WEBVTT

00:00.022 --> 00:10.022
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:12.541 --> 00:14.181
‫من اونقدر ملت‌های زیادی رو نابود کردم

00:14.181 --> 00:17.181
‫و پادشاه‌های زیادی رو کشتم
‫که آمارش از دست تاریخ هم در رفته

00:17.181 --> 00:20.501
‫فتح کردن انگلیس برای من کاری نداره

00:20.501 --> 00:24.141
‫پس بهم بگو، حشره‌ی ساکسون،

00:24.141 --> 00:26.741
‫چرا باید زنده نگهت دارم؟

00:26.741 --> 00:29.261
‫تو به چه درد پادشاه هاردرادا می‌خوری؟

00:33.295 --> 00:39.289
‫« پـادشـاه و فـاتـح »

00:44.581 --> 00:48.621
‫مال تو نیست.
‫مال تو نیست، مادر

00:50.421 --> 00:52.061
‫ای وایکینگ هرزه

00:53.981 --> 00:56.421
‫تو رو کنار اون دیدم

00:56.421 --> 00:59.461
‫پچ‌پچ می‌کردی. پچ‌پچ می‌کردی

01:00.501 --> 01:01.901
‫تو بهش گفتی

01:09.341 --> 01:10.541
‫اِرل گادوینسون

01:17.301 --> 01:20.101
‫- به هوشه؟
‫- چند لحظه پیش که بود

01:24.861 --> 01:27.701
‫هنوز نه، هنوز نه، هنوز نه

01:27.701 --> 01:29.501
‫هنوز نه، هنوز نه، هنوز نه

01:30.981 --> 01:35.221
‫- خطر آتش
‫- اعلی‌حضرت، خودم ازتون محافظت می‌کنم

01:36.541 --> 01:39.741
‫نیاز نیست از چیزی بترسید.
‫شما رو در امان نگه می‌دارم

01:41.661 --> 01:43.261
‫در امان از آتش

01:44.861 --> 01:48.541
‫اما از نورماندی خبرهای
‫خیلی ناگواری دارم، اعلی‌حضرت

01:49.661 --> 01:51.821
‫پاسخی وحشتناک از دوک ویلیام

01:53.101 --> 01:55.384
‫پسرعمو ویلیام اینجاست؟

01:55.385 --> 01:57.269
‫اِدوارد، پسرعموت توی
‫تمام مناطق دوک‌نشین تصرف‌شده

01:57.270 --> 01:59.261
‫داره نقش خدا رو پاک می‌کنه

01:59.261 --> 02:00.821
‫همه‌ی کلیساها رو آتیش می‌زنه

02:00.821 --> 02:04.181
‫دوک ویلیام روح کافرانه‌ی خودش رو
‫به تمام دنیا نشون داده

02:04.181 --> 02:06.621
‫هیچ مسیحی‌ای از آتیش اون در امان نیست

02:06.621 --> 02:09.501
‫به‌خاطر حرمت‌شکنی‌های اون
‫توی آتیش می‌سوزیم

02:10.541 --> 02:12.261
‫جوابم رو بده، خدا

02:16.021 --> 02:17.101
‫خدا...

02:19.021 --> 02:20.421
‫خدا داره حرف می‌زنه

02:21.461 --> 02:22.901
‫شیطان داره میاد

02:23.981 --> 02:27.581
‫دریاچه‌های آتشین بر روی
‫این سرزمین سرریز میشن

02:27.581 --> 02:30.021
‫انگلیس شعله‌ور خواهد شد

02:30.021 --> 02:33.021
‫انگلیس شعله‌ور خواهد شد!

02:33.021 --> 02:35.821
‫اعلی‌حضرت، این یه هشدار
‫از طرف خداست

02:35.821 --> 02:38.781
‫اون می‌دونه اگه ویلیام پادشاه بشه
‫چه آینده‌ای در انتظارمونه

02:43.741 --> 02:45.181
‫اعلی‌حضرت، اراده‌ی خدا چیه؟

02:46.221 --> 02:47.941
‫کی باید از پادشاهی‌تون محافظت کنه؟

02:49.381 --> 02:51.261
‫اعلی‌حضرت، اراده‌ی خدا چیه؟

03:04.861 --> 03:07.261
‫بهم بگید، اراده‌ی خدا چیه؟

03:07.261 --> 03:08.741
‫بهمون بگو

03:15.941 --> 03:18.421
‫- اراده‌ی خدا انجام خواهد شد
‫- اراده‌ی اون انجام خواهد شد

03:27.789 --> 03:31.789
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

03:31.790 --> 03:35.790
‫ترجمه از «امــیــررضــا»

03:39.701 --> 03:43.621
‫پادشاه حرفش درمورد
‫دوک ویلیام رو پس گرفت،

03:43.621 --> 03:47.181
‫و من رو به عنوان وارث
‫برای تاج‌وتخت انگلیس معرفی کرد

03:48.381 --> 03:49.661
‫اراده‌ی خدا انجام خواهد شد

03:52.901 --> 03:55.341
‫زنده باد پادشاه

04:00.621 --> 04:02.541
‫فعلاً نباید مرگ اِدوارد رو اعلام کنیم

04:02.541 --> 04:06.101
‫تا زمانی که مطمئن بشیم
‫که مرسیا و نورتامبریا

04:06.101 --> 04:08.221
‫از وسکس حمایت می‌کنن

04:08.221 --> 04:10.581
‫این موضوع فعلاً باید مخفی بمونه

04:11.741 --> 04:15.221
‫- به مردم چی بگیم؟
‫- هیچی

04:16.301 --> 04:19.821
‫این خبر از این اتاق خارج نمیشه. می‌فهمی؟

04:19.821 --> 04:22.917
‫- بله، سرورم
‫- بله، اعلی‌حضرت

04:22.918 --> 04:23.918
‫صد البته

04:25.141 --> 04:26.501
‫اعلی‌حضرت

04:30.421 --> 04:33.501
‫چه راه دیگه‌ای وجود داشت؟
‫باید می‌ذاشتم پادشاه خیلی ساده بمیره؟

04:33.501 --> 04:35.221
‫- چه کاری می‌تونستم بکنم؟
‫- تنهامون بذار

04:39.701 --> 04:42.461
‫به جاسوس‌هام میگم این خبر رو پخش کنن
‫که تب پادشاه همچنان پابرجاست،

04:42.461 --> 04:44.421
‫و اینکه اسقف اعظم دستور داده

04:44.421 --> 04:45.941
‫که هیچکس نباید وارد اتاقش بشه

04:45.941 --> 04:48.741
‫اِرل‌ها هنوز به دعوت من برای
‫اومدن به لندن جواب ندادن؟

04:48.741 --> 04:51.381
‫مورکار جواب داد.
‫ولی هنوز خبری از توستیگ نیست

04:51.381 --> 04:52.981
‫هنوز خبری نیست؟

04:54.261 --> 04:56.101
‫چندین هفته‌ست خبری از نورتامبریا نیست

04:56.101 --> 04:58.901
‫نه خبری از توستیگ هست،
‫نه از خراج‌گیرها

04:58.901 --> 05:02.261
‫- حتی درمورد بچه هم خبری نیست؟
‫- نه

05:04.981 --> 05:08.247
‫- ایدت، باید بری پیشش
‫- من برم؟

05:08.248 --> 05:09.989
‫خب، اگه پادشاه مریضه،

05:09.990 --> 05:11.901
‫من اگه لندن رو ترک کنم
‫همه مشکوک میشن

05:13.301 --> 05:15.821
‫- مادرت چی؟
‫- تو توستیگ رو می‌شناسی

05:15.821 --> 05:18.061
‫فقط با تو حرف می‌زنه

05:18.061 --> 05:21.440
‫می‌دونی که توستیگ همیشه
‫تو رو تحسین می‌کرد و بهت اعتماد داشت

05:21.441 --> 05:23.778
‫می‌خوای دروغ‌هات درمورد
‫پادشاه رو بکنم توی سرش؟

05:23.779 --> 05:24.779
‫نه

05:26.221 --> 05:29.461
‫ازت می‌خوام بری اونجا
‫تا بفهمی واقعاً چه خبره

05:29.461 --> 05:31.341
‫کاری کن متوجه بشه
‫که بهش نیاز داریم

05:33.661 --> 05:34.981
‫لطفاً، ایدت

05:38.021 --> 05:40.661
‫اِرل نورتامبریا باید قوی باشه

05:44.744 --> 05:45.901
‫خواهش می‌کنم

05:57.381 --> 05:59.243
‫- اون چیه؟
‫- چی؟

05:59.572 --> 06:00.547
‫اون رو میگم

06:00.548 --> 06:02.176
‫- یه پای فلزیه
‫- ها؟

06:02.177 --> 06:04.261
‫- مشکلش چیه؟
‫- ویلیام

06:04.261 --> 06:06.461
‫از عید پنجاهه به بعد
‫کسی پادشاه اِدوارد رو ندیده

06:06.461 --> 06:08.861
‫آره، خب، ملکه میگه تب داره،

06:08.861 --> 06:11.341
‫اما دوست‌هایی دارم که بهم میگن

06:11.341 --> 06:13.261
‫خود اسقف اعظم کنتربری بالای سرشه

06:14.581 --> 06:17.301
‫- طبیبش بالای سرش نیست؟
‫- نه. اسقف اعظمش

06:17.301 --> 06:19.301
‫- مریضه
‫- فکر کنم خیلی مریضه

06:19.301 --> 06:22.741
‫و اگه اِدوارد ضعیفه، پس هارولد
‫سعی می‌کنه فریبش بده

06:22.741 --> 06:24.981
‫- من باشم اون کار رو می‌کنم
‫- ماتیلدا؟

06:24.981 --> 06:26.421
‫باید مطمئن بشیم

06:27.621 --> 06:29.701
‫- جاسوس‌هات توی انگلیس؟
‫- اونا می‌تونن مطمئن بشن

06:29.701 --> 06:32.901
‫پس بهشون بگو.
‫باید متوجه بشیم. بی‌سروصدا

06:32.901 --> 06:33.981
‫چیه؟

06:35.021 --> 06:37.769
‫خب، اگه به کل نورماندی نمی‌گفتی
‫می‌خوای چیکار کنی

06:37.770 --> 06:39.341
‫راحت‌تر میشد بی‌سروصدا عمل کنیم

06:39.341 --> 06:41.221
‫مردم نورماندی باید می‌فهمیدن

06:41.221 --> 06:43.421
‫الان سریع‌تر ازم حمایت می‌کنن

06:43.421 --> 06:44.741
‫بارون‌ها رو فرا بخونید

06:46.941 --> 06:49.141
‫هر چقدر بیش‌تر کمک بدید،
‫سهم بیش‌تری گیرتون میاد

06:49.141 --> 06:51.301
‫اما نورماندی باید متحد باشه

06:52.381 --> 06:55.781
‫خیلی ساده‌ست.
‫جورج، تیراندازهاتون رو می‌خوام

06:55.781 --> 06:57.621
‫مونتگومری، اسب‌هاتون رو می‌خوام،

06:57.621 --> 07:00.821
‫- ریچارد، آهن‌هاتون رو می‌خوام
‫- بارون کشتی‌های برتانی کجاست؟

07:00.821 --> 07:03.661
‫می‌تونید همه‌ی شمشیرها و اسب‌ها
‫و تیراندازهای دنیا رو داشته باشید،

07:03.661 --> 07:06.581
‫اما وقتی نتونید از کانال ردشون کنید
‫چه فایده‌ای دارن؟

07:06.581 --> 07:09.541
‫نیاز نیست نگران برتانی باشید.
‫بسپاریدش به من

07:10.781 --> 07:12.101
‫پس به توافق رسیدیم

07:20.701 --> 07:22.781
‫فقط دارم آماده میشم

07:22.781 --> 07:24.701
‫برای جنگ؟

07:24.701 --> 07:27.301
‫برای اقدام قطعی هارولد
‫برای پادشاه شدن

07:27.301 --> 07:30.861
‫و وقتی اون اتفاق بیُفته درموردش
‫حرف می‌زنیم، درسته؟ من و تو

07:35.301 --> 07:36.901
‫ویلیام، من از تصمیم‌هات حمایت می‌کنم،

07:36.901 --> 07:38.501
‫اما باید در جریان باشم

07:40.941 --> 07:44.981
‫- دیگه مثل روز عید پنجاهه غافلگیرم نکن
‫- البته

07:44.981 --> 07:46.941
‫فقط دارم محتاطانه عمل می‌کنم، همین

07:46.941 --> 07:49.701
‫نه، این دقیقاً برعکس محتاط بودنه

07:49.701 --> 07:51.981
‫تا زمانی که از ناوگان مطمئن نشدی
‫نباید برنامه بریزی

07:53.701 --> 07:55.061
‫فقط صبر کن

07:58.541 --> 08:00.661
‫اگه هارولد صبر نکنه چی؟

08:00.661 --> 08:03.861
‫اونوقت اون محتاط نیست
‫و معلوم میشه تو ازش باهوش‌تری

08:05.221 --> 08:06.581
‫از کجا اینقدر مطمئنی؟

08:08.861 --> 08:10.061
‫چون با تو ازدواج کردم

08:15.341 --> 08:19.381
‫تا وقتی ناوگان رو جور کنم،
‫محتاطانه عمل می‌کنم

08:28.381 --> 08:30.381
‫بذار هارولد نگران اِدوارد باشه

08:31.581 --> 08:32.901
‫نیازی نیست تو نگرانش باشی

08:47.461 --> 08:51.021
‫به توستیگ بگو هر کاری
‫که فکر می‌کنه کرده،

08:51.021 --> 08:53.181
‫- هیچ چیز غیرقابل بخششی وجود نداره
‫- باشه

08:54.461 --> 08:56.541
‫مگنوس، ایسترید، بیاید

09:02.061 --> 09:04.901
‫این کار از توستیگ بعیده.
‫خودش می‌دونه که نگرانش می‌شیم

09:07.941 --> 09:12.101
‫پادشاه اِدوارد مُرده بود، مگه نه؟
‫وقتی ازش سوال پرسیدی

09:12.101 --> 09:15.181
‫پادشاه اِدوارد من رو
‫به عنوان وارث معرفی کرد

09:15.181 --> 09:18.221
‫- خودم شنیدم
‫- چرا، هارولد؟

09:18.221 --> 09:20.901
‫چون نمی‌خوام به‌خاطر من دروغ بگی، ایدت

09:20.901 --> 09:23.581
‫پادشاه اِدوارد توی بستر مرگش

09:23.581 --> 09:26.421
‫من رو به عنوان وارث
‫تاج‌وتخت انگلیس معرفی کرد

09:26.421 --> 09:27.861
‫و می‌خوای توستیگ بدونه

09:27.861 --> 09:30.221
‫می‌خوام توستیگ بدونه
‫که آینده‌ی این خانواده

09:30.221 --> 09:33.461
‫- امن و تضمینه
‫- ولی واقعاً امن و تضمینه؟

09:33.461 --> 09:35.901
‫وقتی اون تاج رو بذارم روی سرم،
‫همه‌مون در امان خواهیم بود...

09:35.901 --> 09:38.301
‫تو، بچه‌ها، و توستیگ

09:41.541 --> 09:43.901
‫بهش نیاز دارم، ایدت.
‫به حمایتش نیاز دارم

09:46.021 --> 09:47.181
‫بهش میگم

10:04.341 --> 10:06.621
‫- تو دعوتش کردی؟
‫- نه

10:08.621 --> 10:10.021
‫درود

10:10.021 --> 10:13.981
‫شنیدم بارون‌ها رو متقاعد کردی
‫که باهات متحد بشن

10:13.981 --> 10:16.421
‫پس از طرف دوست لجبازت
‫یعنی بارون برتانی

10:16.421 --> 10:19.901
‫یه پیغام برات آوردم.
‫برتانی مدیون منه،

10:19.901 --> 10:22.061
‫پس قبول کرده باهات یه جلسه بذاره...

10:22.061 --> 10:26.501
‫اما به شرطی که
‫توی منطقه‌ی اونا برگزار بشه

10:26.501 --> 10:28.101
‫فکر می‌کنه کیه؟

10:28.101 --> 10:29.381
‫مردی که کشتی‌هاش

10:29.381 --> 10:31.981
‫از همه‌ی کشتی‌های مناطق
‫شمال اروپا بیش‌ترن

10:31.981 --> 10:33.221
‫و اگه کشتی‌هاش رو می‌خوای

10:33.221 --> 10:34.981
‫باید بری به برتانی و بگیری‌شون

10:34.981 --> 10:36.661
‫به نظرت اگه بره اونجا،
‫اون با معامله موافقت می‌کنه؟

10:36.661 --> 10:37.701
‫آره، فکر کنم

10:37.701 --> 10:40.301
‫ممکنه نیاز باشه پیشنهادی که بهش میدی
‫پنج برابر بیش‌تر از بقیه باشه،

10:40.301 --> 10:43.781
‫- اما اون هم قیمتی داره
‫- قبل از سپیده‌دم حرکت می‌کنیم

10:43.781 --> 10:47.621
‫و ویلیام، یه‌کم فروتنی هم ضرری نداره

10:47.621 --> 10:49.901
‫- می‌خوای پاچه‌خواری بکنم؟
‫- نه، من نمی‌خوام کاری بکنی

10:49.901 --> 10:51.181
‫من کشتی نیاز ندارم

10:51.181 --> 10:53.341
‫منظورش اینه که با برتانی جنگ راه ننداز

10:54.981 --> 10:56.421
‫احتیاط می‌کنم، بالدوین

10:57.781 --> 10:59.981
‫- خیلی سریع اومد
‫- دقیقاً

10:59.981 --> 11:01.581
‫به حرف‌هاش اعتماد دارید؟

11:01.581 --> 11:04.221
‫خب، به حرفش اعتماد دارم که یه جلسه‌ای هست.
‫در این مورد دروغ نمیگه

11:04.221 --> 11:05.661
‫و بقیه‌ش؟

11:07.581 --> 11:10.301
‫شروع کن به جمع کردن نقره. یه عالمه

11:11.466 --> 11:14.535
‫[ لندن ]

11:27.781 --> 11:30.381
‫مورکار، اِرل مرسیا

11:34.781 --> 11:35.861
‫اِرل مورکار

11:39.301 --> 11:40.581
‫ممنون که اومدی

11:45.181 --> 11:46.741
‫پادشاه کجاست؟

11:46.741 --> 11:49.061
‫پادشاه، هارولد رو به عنوان وارث معرفی کرده

11:52.581 --> 11:53.621
‫میشه فرمان رو ببینم؟

11:55.141 --> 11:58.301
‫پادشاه هنوز اونقدر ضعیفه
‫که نمی‌تونه اسمش رو پای فرمان بنویسه

11:58.301 --> 12:01.261
‫اما من شاهد بودم،
‫و اسقف اعظم کنتربری هم شاهد بود

12:03.501 --> 12:08.861
‫خب، حالا که مشخص شد
‫مشکلی در کار نیست،

12:08.861 --> 12:11.181
‫بیاید درمورد این حرف بزنیم که چرا

12:11.181 --> 12:13.141
‫به من گفته شده فوراً بیام اینجا، خب؟

12:13.141 --> 12:16.901
‫باید بدونم که اگه دوک نورماندی
‫من رو به چالش بکشه

12:16.901 --> 12:19.501
‫کامل ازم حمایت می‌کنی یا نه

12:19.501 --> 12:22.341
‫اگه ویلیام پادشاه بشه،
‫انگلیس رو نابود می‌کنه

12:41.461 --> 12:42.781
‫آره

12:44.821 --> 12:46.141
‫آره، ازت حمایت می‌کنم

12:47.661 --> 12:49.581
‫اما باید کنترل نورتامبریا رو به من بدی

12:53.061 --> 12:54.861
‫توستیگ اِرل نورتامبریاست

12:54.861 --> 12:57.661
‫و این اِرل توستیگ کوچولو کجاست؟

12:57.661 --> 12:59.501
‫این جلسه‌ی بین سه اِرله، نه؟

12:59.501 --> 13:01.701
‫- اون رو خبر نکردی؟
‫- مراقب حرف زدنت باش

13:01.701 --> 13:04.501
‫باید کاری کنی ویلیام باور کنه
‫که وسکس، مرسیا و نورتامبریا

13:04.501 --> 13:06.221
‫همه پشت پادشاه هستن

13:08.021 --> 13:10.581
‫یعنی می‌خوای نورتامبریا ثبات داشته باشه

13:10.581 --> 13:13.381
‫کمکم رو می‌خوای؟
‫نورتامبریا رو باید بهم بدی

13:17.261 --> 13:19.821
‫خب، این یکی از درخواست‌هامه

13:22.541 --> 13:24.021
‫مارگارت؟

13:32.421 --> 13:34.101
‫خواهرم رو یادته؟

13:34.101 --> 13:35.861
‫بزرگ شده و یه زن جوان خیلی خوشگله،

13:35.861 --> 13:36.901
‫موافق نیستی؟

13:39.941 --> 13:44.141
‫خیلی زیبا و ظریفه.
‫ملکه‌ی خیلی خوبی میشه

13:48.261 --> 13:51.101
‫- من زن دارم، مورکار
‫- به سبک دانمارکی آره

13:51.101 --> 13:52.981
‫اما از چشم کلیساها هنوز مجردی

13:52.981 --> 13:55.821
‫و مارگارت هم از بچگی از تو خوشش می‌اومد.
‫مگه نه، مارگارت؟

14:02.381 --> 14:03.461
‫خب

14:17.421 --> 14:18.941
‫گون‌هیلد، برو تا ما حرف بزنیم

14:18.941 --> 14:20.541
‫هارولد!

14:20.541 --> 14:22.341
‫- خیلی شرم‌آوره!
‫- تنهامون بذار!

14:22.341 --> 14:23.941
‫همه‌تون برید

14:23.941 --> 14:24.981
‫لطفاً

14:45.981 --> 14:49.301
‫نورتامبریا رو بهت میدم.
‫اما همون هم زیادیه

14:49.301 --> 14:51.181
‫حتی کافی هم نیست

14:51.181 --> 14:53.701
‫می‌خوام هم‌خون من پادشاه انگلیس بشه،

14:53.701 --> 14:55.021
‫دقیقاً همون کاری که خانواده‌ی شما کرد

14:56.621 --> 15:00.061
‫اونطوری حتی بعد از مرگ ما هم
‫مرسیا وفادار می‌مونه

15:01.181 --> 15:02.781
‫به اون میگن صلح

15:05.461 --> 15:08.181
‫پس در آینده پسرم مگنوس
‫با دختر اول تو ازدواج می‌کنه

15:08.181 --> 15:09.581
‫برای معامله کردن اینجا نیومدم

15:09.581 --> 15:11.941
‫اگه وفاداری مرسیا رو می‌خوای
‫این وصلت باید صورت بگیره

15:11.941 --> 15:14.541
‫- نمی‌تونم با خواهرت ازدواج کنم!
‫- پس پادشاه نمیشی

15:16.101 --> 15:18.181
‫صبر کن، مورکار، بمون

15:18.181 --> 15:20.381
‫می‌دونی چه درخواستی ازم داری؟

15:20.381 --> 15:22.981
‫دوست داری جنگ بشه، مورکار؟
‫چون نتیجه‌ی این رفتارت جنگه

15:22.981 --> 15:24.781
‫یه جنگ بین ما، و شکست می‌خوری

15:24.781 --> 15:27.261
‫فکر نکنم برای جنگیدن با من
‫وقت داشته باشی، هارولد

15:27.261 --> 15:29.221
‫ویلیام داره نیروهاش رو جمع می‌کنه،

15:29.221 --> 15:31.861
‫و نمی‌تونی تا ابد وضعیت سلامتی پادشاه رو
‫ازش پنهان کنی

15:33.421 --> 15:35.541
‫کل زندگیم منتظر چنین لحظه‌ای بودم

15:37.461 --> 15:39.341
‫تا بتونم کاری کنم برای اولین بار

15:39.341 --> 15:40.941
‫وسکس مجبور به اطاعت از مرسیا بشه

15:42.621 --> 15:45.061
‫به نظرت الان که می‌دونم شکست نمی‌خورم
‫حاضرم از خواسته‌هام عقب‌نشینی کنم؟

15:47.301 --> 15:50.941
‫- باید همین‌الان بُکُشمت
‫- اما نمی‌کُشیم

15:50.941 --> 15:52.221
‫پس انتخاب کن

16:06.901 --> 16:09.501
‫هارولد، اصلاً می‌شنوی داری چی میگی؟

16:09.501 --> 16:11.741
‫نمی‌تونی با خواهر مورکار ازدواج کنی

16:12.861 --> 16:16.021
‫پس مورکار دشمنم میشه
‫و درگیر جنگ داخلی می‌شیم

16:17.181 --> 16:19.261
‫اونطوری ویلیام فقط باید
‫از شرایط بهترین استفاده رو بکنه

16:19.261 --> 16:22.941
‫- مورکار واقعاً اونقدر احمقه؟
‫- پدرش که بود

16:22.941 --> 16:26.101
‫یه خوک کثیف بود که
‫همه رو به چشم جایزه می‌دید

16:26.101 --> 16:29.461
‫مورکار احمق نیست. می‌دونه
‫که نمی‌تونیم با مرسیا وارد جنگ بشیم

16:29.461 --> 16:32.221
‫مخصوصاً الان. و برای همین
‫مارگارت تنها گزینه‌ست

16:32.221 --> 16:36.261
‫هارولد، من با مردی ازدواج کردم
‫که ازم متنفر بود

16:36.261 --> 16:38.061
‫زندگی مارگارت رو جهنم می‌کنی

16:39.941 --> 16:41.501
‫می‌دونم

16:41.501 --> 16:45.101
‫نباید بقیه فکر کن تو
‫بازیچه‌ی دست مرسیا هستی

16:45.101 --> 16:47.661
‫اگه ویلیام حمله کنه، همه‌ی اروپا
‫به تو چشم می‌دوزن

16:47.661 --> 16:49.861
‫و اگه ببینن دست‌نشانده‌ی یه نفر دیگه هستی،

16:49.861 --> 16:52.661
‫باید تا آخر عمرت اون بدنامی رو تحمل کنی

16:52.661 --> 16:55.781
‫و اگه با مارگارت ازدواج نکنم،
‫مرسیا دشمن‌مون میشه

16:55.781 --> 16:57.341
‫و ویلیام حمله می‌کنه

16:57.341 --> 16:58.581
‫و همه‌مون می‌میریم

17:00.141 --> 17:01.381
‫همه‌مون

17:03.341 --> 17:05.821
‫به پدر قول دادم
‫که از همه‌مون محافظت می‌کنم

17:05.821 --> 17:07.141
‫و ایدت چی؟

17:07.141 --> 17:10.341
‫و قدرت خودت و خانواده‌ی گادوین
‫و وسکس چی؟

17:10.341 --> 17:13.261
‫به‌خاطر اون قول
‫حاضری همسرت رو فدا کنی؟

17:15.701 --> 17:17.941
‫این وصلت واقعاً اینقدر ارزش داره؟

17:22.836 --> 17:26.571
‫[ نورتامبریا ]

17:31.587 --> 17:32.621
‫سلام؟

17:47.461 --> 17:48.581
‫من باهاش حرف می‌زنم

17:55.181 --> 17:56.261
‫توستیگ؟

18:12.901 --> 18:13.981
‫توستیگ؟

18:23.981 --> 18:25.421
‫ایدت، اینجا چیکار می‌کنی؟

18:27.181 --> 18:29.741
‫- هارولد هم اومده؟
‫- هارولد توی لندنه

18:29.741 --> 18:32.941
‫چون چندین ماه بود خبری
‫ازت نشنیده بودیم اومدیم اینجا

18:32.941 --> 18:34.261
‫جودیت کجاست؟

18:37.541 --> 18:39.221
‫چرا هارولد ما رو فرستاد اینجا؟

18:42.061 --> 18:44.821
‫نمی‌فهمم. هارولد تو رو اِرل اینجا کرد
‫چون بهت ایمان داره

18:44.821 --> 18:48.581
‫وقتی بهم نیاز داشت من رو اِرل کرد
‫و بعدش تنهام گذاشت

18:50.221 --> 18:53.221
‫از بچگی همیشه حمایتش کردم

18:53.221 --> 18:58.181
‫ولی تنها باری که ازش کمک خواستم
‫و بهش نیاز داشتم، خبری ازش نشد

18:59.261 --> 19:01.821
‫چه کمکی؟ درمورد چی
‫حرف می‌زنی، توستیگ؟

19:01.821 --> 19:03.141
‫پیغام فرستادم به لندن

19:05.181 --> 19:07.541
‫اصلاً پیغامت به ما نرسیده.
‫توی نورماندی بودیم

19:13.621 --> 19:15.141
‫جودیتم مُرده

19:17.261 --> 19:19.301
‫مُرده. سعی کردم گرم نگهش دارم

19:20.821 --> 19:22.341
‫بچه زود به دنیا اومد

19:25.541 --> 19:26.621
‫و بعدش هم گریه‌ش متوقف شد

19:28.541 --> 19:30.501
‫دیگه گریه نکرد.
‫می‌خواست بره پیش مامانش

19:31.741 --> 19:32.901
‫سعی کردم جودیت رو گرم نگه دارم

19:37.821 --> 19:41.581
‫اوه، توستیگ، خیلی متاسفم

19:45.261 --> 19:46.901
‫چرا هارولد فرستادت اینجا؟

19:48.501 --> 19:51.181
‫چی شده؟ چی؟ چی؟

19:52.501 --> 19:55.581
‫پادشاه اِدوارد مُرده
‫و هارولد رو به عنوان وارث معرفی کرده

20:10.581 --> 20:14.221
‫اون تاج‌وتخت، اون تاج‌وتخت کوفتی

20:14.221 --> 20:16.461
‫گوش کن. حالت خوب نیست

20:16.461 --> 20:18.381
‫نه، همه چیز برام مشخصه!

20:23.221 --> 20:25.981
‫می‌دونی سووِین کجاست؟

20:25.981 --> 20:27.981
‫میره به سمت سرزمین مقدس

20:27.981 --> 20:30.981
‫نه، سووِین مُرده. مُرده.
‫اون رو کُشتن

20:30.981 --> 20:33.661
‫- چرا این حرف رو می‌زنی؟
‫- چون یه نفر بهم گفت

20:35.581 --> 20:37.861
‫دوست‌هام توی مرسیا خبردار شدن، ایدت

20:39.981 --> 20:41.061
‫بخونش

20:42.381 --> 20:43.661
‫برام نامه نوشتن

20:47.981 --> 20:49.061
‫سووِین مُرده

20:50.221 --> 20:51.941
‫مثل جودیت و پسرم

20:56.301 --> 20:58.301
‫نمی‌دونم بدون اون چه جور آدمی‌ام، ایدت

21:02.341 --> 21:04.301
‫نمی‌دونم کدوم بخش‌هایی
‫از وجودم هنوز زنده‌ان

21:04.301 --> 21:05.661
‫و کدوم بخش‌هایی در کنار جودیت مُردن

21:10.261 --> 21:12.381
‫امکان داره یه مرد اینطور زنده باشه؟

21:12.381 --> 21:13.861
‫گوش کن

21:13.861 --> 21:16.261
‫من می‌دونم تو دقیقاً کی هستی

21:16.261 --> 21:18.181
‫تو توستیگ گادوینسون هستی

21:19.541 --> 21:22.421
‫تو مردی هستی که هر وقت خودم رو
‫توی این خانواده گم می‌کردم

21:22.421 --> 21:24.341
‫با حرف‌های قشنگت آرومم می‌کردی

21:24.341 --> 21:28.141
‫و وقتی به یه دوست احتیاج داشتم
‫همیشه کنارم بودی

21:28.141 --> 21:31.021
‫پاشو. تو اونطور آدمی هستی

21:31.021 --> 21:36.621
‫وفادار و مهربون هستی
‫و هنگام سوگ و غم شجاعی

21:38.261 --> 21:39.901
‫بشین

21:39.901 --> 21:43.461
‫من از اول می‌دونستم
‫تو چه جور آدمی هستی

21:43.461 --> 21:46.301
‫و هنوزم اون مرد رو مقابل چشم‌هام می‌بینم

21:46.301 --> 21:47.821
‫نه

21:50.301 --> 21:51.621
‫ایدت، خیلی متاسفم

21:54.341 --> 21:57.061
‫اشکالی نداره، توستیگ.
‫می‌دونم الان خودت نیستی

21:57.061 --> 21:59.941
‫- می‌دونم به‌خاطر جودیت کمرت شکسته
‫- من اول دیدمت، ایدت

22:01.821 --> 22:03.341
‫من اول دوستت داشتم

22:06.861 --> 22:09.541
‫اما هارولد تو رو گرفت.
‫همونطور که سووِین رو گرفت

22:09.541 --> 22:11.221
‫همونطور که ما رو فرستاد اینجا تا بمیریم

22:16.901 --> 22:19.541
‫گوش کن. من به این خانواده وفادارم

22:19.541 --> 22:21.661
‫می‌تونم اِرل خوبی باشم.
‫جودیت همیشه بهم می‌گفت

22:21.661 --> 22:22.901
‫می‌تونی بهم اعتماد کنی

22:24.141 --> 22:25.941
‫اما به هارولد اعتماد نکن

22:27.901 --> 22:29.341
‫بهت خیانت می‌کنه

22:31.061 --> 22:33.781
‫به همه‌مون خیانت می‌کنه

22:42.545 --> 22:45.545
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

23:37.901 --> 23:41.061
‫هارولد، اِرل وسکس،

23:41.061 --> 23:43.821
‫بانو مارگارت از مرسیا رو

23:43.821 --> 23:45.941
‫به همسری می‌پذیری

23:45.941 --> 23:49.501
‫و در پیشگاه خدا
‫و در حضور این شاهدها تعهد میدی

23:49.501 --> 23:54.741
‫که حامی و مدافع اون باشی،
‫و بهش احترام بذاری و نگهدارش باشی؟

23:57.861 --> 23:58.941
‫بله

24:14.581 --> 24:22.390
‫بانو مارگارت از مرسیا
‫هارولد، اِرل وسکس رو به همسری می‌پذیری،

24:22.391 --> 24:24.941
‫و در پیشگاه خدا

24:24.941 --> 24:27.181
‫و در حضور این شاهدها تعهد میدی...

24:34.701 --> 24:37.181
‫توستیگ معتقده سووِین مُرده

24:37.181 --> 24:40.101
‫تامس، معتقده هارولد بهش خیانت کرده

24:40.101 --> 24:42.821
‫الان ناراحته. دیدی اوضاعش چطور بود

24:42.821 --> 24:45.221
‫- عقلش سر جاش نیست
‫- به همین سادگی نیست

24:46.741 --> 24:48.621
‫هر سمی که توی مغزش هست،

24:48.621 --> 24:51.581
‫از هارولد یه آدم وحشتناک ساخته

24:51.581 --> 24:54.181
‫که مسئول دردسرهاییه
‫که اینجا توی نورتامبریا باهاشون مواجه شده

24:55.861 --> 24:57.621
‫به نظرم هارولد باید بیاد اینجا

24:57.621 --> 24:59.242
‫توستیگ تا حقیقت رو
‫توی چشم‌های هارولد نبینه

24:59.243 --> 25:00.541
‫هیچ چیز رو باور نمی‌کنه

25:00.541 --> 25:02.341
‫هر چقدر که ممکنه آدم بذار پیشش

25:02.341 --> 25:05.661
‫بهشون بگو چطور به توستیگ کمک کنن
‫تا وظیفه‌ش رو انجام بده

25:05.661 --> 25:09.501
‫خودمون برمی‌گردیم به لندن
‫و به هارولد قضیه رو می‌گیم

25:09.501 --> 25:11.101
‫هارولد می‌دونه باید چیکار کنه

25:11.101 --> 25:12.941
‫باید با توستیگ خداحافظی کنم

25:17.181 --> 25:18.261
‫واقعاً؟

25:19.421 --> 25:20.501
‫آره

25:22.381 --> 25:23.501
‫من بهش باور دارم

25:25.381 --> 25:26.821
‫اگه خودش بیاد اینجا،
‫به حرف‌هاش گوش میدی؟

25:36.661 --> 25:39.181
‫محافظ‌های من اینجا می‌مونن
‫و ازت محافظت می‌کنن

25:41.061 --> 25:42.141
‫ممنون، ایدت

25:47.941 --> 25:49.341
‫کاش مجبور نبودی بری

25:52.741 --> 25:54.621
‫با هارولد برمی‌گردم

25:54.621 --> 25:56.541
‫فقط خودمون. بدون هیچ مزاحمی

25:59.701 --> 26:00.781
‫مراقبت هستن

26:02.181 --> 26:03.941
‫بهت قول میدم، در امانی

26:28.821 --> 26:29.941
‫مورکار؟

26:31.301 --> 26:33.821
‫- چه خبره؟
‫- داریم برمی‌گردیم به مرسیا

26:35.701 --> 26:38.341
‫- همه‌تون؟
‫- چه انتظاری داشتی؟

26:40.581 --> 26:41.981
‫فکر می‌کردم یه نفر...

26:44.141 --> 26:46.621
‫نمی‌دونستم قراره اینجا تنها بمونم

26:51.821 --> 26:54.021
‫الان زن هارولد هستی، مارگارت

26:55.141 --> 26:56.501
‫ملکه‌ش میشی

26:58.341 --> 27:00.501
‫کاری کردی ازم متنفر بشه

27:02.421 --> 27:04.581
‫باید ملکه بشی.
‫فقط همین مهمه

27:04.581 --> 27:05.621
‫می‌فهمی؟

27:09.741 --> 27:13.741
‫اگه نقش‌مون رو بازی نکنیم،
‫چه اتفاقی می‌افته؟

27:16.621 --> 27:18.981
‫چه اتفاقی می‌افته؟

27:22.901 --> 27:24.581
‫عواقبی داره

27:26.861 --> 27:29.421
‫عواقبی داره. خوبه

27:35.981 --> 27:37.941
‫دوستت دارم، خواهر

27:39.941 --> 27:41.181
‫یادت بمونه

28:10.501 --> 28:12.021
‫قضیه چیه، بالدوین؟

28:12.021 --> 28:15.061
‫می‌خوام برای تو و نوه‌ام
‫یه غذای شاهکار درست کنم

28:15.061 --> 28:17.701
‫رزماری دارم،

28:17.701 --> 28:22.541
‫ولی پیاز کوهی و مریم‌گلی پیدا نمی‌کنم

28:22.541 --> 28:25.661
‫فکر کنم رابرت برای خوردن
‫آزمایش‌های آشپزیت یه‌کم کوچیکه

28:25.661 --> 28:29.381
‫آزمایش؟ سه سالت که بود
‫گوشت رو از روی استخون می‌خوردی

28:30.941 --> 28:33.501
‫چرا اینقدر مشتاقانه به ویلیام کمک می‌کنی
‫که کشتی‌ها رو بگیره؟

28:33.501 --> 28:35.861
‫اگه بتونیم انگلیس رو
‫به اتحادمون اضافه کنیم،

28:35.861 --> 28:37.941
‫تبدیل به قدرتمندترین خانواده‌ی اروپا می‌شیم

28:39.621 --> 28:42.861
‫تو هیچوقت کوچیک‌ترین علاقه‌ای
‫به انگلیس نشون ندادی

28:42.861 --> 28:45.341
‫مگه جودیت رو به اشراف‌شون ندادم؟

28:46.501 --> 28:48.301
‫آره. و اگه ویلیام حمله کنه،

28:48.301 --> 28:50.621
‫جودیت میشه همسر برادر دشمن ویلیام

28:50.621 --> 28:54.221
‫خب، پس در هر صورتی
‫من طرف تیم برنده‌ام

28:56.181 --> 28:57.261
‫نظرت چیه؟

28:58.541 --> 29:02.861
‫- چغندر و کرفس
‫- به نظرم حق نداری تشویقش کنی

29:02.861 --> 29:05.301
‫مگه خودت همین کار رو نمی‌کنی؟

29:05.301 --> 29:08.221
‫چرا منتظری اون شعله خاموش بشه؟

29:08.221 --> 29:12.621
‫به نظرم نقشه‌ی ویلیام
‫برای حمله کردن خیلی خوبه

29:15.541 --> 29:18.061
‫- موقع شام می‌بینمت
‫- پیاز توی غذا نریزی

29:18.061 --> 29:19.421
‫کی بزرگت کرده؟

29:24.415 --> 29:28.015
‫[ برتانی ]

29:41.301 --> 29:43.101
‫کشتی‌هام رو می‌خوای؟

29:43.101 --> 29:47.661
‫من می‌خوام بین‌مون صلح باشه،
‫چیزیه که به نفع همه‌ست

29:47.661 --> 29:48.981
‫کشتی‌هام رو می‌خوای

29:51.581 --> 29:55.381
‫چیزی رو می‌خواد که مال خودش نیست،
‫مگه نه، آلن؟

29:55.381 --> 29:56.461
‫آره، پدر

29:57.901 --> 30:01.221
‫پسرم هم همینطور بود.
‫چیزی رو می‌خواست که مال خودش نبود

30:02.941 --> 30:06.781
‫ولی می‌خواست به‌خاطرش
‫من رو سرنگون کنه

30:11.021 --> 30:13.221
‫نشونش بده چقدر موفق بودی، آلن

30:20.301 --> 30:21.661
‫پسر خودم

30:23.581 --> 30:24.781
‫باورت میشه؟

30:26.101 --> 30:30.221
‫حالا زمانی بارون میشه که... آلن،
‫گفتم کِی می‌تونی بارون بشی؟

30:30.221 --> 30:31.661
‫با صدای بلند بگو!

30:34.061 --> 30:35.661
‫وقتی دستم دوباره دربیاد

30:37.581 --> 30:39.101
‫وقتی دستش دربیاد

30:40.341 --> 30:41.421
‫عالیه

30:42.701 --> 30:47.181
‫حرف بزن دیگه، نورماندی.
‫اومدی یه پیشنهادی بدی

30:47.181 --> 30:48.261
‫پس پیشنهاد بده

30:53.101 --> 30:54.221
‫برات نقره آوردم

30:56.261 --> 30:58.541
‫ارزشش دوبرابر کل ناوگانته

30:58.541 --> 31:01.141
‫چرا باید قدرتم رو بفروشم بهت؟

31:02.701 --> 31:04.861
‫مگه چه جور احمقی هستم؟

31:06.261 --> 31:10.141
‫بالدوین از فلاندرز بهم گفت
‫آماده‌ای با هم مذاکره کنیم

31:10.141 --> 31:13.581
‫برای همین اومدم اینجا.
‫چون قبول کردی یه جلسه برگزار کنیم

31:13.581 --> 31:15.021
‫من نقره‌هات رو نمی‌خوام

31:15.021 --> 31:17.621
‫اگه ناوگانم رو بهت بفروشم
‫و تو توی انگلیس شکست بخوری،

31:17.621 --> 31:21.741
‫اونوقت هارولد دشمنم میشه.
‫خیلی خطرناکه

31:21.741 --> 31:27.341
‫پس فقط به یه قیمت
‫ناوگانم رو بهت میدم

31:28.821 --> 31:30.581
‫و اون قیمت چیه؟

31:33.981 --> 31:35.061
‫نورماندی

31:36.381 --> 31:38.421
‫قیمت من اینه

31:38.421 --> 31:41.861
‫برای اینکه پادشاه انگلیس بشی،

31:41.861 --> 31:43.701
‫باید نورماندی رو بدی به من

31:45.741 --> 31:46.941
‫نگاهش کن، آلن

31:48.861 --> 31:50.701
‫درست شبیه خودت شده، نه؟

31:50.701 --> 31:53.941
‫چون فقط وقتی نورماندی رو بهم میده
‫که دست تو دراومده باشه

31:56.461 --> 32:00.061
‫و اون موقع صاحب کشتی‌های من میشه

32:04.821 --> 32:05.901
‫نصیحت من رو می‌خوای؟

32:10.101 --> 32:11.181
‫نقره‌ها رو قبول کن

32:31.901 --> 32:32.981
‫چی شده؟

32:34.981 --> 32:36.061
‫سووِین مُرده

32:44.141 --> 32:45.501
‫چطور؟

32:45.501 --> 32:48.581
‫توی یه می‌خونه توی فرانسه
‫موقع دعوا کشته شده

32:50.301 --> 32:51.501
‫امروز صبح بهمون خبر دادن

32:52.621 --> 32:55.261
‫گیتا، خیلی متاسفم

32:57.941 --> 32:59.821
‫اصلاً انتظار نداشتم سووِین برگرده

33:03.701 --> 33:05.501
‫درمورد توستیگ برام بگو

33:07.261 --> 33:08.621
‫بگو حال توستیگ چطوره

33:13.061 --> 33:14.181
‫جودیت مُرده

33:26.341 --> 33:27.421
‫و بچه‌ش؟

33:29.941 --> 33:31.021
‫متاسفم

33:40.221 --> 33:44.061
‫- اما توستیگ... زنده‌ست؟
‫- آره

33:45.741 --> 33:48.861
‫پس باید برگرده خونه، هارولد.
‫برگردونش به خونه

33:53.861 --> 33:54.941
‫باشه

34:01.261 --> 34:03.021
‫مگنوس. ایسترید

34:05.661 --> 34:06.981
‫سلام!

34:09.901 --> 34:11.821
‫ایسترید

34:11.821 --> 34:12.981
‫مامانی!

34:15.741 --> 34:18.061
‫- ایدت؟
‫- خیلی دلم برات تنگ شده بود!

34:18.061 --> 34:21.741
‫- ایدت؟
‫- هارولد، باید بری به نورتامبریا

34:21.741 --> 34:23.821
‫توستیگ داغون شده

34:25.661 --> 34:29.541
‫برای به دست آوردن حمایت مورکار
‫مجبور شدم نورتامبریا رو بدم بهش

34:30.741 --> 34:32.741
‫الان دیگه مورکار اِرل نورتامبریاست

34:32.741 --> 34:35.021
‫از قبل چند نفر رو فرستادم
‫که توستیگ رو بیارن خونه

34:35.021 --> 34:37.821
‫وای، خدا، هارولد، نه،
‫باید جلوشون رو بگیری

34:37.821 --> 34:39.461
‫خودت گفتی.
‫باید برگردونمش خونه،

34:39.461 --> 34:40.541
‫باید باهاش حرف بزنم

34:40.541 --> 34:42.541
‫بهش قول دادم که فقط
‫من و تو می‌ریم سراغش

34:42.541 --> 34:45.061
‫عقل توستیگ الان سر جاش نیست.
‫ممکنه اشتباه برداشت کنه

34:45.061 --> 34:48.181
‫- هارولد، بچه‌ها رو ببرم؟
‫- «هارولد»؟

34:50.061 --> 34:52.221
‫تو کی هستی؟

34:52.221 --> 34:53.421
‫من مارگارت‌ام

34:56.261 --> 34:57.541
‫می‌شناسمت

34:59.541 --> 35:00.901
‫خواهر مورکاری

35:06.701 --> 35:08.021
‫ما ازدواج کردیم

35:16.901 --> 35:20.061
‫یک‌شنبه‌ی هفته‌ی قبل
‫توی کلیسا ازدواج کردیم

35:27.021 --> 35:28.821
‫مارگارت، بچه‌ها رو ببر پیش مادربزرگشون

35:28.821 --> 35:30.781
‫نه، دست به بچه‌ها نزن

35:30.781 --> 35:32.901
‫می‌خوای وقتی داریم اینطوری
‫با هم حرف می‌زنیم، اینجا باشن؟

35:34.421 --> 35:35.741
‫مارگارت

35:39.741 --> 35:41.821
‫- چاره‌ی دیگه‌ای نداشتم
‫- چاره‌ای نداشتی!

35:41.821 --> 35:43.181
‫مورکار چاره‌ی دیگه‌ای بهم نداد

35:43.181 --> 35:45.461
‫یا باید با خواهرش ازدواج می‌کردم،
‫یا مرسیا دشمن‌مون میشد

35:45.461 --> 35:46.901
‫نمی‌تونستم خطر کنم،

35:46.901 --> 35:49.701
‫پس... باید باهاش به توافق می‌رسیدم

35:49.701 --> 35:51.781
‫توافق؟ این اسم رو روش گذاشتی؟

35:51.781 --> 35:54.181
‫آره، یه توافقه. چیز بیش‌تری نیست

35:54.181 --> 35:56.974
‫- فرقی برای ما نداره
‫- هارولد...

35:56.975 --> 36:00.741
‫گوش کن، قسم می‌خورم
‫که تو از همه برام مهم‌تری

36:00.741 --> 36:02.621
‫تو تنها زنی هستی که دوستش دارم

36:02.621 --> 36:04.821
‫هر کاری که مجبور بودم انجام بدم،
‫خارج از زندگی خودمونه

36:04.821 --> 36:06.341
‫خارج از این رابطه‌ست. من...

36:06.341 --> 36:08.981
‫- مجبور بودم
‫- بچه‌هامون رو بیچاره کردی

36:08.981 --> 36:10.461
‫مگنوس هنوز هم وارث منه

36:10.461 --> 36:14.981
‫الان اون رو تبدیل به یه هدف کردی.
‫چطور متوجه نیستی؟

36:14.981 --> 36:17.741
‫مورکار توی اولین فرصت اون رو می‌کُشه

36:17.741 --> 36:22.501
‫- تا هم‌خون خودش پادشاه بشه
‫- من پادشاه میشم. من پادشاه میشم

36:22.501 --> 36:26.101
‫الان دیگه من مورکار رو کنترل می‌کنم
‫و این شرایط هم تحت کنترل منه

36:29.981 --> 36:32.141
‫هارولد، تو سووِین رو کُشتی؟

36:37.661 --> 36:39.741
‫حق با توستیگ بود

36:39.741 --> 36:42.421
‫هر کاری که می‌کنم برای خودمونه،
‫برای این خانواده‌ست

36:42.421 --> 36:44.581
‫برای محافظت از این خانواده‌ست.
‫باید درک کنی

36:44.581 --> 36:47.701
‫- لطفاً. لطفاً. ایدت. اید...
‫- همه چیز رو خراب کردی!

36:47.701 --> 36:50.741
‫- چه چاره‌ی دیگه‌ای داشتم؟
‫- تو یه مَردی

36:50.741 --> 36:53.941
‫همیشه یه چاره‌ی دیگه داری.
‫من کسی‌ام که هیچ چاره‌ای ندارم

36:53.941 --> 36:56.821
‫و دخترت هیچ چاره‌ای نداره. اما تو؟

36:56.821 --> 36:59.541
‫تو می‌تونی هر چیزی
‫و هر کسی که می‌خوای رو به دست بیاری

36:59.541 --> 37:01.901
‫تو، هارولد. بهم دست نزن!

37:03.181 --> 37:05.884
‫بین این همه انتخاب که داشتی،
‫تاج‌وتخت رو انتخاب کردی

37:06.436 --> 37:07.781
‫خدا به داد همه‌مون برسه، هارولد،

37:07.781 --> 37:10.661
‫چون فقط خدا می‌دونه اون تاج‌وتخت
‫دارن تو رو به چه جور آدمی تبدیل می‌کنن

37:31.101 --> 37:32.141
‫بیا داخل

37:34.661 --> 37:37.781
‫سرورم. این مرد از لندن اومده

37:37.781 --> 37:40.821
‫- هارولد و ایدت همراهشن؟
‫- نه، سرورم، تنها اومده

37:44.781 --> 37:45.861
‫بگو بیاد داخل

38:06.221 --> 38:08.741
‫- سرورم توستیگ، از طرف برادرتون یه پیغام دارم
‫- صبر کن

38:18.741 --> 38:19.821
‫تنهاییم

38:21.381 --> 38:23.341
‫هارولد تو رو فرستاده؟

38:23.341 --> 38:25.501
‫سرورم،

38:25.501 --> 38:27.861
‫برادرتون با ناراحتی بهتون اطلاع میدن
‫که باید از مسئولیت‌تون

38:27.861 --> 38:30.381
‫به عنوان اِرل نورتامبریا کنار گذاشته بشید

38:30.381 --> 38:33.261
‫دیگه اینجا به خدمات شما نیازی ندارن

38:33.261 --> 38:37.061
‫- به چه دلیل؟
‫- اِرل مورکار الان اِرل نورتامبریاست

38:37.061 --> 38:40.021
‫من اومدم شما رو تا لندن همراهی کنم
‫و صحیح‌وسالم به برادرتون برگردونم‌تون

38:46.181 --> 38:47.981
‫- کِی؟
‫- فوراً

38:59.661 --> 39:01.221
‫توستیگ!

39:01.221 --> 39:02.621
‫توستیگ، اونجا چه خبره؟

39:05.181 --> 39:06.741
‫توستیگ!

39:06.741 --> 39:09.400
‫در رو باز کن!
‫یالا، کمکم کن.

39:09.401 --> 39:10.691
‫در رو باز کن!

39:14.221 --> 39:17.341
‫توستیگ، حرف بزن! در رو باز کن!

39:17.341 --> 39:19.861
‫نه، جاسوس‌هام تایید کردن

39:19.861 --> 39:21.301
‫و فکر کنم تو هم می‌دونستی

39:22.901 --> 39:25.501
‫چرا به ویلیام نگفتی؟

39:25.501 --> 39:28.821
‫- خب، مطمئن نبودم
‫- نه. پدر، تو فقط به‌خاطر مطمئن نبودن

39:28.821 --> 39:30.421
‫یه موضوع رو مخفی نمی‌کنی

39:31.901 --> 39:35.101
‫- چرا به ویلیام نگفتی؟
‫- چی رو به ویلیام نگفته؟

39:37.901 --> 39:39.381
‫پادشاه اِدوارد توی بستر مرگه

39:40.421 --> 39:42.261
‫هارولد با بقیه‌ی اِرل‌ها مشورت کرده،

39:42.261 --> 39:44.981
‫و همین‌الان داره جایگاهش رو محکم می‌کنه

39:44.981 --> 39:46.181
‫وقتی پادشه بشه،

39:46.181 --> 39:47.781
‫کل کشور ازش حمایت می‌کنن

39:50.341 --> 39:54.261
‫اودو، همونطوره که فکر می‌کردیم.
‫بارون‌ها رو احضار کن،

39:54.261 --> 39:56.261
‫بگو تجهیزات و نیروهاشون رو هم بیارن

39:57.661 --> 39:59.461
‫باشه. پیگیری می‌کنم

40:03.581 --> 40:06.981
‫به سربازهام دستور میدم
‫که اردوگاهی توی ساحل آماده کنن

40:06.981 --> 40:08.421
‫اونقدر بزرگ باشه که
‫‏۴ تا لشکر توش جا بشن

40:08.421 --> 40:11.821
‫- ویلیام، کشتی‌های برتانی رو گرفتی؟
‫- هنوز نه

40:11.821 --> 40:13.661
‫پس هارولد دست برتر رو داره

40:14.941 --> 40:16.581
‫هارولد تاج‌گذاری کرده؟

40:18.581 --> 40:21.941
‫- جاسوس‌هات اینطور گفتن؟
‫- نه، هنوز پادشاه نشده

40:23.021 --> 40:25.181
‫پس همونقدر که زمان دشمن منه،
‫دشمن اون هم هست

40:25.181 --> 40:26.621
‫و حق با توئه، ویلیام

40:26.621 --> 40:29.381
‫اون ساکسون حرومزاده
‫حق نداره تاج‌وتخت تو رو ببره

40:30.941 --> 40:32.341
‫من اون کشتی‌ها رو برات جور می‌کنم

40:35.981 --> 40:37.061
‫امشب میرم

40:44.381 --> 40:47.181
‫قصد نداره اون کشتی‌ها رو برات جور کنه

40:47.181 --> 40:49.221
‫- پس چرا اینجاست؟
‫- چون نمی‌خواد تو پیروز بشی

40:49.221 --> 40:50.301
‫متوجه نیستی؟

40:51.501 --> 40:52.981
‫قضیه درمورد پدرت نیست

40:53.981 --> 40:56.541
‫ویلیام، لطفاً ارتشی تشکیل نده
‫که باعث بشه قدرت‌مون

40:56.541 --> 41:00.381
‫- و نیّات‌مون برای دشمنانمون آشکار بشن
‫- تمام اروپا نیّات من رو می‌دونن

41:01.381 --> 41:02.941
‫دیگه راه برگشتی وجود نداره

41:06.501 --> 41:08.501
‫باید به سرعت آماده بشیم

41:14.581 --> 41:17.421
‫ویلیام، لطفاً گوش بده.
‫فقط سعی دارم کمکت کنم

41:17.421 --> 41:19.741
‫پدرت کسیه که داره سعی می‌کنی
‫بهم کمک کنه

41:19.741 --> 41:22.901
‫- به نظرت دلیلش چیه؟
‫- خب، مشخصاً یه چیزی می‌خواد

41:22.901 --> 41:25.741
‫آره. و اگه همین‌الان بهت نمیگه
‫چه چیزی می‌خواد

41:25.741 --> 41:28.781
‫به‌خاطر اینه که می‌دونه
‫ما حاضر نیستیم اون رو بهش بدیم

41:28.781 --> 41:31.501
‫چرا همه‌ی کارهام رو تضعیف می‌کنی؟

41:31.501 --> 41:34.501
‫- نمی‌خوام تضعیفت کنم
‫- چرا، می‌خوای

41:34.501 --> 41:37.341
‫- فکر می‌کنی به حرف‌هات گوش نمیدم
‫- چون گوش نمیدی

41:37.341 --> 41:39.781
‫گوش میدم. فقط باهات مخالفم

41:39.781 --> 41:41.581
‫ویلیام، تو علناً پادشاهی انگلیس رو ادعا کردی،

41:41.581 --> 41:43.101
‫و حالا با غرور داری اون ادعا رو تقویت می‌کنی

41:43.101 --> 41:44.981
‫چرا قبول نمی‌کنی این حمله رو

41:44.981 --> 41:48.021
‫- از دیدگاه من ببینی؟
‫- اما همونطور می‌بینمش. معلومه

41:48.021 --> 41:49.981
‫- کی تو رو بهتر از من می‌شناسه؟
‫- پس محض رضای خدا،

41:49.981 --> 41:52.541
‫- چرا ازم حمایت نمی‌کنی؟
‫- چون نمی‌خوام بمیری!

41:56.981 --> 41:58.101
‫واقعاً فکر می‌کنی قراره بمیرم؟

41:59.341 --> 42:02.021
‫پدرم اینطور فکر می‌کنه.
‫همین برای ترسیدن من کافیه

42:05.061 --> 42:06.261
‫هیچی تو رو نمی‌ترسونه

42:07.821 --> 42:08.901
‫می‌تونم کمکت کنم

42:09.901 --> 42:11.381
‫می‌تونیم با هم برنامه‌ریزی کنیم

42:11.381 --> 42:13.261
‫اما باید صبر کنی

42:16.341 --> 42:17.421
‫نمی‌تونم

42:18.621 --> 42:20.021
‫من رو می‌شناسی، نمی‌تونم

42:21.061 --> 42:23.221
‫نمی‌تونم بذارم هارولد تاج‌وتختم رو ببره

42:26.461 --> 42:27.581
‫پس اگه کشتی‌هات رو به دست آوردی،

42:27.581 --> 42:29.421
‫ازت می‌خوام به کسایی
‫که اینجا می‌مونن دستور بدی

42:29.421 --> 42:31.981
‫تا به رابرت به عنوان دوک نایب

42:31.981 --> 42:33.861
‫و من به عنوان محافظ نورماندی
‫سوگند وفاداری یاد کنن

42:35.421 --> 42:36.581
‫قدرت رو بدم به تو؟

42:38.661 --> 42:40.101
‫قدرت کافی برای محافظت از خودمون

42:45.221 --> 42:48.021
‫اگه تو کشتی به دست بیاری،
‫تمام دنیا دگرگون میشه

42:52.741 --> 42:54.141
‫نظرت عوض میشه؟

42:58.861 --> 43:00.021
‫مثل نظر تو، نظر منم عوض نمیشه

43:22.261 --> 43:26.541
‫قسم می‌خوری که دزدی
‫و همه‌ی اعمال ناشایست رو منع کنی

43:26.541 --> 43:29.661
‫و وعده میدی که در تمام مسائل
‫و اختلافاتی که پیش تو آورده میشن

43:29.661 --> 43:31.941
‫عدالت و رحمت رو اجرا کنی؟

43:31.941 --> 43:33.901
‫به خدای متعال قسم می‌خورم

44:07.941 --> 44:12.181
‫در پیشگاه خدا شاهد باشید، پادشاه هارولد،

44:12.181 --> 44:16.021
‫پادشاه مسلم شما،
‫و ملکه مارگارت

44:19.941 --> 44:23.301
‫- اراده‌ی او...
‫- اعلی‌حضرت، یه تهاجمی صورت گرفته

44:24.301 --> 44:26.701
‫کجای ساحل؟ ویلیام از کجا حمله کرده؟

44:26.701 --> 44:27.781
‫ویلیام نیست

44:28.901 --> 44:30.541
‫تهاجم توی شمال رخ داده

44:30.541 --> 44:34.101
‫- زنده باد پادشاه!
‫- زنده باد پادشاه!

44:37.503 --> 44:41.841
‫[ نورتامبریا ]

44:43.661 --> 44:45.421
‫من اونقدر ملت‌های زیادی رو نابود کردم

44:45.421 --> 44:48.941
‫و پادشاه‌های زیادی رو کشتم
‫که آمارش از دست تاریخ هم در رفته

44:48.941 --> 44:52.181
‫پس بهم بگو، حشره‌ی ساکسون،

44:52.181 --> 44:55.781
‫چرا باید زنده نگهت دارم؟

44:55.781 --> 44:57.981
‫تو به چه درد پادشاه هاردرادا می‌خوری؟

45:08.461 --> 45:09.701
‫من برادر هارولد هستم

45:12.746 --> 45:17.746
‫ترجمه از «امــیــررضــا»

45:17.747 --> 45:22.747
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

45:22.748 --> 45:37.748
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
