WEBVTT

00:00.021 --> 00:06.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:06.022 --> 00:12.022
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:32.260 --> 00:35.260
« فلاندرز »

00:39.261 --> 00:40.741
ما نمی‌تونیم مقابل این باد حرکت کنیم

00:44.741 --> 00:48.701
،حتی با رضایت پدرت برای برگشتن به انگلیس

00:48.701 --> 00:50.421
.ممکنه هفته‌ها همینطور بمونه

00:52.141 --> 00:53.781
اون چندین هفته وقت نداره

01:00.022 --> 01:03.882
« پادشاه و فاتح »

01:06.883 --> 01:12.883
« ترجمه از « امـیـن احـمـدی

01:16.101 --> 01:17.701
هی، چیزی نیست

01:17.701 --> 01:21.181
یالا. چیزی نیست

01:23.181 --> 01:25.741
دلشون برای پدرشون تنگ شده

01:25.741 --> 01:26.901
دلتنگ مادرشون هستن

01:32.261 --> 01:34.501
خماری؟ -
...آخ -

01:36.221 --> 01:37.741
...پس اینا

01:39.061 --> 01:40.541
جدیدترین نیروهای تو هستن، نه؟

01:40.541 --> 01:42.381
هواتو دارم

01:42.381 --> 01:44.101
منظورت چیه؟

01:44.101 --> 01:46.021
...چندتا از پاسداران شاه رو گول زدی

01:46.021 --> 01:49.821
که به ماموریت شرافتمندانه‌ت
برای برگشت به انگلیس بپیوندن؟

01:49.821 --> 01:53.021
.اوه، بیخیال هارولد
قیافه‌ات داد می‌زنه

01:53.021 --> 01:54.541
من می‌خوام باهات بیام

01:54.541 --> 01:55.581
چی؟

01:56.661 --> 01:59.621
پدر به نقشه‌ات گوش میده
...اگه ما توافق کنیم

01:59.621 --> 02:02.101
سووِین، ما هیچوقت سر چیزی توافق نداریم

02:03.941 --> 02:08.581
می‌دونی اگه سر این موضوع کنار هم باشیم
...احتمالش بیشتره که پدر

02:08.581 --> 02:10.061
.رضایتش رو بهمون بده

02:14.461 --> 02:16.061
باشه

02:16.061 --> 02:17.461
آماده رفتن هستی؟

02:17.461 --> 02:19.421
به محض اینکه وضع باد عوض بشه حرکت می‌کنیم

02:23.061 --> 02:25.141
پس می‌دونی ایدِت کجاست؟

02:25.141 --> 02:27.221
در بازداشتگاه ماست

02:27.221 --> 02:28.541
چرا اینطور فکر می‌کنی؟

02:28.541 --> 02:29.821
،چون مهاجم‌ها اهل مرسیا بودن

02:29.821 --> 02:31.941
.که یعنی دستور از طرف بانو اِما صادر شده

02:31.941 --> 02:35.381
.اون می‌خواد گادوین‌ها بمیرن
ما فرار کردیم

02:35.381 --> 02:38.221
،اگه ایدِت دست اونا باشه
.پس به عنوان طعمه ازش استفاده می‌کنن

02:38.221 --> 02:40.301
اون‌وقت تو می‌خوای خیلی راحت
پا بذاری در تله‌شون؟

02:40.301 --> 02:42.421
.خب، فقط در صورتی که گیر بی‌افتیم تله محسوب میشه

02:49.221 --> 02:50.301
...آره

02:50.301 --> 02:55.741
ای موش‌مردنی -
توستیگ، اون بیرون چه غلطی می‌کنی؟ -

02:55.741 --> 02:57.741
.می‌دونم چه نقشه‌ای دارید
.می‌خوام همراهتون بیام

02:57.741 --> 03:00.541
امکان نداره

03:00.541 --> 03:02.941
بذار حرفش رو بزنه

03:02.941 --> 03:04.301
شکار کردنش رو دیدی؟

03:04.301 --> 03:06.621
،من شکار تو رو دیدم
.که یعنی می‌تونی دهنتو ببندی

03:06.621 --> 03:09.621
تو داری خودتو دست بالا می‌گیری، پسر جان

03:09.621 --> 03:13.101
.هارولد، لطفا. می‌خوام تو این قضیه باشم
.می‌تونم کمکت کنم

03:16.941 --> 03:18.861
باشه

03:18.861 --> 03:20.901
یه قایق نیاز داریم

03:20.901 --> 03:23.461
.برو پیش کنت بالدوین و ببین می‌تونی معامله‌ای بکنی یا نه

03:23.461 --> 03:25.461
باشه، چشم

03:25.461 --> 03:26.501
همینجا منتظر باش

03:36.181 --> 03:38.261
این به این معنا نیست که
.بتونی مستقیم برگردی

03:38.261 --> 03:40.181
.من بابت اون معرفی پول دادم، جودیت

03:40.181 --> 03:42.461
...حداقل باید یک -
معذرت می‌خوام، سرورم -
بله؟ -

03:42.461 --> 03:45.261
یک مهمان دارید -
بله...؟ -

03:45.261 --> 03:46.301
بله؟

03:46.301 --> 03:48.581
...بنده توستیگ هستم. من

03:48.581 --> 03:51.381
خب؟ -
.داشتی با من صحبت می‌کردی -
هنوز حرفمون تموم نشده

03:51.381 --> 03:53.061
صبر کن

03:55.661 --> 03:56.701
تو کی هستی؟

03:59.461 --> 04:01.341
توستیگ گادوینسون، پسر گادوین

04:01.341 --> 04:04.261
،خب چه کاری می‌تونم برات بکنم
پسر گادوین؟

04:04.261 --> 04:05.621
سلام، من اینجام

04:07.101 --> 04:10.061
.من و برادرانم به یکی از قایق‌های شما نیاز داریم، قربان

04:10.061 --> 04:12.301
.یک سفر برگشت به وسکس

04:12.301 --> 04:13.341
به نظر خطرناک میاد

04:16.141 --> 04:18.341
،جودیت، ایشون توستیگ گادوینسون هستش

04:18.341 --> 04:21.021
،پسرِ اِرل وسکس
.که در حال حاضر در تبعید هستن

04:22.141 --> 04:23.581
خوشوقتم توستیگ

04:27.741 --> 04:30.821
.توستیگ، ایشون جودیت هستش
خواهرزاده‌ام

04:30.821 --> 04:33.061
.خواهرزاده‌ی بسیار شایسته و با کمالاتم
(در واقع مناسب ازدواج)

04:34.821 --> 04:36.661
متاهلی؟

04:36.661 --> 04:37.941
من؟ نه

04:37.941 --> 04:40.221
نه؟ دلیلی داره؟

04:40.221 --> 04:42.661
دم و دستگاهت ردیفه دیگه؟

04:42.661 --> 04:44.221
البته

04:45.741 --> 04:47.181
.فقط، ازدواج چیزیه که خیلی باید بهش فکر کرد

04:47.181 --> 04:48.461
چرا همچین حرفی می‌زنی؟

04:50.021 --> 04:52.421
،خب، من می‌بینم افراد شاد ازدواج می‌کنن

04:52.421 --> 04:55.301
و بعد بچه‌هایی میارن
،که اونا رو ناراحت می‌کنه

04:55.301 --> 04:58.381
،و بعد سرشون دعوا می‌کنن
...به خاطر مسائلی که

04:58.381 --> 05:01.261
.باید قبل از بچه‌دار شدن حل می‌کردن

05:01.261 --> 05:03.621
آه. فیلسوفی پس

05:03.621 --> 05:05.301
ببخشید، حرف بی‌جایی زدم؟

05:07.381 --> 05:09.461
پدرت می‌دونه اینجائی؟

05:09.461 --> 05:11.021
نه

05:11.021 --> 05:13.021
راز شما پیش من در امانه

05:13.021 --> 05:15.901
یا بیا اینطوری بگیم که تو
.یک لطف به من بدهکاری

05:15.901 --> 05:18.821
،و همچنین یک قایق
.اگر اینی که میدم رو از دست بدی

05:18.821 --> 05:20.541
مچکرم

05:20.541 --> 05:21.581
البته

05:29.341 --> 05:31.341
کون خوبی داره -
صبور باش -

05:31.341 --> 05:34.541
...دربار شاه هنری پر از خواستگاره

05:34.541 --> 05:36.461
.و اسم تو رو هم بردن

05:38.981 --> 05:41.381
به اندازه‌ی خواستگارای انگلیسی پولدار هستن؟

05:41.381 --> 05:43.221
حتی اونایی که در تبعید هستن؟

05:43.221 --> 05:44.461
سوال خوبیه

06:01.261 --> 06:04.061
فلاندرز بی‌طرف می‌مونه، اعلیحضرت

06:04.061 --> 06:09.301
اگر حمله کنین، هیچ کشوری در اروپا
.تحملش رو نخواهد داشت

06:09.301 --> 06:12.261
.من برای شروع جنگ اینجا نیومدم
.اومدم از جنگ جلوگیری کنم

06:13.381 --> 06:16.901
نتیجه‌ی این در دستان توست، ویلیام

06:16.901 --> 06:19.421
جنگ یا صلح

06:19.421 --> 06:21.301
این انتخاب رو به تو میدم

06:21.301 --> 06:23.181
درست همانطور که به پدرم حق انتخاب دادی

06:23.181 --> 06:25.541
پدرت انتخاب کرد بهم خیانت کنه

06:25.541 --> 06:28.021
و تو از اون موقع تا الان به من خیانت کردی

06:28.021 --> 06:30.541
،اون باهات چیکار کرده هنری
که اینقدر عمیق در تو تاثیر گذاشته؟

06:30.541 --> 06:32.061
چیکار کرده؟

06:32.061 --> 06:34.221
.اون با تاج و تخت دیگه‌ای هم‌پیمان شد

06:35.501 --> 06:38.261
شاید رازت رو فهمیده

06:38.261 --> 06:40.541
تو هم‌پیمان‌هات رو به جون هم می‌اندازی

06:40.541 --> 06:42.381
.تا در مقابل خودت ایستادگی نکنن

06:42.381 --> 06:47.501
،بهت کلی فرصت دادم به نورماندی حکومت کنی
.در حالی که من و تو با هم دوست باشیم

06:48.861 --> 06:50.901
،حالا نورماندی مال منه

06:50.901 --> 06:55.301
و کی از یک حرومزاده پیروی می‌کنه
تا علیه یه شاه بجنگه و اون رو پس بگیره؟

06:55.301 --> 06:59.061
.در فلاندرز بمون.شکست رو قبول کن

07:01.061 --> 07:02.461
چرا منو زنده نگه داشتی؟

07:03.661 --> 07:06.861
کنترل کردن یک بچه راحت‌تره
تا سرکوب یک شورش؟

07:06.861 --> 07:10.821
واقعا فکر می‌کردی
تو تنها حرومزاده‌ای بودی که به درد من می‌خوردی؟

07:10.821 --> 07:14.021
امثال تو رو در سراسر اروپا دفن کردم

07:15.261 --> 07:18.141
و حالا شنیدم پسردار شدی

07:18.141 --> 07:21.661
.عجب حرومزاده‌ی بدبختی اون خواهد شد

07:21.661 --> 07:23.461
.البته اگر بتونه بزرگ بشه

07:24.581 --> 07:26.461
.بی‌صبرانه مشتاق دیدارشم

07:28.741 --> 07:31.781
.نکن
این رضایت‌مندی رو بهش نده

07:31.781 --> 07:34.061
...فقط یک حرومزاده‌ی بدبخت اینجاست

07:34.061 --> 07:36.141
.و ما داریم بهش نگاه می‌کنیم

07:36.141 --> 07:38.181
،تو هیچی نیستی

07:38.181 --> 07:40.861
.ویلیامِ حرومزاده

07:40.861 --> 07:42.341
درست مثل پدرت

07:45.101 --> 07:48.701
!بدون من هیچی نیستی

07:53.861 --> 07:55.461
...ما قانون‌شکنیم

07:56.741 --> 07:59.221
،و اگه گیر بیفتی
یه عمل خیانت‌آمیز محسوب میشه

07:59.221 --> 08:02.261
.ادوارد دستور میده از گلو تا تخمات رو جر بدن

08:02.261 --> 08:04.221
پدر، من گیر نمی‌افتم

08:04.221 --> 08:06.341
چطور این رو زیر سوال می‌برید؟
اون همسر منه

08:06.341 --> 08:07.941
اما تو حتی نمی‌دونی که
اون هنوز زنده‌ست

08:07.941 --> 08:09.341
همچنین نمی‌دونم که مُرده باشه

08:09.341 --> 08:11.781
فکر می‌کنی این دلیلی کافی
برای به خطر انداختن جون افراد منه؟

08:11.781 --> 08:14.581
خب، همه آماده هستن، پدر

08:14.581 --> 08:16.501
چرا انقدر روی این اصرار داری؟

08:16.501 --> 08:18.141
تو چه نقشی داری؟

08:18.141 --> 08:21.141
خب، من... من مسئولم، پدر

08:21.141 --> 08:22.541
خب، خوبه

08:22.541 --> 08:25.941
.مسئولیت‌پذیری
این واقعا خوبه

08:25.941 --> 08:27.661
پدر، این مسئولیتِ منه

08:27.661 --> 08:29.981
اما سووِن بزرگتره -
ایدِت زن منه -

08:29.981 --> 08:34.181
بله و من اجازه این رو میدم
در صورتی که سووِین فرمانده باشه

08:34.181 --> 08:37.741
،سووِین، تو درست می‌بینی
درست فکر می‌کنی

08:37.741 --> 08:39.221
من چی؟

08:39.221 --> 08:40.581
تو چی؟

08:40.581 --> 08:42.501
توستیگ هم می‌خواد بیاد

08:42.501 --> 08:43.701
به هیچ وجه

08:43.701 --> 08:44.901
...مادر -
اون آماده نیست -

08:44.901 --> 08:45.941
من آماده هستم

08:45.941 --> 08:47.861
قضاوت این با منه

08:47.861 --> 08:49.341
توستیگ همینجا می‌مونه

08:54.901 --> 08:56.621
انتخابش باید با من باشه

08:56.621 --> 08:58.061
،انتخابش با منه

08:58.061 --> 09:00.821
.و تو اینجا پیش من و مادرت می‌مونی

09:00.821 --> 09:02.861
چیکار کنم؟ -
به عنوان یک تضمین -

09:03.861 --> 09:06.381
اون‌وقت تو فکر می‌کردی هدفی نداری، توستیگ

09:06.381 --> 09:10.181
.ظاهرا تو حامل اصلی نسل خانوادگی هستی. آفرین به تو

09:10.181 --> 09:12.221
سووِین -
بله قربان -

09:12.221 --> 09:13.941
،فرماندهی ماموریت با توئه

09:13.941 --> 09:15.301
.اما هارولد رهبری یورش را بر عهده خواهد داشت

09:15.301 --> 09:16.461
چی؟

09:16.461 --> 09:18.101
مسئولیت بهترین بخشش با اونه؟

09:18.101 --> 09:21.341
سرنوشت ایدِت بر دوش هارولده

09:22.341 --> 09:23.901
برای همه‌ی طرفین بهتره

09:24.981 --> 09:26.781
،چون اگر ایدِت بمیره

09:26.781 --> 09:28.461
تو هیچوقت هیچ‌کدوم از ما رو نمی‌بخشی

09:30.181 --> 09:31.661
تصمیم من اینه

10:07.381 --> 10:09.501
تشنه‌ای، مگه نه؟

10:09.501 --> 10:11.021
بخور، جنده‌ی وسکسی

10:13.941 --> 10:15.421
فکر می‌کنی می‌کشنش؟

10:15.421 --> 10:17.941
،از من گفتن
اگه بکشن حیفه

10:17.941 --> 10:20.541
منظورت چیه؟ -
دیدیش؟ -

10:34.221 --> 10:37.941
پس این مرد کوچولویی هستش
که پدرت درباره‌ش حرف می‌زد

10:37.941 --> 10:39.181
دختر عمه

10:44.741 --> 10:47.501
هنوز پدرت سعی نکرده ازدواجش بده؟

10:47.501 --> 10:48.701
تو رو توی همچین وضعی گذاشته؟

10:48.701 --> 10:50.021
بله

10:50.021 --> 10:53.021
منو فرستاده پیش دوکِ پاویا برای بازرسی

10:53.021 --> 10:55.501
تمام اون فشار دادن‌ها
...و گرفتن‌ها و دندان‌هات رو دستکاری کردن

10:55.501 --> 10:57.101
.باعث میشه احساس کنی مثل یه اسب هستی

10:57.101 --> 11:00.301
فکر نمی‌کنم در اینجا چند مرد اضافه
.داشته باشی که بلااستفاده باشن

11:00.301 --> 11:02.581
ویلیامِ تو مگه یه برادر ناتنی نداره؟

11:02.581 --> 11:04.781
اوه! هنوز اونقدر بدبخت نشدی

11:04.781 --> 11:05.941
حیف

11:05.941 --> 11:09.421
چی در مورد این مردان انگلیسی
که اومدن می‌دونی؟

11:09.421 --> 11:12.661
.یه آدم کنجکاو هست
.علاقه‌ی مشخصی به من پیدا کرده

11:12.661 --> 11:14.581
تبعیدیه

11:14.581 --> 11:16.421
اوضاع در این حد بده؟

11:16.421 --> 11:18.141
...فقط دلم نمی‌خواد که به مدت 20 سال

11:18.141 --> 11:21.301
.یه اسکلت متعفن ایتالیایی دست به من بزنه

11:23.101 --> 11:24.901
،یارو خیلی پیره

11:24.901 --> 11:26.781
.و با جهیزیه هم هم‌خوانی نداره

11:26.781 --> 11:29.821
این باعث میشه یه دختر چه حسی بهش دست بده؟

11:29.821 --> 11:30.981
حس تخمی

11:33.701 --> 11:36.301
تو مردی که باهاش ازدواج کردی رو انتخاب کردی

11:36.301 --> 11:37.861
چطور تونستی؟

11:37.861 --> 11:40.501
به خواستگارها دقیقا چیزی که فکر میکردم
...رو گفتم و به این کار ادامه دادم

11:41.781 --> 11:43.381
.تا وقتی که شخص درستش پیدا شد

11:45.101 --> 11:46.461
از تو می‌ترسیدن

11:47.941 --> 11:49.781
نه

11:49.781 --> 11:51.301
از پدرم می‌ترسیدن

11:52.661 --> 11:53.941
ویلیام نمی‌ترسید

11:56.861 --> 11:58.301
ویلیام نمی‌ترسید

12:00.461 --> 12:04.181
خب، ظاهرا شاه هنری ممکنه
.چند خواستگار برام داشته باشه

12:04.181 --> 12:05.261
سلامتیش

12:08.261 --> 12:10.701
از کجا می‌دونی؟

12:10.701 --> 12:12.821
همین الان پدرت بهم گفت

12:12.821 --> 12:14.421
با هنری در ارتباط بوده؟

12:14.421 --> 12:16.341
خودش این حرفو زد

12:16.341 --> 12:18.061
کِی؟

12:18.061 --> 12:20.021
.خب، نمی‌دونم
من که سرپرستش نیستم

12:37.021 --> 12:39.101
ویلیام، پدرم داشته به ما دروغ می‌گفته

12:39.101 --> 12:41.381
.اون با هنری در ارتباط بوده
از ما پنهانش کرده

12:41.381 --> 12:42.581
به ما خیانت کرده؟

12:42.581 --> 12:44.781
نه. مطمئنم خیانت نکرده

12:44.781 --> 12:46.421
وگرنه الان اینجا نبودی

12:47.941 --> 12:49.981
،فقط داره در هر دو طرف بازی می‌کنه

12:49.981 --> 12:52.701
،تا مطمئن بشه هر اتفاقی بی‌افته
در طرف برنده قرار داشته باشه

12:55.181 --> 12:57.781
می‌دونه که تو خبر داری؟

12:57.781 --> 12:58.821
فکر نکنم

13:00.101 --> 13:01.701
خب، پس می‌تونیم از این استفاده کنیم

13:07.901 --> 13:11.501
،اگه پدرت با هنری در ارتباطه

13:11.501 --> 13:13.541
،پس چه بدونه یا نه
.قراره بهمون کمک کنه

13:13.541 --> 13:15.781
و هنری هم تمام کلماتش رو باور می‌کنه

13:18.741 --> 13:21.221
من قراره هنری رو بکشم

13:21.221 --> 13:22.461
رابرت آزاد میشه

13:24.461 --> 13:27.861
این تنها راهیه که می‌تونیم تضمین کنیم
.اون بدون اینکه قصد جونش رو بکنن بزرگ بشه

13:47.421 --> 13:49.581
پس توئم سر از فلاندرز در آوردی؟

13:55.061 --> 13:56.501
بابت همسرت متاسفم

14:00.821 --> 14:04.861
خبرشو شنیدی؟ -
خب، اینجا فلاندرزه. خبرا می‌پیچه -

14:10.621 --> 14:11.661
زنده‌ست؟

14:13.141 --> 14:14.381
کاش می‌دونستم

14:16.261 --> 14:17.981
الان قراره چیکار کنی؟

14:17.981 --> 14:19.381
...بدون اون

14:21.941 --> 14:24.501
.ممکنه تمام موجودات زنده‌ی جهان رو بکشم

14:25.621 --> 14:27.101
...اما اون همچین چیزی نمی‌خواد، پس

14:27.101 --> 14:28.461
زن من بود که می‌خواست

14:33.581 --> 14:35.381
ویلیام، باید بهم کمک کنی

14:35.381 --> 14:38.701
در مورد زنت؟ -
اِما و ادوارد دستور حمله به بازداشتگاه ما رو دادن -

14:38.701 --> 14:41.021
.اون پسر عموی توئه
.مطمئنا می‌تونی یه اطلاعاتی بهم بدی

14:41.021 --> 14:42.901
.هارولد، نمی‌تونم کمکت کنم

14:42.901 --> 14:44.901
،اون مرد دیوانه‌ست
.و من خیلی کم می‌شناسمش

14:49.861 --> 14:51.421
...شاید بهتره

14:51.421 --> 14:52.901
به همدیگه مدیون نباشیم

14:54.301 --> 14:55.621
تو به زنت اعتماد داری

14:55.621 --> 14:57.221
...این

14:57.221 --> 14:58.861
از دست دادنش سخته

14:58.861 --> 15:00.501
اون شاید تنها کسیه که بهش اعتماد دارم

15:03.941 --> 15:06.061
منم قبلا افراد قابل اعتمادی داشتم

15:06.061 --> 15:07.181
وقتی جوان بودم

15:10.061 --> 15:12.181
.بهم خیانت کردن
همه‌شون

15:13.941 --> 15:15.941
...اما من

15:15.941 --> 15:17.261
به زنم اعتماد دارم

15:18.861 --> 15:21.301
یکی باید اینجا باشه دیگه، درسته؟

15:22.381 --> 15:24.741
بدون همچین شخصی آدم کجا قرار می‌گیره؟

15:27.901 --> 15:28.941
نه

15:31.181 --> 15:34.661
بدون این افراد خودت کجا خواهی بود؟

15:38.541 --> 15:40.661
خب، ارل می‌شدم

15:40.661 --> 15:42.581
و ارل خوبی هم می‌شدی

15:42.581 --> 15:43.941
اینطور فکر می‌کنی؟

15:43.941 --> 15:46.501
،خب، طبق چیزی که من می‌بینم
به نظر ارزشمند میای

15:50.021 --> 15:52.181
و خودت چی؟

15:52.181 --> 15:53.981
،بدون اونا

15:53.981 --> 15:56.221
اون کسایی که از اولش کنارت بودن

15:56.221 --> 15:57.261
تو چی می‌شدی؟

15:58.301 --> 16:00.381
...بدون هنری

16:02.341 --> 16:04.021
من آزاد می‌شدم

16:04.021 --> 16:05.381
درک کردنش سخته

16:07.141 --> 16:10.141
این همه مدت پیش یک نفر باشی

16:10.141 --> 16:12.901
من کل زندگیم تحسینش کردم

16:12.901 --> 16:14.741
شاید تو بهتر از اونی

16:17.701 --> 16:20.821
شاید تو و من بهتر از همه‌ی اونا هستیم

16:22.061 --> 16:23.621
شاید به همین سادگیه

17:00.741 --> 17:01.901
!خنجر

17:16.381 --> 17:18.301
سراغ کی اومده بودن؟

17:18.301 --> 17:19.341
سراغ من

17:40.021 --> 17:41.101
جمع بشید

17:45.181 --> 17:46.861
...این

17:46.861 --> 17:48.141
...یک ماموریت شرافتمندانه‌ست

17:49.341 --> 17:52.021
،و باعث افتخار منه

17:52.021 --> 17:55.421
،به عنوان ارلِ آتیِ وسکس

17:55.421 --> 17:57.101
.که شما رو رهبری کنم

18:01.141 --> 18:05.381
ببینید، اگر هر کدام از شما
می‌خواد برگرده، الان وقتشه

18:05.381 --> 18:06.621
!یالا

18:17.061 --> 18:18.341
برادرانت رفتن

18:21.381 --> 18:23.221
می‌دونم

18:23.221 --> 18:24.261
حس می‌کنی جا موندی؟

18:28.981 --> 18:30.181
هیچوقت هم همراه نبودم

18:31.221 --> 18:33.981
خب، من یکی که خوشحالم تو موندی

18:39.461 --> 18:41.261
چیه؟

18:41.261 --> 18:43.421
...نه، فقط وقتی

18:43.421 --> 18:46.061
...قبل‌تر دیدمت، من

18:46.061 --> 18:48.021
...من -
چیه؟ -

18:50.061 --> 18:51.461
...تو فقط خیلی

18:53.021 --> 18:54.061
زیبایی

18:57.501 --> 18:59.581
همین؟

18:59.581 --> 19:00.821
این بزرگترین ترفندته؟

19:05.261 --> 19:06.501
حقیقت همینه

19:06.501 --> 19:07.541
خیله خب

19:08.701 --> 19:09.741
چقدر زیبا؟

19:12.101 --> 19:13.221
...مثل

19:17.981 --> 19:19.221
مثل هسته‌ی گیلاس

19:21.901 --> 19:24.741
...انگار تو بخشی ازمن بودی از

19:24.741 --> 19:27.421
.اولش
...بخشی از

19:27.421 --> 19:30.581
...گوشت خودم که دور این... این بذر رشد کرده

19:32.021 --> 19:34.861
که هیچوقت نمی‌دونستم
.چطور پیداش کنم، تا وقتی که تو رو دیدم

19:34.861 --> 19:36.701
...فقط

19:36.701 --> 19:38.661
.من تو رو می‌بینم

19:38.661 --> 19:39.901
...تو رو من فقط

19:41.621 --> 19:42.981
.زیبا می‌بینم

19:45.421 --> 19:46.461
زیبا

19:50.861 --> 19:52.861
همیشه اینطوری صحبت می‌کنی؟

19:52.861 --> 19:54.621
...وقتی تو باشی آره. من

20:02.661 --> 20:03.861
...برام سواله

20:24.061 --> 20:25.181
عجب

20:27.182 --> 20:30.182
« وسکس »

20:40.341 --> 20:42.901
،آخرین مقاومتشون
تا ما به قایق‌ها برسیم

20:45.181 --> 20:46.701
چقدر شراب حیف شده

20:49.861 --> 20:52.141
دوست دارم جسدها رو دفن کنم

20:52.141 --> 20:53.781
بله

20:53.781 --> 20:55.941
بله، البته

20:55.941 --> 20:56.981
افرادمون رو دفن کن

20:58.261 --> 20:59.301
افرادمون رو دفن کنین

21:00.941 --> 21:02.421
با کمال افتخار دفنشون کنید

21:04.101 --> 21:05.581
همینطور که هستن رهاشون می‌کنیم

21:06.661 --> 21:07.701
چی؟

21:11.421 --> 21:14.501
،اگه دفنشون کنیم
می‌فهمن که اینجا بودیم

21:18.101 --> 21:19.141
آره. درسته

22:16.421 --> 22:17.701
.با پشتیبانی آماده باش

22:17.701 --> 22:19.581
هنوز معتقدم که باید
.از جلو حمله کنیم

22:19.581 --> 22:20.701
سووِین، کافیه

22:20.701 --> 22:23.701
،به روش من انجامش میدیم
.همونطور که پدر گفت

22:23.701 --> 22:24.741
فهمیدی؟

22:56.621 --> 22:57.861
چند نفر رو می‌بینی؟

22:57.861 --> 22:58.901
شاید دوزاده نفر

22:58.901 --> 23:00.621
دوازده؟

23:00.621 --> 23:02.061
می‌تونیم از پس دوازده نفر بر بیایم

23:02.061 --> 23:03.661
،عنصر غافلگیری رو هم داریم

23:03.661 --> 23:05.821
و اینطوری می‌تونیم
.برای هارولد حواس‌پرتی ایجاد کنیم

23:05.821 --> 23:07.701
.سرورم، دستورات برادرتون واضح بود

23:07.701 --> 23:09.341
دستورات برادرم؟

23:09.341 --> 23:11.701
در سایه‌ها مخفیانه حرکت کردن؟

23:11.701 --> 23:14.461
پادشاه آلفرد با مخفیانه
در سایه‌ها حرکت کردن پیروز شد؟

23:14.461 --> 23:15.981
...در واقع، سرورم، این دقیقا

23:15.981 --> 23:18.021
.نه، دقیقا
و من هم اینطور نخواهم بود

23:43.061 --> 23:44.461
!دنبالم بیاید

24:15.821 --> 24:17.781
!مهاجمین در بازداشتگاه

24:17.781 --> 24:20.021
!اوه، سووِین

24:33.022 --> 24:36.022
« لندن »

25:15.541 --> 25:18.581
...نمی‌تونم بدون اجازه‌ی پادشاه

25:18.581 --> 25:19.941
.مدام از خزانه‌ی سلطنتی برداشت کنم

25:19.941 --> 25:22.621
،من مادر پادشاه هستم
.ما نیازی به اجازه‌ی اون نداریم

25:26.501 --> 25:29.501
اعلیحضرت -
حواسم بهت هست -

25:29.501 --> 25:30.741
چه بازی‌ای در سر داری؟

25:34.061 --> 25:36.261
من می‌دونم در وسکس چیکار کردید

25:37.261 --> 25:39.141
می‌دونم دستور حمله از سمت شما بود

25:39.141 --> 25:41.741
.ارل مورکار شجاعت چنین کارهایی رو نداره

25:43.181 --> 25:46.301
،پس به نظر میاد من و شما
.داریم یک بازی مشابه رو انجام میدیم

25:47.541 --> 25:50.101
فقط الان قوانین خیلی برای من روشنه

25:53.261 --> 25:54.861
بعدا سر میز می‌بینمتون

26:02.301 --> 26:03.821
مادر؟

26:03.821 --> 26:06.661
امروز همه تو سایه‌ها کمین کردن؟

26:06.661 --> 26:08.181
به مراسم عشای ربانی میای؟

26:09.501 --> 26:11.701
،ادوارد

26:11.701 --> 26:14.901
...دارم به این فکر می‌کنم

26:14.901 --> 26:18.061
...که شاید رفاه همسرت بهتره که

26:18.061 --> 26:21.461
.در امنیت خانه‌ی خدا باشه

26:22.501 --> 26:23.741
اینجا خانه‌ی خداست

26:23.741 --> 26:25.021
یک صومعه

26:26.181 --> 26:29.861
مطمئنا اون دختر دیگه اینجا به درد ما نمی‌خوره

26:29.861 --> 26:33.181
اون ملکه‌ی منه و خداوند اون رو چنین آفریده

26:33.181 --> 26:35.621
...نمی‌تونم از دستور -
تو به حرفم گوش نمیدی -

26:37.301 --> 26:38.901
نه

26:38.901 --> 26:41.021
.نه، تو به حرف ما گوش نمیدی

26:42.461 --> 26:44.901
.خدا تو رو روی تخت سلطنت قرار نداد

26:44.901 --> 26:46.621
من این کارو کردم

26:46.621 --> 26:48.421
این رو فراموش نکن

26:56.781 --> 26:59.781
ایدِت کجاست؟
زنم کجاست؟ زنده‌ست؟

26:59.781 --> 27:03.341
...اگه کاری باهاش کرده باشی، مورکار

27:03.341 --> 27:06.101
پس با خیانت به ما به این رسیدی، مورکار؟

27:06.101 --> 27:07.501
سلطه بر وسکس؟

27:07.501 --> 27:11.101
بانو اِما نظرش درباره‌ی پدرتون رو خیلی واضح نشون داد

27:11.101 --> 27:12.541
.شما هیچ شانسی نداشتید

27:12.541 --> 27:14.941
من فقط به سادگی
،از یک فرصت استفاده کردم

27:14.941 --> 27:19.381
،و در عوض، در ازای ایفای نقشم
.چیزی که بهم وعده داده شده بود رو دریافت کردم

27:19.381 --> 27:21.821
ما دیدیم تو اینجا چیکار کردی، مورکار

27:21.821 --> 27:24.261
افراد ما در جاده سلاخی شده بودن
.و گذاشته بودی تا بپوسن

27:24.261 --> 27:26.061
زنم کجاست؟

27:26.061 --> 27:27.541
ایدِت کجاست؟ زنده‌ست؟

27:29.021 --> 27:30.261
زنده‌ست

27:36.701 --> 27:38.301
بقیه‌ی افرادمون کجان؟

27:38.301 --> 27:40.461
.نمی‌دونم
.شاید بریستول، شاید دابلین

27:40.461 --> 27:43.901
بازار برده. ایدِت رو اونجا فرستاده؟ -
نه -

27:43.901 --> 27:45.261
فرستادمش لندن

27:45.261 --> 27:47.381
.بانو اِما درباره سرنوشتش تصمیم می‌گیره

27:47.381 --> 27:50.821
ایدِت رو به بانو اِما دادی
تا نرم و مطیع نگه‌ش داری؟

27:50.821 --> 27:53.021
فکر می‌کنی این چقدر دوام میاره؟

27:53.021 --> 27:55.101
،اگه از بانو اِما بترسی
اون از همین ترس تغذیه می‌کنه

27:55.101 --> 27:57.141
هیچوقت نمی‌تونی از شرش خلاص بشی -
.من از چیزی نمی‌ترسم -

27:57.141 --> 27:58.541
خب، پس تو یک احمقی

28:01.141 --> 28:04.421
من تنها کسی هستم که می‌تونم
در برابر اون از تو محافظت کنم، مورکار

28:04.421 --> 28:07.581
،ترجیح میدی با کی سروکله بزنی
بانو اِما یا گادوین‌ها؟

28:07.581 --> 28:09.941
پدرت قسم خورد که هرگز برنگرده

28:09.941 --> 28:14.221
،پدرم الان روبه‌روی تو نایستاده

28:14.221 --> 28:16.501
.که معامله‌ای بهت پیشنهاد بده

28:16.501 --> 28:18.181
من ایستادم -
...هارولد -

28:18.181 --> 28:19.381
خفه شو

28:19.381 --> 28:21.981
وسکس و مرسیا لازم نیست دشمن باشن

28:21.981 --> 28:24.421
.مورکار، دارم یک شروع تازه بهت پیشنهاد میدم

28:25.701 --> 28:28.061
آزاد از دست بانو اِما

28:28.061 --> 28:29.301
تصورش رو بکن

28:43.421 --> 28:44.861
...فرضا من موافقت کردم

28:46.021 --> 28:47.541
چه تضمینی بهم میدی؟

28:49.061 --> 28:51.861
نصف غنائم خزانه‌ی سلطنتی رو بهت میدم

28:59.901 --> 29:02.701
و قسم می‌خوری این کارو بکنی؟

29:02.701 --> 29:05.141
به جون بچه‌هات؟

29:05.141 --> 29:07.101
بله

29:07.101 --> 29:08.741
به جون هر سه تاشون؟

29:12.261 --> 29:13.941
جون هر سه تاشون؟

29:13.941 --> 29:16.221
خدای من

29:16.221 --> 29:17.981
اون خبر نداشته

29:28.501 --> 29:31.941
.باید برم نورماندی و شخصا با بارون‌ها صحبت کنم

29:31.941 --> 29:34.661
،برای مبارزه با هنری
.به هم‌پیمانی اونا نیاز دارم

29:34.661 --> 29:36.021
نذار هنری تو رو گیر بندازه

29:51.421 --> 29:53.501
برگرد

29:53.501 --> 29:54.781
نمی‌تونم بدون تو زندگی کنم

30:21.901 --> 30:24.621
آره. خوبه -
خوشت اومد؟ -
بله -

30:24.621 --> 30:27.021
خیلی خوبه. خیلی خوبه

30:33.901 --> 30:35.021
جهیزیه؟

30:36.701 --> 30:38.461
قابل قبوله

30:38.461 --> 30:39.501
زمین؟

30:40.821 --> 30:41.981
به توافق رسیدیم

30:48.221 --> 30:51.021
و عروسی؟ -
به زودی -

30:51.021 --> 30:53.621
اما بذاریم هر دو فکر کنن
.که با اختیار خودشون دارن این رو پیش می‌برن

30:53.621 --> 30:55.181
در دراز مدت اینطوری بهتره

30:57.461 --> 30:59.421
عالیه

30:59.421 --> 31:00.461
خوبه

31:07.741 --> 31:10.941
فکر نمی‌کنی جودیت می‌دونه
داری اونا رو باهم جفت می‌کنی؟

31:10.941 --> 31:13.181
اگه خوشحال باشن، چه اهمیتی داره؟

31:16.421 --> 31:18.941
بحث عشق باشه
.دیگه اراده آزادی وجود نداره

31:18.941 --> 31:21.541
همه‌ش برمی‌گرده به شرایط و زمان‌بندی

31:27.381 --> 31:31.021
،ازدواج من با ویلیام
تو هیچ دخالتی درش نداشتی

31:31.021 --> 31:32.141
درسته؟

31:32.141 --> 31:33.981
البته که نه

31:33.981 --> 31:36.541
هیچکس نمی‌تونه به تو بگه چیکار کنی

31:54.141 --> 31:56.181
خونه بودن چه حسی داره؟

31:56.181 --> 31:57.501
هنوز حکم خونه رو نداره

31:58.661 --> 32:01.141
نه تا وقتی که هنری زنده‌ست
و اینجا پرسه می‌زنه

32:03.501 --> 32:06.501
باید اطمینان خاطر کنیم که
،جاسوس‌های هنری بدونن که ما اینجائیم

32:06.501 --> 32:08.221
در نورماندی هستیم
.و داریم نیروی پشتیبانی جمع می‌کنیم

32:09.381 --> 32:10.581
یک تله

32:10.581 --> 32:13.101
.هنری کسیه که تله می‌ذاره

32:13.101 --> 32:16.021
خورِ دهانه‌ی رودخانه‌ی "دیوز" رو یادته؟

32:16.021 --> 32:20.181
هنری باید باور کنه که من
.قراره با یک ارتش از اون خور رد بشم

32:20.181 --> 32:24.301
،تمام نیروهام در یک جا و یک زمان
و آسیب‌پذیر

32:25.981 --> 32:27.381
...فقط در صورتی مخفیگاهش رو ترک می‌کنه

32:27.381 --> 32:30.341
.که فکر کنه عنصر غافلگیری در اختیارشه

32:30.341 --> 32:33.421
در صورتی که قانع بشه پیروز شده
.قبل از اینکه مبارزه حتی آغاز بشه

32:35.261 --> 32:38.501
هنری محتاطه، اما همیشه
.سراغ آسون‌ترین هدف میره

32:40.901 --> 32:42.701
پس آره

32:42.701 --> 32:45.581
...هنری فکر خواهد کرد که داره تله می‌ذاره

32:47.261 --> 32:48.981
اما غرورش اون رو کور می‌کنه

32:50.501 --> 32:51.581
دقیقا

32:55.061 --> 32:57.301
.خبر رو به بارون‌ها برسون و ترتیب یک جلسه بده

32:58.741 --> 33:00.261
بگو که تنها بیان

33:05.701 --> 33:08.661
ما باید اول صبح به فلاندرز برگردیم

33:11.421 --> 33:14.501
من بدون اون برنمی‌گردم

33:14.501 --> 33:15.821
اون زنده‌ست

33:15.821 --> 33:17.301
اون حامله‌ست

33:17.301 --> 33:18.421
...سرورم

33:19.821 --> 33:21.061
به حرف برادرتون گوش کنید

33:22.421 --> 33:25.061
حمله به خودِ لندن دیوانگیه

33:25.061 --> 33:27.781
.هیچ‌کدوم زنده نمی‌مونیم
از جمله زن و بچه‌ی شما

33:27.781 --> 33:29.981
برای همین هم قرار نیست به لندن بریم

33:31.381 --> 33:33.661
اما به فلاندرز هم برنمی‌گردیم

33:34.701 --> 33:38.541
اگه ایدِت دست اوناست، پس انتظار دارن
...وقتی که باخبر بشم

33:38.541 --> 33:41.341
.بی‌درنگ  به لندن حمله کنم

33:41.341 --> 33:43.021
اونا می‌خوان من همچین کاری کنم

33:43.021 --> 33:44.701
و قبل اینکه از دروازه رد بشی، کارت تمومه

33:44.701 --> 33:47.461
من قبل اینکه از دروازه رد بشم کارم تمومه، بله

33:47.461 --> 33:49.901
فقط از یک طریق میشه به ایدِت رسید

33:52.581 --> 33:55.061
و به ارل‌ها نیاز دارم که انجامش بدن

33:55.061 --> 33:57.941
...هارولد -
این تنها راهشه، سووِین -

33:57.941 --> 34:00.301
مرسیا پشت ماست

34:00.301 --> 34:01.861
مورکار بهمون قول داد

34:01.861 --> 34:03.501
و بهش اعتماد داری که پای حرفش بمونه؟

34:03.501 --> 34:05.021
ترس رو توی چشماش دیدی

34:05.021 --> 34:06.981
اون یک قول الکی نبود

34:06.981 --> 34:08.701
مرسیا پشت ماست

34:08.701 --> 34:10.941
.فقط به سیوارد در نورتامبریا نیاز داریم

34:10.941 --> 34:12.381
،مرسیا یه چیزه

34:12.381 --> 34:13.661
اما نورتامبریا...؟

34:14.821 --> 34:17.021
،سیوارد شمالیه، هارولد

34:17.021 --> 34:18.861
تا حالا سعی کردی منطقی با اونا صحبت کنی؟

34:18.861 --> 34:20.381
...مثل این می‌مونه

34:20.381 --> 34:21.701
.که گِل لگد کنی

34:21.701 --> 34:24.301
،اما اگه بتونم قانعش کنم

34:24.301 --> 34:27.861
اون موقع هر سه قلمرو ارل‌نشین
.پشت سر ما متحد خواهند بود

34:27.861 --> 34:31.501
این قدرت برای اینکه پادشاه رو
.از تخت بر کنار کنیم کافیه

34:31.501 --> 34:34.421
.یا مجبورش کنیم چیزی که می‌خوایم رو بهمون بده

34:34.421 --> 34:37.261
،تو فرض می‌کنی مردم وسکس

34:37.261 --> 34:40.261
،که الان در بند و سارات پادشاه هستند

34:40.261 --> 34:42.261
...به سادگی

34:42.261 --> 34:43.541
!اطاعت می‌کنن

34:44.901 --> 34:46.181
از یک ارل پیروی می‌کنن

34:48.981 --> 34:50.581
و این رو به پدر هم میگی؟

34:51.581 --> 34:53.381
...بهش میگی

34:53.381 --> 34:55.781
که وسکس نیاز به یک ارل جدید داره؟

34:57.221 --> 34:59.421
.دقیقا همین رو بهش میگم

35:06.621 --> 35:07.701
پس بریم سراغ نورتامبریا

35:11.341 --> 35:12.501
نورتامبریا

35:21.381 --> 35:25.301
،شما بارون‌ها هستید
قدرتِ نورماندی

35:25.301 --> 35:29.021
.هنری سال‌هاست ما رو به جون هم انداخته

35:29.021 --> 35:31.861
چون از قدرت ما می‌ترسه

35:31.861 --> 35:34.221
.به مدت زیادی بین ما تفرقه انداخته

35:34.221 --> 35:37.661
.خب، من یکی دیگه بازیچه‌ی دست اون نخواهم بود

35:37.661 --> 35:39.621
،و اگه هنری سراغ من اومده

35:39.621 --> 35:42.941
.پس دیر یا زود سراغ همه‌ی شما میاد

35:42.941 --> 35:46.301
.من دارم فرصت تغییر همه‌چیز رو بهتون پیشنهاد میدم

35:46.301 --> 35:49.821
متحد که باشیم ما از هنری قوی‌تریم

35:49.821 --> 35:51.541
همه‌ی ما، باهمدیگه

35:54.941 --> 35:58.741
...همراه من هستید

35:58.741 --> 36:00.461
یا بر علیه من هستید؟

36:09.821 --> 36:10.861
کون لقش

36:22.461 --> 36:25.181
،ریچارد

36:25.181 --> 36:26.381
.من پیروز خواهم شد

36:28.621 --> 36:31.581
اگر هنری گول تله‌ی تو رو بخوره

36:31.581 --> 36:33.381
نقشه‌ی دوک جواب خواهد داد

37:21.621 --> 37:22.981
تعدادشون زیاد نیست

37:25.861 --> 37:28.461
.ده برابرشون لابه‌لای صخره‌ها هستن

37:33.381 --> 37:35.141
ارل سیوارد

37:35.141 --> 37:38.141
تو کدوم گادوین هستی؟

37:39.141 --> 37:40.221
هارولد -
سووِین -

37:44.141 --> 37:48.061
...چرا ارل گادوین بزرگ فرزندانش رو فرستاده

37:48.061 --> 37:50.541
تا از جانبش صحبت کنن؟

37:50.541 --> 37:51.701
نفرستاده

37:51.701 --> 37:53.621
دور گردنت چیه؟

37:53.621 --> 37:55.341
به سبک دانمارکی ازدواج کردی؟

37:56.821 --> 37:58.901
پس گادوین هویت خودش رو یادشه

37:58.901 --> 38:01.421
گادوین صلح پادشاه رو حفظ کرده

38:01.421 --> 38:02.701
بهش خیانت شده

38:04.541 --> 38:06.341
اما خودتون اینو می‌دونید

38:06.341 --> 38:08.101
یه زمزمه‌هایی شنیدم

38:08.101 --> 38:10.541
.شما هم همچنین صلح پادشاه رو حفظ کردید

38:10.541 --> 38:13.181
شما هنوز اشتراکاتی دارید

38:13.181 --> 38:15.141
جدی؟ چه اشتراکاتی اون‌وقت؟

38:15.141 --> 38:17.221
پادشاه ادوارد به همه ما دروغ گفته

38:17.221 --> 38:20.661
.وسکس، مرسیا... و نورتامبریا

38:20.661 --> 38:24.141
فکر می‌کنی من به حرف‌های
اون بچه شیرخوار ذره‌ای اهمیت میدم؟

38:24.141 --> 38:26.501
پس چرا به سمت جنوب تاختید
تا کنارش ایستادگی کنید؟

38:26.501 --> 38:28.181
چون عشقم کشید

38:29.941 --> 38:32.661
.یا اینکه مادر پادشاه شما رو خریده

38:37.941 --> 38:40.381
...پس

38:40.381 --> 38:43.261
تو چه پیشنهادی می‌تونی بهم بدی
...که بانو اِما بهم نداده

38:45.021 --> 38:46.301
هارولد گادوینسون؟

38:46.301 --> 38:47.901
حقیقت رو، ارل سیوارد

38:50.461 --> 38:53.101
،بانو اِما به شما دروغ گفته
.همانطور که به ما هم دروغ گفته

38:53.101 --> 38:56.221
.اون جرئت نمی‌کنه به نورتامبریا خیانت کنه

38:56.221 --> 38:57.501
نه تا وقتی که من زنده‌ام

38:57.501 --> 38:58.861
و وقتی مردید چی؟

39:01.061 --> 39:02.341
به قوم و خویش‌تون فکر کنید

39:04.061 --> 39:07.781
این تنها راهِ حفاظت از اونا
.در برابر بانو اِما هستش

39:07.781 --> 39:09.941
،سلامتیم شاید رو به زوال باشه

39:09.941 --> 39:13.261
و آنقدر پیر شدم که
.هر فرزندی که به دنیا آوردم رو در نبرد از دست دادم

39:15.781 --> 39:18.901
،آینده‌ام الان چندتا نوه‌ست
.که به هیچ وجه آمادگی ندارن

39:23.061 --> 39:26.341
،بگو ببینم، وقتی مُردم

39:26.341 --> 39:30.021
...آیا وسکس می‌تونه به نورتامبریا و من

39:30.021 --> 39:32.821
آینده‌ای رو پیشنهاد بده
که امنیت اونا رو تضمین کنه؟

39:32.821 --> 39:34.141
بله

39:35.301 --> 39:38.501
،به عنوان یک گادوین بهتون قول میدم

39:38.501 --> 39:40.101
،تا وقتی وسکس زنده باشد

39:40.101 --> 39:42.061
.نورتامبریا هم زنده خواهد بود

39:42.061 --> 39:45.821
من و برادرم می‌تونیم
.میراث شما رو تضمین کنیم، نه بانو اِما

39:47.221 --> 39:48.901
.خانواده شما تحت محافظت خواهد بود

39:49.901 --> 39:52.861
،ما یک ارل گادوین رو در نورتامبریا مستقر می‌کنیم

39:52.861 --> 39:55.221
.اما فقط تا وقتی که نوه‌ی شما به سن مناسب برسه

39:56.821 --> 39:59.101
،پس شاید

39:59.101 --> 40:00.741
،اگر من تصمیم‌گیر بودم

40:00.741 --> 40:03.981
تاختن به سوی جنوب
...برای ایستادن در کنار پادشاه ادوارد

40:03.981 --> 40:06.541
.شاید برای بار دوم باعث رضایتم نباشه

40:19.501 --> 40:21.301
چرا؟

40:21.301 --> 40:23.141
دیگه کی این کارو می‌کنه؟

40:29.461 --> 40:32.141
من مثل تو بودم

40:32.141 --> 40:34.261
اما بعد... عوض شدم

40:36.461 --> 40:38.181
...برای تبدیل شدن

40:38.181 --> 40:40.861
.برای تبدیل شدن به بخشی از چیزی چنین کامل

40:42.261 --> 40:45.461
.برای حس کردن دو ضربان قلب تپنده در درونم

40:47.421 --> 40:48.781
دو روح

40:58.221 --> 41:00.501
همیشه اون رو گرامی خواهم داشت

41:03.861 --> 41:05.021
.محافظت می‌کنم

41:29.661 --> 41:33.381
.حمله به لندن یک عملیات خودکشیه

41:33.381 --> 41:36.421
مرسیا و نورتامبریا طرف ما هستند، پدر

41:36.421 --> 41:37.901
کنترل ارل‌ها در دست ماست

41:41.501 --> 41:44.181
من قول دادم هرگز
به عنوان یک ارل به انگلیس برنگردم

41:48.141 --> 41:49.381
به پادشاه قول دادم

41:52.301 --> 41:53.941
...اما تو

41:56.021 --> 41:57.861
هیچوقت از طرف من قولی ندادی

41:57.861 --> 42:00.341
تو؟

42:00.341 --> 42:03.061
نه. چی؟
این منم که باید ارل باشم

42:03.061 --> 42:04.901
ما داریم به سمت جنگ پیش میریم، پدر

42:04.901 --> 42:06.981
من تنها کسی هستم
.که می‌تونم خودمون رو از این مخمصه نجات بدم

42:06.981 --> 42:09.381
.افرادمون از اون پیروی نمی‌کنن
خودم دیدم

42:09.381 --> 42:10.821
!این چرنده

42:10.821 --> 42:13.701
.مردم ما پراکنده شدن
.می‌تونم ارتشی به اندازه کافی بزرگ جمع کنم

42:13.701 --> 42:15.341
.پدر، باورم نمیشه داری به این گوش میدی

42:15.341 --> 42:17.941
،وسکس دوباره برمی‌خیزه
.اما فقط پشت یک ارل

42:17.941 --> 42:21.621
.مردم وسکس از سووِین پیروی نمی‌کنن
.پدر، تو اینو می‌دونی

42:21.621 --> 42:23.101
این دیوانگیه

42:23.101 --> 42:25.101
وسکس منو دوست داره

42:25.101 --> 42:26.861
!من وسکس رو دوست دارم

42:26.861 --> 42:29.501
.پدر، من جانشین تو هستم

42:29.501 --> 42:30.581
تو بهم قول دادی

42:30.581 --> 42:31.901
هرگز چنین چیزی نگفتم

42:31.901 --> 42:33.621
.هیچوقت هم منو از فکر کردن بهش بازنداشتی

42:33.621 --> 42:36.741
.این هم مثل یک قوله
!بازم قول محسوب میشه

42:36.741 --> 42:39.581
.سووِین، تو کلی فرصت داشتی
.تو مال این کار نیستی

42:39.581 --> 42:41.981
من جونم رو به خطر انداختم
.برای نجات تو و همسرت

42:41.981 --> 42:43.581
.نه، اینطوری نیست
...تو جونتو به خطر انداختی

42:43.581 --> 42:45.861
تا بتونی به همه بگی که
.جونت رو به خطر انداختی

42:45.861 --> 42:47.741
گمشو بابا، هارولد -
ببین به کجا رسیدیم -

42:47.741 --> 42:49.301
.نزدیک بود در اون یورش همه کشته بشن

42:49.301 --> 42:51.021
.تو موقع تاج‌گذاری عقلت رو از دست دادی

42:51.021 --> 42:53.221
.همه می‌دونن از جایگاهت سوءاستفاده می‌کنی

42:53.221 --> 42:57.421
،پدر، به عنوان ارل
من تنها کسی هستم که گزینه منطقی به نظر می‌رسه

42:57.421 --> 43:01.141
چند وقته داشتی این نقشه رو پشت سر من می‌چیدی؟

43:01.141 --> 43:03.061
و تو؟

43:03.061 --> 43:05.061
داشتی این رو تشویق می‌کردی؟

43:05.061 --> 43:07.141
این مسخره‌بازی رو؟

43:07.141 --> 43:11.781
اوه، تو صورت شما خیلی چیزا می‌بینم

43:11.781 --> 43:13.861
!حالا می‌تونم ببینمش
!حالا می‌فهمم

43:13.861 --> 43:15.501
!سووِین

43:22.701 --> 43:24.301
.نورتامبریا مال تو خواهد بود

43:25.861 --> 43:27.781
چی؟

43:27.781 --> 43:30.781
،وقتی سیوارد بمیره
.نورتامبریا به تو میرسه

43:32.261 --> 43:34.501
یک جانشین برای نورتامبریا؟

43:39.101 --> 43:42.221
برادرها به همدیگه خیانت نمی‌کنن

44:03.861 --> 44:06.141
من چیکار کنم، هارولد؟

44:08.381 --> 44:10.301
حق با سووِینه؟

44:10.301 --> 44:14.061
از اولش این توی فکرت بود؟

44:14.061 --> 44:16.621
فکر می‌کنی من این رو می‌خوام؟

44:16.621 --> 44:19.381
اینکه... روی برادرم پا بذارم؟

44:21.621 --> 44:24.021
پدر، من دارم این کارو می‌کنم
چون چاره‌ی دیگه‌ای ندارم

44:24.021 --> 44:26.421
و آیا این واقعا برای وسکس هستش؟

44:28.141 --> 44:29.181
برای ایدِت؟

44:30.421 --> 44:32.461
برای آینده‌ی ما؟

44:32.461 --> 44:34.621
،ایدِت، بچه‌ها
.اونا خودِ وسکس هستند

44:40.541 --> 44:42.341
مراقب باش، هارولد

44:46.021 --> 44:47.741
.من دارم کار درست رو می‌کنم

44:54.181 --> 44:55.781
...پس باشه

44:57.581 --> 45:00.261
.هارولد، ارلِ وسکس

45:03.141 --> 45:04.981
،برو به انگلیس

45:04.981 --> 45:06.781
،با پادشاه روبه‌رو شو

45:06.781 --> 45:08.181
.چیزی که مال ماست رو پس بگیر

45:10.182 --> 45:16.182
« ترجمه از « امـیـن احـمـدی

45:16.183 --> 45:21.183
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

45:21.184 --> 45:26.184
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
