WEBVTT

00:00.022 --> 00:10.022
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:13.461 --> 00:15.781
‫اصلاً خوب نیست

00:15.781 --> 00:17.541
‫شایعات حقیقت دارن

00:19.461 --> 00:22.701
‫سووِین بیرون از اورلئان
‫از دست محافظانش فرار کرده

00:22.701 --> 00:25.021
‫توی فرانسه مخفی شده

00:27.221 --> 00:30.581
‫اگه داره علیه شما ارتشی جمع می‌کنه،
‫داره بی‌سروصدا کارش رو انجام میده

00:30.581 --> 00:31.941
‫باید مطمئن بشم که حقیقت داره یا نه

00:33.821 --> 00:34.861
‫پیداش کن

00:36.221 --> 00:37.621
‫وقتی پیداش کنم...

00:39.821 --> 00:41.301
‫باید چیکارش کنم؟

00:47.901 --> 00:49.901
‫ازت می‌خوام صد در صد مطمئن بشی

00:53.085 --> 00:57.085
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:57.086 --> 01:01.086
‫ترجمه از «امــیــررضــا»

01:02.381 --> 01:04.461
‫جای بچه‌ها امنه، ایدت

01:04.461 --> 01:06.141
‫خودم مراقبشون هستم

01:07.181 --> 01:09.621
‫- ممنون
‫- مجبور نیستی همراهش بری

01:11.101 --> 01:12.741
‫هنوزم می‌تونی نظرت رو عوض کنی

01:12.741 --> 01:14.741
‫اگه گادوین توی چنین
‫شرایط حساسی می‌بود،

01:14.741 --> 01:15.821
‫خودت همین کار رو نمی‌کردی؟

01:18.101 --> 01:20.901
‫ایدت، وضعیت آب و هوای مسیر
‫اینجا تا نورماندی داره خراب میشه

01:22.021 --> 01:25.221
‫باید همین‌الان بزنیم به دل دریا،
‫وگرنه مشخص نیست سر از کجا درمیاریم

01:28.101 --> 01:29.181
‫ایدت، عجله کن

01:33.732 --> 01:39.161
‫« پـادشـاه و فـاتـح »

01:39.162 --> 01:42.861
‫- دارن میان! واگن‌ها رو بیارید!
‫- یالا، دارن میان!

01:46.384 --> 01:48.181
‫بهمون حمله شده!

02:03.191 --> 02:04.341
‫بجنب، ایدت!

02:10.821 --> 02:11.901
‫چاقوهاش رو بردار، سریع!

02:17.221 --> 02:18.341
‫مراقب باشید!

02:23.861 --> 02:26.381
‫چرا باید شخصاً پیغام رو به نورماندی برسونی؟

02:27.821 --> 02:30.581
‫وقتی ویلیام متوجه بشه،
‫باید واکنشش رو ببینم

02:32.221 --> 02:35.101
‫بهم گفتی ویلیام اصلاً تاج‌وتخت رو نمی‌خواد

02:36.781 --> 02:38.301
‫باید اونجا باشم، ایدت

02:40.341 --> 02:44.101
‫باید توی چشم‌هاش ببینمش.
‫تو هم باید کنارم باشی

02:44.101 --> 02:45.541
‫بهت نیاز دارم

02:57.861 --> 02:58.941
‫ایدت!

03:26.341 --> 03:28.021
‫ویلیام؟

03:29.581 --> 03:32.381
‫- چی شده؟
‫- باید سریع برگردیم به نورماندی

03:32.381 --> 03:33.821
‫- کجاییم؟
‫- بریتانیا

03:36.261 --> 03:39.941
‫دارن میان!
‫باید سریع بریم! عقب‌نشینی کنید!

03:42.221 --> 03:44.861
‫هارولد! هارولد!

03:44.861 --> 03:46.981
‫هارولد!

04:27.941 --> 04:31.181
‫- دوک ویلیام!
‫- آلن از برتانی

04:31.181 --> 04:34.161
‫- این کارها زیر سر توئن؟
‫- سربازهای من دست نگه داشتن

04:34.162 --> 04:35.775
‫سلاح‌هاتون رو بذارید کنار

04:38.901 --> 04:42.421
‫با خودت چی فکر کردی
‫که مهمون‌های من رو اسیر کردی؟

04:42.421 --> 04:43.861
‫تقصیر پدرمه

04:43.861 --> 04:45.821
‫می‌خواست در ازای آزاد کردنشون
‫ازت پول بگیره

04:45.821 --> 04:47.661
‫من نمی‌تونستم چشم‌پوشی کنم

04:47.661 --> 04:49.501
‫حالا که پادشاه هنری مُرده،

04:49.501 --> 04:51.541
‫نورماندی و برتانی نباید دشمن باشن

04:51.541 --> 04:56.381
‫- موافقم. ولی پدرت موافقه؟
‫- بهش توضیح میدم

04:56.381 --> 04:58.301
‫نیروهات رو جمع کن
‫و با آرامش برو

05:05.101 --> 05:06.181
‫بریم، هارولد

05:12.141 --> 05:15.301
‫خیلی سریع پیدامون کردن،
‫قبل از اینکه حتی از ساحل خارج بشیم

05:15.301 --> 05:18.221
‫هر اتفاقی که توی کانال بیُفته
‫برتانی اول از همه خبردار میشه

05:18.221 --> 05:20.341
‫کشتی‌هاش حتی از جمع
‫کشتی‌های همه‌مون هم بیش‌ترن

05:21.421 --> 05:24.061
‫خب، ممنون که پیدامون کردی

05:24.061 --> 05:26.301
‫بدون محافظ توی کانال چیکار می‌کردید؟

05:27.821 --> 05:29.541
‫می‌خواستیم مخفیانه سفر کنیم

05:29.541 --> 05:30.821
‫چرا؟

05:49.261 --> 05:52.101
‫اِدوارد تو رو به عنوان وارث
‫برای تاج‌وتخت انگلیس انتخاب کرده

05:56.501 --> 06:00.821
‫صبر کن، یعنی می‌خواد تاج‌وتختش رو بده من؟
‫به همین سادگی؟

06:00.821 --> 06:01.941
‫نه

06:03.501 --> 06:05.901
‫گفته بعد از مرگش
‫تو نفر اول برای پادشاهی هستی

06:07.021 --> 06:09.701
‫یه چیزی رو بهت پیشنهاد میده
‫که اصلاً در توانش نیست

06:09.701 --> 06:11.461
‫اِدوارد پادشاهه. پادشاهی مال اونه

06:11.461 --> 06:14.261
‫سه تا اِرل باید تصمیم بگیرن
‫که کی پادشاه میشه

06:14.261 --> 06:15.981
‫و تو اونا رو کنترل می‌کنی

06:15.981 --> 06:18.621
‫این اِدوارد نیست که باید
‫باهاش معامله بکنی

06:18.621 --> 06:20.541
‫اصلاً نیازی نیست با کسی معامله بکنم

06:22.381 --> 06:24.661
‫چی باعث شده فکر کنید
‫که اصلاً چنین چیزی رو می‌خوام؟

06:24.661 --> 06:25.821
‫راستش، مطمئن نیستم

06:26.821 --> 06:28.581
‫اما پادشاه هنری مُرده

06:28.581 --> 06:31.141
‫همه‌ی چشم‌ها به نورماندی دوخته شدن
‫تا ببینن کی اول یه حرکتی می‌کنه

06:31.141 --> 06:33.621
‫و اگه با انگلیس متحد باشی،

06:33.621 --> 06:35.781
‫خیلی احتمالش کمه
‫که باهات مخالفت کنن

06:35.781 --> 06:38.621
‫و اونوقت قدرت دست توئه؟

06:38.621 --> 06:40.781
‫فقط نمی‌خوام کسی دیگه‌ای
‫قدرت رو به دست بگیره

06:42.981 --> 06:44.061
‫هوم

06:48.861 --> 06:51.301
‫هارولد، ما مدیون هم نیستیم

06:51.301 --> 06:55.741
‫نه چیزی داده شده، نه چیزی گرفته شده.
‫در رابطه با مردهایی مثل ما خیلی نادره

06:55.741 --> 06:57.421
‫چرا خرابش کنیم؟

06:59.941 --> 07:03.981
‫یه اتحاد بین نورماندی و اِرل‌های انگلیس
‫خیلی اتحاد قوی‌ای میشه

07:03.981 --> 07:06.141
‫توی اروپا قوی‌ترین اتحاد میشه

07:11.629 --> 07:15.617
‫[ برتانی ]

07:15.618 --> 07:18.981
‫- ویلیام دوست‌مونه
‫- ویلیام هیچ خری نیست

07:18.981 --> 07:20.421
‫هری قدرتمند بود

07:20.421 --> 07:25.101
‫ویلیامِ حرومزاده بدون اون
‫خیلی زنده نمی‌مونه

07:25.101 --> 07:26.541
‫اشتباه می‌کنی، پدر

07:26.541 --> 07:29.261
‫اشتباهم اینه که پسر احمقی
‫مثل تو رو لوس می‌کنم

07:29.261 --> 07:32.181
‫- بازم بیارید
‫- اصلاً به حرف‌هام گوش نمیدی

07:32.181 --> 07:34.301
‫به چی گوش بدم؟
‫دیگه کافیه

07:36.981 --> 07:39.381
‫ویلیام داره اتحادهای قدرتمندی تشکیل میده

07:39.381 --> 07:41.141
‫و اگه بی‌توجهی کنیم، حماقت کردیم

08:05.541 --> 08:07.781
‫پس با کون خوردی به زمین
‫و ساکسون‌ها نجاتت دادن

08:07.781 --> 08:08.861
‫خفه شو

08:10.501 --> 08:13.301
‫بیخیال، بهتره برای خودمون دلسوزی نکنیم

08:14.261 --> 08:16.261
‫همه‌مون توی اون شرایط بودیم

08:16.261 --> 08:17.341
‫من نبودم

08:18.541 --> 08:23.021
‫- باید می‌مُردم
‫- خب، نمردی، پس خفه شو

08:35.341 --> 08:36.541
‫یه‌کم بخور

08:39.901 --> 08:43.061
‫خدا رو شکر کن که چیزی عوض نشده

08:43.061 --> 08:44.941
‫برای پر کردن جای تو
‫به ۴ تا مرد نیازه

08:46.341 --> 08:47.421
‫حداقل

08:48.581 --> 08:49.661
‫حداقل

08:54.061 --> 08:56.461
‫- رابرت کوچیک‌ترین بچه‌ته؟
‫- آره

08:57.941 --> 08:59.221
‫توی خونه بچه‌های بیش‌تری داری؟

09:03.781 --> 09:04.821
‫ممنون، سیسیل

09:09.261 --> 09:11.381
‫با کمال احترام، ایدت،

09:11.381 --> 09:13.701
‫هیچکدوم‌مون برای صحبت کردن
‫درمورد بچه‌ها اینجا نیستیم

09:15.021 --> 09:17.741
‫پس درمورد پادشاهی حرف بزنیم؟

09:19.901 --> 09:21.424
‫چرا اینجایی؟

09:21.425 --> 09:24.301
‫نگران اینی که در غیاب تو
‫هارولد ممکنه تصمیم‌های بدی بگیره؟

09:25.461 --> 09:28.221
‫- هارولد برای تصمیم‌گیری به من نیاز نداره
‫- واقعاً؟

09:30.061 --> 09:32.621
‫فکر می‌کنم سیاست
‫خیلی نقطه‌ی قوت سربازها نیست

09:33.941 --> 09:35.181
‫نقطه‌ی قوت توئه؟

09:36.941 --> 09:39.141
‫من از بچگی دربار فلاندرز رو مدیریت می‌کردم

09:40.181 --> 09:41.941
‫غیرممکنه یکی دوتا مهارت یاد نگرفته باشم

09:43.741 --> 09:45.701
‫خب، دوران بچگی من اونطور نبود

09:45.701 --> 09:48.261
‫اما زن خیلی زیبایی هستی، ایدت

09:48.261 --> 09:49.621
‫فکر می‌کنم بزرگ شدن با چنین چهره‌ی زیبایی

09:49.621 --> 09:51.741
‫به مدیریت کردن خاص خودش نیاز داشته

09:54.141 --> 09:55.421
‫واقعاً خیلی فرق نداره

09:56.661 --> 10:00.741
‫توانایی دیدن خطر
‫توی چشم‌های دیگرانه

10:02.101 --> 10:03.941
‫خب، این وجه مشترک‌مونه

10:05.381 --> 10:08.741
‫و شوهرهامون هم سربازن

10:08.741 --> 10:11.021
‫پس فکر می‌کنم زبون همدیگه رو می‌فهمیم

10:11.021 --> 10:13.421
‫من برای معما حل کردن وقت ندارم، ماتیلدا.
‫ساده و رک حرفت رو بزن

10:17.861 --> 10:18.941
‫بسیار خب

10:21.941 --> 10:23.621
‫موضوع اصلی برای تو چیه؟

10:24.901 --> 10:26.261
‫آینده‌ی بچه‌هام

10:27.381 --> 10:28.461
‫خوبه

10:31.141 --> 10:32.501
‫برای شروع خوبه

10:35.261 --> 10:37.701
‫چرا جونت رو به‌خاطر
‫فیتزاسبرن به خطر انداختی؟

10:37.701 --> 10:41.101
‫- زندگیش چه ارزشی برای تو داره؟
‫- چه ربطی داره؟

10:42.221 --> 10:46.581
‫ممنونتم. اما اگه می‌مُردی،
‫الکی مُرده بودی

10:48.581 --> 10:50.101
‫دیشب که عالی خوابیدم

10:52.101 --> 10:53.581
‫از جنگیدن خوشت میاد، نه؟

10:58.061 --> 10:59.141
‫توی نبرد...

11:00.141 --> 11:01.301
‫همه چیز مشخصه

11:02.341 --> 11:03.421
‫سیاه یا سفید

11:04.701 --> 11:05.901
‫زندگی ساده‌ست

11:07.261 --> 11:10.021
‫یا زنده می‌مونی، یا می‌میری.
‫چیز دیگه‌ای مهم نیست

11:14.821 --> 11:17.981
‫- باعث میشه احساس پیری بکنی؟
‫- چی؟

11:17.981 --> 11:20.581
‫بچه‌هام باعث شدن یادم بیاد

11:20.581 --> 11:22.436
‫وقتی جوون بودم چه حسی داشتم

11:23.421 --> 11:25.421
‫من که چیزی یادم نیست

11:25.421 --> 11:27.661
‫- هیچی؟
‫- هیچی

11:28.941 --> 11:32.141
‫نه خاک، نه تخیل...

11:32.141 --> 11:33.541
‫چرا آسمون آبیه؟

11:33.541 --> 11:35.062
‫- اونجور چیزها
‫- «چرا آسمون آبیه»؟

11:35.063 --> 11:36.063
‫نمی‌دونم

11:36.301 --> 11:39.581
‫خیلی گیج‌کننده بود.
‫هیچ چیز با عقل جور درنمی‌اومد

11:39.581 --> 11:42.741
‫می‌تونستی بپرسی چرا خون قرمزه؟

11:42.741 --> 11:45.861
‫- حالا شبیه پدرم شدی
‫- مگه بهت چی گفته؟

11:47.101 --> 11:51.261
‫گفت: «هارولد، آسمون مهم نیست

11:51.261 --> 11:52.901
‫دل و روده‌ش رو بریز بیرون
‫و پوستش رو بکن»

11:52.901 --> 11:55.101
‫خب، حداقل یه چیزی بهت یاد داده

11:55.101 --> 11:58.021
‫همه‌ی پدرها به بچه‌هاشون آموزش میدن،
‫حالا چه قصدشون آموزش باشه، چه نباشه

12:01.781 --> 12:04.781
‫ویلیام، مردهایی مثل ما

12:04.781 --> 12:06.341
‫باید متحد باشن

12:08.861 --> 12:11.661
‫برادرت چی؟ سووِین بود، درسته؟

12:11.661 --> 12:12.821
‫اون بزرگ‌تره

12:13.861 --> 12:15.141
‫چرا اون اِرل نیست؟

12:17.941 --> 12:19.821
‫سووِین توی سرزمین مقدسه...

12:21.221 --> 12:22.781
‫و به تصمیم‌های بدش فکر می‌کنه

12:24.301 --> 12:25.381
‫ویلیام؟

12:28.341 --> 12:31.341
‫برادر منم توی کلیساست.
‫ولی خب منصفانه بخوام بگم،

12:31.341 --> 12:32.981
‫شک دارم مشغول فکر کردن باشه

12:41.588 --> 12:43.621
‫نگران نباش.
‫به هارولد خبر میدم

12:43.621 --> 12:47.661
‫ازش خواستم بهترین قابله‌های وسکس رو
‫برای کمک بهت بفرسته

12:47.661 --> 12:53.501
‫گرم یا سرد، بیرون یا داخل،
‫اونا همه‌ی جواب‌ها رو دارن

12:53.501 --> 12:55.341
‫هارولد ناامیدم نمی‌کنه

12:55.341 --> 12:56.421
‫مخصوصاً توی چنین موضوعی

12:58.621 --> 13:01.981
‫تا اون موقع، اِرل ازت مراقبت می‌کنه

13:03.661 --> 13:06.061
‫دمای بدن هم شاملش میشه.
‫یالا. بگیر

13:08.181 --> 13:09.261
‫اینم از این

13:15.501 --> 13:16.581
‫تو گرمت نیست؟

13:18.741 --> 13:20.781
‫با لگد زدم

13:20.781 --> 13:22.541
‫- خفه شو
‫- گرمشه

13:22.541 --> 13:23.955
‫- بیا اینجا توستیگ
‫- واقعاً گرمشه

13:23.956 --> 13:24.956
‫بوسم کن

13:37.941 --> 13:39.101
‫بیا داخل

13:47.741 --> 13:48.821
‫حرفت رو بزن

13:50.301 --> 13:52.421
‫امروز عید پنجاهه‌ست، سرورم

13:52.421 --> 13:53.741
‫اِرل سیوارد همیشه

13:53.741 --> 13:57.101
‫بعد از برداشت محصولات
‫به مردمش غذا و سرپناه می‌داد

13:57.101 --> 13:59.301
‫اما الان شما اِرل هستید

13:59.301 --> 14:00.541
‫حرف شما قانونه

14:06.301 --> 14:08.501
‫بسیار خب. حرف منم اینه
‫که مردم رو راه بدید داخل

14:08.501 --> 14:10.861
‫غذا و سرپناهی که می‌خوان رو بهشون بدید

14:10.861 --> 14:13.301
‫ولی به صورت دائم نظارت داشته باشید

14:13.301 --> 14:15.381
‫حتماً غذا به صورت مساوی
‫بین همه تقسیم بشه

14:16.501 --> 14:18.901
‫هیچکس نباید بیش‌تر
‫از نیاز خانواده‌ش غذا بگیره،

14:18.901 --> 14:21.461
‫و هیچ مرد سوارکاری بدون دلیل
‫و اجازه‌ی من

14:21.461 --> 14:23.861
‫نباید غذای اضافه‌ای بگیره

14:23.861 --> 14:26.901
‫چشم، سرورم. خیالتون راحت

14:26.901 --> 14:27.981
‫ممنون

14:32.461 --> 14:35.861
‫تحسین‌برانگیز بود.
‫اِرل هم عاقله، هم مهربون

14:40.945 --> 14:45.008
‫[ نورماندی ]

15:00.701 --> 15:03.181
‫ببخشید که اینقدر به هم ریخته‌ست.
‫هفته‌ی پنجاهه‌ست

15:03.181 --> 15:04.901
‫توی این عید مسابقه برگزار می‌کنید؟

15:04.901 --> 15:06.141
‫همه کار می‌کنیم

15:06.141 --> 15:09.981
‫ورزش، رقابت، جشن و پایکوبی،
‫هر چیزی که مردم بخوان

15:09.981 --> 15:14.671
‫و روز یکشنبه، اسقف بایو
‫آثار مقدس رو برکت میده

15:14.672 --> 15:15.861
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

15:15.861 --> 15:17.341
‫شنیدم توی برتانی بودید

15:17.341 --> 15:18.941
‫بارون اونجا رو می‌شناسم.
‫باید بهم می‌گفتید

15:18.941 --> 15:21.021
‫- به کمکت نیاز نداشتیم، بالدوین
‫- واقعاً؟

15:21.021 --> 15:22.061
‫از کِی تا حالا؟

15:24.661 --> 15:28.101
‫اِرل هارولد. از دیدنت خیلی خوشحالم.
‫جودیت چطوره؟

15:28.101 --> 15:29.421
‫خوبه

15:30.421 --> 15:32.701
‫ایشون همسرم ایدت هستن

15:32.701 --> 15:34.861
‫من مثل سپیده‌دم در مقابل طلوع خورشیدم...

15:34.861 --> 15:36.461
‫بنده‌ی درخشش تو

15:36.461 --> 15:38.901
‫لطف دارید، کنت بالدوین

15:38.901 --> 15:41.141
‫شاهزاده‌ی نایب‌السلطنه‌ی فرانسه کجاست؟

15:41.141 --> 15:42.861
‫کنارش نیستی

15:42.861 --> 15:47.181
‫فیلیپ؟ نه، نه. توی فرانسه در امانه.
‫نورماندی برای بچه‌ها مناسب نیست

15:49.221 --> 15:51.621
‫اما من چی می‌دونم؟
‫پس روز همه بخیر

15:56.381 --> 15:57.941
‫نظرت چیه؟

15:57.941 --> 16:00.101
‫به نظرم می‌خواد بفهمه
‫چرا هارولد اومده به نورماندی

16:00.101 --> 16:03.221
‫نه. پدرت رو نمیگم.
‫پیشنهاد هارولد رو میگم

16:04.621 --> 16:08.421
‫- می‌تونم بهش اعتماد کنم؟
‫- درمورد قدرت که راست میگه

16:08.421 --> 16:09.621
‫اگه انگلیس پشت‌مون باشه

16:09.621 --> 16:11.901
‫توی اروپا هیچ منطقه‌ای پیدا نمیشه
‫که جرات مخالفت داشته باشه

16:11.901 --> 16:13.061
‫نمی‌خوام مردم فکر کنن

16:13.061 --> 16:15.781
‫برای جنگیدن توی مبارزه‌هام
‫به کس دیگه‌ای نیاز دارم، ماتیلدا

16:15.781 --> 16:19.101
‫مرگ هری باعث شده مردم
‫به جایگاه تو فکر کنن

16:19.101 --> 16:20.501
‫بدون اون آسیب‌پذیری

16:22.021 --> 16:24.221
‫اما چرا هارولد این همه خطر رو به جون خریده

16:24.221 --> 16:26.861
‫تا تله‌ای رو کار بذاره که می‌تونست
‫به ده‌ها روش دیگه‌ اون رو کار بذاره؟

16:26.861 --> 16:28.661
‫پیشنهادش واقعیه

16:30.701 --> 16:33.941
‫- داره بهت قدرت رو پیشنهاد میده
‫- اما تاج‌وتخت رو نه

16:33.941 --> 16:35.861
‫واقعاً خیلی فرق داره؟

16:37.221 --> 16:39.581
‫این اتحاد برای نورماندی خوبه،
‫و برای خودمون هم خوبه

16:43.821 --> 16:44.901
‫بیا اینجا

16:45.901 --> 16:47.821
‫قدرت زیادی بهمون میده...

16:47.821 --> 16:51.101
‫و اگه اتحادتون جواب نده،
‫می‌تونی راهت رو جدا کنی

16:51.101 --> 16:53.661
‫پس پیشنهاد می‌کنم باهاش به توافق برسی

16:53.661 --> 16:56.017
‫- دیگه حرف نزن
‫- باهاش به توافق برس

16:56.018 --> 16:57.618
‫دیگه حرف نزن

16:57.619 --> 16:59.205
‫- باهاش به توافق برس
‫- دیگه حرف نزن

16:59.206 --> 17:00.986
‫- باهاش به توافق برس
‫- دیگه حرف نزن

17:00.987 --> 17:02.021
‫باهاش به توافق برس

17:06.941 --> 17:09.581
‫- برای من تصمیم‌گیری نکن
‫- ویلیام...

17:09.581 --> 17:12.181
‫هنری برام تصمیم‌گیری می‌کرد.
‫تو اون کار رو نکن

17:14.581 --> 17:15.861
‫خیلی‌خب

17:22.021 --> 17:23.621
‫باهاش به توافق برس

17:25.341 --> 17:26.741
‫ببینم چی میشه

17:43.821 --> 17:45.941
‫- اون دیگه چه کوفتیه؟
‫- برای پاته

17:47.741 --> 17:48.901
‫بیا اینجا

17:52.101 --> 17:54.581
‫مگه پام چیکار کرده
‫که سزاوار چنین سرنوشتیه؟

17:58.966 --> 18:00.381
‫شرمنده

18:00.381 --> 18:02.421
‫اگه جواب بده،

18:02.421 --> 18:05.021
‫وقتی سریع بچرخی،

18:05.021 --> 18:06.901
‫فشار رو از روی زانوت برمی‌داره

18:14.581 --> 18:17.621
‫نه، این خود زانوم رو درمیاره

18:17.621 --> 18:18.741
‫درش بیار

18:20.741 --> 18:21.941
‫درش بیار

18:22.981 --> 18:26.661
‫اگه اینقدر خدمت نمی‌کردی
‫نیازی هم نبود این رو بپوشی

18:36.261 --> 18:37.474
‫ولش کن

18:39.021 --> 18:40.541
‫یه شانس دیگه به این حرومزاده می‌دیم

18:48.305 --> 18:52.283
‫[ اورلئان ]

19:30.301 --> 19:31.581
‫اعلی‌حضرت

19:34.101 --> 19:37.581
‫مادرتون معتقد بود
‫که مالکیت کشتی حامل پشم

19:37.581 --> 19:40.381
‫مسئله‌ی خیلی مهمی...

19:40.381 --> 19:42.981
‫جوابم رو بده، خدایا، جواب بده

19:45.621 --> 19:47.581
‫پروردگار...

19:47.581 --> 19:48.981
‫جواب بده!

19:53.045 --> 19:54.279
‫اِدوارد

20:01.141 --> 20:02.221
‫اِدوارد

20:19.181 --> 20:21.981
‫مادرم مجبورم کرد اون کار رو بکنم

20:21.981 --> 20:23.341
‫اون مجبورم کرد

20:24.621 --> 20:25.941
‫مادرم پیش اونه

20:27.021 --> 20:28.341
‫همینطوره، مگه نه؟

20:32.741 --> 20:36.381
‫سرورم. اسقف بایو رسیده

20:37.981 --> 20:41.581
‫- چیه؟
‫- هیچی. چیزی نیست

20:47.941 --> 20:49.021
‫حضرت‌عالی

20:50.181 --> 20:51.581
‫متاسفم که به استقبالتون نیومدم

20:53.381 --> 20:54.461
‫برادر ویلیام

20:58.381 --> 21:01.111
‫- توضیح بده
‫- برای مراسم عید پنجاهه اومدم

21:01.112 --> 21:02.902
‫اسقف بایو اون مراسم رو
‫برگزار می‌کنه، اودو

21:02.903 --> 21:04.141
‫- الان کجاست؟
‫- آره

21:06.301 --> 21:08.501
‫- نه!
‫- آره

21:08.501 --> 21:10.701
‫- نه
‫- آره

21:10.701 --> 21:13.301
‫تو اسقف بایو هستی؟

21:13.301 --> 21:16.261
‫اوه، آره. پولت توی بایو رسوخ کرده

21:16.261 --> 21:19.221
‫و من وارد حلقه‌ی ‌داخلی تصمیم‌گیری شدم

21:20.341 --> 21:22.501
‫کلیسا مرکز همه چیزه

21:22.501 --> 21:27.181
‫و این همه سال خبر نداشتم

21:27.181 --> 21:30.821
‫- عیسی گریست
‫- نه، عیسی تعریف می‌کنه

21:30.821 --> 21:32.541
‫من رو تعریف می‌کنه

21:32.541 --> 21:35.581
‫- تو رو تعریف می‌کنه؟
‫- آره. به من نگاه کن

21:35.581 --> 21:38.981
‫یه زندگی تجملاتی به دور از نبرد دارم،

21:38.981 --> 21:41.621
‫توی خونه‌ای که از طلای واقعی ساخته شده

21:41.621 --> 21:44.741
‫من واقعاً خدام رو پیدا کردم

21:44.741 --> 21:46.941
‫- واقعاً پیداش کردی، نه؟
‫- آره

21:48.861 --> 21:50.821
‫بهم بگو...

21:50.821 --> 21:52.141
‫به حرفت گوش میدن؟

21:53.141 --> 21:55.421
‫خب، کلیسا بر پایه‌ی
‫داستان‌ها ساخته شده، ویلیام

21:55.421 --> 21:58.021
‫بدون اینکه اون کتاب بزرگ‌شون رو باز کنن
‫حتی پلک هم نمی‌زنن

21:58.021 --> 22:01.261
‫چون باید ببینن اول
‫باید کدوم چشم بسته بشه

22:01.261 --> 22:03.701
‫فکر می‌کنی یه دغل‌کار حرفه‌ای مثل من
‫چطور داره این نقش رو پیش می‌بره؟

22:05.381 --> 22:06.981
‫واقعاً چقدر قدرت داری؟

22:08.621 --> 22:09.901
‫چقدر قدرت نیاز داری؟

22:13.746 --> 22:16.746
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

22:24.021 --> 22:25.661
‫صدام رو می‌شنوه، گون‌هیلد؟

22:27.541 --> 22:28.621
‫واقعاً می‌شنوه؟

22:31.261 --> 22:32.861
‫چون من صدای اون رو نمی‌شنوم

22:35.261 --> 22:36.581
‫دیگه صداش رو نمی‌شنوم

22:39.821 --> 22:40.901
‫مادرم پیش اونه

22:42.261 --> 22:45.541
‫همینطوره، نه؟

22:46.701 --> 22:48.621
‫الان فقط به حرف‌های مادرم گوش میده

22:50.141 --> 22:53.421
‫داره بهش دروغ‌هایی درمورد
‫اینکه من چه بلایی سرش آوردم، میگه

22:54.581 --> 22:55.621
‫دروغ

22:57.301 --> 22:58.821
‫اون مجبورم کرد

23:09.101 --> 23:10.181
‫اِدوارد

23:13.581 --> 23:17.021
‫امکان داره کاری که انجام دادی
‫بدون اجازه‌ی خدا بوده باشه؟

23:20.341 --> 23:23.621
‫چون هر اتفاقی که می‌افته...

23:25.621 --> 23:31.421
‫هر اتفاق حتی کوچیکی،
‫طبق برنامه‌ی خدا اتفاق می‌افته

23:34.461 --> 23:36.541
‫همینطوره

23:36.541 --> 23:37.621
‫اینم از جوابت

23:39.421 --> 23:40.941
‫تو هیچ کار اشتباهی نکردی

23:45.901 --> 23:49.701
‫عشق خدا برای تو
‫این مکان رو پر می‌کنه

23:51.741 --> 23:54.581
‫قلب من رو پر می‌کنه.
‫می‌تونم حسش کنم

23:56.781 --> 23:58.381
‫همه چیز طبق برنامه‌ی اون پیش میره

23:59.901 --> 24:02.301
‫تو هم از صمیم قلبت این رو می‌دونی

24:02.301 --> 24:03.381
‫آره

24:05.461 --> 24:06.541
‫اراده‌ی او انجام خواهد شد

24:53.341 --> 24:55.381
‫هارولد جوری صحبت کرد
‫که انگار آماده‌ی توافق بودن

24:55.381 --> 24:56.621
‫و مطمئنم که توافق می‌کنن

24:56.621 --> 24:59.621
‫فقط دارم یه راه جایگزین پیشنهاد میدم
‫برای شرایطی که توافق‌شون نشه

24:59.621 --> 25:03.301
‫- ادامه بده
‫- وقتی پدر هارولد اِرل بود،

25:03.301 --> 25:04.781
‫قدرت کامل دستش بود،

25:04.781 --> 25:07.621
‫اما به اسم پادشاهی که وجود داشت
‫اون کارها رو انجام می‌داد

25:10.021 --> 25:12.381
‫هارولد حاضر نیست همین کار رو
‫برای ویلیام انجام بده؟

25:14.621 --> 25:18.061
‫- ویلیام پادشاه بشه؟
‫- پادشاه بشه

25:18.061 --> 25:20.181
‫یعنی ویلیام بیاد به انگلیس
‫و به عنوان پادشاه تاج‌گذاری بشه

25:20.181 --> 25:21.541
‫این پیشنهادته؟

25:21.541 --> 25:24.821
‫و هارولد هم مشاور
‫و نماینده‌ی قابل اعتمادش بشه

25:24.821 --> 25:26.901
‫باعث ایجاد آرامش و ثبات میشه،

25:26.901 --> 25:28.421
‫و هیچ فرقی با نتیجه‌ی

25:28.421 --> 25:30.301
‫پیشنهاد هارولد به ویلیام نداره

25:30.301 --> 25:33.221
‫ولی اونطوری هارولد فقط یه مشاوره.
‫هیچوقت چنین چیزی رو قبول نمی‌کنه

25:34.381 --> 25:37.541
‫- ویلیام هم قبول نمی‌کنه
‫- ماتیلدا، انگلیس اون رو قبول نمی‌کنه

25:37.541 --> 25:40.221
‫اون دوران که مردم انگلیس جلوی
‫یه پادشاه خارجی زانو می‌زدن، تموم شده

25:40.221 --> 25:43.061
‫و مطمئنی جلوی
‫یه پادشاه ساکسون زانو می‌زنن؟

25:45.501 --> 25:47.181
‫واقعاً فکر می‌کنی خیلی براشون فرق داره

25:47.181 --> 25:48.861
‫که پادشاه‌شون نورمن باشه یا ساکسون؟

25:48.861 --> 25:51.581
‫خب، وقتی بین صلح یا جنگ باشه
‫خیلی فرق می‌کنه

25:51.581 --> 25:52.661
‫و هارولد پیروز میشه

25:52.661 --> 25:55.421
‫نبرد خونین و وحشتناکی میشه،
‫اما اون پیروز میشه

25:55.421 --> 25:56.781
‫و شما شکست می‌خورید

25:56.781 --> 25:58.061
‫دوست داری ملکه بشی، ایدت؟

26:00.101 --> 26:01.661
‫این چیزیه که هوسش رو کردی؟

26:03.861 --> 26:05.821
‫یک هفته کنارم بودی
‫و فکر می‌کنی من رو می‌شناسی؟

26:11.461 --> 26:12.701
‫بهتره بحث نکنیم

26:14.421 --> 26:16.061
‫هر دو شوهرمون تاج‌وتخت رو می‌خوان

26:16.061 --> 26:18.421
‫سوال اینه که کدوم‌شون اول تسلیم میشه؟

26:20.141 --> 26:21.741
‫ما باید برای اون شرایط آماده بشیم

26:32.061 --> 26:33.381
‫غذا آوردم

26:34.381 --> 26:35.741
‫باید اونا غذا رو بیارن

26:36.741 --> 26:38.821
‫آره، اما اینطوری می‌دنش به من،

26:38.821 --> 26:40.421
‫و به نظر می‌رسه
‫که من خودم آماده‌ش کردم

26:41.901 --> 26:42.981
‫می‌بینی؟

26:44.061 --> 26:46.421
‫می‌بینم. خیلی قانع‌کننده‌ست

26:46.421 --> 26:48.221
‫من کامل در اختیارتم

26:49.981 --> 26:51.981
‫یه چیزی رو یادم رفته بیارم

26:51.981 --> 26:53.221
‫توستیگ؟

26:59.821 --> 27:03.501
‫- اما الان که زوده
‫- وقتشه. بچه‌مون الان می‌خواد به دنیا بیاد

27:03.501 --> 27:05.781
‫- اما قابله‌های هارولد...
‫- یه نفر رو پیدا کن، هر کسی

27:07.021 --> 27:09.181
‫یه نفر کمک کنه!
‫همین‌الان به یه قابله نیاز داریم!

27:09.181 --> 27:10.821
‫هی. هی

27:12.021 --> 27:14.541
‫نگران نباش.
‫هارولد ناامیدم نمی‌کنه

27:29.861 --> 27:32.221
‫واقعاً با عقل جور درنمیاد، نه؟

27:32.221 --> 27:33.901
‫آخرین باری که شیر دیدی کِی بوده؟

27:36.421 --> 27:41.581
‫هیچوقت. فکر می‌کردم تو بیش‌تر
‫شبیه گرگ‌های تنها هستی

27:41.581 --> 27:43.541
‫روی پرچم خیلی خوب میشه

27:45.381 --> 27:47.661
‫روی پرچم شما یه... مار هست؟

27:47.661 --> 27:50.341
‫اوه، خیلی خوب گفتی. یه اژدها

27:50.341 --> 27:54.701
‫- هیچوقت اژدها ندیدم
‫- هیولاهای بزرگی‌ان که آتیش از دهنشون خارج میشه

27:54.701 --> 27:57.301
‫- روی پرچم خیلی عالیه
‫- اوه، از دست شما انگلیسی‌ها

28:01.981 --> 28:03.221
‫ویلیام، باید حرف بزنیم

28:04.301 --> 28:05.741
‫به توافق می‌رسیم؟

28:07.101 --> 28:08.461
‫به نظرم می‌تونیم حلش کنیم

28:09.501 --> 28:10.581
‫پس تمومه

28:12.221 --> 28:14.781
‫می‌تونیم سر قدرت سلطنت به توافق برسیم

28:14.781 --> 28:17.461
‫تمومه. بعد از مراسم عید پنجاهه،

28:17.461 --> 28:19.661
‫رسماً اعلامش می‌کنیم

28:19.661 --> 28:22.221
‫خیلی لطف می‌کنی،
‫اما اول باید اِدوارد بفهمه

28:22.221 --> 28:25.261
‫- باید خودم بهش بگم
‫- و منم باید به مردمم بگم

28:27.861 --> 28:30.061
‫به وفاداری نورماندی نیاز داری، هارولد

28:31.421 --> 28:33.261
‫همین رو می‌خوای، مگه نه؟
‫برای همین اومدی اینجا

28:34.621 --> 28:36.421
‫وفاداری هم قیمتی داره

28:36.421 --> 28:38.781
‫پیشنهادت رو اشتباه متوجه شدم؟

28:40.221 --> 28:41.701
‫پیشنهادم خیلی واضح بود

28:42.861 --> 28:45.381
‫باهات کاملاً صادق بودم

28:45.381 --> 28:48.861
‫پدرم یه بار داستانی درمورد
‫پادشاه کانوت برام تعریف کرد

28:48.861 --> 28:50.581
‫بعد از اینکه اتلرد رو شکست داد،

28:50.581 --> 28:53.621
‫و مشخص شد که اون
‫پادشاه جدید انگلیس میشه،

28:53.621 --> 28:56.021
‫به باقی‌مونده‌ی دشمنانش حق انتخاب داد...

28:56.021 --> 29:00.981
‫اینکه به پادشاه مُرده وفادار بمونن،
‫یا به کانوت سوگند وفاداری یاد کنن

29:00.981 --> 29:05.501
‫همه‌ی کسایی که به کانوت
‫سوگند وفاداری یاد کردن، کشته شدن،

29:05.501 --> 29:08.621
‫و از جون کسایی که به پادشاه مُرده
‫وفادار موندن، گذشت

29:08.621 --> 29:10.421
‫و دلیلش رو می‌دونی؟

29:10.421 --> 29:12.352
‫گفتن فقط به کسی می‌تونسته اعتماد کنه

29:12.353 --> 29:14.181
‫که به قلب خودش وفادار می‌مونده

29:14.181 --> 29:16.421
‫و برای همین از جون پدر من گذشت

29:19.901 --> 29:22.301
‫می‌تونیم سر قدرت سلطنت
‫به توافق برسیم، ویلیام

29:24.021 --> 29:26.581
‫واقعاً می‌تونیم. فقط باید
‫به همدیگه اعتماد کنیم

29:29.141 --> 29:30.341
‫موافقم

29:33.461 --> 29:37.741
‫نگران نباش، هارولد.
‫فردا به توافق می‌رسیم

29:37.741 --> 29:38.821
‫بریم

29:43.581 --> 29:45.423
‫فقط یه جواب رک و ساده ازش می‌خواستم،

29:45.424 --> 29:46.580
‫اما بهم جوابی نداد

29:48.141 --> 29:50.341
‫یه چیزی رو ازم پنهان می‌کنه، می‌دونم

29:51.421 --> 29:54.221
‫و حاضری برای مطمئن شدن
‫ما رو وارد جنگ بکنی؟

29:54.221 --> 29:56.301
‫هارولد، اگه اون رو دشمن خودت بکنی،

29:56.301 --> 29:58.061
‫یه حمله‌ی تمام‌عیار رخ میده،

29:58.061 --> 30:00.661
‫و تمام کشور وارد جنگ میشه

30:00.661 --> 30:02.821
‫بذار ویلیام پادشاه بشه

30:02.821 --> 30:05.541
‫اونطوری هنوزم قدرت کافی برای...

30:05.541 --> 30:08.741
‫نه، ایدت. نه.
‫تا حالا وسکس توسط کسی فتح نشده

30:08.741 --> 30:12.341
‫آلفرد هیچوقت به کسی اجازه نداد.
‫نمی‌تونم اون خطر رو بپذیرم، اون کار رو نمی‌کنم

30:12.341 --> 30:13.501
‫پدرم این رو می‌دونست

30:17.141 --> 30:18.421
‫چه قولی بهش دادی؟

30:22.821 --> 30:25.461
‫وقتی پدرت داشت می‌مُرد
‫بهش چه قولی دادی؟

30:30.141 --> 30:32.221
‫گفت من باید پادشاه بشم

30:34.581 --> 30:37.461
‫- التماسم کرد که پادشاه بشم
‫- یا خدا

30:39.381 --> 30:41.101
‫بهش قول دادم، ایدت

30:41.101 --> 30:43.781
‫وقتی ک توی بستر مرگ بود،
‫بهش قول دادم

30:43.781 --> 30:47.781
‫- دقیقاً مثل پدرتی
‫- نه، چون پدرم اشتباه می‌کرد

30:47.781 --> 30:49.381
‫قضیه‌ی درمورد صلح نیست

30:49.381 --> 30:50.941
‫درمورد در دست داشتن قدرته

30:52.261 --> 30:55.301
‫نمی‌تونم اجازه بدم ویلیام
‫حتی به پادشاه شدن فکر هم بکنه

30:56.861 --> 30:59.181
‫تازه، گون‌هیلد یه وارث به دنیا میاره

31:00.821 --> 31:01.901
‫مجبوره

31:40.901 --> 31:41.981
‫من...

31:45.461 --> 31:46.941
‫صدای موسیقی اون رو می‌شنوم

31:56.061 --> 31:57.141
‫منم می‌شنوم

32:06.941 --> 32:10.421
‫روح‌القدس برای عید پنجاهه
‫به روی زمین اومده، اِدوارد

32:12.541 --> 32:14.021
‫در بین ماست

32:15.941 --> 32:17.021
‫برای تو

32:20.341 --> 32:22.381
‫برای من؟

32:22.381 --> 32:24.261
‫- اوه!
‫- برای ما

32:26.341 --> 32:27.421
‫اراده‌ی او انجام خواهد شد

32:29.341 --> 32:32.941
‫من و تو، با هم

32:35.101 --> 32:36.181
‫اوه!

32:37.621 --> 32:38.701
‫اوه

32:51.981 --> 32:54.621
‫- اوه!
‫- اِدوارد

32:56.661 --> 32:58.901
‫نه، نه

32:58.901 --> 33:03.261
‫نه، نه. اِدوارد!
‫نه، نه، نه، نه

33:03.261 --> 33:04.381
‫وای، گندش بزنن

33:04.381 --> 33:05.861
‫حرومزاده!

33:05.861 --> 33:08.341
‫حرومزاده‌ی عوضی! نه!

33:10.221 --> 33:12.261
‫کمک! کمک!

33:12.261 --> 33:13.981
‫به پادشاه کمک کنید!

33:28.261 --> 33:30.461
‫برام مهم نیست که اِدوارد چه دلایلی داره

33:30.461 --> 33:32.381
‫اون تاج‌وتخت به من داده شده

33:32.381 --> 33:35.021
‫هارولد هم داره قدرت اون
‫تاج‌وتخت رو بهت پیشنهاد میده

33:35.021 --> 33:36.381
‫یه چیزی رو ازم پنهان می‌کنه

33:37.981 --> 33:40.461
‫- ویلیام، اون رو دشمن خودت نکن
‫- پس چی؟

33:42.101 --> 33:45.701
‫- من هنوزم وارثم. چیزی عوض نمیشه
‫- رابرت به ثبات نیاز داره

33:45.701 --> 33:47.501
‫واقعاً می‌خوای تا آخر عمرش

33:47.501 --> 33:48.621
‫درگیر جنگ‌ها باشه؟

33:50.101 --> 33:51.781
‫رابرت اصلاً مجبور نیست
‫یه زندگی تلخ مثل من داشته باشه،

33:51.781 --> 33:53.821
‫خودم مطمئن میشم اونطور نباشه

33:53.821 --> 33:55.261
‫تاج‌وتخت مهم نیست

33:56.541 --> 33:58.621
‫اما اگه تصمیم اشتباه بگیری،
‫وارد جنگ می‌شیم

34:00.381 --> 34:02.021
‫برای همه‌مون یه تصمیم درست بگیر

34:04.821 --> 34:05.901
‫راست میگی

34:27.181 --> 34:30.101
‫دوباره، دوباره، دوباره. جودیت

34:34.741 --> 34:37.301
‫فشار بده، فشار بده، فشار بده، فشار بده

34:45.381 --> 34:47.101
‫یه پسره!

34:48.181 --> 34:50.781
‫یه پسر کوچولوئه.
‫یه پسر کوچولوئه

34:50.781 --> 34:53.061
‫- زنده‌ست؟
‫- زنده‌ست

34:54.461 --> 34:56.741
‫به دنیا اومد!

34:57.741 --> 34:58.821
‫موفق شدی

34:59.941 --> 35:01.021
‫جودیت؟

35:05.981 --> 35:07.061
‫جودیت

35:07.061 --> 35:08.581
‫چی شده؟

35:08.581 --> 35:09.661
‫جودیت؟

35:10.981 --> 35:12.061
‫جودیت

35:14.581 --> 35:15.661
‫خیلی متاسفم

35:25.581 --> 35:27.701
‫جودیت. نه، یالا. هی!

35:27.701 --> 35:30.621
‫بیخیال. یالا، پاشو، چشم‌هات رو باز کن

35:32.661 --> 35:33.941
‫جودیت؟

35:35.381 --> 35:36.461
‫یا خدا، جودیت!

35:38.421 --> 35:40.101
‫یالا، وای، خدا

36:12.741 --> 36:14.781
‫هارولد، کجایی؟

36:16.821 --> 36:19.021
‫کجایی؟

36:43.861 --> 36:46.581
‫- قضیه چیه؟
‫- این نبرد تن به تنه

36:46.581 --> 36:50.541
‫بین همه‌ی مراسم‌ها و رویدادها،
‫مردها این رو از همه بیش‌تر دوست دارن

36:50.541 --> 36:51.861
‫و چرا؟

36:53.021 --> 36:54.741
‫می‌تونن دهن دوک رو سرویس کنن

37:07.461 --> 37:09.901
‫امروز آخرین روز عید پنجاهه‌ست

37:11.661 --> 37:13.781
‫این رویدادیه که همه‌تون منتظرش بودید

37:15.261 --> 37:17.421
‫وقت مبارزه‌ی تن به تنه!

37:19.341 --> 37:21.821
‫وقتش رسیده که خود دوک

37:21.821 --> 37:23.781
‫وارد میدون مبارزه بشه...

37:23.781 --> 37:25.421
‫اوه!

37:25.421 --> 37:28.101
‫...و دهن تک‌تک‌تون رو سرویس کنه

37:29.901 --> 37:31.581
‫خودتون قوانین رو بلدید

37:31.581 --> 37:34.181
‫با مرد روبه‌روتون مبارزه می‌کنید،

37:34.181 --> 37:39.741
‫و وقتی اون رو شکست بدید،
‫می‌رید سراغ نفرات بعدی و بعدی

37:39.741 --> 37:43.301
‫آخرین کسی که سر پا باشه
‫برنده‌ی بازیه

37:43.301 --> 37:44.701
‫آماده‌اید؟

37:47.501 --> 37:48.861
‫آماده‌اید؟

37:51.141 --> 37:52.581
‫پنج!

37:52.581 --> 37:53.781
‫چهار!

37:53.781 --> 37:55.141
‫سه!

37:55.141 --> 37:57.621
‫دو! یک!

37:57.621 --> 37:59.261
‫مبارزه کنید!

39:06.261 --> 39:08.301
‫حتماً مطمئن شو که
‫یه نفر اونجا باشه لطفاً

39:08.301 --> 39:10.741
‫این استراتژی منه

39:22.741 --> 39:24.741
‫احمق

39:25.941 --> 39:28.421
‫...و اینقدر بهتون میدم

39:28.421 --> 39:29.661
‫از پسش برمیایم

39:31.461 --> 39:34.301
‫نمی‌دونم برای اون مبلغ تدارک دیدی یا نه...

40:55.701 --> 40:57.341
‫...و همونطور که پروردگارمون عیسی،

40:57.341 --> 41:01.101
‫سرور تمام سپاهیان، جایگاهش
‫در والاترین نقطه‌ی آسمون رو می‌گیره،

41:01.101 --> 41:05.101
‫باشد که شکوه روح‌القدس
‫بر همه‌ی ما نازل بشه

41:06.181 --> 41:08.381
‫چون عید پنجاهه‌ست

41:09.461 --> 41:13.901
‫این روز روح‌القدسه و ما پیروان اونیم

41:17.856 --> 41:19.006
‫اینجا

41:20.087 --> 41:21.271
‫همین‌الان

41:42.381 --> 41:43.941
‫تو

41:45.821 --> 41:47.341
‫می‌تونم دعا بکنم؟

41:49.221 --> 41:50.501
‫جایی که قراره بری دعا به دردت نمی‌خوره

41:52.781 --> 41:55.941
‫به برادرم بگو که منتظرش می‌مونم
‫تا با هم...

42:09.301 --> 42:14.861
‫چون اگر خداوند، پدر ماست
‫و عیسی پسر خداونده...

42:16.581 --> 42:19.341
‫پس ویلیام واقعاً روح،

42:20.861 --> 42:22.341
‫و نیروی الهی ماست...

42:22.341 --> 42:24.221
‫ممنون، حضرت‌عالی

42:24.221 --> 42:25.381
‫ممنون، خدا

42:26.901 --> 42:30.661
‫یه عید پنجاهه دیگه در کنار دوستان
‫و خانواده جشن گرفته شد

42:32.301 --> 42:37.301
‫چقدر خوش‌شانسیم که الان خونه‌ایم؟

42:37.301 --> 42:40.421
‫امسال دلایل بیش‌تری
‫برای جشن گرفتن داریم

42:40.421 --> 42:44.061
‫چون دوستانمون از انگلیس
‫بفهمون افتخار دادن و تشریف آوردن اینجا

42:44.061 --> 42:47.141
‫اِرل هارولد و ایدت همسر زیباش

42:49.181 --> 42:50.421
‫هارولد؟

42:53.621 --> 42:54.901
‫یالا، هارولد. بجنب

42:59.261 --> 43:03.661
‫این مرد که امروز جنگیدنش رو دیدید
‫و فهمیدید چه هیولاییه

43:05.901 --> 43:07.741
‫قدرتمندترین مردیه که تا حالا باهاش جنگیدم

43:07.741 --> 43:08.941
‫به سلامتی

43:08.941 --> 43:11.541
‫وقتی هارولد گادوینسون طرفت باشه،
‫امکان نداره شکست بخوری

43:11.541 --> 43:12.901
‫دستت رو بده بهم

43:20.941 --> 43:22.781
‫تو جونم رو نجات دادی

43:22.781 --> 43:24.381
‫منم جون تو رو نجات دادم

43:26.661 --> 43:29.981
‫پس تا ابد در کنار هم خواهیم بود

43:29.981 --> 43:33.461
‫نورماندی و وسکس

43:33.461 --> 43:34.821
‫در کنار هم

43:34.821 --> 43:36.461
‫در کنار هم!

43:48.061 --> 43:53.141
‫امروز، در روز عید پنجاهه،
‫خداوند به نورماندی برکت داده

43:54.861 --> 43:58.261
‫اِدوارد، پادشاه انگلیس،
‫دوک ما ویلیام رو

43:58.261 --> 44:01.421
‫به عنوان وارثش برای
‫تاج‌وتخت انگلیس برگزیده

44:02.861 --> 44:06.661
‫و حالا، خدا رو شاهد می‌گیریم،

44:06.661 --> 44:09.581
‫و بر روی آثار مقدس بایو،

44:09.581 --> 44:12.261
‫هارولد از وسکس سوگند یاد می‌کنه

44:12.261 --> 44:17.221
‫که به ویلیام از نورماندی به عنوان
‫پادشاه آینده‌ی انگلیس وفادار باشه

44:17.221 --> 44:18.861
‫و همونطور که همه‌ی اروپا می‌دونن...

44:20.861 --> 44:22.701
‫یه گادوین هیچوقت زیر قولش نمی‌زنه

44:24.501 --> 44:25.581
‫درسته

44:29.141 --> 44:30.381
‫من...

44:31.941 --> 44:33.221
‫هارولد گادوینسون...

44:34.541 --> 44:35.941
‫اِرل وسکس...

44:37.461 --> 44:39.341
‫سوگند یاد می‌کنم...

44:41.381 --> 44:43.341
‫که به وارث برحق انگلیس وفادار باشم

44:45.141 --> 44:46.621
‫قول میدم

44:52.283 --> 44:57.283
‫ترجمه از «امــیــررضــا»

44:57.284 --> 45:02.284
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

45:02.285 --> 45:17.285
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
