 32:49.980
‫اون زمان حرفش رو باور کردم

32:50.030 --> 32:51.990
‫حالا چی؟

32:53.990 --> 32:56.160
‫دیگه نمیدونم چی رو باور کنم

32:59.300 --> 33:01.210
‫مرسی که گوش کردی

33:02.210 --> 33:05.130
‫خواهش میکنم

33:05.170 --> 33:07.870
‫تو هم شنیدی؟

33:15.970 --> 33:19.010
‫ما هم از دیدنت خوشحالیم

33:20.540 --> 33:22.020
‫اشکالی نداره ایو

33:22.060 --> 33:23.410
‫برمیگردیم پیش پدربزرگم

33:23.450 --> 33:26.060
‫سر قولش میمونه.
‫جاش و لیوای چیزیشون نمیشه

33:26.110 --> 33:27.670
‫- به این سادگی‌ها نیست
‫- چرا؟

33:27.720 --> 33:31.900
‫چون به محض اینکه اون نور
‫شروع کنه به بسته شدن

33:31.940 --> 33:33.900
‫بچه‌های من حالشون بد میشه

33:33.940 --> 33:36.160
‫و اگه ازش رد نشی

33:36.200 --> 33:38.080
‫میمیرن

33:38.120 --> 33:40.210
‫ایو

33:40.250 --> 33:44.130
‫- پارا
‫- آیزیا

33:44.170 --> 33:47.520
‫- حالت خوبه؟
‫- خوبم

33:47.560 --> 33:50.520
‫جاش و لیوای کجان؟

33:54.570 --> 33:56.010
‫نگران نباش

33:56.050 --> 33:57.570
‫یه راهی برای فرار پیدا میکنم

33:57.620 --> 34:00.580
‫اگه در جریان نیستی،
‫بهت بگم که اینا همشون مسلحن

34:00.620 --> 34:03.670
‫چیزیمون نمیشه.
‫مامانت و آیزیا هم چیزیشون نمیشه

34:03.710 --> 34:05.930
‫نمیذارم بلایی سرش بیاد

34:05.970 --> 34:09.590
‫بله، معلومه که نمیذاری، درسته؟

34:09.630 --> 34:12.020
‫الان این یعنی چی؟

34:12.070 --> 34:16.290
‫از قضیه تو و مامانم خبر دارم

34:16.330 --> 34:19.160
‫جاش، متأسفم

34:19.200 --> 34:22.470
‫چطور تونستی

34:22.510 --> 34:23.990
‫دوران سختی برای مامان و بابات بود

34:24.030 --> 34:26.650
‫ولی دیگه تموم شده

34:26.690 --> 34:29.210
‫وایسا، یعنی چی تموم شده؟

34:29.260 --> 34:30.390
‫فکر کردم داستان اینجا شروع شده

34:30.430 --> 34:33.960
‫چند وقته این قضیه ادامه داره؟

34:34.000 --> 34:35.220
‫چند ماه بود

34:35.260 --> 34:37.530
‫ولی پارسال تمومش کردیم

34:37.570 --> 34:39.140
‫باورم نمیشه

34:39.180 --> 34:42.140
‫من همیشه طرف مامانم رو میگیرم

34:42.180 --> 34:45.230
‫وقتی به بابام نیاز داشت،
‫اون پیشش نبود

34:45.270 --> 34:48.190
‫تو، بابام بهترین دوستت بود

34:48.230 --> 34:51.320
‫ببین، کاملاً حق داری ناراحت باشی

34:51.370 --> 34:52.980
‫واقعاً میگم

34:53.020 --> 34:54.500
‫ولی الان باید همه اینا رو بذاری کنار

34:54.540 --> 34:56.370
‫که بتونیم از این وضع نجات پیدا کنیم

34:56.410 --> 34:58.420
‫می‌فهمی؟

35:03.470 --> 35:05.250
‫عجب. حق با تو بود

35:05.290 --> 35:07.300
‫صد درصد

35:07.340 --> 35:08.340
‫و بنظرم بهتره بگین

35:08.380 --> 35:10.520
‫"عجب گاوی"

35:10.560 --> 35:12.080
‫نجاتش دادی

35:12.130 --> 35:15.690
‫آره، با کمک ورونیکا

35:16.700 --> 35:18.440
‫واقعاً؟

35:18.480 --> 35:21.140
‫صد درصد

35:21.180 --> 35:24.660
‫بدون اون از پسش برنمیومدم

35:34.190 --> 35:36.280
‫به محض اینکه اون نور
‫شروع کنه به بسته شدن

35:36.320 --> 35:38.200
‫بچه‌هام حالشون بد میشه

35:38.240 --> 35:39.810
‫و اگه نتونی ازش رد بشی

35:39.850 --> 35:42.160
‫میمیرن

35:42.200 --> 35:44.550
‫بابا، چی شده؟ چی دیدی؟

35:47.160 --> 35:49.210
‫پیش مامانتم

35:49.250 --> 35:50.560
‫همه‌چی روبراهه

35:50.600 --> 35:52.300
‫بیاین

35:56.740 --> 35:58.220
‫- بهت که گفتم...
‫- میدونم

35:58.260 --> 36:00.090
‫ولی یه چیزی هست که باید نشونت بدم

36:00.130 --> 36:02.220
‫فقط چند دقیقه بهم وقت بده

36:02.260 --> 36:04.610
‫اگه بازم حرفم رو باور نکردی، میریم

36:04.660 --> 36:07.660
‫پشت سرمون هم نگاه نمی‌کنیم

36:09.750 --> 36:11.320
‫اینو از کجا آوردین؟

36:11.360 --> 36:13.060
‫از یه محل حفاری باستان‌شناسی

36:13.100 --> 36:14.670
‫قدمتش برمیگرده به ده هزار سال قبل از میلاد

36:14.710 --> 36:17.670
‫الا، اینو تو کشیدی

36:17.710 --> 36:20.320
‫چون اونجا بودی

36:25.760 --> 36:28.160
‫الان یادم اومد

36:28.200 --> 36:31.380
‫خدای من

36:31.420 --> 36:33.210
‫چیه؟

36:34.730 --> 36:37.340
‫راست می‌گفتی

36:37.390 --> 36:43.170
‫این سنگ رو تو اون دنیا دیدم

36:43.220 --> 36:44.650
‫چیکار میکنی؟

36:44.700 --> 36:47.700
‫و یکی به یه اسم دیگه صدام زد

36:47.740 --> 36:54.490
‫چه اسمی؟

36:54.530 --> 36:55.750
‫لیلی

36:58.360 --> 37:00.150
‫اگه آیزیا رو بهش پس ندم

37:00.190 --> 37:01.840
‫جاش و لیوای رو می‌کشه

37:01.890 --> 37:03.800
‫- نمی‌ذاریم این اتفاق بیفته
‫- تو روستات

37:03.850 --> 37:04.930
‫کسی هست که بتونه کمکمون کنه؟

37:04.980 --> 37:06.330
‫سایلاس دوستان زیادی داره

37:06.370 --> 37:08.070
‫دیگه نمیدونم به کی میتونم اعتماد کنم

37:10.110 --> 37:13.030
‫محوطه‌مون. میتونیم برگردیم.
‫میتونیم کمک بیاریم

37:13.070 --> 37:14.420
‫نه، کسی به من کمک نمیکنه

37:14.470 --> 37:15.860
‫تقصیر منه که اینجا گیر افتادیم، یادت رفت؟

37:15.900 --> 37:17.290
‫نه، بخاطر توئه که هنوز زنده‌ایم

37:17.340 --> 37:18.600
‫یه کاری میکنم اونا هم اینو بفهمن

37:18.640 --> 37:20.170
‫خیلی لطف میکنی تای،
‫ولی نمیتونم به هوای این بمونم

37:20.210 --> 37:22.870
‫ایو، نمیتونی تنهایی از پسش بربیای

37:22.910 --> 37:24.870
‫تا بتونیم زود برمیگردیم

37:24.910 --> 37:28.350
‫فقط بهم قول بده که
‫منتظرمون میمونی

37:28.390 --> 37:30.570
‫باشه

37:35.830 --> 37:38.050
‫همگی جمع شین

37:38.100 --> 37:41.230
‫آروم. آروم

37:41.280 --> 37:42.970
‫ایشون کیه؟

37:43.020 --> 37:45.320
‫ایشون دکتر ربکا آلدریج هستن

37:45.370 --> 37:49.370
‫موقع دومین تلاش برای نجات ما
‫اومده اینجا

37:49.410 --> 37:52.160
‫متأسفانه مأموریتمون طبق
‫برنامه پیش نرفت

37:52.200 --> 37:54.110
‫فقط من تونستم خودم رو برسونم

37:54.160 --> 37:56.330
‫اما امید هست

37:56.380 --> 37:58.730
‫انگار یه پورتال دیگه هست

37:58.770 --> 38:00.380
‫این یکی تو توپانگاست

38:00.420 --> 38:02.380
‫و برمیگرده به سال 1988

38:02.430 --> 38:04.600
‫- 1988؟
‫- چی؟

38:04.650 --> 38:06.260
‫ما سال 2021 اومدیم اینجا

38:06.300 --> 38:09.690
‫پس چجوری یه پورتال
‫از سال 1988 بازه؟

38:09.740 --> 38:12.920
‫شما فکر میکنین زمان در
‫یه جهت حرکت میکنه

38:12.960 --> 38:14.740
‫از گذشته به حال

38:14.790 --> 38:16.790
‫اما حقیقت اینه که زمان
‫بیشتر مثل یه دایره میمونه

38:16.830 --> 38:19.100
‫همه‌چی همزمان داره اتفاق میفته

38:19.140 --> 38:20.750
‫من که نگرفتم

38:20.790 --> 38:24.970
‫حرفم اینه که این پورتال
‫یه راه فراره

38:25.010 --> 38:27.760
‫خیلی‌خب، فرض کنیم راست میگی

38:27.800 --> 38:31.150
‫1988 بیشتر از سی سال با
‫زمان خودمون اختلاف داره

38:31.190 --> 38:32.630
‫بعد چطور میخوایم از نور رد شیم؟

38:32.670 --> 38:34.810
‫- مگه هواپیما لازم نیست؟
‫- نه

38:34.850 --> 38:37.110
‫نور روی قله‌ی کوهه

38:37.160 --> 38:38.810
‫میشه با پای پیاده رفت

38:38.850 --> 38:41.940
‫میدونم فکر کردن به اینا خیلی سخته

38:41.990 --> 38:44.290
‫ولی باید زود تصمیم بگیرین

38:44.340 --> 38:46.120
‫نور فردا بسته میشه

38:46.170 --> 38:48.300
‫فردا؟

38:48.340 --> 38:49.300
‫- مسخره‌ست
‫- من پایه‌ام

38:52.220 --> 38:54.960
‫بیا، یکم بخور

38:55.000 --> 38:57.390
‫میتونم با پدربزرگم حرف بزنم

38:57.440 --> 39:00.140
‫بهش بگم ولشون کنه

39:00.180 --> 39:01.400
‫خیلی شجاعی، می‌دونستی؟

39:01.440 --> 39:04.010
‫ولی قبول نمیکنه

39:04.050 --> 39:06.320
‫تای و پارا به زودی
‫به همراه بقیه میرسن اینجا

39:06.360 --> 39:08.360
‫فقط باید منتظر بمونیم

39:13.190 --> 39:15.020
‫شما دو تا چی؟

39:15.060 --> 39:17.330
‫به برگشتن به 1988 فکر میکنین؟

39:17.370 --> 39:20.420
‫تقریباً 20 سال طول کشید تا
‫به پدرم بگم گِی‌ام

39:20.460 --> 39:22.380
‫برگشتن به زمانی که
‫اون همه آدم مجبور بودن

39:22.420 --> 39:24.120
‫هویت واقعیشون رو قایم کنن

39:24.160 --> 39:27.080
‫فکر نکنم خیلی برام جالب باشه

39:27.120 --> 39:30.820
‫ولی برق دارن،
‫پیتزا هات دارن

39:30.860 --> 39:33.430
‫مهمتر از همه لنزکرفترز

39:33.470 --> 39:38.300
‫من میگم شانسمون رو امتحان کنیم

39:38.350 --> 39:41.180
‫خب، میخوای بری 1988؟

39:41.220 --> 39:42.440
‫خب، باحال بود

39:42.480 --> 39:44.010
‫اگه میشد "جان‌سخت"
‫رو تو سالن سینما ببینم

39:44.050 --> 39:46.360
‫ولی هنوز به برگشتن به خونه امید دارم

39:46.400 --> 39:48.180
‫تازه، اینجا پر از رمز و رازه

39:48.230 --> 39:49.490
‫و فکر نکنم بتونم بدون اینکه

39:49.530 --> 39:52.360
‫حداقل یکی دو تاشون رو حل کنم
‫از اینجا برم

39:52.410 --> 39:54.450
‫تو چطور؟

39:54.500 --> 39:56.930
‫تو این فکر بودم

39:56.980 --> 39:59.460
‫که شاید یه شروع دوباره نیاز دارم

39:59.500 --> 40:02.070
‫این ممکنه بهترین فرصتم باشه

40:03.070 --> 40:05.070
‫موفق باشی ورونیکا

40:05.110 --> 40:07.160
‫مرسی

40:17.340 --> 40:21.910
‫آره، قطعاً رمز و رازهای بیشتری هست

40:25.480 --> 40:28.400
‫سلام لیلی

40:28.440 --> 40:30.050
‫اسمم رو از کجا میدونی؟

40:30.100 --> 40:31.880
‫اجازه هست بشینم؟

40:42.060 --> 40:44.110
‫این برای توئه

40:44.150 --> 40:46.850
‫یه کار خیلی مهم هست
‫که ازت میخوام انجام بدی

40:55.600 --> 40:57.780
‫اوضاع روبراهه؟

40:57.820 --> 41:01.340
‫میخوام منو ببری به توپانگا

41:01.390 --> 41:03.300
‫باید همین الان راه بیفتیم

41:05.300 --> 41:07.570
‫وقتی پیدام کردن، اینو پوشیده بودم

41:07.610 --> 41:10.090
‫پدر و مادرم همه‌چیز
‫رو از اون روز نگه داشتن

41:10.140 --> 41:12.830
‫با خودشون گفتن شاید
‫کمک کنه یادم بیاد

41:12.880 --> 41:14.400
‫هیچوقت نفهمیدمش

41:14.440 --> 41:16.100
‫تا الان

41:16.140 --> 41:19.490
‫- چی هست؟
‫- نقشه‌ست

41:19.540 --> 41:22.100
‫زنی که عکسش رو نشونم دادی

41:22.150 --> 41:25.320
‫یکی از خاطره‌هام اینه
‫که اون اینو بهم داد

41:25.370 --> 41:27.500
‫گفت باید برم توپانگا

41:27.540 --> 41:29.290
‫و بدمش به یه پسر به نام آیزیا

41:29.330 --> 41:30.550
‫خدای من

41:30.590 --> 41:33.160
‫موقعیت فروچاله‌هاست.
‫نگاش کن

41:33.200 --> 41:36.470
‫توپانگا، موهاوی، لابریا

41:36.510 --> 41:38.210
‫سیاتل

41:38.250 --> 41:39.340
‫بابا

41:39.380 --> 41:41.120
‫همه تاریخ‌ها کاملاً تطابق دارن

41:41.170 --> 41:44.000
‫آره. و طبق این نقشه...

41:44.040 --> 41:46.040
‫اونی که تو سیاتل ـه فردا باز میشه

41:51.050 --> 41:52.830
‫پس کجا موندن ایو؟

41:52.870 --> 41:54.530
‫دیگه باید می‌رسیدن

42:00.660 --> 42:02.270
‫گوش کن بهم

42:02.320 --> 42:03.620
‫هر اتفاقی برام افتاد

42:03.670 --> 42:05.930
‫تو خودت رو به بالای اون کوه برسون، خب؟

42:05.970 --> 42:07.930
‫پس تو چیکار میکنی؟

42:07.980 --> 42:09.500
‫نذار کسی ببیندت

42:09.540 --> 42:10.500
‫وقتی تای و پارا رسیدن اینجا

42:10.540 --> 42:12.980
‫کمکت میکنن، خب؟

42:13.020 --> 42:15.900
‫نه ایو، وایسا،
‫نباید تنها بری

42:15.940 --> 42:17.590
‫چاره‌ای ندارم

42:17.640 --> 42:19.900
‫باید پسرم رو نجات بدم

42:22.567 --> 42:27.667
‫ترجمه از حسین رضایی
‫  H o s s e i n T L 

42:27.968 --> 42:35.668
دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
ValaMovie.com
@ValaMovie
