WEBVTT

00:06.336 --> 00:11.216
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

00:12.479 --> 00:15.729
‫- هلی، یو۰۵ هستم.‬
‫- هلی ۳۰ به گوشم.‬

00:15.812 --> 00:19.604
‫گزارشی درباره‌ی
‫ماشین فراری هفته‌ی پیش دریافت کردیم.‬

00:19.687 --> 00:23.062
‫فورد تانوس آبی،‬
‫پلاک نوامبر ویکتور ۳۴۵۵۰.‬

00:23.146 --> 00:27.271
‫ارتباط تصویری رو از دست دادیم،‬
‫داشت به سمت مارین‌لیست می‌رفت.‬

00:27.354 --> 00:29.562
‫در تلاشیم ماشین رو پیدا کنیم.‬

00:29.646 --> 00:31.646
‫مفهومه. ما تو راهیم.‬

00:31.845 --> 00:38.085
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

00:41.729 --> 00:42.729
‫ممنون.‬

00:53.771 --> 00:54.771
‫سلام رئیس.‬

00:59.562 --> 01:00.437
‫کجا؟‬

01:00.521 --> 01:03.354
‫هلی ۳۰. به سمت خیابون مارین‌لیست میره.‬

01:03.437 --> 01:04.979
‫ما رو دید.‬

01:05.062 --> 01:06.229
‫داره فرار می‌‌‌کنه.‬

01:10.646 --> 01:11.979
‫- سلام تام.‬
‫- عجله داری؟‬

01:12.062 --> 01:14.771
‫سارق بانک.‬
‫ماشین فراری رو پیدا کردن.‬

01:14.854 --> 01:16.604
‫بعداً می‌بینمت؟‬

01:16.687 --> 01:17.521
‫بهت زنگ می‌زنم.‬

01:21.521 --> 01:24.271
‫- هری، صبر کن.‬
‫- یو۰۵ به تمام واحدها در منطقه‌ی ۲ و ۳.‬

01:24.354 --> 01:29.396
‫دنبال یه فورد تانوس آبی هستیم،‬
‫پلاک نوامبر ویکتور ۳۴۵۵۰.‬

01:29.479 --> 01:31.937
‫براوو ۴۱ هستم.‬
‫پرونده‌ی ماست، تو راهیم.‬

01:35.638 --> 01:40.068
‫<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

01:41.646 --> 01:45.187
‫براوو ۴۲، ما ۱۵۰ متری اونجاییم،‬
‫به سمت مایورستوکریست.‬

01:58.354 --> 02:00.354
‫آروم باش. این‌قدر تند نرو.‬

03:00.897 --> 03:04.739
‫«کارآگاه هول»

03:05.479 --> 03:06.604
‫پنج سال بعد‬

03:06.687 --> 03:08.104
‫ساعت ده. اخبار.‬

03:08.187 --> 03:11.562
‫مردم بیشتر و بیشتری دارن درخواست می‌کنن‬
‫که پلیس سلاح گرم حمل کنه...‬

03:11.646 --> 03:14.896
‫...چون اسلو بیشتر از هر زمان دیگه‌ای‬
‫سلاح غیرقانونی داره.‬

03:14.979 --> 03:19.812
‫خشونت گروه‌های تبهکار در حومه‌ی شهر‬
‫در حال افزایشه.‬

03:19.896 --> 03:24.146
‫ادامه‌ی اخبار. موج گرما در اسلو ادامه داره.‬

03:24.229 --> 03:27.646
‫دیروز دمای پایتخت‬
‫بالای ۳۱ درجه بود.‬

04:13.104 --> 04:14.604
‫- هلگه؟‬
‫- بله؟‬

04:15.187 --> 04:18.562
‫«شخصی که بالاترین مقام رو داره‬
‫گاوصندوق رو باز می‌کنه...‬

04:18.646 --> 04:22.771
‫...و پول‌ها رو می‌ذاره توی کیف مشکی.‬
‫۳۰ ثانیه وقت داره.‬

04:22.854 --> 04:26.187
‫اگه بیشتر طول بکشه، هر کسی که داره این رو می‌خونه‬
‫تیر می‌خوره.»‬

04:30.937 --> 04:32.104
‫- بیست و هفت.‬
‫- بله.‬

04:32.187 --> 04:33.729
‫- بیست و شش.‬
‫- صبر کن.‬

04:36.646 --> 04:39.062
‫- بیست ثانیه مونده.‬
‫- صبر کن، باید...‬

04:41.646 --> 04:42.812
‫هفده.‬

04:43.396 --> 04:45.479
‫نوار سبز، هلگه.‬

04:47.146 --> 04:48.937
‫صبر کن.‬

04:49.521 --> 04:50.354
‫هفت.‬

04:51.604 --> 04:52.729
‫پنج.‬

04:57.521 --> 05:00.437
‫- دو، هلگه.‬
‫- آره. گوش کن، فقط باید...‬

05:07.646 --> 05:11.021
‫- باید اون یکی قفل رو باز کنم.‬
‫- دو، هلگه.‬

05:11.104 --> 05:13.021
‫- دو، هلگه.‬
‫- بله.‬

05:24.062 --> 05:25.479
‫بیا.‬

05:28.687 --> 05:30.604
‫شش ثانیه دیر شد.‬

05:55.812 --> 05:56.771
‫هری؟‬

06:01.812 --> 06:03.021
‫هری؟‬

06:06.271 --> 06:08.979
‫- داری چیکار می‌کنی؟‬
‫- کار، رئیس.‬

06:11.354 --> 06:14.396
‫اون سرقت بانک از پنج سال پیش هم عقب‌تره.

06:14.479 --> 06:15.312
‫آره، خب که چی؟‬

06:15.396 --> 06:19.021
‫باز کردن دوباره‌ی پرونده به هیچ‌کس کمک نمی‌کنه،‬
‫مخصوصاً به تو.‬

06:20.021 --> 06:21.021
‫باشه.‬

06:22.396 --> 06:24.812
‫الن؟ به مهارت‌های اجتماعیت نیاز دارم.‬

06:26.146 --> 06:28.312
‫بیا دیگه، متخصص بیومتریک اینجاست.‬

06:28.937 --> 06:31.521
‫به صورت مأمور خدمتی‬
‫از اداره‌ی تشخیص هویت استکهلم اومده.‬

06:31.604 --> 06:33.104
‫تو باید مسئولیتش رو قبول کنی.‬

06:33.187 --> 06:34.021
‫من؟‬

06:34.104 --> 06:35.437
‫این چیزیه که بهت گفتم.‬

06:35.521 --> 06:38.271
‫فکر کردم شوخی می‌کنی.‬
‫من که...‬

06:38.354 --> 06:42.062
‫مهارت اجتماعی؟ روابط عمومی؟‬
‫ویژگی‌های رهبری؟‬

06:42.146 --> 06:44.646
‫می‌تونی یه لحظه جدی باشی؟‬

06:44.729 --> 06:47.562
‫سعی کن با آدم‌های معمولی تعامل داشته باشی.‬

06:49.146 --> 06:52.312
‫- بیا دیگه.‬
‫- سلام، بئاته. هری هستم.‬

06:52.396 --> 06:54.521
‫- لون هستم. بئاته لون.‬
‫- سلام. هری.‬

06:54.604 --> 06:56.896
‫- الن یلتن.‬
‫- پس سوئدی هستی؟‬

06:58.104 --> 07:00.521
‫بله. خب...‬

07:01.062 --> 07:03.271
‫این... مشکلی داره؟‬

07:03.854 --> 07:07.771
‫نه، من با سوئدی‌ها مشکلی ندارم. معمولاً.‬

07:33.646 --> 07:34.479
‫سلام.‬

07:35.104 --> 07:36.521
‫داری برای واحد دلتا تست میدی؟‬

07:39.187 --> 07:42.396
‫امتیازش ۲۷۰ از ۳۰۰ـه. سطحش خیلی بالاست.‬

07:44.354 --> 07:45.896
‫می‌تونم یه چیزی نشونت بدم؟‬

07:45.979 --> 07:47.021
‫بله، حتماً.‬

07:47.104 --> 07:49.146
‫خب، همون‌طوری که ایستاده بودی بایست.‬

07:51.687 --> 07:53.229
‫این افتضاحه.‬

07:54.278 --> 07:56.854
‫پای راست عقب. پاها از هم باز.‬

07:58.312 --> 08:01.812
‫یکم به جلو خم شو.‬
‫و شونه‌هات رو شل کن.‬

08:03.437 --> 08:05.104
‫- آروم باش.‬
‫- باشه.‬

08:06.312 --> 08:07.771
‫نفست رو کنترل کن.‬

08:09.229 --> 08:12.646
‫فکر نکن، احساسات تعطیل.‬
‫هیچ چیزی بیرون از هدف وجود نداره.‬

08:13.812 --> 08:15.521
‫برو توی دلِ هدف.‬

08:16.229 --> 08:18.396
‫نفس بکش. شلیک کن.‬

08:19.187 --> 08:20.021
‫شلیک.‬

08:20.812 --> 08:21.812
‫شلیک.‬

08:22.479 --> 08:23.646
‫شلیک.‬

08:23.729 --> 08:25.187
‫اسلحه رو بیار پایین.‬

08:27.187 --> 08:29.271
‫دیدی. می‌تونی انجامش بدی.‬

08:30.604 --> 08:32.021
‫هر وقت کمک خواستی بگو.‬

08:32.104 --> 08:33.896
‫«بازرس‬
‫اداره‌ی پلیس اسلو‬»

08:35.771 --> 08:38.437
‫اون یه چسکا ژبرویوفکاست.‬

08:38.521 --> 08:42.937
‫توی اسلو کمیابن، ولی دیروز‬
‫بخش مواد مخدر یکیشون رو ضبط کرد.‬

08:43.021 --> 08:46.187
‫موقع بازرسی از یه گاراژ پیداش کردن.‬

08:46.271 --> 08:47.812
‫صاحبش سوره اولسن بود.‬

08:47.896 --> 08:50.812
‫می‌دونستیم مواد می‌فروشه،‬
‫ولی ظاهراً تو کار اسلحه هم هست.‬

08:50.896 --> 08:53.396
‫دوتا سرقت بانک هم تو پرونده‌ش داره.‬

08:54.312 --> 08:57.354
‫پس فکر می‌کنی‬
‫اولسن همون سارق بانکه؟‬

08:57.437 --> 09:00.271
‫قبل از اون سرقت، هیچ چسکایی‬
‫تو اسلو دیده نشده بود.‬

09:00.354 --> 09:02.479
‫پس اولسن سارقه.‬

09:03.062 --> 09:05.521
‫یا اینکه فروختتش به مجرم.‬

09:05.604 --> 09:08.896
‫آره. باید اولسن رو پیدا کنیم.‬

09:08.979 --> 09:11.437
‫من رو واسه مهارت‌های اجتماعیم صدا کردی؟‬

09:12.062 --> 09:14.271
‫بله.‬

09:14.354 --> 09:15.479
‫یه نگاه به این بنداز.‬

09:16.937 --> 09:20.937
‫می‌ذاره اون حرف بزنه تا صدای خودش‬
‫شناسایی نشه. نگاه کن.‬

09:21.021 --> 09:23.104
‫واکنشش رو ببین. چی داره بهش میگه؟‬

09:27.979 --> 09:32.771
‫به نظر من، انگار داره بهش میگه
‫که می‌خواد بهش شلیک کنه.‬

09:33.271 --> 09:35.687
‫باورش نمی‌شه.‬

09:35.771 --> 09:41.229
‫- بی‌دلیل بود. پولا رو که گرفته بود.‬
‫- به جای ۲۱ سال، ۱۲ سال زندان.‬

09:43.396 --> 09:44.687
‫تو چی فکر می‌کنی؟‬

09:44.771 --> 09:50.062
‫تو گزارش اومده که می‌خواسته ثابت کنه‬
‫حاضره آدم بکشه...‬

09:50.146 --> 09:54.937
‫...تا پلیس‌های اون اطراف به جای تعقیب‬
‫تیم دلتا، منتظر بمونن.‬

09:55.979 --> 09:57.729
‫گزارش رو خوندی؟‬

09:58.812 --> 10:03.354
‫پس می‌دونی که موقع تعقیب و گریز،‬
‫یکی از ماشین‌هامون...‬

10:03.937 --> 10:05.396
‫...تصادف کرد.‬

10:07.021 --> 10:10.187
‫آره. با بخش مواد مخدر هماهنگ کن.‬
‫من میرم گاراژ اولسن رو چک کنم.‬

10:10.271 --> 10:13.729
‫آره، ولی قرار بود که...‬

10:25.146 --> 10:27.729
‫چرا با آسانسور نمیری؟ هوا گرمه.‬

10:27.812 --> 10:29.812
‫پله رو خیلی دوست دارم.‬

10:36.854 --> 10:41.062
‫هوله تو گرمای ۳۰ درجه از پله‌ها دوید رفت پایین.‬
‫چیزی شده؟‬

10:41.146 --> 10:45.687
‫بعد از ضبطِ دیروز، یه سرنخ‌هایی‬
‫درباره‌ی اولسن پیدا کرده.‬

10:45.771 --> 10:49.979
‫ولی اون پرونده‌ی مواد مخدره.‬
‫چرا اون درگیرش شده؟‬

10:50.062 --> 10:51.646
‫نمی‌دونم. باید از خودش بپرسی.‬

10:54.146 --> 10:56.521
‫ادامه بدید بچه‌ها.‬

11:21.937 --> 11:22.937
‫سلام.‬

11:52.937 --> 11:54.521
‫- سلام.‬
‫- سلام.‬

11:55.021 --> 11:56.396
‫دیدم زنگ زدی.‬

11:57.104 --> 12:00.312
‫امروز با روانشناس جلسه دارم.‬

12:00.396 --> 12:03.187
‫واسه شام با تو و اولگ دیرم شده.‬

12:03.271 --> 12:05.562
‫اوه، اشکالی نداره.‬

12:06.229 --> 12:07.479
‫کی می‌بینیمت؟‬

12:08.062 --> 12:11.146
‫نمی‌شه شما غذاتون رو بخورید‬
‫و من بعداً بیام؟‬

12:11.229 --> 12:14.979
‫مشکلی نیست.‬
‫می‌تونی یه بطری شراب بگیری بیاری؟‬

12:16.479 --> 12:17.771
‫آره.‬

12:18.604 --> 12:20.771
‫مطمئنی؟ اینطوری...‬

12:20.854 --> 12:24.354
‫نه. یه جور تمرین اراده‌ست.‬

12:25.104 --> 12:26.104
‫ممنون.‬

12:27.062 --> 12:28.229
‫دوستت دارم.‬

12:33.771 --> 12:35.312
‫و تو هم من رو دوست داری.‬

12:37.937 --> 12:38.937
‫خداحافظ.‬

12:39.729 --> 12:40.729
‫خداحافظ.‬

12:56.896 --> 12:58.062
‫اون اینجاست؟‬

12:59.104 --> 13:00.187
‫سوره؟‬

13:00.271 --> 13:01.271
‫بله؟‬

13:02.687 --> 13:04.187
‫دیگه کجا می‌تونه باشه؟‬

13:05.062 --> 13:07.021
‫گفتم لابد یه جای دیگه‌ست.

13:10.146 --> 13:11.687
‫اون یکی جا کجاست؟‬

13:16.104 --> 13:17.771
‫لعنتی، پلیسه.‬

13:25.646 --> 13:26.646
‫ماشین رو نگه دار.‬

13:32.646 --> 13:33.562
‫ماشین رو نگه دار.‬

13:35.354 --> 13:36.521
‫ماشین رو نگه دار.‬

13:45.729 --> 13:48.021
‫اون یکی جای سوره اولسن کجاست؟‬

13:48.104 --> 13:51.812
‫چیزی نگو روی.‬
‫پلیس اجازه نداره سلاح گرم حمل کنه.‬

13:51.896 --> 13:56.562
‫- اجازه نداره با اسلحه تهدیدت کنه.‬
‫- می‌دونم. چیزی نمیگم.‬

13:57.729 --> 14:00.854
‫سیصد کرون؟‬
‫باهاش یه چیزی می‌تونی بخری.

14:01.479 --> 14:03.687
‫اجازه نداره بهت رشوه هم بده.‬

14:04.729 --> 14:05.729
‫باشه.‬

14:07.104 --> 14:09.687
‫- پونصد کرون؟‬
‫- نمی‌شنوی؟‬

14:10.854 --> 14:12.062
‫تمومش کن.‬

14:14.604 --> 14:15.687
‫هزار کرون.‬

14:19.354 --> 14:22.562
‫هشتصد کرون بیشتر ندارم.

14:28.187 --> 14:29.229
‫سوره اولسن.‬

14:29.729 --> 14:31.604
‫نه.‬

14:33.646 --> 14:35.521
‫زیر پلِ شو.‬

14:37.646 --> 14:38.854
‫آهای؟‬

14:39.437 --> 14:41.854
‫حق با توئه. اجازه ندارم بهت رشوه بدم.‬

14:42.646 --> 14:44.937
‫به دوست‌دخترم قول دادم شراب بخرم.‬

15:04.646 --> 15:07.937
‫سلام. دنبال کسی می‌گردی؟‬

15:08.521 --> 15:10.937
‫- سوره.‬
‫- امروز اینجا نیست.‬

15:11.521 --> 15:13.896
‫ولی جنس خوب دارم.‬

15:14.812 --> 15:16.979
‫مجبور نیستی.‬

15:24.479 --> 15:25.937
‫داره دنبالم می‌گرده. حالا چی؟‬

15:26.021 --> 15:29.687
‫یه کلبه تو نوردمارکا داریم.‬
‫لوکیشن رو برات می‌فرستم.‬

15:29.771 --> 15:33.729
‫گوش کن. اسلحه‌ها رو گرفتن.‬
‫پول لازم دارم.‬

15:33.812 --> 15:36.479
‫خسارت اسلحه‌ها رو میدیم.‬
‫تو توی کلبه بمون.‬

15:36.562 --> 15:39.479
‫با هیچ‌کس حرف نزن‬
‫تا وقتی که از کشور خارجت کنیم.‬

15:39.562 --> 15:43.104
‫بعدش اگه بازم لازم شد، می‌تونی‬
‫به عنوان پیک کار کنی.‬

15:43.187 --> 15:45.479
‫بازم؟ می‌خوای جنگ راه بندازی؟‬

15:45.562 --> 15:46.396
‫آره.‬

15:47.521 --> 15:51.521
‫- علیه کی؟‬
‫- علیه آدم‌هایی مثل تو.‬

16:04.479 --> 16:05.979
‫شکنج دوکی‌شکل.‬

16:07.021 --> 16:09.729
‫اون بخش از مغز‬
‫که چهره‌ها رو تشخیص میده.‬

16:09.812 --> 16:11.687
‫تمامِ عمرت اینطوری بودی؟‬

16:12.271 --> 16:14.854
‫آره. همه شکنجِ دوکی‌شکل دارن.‬

16:14.937 --> 16:16.562
‫توی مغزه.‬

16:16.646 --> 16:20.021
‫ولی مالِ من همیشه قوی‌تر بوده.‬

16:20.104 --> 16:25.604
‫یعنی واقعاً می‌تونی تک‌تکِ چهره‌های‬
‫توی لیستِ مجرمای سوئد رو تشخیص بدی؟‬

16:25.687 --> 16:27.562
‫آره. نروژی‌ها رو هم همین‌طور.‬

16:28.937 --> 16:31.729
‫قبل از اینکه بیام اینجا،‬
‫همشون رو چک کردم.‬

16:31.812 --> 16:34.812
‫این یعنی هزاران چهره.‬

16:34.896 --> 16:38.937
‫- آره، شاید یکم ترسناک باشه.‬
‫- اصلاً هم اینطور نیست.‬

16:39.021 --> 16:41.604
‫کار کردن با هری هوله چطوریه؟‬

16:43.146 --> 16:44.146
‫هری...‬

16:45.062 --> 16:50.021
‫منظورم اینه که... آره، بهتره همش رو بشنوی.‬
‫درباره‌ی هری شایعه زیاده.‬

16:50.104 --> 16:54.021
‫اینکه مست بوده و توی تصادفِ رانندگی‬
‫باعثِ مرگِ همکارش شده.‬

16:54.104 --> 16:56.687
‫اینکه یه بطری ویسکی‬
‫توی جیبِ داخلیِ کتش داره...‬

16:56.771 --> 16:59.854
‫...تا به خودش ثابت کنه‬
‫که لب بهش نمی‌زنه.‬

17:00.354 --> 17:03.854
‫هری بهترینه،‬
‫ولی توی بقیه‌ی چیزا اصلاً خوب نیست.‬

17:04.354 --> 17:05.229
‫اون فقط...‬

17:07.021 --> 17:09.979
‫...مثلِ بعضیا دنبالِ شهرت نیست.‬

17:10.812 --> 17:12.729
‫- سلام، بئاته.‬
‫- سلام.‬

17:12.812 --> 17:14.896
‫شنیده بودم داری میای.‬

17:14.979 --> 17:17.729
‫- چقدر عجیبه که الان هردومون اینجاییم.‬
‫- آره، عجیبه.‬

17:19.229 --> 17:21.854
‫پس همدیگه رو می‌شناسین؟‬

17:22.562 --> 17:25.354
‫میشه اینطوری گفت.‬
‫روزِ اولته؟‬

17:27.437 --> 17:30.062
‫روزِ اولِ کاری‬
‫همیشه یکم استرس میده.‬

17:32.354 --> 17:35.646
‫شنیدم تو و هری‬
‫دارین روی پرونده‌ی سوره اولسن کار می‌کنین؟‬

17:35.729 --> 17:38.104
‫آره، درسته. چطور؟‬

17:38.187 --> 17:40.437
‫اگه کمکی خواستی بهم بگو.‬

17:40.521 --> 17:42.604
‫- ممنون، به هری میگم.‬
‫- باشه.‬

17:43.271 --> 17:44.479
‫خداحافظ.‬

17:48.229 --> 17:49.604
‫از کجا می‌شناسیش؟‬

17:49.687 --> 17:53.729
‫توی دانشکده‌ی پلیس‬
‫مربیم بود.‬

17:53.812 --> 17:56.646
‫مالِ چند سال پیشه.‬

17:57.854 --> 17:58.854
‫خوبی؟‬

17:59.437 --> 18:00.812
‫آره، خوبم.‬

18:00.896 --> 18:03.812
‫ولی باید برگردم سرِ کار.‬

18:03.896 --> 18:05.229
‫- باشه، فعلاً.‬
‫- فعلاً.‬

18:14.146 --> 18:15.604
‫لعنتی! لعنتی! لعنتی!

18:48.062 --> 18:49.812
‫حتی اگه بتونم این رو بخرم...‬

18:51.771 --> 18:54.104
‫...اونقدری که فکر می‌کنی ارزش نداره.‬

18:55.229 --> 18:56.687
‫ولی الماسه.‬

18:57.187 --> 18:59.687
‫با کیفیتِ متوسط.‬

18:59.771 --> 19:02.854
‫رنگِ قرمزش‬
‫به خاطرِ کربنِ متبلورنشده‌ست.‬

19:02.937 --> 19:05.437
‫واسه همین خلوصش کمتره.‬

19:05.521 --> 19:07.479
‫- چقدر می‌تونی بابتش بدی؟‬
‫- خب...‬

19:08.229 --> 19:10.687
‫فرض رو بر این می‌ذارم که شناسنامه نداره، درسته؟‬

19:12.604 --> 19:16.062
‫دقیقاً. پس یه الماسِ خونینه.‬

19:16.646 --> 19:18.104
‫می‌خریش یا نه؟‬

19:18.937 --> 19:20.646
‫نه، نمی‌تونم برِش دارم.‬

19:26.396 --> 19:27.562
‫«روان‌شناس‬»

19:27.646 --> 19:31.146
‫سلام، من هری‌ام‬
‫و الکلی‌ام.‬

19:31.979 --> 19:37.979
‫اینقدر برات سخت بود بگی‬
‫دیگه نمی‌خوای بری اونجا؟‬

19:40.354 --> 19:42.104
‫واسه خیلی‌ها جواب میده، ولی...‬

19:42.729 --> 19:44.646
‫تو ترجیح میدی بیای اینجا.‬

19:46.146 --> 19:47.937
‫ما با هم کار می‌کنیم، پس...‬

19:48.021 --> 19:49.312
‫چرا الان؟‬

19:50.396 --> 19:52.687
‫خیلی وقته که پاکی.‬

19:54.146 --> 19:56.854
‫با یکی آشنا شدم.‬

19:57.771 --> 19:59.229
‫می‌دونستم.‬

20:01.187 --> 20:04.729
‫می‌دونستم هیچ‌وقت‬
‫واسه خودت همچین شرابِ گرونی نمی‌خری.‬

20:06.271 --> 20:09.854
‫وقتی اومدی تو،‬
‫تقریبا نشناختمت.

20:10.646 --> 20:13.312
‫خیلی عادی و خوشحال به نظر میرسه.‬

20:14.687 --> 20:17.104
‫آره، محضِ احتیاطه.‬

20:19.687 --> 20:22.687
‫- نمی‌خوام خرابش کنم.‬
‫- نه.‬

20:26.021 --> 20:32.354
‫شنیدم دوباره داشتی ویدیوهای‬
‫سرقتِ بانک رو نگاه می‌کردی.‬

20:35.854 --> 20:40.479
‫احتمالش هست که اگه
‫پرونده رو زودتر حل کرده بودی...‬

20:40.562 --> 20:42.646
‫...اون اتفاق نمیفتاد.‬

20:43.229 --> 20:47.437
‫شاید فکر می‌کنی‬
‫اینجوری شاید لارس هنوز زنده بود.‬

20:48.187 --> 20:50.354
‫پنج سال گذشته، هری.‬

20:51.646 --> 20:53.479
‫باید بیخیالش بشی.‬

20:54.021 --> 20:57.062
‫این چه ربطی به‬
‫آشنا شدن با یکی داره؟‬

20:57.146 --> 20:59.479
‫میگی نمی‌خوای خرابش کنی.‬

21:00.146 --> 21:02.562
‫چی باعث میشه همیشه گند بزنی به همه‌چی؟‬

21:03.562 --> 21:05.312
‫بیزاریت از خودت.‬

21:06.854 --> 21:08.354
‫فکر می‌کنی واسه همین مست می‌کردم؟‬

21:09.771 --> 21:11.312
‫خودت چی فکر می‌کنی؟‬

21:14.271 --> 21:15.937
‫مست می‌کنم چون تشنه‌م میشه.

21:16.771 --> 21:18.812
‫و همیشه هم تشنه‌مه.‬

21:19.771 --> 21:25.937
‫آخرین باری که مست کردم دو سال و‬
‫سه ماه و هفت روز پیش بود.‬

21:26.021 --> 21:28.937
‫ولی وقتی اومدم این رو بخرم،
‫داشتم می‌لرزیدم.‬

21:29.021 --> 21:32.562
‫اومدی اینجا‬
‫چون فکر کردی من جواب رو می‌دونم؟‬

21:33.812 --> 21:38.854
‫نه، فکر کنم اومدم اینجا‬
‫تا حرفای خودم رو بشنوی.‬

21:38.937 --> 21:40.396
‫مگه وظیفه‌ی تو همین نیست؟‬

21:40.479 --> 21:43.187
‫باشه. خیالم راحت شد.‬

21:46.229 --> 21:47.771
‫پنج دقیقه وقت داری.‬

21:47.854 --> 21:51.812
‫چیزِ دیگه‌ای هست‬
‫که بخوای بپرسی یا بگی؟‬

22:01.854 --> 22:03.187
‫سلام.‬

22:03.271 --> 22:05.979
‫- خوبه.‬
‫- سلام.‬

22:07.354 --> 22:08.312
‫سلام، اولگ.‬

22:09.312 --> 22:10.437
‫اولگ، سلام کن.‬

22:13.521 --> 22:14.979
‫- آره...‬
‫- نمی‌دونم این...‬

22:15.062 --> 22:16.604
‫نه، می‌تونم این رو بخورم.‬

22:16.687 --> 22:18.687
‫مامان، اسم اون بازیه چی بود؟‬

22:18.771 --> 22:21.104
‫تتریس یا تتریس؟‬
‫-تتریس. تتریس یا تتریس؟‬
‫-تتریس.‬
‫تتریس یا تتریس؟‬
‫-تتریس.‬

22:21.187 --> 22:24.896
‫بهش گفتم رکوردت ۱۷۵۵۹ امتیاز بود.‬

22:24.979 --> 22:27.271
‫آسون بود. ۱۸۰۰۰ تا زدم.‬

22:27.354 --> 22:28.937
‫شکستت میدم وروجک.

22:29.021 --> 22:30.896
‫حالا می‌بینیم، پیرمرد.‬

22:33.396 --> 22:34.479
‫چطوری؟‬

22:34.562 --> 22:36.229
‫هیچ‌کس نمی‌دونه کجاست.‬

22:36.312 --> 22:39.812
‫از بخش مواد مخدر فیلم‌های گاراژ رو خواستم.‬

22:39.896 --> 22:44.021
‫می‌خواستم ببینم کسی رو می‌شناسم یا نه،‬
‫ولی کیفیتش خیلی پایینه.‬

22:45.437 --> 22:46.687
‫سابقه‌داره.‬

22:47.937 --> 22:48.937
‫مواد.‬

22:49.021 --> 22:51.354
‫یه چیزی مثلِ کوینسویک.‬

22:55.854 --> 22:58.354
‫اونم سابقه‌داره. بازم مواد.‬

22:59.229 --> 23:00.229
‫باشه.‬

23:00.771 --> 23:02.896
‫اینا مشتری‌ان.‬

23:02.979 --> 23:05.604
‫کلاً یکی دو دقیقه اون تو بودن.‬

23:05.687 --> 23:08.812
‫احتمالاً نمی‌دونن سوره اولسن کجاست.‬

23:09.521 --> 23:14.187
‫این یارو ۲۰ دقیقه اون تو بود.‬
‫یه چیزایی می‌دونه.‬

23:16.229 --> 23:17.687
‫نه، فکر نمی‌کنم.‬

23:18.687 --> 23:21.312
‫- چرا نه؟‬
‫- اگه چیزی بود بهمون می‌گفت.‬

23:23.396 --> 23:24.687
‫نمی‌شناسیش؟‬

23:28.062 --> 23:29.979
‫با دوست‌پسرِ قبلیم بدتر بود.‬

23:30.062 --> 23:34.146
‫واسه اولگ پیرهنِ روزنبرگ خرید
‫و اولگ هم تیمش رو عوض کرد.‬

23:34.646 --> 23:36.771
‫طرفدارِ مولده شد.‬

23:38.812 --> 23:41.479
‫سخت با کسی دوست میشه.‬

23:43.104 --> 23:44.854
‫می‌ترسه من رو از دست بده.‬

23:44.937 --> 23:49.854
‫مجبور نیست من رو بپذیره.‬
‫اگه من و تو...‬

23:50.937 --> 23:52.562
‫چی؟‬

23:55.354 --> 23:59.604
‫اگه من و تو رابطه‌مون رو درست پیش ببریم...‬

24:01.604 --> 24:05.896
‫...اولگ خودش باید تصمیم بگیره‬
‫که من براش کی باشم.‬

24:06.646 --> 24:07.646
‫باشه؟‬

24:09.062 --> 24:10.312
‫باشه.‬

24:11.187 --> 24:14.146
‫می‌دونی خانومای اداره پلیس‬
‫درباره‌ت چی می‌گفتن؟‬

24:14.229 --> 24:16.854
‫نه، ولی نمی‌خوام هم بدونم.‬

24:16.937 --> 24:21.146
‫می‌گفتن هیچ‌کس‬
‫نمی‌تونه هری هوله رو کاملاً مال خودش کنه.‬

24:21.771 --> 24:23.937
‫خیلی عاشقِ آزادیشه.‬

24:26.354 --> 24:29.854
‫- خب که چی؟‬
‫- من به این حرف‌ها اهمیتی نمیدم.‬

24:30.937 --> 24:33.854
‫من همه‌ی تو رو می‌خوام
‫وگرنه فایده‌ای نداره.‬

24:34.979 --> 24:38.396
‫پس اگه مشکلی هست، همین الان بهم بگو.‬

24:51.687 --> 24:53.021
‫فقط باید...‬

24:53.854 --> 24:54.937
‫بگو.‬

24:56.229 --> 24:57.229
‫آره...‬

24:59.229 --> 25:01.812
‫باشه. آره، دارم میام.‬

25:04.146 --> 25:06.646
‫بیاته لون، تام والر رو شناسایی کرده...‬

25:06.729 --> 25:09.771
‫...توی فیلم‌های دوربین مداربسته‬
‫از گاراژِ اولسن.‬

25:09.854 --> 25:11.646
‫خودِ تام والره.‬

25:13.396 --> 25:15.312
‫آره، خب والر چی میگه؟‬

25:15.896 --> 25:20.187
‫باهاش حرف نزدم.‬
‫سرِ کار نیست و جواب هم نمیده.‬

25:21.229 --> 25:24.687
‫میام دنبالت و بعدش میریم ببینیمش.‬

25:29.271 --> 25:32.146
‫گفت چقدر مطمئنه؟‬

25:33.104 --> 25:35.771
‫- هفتاد درصد.‬
‫- باشه.‬

25:35.854 --> 25:38.021
‫خیلی دقیقه.‬

25:38.104 --> 25:39.104
‫بله، بفرمایید؟‬

25:39.187 --> 25:42.104
‫من الن یلتن هستم.‬
‫می‌تونیم بیایم تو؟‬

25:42.604 --> 25:44.979
‫کارِ مهمیه؟ سرم شلوغه.‬

25:45.479 --> 25:46.896
‫کلاً پنج دقیقه طول می‌کشه.‬

25:55.562 --> 25:57.937
‫خداحافظ. ببخشید.‬

25:58.021 --> 25:59.021
‫سلام.‬

26:08.021 --> 26:11.854
‫- واسه حقوقِ پلیسی بد نیست.‬
‫- ارثِ خوبی بهم رسیده.‬

26:11.937 --> 26:13.396
‫چی می‌خواید؟‬

26:13.479 --> 26:16.437
‫تو با سوره اولسن در تماس بودی.‬

26:17.271 --> 26:19.021
‫مگه اون پرونده‌ی مواد مخدر نبود؟‬

26:19.104 --> 26:20.896
‫آره، درسته.‬

26:21.812 --> 26:25.396
‫ولی چرا این رو به ما نگفتی؟‬

26:28.229 --> 26:29.396
‫این چیه؟‬

26:29.479 --> 26:30.646
‫تویی.‬

26:31.771 --> 26:32.937
‫چی؟‬

26:33.021 --> 26:35.604
‫- بعد از آنالیز، شناسایی شدی.‬
‫- چه آنالیزی؟‬

26:36.396 --> 26:39.604
‫اونجا چیکار می‌کردی؟‬
‫چرا مخفیش کردی؟‬

26:39.687 --> 26:40.979
‫دارین چیکار می‌کنین؟‬

26:42.312 --> 26:44.146
‫داری انکار می‌کنی که خودتی؟‬

26:45.521 --> 26:49.312
‫پاشدید اومدید اینجا، به یه همکار‬
‫بر اساسِ چندتا عکس تهمت می‌زنید...‬

26:49.396 --> 26:52.396
‫...اونم از یه نرم‌افزارِ تشخیصِ چهره‬
‫که ۹۰ درصد ضریبِ خطا داره.‬

26:52.479 --> 26:55.729
‫این کارِ نرم‌افزار نیست، تام.‬

26:55.812 --> 26:57.062
‫پس چی...‬

26:59.146 --> 27:03.312
‫بیاته لون متقاعدت کرده‬
‫که چیزایی رو می‌بینه که بقیه نمی‌بینن؟‬

27:03.396 --> 27:06.604
‫بیاته لون چیزایی رو می‌بینه‬
‫که بقیه نمی‌بینن.‬

27:08.271 --> 27:12.687
‫باید بدونی که ما با هم رابطه‌ داشتیم‬
‫و اون‌طوری که اون می‌خواست تموم نشد.‬

27:14.646 --> 27:15.771
‫واقعاً؟‬

27:17.312 --> 27:20.479
‫و واسه همینه که فکر می‌کنی الان داره دروغ میگه؟‬

27:20.562 --> 27:22.396
‫قبلاً هم پیش اومده.‬

27:22.479 --> 27:26.562
‫پس اگه چک کنیم موقعِ
‫گرفتنِ اون عکس‌ها کجا بودی، تو...‬

27:31.021 --> 27:34.187
‫یا اینجا بودم یا سرِ کار.‬
‫اینجاها بودم.

27:44.437 --> 27:46.604
‫لوکاس و بقیه رفتن تعطیلات؟‬

27:47.396 --> 27:48.396
‫نمی‌دونم.‬

27:51.104 --> 27:52.562
‫اون یارو برمی‌گرده؟‬

27:53.062 --> 27:54.479
‫می‌تونی اسمشو بگی.‬

27:56.312 --> 28:00.437
‫نمی‌دونم.‬
‫بستگی داره تا کی طول بکشه.‬

28:00.937 --> 28:02.396
‫بهش کلید دادی؟‬

28:02.979 --> 28:04.062
‫نه.‬

28:04.812 --> 28:08.479
‫نمی‌خوام شب اینجا بمونه.‬
‫می‌تونه بره خونه‌ی خودش بخوابه.‬

28:10.479 --> 28:11.521
‫باشه.‬

28:13.437 --> 28:14.271
‫اولگ؟‬

28:15.479 --> 28:18.437
‫- مشکلی نیست.‬
‫- ممنون.‬

28:18.521 --> 28:20.354
‫توی اون عکس، والره.‬

28:21.146 --> 28:26.312
‫نمی‌گم بئاته لون داره دروغ میگه.‬
‫ولی ۷۰ درصد؟ یعنی دو نفر از سه نفر.‬

28:28.271 --> 28:32.812
‫اونا با هم گذشته‌ای دارن،‬
‫عجیب نیست که یهو یادش بیاد.‬

28:32.896 --> 28:36.979
‫نه، ولی من به بئاته لون‬
‫بیشتر از تام والر اعتماد دارم.‬

28:38.271 --> 28:40.437
‫با تراپیست چطور پیش رفت؟‬

28:40.521 --> 28:43.437
‫آونه فکر می‌کنه من مشکل تعهد دارم.‬

28:43.521 --> 28:46.479
‫- واقعا؟
‫- آره.‬

28:46.562 --> 28:48.312
‫چون من...‬

28:49.437 --> 28:52.396
‫...بچه‌ که بودم مادرم رو از دست دادم.‬

28:53.229 --> 28:59.354
‫اولین دوست‌دخترم خودکشی کرد‬
‫و بعدش هم اون تصادف.‬

29:01.312 --> 29:04.854
‫واسه همین تصمیم گرفتم ترجیحاً تنها باشم.‬

29:04.937 --> 29:07.896
‫و بعدش هم انتخاب می‌کنم‬
‫که خودم رو بی‌حس کنم.‬

29:10.146 --> 29:11.646
‫حرفای روان‌شناسی.‬

29:13.312 --> 29:17.854
‫ولی همینه دیگه هری.‬
‫عشق. لعنت بهش.‬

29:17.937 --> 29:21.271
‫بعضی وقت‌ها آدم حس می‌کنه‬
‫همه‌چی محکوم به شکسته.‬

29:21.354 --> 29:24.479
‫واسه همین راه میری و‬
‫امیدوار میشی که زودتر همه‌چی داغون شه...‬

29:24.562 --> 29:27.146
‫...که تموم شه بره پی کارش.‬

29:28.687 --> 29:29.854
‫تموم شد؟‬

29:33.854 --> 29:38.187
‫حق با تو بود، اون یه عوضی بود.‬
‫من خوبم. فقط...‬

29:38.271 --> 29:41.354
‫چیکار کردی؟‬
‫باز صندلی پرت کردی؟‬

29:42.604 --> 29:44.979
‫نه، این دفعه نه.‬

29:45.062 --> 29:47.479
‫هرچند این دفعه واقعاً حقش بود.‬

29:49.021 --> 29:52.146
‫خداروشکر که می‌تونیم‬
‫از پسِ روزای سخت بربیایم.‬

29:52.229 --> 29:54.937
‫با وجود همه‌چی، زنده می‌مونیم.‬

29:55.521 --> 29:56.687
‫نه واقعاً.‬

29:57.771 --> 30:01.437
‫نه، ما فقط دیر یا زود‬
‫از هم می‌پاشیم.‬

30:05.646 --> 30:06.979
‫چقدر داغونی تو.‬

30:13.187 --> 30:15.521
‫تا یکشنبه، باید به راکل فاوکه...‬

30:15.604 --> 30:18.312
‫...حداقل سه بار‬
‫نشون بدی که دوستش داری.‬

30:18.396 --> 30:19.812
‫می‌تونی این کار رو بکنی؟‬

30:20.604 --> 30:21.854
‫برو تمرین کن.‬

30:22.771 --> 30:24.354
‫منم دوستت دارم.‬

30:24.437 --> 30:25.521
‫فعلاً.‬

30:25.604 --> 30:28.229
‫سه بار، هوله. سه بار.‬

30:34.900 --> 30:37.434
‫بـ*ا*مـ*ا*بـ*یـ*ن

31:26.062 --> 31:28.771
‫«گزارش بازرسی‬
‫سرقت بانک در مایورستوا‬»

31:54.521 --> 31:56.646
‫اجازه بده خودم رو معرفی کنم.‬

31:57.646 --> 32:01.562
‫من همون موجودی‌ام‬
‫که امیدوار بودی وجود نداشته باشه.‬

32:02.187 --> 32:06.646
‫همونی که وقتی خوابی،‬
‫از زیر تختت میاد بیرون.‬

32:07.271 --> 32:12.521
‫همونی که روی سینه‌ت می‌شینه،‬
‫سر اسلحه رو می‌ذاره تو دهنت...‬

32:13.521 --> 32:14.979
‫...و ازت سواری می‌گیره.‬

32:15.479 --> 32:18.646
‫تا خودِ جهنم ازت سواری می‌گیرم.‬

32:28.646 --> 32:30.437
‫- رئیس، همه‌چی ردیفه؟‬
‫- سلام، بوریس.‬

32:30.521 --> 32:32.896
‫دوتا بسته می‌خوام.‬

32:33.979 --> 32:36.479
‫نمی‌تونی از جنسای خودت استفاده کنی؟‬

32:37.021 --> 32:41.812
‫- به گاراژ دستبرد زدن.‬
‫- لعنتی. حالا از کجا پودر گیر بیارم؟‬

32:41.896 --> 32:46.896
‫الان برمی‌گردم.‬
‫پس فعلاً دنبال ساقیِ جدید نگرد.‬

32:47.604 --> 32:50.104
‫لوکیشن رو برات می‌فرستم. عجله کن.‬

32:50.187 --> 32:51.021
‫آره، باشه.‬

32:51.104 --> 32:54.062
‫به کسی نگو کجام، باشه؟‬

32:54.146 --> 32:56.687
‫چی؟ اینجا وسط جنگله.‬

32:57.479 --> 32:59.896
‫- نقد داری؟‬
‫- بعداً بهت میدم.‬

32:59.979 --> 33:01.187
‫نه.‬

33:02.312 --> 33:03.479
‫نه؟‬

33:03.562 --> 33:07.146
‫هی، این رو از خودت یاد گرفتم.‬
‫وقتی پول داشتی بهم زنگ بزن.‬

33:07.229 --> 33:09.021
‫بوریس؟‬ بو...

33:10.687 --> 33:12.271
‫لعنتی.‬

33:22.021 --> 33:23.437
‫ممنون که اومدی.‬

33:23.521 --> 33:24.979
‫خواهش می‌کنم.‬

33:25.062 --> 33:29.604
‫نه، می‌دونم این جور جاها‬
‫زیاد با روحیه‌ت سازگار نیست.‬

33:30.187 --> 33:35.979
‫چی؟ شنبه توی پارک؟‬
‫از این بهتر نمی‌شه.‬

33:37.604 --> 33:39.146
‫خوشحالیم که اومدی.‬

33:40.437 --> 33:43.771
‫- کسی بستنی می‌خواد؟‬
‫- آره.‬

33:43.854 --> 33:46.479
‫- من می‌گیرم.‬
‫- نه، من میرم.‬

33:47.646 --> 33:51.896
‫اون‌وقت شما هم می‌تونید‬
‫سعی کنید با هم حرف بزنید.‬

33:53.646 --> 33:54.812
‫کاری که بقیه‌ی آدم‌ها می‌کنن.‬

33:58.229 --> 33:59.646
‫اسمش بوریس کوپیچه.‬

33:59.729 --> 34:02.312
‫ما اینجا توی بخش مواد مخدر مطمئنیم...‬

34:02.396 --> 34:06.229
‫...که اون واسه سوره اولسن مواد می‌فروخته.‬

34:06.771 --> 34:10.104
‫عکسش رو برات می‌فرستم‬
‫تا ببینی چه شکلیه.‬

34:10.187 --> 34:13.104
‫یکی طلب من.

34:13.187 --> 34:16.396
‫به اضافه‌ی هزینه‌ی تعمیر‬
‫اون صندلی‌ای که پرت کردی.‬

34:21.021 --> 34:23.812
‫بوریس کوپیچ؟ سوره اولسن کجاست؟‬

34:23.896 --> 34:24.979
‫وایستا.

34:25.937 --> 34:27.771
‫بهم بگو کجاست.‬

34:32.562 --> 34:35.562
‫بازیکن: اولگ‌۷‬
‫امتیاز: ۱۴۵۷‬

34:39.771 --> 34:42.187
‫چرا مامان گفت این جور جاها‬
‫با روحیه‌ت سازگار نیست؟‬

34:44.187 --> 34:46.771
‫آفتابِ زیاد و سر و صدای زیاد.‬

34:47.812 --> 34:49.187
‫آدمای خیلی زیاد.‬

34:58.312 --> 35:00.646
‫تابه‌حال سکوی شیرجه رو امتحان نکردی؟

35:05.187 --> 35:06.646
‫از ارتفاع خوشم نمیاد.‬

35:14.104 --> 35:15.396
‫خشکت می‌زنه؟‬

35:18.354 --> 35:19.396
‫چی؟‬

35:21.229 --> 35:24.771
‫تصمیم گرفتی بپری،‬
‫لبه‌ی سکو ایستادی...‬

35:24.854 --> 35:27.854
‫...و یهو نمی‌تونی تکون بخوری.‬

35:28.396 --> 35:29.687
‫تو چی در موردش می‌دونی؟‬

35:30.979 --> 35:32.771
‫واسه منم پیش اومده.‬

35:34.854 --> 35:36.354
‫قبل از اینکه بخوای بپری؟‬

35:36.437 --> 35:39.771
‫نه، دقیقاً اونطوری نه.‬

35:41.021 --> 35:43.271
‫می‌خواستم خواهر کوچیکم رو نجات بدم.‬

35:48.854 --> 35:49.937
‫چطوری؟‬

35:52.729 --> 35:57.187
‫حدوداً دوازده سالم بود.‬
‫داشتیم با آسانسور می‌رفتیم.‬

35:58.896 --> 36:01.646
‫موهاش بین دیوار و آسانسور گیر کرد...‬

36:01.729 --> 36:03.062
‫...وقتی آسانسور شروع کرد به حرکت.‬

36:05.062 --> 36:06.479
‫اون وقت تو خشکِت زد؟‬

36:08.562 --> 36:09.646
‫آره.‬

36:10.854 --> 36:12.312
‫حالش خوب شد؟‬

36:13.562 --> 36:17.896
‫آره، یکم از موهاش کنده شد.‬

36:17.979 --> 36:20.562
‫یکم خونریزی کرد، ولی خوب شد.‬

36:21.854 --> 36:22.979
‫خودت چی؟‬

36:27.062 --> 36:28.646
‫نمی‌تونم سوار آسانسور بشم.‬

36:29.437 --> 36:31.646
‫- نمی‌تونی؟‬
‫- نه.‬

36:36.062 --> 36:37.062
‫گوش کن.‬

36:37.771 --> 36:42.979
‫اگه از سکوی ده متری بپری،‬
‫منم با آسانسور میرم طبقه دهم.‬

36:48.396 --> 36:49.521
‫عمراً.‬

36:56.354 --> 36:59.229
‫- بگو.‬
‫- می‌دونم سوره اولسن کجاست.‬

37:00.562 --> 37:04.896
‫لوکیشن یه کلبه
‫توی نوردمارکا رو دارم.‬

37:06.646 --> 37:08.271
‫میای یا نه؟‬

37:09.437 --> 37:10.854
‫آره، یه لحظه صبر کن، من...‬

37:11.521 --> 37:15.271
‫رفتی استخر فروگنر؟‬
‫امروز شدی مردِ خانواده.‬

37:15.354 --> 37:18.896
‫- آره، ولی با... صحبت می‌کنم.‬
‫- نه عزیزم.‬

37:18.979 --> 37:22.092
‫از تنها فرصتی که گیرِ
‫آدمایی مثل ما میاد استفاده کن.

37:22.120 --> 37:23.287
‫شنیدی چی میگم؟

37:23.312 --> 37:26.479
‫- میرم اونجا رو چک کنم.‬
‫- باشه، ولی...‬

37:26.562 --> 37:30.854
‫- کاری نکن... منظورم اینه که...‬
‫- نه درگیری، نه بازداشتی.‬

37:30.937 --> 37:33.479
‫فقط میرم ببینم بوریس راست گفته یا نه.‬

37:33.562 --> 37:36.979
‫اگه اولسن اونجا باشه، به اونایی که
‫اجازه حمل سلاح دارن زنگ می‌زنم.‬

37:37.062 --> 37:40.604
‫- به دلتا زنگ بزن و بعدش به من.‬
‫- آره، حتماً.‬

37:41.187 --> 37:42.146
‫باشه.‬

37:42.896 --> 37:44.729
‫- بفرما.‬
‫- ممنون.‬

37:46.312 --> 37:48.771
‫داشتین در مورد چی حرف می‌زدین؟‬

37:50.062 --> 37:52.646
‫- هوا.‬
‫- در مورد هوا؟‬

37:52.729 --> 37:55.396
‫- آره، هوا لامصبی خیلی خوبه.‬
‫- اولگ...‬

37:55.979 --> 37:56.979
‫ببخشید.‬

37:57.062 --> 37:58.396
‫لامصبی خیلی خوبه.

38:14.646 --> 38:15.687
‫اولسن؟‬

38:16.646 --> 38:17.729
‫پول لازم دارم.‬

38:19.271 --> 38:22.354
‫- وگرنه همه‌چی رو میگم.‬
‫- چی رو میگی؟‬

38:23.396 --> 38:24.812
‫معلومه دیگه، به پلیس.‬

38:26.854 --> 38:29.437
‫فکر کردی اونا بهت پول میدن؟‬

38:32.771 --> 38:33.937
‫شاید نه.‬

38:37.229 --> 38:40.562
‫ولی شاید توی حکمم تخفیف بدن.‬

38:43.437 --> 38:45.146
‫به هر حال شاید این کار رو بکنم.

38:46.896 --> 38:48.062
‫به ضررِ خودته.‬

38:49.771 --> 38:52.229
‫قاچاق اسلحه چهار سال حبس داره، نه؟‬

38:55.104 --> 38:56.312
‫تازه بقیه‌ش هم هست.‬

39:00.146 --> 39:01.979
‫در موردش فکر می‌کنم، اولسن.‬

39:10.771 --> 39:13.854
‫نمی‌خوام کلِ عمرم بهم بگن ترسو.‬

39:13.937 --> 39:17.104
‫احتمالاً تا آخر تابستون از پسِش برمیای.‬

39:17.187 --> 39:19.979
‫تا قبل از تابستون قراره از
‫سکوی ده متری بپره.

39:20.062 --> 39:22.104
‫نه، فکر نکنم.‬

39:24.396 --> 39:28.937
‫- چرا؟‬
‫- شاید پنج متری، ولی ده متری نه.‬

39:29.021 --> 39:30.062
‫چرا نه؟‬

39:31.021 --> 39:32.729
‫چون ارتفاعش زیاده.‬

39:33.312 --> 39:36.271
‫- تو خودت تا حالا از ده متری پریدی؟‬
‫- نه، نپریدم.‬

39:38.187 --> 39:40.562
‫یه بار از هفت متری شیرجه زدم.‬

39:42.437 --> 39:43.437
‫جدی؟‬

39:44.896 --> 39:45.896
‫کی؟‬

39:45.979 --> 39:46.979
‫هی.‬

39:47.687 --> 39:49.812
‫وقتی هم‌سنِ تو بودم.‬

39:50.854 --> 39:53.354
‫بعد از ساعت کاری یواشکی رفتم تو.‬

39:53.437 --> 39:54.812
‫چرا؟‬

39:54.896 --> 39:59.146
‫که اگه از ترس پشیمون شدم، کسی من رو نبینه.‬

40:00.978 --> 40:03.311
‫نه، مشکلی نیست. ردیفه.‬

40:04.312 --> 40:08.521
‫اریک بود.
‫واسه یه قرارداد کمک می‌خواد.‬

40:08.604 --> 40:12.896
‫باید دوشنبه تحویلش بده. مجبورم الان
‫انجامش بدم. اشکالی نداره؟‬

40:13.479 --> 40:14.437
‫البته که نه.‬

40:14.937 --> 40:17.812
‫- شماها یه کاری واسه انجام دادن پیدا می‌کنین.‬
‫- یه چیزی پیدا می‌کنیم.‬

40:17.896 --> 40:20.479
‫- مطمئنی؟‬
‫- یه کاریش می‌کنیم.‬

40:20.562 --> 40:21.396
‫ممنون.‬

40:22.229 --> 40:25.812
‫<i>می‌رقصیم و این‌ور اون‌ور می‌پریم</i>‬

40:25.896 --> 40:31.396
‫<i>هر چی دلت می‌خواد
‫برات آرزو می‌کنیم، دیگه چی می‌خوای؟ </i>‬

40:31.479 --> 40:34.979
‫<i>تبریک میگیم</i>‬

40:37.062 --> 40:40.979
‫بهم پیشنهادِ پستِ معاونتِ رئیسِ پلیس رو داد.‬

40:41.062 --> 40:42.271
‫عجب! تبریک میگم.‬

40:43.396 --> 40:46.104
‫تو رو واسه ریاستِ
‫اداره‌ی آگاهی پیشنهاد میدم.‬

40:46.729 --> 40:49.354
‫- من رو پیشنهاد میدی؟‬
‫- آره، یه جورایی جابه‌جاییِ مهره‌هاست.‬

40:50.187 --> 40:53.604
‫- آره، رئیسِ آگاهی.‬
‫- ایشون هم که جنابِ کمیسره.‬

40:53.687 --> 40:55.146
‫تبریک میگم.‬

40:57.021 --> 40:59.062
‫سلام.‬

41:00.021 --> 41:05.104
‫ولی در هر صورت، کسی توی اداره
‫هست که بتونه جای تو رو بگیره؟‬

41:05.187 --> 41:08.521
‫آره. الن یلتن بهترین ویژگی‌های
‫رهبری رو داره.‬

41:09.104 --> 41:13.562
‫روابطِ عمومیش خوبه،
‫جرئت داره و می‌تونه متفاوت فکر کنه.‬

41:14.146 --> 41:14.979
‫ولی؟‬

41:15.646 --> 41:18.146
‫تام والر از همه جاه‌طلب‌تره.‬

41:18.229 --> 41:21.021
‫بعد از هوله اون‬
‫بیشترین پرونده‌های حل‌شده رو داره.‬

41:22.062 --> 41:23.604
‫از والر برام بگو.‬

41:24.687 --> 41:29.271
‫برای یه پرونده‌ی مواد مخدر،‬
‫از طرف اینترپلِ بروکسل مأمور شده بود.‬

41:29.354 --> 41:30.979
‫از اینجا خوشش میاد.‬

41:31.062 --> 41:33.937
‫دوره‌ی تأیید صلاحیت رو‬
‫توی آکادمی پلیس گذروند...‬

41:34.021 --> 41:36.479
‫...و بعد منتقل شد پیش ما. باهوشه، کله‌شقه.‬

41:36.562 --> 41:41.396
‫سیستم رو می‌شناسه،‬
‫می‌دونه چطوری توش پیش بره.‬

41:41.479 --> 41:44.729
‫ولی هری هوله رو نمی‌خوای؟‬

41:46.812 --> 41:49.812
‫نه، من هری رو دوست دارم.‬
‫بحث اون نیست، اما...‬

41:49.896 --> 41:52.604
‫بهتره فقط برای یه کار‬
‫ازش استفاده کنیم.‬

41:53.271 --> 41:55.937
‫همیشه طبق قوانین پیش نمیره.‬

41:56.021 --> 42:00.521
‫- مچمون رو نمی‌گیرن؟‬
‫- نه، کسی مچمون رو نمی‌گیره. بیا روی این.‬

42:31.271 --> 42:32.312
‫لعنتی.‬

42:33.896 --> 42:36.146
‫این لوتوس رو جلوی‬
‫اداره پلیس دیده بودم، شناختمش.‬

42:37.271 --> 42:40.021
‫جرایم سازمان‌یافته. ایساکسون، درسته؟‬

42:40.104 --> 42:43.812
‫حافظه‌ی خوبی داری والر.‬
‫اینجا چیکار می‌کنی؟‬

42:45.104 --> 42:46.562
‫یه گزارش دستمون رسید.‬

42:46.646 --> 42:49.562
‫مردی که دنبالشیم،‬
‫انگار توی یه کلبه اونجاست.‬

42:50.187 --> 42:53.479
‫کمک می‌خوای؟‬
‫من زیاد اینجا می‌دوم و محیط رو می‌شناسم.‬

42:53.562 --> 42:57.979
‫نه، فقط داریم احتمالات رو بررسی می‌کنیم.‬
‫منطقیه که اینجا باشه.‬

42:58.062 --> 42:59.187
‫باشه.‬

42:59.271 --> 43:00.396
‫شلوار ورزشیِ قشنگیه.‬

43:03.604 --> 43:04.896
‫ممنون.‬

43:07.479 --> 43:09.687
‫باشه، فعلاً.‬

43:34.187 --> 43:35.687
‫باشه.‬

43:41.062 --> 43:44.854
‫هفت متر بلندتر از اون چیزیه که فکر می‌کنی.‬

43:46.104 --> 43:50.146
‫- عمقش کافیه؟‬
‫- فقط یه راه برای فهمیدنش هست.‬

44:02.437 --> 44:03.812
‫عمقش کافیه.‬

44:19.104 --> 44:21.229
‫پرشِ من از مالِ تو بهتر بود.‬

44:21.312 --> 44:26.062
‫نه. مهم اینه که کی آبِ بیشتری بپاشه.‬
‫پس من قهرمانم.‬

44:26.687 --> 44:29.271
‫تا سالِ دیگه که‬
‫از سکوی ده متری بپری.‬

44:37.521 --> 44:38.937
‫خیلی‌خب.‬

44:40.812 --> 44:41.854
‫باشه.‬

44:46.521 --> 44:47.687
‫پرنس.‬

44:51.312 --> 44:52.354
‫سلام سوره.‬

44:57.396 --> 44:58.521
‫می‌تونم یکم قهوه بخورم؟‬

45:00.854 --> 45:02.687
‫دلتا، فالکید هستم.‬

45:03.687 --> 45:04.521
‫الو؟‬

45:05.771 --> 45:09.146
‫- امیدوارم چیزی برام آورده باشی.‬
‫- البته.‬

45:22.687 --> 45:23.896
‫یه لحظه صبر کن.‬

45:23.979 --> 45:25.271
‫اینجا.

45:27.396 --> 45:28.479
‫اونجا.‬

45:34.479 --> 45:36.729
‫سلام، هری‌ام. بگو.‬

46:18.396 --> 46:19.437
‫انجامش بدم؟‬

46:20.479 --> 46:24.687
‫نمی‌خوام از یه بچه ببازم.‬

46:25.229 --> 46:29.396
‫اگه این رو بذاری برای سالِ دیگه،‬
‫۵۰ کرون بهت میدم.‬

46:33.396 --> 46:37.812
‫- صد تا.‬
‫- بیخیال. حقوقِ من حقوقِ پلیسیه.‬

46:52.437 --> 46:54.812
‫تا سه ثانیه‌ی دیگه می‌چرخم.‬

46:54.896 --> 46:57.687
‫می‌دونی که بدون شاهد قبول نیست.‬

47:00.312 --> 47:01.271
‫سه.‬

47:01.812 --> 47:02.896
‫دو.‬

47:04.396 --> 47:05.354
‫یک.‬

47:21.354 --> 47:22.562
‫احمق.‬

47:23.146 --> 47:24.646
‫حالا باید با آسانسور بری.‬

47:25.479 --> 47:29.354
‫- آره. می‌خوای شاهدم باشی؟‬
‫- حتماً.‬

47:29.937 --> 47:30.937
‫بگو.‬

47:31.021 --> 47:33.854
‫سلام. کارِ ما تموم شد.‬
‫شماها چیکار می‌کنید؟‬

47:33.937 --> 47:36.187
‫- رفتیم ماهی‌گیری.‬
‫- باشه.‬

47:37.854 --> 47:40.312
‫- الان میام خونه.‬
‫- ما هم تقریباً تمومیم.‬

47:42.146 --> 47:45.187
‫عالی شد. کارت خیلی خوبه.‬

47:45.812 --> 47:48.896
‫- ممنون.‬
‫- ببخشید که آخر هفته‌ت رو خراب کردم.‬

47:48.979 --> 47:52.646
‫- می‌خوای بریم چیزی بزنیم؟‬
‫- نه، لازم نیست. یه وقتِ دیگه.‬

47:53.396 --> 47:54.729
‫پس یه وقتِ دیگه.‬

47:58.312 --> 47:59.687
‫«هری هول»

48:20.354 --> 48:23.062
‫سلام، شما با پیغام‌گیرِ الن تماس گرفتید.‬
‫بفرمایید.‬

48:30.937 --> 48:32.396
‫خیلی‌خب.‬

48:40.771 --> 48:42.271
‫اسمِ این آهنگ چیه؟‬

48:43.187 --> 48:46.896
‫گروهِ رامونزـه، آهنگِ می‌خوام آروم بگیرم.‬

48:48.312 --> 48:50.271
‫- قبلاً شنیده بودیش؟‬
‫- نه.‬

48:50.937 --> 48:53.604
‫سلام، شما با پیغام‌گیرِ الن تماس گرفتید...

48:55.437 --> 48:57.146
‫به مامان چی می‌خوای بگی؟‬

49:00.396 --> 49:01.979
‫اینکه هیچ ماهی‌ای نگرفتیم.‬

49:03.062 --> 49:04.312
‫این یعنی دروغ گفتن.‬

49:04.979 --> 49:05.979
‫اوه، واقعاً؟‬

49:06.479 --> 49:07.896
‫ماهی گرفتی؟‬

49:09.937 --> 49:10.771
‫نه.‬

49:11.271 --> 49:13.896
‫سلام، شما با پیغام‌گیرِ الن تماس...

49:34.521 --> 49:36.021
‫نه! نه! نه!

49:51.771 --> 49:55.229
‫تام داری چیکار می‌کنی؟‬

50:00.896 --> 50:03.354
‫تام، داری چیکار می‌کنی؟‬

50:04.729 --> 50:07.437
‫- با من حرف بزن.‬
‫- توی جنگل چیکار می‌کردی؟‬

50:10.354 --> 50:11.354
‫لعنتی.‬

50:18.979 --> 50:21.187
‫- ممنون.‬
‫- قربونت، خواهش می‌کنم.‬

50:23.937 --> 50:25.771
‫- سلام مامان.‬
‫- سلام. خوش گذشت؟‬

50:25.854 --> 50:27.604
‫- آره.‬
‫- آره؟ خوبه.‬

50:29.646 --> 50:31.229
‫- بله؟‬
‫- سلام رئیس، منم.‬

50:31.312 --> 50:33.604
‫نمی‌تونم با الن تماس بگیرم.‬

50:33.687 --> 50:37.396
‫اون تنهایی توی یه مأموریته‬
‫که ممکنه خطرناک بشه.‬

50:37.479 --> 50:39.104
‫نمی‌دونم کجاست.‬

50:39.187 --> 50:42.979
‫- تنها؟ دهنتو هری...‬
‫- آره، مسئولیتش با منه.‬

50:43.062 --> 50:45.771
‫می‌تونی بهم اجازه بدی‬
‫گوشیش رو ردیابی کنم؟‬

50:47.146 --> 50:50.021
‫- نگرانی؟‬
‫- من همیشه نگرانم.‬

50:51.812 --> 50:53.062
‫باشه، ردیفش می‌کنم.‬

51:01.521 --> 51:06.021
‫تام، هنوز اتفاقی نیفتاده.
‫قول میدم.‬

51:11.479 --> 51:15.271
‫تام، گوش کن چی میگم.‬
‫دهنم رو می‌بندم، قول میدم.‬

51:15.354 --> 51:19.437
‫اونم همین‌طور. اون از خون‌ریزی می‌میره.‬
‫تقصیر رو می‌ندازیم گردن اون. خواهش می‌کنم.‬

51:19.521 --> 51:22.062
‫تو همچین آدمی نیستی.

51:22.562 --> 51:26.187
‫تو آدم خوبی هستی. قول میدم.‬
‫دهنم رو می‌بندم، قول میدم.‬

51:26.271 --> 51:27.771
‫نمی‌خوام این کار رو بکنم.‬

51:27.854 --> 51:30.146
‫مجبور نیستی.‬
‫هنوز که کاری نکردی.‬

51:30.729 --> 51:32.854
‫تام، هنوز کاری نکردی.‬

51:32.937 --> 51:33.979
‫متأسفم.‬

51:34.062 --> 51:37.271
‫نه، مشکلی نیست.‬
‫اون چیزی نمیگه، منم نمیگم.‬

51:41.937 --> 51:42.937
‫الن.‬

51:45.437 --> 51:46.854
‫لعنتی.‬

51:48.521 --> 51:51.062
‫بیا اینجا. بذار ببینم.‬

52:03.187 --> 52:07.062
‫حالا می‌تونی نگهش داری. اینطوری.‬

52:09.646 --> 52:10.479
‫اینطوری.‬

52:10.562 --> 52:11.812
‫نه.‬

52:11.896 --> 52:15.271
‫سوره؟ اسلحه رو بگیر سمت الن.‬

52:15.854 --> 52:17.521
‫و بعد بهش شلیک می‌کنی.‬

52:18.354 --> 52:19.562
‫وقتشه نشونه بگیری.‬

52:19.646 --> 52:23.062
‫یکم بالاتر.‬
‫بعد ماشه رو می‌کشی.‬

52:24.312 --> 52:25.687
‫ماشه رو بکش.‬

52:26.312 --> 52:29.271
‫- یک، دو، سه.‬
‫- نه.‬

52:32.437 --> 52:35.396
‫- نمی‌شه خودت انجامش بدی؟‬
‫- یه بار دیگه امتحان کن.‬

52:35.896 --> 52:38.896
‫اون‌وقت می‌فهمم که می‌تونم
‫بهت اعتماد کنم. باشه؟‬

52:38.979 --> 52:39.812
‫باشه.‬

52:39.896 --> 52:42.687
‫یه بار دیگه. یک، دو...‬

52:47.146 --> 52:48.229
‫خوبه.‬

53:01.937 --> 53:03.604
‫مرکز پلیس.‬

53:03.687 --> 53:07.021
‫بله، الو؟‬
‫سربازرس تام والر هستم.‬

53:07.687 --> 53:11.729
‫یه همکار به قتل رسیده. مجبور شدم‬
‫برای دفاع از خودم به ضارب شلیک کنم.‬

53:11.812 --> 53:14.312
‫توی یه کلبه در نوردمارکا هستم.‬

53:14.396 --> 53:16.229
‫مختصات رو می‌فرستم.‬

53:18.187 --> 53:20.187
‫فوراً تیم پزشکی قانونی رو بفرستید.‬

53:41.104 --> 53:42.104
‫سلام، هری.‬

53:43.271 --> 53:46.146
‫- والر اینجا چیکار می‌کنه؟‬
‫- اون اولین کسی بود که رسید اینجا.‬

53:46.229 --> 53:49.479
‫- از اینجا ببرش بیرون.‬
‫- ضارب مرده اون تو افتاده.‬

53:49.562 --> 53:51.896
‫- نرو تو.‬
‫- از اینجا ببرش بیرون.‬

53:51.979 --> 53:54.604
‫نرو تو. ولش کن.‬

53:55.187 --> 53:56.187
‫هری...‬

54:57.479 --> 54:59.021
‫متأسفم، هری.‬

55:00.896 --> 55:02.271
‫دیر رسیدم.‬

57:04.396 --> 57:05.687
‫چشماتون رو باز کنید.‬

57:07.146 --> 57:09.562
‫یه الگوی ساده‌ست.‬

57:11.729 --> 57:13.771
‫یه ستاره‌ی راهنمای سرخ...‬

57:16.771 --> 57:19.104
‫یه صلیب شیطانی پنج‌پر...‬

57:20.104 --> 57:21.812
‫...راه رو نشون میده.‬

57:22.011 --> 57:24.924
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

57:24.948 --> 57:27.417
‫<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus

57:27.442 --> 57:28.944
‫«کارآگاه هول»

57:29.062 --> 57:30.396
‫«آنچه در این فصل می‌بینید»

57:30.479 --> 57:33.896
‫قضیه‌ی الن سخت بود.‬
‫اما زندگی ادامه داره.‬

57:33.979 --> 57:36.187
‫نمی‌تونم مدام هوات رو داشته باشم.‬

57:36.271 --> 57:40.354
‫اگه بهت اجازه بدم درباره‌ی والر تحقیق کنی،‬
‫باید تنهایی انجامش بدی.‬

57:42.937 --> 57:46.521
‫یه قتل اتفاق افتاده.‬
‫سرِ کار بهت احتیاج دارم، اونم در حالت هوشیاری.‬

57:46.604 --> 57:47.437
‫پلیس.‬

57:47.521 --> 57:51.187
‫لیسبت مفقود شده.‬
‫۱۱ روز دیگه افتتاحیه‌ست.‬

57:51.979 --> 57:54.979
‫هیچ‬
‫پیشرفتی نداشتید؟‬

57:55.062 --> 57:57.021
‫بهترین آدم‌هامون دارن روی این پرونده کار می‌کنن.‬

57:57.104 --> 57:58.771
‫این برای ما در نظر گرفته شده.‬

57:58.854 --> 58:02.146
‫اون می‌خواد که ما بدونیم.‬
‫می‌خواد تحسین بشه.‬

58:02.229 --> 58:04.562
‫در عین حال هیچ سرنخی هم نمی‌ده.‬

58:14.729 --> 58:18.271
‫اگه موافقت کنم‬
‫توی اون پروژه‌ت شرکت کنم چی؟‬

58:18.354 --> 58:21.771
‫یه مأموریت رو انجام میدی،‬
‫تنهایی، بدون اینکه سؤالی بپرسی.‬

58:21.854 --> 58:23.729
‫باید پل‌های پشت سرت رو خراب کنی.‬

58:23.812 --> 58:26.312
‫کار ما همینه.‬
‫آشغال‌ها رو می‌ریزیم دور.‬

58:26.937 --> 58:29.687
‫بیا، من راه رو نشون میدم.‬

58:32.521 --> 58:37.021
‫بر اساس رمان‬
‫«الگوی مرگبار» اثر یو نسبو‬

58:37.112 --> 58:40.532
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Instagram & Telegram: @Film2Media_Plus
