WEBVTT

00:19.354 --> 00:21.229
‫خب، الان دیگه حسابی دستت پُره.

00:21.312 --> 00:23.271
‫چیز دیگه‌ای لازم نداری؟

00:23.354 --> 00:25.229
‫- جنازه.
‫- جداً؟

00:25.312 --> 00:27.354
‫درگیر جمع و جور کردن
‫یه مست تو تیمم بودم.

00:27.437 --> 00:28.812
‫این که مشکل تو نیست.

00:28.896 --> 00:31.729
‫نه، نیست. ولی یه قضیه‌ای
‫هست که بهت مربوط میشه.

00:31.812 --> 00:33.187
‫چطور مگه؟

00:33.271 --> 00:35.646
‫یه چیزایی شنیدم که اون یارو عوضیه
‫تو دیرپمیس، از همونجا تو بیمارستان

00:35.729 --> 00:37.437
‫داره برای پلیس‌ها
‫بلبل‌زبونی می‌کنه.

00:39.437 --> 00:42.146
‫اوه. خب این اصلاً
‫نشونه‌ی خوبی نیست.

00:44.062 --> 00:46.646
‫باشه، دمت گرم که خبر دادی.

01:06.295 --> 01:08.312
‫- بله؟
‫- تامم.

01:10.354 --> 01:12.271
‫فکر کنم یه دردسر
‫بزرگ برامون درست شده.

01:16.146 --> 01:24.097
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

01:25.438 --> 01:32.886
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Pluso

01:34.729 --> 01:42.929
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

01:48.925 --> 01:52.481
‫«کارآگاه هوله»

01:52.506 --> 01:59.971
‫ترجمه و زیرنویس از:
‫«Ali_Master»

02:00.229 --> 02:05.021
‫قاتلای سریالی معمولاً
‫مرد هستن. سفیدپوست،

02:05.104 --> 02:08.229
‫و بین ۲۴ تا ۴۰ ساله.

02:08.312 --> 02:10.104
‫ترجیح میدن تنهایی کار کنن،

02:10.187 --> 02:12.687
‫هرچند بعضی از قاتلای
‫سریالی هم با هم کار می‌کنن،

02:12.771 --> 02:14.271
‫مثلاً دو نفری.

02:15.187 --> 02:18.354
‫اما تو موارد مَثلِه کردن،
‫مثل همین صحنه‌ی جرم،

02:18.437 --> 02:22.979
‫کاملاً مشخصه که قاتل
‫داره تنهایی کار می‌کنه.

02:23.604 --> 02:26.687
‫اولین قربانی بر اساس
‫محیط انتخاب میشه.

02:26.771 --> 02:28.812
‫یه جایی رو انتخاب
‫می‌کنه که خوب می‌شناسه.

02:31.187 --> 02:32.979
‫این بالا، طبقه‌ی پنجم.

02:34.896 --> 02:38.896
‫یه مثال کلاسیک از اولین
‫قربانی، مادر خود قاتله.

02:39.646 --> 02:42.437
‫قاتلای سریالی معمولاً یه سری
‫تشریفات خاص برای خودشون دارن.

02:42.521 --> 02:45.437
‫خیلیا فکر می‌کنن هر قاتلی
‫اینطوریه. ولی این درست نیست.

02:45.521 --> 02:47.521
‫با این حال، اگه با یه قتل
‫تشریفاتی روبرو شدین،

02:47.604 --> 02:50.396
‫احتمال زیادی هست که
‫کار یه قاتل سریالی باشه.

02:52.729 --> 02:56.854
‫ما به این نتیجه رسیدیم که
‫دو نوع قاتل سریالی داریم.

02:56.937 --> 02:59.854
‫روان‌آزار و جامعه‌ستیز.

02:59.937 --> 03:04.771
‫یه سایکوپت نمی‌تونه تو یه شغل دووم بیاره،
‫نه حرفه‌ای داره نه تحصیلات درست و حسابی.

03:04.854 --> 03:09.062
‫معمولاً هم یه
‫سوءپیشینه‌ی قطور داره،

03:09.146 --> 03:10.896
‫و همین باعث میشه
‫راحت بهش مشکوک بشن.

03:10.979 --> 03:15.146
‫اما یه جامعه‌ستیز خیلی
‫عادی، معقول، باهوش،

03:15.229 --> 03:16.979
‫و از نظر روانی
‫سالم به نظر می‌رسه،

03:17.062 --> 03:18.896
‫درسته، ولی منظورم
‫اینه که اول باید بگیریمش.

03:18.979 --> 03:21.437
‫چیزی هست که به دردمون
‫بخوره؟ یه چیز کاربردی؟

03:21.521 --> 03:23.396
‫به اونجا هم می‌رسیم، والر.

03:24.521 --> 03:28.312
‫قاتل‌ها به زمان نیاز دارن.
‫چون کارشون اصلاً راحت نیست.

03:28.396 --> 03:30.312
‫قتلی که وسط هفته اتفاق می‌افته

03:30.396 --> 03:34.812
‫با قتلی که تو تعطیلات آخر هفته یا
‫یه تعطیلی طولانی رخ میده فرق داره.

03:34.896 --> 03:39.646
‫چون دومی نشون میده که قاتل
‫احتمالاً یه شغل تمام‌وقت داره.

03:39.729 --> 03:44.271
‫و این خودش یعنی یه
‫جامعه‌ستیز این قتل رو انجام داده.

03:44.354 --> 03:46.604
‫پس وقتی طرف ما یه نفر رو
‫تو تعطیلات تابستونی می‌کشه،

03:46.687 --> 03:50.187
‫یعنی ممکنه شاغل
‫باشه، و یه جامعه‌ستیزه؟

03:50.271 --> 03:51.604
‫ممکنه.

03:52.229 --> 03:54.562
‫- این به اندازه‌ی کافی کاربردی بود، والر؟
‫- آره.

03:54.646 --> 03:59.021
‫ولی فکر کنم اگه فقط روی همین پرونده
‫تمرکز کنی، بیشتر به دردمون می‌خوره.

03:59.104 --> 04:01.312
‫تا الان سه تا قربانی داریم.

04:01.396 --> 04:04.021
‫دو تا قربانی. لیسبت
‫بارلی هنوز مفقوده…

04:04.104 --> 04:07.312
‫شرمنده، ولی نه، سه تا قتل
‫اتفاق افتاده، من تضمین می‌کنم.

04:07.937 --> 04:12.021
‫و فاصله‌ی زمانی بین
‫قتل‌ها هم دقیقاً یکسان بوده.

04:12.646 --> 04:16.146
‫تشریفات مثله کردن و
‫تزئین جسد به این شکل…

04:16.229 --> 04:19.271
‫قاتل هر سه بار دقیقاً
‫همین الگو رو پیاده کرده.

04:19.354 --> 04:22.146
‫این یعنی ما هنوز تو مراحل اولیه‌ایم
‫و قاتل کنترل اوضاع رو دستش داره.

04:22.812 --> 04:24.854
‫خب انتخاب هدف و محل قتل چی؟

04:24.937 --> 04:27.229
‫جالبه، خیلی جالبه.

04:27.312 --> 04:28.771
‫ببخشید، چیش جالبه؟

04:28.854 --> 04:31.854
‫قربانی‌ها و مکان‌هایی
‫که قاتل انتخاب می‌کنه،

04:31.937 --> 04:33.729
‫در واقع دقیقاً برعکس
‫اینو نشون میده.

04:33.812 --> 04:34.979
‫چطور؟

04:35.479 --> 04:39.187
‫اولین قربانی، کامیلا لوئن،
‫تو آپارتمانش تنها کشته شد.

04:39.271 --> 04:41.771
‫خیلی راحت می‌تونست
‫بره تو و بیاد بیرون،

04:41.854 --> 04:44.979
‫با کمترین ریسک
‫شناسایی یا دستگیر شدن.

04:45.479 --> 04:47.771
‫قتل دوم، لیسبت بارلی رو می‌دزده،

04:47.854 --> 04:49.979
‫وسط یه خیابون
‫شلوغ، اونم روز روشن.

