WEBVTT

00:00.021 --> 00:08.021
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

00:08.045 --> 00:16.045
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

01:06.854 --> 01:07.729
‫غذا خوردی؟

01:07.812 --> 01:10.979
‫آره، یه کم دیر کردی،
‫مجبور شدم بدون تو بخورم.

01:11.062 --> 01:12.062
‫عیبی نداره.

01:14.687 --> 01:16.146
‫کی برمی‌گردی؟

01:16.229 --> 01:17.604
‫شاید دوشنبه.

01:18.979 --> 01:20.062
‫میشه...

01:24.812 --> 01:27.771
‫مطمئنم تو شهر دخترایی هستن که منتظرتن.

01:28.354 --> 01:29.354
‫امیدوارم اینطور باشه.

01:32.521 --> 01:33.937
‫می‌ری دیدنشون؟

01:34.021 --> 01:35.187
‫تو چی فکر می‌کنی؟

01:36.104 --> 01:37.271
‫نمی‌دونم.

01:46.521 --> 01:49.812
‫فکر کنم هر بار که میای خونه،
‫بوی زنای دیگه رو میدی.

01:59.646 --> 02:01.479
‫چرا بهم نمیگی کارت چیه؟

02:14.854 --> 02:16.062
‫چون دوستم داری.

02:31.771 --> 02:33.646
‫چشماتو باز کن.

02:35.104 --> 02:37.187
‫الگو ساده‌ست.

02:37.771 --> 02:40.146
‫یه ستاره راهنمای قرمز.

02:40.229 --> 02:42.646
‫یه صلیب شیطانی پنج‌پر

02:42.729 --> 02:44.646
‫راهو بهت نشون میده.

02:44.729 --> 02:47.479
‫از پنج تا خیابون تشکیل شده.

02:48.021 --> 02:49.479
‫خیابون درست

02:49.979 --> 02:54.437
‫تو رو می‌بره به جایی
‫که قراره بدهی وصول بشه.

03:51.587 --> 03:56.587
ترجمه از رضا
RezaH

03:57.912 --> 03:59.912
«کاراگاه هوله»

04:01.937 --> 04:06.062
‫به عنوان رئیس کمیته دادگستری
‫رک و پوست کنده میگم، اگنس

04:06.687 --> 04:08.104
‫قصد دارم رأی منفی

04:08.187 --> 04:11.937
‫به پیشنهادِ اجازه دادن به پلیس
‫برای حمل سلاح گرم تو گشت‌زنی بدم.

04:12.021 --> 04:16.271
‫و احزاب میانه‌رو و چپ رو هم
‫تشویق می‌کنم همین رأی رو بدن.

04:17.021 --> 04:18.229
‫من کاملاً به هر

04:18.312 --> 04:21.187
‫نتیجه‌ای که تو و کمیته بهش برسید، اعتماد دارم.

04:24.854 --> 04:26.812
‫جدی؟ باشه. من...

04:26.896 --> 04:30.062
‫فکر کردم واسه همین اومدی
‫تا سعی کنی نظرمو عوض کنی.

04:30.646 --> 04:32.896
‫فکر می‌کردم همه افسرای پلیس
‫دلشون می‌خواد مسلح باشن؟

04:32.979 --> 04:33.812
‫نه بابا.

04:33.896 --> 04:37.146
‫خب، انجمن افسران مبارزه با مواد مخدر
‫یه چیز دیگه می‌گفت.

04:37.229 --> 04:40.271
‫اون یه انجمن فاشیستی بود،
‫که دیگه وجود نداره.

04:41.771 --> 04:43.729
‫اگه بخوام راستشو بگم، اِدی،

04:44.437 --> 04:48.021
‫اگه همه‌تون بهش رأی منفی بدین
‫کار من خیلی راحت‌تر میشه.

04:48.646 --> 04:51.854
‫پس موافقی که نباید پلیسا رو مسلح کنیم؟

04:51.937 --> 04:54.187
‫اگه مردم ما رو متهم کنن که زدیم زیر قولمون

04:54.271 --> 04:55.937
‫ما هم کاسه‌کوزه‌ها رو سر شما می‌شکنیم.

04:56.021 --> 04:58.729
‫مقصرتون می‌کنیم که حمایتی که
‫نیاز داشتیم رو بهمون ندادین.

04:59.521 --> 05:00.396
‫آره.

05:02.854 --> 05:06.271
‫جالبه که تا وزارت دادگستری
‫پاشو می‌کنه تو یه کفش،

05:06.354 --> 05:09.354
‫اداره عملیاتی ملی پلیس یه شبه غیبش میزنه.

05:09.437 --> 05:11.187
‫غیبشون زد؟ من که مطمئن نیستم.

05:13.771 --> 05:14.729
‫این یعنی چی؟

05:15.521 --> 05:19.146
‫شاید یه شبه غیبشون نزده،
‫بلکه رفتن تو تاریکیِ شب.

05:21.021 --> 05:23.979
‫پس دارن مخفیانه کار می‌کنن؟
‫داری بهم میگی هنوز فعالن؟

05:24.062 --> 05:26.604
‫فقط اینو میگم که نمی‌تونم تصور کنم
‫اونایی که افراطی‌ترن

05:26.687 --> 05:28.687
‫بذارن به این راحتی متوقف بشن.

05:29.396 --> 05:31.771
‫مامان. با تو کار دارن.

05:37.979 --> 05:40.604
‫- مولر؟
‫- ببخشید یکشنبه‌ات رو خراب می‌کنم.

05:40.687 --> 05:43.937
‫ولی از پست یه چیزِ نگران‌کننده به دستمون رسیده.

05:44.604 --> 05:48.312
‫یه بسته گرفتیم که انگشت قطع‌شده
‫لیسبت بارلی توشه.

05:51.646 --> 05:53.396
‫درست شنیدم چی گفتی؟

05:54.812 --> 05:56.687
‫داری میگی ما یکی...

05:58.062 --> 05:59.187
‫از اونا داریم؟

05:59.771 --> 06:01.479
‫آره. کاملاً همین‌طور به نظر میاد.

06:02.771 --> 06:05.187
‫- الان میام اونجا.
‫- راستی یه چیز دیگه.

06:05.271 --> 06:08.146
‫اگه این یارو همونی باشه که فکر می‌کنیم،
‫پس به هری هوله نیاز داریم.

06:08.229 --> 06:10.021
‫بیارنه، اون اخراج شده.

06:10.104 --> 06:13.271
‫اون تنها کسیه که اینجا
‫تو اینجور چیزا تجربه داره.

06:15.521 --> 06:17.437
‫- باشه. پیداش کن.
‫- دریافت شد.

06:18.021 --> 06:19.021
‫بعداً باهات حرف می‌زنم.

06:20.937 --> 06:21.896
‫ببخشید.

06:23.521 --> 06:25.312
‫در مورد من...

06:25.396 --> 06:26.646
‫و مشکلات من کافیه.

06:27.396 --> 06:28.937
‫دلت براش تنگ شده.

06:33.521 --> 06:35.687
‫کاش منم همچین حسی به آندرس داشتم.

06:36.687 --> 06:37.979
‫پس چرا باهاشی؟

06:41.187 --> 06:42.604
‫چون خیلی پولداره.

06:45.104 --> 06:46.396
‫نه، من...

06:47.687 --> 06:48.604
‫نمی‌دونم.

06:49.312 --> 06:52.271
‫فکر کنم جرأت رفتن رو ندارم.

06:55.854 --> 06:57.062
‫الان کجاست؟

06:57.812 --> 06:59.562
‫یه جایی تو اروپا.

06:59.646 --> 07:01.687
‫امشب دیر میاد خونه.

07:02.562 --> 07:04.437
‫خب...

07:05.104 --> 07:06.729
‫دقیقاً چیکار می‌کنه؟

07:06.812 --> 07:08.479
‫یه چیزایی می‌فروشه.

07:09.396 --> 07:12.854
‫وسایل مختلفی به کلیساها می‌فروشه.

07:13.562 --> 07:17.437
‫صلیب، تزئینات محراب، تسبیح، نیمکتای کلیسا.

07:17.521 --> 07:18.729
‫مسیحیه؟

07:21.229 --> 07:24.021
‫عجب ممه‌هایی.

07:29.271 --> 07:30.854
‫هی...

07:30.937 --> 07:33.354
‫به خاطر رفتارشون معذرت می‌خوام.

07:33.437 --> 07:35.979
‫یه کم هیجان‌زده‌ان،

07:36.521 --> 07:38.521
‫ولی با این وجود،

07:38.604 --> 07:40.521
‫عجب ممه‌های خوبی داری.

07:41.187 --> 07:42.437
‫خوشگله.

07:44.979 --> 07:46.979
‫هی، ولش کن. بشین.

07:50.562 --> 07:52.396
‫زنگ زدم محل کارت.

07:52.479 --> 07:55.146
‫چیزای بیشتری بود که می‌خواستم
‫راجع به کامیلا بهت بگم،

07:55.229 --> 07:58.312
‫ولی نمی‌تونستم تو خونه بهت بگم.

08:01.021 --> 08:03.979
‫- چرا؟
‫- چون آندرس اونجا بود.

08:04.521 --> 08:08.146
‫اخلاقش خیلی گُهه،
‫اگه راجع به این حرف می‌زدم که

08:08.854 --> 08:12.729
‫کامیلا چند تا معشوق داشت، قاطی می‌کرد
‫انگار که حرفاشو نمی‌شنوه.

08:14.521 --> 08:15.979
‫چی عصبانیش کرد؟

08:16.062 --> 08:18.729
‫خب... فکر کنم خیال کرد...

08:19.896 --> 08:22.521
‫دارم به کامیلا تهمت خراب بودن می‌زنم.

08:22.604 --> 08:23.729
‫ولی...

08:24.854 --> 08:26.021
‫منظور من این نبود،

08:26.104 --> 08:29.271
‫داشتم می‌گفتم این نشونه سلامتیه
‫که اون یه...

08:30.271 --> 08:31.396
‫زندگی جنسی خوبی داشته.

08:33.562 --> 08:37.521
‫پس بهم زنگ زدی که بگی
‫کامیلا با کیا می‌خوابیده؟

08:38.104 --> 08:39.396
‫نه...

08:40.979 --> 08:42.729
‫یکی به خونه‌ام زنگ زد.

08:44.021 --> 08:45.562
‫از یه شماره ناشناس بود.

08:45.646 --> 08:48.229
‫تو حالت عادی زیاد بهش فکر نمی‌کردم،
‫ولی...

08:48.896 --> 08:50.937
‫بعد از اتفاقی که واسه کامیلا افتاد...

08:54.187 --> 08:56.354
‫بهم زنگ زدن ولی هیچی نگفتن.

08:56.437 --> 08:59.562
‫هر کی که بود، فقط تو گوشی نفس می‌کشید.

09:00.187 --> 09:03.437
‫یه حسی بهم می‌گفت کسی که پشت خطه...

09:04.146 --> 09:06.604
‫وقتی زنگ زد خیلی نزدیک بوده.

09:10.021 --> 09:11.187
‫هی...

09:12.437 --> 09:16.146
‫تو یا شریکت لیسبت بارلی رو می‌شناسید؟

09:16.229 --> 09:18.396
‫- همون خواننده‌ای که گم شده؟
‫- آره.

09:20.396 --> 09:21.521
‫چرا باید بشناسیم؟

09:22.937 --> 09:23.771
‫درسته.

09:24.812 --> 09:25.771
‫چرا باید بشناسید.

09:30.396 --> 09:31.646
‫بهتره برم خونه.

09:33.146 --> 09:34.229
‫می‌تونم باهات بیام.

09:35.021 --> 09:36.479
‫همین بغله.

09:37.396 --> 09:38.229
‫باشه.

09:38.771 --> 09:40.562
‫از پسش برمیام.

09:51.396 --> 09:53.771
‫می‌تونستم کاری کنم که راکل رو فراموش کنی؟

10:11.896 --> 10:13.312
‫عجب کونی.

10:33.187 --> 10:34.146
‫چی می‌خوای؟

10:36.521 --> 10:38.562
‫چه مرگته؟ بی‌خیال بابا...

10:41.521 --> 10:42.562
‫چه مرگته؟

10:53.979 --> 10:56.646
‫- هی. هوله کجاست؟
‫- پاک خل شده.

10:56.729 --> 10:59.146
‫سلول ۱2۹. نگهبان می‌ذاره بری تو.

10:59.896 --> 11:00.729
‫از اون‌ور؟

11:25.812 --> 11:28.479
‫چه بلایی سرت اومده؟

11:30.354 --> 11:32.437
‫یه کم زیادی بهت خوش گذشته؟

11:41.354 --> 11:44.562
‫حداقل یه تیکه از لیسبت بارلی پیدا شد.

11:46.854 --> 11:48.229
‫تو یه پاکت فرستادنش.

11:54.687 --> 11:57.562
‫ببین، من مسئول پرونده‌های بارلی و لوئنم.

11:59.187 --> 12:01.562
‫ولی تو تنها کسی هستی که...

12:02.771 --> 12:04.812
‫قبلاً دنبال اینجور قاتلا افتاده.

12:06.271 --> 12:08.104
‫ولی تصمیم‌گیری با منه.

12:09.187 --> 12:13.271
‫- خب که چی؟
‫- واسه همین می‌خواستم بدونم وقت کردی

12:13.354 --> 12:15.396
‫به پیشنهادم فکر کنی یا نه.

12:19.604 --> 12:21.521
‫در مورد اینکه می‌خواستی کمکم کنی؟

12:21.604 --> 12:23.021
‫کمک به همدیگه.

12:23.812 --> 12:25.479
‫تو الن رو کشتی؟

12:33.604 --> 12:34.437
‫باشه.

12:37.396 --> 12:38.896
‫راستشو بهت میگم.

12:44.312 --> 12:46.271
‫من سوره اولسن رو کشتم.

12:48.937 --> 12:50.646
‫رفتم تو کلبه.

12:53.479 --> 12:55.271
‫اسلحه رو بنداز!

12:55.854 --> 12:58.146
‫اسلحه رو گذاشت زمین، دستاشو برد بالا.

12:58.229 --> 13:00.854
‫زانو بزن. دستا پشت سر.

13:00.937 --> 13:02.312
‫و بعد الن رو دیدم.

13:03.521 --> 13:05.062
‫دیدم چه بلایی سرش آورده.

13:06.937 --> 13:07.812
‫اون...

13:07.896 --> 13:08.979
‫خب...

13:10.646 --> 13:11.479
‫الن.

13:12.021 --> 13:13.021
‫خودت که دیدی.

13:13.104 --> 13:13.937
‫الن.

13:17.937 --> 13:20.937
‫چه غلطی باید می‌کردم؟
‫می‌ذاشتم با رفتن به زندان قسر در بره؟

13:21.812 --> 13:26.062
‫اونم تو این کشورِ تخمی که پانزده سال دیگه آزاد می‌شد؟

13:27.771 --> 13:29.354
‫واسه همین تیر زدم تو شکمش.

13:45.562 --> 13:49.729
‫و بعد دو بار با اسلحه‌اش به در شلیک کردم
‫تا شبیه دفاع شخصی به نظر برسه.

13:58.062 --> 14:00.271
‫پس تو به الن شلیک نکردی؟

14:02.437 --> 14:04.229
‫سوره اولسن به الن شلیک کرد.

14:33.271 --> 14:37.979
‫تا حالا به این فکر کردی
‫که چی باعث میشه این کارا رو بکنیم؟

14:46.104 --> 14:48.604
‫بچگی‌هامو یادمه.

14:48.687 --> 14:53.021
‫اولین خاطره‌ام اینه که
‫بابام بالا سر تختم وایساده بود.

14:53.104 --> 14:54.646
‫بوی تنباکو می‌داد.

14:55.521 --> 14:56.812
‫آرام‌بخش بود.

14:57.604 --> 15:01.479
‫بنّا بود و همیشه وقتی می‌اومد خونه
‫که من خوابیده بودم.

15:02.354 --> 15:03.479
‫و می‌دونستم که

15:04.062 --> 15:07.271
‫همیشه قبل از اینکه بیدار بشم
‫می‌ره سر کار، واسه همین...

15:07.354 --> 15:09.521
‫اگه چشمامو باز می‌کردم، اونوقت

15:09.604 --> 15:14.062
‫لبخند می‌زد، موهامو بهم می‌ریخت
‫و می‌رفت سر کارش.

15:14.146 --> 15:20.062
‫واسه همین خودمو می‌زدم به خواب
‫تا یه کم بیشتر بمونه.

15:25.687 --> 15:27.521
‫واسه تو هم با پدرت همینطور بود؟

15:30.521 --> 15:34.187
‫نه، پدر من معلم بود،
‫شبا تو خونه پیشمون بود.

15:36.896 --> 15:39.729
‫می‌دونی، یه همسایه بغلی داشتیم.

15:40.937 --> 15:41.854
‫قاضی بود،

15:41.937 --> 15:45.771
‫و یه ژرمن شپرد گنده داشت
‫که یه بند پارس می‌کرد.

15:45.854 --> 15:47.854
‫کل شبو فقط پارس می‌کرد.

15:48.437 --> 15:52.646
‫و یه روز صبح، تو راه مدرسه
‫بیرون خونه‌اش وایسادم،

15:53.187 --> 15:57.354
‫و سعی کردم تو چشمای سگ نگاه کنم
‫ولی خودشو کوبید به حصار،

15:57.437 --> 15:59.896
‫و برام غُرّید و شروع کرد به پارس کردن.

16:01.312 --> 16:03.146
‫منم رفتم سمت در.

16:06.521 --> 16:08.021
‫درو باز کردم.

16:09.354 --> 16:11.937
‫انگار می‌تونستم حس کنم چرا اینقدر عصبانیه.

16:15.687 --> 16:18.854
‫ولی سگه پرید روم و همه‌جامو گاز گرفت.

16:18.937 --> 16:21.604
‫بعد قاضی از خونه دوید بیرون،
‫و سگشو کشید کنار.

16:21.687 --> 16:22.896
‫و بعد سرم داد زد و گفت

16:22.979 --> 16:25.604
‫بهتره دیگه پاتو تو حیاط من نذاری، فهمیدی؟

16:26.146 --> 16:29.771
‫نه اینکه جای خاصی کار داشته باشم،
‫ولی این داستانت به جایی هم می‌رسه؟

16:31.771 --> 16:33.271
‫اون شب از خواب پریدم و

16:34.146 --> 16:36.146
‫همه‌جا کاملاً ساکت بود.

16:36.229 --> 16:38.229
‫بعد صدای باز شدن در جلویی رو شنیدم.

16:38.312 --> 16:40.312
‫صدای قدم‌های بابامو شنیدم.

16:41.271 --> 16:44.271
‫درِ اتاقمو باز کرد، اومد تو

16:44.937 --> 16:46.479
‫و من خودمو زدم به خواب.

16:48.312 --> 16:49.646
‫ولی چکش رو دیدم.

16:51.104 --> 16:52.354
‫و فهمیدم

16:53.312 --> 16:55.437
‫که دیگه هیچ‌وقت اون سگو نمی‌بینم.

16:57.104 --> 16:58.812
‫به خوابیدنم ادامه دادم.

17:00.146 --> 17:02.062
‫بوی تنباکو می‌داد.

17:03.937 --> 17:05.021
‫آرام‌بخش بود.

17:20.396 --> 17:22.812
‫من سوره اولسن رو کشتم.

17:24.979 --> 17:26.146
‫به خاطر الن.

17:29.229 --> 17:31.271
‫به خاطر هر دوتامون.

17:32.937 --> 17:35.937
‫به خاطرِ کل این جامعه کوفتی.

17:43.604 --> 17:45.021
‫چیزی که داری میگی...

17:46.146 --> 17:49.187
‫اینه که تو یه جوخه مرگی؟

17:49.854 --> 17:52.521
‫نه، ما فقط یه سری مرد و زن معمولی هستیم

17:52.604 --> 17:56.271
‫که مسئولیت مدنیمون رو خیلی جدی می‌گیریم.

17:56.812 --> 17:59.146
‫ما کاری رو می‌کنیم که پلیس نمی‌کنه.

17:59.229 --> 18:04.437
‫و چند تا حامی مهربون داریم
‫که بابت زحماتمون پول خوبی بهمون می‌دن.

18:04.521 --> 18:05.854
‫خیلی هم خوب.

18:06.687 --> 18:08.021
‫و اونا کین؟

18:08.104 --> 18:10.229
‫- این حامیا؟
‫- چه انتخاب دیگه‌ای داری، هری؟

18:11.562 --> 18:13.479
‫یه الکلی تو اواسط چهل سالگی.

18:15.271 --> 18:16.687
‫به کی بدهکاری؟

18:17.729 --> 18:18.687
‫پلیس؟

18:19.312 --> 18:20.937
‫رئیست؟

18:21.021 --> 18:23.521
‫با کوچیک‌ترین دردسری جا می‌زنن.

18:23.604 --> 18:26.687
‫بدبختای حقیر.

18:27.479 --> 18:30.771
‫می‌تونم ده برابر چیزی که الان
‫درمیاری بهت پیشنهاد بدم.

18:30.854 --> 18:34.687
‫ولی مهم‌تر از همه اینه که، یه ذره
‫عزت نفس پیدا و حس می‌کنی ارزش داری.

18:45.396 --> 18:46.479
‫می‌تونم ببینمش.

18:49.146 --> 18:51.146
‫دلت نمی‌خواد تسلیم بشی.

19:04.312 --> 19:06.104
‫تیم تحقیقات ساعت هشت جلسه داره.

19:06.187 --> 19:07.687
‫سه ساعت دیگه.

19:11.396 --> 19:14.146
‫تا قبل از ساعت ده از بازداشتگاهِ مستی ولم نمی‌کنن.

19:17.896 --> 19:19.021
‫یه فکری به حالش می‌کنی.

19:55.146 --> 19:59.312
‫تیراندازی بین گنگ‌ها تو هفته گذشته
‫دوباره درخواست‌های عمومی برای مسلح کردن پلیس رو بالا برده.

19:59.396 --> 20:02.396
‫برنامه «دباتن» الان نظر یکی از تماس‌گیرنده‌ها رو پخش می‌کنه.

20:02.479 --> 20:05.812
‫نمی‌فهمم چرا سیاستمدارا هیچ کاری نمی‌کنن.

20:05.896 --> 20:07.729
‫تو این شهر لعنتی هیچی عوض نمیشه.

20:07.812 --> 20:09.604
‫این دستِ لیسبت بارلیه

20:09.687 --> 20:12.229
‫و این همون انگشتیه که
‫دیروز تو پست به دستمون رسید.

20:12.312 --> 20:13.437
‫طبق گفته لون،

20:13.521 --> 20:17.854
‫اثر این انگشت با چند تا اثری که
‫تو آپارتمان بارلی پیدا شده مطابقت داره.

20:17.937 --> 20:20.187
‫ما هنوز منتظر گزارش رسمی دی‌ان‌ای هستیم

20:20.271 --> 20:23.396
‫ولی فکر کنم می‌تونیم با اطمینان فرض کنیم
‫که این مال لیسبت بارلیه.

20:23.479 --> 20:25.979
‫پلیس از ارائه هرگونه اطلاعات بیشتری

20:26.062 --> 20:27.312
‫در مورد قتل کامیلا لوئن

20:27.396 --> 20:29.937
‫و ناپدید شدنِ خواننده، لیسبت بارلی
‫خودداری می‌کنه.

20:30.021 --> 20:34.229
‫با این حال، یک منبع ادعا می‌کنه
‫که این دو پرونده به هم ربط دارن.

20:34.312 --> 20:35.854
‫این جواهری که اینجاست

20:35.937 --> 20:38.646
‫زیر پلک کامیلا لوئن پیدا شده.

20:38.729 --> 20:41.062
‫همونطور که می‌بینید، از لحاظ شکل و اندازه

20:41.146 --> 20:42.979
‫دقیقاً مثل همونیه که رو انگشتر لیسبت بارلیه.

20:45.021 --> 20:48.687
‫من با یه متخصص الماس از شرکت «دِ بیرز» در ارتباط بودم

20:49.771 --> 20:52.562
‫اون فکر می‌کنه با استفاده از پیکتومتری و میکروتوموگرافی

20:52.646 --> 20:56.187
‫می‌تونیم دقیقاً تشخیص بدیم این الماس از کجا اومده.

20:57.479 --> 21:00.771
‫امشب از لندن پرواز می‌کنه
‫تا تو این زمینه کمکمون کنه.

21:01.479 --> 21:03.062
‫کارت عالی بود، بیاته.

21:03.771 --> 21:04.854
‫خیلی خوبه.

21:05.437 --> 21:08.146
‫همش همین بود؟ چیز دیگه‌ای هست بخوای اضافه کنی؟

21:08.729 --> 21:12.229
‫نه، ولی معلومه که این برامو.ن یه پرونده وحشتناکه

21:12.312 --> 21:13.396
‫جدی میگی؟

21:15.187 --> 21:18.729
‫مخالفم، آخه به نظر من ما یه امتیاز بزرگ داریم.

21:18.812 --> 21:21.729
‫ما دو تا پرونده داریم،
‫ولی فقط باید نگران یه مجرم باشیم.

21:22.479 --> 21:27.562
‫دو تا پرونده یعنی دو برابر سرنخِ بیشتر،
‫و دو برابر منابع در اختیار.

21:27.646 --> 21:28.979
‫پس این یه پرونده رویاییه.

21:29.646 --> 21:30.937
‫اسمت چی بود؟

21:33.687 --> 21:36.271
‫الکل تموم سلولای مغزتو کشته یا چی؟

21:36.354 --> 21:38.354
‫انگار چراغا روشنه ولی کسی خونه نیست.

21:38.437 --> 21:39.521
‫اسکاره.

21:40.229 --> 21:43.812
‫تنها چیزی که ازت یادمه
‫اینه که کمتر از یه سال پیش

21:43.896 --> 21:45.271
‫از مبارزه با مواد مخدر اومدی.

21:45.354 --> 21:48.271
‫ولی یه چیزی هست
‫که بهتره یادت بمونه، اسکاره.

21:48.354 --> 21:53.104
‫وقتی روی یه قتل از پیش برنامه‌ریزی‌شده کار می‌کنی،
‫قاتل همیشه یه قدم جلوتره.

21:53.187 --> 21:56.521
‫خیلی راحت تونسته مدارک حیاتی رو مخفی کنه و

21:57.104 --> 22:00.771
‫خب، یه بهانه محکم واسه زمان قتل داره

22:00.854 --> 22:03.146
‫و از شر اسلحه و بقیه چیزا خلاص شده

22:03.229 --> 22:07.354
‫ولی همیشه یه چیزی هست
‫که قاتل هیچ‌وقت نمی‌تونه واقعاً مخفیش کنه.

22:07.937 --> 22:09.354
‫می‌تونی حدس بزنی، اسکاره؟

22:10.396 --> 22:11.729
‫انگیزه‌اش.

22:11.812 --> 22:14.354
‫اینقدر پیش‌پاافتاده‌ست که راحت فراموش می‌شه.

22:14.437 --> 22:15.979
‫تا اینکه یه روز سر و کله‌اش پیدا می‌شه.

22:16.062 --> 22:18.521
‫همون قاتلی رو میگم که برای یه کاراگاه بدترین کابوس

22:18.604 --> 22:21.521
‫یا حتی آرزوشه. بستگی داره طرز فکرت چطور باشه.

22:21.604 --> 22:23.437
‫با یه قاتلِ بدون انگیزه طرفی.

22:23.521 --> 22:26.479
‫تو تجربه داری ولی داری قضیه رو
‫خیلی بدتر از اینی که هست نشون میدی.

22:26.562 --> 22:29.229
‫یا بهتره بگم، بدون انگیزه‌ای
‫که فهمیدنش راحت باشه...

22:29.312 --> 22:33.271
‫تا جایی که ما می‌دونیم، ممکنه
‫یه انگیزه ساده پشت اینا باشه.

22:33.354 --> 22:34.437
‫کافیه، حق با اونه.

22:34.521 --> 22:36.979
‫آره، معلومه که حق با منه.
‫قصد بی‌احترامی ندارم ولی...

22:37.062 --> 22:38.062
‫اسکاره.

22:39.312 --> 22:41.146
‫منظورم اینه که حق با هریه.

22:41.229 --> 22:44.854
‫باشه؟ ما به ترتیب پنج و ده روزه
‫که داریم رو این پرونده‌ها کار می‌کنیم،

22:44.937 --> 22:48.646
‫و هیچ ارتباطی بین این دو تا نداشتیم. البته تا الان.

22:48.729 --> 22:51.979
‫و وقتی این ارتباطِ بینشون، یه روشه،

22:52.604 --> 22:56.562
‫یه مراسم مذهبی، چیزی که شبیه
‫یه جور کُد به نظر می‌رسه،

22:56.646 --> 22:57.896
‫ذهنت میره سمت یه کلمه‌ای

22:57.979 --> 23:00.937
‫که هیچ‌وقت نباید بلند به زبون بیاریش
‫ولی باید تو پسِ ذهنت داشته باشیش.

23:01.021 --> 23:04.437
‫و حالا که بحثش شد،تا وقتی که رو این پرونده کار می‌کنین،

23:04.521 --> 23:06.521
‫هر وقت که سروان هوله

23:07.562 --> 23:11.562
‫داره تجربیاتشو در اختیارتون می‌ذاره
‫دهنتونو می‌بندید و گوش می‌دید. باشه؟

23:11.646 --> 23:15.396
‫خلاصه بگم، ما باید همزمان دو تا مسئله رو
‫تو ذهنمون داشته باشیم.

23:15.479 --> 23:18.146
‫از یه طرف، باید سیستماتیک بررسی کنیم...

23:19.396 --> 23:23.021
‫می‌خوای برای این کلاسا چقدر بهم پول بدی؟

23:23.104 --> 23:24.812
‫من می‌دونم کار درست چیه.

23:24.896 --> 23:28.187
‫یکی از دوستای خانومم برای کلاس فرانسه
‫ساعتی هجده پنس

23:28.271 --> 23:29.604
‫به یه آقای فرانسویِ اصیل پول میده.

23:30.521 --> 23:33.312
‫ولی نمی‌تونی همون پولی که واسه
‫یاد دادنِ زبون خودم بهم می‌گی رو با فرانسه یکی کنی

23:33.396 --> 23:37.021
‫پس من بیشتر از یه شیلینگ نمیدم.

23:37.104 --> 23:39.104
‫همین و بس.

23:39.187 --> 23:40.812
‫می‌خوای بخواه، نمی‌خوای نخواه.

23:40.896 --> 23:42.562
‫خدایا، از دست این لهجه.

23:43.187 --> 23:45.021
‫میشه یه بار دیگه بریم؟

23:45.104 --> 23:46.896
‫از اول.

23:47.646 --> 23:50.021
‫می‌دونم کار درست چیه...

23:50.104 --> 23:51.562
‫اولین روزمونه که اومدیم رو صحنه،

23:51.646 --> 23:54.896
‫واسه روشن کردن تجهیزات
‫و نورپردازی و اینا یه کم شلوغ‌پلوغه.

23:54.979 --> 23:55.812
‫آره، معلومه.

23:55.896 --> 23:58.646
‫پس من بیشتر از یه شیلینگ نمیدم.

23:58.729 --> 24:00.646
‫می‌بینی چقدر شبیه همن؟

24:00.729 --> 24:02.937
‫یا ولش کن! لعنت بهش!

24:03.021 --> 24:04.896
‫از این لهجه لعنتی متنفرم.

24:04.979 --> 24:08.562
‫ویلی، این لهجه غیرممکنه،
‫نمی‌تونم درش بیارم.

24:08.646 --> 24:12.187
‫نگران نباش، عالیه. فوق‌العاده‌ست.
‫فقط از اول شروع کن و بعد...

24:12.271 --> 24:14.812
‫همه‌چی درست میشه، قول میدم.

24:16.187 --> 24:18.979
‫تویا خواهر دوقلوی لیسبته.

24:19.062 --> 24:21.104
‫تو گروه لیسبت هم‌خوانی می‌کرد،

24:21.187 --> 24:23.896
‫ولی این واسه اجرا توی تئاتر ملی آماده‌ات نمی‌کنه.

24:23.979 --> 24:26.229
‫...واسه کلاسا بهم پول بدی؟

24:26.979 --> 24:28.646
‫می‌دونم کار درست چیه...

24:28.729 --> 24:30.937
‫میشه تنها حرف بزنیم؟ مهمه.

24:31.729 --> 24:33.687
‫آره، حتماً.

24:33.771 --> 24:35.396
‫یه لحظه صبر کنید.

24:35.979 --> 24:39.562
‫ببخشید وسط کارتون پریدم، ولی باید
‫واسه یه صحبت کوتاه برم بیرون.

24:39.646 --> 24:41.854
‫از اینجا به بعد پترا کارو دست می‌گیره.

24:42.687 --> 24:45.146
‫یه چند لحظه دیگه برمی‌گردم، کارتون عالیه.

24:47.479 --> 24:48.896
‫یه خبر بد دارم.

24:49.562 --> 24:53.396
‫اینو بهت نگفته بودم.
‫یه زمانی می‌خواستم برم مدرسه بازیگری.

24:54.979 --> 24:57.479
‫دقیقاً رو همین صحنه تست گرفتن.

24:57.562 --> 25:00.229
‫کار صدا بود و بهترین تقلیدامو کردم.

25:00.937 --> 25:04.896
‫آره، پولتو می‌گیری، فرانک.
‫آره، نگران نباش، فردا میدمش.

25:07.229 --> 25:09.562
‫قبول نشدم. دلم شکست.

25:10.312 --> 25:11.979
‫به عنوان گزینه دوم رفتم مدرسه رقص.

25:12.062 --> 25:15.562
‫از قضا مرد کم داشتن، واسه همین قبول شدم.

25:15.646 --> 25:18.812
‫تو چهل سالگی بازنشسته شدم و فهمیدم می‌تونم
‫به بقیه کمک کنم کاری که من نتونستم رو انجام بدن

25:18.896 --> 25:20.354
‫و افتادم تو خطِ کارگردانی.

25:20.937 --> 25:21.979
‫اینطوری شد که سر از اینجا درآوردم.

25:22.062 --> 25:23.312
‫یه بسته به دستمون رسید.

25:24.521 --> 25:26.021
‫توش...

25:27.687 --> 25:28.937
‫یه انگشت قطع‌شده بود.

25:34.229 --> 25:36.062
‫کارآگاه، وقتی داری یه چیزی خلق می‌کنی، این کار...

25:40.354 --> 25:42.396
‫توهمِ کنترل داشتن بهت میده.

25:42.937 --> 25:45.146
‫ما فکر می‌کنیم خدایانی هستیم
‫که همه‌چیز رو کنترل می‌کنیم،

25:45.229 --> 25:48.604
‫و بعد یه اتفاقی مثل این میفته،
‫و می‌فهمی که کاملاً...

25:49.229 --> 25:50.187
‫عاجزی.

25:50.729 --> 25:52.396
‫اون انگشت مال لیسبته.

26:13.396 --> 26:17.979
‫بعد از یه هفته دیگه از درگیریِ خشونت‌آمیز
‫بین گنگ‌ها با سلاح‌های خودکار،

26:18.062 --> 26:20.896
‫درخواست‌ها برای مسلح کردن نیروی پلیس داره

26:20.979 --> 26:23.562
‫به خاطر موج اخیرِ مرگ و میر و جراحات، بالا رفته.

26:23.646 --> 26:25.396
‫افسران پلیس و اتحادیه‌شون...

26:26.979 --> 26:28.396
‫...میگن که وضعیت...

26:28.479 --> 26:29.437
‫یه لحظه صبر کن.

26:29.521 --> 26:30.646
‫از کنترل خارج شده

26:30.729 --> 26:34.604
‫و اینکه دیگه وقت راه‌حل‌های عجولانه تموم شده.

26:34.687 --> 26:37.271
‫طبق گزارش روزنامه وی جی
‫اسلو پر از اسلحه شده،

26:37.354 --> 26:43.687
‫و روزنامه آفتن‌پوستن اعلام کرده که باندهای
‫تا دندان مسلح الان تو یه جنگ تمام‌عیارن.

26:43.771 --> 26:46.104
‫خیلی‌ها الان می‌پرسن که چطور از اداره پلیس

26:46.187 --> 26:48.771
‫انتظار می‌ره با این شرایط مقابله کنه،

26:48.854 --> 26:52.562
‫در حالی که قانون بهشون اجازه نمیده
‫تو حین انجام وظیفه سلاح حمل کنن.

26:52.646 --> 26:57.646
‫طبق گزارش شبکه ان آر کی، کمیته دادگستری
‫قراره پاییز امسال یه جلسه جدید

26:57.729 --> 27:00.396
‫در مورد اینکه پلیس رو مسلح کنن یا نه، برگزار کنه.

27:01.812 --> 27:03.479
‫«شرکت وصول مطالبات ای‌بی‌سی»

27:03.562 --> 27:06.187
‫وصول مطالبات ای‌بی‌سی،
‫چطور می‌تونم کمکتون کنم؟

27:06.271 --> 27:07.646
‫الکسیا؟

27:07.729 --> 27:09.187
‫خدا رو شکر زنگ زدی.

27:10.271 --> 27:13.021
‫ما الان رسماً داریم وارد
‫طولانی‌ترین موج گرما می‌شیم...

27:13.104 --> 27:14.979
‫بله، البته که میام.

27:15.062 --> 27:17.479
‫و یه لطفی در حقم بکن، باشه.

27:18.521 --> 27:20.604
‫اینو به پتر بگو.

27:21.354 --> 27:23.896
‫ممنون باربارا، تو معرکه‌ای.

27:39.479 --> 27:40.937
‫بگو می‌شنوم.

27:41.021 --> 27:43.354
‫سلام، مایا اِک هستم از روزنامه آفتن‌پوستن.

27:43.437 --> 27:46.604
‫می‌تونین تایید کنین که پرونده‌های
‫لوئن و بارلی رو با هم ادغام کردین یا نه؟

27:46.687 --> 27:48.937
‫و اینکه فکر می‌کنین
‫فقط یه قاتل وجود داره؟

27:49.021 --> 27:51.812
‫راستش، شما باید با رئیس دایره قتل.

27:51.896 --> 27:53.354
‫بیارنه مولر، صحبت کنین.

27:53.437 --> 27:55.187
‫اون هیچی به ما نمیگه.

27:56.396 --> 27:58.354
‫پس چی چرا فکر کردین من بهتون چیزی میگم؟

27:58.437 --> 28:00.229
‫شاید بتونیم به همدیگه کمک کنیم؟

28:00.312 --> 28:01.896
‫شنیدم اهل مشروبی.

28:02.437 --> 28:04.312
‫شاید بتونیم پای چند تا پیک همدیگه رو ببینیم؟

28:04.396 --> 28:05.396
‫گپی بزنیم؟

28:08.187 --> 28:09.187
‫یا فقط یه دونه؟

28:10.229 --> 28:11.396
‫تلاش خوبی بود.

28:25.187 --> 28:28.187
‫- همون همیشگی؟
‫- امروز نه.

28:34.312 --> 28:35.187
‫هی.

28:37.187 --> 28:38.479
‫اینجا چیکار می‌کنی؟

28:39.437 --> 28:41.521
‫سعی کردم تو اداره پیدات کنم...

28:42.229 --> 28:44.854
‫ولی گفتن رفتی بیرون،
‫واسه همین فکر کردم اینجایی.

28:48.604 --> 28:51.229
‫- ممنون بابت رکورد.
‫- خواهش.

28:54.479 --> 28:56.562
‫- ولی...
‫- می‌خوام برگردی.

29:01.354 --> 29:02.937
‫مامانت خوشش نمیاد.

29:03.021 --> 29:04.729
‫واسه همین باید بیای.

29:05.729 --> 29:07.979
‫اگه تو باشی دوباره خوشحال میشه.

29:11.771 --> 29:13.104
‫خواهش می‌کنم، هری.

29:13.937 --> 29:16.146
‫واقعاً می‌خوای بذاری تو تتریس ببرمت؟

29:16.812 --> 29:18.896
‫یادت نره رکورد دست منه.

29:26.687 --> 29:27.562
‫

29:30.229 --> 29:31.896
‫راستش نمی‌دونم چی...

29:37.437 --> 29:38.937
‫پاشو بریم. می‌رسونمت خونه.

30:01.187 --> 30:02.104
‫سلام.

30:03.437 --> 30:05.271
‫- اولگ، کجا بودی؟
‫- سلام.

30:05.937 --> 30:08.937
‫کسی نبود که باهاش بگردم،
‫واسه همین با اتوبوس رفتم تو شهر.

30:10.562 --> 30:13.229
‫- نباید همین‌طوری غیبت بزنه.
‫- ببخشید، مامان.

30:17.312 --> 30:18.687
‫می‌رم فوتبال بازی کنم.

30:25.562 --> 30:26.396
‫سلام.

30:28.187 --> 30:29.021
‫سلام.

30:34.687 --> 30:36.146
‫خب با کی دعوا کردی؟

30:40.104 --> 30:41.104
‫همه.

30:44.729 --> 30:49.604
‫اولگ گفت داشتی به این فکر می‌کردی
‫که کارت رو ول کنی؟

30:50.396 --> 30:51.854
‫چرا اومدی، هری؟

30:53.354 --> 30:54.396
‫چی می‌خوای؟

31:01.604 --> 31:03.646
‫اگه استعفا بدم چیزی بین ما عوض میشه؟

31:08.854 --> 31:11.437
‫- تو نمی‌تونی استعفا بدی.
‫- نه، منظورم اینه که...

31:12.271 --> 31:14.396
‫- از نیروی پلیس بیام بیرون.
‫- می‌دونم.

31:22.396 --> 31:24.729
‫می‌تونم سعی کنم یه کار دیگه پیدا کنم.

31:25.979 --> 31:29.104
‫یه کاری که بهمون وقت بیشتری بده؟

31:29.187 --> 31:30.146
‫این کارو نکن.

31:31.354 --> 31:32.437
‫نکن.

31:33.937 --> 31:36.812
‫هر دوتامون می‌دونیم مشکل کارت نیست.

31:37.521 --> 31:38.562
‫خودتی.

31:39.687 --> 31:41.729
‫مشکل تویی.

32:08.437 --> 32:09.312
‫هری.

32:10.062 --> 32:10.937
‫وایسا.

32:11.521 --> 32:14.396
‫فکر می‌کنی پس‌فردا بتونیم
‫بریم استخر فروگنر؟

32:14.479 --> 32:15.979
‫می‌خوام ده متری رو امتحان کنم.

32:16.812 --> 32:18.646
‫می‌دونی که، با تماشاچی.

32:19.854 --> 32:22.562
‫آره، به نظر عالیه. از مامانت اجازه بگیر.

32:23.146 --> 32:24.771
‫باشه.

32:24.854 --> 32:26.229
‫- فعلاً.
‫- می‌بینمت.

32:35.479 --> 32:38.604
‫ساعت ۴:۵۵ بعدازظهره
‫و اینم از وضعیت آب و هوا...

32:38.687 --> 32:41.312
‫فقط شراب سفید. نه، اکستازی نه.

32:41.396 --> 32:43.229
‫توام همینطور، باشه؟

32:43.312 --> 32:46.354
‫خدایا، نه، من دیگه تو این فازا نیستم.

32:55.521 --> 32:57.479
‫ببخشید، باید قطع کنم، خداحافظ.

32:59.479 --> 33:01.146
‫- سلام!
‫- سلام!

33:01.229 --> 33:03.062
‫- چه کمکی می‌تونم بهتون بکنم؟
‫- یه جلسه

33:03.146 --> 33:07.562
‫چند دقیقه دیگه با هاله دارم،
‫ولی اون پنج طبقه اصلا شوخی نیست.

33:07.646 --> 33:09.854
‫- آره.
‫- میشه یه لیوان آب بهم بدی؟

33:09.937 --> 33:12.312
‫- همین الان! یه لحظه.
‫- ممنون.

34:01.187 --> 34:03.312
‫وای خدای من!

34:05.604 --> 34:07.646
‫ببخشید، من...

34:08.312 --> 34:10.354
‫من فقط...

34:10.437 --> 34:14.021
‫ببخشید، امروز یه کم استرس دارم.

34:14.104 --> 34:17.729
‫ولی تو دستشویی زنونه‌اید،
‫اینو که می‌دونید؟

34:44.604 --> 34:47.062
‫

34:47.146 --> 34:49.771
‫فاکس بیست و چهار، ما تو راهیم.

35:12.771 --> 35:14.687
‫- جسد کجاست؟
‫- ته راهرو.

35:17.729 --> 35:20.271
‫همکارت اون توئه.
‫همون یارو سوئدیه.

35:28.479 --> 35:32.187
‫آره، ما بیست و دو - سه تا چزکا
‫به گنگ «دیرپمیس» فروختیم.

35:32.271 --> 35:34.562
‫پس ممکنه از همونجا اومده باشه.

35:34.646 --> 35:37.354
‫حداقل یه نفر از گنگ دیرپمیس تیر خورده.

35:37.437 --> 35:38.771
‫الان تو بیمارستانه.

35:39.646 --> 35:40.729
‫باشه.

35:40.812 --> 35:42.937
‫خب از من می‌خوای چیکار کنم؟

35:45.937 --> 35:47.062
‫باشه...

35:47.146 --> 35:50.062
‫«واسه مجروحای گلوله با بیمارستان چک کن»

35:50.146 --> 35:52.146
‫باشه، امشب می‌بینمت.

36:04.562 --> 36:05.437
‫کیه؟

36:06.271 --> 36:08.354
‫یه نفر به اسم باربارا اسوندسن.

36:09.271 --> 36:10.521
‫مسئول پذیرش.

36:11.437 --> 36:12.687
‫2۸سالشه.

36:13.937 --> 36:15.396
‫از پشت سر بهش شلیک شده.

36:17.562 --> 36:18.896
‫چزکا زبروژوفکا؟

36:20.896 --> 36:23.354
‫و یه صداخفه‌کن دست‌ساز داشتن.

36:30.687 --> 36:32.437
‫پوزیشن عجیبیه، اینطور فکر نمی‌کنی؟

36:35.312 --> 36:38.104
‫آره، به نظر میاد قاتل بعدش جسدشو جابجا کرده

36:38.187 --> 36:40.146
‫و تو این حالت قرارش داده.

36:44.854 --> 36:46.062
‫کی پیداش کرده؟

36:46.854 --> 36:48.812
‫یکی از وکلای زن.

36:48.896 --> 36:49.979
‫شاهدی هم هست؟

36:50.062 --> 36:50.896
‫نه.

36:51.396 --> 36:56.021
‫یه مراجعه‌کننده تو قسمت پذیرش بوده،
‫یه لیوان آب خواسته.

36:56.104 --> 37:00.687
‫باربارا اسوندسن ساعت ۴:۵۵ میره براش
‫آب بیاره، دیگه هم برنمی‌گرده.

37:00.771 --> 37:02.104
‫یه راست اومده اینجا؟

37:02.187 --> 37:04.771
‫اینطور به نظر میاد.
‫از آشپزخونه نزدیک‌تره.

37:09.521 --> 37:10.479
‫و...

37:11.979 --> 37:15.146
‫می‌دونی که کسی موقع اومدنش به اینجا
‫اونو دیده یا نه؟

37:15.229 --> 37:16.646
‫نه، فکر نکنم.

37:18.771 --> 37:20.479
‫خب اون مراجعه‌کننده چی؟

37:20.562 --> 37:22.896
‫وقتی اون برنگشت چیکار کرد؟

37:25.271 --> 37:28.937
‫خب از منتظر موندن خسته شده،
‫واسه همین خودش محل جلسه‌اش رو پیدا کرده.

37:30.479 --> 37:31.896
‫پس قبلاً اینجا بوده؟

37:32.521 --> 37:34.604
‫نه، اولین بارش بوده میومده.

37:48.146 --> 37:51.021
‫پس تا جایی که ما می‌دونیم، این یارو
‫آخرین نفری بوده که این زنو زنده دیده؟

37:51.104 --> 37:52.146
‫به احتمال زیاد.

37:53.354 --> 37:56.229
‫و یه چیزی بین ساعت ۴:۵۵ تا ۵ این اتفاق افتاده؟

37:56.312 --> 37:57.896
‫- ۵:۱۱.
‫- مجبوری این کارو بکنی؟

38:03.937 --> 38:05.104
‫اذیتت می‌کنه؟

38:07.562 --> 38:09.437
‫تا حالا لمسشون کردی؟

38:11.312 --> 38:14.729
‫درست بعد از اینکه کشته میشن
‫ولی قبل از اینکه بدنشون سرد بشه؟

38:16.562 --> 38:18.937
‫می‌تونی اون انرژی که
‫تو درونشون دارن رو حس کنی

38:19.646 --> 38:21.312
‫که داره از بدنشون خارج میشه.

38:23.437 --> 38:24.812
‫تا اینکه کامل از بین میره.

38:29.062 --> 38:29.979
‫دست بزن.

38:32.729 --> 38:34.146
‫می‌دونم دلت می‌خواد.

38:36.146 --> 38:37.187
‫دست بزن.

38:40.771 --> 38:42.312
‫می‌تونی حرکتشو حس کنی.

38:52.562 --> 38:55.021
‫اگه این ماجرا تموم بشه
‫می‌خوای چه غلطی بکنی؟

38:55.104 --> 38:57.521
‫تو هم درست مثل من به این کار معتادی.

38:58.687 --> 39:00.687
‫هیچ‌چیزی نمی‌تونه جای اینو بگیره و خودتم می‌دونی.

39:01.271 --> 39:04.521
‫احتمالاً خودتو می‌کشی.
‫اینقدر مست می‌کنی تا بمیری.

39:18.021 --> 39:19.312
‫ما یه جواب می‌خوایم.

40:33.854 --> 40:36.729
‫لعنتی.

40:41.146 --> 40:43.521
‫الماس‌ها اثر انگشت زمین‌شناسی دارن.

40:44.979 --> 40:47.937
‫حدس می‌زنم معادنِ کیوُوو تو سیرالئون باشه.

40:50.437 --> 40:52.271
‫فکر کنم این الماس‌ها جدید باشن،

40:52.354 --> 40:56.354
‫و احتمالاً از سیرالئون به یه کشور دیگه قاچاق شدن.

40:56.437 --> 40:59.062
‫جایی که براشون شناسنامه جعلی درست کردن.

40:59.146 --> 41:00.354
‫یعنی یه قاتل سریالیه؟

41:00.437 --> 41:03.479
‫آره، من اگه جات بودم از همین الان
‫مرخصی‌ها رو لغو می‌کردم.

41:03.562 --> 41:04.979
‫به تمام نیروها نیاز داریم.

41:05.062 --> 41:07.396
‫بدترین زمان ممکن این اتفاق افتاد، هری.

41:07.479 --> 41:10.312
‫من تا حالا ندیدم قاتل سریالی
‫موقعیت‌شناس باشه، رئیس.

41:37.271 --> 41:39.521
‫ولی چیزای دیگه‌ای هم هست
‫که به همون سمت اشاره می‌کنه.

41:39.604 --> 41:40.979
‫سمت اروپای شرقی.

41:41.562 --> 41:42.646
‫اروپای شرقی؟

41:44.229 --> 41:46.646
‫من قبلاً این الماس‌های ستاره‌ای شکل رو دیدم.

41:47.229 --> 41:50.729
‫اونا از آلمان شرقی سابق و جمهوری چک قاچاق می‌شدن.

42:05.854 --> 42:09.562
‫امروز جسد یه زن که به قتل رسیده
‫اینجا تو دفتر مرکزی ای‌بی‌سی پیدا شده.

42:09.646 --> 42:12.146
‫- هنوز جزئیاتی فاش نشده...
‫- ببخشید.

42:12.229 --> 42:14.229
‫سرنخ جدیدی پیدا کردین؟
‫کار قاتل الماسه؟

42:14.312 --> 42:16.229
‫می‌تونین چیزی درباره قربانی بهمون بگین؟

42:16.312 --> 42:18.187
‫هی، من فقط می‌خواستم معذرت‌خواهی کنم.

42:18.771 --> 42:20.854
‫من همونیم که بهت زنگ زده بود.

42:20.937 --> 42:22.812
‫مایا اک، از روزنامه آفتن‌پوستن.

42:22.896 --> 42:25.646
‫حس می‌کنم یه احمقِ تمام‌عیارم.

42:27.812 --> 42:29.354
‫ببین، من...

42:29.437 --> 42:31.646
‫یه چیزایی راجع به اعتیاد می‌دونم.

42:31.729 --> 42:33.229
‫برادر کوچیکم...

42:34.146 --> 42:36.896
‫معتاد به هروئینه و داره تو زندان کوملا تو سوئد حبس می‌کشه.

42:37.521 --> 42:38.896
‫- واسه همین...
‫- حرفت تموم شد؟

42:42.771 --> 42:43.646
‫آره.

42:43.729 --> 42:44.646
‫خوبه.

43:22.896 --> 43:24.062
‫چند دقیقه پیش،

43:24.146 --> 43:27.729
‫گزارشی از یه قتل دیگه دریافت کردیم
‫و قربانی یه زن جوان در اسلو بوده.

43:27.812 --> 43:30.562
‫پلیس به شدت مشغول کار
‫تو میدان کارل برنر هست،

43:30.646 --> 43:34.687
‫ولی از پاسخ دادن به
‫هرگونه سوالی مبنی بر اینکه آیا این قتل

43:34.771 --> 43:37.229
‫به قتل کامیلا لوئن ربط داره یا نه، خودداری می‌کنه.

43:37.312 --> 43:41.104
‫در پی رویداد غم‌انگیز امروز،
‫به خانواده مقتول اطلاع داده شده.

43:41.187 --> 43:42.562
‫از شاهدان داره بازجویی میشه،

43:42.646 --> 43:44.979
‫هرچند که ورود مردم به صحنه جرم ممنوعه.

43:45.062 --> 43:47.854
‫ده روز پیش، جسد به قتل رسیده
‫کامیلا لوئن پیدا شد...

43:47.937 --> 43:51.104
‫ما فقط جنس دست دوم می‌فروشیم.
‫گفتم که بدونی!

43:51.687 --> 43:52.854
‫پلیس هستم.

43:52.937 --> 43:55.854
‫گزارشگر ما با خواهر دوقلوی
‫لیسبت بارلی مصاحبه کرده،

43:55.937 --> 43:57.437
‫خواننده و بازیگری که...

43:58.104 --> 44:01.896
‫امروز مشتری‌ای نداشتین که به نظر یه کم متفاوت بیاد؟

44:01.979 --> 44:03.354
‫متوجه چیز خاصی نشدین؟

44:03.437 --> 44:04.896
‫متفاوت؟

44:05.562 --> 44:06.937
‫آره... همه!

44:07.021 --> 44:08.771
‫کل کشور داره به فنا میره.

44:10.604 --> 44:14.854
‫منظورم کسیه که به نظر می‌رسید می‌خواد

44:14.937 --> 44:16.396
‫یه نفرو بکشه.

44:18.729 --> 44:19.604
‫آره...

44:20.187 --> 44:22.021
‫این فکر از ذهن همه گذشته،

44:22.104 --> 44:24.396
‫آدمایی هستن که دلم می‌خواست از رو زمین محوشون کنم.

44:24.479 --> 44:27.062
‫کل دنیا پر از آدمای بی‌خاصیته که فقط اکسیژن حروم می‌کنن.

44:30.187 --> 44:31.021
‫نه.

44:31.562 --> 44:33.979
‫- کل روز کسی پاشو اینجا نذاشته.
‫- خیلی ممنون.

44:43.854 --> 44:45.396
‫برای شنیدن اخبار فوری،

44:45.479 --> 44:48.229
‫اواخر امشب با ما همراه باشید تا از جزئیات بیشتر

44:48.312 --> 44:49.979
‫درباره آخرین پرونده قتلی مطلع شوید،

44:50.062 --> 44:52.187
‫که پس از کنفرانس مطبوعاتیِ
‫برنامه‌ریزی شده در ساعت ۹ شب پخش خواهد شد.

44:52.271 --> 44:53.771
‫«از طرف سیسل: یه چیزی پیدا کردم. بهم زنگ بزن.»

44:53.854 --> 44:57.437
‫در حالی که مردم دارن از تعطیلات تابستونیشون لذت می‌برن

44:57.521 --> 44:59.771
‫پلیس اسلو تحت...

45:12.104 --> 45:14.771
‫- هی، هری.
‫- چی برام داری؟

45:14.854 --> 45:16.604
‫تو بیمارستان آکر یه مورد پیدا کردم.

45:16.687 --> 45:18.437
‫هیچ اسمی بهم نمیدن،

45:18.521 --> 45:22.396
‫ولی از زبون پذیرش کشیدم بیرون
‫که یه مجروح تیرخورده دارن.

45:22.479 --> 45:24.146
‫ممکنه به گنگ دیرپمیس ربط داشته باشه.

45:24.229 --> 45:26.229
‫- شماره اتاق؟
‫- پونصد و پنج. امر دیگه؟

45:26.312 --> 45:27.646
‫ممنون، سیسل.

45:43.729 --> 45:48.687
‫نگران نباش، فقط تا ده دقیقه بعدی
‫به خوندن کتابت ادامه بده. همه‌چی ردیفه.

45:52.604 --> 45:53.937
‫تو دیگه کدوم خری هستی؟

45:54.021 --> 45:55.812
‫مراقب باش، من تنها کسیم که

45:55.896 --> 45:58.229
‫بین تو و یه گلوله وسط دو تا چشمات ایستاده

46:02.979 --> 46:06.312
‫خب، اون گنگی که بهشون حمله کردین رو می‌شناسی؟

46:07.771 --> 46:10.021
‫اونا بهمون گفتن کی اون بچه بیچاره رو آتیش زد.

46:10.104 --> 46:13.562
‫و تا وقتی که اینو داری می‌تونن ردتو بزنن.

46:14.271 --> 46:15.687
‫داری بلوف می‌زنی.

46:15.771 --> 46:18.562
‫اگه بدونن کی از شعله‌افکن استفاده کرده
‫می‌دونن که کار من نبوده.

46:18.646 --> 46:19.604
‫نه بابا...

46:19.687 --> 46:21.396
‫کورپس نمی‌خواد تو رو بکشه.

46:22.562 --> 46:23.687
‫دارودسته خودت می‌خوان.

46:25.229 --> 46:29.979
‫وقتی کسی که اون یارو رو کشته دستگیر کنیم،
‫داستان من این میشه که تو لوش دادی.

46:30.062 --> 46:33.521
‫و اون نگهبانِ رفیقت که بیرون در اتاقت مستقر کردی

46:33.604 --> 46:38.312
‫به گنگت میگه که من از اینجا
‫با یه نیشِ باز اومدم بیرون.

46:41.312 --> 46:45.437
‫- پس چی می‌خوای؟
‫- می‌دونم داشتی اسلحه می‌خریدی.

46:45.521 --> 46:49.396
‫پس چیزی که ازت می‌خوام
‫فقط یه آره یا نه‌ هست.

46:50.229 --> 46:53.646
‫- این یارو بهت اسلحه فروخت؟
‫- گمشو.

46:53.729 --> 46:54.896
‫ما آدم‌فروشی نمی‌کنیم.

46:55.896 --> 46:57.812
‫نه، معلومه که نمی‌کنی.

46:58.812 --> 47:00.479
‫اونم آدمای خودتونو.

47:01.937 --> 47:02.937
‫این یاروئه؟

47:04.687 --> 47:05.812
‫آره یا نه؟

47:06.521 --> 47:08.396
‫حالا که همگی اینجاییم،

47:08.479 --> 47:10.604
‫امروز دو تا عضو جدید داریم.

47:10.687 --> 47:14.396
‫بدون چهره، بدون اسم،
‫و در نهایت، بدون گذشته.

47:14.479 --> 47:18.562
‫همونطور که وقتی زمان ما رو ببلعه و فراموش بشیم
‫همه ما هم آنگونه خواهیم شد

47:18.646 --> 47:19.521
‫سه شش یک.

47:19.604 --> 47:21.854
‫ولی ما به خاطر تلاش‌مون در یادها می‌مونیم

47:21.937 --> 47:26.979
‫تا زندگی این گله رو، بشریت رو، یه کم بهتر کنیم

47:28.229 --> 47:29.729
‫رهبر و من تنها کسایی هستیم

47:29.812 --> 47:33.229
‫که هویت همه آدمای تو این اتاق رو می‌دونیم.

47:33.312 --> 47:38.771
‫ما می‌دونیم که بعضی از شما مذهبی هستین
‫و بعضیاتون آتئیست،

47:38.854 --> 47:44.187
‫ولی همه ما این عقیده مشترک رو داریم
‫که ما به عنوان یه گروه و به عنوان فرد،

47:44.271 --> 47:48.562
‫مسئول شکل دادن و حفظ جامعه‌مون هستیم.

47:48.646 --> 47:53.312
‫تا ازش یه بهشتِ منظم بسازیم
‫نه یه جهنمِ آنارشیستی.

47:53.396 --> 47:56.812
‫ما تمدنی برای انسان‌های متمدن می‌سازیم.

47:57.562 --> 48:00.187
‫ما این قوانین رقت‌انگیز و بی‌فایده رو می‌شکنیم

48:00.271 --> 48:03.562
‫تا بتونیم قوانینِ موثری رو جایگزینشون کنیم

48:03.646 --> 48:06.521
‫قرار بود مواد رو بفروشی، نه اینکه خودت مصرف کنی!

48:06.604 --> 48:10.021
‫قوانینی که واقعاً از شهروندان کشورمون محافظت کنن.

48:10.104 --> 48:11.687
‫یکی اونا رو ازم دزدید.

48:11.771 --> 48:17.979
‫و اینطوری، به این کشور کمک می‌کنیم
‫تا راهشو به سمت شکوه گذشته‌اش پیدا کنه.

48:18.062 --> 48:19.437
‫نمی‌تونی پولشو بدی؟

48:19.521 --> 48:20.771
‫چون ما قدرتمندیم...

48:20.854 --> 48:22.812
‫من هیچی ندارم!

48:22.896 --> 48:27.896
‫و با این قدرت، مسئولیت هم میاد.

48:28.687 --> 48:30.854
‫قسم می‌خورم! هیچی ندارم.

48:30.937 --> 48:33.771
‫فقط یه روز وقت داری پول ما رو جور کنی.

48:34.437 --> 48:35.979
‫می‌شنوی چی میگم، معتادِ عوضی؟

48:43.146 --> 48:44.479
‫باشه، جورش می‌کنم!

48:45.062 --> 48:46.146
‫جورش می‌کنم!

48:46.170 --> 48:54.170
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus
