WEBVTT

00:12.008 --> 00:15.702
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:15.726 --> 00:20.426
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:20.450 --> 00:27.350
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

00:27.354 --> 00:31.854
‫وولف؟ همسایه‌ها مدرک عدم حضور داشتن،‬
‫اما درباره‌ی سرایدار چیزی نبود.‬

00:31.937 --> 00:34.854
‫اون کلید آپارتمانِ کامیلا رو داره.‬
‫می‌تونی یه بررسی بکنی؟‬

00:34.937 --> 00:37.646
‫- فکر می‌کنی کارِ اون بوده؟‬
‫- نه.‬

00:40.229 --> 00:41.187
‫نه.‬

00:41.212 --> 00:42.691
‫روی چشم آقای هوله.

00:42.854 --> 00:43.854
‫بهت زنگ می‌زنم.‬

00:48.646 --> 00:52.312
‫این همونیه که... باهاش به کامیلا شلیک کردن؟‬

00:53.021 --> 00:56.396
‫آره، تقریباً مطمئنیم.‬
‫فقط باید دوباره چک کنیم.‬

00:56.479 --> 01:00.521
‫وقتی شلیک از نزدیک توی جمجمه باشه،‬
‫تشخیصش سخته.‬

01:02.437 --> 01:03.354
‫آره...‬

01:04.479 --> 01:06.104
‫درباره‌ی الن هم همین‌طوری بود، واسه همین...‬

01:15.396 --> 01:17.771
‫چی باعث میشه یه نفر اسلحه رو‬

01:17.854 --> 01:21.604
‫بگیره سمتِ سرِ یه دخترِ بی‌دفاع‬
‫و ماشه رو بکشه؟‬

01:22.979 --> 01:24.521
‫چه می‌دونم والا.‬

01:24.604 --> 01:27.229
‫فکر کنم همون چیزای همیشگی باشه. نفرت.‬

01:28.187 --> 01:31.146
‫<i>عشق. دیوونگی.</i>‬

01:32.271 --> 01:33.437
‫تو چی فکر می‌کنی؟‬

01:34.062 --> 01:35.146
‫سکوت.‬

01:37.937 --> 01:40.271
‫واسه ساکت کردنِ اون صداهای لعنتی.‬

01:43.062 --> 01:44.021
‫شاید.‬

01:50.687 --> 01:54.937
‫هی... اون الماسی که توی
‫چشمِ کامیلا پیدا شد...‬

01:56.271 --> 02:00.562
‫- نظرت درباره‌اش چیه؟‬
‫- نظرم اینه که... یه الماسه.‬

02:02.521 --> 02:04.479
‫به هر حال، همش توی گزارش هست، واسه همین...‬

02:04.562 --> 02:08.562
‫آره، ولی اومدم بپرسم چیزی داری‬
‫که توی گزارش نوشته نشده باشه؟‬

02:09.312 --> 02:10.687
‫نه...‬

02:10.771 --> 02:12.271
‫آره، یا...‬

02:12.354 --> 02:14.479
‫هی، بیا یه نگاه به این بنداز.‬

02:16.104 --> 02:18.604
‫یه چیزی حک شده بود روی‬

02:18.687 --> 02:22.021
‫تیرِ چوبیِ درست بالای تخت که فکر کردم...‬

02:23.771 --> 02:27.021
‫آره، کارِ یه پسره،‬
‫قطعاً کارِ یه دخترِ ۲۰ ساله نیست.‬

02:27.562 --> 02:28.562
‫اوکی.‬

02:30.937 --> 02:35.104
‫ولی اون الماس، حداقل واسه ماست.‬

02:35.854 --> 02:36.896
‫منظورت چیه؟‬

02:38.812 --> 02:42.396
‫جسد رو گذاشته توی آب تا هر چیزی که‬
‫نمی‌خواست پیدا کنیم شسته بشه،‬

02:42.479 --> 02:44.021
‫ولی می‌خواست که اون رو پیدا کنیم.‬

02:45.687 --> 02:49.062
‫بعدش هم اون انگشت رو داریم،‬
‫ولی شاید اون بیشتر شبیه...‬

02:49.854 --> 02:51.479
‫خب، یه غنیمته.‬

02:54.687 --> 02:58.396
‫فکر می‌کنی
‫این آدم می‌خواد ادامه بده؟

03:00.187 --> 03:01.396
‫چرا باید همچین فکری بکنم؟‬

03:01.479 --> 03:04.521
‫خب، تو درباره‌ی قتل‌های زنجیره‌ای‬
‫توی آمریکا مطالعه کردی، واسه همین...‬

03:04.604 --> 03:06.229
‫و وقتی یه چکش می‌بینی...‬

03:06.312 --> 03:08.437
‫همه‌ی قتل‌ها شبیه میخ به نظر میان.‬

03:09.729 --> 03:10.854
‫نه...‬

03:10.937 --> 03:12.729
‫نه، فکر نمی‌کنم.‬

03:13.771 --> 03:16.646
‫چرا نه؟ این خیلی غیرعادیه.‬

03:17.312 --> 03:19.979
‫آره، ولی قاتل‌های زنجیره‌ای...‬

03:21.271 --> 03:23.604
‫مثل نهنگ‌های سفیدن. خیلی کمیابن.‬

03:25.312 --> 03:28.937
‫شاید یه بخشِ کوچیکی از وجودت امیدوار باشه‬
‫که این نهنگ سفیده؟‬

03:32.396 --> 03:33.729
‫هیچ نهنگ سفیدی در کار نیست.‬

03:34.521 --> 03:35.354
‫نه؟‬

03:35.437 --> 03:37.521
‫نه، منم همچین امیدی ندارم.‬

03:37.604 --> 03:40.187
‫ولی این یارو داره سعی می‌کنه‬
‫یه چیزی بهمون بگه.‬

04:19.570 --> 04:22.517
‫«کارآگاه هوله»

04:24.562 --> 04:25.896
‫از این کارا خوشت نمیاد.