04:50.062 --> 04:54.187
‫احتمالاً از یه ماشین پلاک‌دار هم
‫استفاده کرده. داره ریسک‌پذیر میشه.

04:54.271 --> 04:56.562
‫قتل سوم که دیگه
‫رسماً دیوانه‌بازی بود.

04:56.646 --> 04:59.854
‫آخه دستشویی زنونه
‫تو یه ساختمون اداری؟

04:59.937 --> 05:02.687
‫یارو خیلی شانس آورده که
‫کسی ندیدتش و شناسایی نشده.

05:03.437 --> 05:05.354
‫خب پس نتیجه‌گیریت چیه؟

05:05.437 --> 05:09.271
‫راستش، به احتمال زیاد با یه
‫جامعه‌ستیز به ظاهر متعادل طرفیم،

05:09.354 --> 05:11.896
‫ولی اصلاً نمی‌دونیم که
‫قراره بزنه به سیم آخر،

05:11.979 --> 05:14.604
‫یا اینکه می‌تونه
‫تمایلاتش رو کنترل کنه.

05:14.687 --> 05:15.896
‫باید امیدوار به چی باشیم؟

05:15.979 --> 05:19.562
‫تو حالت اول، فکر کنم
‫قراره یه قتل‌عام راه بیفته…

05:19.646 --> 05:21.604
‫ولی شانس دستگیر کردنش رو داریم.

05:21.687 --> 05:24.312
‫تو حالت دوم، فاصله‌ی
‫زیادی بین قتل‌ها می‌افته،

05:24.396 --> 05:26.646
‫اما گرفتنش خیلی سخت‌تر میشه.

05:26.729 --> 05:28.479
‫بین بد و بدتر گیر کردین.

05:28.562 --> 05:30.271
‫خودت انتخاب کن، کارآگاه.

05:31.521 --> 05:33.562
‫باشه. ممنون، استوله.

05:33.646 --> 05:35.521
‫پیشنهاد می‌کنم از
‫اینجا شروع کنیم…

05:36.312 --> 05:40.937
‫از هرکسی که تا الان باهاش حرف
‫زدیم، تک‌تک دوباره بازجویی کنیم.

05:41.021 --> 05:44.687
‫الان چشم‌های زیادی رومونه،
‫حتی از جامعه‌ی بین‌المللی.

05:48.687 --> 05:52.937
‫پس شما تو شرکت وصول مطالبات ای‌بی‌سی
‫بودین تا درباره‌ی سمعک صحبت کنین، درسته؟

05:53.021 --> 05:54.479
‫وکیلم دیگه داره پیر میشه،

05:54.562 --> 05:59.104
‫واسه همین برای بررسی یه قرارداد
‫نمایندگی خاص، به یه وکیل جدید نیاز داشتم.

05:59.187 --> 06:00.937
‫بله، و شما رفتین سراغ وکلایی

06:01.021 --> 06:03.604
‫که تخصصشون تو وصول
‫مطالبات پیش‌پاافتاده‌ست؟

06:03.687 --> 06:05.562
‫تا قبل از شروع جلسه
‫متوجه این موضوع نشده بودم.

06:05.646 --> 06:08.479
‫تازه داشتیم دو کلمه
‫حرف می‌زدیم که…

06:09.021 --> 06:10.771
‫اون بلبشو راه افتاد.

06:10.854 --> 06:12.896
‫پس اگه دنبال یه
‫وکیل جدید می‌گردین،

06:12.979 --> 06:15.354
‫حدس می‌زنم با چند نفر
‫دیگه هم قرار ملاقات گذاشتین.

06:15.437 --> 06:16.812
‫چه اسم‌هایی تو لیستتون هست؟

06:16.896 --> 06:20.479
‫اکثر شرکت‌ها تا آخر تعطیلات
‫تابستونی مشاوره‌ای نمی‌دادن.

06:20.562 --> 06:23.521
‫شرکت وصول مطالبات
‫ای‌بی‌سی خیلی بیشتر راه اومد.

06:23.604 --> 06:25.104
‫جناب، من اینجا مظنونم؟

06:26.229 --> 06:27.479
‫آره، همه مظنونن.

06:30.687 --> 06:31.854
‫منطقیه.

06:33.229 --> 06:35.062
‫اینی که می‌شنوم لهجه‌ست؟

06:36.562 --> 06:38.354
‫آره، ممکنه، من…

06:39.104 --> 06:41.896
‫من زیاد خارج میرم،
‫پس احتمالاً مال همونه.

06:41.979 --> 06:43.479
‫که این‌طور. کجاها میرین؟

06:44.479 --> 06:46.687
‫خب، یه خونه‌ی
‫کوچیک تو تایلند دارم.

06:46.771 --> 06:50.187
‫واسه نظارت رو تولیدکننده‌های
‫سمعکمون میرم سوئیس.

06:50.271 --> 06:53.062
‫ولی بیشتر تو خود نروژ سفر
‫می‌کنم، به مراکز درمانی، کلینیک‌ها

06:53.146 --> 06:54.437
‫و مؤسساتی شبیه به اینا.

06:55.021 --> 06:56.937
‫همسر یا خانواده‌ای دارین؟

06:57.562 --> 07:00.937
‫اگه لطف کنین یه نگاه کوچیک به
‫یادداشت‌های همکار جذابتون، اسکاره بندازین،

07:01.021 --> 07:03.479
‫که زحمت نوشتنش رو کشیده،
‫خودتون می‌بینین که ندارم.

07:03.562 --> 07:05.604
‫من و ترولس تنها زندگی می‌کنیم.

07:06.854 --> 07:08.646
‫ترولس یه شارپی‌ـه.

07:09.646 --> 07:10.604
‫ینی سگه.

07:12.562 --> 07:14.271
‫اوهوم… عالیه.

07:14.354 --> 07:17.187
‫میشه بهم بگین چه اتفاقی افتاد؟

07:17.271 --> 07:19.479
‫خب، فکر کنم همکارتون اسکاره…

07:19.562 --> 07:23.187
‫آره، اینجا نوشته، اینو می‌دونم، ولی
‫الان شما داستان خودت رو تعریف کن.

07:26.687 --> 07:28.854
‫- سلام.
‫- سلام. چطور می‌تونم کمکتون کنم؟

07:28.937 --> 07:32.521
‫چند دقیقه دیگه با
‫هاله جلسه دارم.

07:32.604 --> 07:34.062
‫پنج طبقه اومدن بالا شوخی نیست…

07:34.146 --> 07:37.104
‫با منشی صحبت کردم، و…

07:37.187 --> 07:39.021
‫باربارا اسوندسن.

07:39.104 --> 07:41.187
‫باربارا اسوندسن، ازش
‫یه لیوان آب خواستم،

07:41.271 --> 07:42.937
‫اونم رفت ته راهرو.

07:43.021 --> 07:44.187
‫- آره.
‫- اوهوم.

07:44.271 --> 07:45.354
‫برنگشت،

07:45.437 --> 07:47.729
‫واسه همین منم رفتم تو
‫راهرو دنبال هاله بگردم،

07:47.812 --> 07:49.396
‫همون وکیلی که باهاش قرار داشتم.

07:51.021 --> 07:52.312
‫- سلام.
‫- سلام!

07:52.396 --> 07:54.229
‫- کلاوزن هستم.
‫- عه، کلاوزن! سلام!

07:54.312 --> 07:57.271
‫به جز باربارا اسوندسن، کس
‫دیگه‌ای رو دیدین که رفت و آمد کنه…

07:57.354 --> 07:58.187
‫نه!

07:58.271 --> 08:00.854
‫هیچ‌کس نبود، فقط چند
‫نفری که اونجا کار می‌کردن.

08:00.937 --> 08:02.854
‫بیخیال، من قبلاً
‫همه‌ی اینا رو گفتم.

08:02.937 --> 08:06.896
‫می‌دونم، ولی اینجا دقیقاً
‫ننوشته کدوم کارمندها رو دیدین.

08:08.312 --> 08:10.146
‫همه مظنونن، درسته.

08:10.896 --> 08:12.479
‫اهم، به اتاق نیاز دارم، هری.

08:13.229 --> 08:14.146
‫باشه، می‌تونی بری.

08:14.771 --> 08:15.896
‫- ممنون.
‫- تو نه.

08:16.604 --> 08:18.229
‫تو می‌تونی بری. ایشون می‌مونن.

08:19.854 --> 08:21.062
‫من می‌مونم.

08:25.854 --> 08:28.729
‫- داشتی می‌گفتی؟
‫- خانم نظافتچی اومد.

08:29.271 --> 08:32.104
‫ولی بعدش رفت اون‌ورتر، ته راهرو.

08:32.187 --> 08:34.562
‫- این تیکه‌اش رو می‌دونم.
‫- بله.

08:34.646 --> 08:38.687
‫یه یارویی رو هم دیدم
‫که کت و شلوار تنش بود…

08:38.771 --> 08:39.937
‫خوش‌تیپ بود.

08:40.729 --> 08:42.021
‫یه کم قهوه ریخت.

08:42.104 --> 08:44.479
‫بعدش هم غیبش زد. ندیدم کجا رفت.

08:44.562 --> 08:47.437
‫لابد رفته تو اتاق خودش دیگه.

08:47.521 --> 08:49.646
‫آها، یه پیک هم بود البته.

08:49.729 --> 08:51.687
‫- همون پیک دوچرخه‌سواره؟
‫- آره.

08:51.771 --> 08:55.396
‫قبل از اینکه برم دنبال هاله،
‫اون پیکه گذاشت رفت بیرون.

08:56.104 --> 09:00.062
‫خب قاعدتاً که کارمند اونجا
‫به حساب نمی‌اومد، ولی خب،

09:00.146 --> 09:01.979
‫کاملاً معلوم بود
‫واسه کار اومده اونجا.

09:02.062 --> 09:03.521
‫چیه، چرا زل زدی به من؟

09:03.604 --> 09:05.646
‫قیافه‌ش چطوری بود؟
‫قدبلند بود؟ لاغر؟

09:05.729 --> 09:09.396
‫آخه من از کجا باید بدونم؟
‫داشت از در می‌رفت بیرون دیگه.

09:09.479 --> 09:12.062
‫- یه آدم معمولی بود، مثل خودم، می‌فهمی؟
‫- شل و ول؟

09:12.896 --> 09:13.771
‫شل و ول؟

09:14.271 --> 09:16.646
‫- مطمئنم که حق نداری بهم شل و ول بگی.
‫- همین‌جا باش.

09:23.021 --> 09:27.371
‫می‌تونی لیست سفارش‌های پیک‌های
‫دوچرخه‌سوار تو روز قتل رو برام دربیاری؟

09:27.396 --> 09:30.312
‫- آره، سه‌سوته ردیفش می‌کنم.
‫- ولی اول باید…

09:30.396 --> 09:32.437
‫اول به تک‌تک
‫شرکت‌های پیک زنگ بزن.

09:32.521 --> 09:35.062
‫آمار بگیر ببین کسی تو اسلو به شرکت ای‌بی‌سی
‫بسته‌ای فرستاده یا ازشون چیزی تحویل گرفته.

09:35.146 --> 09:38.437
‫- باشه، فقط اینکه تو مسئول پرونده…
‫- اسکاره. انجامش بده.

09:40.687 --> 09:42.771
‫این یارو، کلاوزن، تونست
‫نشونه‌ای هم ازش بده؟

09:42.854 --> 09:44.354
‫یه تیشرت مشکی تنش بود.

09:44.437 --> 09:47.771
‫با شلوارک دوچرخه‌سواری، و کفش‌هایی
‫که موقع راه رفتن تق‌تق صدا می‌داد.

09:47.854 --> 09:49.896
‫در مورد قدش خیلی مطمئن نبود.

09:49.979 --> 09:52.104
‫عینک دودی و کلاه ایمنی هم داشت،

09:52.187 --> 09:55.271
‫ولی جالب‌ترین نکته‌ش
‫اینه که ماسک زده بود.

09:55.354 --> 09:57.396
‫این‌طوری بوده که تونسته
‫بره تو آپارتمان کامیلا.

09:58.062 --> 09:59.896
‫شک نکن، فقط کافی
‫بوده زنگ رو بزنه.

09:59.979 --> 10:02.646
‫این پیک‌ها جلوی دوربین‌های
‫مداربسته همیشه ماسک دارن.

10:02.729 --> 10:06.062
‫پس می‌تونسته با یه دسته گل
‫یا یه بسته‌ی پستی بره دم در.

10:06.146 --> 10:09.229
‫از وقتی کلاوزن می‌رسه تا زمانی
‫که می‌بینه پیک از پذیرش میره بیرون،

10:09.312 --> 10:10.896
‫کلاً چهار دقیقه طول کشیده.

10:10.979 --> 10:14.396
‫خودت که می‌دونی، بیشتر
‫پیک‌ها بسته‌شون رو تحویل میدن

10:14.479 --> 10:16.021
‫و همون موقع میزنن به چاک.

10:16.104 --> 10:19.021
‫آخه چرا باید چهار
‫دقیقه اونجا معطل کنه؟

10:19.104 --> 10:21.437
‫باشه. به بچه‌ها میگم
‫آمار پیک‌ها رو دربیارن

10:21.521 --> 10:23.479
‫که زمان قتل‌ها تو
‫صحنه‌ی جرم بودن یا نه.

10:23.562 --> 10:26.312
‫آره. یه مسئله‌ی دیگه هم
‫هست که باید بهش فکر کنیم.

10:28.104 --> 10:30.729
‫اینکه لازمه در مورد پیک‌های
‫ناشناس هشدار عمومی بدیم یا نه.

10:30.812 --> 10:32.896
‫- باشه، من با مولر صحبت می‌کنم.
‫- باشه.

10:32.979 --> 10:33.896
‫هی، هری.

10:33.979 --> 10:36.354
‫کارت عالی بود. واقعاً محشر بود.

10:36.437 --> 10:37.271
‫هوم.

10:51.187 --> 10:53.062
‫مرگ یک نفر تایید شده…

10:53.146 --> 10:56.937
‫پس از حمله‌ی دیروز به
‫کلوپ موتورسواری دیرپمیس.

10:57.021 --> 10:59.771
‫استفاده از سلاح‌های
‫خودکار و شعله‌افکن…

10:59.854 --> 11:01.396
‫مردم رو به‌شدت وحشت‌زده کرده…

11:49.021 --> 11:50.104
‫آهای؟

11:53.021 --> 11:55.187
‫کسی نیست؟

11:57.104 --> 11:59.979
‫- می‌تونم کمکت کنم، پسرم؟
‫- بله.

12:00.062 --> 12:01.312
‫من از اداره پلیس مزاحم میشم.

12:02.687 --> 12:04.687
‫راستی… داستان این…

12:04.771 --> 12:07.521
‫ستاره‌های روی اون در پشتی چیه؟

12:08.937 --> 12:11.729
‫منظورت… ستاره پنج‌پره؟

12:11.812 --> 12:13.021
‫اوهوم.

12:13.104 --> 12:14.354
‫چطور مگه؟

12:14.437 --> 12:15.854
‫مشکلی دارن؟

12:15.937 --> 12:18.687
‫نه، نه، فقط برام سوال
‫شد که دقیقاً معنیشون چیه؟

12:20.979 --> 12:22.687
‫ستاره‌های پنج پر، پسرم،

12:22.771 --> 12:26.021
‫نمادهای مذهبی
‫به‌شدت باستانی هستن.

12:26.646 --> 12:30.187
‫اولین بار روی سنگ‌قبرهایی پیدا شدن
‫که بیشتر از هزار سال قدمت داشتن.

12:31.604 --> 12:34.771
‫خب، پس یعنی نماد یه چیز خوبن؟

12:34.854 --> 12:37.104
‫البته، مال ما که این‌طوریه.

12:38.604 --> 12:39.604
‫اما…

12:40.854 --> 12:44.271
‫وقتی برعکس بشه و…

12:44.896 --> 12:46.687
‫و شاخک‌های پایینش
‫رو به بالا قرار بگیرن…

12:48.271 --> 12:51.979
‫اون‌وقت میشه نشونه‌ی اینکه داری
‫وارد قلمروی شیطان‌شناسی میشی.

12:53.187 --> 12:54.187
‫شیاطین؟

12:55.104 --> 12:58.187
‫آموزه‌های شیطانی خالی از خرد.

13:09.062 --> 13:11.646
‫رد اون پیک تو شرکت
‫ای‌بی‌سی به هیچ‌جا نرسید؟

13:11.729 --> 13:15.229
‫راستش، ما تو شبکه‌های اجتماعی،
‫رادیو و تلویزیون اطلاعیه دادیم.

13:15.979 --> 13:17.687
‫تا الان بیست و چهار تا
‫گزارش مردمی داشتیم.

13:17.771 --> 13:20.396
‫که تقریباً همون چیزایی که
‫می‌دونستیم رو تایید می‌کنن.

13:21.729 --> 13:24.479
‫باید بری سراغ خبرنگارهایی
‫که بیرون ای‌بی‌سی بودن.

13:24.562 --> 13:26.562
‫شاید اگه طرف برگشته باشه
‫اونجا، فیلمی چیزی ازش داشته باشن.

13:26.646 --> 13:29.646
‫خودت که می‌دونی این حرف که قاتل
‫برمی‌گرده به صحنه‌ی جرم، فقط یه افسانه‌ست؟

13:29.729 --> 13:32.062
‫اگه دنبال یه قاتل
‫سریالی جامعه‌ستیز باشیم،

13:32.146 --> 13:35.729
‫اون‌وقت این تحقیقات رو مثل یه
‫بازی هیجان‌انگیز کوچیک می‌بینه

13:35.812 --> 13:37.604
‫که داره مدام با پلیس انجام میده.

13:37.687 --> 13:38.729
‫از این طرف.

13:40.271 --> 13:42.479
‫نظر بچه‌های پزشکی قانونی چیه؟

13:42.562 --> 13:45.479
‫ما به‌شدت کمبود نیرو
‫داریم و از برنامه‌مون عقبیم.

13:45.562 --> 13:49.062
‫با این حال، یه سری پرونده‌های جاری
‫رو گذاشتیم کنار تا به این قربانی‌ها برسیم.

13:49.146 --> 13:53.354
‫هیچ اثری از مایع منی، پوست یا مو
‫نیست، حتی یه قطره خون هم پیدا نکردیم.

13:54.229 --> 13:56.937
‫مطلقاً هیچ نشانه‌ای از
‫تجاوز جنسی وجود نداره.

13:57.021 --> 13:59.271
‫تنها مدرک فیزیکی‌ای
‫که از مجرم به جا مونده

13:59.354 --> 14:01.229
‫فقط خود جای گلوله‌هاست.

14:01.854 --> 14:04.354
‫- این خیلی جالبه.
‫- چیش جالبه؟

14:04.437 --> 14:07.521
‫اینکه اینجا هیچ اثری
‫از تجاوز جنسی نیست.

14:07.604 --> 14:09.354
‫پس لابد قضیه ربطی
‫به مسائل جنسی نداره.

14:09.437 --> 14:13.437
‫نه، انگیزه‌ی یه قاتل سریالی همیشه یه
‫جورایی به سکس ربط پیدا می‌کنه. همیشه.

14:15.229 --> 14:17.854
‫شاید با یه چشم‌چران طرفیم.

14:19.062 --> 14:21.687
‫- طرف دوست داره تماشا کنه.
‫- نکته‌ی خوبی بود، هری.

14:21.771 --> 14:26.771
‫احتمال داره برای ارضای جنسی
‫نیازی به لمس کردنش نداشته باشه.

14:26.854 --> 14:28.896
‫شاید خود عمل کشتن

14:28.979 --> 14:31.687
‫یا دیدن جنازه‌ی
‫قربانیش براش کافیه.

14:32.729 --> 14:34.437
‫در مورد لیسبت بارلی چی؟

14:34.521 --> 14:36.729
‫خب، ما انگشت قطع‌شده‌ش
‫رو بررسی کردیم،

14:36.812 --> 14:38.729
‫و چیزی که فعلاً
‫می‌تونیم بهتون بگیم اینه که

14:38.812 --> 14:41.687
‫سطح و جهت بریدگی‌ها
‫کاملاً نشون میده که

14:41.771 --> 14:45.521
‫تو هر سه مورد از یه چاقو
‫یا ابزار مشابه استفاده شده.

14:45.604 --> 14:48.229
‫اسلحه‌های تو صحنه‌ی جرم چی شدن؟

14:48.312 --> 14:51.437
‫آزمایش‌ها تایید می‌کنن که
‫همونا تو قتل‌ها استفاده شدن،

14:51.521 --> 14:53.604
‫ولی شماره‌سریال‌هاشون پاک شده.

14:53.687 --> 14:56.354
‫رد همون سوهانی رو دارن که روی
‫بیشتر اسلحه‌های توقیفی‌مون هست.

14:56.437 --> 14:59.021
‫این اصلاً نشونه‌ی خوبی نیست.
‫اسلو الان پر از اسلحه‌ست.

14:59.104 --> 15:01.021
‫داره تبدیل میشه به مونتانا.

15:02.271 --> 15:05.854
‫[آفتن‌پوستن]

15:05.937 --> 15:07.812
‫مایا، وضعیت پرونده‌ی
‫بارلی به کجا رسید؟

15:07.896 --> 15:11.354
‫تو مقاله نوشته که تویا هارانگ تو نمایش
‫پیگمالیون جای خواهرش رو می‌گیره.

15:11.437 --> 15:13.104
‫تا قبل از ناهار واسه
‫چاپ آماده میشه.

15:13.187 --> 15:14.771
‫خوبه. نقل‌قولی هم از کسی داری؟

15:14.854 --> 15:15.854
‫ویلی بارلی:

15:15.937 --> 15:18.479
‫ اینکه ‘نمایش باید ادامه پیدا
‫کنه’ فراتر از یه کلیشه‌ی تکراریه.

15:18.562 --> 15:20.104
‫کار ما حیاتی و مهمه،

15:20.187 --> 15:23.562
‫و می‌دونم هر اتفاقی هم بیفته،
‫لیسبت با روحش در کنار ما خواهد بود.

15:23.646 --> 15:25.396
‫معلومه که شرایط الان خیلی سخته،

15:25.479 --> 15:28.062
‫اما ما سعی می‌کنیم این غم
‫رو به یه چیز مثبت تبدیل کنیم.

15:28.146 --> 15:30.062
‫ برای همین این نمایش
‫رو به لیسبت تقدیم می‌کنیم.

15:30.146 --> 15:33.937
‫باشه. از این زاویه‌ی احساسیش خوشم
‫اومد، زهر بخش‌های تاریک‌ترمون رو می‌گیره.

15:34.021 --> 15:35.021
‫بقیه‌ی بچه‌ها توجه کنن.

15:35.104 --> 15:40.021
‫پرونده‌ی قاتل دوچرخه‌سوار اولویت اول ماست،
‫بقیه‌ی خبرها رو می‌تونین فعلاً بذارین کنار.

16:08.521 --> 16:09.979
‫- هی.
‫- سلام.

16:12.146 --> 16:13.354
‫چه خبرا؟

16:13.437 --> 16:14.521
‫هیچی، درگیر کار.

16:15.187 --> 16:16.812
‫آره، خب… منم همین‌طور.

16:18.146 --> 16:19.229
‫خب امم…

16:20.229 --> 16:21.187
‫امم…

16:21.896 --> 16:24.146
‫می‌خواستم استخر فروگنر
‫رو بهت یادآوری کنم.

16:24.229 --> 16:25.979
‫گفتی فردا اولگ رو
‫با خودت می‌بری.

16:27.146 --> 16:29.771
‫آره، معلومه. مایوم هم آماده‌ست.

16:30.896 --> 16:32.937
‫فکر نکنم تا حالا تو
‫رو با مایو دیده باشم.

16:33.437 --> 16:34.604
‫چه شکلیه؟

16:35.354 --> 16:37.979
‫رنگش تیره‌ست. ولی خب یه…

16:38.062 --> 16:40.562
‫- هوله، یه چیزی برات فرستادم.
‫- یه‌جورایی مارک‌داره.

16:40.646 --> 16:43.687
‫آها. اون شورت
‫باکسریه که برات خریدم.

16:43.771 --> 16:45.687
‫آره، واسه شنا کردن هم خوبن. چیه؟

16:45.771 --> 16:47.562
‫- یه ایمیل برات فرستادم…
‫- باشه… امم…

16:47.646 --> 16:50.812
‫- ببین، ببخشید ولی من باید برم.
‫- باشه.

16:51.479 --> 16:53.479
‫باشه. خداحافظ.

16:54.739 --> 16:57.031
‫اون ایمیلی که فرستادم رو دیدی؟

16:57.687 --> 17:00.146
‫عکس‌های صحنه‌ی جرم
‫رو میگی؟ آره، ممنون.

17:00.229 --> 17:01.729
‫مایا اک از روزنامه
‫آفتن‌پوستن فرستادتشون.

17:01.812 --> 17:03.479
‫به نظر میاد در عوضش
‫ازم می‌خواد که…

17:04.062 --> 17:06.988
‫یه مصاحبه‌ای چیزی باهاش بکنم.

17:07.687 --> 17:09.521
‫واسه اداره هم خوبه که یه…

17:10.146 --> 17:11.833
‫تغییر چهره‌ای بده
‫و وجهه‌ش بهتر بشه.

17:14.062 --> 17:15.687
‫- پس همینه دیگه.
‫- آره.

17:16.479 --> 17:17.479
‫- ممنون.
‫- خواهش.

17:33.604 --> 17:34.812
‫[آپارتمان کامیلا لوئن]

17:51.937 --> 17:54.979
‫هی، کلیدهای آپارتمان کامیلا
‫لوئن هنوز دست ماست؟

17:55.062 --> 17:57.016
‫شاید پیش بیورن هولم باشه.

18:11.354 --> 18:13.104
‫مرسی که با این وقت
‫کم خودت رو رسوندی.

18:15.896 --> 18:17.021
‫چی می‌خوای؟

18:17.104 --> 18:19.604
‫اومدم بهت هشدار بدم.

18:20.812 --> 18:22.562
‫اودین و دیرپمیس هی
‫دارن تو گوشم می‌خونن

18:22.646 --> 18:25.479
‫که دیگه از پس پول
‫محموله‌های اسلحه برنمیان.

18:25.562 --> 18:28.104
‫میگن دلیلش اینه که تو
‫بازار رو قبضه کردی.

18:29.312 --> 18:30.229
‫خب…

18:31.687 --> 18:34.062
‫واسه همین نقشه کشیدن
‫یه گلوله تو مغزت خالی کنن.

18:35.271 --> 18:37.187
‫چرا آمارشون رو به من میدی؟

18:37.271 --> 18:40.937
‫چون تو پولت از پارو بالا میره و
‫منم مشتری دست‌به‌نقد رو ترجیح میدم.

18:45.979 --> 18:48.229
‫حرفی از زمان و مکانش نزدن؟

18:49.104 --> 18:50.646
‫ممکنه هر لحظه پیداشون بشه.

18:53.812 --> 18:56.271
‫در حال حاضر تو
‫بیمارستان آکر هستن.

20:31.854 --> 20:32.771
‫حسش کن.

20:43.437 --> 20:44.354
‫آروم باش، چیزی نیست.

20:46.945 --> 20:54.323
‫ترجمه و زیرنویس از:
‫ «Ali_Master»

20:55.896 --> 20:58.271
‫تو اینجا چه غلطی می‌کنی؟

21:03.562 --> 21:04.979
‫دارم کار می‌کنم.

21:08.187 --> 21:09.187
‫سر کاری؟

21:09.271 --> 21:12.646
‫آره، خیالم راحت بود
‫که درو قفل کردم، انگار…

21:12.729 --> 21:13.562
‫آندرس؟

21:14.521 --> 21:16.354
‫آره، قفلش کرده بودی.

21:17.187 --> 21:19.937
‫اما واسه محکم‌کاری یه کلید
‫یدک دارم. کلید سرایدارئه.

21:20.729 --> 21:21.937
‫اِ، تو که بیداری.

21:23.479 --> 21:25.354
‫یادت رفت قرص خوابت رو بخوری؟

21:26.271 --> 21:28.771
‫شوهرت یه سروصدایی اون
‫بالا شنید و با خودش گفت نکنه…

21:28.854 --> 21:32.521
‫…دزد زده باشه به خونه‌ی
‫کامیلا لوئن ، ولی خب…

21:36.854 --> 21:37.896
‫نکن.

21:37.979 --> 21:39.687
‫دیگه واقعاً باید بخوابی.

21:41.146 --> 21:41.979
‫شب بخیر.

21:46.687 --> 21:49.562
‫- باز چی شده؟
‫- نکن... چرا اونو پوشیدی؟

21:50.354 --> 21:52.062
‫بس کن. فقط برو بگیر بخواب.

21:58.896 --> 22:01.646
‫ببخشید کارآگاه. قهوه میل دارین؟

22:02.896 --> 22:04.479
‫ام… آره، ممنون.

22:08.604 --> 22:11.229
‫پس همسرتون قرص خواب می‌خوره؟

22:15.437 --> 22:17.479
‫ام… هروئین.

22:17.562 --> 22:19.604
‫شوخی کردم بابا.
‫زوپیتین می‌خوره. خب…

22:21.146 --> 22:22.562
‫بدون نسخه هم می‌شه خریدش،

22:22.646 --> 22:23.937
‫حداقل تو خارج که این‌طوره.

22:25.146 --> 22:28.104
‫یه تیر و دو نشونه‌ست، چون
‫واسه اضطراب هم جواب میده.

22:28.187 --> 22:29.021
‫هوم.

22:30.271 --> 22:32.396
‫- جفتتون زوپیتین مصرف می‌کنین؟
‫- نه.

22:32.479 --> 22:33.354
‫من نمی‌خورم.

22:36.312 --> 22:39.104
‫آره، اضطراب
‫زاییده‌ی رهایی و آزادیه،

22:39.187 --> 22:41.437
‫و من ترجیح میدم اون
‫آزادی رو دودستی بچسبم.

22:42.312 --> 22:44.146
‫اگه بتونی اضطرابت
‫رو خودت مهار کنی،

22:44.229 --> 22:46.646
‫اون وقت می‌تونی کنترل
‫زندگیت رو کاملاً تو دستت بگیری.

22:48.271 --> 22:50.396
‫باید کتابای هایدگر رو
‫بخونی. حتماً خوشت میاد.

22:51.896 --> 22:53.604
‫پس یعنی شما اضطراب ندارین؟

22:53.687 --> 22:55.937
‫- منم اضطراب دارم.
‫- جدی؟

22:56.021 --> 22:56.854
‫اوه، آره.

22:58.104 --> 23:00.062
‫شما اضطراب داری.

23:00.729 --> 23:01.854
‫آره.

23:03.104 --> 23:04.979
‫ولی این قاتله، ذره‌ای
‫اضطراب نداره.

23:07.104 --> 23:07.979
‫واقعاً؟

23:08.479 --> 23:09.771
‫دلیلش چیه؟

23:10.437 --> 23:12.479
‫بار سنگین انتخاب
‫کردن رو دوش ماست.

23:14.187 --> 23:15.229
‫تصمیم‌گیری‌ها.

23:17.354 --> 23:18.812
‫ولی یه قاتل همچین
‫باری رو دوشش نیست.

23:20.104 --> 23:21.437
‫جدی؟ آخه چرا؟

23:22.312 --> 23:24.812
‫خب، اون فقط یه ابزاره، زندگی‌ش…

23:25.562 --> 23:27.896
‫هدف و مسیر مشخصی داره.

23:28.437 --> 23:30.896
‫اون مثل من و شما
‫سردرگم نیست. اون…

23:31.687 --> 23:34.729
‫اون روی یه هدف قفل شده، واسه
‫همین شب‌ها هم راحت می‌خوابه.

23:36.479 --> 23:38.729
‫پس به نظرت هدف
‫این یارو تو زندگی چیه؟

23:39.562 --> 23:41.146
‫دیگه تا الان باید
‫دستت اومده باشه.

23:44.771 --> 23:46.312
‫تمام این زن‌ها…

23:47.396 --> 23:48.562
‫آدمای بی‌بندوباری بودن.

23:50.271 --> 23:51.354
‫که این‌طور؟

23:51.937 --> 23:54.979
‫باربارا سوندسن هر
‫روز با یکی می‌پرید.

23:56.521 --> 24:00.687
‫لیسبت بارلی الان شوهر داره،
‫ولی قبل از اون معروف بود به اینکه…

24:01.562 --> 24:02.896
‫یه خراب تمام‌عیاره.

24:03.521 --> 24:05.896
‫هوم. اونوقت قضیه‌ی…

24:06.854 --> 24:08.229
‫کامیلا لوئن چیه؟

24:10.062 --> 24:12.312
‫اونم همچین آدم پاک
‫و معصومی نبود.

24:15.437 --> 24:18.312
‫پس یعنی رسالتش به عنوان
‫یه قاتل اینه که یه جور…

24:18.396 --> 24:19.896
‫که بشه ابزار دست خدا.

24:21.729 --> 24:23.979
‫نامه به عبرانیان، باب
‫سیزده، آیه‌ی چهار.

24:24.979 --> 24:27.812
‫خداوند افراد بی‌بندوبار و
‫زناکار را مجازات خواهد کرد.

24:30.521 --> 24:31.396
‫آره.

24:32.812 --> 24:33.854
‫اینو قبلاً شنیدم.

24:35.562 --> 24:36.896
‫حله. میرم تو نَخش.

24:36.979 --> 24:38.187
‫عبرانیان.

24:38.271 --> 24:39.729
‫در ضمن...

24:40.312 --> 24:41.611
‫کتابای هایدگر رو
‫هم حتماً می‌خونم.

24:42.729 --> 24:44.411
‫بابت قهوه هم دستت درد نکنه.

24:45.854 --> 24:47.271
‫راستی تا یادم نرفته،

24:47.979 --> 24:50.396
‫شما که تو کار
‫فروش لوازم کلیسایی…

24:50.479 --> 24:51.562
‫ام…

24:51.646 --> 24:56.104
‫حک کردن نماد ستاره‌ی پنج‌پر
‫می‌تونه چه معنی‌ای داشته باشه؟

24:57.896 --> 25:00.062
‫متوجه منظورت نمی‌شم،
‫کجا همچین چیزی دیدی؟

25:00.812 --> 25:05.312
‫رو یکی از تیرک‌های سقف
‫طبقه‌بالا بود، دقیقاً بالای تختش.

25:06.354 --> 25:07.687
‫- واقعاً؟
‫- اوهوم.

25:08.979 --> 25:12.812
‫- خب، می‌تونه ستاره‌ی شیطان باشه.
‫- اون وقت این یعنی…؟

25:12.896 --> 25:15.771
‫قدیما بت‌پرست‌ها بالای تخت و
‫چارچوب در خونه‌شون ستاره می‌کشیدن…

25:15.854 --> 25:17.521
‫واسه اینکه جلوی
‫ورود بختک رو بگیرن.

25:18.104 --> 25:20.396
‫- بختک؟
‫- آره، همون کابوس خودمون.

25:20.979 --> 25:23.479
‫یه جور شیطان یا روح
‫پلید زنانه‌ ست که می‌گفتن…

25:23.562 --> 25:27.812
‫…شبا وقتی خوابی، میاد
‫بالا سرت تا مطمئن بشه…

25:27.896 --> 25:30.937
‫…که حتماً خواب‌های شیرینت
‫تبدیل به کابوس می‌شن.

25:31.021 --> 25:34.062
‫- آهان.
‫- که از ریشه‌ی هندواروپایی مِر میاد.

25:34.146 --> 25:37.937
‫این روزا دیگه لغات
‫هندواروپایی از ذهنم پریده.

25:38.021 --> 25:39.562
‫آره، معنیش می‌شه مرگ.

25:41.937 --> 25:42.937
‫یا قتل.

26:03.229 --> 26:05.687
‫اجازه بدین خودم رو معرفی کنم.

26:05.771 --> 26:09.396
‫من همون هیولایی‌ام که همیشه
‫خدا خدا می‌کردین وجود نداشته باشه.

26:09.479 --> 26:10.687
‫من همونی‌ام که
‫وقتی خوابتون می‌بره…

26:10.771 --> 26:14.187
‫…از زیر تختتون می‌خزه بیرون.

26:14.271 --> 26:21.229
‫همونی که می‌شینه رو قفسه‌سینه‌تون.
‫افسارتون رو می‌ندازه و ازتون سواری می‌گیره.

26:21.312 --> 26:24.312
‫یه سواری بی‌وقفه تا خود جهنم.

26:28.812 --> 26:31.687
‫من همون هیولایی‌ام که همیشه
‫خدا خدا می‌کردین وجود نداشته باشه.

26:31.771 --> 26:33.687
‫- کافیه.
‫- من همونی‌ام که…

26:33.771 --> 26:35.771
‫خب، پس این واسه ماست.

26:35.854 --> 26:39.396
‫می‌خواد توجه‌مون رو جلب
‫کنه. دنبال تحسین و دیده شدنه.

26:39.479 --> 26:41.979
‫ولی در عین حال هیچ سرنخ
‫دندون‌گیری هم دستمون نمیده.

26:42.004 --> 26:43.604
‫می‌تونی صدا رو واضح‌تر کنی؟

26:43.687 --> 26:45.521
‫راستش تو حالت عادی از
‫هوش مصنوعی استفاده می‌کردم…

26:45.604 --> 26:47.771
‫…تا تمام نویزها و تغییر
‫فرکانس‌ها رو حذف کنم…

26:47.854 --> 26:50.646
‫…ولی این یارو داره از یه سیستم خفن
‫واسه دستکاری صداش استفاده می‌کنه…

26:50.729 --> 26:52.729
‫سیستم‌های نویزساز ضد هوش‌مصنوعی
‫که دیگه بماند، اصلاً یه وضع عجیبیه.

26:52.812 --> 26:54.604
‫اصلاً نمی‌تونی تصور
‫کنی چقدر کار سختیه.

26:54.687 --> 26:56.104
‫آخرش می‌تونی واضح‌ترش کنی یا نه؟

26:57.604 --> 26:59.771
‫داداش، هک کردن ستاره
‫پنج‌پر از این راحت‌تره.

26:59.854 --> 27:02.354
‫خیلی خب. هولم ، تو چی داری؟

27:02.437 --> 27:06.521
‫راستش این نوار کاست‌ها رو می‌شه تو هر
‫سوراخ‌سنبه‌ای تو اینترنت پیدا کرد، واسه همین…

27:07.146 --> 27:10.729
‫ولی یه متخصص لهجه داریم که میگه با
‫وجود اینکه لهجه‌اش یه کم بالا پایین داره…

27:10.812 --> 27:13.229
‫…ولی ته‌لهجه‌ی سوئدی
‫غلیظی تو صداش هست.

27:13.312 --> 27:16.562
‫پس ممکنه قاتلمون اصالتاً سوئدی باشه،
‫ولی خیلی وقته که اونجا زندگی نمی‌کنه.

27:17.479 --> 27:18.312
‫ممم.

27:18.396 --> 27:22.729
‫- اثر انگشتی چیزی پیدا نشد؟
‫- چرا، چندتا پیدا کردیم، ولی خب مال خودته!

27:24.021 --> 27:25.562
‫آره، خیلی خب.

27:25.646 --> 27:30.229
‫همسایه‌ی طبقه‌پایین چی؟ اثر
‫انگشتش تو خونه‌ی لوئن پیدا شد؟

27:30.312 --> 27:33.771
‫آره، رو دستگیره‌ی داخلی در،
‫ولی خب با سرایدار رفته بود تو…

27:33.854 --> 27:36.354
‫- …که منطقی هم هست.
‫- آره، درسته.

27:37.062 --> 27:40.312
‫بی‌زحمت خودت بچه‌ها رو توجیه
‫کن، من باید برم به یه جلسه برسم.

27:40.396 --> 27:43.729
‫هی، هری ، از کجا می‌دونستی
‫تو نوار همچین چیزی پیدا می‌شه؟

27:43.812 --> 27:47.229
‫پیدا شدن یه نوار کاست قدیمی تو خونه‌ی
‫دختری که متولد بعد از سال ۲۰۰۰ـه.

27:47.312 --> 27:50.437
‫اگه مست نبودم، همون
‫دفعه‌ی اول متوجهش می‌شدم.

27:51.062 --> 27:53.008
‫یکی باید منو از کار اخراج کنه.

28:08.437 --> 28:10.187
‫می‌خوای جا بزنی و بری پایین؟

28:52.937 --> 28:55.896
‫پلیس و سایر مقامات در حال حاضر
‫تحت فشارهای فزاینده‌ای از سوی…

28:55.979 --> 28:59.187
‫…مردمی هستن که روز به روز
‫احساس ناامنی بیشتری می‌کنن.

28:59.271 --> 29:00.979
‫بر اساس آخرین نظرسنجی
‫مؤسسه‌ی گالوپ …

29:01.062 --> 29:04.479
‫…از هر پنج شهروند، چهار نفر
‫معتقدن که پلیس باید سلاح گرم حمل کنه.

29:04.562 --> 29:05.646
‫بی‌زحمت اینو خاموشش کن.

29:08.646 --> 29:09.521
‫پس از این حادثه…

29:14.396 --> 29:17.521
‫روزی که باربارا سوندسن به قتل
‫رسید، هیچ‌کس اینجا نیومده بود؟

29:17.604 --> 29:18.854
‫مطمئنی؟

29:19.562 --> 29:21.021
‫مثلاً یه پیک موتوری…
‫یا پیک دوچرخه‌ای؟

29:21.646 --> 29:26.021
‫همون‌طور که گفتم، اون روز واقعاً
‫هیچ مشتری‌ای پاشو اینجا نذاشت.

29:26.104 --> 29:28.979
‫پیک دوچرخه‌ای…
‫راستش می‌دونی چیه؟

29:29.062 --> 29:31.771
‫اتفاقاً یه پسره
‫اونجا وایساده بود…

29:32.354 --> 29:34.229
‫تیپ پیک‌ها رو زده بود. آره.

29:34.312 --> 29:35.479
‫اما درجا جیم شد،

29:35.562 --> 29:38.646
‫منم با خودم گفتم حتماً فهمیده آدرس
‫رو عوضی اومده و گذاشته رفته.

29:39.771 --> 29:42.396
‫- درسته. اصلاً به این دست نزن.
‫- خیالت تخت.

29:43.604 --> 29:44.729
‫بیاته؟

29:44.812 --> 29:46.021
‫- چطوری.
‫- بیا اینو ببین.

29:46.521 --> 29:47.646
‫- سلام.
‫- چطوری.

29:47.729 --> 29:50.062
‫انگار دقیقاً همونجا یه
‫اثر انگشت کاسب شدیم.

29:52.687 --> 29:53.812
‫ایول، بزن قدش.

29:53.896 --> 29:55.854
‫می‌تونی یه نشونی از اون
‫پیک دوچرخه‌ایه بهم بدی؟

29:56.771 --> 29:59.771
‫راستش، آدم که هیچ‌وقت تو
‫صورت اینا زل نمی‌زنه، مگه نه؟

29:59.854 --> 30:00.896
‫حالا تو سعیت رو بکن.

30:00.979 --> 30:02.271
‫ببین آخه، من…

30:02.354 --> 30:05.771
‫یارو کلاً یه صدم ثانیه اینجا
‫بود، منم که پشت پیشخون بودم.

30:05.854 --> 30:09.021
‫اگه حداقل یه سوالی ازم پرسیده بود،
‫می‌تونستم یه قیافه‌ای ازش برات بکشم.

30:09.604 --> 30:11.479
‫هری ، من دیگه باید برم.

30:11.562 --> 30:13.187
‫- آره، ولی ما که…
‫- قرارمون این بود…

30:13.812 --> 30:14.896
‫گندش بزنن.

30:14.979 --> 30:17.437
‫- بیاته ، چیزی دستگیرت شد یه زنگ بهم بزن.
‫- حتماً.

30:36.437 --> 30:37.437
‫شاه.

30:38.854 --> 30:41.479
‫- مات.
‫- اَه… مسخره‌ست!

30:50.396 --> 30:51.562
‫بله، بفرمایید؟

30:52.229 --> 30:54.812
‫یه یارویی اینجاست که
‫قبلاً با گروه کورپس می‌پرید.

30:54.896 --> 30:57.437
‫تو خفا بهم آمار داد که
‫آتیلا افتاده دنبال انتقام‌گیری…

30:57.521 --> 30:59.312
‫…سر همون قضیه‌ی شعله‌افکنه.

31:11.354 --> 31:12.854
‫باید چند تا گردن‌کلفت
‫دیگه هم خبر کنیم.

31:12.937 --> 31:14.979
‫الان همه رفتن همایش گوتنبرگ.

31:15.854 --> 31:18.552
‫خودشونم اینو می‌دونن، واسه
‫همین الان دارن میان سراغمون.

31:21.021 --> 31:24.354
‫♪ بیست، بیست، بیست‌و‌چهار
‫ساعت دیگه مونده ♪

31:24.437 --> 31:27.146
‫♪ دلم می‌خواد با
‫آرام‌بخش بی‌هوش بشم ♪

31:27.229 --> 31:30.104
‫♪ نه کاری واسه کردن
‫دارم، نه جایی واسه رفتن ♪

31:30.187 --> 31:32.354
‫♪ دلم می‌خواد با
‫آرام‌بخش بی‌هوش بشم ♪

31:37.646 --> 31:38.646
‫می‌شنوم.

31:39.271 --> 31:40.854
‫با هوله صحبت می‌کنم؟

31:40.937 --> 31:42.979
‫خب، با وامم موافقت شد یا نه؟

31:43.687 --> 31:45.521
‫آره، واسه همین زنگ زدم دیگه.

31:45.604 --> 31:48.812
‫- بیخیال، دارم قطع می‌کنم.
‫- می‌تونم یه اسم بهت بدم، خوبه؟

31:48.896 --> 31:52.271
‫همون یارویی که تأمین‌کننده‌ی
‫اسلحه‌ی گنده‌لات‌های اسلوئه.

31:54.271 --> 31:56.729
‫آره خودمم، همونی که قبلاً تو
‫بیمارستان باهاش حرف زدی.

31:57.479 --> 32:00.854
‫باید سریع خودت رو برسونی اینجا، یه لشکر
‫پلیس هم با یه خروار اسلحه با خودت بیار.

32:02.396 --> 32:03.271
‫اون‌وقت واسه چی؟

32:05.021 --> 32:06.562
‫هی، دوباره خودمم.

32:06.646 --> 32:09.354
‫تموم اون عملی‌های لعنتی گروه
‫کورپس دارن می‌ریزن اینجا.

32:09.437 --> 32:11.896
‫یه نفری آمار داده
‫که ما تو بیمارستانیم.

32:12.979 --> 32:15.187
‫من از کجا مطمئن باشم که
‫نمی‌خوای برامون تله بذاری؟

32:15.271 --> 32:18.187
‫این یه فرصته که اگه از دستش
‫بدی باید به عقلت شک کرد.

32:19.271 --> 32:20.864
‫البته اگه دنبال اون
‫اسم‌ها می‌گردی.

32:20.979 --> 32:24.396
‫چون اگه ما امروز اینجا تلف بشیم،
‫اون اطلاعات هم با ما میره زیر خاک.

32:35.396 --> 32:36.729
‫بله، هوله؟

32:36.812 --> 32:37.729
‫چطوری وولف .

32:37.812 --> 32:40.687
‫بدجور تو مضیقه‌ام، می‌خوام هر
‫طور شده گروه دلتا رو برام گیر بیاری.

32:40.771 --> 32:44.146
‫دارودسته‌ی کورپس تو راه بیمارستان آکر هستن
‫تا دخل چند تا از بچه‌های دیرپمیس رو بیارن.

32:44.229 --> 32:46.521
‫- اتاق ۵۰۵. گرفتی چی شد؟
‫- رفتم تو کارش.

32:54.812 --> 32:56.604
‫قراره به کسی شلیک کنی؟

32:56.687 --> 33:00.021
‫نه، هرچند که بدجور هوسش رو
‫کردم، ولی خب اسلحه‌ای همراهم نیست.

33:00.104 --> 33:01.104
‫واسه چی آخه؟

33:01.812 --> 33:04.146
‫چون اینجا قرار نیست شبیه
‫فیلم‌های اکشن هالیوودی باشه.

33:04.229 --> 33:07.437
‫تو این مملکت، پلیس‌ها اسلحه‌شون رو تو ماشین
‫گشت قفل می‌کنن. اینجا هم که ماشین گشت نیست.

33:07.521 --> 33:11.562
‫- پس یعنی خبری از بزن‌بزن نیست؟
‫- یگان ویژه تا دلت بخواد با خودشون اسلحه میارن.

33:11.646 --> 33:13.562
‫این‌طور که بوش
‫میاد باید یه کم بجنبیم.

33:13.646 --> 33:15.104
‫آره، حواسم هست.

33:16.187 --> 33:18.146
‫ایول بابا!

33:23.812 --> 33:25.729
‫- سلام.
‫- سلام به تو.

33:25.812 --> 33:26.854
‫بالاخره پیدات شد.

33:26.937 --> 33:28.771
‫دلشوره داشتم که
‫به شام امشب نرسی.

33:29.312 --> 33:32.187
‫- امروز روز خوبی داشتی؟
‫- راستش می‌تونست خیلی بهتر از اینا باشه.

34:09.646 --> 34:11.979
‫مگه اونجا بیمارستان
‫نیست؟ اینجا که آکر ـه.

34:12.062 --> 34:13.312
‫مسیر ما می‌خوره به اول وال .

34:19.771 --> 34:21.729
‫جات رو عوض می‌کنیم. راه بیفت.

34:29.104 --> 34:30.312
‫آهای، بکش کنار!

34:32.479 --> 34:33.396
‫گندش بزنن.

34:34.021 --> 34:35.146
‫برو کنار دیگه. آشغال عوضی!

34:36.354 --> 34:37.354
‫عجب کیر تو کیریه!

34:40.146 --> 34:42.354
‫- حق نداری به مریض دست بزنی!
‫- به یه ورم!

34:42.979 --> 34:44.604
‫یا خدای بزرگ!

36:28.604 --> 36:31.104
‫آره، یکی از بچه‌هامون تموم
‫کرده، اون یکی هم رفته تو کما،

36:31.187 --> 36:33.437
‫ولی دکتره میگه
‫اونم زیاد دووم نمیاره.

36:33.521 --> 36:37.062
‫- وولف قسم می‌خوره که تو گفتی بیمارستان اول وال.
‫- جدی میگی؟

36:38.309 --> 36:40.642
‫هرچند با این وضع، عمراً
‫به موقع می‌رسیدیم اونجا.

36:42.937 --> 36:44.604
‫خب، چه حسی بهت دست داد؟

36:45.854 --> 36:48.479
‫اینکه دست‌خالی و بدون
‫اسلحه پریدی وسط مهلکه…

36:48.562 --> 36:51.758
‫تو یه پلیسی ولی وایسادی تا یه گَنگ
‫خلافکار خیلی راحت از بغلت رد بشن برن.

36:55.104 --> 36:59.854
‫نظرت چیه منم پایه بشم و تو
‫اون پروژه‌ت باهات همکاری کنم؟

37:09.187 --> 37:12.896
‫باید یه مدتی تک‌وپوک کار کنی.
‫اونم بدون اینکه هیچ سین‌جیمی بکنی.

37:13.604 --> 37:15.437
‫مجبوری پشت‌سرت یه
‫سری پل‌ها رو خراب کنی.

37:15.979 --> 37:16.812
‫حله.

37:17.312 --> 37:21.631
‫باید چندتا قانون‌شکنی هم بکنم تا اگه یه وقت خواستم
‫دورت بزنم، یه آتویی ازم داشته باشی دیگه، نه؟

37:21.979 --> 37:22.937
‫اوهوم.

37:24.437 --> 37:25.729
‫خب…

37:27.229 --> 37:29.312
‫چقدر وقت دارم تا
‫سنگ‌هام رو با خودم وا بکنم؟

37:29.896 --> 37:31.312
‫دقیقاً چهل‌وهشت
‫ساعت، نه یه ثانیه بیشتر.

37:38.396 --> 37:39.229
‫بگو، می‌شنوم.

37:39.312 --> 37:41.854
‫در مورد اون اثر انگشتی
‫که رو صفحه‌ی تلویزیون بود.

37:41.937 --> 37:44.896
‫تو سیستم ما ثبت نشده بود، ولی
‫تونستیم یه مورد مشابه براش پیدا کنیم.

37:44.979 --> 37:46.479
‫یعنی همسایه‌ی کامیلا لوئن‌ـه؟

37:46.562 --> 37:50.687
‫نه بابا، اون نیست، با یکی دیگه از اثر
‫انگشت‌های تو خود آپارتمان هم‌خونی داره.

37:50.771 --> 37:51.646
‫آهان.

37:52.437 --> 37:53.479
‫بیاته لون بود.

37:53.562 --> 37:56.187
‫انگار بالاخره اثر انگشت این
‫قاتل سریالی‌مون رو گیر آوردیم.

38:00.937 --> 38:01.854
‫ایول، بزنین بریم!

38:12.771 --> 38:14.687
‫دارم میام پیشت مادر.

38:15.979 --> 38:17.354
‫دارم برمی‌گردم همونجا.

38:19.229 --> 38:21.729
‫برمی‌گردم به همون
‫رحمی که توش بودم.

38:21.812 --> 38:25.979
‫همونجا چاقوم رو درمیارم
‫و راه خودم رو باز می‌کنم.

38:35.229 --> 38:39.479
‫- بالاخره دیروز اجاره‌خونه رو جور کردم.
‫- اصلاً غصه‌ی اونو نخور دخترم.

38:39.562 --> 38:41.104
‫راستش یه کمکی هم بهم رسید.

38:41.187 --> 38:44.937
‫آره، خودم به چشم دیدم که این اواخر
‫یه آدم خاصی هی میاد بهت سر می‌زنه.

38:45.021 --> 38:47.062
‫تازه متوجه شدم که یه سگ
‫هم همیشه همراهشه. مگه نه؟

38:47.146 --> 38:48.854
‫آره. اصلاً دلم می‌خواد هرچی
‫زودتر خودت از نزدیک ببینیش.

38:48.937 --> 38:51.604
‫- چه عالی.
‫- ولی باید یه چیزی رو از قبل بهت بگم.

38:51.687 --> 38:53.771
‫- اون با بقیه فرق داره.
‫- هوم!

38:53.854 --> 38:57.312
‫یه جورایی… افکارش یه نمه سنتیه.

38:57.896 --> 38:59.604
‫و واسه همین می‌خواد صبر کنه تا…

39:00.646 --> 39:01.979
‫- جدی می‌گی؟
‫- آره دیگه، خودت که می‌دونی.

39:02.062 --> 39:03.562
‫آره، انگار قصدش واقعاً جدیه.

39:05.354 --> 39:06.562
‫یه کادو هم بهم داده.

39:16.195 --> 39:19.437
‫بهم گفت تا وقتی که نامزدی‌مون
‫رسمی نشده، اصلاً حق ندارم بازش کنم.

39:20.146 --> 39:23.104
‫ولی می‌گفت هرچی که تو این
‫جعبه‌ست، قراره تا آخر عمر برام بمونه.

39:23.129 --> 39:30.089
‫ترجمه و زیرنویس از:
‫ «Ali_Master»

39:30.229 --> 39:31.271
‫بله، پرینس.

39:31.354 --> 39:34.687
‫کار یکی از اون باندها ساخته‌ست، و
‫فکر کنم یه عضو جدید هم پیدا کردیم.

39:34.771 --> 39:35.771
‫عالیه.

39:35.796 --> 39:44.255
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

39:44.280 --> 39:53.085
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

39:53.109 --> 40:01.196
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus
