WEBVTT

00:07.500 --> 00:08.890
‫من دنبال صاحب اون موستانگ میگردم

00:08.940 --> 00:11.110
‫- ندیدمش
‫- تو چی، دختر کوچولو؟

00:11.160 --> 00:12.850
‫خواهرم حرف نمیزنه

00:12.900 --> 00:16.120
‫کمرم باید خشک بشه.
‫وگرنه ممکنه دیگه هیچوقت نتونم راه برم

00:16.160 --> 00:18.160
‫بچه‌ها، من یه بی‌حس کننده نیاز دارم

00:18.210 --> 00:19.510
‫یه چیزی که درد رو بی‌حس کنه

00:19.560 --> 00:21.300
‫یه مواد فروش اینجا هست

00:21.340 --> 00:23.910
‫هروئین مخدره.
‫از مورفین ساخته شده

00:23.950 --> 00:25.390
‫واسه این کار آماده‏ای؟

00:25.430 --> 00:27.740
‫روز تصادف، من تا دیروقت کار نمیکردم

00:27.780 --> 00:30.520
‫- پیش یکی بودم
‫- لیوای دلگادو

00:30.570 --> 00:32.140
‫اون یکی از صمیمی‏ترین دوست‏هام بود

00:32.180 --> 00:34.660
‫- هنوزم دوستش داری؟
‫- گوین، متاسفم

00:34.700 --> 00:37.360
‫وقتی ایو رو پیدا کردی،
‫ازت میخوام اینو بهش بدی

00:38.790 --> 00:41.360
‫- خانواده‏ام رو بیار خونه
‫- بهت قول میدم

00:41.410 --> 00:43.890
‫مرکز!

00:47.020 --> 00:48.370
‫لیوای!

00:54.810 --> 00:57.160
‫اون آسمون رو ببین

00:57.200 --> 01:00.080
‫ببین، مریخ رو می‌بینی،
‫اون ستاره قرمز؟

01:00.120 --> 01:01.290
‫- آره
‫- خیلی‏خب، اسم...

01:01.340 --> 01:03.640
‫خدای جنگ روم روش گذاشته شده

01:03.690 --> 01:05.080
‫مسئله اینجاست که،
‫تا 9 هزار سال دیگه...

01:05.120 --> 01:07.000
‫درمورد اون نوشته نمیشه

01:07.040 --> 01:09.300
‫- خب؟
‫- خب؟

01:09.350 --> 01:13.090
‫هنوز واسه هیچ کدوم از این سیاره‏ها
‫اسمی گذاشته نشده، مَرد

01:13.130 --> 01:15.130
‫سیاره خودت رو میخوای؟

01:15.180 --> 01:19.750
‫از امروز به بعد، مریخ
‫به اسم سیاره جاش شناخته میشه

01:21.360 --> 01:23.880
‫تا حالا پیش خودت فکر کردی که
‫کمتر ماری بکشی؟

01:23.930 --> 01:27.060
‫بچه‌ها، بچه‎ها!
‫یه مشکل جدی داریم

01:27.100 --> 01:29.150
‫مسئله تونی هستش، صدمه دیده

01:29.190 --> 01:30.410
‫به هروئین نیاز دارم
‫تا یه عمل دیگه انجام بدم

01:30.450 --> 01:32.800
‫این اصلا خوب نیست

01:33.850 --> 01:36.900
‫داری سربه‏سرمون میذاری؟

01:36.940 --> 01:39.030
‫باید الان صورتتون رو ببینین

01:39.070 --> 01:40.940
‫آره، خیلی خنده‌دار بود.
‫درکل اگه راستم بود...

01:40.990 --> 01:42.420
‫نمیتونستیم بهش کمک کنیم

01:42.470 --> 01:43.550
‫منظورت چیه؟

01:43.600 --> 01:45.510
‫من موادها رو تو جنگل چال کردم

01:45.560 --> 01:47.950
‫- چرا این کارو کردی؟
‫- چون اونا هروئینن

01:47.990 --> 01:49.080
‫اگه صاحب‌شون...

01:49.130 --> 01:50.600
‫بیاد دنبالشون بگرده چی؟

01:50.650 --> 01:52.820
‫خیلی‏خب، هنوز نیومدن دنبالشون بگردن

01:52.870 --> 01:54.780
‫پس یعنی یا از سقوط زنده نموندن...

01:54.830 --> 01:56.220
‫یا هم از اول اینجا نبودن

01:56.260 --> 01:58.130
‫ببینین، من کلا آدم بدبینی هستم

01:58.180 --> 02:00.570
‫منم‌ها.
‫اونوقت منم نگران این نیستم

02:00.610 --> 02:01.960
‫آروم باشین

02:13.370 --> 02:15.500
‫با کیفم چیکار کردی؟

02:18.630 --> 02:21.110
‫من موادهات رو برنداشتم

02:21.160 --> 02:23.460
‫ولی اگه هم برداشته بودم،
‫اصلا به چه دردت میخورن؟

02:23.510 --> 02:25.810
‫دور و برت رو ببین.
‫اینجا خریداری درکار نیست

02:25.860 --> 02:28.210
‫به خدا قسم، اگه تا آخر امروز...

02:28.250 --> 02:31.170
‫- نذاری‌شون سر جاشون...
‫- چیکار میکنی؟

02:31.210 --> 02:33.650
‫منو میکشی؟

02:33.690 --> 02:35.870
‫کشتن واسه این خانواده
‫اولین بار که نیست

02:46.530 --> 02:50.320
‫- هی
‫- هی

02:50.360 --> 02:52.800
‫به نظر میاد بهتر شدی

02:52.840 --> 02:56.370
‫بدجور درد داره،
‫ولی بدترشم تجربه کردم

02:57.540 --> 03:00.330
‫خیلی دلم یه تشک نرم میخواد

03:00.370 --> 03:02.940
‫یا یه دوش آب گرم

03:04.290 --> 03:05.510
‫ما از اینجا میریم

03:05.550 --> 03:07.460
‫فقط باید یکم دیگه بمونیم

03:07.510 --> 03:10.210
‫آره، فقط الان خیلی دلم
‫واسه دخترم تنگ شده

03:12.210 --> 03:14.380
‫درک میکنم

03:14.430 --> 03:16.650
‫منم اون بالا یه پسر دارم

03:16.690 --> 03:17.690
‫بیا

03:17.740 --> 03:20.480
‫اون اندروئه، زنم جولیا

03:20.520 --> 03:22.740
‫میدونم که خوب حواسش
‫به پسرمون هست

03:22.780 --> 03:26.050
‫اون همیشه آدم معقولی بوده

03:26.090 --> 03:29.310
‫این نوامبر سالگرد 25 سالگی ازدواج‌مونه

03:32.580 --> 03:34.800
‫باید تو مصرف باتریش صرفه‏جویی کنم

03:37.320 --> 03:39.970
‫تو متأهلی، ایو؟

03:40.020 --> 03:41.800
‫جدا شدم

03:44.330 --> 03:46.550
‫دو سال پیش خیلی سخت بود

03:47.940 --> 03:50.200
‫شاید اینجا اومدن،

03:50.250 --> 03:52.640
‫تجربه همچین چیزی،

03:52.680 --> 03:54.510
‫ممکنه وقتی برگردی
‫اوضاع رو عوض کنه

03:55.680 --> 04:03.510
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
ValaMovie.com

04:03.515 --> 04:11.510
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
ValaMovie.com

04:19.620 --> 04:21.280
‫اون چه کوفتیه؟

04:33.650 --> 04:43.040
« Stef@n | تــرجمه از تـورج پاکاری »
Email: tooraj1111@gmail.com

04:44.650 --> 04:46.040
‫اگه میخوای بری دنبال اون هواپیما،

04:46.080 --> 04:48.570
‫منم باهات میام،
‫و نگو که نمیتونم

04:48.610 --> 04:51.390
‫زخمی شدم، ولی حالم خوبه

04:51.440 --> 04:53.480
‫نمیذارم تنها بری

04:55.920 --> 04:58.270
‫باشه، با سم حرف بزن.
‫اگه گفت که مشکلی نداری،

04:58.310 --> 05:00.100
‫میتونی بیای

05:02.190 --> 05:03.970
‫عفونتت تقریبا از بین رفته

05:04.020 --> 05:06.280
‫تو سریع خوب میشی، بچه
‫اینو قبول دارم

05:06.320 --> 05:08.370
‫اون میتونه بیاد.
‫فقط مرتب...

05:08.410 --> 05:10.280
‫آنتی‎بیوتیک بخور
‫و سعی نکن به خودت فشار بیاری

05:10.330 --> 05:12.200
‫- خب برنامه‏ات چیه، ایو؟
‫- خب، دود...

05:12.240 --> 05:14.160
‫داره از اون مسیر میاد،
‫پس منم اون‎‏وری میرم

05:14.200 --> 05:15.510
‫آره، منم همینطور

05:15.550 --> 05:16.980
‫اون هواپیما هم از نوری اومد
‫که ما ازش اومدیم

05:17.030 --> 05:18.900
‫خلبانش هرکی که بوده
‫ممکنه بتونه ما رو از اینجا ببره بیرون

05:18.940 --> 05:21.160
‫یا اینکه مُردن.
‫تازه نگم که...

05:21.210 --> 05:22.600
‫کیلومترها دور از اینجا افتادن

05:22.640 --> 05:24.640
‫بین اینجا تا اونجا
‫کلی دندون‌خنجری هست

05:24.690 --> 05:26.080
‫مطمئنین که میخواین
‫همچین خطری کنین؟

05:26.120 --> 05:28.000
‫- دیگه چه چاره‎ای داریم؟
‫- سم درست میگه

05:28.040 --> 05:29.560
‫تا الان خیلی خوش شانس بودیم
‫که زنده موندیم

05:29.610 --> 05:31.390
‫به نظرت دیگه چقدر دووم میاریم؟

05:31.430 --> 05:32.480
‫الان برمیگردم

05:32.520 --> 05:33.780
‫باید یه چیزی از تو ماشینم بردارم

05:33.830 --> 05:35.660
‫حالا گوش کنین،
‫بهتره فقط یه گروه کم تعداد برن

05:35.700 --> 05:38.830
‫بیشتر از پنج نفر نباشن. اینطوری بوی کمتری
‫گیر حیوون‏ها میاد که ردشون رو بزنن

05:38.880 --> 05:41.140
‫اسکات، اینجا کارشناس تویی

05:41.180 --> 05:43.050
‫- باید بیای
‫- حتما

05:43.100 --> 05:44.750
‫هواپیما از آسمون سقوط میکنه،
‫من همونی‏ام که دنبالشین

05:44.800 --> 05:46.930
‫رایلی، تو هم بهتره بری

05:47.540 --> 05:48.840
‫ببخشید؟

05:48.890 --> 05:50.410
‫خب، من نمیتونم خیلی راه برم

05:50.450 --> 05:52.190
‫و تو آموزش پزشکی دیدی

05:52.240 --> 05:53.760
‫ممکنه اون خلبان زخمی شده باشه

05:53.800 --> 05:57.370
‫فقط حواست رو جمع کن
‫و به حرف ایو گوش بده

05:58.980 --> 06:01.680
‫بهتره راه بیوفتیم.
‫رد دود کم کم داره از این میره

06:01.730 --> 06:03.860
‫خیلی‏خب.
‫میرم لوکاس رو صدا کنم

06:19.480 --> 06:21.880
‫- چیه؟
‫- آماده رفتنیم

06:23.050 --> 06:25.140
‫پس واسه چی اینجا وایسادیم

06:34.060 --> 06:36.670
‫- رد دود از بین رفته
‫- طوری نیست

06:36.720 --> 06:38.980
‫فقط باید همینطوری این مسیر رو ادامه بدیم

06:39.020 --> 06:41.460
‫هی، لوکاس

06:41.500 --> 06:42.770
‫هیچوقت فرصت نکردم
‫بخاطر اینکه...

06:42.810 --> 06:45.510
‫بابام رو به محوطه اقامت برگردوندی
‫ازت تشکر کنم

06:45.550 --> 06:47.470
‫اگه بخاطر تو نبود
‫اون احتمالا می‌مُرد

06:47.510 --> 06:49.340
‫اونطور که من شنیدم،
‫تو نجاتش دادی

06:49.380 --> 06:52.380
‫مردم می‌گفتن که یه‏جور عمل انجام دادی
‫تا کمرش رو خوب کنی

06:52.430 --> 06:54.520
‫بد نیست

06:54.560 --> 06:57.870
‫میدونی، هرکاری بتونم میکنم

06:58.740 --> 07:01.180
‫یکم سریع‌تر باش، اسکات.
‫خیلی کُند میای

07:01.220 --> 07:02.570
‫همینجا راحتم، ممنون

07:04.440 --> 07:05.570
‫نگاه کنین

07:10.360 --> 07:12.190
‫خلبان کجاست؟

07:15.540 --> 07:16.630
‫اون صدا از کجا داره میاد؟

07:30.600 --> 07:32.290
‫‏

07:32.340 --> 07:33.470
‫لیوای؟

07:38.600 --> 07:41.690
‫- ایو
‫- اوه، خدای...

07:43.910 --> 07:45.570
‫عمو لیوای

07:47.350 --> 07:49.790
‫- حالت خوبه؟
‫- آره

07:49.830 --> 07:51.230
‫باورم نمیشه که دارم اینو میگم،

07:51.270 --> 07:53.270
‫ولی فکر کنم الان به یه ببر دندون‏خنجری شلیک کردم

07:53.310 --> 07:55.270
‫صبر کنین، شما از کجا
‫همدیگه رو می‎شناسین؟

07:55.320 --> 07:57.800
‫لیوای تو نیروی هوایی
‫همراه پدرم خلبانی میکرد

07:57.840 --> 07:59.930
‫پس این یه عملیات نجاته؟

07:59.970 --> 08:02.370
‫منو فرستادن تا همه‏تون رو ببرم خونه

08:02.410 --> 08:04.720
‫ولی الان مطمئن نیستم که بتونم

08:07.810 --> 08:10.940
‫- کس دیگه‏ای رو هم می‌فرستن؟
‫- نه، فقط منم

08:10.980 --> 08:13.990
‫واسه همینم باید هواپیمام رو پیدا کنم،
‫ببنیم هنوزم میتونه پرواز کنه یا نه

08:14.030 --> 08:16.250
‫- به نظرت امکانش هست؟
‫- نمیدونم

08:16.290 --> 08:17.820
‫یکی از موتورهاش
‫درست قبل از اینکه...

08:17.860 --> 08:20.120
‫وارد نور بشم از کار افتاد،
‫ولی به این معنی نیست که کار نمیکنه

08:20.170 --> 08:22.260
‫و وقتی میگی نور،
‫منظورت اون درگاهه، درسته؟

08:22.300 --> 08:23.820
‫فقط میخوام تو هم اینو تایید کنی،

08:23.870 --> 08:25.610
‫چون هنوزم باورش برام سخته

08:25.650 --> 08:27.960
‫آدم‏هایی که منو فرستادن
‫هم نمیتونن توضیحش بدن

08:28.000 --> 08:29.180
‫بقیه دنیا چی؟

08:29.220 --> 08:30.440
‫اونا میدونن که چه اتفاقی
‫واسه ما افتاده؟

08:30.480 --> 08:32.530
‫نه.
‫تا موقعی که بتونیم شما رو برگردونیم خونه...

08:32.570 --> 08:33.960
‫میخوان صداش رو در نیارن

08:34.010 --> 08:35.620
‫لاپوشونیِ همیشگی دولت

08:35.660 --> 08:37.920
‫لیوای،

08:37.970 --> 08:39.450
‫میدونی حال ایزی خوبه یا نه؟

08:39.490 --> 08:41.010
‫آره، آره.
‫حالش خوبه

08:42.410 --> 08:44.670
‫و خانواده‏هامون چی؟

08:44.710 --> 08:46.190
‫اونا فکر میکنن که ما مُردیم؟

08:50.070 --> 08:51.590
‫ببینین، متاسفم

08:51.630 --> 08:53.160
‫میدونم که شما خیلی سوال دارین،

08:53.200 --> 08:55.380
‫ولی فعلا، باید هواپیمام رو پیدا کنیم

08:55.420 --> 08:57.600
‫وقتی خروج اضطراری کردم،
‫داشتم سمت یه محیط باز میرفتم

08:57.640 --> 08:59.690
‫مشکل اینجاست که...

08:59.730 --> 09:01.300
‫راهنمای هدف‌یاب سیگنال نمیده

09:01.340 --> 09:02.650
‫و بعد تو جنگل سرگردون شدم
‫و یادم نیست کدوم طرفی بود

09:02.690 --> 09:04.260
‫مشکلی نیست.
‫ما سقوط کردنش رو دیدیم

09:04.300 --> 09:05.430
‫و درکل داشتیم همون طرفی میرفتیم

09:05.470 --> 09:07.610
‫اگه تیکه تیکه نشده باشه،

09:07.650 --> 09:10.520
‫ممکنه بتونم درستش کنم،
‫ببرممون خونه

09:14.830 --> 09:16.830
<i>‫ مقامات دولت همچنان... </i>

09:16.880 --> 09:18.360
<i>‫ در خصوص گزارشات افنجار... </i>

09:18.400 --> 09:20.970
<i>‫ که دیر وقت دیشب درون فروچاله رخ داده </i>
<i>‫ توضیحی نداده‎‏اند </i>

09:21.010 --> 09:23.620
<i>‫ موج انفجار منطقه لابریا رو فرا گرفت، </i>

09:23.670 --> 09:25.320
<i>‫ مردمی رو نگران کرد که </i>
<i>‫ هنوزم بخاطر... </i>

09:25.360 --> 09:26.890
<i>‫ اتفاقات فاجعه‏وار این هفته </i>
<i>‫ شوکه هستند </i>

09:26.930 --> 09:29.800
<i>‫ دلیل این انفجار هنوز نامعلوم می‏‎باشد... </i>

09:37.160 --> 09:38.770
‫- بابا!
‫- ایز!

09:39.860 --> 09:41.160
‫ایز؟

09:41.210 --> 09:43.160
‫خیلی‏خب، خیلی‏خب

09:43.210 --> 09:44.380
‫گرفتمت، پیشتم

09:50.040 --> 09:52.740
‫هی. تموم شد

09:52.780 --> 09:54.700
‫تموم شد.
‫باشه؟

09:56.310 --> 09:58.920
‫- شماها خوبین؟
‫- آره، خوبیم

10:01.570 --> 10:03.660
‫- چیه؟
‫- هشدار زلزله‏ست

10:03.710 --> 10:06.710
‫گفته که مرکز زلزله دقیقا نزدیک فروچاله‏ست

10:11.060 --> 10:12.020
‫فکر که نمیکنی این...

10:12.060 --> 10:13.370
‫به هواپیمای عمو لیوای مربوط باشه؟

10:13.410 --> 10:15.850
‫نمیدونم.
‫باید برم با دکتر نیتن حرف بزنم

10:15.890 --> 10:16.980
‫بفهمم چه خبره

10:17.020 --> 10:23.420
‫‏

10:31.730 --> 10:32.740
‫لیوای

10:40.350 --> 10:42.220
‫دکتر نیتن؟

10:45.230 --> 10:52.360
‫‏

10:58.110 --> 11:05.250
‫‎‏

11:08.030 --> 11:11.340
‫گوین.
‫اینجا چیکار میکنی؟

11:11.380 --> 11:13.300
‫فقط باید با دکتر نیتن حرف بزنم

11:13.340 --> 11:15.730
‫اون یه روز مرخصی رفته

11:15.780 --> 11:18.000
‫بعد از اتفاقی که واسه لیوای افتاد،
‫میتونی تصور کنی که...

11:18.040 --> 11:20.480
‫خیلی‌ها انگشت تقصیر رو سمت این و اون میگرفتن،
‫و بیشتر اونو مقصر میدونستن

11:20.520 --> 11:22.570
‫مارکمن، لیوای زنده‏ست

11:23.790 --> 11:25.740
‫تو دیدیش؟

11:25.790 --> 11:28.310
‫به نحوی زنده موند

11:28.360 --> 11:31.270
‫اونجا پیش خانواده منه

11:31.320 --> 11:33.530
‫خب، خوشحالم که اینو میشنوم

11:33.580 --> 11:37.800
‫ولی متاسفانه،
‫این چیزی رو تغییر نمیده

11:37.840 --> 11:38.840
‫چطور میتونی اینو بگی؟

11:38.890 --> 11:40.890
‫اون با موفقیت رد شد

11:40.930 --> 11:43.410
‫ما فقط باید بفهمیم که
‫هواپیماش چه مشکلی پیدا کرد

11:43.460 --> 11:46.500
‫گوین، عملیات نجات دیگه‌ای درکار نیست

11:46.550 --> 11:49.510
‫حدود یه ساعت بعد از منفجر شدن
‫هواپیمای لیوای،

11:49.550 --> 11:52.250
‫زمین شناسان ما تو فروچاله
‫متوجه فعالیت لرزه‌ای شدن

11:52.290 --> 11:55.080
‫حالا، اون باعث زلزله‏ای شد
‫که حسش کردی

11:55.120 --> 11:56.510
‫نمیتونیم ریسک کنیم
‫یه هواپیمای دیگه بفرستیم...

11:56.560 --> 11:57.950
‫و یه زلزله‏ بزرگ‏تر بوجود بیاریم

11:57.990 --> 11:59.430
‫جون آدم‏های زیادی به خطر میوفته

11:59.470 --> 12:01.350
‫همسر و پسر من اون پایینن

12:02.830 --> 12:06.520
‫متاسفم.
‫یعنی، واقعا متاسفم

12:08.790 --> 12:10.270
‫گوش کن چی میگم، گوین

12:10.310 --> 12:13.360
‫الان کار دیگه‌ای از دستمون برنمیاد

12:17.100 --> 12:20.970
‫- می‌فهمم
‫- بیا، تا بیرون همراهیت میکنم

12:37.380 --> 12:39.730
‫- خوبی؟
‫- آره

12:41.170 --> 12:42.910
‫اوه نه، اصلا خوب نیستی

12:42.950 --> 12:45.170
‫چی شده؟

12:45.220 --> 12:47.350
‫موقع خروج اضطراری
‫دستم برید

12:47.390 --> 12:49.830
‫- ولی طوری نیست
‫- خیلی‏خب، تو داری خون از دست میدی

12:49.870 --> 12:52.180
‫- دهنش
‫- فقط یه خراشه، رفیق

12:52.220 --> 12:55.270
‫جاش، برو کنار نهر
‫براش آب بیار

12:59.450 --> 13:01.750
‫هی. صبر کن

13:01.800 --> 13:03.360
‫باید یه چیزی رو بهت بگم

13:03.410 --> 13:05.150
‫یادته بهت گفتم
‫هروئینی که چال کردم...

13:05.190 --> 13:07.190
‫احتمالا مال یکی هستش
‫که مُرده؟

13:07.240 --> 13:08.800
‫- آره
‫- اشتباه میکردم

13:08.850 --> 13:10.500
‫مال لوکاسه

13:10.540 --> 13:14.110
‫- و اون اسلحه هم داره
‫- یا خدا

13:14.770 --> 13:15.940
‫- گفتی که چالش کردی، درسته؟
‫- آره

13:15.990 --> 13:17.550
‫فقط درش بیار

13:17.600 --> 13:20.340
‫وقتی چالش کردم نعشه بودم.
‫و هوا تاریک بود

13:20.380 --> 13:21.510
‫فکر نکنم یادم باشه که
‫کجا چالش کردم

13:21.560 --> 13:23.860
‫جدی میگی؟
‫چی مشکلی داری تو؟

13:23.910 --> 13:25.950
‫خیلی مشکل دارم.
‫معذرت میخوام

13:27.650 --> 13:30.170
‫ببین، تا زمانی که در این مورد
‫چیزی بهش نگیم،

13:30.220 --> 13:31.220
‫اون هیچوقت نمی‏‎فهمه

13:31.260 --> 13:32.610
‫- باشه
‫- حله؟

13:33.480 --> 13:34.960
‫طوری‏‎مون نمیشه

13:39.970 --> 13:41.400
‫این باید فعلا جلوی خون‌ریزی رو بگیره

13:41.450 --> 13:42.840
‫- مرسی، رایلی
‫- خواهش

13:42.880 --> 13:45.410
‫- بیا
‫- ممنون، رفیق

13:46.190 --> 13:47.710
‫حالت خوبه؟

13:49.450 --> 13:50.850
‫آره، خوبم

13:56.460 --> 13:57.900
‫داره هواپیما رو نشون میده

13:57.940 --> 14:01.550
‫- چقدر دوره؟
‫- حدود یه کیلومتری اینجا

14:01.600 --> 14:05.120
‫‏

14:05.160 --> 14:08.080
‫خیلی‏خب.
‫ببین روشن میشه

14:09.390 --> 14:11.040
‫چند دفعه باید بهت بگم،

14:11.080 --> 14:12.480
‫که این وقت تلف کردنه

14:12.520 --> 14:14.520
‫تو کار بهتری واسه انجام دادن داری؟

14:14.570 --> 14:16.180
‫به نظر میومد که چیزی نمونده بود
‫روشنش کنی

14:16.220 --> 14:18.530
‫یه ماشینی که کار کنه
‫ممکنه به دردمون بخوره

14:18.570 --> 14:20.440
‫- من بودم ناامید نمیشدم، تونی
‫- ممنون، سم

14:20.480 --> 14:23.440
‫- کسی گرسنشه؟
‫- کارتون عالی بود، رفقا

14:23.490 --> 14:25.230
‫خب، ادی شکارشون کرد

14:25.270 --> 14:28.880
‫کی میدونست که مهارت‏های پیشاهنگی
‫یه روزی به درد بخورن؟

14:28.930 --> 14:31.320
‫تای، تو گفتی که من شکارشون کنم،
‫تو تمیزشون میکنی

14:31.360 --> 14:33.710
‫- آه
‫- از اینجا به بعدش با خودت

14:33.760 --> 14:34.850
‫باشه

14:36.850 --> 14:38.980
‫اصلا نمیدونی چطور تمیزشون کنی، نه؟

14:39.020 --> 14:42.510
‫اصلاً و ابداً

15:03.350 --> 15:06.440
‫لیلی.
‫چرا کتاب نمیخونی؟

15:07.490 --> 15:10.190
‫میخونم

15:13.800 --> 15:15.410
‫که اینطور

15:16.630 --> 15:18.980
‫فقط ازشون خوشم میاد.
‫باهام خوش رفتار بودن

15:19.020 --> 15:21.240
‫تو هیچی ازشون نمیدونی

15:21.280 --> 15:23.550
‫شاید بتونم بشناسم‏شون

15:23.590 --> 15:25.240
‫حرفشم نزن

15:25.290 --> 15:27.860
‫والا نمی‌فهمم چه ضرری داره
‫که باهاشون حرف بزنم

15:27.900 --> 15:29.510
‫قول میدم که اصلا چیزی
‫درمورد ما بهشون نگم

15:29.550 --> 15:30.820
‫لیلی، تو قوانین رو میدونی

15:30.860 --> 15:32.510
‫اجازه نداری با کسی حرف بزنی

15:32.560 --> 15:34.990
‫اونا قوانین اون بودن
‫و اونم مُرده

15:36.910 --> 15:40.170
‫پدرمون ما رو دوست داشت،
‫و تو هم بهش احترام میذاری

15:40.220 --> 15:41.390
‫و همینطورم به من

15:44.260 --> 15:47.010
‫لیلی.
‫برگرد اینجا!

15:53.360 --> 15:57.060
‫‌‍‌

16:05.020 --> 16:11.460
‫‏

16:24.480 --> 16:25.830
‫لیلی!

16:30.090 --> 16:32.360
‫لیلی! لیلی!

16:35.530 --> 16:37.100
‫اوه، خدای من!

16:38.840 --> 16:44.060
‫‏

16:44.110 --> 16:47.540
‫- ادی!
‫- خدایا...

16:47.590 --> 16:49.550
‫چه بلایی سرش اومده؟

16:49.590 --> 16:51.330
‫ورونیکا، تو چیزی دیدی؟

16:51.370 --> 16:53.420
‫نه، صدای جیغ لیلی رو شنیدم
‫و وقتی...

16:53.460 --> 16:56.340
‫رسیدم اینجا،
‫اون اینطوری افتاده بود

16:56.380 --> 17:00.470
‫لیلی، تو میدونی چه اتفاقی افتاد؟

17:02.820 --> 17:04.740
‫لیلی؟

17:04.780 --> 17:06.390
‫اون شوکه شده

17:06.430 --> 17:10.180
‫- بهتره برش گردونی
‫- بیا، لیلی

17:11.350 --> 17:13.220
‫این عالیه.
‫نه اینکه همین الانشم...

17:13.270 --> 17:14.880
‫اوضاع خراب نبود،
‫حالا باید نگران اینم باشیم

17:14.920 --> 17:16.050
‫چی ممکنه این بلا
‫رو سرش آورده باشه؟

17:16.090 --> 17:17.440
‫اگه این بلا سر یکی از ماها بیاد چی؟

17:17.490 --> 17:18.880
‫چطور میخوایم از خودمون دفاع کنیم؟

17:18.920 --> 17:20.060
‫اینجا راحت در معرض خطریم، مَرد

17:20.100 --> 17:21.320
‫هی هی، فقط آروم باش

17:21.360 --> 17:23.490
‫با هول کردن نمیتونیم
‫چیزی رو حل کنیم

17:23.540 --> 17:26.540
‫موافقم، باید اینجا رو یه صحنه جرم در نظر بگیریم

17:26.580 --> 17:28.110
‫ببینیم مدرکی وجود داره
‫که بتونه بهمون بگه...

17:28.150 --> 17:29.240
‫کی یا چی این کارو کرده

17:29.280 --> 17:31.070
‫من جسد رو بررسی میکنم،

17:31.110 --> 17:32.630
‫سعی میکنم بفهمم علت مرگ چی بوده

17:32.680 --> 17:35.460
‫بقیه ماها چی؟
‫ما چیکار کنیم؟

17:35.510 --> 17:38.290
‫برگردین به محوطه اقامت
‫و کنار هم بمونین

17:38.330 --> 17:39.940
‫تا بفهمیم قضیه از چه قراره...

17:39.990 --> 17:41.730
‫کسی تنهایی جایی نمیره

17:41.770 --> 17:44.250
‫- برین!
‫- باشه

17:58.750 --> 18:00.140
‫هواپیما اون سمت اینجاست

18:00.180 --> 18:01.440
‫به نظر خیلی عمیق میاد

18:05.270 --> 18:07.800
‫تهش رو حس میکنم.
‫یه متر هم نمیشه

18:07.840 --> 18:11.110
‫- میتونیم پیاده ازش رد بشیم
‫- اوه، خوبه

18:12.410 --> 18:15.410
‫آروم باش، مَرد.
‫یکم آب هیچوقت به کسی صدمه نزده

18:15.460 --> 18:17.330
‫راستش، اینجاست که اشتباه میکنی

18:17.370 --> 18:19.680
‫من یه‏جورایی خیلی از آب میترسم

18:19.720 --> 18:21.860
‫حتی یه حموم تو وان هم میتونه
‫تجربه تروماتیکی برام باشه
‫[تروماتیک، آسیبی که بروی روان تأثیر می‌گذارد]

18:21.900 --> 18:24.470
‫چرا این باعث تعجبم نمیشه؟

18:24.510 --> 18:26.160
‫واقعا مطمئن نیستم که
‫بتونم این کارو بکنم، رایلی

18:26.210 --> 18:29.080
‫میخوای به هواپیما برسی یا نه؟

18:29.120 --> 18:32.130
‫من هوات رو دارم، مَرد.
‫نمیذارم غرق بشی

18:32.170 --> 18:35.090
‫واسه همینم اسمت
‫روی یه سیاره گذاشته شده

18:50.490 --> 18:53.670
‫دکتر نیتن، باز هم گوین‏ام

18:53.710 --> 18:56.670
‫وقتی این پیغام به دستت رسید،
‫لطفا باهام تماس بگیر

19:00.850 --> 19:02.671
<i>‫ 26 اکتبر، سال 2018. </i>
<i>‫ چهارمین رویداد مشخص شده </i>

19:05.600 --> 19:08.730
‫بابا، دکتر نیتن راجع‏به زلزله چی گفت؟

19:08.770 --> 19:10.510
‫باهاش حرف نزدم

19:10.560 --> 19:13.990
‫ولی مأمور مارکمن بهم گفت
‫که سقوط لیوای باعثش شده

19:14.040 --> 19:16.650
‫خب، این یعنی چی؟

19:16.690 --> 19:19.170
‫دارن به عملیات نجات خاتمه میدن

19:20.910 --> 19:23.480
‫چی؟
‫نه، نمیتونن

19:23.530 --> 19:24.740
‫مامان و جاش اونجا زنده‏ان

19:24.790 --> 19:27.750
‫میدونم.
‫لیوای هم زنده‏ست

19:30.190 --> 19:32.010
‫اون زنده موند؟

19:32.060 --> 19:34.230
‫آره.
‫من دیدمش

19:34.280 --> 19:36.540
‫اون پیش ایو و جاشه

19:36.580 --> 19:38.320
‫یه راه دیگه واسه نجاتشون پیدا میکنیم، ایز

19:38.370 --> 19:40.930
‫باشه؟
‫فکر کنم جوابش...

19:40.980 --> 19:42.680
‫ممکنه تو این پرونده باشه

19:42.720 --> 19:45.070
‫خب، دکتر نیتن فقط به فروچاله موهاوی اشاره کرد

19:45.110 --> 19:48.420
‫ولی اینجا نوشته که چهارمین رویداده

19:48.460 --> 19:51.340
‫که یعنی فروچاله‏های بیشتری وجود داره

19:51.380 --> 19:53.340
‫به نظرت یکی از اونا ممکنه
‫به مامان و جاش ختم بشن؟

19:53.380 --> 19:54.990
‫ممکنه.
‫واسه همینم باید...

19:55.040 --> 19:57.340
‫با دکتر نیتن حرف بزنم، چون اون میتونه
‫بهمون کمک کنه یکی‏شون رو پیدا کنیم

19:57.390 --> 19:59.690
‫مشکل اینجاست که نمیتونم
‫باهاش ارتباط برقرار کنم

19:59.740 --> 20:02.040
‫خب، اون چی؟
‫شاید اون بتونه کمک کنه

20:02.090 --> 20:03.960
‫نوشته اسمش ربکا آلدریج هستش

20:04.000 --> 20:05.790
‫اسمش رو جستجو کن، ایز.
‫من هیچی راجع‏به اون نمیدونم

20:05.830 --> 20:08.350
‫ولی مشخصه که اونم جزئی از همه ایناست

20:10.700 --> 20:12.050
‫پیداش کردم

20:12.100 --> 20:14.270
‫نوشته که اون یه مزرعه‌ی پرورش اسب
‫تو سان لوئیس اوبیسپو داره

20:14.320 --> 20:16.750
‫یه مزرعه‌‌دار چه ربطی به این چیزها داره؟

20:16.800 --> 20:19.230
‫نمیدونم.
‫بریم بفهمیم

20:19.280 --> 20:21.670
‫فکر خوبیه

20:25.280 --> 20:28.110
‫- تو خوبی؟
‫- اصلا

20:32.420 --> 20:35.030
‫دستت رو بده من

20:35.080 --> 20:37.160
‫یالا، کاریت ندارم

20:37.210 --> 20:39.250
‫آره، چرا باید کاریم داشته باشی؟

20:45.000 --> 20:46.960
‫- یعنی چی؟
‫- چی شده؟

20:47.000 --> 20:48.440
‫یه چیزی الان پام رو لمس کرد

20:49.570 --> 20:51.880
‫یه چیزی توی آبه

20:55.840 --> 20:57.320
‫رایلی!

20:58.930 --> 21:00.100
‫رایلی!

21:08.370 --> 21:09.810
‫نمیدونم کجا رفت

21:14.770 --> 21:15.940
‫اونجاست!

21:35.530 --> 21:37.660
‫- تو خوبی؟
‫- آره

21:37.700 --> 21:39.310
‫برو، برو، برو

21:47.230 --> 21:49.110
‫ممنون که کمک میکنی
‫اطراف رو بگردم

21:49.150 --> 21:50.060
‫حدس میزنم خونه که بودی...

21:50.110 --> 21:51.940
‫هیچوقت همچین چیزی رو ندیده بودی

21:51.980 --> 21:54.680
‫نمیشه اینطور گفت

21:54.720 --> 21:56.850
‫چند وقته تو نیروی پلیسی؟

21:56.900 --> 21:58.900
‫انگار کل عمرم بوده

21:58.940 --> 22:01.030
‫بابام تو شهر زادگاهم کلانتر بود

22:01.070 --> 22:03.380
‫من 20 سال پیش
‫به نیروی پلیس ملحق شدم

22:03.430 --> 22:05.300
‫فقط همینو تو عمرم دونستم

22:06.650 --> 22:10.260
‫- اصلا چیزی پیدا نمیکنم
‫- آره، منم

22:10.300 --> 22:12.000
‫عجیبه.
‫هرچی که اونو کشته

22:12.040 --> 22:14.740
‫اثری از خودش به جای نذاشته

22:14.780 --> 22:16.310
‫هی، بچه‏ها!

22:18.880 --> 22:20.620
‫چی فهمیدی؟

22:20.660 --> 22:23.400
‫خب قاعدتا،
‫نمیتونستم یه کالبدشکافی کامل انجام بدم،

22:23.450 --> 22:25.580
‫ولی تا حدی مطمئنم که
‫دچار برق ‌گرفتگی شده

22:25.620 --> 22:27.670
‫برق ‌گرفتگی؟

22:27.710 --> 22:30.930
‫این چطور ممکنه؟
‫ما تو دوران ده هزار سال قبل از میلادیم

22:30.970 --> 22:34.850
‫نمیدونم، ولی این ردهای سوختگی
‫زمانی ممکنه رخ بدن...

22:34.890 --> 22:36.630
‫که رعد و برق به یکی اصابت کنه

22:36.680 --> 22:38.460
‫بهشون میگن نقش‌های لیختنبرگ

22:38.500 --> 22:40.240
‫از اونجایی که از وقتی رسیدیم اینجا...

22:40.290 --> 22:42.640
‫رعد و برقی رخ نداده،
‫یه چیزه دیگه باعثش شده

22:42.680 --> 22:45.160
‫و فقط یه نفر جواب اینو میدونه

22:46.340 --> 22:47.770
‫لیلی

22:47.820 --> 22:48.950
‫بچه‏ها تحت شرایط عادی...

22:48.990 --> 22:50.340
‫هم شاعدهای به درد بخوری نمیشن

22:50.390 --> 22:52.690
‫تازه اونم که حرف نمیزنه...

22:54.610 --> 22:56.960
‫میگن که تو روان‏پزشکی

22:58.260 --> 22:59.390
‫- درسته
‫- به نظرت میتونی...

22:59.440 --> 23:00.440
‫راهی بهش پیدا کنی،

23:00.480 --> 23:02.480
‫کاری کنه حرف بزنه؟

23:02.530 --> 23:04.790
‫- میتونم سعیم رو بکنم
‫- خوبه

23:04.830 --> 23:07.790
‫چون باید بفهمیم که
‫اون چی میدونه

23:13.500 --> 23:15.980
‫اونجا خیلی نزدیک بود.
‫یه ثانیه فکر کردم...

23:16.020 --> 23:19.200
‫نگران نباش.
‫من ردیفم

23:22.290 --> 23:23.900
‫چطوری؟

23:23.940 --> 23:25.720
‫اوه، میدونی

23:25.770 --> 23:30.730
‫تا ابد ضربه روحی خوردم،
‫ولی غیر از اون، خوبم

23:30.770 --> 23:33.340
‫اگه کسی میپرسه
‫منم خوبم

23:36.260 --> 23:37.340
‫ایناهاش

23:37.390 --> 23:42.920
‫‏

23:42.960 --> 23:45.660
‫موتور راستش دچار صدمات حریقی شده

23:45.700 --> 23:48.270
‫- موتور چپی به نظر خوب میاد
‫- اوه، خدا رو شکر

23:48.310 --> 23:50.360
‫پسر، تو وسط یه زمین پر از درخت سقوط کردی

23:50.400 --> 23:52.360
‫حتی اگه بتونی پرواز کنی،
‫فضا واسه بلند شدن نداری

23:52.400 --> 23:54.410
‫اون واسه بلند شدن عمودی طراحی شده

23:54.450 --> 23:55.800
‫نیازی به باند هواپیما نیست

23:55.840 --> 23:58.020
‫بیاین، یه بررسی سیستم انجام میدم

23:58.060 --> 24:00.540
‫ببینم چقدر صدمه دیده

24:05.290 --> 24:07.030
‫خیلی‏خب

24:11.120 --> 24:13.340
‫سیستم‌های کامپیوتری و برقی کار میکنن

24:13.380 --> 24:15.380
‫نشونه خوبیه

24:16.510 --> 24:19.300
‫یالا، یالا.
‫کار کن

24:19.340 --> 24:21.390
‫لعنتی

24:21.430 --> 24:22.740
‫چی شده؟

24:22.780 --> 24:23.960
‫کمپرسور موتور سمت راست
‫از کار افتاده

24:24.000 --> 24:25.570
‫ولی یه اضافه داری، درسته؟

24:25.610 --> 24:26.870
‫لاستیک ماشین که نیست

24:26.920 --> 24:28.790
‫کمپرسورها دستگاه‌های پیچیده‏ای هستن

24:28.830 --> 24:30.050
‫از کِی تو کارشناس شدی؟

24:30.090 --> 24:32.100
‫بابام خلبانه.
‫قبلا باهم...

24:32.140 --> 24:33.620
‫روی هواپیماهای قدیمی کار میکردیم

24:33.660 --> 24:36.670
‫خیلی‏خب، میتونیم درستش کنیم؟

24:36.710 --> 24:38.360
‫بدون قطعاتی که بهشون نیاز دارم نمیشه

24:38.410 --> 24:41.760
‫اونا تا 12 هزار سال دیگه
‫اختراع نمیشن

24:54.900 --> 24:56.120
‫دو ساعت تو ماشین بودی
‫و به این زودی...

24:56.160 --> 24:58.510
‫از صحبت کردن دل کندی

24:58.560 --> 25:01.780
‫یه راه پنج ساعته‏ست.
‫دارم یواش پیش میرم

25:03.340 --> 25:06.170
‫اون سفر جاده‏ای قدیم رو یادته
‫که به گرند کنیون رفتیم؟

25:07.740 --> 25:09.570
‫- آره
‫- مامانت مجبورمون کرد...

25:09.610 --> 25:11.130
‫نصف شب بریم

25:11.180 --> 25:14.090
‫تا قبل از طلوع خورشید
‫برسیم اونجا

25:14.140 --> 25:15.530
‫کلی غذا برداشت

25:15.570 --> 25:18.140
‫تا سر جایی وایسادن
‫وقت تلف نکنیم

25:18.180 --> 25:20.190
‫اوه درسته، تن ماهی

25:20.230 --> 25:22.450
‫- تن ماهی
‫- پاک یادم رفته بود

25:22.490 --> 25:25.980
‫هیچوقت نفهمیدم چرا فکر کرد که
‫اون فکر خوبیه

25:26.020 --> 25:28.760
‫وقتی رسیدیم اونجا،
‫از طلوع خورشید جا موندیم

25:28.800 --> 25:33.070
‫- اولین روز عالی‏ای نبود
‫- عالی بود

25:34.200 --> 25:36.510
‫چون همه‏مون باهم بودیم

25:42.690 --> 25:44.600
‫اون آخرین مسافرت خانوادگی‏مون بود

25:47.780 --> 25:54.920
‫‏

25:57.790 --> 25:59.010
‫با خودم گفتم که شما گرسنه‏تون هستش

25:59.050 --> 26:00.660
‫کلی غذای آماده بسته‏ای آوردم

26:00.710 --> 26:02.140
‫خدا رو شکر.
‫دیگه قارچ نمیخوریم

26:02.190 --> 26:03.580
‫بیاین اینا رو ببریم
‫به محوطه اقامت

26:03.620 --> 26:04.970
‫اونجا پر از آدم‏های گرسنه‏ست

26:05.010 --> 26:06.800
‫صبر کن، نمیخوای به سطح بالا بیسیم بزنی،

26:06.840 --> 26:08.060
‫بهشون بگی که بازم کمک بفرستن؟

26:08.100 --> 26:10.150
‫بیسیم رو امتحان کردم،
‫کار نکرد

26:10.190 --> 26:12.110
‫- خدایی؟
‫- هیچ تضمینی نبود...

26:12.150 --> 26:14.070
‫که وقتی برسم اینجا
‫بتونم با اونا ارتباط برقرار کنم

26:14.110 --> 26:15.760
‫اینو میدونستی
‫و بازم مأموریت رو قبول کردی؟

26:15.810 --> 26:17.500
‫چرا باید این کارو بکنی؟

26:20.290 --> 26:22.340
‫به زودی هوا تاریک میشه.
‫بهتره برگردیم

26:22.380 --> 26:25.210
‫وقتی رسیدیم اونجا میتونیم تجدید قوا کنیم
‫و برنامه تازه‏ای بریزیم

26:25.250 --> 26:26.950
‫باید یه چیزه دیگه رو بردارم

26:59.630 --> 27:00.680
‫این جور در نمیاد

27:00.720 --> 27:03.120
‫هی، باید راه بیوفتیم

27:03.160 --> 27:04.900
‫- جریان چیه؟
‫- سیستم رادار هواپیما،

27:04.940 --> 27:06.900
‫- داره سیگنالی رو نشون میده
‫- از کجا؟

27:06.950 --> 27:09.510
‫حدود 8 کیلومتری جنوب اینجا

27:10.950 --> 27:13.260
‫چی ممکنه سیگنال بفرسته؟

27:13.300 --> 27:15.040
‫شاید یکی اونجاست،

27:15.080 --> 27:17.350
‫یکی که بتونه کمک کنه
‫برگردیم خونه

27:18.650 --> 27:20.960
‫باشه، پس امشب رو اینجا اتراق می‌کنیم،
‫و بعد...

27:21.000 --> 27:22.660
‫صبح اول وقت میریم

27:39.800 --> 27:41.370
‫خیلی‏خب، نمیدونم چی ترسناک‏تره

27:41.410 --> 27:43.290
‫اون حیوون وحشی یا اینکه
‫رادار تو داره...

27:43.330 --> 27:45.380
‫یه چیزی رو اون بیرون نشون میده

27:45.420 --> 27:47.990
‫چی میگی، مَرد؟

27:48.030 --> 27:49.900
‫ترجیح میدی که برگردی
‫و نفهمی که اون چیه؟

27:49.950 --> 27:52.770
‫اوه نه، فقط دارم سر صحبت باز میکنم

27:52.820 --> 27:54.690
‫غذا خیلی خوشمزه‏ست، کاپیتان

27:54.730 --> 27:57.650
‫فکر نکنم تا حالا کسی درمورد
‫غذاهای آماده‌ بسته‏ای اینطوری گفته باشه

27:59.350 --> 28:01.830
‫- دستت خوبه؟
‫- بهتره

28:01.870 --> 28:03.440
‫به لطف رایلی

28:03.480 --> 28:07.010
‫آره، طی چند روز گذشته
‫یه مقدار آموزش ضمن کار داشتم

28:07.050 --> 28:09.270
‫یه عمل نخاعیِ اضطراری
‫روی بابام انجام دادم

28:09.310 --> 28:10.970
‫کار خاصی نکردم

28:11.010 --> 28:13.100
‫- چطور تونستی همچین کاری کنی؟
‫- نه!

28:13.140 --> 28:15.010
‫میدونی چیه، نیازی نیست
‫درموردش حرف بزنی

28:15.060 --> 28:16.710
‫- اصلا کی اهمیت میده؟
‫- نه، من...

28:16.750 --> 28:18.540
‫به نظرم خیلی تأثیر برانگیزه

28:18.580 --> 28:20.190
‫ممنون، ایو

28:20.240 --> 28:21.850
‫بعلاوه، بدون کمک شماها
‫نمیتونستم از پسش بربیام

28:21.890 --> 28:24.330
‫باید راجع‌به یه چیزه دیگه حرف بزنیم

28:24.370 --> 28:25.680
‫چرا؟
‫اسکات حقشه که ازش تعریف کنم

28:25.720 --> 28:28.980
‫هیچوقت به فکرم نمیرسید که
‫از هروئین استفاده کنم

28:31.860 --> 28:33.820
‫- ببخشید، چی گفتی؟
‫- آره

28:33.860 --> 28:35.770
‫به عنوان بی‏حسی ازش استفاده کردیم.
‫نبوغانه بود

28:35.820 --> 28:38.170
‫آدما این روزها خیلی راحت
‫این کلمه رو به کار می‌برن

28:38.210 --> 28:40.300
‫صبر کن، یکی اینجا هروئین داره؟

28:40.340 --> 28:42.000
‫این یکم نگران کننده‏ست

28:42.040 --> 28:43.300
‫آره، اسکات هم اینطوری فکر میکرد

28:43.350 --> 28:46.870
‫واسه همینم شرشون رو کم کرد،
‫پس مشکلی نیست

28:49.660 --> 28:53.790
‫خب، من فقط خوشحالم
‫که کسی چیزیش نشده

28:53.840 --> 28:56.750
‫اگه کسی آسیب میدید
‫خیلی بد میشد

28:58.490 --> 29:00.580
‫خب، من میرم بازم غذا بردارم

29:00.620 --> 29:03.540
‫حق با توئه، اسکات
‫این خیلی هم بد نیست

29:03.580 --> 29:09.110
‫‏

29:11.200 --> 29:13.900
‫هنوزم نمیدونیم کی یا چی
‫ادی رو کشت

29:13.940 --> 29:16.990
‫ولی الان، باید کنار همدیگه بمونیم

29:17.030 --> 29:20.780
‫هوا کنار آتیش بخوابن.
‫یه‏جا باشیم امن‏تره

29:20.820 --> 29:23.130
‫مگه اینکه یکی از این جمع
‫این کارو کرده باشه

29:25.210 --> 29:26.780
‫یعنی، من که میدونم این کارو نکردم

29:26.820 --> 29:29.780
‫ولی از کجا معلوم
‫کار یکی از شماها نباشه؟

29:29.830 --> 29:31.920
‫میخوای تنهایی بخوای؟

29:31.960 --> 29:33.350
‫راحت باش

29:33.400 --> 29:35.440
‫باید امشب نگهبانی بدیم

29:35.490 --> 29:37.010
‫من شیفت اول وای‏میستم

29:37.050 --> 29:38.790
‫گروهی که رفتن دنبال هواپیما بگردن چی؟

29:38.840 --> 29:41.800
‫اونا هم ممکنه در خطر باشن

29:42.800 --> 29:46.060
‫میدونم، ولی فعلا کاری از دستمون برنمیاد

29:46.100 --> 29:47.710
‫همگی یه خورده بخوابین

29:50.670 --> 29:52.070
‫اون طوری‏شون نمیشه

29:52.110 --> 29:53.500
‫این اولین شبی نیست که...

29:53.550 --> 29:55.460
‫بخاطر لوکاس خواب ندارم

29:55.510 --> 29:57.070
‫باور کن، درک میکنم

29:57.120 --> 30:01.640
‫کاش راحت‏تر میشد،
‫ولی هیچوقت اینطور نمیشه

30:03.170 --> 30:05.600
‫چطوره سعی کنی یکم بخوابی؟

30:05.650 --> 30:07.950
‫ممنون

30:20.970 --> 30:22.360
‫شما دو نفر بهتره برین پیش بقیه

30:22.400 --> 30:24.490
‫- اونطوری امن‏تره
‫- همینجا راحتیم

30:24.530 --> 30:26.670
‫درها رو قفل میکنم

30:26.710 --> 30:28.410
‫میخوام صبح با لیلی حرف بزنم،

30:28.450 --> 30:29.540
‫بفهمم چی دیده

30:29.580 --> 30:30.980
‫بهم گفتن که اون حرف نمیزنه،

30:31.020 --> 30:34.760
‫ولی راه‏های دیگه‏ای هم واسه
‫ارتباط برقرار کردن وجود داره

30:37.590 --> 30:40.550
‫متاسفم، نمیخوام دوباره
‫اون اتفاق رو تصور کنه

30:40.590 --> 30:42.770
‫درک میکنم.
‫میخوای ازش محافظت کنی،

30:42.810 --> 30:44.900
‫ولی من با بچه‏هایی که دچار
‫ضربه روحی شدن کار کردم

30:44.950 --> 30:46.030
‫اگه زیادی شد، بهش فشار نمیارم

30:46.080 --> 30:48.250
‫- جوابم نه‏ست
‫- ورونیکا،

30:48.300 --> 30:50.520
‫نمیتونم جواب نه قبول کنم

30:50.560 --> 30:52.260
‫امنیت همه افراد اینجا...

30:52.300 --> 30:54.220
‫به چیزی که لیلی میدونه
‫بستگی داره

30:56.350 --> 30:59.610
‫یکم بخواب.
‫صبح می‎‏بینمت

30:59.660 --> 31:01.270
‫یادت نره که درها رو قفل کنی

31:13.670 --> 31:16.890
‫هی. هنوزم زل زده؟

31:20.980 --> 31:22.030
‫آره

31:23.590 --> 31:25.860
‫منو میکشه، مگه نه؟

31:25.900 --> 31:27.900
‫والا نمیدونم

31:32.990 --> 31:36.130
‫هرچقدر که بخوان میتونن درمورد
‫رفتن به ده هزار سال قبل از میلاد برات بگن،

31:36.170 --> 31:39.170
‫ولی وقتی اینجا باشی،
‫داستان کلا فرق داره

31:39.220 --> 31:40.920
‫آره والا

31:47.880 --> 31:50.270
‫میدونی، مطمئن نبودم که
‫بیشتر بخاطر چی مضطرب بودم

31:50.320 --> 31:52.270
‫پرواز به داخل یه فروچاله
‫یا دیدن تو

31:55.060 --> 31:57.760
‫واسه همینم هیچوقت زنگ نزدی؟

31:57.800 --> 31:59.110
‫میخواستم باهات ارتباط برقرار کنم، ایو

31:59.150 --> 32:01.070
‫ولی فکر نمیکردم که
‫بخوای خبری ازم بشنوی

32:01.110 --> 32:03.980
‫معلومه که میخواستم.
‫همه‏مون میخواستیم

32:04.030 --> 32:07.940
‫تو بخشی از خانواده بودی، لیوای
‫و همینطوری گذاشتی رفتی

32:10.810 --> 32:12.560
‫معذرت میخوام

32:12.600 --> 32:14.120
‫بعد از جریان ایزی،

32:14.170 --> 32:16.820
‫من فقط...

32:16.860 --> 32:18.820
‫با خودم گفتم اگه من اونجا نباشم
‫راحت‏تر میشه

32:18.870 --> 32:21.130
‫اینطور نبود

32:24.050 --> 32:25.310
‫میدونی، دو هفته پیش

32:25.350 --> 32:27.920
‫واقعا داشتم به زنگ زدن بهت
‫فکر میکردم

32:27.960 --> 32:29.140
‫- واقعا؟
‫- اوهوم

32:29.180 --> 32:31.270
‫چرا؟

32:31.310 --> 32:33.840
‫چون دلم برات تنگ شده بود

32:36.490 --> 32:38.490
‫من گوین رو ترک کردم

32:41.240 --> 32:43.370
‫واسه همین من و بچه‏ها
‫تو لس‌آنجلس بودیم

32:46.070 --> 32:51.640
‫بعد از اینکه تو رفتی،
‫واقعا سعی کردم که بین‎مون جواب بده

32:51.680 --> 32:52.990
‫همش منتظر روزی بودم که...

32:53.030 --> 32:56.160
‫اون بالاخره دوباره پیش‏مون باشه

32:57.210 --> 33:00.470
‫به گمونم فقط پی بردم که
‫هیچوقت اینطوری نمیشه

33:00.520 --> 33:02.340
‫ایو...

33:03.820 --> 33:06.220
‫گوین تکیه‏گاه ایزی بود

33:06.260 --> 33:08.350
‫و من الان بخاطر اونه که اینجام

33:09.660 --> 33:11.530
‫منظورت چیه؟

33:11.570 --> 33:13.920
‫تصویرهای ذهنی اون واقعی‏ان

33:13.960 --> 33:15.970
‫تمام چیزهایی که اون
‫طی چند سال گذشته دیده...

33:16.010 --> 33:19.060
‫نگاه‏هایی به این دنیا بوده

33:21.060 --> 33:22.410
‫تنها دلیل اینکه عملیات نجاتی درکاره...

33:22.450 --> 33:25.020
‫بخاطر اینه که گوین دید
‫که شما اینجا زنده‏این

33:26.370 --> 33:28.630
‫- این غیرممکنه
‫- منم همین فکر رو کردم

33:28.670 --> 33:30.110
‫ولی حقیقت داره

33:31.760 --> 33:34.330
‫و ازم خواست که اینو بهت بدم

33:34.380 --> 33:41.250
‫‏

33:41.300 --> 33:42.780
‫نمی‌فهمم.
‫من اینو گم کردم

33:42.820 --> 33:45.260
‫- اینجا اینو گم کردم
‫- میدونم

33:45.300 --> 33:49.090
‫گوین افتادنش رو دیده بود.
‫زمین رو کَند و درش آورد

33:53.220 --> 33:57.440
‫میدونم که باورش سخته،
‫ولی همش حقیقت داره

34:03.750 --> 34:05.840
‫باید یه دقیقه تنها باشم

34:08.760 --> 34:10.760
‫درک میکنم

34:13.370 --> 34:14.760
‫شب بخیر، ایو

34:20.290 --> 34:27.170
‫‏

34:49.020 --> 34:52.670
‫- گوین
‫- اسمم رو از کجا میدونی؟

34:52.720 --> 34:56.550
‫چون من راجع‌به تو بهش گفتم

34:56.590 --> 35:00.110
‫دکتر نیتن، اینجا چه خبره؟

35:03.770 --> 35:05.420
‫تو اینجا چیکار میکنی؟

35:05.470 --> 35:07.080
‫منم میتونم همین سوال رو ازت بکنم

35:07.120 --> 35:09.650
‫لیوای زنده‏ست.
‫پرونده‏ام رو روی میزت پیدا کردم،

35:09.690 --> 35:12.170
‫عکس شما دو نفر رو توی ماهاوی دیدم

35:12.210 --> 35:13.480
‫اومدم اینجا جواب پیدا کنم

35:13.520 --> 35:16.220
‫- در رابطه با؟
‫- بقیه فروچاله‏ها

35:17.040 --> 35:18.740
‫- درموردشون میدونیم
‫- اگه راه دیگه‏ای...

35:18.780 --> 35:21.350
‫واسه رسیدن به ایو و جاش باشه،
‫باید بهمون بگین

35:21.400 --> 35:24.010
‫سوفیا، ما به کمکش نیاز داریم

35:24.050 --> 35:26.360
‫بهت که گفتم، تا مجبور نباشیم...

35:26.400 --> 35:28.140
‫نمیخوام پای اونو وسط بکشم

35:28.190 --> 35:30.360
‫اونا به اندازه کافی سختی کشیدن

35:30.410 --> 35:33.060
‫- راهی برامون نمونده
‫- هی

35:33.100 --> 35:35.410
‫چی داره میگه؟

35:35.450 --> 35:37.060
‫فروچاله‏های دیگه بسته شدن

35:37.110 --> 35:38.760
‫تنها راهِ به خانواده‌ات فروچاله‎ی لابریاست

35:38.800 --> 35:40.200
‫خب، این مشکل‌ساز میشه

35:40.240 --> 35:42.200
‫چون مارکمن نمیذاره
‫کس دیگه‏ای بره اونجا

35:42.240 --> 35:43.940
‫کی گفته که ما به مارکمن نیاز داریم؟

35:46.420 --> 35:47.770
‫شما راه دیگه‏ای دارین؟

35:50.990 --> 35:52.780
‫باهامون بیا

35:57.950 --> 35:59.480
‫همینطوری سمت جنوب بریم،
‫باید تا...

35:59.520 --> 36:01.350
‫400 متر دیگه برسیم

36:03.960 --> 36:06.270
‫شوخیت گرفته.
‫اونا موادهای لوکاس بودن؟

36:06.310 --> 36:08.360
‫آره.
‫پس ممنون که لوم دادی

36:08.400 --> 36:11.360
‫پسر، تو بالاخره باید شهامت به خرج بدی

36:11.400 --> 36:14.970
‫اگه داره باهات در میوفته،
‫باید زور رو با زور جواب بدی

36:15.010 --> 36:17.020
‫کدوم قسمت اینکه "اون اسلحه داره"
‫رو متوجه نمیشی؟

36:17.060 --> 36:20.760
‫هی، اسکات.
‫باید یه صحبتی باهم بکنیم، رفیق

36:20.800 --> 36:22.630
‫هی مَرد، گوش کن
‫واقعا بابت...

36:22.670 --> 36:24.460
‫اتفاقی که افتاد متاسفم،
‫فقط لطفا منو نکش

36:24.500 --> 36:28.550
‫چرا باید بکشمت؟
‫تو رفیقِ صمیمی جدید منی

36:28.590 --> 36:30.860
‫- واقعا؟
‫- آره

36:31.860 --> 36:35.030
‫تو تنها کسی هستی که
‫میدونه موادهام کجان

36:35.080 --> 36:37.250
‫باید مطمئن بشم که اینجا
‫اتفاقی برات نیوفته

36:37.300 --> 36:40.300
‫پس از کنارم جُم نمیخوری

36:41.610 --> 36:43.830
‫ولی اگه وقتی برگشتیم
‫اونا رو بهم ندی

36:43.870 --> 36:46.180
‫می‏کشمت

36:46.220 --> 36:48.960
‫بده، بستون.
‫جور در میاد

36:51.620 --> 36:56.620
‫گوش کن، میدونم دیشب برات زیادی بود،

36:56.670 --> 36:58.010
‫اگه میخوای درموردش حرف بزنی

37:00.840 --> 37:02.190
‫وقتی واسه اولین بار
‫حادثه‏‎اش براش پیش اومد

37:02.240 --> 37:04.280
‫همش سعی می‏کرد بهم بگه
‫که همه اینا واقعی بوده،

37:04.330 --> 37:08.110
‫و من اصلا حرفش رو باور نکردم

37:08.150 --> 37:09.590
‫پیش کلی دکتر بردیمش

37:09.630 --> 37:12.160
‫و هیچ کدومشون نتونستن
‫مشکلی درش پیدا کنن

37:12.200 --> 37:13.550
‫امکان نداشت بفهمی که
‫حقیقت داشته

37:13.600 --> 37:15.160
‫حتی گوین هم فکرش رو نمیکرد

37:16.210 --> 37:18.860
‫میدونم، فقط میخوام برم خونه
‫و بهش بگم که متاسفم

37:21.520 --> 37:26.560
‫ایو، یه چیزه دیگه هم هست

37:30.180 --> 37:32.180
‫گوین راجع‎به ما میدونه

37:35.830 --> 37:38.180
‫اوه.
‫بچه‌ها، اینجا!

37:38.230 --> 37:40.190
‫اون چیه؟

37:43.230 --> 37:46.540
‫‎‏

37:46.580 --> 37:48.540
‫اسکات، فکری داری؟

37:48.590 --> 37:51.720
‫به نظرم یه‏جور حصاره

37:51.760 --> 37:55.110
‫یعنی، طی این زمان هم
‫آدم‏های سرخ‏پوست بودن

37:55.160 --> 37:56.990
‫ولی فکر نمیکردم که
‫همچین بناهایی می‌ساختن

37:58.640 --> 38:02.600
‫خب، هرچی که هست
‫سیگنال داره از اونجا میاد

38:03.780 --> 38:06.390
‫خب، پس ما هم میریم اونجا

38:14.260 --> 38:16.530
‫ما اینجا نیستیم که هوای
‫این آدما رو داشته باشیم

38:16.570 --> 38:18.620
‫اگه حتی به حرف زدن
‫فکر هم بکنی،

38:18.660 --> 38:20.920
‫میدونی که چی میشه

38:20.970 --> 38:23.530
‫فکر نکنم این فکر خوبی باشه

38:23.580 --> 38:25.100
‫فقط یه فرصتی بهش بده

38:27.100 --> 38:28.760
‫لطفا، ورونیکا

38:32.410 --> 38:35.810
‫من همینجام.
‫اگه ناراحتش کنی، تموم میشه میره

38:41.250 --> 38:44.470
‫چی میخواد بهمون نشون بده،
‫یه اسب؟

38:49.170 --> 38:50.870
‫اول شما

38:59.310 --> 39:01.570
‫این هواپیمایی هستش که
‫لیوای باهاش پرواز کرد

39:01.620 --> 39:04.620
‫با یه مقدار تغییرات کوچیک

39:04.660 --> 39:06.010
‫تو کی هستی؟

39:06.060 --> 39:08.190
‫یکی که همون چیزی که
‫تو میخوای رو میخواد

39:08.230 --> 39:10.150
‫تا به اون مکان پایین بره

39:11.020 --> 39:12.410
‫خب، به نظر میاد
‫کلی دردسر به جون خریدی...

39:12.450 --> 39:13.760
‫تا اینو ممکن کنی

39:13.800 --> 39:15.110
‫من و ربکا جزئی از تیمی هستیم که...

39:15.150 --> 39:17.240
‫درمورد فروچاله موهاوی تحقیق کردیم

39:17.280 --> 39:19.200
‫یه گروه اکتشافی رو فرستادن اون پایین،

39:19.240 --> 39:21.330
‫و اون هواپیمایی رو طراحی کرد
‫که اونا رو برد

39:21.380 --> 39:23.590
‫اونا از نور رد شدن،

39:23.640 --> 39:26.290
‫ولی اونجا قبل از اینکه بتونن برگردن
‫بسته شد

39:26.340 --> 39:28.820
‫پس چرا اینجا تو این مزرعه مخفی شدی؟

39:28.860 --> 39:29.950
‫خب، وقتی همچین مأموریتی اشتباه پیش میره

39:29.990 --> 39:32.430
‫همه‏چی باید سر یکی خراب بشه

39:32.470 --> 39:34.130
‫اون شخص من بودم

39:34.170 --> 39:36.560
‫ولی به خودم قول دادم که
‫اگه یه موقع فرصتش پیش بیاد

39:36.610 --> 39:39.220
‫تا برگردم اونجا،
‫براش آماده میشم

39:39.260 --> 39:41.700
‫میدونم که چرا هواپیمای کاپیتان دلگادو از کار افتاد

39:41.740 --> 39:43.880
‫و اینکه چرا باعث اون زلزله‏ها شد

39:43.920 --> 39:46.100
‫همینطورم میدونم که هواپیمای من
‫همچین مشکلاتی نخواهد داشت

39:46.140 --> 39:48.840
‫واسه همین اومدم اینجا، گوین

39:48.880 --> 39:51.010
‫میدونستم که اون داشت
‫روی هواپیمای خودش کار میکرد

39:51.060 --> 39:54.100
‫ولی بعد از سقوط کردن هواپیمای لیوای
‫خلبانم پا پس کشید

39:54.150 --> 39:57.800
‫که یعنی سرنوشت خواسته
‫که تو بیای اینجا

39:59.890 --> 40:01.760
‫میخوای من پرواز کنم؟

40:03.330 --> 40:06.860
‫اومدی اینجا راهی پیدا کنی
‫تا خانواده‌ات رو نجات بدی

40:09.210 --> 40:10.860
‫اینم راهشه

40:12.770 --> 40:19.480
‫حالا، میدونم که دیروز ترسناک بود

40:19.520 --> 40:22.780
‫ولی بهت قول میدم که
‫دیگه در امانی

40:24.530 --> 40:28.830
‫فقط میخوام چندتا سوال راجع‎به
‫چیزی که دیدی ازت بپرسم

40:28.880 --> 40:35.410
‫ولی تو فقط باید با سر تکون دادن
‫بگی بله یا نه

40:35.450 --> 40:37.580
‫میتونی این کارو بکنی؟

40:40.630 --> 40:43.630
‫‏

40:43.670 --> 40:45.200
‫خوبه

40:46.810 --> 40:48.900
‫دیدی که چی به ادی صدمه زد؟

40:51.290 --> 40:53.340
‫یه آدم بود؟

40:57.250 --> 40:58.600
‫خیلی‏خب

40:59.730 --> 41:03.220
‫حالا اونو تصور کنی...

41:03.260 --> 41:05.830
‫و ببینی یادت میاد که
‫چه شکلی بودن

41:08.350 --> 41:10.050
‫میتونی این کارو برام بکنی؟

41:13.440 --> 41:15.530
‫- جلوش رو میگیرم، این زیادیه
‫- نه، این کارو نمیکنی

41:15.580 --> 41:17.100
‫نه، نه، نه.
‫ورونیکا

41:17.140 --> 41:19.710
‫- ورونیکا، یه دقیقه وایسا
‫- ورونیکا، لطفا

41:19.750 --> 41:21.230
‫چیکار میکنی؟
‫بیا بریم

41:21.280 --> 41:22.930
‫یه پیرمرد بود

41:24.590 --> 41:28.410
‫- تو حرف میزنی؟
‫- نه بابا

41:29.240 --> 41:31.330
‫- لیلی، بس کن
‫- داشت میومد سمتم،

41:31.370 --> 41:33.940
‫ولی بعد گذاشت رفت

41:33.990 --> 41:36.290
‫- یه چیزی روی پشتش بود
‫- چی بود؟

41:38.340 --> 41:40.950
‫یه جای دست

41:40.990 --> 41:42.690
‫- بسه، دیگه میریم
‫- نه، هنوز کارمون تموم نشده

41:42.730 --> 41:44.910
‫ورو...

41:48.130 --> 41:51.790
‫‎

42:01.140 --> 42:03.800
‫- حاضری؟
‫- آره، بریم

42:15.240 --> 42:18.810
‫من خیلی از این بابت مطمئن نیستم، بچه‏ها

42:18.880 --> 42:23.810
« Stef@n | تــرجمه از تـورج پاکاری »
Email: tooraj1111@gmail.com

42:23.880 --> 42:28.810
دانلود فیلم و سریال بدون سانسور
ValaMovie.com
