WEBVTT

00:14.896 --> 00:17.968
‫[ سال ۱۰۶۶ میلادی ]

00:17.993 --> 00:21.257
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:17.998 --> 00:21.255
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:32.735 --> 00:36.138
‫∞ ترجمه و زیرنویس از پوریا هزیمتی ∞

00:42.139 --> 00:43.501
‫ویلیام!

00:48.741 --> 00:49.901
‫هارولد!

00:55.743 --> 01:00.468
‫[ پادشاه و فاتح ]

00:56.730 --> 01:00.473
‫(قسمت اول: «دعوت‌نامه»)

01:03.406 --> 01:06.602
‫[ سال‌ها قبل ]

01:08.033 --> 01:13.410
‫[ پس‌از یک دهه جنگ داخلی، انگلیس از نو شروع کرد. ]

01:14.480 --> 01:22.451
‫[ سپس، با توافق قدرت‌مندترین وارثان این سرزمین،
‫یعنی وِسکس، مِرسیا و نورتامبریا، پادشاه جدیدی برگزیده شد. ]

01:46.418 --> 01:53.443
‫[ در آن‌سوی تنگه‌ی مانش، رقبای فرانسه‌ی فئودال
‫دائماً با یکدیگر در جنگ بودند. ]

01:56.620 --> 02:00.116
‫[ منطقه‌ی نورماندی ]

02:13.381 --> 02:14.741
‫زود تمومش کن دیگه.

02:15.547 --> 02:18.461
‫- می‌خواین درست تموم بشه یا سریع؟
‫- می‌خوام تموم بشه.

02:19.367 --> 02:21.581
‫سرورم، اگه بخواین هر دفعه
‫برین توی دل شمشیرها...

02:21.581 --> 02:23.781
‫- کار زیادی ازم...
‫- سه‌نفر بودن، فیتز.

02:23.781 --> 02:26.661
‫- هم‌زمان حمله کردن.
‫- پس خدا رو شکر چهارنفر نبودن.

02:28.413 --> 02:31.333
‫اگه شمشیرت هم
‫مثل زبونت تندوتیز بود...

02:47.661 --> 02:48.701
‫زخمی شدی، ویلیام.

02:48.976 --> 02:51.623
‫هنوز تموم نشده بود، سرورم.

02:51.725 --> 02:52.925
‫نگران نباش.

02:55.547 --> 02:57.072
‫درود، ماتیلدا.

03:01.306 --> 03:03.026
‫برات دعوت‌نامه اومده.

03:03.901 --> 03:05.009
‫به کجا؟

03:05.921 --> 03:07.112
‫انگلیس.

03:07.941 --> 03:09.701
‫پسرعمه‌ت، اِدوارد، شاه جدید شده.

03:09.701 --> 03:10.861
‫تاج‌گذاری‌ش نزدیکـه.

03:11.662 --> 03:13.421
‫به مراسم دعوت شدی.

03:13.481 --> 03:15.401
‫یعنی می‌خوان این‌همه راه برم اونجا؟

03:15.426 --> 03:16.624
‫ظاهراً می‌خوان.

03:18.825 --> 03:20.381
‫آخرین بار کِی باهاشون حرف زدی؟

03:20.381 --> 03:22.461
‫فکر کنم هیچ‌وقت.

03:23.135 --> 03:25.834
‫فقط وقتی اینجا تبعید شده بودن،
‫کمی می‌شناختمشون

03:25.901 --> 03:27.941
‫ولی من و اِدوارد بچه بودیم.

03:28.140 --> 03:29.395
‫به نظرت هدف‌شون چیـه؟

03:30.221 --> 03:31.261
‫نمی‌دونم.

03:31.701 --> 03:33.272
‫من رو چه به انگلیس؟

03:40.996 --> 03:45.141
‫[ منطقه‌ی وِسکس ]

04:06.409 --> 04:07.825
‫قتل‌عام کردن.

04:18.957 --> 04:20.600
‫هارولد، چی شده؟

04:27.301 --> 04:28.501
‫شمشیر!

04:34.421 --> 04:36.541
‫توستیگ، نظرت درباره‌ی این چیـه؟

04:36.664 --> 04:39.607
‫- آلیاژش چطوره؟
‫- درست سمباده‌کاری نشده.

04:40.274 --> 04:41.439
‫مال ما نیست.

04:42.194 --> 04:44.194
‫- از مِرسیاست؟
‫- بله.

04:45.316 --> 04:47.238
‫چرا باید مِرسیا صلح‌نامه رو نقض کنه؟

04:47.263 --> 04:48.590
‫باید به پادشاه جواب پس بدن.

04:48.694 --> 04:51.540
‫دقیقاً.
‫برای همین باید به پدر خبر بدیم.

04:54.970 --> 04:56.435
‫توستیگ، سووِین کجاست؟

04:58.416 --> 05:00.304
‫باز بدون دعوت رفته عروسی.

05:05.159 --> 05:06.541
‫سووِین، اونجایـی؟

05:06.541 --> 05:07.661
‫بله.

05:10.261 --> 05:11.781
‫مگه تو هم دعوت شدی؟

05:12.000 --> 05:13.440
‫مگه تو شدی؟

05:13.581 --> 05:14.840
‫داشتی چی‌کار می‌کردی، سووِین؟

05:14.897 --> 05:17.397
‫به‌عنوان یه لُرد،
‫حقمـه که بکارت عروس رو بگیرم.

05:17.422 --> 05:19.015
‫مطمئنـم پدر از شنیدنش خوش‌حال می‌شه.

05:19.281 --> 05:21.818
‫- نیازی نیست بدونه.
‫- که مایه‌ی شرمساری هستی؟

05:21.843 --> 05:23.981
‫این‌قدر پاستوریزه نباش، هارولد!

05:24.006 --> 05:25.431
‫هر دو از یه خونـیم.

05:25.901 --> 05:28.901
‫تازه دختره از هر لحظه‌ش لذت برد.

05:28.901 --> 05:30.341
‫من خودم رو قاطی کارهات نمی‌کنم.

05:30.341 --> 05:32.341
‫الان بقایای حمله‌ی
‫مِرسیایی‌ها رو پیدا کردم.

05:33.701 --> 05:35.181
‫پرت‌وپلا نگو.

05:35.181 --> 05:37.621
‫امروز صبح به یکی از
‫جاده‌های داوِر حمله شده.

05:37.621 --> 05:40.461
‫مِرسیایی‌ها از مرز ما رد شدن
‫و صلح‌نامه رو نقض کردن.

05:40.461 --> 05:41.826
‫از کجا می‌دونی اون‌ها بودن؟

05:41.851 --> 05:43.998
‫- شمشیرهاشون رو پیدا کردیم.
‫- تو خفه، توستیگ.

05:44.981 --> 05:48.221
‫- چکمه‌هام رو پیدا کن.
‫- باید به پدر بگیم.

05:48.221 --> 05:50.424
‫اگه هم‌نظر نباشیم، قبول نمی‌کنه.

05:50.691 --> 05:53.461
‫وقتی بهش گفتم، هوام رو داشته باش.

05:53.461 --> 05:54.781
‫فهمیدی؟

05:54.781 --> 05:57.621
‫- بله، فهمیدم.
‫- خوبـه.

06:08.777 --> 06:09.901
‫واقعاً که.

06:15.661 --> 06:17.425
‫اگه پدر این قضیه رو بفهمه

06:18.501 --> 06:20.701
‫تو رو بَدتر از دختره می‌کُنم.

06:23.786 --> 06:24.982
‫گُل‌پسر.

06:44.621 --> 06:46.821
‫- لعنتی.
‫- وقت به‌خیر، اودو.

06:46.821 --> 06:49.381
‫عع، ویلیام!
‫داشتم...

06:49.381 --> 06:50.421
‫می‌شاشیدم.

06:50.421 --> 06:52.541
‫توی جنگل قایم شدی تا نبرد تموم بشه؟

06:52.541 --> 06:54.654
‫این چه حرفیـه.
‫خجالت بِکش.

06:54.679 --> 06:57.021
‫درباره‌ی برادرت این‌طور فکر می‌کنی؟

06:57.166 --> 06:58.301
‫برادر ناتنی*

06:58.301 --> 07:01.781
‫- خب...
‫- دیروز دیدم که یواشکی رفتی لای درخت‌ها.

07:01.781 --> 07:03.498
‫آخه داشتم...

07:04.061 --> 07:05.901
‫ببین، موقع مرگ مادرم، بهش قول دادی

07:05.901 --> 07:07.021
‫که ازم مراقبت کنی

07:07.021 --> 07:08.981
‫پس به‌جاش خودم توی جنگ شرکت نمی‌کنم

07:08.981 --> 07:11.661
‫که دیگه توی زحمت نیُفتی.

07:11.661 --> 07:13.021
‫خدا خیرت بده.

07:13.021 --> 07:14.341
‫خواهش می‌کنم.

07:16.821 --> 07:18.301
‫این دیگه چی بود؟

07:18.841 --> 07:20.741
‫صدای پادشاهـه.

07:20.741 --> 07:22.741
‫- می‌شه من هم بیام؟
‫- نه، نمی‌شه.

07:38.668 --> 07:40.668
‫عجب روز زیبایی، پسرم.

07:43.156 --> 07:44.828
‫راحت باشید.

07:45.981 --> 07:50.061
‫چه روز زیباییـه برای
‫برازنده‌ترین فرزند نورماندی.

07:51.577 --> 07:53.417
‫- دل‌تنگ‌ت بودم.
‫- من همیشه دل‌تنگ توام.

07:56.908 --> 07:58.640
‫گذر زمان امون نمی‌ده.

07:59.541 --> 08:00.981
‫چرا بیشتر با هم وقت نمی‌گذرونیم؟

08:01.249 --> 08:04.247
‫آخه شما صبح‌تاشب مشغول شکاری.

08:04.381 --> 08:07.676
‫یه پادشاه دیگه باید چی‌کار کنه؟
‫همه‌ش بجنگه؟

08:08.254 --> 08:11.541
‫جنگ تخصص توئـه، ویلیام.
‫تو ازم ماهرتری.

08:12.453 --> 08:13.813
‫البته ماهرتر بودی.

08:13.861 --> 08:17.221
‫- دستت چی شده؟
‫- یه‌کم بهش استراحت دادم.

08:17.411 --> 08:18.611
‫دایی جان.

08:18.841 --> 08:20.501
‫بیرون از فرانسه چی‌کار می‌کنین؟

08:21.075 --> 08:25.018
‫بهم خبر دادن که با گوی
‫از منطقه‌ی برینی جنگیدی.

08:25.857 --> 08:27.628
‫اومدم سرِ بُریده‌ش رو ببینم.

08:28.021 --> 08:31.181
‫- داریش دیگه؟
‫- دست‌وپاش رو بستیم. زنده‌ست.

08:31.733 --> 08:34.181
‫- می‌تونم بابتش باج خوبی بگیرم.
‫- سرورم.

08:37.179 --> 08:38.579
‫اعلی‌حضرت.

08:38.991 --> 08:40.461
‫تشریف بیارین.

08:47.547 --> 08:49.021
‫فرار کرده.

08:49.402 --> 08:51.082
‫- گوی؟
‫- بله.

08:51.942 --> 08:53.102
‫لعنت بهش.

08:56.210 --> 08:57.261
‫اینجاست.

09:02.889 --> 09:03.929
‫من خوبـم.

09:04.679 --> 09:05.730
‫بلند شو ببینم!

09:08.981 --> 09:10.021
‫توضیح بده.

09:12.193 --> 09:13.901
‫گوی یه‌هو دیوونه شد.

09:14.274 --> 09:17.221
‫دست خودش رو
‫تا استخون قطع کرد که فرار کنه.

09:17.421 --> 09:18.483
‫رفته.

09:19.341 --> 09:21.421
‫با چشم‌های خودم دیدم.

09:23.141 --> 09:24.301
‫رفته.

09:25.205 --> 09:28.165
‫ولی چشم‌های من می‌بینه اینجا خونیـه.

09:30.941 --> 09:34.472
‫خون دیگه‌ای نمی‌بینم

09:34.681 --> 09:37.341
‫که از دست قطع‌شده‌ش باشه.

09:39.901 --> 09:42.536
‫- سرورم...
‫- چیـه؟ باهات معامله کرده؟

09:42.981 --> 09:44.186
‫نه.

09:44.341 --> 09:47.594
‫- می‌خواد بهت پول بده؟
‫- من دشمن‌تون نیستم، سرورم.

09:47.619 --> 09:49.645
‫درستـه.
‫دیگه نیستی.

09:55.749 --> 09:57.289
‫حواست نیست، ویلیام.

09:58.180 --> 10:02.341
‫چندنفر رو می‌فرستم که
‫گوی رو پیدا کنن تا این افتضاح جبران بشه.

10:05.781 --> 10:07.941
‫این‌همه راه فقط اومده
‫که سر گوی رو ببینه؟

10:08.122 --> 10:09.522
‫ظاهراً گوی یه‌چیزی می‌دونه.

10:41.825 --> 10:43.676
‫مِرسیایی‌ها از مرز رد شدن
‫و حمله کردن.

10:44.048 --> 10:45.341
‫امکان نداره.

10:45.916 --> 10:47.324
‫این فلز مِرسیایی‌هاست، پدر.

10:47.381 --> 10:49.421
‫من و توستیگ کُشته‌ها رو به چشم دیدیم.

10:49.421 --> 10:52.261
‫- کار مِرسیایی‌ها بود.
‫- این حرفت دیوونگیـه.

10:52.664 --> 10:54.861
‫مدرکی که جلوی
‫چشم‌تونـه رو باور نمی‌کنین؟

10:54.861 --> 10:57.901
‫یعنی می‌گی سه‌تا
‫اِرل بزرگ با هم صلح کردن

10:57.901 --> 11:01.661
‫و حالا مِرسیایی‌ها
‫تصمیم گرفتن نقضش کنن؟

11:01.661 --> 11:04.541
‫- چیزی که می‌دونم رو گفتم.
‫- آها.

11:07.141 --> 11:08.781
‫نظر تو چیـه، سووِین؟

11:11.861 --> 11:13.877
‫آره، به نظرم حق با شماست، پدر.

11:14.556 --> 11:16.725
‫این کار دیوونگیـه.

11:18.583 --> 11:19.623
‫عجب.

11:20.879 --> 11:23.559
‫اجازه بدین براتون
‫مدرک بیشتری بیارم، پدر.

11:23.741 --> 11:25.701
‫می‌خوای از مرز رد بشی
‫و خودت صلح‌نامه رو نقض کنی؟

11:25.701 --> 11:27.781
‫می‌خوای باز دَه سالِ دیگه
‫به جون هم بیُفتیم؟

11:27.781 --> 11:30.381
‫- اون‌ها زودتر نقض کردن!
‫- ببین!

11:33.141 --> 11:35.181
‫فکر کردی خودم شعور ندارم؟

11:35.531 --> 11:36.581
‫آره؟

11:36.609 --> 11:40.499
‫به‌عنوان اِرل وِسکس
‫تا الان به چهار پادشاه خدمت کردم

11:40.985 --> 11:43.954
‫و هیچ‌وقت مایه‌ی دردسرشون نشدم.

11:44.021 --> 11:47.061
‫این‌طوریـه که خونواده‌مون
‫پابرجا مونده، هارولد.

11:47.118 --> 11:49.013
‫چون قابل‌اعتمادیـم.

11:49.701 --> 11:51.621
‫این‌طوری می‌تونیم نظم برقرار کنیم.

11:51.621 --> 11:54.501
‫اگه زمام اِرل‌ها دستت باشه،
‫انگار انگلیس دستتـه.

11:54.810 --> 11:56.986
‫حالا هم که اِدوارد
‫با خواهرت ازدواج کرده

11:57.291 --> 12:00.941
‫و به‌خاطر اعتباری که دارم،
‫پادشاه شده.

12:01.131 --> 12:02.996
‫این یعنی معامله.

12:03.621 --> 12:06.783
‫معامله‌ای که نسل
‫وِسکسی‌ها رو وارد دربار می‌کنه.

12:06.879 --> 12:09.701
‫نمی‌ذارم چیزی مانع این بشه!
‫نمی‌ذارم!

12:09.787 --> 12:12.955
‫این داستان‌ها...
‫این‌ها چندتا راهزن بودن، هارولد.

12:14.023 --> 12:17.181
‫مراسم تاج‌گذاری نزدیکـه.
‫پس مراقب باش.

12:24.661 --> 12:25.683
‫مادر.

12:26.061 --> 12:27.329
‫مراقب باش.

12:36.397 --> 12:38.085
‫چرا این‌طوی به هارولد پریدی؟

12:39.239 --> 12:40.741
‫بَد نمی‌گه که.

12:41.007 --> 12:42.701
‫آخه حرف‌گوش‌کن نیست.

12:42.929 --> 12:45.576
‫هارولد به توجهت نیاز داره، نه سووِین.

12:46.273 --> 12:49.261
‫و وقتی حرف داره، باید بهش گوش کنی.

12:56.917 --> 12:58.932
‫اگه حق با اون باشه چی، گادوین؟

12:59.853 --> 13:01.506
‫بهش فکر کردی؟

13:03.265 --> 13:05.272
‫هارولد زیادی محتاطـه.

13:05.966 --> 13:07.998
‫برای یه رهبر ویژگی خوبیـه

13:08.293 --> 13:09.773
‫ولی نه وقتی صلح برقراره.

13:11.461 --> 13:13.741
‫این صلح مهم‌تر از این حرف‌هاست.

13:14.369 --> 13:15.656
‫پس توستیگ چی؟

13:16.051 --> 13:17.519
‫این چه سؤالیـه، زن؟

13:18.303 --> 13:19.613
‫توستیگ سوگلی خودتـه.

13:22.541 --> 13:26.181
‫زود باشین.
‫مراسم بزرگی در پیش داریم.

13:40.261 --> 13:43.021
‫واقعاً می‌خوای بری انگلیس؟

13:43.439 --> 13:44.821
‫اِدوارد پسرعمه‌ی ویلیام‌ـه

13:44.821 --> 13:46.701
‫و قراره پادشاه انگلیس بشه.

13:47.357 --> 13:48.781
‫یه پادشاه بیگانه.

13:49.427 --> 13:51.861
‫این یعنی دشمن‌مونـه.
‫متوجه نیستین؟

13:52.298 --> 13:53.701
‫شاید دشمن شما باشه.

13:53.777 --> 13:55.857
‫دشمن من، دشمن شما هم هست.

13:57.781 --> 13:59.981
‫من مخالفـم، دایی جان.

14:01.678 --> 14:02.831
‫ماتیلدا.

14:08.278 --> 14:10.478
‫مادر اِدوارد تا حالا
‫دوبار ملکه‌ی انگلیس بوده.

14:11.385 --> 14:13.301
‫یعنی با دو پادشاه مزدوج بوده.

14:15.221 --> 14:17.141
‫بهتره باهاش دشمنی نکنیم.

14:17.141 --> 14:19.901
‫وقتی اِدوارد پادشاه بشه،
‫مادرش دیگه قدرتی نداره.

14:19.901 --> 14:24.021
‫وقتی اِدوارد پادشاه بشه،
‫بانو اِما منبع قدرتش می‌شه.

14:27.221 --> 14:30.821
‫پدرت بهشون اعتماد نداشت، ویلیام.
‫چرا ما باید اعتماد کنیم؟

14:32.021 --> 14:34.301
‫وقتی پدرت مُرد، اون‌ها کجا بودن؟

14:34.898 --> 14:36.400
‫وقتی توی جوب زندگی می‌کردی

14:36.628 --> 14:39.221
‫و تو رو یه فرزند حروم‌زاده‌ی
‫بی‌خانواده صدا می‌زدن...

14:39.441 --> 14:43.021
‫یا وقتی از آدم‌کُش‌ها مخفی شده بودی
‫و نزدیک‌ترین کسانت بهت خیانت کردن...

14:43.476 --> 14:46.323
‫این اقوام انگلیسی‌ت
‫اون‌موقع کجا بودن؟

14:46.741 --> 14:48.861
‫من بودم که کنارت وایستادم.

14:49.003 --> 14:50.829
‫من ازت محافظت کردم

14:51.101 --> 14:53.101
‫و ازت یه دوک ساختم.

14:54.221 --> 14:56.221
‫تو هیچ ارزشی برای
‫این انگلیسی‌ها نداری.

14:56.306 --> 15:00.666
‫ما کنار تنگه‌ی مانش هستیم.
‫حماقتـه که بخوایم باهاشون دشمنی کنیم.

15:06.581 --> 15:09.181
‫فکر کردی جرئت دارن حمله کنن؟

15:09.867 --> 15:12.301
‫کدوم احمقی همچین کاری می‌کنه؟

15:12.415 --> 15:14.335
‫حق با ماتیلداست، هِنری.

15:15.517 --> 15:17.517
‫نمی‌شه دعوت‌شون رو رد کنم.

15:18.501 --> 15:22.381
‫بهتره توی چشم‌شون نگاه کنم،
‫جای این‌که بهشون پشت کنم.

15:23.063 --> 15:24.394
‫بعدش هم، هِنری...

15:25.604 --> 15:27.137
‫کدوم آدمی به پادشاه «نه» می‌گه؟

15:29.501 --> 15:30.619
‫پس...

15:31.657 --> 15:34.184
‫اگه تصمیمت رو گرفتی،
‫فقط می‌تونم برات آرزوی موفقیت کنم

15:34.209 --> 15:35.901
‫و به قضاوتت احترام بذارم.

15:36.558 --> 15:37.718
‫برو دیدنِ اقوامت.

15:39.199 --> 15:40.493
‫به من مربوط نمی‌شه.

15:42.661 --> 15:44.181
‫نگران گوی هم نباش.

15:44.181 --> 15:47.341
‫سربازهام پیداش می‌کنن.
‫فکر کن اصلاً وجود نداشته.

15:49.101 --> 15:52.577
‫فرانسه از نورماندی مثل برادر
‫کوچیک‌ترِ خودش محافظت می‌کنه.

15:54.031 --> 15:55.432
‫مراقب خودت باش.

16:01.127 --> 16:04.661
‫سرورم، به افتخار پیروزی‌مون
‫با ما نوشیدنی می‌خورین؟

16:07.586 --> 16:11.168
‫قراره یه‌روز دیگه زنده باشیم
‫تا طلوع خورشید رو ببینم.

16:11.865 --> 16:12.996
‫این یعنی پیروزی.

16:13.183 --> 16:14.423
‫به سلامتی زندگی!

16:14.489 --> 16:16.169
‫به سلامتی زندگی!

16:18.661 --> 16:20.621
‫نمی‌خوای به موسیقی‌شون گوش بدی؟

16:20.858 --> 16:23.458
‫نه، قبلاً همه‌ش رو شنیدم.

16:26.461 --> 16:28.701
‫این‌همه راه اومد
‫که مطمئن بشه گوی مُرده.

16:29.941 --> 16:33.101
‫چرا؟
‫مگه گوی چی می‌دونه؟

16:33.242 --> 16:36.042
‫و با انگلیس هم پدرکُشتگی داره.

16:36.279 --> 16:38.221
‫چرا می‌گه رفتن به انگلیس به ضررمـه؟

16:39.341 --> 16:41.301
‫چون به ضرر اونـه.

16:44.413 --> 16:45.525
‫تو برو انگلیس.

16:46.651 --> 16:49.007
‫- من گوی رو پیدا می‌کنم و ازش حرف می‌کِشم.
‫- مطمئنـی؟

16:50.455 --> 16:53.775
‫اودو رو با خودت ببر
‫و زودتر از هِنری پیداش کن.

16:54.282 --> 16:56.095
‫من منطقه رو بهتر از هِنری می‌شناسم.

16:57.701 --> 16:58.981
‫خیلی لطف می‌کنی.

17:00.501 --> 17:02.701
‫- خواهش می‌کنم.
‫- من که تشکر نکردم.

17:02.701 --> 17:05.301
‫نه، ولی توی دلت کردی.

17:05.443 --> 17:07.001
‫عع؟ نه بابا؟

17:07.729 --> 17:09.169
‫کجا با این عجله؟

17:13.346 --> 17:15.026
‫می‌خوای چی‌کار کنی؟

17:15.901 --> 17:19.141
‫- فکر کردی به این راحتی راضی می‌شم؟
‫- مطمئنـم.

17:20.853 --> 17:23.773
‫- فکر کردی چون دوک هستی، راضی می‌شم؟
‫- نه.

17:23.981 --> 17:27.888
‫- پس چرا بیخیال نمی‌شی؟
‫- فکر می‌کنم...

17:28.787 --> 17:32.581
‫تحت‌تأثیر قرار گرفتی که
‫پسرعمه‌م شده پادشاه انگلیس.

17:33.710 --> 17:36.630
‫حالا شد.
‫موسیقی من اینـه.

17:57.581 --> 17:58.981
‫به سلامتی پادشاه جدید!

18:02.309 --> 18:04.221
‫به سلامتی ملکه‌ی جدید.

18:09.021 --> 18:11.101
‫پدر هم همیشه می‌گه
‫از کله‌ت استفاده کن.

18:11.101 --> 18:12.981
‫من هم وقتی اِرل بشم،
‫از کله‌م استفاده می‌کنم.

18:12.981 --> 18:15.421
‫همه‌ی جوانب رو با دقت بررسی می‌کنم.

18:15.421 --> 18:17.000
‫نه بابا؟ همه‌ی جوانب؟

18:17.154 --> 18:18.685
‫بله، هارولد.
‫همه‌ی جوانب.

18:19.479 --> 18:20.661
‫عزیزم، بیا اینجا.

18:20.661 --> 18:22.901
‫- تو چی، هارولد؟
‫- هارولد که قرار نیست اِرل بشه.

18:23.261 --> 18:24.981
‫نگران نباش، سووِین.
‫من جایگاهت رو نمی‌خوام.

18:24.981 --> 18:27.061
‫هیشکی ازت نمی‌گیرش.

18:27.331 --> 18:30.828
‫موضوعات مهم‌تری
‫توی زندگی هست، مگه نه پدر؟

18:30.981 --> 18:32.261
‫عع، پس به حرف‌هام گوش می‌دی؟

18:32.450 --> 18:33.661
‫همیشه گوش می‌دم.

18:34.025 --> 18:36.381
‫- ببین چجوری لب‌هاش رو تکون می‌ده.
‫- گم شو، سووِین.

18:37.745 --> 18:41.625
‫موضوع مهم اینـه که
‫خواهرت با پادشاه مزدوج شده

18:42.251 --> 18:44.716
‫و دو روز دیگه تاج‌گذاری می‌شن.

18:45.182 --> 18:46.902
‫همه‌چی داره تغییر می‌کنه.

18:46.941 --> 18:48.082
‫همه‌چی.

18:48.141 --> 18:52.061
‫شاید پیر شده باشم،
‫ولی می‌دونم جنگ با آدم چی‌کار می‌کنه.

18:52.801 --> 18:57.446
‫داریم وارد عصری جدید می‌شیم.
‫موضوع خیلی مهمیـه.

18:58.199 --> 18:59.741
‫کجا داری می‌ری؟

19:03.889 --> 19:05.049
‫بده من.

19:06.933 --> 19:08.584
‫شمشیر رو دیدی؟

19:08.889 --> 19:11.249
‫قطعاً مال مِرسیاست.

19:11.357 --> 19:13.861
‫دفعه‌ی بعدی که قتل‌عام دیدی،
‫پول‌هاشون رو بردار.

19:18.261 --> 19:19.698
‫اون مَرده رو دیدی؟

19:19.920 --> 19:21.971
‫ضراب منطقه‌ی اوکلی‌ـه

19:21.996 --> 19:24.261
‫و داره زیادی خودنمایی می‌کنه.

19:24.318 --> 19:25.838
‫یه جای کارش می‌لنگه.

19:26.330 --> 19:29.101
‫- از کجا می‌دونی؟
‫- وقتی براش نوشیدنی ریختم، شنیدم.

19:29.474 --> 19:31.550
‫فکر کرده چون یه‌جفت سینه دارم،
‫گوش‌هام نمی‌شنوه.

19:31.741 --> 19:33.821
‫برو یه‌کم بهش فشار بیار تا بگه

19:33.821 --> 19:36.061
‫راهزن‌ها رو با پول
‫مِرسیایی خریدن یا نه.

19:37.061 --> 19:39.141
‫باید این رو به پدرم هم بگی.

19:41.781 --> 19:46.181
‫- ایدِت.
‫- من هم‌خون نیستم و بهم گوش نمی‌دن.

19:47.661 --> 19:51.341
‫تو هم مثل بقیه عضو این خونواده‌ای.

19:52.962 --> 19:54.221
‫سخت نگیر.

19:56.077 --> 19:57.209
‫بیا اینجا.

20:17.181 --> 20:19.461
‫می‌تونی بری، سارا.
‫ممنون.

20:21.024 --> 20:22.144
‫چطوری؟

20:22.607 --> 20:23.759
‫ببینش.

20:26.176 --> 20:28.048
‫چرا مِرسیایی‌ها همچین کاری کردن؟

20:28.073 --> 20:30.010
‫لطفاً اینجا از یه موضوع
‫دیگه حرف بزن، هارولد.

20:31.522 --> 20:32.619
‫ببخشین.

20:34.469 --> 20:35.785
‫از چی بگم؟

20:38.905 --> 20:40.741
‫دوست دارم بدونم
‫این دوتا به هم چی می‌گن.

20:46.544 --> 20:47.807
‫بیا ببینم!

20:51.860 --> 20:54.300
‫وقتی پدرم اولین بار من رو بغل کرد،
‫به نظرت چی دیده؟

20:55.845 --> 20:56.938
‫خودش رو دیده.

20:57.885 --> 20:59.005
‫فکر نکنم.

21:01.426 --> 21:04.546
‫- به نظرت پسرمون من رو چی می‌بینه؟
‫- یه محافظ.

21:10.021 --> 21:11.861
‫قول دادم که ازتون مراقبت کنم، ایدِت.

21:22.849 --> 21:27.021
‫ازدواج دانمارکی یا کلیسایی
‫برای من فرقی نداره.

21:29.021 --> 21:30.701
‫ولی برای پدرت فرق داره.

21:30.701 --> 21:33.301
‫نمی‌ذارم من رو با یکی دیگه
‫توی کلیسا مزدوج کنه.

21:33.301 --> 21:35.261
‫هیچ‌وقت نمی‌ذارم.

21:36.381 --> 21:37.861
‫گادوین همیشه به خواسته‌ش می‌رسه.

21:37.861 --> 21:40.221
‫اگه بخواد ازم خلاص بشه...

21:40.221 --> 21:41.261
‫نمی‌شه.

21:42.821 --> 21:44.101
‫نمی‌ذارم.

21:45.941 --> 21:46.981
‫بهت قول می‌دم.

21:47.259 --> 21:51.061
‫نمی‌خوام مثل خواهرم
‫توی جوب‌های مِرسیا بمیرم.

21:51.471 --> 21:54.040
‫توی این دنیا به زن‌ها اهمیت نمی‌دن.

21:54.201 --> 21:56.661
‫- مَردها هم تنوع‌طلبـن.
‫- من نیستم.

21:57.042 --> 21:59.008
‫حتی اگه چشم‌هام رو دربیاری،
‫باز هم...

21:59.033 --> 22:01.941
‫- برات ارزش دارم؟
‫- برام ارزش داری.

22:07.782 --> 22:11.661
‫[ منطقه‌ی داوِر ]

22:45.618 --> 22:48.805
‫حتی جاده‌های این
‫جهنم‌دره رو تمیز نگه نمی‌دارن.

22:49.621 --> 22:50.901
‫مراقب باشین.

24:35.233 --> 24:36.417
‫اینجا چه خبره؟

24:36.442 --> 24:37.701
‫لندن از اون‌طرفـه.

24:37.929 --> 24:39.089
‫تو کی هستی؟

24:42.537 --> 24:43.777
‫داری ازشون دزدی می‌کنی؟

24:45.101 --> 24:46.261
‫نه.

24:50.086 --> 24:51.208
‫قضیه چیـه؟

24:52.133 --> 24:53.436
‫خیلی خوش‌شانسـین.

24:54.252 --> 24:56.461
‫آخرین باری که این اتفاق افتاد،
‫اینجا قتل‌عام شد.

24:56.698 --> 24:58.361
‫پس خدا رو شکر که شما اومدی.

24:58.621 --> 25:00.861
‫بله.
‫خدا رو شکر.

25:04.021 --> 25:05.156
‫ویلیام...

25:12.461 --> 25:13.901
‫چیزیت نشد؟

25:15.511 --> 25:16.581
‫نه.

25:17.009 --> 25:18.416
‫سربازهامون؟

25:20.021 --> 25:21.221
‫مُردن.

25:25.113 --> 25:28.800
‫[ فرانسه ]

25:31.623 --> 25:32.963
‫آفرین، فیلیپ.

25:39.623 --> 25:40.925
‫دختره پیداش کرد؟

25:42.101 --> 25:43.559
‫هنوز نه، سرورم.

25:53.943 --> 25:55.220
‫شما هم پیدا نکردین.

25:55.861 --> 25:56.981
‫سریع تمومش کنین.

25:57.371 --> 25:59.719
‫گویِ برینی رو پیدا کنین.

26:04.581 --> 26:08.301
‫گویِ برینی کیـه، بابا؟

26:09.212 --> 26:10.788
‫قبلاً بهم خدمت می‌کرد.

26:11.336 --> 26:13.314
‫خیلی وقت پیش.

26:19.215 --> 26:20.251
‫آفرین.

26:23.425 --> 26:27.881
‫[ لندن ]

26:43.101 --> 26:45.861
‫سرورم، دوک ویلیام
‫از نورماندی شرف‌یاب شدند.

26:48.621 --> 26:51.301
‫- اِدوارد.
‫- ویلیام.

26:52.785 --> 26:53.953
‫بالاخره اومدی.

26:54.525 --> 26:55.943
‫می‌دونستم می‌آی.

26:58.021 --> 27:01.261
‫رقبای قدیمی و دشمن‌های جدید.

27:02.805 --> 27:04.224
‫ارتباط خونی همیشه پیروزه.

27:05.213 --> 27:06.293
‫می‌دونستم.

27:07.260 --> 27:08.390
‫به چشم دیدم.

27:08.976 --> 27:10.336
‫به نظر حالت خوبـه.

27:10.956 --> 27:12.636
‫ویلیام از نورماندی.

27:12.741 --> 27:14.181
‫چقدر خوش‌حالم کردی.

27:15.181 --> 27:18.061
‫بذار برادرزاده‌م رو ببینم.

27:21.186 --> 27:24.141
‫بله، هنوز هم شبیه برادرمـی.

27:24.421 --> 27:27.541
‫و پیروزی‌هات...
‫پیروزی‌های شگفت‌انگیزت...

27:27.541 --> 27:28.981
‫شرمنده می‌کنین، بانو اِما.

27:28.981 --> 27:30.701
‫نه، افتخار دادی که اومدی.

27:30.701 --> 27:33.301
‫با حضورت مفتخر شدیم.

27:33.921 --> 27:35.701
‫امشب با ما هم‌سفره باش.

28:02.874 --> 28:03.898
‫هارولد.

28:13.156 --> 28:14.621
‫کجا بودی؟

28:17.947 --> 28:20.107
‫این دیگه نشون می‌ده
‫نیم‌کاسه‌ای زیر کاسه‌ست.

28:21.184 --> 28:22.421
‫سکه‌های مِرسیایی.

28:22.706 --> 28:24.261
‫همراه یکی از راهزن‌ها بود.

28:24.623 --> 28:27.221
‫مِرسیایی‌ها دارن
‫به سرزمین‌مون حمله می‌کنن.

28:27.221 --> 28:29.501
‫این امنیت وِسکس رو
‫به خطر می‌ندازه، پدر.

28:30.214 --> 28:33.141
‫این فقط نشون می‌ده چقدر گستاخـی.

28:34.461 --> 28:38.461
‫وقتی دستور می‌دم،
‫باید ازش پیروی کنی.

28:39.248 --> 28:41.781
‫یه اِرل بهت دستور داده.

28:45.061 --> 28:46.601
‫که چی‌کار کنم، پدر؟

28:47.250 --> 28:48.490
‫چشم‌پوشی کنم؟

28:48.515 --> 28:49.901
‫کِی تموم می‌شه؟

28:50.181 --> 28:52.701
‫باید چی‌کار کنم که بهم گوش بدین؟

28:52.934 --> 28:55.541
‫چی‌کار کنم که من رو درک کنین؟

28:55.938 --> 28:57.621
‫تمومش کن.

28:58.781 --> 29:00.221
‫بهم قول بده.

29:02.956 --> 29:04.189
‫زود باش.

29:08.007 --> 29:09.125
‫بگو.

29:33.056 --> 29:35.661
‫پول مِرسیایی که تازه هم ساخته شده.

29:37.221 --> 29:39.501
‫پدرت چی گفت؟
‫چی شده؟

29:40.177 --> 29:41.861
‫ازم قول گرفت که دیگه دنبالش نرم

29:41.861 --> 29:43.301
‫و بیخیال باشم.

29:43.951 --> 29:45.050
‫اگه زیر سر مِرسیا باشه

29:45.075 --> 29:47.621
‫- بچه‌هامون توی خطر می‌افتن.
‫- عقلش رو از دست داده.

29:47.621 --> 29:49.901
‫هارولد، وقتی به پدرت قول دادی

29:49.901 --> 29:52.021
‫- دروغ گفتی دیگه؟
‫- نمی‌تونم درکش کنم.

29:52.021 --> 29:53.461
‫حرف بزن، هارولد.

29:53.687 --> 29:56.381
‫همین‌الان بگو تا بشنوم...

29:56.381 --> 29:57.504
‫دروغ گفتی دیگه؟

29:58.261 --> 30:00.152
‫بله، معلومـه که دروغ گفتم.

30:00.941 --> 30:04.141
‫اولویت با بچه‌هامونـه، درستـه؟

30:06.543 --> 30:07.941
‫اولویت با بچه‌هامونـه.

30:08.131 --> 30:09.491
‫اولویت اون‌هائـن.

30:15.021 --> 30:19.741
‫کلکسیونی از کودکی‌مون در نورماندی.

30:21.021 --> 30:24.301
‫سراسر اروپا همیشه همراهم بوده.

30:25.581 --> 30:26.941
‫این رو یادتـه؟

30:28.541 --> 30:33.141
‫ایشون ملکه‌ی من هستن، گون‌هیلد.

30:34.741 --> 30:35.959
‫زیبا نیستن؟

30:37.123 --> 30:38.203
‫مناسب ملکه‌بودن.

30:42.514 --> 30:43.566
‫بفرمایید.

30:46.776 --> 30:48.141
‫غذای بیشتری بیارین!

30:56.773 --> 30:59.701
‫- مگه دیگه کی می‌آد؟
‫- فقط مایـیم.

31:02.821 --> 31:05.056
‫پسرم اِیتل باید پادشاه می‌شد.

31:05.780 --> 31:07.199
‫واسه این منصب به دنیا اومده بود.

31:07.351 --> 31:10.221
‫ولی روزگار همیشه
‫با آدم شوخی داره، مگه نه؟

31:13.815 --> 31:15.015
‫ببینش.

31:15.697 --> 31:20.097
‫خیلی شبیه پادشاه‌هایـی، نه؟
‫آره، خیلی.

31:21.891 --> 31:25.588
‫اِیتل اراده‌ی پدرش رو داشت...

31:26.621 --> 31:28.661
‫و قیافه‌ی پدرش هم به اِدوارد رسید.

31:30.421 --> 31:34.701
‫ولی می‌بینیم که قدرت
‫برادرم از درونت فوران می‌کنه، ویلیام.

31:35.941 --> 31:39.021
‫به امید اتحادی بزرگ بین ما و شما.

31:39.429 --> 31:43.821
‫- چه با اطمینان گفتین.
‫- آخه هم‌خون‌ها دور هم جمع شدن.

31:44.112 --> 31:46.777
‫خون ما منبع قدرت اروپا می‌شه.

31:46.901 --> 31:48.701
‫پدرت هم همین رو می‌خواست.

31:48.796 --> 31:52.683
‫- تو می‌شی محافظ سلطنت من.
‫- سلطنت من.

31:53.501 --> 31:55.281
‫هیچ‌وقت قرار نبود تو پادشاه بشی.

31:56.163 --> 31:57.402
‫ولی دارم می‌شم.

31:58.901 --> 32:00.061
‫فردا.

32:08.807 --> 32:10.927
‫- به سلامتی پادشاه.
‫- به سلامتی پادشاه.

32:25.275 --> 32:26.461
‫ولش کن بره آشپزخونه.

32:27.340 --> 32:28.680
‫فردا خودش می‌فهمه.

32:28.987 --> 32:33.821
‫- کل خاندان خائنش می‌فهمن.
‫- خاندانش؟

32:34.298 --> 32:37.261
‫خاندان گادوین.
‫فردا حساب کار دست‌شون می‌آد.

32:38.263 --> 32:42.541
‫تو که کنارم باشی، می‌فهمن.

32:43.661 --> 32:46.701
‫پس نورماندی می‌شه بازوی انگلیس؟

32:47.781 --> 32:49.061
‫برای همین دعوت شدم.

32:49.527 --> 32:50.717
‫دقیقاً.

32:51.702 --> 32:53.880
‫ارتباط خونی‌مون کافیـه.

32:56.981 --> 32:59.981
‫متأسفانه اینجاموندن
‫دیگه از حوصله‌م خارجـه.

33:18.901 --> 33:20.061
‫شب به‌خیر.

33:24.449 --> 33:25.689
‫می‌شنوی؟

33:27.554 --> 33:30.714
‫مادر خبر نداره، ولی من می‌شنوم.

33:34.701 --> 33:36.381
‫بهم می‌گه در آرامشـه.

33:39.221 --> 33:40.624
‫مادر نمی‌دونه.

33:52.365 --> 33:54.301
‫این انگشت سَنت سوییتین‌ـه.

33:55.155 --> 33:56.261
‫واقعاً؟

33:57.837 --> 34:01.597
‫توی بهشت دم گوش خدا نشسته.

34:03.621 --> 34:07.821
‫من با اون حرف می‌زنم
‫و اون هم با خدا.

34:09.663 --> 34:10.983
‫و بعد به من جواب می‌دن.

34:16.343 --> 34:19.223
‫کشتی‌ت رو از داوِر دور کن.

34:20.423 --> 34:22.661
‫بعداً خودت ازم تشکر می‌کنی، پسردایی.

34:26.021 --> 34:27.661
‫مگه چی شده، اِدوارد؟

34:28.581 --> 34:31.221
‫این هدیه‌ی من به توئـه.

34:32.923 --> 34:36.003
‫هرچه سریع‌تر کِشتی‌ت رو دور کن.

34:47.273 --> 34:48.633
‫مثلاً محافظ منـی؟

34:50.055 --> 34:51.323
‫تلاشم رو می‌کنم.

34:52.701 --> 34:56.901
‫اینجا بوی گند گذشته رو می‌ده.

34:58.821 --> 35:02.381
‫حق با هِنری بود.
‫اشتباه کردم اومدم.

35:05.090 --> 35:06.901
‫راه بیُفت برو داوِر.

35:07.548 --> 35:09.821
‫کِشتی‌مون رو ببر جنوب، به پیوِنزی.

35:11.262 --> 35:14.302
‫به‌محض این‌که تاج‌گذاری تموم شد،
‫از این خراب‌شده می‌ریم.

35:14.863 --> 35:16.051
‫چه بهتر.

35:17.621 --> 35:19.661
‫حالم از اون کشیش‌های
‫تخمی به هم می‌خوره.

35:53.853 --> 35:57.021
‫اینجاست!
‫گویِ برینی اینجاست!

35:58.786 --> 36:03.188
‫[ منطقه‌ی نورماندی ]

36:19.329 --> 36:22.701
‫دستت رو بزنم یا پا؟

36:22.701 --> 36:23.741
‫نه!

36:25.480 --> 36:28.680
‫حق این رو دارم که با پول معاوضه بشم.

36:32.414 --> 36:34.821
‫یه سؤال ساده پرسیدم: دست یا پا؟

36:37.821 --> 36:39.878
‫- چهارتا رو قطع کنین.
‫- چَشم.

36:39.902 --> 36:41.101
‫صبر کنین! صبر کنین!

37:14.287 --> 37:16.421
‫سیوارد، اِرل نورتامبریا.

37:16.804 --> 37:17.941
‫اِرل سیوارد.

37:18.299 --> 37:19.559
‫بانو اِما.

37:25.521 --> 37:27.741
‫مورکار، اِرل مِرسیا.

37:28.449 --> 37:30.621
‫- اِرل مورکار.
‫- بانو اِما.

37:31.545 --> 37:32.723
‫اوضاع برقراره؟

37:34.330 --> 37:37.181
‫- مِرسیا عالی عمل کرده.
‫- خوبـه.

37:38.200 --> 37:39.491
‫- فقط این‌که...
‫- باشه بعداً.

37:41.821 --> 37:44.061
‫گادوین، اِرل وِسکس.

37:46.187 --> 37:48.101
‫- اِرل گادوین.
‫- بانو اِمای عزیز.

37:48.576 --> 37:50.994
‫ایشون برادرزاده‌م،
‫ویلیام از نورماندی هستن.

37:51.177 --> 37:52.981
‫مطمئنـم اسمش رو شنیدین.

37:53.819 --> 37:55.019
‫معروف به «زلزله‌ی آندژو».

37:55.879 --> 37:57.717
‫«فاتح نبرد وال‌اِس‌دون».

37:58.136 --> 38:00.421
‫اروپا با اسمش به لرزه درمی‌آد.

38:00.421 --> 38:02.341
‫از پیروزی‌هات شنیدم.

38:02.722 --> 38:04.141
‫پیروزی‌های بی‌نظیر.

38:04.420 --> 38:06.461
‫بانو اِما، گون‌هیلد کجاست؟

38:06.756 --> 38:08.814
‫می‌خوام قبل‌از تاج‌گذاری،
‫خواهرم رو ببینم.

38:09.157 --> 38:11.941
‫ملکه امروز توی مراسم حضور ندارن.

38:12.328 --> 38:16.461
‫یعنی چی؟
‫دخترم قرار نیست تاج‌گذاری بشه؟

38:16.461 --> 38:22.421
‫بله. متأسفانه، از شدت
‫هیجان تب کرده و توی بستره.

38:22.619 --> 38:24.101
‫هنوز هم ملکه‌ی پسرمـه.

38:24.101 --> 38:25.621
‫بهتره که باشه.

38:26.253 --> 38:28.587
‫درهرصورت می‌خوام ببینمش.

38:29.061 --> 38:30.861
‫امروز ملکه استراحت می‌کنه.

38:37.961 --> 38:39.032
‫ایدِت.

38:44.461 --> 38:47.861
‫- باهاش حرف می‌زنم.
‫- اگه دروغ باشه، نمی‌ذارن نزدیکش بشی.

38:47.908 --> 38:50.221
‫حتی اگه باشه،
‫از تو بهش نزدیک‌تر می‌شم.

38:51.621 --> 38:56.741
‫... از پادشاهی‌ام تا بتوانم

38:57.181 --> 39:00.021
‫بی‌عدالتی و خیانت را ریشه‌کن کنم.

39:00.021 --> 39:02.381
‫باید حتماً بنویسم و بذارم جلوی چشمت؟

39:02.381 --> 39:04.341
‫- حفظ کن دیگه، اِدوارد.
‫- باشه. باشه.

39:05.994 --> 39:07.394
‫- و...
‫- ببین.

39:08.581 --> 39:12.981
‫وقتی مردم عصبانیت
‫خاندان گادوین رو ببینن

39:13.132 --> 39:15.772
‫- هر اتفاقی توی داوِر بیُفته، باور می‌کنن.
‫- خودم می‌دونم.

39:20.969 --> 39:23.552
‫اعلی‌حضرت، زمانش رسیده.

39:42.311 --> 39:44.461
‫می‌تونم به روش‌های
‫مختلفی ازت بپرسم، گوی.

39:44.801 --> 39:46.861
‫هِنری فکر می‌کنه چی رو مخفی کردی؟

39:49.834 --> 39:51.234
‫یه روش دیگه رو امتحان کنیم؟

39:54.741 --> 39:56.245
‫هِنری فکر می‌کنه چی رو مخفی کردی؟

40:03.063 --> 40:04.548
‫دوک رابرت!

40:06.175 --> 40:09.571
‫- دوک رابرت؟
‫- پدر ویلیام رو می‌گه؟

40:09.595 --> 40:10.867
‫به قتل رسید.

40:11.764 --> 40:16.130
‫نه، دوک رابرت توی مسیر
‫برگشت از سرزمین مقدس از دنیا رفت.

40:15.606 --> 40:16.148
‫(«سرزمین مقدس»: فلسطین امروزی.)

40:16.181 --> 40:18.261
‫- اسهال خونی داشتن.
‫- کی کُشتش؟

40:20.701 --> 40:22.221
‫کی کُشتش؟

40:25.576 --> 40:26.683
‫من.

40:28.020 --> 40:29.140
‫چرا؟

40:32.632 --> 40:36.232
‫رابرت می‌خواست با خواهرش متحد بشه.

40:37.025 --> 40:38.181
‫بانو اِما.

40:38.181 --> 40:40.016
‫اتحاد بین نورماندی و انگلیس؟

40:40.661 --> 40:43.941
‫این اتحاد هِنری رو می‌ترسونه.

40:45.295 --> 40:46.375
‫ادامه بده.

40:46.613 --> 40:49.773
‫هِنری دستور قتل رابرت رو داد.

40:50.661 --> 40:52.461
‫از من استفاده کرد

40:54.495 --> 40:55.866
‫ولی دستور اون بود.

40:57.461 --> 41:01.021
‫پادشاه هِنری دستور قتلش رو داد.

41:11.683 --> 41:13.683
‫دوک‌بانو ماتیلدا، گوی رو پیدا کرده.

41:17.653 --> 41:18.853
‫حیف شد.

41:21.817 --> 41:23.381
‫سربازها مستقر شدن؟

41:23.609 --> 41:27.049
‫طبق فرمایش‌تون،
‫توی مرزهای نورماندی هستن.

41:29.445 --> 41:30.640
‫حمله کنین.

41:31.202 --> 41:32.606
‫نورماندی رو بگیرین.

41:37.360 --> 41:40.200
‫ویلیام رو پیدا کنین و بُکشینش.

41:41.321 --> 41:44.141
‫و سرش رو برام بیارین.

42:35.900 --> 42:39.781
‫برای ملکه داروی گیاهی آوردم.
‫تب دارن.

42:40.075 --> 42:41.523
‫می‌دونین که تب دارن؟

42:47.951 --> 42:50.021
‫ایدِت، باورم نمی‌شه اینجایـی.

42:50.021 --> 42:51.029
‫گون‌هیلد.

42:53.341 --> 42:55.261
‫- چی شده؟ گفتن مریض شدی.
‫- می‌دونم.

42:55.261 --> 42:58.032
‫دروغ گفتن، ایدِت.
‫همه‌چی دروغ بوده.

42:58.327 --> 43:00.072
‫اِدوارد نمی‌خواد
‫از من وارث داشته باشه.

43:00.101 --> 43:02.181
‫حتی روز عروسی‌مون هم‌خوابه نشدیم.

43:02.478 --> 43:03.861
‫- باید به هارولد بگیم.
‫- صبر کن.

43:04.744 --> 43:05.966
‫یه‌چیز دیگه هم هست.

43:06.719 --> 43:11.443
‫قسم می‌خوری که دزدی
‫و هر عمل نادرستی را منع کنی

43:12.148 --> 43:14.621
‫و در تمام شرایط

43:14.996 --> 43:17.141
‫عدالت و درستی را برپا کنی؟

43:17.495 --> 43:19.901
‫قسم می‌خورم.

43:35.937 --> 43:37.221
‫زنده باد پادشاه!

43:37.575 --> 43:39.261
‫زنده باد پادشاه!

43:39.539 --> 43:42.960
‫زنده باد پادشاه!
‫زنده باد پادشاه!

43:43.321 --> 43:44.821
‫با مِرسیا نقشه ریختن؟

43:44.821 --> 43:47.021
‫حمله‌ها به دستور بانو اِما بوده.

43:47.021 --> 43:49.141
‫می‌خواد وِسکس رو تحریک کنه

43:49.141 --> 43:50.741
‫تا ما صلح رو بشکنیم.

43:52.021 --> 43:56.781
‫به‌محض این‌که اِدوارد تاج‌گذاری کنه،
‫هیچی جلودارشون نیست.

43:57.039 --> 43:59.661
‫بانو اِما برای وِسکس
‫خواب دیگه‌ای دیده.

43:59.661 --> 44:01.541
‫این حکمت خداست

44:01.541 --> 44:07.101
‫که در قلمروش نسیم تازه‌ای بوزد.

44:08.252 --> 44:12.221
‫و بسیار برحق است که من، اِدوارد

44:12.221 --> 44:15.502
‫زمام مملکت را به دست بگیرم

44:16.255 --> 44:22.541
‫و خیانت و بی‌عدالتی را از بین ببرم.

44:24.524 --> 44:27.501
‫کسانی هستند که در کنار ما مانده‌اند

44:29.997 --> 44:32.821
‫و کسانی که به ما پشت کرده‌اند.

44:34.541 --> 44:37.621
‫آینده‌ی انگلیس آغاز شده.

44:40.621 --> 44:44.984
‫یک وارث انگلیسی هیچ‌وقت
‫از خون وِسکس نخواهد بود.

44:45.301 --> 44:46.341
‫هیچ‌وقت.

44:47.699 --> 44:51.501
‫اون‌وقت تخمش رو دارین که
‫از خیانت و بی‌عدالتی حرف بزنین؟

44:52.008 --> 44:53.541
‫تو بهم قول دادی.

44:54.167 --> 44:56.341
‫شما دیگه قابل‌اعتماد
‫نیستین، لُرد گادوین.

44:56.928 --> 44:58.410
‫جاده‌های شما از خشونت پُر شده.

44:58.435 --> 45:00.621
‫مردم شما آماده‌ان که قیام کنن.

45:00.621 --> 45:02.469
‫همه‌ش دروغـه!
‫شما که من رو می‌شناسین.

45:02.936 --> 45:05.061
‫سیوارد، مورکار، من رو می‌شناسین!

45:05.061 --> 45:07.421
‫با پادشاه حرفی داری،
‫سووِین گادوینسون؟

45:07.421 --> 45:09.341
‫بله، خیلی هم حرف دارم.

45:09.341 --> 45:12.381
‫این قضیه مایه‌ی شرمساریـه!

45:12.602 --> 45:14.221
‫خجالت بِکشین، بی‌صفت‌ها!

45:14.221 --> 45:15.981
‫آروم بگیر، پسر جون.

45:15.981 --> 45:17.901
‫اینجا جای قلدربازی نیست.

45:20.421 --> 45:23.781
‫اِرل گادوین حتی نمی‌تونه
‫بچه‌هاش رو کنترل کنه

45:23.781 --> 45:25.141
‫چه برسه به مردمش.

45:25.141 --> 45:28.301
‫- می‌خوای اِرل‌ها رو به جنگ بِکشونی!
‫- نه، گادوین.

45:28.301 --> 45:30.751
‫می‌خوام تو رو به زانو دربیارم!

45:32.541 --> 45:35.981
‫قدرت انگلیس دوباره
‫به جای درستش برگشته.

45:36.575 --> 45:37.941
‫به خاندان ما!

45:38.476 --> 45:40.885
‫حکومت پُرآشوب گادوین
‫امروز به پایان می‌رسه!

45:42.259 --> 45:45.621
‫ببین توی همچین
‫روز مقدسی چی‌کار کردی!

45:47.617 --> 45:48.836
‫نورماندی!

45:52.021 --> 45:53.381
‫آهای، نورماندی.

45:56.104 --> 45:58.384
‫- تو خبر داری؟
‫- به من مربوط نیست.

45:58.468 --> 46:01.127
‫- من نقشی ندارم.
‫- تو فامیل‌شونـی، پس یه‌چیزی می‌دونی.

46:01.712 --> 46:02.981
‫جونت رو بهم مدیونـی.

46:03.219 --> 46:05.458
‫چرا جونت رو برای
‫یه غریبه به خطر انداختی؟

46:05.781 --> 46:07.661
‫خب اونجا بودم دیگه.
‫تو بودی، نجاتم نمی‌دادی؟

46:07.765 --> 46:11.443
‫- مستقیماً نه. ریسک داشت.
‫- درهرصورت بهم مدیونـی.

46:12.417 --> 46:14.419
‫جلوی اِدوارد زانو نزدی.

46:14.981 --> 46:16.024
‫چی؟

46:16.221 --> 46:18.621
‫دیدمت که داشتی مقاومت می‌کردی

46:19.198 --> 46:20.994
‫و حتی موقع دعا چشم‌هات باز بود.

46:21.761 --> 46:23.907
‫مگه هرکی تاج می‌ذاره،
‫باید بهش احترام بذاریم؟

46:23.932 --> 46:25.261
‫این‌که منطقی نیست.

46:25.261 --> 46:26.863
‫برای یه پادشاه منطقیـه.

46:27.141 --> 46:30.021
‫اون به‌خاطر اینـه که
‫تاج بهش توهم قدرت می‌ده.

46:32.981 --> 46:35.061
‫اِدواد گفت کِشتی‌م رو از داوِر ببرم.

46:35.311 --> 46:36.511
‫از داوِر؟

46:36.536 --> 46:38.327
‫هر برنامه‌ای که داره،
‫اونجا اتفاق می‌افته.

46:38.661 --> 46:39.781
‫داوِر که مال ماست.

46:41.381 --> 46:42.830
‫حتماً نکته‌ش همینـه دیگه.

46:43.011 --> 46:45.621
‫دیگه مدیونت نیستم.
‫بی‌حساب شدیم.

46:57.581 --> 46:59.261
‫لذت می‌بری؟

47:02.261 --> 47:04.821
‫مناسب خودمـه، مادر.

47:21.301 --> 47:23.621
‫امروز تازه شروعش بود.

47:25.465 --> 47:27.181
‫وقتی کارم با گادوین تموم بشه

47:28.341 --> 47:31.341
‫خاندانش از روزگار محو می‌شن.

47:32.859 --> 47:35.741
‫حتی اسم‌شون توی تاریخ نمی‌مونه.

47:43.781 --> 47:46.821
‫- داوِر؟
‫- توی خیابون‌هاش شورش شده.

47:46.821 --> 47:49.061
‫می‌گن مردم خودمون شروعش کردن.

47:49.061 --> 47:52.701
‫کار مِرسیاست. پادشاه و مادرش
‫دستور دادن که ما رو تحریک کنه.

47:53.000 --> 47:55.750
‫می‌خوان نشون بدن که
‫وِسکس صلح‌نامه رو نقض کرده.

47:55.941 --> 47:58.381
‫تو بهشون این قدرت رو دادی، پدر.

47:58.381 --> 48:00.901
‫- تو اِدوارد رو پادشاه کردی.
‫- بهم قول داد.

48:00.901 --> 48:03.061
‫بهت گفتم مِرسیا حقه زده

48:03.381 --> 48:05.581
‫ولی به یه کلمه از حرف‌هام گوش ندادی.

48:07.021 --> 48:08.591
‫باید برم داوِر.

48:09.125 --> 48:10.731
‫شاید بتونم جلوی قضیه رو بگیرم.

48:48.741 --> 48:50.101
‫ویلیام.

48:52.657 --> 48:54.134
‫گوی حرف زد.

48:55.195 --> 48:57.462
‫گفت پدرت رو به دستور
‫پادشاه هِنری کُشته.

48:58.757 --> 49:00.190
‫تو باور کردی؟

49:00.323 --> 49:02.381
‫وقتی هِنری شنید گوی دست ماست

49:02.381 --> 49:04.261
‫با یه ارتش حمله کرد.

49:04.261 --> 49:05.433
‫نورماندی رو از دست دادیم.

49:06.661 --> 49:08.195
‫باید بریم، ویلیام.

49:11.498 --> 49:12.990
‫دارن از شرق می‌آن.

49:13.813 --> 49:14.933
‫سربازهای هِنری‌ان.

49:14.958 --> 49:16.358
‫باید فوراً بریم.

49:29.333 --> 49:34.357
‫ترجمه و زیرنویس از پوریا هزیمتی
‫∞ POORUYO ∞

49:34.586 --> 49:39.109
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

49:39.348 --> 49:43.871
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
