WEBVTT

00:07.850 --> 00:09.370
‫اون هواپیما از همون نوری اومد
‫که ما ازش اومدیم

00:09.420 --> 00:11.510
‫هرکی خلبانیش میکرده
‫ممکنه بتونه ما رو از اینجا ببره

00:11.550 --> 00:12.680
‫لیوای؟

00:12.720 --> 00:14.860
‫گوین راجع‎به ما میدونه

00:14.900 --> 00:16.210
‫اسکات حقشه ازش تعریف کنم

00:16.250 --> 00:18.160
‫من هیچوقت به ذهنم نمیرسید
‫که از هروئین استفاده کنم

00:18.210 --> 00:19.470
‫اشتباه میکردم.
‫مال لوکاسه

00:19.510 --> 00:20.510
‫اگه وقتی برگشتیم اونا رو بهم ندی،

00:20.560 --> 00:21.690
‫می‏کُشمت

00:21.730 --> 00:22.730
‫شاید اون بتونه کمک کنه

00:22.780 --> 00:24.520
‫نوشته اسمش ربکا آلدریج هستش

00:24.560 --> 00:26.170
‫اگه راه دیگه‎ای واسه رسیدن به
‫ایو و جاش باشه،

00:26.220 --> 00:28.390
‫باید بهمون بگین

00:28.440 --> 00:30.440
‫این هواپیمایی هستش که
‫لیوای باهاش پرواز کرد

00:31.740 --> 00:33.530
‫مطمئنم که دچار برق گرفتگی شده

00:33.570 --> 00:35.050
‫این چطور ممکنه؟

00:35.090 --> 00:36.840
‫فقط یه نفر جواب اینو میدونه

00:36.880 --> 00:38.790
‫- چیکار میکنی؟
‫- یه پیرمرد بود

00:38.840 --> 00:42.230
‫یه چیزی روی پشتش داشت،
‫یه اثر انگشت

00:42.280 --> 00:43.540
‫شاید یکی اون بیرونه

00:43.580 --> 00:45.240
‫یکی که بتونه کمکمون کنه
‫بریم خونه

00:57.810 --> 00:59.600
‫کی اینجا رو ساخته؟

01:05.340 --> 01:06.690
‫قبل از حمله اروپایی‌ها،

01:06.730 --> 01:09.220
‫سرخ‌پوست‌های کالیفرنیایی اینجا ساکن بودن

01:09.260 --> 01:10.520
‫دقیق بگم، قبیله تونگوا

01:10.560 --> 01:13.310
‫خب، به نظر که نمیاد
‫خونه باشن

01:13.350 --> 01:15.130
‫اصلا کسی نگهبانی ورودی رو هم نمیده

01:15.180 --> 01:17.350
‫مردم تونگوا آدم‌های صلح آمیزی بودن

01:17.400 --> 01:20.620
‫احتمالا دشمن‏های زیادی ندارن
‫که نگرانش باشن

01:20.660 --> 01:22.790
‫پس چرا دیوار ساختن؟

01:22.840 --> 01:24.620
‫فعلا فقط این مهمه که
‫هواپیمای من...

01:24.670 --> 01:27.540
‫داره سیگنالی رو تشخیص میده،
‫و از اینجا هم اومده

01:27.580 --> 01:29.190
‫باید هرکی سیگنال رو فرستاده
‫رو پیدا کنیم

01:29.240 --> 01:30.670
‫شاید بتونه کمکمون کنه
‫که هواپیما رو تعمیر کنیم

01:30.720 --> 01:32.150
‫هی، گروه‏های دو نفره میشیم

01:32.200 --> 01:33.460
‫15 دقیقه دیگه
‫هدیگه رو همینجا می‏‎بینیم

01:33.500 --> 01:35.330
‫صبر کنین،
‫وایسین، وایسین، وایسین

01:35.370 --> 01:38.770
‫از این بابت مطمئن نیستم.
‫ما بی‌اجازه وارد زمین‏شون شدیم

01:38.810 --> 01:40.160
‫اگه میخوایم از اینجا بریم...

01:40.200 --> 01:42.250
‫فکر نکنم راه دیگه‏ای داشته باشیم

01:42.290 --> 01:43.680
‫تو هراه من میای

01:43.730 --> 01:45.770
‫خودمون دوتا رفیق باهم.
‫ایول

01:47.690 --> 01:51.170
‫- یالا، بریم
‫- جاش

01:51.210 --> 01:53.520
‫- تو با من میای
‫- مامان...

01:53.560 --> 01:55.260
‫پنج روز پیش یه گرگ بهت حمله کرد

01:55.310 --> 01:56.440
‫حالم خوبه

01:56.480 --> 01:59.220
‫بعلاوه، دکتر هم همراهمه

01:59.270 --> 02:00.610
‫15 دقیقه دیگه می‌بینمت

02:02.880 --> 02:05.450
‫هرچه زودتر راه بیوفتیم،
‫زودتر از اینجا میریم

02:07.490 --> 02:13.500
‫دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
‫ValaMovie.com

02:16.330 --> 02:18.760
‫تو جنگل دنبال مَردی که
‫لیلی دیده بود گشتیم،

02:18.810 --> 02:19.940
‫ولی اثری ازش نیست

02:19.980 --> 02:21.940
‫اون چیزی بهت نگفت؟

02:21.980 --> 02:24.200
‫لیلی هرچی میدونه
‫رو بهمون گفت

02:24.250 --> 02:25.600
‫خب، باید یه کاری بکنیم

02:25.640 --> 02:27.160
‫آره

02:27.210 --> 02:29.210
‫وگرنه، همه‌مون عاقبت‏مون
‫مثل اون یاروی مُرده میشه

02:29.250 --> 02:30.380
‫می‌فهمی که اون اسم داشت، درسته؟

02:30.430 --> 02:31.380
‫اسمش ادی بود

02:31.430 --> 02:32.820
‫- آره، حالا هرچی
‫- حالا هرچی؟

02:32.860 --> 02:34.560
‫هی، ما بدون اینکه علیه همدیگه بشیم...

02:34.610 --> 02:36.960
‫هم کلی نگرانی داریم، باشه؟

02:37.000 --> 02:38.780
‫من برمیگردم روی ماشین جیپ کار کنم

02:50.800 --> 02:51.970
‫به نظرت بازم چیزی هست که لیلی...

02:52.010 --> 02:54.280
‫راجع‏به اون مَرد همون نگفته؟

02:54.320 --> 02:56.320
‫آره، به نظرم هست

02:56.370 --> 02:58.500
‫منم همین حس رو دارم

02:58.540 --> 03:01.850
‫اگه میخوای بچه‏ها راحت باهات حرف بزنن،
‫باید اعتمادشون رو به دست بیاری

03:01.890 --> 03:03.590
‫تو جلسه‏های درمانیم،
‫من از بازی‏های رو میزی استفاده میکردم

03:03.630 --> 03:06.680
‫لگوها، اینجور چیزها
‫تا اونا رو آروم کنم

03:06.720 --> 03:08.640
‫سافت‏بال جواب میده؟

03:08.680 --> 03:10.550
‫با خودت چوب و توپ آوردی این پایین، دُکی؟

03:10.600 --> 03:12.690
‫نه، ولی بیشتر ماشین‏های...

03:12.730 --> 03:14.380
‫محوطه اقامتی رو گشتم،
‫و دیروز...

03:14.430 --> 03:16.600
‫یه ماشین پیدا کردم که اندازه یه تیم کامل
‫تجهیزات سافت‏‎بال توش بود

03:16.650 --> 03:18.650
‫میدونی، ممکنه فکر بدی نباشه

03:28.350 --> 03:29.530
‫به نظر نمیاد سیگنالی...

03:29.570 --> 03:31.880
‫از اینجا بیاد

03:31.920 --> 03:33.620
‫اینطوری به نظر نمیاد

03:38.320 --> 03:39.500
‫جاش

03:39.540 --> 03:42.280
‫جاش، اینجا غذا هست.
‫اوه، خدای من

03:42.330 --> 03:43.850
‫صبر کن، تو که نمیدونی
‫خوردنش خطری نداشته باشه

03:43.890 --> 03:46.020
‫بدجور گرسنمه.
‫شانسم رو امتحان میکنم

03:46.070 --> 03:47.030
‫نمیدونم کی بیشتر در خطره،

03:47.070 --> 03:48.640
‫تو یا اسکات

03:48.680 --> 03:49.940
‫من ردیفم

03:49.980 --> 03:52.470
‫لوکاس واقعا اسکات رو نمیکشه

03:52.510 --> 03:53.730
‫اون یکم با خشونت رفتار میکنه،

03:53.770 --> 03:55.290
‫ولی به نظرم اون بی‌آزاره

03:55.340 --> 03:58.990
‫یه مواد فروش که اسلحه داره؟
‫آره، به نظرم که بی‌آزاره

03:59.040 --> 04:02.300
‫من فقط میدونم که اون جون بابام
‫رو نجات داد، خب؟

04:02.350 --> 04:03.430
‫من بهش اعتماد ندارم

04:03.480 --> 04:04.780
‫و به نظرم تو هم نباید بهش اعتماد کنی

04:08.130 --> 04:11.790
‫- صبر کن، حسودیت شده؟
‫- چی؟ نه

04:13.880 --> 04:16.400
‫باشه.
‫اگه تو اینطور میگی

04:16.450 --> 04:17.930
‫اینقدر به خودت نناز

04:20.620 --> 04:23.840
‫ببین، جاش.
‫تو پسر خیلی خوبی هستی

04:23.890 --> 04:25.850
‫ازت خوشم میاد،
‫ولی نه از اون لحاظ

04:25.890 --> 04:27.330
‫میدونی، تو دبیرستانی‏ای

04:27.370 --> 04:29.070
‫یه رده از زندگی بین‏مون فرق سنی هست

04:29.110 --> 04:30.900
‫حالا هرچی

04:34.030 --> 04:36.940
‫کسی اینجا نیست.
‫شاید رادارت اشتباه کرده

04:36.990 --> 04:38.420
‫نه، فقط باید به گشتن ادامه بدیم

04:38.470 --> 04:40.030
‫باشه

04:40.080 --> 04:42.470
‫ایو. ایو

04:44.000 --> 04:46.740
‫متاسفم که گوین راجع‌به ما میدونه

04:46.780 --> 04:47.960
‫میشه لطفا باهام حرف بزنی؟

04:48.000 --> 04:50.520
‫نمیدونم چی بهت بگم، لیوای

04:50.570 --> 04:52.610
‫خیلی بدم میاد که اون
‫اونطوری فهمیده

04:52.660 --> 04:54.010
‫باید از من میشنید

04:54.050 --> 04:55.660
‫من باید بهش میگفتم

05:00.710 --> 05:02.620
‫چیه؟

05:05.450 --> 05:08.850
‫اون اثر دست.
‫قبلا دیدمش

05:10.890 --> 05:15.900
‫دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
‫ValaMovie.com

05:15.901 --> 05:20.901
‫»» تــرجــمــه: تـورج پـاکـاری و حـسـیـن ««
‫:.:.: HosseinTL & Stef@n :.:.:

05:21.120 --> 05:23.080
‫اینجا چه جاییه؟

05:27.780 --> 05:29.350
‫لیوای

05:36.530 --> 05:37.960
‫چی به سرش اومده؟

05:39.880 --> 05:41.710
‫نمیدونم

05:50.980 --> 05:53.460
‫جریان عکس چیه، لیوای؟
‫قضیه چیه؟

05:55.680 --> 05:58.420
‫مأموریت من بیشتر از ایناست، ایو

05:58.460 --> 05:59.590
‫بیشتر از نجات دادن
‫آدمایی که...

05:59.640 --> 06:01.940
‫تو فروچاله لابریا افتادن

06:01.990 --> 06:03.380
‫نمی‏‎فهمم

06:06.560 --> 06:10.560
‫به غیر از اون منو فرستادن که این مَرد
‫و هفت نفر دیگه رو هم پیدا کنم

06:12.870 --> 06:15.870
‫- چرا اینو بهم نگفته بودی؟
‫- چون محرمانه‏ست

06:15.910 --> 06:17.520
‫محرمانه؟

06:17.570 --> 06:20.610
‫ما دیگه کارمون از محرمانه گذشته، لیوای

06:20.660 --> 06:22.620
‫این یارو کیه؟

06:22.660 --> 06:24.700
‫سه سال پیش،

06:24.750 --> 06:27.100
‫یه فروچاله دیگه تو بیابون موهاوی باز شد

06:27.140 --> 06:29.450
‫یه گروه اکتشافی رو فرستادن پایین،

06:29.490 --> 06:31.410
‫ولی هیچوقت برنگشتن

06:33.100 --> 06:34.800
‫اون یکی از دانشمندهای تیم بود

06:40.070 --> 06:42.550
‫یه بیسیم با برد بالاست

06:42.590 --> 06:44.590
‫خوشبختانه با انرژی خورشیدی تامین میشه

06:44.640 --> 06:46.160
‫رادارم اینو تشخیص میداده

06:46.200 --> 06:47.730
‫مال اون بوده

06:47.770 --> 06:49.640
‫پس کل این مدت، دقیقا میدونستی
‫که سیگنال چی بوده

06:49.690 --> 06:52.470
‫این آدما تو فروچاله موهاوی افتادن

06:52.520 --> 06:54.210
‫من دلیلی نداشتم که فکر کنم
‫اونا تو لس‌آنجلس باشن

07:04.960 --> 07:07.490
‫خیلی وقت نمیشه که
‫این آتیش خاموش شده

07:07.530 --> 07:09.140
‫ما تنها نیستیم

07:09.180 --> 07:12.270
‫باید بقیه رو پیدا کنیم
‫و از اینجا بریم

07:21.150 --> 07:24.370
‫میخواین من پرواز کنم؟

07:24.420 --> 07:26.940
‫اومدی اینجا دنبال راهی میگشتی
‫که خانواده‏ات رو نجات بدی

07:26.980 --> 07:28.420
‫اینم راهش

07:30.380 --> 07:33.030
‫- کِی حرکت کنیم؟
‫- امشب

07:33.080 --> 07:34.170
‫صبر کن، امشب؟

07:34.210 --> 07:36.470
‫میدونم که زمانش ایده‏آل نیست،

07:36.520 --> 07:40.260
‫ولی هواپیما آماده حرکته.
‫نیازی به صبر کردن نیست

07:40.300 --> 07:42.350
‫ولی بابا، تو اصلا نگفتی که...

07:42.390 --> 07:44.220
‫خودت پرواز میکنی میری اون پایین

07:44.260 --> 07:48.050
‫ایز، کاش راه دیگه‌ای بود

07:48.090 --> 07:50.530
‫این ممکنه تنها فرصت‌مون واسه برگردوندن
‫مامان و جاش باشه

07:50.570 --> 07:52.050
‫و اگه هیچ کدوم‏تون برنگردین چی؟

07:52.100 --> 07:56.060
‫هواپیما امنه.
‫پدرت با موفقیت رد میشه

07:56.100 --> 07:57.750
‫مارکمن چی؟

07:57.800 --> 08:01.410
‫همینطوری که بهمون اجازه نمیده
‫پرواز کنیم بریم اون پایین

08:01.450 --> 08:04.240
‫مارکمن با من.
‫الان دارم برمیگردم به لس‌آنجلس

08:04.280 --> 08:05.410
‫چرا؟

08:05.460 --> 08:06.890
‫رادار توی پایگاه هوایی...

08:06.940 --> 08:08.980
‫باید خاموش باشه تا
‫تو به داخل فروچاله پرواز کنی

08:09.030 --> 08:10.420
‫حالا، من هنوزم به سرورها دسترسی دارم

08:10.460 --> 08:12.460
‫ولی واسه خاموش کردنش
‫باید همونجا باشم

08:12.510 --> 08:14.550
‫چرا داری این کارو میکنی؟

08:14.600 --> 08:17.690
‫اگه گیر بیوفتی،
‫میوفتی زندان

08:17.730 --> 08:19.300
‫فقط تو نیستی که...

08:19.340 --> 08:20.600
‫اون پایین یه فرد با ارزشی داری

08:22.610 --> 08:25.300
‫تو هم کسی رو فروچاله از دست دادی؟

08:25.350 --> 08:28.130
‫این فروچاله نه

08:28.180 --> 08:31.570
‫این دایاناست.
‫اون یه مهندسه

08:31.610 --> 08:34.400
‫عضو تیمی هستش که
‫وارد فروچاله موهاوی شدن

08:35.840 --> 08:39.750
‫اون نامزد منه

08:39.800 --> 08:42.580
‫سه ساله که خبری ازش نیست

08:42.630 --> 08:44.540
‫متاسفم

08:44.580 --> 08:46.590
‫آره

08:46.630 --> 08:50.330
‫من باید برم.
‫موفق باشی

08:50.370 --> 08:52.720
‫خب، اگه قراره امشب بریم

08:52.770 --> 08:55.120
‫کلی کار داریم

08:55.160 --> 08:56.510
‫چی میگی؟

08:58.550 --> 09:00.730
‫برنامه‏ات چیه؟

09:05.560 --> 09:08.650
‫جاش، رایلی

09:12.520 --> 09:14.700
‫- هیچی
‫- اینجا خیلی بزرگه

09:17.490 --> 09:19.530
‫لیوای، اونو ببین

09:19.580 --> 09:20.970
‫یه برج نگهبانیه

09:21.010 --> 09:22.320
‫آره، از اون بالا میتونیم
‫کل دژ رو ببینیم

09:22.360 --> 09:23.710
‫بیا

09:27.710 --> 09:29.720
‫اینو ببین

09:29.760 --> 09:31.760
‫بیا.
‫ببینیم به کجا ختم میشه

09:31.800 --> 09:33.200
‫اوه، اوه، وایسا، صبر کن

09:33.240 --> 09:35.370
‫یه راه پله تاریکِ ترسناک
‫زیر یه دژ باستانی؟

09:35.420 --> 09:38.070
‫- نخواستم
‫- حله

09:38.120 --> 09:39.250
‫چی...

09:55.260 --> 09:56.440
‫بذار بازش کنم

09:56.480 --> 09:57.660
‫شاید نباید این کارو بکنیم

09:57.700 --> 10:04.450
‫‏

10:07.620 --> 10:09.890
‫عالی شد.
‫به بیرون دژ میره

10:09.930 --> 10:11.320
‫حالا میشه برگردیم؟

10:14.590 --> 10:16.630
‫نه. نه

10:20.550 --> 10:23.640
‫باریکلا، جاش.
‫واقعا میگم

10:33.390 --> 10:34.390
‫ایول

10:38.650 --> 10:42.830
‫هی، باید چندتا از اینا رو با خودمون
‫به محوطه اقامتی ببریم

10:42.880 --> 10:44.830
‫یا فقط میتونیم یکی رو
‫با خودمون ببریم خونه...

10:44.880 --> 10:47.310
‫و با قیمت نجومی به یه موزه بفروشیمش

10:48.750 --> 10:50.930
‫من تو اردوگاه اندازه 250 هزار دلار
‫هروئین دارم

10:50.970 --> 10:53.760
‫پس وقتی برم خونه
‫وضعم ردیفه

10:53.800 --> 10:56.150
‫البته

10:57.410 --> 10:58.800
‫نکته خوبیه

11:00.760 --> 11:02.630
‫اصلا کجا قایمش کردی؟

11:02.680 --> 11:06.510
‫اوه میدونی، تو جنگل

11:06.550 --> 11:08.510
‫کجای جنگل؟

11:09.950 --> 11:11.250
‫خب

11:11.300 --> 11:13.910
‫اول از محوطه اقامتی خارج میشی،
‫و بعد 100،

11:13.950 --> 11:16.820
‫120 متر یا اینا میری
‫تا به یه رود برسی

11:16.870 --> 11:20.780
‫بعد 50 قدم به سمت غرب خودت میری...

11:20.830 --> 11:23.480
‫و می‌چرخی سمت شرقت
‫و آه...

11:23.520 --> 11:25.220
‫اووه، چه درخشانه

11:26.700 --> 11:28.790
‫تو اصلا نمیدونی کجا گذاشتیش

11:28.830 --> 11:30.660
‫خب، من همچین حرفی زدم؟

11:30.710 --> 11:33.320
‫چون اگه اینطوری گفتم،
‫اصلا همچین قصدی نداشتم

11:33.360 --> 11:34.580
‫مرتیکه حرومزاده

11:34.620 --> 11:35.970
‫مشخصه که عصبانی‌ای

11:36.020 --> 11:37.360
‫اوه، واقعا؟

11:41.370 --> 11:42.810
‫خدایا، آروم باش

11:42.850 --> 11:49.860
‫‏

11:57.820 --> 12:00.780
‫اسکات، اسلحه رو بردار

12:00.820 --> 12:02.260
‫اسلحه رو بردار
‫و بهش شلیک کن

12:02.300 --> 12:05.960
‫اسلحه رو بردار.
‫اسلحه رو بردار

12:06.000 --> 12:07.870
‫اوه، اوه، مراقب باش

12:10.920 --> 12:13.010
‫تکون نخور

12:13.050 --> 12:15.620
‫تو انگلیسی بلدی؟

12:15.660 --> 12:17.580
‫این کاملا غیر منتظره‏ست

12:26.330 --> 12:27.810
‫سلام، لیلی

12:27.850 --> 12:29.500
‫بازی سافت‏بال الان شروع میشه

12:29.550 --> 12:31.160
‫میخوای بازی کنی؟

12:31.200 --> 12:33.810
‫اون همینطوری راحته.
‫ممنون

12:33.860 --> 12:36.030
‫به نظرم هر دومون میدونیم که لیلی میتونه
‫از طرف خودش حرف بزنه

12:38.510 --> 12:41.820
‫اگه اشکالی نداره،
‫دوست دارم بازی کنم

12:44.480 --> 12:47.090
‫عالیه.
‫برو خودت رو گرم کن

12:52.880 --> 12:55.360
‫ببین، میدونم که توضیحی بهت بدهکارم

12:55.400 --> 12:57.750
‫دارم گوش میدم

12:57.790 --> 13:02.840
‫پدرم مَرد خوبی بود.
‫یه مرد مومن،

13:02.890 --> 13:04.840
‫ولی سخت‎‏گیر بود

13:04.890 --> 13:07.930
‫به دنیای بیرون اعتماد نداشت

13:07.980 --> 13:10.240
‫و بعد ما اومدیم اینجا

13:10.280 --> 13:13.770
‫اون گفت که ما باید از همه‏تون فاصله بگیریم،

13:13.810 --> 13:16.070
‫که فقط به خودمون تکیه کنیم

13:16.120 --> 13:18.290
‫اون به لیلی گفت که
‫باهامون حرف نزنه

13:20.290 --> 13:22.170
‫من فقط داشتم به خواسته اون عمل میکردم

13:22.210 --> 13:24.040
‫می‏فهمم، واقعا

13:24.080 --> 13:28.040
‫ولی الان همه‎مون تو این قضیه باهمیم

13:28.080 --> 13:31.440
‫از الان به بعد باید باهامون روراست باشی

13:31.480 --> 13:32.780
‫باشه

13:35.090 --> 13:38.400
‫لیلی چیزه دیگه‏ای راجع‏به
‫مَردی که دیده بود نگفت؟

13:38.440 --> 13:41.880
‫- نه
‫- مطمئنی؟

13:41.920 --> 13:44.230
‫حس کردم بازم چیزی باشه،

13:44.270 --> 13:45.880
‫چیزی که میترسیده بهمون بگه؟

13:45.930 --> 13:47.890
‫نه، ببخشید

13:47.930 --> 13:52.060
‫اگه چیزه دیگه‎‏ای بگه،
‫بهت میگم

13:52.110 --> 13:54.240
‫باشه، ممنون

13:57.290 --> 14:00.900
‫‏‎

14:00.940 --> 14:01.990
‫من کسی رو نمی‎بینم

14:02.030 --> 14:03.470
‫فقط یه دقیقه دیگه صبر کن

14:03.510 --> 14:04.510
‫مامان!

14:06.600 --> 14:07.950
‫جاش؟

14:07.990 --> 14:10.340
‫بیرون چیکار میکنی؟

14:10.390 --> 14:12.820
‫- داستانش درازه
‫- باشه. خب، همونجا بمونین

14:12.870 --> 14:13.910
‫ما میریم اسکات و لوکاس رو پیدا کنیم،

14:13.960 --> 14:15.260
‫و میایم سمت شما

14:15.310 --> 14:16.440
‫ایو، نگاه کن

14:19.480 --> 14:24.270
‫‏

14:24.310 --> 14:25.840
‫اونا کی هستن؟

14:28.880 --> 14:31.450
‫رایلی، جاش، فرار کنین

14:31.500 --> 14:33.060
‫برو، برو

14:36.020 --> 14:37.980
‫یالا

14:38.020 --> 14:39.850
‫برو! برو!

14:47.120 --> 14:49.080
‫- ایو، نمیتونیم این‏وری بریم
‫- باید برم پیش جاش

14:49.120 --> 14:51.040
‫نمیتونیم.
‫باید همین الان بریم

14:51.080 --> 14:52.340
‫بیا

14:56.520 --> 14:59.220
‫یالا. یالا

15:10.010 --> 15:11.140
‫خوبه، به هوش اومدی

15:13.360 --> 15:15.970
‫ما کجاییم؟

15:16.020 --> 15:17.500
‫فکر کنم یه معبد عجیب و غریب

15:17.540 --> 15:19.150
‫اوه و نه اینکه بخوام بترسونمت،

15:19.200 --> 15:21.240
‫ولی یه جسد اونجاست

15:23.200 --> 15:26.030
‫- اوه، خدایا
‫- آره

15:27.680 --> 15:29.070
‫این آدما کیَن؟

15:29.120 --> 15:30.250
‫سوال خوبیه

15:30.290 --> 15:31.990
‫چون والا دیگه نمیدونم

15:32.030 --> 15:33.470
‫اوه، فکر میکردم تو کارشناسی

15:33.510 --> 15:34.990
‫آره، خودمم اینطوری فکر میکردم

15:35.040 --> 15:36.340
‫تا اینکه دوتا سفید پوست
‫بهمون حمله کردن...

15:36.390 --> 15:39.080
‫که انگلیسی حرف میزدن
‫و بدون شک سرخ‏پوست تونگوا نبودن

15:39.130 --> 15:40.650
‫هرکی که هستن، بدجور...

15:40.690 --> 15:42.000
‫تو گره زدن مهارت دارن

15:42.040 --> 15:44.180
‫اوه، آره خب
‫اگه همونطوری که بهت گفتم...

15:44.220 --> 15:47.050
‫اسلحه‎ام رو برمیداشتی
‫الان دست‏ و پامون بسته نبود

15:47.090 --> 15:49.050
‫خشکم زد.
‫باید چیکار میکردم؟

15:49.090 --> 15:50.530
‫نمیدونم.
‫یه بی‌خایه کوچولو نمی‎بودی

15:50.570 --> 15:52.010
‫یعنی چی آخه؟

15:52.050 --> 15:53.530
‫هی، خفه شو، خفه شو

15:59.060 --> 16:01.020
‫اوه، مَرد

16:01.060 --> 16:05.110
‫خیلی‏خب، باید قبل از اینکه به سرنوشت اون
‫دچار بشیم، از اینجا بریم

16:10.990 --> 16:13.470
‫باید راه دیگه‎ای به بیرون باشه

16:13.510 --> 16:16.080
‫دارن میان. باید قایم بشیم.
‫تو اینجا

16:16.120 --> 16:20.040
‫‏

16:28.440 --> 16:30.090
‫سلام

16:32.440 --> 16:33.570
‫فکر نکنم که اونا بفهمن

16:33.620 --> 16:36.580
‫لبخند رو که می‏فهمن، مگه نه؟

16:36.620 --> 16:38.360
‫بهتره که فکر کنن ما خودی هستیم

16:38.400 --> 16:40.970
‫جواب نمیده

16:41.020 --> 16:43.020
‫خیلی‏خب.
‫نقشه عوض شد

16:43.060 --> 16:45.240
‫باید قبل از اینکه لومون بدن
‫از اینجا بریم

16:51.460 --> 16:52.510
‫دیگه دیره

16:54.640 --> 16:56.600
‫اون داخل.
‫برو، برو، برو، برو، برو

17:03.470 --> 17:05.080
‫بن‌بسته

17:48.130 --> 17:49.430
‫به نظرت رفتن؟

17:51.170 --> 17:52.350
‫آره

17:52.390 --> 17:54.130
‫فکر کنم دارن برمیگردن به دژ

17:54.180 --> 17:57.140
‫- خوبه. پس اینجا در امانیم
‫- نه

17:57.180 --> 17:59.700
‫مامانم اونجاست.
‫باید برگردیم

18:02.270 --> 18:03.360
‫میترسیدم که این حرف رو بزنی

18:08.060 --> 18:10.150
<i>‫ چهار روز پیش، دنیا شاهد... </i>

18:10.190 --> 18:12.760
<i>‫ یک فاجعه طبیعی بی‌سابقه بود </i>

18:12.800 --> 18:15.110
<i>‫ حوادث لابریا لس آنجلس را... </i>

18:15.150 --> 18:16.760
<i>‫ در حالت ماتم قرار داده </i>

18:16.810 --> 18:19.240
<i>‫ همراه با ویرانی وصف ناپذیر </i>

18:19.290 --> 18:23.210
‫اون همه آدم، اصلا حقیقت رو نمیدونن

18:25.640 --> 18:27.030
‫این درست نیست

18:27.080 --> 18:28.990
‫واسه همینم کاری که داریم میکنیم
‫اینقدر مهمه

18:29.040 --> 18:32.210
‫بیا اینجا و اینو ببین

18:32.260 --> 18:34.610
‫من نقشه پرواز در ارتفاع پایین رو ترسیم کردم

18:34.650 --> 18:37.000
‫هواپیما باید تا لابریا تشخیص داده نشه،

18:37.040 --> 18:39.180
‫که البته اونجا شدید
‫نظارت میشه

18:39.220 --> 18:43.270
‫ولی اگه سوفیا کارش رو انجام بده،
‫طوری‏مون نمیشه

18:43.310 --> 18:45.840
‫و اگه نتونه؟

18:45.880 --> 18:48.010
‫حقیقت رو بگم؟

18:48.060 --> 18:50.840
‫احتمالا هواپیما رو منهدم کنن

18:50.880 --> 18:53.280
‫این اتفاق نمیوفته

18:53.320 --> 18:54.850
‫ببین، ایزی

18:54.890 --> 18:56.190
‫می‏فهمم که دلشوره داری

18:56.240 --> 18:59.980
‫اگه منم جات بودم
‫دلشوره داشتم

19:00.020 --> 19:01.850
‫ولی راه دیگه‏ای نیست

19:01.900 --> 19:03.110
‫گفتنش واسه تو راحته

19:03.160 --> 19:05.640
‫تو که سوار هواپیما نیستی

19:05.680 --> 19:07.900
‫این کاملا درست نیست

19:09.950 --> 19:12.560
‫منم دارم میرم اون پایین

19:14.870 --> 19:16.210
‫دوست‏هام اون پایین گیر افتادن

19:16.260 --> 19:19.960
‫تحت نظارت من اون اتفاق افتاد.
‫باید بیارمشون خونه

19:20.000 --> 19:24.050
‫ایز، اگه بهم بگی نرم، نمیرم

19:24.090 --> 19:27.920
‫ولی اگه بگم نه،
‫دیگه هیچوقت اونا رو نمی‏بینیم، مگه نه؟

19:31.840 --> 19:33.750
‫متاسفم.
‫باید تنها باشم

19:33.800 --> 19:40.800
‫‎

19:45.070 --> 19:50.120
‫ایز، میدونم که ناراحتی،
‫ولی باید حرف بزنیم

19:53.160 --> 19:54.910
‫من بهش اعتماد ندارم

19:54.950 --> 19:56.470
‫ما همش دو ساعته اونو میشناسیم،

19:56.520 --> 19:58.780
‫و حالا اون ازت میخواد که
‫باهاش به داخل فروچاله پرواز کنی؟

19:58.820 --> 19:59.950
‫می‏فهمم

20:00.000 --> 20:02.700
‫ولی دیگه نمیدونم چیکار کنم

20:02.740 --> 20:05.260
‫بیا بگیم که تمام حرف‌های آلدریج حقیقت داره،

20:05.310 --> 20:07.400
‫که یه هواپیما میتونه برسه اونجا

20:07.440 --> 20:10.830
‫اگه موقع پرواز کردن
‫تصویر ذهنی ببینی چی؟

20:10.880 --> 20:11.880
‫ایز...

20:13.360 --> 20:14.360
‫طوری نمیشه

20:16.270 --> 20:17.930
‫بابا، من میترسم

20:19.230 --> 20:20.670
‫میدونم

20:28.720 --> 20:29.850
‫بیا

20:29.900 --> 20:31.380
‫اینو بگیر و اگه لازم شد استفاده کن

20:31.420 --> 20:34.990
‫- لیوای...
‫- ببین، از پسش برمیای. خب؟

20:35.030 --> 20:37.380
‫خیلی‌خب

20:41.470 --> 20:43.130
‫هیس

20:52.140 --> 20:53.440
‫فقط باید حواسشون رو پرت کنیم

20:53.490 --> 20:55.970
‫که یواشکی برگردیم داخل
‫و همه رو نجات بدیم

20:56.010 --> 20:57.660
‫خیلی‌خب، پس بنظرم تو گوشیم

20:57.710 --> 20:59.750
‫ویدیوی جدید بیلی آیلیش رو نشونشون بدیم

20:59.800 --> 21:02.760
‫قضیه شوخی‌بردار نیست رایلی.
‫مامانم و لیوای اون تو هستن

21:02.800 --> 21:04.020
‫اسکات و لوکاس هم همینطور

21:04.060 --> 21:05.850
‫ممکنه تا الان فرار کرده باشن

21:05.890 --> 21:07.890
‫نمیخوام دوباره برگردم اونجا
‫و سرم رو به باد بدم

21:07.930 --> 21:11.070
‫همین؟
‫میخوای بذاری بری؟

21:11.110 --> 21:13.290
‫از من چی میخوای تو؟

21:13.330 --> 21:15.330
‫خیلی دورویی، میدونستی؟

21:15.380 --> 21:16.770
‫جان؟

21:16.810 --> 21:17.810
‫از مامانم عصبانی بودی

21:17.860 --> 21:19.160
‫که برنگشته دنبال بابات

21:19.210 --> 21:22.820
‫حالا نقش‌ها عوض شده.
‫میخوای فرار کنی؟

21:22.860 --> 21:25.390
‫- این فرق داره
‫- صحیح

21:25.430 --> 21:29.000
‫بدتره. مامانم می‌خواست
‫به من کمک کنه

21:29.040 --> 21:31.390
‫تو فقط به فکر خودتی

21:34.400 --> 21:37.220
‫ببین، من تو رو به چشم کسی

21:37.270 --> 21:40.010
‫ندیدم که از چیزی میترسه

21:40.050 --> 21:42.970
‫بابات رو عمل کردی و جونش رو نجات دادی

21:44.190 --> 21:46.150
‫الان به اون آدم نیاز دارم

21:52.240 --> 21:58.030
‫باشه. پایه‌ام. چیکار کنیم؟

21:59.510 --> 22:00.860
‫گوشیت رو بده

22:00.900 --> 22:02.990
‫چرا؟

22:03.030 --> 22:04.860
‫یه فکری دارم

22:08.910 --> 22:11.390
‫مزاحم‌ها رو دیدین؟

22:14.870 --> 22:16.390
‫کسی رو ندیدیم

22:25.140 --> 22:26.970
‫چیزی نیست. رفتن

22:29.280 --> 22:31.890
‫ممنون. انگلیسی حرف میزنی؟

22:31.930 --> 22:35.850
‫بله، همه‌مون.
‫شما مردم آسمان هستین؟

22:35.890 --> 22:37.070
‫چی؟

22:37.110 --> 22:38.980
‫پدربزرگم داستان شما رو برام گفت

22:39.030 --> 22:41.770
‫از اون نور تو آسمون افتادین

22:41.810 --> 22:43.380
‫اومدین روستامون رو ازمون بگیرین؟

22:43.420 --> 22:44.860
‫نه. نه، اصلاً

22:44.900 --> 22:46.860
‫به پدربزرگت بگو ما قصد
‫آسیب رسوندن نداریم

22:46.900 --> 22:50.520
‫اینجا نیست، ولی اگه بود
‫فکر نکنم حرفتون رو باور میکرد

22:50.560 --> 22:53.870
‫ببین، پسر من اون سمت دیواره

22:53.910 --> 22:55.430
‫و باید پیداش کنم

22:55.480 --> 22:57.570
‫راهی به بیرون هست؟

22:57.610 --> 23:00.050
‫- بله
‫- میتونی نشونمون بدی؟

23:02.960 --> 23:04.400
‫باهام بیاین

23:10.320 --> 23:11.970
‫عجب دریافتی کردی

23:12.020 --> 23:13.190
‫مرسی

23:13.230 --> 23:15.760
‫نه، جدی میگم.
‫بازیکن خوبی هستی

23:15.800 --> 23:17.020
‫بابام یادم داد

23:17.060 --> 23:19.370
‫مربی تیم سافت‌بال ما بود

23:19.410 --> 23:21.370
‫هر روز تو حیاط پشتی‌مون تمرین میکردیم

23:21.420 --> 23:22.850
‫جدی؟

23:22.900 --> 23:24.380
‫ورونیکا یه جوری پدرتون
‫رو توصیف کرد

23:24.420 --> 23:26.860
‫که بعنوان مربی سافت‌بال تصورش نمیکردم

23:32.820 --> 23:34.430
‫لیلی، حالت خوبه؟

23:38.130 --> 23:40.000
‫هی

23:40.040 --> 23:41.740
‫اگه چیزی هست که میخوای بگی

23:41.780 --> 23:43.790
‫میتونی بهم بگی

23:43.830 --> 23:46.660
‫ببین، من دوستتم.
‫میتونی بهم اعتماد کنی

23:49.140 --> 23:51.710
‫ببخشید. دیگه نمیخوام بازی کنم

23:59.450 --> 24:02.370
‫نمیدونم قضیه چیه.
‫یه جای کار می‌لنگه

24:05.500 --> 24:07.460
‫میدونی، من به تمام راه‌های ممکن

24:07.510 --> 24:08.940
‫برای مرگم فکر کرده بودم

24:08.990 --> 24:13.380
‫سرطان، حمله قلبی،
‫آنوریسم مغز، سقوط هواپیما...

24:13.420 --> 24:15.950
‫- ای خدا
‫- چاقو خوردن تصادفی

24:15.990 --> 24:18.340
‫ولی باید اقرار کنم، کشته شدن
‫تو یه دژ اسرارآمیز

24:18.390 --> 24:20.740
‫اونم ده هزار سال قبل از میلاد
‫هیچوقت به ذهنم خطور نکرد

24:20.780 --> 24:22.560
‫هی، هی. میشه حرف نزنی؟

24:22.610 --> 24:23.780
‫اتفاقاً راستش رو بخوای
‫تو همچین موقعیت‌هایی

24:23.830 --> 24:24.910
‫نمیتونم، خب؟
‫مشکل دارم

24:24.960 --> 24:26.050
‫- گوش کن، گوش کن
‫- چیه؟

24:26.090 --> 24:27.570
‫سُر بخور بیا اینجا

24:27.610 --> 24:30.660
‫دستت رو بکن تو جیبم

24:30.700 --> 24:31.790
‫چرا؟

24:31.830 --> 24:33.440
‫یه فندک توش هست، خب؟

24:33.490 --> 24:35.710
‫طناب رو می‌سوزونیم و خودمون
‫رو باز میکنیم

24:35.750 --> 24:37.360
‫اوه

24:37.400 --> 24:39.360
‫مثل فیلم "ایندیانا جونز و آخرین جنگ صلیبی"

24:39.410 --> 24:41.500
‫ایول

24:41.540 --> 24:42.800
‫چی؟

24:42.850 --> 24:43.980
‫بیخیالش

24:47.630 --> 24:49.160
‫خیلی‌خب، برداشتم

24:49.200 --> 24:50.720
‫- برداشتی؟
‫- آره

24:54.200 --> 24:55.470
‫خیلی‌خب

25:06.700 --> 25:08.130
‫پشمام، جواب داد

25:08.170 --> 25:11.130
‫خوبه. خیلی‌خب. منو باز کن. منو

25:11.180 --> 25:12.790
‫باشه. هیس

25:16.620 --> 25:18.920
‫راستی

25:18.970 --> 25:21.060
‫چیکار داری میکنی؟
‫بازم کن

25:23.450 --> 25:24.540
‫فقط قول بده اگه از اینجا رفتیم بیرون

25:24.580 --> 25:25.840
‫منو نمی‌کشی

25:25.890 --> 25:27.670
‫شوخیت گرفته؟

25:29.720 --> 25:31.500
‫الان داری باهام چونه میزنی؟

25:31.550 --> 25:33.850
‫خب، آره

25:33.900 --> 25:35.510
‫- نه. معامله نداریم
‫- چی؟

25:35.550 --> 25:37.160
‫یعنی چی معامله نداریم؟

25:37.200 --> 25:38.770
‫بدون من از اینجا بری

25:38.810 --> 25:40.560
‫دو قدم هم نمیتونی دور بشی

25:42.990 --> 25:45.470
‫- تو روحش
‫- یالا

25:48.040 --> 25:50.650
‫- وای پسر
‫- خیلی‌خب

25:53.920 --> 25:55.180
‫خیلی‌خب

25:56.920 --> 25:59.790
‫آخ! درد داشت.
‫خیلی هم درد داشت

25:59.840 --> 26:02.100
‫خوبه. حالا بریم

26:05.930 --> 26:07.800
‫همینجاست

26:20.070 --> 26:21.550
‫اون کیه؟

26:21.600 --> 26:23.080
‫پدربزرگمه

26:23.120 --> 26:25.600
‫باید عجله کنیم. زودباشین

26:51.150 --> 26:52.670
‫بیا، بیا

27:03.810 --> 27:06.080
‫هی، جاش، رایلی

27:06.120 --> 27:07.550
‫کجا بودین؟

27:07.600 --> 27:08.860
‫میدونی، فقط نزدیک بود بمیریم

27:08.900 --> 27:10.690
‫هی، هی، همه خفه شین

27:10.730 --> 27:11.950
‫باید از اینجا بزنیم بیرون

27:11.990 --> 27:13.260
‫مامانم و لیوای هنوز اینجان

27:13.300 --> 27:14.740
‫نمیتونیم بدون اونا بریم

27:14.780 --> 27:16.000
‫اون دیگه بنظرم مشکل توئه حاجی

27:16.040 --> 27:18.090
‫تنهایی بری، کشته میشی

27:18.130 --> 27:19.310
‫ها؟

27:19.350 --> 27:20.520
‫اگه پیش همدیگه بمونیم

27:20.570 --> 27:22.920
‫شانس زنده موندمون بیشتره

27:22.960 --> 27:24.180
‫راه بیفتیم

27:28.100 --> 27:29.930
‫بیخیال

27:40.940 --> 27:41.940
‫سوفیا

27:43.370 --> 27:45.900
‫فکرکردم امروز مرخصی هستی

27:45.940 --> 27:48.120
‫فقط اومدم یه سری چیزا
‫از دفتر بردارم

27:48.160 --> 27:49.640
‫خب، شاید یه چیزاییش گم شده باشه

27:49.680 --> 27:52.030
‫گوین هریس پرونده‌ش رو دزدیده

27:52.080 --> 27:54.690
‫- چرا باید اینکارو بکنه؟
‫- نمیدونم

27:54.730 --> 27:56.820
‫هر نقشه‌ای تو سرشه، جواب نمیده

27:56.870 --> 27:58.870
‫تدابیر امنیتی فروچاله رو دوبرابر کردم

28:00.700 --> 28:02.090
‫کار هوشمندانه‌ایه

28:04.220 --> 28:05.700
‫البته لازم نمیشه

28:05.740 --> 28:08.960
‫اگه بهم بگی کجاست

28:10.660 --> 28:13.620
‫میدونم چقدر دلت میخواد
‫بری اون پایین که دایانا رو پیدا کنی

28:13.660 --> 28:15.580
‫اما باید به آدمای دیگه هم فکر کرد

28:15.620 --> 28:18.360
‫آره، درسته.
‫مثل خانواده گوین

28:18.410 --> 28:20.850
‫مثل ده‌ها نفری که افتادن تو اون فروچاله

28:20.890 --> 28:23.590
‫بنظرت اگه در توانم بود
‫کمکشون نمیکردم؟

28:25.200 --> 28:27.200
‫اون زلزله 5 ریشتری بود

28:27.240 --> 28:29.290
‫افرادمون پیشبینی کردن هر اختلال
‫دیگه‌ای تو فروچاله

28:29.330 --> 28:31.770
‫میتونه یه فاجعه به دنبال داشته باشه

28:31.810 --> 28:33.210
‫تو که مطمئن نیستی

28:33.250 --> 28:36.340
‫حاضر نیستم ریسک کنم

28:36.380 --> 28:39.340
‫سوفیا، لطفاً، اگه چیزی میدونی
‫باید بهم بگی

28:44.740 --> 28:47.960
‫گوین، نمیتونم با سوفیا تماس بگیرم

28:48.000 --> 28:50.270
‫پس نمیدونیم که رادار رو از کار انداخته یا نه؟

28:50.310 --> 28:51.960
‫نه، ولی چیزی رو عوض نمیکنه

28:52.010 --> 28:53.180
‫بازم باید پرواز کنیم

28:53.230 --> 28:54.180
‫آخه خودت گفتی

28:54.230 --> 28:55.750
‫بهتون شلیک میکنن

28:55.790 --> 28:58.060
‫خواهش میکنم، نمیتونین این کارو بکنین

28:58.100 --> 28:59.670
‫راست میگه

28:59.710 --> 29:02.370
‫تا نفهمیم بی‌خطره نمیتونیم جایی بریم

29:03.760 --> 29:06.240
‫ببخشید که رک میگم،
‫ولی اگه امشب نریم

29:06.280 --> 29:08.020
‫دیگه هیچوقت خانواده‌ات رو نمی‌بینی

29:09.940 --> 29:12.330
‫چی رو داری ازمون مخفی میکنی؟

29:12.380 --> 29:16.900
‫چون اگه میخوای پرواز کنم،
‫باید حقیقت رو بهمون بگی

29:20.780 --> 29:23.390
‫باید یه چیزی رو نشونتون بدم

29:23.430 --> 29:28.090
‫همه‌چی رو توضیح میده.
‫ولی اینجا نیست، تو لس‌آنجلسه

29:28.130 --> 29:31.830
‫میخوای بشینیم تو ماشین تا لس‌آنجلس
‫بریم که یه چیزی نشونمون بدی؟

29:31.870 --> 29:33.270
‫کی گفت بشینیم تو ماشین؟

29:47.410 --> 29:49.280
‫اونجاست

29:49.330 --> 29:51.410
‫اون سنگ‌ها از دیوار جدا میشن

29:51.460 --> 29:53.940
‫مامان!

29:53.980 --> 29:56.380
‫جاش. خدا رو شکر حالت خوبه

29:59.070 --> 30:00.080
‫- برو
‫- خیلی‌خب

30:00.120 --> 30:02.290
‫بریم. یالا

30:02.340 --> 30:03.340
‫یالا

30:06.520 --> 30:08.210
‫- ایو، برو
‫- اوناهاشن

30:21.840 --> 30:22.840
‫دست نگه دار

30:29.190 --> 30:30.850
‫بذار برن، سایلاس

30:33.760 --> 30:37.850
‫- برو
‫- ممنون

30:37.900 --> 30:38.850
‫برو

30:44.680 --> 30:46.560
‫خیلی‌خب، نمیخوام بدیهیات بگم

30:46.600 --> 30:49.210
‫ولی اروپایی‌ها تاز قرن 16 اومدن اینجا

30:49.250 --> 30:50.340
‫و استعمارش کردن

30:50.390 --> 30:52.260
‫اون آدما نباید اینجا باشن

30:52.300 --> 30:53.520
‫ما که اینجاییم

30:53.560 --> 30:54.870
‫آره، ولی تازه نرسیدن

30:54.910 --> 30:56.780
‫انگار سالهاست اینجا زندگی میکنن

30:56.830 --> 30:58.570
‫هر کی هستن

30:58.610 --> 31:00.270
‫قطعاً از خارجی‌ها خوششون نمیاد

31:00.310 --> 31:02.620
‫اگه کسی دزدکی بیاد تو خونه‌‌ات
‫تو خوشت میاد؟

31:02.660 --> 31:03.660
‫هی

31:06.360 --> 31:07.880
‫چیه؟

31:07.930 --> 31:10.670
‫به محض رسیدن،
‫میریم دنبال چیز میزای من میگردیم، خب؟

31:10.710 --> 31:13.280
‫خیلی ببخشید حاجی.
‫یادم نیست کجاست

31:13.320 --> 31:14.580
‫پس تو بد دردسری هستی

31:14.630 --> 31:16.670
‫یادت رفته اونجا چه اتفاقی افتاد؟

31:16.720 --> 31:18.280
‫جونت رو نجات دادم

31:18.330 --> 31:20.850
‫باعث نمیشه بی‌حساب بشیم

31:20.900 --> 31:22.940
‫میدونی چیه؟
‫واقعاً میخوای منو بکشی؟

31:22.980 --> 31:25.810
‫بفرما. جدی میگم

31:25.860 --> 31:27.380
‫تمومش کن بره

31:27.420 --> 31:29.380
‫چون خسته شدم از نوکر تو بودن

31:36.610 --> 31:40.390
‫عجب. نگاش کن حاجی

31:40.440 --> 31:42.390
‫بالاخره دل و جرئت پیدا کردی

31:44.050 --> 31:45.700
‫ولی نباید دستم رو باز میکردی

31:58.410 --> 31:59.800
‫آره، حال داد

31:59.850 --> 32:02.680
‫حداقل 20 دقیقه به مردن فکر نکردم

32:04.590 --> 32:07.900
‫- رایلی!
‫- بابا

32:09.640 --> 32:11.380
‫خیلی داشتیم نگرانتون میشدیم

32:17.080 --> 32:20.690
‫- خلبانه شمایی؟
‫- کاپیتان لیوای دلگادو

32:20.740 --> 32:22.000
‫خوشحالم می‌بینمتون

32:22.040 --> 32:24.480
‫اومدی ما رو ببری خونه؟

32:24.520 --> 32:25.920
‫برنامه همین بود

32:25.960 --> 32:27.610
‫اما متأسفانه هواپیمام آسیب دیده

32:27.660 --> 32:30.830
‫یه موتورم خراب شده

32:30.880 --> 32:32.360
‫کاش خبرای بهتری داشتم

32:32.400 --> 32:34.750
‫پس کار تمومه؟
‫اینجا گیر افتادیم؟

32:34.790 --> 32:36.270
‫اینو نگفتم

32:36.320 --> 32:37.320
‫اومدم اینجا که ببرمتون خونه

32:37.360 --> 32:39.410
‫و همین کارم میکنم

32:39.450 --> 32:41.320
‫هر چقدرم که طول بکشه

32:48.940 --> 32:52.730
‫سلام، اجازه هست؟

32:52.770 --> 32:54.340
‫اختیار داری

32:58.780 --> 32:59.820
‫خوبی؟

33:01.430 --> 33:03.740
‫آره، فقط...

33:03.780 --> 33:07.960
‫الان قضیه اون یارو که مرده
‫رو شنیدم. ادی

33:08.000 --> 33:10.050
‫میگن ممکنه اون پیرمرد
‫توی دژ کشته باشدش

33:10.090 --> 33:12.570
‫آره، میدونم

33:16.360 --> 33:19.400
‫ببین، می‌خواستم ازت تشکر کنم

33:19.450 --> 33:21.930
‫که منو زنده نگه داشتی و اینا

33:23.710 --> 33:26.670
‫برای پسری که یه مرحله‌ی زندگی
‫ازت کوچیک‌تره بدک نیست، نه؟

33:28.810 --> 33:31.370
‫آره. بدک نیست

33:42.510 --> 33:44.040
‫شب بخیر جاش

33:52.830 --> 33:55.480
‫سلام لیلی

33:55.530 --> 33:57.700
‫چرا تنها نشستی؟

33:57.750 --> 34:00.490
‫ورونیکا رفت غذا بیاره

34:00.530 --> 34:02.060
‫اجازه هست؟

34:13.420 --> 34:16.030
‫ببخشید امروز ناراحتت کردم

34:16.070 --> 34:18.460
‫ولی اگه بخوام روراست باشم

34:18.510 --> 34:20.860
‫بنظرم داری یه چیزی رو
‫ازمون مخفی میکنی

34:20.900 --> 34:23.990
‫در مورد ادی و اون مردی که دیدی

34:24.030 --> 34:26.080
‫هر چی درباره‌ش میدونم بهت گفتم

34:26.120 --> 34:28.690
‫باشه. اشکالی نداره، باور میکنم

34:30.910 --> 34:31.910
‫ولی لیلی...

34:33.610 --> 34:36.440
‫چیز دیگه‌ای هست که بخوای بگی؟

34:41.530 --> 34:43.920
‫باشه

34:43.970 --> 34:48.580
‫خب، اگه یه وقت کمک نیاز داشتی
‫من هستم

34:55.590 --> 34:57.890
‫تای

34:57.940 --> 35:00.550
‫بله؟

35:00.590 --> 35:01.940
‫یه چیز دیگه هست

35:06.560 --> 35:07.900
‫چی؟

35:11.210 --> 35:12.600
‫وورنیکا...

35:15.260 --> 35:16.740
‫خواهرم نیست

35:23.790 --> 35:26.790
‫لیلی، منظورت چیه؟

35:29.230 --> 35:30.580
‫یه سال پیش

35:30.620 --> 35:33.450
‫با خانواده‌ام برای پیکنیک رفته بودیم کلیسامون

35:34.970 --> 35:38.630
‫رفتم تنها یه قدم بزنم
‫که یه ماشین زد کنار

35:38.670 --> 35:41.760
‫آرون و ورونیکا بودن

35:41.810 --> 35:43.030
‫منو دزدیدن

35:48.120 --> 35:52.040
‫وای لیلی. اشکالی نداره

36:01.870 --> 36:02.870
‫ورونیکا

36:08.830 --> 36:10.490
‫باید حرف بزنیم

36:12.620 --> 36:15.230
‫ورونیکا. ورونیکا صبر کن!

36:24.200 --> 36:25.630
‫کاپیتان لیوای دلگادو هستم

36:25.680 --> 36:27.640
‫اگه صدامو می‌شنوین،
‫لطفاً جواب بدین

36:31.860 --> 36:33.120
‫کاپیتان لیوای دلگادو هستم

36:33.160 --> 36:34.690
‫اگه صدامو دارین،
‫به کمکتون نیاز داریم

36:34.730 --> 36:36.170
‫لطفاً جواب بدین

36:36.210 --> 36:37.600
‫واقعاً فکر کردی هر کی اون سر خط هست

36:37.650 --> 36:39.210
‫میتونه کمکمون کنه هواپیمات رو تعمیر کنیم؟

36:41.870 --> 36:42.910
‫اونا هم با هواپیما اومدن

36:42.960 --> 36:44.310
‫شاید قطعاتی داشته باشن
‫که به دردمون بخوره

36:44.350 --> 36:46.260
‫کی میدونه؟ شاید هواپیماشون
‫هنوز سالمه

36:46.310 --> 36:48.830
‫بنظرم میتونیم نجات پیدا کنیم

36:48.870 --> 36:53.010
‫هی، لیوای، باید حرف بزنیم

36:53.050 --> 36:54.620
‫خبری شد فوری خبرم کن

36:54.660 --> 36:56.010
‫حتماً

36:59.230 --> 37:01.890
‫ببین، باید حقیقت رو درباره
‫مأموریتم بهت میگفتم

37:01.930 --> 37:04.060
‫- عذر میخوام
‫- موضوع اون نیست

37:07.150 --> 37:09.630
‫- میخوای درباره گوین حرف بزنی؟
‫- آره

37:12.900 --> 37:14.900
‫فقط... همش فکر میکنم به...

37:17.120 --> 37:20.120
‫اینکه وقتی فهمیده چه حسی داشته

37:20.170 --> 37:22.170
‫چقدر دلش شکسته

37:23.950 --> 37:24.910
‫ایو

37:29.090 --> 37:32.140
‫اون هیچوقت پیشت نبود

37:32.180 --> 37:34.660
‫لازم نیست سر این قضیه
‫خودت رو سرزنش کنی

37:34.700 --> 37:36.100
‫دست خودم نیست

37:40.710 --> 37:42.100
‫وقتی بهش گفتی چی گفت؟

37:42.150 --> 37:44.630
‫- ایو، نمیخوام...
‫- باید بدونم

37:50.720 --> 37:52.590
‫ازم پرسید تو رو دوست دارم یا نه

37:54.380 --> 37:55.330
‫چی گفتی؟

37:57.940 --> 37:59.640
‫نیازی نبود چیزی بگم

38:01.300 --> 38:02.730
‫خودش جواب رو می‌دونست

38:13.790 --> 38:16.140
‫میرم یکم استراحت کنم

38:17.440 --> 38:18.830
‫باشه

38:39.940 --> 38:41.120
‫دنبالم بیاین

38:46.820 --> 38:49.780
‫ما رو آوردی اینجا که یه محل ساخت و ساز ببینیم

39:02.440 --> 39:03.970
‫اینجا کجاست؟

39:04.010 --> 39:05.320
‫اینجا جاییه که بازمونده‌های

39:05.360 --> 39:07.840
‫فروچاله‌ی لابریا ده هزار سال
‫پیش از میلاد اقامت داشتن

39:11.280 --> 39:12.760
‫چطور پیداش کردین؟

39:12.800 --> 39:15.800
‫فقط اینو باید بدونی
‫که چرا آوردمت اینجا

39:15.850 --> 39:19.330
‫یه چیزی رو از ایو پیدا کردیم

39:28.120 --> 39:30.080
‫نکته جالب در مورد شیشه

39:30.120 --> 39:34.260
‫اینه که تقریباً یه میلیون سال طول
‫میکشه تا تجزیه شه

39:34.300 --> 39:37.870
‫تو این بطری، یه چیزی پیدا کردیم

39:37.910 --> 39:39.780
‫یه نامه

39:39.830 --> 39:42.440
‫- از طرف مامانم؟
‫- آره

39:42.480 --> 39:45.440
‫وقتی تیمم پیداش کرد،
‫نامه تیکه تیکه شده بود

39:45.490 --> 39:49.450
‫ولی تونستن بازسازیش کنن

39:56.450 --> 39:59.850
‫"گوین و ایزی عزیز

39:59.890 --> 40:03.810
‫میدونم این کارم یه تیر تو تاریکیه

40:03.850 --> 40:06.810
‫اما به هر طریقی حلقه‌ام رو پیدا کردین

40:06.860 --> 40:12.300
‫شاید اگه معجزه‌ای بشه،
‫این نامه رو هم پیدا کنین"

40:12.340 --> 40:15.120
‫الان پنج شبه که این پایینم

40:15.170 --> 40:16.910
‫با این امید که من و جاش

40:16.950 --> 40:18.910
‫بتونیم دوباره برگردیم پیشتون

40:21.260 --> 40:22.870
‫ولی الان یه اتفاقی افتاده

40:26.960 --> 40:28.750
‫امشب...

40:28.790 --> 40:33.010
‫نوری که دنیاهامون رو به هم وصل کرده،
‫شروع کرد به بسته شدن

40:40.930 --> 40:42.280
‫پنج شب

40:44.460 --> 40:46.810
‫میشه امشب

40:46.850 --> 40:48.810
‫گوین، کاش زمان بیشتری داشتیم

40:48.850 --> 40:52.200
‫که سعی کنیم رابطه‌مون که خراب شد
‫رو درست کنیم

40:52.250 --> 40:53.860
‫فقط بدون که تو قلبم

40:53.900 --> 40:57.210
‫خیلی متأسفم که بهت شک کردم

40:57.250 --> 41:00.260
‫تمام این مدت باید حرفت رو باور میکردم"

41:00.300 --> 41:03.430
‫"ایزی، دختر قوی و خوشگلم

41:03.480 --> 41:06.870
‫کل زندگیت پیش روته

41:06.920 --> 41:09.270
‫به پدرت تکیه کن و از همدیگه مراقبت کنین"

41:12.920 --> 41:15.140
‫"گوین، نمیدونم کِی یا اصلاً هیچوقت میشه

41:15.180 --> 41:16.930
‫میشه که دوباره ببینمتون یا نه،
‫ولی میدونم

41:16.970 --> 41:20.150
‫اگه راهی باشه که کمکمون کنین

41:20.190 --> 41:23.110
‫شما پیداش میکنین

41:23.150 --> 41:25.800
‫هر جا هستین،
‫هر جا هستم

41:25.850 --> 41:26.800
‫هر چی هم بشه...

41:28.980 --> 41:30.500
‫همیشه در قلبم خواهید بود"

41:32.940 --> 41:35.510
‫"با تمام عشق وجودم، ایو"

41:40.340 --> 41:41.950
‫روزنه داره بسته میشه

41:41.990 --> 41:43.950
‫چرا بهم نگفتی؟

41:44.000 --> 41:45.260
‫چون وقتی بریم اون پایین

41:45.300 --> 41:47.610
‫نمیتونیم برگشتنت رو تضمین کنم

41:47.650 --> 41:50.440
‫و می‌دونستی اگه اینو بهمون بگی
‫بابام ترکم نمیکنه

41:50.480 --> 41:51.610
‫آره

41:51.660 --> 41:55.180
‫- پس چرا الان بهم میگی؟
‫- چاره‌ای نداشتم

41:55.220 --> 41:58.050
‫تا فردا همین موقع،
‫نور محو میشه

41:58.100 --> 41:59.450
‫اگه میخوای نجاتشون بدی

41:59.490 --> 42:01.190
‫باید این ریسک رو به جون بخری

42:06.320 --> 42:08.190
‫نمیتونم

42:08.240 --> 42:09.330
‫ولی اگه نکنی

42:09.370 --> 42:10.940
‫هیچوقت مامان و جاش رو برنمی‌گردونیم

42:10.980 --> 42:13.240
‫- ایز...
‫- من چیزیم نمیشه، خب؟

42:13.290 --> 42:15.550
‫عمه جسیکا رو دارم

42:15.590 --> 42:18.600
‫خواهش میکنم برو نجاتشون بده

42:18.640 --> 42:20.290
‫باید بری

42:20.340 --> 42:25.860
‫»» تــرجــمــه: تـورج پـاکـاری و حـسـیـن ««
‫:.:.: HosseinTL & Stef@n :.:.:

42:26.040 --> 42:34.050
‫دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
‫ValaMovie.com