04:26.396 --> 04:28.104
‫<i>نه، می‌دونم عالی نیست، </i>‬

04:28.187 --> 04:31.104
‫<i>ولی بدونِ اولسن،‬
‫تو باید فروشِ اسلحه‌ها رو مدیریت کنی.</i>‬

04:31.187 --> 04:33.104
‫ما همین الان به اونجا حمله کردیم.‬

04:33.187 --> 04:36.521
‫<i>دقیقاً واسه همینه که اونجا‬
‫آخرین جاییه که دنبالش می‌گردن.</i>‬

04:36.604 --> 04:39.312
‫<i>اگه کاری کنیم دوتا از بزرگ‌ترین باندهای‬
‫اسلو با هم بجنگن، </i>‬

04:39.396 --> 04:42.896
‫<i>با از بین بردنِ همدیگه،‬
‫کارِ ما رو راحت می‌کنن.</i>‬

04:42.979 --> 04:44.896
‫<i>به دیرپمیس وکورپس
‫اسلحه‌های خودکار بده، </i>‬

04:44.979 --> 04:48.229
‫<i>اون‌وقت همه می‌بینن که پلیس مجبوره مسلح بشه.</i>‬

04:48.312 --> 04:50.521
‫باشه. بهت اعتماد می‌کنم.‬

04:54.187 --> 04:55.354
‫همین‌جا منتظر بمون.‬

05:01.104 --> 05:02.521
‫پول همراهته؟‬

05:02.604 --> 05:04.812
‫تا وقتی نبینم چی با خودت آوردی، نه.‬

05:13.021 --> 05:14.146
‫اودین؟‬

05:15.354 --> 05:18.771
‫بوی یه پلیسِ لامصب رو میدی.‬

05:20.646 --> 05:23.021
‫جنس‌ها اون توئه.
‫بریم یه نگاه بندازیم؟‬

05:25.229 --> 05:26.229
‫خوبه؟

05:28.229 --> 05:29.271
‫حالا شد یه چیزی.‬

05:31.187 --> 05:35.771
‫شایعه شده که کورپس تازگی‌ها‬
‫اسلحه‌های خودکار گیر آورده.‬

05:36.646 --> 05:39.812
‫- تو چی در موردش می‌دونی؟‬
‫- چقدر سوال می‌پرسی لعنتی.‬

05:39.896 --> 05:42.646
‫- آره.‬
‫- اسلحه‌ها رو می‌خوای یا نه؟‬

05:42.729 --> 05:44.062
‫محموله‌ی بعدی کی می‌رسه؟‬

05:44.146 --> 05:45.271
‫هفته‌ی بعد.‬

05:45.354 --> 05:46.687
‫بیا.‬

05:48.354 --> 05:51.687
‫نمی‌تونستی یه جا پیدا کنی که ملت‬
‫اون‌ورِ دیوار سکس نکنن؟‬

05:51.771 --> 05:53.687
‫نه، نتونستم.‬

05:53.771 --> 05:55.271
‫اینجا عالیه.‬

05:59.729 --> 06:02.104
‫کورپس تا فردا اسلحه‌هاشون رو
‫تحویل نمی‌گیرن.‬

06:02.687 --> 06:05.562
‫الان وقتشه که برای همیشه‬
‫از شرِ رقیب خلاص بشی.‬

06:13.229 --> 06:14.396
‫<i>بله، پرینس؟ </i>‬

06:14.854 --> 06:16.396
‫تله گذاشته شد.‬

06:16.479 --> 06:17.937
‫<i>باشه. کارت خوب بود.</i>‬

06:18.021 --> 06:21.479
‫باید یه راهِ دیگه پیدا کنیم.‬
‫نباید همین‌طوری لو برم.‬

06:21.562 --> 06:24.854
‫محموله‌ی هفته‌ی بعد هشت برابر بزرگ‌تره.‬
‫این‌طوری نمی‌شه.‬

06:24.937 --> 06:26.396
‫باید یه نفرِ دیگه رو پیدا کنیم.‬

06:26.479 --> 06:28.271
‫<i>کسی رو مد نظر داری؟ </i>‬

06:28.354 --> 06:29.812
‫آره، یه فکری دارم ولی...‬

06:29.896 --> 06:31.812
‫اول باید جذب بشه.‬

06:41.437 --> 06:43.062
‫«سردبیر‬»

06:43.729 --> 06:45.187
‫- سلام.‬
‫- سلام.‬

06:46.312 --> 06:48.437
‫با من بیا.‬
‫دارم میرم سر جلسه.‬

06:48.521 --> 06:49.521
‫بله. باشه.‬

06:50.312 --> 06:52.396
‫گوش کن، باید راستش رو بهت بگم.

06:52.479 --> 06:55.729
‫اگه هاگن و ویک الان‬
‫توی تعطیلات تابستونی نبودن، من...‬

06:55.812 --> 06:59.146
‫این پرونده رو بهت نمی‌دادم،‬
‫چون خیلی تازه‌کاری.‬

07:00.104 --> 07:00.937
‫باشه.‬

07:01.021 --> 07:03.687
‫قتل کامیلا لوئن‬
‫بزرگ‌ترین پرونده‌ایه که داریم،‬

07:03.771 --> 07:04.979
‫و تو هم دنبال بخش جنایی بودی.‬

07:05.062 --> 07:05.937
‫بله.‬

07:06.479 --> 07:07.687
‫خب، نظرت چیه؟‬

07:08.396 --> 07:11.604
‫خب... همه‌ی سرنخ‌های لازم رو داریم.‬

07:11.687 --> 07:16.646
‫پنج روز گذشته و پلیس فقط‬
‫آلت قتلی رو داره که توی سطل آشغال پیدا شده.‬

07:16.729 --> 07:19.187
‫هیچ غریبه‌ای اطراف ساختمون‬
‫دیده نشده.‬

07:19.271 --> 07:22.271
‫فقط یکی از همسایه‌ها صدایی شنیده‬
‫که ممکنه صدای شلیک بوده باشه.‬

07:23.687 --> 07:25.396
‫و هیچ اثری از ورود اجباری هم نیست.‬

07:25.979 --> 07:28.729
‫پلیس فکر می‌کنه خودش اجازه داده‬
‫جانی وارد بشه،‬

07:28.812 --> 07:32.021
‫اما هیچ‌کدوم از اطرافیانش‬
‫مظنون نیستن.‬

07:32.104 --> 07:33.979
‫همشون هم عذر معتبری دارن.‬

07:35.229 --> 07:36.104
‫باشه.‬

07:37.271 --> 07:39.229
‫مایا اک ناامیدم نکن.‬

07:40.937 --> 07:42.562
‫۲۴ ساعته در جریان بذارمون.‬

07:42.646 --> 07:43.937
‫بله، حتماً.‬

07:44.021 --> 07:44.979
‫خوبه.‬

07:46.771 --> 07:47.687
‫می‌بینمت.‬

07:48.896 --> 07:50.062
‫<i>مظنونی پیدا شده؟ </i>‬

07:50.146 --> 07:51.062
‫هیچی.‬

07:52.104 --> 07:56.229
‫خونه‌به‌خونه گشتیم،‬
‫با مغازه‌دارهای محلی هم حرف زدیم.‬

07:56.312 --> 07:59.687
‫با تمام راننده تاکسی‌هایی که‬
‫اون اطراف بودن هم صحبت کردیم.‬

07:59.771 --> 08:03.187
‫عذر تمام آشناهای مرتبط رو‬
‫چک کردیم،‬

08:03.271 --> 08:04.896
‫اما چیز مشکوکی پیدا نکردیم.‬

08:06.271 --> 08:08.979
‫نمی‌فهمم.‬
‫دارن درباره‌ی یافته‌های جدید حرف می‌زنن.‬

08:09.062 --> 08:12.437
‫روزنامه‌ی آفتن‌پوستن از اون انگشت‬
‫و الماسی که زیر پلکش بوده خبر داره.‬

08:12.521 --> 08:14.271
‫انگار درز اطلاعات داشتیم.

08:14.771 --> 08:15.812
‫شاید یه...‬

08:17.021 --> 08:19.771
‫مست و پاتیلی که برای
‫عرق‌خوری پول لازم داشته؟‬

08:33.396 --> 08:35.271
‫تا جایی که یادمه اخراجت کردیم.‬

08:37.521 --> 08:40.104
‫حقوق بقیه‌ی ماه رو‬
‫می‌گیرم،‬

08:40.187 --> 08:43.062
‫پس فکر کنم فعلاً باید‬
‫بیام سر کار، رئیس.‬

08:48.479 --> 08:51.479
‫اگه فکر می‌کنی این کار شوخیه‬
‫هری، در اشتباهی.‬

08:52.521 --> 08:55.229
‫کارت شناساییت روز آخر ماه‬
‫باطل میشه،‬

08:55.312 --> 08:59.229
‫و باید اسلحه‌ی خدمتت رو‬
‫به اسلحه‌خونه تحویل بدی.‬

08:59.369 --> 09:00.256
‫خب؟

09:02.062 --> 09:03.771
‫نمی‌فهمم چطوری این کار رو می‌کنی.‬

09:04.354 --> 09:06.729
‫هی خودت رو‬
‫تا سر حد مرگ به مستی می‌زنی...‬

09:07.521 --> 09:08.687
‫و بعد یهو ولش می‌کنی؟‬

09:13.646 --> 09:16.521
‫باشه، اگه فکر می‌کنی می‌تونی مفید باشی،‬
‫از نظر من مشکلی نیست.‬

09:16.604 --> 09:20.854
‫تا آخر ماه بهت حقوق میدیم.‬
‫اما روی پرونده‌ی کامیلا لوئن کار نمی‌کنی.‬

09:22.396 --> 09:24.229
‫- چرا نه؟‬
‫- والر روی اون پرونده‌ست.‬

09:24.312 --> 09:26.979
‫شما دوتا نباید با هم‬
‫کل‌کل کنید.‬

09:30.267 --> 09:31.321
‫باشه؟

10:01.271 --> 10:04.854
‫پرونده‌ی مفقودی‌ها رو واحد جنایی بررسی می‌کنه.‬
‫ما یه قتل داریم که...‬

10:06.187 --> 10:09.687
‫باید یه نفر رو از تعطیلات برگردونن.‬
‫من نیرو ندارم...‬

10:10.437 --> 10:14.771
‫صبر کن. شاید داشته باشم...‬
‫آدرس کجا بود؟‬

10:14.854 --> 10:15.937
‫«پلیس‬»

10:16.021 --> 10:18.229
‫<i>بله، یه نفر رو داریم که وقتش آزاده.</i>‬

10:34.812 --> 10:36.937
‫<i>- بله؟ </i>‬
‫- پلیس هستم.‬

10:38.479 --> 10:40.229
‫<i>بالاترین طبقه‌ی ساختمون، طبقه‌ی پنجم.</i>‬

10:40.979 --> 10:42.354
‫معلومه که همینه.‬

10:52.271 --> 10:56.812
‫- سلام. ویلی بارلی هستم.‬
‫- سلام. بله، کارآگاه هوله.‬

10:59.854 --> 11:00.771
‫بله.‬

11:01.312 --> 11:04.729
‫خب... لیزبت ناپدید شده.‬

11:05.771 --> 11:08.521
‫سعی کردم
‫به موبایلش زنگ بزنم، اما اون‬

11:08.604 --> 11:10.604
‫گذاشتتش خونه و...‬

11:11.521 --> 11:15.396
‫به سوپرمارکت و سه تا کلانتری زنگ زدم.‬

11:15.479 --> 11:19.396
‫مجبور شدم به تئاتر ملی زنگ بزنم‬
‫ببینم اونجا نرفته باشه.‬

11:19.896 --> 11:23.979
‫افتتاحیه ۱۱ روز دیگه‌ست،‬
‫واسه همین مدام تمرین می‌کنه و نمی‌خوابه.‬

11:24.646 --> 11:26.729
‫- این خودشه؟‬
‫- اوهوم.‬

11:26.812 --> 11:27.687
‫درسته.‬

11:28.729 --> 11:30.021
‫به‌زودی همه می‌فهمن،‬

11:30.104 --> 11:33.437
‫واسه همین مجبور شدم بهتون زنگ بزنم‬
‫چون برای... کمک لازم دارم.‬

11:33.521 --> 11:35.979
‫- فقط شما دوتا اینجا زندگی می‌کنید؟‬
‫- بله.‬

11:38.729 --> 11:40.354
‫آخرین بار اینجا دیدینش؟‬

11:40.437 --> 11:43.646
‫- بله، دقیقاً همین‌جا بود.‬
‫- سلام.‬

11:45.687 --> 11:46.854
‫سلام.‬

12:02.562 --> 12:04.354
‫آخرین بار کی دیدینش؟‬

12:04.437 --> 12:06.396
‫دو ساعت و ده دقیقه پیش.‬

12:06.479 --> 12:09.312
‫چی... همسرتون فقط‬
‫دو ساعته که غیبش زده؟‬

12:09.396 --> 12:11.979
‫زمان زیادی نیست،‬
‫اما اون فقط داشت می‌رفت فروشگاه‬

12:12.062 --> 12:14.396
‫تا برای گوشت‌های خوک، سالاد سیب‌زمینی بخره.‬

12:16.437 --> 12:18.562
‫به بیمارستان‌ها و پلیس زنگ زدید؟‬

12:19.062 --> 12:22.562
‫به دوستاش زنگ زدید؟‬
‫شاید به کسی برخورد کرده باشه...‬

12:22.646 --> 12:25.646
‫نه. تا حالا شنیدی کسی با بیکینی بره بیرون‬

12:25.729 --> 12:28.229
‫تا برای گوشت‌های کبابی سالاد سیب‌زمینی بخره‬

12:28.312 --> 12:30.354
‫و از اون فرصت برای فرار کردن استفاده کنه؟‬

12:35.854 --> 12:37.604
‫میرم چند تا تماس بگیرم.‬

12:50.521 --> 12:51.521
‫- سلام، سلام.‬
‫- سلام.‬

12:51.604 --> 12:54.479
‫لعنتی، اینجا چقدر گرمه.‬

12:54.562 --> 12:56.521
‫سلام. ایوان براتنگ.‬

12:56.604 --> 13:00.854
‫- بله، هری هوله، سلام.‬
‫- از کجا شروع کنیم؟ شوهرش کجاست؟‬

13:00.937 --> 13:03.396
‫اون توئه،‬
‫داره دنبال لباس‌هاش می‌گرده.

13:03.479 --> 13:06.104
‫سگ لزوماً نیازی نداره بوش رو حس کنه.‬

13:06.187 --> 13:09.812
‫لازم نیست این‌قدر جدی بگیریم.‬
‫ممکنه هر جایی باشه.‬

13:09.896 --> 13:12.229
‫ولی ازت می‌خوام بگردی.‬

13:12.312 --> 13:15.729
‫با همسایه‌ها حرف بزن، اطراف رو بگرد،‬
‫و یه مأمور کشیک دیگه هم بفرست اینجا.‬

13:15.812 --> 13:19.687
‫من فعلاً پیش اون می‌مونم، بعدش با‬
‫همسایه‌های اون‌ورِ حیاط حرف می‌زنم.‬

13:19.771 --> 13:21.937
‫اونا از اونجا به این آپارتمان دید دارن.‬

13:22.812 --> 13:24.812
‫چون به شوهرش مشکوکی؟‬

13:25.604 --> 13:28.396
‫آره، من کلاً طبقِ عادت‬
‫همیشه به شوهره مشکوک میشم.‬

13:29.521 --> 13:30.354
‫چرا؟‬

13:30.437 --> 13:33.687
‫همیشه کارِ شوهره‌ست.‬
‫اولین فرمانِ هوله.‬

13:33.771 --> 13:36.521
‫- می‌تونیم شروع کنیم؟‬
‫- آره. بله.‬

13:36.604 --> 13:38.146
‫از راه‌پله شروع کن.‬

13:40.187 --> 13:41.271
‫یالا.‬

14:15.812 --> 14:17.146
‫همه‌چی روبه‌راهه، هری؟‬

14:17.229 --> 14:21.104
‫- آره... آره.‬
‫- زیاد خوب به نظر نمی‌رسی.‬

14:21.771 --> 14:23.771
‫احتمالا لازم باشه مکمل آهن بخوری.

14:25.229 --> 14:27.312
‫من گفتم...‬

14:29.812 --> 14:31.396
‫من همیشه به لیزبت همین رو میگم.

14:34.479 --> 14:36.229
‫متوجه شدی الان چی شد؟‬

14:39.396 --> 14:40.979
‫اینکه داشتم می‌گفتم «گفتم».‬

14:45.396 --> 14:48.604
‫- فرانک؟ پلیسه.‬
‫- چی؟‬

14:48.687 --> 14:51.062
‫- آره. فرانک.‬
‫- هری هوله.‬

14:51.146 --> 14:53.562
‫- لیزبت گم شده.‬
‫- چی داری میگی؟‬

14:53.646 --> 14:56.646
‫مگه همین دو ساعت پیش اونا رو‬
‫توی بالکن ندیدیم؟‬

14:56.729 --> 14:59.812
‫ما همیشه صداشون رو می‌شنویم،‬
‫درِ بالکن‌شون همیشه بازه.‬

15:01.229 --> 15:04.187
‫آره... طبقِ گفته‌ی شوهرش،‬
‫بیکینی تنش بوده.‬

15:04.271 --> 15:07.104
‫با کفش پاشنه‌بلند. بدون اونا‬
‫از خونه بیرون نمیره.‬

15:08.896 --> 15:10.479
‫همسایه‌ها چی گفتن؟‬

15:10.562 --> 15:13.437
‫دیدن که رفته بیرون.‬
‫تمام مدت خونه بوده.‬

15:15.729 --> 15:20.562
‫فکر می‌کنی این دفعه ممکنه استثنا باشه؟‬

15:22.229 --> 15:23.562
‫اینکه کارِ شوهره نباشه.‬

15:25.562 --> 15:27.979
‫ترسم از همینه.‬

15:28.374 --> 15:29.134
‫خیلی‌خب.

15:29.437 --> 15:33.521
‫و اگه کارِ شوهره نباشه، فکر می‌کنی‬
‫ممکنه ربطی به بقیه داشته باشه؟‬

15:33.604 --> 15:34.604
‫چرا این‌طوری فکر می‌کنی؟‬

15:34.687 --> 15:36.271
‫فکر می‌کنم که تو این‌طوری فکر می‌کنی.‬

15:38.979 --> 15:43.104
‫اگه واکنشی نشون نمی‌ده، معنیش این نیست‬
‫که زنت اینجا نبوده.‬

15:43.187 --> 15:46.687
‫واسه‌ش سخته که یه بو رو‬
‫از بین بقیه تشخیص بده.‬

15:46.771 --> 15:49.312
‫فکر نمی‌کنم الان دیگه کارِ زیادی‬
‫از دستمون بربیاد.‬

15:52.354 --> 15:53.854
‫درست میشه.‬

15:53.937 --> 15:57.354
‫نه، هیچی درست نمی‌شه.‬
‫به هر کسی که می‌شناختیم زنگ زدم.‬

15:57.937 --> 15:59.354
‫کسی ندیدتش.‬

15:59.437 --> 16:01.604
‫به تمام ماشین‌های گشت خبر دادیم.‬

16:01.687 --> 16:03.854
‫هر کاری از دست‌مون برمیاد
‫می‌کنیم تا پیداش کنیم.‬ خب؟

16:03.879 --> 16:04.524
‫باشه.

16:04.562 --> 16:07.062
‫به جز کفش و بیکینی،‬
‫چیز دیگه‌ای هم تنش بود؟‬

16:07.146 --> 16:08.812
‫لاک زده بود.‬

16:09.479 --> 16:12.437
‫دقیقاً مثل مالِ من، فقط روش نوشته ویلی...‬

16:12.521 --> 16:14.146
‫- یه چیزی پیدا کرد!‬
‫- ...روی...‬

16:33.312 --> 16:37.854
‫نه، این اصلاً خوب نیست.‬
‫وای، اصلاً خوب نیست، هیچی درست نمی‌شه.‬

16:37.937 --> 16:40.979
‫این اصلاً خوب نیست... اصلاً خوب نیست.‬

16:48.646 --> 16:51.437
‫کتاب مکاشفه، فصل ۱۶.‬

16:53.729 --> 16:57.896
‫«و فرشته‌ی سوم جامِ خود را‬
‫بر رودخانه‌ها و چشمه‌های آب ریخت،‬

16:57.979 --> 16:59.354
‫و آن‌ها خون شدند.»‬

17:01.562 --> 17:06.437
‫«بیا تا داوریِ آن فاحشه‌ی بزرگ را‬
‫به تو نشان دهم،‬

17:07.021 --> 17:08.562
‫که بر آب‌ها نشسته است.»‬

18:16.104 --> 18:17.396
‫هی، وقت داری؟‬

18:17.479 --> 18:19.021
‫نمی‌بینی دارم مطالعه می‌کنم؟‬

18:19.104 --> 18:20.437
‫لعنتیِ...‬

18:23.187 --> 18:25.937
‫هی! وقت داری؟‬

18:31.396 --> 18:32.854
‫شازده کجا تشریف می‌برن؟

18:34.104 --> 18:37.104
‫به... سرزمینِ رویاها.‬

18:37.604 --> 18:41.062
‫یا نه، به سرزمینِ خواب،‬
‫ترجیحاً بدونِ رویا.‬

18:43.187 --> 18:44.521
‫کابوس می‌بینی؟‬

18:48.104 --> 18:52.437
‫یه چیزی می‌خوام که کاملاً بیهوشم کنه.‬
‫یه چیزی غیر از الکل.‬

18:52.521 --> 18:55.771
‫- چیزی داری؟‬
‫- شبیه خلافکارهام؟‬

19:13.021 --> 19:14.479
‫این چیه؟‬

19:14.562 --> 19:17.729
‫بذار این‌طوری بگم،‬
‫اگه نصفِ یکی رو بخوری، می‌خوابی.‬

19:17.812 --> 19:22.437
‫اگه یه دونه کامل بخوری...‬
‫تا مدت‌ها میری توی خوابِ ابدی.‬

19:26.521 --> 19:30.521
‫- این روزا دستم خالیه...‬
‫- بیخیال بابا. ای بابا.‬

19:31.021 --> 19:34.104
‫رفیق واسه همین موقع‌هاست دیگه.‬
‫یکم مواد واسه روزای سخت.‬

19:42.521 --> 19:43.687
‫هی...‬

19:46.604 --> 19:49.187
‫چیزی داری که‬
‫کلاً پرده‌ها رو بکشه؟‬

19:58.687 --> 20:01.812
‫- از این قیافه‌ت خوشم نمیاد.‬
‫- هی، بیخیال دیگه.‬

20:05.396 --> 20:08.229
‫- قضیه در مورد راکله؟‬
‫- چی باعث شد این‌طوری فکر کنی؟‬

20:08.312 --> 20:11.396
‫نمی‌دونم، فقط از دورانِ ابتدایی‬
‫می‌شناسمت، واسه همین...‬

20:11.979 --> 20:13.104
‫خب که چی؟‬

20:22.229 --> 20:25.021
‫می‌دونی،‬
‫فکر نکنم واسه این درد، دارویی باشه.‬

20:26.687 --> 20:28.979
‫واقعاً فقط یه چیز به ذهنم میرسه.‬

20:29.062 --> 20:30.187
‫یه گلوله.‬

20:31.229 --> 20:33.729
‫می‌خواستم بگم... «خودت».‬

20:37.104 --> 20:38.021
‫نه...‬

20:39.354 --> 20:40.646
‫بیخیال، خواهش می‌کنم.‬

21:33.771 --> 21:37.479
‫- مستی؛ آتیلا پرتت می‌کنه بیرون.‬
‫- برام مهم نیست.‬

21:41.354 --> 21:42.354
‫اون کیه؟‬

21:45.479 --> 21:47.229
‫دیرپمیس بدبخت شد.‬

21:47.729 --> 21:49.146
‫چرا این رو میگی؟‬

21:49.937 --> 21:51.354
‫آتیلا اسلحه داره.‬

21:52.771 --> 21:54.437
‫وسایلت رو بردار تا بهت نشون بدم.‬

21:54.583 --> 21:55.449
‫باشه.

22:00.229 --> 22:01.104
‫لعنتی!‬

22:05.229 --> 22:08.021
‫هاک! دیرپمیسه! فرار کن!‬

22:08.104 --> 22:09.021
‫آتیلا!‬

22:28.687 --> 22:30.354
‫زود باش!‬

22:32.187 --> 22:33.979
‫زود باش! برو، برو، برو!‬

22:34.062 --> 22:35.354
‫کلاشینکف رو بردار.‬

22:39.062 --> 22:40.312
‫آتیلا! بگیرش!‬

22:47.687 --> 22:50.021
‫لعنتی! سلاح اتوماتیک دارن!‬

22:50.646 --> 22:53.812
‫لوک! آخه لعنتی،‬
‫اون پلیسِ عوضی بهمون دروغ گفت!‬

22:54.646 --> 22:55.896
‫تله‌ست!‬

22:55.979 --> 22:57.271
‫عقب‌نشینی کنین!‬

23:05.062 --> 23:07.687
‫نه! لعنتی. لوک!‬

23:35.229 --> 23:38.021
‫همین الان بیمارستان! برو!‬

24:26.771 --> 24:28.812
‫- بله.‬
‫- بله، پرنس؟‬

24:30.687 --> 24:32.812
‫- چندتا تلفات داریم.‬
‫- که این‌طور.‬

24:32.896 --> 24:34.562
‫نه اون‌قدری که امیدوار بودیم.‬

24:35.437 --> 24:37.354
‫ولی تازه اولِ راهن، پس...‬

24:37.937 --> 24:38.937
‫آفرین.‬

24:39.485 --> 24:40.619
‫خیلی‌خب.

25:01.812 --> 25:06.729
‫یه پسر جوون تو تیراندازی بین باندهای‬
‫رقیبِ کورپس و دیرپمیس کشته شد.‬

25:06.812 --> 25:10.021
‫تنش بین این دوتا باند‬
‫بالا گرفته.‬

25:10.104 --> 25:11.896
‫در خبری دیگر،‬

25:11.979 --> 25:17.312
‫جست‌وجو برای پیدا کردنِ لیسبت بارلی ادامه داره.‬
‫صحبتی داریم با خواهرش، تویا.‬

25:17.396 --> 25:19.979
‫«لیزبت بارلی مفقود شده»

25:20.062 --> 25:22.771
‫وی‌جی برای خبرِ خواهرِ لیزبت بارلی‬
‫چقدر بازدید داشته؟‬

25:22.854 --> 25:25.146
‫اوم... ۴۰۰ هزار تا.‬

25:25.171 --> 25:26.261
‫خیلی‌خب.

25:26.604 --> 25:28.979
‫می‌خوام به جاش‬
‫روی پرونده‌ی لیزبت بارلی کار کنی.‬

25:29.062 --> 25:30.979
‫بارلی؟ ولی اون فقط مفقود شده.‬

25:31.062 --> 25:33.021
‫اون آمار و ارقام رو شنیدی؟‬

25:33.104 --> 25:36.437
‫اون خواهرا یه شبه از سلبریتی‌های‬
‫درجه دو به درجه یک تبدیل شدن.‬

25:37.062 --> 25:40.146
‫از خواهرش مصاحبه بگیر!‬
‫اون آمار بازدید رو می‌خوام.‬

25:46.062 --> 25:47.229
‫مایا اک، از روزنامه‌ی آفتن‌پوستن.‬

25:47.312 --> 25:50.229
‫سلام، اک. یه خبرِ داغ دارم.‬

25:50.312 --> 25:52.146
‫خب. در موردِ چی؟‬

25:52.229 --> 25:54.062
‫تیراندازی توی کلوپِ موتورسوارها.‬

25:54.146 --> 25:56.687
‫از شعله‌افکن و تفنگ‌های اتوماتیک استفاده شده.‬

25:56.771 --> 26:01.354
‫وزیر دادگستری برای مسلح کردنِ پلیس‬
‫می‌خواد چیکار کنه؟‬

26:01.437 --> 26:03.146
‫قراره چطوری از شهر دفاع بشه؟‬

26:03.229 --> 26:04.354
‫جالبه.‬

26:04.937 --> 26:07.562
‫دارم با کی حرف می‌زنم،‬
‫و تو این‌ها رو از کجا می‌دونی؟‬

26:08.771 --> 26:10.187
‫از داخلِ سیستم، اک.‬

26:11.229 --> 26:12.687
‫همین‌قدر بدونی کافیه.‬

26:38.521 --> 26:44.312
‫«مفقود شده‬»
‫«با پلیس تماس بگیرید‬»

26:47.229 --> 26:49.271
‫سلام هری. ویلی بارلی هستم.‬

26:49.354 --> 26:52.896
‫می‌خوام آدم‌های بیشتری رو‬
‫برای جست‌وجو بفرستی،‬

26:52.979 --> 26:54.979
‫چون شنیدم که اگه شما...‬

26:56.187 --> 27:02.062
‫دوباره ویلی بارلی‌ام. شاید بهتر باشه‬
‫یه جور جایزه‌ی نقدی تعیین کنیم...‬

27:03.271 --> 27:05.297
‫منم، دوباره ویلی بارلی.‬

27:05.604 --> 27:09.854
‫با یه زنِ غیب‌گو حرف زدم که‬
‫پلیسِ دانمارک هم ازش استفاده کرده،‬

27:09.937 --> 27:11.729
‫و اون لیزبت رو توی آب می‌بینه.‬

27:11.812 --> 27:14.271
‫لطفاً باهام تماس بگیر.‬

27:28.771 --> 27:29.854
‫«پیغام‌گیرِ تلفن‬»

27:34.812 --> 27:36.646
‫خیلی رو اعصابه وقتی حرف نمی‌زنن.‬

27:40.937 --> 27:42.396
‫شنیدم داری استعفا میدی.‬

27:44.854 --> 27:45.729
‫آره.‬

27:47.062 --> 27:51.354
‫می‌خوای به جاش چیکار کنی؟‬
‫همون کارهای همیشگی؟‬

27:51.854 --> 27:54.979
‫شرخر؟ شرکتِ بیمه؟‬

27:55.062 --> 27:56.729
‫شاید یه شرکتِ امنیتی؟‬

27:56.812 --> 27:59.104
‫همیشه یکی هست که یه بازرسِ معروف بخواد‬

27:59.187 --> 28:00.937
‫که سابقه‌ی حقوقی هم داشته باشه.‬

28:03.479 --> 28:07.062
‫اونا نمی‌دونن که تو موقعِ رانندگی در مستی‬
‫یه همکار رو کشتی.‬

28:08.104 --> 28:09.604
‫حداقل هنوز نمی‌دونن.‬

28:14.979 --> 28:16.854
‫ما از هم خوشمون نمیاد، من و تو.‬

28:17.562 --> 28:18.646
‫مگه نه؟‬

28:22.062 --> 28:23.062
‫ولی...‬

28:25.312 --> 28:26.312
‫برات احترام قائلم.‬

28:28.396 --> 28:31.729
‫ما اون‌قدرها هم با هم فرق نداریم.‬
‫جفتمون باهوشیم.‬

28:32.312 --> 28:34.687
‫برامون مهم نیست‬
‫بقیه چی فکر می‌کنن.‬

28:34.771 --> 28:37.479
‫ولی... تو هنوز نفهمیدی‬
‫چطوری پول دربیاری.‬

28:37.562 --> 28:39.812
‫- چی می‌خوای؟‬
‫- می‌خوام بهت کمک کنم.‬

28:40.521 --> 28:42.562
‫لازم نیست با هم دشمن باشیم، من و تو.‬

28:43.312 --> 28:45.812
‫شولید مجبور نیست‬
‫حکمِ اخراجت رو امضا کنه.‬

28:46.979 --> 28:48.021
‫متوجهی؟‬

28:51.812 --> 28:55.896
‫ولی یه پروژه‌ی کوچیک دارم‬
‫که توش به کمک نیاز دارم.‬

28:59.979 --> 29:01.104
‫بهش فکر کن.‬

29:44.104 --> 29:47.021
‫رئیسِ پلیسِ جنایی، شولید.‬
‫اوضاع از چه قراره؟‬

29:47.104 --> 29:48.562
‫ام۲۰۷ هستم.‬

29:48.646 --> 29:51.812
‫ماشینِ گشتِ براوو ۴۲ توی‬
‫ایستگاهِ مایورستوا تصادف کرده.‬

29:51.896 --> 29:54.021
‫راننده تقریباً سالمه، اما...‬

29:54.562 --> 29:56.646
‫مردی که روی صندلیِ شاگرد بود، مرده.‬

29:58.104 --> 30:00.271
‫آره، فکر کنم، بوی الکل میده.‬

30:00.354 --> 30:04.521
‫آمبولانس تو راهه.‬
‫تا وقتی برسه می‌مونم.‬

30:04.604 --> 30:06.437
‫نه، هیچ‌کسِ دیگه‌ای تو این منطقه نیست.‬

30:14.979 --> 30:16.146
‫متوجه شدم.‬

30:16.812 --> 30:17.937
‫مفهومه.‬

30:19.354 --> 30:22.854
‫قراره... جنازه رو جابه‌جا کنیم‬
‫بذاریم روی صندلیِ راننده.‬

30:23.354 --> 30:24.979
‫بله. دستوره.‬

30:25.062 --> 30:27.854
‫نه برای نجاتِ اون مست،‬
‫بلکه برای جلوگیری از رسوایی.‬

30:27.937 --> 30:29.479
‫برو اون طرف.‬

30:33.354 --> 30:35.604
‫داری چیکار می‌کنی؟‬
‫همش توی لامصبه.‬

30:35.687 --> 30:38.021
‫تقصیرِ توئه. تو کشتیش!‬

30:57.562 --> 31:03.812
‫«الن یلتن‬»

31:13.646 --> 31:15.312
‫«الن یلتن‬
‫روحت شاد‬»

31:15.396 --> 31:18.396
‫خدا رو شکر که ما آدم‌ها‬
‫واقعاً از پسِ مشکلات برمیایم.‬

31:18.479 --> 31:21.396
‫با وجودِ همه‌چیز. ما زنده می‌مونیم.‬

31:30.937 --> 31:33.437
‫- بگو می‌شنوم.‬
‫<i>- بله، سلام، ایوان براتنگ هستم.</i>‬

31:33.521 --> 31:35.229
‫- سلام.‬
‫<i>- ما الان تو سونزوان هستیم.</i>‬

31:35.312 --> 31:39.521
‫اینجا چیزی پیدا نمی‌کنیم.‬
‫می‌خوای چه‌کار کنیم؟‬

31:40.271 --> 31:43.437
‫<i>- فقط ادامه بدید. منو در جریان بذار.</i>‬
‫- باشه. حله.‬

31:59.687 --> 32:02.854
‫<i>چشمات رو باز کن.</i>‬

32:02.937 --> 32:04.729
‫<i>یه الگوی ساده‌ست.</i>‬

32:06.271 --> 32:08.562
‫<i>یه ستاره‌ی راهنمای قرمز.</i>‬

32:09.479 --> 32:11.646
‫<i>یه صلیبِ شیطانیِ پنج‌پر</i>‬

32:12.187 --> 32:13.687
‫<i>راه رو نشون میده.</i>‬

32:31.396 --> 32:32.687
‫چطور بود؟‬

32:35.104 --> 32:37.187
‫بد. خشکم زد.‬

32:38.937 --> 32:39.937
‫هی...‬

32:47.062 --> 32:48.271
‫چرا مست می‌کنن؟‬

32:49.997 --> 32:50.930
‫ها؟

32:51.187 --> 32:52.104
‫هری و بقیه.‬

32:59.437 --> 33:00.854
‫نمی‌دونم، اولگ.‬

33:03.021 --> 33:05.604
‫باید یه چیزی باشه‬
‫که باعث بشه ترک کنه.‬

33:06.521 --> 33:08.937
‫آره خب. ترک می‌کنه.‬

33:09.854 --> 33:13.687
‫- ترک می‌کنه و دوباره شروع می‌کنه.‬
‫- ولی واقعاً خودش می‌خواد این‌قدر مست باشه؟‬

33:13.771 --> 33:16.021
‫به نظر نمی‌رسه‬
‫که خیلی بهش خوش بگذره.‬

33:27.691 --> 33:30.111
‫«راکل»

33:55.271 --> 33:57.479
‫<i>شما یک پیام جدید دارید.</i>‬

33:57.979 --> 33:59.187
‫<i>سلام، مولر هستم.</i>‬

33:59.271 --> 34:01.979
‫<i>داری چیکار می‌کنی؟ </i>‬

34:02.479 --> 34:07.187
‫<i>من یه پرونده‌ی آدم‌ربایی برات فرستادم،‬
‫اون وقت تو کلِ اداره‌ رو بسیج کردی.</i>‬

34:07.271 --> 34:08.646
‫<i>نباید این رو کار رو بکنی.</i>‬

34:09.271 --> 34:12.896
‫<i>پرونده رو می‌فرستم‬
‫برای واحد مفقودی‌ها.</i>‬

34:12.979 --> 34:15.437
‫<i>لازم نیست برگردی سرِ کار.</i>‬

34:15.937 --> 34:17.771
‫<i>متأسفم، ولی تو خونه می‌مونی.</i>‬

34:19.646 --> 34:21.812
‫<i>یادت باشه اسلحه‌ی خدمتت رو پس بدی.</i>‬

34:22.312 --> 34:23.604
‫<i>خداحافظ.</i>‬

35:02.687 --> 35:03.854
‫خب، خب.‬

35:06.271 --> 35:08.521
‫می‌بینم که یه شغلِ دیگه هم به آخرش رسید.‬

35:09.437 --> 35:12.937
‫از کجا معلوم،‬
‫شاید فقط دارم یه اسلحه‌ی جدید می‌گیرم.‬

35:13.021 --> 35:16.104
‫نه، من از نگاه کردن تو چشمِ آدما
‫می‌فهمم کی داره پیشرفت می‌کنه‬

35:16.187 --> 35:17.771
‫و کی داره سقوط می‌کنه.‬

35:22.521 --> 35:23.979
‫چند وقته اینجایی؟‬

35:25.187 --> 35:26.271
‫خیلی وقته.‬

35:28.479 --> 35:30.354
‫شغلِ خوبی بود؟‬

35:31.479 --> 35:33.854
‫نه، کاملاً معمولی بود. یه جورایی...‬

35:34.562 --> 35:36.437
‫یه جورایی مثلِ ترن هوایی.‬

35:36.521 --> 35:38.646
‫واقعا؟ دایره‌ی قتل؟‬

35:38.729 --> 35:40.854
‫حداقل دور و برت‬
‫آدمای خوبی بودن.‬

35:42.187 --> 35:44.187
‫اونجا هم یه جورایی مثلِ ترن هوایی بود.‬

35:48.896 --> 35:51.396
‫زندگیِ خوب و بی‌هدفی داشته باشی، هری هوله.‬

35:53.479 --> 35:55.146
‫بیاید...‬

35:55.229 --> 35:58.229
‫آروم باشید. لطفاً یکی‌یکی.‬

35:58.312 --> 35:59.979
‫ارلینگ راین، وی‌جی.‬

36:00.062 --> 36:02.896
‫کامیلا لون کشته شده،‬
‫لیزبت بارلی هم مفقود شده.‬

36:02.979 --> 36:05.146
‫توی این پرونده‌ها سرنخی هم دارید؟

36:05.979 --> 36:09.729
‫دنبال کردنِ سرنخ‌ها و گزارش‌هایی‬
‫که به جایی نمی‌رسن‬

36:09.812 --> 36:13.062
‫به معنیِ درجا زدن نیست،‬
‫بلکه حذفِ احتمالاته.‬

36:15.771 --> 36:17.604
‫«ستادِ پلیس‬»

36:18.479 --> 36:20.646
‫<i>لیزبت بارلی مدتیه که‬
‫مفقود شده.</i>‬

36:20.729 --> 36:23.354
‫<i>چقدر احتمال داره که هنوز زنده باشه؟ </i>‬

36:23.437 --> 36:26.937
‫بهترین کارآگاه‌هامون رو‬
‫روی این پرونده گذاشتیم که شبانه‌روز کار می‌کنن.‬

36:27.021 --> 36:29.979
‫حلِ این دوتا پرونده‬
‫بالاترین اولویتِ ماست.‬

36:30.062 --> 36:31.396
‫«اداره‌ی پست‬»

36:31.479 --> 36:33.812
‫<i>سوالِ بعدی برای </i>آفتن‌پوستن<i>.</i>‬

36:33.896 --> 36:37.312
‫گزارشی به دستمون رسیده که از سلاح‌های خودکار‬
‫و شعله‌افکن استفاده شده‬

36:37.396 --> 36:38.854
‫موقعِ تیراندازی تو کورپس.‬

36:38.937 --> 36:43.521
‫نظرِ دولت‬
‫درباره‌ی قوانینِ مسلح کردنِ پلیس چیه؟‬

36:45.104 --> 36:47.937
‫دولت در حالِ حاضر‬
‫نظری نداره.‬

36:48.021 --> 36:49.854
‫ولی باید احساسِ ناامنی...

36:49.937 --> 36:53.146
‫این کنفرانسِ مطبوعاتی تمامه.‬
‫ممنون از حضورتون.‬

36:53.229 --> 36:55.146
‫با این‌همه اسلحه تو خیابونا.‬

37:04.604 --> 37:10.646
‫«مفقود شده‬»
‫«با پلیس تماس بگیرید‬»

37:30.979 --> 37:32.479
‫<i>درباره‌ی کامیلا لون چی می‌دونیم؟ </i>‬

37:32.562 --> 37:35.771
‫می‌دونیم که کامیلا لون‬
‫تو حموم‌ پیدا شده،‬

37:35.854 --> 37:38.812
‫و اینکه احتمالاً انگشتش‬
‫قبل از مرگش قطع شده.‬

37:39.396 --> 37:43.062
‫- بیاته؟‬
‫- نه. نه اثر انگشتی، نه دی‌ان‌ای.‬

37:43.324 --> 37:44.090
‫خیلی‌خب.

37:45.104 --> 37:46.729
‫- ولف؟‬
‫- هیچی نداریم.‬

37:51.979 --> 37:54.437
‫«رئیسِ دایره‌ی قتل‬»
‫«ستادِ پلیس، ۰۱۹۰ اسلو‬»

38:20.729 --> 38:21.854
‫سلام بابا.‬

38:22.479 --> 38:24.604
‫بله؟ نه، فکر نمی‌کنم.‬

38:25.729 --> 38:27.312
‫نباید نگران باشی.‬

38:33.617 --> 38:38.337
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

38:38.361 --> 38:42.861
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

38:42.885 --> 38:47.085
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Telegram: @Film2Media_Plus

38:47.687 --> 38:49.312
‫- هی.‬
‫- هی.‬

38:49.812 --> 38:50.812
‫یه آبجو.‬

38:51.312 --> 38:52.437
‫هی.‬

38:53.062 --> 38:54.271
‫- هی.‬
‫- هی.‬

38:54.354 --> 38:55.646
‫اومدی اینجا؟

39:06.979 --> 39:08.312
‫لعنتی، هری.‬

39:13.184 --> 39:14.579
‫خیلی‌خب.

39:14.604 --> 39:16.562
‫- جواب داد؟‬
‫- نه.‬

39:19.312 --> 39:24.021
‫بیاید توافق کنیم تا وقتی نمی‌دونیم چیکار کنیم،‬
‫کسی درباره‌ی این موضوع حرفی نزنه.‬
