WEBVTT

00:00.021 --> 00:06.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

00:06.045 --> 00:12.045
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

00:16.937 --> 00:19.937
‫بررسیش کردم و مطمئنم، هری.

00:20.437 --> 00:21.646
‫پسرش؟

00:21.729 --> 00:24.771
‫آره، قاتل سریالی‌مون قطعاً خودشه.

00:24.854 --> 00:25.937
‫باشه.

00:27.521 --> 00:28.354
‫ممنون، بیاته.

00:28.437 --> 00:30.646
‫مظنونمون مارتین آمینوفه.

00:31.271 --> 00:33.896
‫یه شهروند نروژی ۴۳ ساله‌ست
‫که تو پراگ زندگی می‌کنه.

00:33.979 --> 00:35.646
‫سابقه محکومیت واسه قاچاق داره.

00:35.729 --> 00:39.271
‫به مادرش یه الماس داده که دقیقاً شبیه
‫هموناییه که رو جسد قربانیا پیدا کردیم.

00:39.354 --> 00:40.937
‫و طبق گفته مادرش، اون اومده اسلو

00:41.021 --> 00:43.812
‫تا تو همون تاریخایی که قتلا اتفاق افتاده،
‫به مادرش سر بزنه.

00:44.729 --> 00:46.521
‫- تو ویلا واله زندگی می‌کنه.
‫- مادرش؟

00:46.604 --> 00:48.812
‫آره، اون دقیقا زیر نقطه پنجمِ ستاره زندگی می‌کنه.

00:48.896 --> 00:50.437
‫امشب منتظرشه که بیاد.

00:50.521 --> 00:54.021
‫نیروی پشتیبان تو راه خیابون شوایگاره،
‫و ماشین منم همون نزدیکی پارکه.

00:56.396 --> 00:57.937
‫نه، وایسا، یه لحظه صبر کن!

00:59.896 --> 01:02.729
‫بشین. تا من نگفتم هیچ‌کس هیچ‌جا نمیره.

01:04.229 --> 01:05.562
‫و تمام واحدها رو عقب بکش.

01:06.229 --> 01:09.354
‫نمی‌خوام حتی یه ماشین پلیس
‫تو شعاع یک کیلومتری اون خونه باشه.

01:09.437 --> 01:13.021
‫باور کنین، اگه این یارو بوی دردسر به مشامش برسه،
‫دیگه شانس دومی نداریم.

01:13.604 --> 01:16.521
‫فالکید، تو و افرادت همین‌جا می‌مونین

01:16.604 --> 01:18.187
‫و منتظر دستور من می‌شین.

01:18.271 --> 01:20.104
‫- مگه نگفتی...
‫- گفتم منتظر دستور من باشین!

01:21.062 --> 01:23.646
‫مسئولیت با منه. اگه چیزی اشتباه پیش بره،
‫پای من وسطه.

01:23.729 --> 01:26.687
‫واسه همین می‌خوام خودم تنهایی حلش کنم. مفهوم بود؟

01:30.104 --> 01:30.937
‫هری.

01:31.479 --> 01:32.729
‫تو اینجا بمون، کارا رو دست بگیر.

01:39.229 --> 01:41.271
‫هوله، ما الان تو راهِ ویلا واله هستیم.

01:41.354 --> 01:43.604
‫- پشتیبانی رو لغو کن.
‫- لغو کنم؟

01:43.687 --> 01:47.437
‫- والر داره میاد. خودش هندلش می‌کنه.
‫- باشه، ولی ما پنج دقیقه با اونجا فاصله داریم...

01:47.521 --> 01:48.854
‫لغو کن. همین الان.

01:54.187 --> 01:57.437
‫- آلفا به تمام واحدها، عقب‌نشینی کنین.
‫- دریافت شد.

02:39.696 --> 02:44.696
ترجمه از رضا
RezaH

02:45.021 --> 02:50.021
«کاراگاه هوله»

03:09.521 --> 03:10.812
‫تو با خودت اسلحه می‌بری؟

03:12.021 --> 03:14.271
‫تو تحقیقاتی مثل این؟ آره.

03:16.312 --> 03:18.729
‫بهت گفت دقیقاً کِی میاد؟

03:18.812 --> 03:21.979
‫خب، گفت اولش باید یه کاری انجام بده.

03:22.062 --> 03:24.521
‫کلید درِ جلویی رو داره؟

03:25.396 --> 03:27.937
‫وقتی می‌دونم قراره بیاد، در رو قفل نمی‌کنم.

03:28.021 --> 03:30.646
‫- در قفل نیست؟
‫- نه.

03:47.021 --> 03:48.812
‫می‌تونی اسلحه‌تو بیاری پایین.

03:50.646 --> 03:53.021
‫- سلام.
‫- خانم آمینوف.

04:02.729 --> 04:05.979
‫- بقیه کجان؟
‫- فقط قراره خودمون باشیم.

04:13.896 --> 04:15.187
‫عقلتو از دست دادی؟

04:17.479 --> 04:20.896
‫- چی شده؟
‫- جلوی اون پنجره لعنتی وایسادی.

04:22.479 --> 04:24.479
‫- خب...
‫- چند وقته اونجا وایسادی؟

04:24.562 --> 04:27.021
‫آماتوربازی درنیار. خدای من.
‫برو تو آشپزخونه. همین الان.

04:27.896 --> 04:28.937
‫برو تو آشپزخونه.

04:32.646 --> 04:36.396
‫هر اتفاقی که افتاد همین‌جا می‌مونین، فهمیدین؟

04:58.271 --> 04:59.354
‫اون چیه؟

04:59.937 --> 05:02.646
‫طبقه چهارم، درِ سوم سمت راست.

05:09.146 --> 05:10.104
‫لعنتی...

05:15.312 --> 05:18.896
‫فالکید، تیمت رو آماده کن
‫بریزن تو واحد ۴۰۶

05:25.187 --> 05:28.271
‫- آلفا به چارلی 2، صدامو داری. تمام.
‫- چارلی 2 به گوشم.

05:29.062 --> 05:32.187
‫آماده ورود به آپارتمان ۴۰۶ بشین.
‫هوله الان تو راهه.

05:32.979 --> 05:33.854
‫دریافت شد.

05:36.604 --> 05:37.521
‫یه اسلحه بده بهم.

05:55.562 --> 05:57.521
‫«چهار هفته دیگه برمی‌گردم، ۷ جولای»

06:14.396 --> 06:15.687
‫- خالیه.
‫- خالیه!

07:02.437 --> 07:03.562
‫لعنتی...

07:30.146 --> 07:32.271
‫چرا فکر می‌کنی اینجاست، هری؟

07:33.604 --> 07:35.479
‫چون اینجا طبقه پنجمه.

07:50.979 --> 07:52.021
‫هوله؟

08:48.729 --> 08:50.937
‫بله؟ هری؟

08:51.521 --> 08:52.812
‫سلام، اشتباه می‌کردیم.

08:52.896 --> 08:56.104
‫تازه جسد ماریوس ولند رو در حالی که
‫توی پلاستیک پیچیده شده بود تو زیرشیروانی پیدا کردیم.

08:56.187 --> 08:57.896
‫اون قربانی بعدی نبود،
‫اولین قربانی بود،

08:57.979 --> 09:01.354
‫آمینوف با انگشت شست شروع کرده
‫و بعد بقیه دست رو پایین اومده.

09:02.396 --> 09:04.229
‫الان فقط انگشت کوچیکه مونده.

09:04.312 --> 09:05.687
‫مقصد بعدیش اینجاست.

09:06.604 --> 09:08.812
‫گیج شدم، بگو چرا والر اونجاست؟

09:08.896 --> 09:11.646
‫نیروهای ویژه کدوم گورین؟ قضیه چیه؟

09:13.354 --> 09:16.521
‫گفت نمی‌خواد فراریش بده.

09:20.187 --> 09:21.562
‫این عادی نیست.

09:21.646 --> 09:22.687
‫همین اطرافه،

09:23.396 --> 09:26.312
‫بهم گفت عقب وایسم
‫دقیقاً همونطوری که به تو گفت.

09:26.396 --> 09:28.604
‫هری، اینجا چه خبره؟

09:28.687 --> 09:29.812
‫نمی‌دونم.

09:31.437 --> 09:32.271
‫گوش کن.

09:33.562 --> 09:34.521
‫مراقب باش.

09:36.521 --> 09:37.479
‫باید قطع کنم.

10:43.396 --> 10:44.396
‫پلیس!

10:47.687 --> 10:49.562
‫اسلحه‌تو بنداز!

10:51.937 --> 10:53.771
‫همین الان اسلحه‌تو بنداز!

10:57.229 --> 11:00.062
‫این آخرین اخطارته!
‫اسلحه‌تو بنداز!

11:18.146 --> 11:19.812
‫تام، اون اسلحه نداره.

11:19.896 --> 11:21.687
‫داری چه غلطی می‌کنی؟

11:26.437 --> 11:30.604
‫الان اسلحه‌ای همره‌اش نیست
‫چون خودم قبلاً خلع سلاحش کردم.

11:35.146 --> 11:37.312
‫یالا! بهش دستبند بزن.

11:38.437 --> 11:40.979
‫وایسا رو به دیوار!
‫کیف رو بنداز.

11:42.771 --> 11:43.979
‫همین الان بندازش!

12:46.687 --> 12:49.979
‫دارم برمی‌گردم.
‫برمی‌گردم به رحمِ مادرم.

12:50.062 --> 12:54.479
‫اونجا، چاقومو برمی‌دارم
‫و راه خودمو با بریدن باز می‌کنم.

13:00.104 --> 13:03.312
‫بر پدرش لعنت، پسر.
‫این یارو یه روانی تمام‌عیاره، نه؟

13:04.729 --> 13:06.729
‫این آمینوف سابقه داره؟

13:10.729 --> 13:13.729
‫- اثر انگشتی پیدا کردین؟
‫- نه، هنوز نتیجه‌ای نیومده.

13:16.646 --> 13:18.646
‫مارتین آمینوف اعتراف کرده؟

13:18.729 --> 13:20.604
‫مظنون ما

13:20.687 --> 13:23.021
‫تازه دور اول بازجویی رو گذرونده،
‫پس یکم طول می‌کشه.

13:23.104 --> 13:26.312
‫سروان تام والر مسئولیتش رو بر عهده داره.

13:26.396 --> 13:30.729
‫همونطور که همه‌تون می‌دونین، بازجویی
‫ترکیبی از پیدا کردن حقیقت و جلب اعتماده.

13:30.812 --> 13:32.979
‫تا وقتی کارش تموم نشده،
‫نمی‌تونم اطلاعات بیشتری بدم.

13:33.062 --> 13:35.687
‫ولی حقیقت داره که هم اسلحه و هم الماس
‫تو وسایل آمینوف پیدا کردین

13:35.771 --> 13:38.354
‫و اون الماس‌ها از همون نوعی هستن
‫که رو جسد قربانی‌ها پیدا شده بودن؟

13:38.437 --> 13:40.229
‫- می‌تونم اینو تایید کنم، بله.
‫- نفر بعدی، روزنامه وی جی.

13:40.312 --> 13:43.729
‫قربان، راسته که وقتی جسد ماریوس ولند رو پیدا کردین
‫توی پلاستیک بسته‌بندی شده بود؟

13:45.062 --> 13:46.396
‫نمی‌تونم در این مورد جوابی بدم.

13:46.479 --> 13:50.187
‫ولی می‌تونین تایید کنین مردی که دستگیر کردین
‫همون قاتلِ پیک دوچرخه‌سواره؟

13:50.271 --> 13:54.187
‫این یه پرونده در جریانه،
‫واسه همین نمی‌تونم جزئیات بیشتری فاش کنم.

13:54.271 --> 13:57.146
‫ولی مگه حداقل خوشحال نیستین
‫که جستجو تموم شده؟

13:58.062 --> 14:00.437
‫این یه سوال انحرافیه و من گول نمی‌خورم.

14:01.271 --> 14:02.521
‫نفر بعدی، داگبلادت.

14:02.604 --> 14:04.354
‫درسته که شرایط دستگیریش

14:04.437 --> 14:06.646
‫توسط کارآگاه تام والر تا حدودی دراماتیک بوده؟

14:06.729 --> 14:10.896
‫نمی‌دونم، دراماتیک؟
‫من داشتم کارمو می‌کردم، همین.

14:11.646 --> 14:13.521
‫آیا قصد داشته در آینده بازم قتل انجام بده؟

14:13.604 --> 14:16.937
‫راستش گفتنش سخته، ولی ممکن بود این کارو بکنه.

14:20.229 --> 14:21.687
‫محض رضای خدا.

14:21.771 --> 14:23.062
‫تام الان یه ستاره‌ست.

14:23.562 --> 14:26.521
‫اون پلیسیه که یه تنه قاتل پیک دوچرخه‌سوار رو

14:26.604 --> 14:29.562
‫قبل از اینکه بتونه بره و قتل وحشتناکِ بعدیش رو
‫انجام بده، گیر انداخته.

14:32.187 --> 14:36.062
‫بچه‌ها، تو آپارتمان ماریوس ولند
‫اثر انگشت پیدا کردیم.

14:36.146 --> 14:39.312
‫با اونایی که تو مغازه و
‫تو خونه کامیلا لوئن بودن تطابق دارن.

14:39.396 --> 14:41.854
‫حالا همون سری اثر انگشت‌ها رو تو راه‌پله

14:41.937 --> 14:43.396
‫خونه لیسبت بارلی پیدا کردیم.

14:43.479 --> 14:45.146
‫با مارتین آمینوف تطابق دارن؟

14:45.229 --> 14:48.812
‫نه. بخش عجیبش همینه.
‫اثر انگشت‌ها مال ولنده.

14:50.437 --> 14:54.771
‫یعنی اون انگشت شست رو با خودش
‫به تمام صحنه‌های جرمی که پیدا کردیم می‌برده؟

14:54.854 --> 14:56.062
‫آره، ظاهراً.

14:58.896 --> 15:01.604
‫- چه ظریف.
‫- می‌شه اینطوری گفت.

15:03.896 --> 15:06.104
‫ما بعد از این قراره بریم باکسر تا جشن بگیریم.

15:06.187 --> 15:07.271
‫تو هم میای؟

15:07.354 --> 15:08.437
‫آره.

15:09.854 --> 15:10.854
‫تو میای؟

15:10.937 --> 15:14.229
‫نه، من قبلاً به اندازه یه عمر جشن گرفتم.

15:14.937 --> 15:17.104
‫گذشته بر این، دیگه تو تیم نیستم.

15:17.687 --> 15:20.729
‫- چی؟
‫- آره، امروز روز آخرمه.

15:22.021 --> 15:25.604
‫- خب به جاش می‌خوای چه غلطی بکنی؟
‫- یه کار متفاوت.

15:26.812 --> 15:29.146
‫یه کار کاملاً متفاوت.

15:31.562 --> 15:32.562
‫آره.

15:57.729 --> 15:59.896
‫تابستونی که بیست سالم شد،

15:59.979 --> 16:02.646
‫رفتم پایین به سمت استرومستاد
‫تا رفیقم سولو رو ببینم.

16:02.729 --> 16:06.271
‫ماشین قراضه باباشو دزدیدیم و روندیم تا اسلو.

16:07.312 --> 16:09.812
‫آه در بساط نداشتیم.

16:09.896 --> 16:14.187
‫پولمون به هتل نمی‌رسید،
‫واسه همین تو کیسه‌خواب تو پارک خوابیدیم.

16:14.271 --> 16:18.396
‫کل روز تو بلوار کارل یوهان
‫بالا و پایین می‌رفتیم و دنبال دختر بودیم.

16:19.646 --> 16:22.187
‫اولین سکسم رو تو همون کیسه‌خواب تجربه کردم.

16:23.979 --> 16:27.271
‫فکر کنم همون موقع بود که تصمیم گرفتم
‫این شهر بشه شهر من.

16:29.187 --> 16:30.896
‫ما بیست سالمون بود، ولی...

16:33.271 --> 16:34.812
‫حس می‌کردیم همه چی داریم.

16:39.479 --> 16:40.604
‫ماریوس ولند،

16:41.354 --> 16:42.521
‫باربارا اسوندسن،

16:42.604 --> 16:44.354
‫کامیلا لوئن، لیسبت بارلی.

16:44.437 --> 16:46.562
‫همه‌شون تو دهه بیست سالگیشون بودن که مردن.

16:46.646 --> 16:48.646
‫زندگی هنوز ناامیدشون نکرده بود.

16:51.479 --> 16:53.104
‫و با آمینوف حرف زدم.

16:53.187 --> 16:55.687
‫اون یه حرومزاده سرد و حسابگره،

16:55.771 --> 16:59.187
‫و واسه اینکه نیفته زندان خودشو می‌زنه به دیوونگی
‫و سر از تیمارستان درمیاره،

16:59.271 --> 17:02.979
‫و بعد حالش خوب می‌شه، پیشرفت می‌کنه،
‫و تا چشم به هم بزنی، مرخص می‌شه.

17:03.729 --> 17:04.562
‫

17:05.104 --> 17:06.604
‫وضعیت الان اینطوریه.

17:07.396 --> 17:10.146
‫ما دیگه کسی رو نداریم که آشغالا رو تمیز کنه

17:10.229 --> 17:13.437
‫همه فقط می‌روبنشون زیر فرش
‫و به زندگیشون می‌رسن.

17:14.021 --> 17:16.812
‫و وقتی کل خونه بو می‌گیره
‫همه خودشونو می‌زنن به شوک‌زدگی.

17:16.896 --> 17:21.687
‫گندش دراومده، پر از جونوره.

17:23.021 --> 17:26.271
‫پس بالاخره یکی باید شروع کنه به تمیز کردن این کثافتا

17:27.229 --> 17:28.979
‫تا بقیه بتونن نفس بکشن.

17:29.604 --> 17:30.854
‫می‌فهمی؟

17:31.687 --> 17:33.021
‫تا اینجاش آره.

17:34.771 --> 17:35.896
‫کاری که ما می‌کنیم همینه.

17:36.812 --> 17:38.187
‫ما آشغالا رو می‌بریم بیرون.

17:42.187 --> 17:43.896
‫وقت اولین مأموریتته.

17:44.562 --> 17:48.354
‫مام مشکلاتت... این همه‌شونو حل می‌کنه..

17:48.437 --> 17:50.104
‫کارتو پس می‌گیری.

17:50.812 --> 17:52.854
‫خب، داریم در مورد کی حرف می‌زنیم؟

17:52.937 --> 17:54.062
‫آمینوف.

17:54.979 --> 17:57.896
‫اون یه آشغاله. کَلَکش رو بکن.

18:05.271 --> 18:06.729
‫دعای خیرِ ژوزف.

18:07.771 --> 18:09.229
‫کاگ‌ب ساختش.

18:09.854 --> 18:14.062
‫بیشتر توسط سربازای چچنی وقتی که
‫اسیر می‌شدن و می‌خواستن خودکشی کنن

18:14.146 --> 18:15.187
‫استفاده می‌شد.

18:15.271 --> 18:16.729
‫دیواره سلول‌ها رنگی میشن،

18:16.812 --> 18:18.812
‫تمام سوراخ‌های بدن شروع می‌کنن به خونریزی

18:18.896 --> 18:20.937
‫و بعد تو عرض چند ثانیه از خونریزی می‌میری.

18:21.021 --> 18:23.604
‫نه بو داره نه مزه. یه آمپول تو یه لیوان.

18:24.271 --> 18:26.604
‫باید طوری به نظر برسه که خودکشی کرده.

18:26.687 --> 18:31.562
‫بعضی وقتا واسه محافظت از اکثریت
‫باید قانون رو دور بزنی یا بشکنی.

18:31.646 --> 18:33.562
‫جامعه به کارِ ما نیاز داره.

18:35.479 --> 18:37.521
‫آمینوف تا نیمه‌شبِ فردا تو بازداشتگاه می‌مونه.

18:37.604 --> 18:39.854
‫بعدش منتقلش می‌کنن.

18:40.646 --> 18:41.854
‫می‌دونن که داری میری اونجا.

18:52.354 --> 18:53.187
‫باشه.

18:53.771 --> 18:54.604
‫موفق باشی.

19:39.896 --> 19:44.062
‫هی، مامان! هری گل آورده!

19:47.271 --> 19:48.396
‫الان میام پایین!

20:01.104 --> 20:02.771
‫خیلی خوشگل شدی.

20:17.271 --> 20:18.354
‫آره، خب...

20:19.437 --> 20:20.479
‫ببخشید، من...

20:21.562 --> 20:22.396
‫ممنون.

20:30.437 --> 20:32.479
‫- آره.
‫- بیا اینا رو بذاریم تو آب.

20:32.562 --> 20:34.937
‫- خودم انجامش میدم.
‫- ایده بدی نیست.

20:36.104 --> 20:38.229
‫گل گرفتنم یه کم زیاده‌روی بود؟

20:38.896 --> 20:40.437
‫- یه جورایی.
‫- یه جورایی؟

20:50.354 --> 20:51.354
‫سلام، هری.

20:51.937 --> 20:54.021
‫هری. مایا اک، روزنامه آفتن‌پوستن.

20:54.937 --> 20:58.646
‫داریم از مردم می‌پرسیم نظرشون
‫در مورد دستگیریِ این مرد چیه.

20:58.729 --> 21:00.854
‫- نه، ممنون.
‫- مشکلی نیست. می‌فهمم.

21:00.937 --> 21:03.646
‫می‌خواستم یه چیز دیگه ازت بپرسم.
‫خیلی سریع.

21:03.729 --> 21:07.646
‫در نقشِ یه افسر پلیس
‫سال‌ها با تام والر کار کردی.

21:08.437 --> 21:10.521
‫- درسته؟
‫- من دیگه واسه پلیس کار نمی‌کنم.

21:10.604 --> 21:13.771
‫می‌فهمم. ولی وایسا می‌تونی چیزی راجع به تام بگی؟،

21:13.854 --> 21:14.979
‫هی، یه لحظه صبر کن.

21:15.687 --> 21:17.854
‫کارت ویزیت داری؟

21:20.687 --> 21:22.104
‫هر وقت خواستی بهم زنگ بزن، لطفاً.

21:23.646 --> 21:24.979
‫- هر وقت که شد.
‫- ممنون.

21:29.354 --> 21:31.854
‫گفتی دیگه واسه پلیس کار نمی‌کنی؟

21:33.229 --> 21:35.937
‫آره. دیروز آخرین روز کاریم بود.

21:38.104 --> 21:39.437
‫ولی برنامه بعدیت چیه؟

21:40.687 --> 21:42.021
‫می‌خوای چیکار کنی؟

21:43.479 --> 21:44.687
‫یه کار دیگه.

21:47.687 --> 21:51.187
‫توجه بفرمایید، اجرا پنج دقیقه دیگه شروع می‌شه.

21:51.271 --> 21:52.479
‫لطفاً سر جاتون بشینین.

21:52.562 --> 21:55.104
‫کسانی که بلیت رزرو شده دارن
‫تو ردیف‌های یک و دو هستن.

22:57.146 --> 23:01.479
‫داری بهم میگی نمایشنامه پیگمالیون
‫بیشتر در مورد اینه که چطور...

23:01.562 --> 23:06.271
‫آدما در نهایت هیچ‌وقت نمی‌فهمن
‫که چرا عاشق یکی می‌شن؟

23:08.229 --> 23:11.021
‫وقتی اینطوری میگی، ساده به نظر میاد.

23:11.104 --> 23:12.646
‫- خب، این چیزی بود که خودت گفتی.
‫- آره.

23:12.729 --> 23:15.979
‫آره. من زیاد اهل تئاتر نیستم.

23:24.687 --> 23:26.104
‫راستش، بهم یه پیشنهادی شد.

23:28.646 --> 23:31.812
‫و منم قبول کردم که تو شرکت شریک بشم.

23:35.854 --> 23:37.896
‫- تبریک می‌گم.
‫- ممنون.

23:41.812 --> 23:44.604
‫- همینو می‌خواستی بهم بگی؟
‫- نه.

23:47.896 --> 23:50.479
‫ببین، اولگ بهم گفت. می‌دونم اون شراب رو دزدیده.

23:51.604 --> 23:55.354
‫و تو کسی بودی که رفتی دنبالش و آوردیش خونه.

23:55.437 --> 23:59.562
‫و بعد بهم در مورد شرطی که با هم بستین گفت.

24:01.604 --> 24:03.271
‫قسم خورده که دیگه هیچ‌وقت...

24:03.979 --> 24:07.396
‫اگه تو هم نخوری، دیگه هیچ‌وقت مشروب نخوره.

24:09.521 --> 24:10.896
‫

24:12.687 --> 24:14.021
‫اون دوستت داره، هری.

24:15.979 --> 24:19.437
‫و این عشق مدام داره بیشتر می‌شه.

24:22.771 --> 24:24.187
‫می‌دونم که...

24:26.187 --> 24:28.021
‫شانس باهامون یار نیست.

24:30.687 --> 24:32.562
‫ولی امیدوارم بتونم تو اون شرط‌بندی شریک بشم.

24:37.729 --> 24:38.771
‫اگه خودت بخوای.

24:52.437 --> 24:53.687
‫و دوستت دارم.

25:08.021 --> 25:09.437
‫و تو هم دوستم داری؟

25:14.312 --> 25:15.229
‫آره...

25:18.562 --> 25:19.771
‫دوستت دارم.

25:26.062 --> 25:27.021
‫می‌دونستم.

25:30.021 --> 25:31.521
‫بیا بریم تو.

25:32.437 --> 25:33.687
‫هی...

25:35.687 --> 25:38.312
‫من باید برم یه کاری انجام بدم. ببخشید.

25:39.104 --> 25:40.896
‫- سر کار.
‫- اشکالی نداره.

25:41.896 --> 25:43.271
‫من درِ پشتی رو قفل نمی‌کنم.

25:44.521 --> 25:45.521
‫نه، باید قفلش کنی.

25:48.229 --> 25:49.146
‫درهاتو قفل کن.

25:50.479 --> 25:51.521
‫واسه امشب.

26:26.771 --> 26:30.896
‫- سلام، منم. می‌تونی دکمه ضبط رو بزنی؟
‫- حله، رئیس.

26:31.729 --> 26:32.896
‫انجام‌شده بدونش.

27:11.979 --> 27:12.812
‫گروث.

27:44.437 --> 27:45.771
‫حالت چطوره، آمینوف؟

27:46.896 --> 27:48.104
‫من سروان هوله‌ام.

27:50.021 --> 27:52.854
‫می‌شه دستاتو بدی به من؟

28:15.896 --> 28:18.021
‫این حقه پلیس خوبته؟

28:32.062 --> 28:34.354
‫واسه مردی که به جرم چهار تا قتل دستگیر شده

28:34.437 --> 28:36.229
‫به طرز عجیبی آرومی.

28:37.937 --> 28:39.146
‫کار من نبوده.

28:41.896 --> 28:45.854
‫ما یه الماس پیدا کردیم که دقیقاً با
‫اونایی که رو جسدها بود تطابق داره.

28:45.937 --> 28:47.521
‫یه چزکا زبروژوفکا هم پیدا کردیم،

28:47.604 --> 28:50.771
‫که دقیقاً همون اسلحه‌ایه که واسه
‫کشتن باربارا اسوندسن استفاده شده.

28:50.854 --> 28:54.271
‫گفتی موقع قتل‌ها تو پراگ بودی.

28:54.354 --> 28:55.187
‫ما هم چک کردیم.

28:55.271 --> 28:58.896
‫می‌دونم تو تمام اون تاریخ‌ها
‫یه توقف کوتاه تو اسلو داشتی.

28:58.979 --> 29:03.146
‫داری ادعا می‌کنی که دقیقاً ساعت ۵ عصر اون روزا
‫یه بهانه محکم برای غیبتت داری؟

29:06.271 --> 29:07.854
‫آره. منم همین فکر رو می‌کردم.

29:13.479 --> 29:14.521
‫چیز دیگه‌ای هم داری؟

29:16.521 --> 29:20.354
‫ردِ سوهان روی اسلحه‌هایی که
‫تو کیفت پیدا کردیم تقریباً همون شکلیه که

29:20.437 --> 29:23.646
‫تو یک سال گذشته روی تمام
‫اسلحه‌های تو خیابون پیدا شده.

29:25.146 --> 29:29.146
‫یعنی، تقریباً انگار یه جور باند قاچاقی هست

29:29.229 --> 29:30.729
‫که داره اینا رو وارد می‌کنه.

29:30.812 --> 29:32.562
‫تئوری جالبیه.

29:35.729 --> 29:37.562
‫واسه والر اسلحه قاچاق می‌کنی؟

29:37.646 --> 29:39.937
‫پلیس تو اینجور کارا دست داره؟

30:14.437 --> 30:17.521
‫وقتی والر دستگیرت کرد، دو تا اسلحه داشت.

30:17.604 --> 30:21.021
‫گفت یکیش اسلحه سازمانی خودشه
‫و اون یکی چزکای توئه.

30:21.104 --> 30:23.479
‫تو مسلح نبودی، مگه نه؟

30:30.062 --> 30:32.521
‫- سلام، مارتین.
‫- سلام، تام.

30:33.937 --> 30:34.937
‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟

30:36.521 --> 30:37.521
‫چه غلطی داری می‌کنی؟

30:38.354 --> 30:40.021
‫تام، این کارو نکن.

30:44.979 --> 30:46.229
‫موضوع چیه؟

30:50.271 --> 30:51.104
‫پلیس!

30:54.437 --> 30:56.687
‫و وقتی به والر گفتم

30:56.771 --> 30:59.812
‫که قاتل پیک دوچرخه‌سوار مارتین آمینوفه

31:00.771 --> 31:02.271
‫به نظر می‌رسید وحشت کرده.

31:03.354 --> 31:05.937
‫نه به خاطر اینکه ممکنه یه قتل دیگه اتفاق بیفته.

31:06.021 --> 31:08.604
‫نه، شما همدیگه رو می‌شناسید.

31:11.062 --> 31:12.437
‫و اون می‌ترسه.

31:14.354 --> 31:16.396
‫چون تو یکی از پادوهای اونی.

31:17.521 --> 31:19.771
‫و تام والر می‌دونه که اگه تو دادگاهی بشی

31:19.854 --> 31:22.187
‫واسه قتل‌هایی که جفتمون می‌دونیم تو انجام دادی

31:22.271 --> 31:26.187
‫هر کاری می‌تونی می‌کنی تا
‫یه معامله خوب واسه خودت جور کنی.

31:27.229 --> 31:30.896
‫همه‌چیز رو در مورد اون
‫و کل شبکه‌اش بهمون می‌گی.

31:32.604 --> 31:35.937
‫پس خیلی راحت‌تره که فقط یه سوراخ تو سرت ایجاد کنه.

31:40.187 --> 31:41.646
‫حرفمو باور نمی‌کنی.

31:53.229 --> 31:55.521
‫فکر می‌کنی تام والر الان نجاتت میده؟

32:00.521 --> 32:03.812
‫مثلاً به عنوان یه جور پاداش واسه وفاداریت.

32:07.437 --> 32:09.729
‫یا فکر می‌کنی اینقدر آتو ازش داری

32:09.812 --> 32:12.104
‫که می‌تونی بهش فشار بیاری تا کمکت کنه؟

32:14.646 --> 32:17.062
‫فکر می‌کردم آدم باهوشی هستی.

32:18.146 --> 32:21.396
‫تو تمام این مدت یه قدم از ما جلوتر بودی.

32:21.479 --> 32:24.104
‫ولی یه جورایی نتونستی از والر باهوش‌تر باشی.

32:32.354 --> 32:34.146
‫حق با توئه، باورت نمی‌کنم.

32:36.771 --> 32:38.229
‫چطور بود...

32:39.437 --> 32:40.354
‫آبه چطور بود؟

32:42.521 --> 32:44.104
‫خب، آبه دیگه.

32:44.187 --> 32:45.187
‫درسته.

32:45.271 --> 32:47.146
‫دعای خیرِ ژوزف.

32:55.771 --> 32:57.521
‫خالیه.

32:58.104 --> 32:59.229
‫نوش جان.

33:01.396 --> 33:02.312
‫چی؟

33:02.979 --> 33:05.021
‫هدیه‌ای از طرف تام والر.

33:12.979 --> 33:15.979
‫ببین، فکر می‌کنی کی تو رو
‫بدون نگهبان و بی‌دفاع اینجا گذاشته؟

33:17.021 --> 33:18.979
‫باید تو یه زندانِ فوق امنیتی می‌بودی.

33:19.062 --> 33:21.437
‫عوضش اینجایی، تو یه سلول بازداشتگاه معمولی.

33:22.187 --> 33:26.604
‫و این یعنی هر کسی که کارت پلیس داشته باشه
‫می‌تونه هر وقت دلش خواست بیاد و بره.

33:32.729 --> 33:34.437
‫می‌خوام باهات یه معامله بکنم.

33:34.521 --> 33:38.146
‫اگه تو ده دقیقه اولِ بعد از خوردنِ اون زهر
‫یکی از اینا رو بندازی بالا،

33:38.729 --> 33:40.937
‫شانس خیلی خوبی برای زنده موندن داری.

33:41.771 --> 33:44.229
‫می‌خوام علیه والر شهادت بدی.

33:44.896 --> 33:46.729
‫صبر کن.

33:47.437 --> 33:48.729
‫تیک، تاک.

33:48.812 --> 33:51.229
‫باشه، خیلی خب، بدش به من.
‫شهادت میدم، قول میدم.

33:51.312 --> 33:52.562
‫- می‌تونم بهت اعتماد کنم یا نه؟
‫- آره!

33:52.646 --> 33:53.729
‫از کجا بدونم؟

33:55.021 --> 33:57.521
‫باید قانعم کنی. فهمیدی؟

33:58.104 --> 33:59.104
‫حرف بزن.

33:59.979 --> 34:02.354
‫چون وگرنه از خونریزی می‌میری.

34:02.437 --> 34:04.937
‫تا حالا دیدی کسی با این کوفتی بمیره؟

34:05.896 --> 34:07.437
‫اولش، می‌رینی به خودت،

34:07.521 --> 34:10.937
‫و بعد از تمام سوراخای بدنت خون می‌زنه بیرون،
‫حتی از حدقه چشمات.

34:11.021 --> 34:14.062
‫آره، باشه. ببین، باشه،
‫می‌تونی بهم اعتماد کنی چون منطقیه.

34:14.937 --> 34:18.271
‫اگه امشب نمیرم، تام می‌فهمه که بهش خیانت کردم.

34:18.354 --> 34:20.479
‫بعد از اون، دیگه راه برگشتی وجود نداره.

34:20.562 --> 34:23.854
‫یا من می‌مونم یا اون. صاف و پوست‌کنده.
‫انتخاب دیگه‌ای ندارم.

34:24.437 --> 34:25.479
‫ادامه بده.

34:27.396 --> 34:31.187
‫اگه مجبور بشم اینجا بمونم،
‫هیچ شانسی واسه زنده موندن ندارم.

34:31.271 --> 34:35.396
‫حتی اگه قرص رو بهم بدی، یکی دیگه
‫کاری که تو شروع کردی رو تموم می‌کنه.

34:35.479 --> 34:38.229
‫آخه بی‌خیال، من فقط در صورتی زنده می‌مونم که...

34:39.646 --> 34:42.604
‫که دست والر رو بشه، دستگیر بشه و بیفته زندان.

34:42.687 --> 34:45.146
‫و تو تنها کسی هستی
‫که الان می‌تونی تو این راه کمکم کنی.

34:47.604 --> 34:49.437
‫آفرین. تبریک می‌گم.

34:49.521 --> 34:51.771
‫- پاشو، برگرد.
‫- قرص رو بده به من.

34:51.854 --> 34:53.729
‫نه، ما داریم می‌ریم. راه بیفت.

34:53.812 --> 34:55.479
‫قرص رو بده به من، لعنتی!

34:56.562 --> 35:00.062
‫این قرص فلونایپامه. واسه بی‌خوابیه.

35:01.104 --> 35:02.312
‫یالا، پاشو.

35:10.812 --> 35:13.396
‫آروم باش.

35:16.437 --> 35:18.229
‫ببین، من جای تو بودم نگرانش نمی‌شدم.

35:18.979 --> 35:22.312
‫از قبل کپسول رو تو سینک خالی کرده بودم.

35:23.354 --> 35:26.812
‫اگه مزه آب عجیب بود، می‌تونی بری
‫به سازمان آب و فاضلاب شکایت کنی.

35:50.271 --> 35:51.479
‫هی، چه خبره؟

35:52.062 --> 35:56.854
‫خب، بازداشتی باید واسه یه سری بازجویی
‫به طبقه ششم برده بشه.

35:56.937 --> 35:58.187
‫کجا رو باید امضا کنم؟

35:59.896 --> 36:01.271
‫کسی در این مورد چیزی به من نگفته بود، هری.

36:01.354 --> 36:05.062
‫خب، آره، ولی ما معمولاً اینجور چیزا رو
‫به شماها نمی‌گیم، گروث.

36:07.062 --> 36:07.937
‫ریلکس باش.

36:08.521 --> 36:10.687
‫یه تغییر برنامه کوچیکه. این یارو...

36:11.687 --> 36:15.604
‫داروهاش رو نمی‌خوره، واسه همین می‌خوایم
‫یه روش دیگه رو امتحان کنیم.

36:17.437 --> 36:19.104
‫کسی به من اطلاع نداد.

36:20.854 --> 36:21.771
‫درسته.

36:22.687 --> 36:23.771
‫معلومه که نه.

36:25.521 --> 36:27.521
‫اگه سوالای مهمت تموم شده،

36:27.604 --> 36:31.562
‫می‌شه دفتر ثبت زندانیات رو بیاری
‫تا جزئیات رو وارد و امضاش کنم؟

36:32.354 --> 36:33.271
‫به خاطر هدفمون.

36:52.937 --> 36:55.646
‫

37:13.562 --> 37:15.396
‫

37:28.646 --> 37:30.646
‫

37:44.104 --> 37:44.937
‫الو؟

37:45.021 --> 37:47.062
‫گروثم. یه ساعته دارم سعی می‌کنم باهات تماس بگیرم.

37:47.146 --> 37:49.146
‫آره، خب داشتم ورزش می‌کردم.

37:49.229 --> 37:52.146
‫آره، یه سوال داشتم. قرار بود
‫اون بازداشتی امشب منتقل بشه؟

37:52.229 --> 37:55.187
‫هوله اومد اینجا تا ببردش واسه بازجویی.

37:59.646 --> 38:00.604
‫لعنتی!

38:02.521 --> 38:03.396
‫لعنتی.

38:05.312 --> 38:06.187
‫لعنتی!

38:07.521 --> 38:08.437
‫حرومزاده!

38:29.187 --> 38:31.021
‫چرا هی ساعتت رو چک می‌کنی؟

38:33.937 --> 38:35.854
‫تا ببینم کِی شکار کردنمون رو شروع می‌کنن.

38:37.812 --> 38:38.979
‫کِی اتفاق می‌افته؟

38:41.896 --> 38:43.062
‫تقریباً همین الان.

38:49.062 --> 38:50.354
‫سلام.

38:50.437 --> 38:52.729
‫- حرومزاده.
‫- سلام، ببخشید؟

38:55.271 --> 38:58.229
‫- چی می‌خوای؟
‫- فقط می‌خواستم...

38:58.312 --> 39:00.187
‫می‌خواستم حتماً ازت تشکر کنم.

39:00.271 --> 39:01.771
‫واسه چی؟

39:01.854 --> 39:03.354
‫واسه الماسه.

39:24.687 --> 39:25.604
‫ممنون.

40:15.104 --> 40:16.062
‫بیاته لون.

40:16.729 --> 40:21.812
‫سلام، ببخشید اگه بیدارت کردم، بیاته.
‫من ماریا آمینوف هستم.

40:23.479 --> 40:25.937
‫- فکرم درگیر مارتین بود.
‫- خب؟.

40:26.021 --> 40:28.354
‫می‌خواستم بدونم کِی می‌تونم تو زندان به ملاقاتش بیام.

40:30.646 --> 40:32.646
‫تو این مرحله گفتنش خیلی سخته، ولی...

40:33.229 --> 40:35.979
‫بذار با چند تا از همکارام صحبت کنم
‫و بررسیش کنم و...

40:36.062 --> 40:38.271
‫فردا صبح زود بهتون زنگ می‌زنم.

40:38.354 --> 40:39.437
‫باشه؟

40:39.521 --> 40:41.896
‫یه چیز دیگه هم هست.
‫احتمالاً چیز مهمی نیست.

40:41.979 --> 40:44.687
‫یه کم نگران مستاجرم اینا شدم.

40:44.771 --> 40:46.354
‫چند روزه نیومده خونه.

40:46.437 --> 40:48.396
‫شما تو خونه‌تون مستاجر دارین، ماریا؟

40:48.479 --> 40:51.729
‫بله، یادم رفت بهت بگم.
‫تو اتاق خدمتکار قدیمی زندگی می‌کنه

40:51.812 --> 40:53.729
‫ولی اونجا رو بهت نشون ندادم.

40:53.812 --> 40:55.521
‫چند روزی می‌شه که اونجا نبوده.

40:55.604 --> 40:56.479
‫خب...

40:57.646 --> 40:59.437
‫اون کجاست؟ تنهاست؟

40:59.521 --> 41:02.187
‫نه، ولی الان واقعاً آرزو می‌کنم
‫کاش فرصت می‌شد یارو رو ببینم.

41:02.271 --> 41:04.854
‫فقط گفت دارن میرن کلبه اون پسره.

41:11.562 --> 41:13.896
‫- بله؟
‫- هوله ما رو لو داد.

41:14.979 --> 41:17.271
‫آمینوف رو برداشت و غیبش زد.

41:17.854 --> 41:19.896
‫این مشکل بزرگیه، پرینس.

41:19.979 --> 41:22.354
‫و در حال حاضر، مشکل توئه.

41:23.479 --> 41:24.854
‫می‌خوای چطوری حلش کنی؟

41:26.604 --> 41:28.271
‫آخه اون پلیسه.

41:29.771 --> 41:31.604
‫تا کجا می‌خوایم پیش بریم؟

41:32.937 --> 41:35.646
‫خب، گزینه‌های زیادی روی میز نداری، مگه نه؟

41:37.312 --> 41:41.021
‫با رئیس صحبت کردم .دستورِ تو اینه که
‫جفتشون رو سر به نیست کنی.

41:41.937 --> 41:43.354
‫می‌شه دوباره بگی؟

41:44.062 --> 41:47.104
‫ما می‌خوایم هری هوله رو بکشی.

41:52.687 --> 41:53.521
‫باشه.

42:04.396 --> 42:07.979
‫هی، منم. تازه صحبتم با رئیس تموم شد.

42:08.646 --> 42:10.771
‫- یه کاری داریم که باید انجام بدیم.
‫- باشه.

42:10.795 --> 42:18.795
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus
