WEBVTT

00:00.101 --> 00:05.798
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:05.798 --> 00:08.801
‫« آسایشگاه جونیپر هیل »

00:14.765 --> 00:18.394
‫« سال ۱۹۳۵ »

00:35.661 --> 00:37.261
‫نمی‌خوام برم

00:38.247 --> 00:40.583
‫اون پایین چیزی نیست
‫که بخوای ازش بترسی

00:41.876 --> 00:43.476
‫بیا

00:44.420 --> 00:46.020
‫آفرین دختر خوب

00:49.633 --> 00:51.233
‫اسمت چیه عزیزم؟

00:52.636 --> 00:54.236
‫میبل

01:12.281 --> 01:13.881
‫خب، میبل...

01:15.201 --> 01:17.369
‫دلقکه گفته بود اینجا منتظرته؟

01:19.538 --> 01:21.138
‫می‌تونی بهم بگی

01:50.986 --> 01:54.240
‫چیزی نیست عزیزدلم، چیزی نیست
‫فقط یه بادکنکه

02:12.060 --> 02:20.060
‫« تـرجـمـه: حسین اسماعیلی و امــیــررضــا »

02:20.061 --> 02:25.061
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

03:51.357 --> 03:54.360
‫« آن: به دری خوش آمدید »

04:00.366 --> 04:02.952
‫فرار کنید و قایم بشید، بچه‌ها

04:04.620 --> 04:07.414
‫چرا متوجه نیستی
‫که ممکن بود اون پایین بکشمت؟

04:08.499 --> 04:12.294
‫ولی به‌جاش، مجبور شدم
‫بهترین دوستم رو توی تابوت بفرستم خونه

04:14.880 --> 04:16.480
‫چون تو به حرفم گوش نکردی

04:17.215 --> 04:19.969
‫بیخیال بابا. این حرفت بی‌انصافیه
‫خودت می‌دونی چی عمو پاولی رو کشت

04:19.969 --> 04:22.930
‫تنها چیزی که می‌دونم
‫اینه که پسرم یه ذره عقل تو سرش نیست

04:22.930 --> 04:24.848
‫- باشه آروم باش، لیروی
‫- شارلوت، معذرت می‌خوام

04:24.848 --> 04:26.976
‫ولی تو دخالت نکن
‫تو اونجا نبودی

04:27.476 --> 04:29.395
‫اون موجود می‌تونه ظاهرش رو تغییر بده

04:30.062 --> 04:31.480
‫انگار می‌تونه ذهنم رو بخونه

04:31.480 --> 04:34.108
‫- چطور ممکنه، لی؟
‫- نمی‌دونم

04:34.108 --> 04:36.485
‫ولی اینو می‌دونم که حقه نبود

04:36.485 --> 04:38.320
‫واقعی بود. قابل لمس بود

04:38.320 --> 04:41.423
‫- سربازهای آموزش دیده رو کشت
‫- بابا، من می‌دونم چه کارایی ازش برمیاد

04:41.699 --> 04:44.576
‫چند باری اومد سراغمون
‫و دست بردار نیست

04:44.576 --> 04:46.412
‫خب، اینجا خارج از "دری"
‫دستش بهت نمی‌رسه

04:46.412 --> 04:49.707
‫پس از الان به بعد
‫بدون اجازه‌ی من از اتاق بیرون نمیری

04:49.707 --> 04:51.307
‫فهمیدی؟

04:52.418 --> 04:53.585
‫نـه

04:53.585 --> 04:56.255
‫- نه...؟
‫- عزیزم، به حرف بابات گوش کن

04:58.674 --> 05:03.012
‫نـه! همیشه بهم گفتی
‫یه مرد نباید هرگز از مشکلات فرار کنه

05:03.012 --> 05:05.139
‫که مهم‌ترین چیز در زندگی
‫دوست‌هاییه که پیدا می‌کنی

05:05.139 --> 05:08.183
‫و خطراتی که به جون می‌خری
‫خب، من حالا دوست دارم، بابا

05:08.183 --> 05:09.518
‫دوست‌هایی دارم که بهم نیاز دارن

05:09.518 --> 05:11.478
‫و درست مثل تو ولشون نمی‌کنم

05:11.478 --> 05:13.647
‫تو مثل من نیستی

05:14.148 --> 05:18.027
‫آره، خودم می‌دونم. می‌دونم مثل تو نیستم
‫چون عمراً نمی‌ذارم دوست‌هام بمیرن

05:19.320 --> 05:20.920
‫لیروی!

05:30.164 --> 05:32.624
‫- ببخشید پسرم
‫- روی توام تاثیر گذاشته

05:33.208 --> 05:35.461
‫- روی ذهن توام تاثیر گذاشته
‫- نـه

05:36.462 --> 05:38.881
‫- بیا اینجا پسرم
‫- نزدیکم نشو!

06:05.157 --> 06:08.619
‫« پایگاه هوایی دری »

06:11.580 --> 06:13.540
‫« گم‌شده »

06:13.540 --> 06:15.667
‫« گم‌شده »
‫« لین جونز »

06:15.667 --> 06:17.669
‫« گم‌شده »
‫« تئودور یوریس »

06:29.473 --> 06:31.475
‫« تحت تعقیب »
‫« هنری گروگن »

07:07.803 --> 07:09.096
‫این چیه؟

07:09.096 --> 07:11.640
‫وقتی دلقکه اومد سراغم
‫زیر آب پیداش کردم

07:13.183 --> 07:15.060
‫شروع کرد به درخشیدن و...

07:15.602 --> 07:17.563
‫جوری بهش نگاه کرد که انگار...

07:18.188 --> 07:19.788
‫انگار می‌ترسید

07:20.816 --> 07:23.068
‫می‌ترسید؟ واقعاً؟

07:23.777 --> 07:25.571
‫آره

07:25.571 --> 07:27.573
‫بعدش رفت عقب و...

07:28.782 --> 07:30.382
‫ناپدید شد

07:33.035 --> 07:34.635
‫میشه ببینمش؟

07:35.456 --> 07:37.056
‫خودم نگهش می‌دارم

07:38.625 --> 07:40.225
‫باشه

07:43.005 --> 07:46.133
‫- به‌نظر میاد هیروگلیف روشه
‫- مگه هیروگلیف مصری نبود؟

07:46.133 --> 07:49.428
‫تمام تمدن‌های باستانی هیروگلیف دارن
‫یه کلمه‌ی یونانیه

07:49.970 --> 07:51.570
‫دقیقاً

07:51.847 --> 07:54.641
‫هرچی که هست، اگر اون موجوده ازش می‌ترسه

07:54.641 --> 07:56.241
‫شاید بتونیم ازش استفاده کنیم

07:57.059 --> 08:00.606
‫برمی‌گردیم اون پایین
‫همه‌مون با همدیگه...

08:01.982 --> 08:03.582
‫و می‌کشیمش

08:06.570 --> 08:09.156
‫واقعاً انتظار داری
‫به حرف تو گوش بدیم؟

08:09.156 --> 08:12.534
‫تو بودی که ما رو کشوندی اون پایین

08:13.118 --> 08:16.497
‫نزدیک بود بمیریم
‫و حالا می‌خوای برگردیم اونجا؟

08:17.789 --> 08:19.416
‫واقعاً دیوونه‌ای

08:20.292 --> 08:21.892
‫بهم چی گفتی؟

08:26.256 --> 08:27.633
‫لیلی؟

08:27.633 --> 08:29.259
‫- بدش به من...
‫- بهش دست نزن!

08:33.847 --> 08:35.447
‫خیال می‌کنی می‌خواستم اینطوری بشه؟

08:36.475 --> 08:39.770
‫اگر برمی‌گشتم به گذشته
‫هیچوقت نمیومدم دم خونه‌ت

08:40.395 --> 08:42.523
‫تو اون بالا توی جایگاه بودی
‫ندیدی چی شد

08:42.523 --> 08:45.442
‫من تنها کسی بودم
‫که از سینما زنده دراومدم

08:45.442 --> 08:47.903
‫و وقتی متی اومد بهمون گفت احتمال داره

08:47.903 --> 08:49.279
‫فیل هنوز زنده باشه...

08:49.279 --> 08:50.989
‫انتظار داشتین چیکار کنم؟

08:50.989 --> 08:53.784
‫اگر اون روز نیومده بودین دم خونه‌ی من

08:53.784 --> 08:55.786
‫احتمالاً هنوز زنده بودن

08:55.786 --> 08:59.289
‫و پلیس‌ها عین حیوون
‫دنبال بابام نبودن

08:59.289 --> 09:01.416
‫من فقط می‌خواستم بهت کمک کنم

09:02.042 --> 09:05.295
‫چقدرم فایده داشت
‫ای‌کاش هیچوقت سعی نمی‌کردم کمکت کنم

09:05.295 --> 09:07.005
‫- بچه‌ها...
‫- و ای‌کاش هیچوقت باهات آشنا نمی‌شدم

09:07.005 --> 09:08.840
‫- لیلی بین‌بریج!
‫- چرا حواستون نیست؟

09:09.466 --> 09:12.469
‫اونم همینو می‌خواد!
‫که ما رو به جون هم بندازه

09:12.469 --> 09:16.056
‫اصلاً نباید می‌ذاشتن
‫از جونیپر هیل دربیای!

09:21.853 --> 09:23.453
‫میرم ببینم حالش خوبه یا نه

09:29.486 --> 09:31.238
‫- از حرفش منظوری نداشت
‫- چیزی نگو...

09:32.781 --> 09:35.534
‫فقط... دست از سرم بردارین

10:04.688 --> 10:07.065
‫هالورن؟ کجا بودی؟

10:07.649 --> 10:09.249
‫نمی‌تونم بگم

10:09.610 --> 10:11.361
‫خیلی‌خب. اینجا مرتب شده، مگه نه؟

10:11.361 --> 10:13.572
‫آره، فردا شب یه دورهمی راه می‌اندازیم

10:13.572 --> 10:16.199
‫چند تا دختر میاریم، آهنگ می‌ذاریم
‫تا اینجا رو افتتاح کنیم

10:16.700 --> 10:19.077
‫آره، قراره حسابی خوش بگذره

10:23.707 --> 10:25.307
‫گندش بزنن

10:27.377 --> 10:29.171
‫اینو می‌خوای؟

10:29.171 --> 10:30.771
‫بیشتر از چیزی که بتونی تصور کنی

10:41.099 --> 10:42.699
‫خوبی؟

10:43.560 --> 10:45.160
‫آره

10:46.772 --> 10:49.816
‫یخچال لامصب نشتی داره
‫باید تعویضش کنین

10:50.317 --> 10:51.917
‫کف‌پوش پوسیده

10:54.905 --> 10:57.366
‫این بطری رو تا آخر می‌خورم

10:57.366 --> 10:59.910
‫و میرم اون پشت یکم می‌خوابم

10:59.910 --> 11:01.510
‫نمی‌تونی

11:02.496 --> 11:04.122
‫باید در مورد یه چیزی صحبت کنیم

11:09.711 --> 11:10.796
‫خب بگین

11:10.796 --> 11:12.798
‫باورت میشه؟ انگار تا وقتی یکیمون نمرده

11:12.798 --> 11:14.049
‫دست بردار نیست

11:14.049 --> 11:15.842
‫به‌زحمت زنده از تونل‌ها دراومدیم

11:15.842 --> 11:17.928
‫و حالا می‌خواد دوباره ما رو دو دستی
‫تقدیم اون موجود کنه؟

11:17.928 --> 11:19.528
‫حتماً مخش تاب برداشته

11:19.888 --> 11:21.682
‫توام باهام موافقی، مگه نه؟

11:21.682 --> 11:23.282
‫آره. معلومه

11:24.393 --> 11:25.993
‫به‌نظرت زیاده‌روی کردم؟

11:26.561 --> 11:28.161
‫خب...

11:28.522 --> 11:30.122
‫شاید یکم زیاده‌روی کردم، ولی...

11:33.568 --> 11:35.168
‫آخه خسته‌م

11:35.779 --> 11:37.614
‫خسته شدم از بس ترسیدم

11:40.117 --> 11:41.717
‫می‌دونم

11:42.577 --> 11:44.177
‫منم همینطور

12:09.438 --> 12:11.356
‫ویلیام دوبوا هنلن؟

12:12.023 --> 12:14.359
‫زود باش سوار شو ببینم
‫پسره‌ی حرف گوش نکن

12:15.527 --> 12:17.127
‫دوبوا؟

12:19.072 --> 12:20.490
‫توام همینطور، دختر خانم

12:20.490 --> 12:22.534
‫من؟ چرا؟

12:24.786 --> 12:26.580
‫خیال کردین بزرگ شدین؟

12:40.786 --> 12:43.305
‫پشمام. شوخیتون...؟

12:43.305 --> 12:45.474
‫- این همون کسیه که فکر می‌کنم؟
‫- آره، ولی...

12:45.474 --> 12:47.225
‫پوستر این یارو رو
‫توی تمام شهر چسبوندن، رجی

12:47.225 --> 12:49.478
‫جایزه و همه‌چی هم براش تعیین کردن

12:49.978 --> 12:51.313
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه

12:51.313 --> 12:53.148
‫- خواهش می‌کنم، من... خواهش می‌کنم
‫- نه، نه، نه، نه، نه!

12:53.148 --> 12:55.066
‫خانم هنلن ازمون خواست
‫اینجا قایمش کنیم

12:55.066 --> 12:56.401
‫انتظار داشتی چی بگم؟

12:56.401 --> 12:59.321
‫با اینجا بودنت داری برامون
‫ خیلی دردسر درست می‌کنی

12:59.321 --> 13:01.531
‫خانم هنلن گفت یه نقشه داره
‫که چطوری از شهر خارجش کنه

13:01.531 --> 13:03.200
‫ولی یکی دو روز وقت می‌خواد
‫که همه‌چی رو آماده کنه

13:03.200 --> 13:05.619
‫انتظار داری چیکار کنم؟
‫بدمش دست یه مشت وحشی؟

13:05.619 --> 13:07.287
‫ببین، خودمو... خودمو به کسی نشون نمیدم

13:07.287 --> 13:09.164
‫خودمو به کسی نشون نمیدم
‫قول... قول میدم آقا

13:09.164 --> 13:11.249
‫از این اتاق بیرون نمیام. تو رو خدا

13:12.083 --> 13:13.683
‫تو رو خدا

13:14.211 --> 13:15.811
‫الان حوصله‌ی این مسخره‌بازیا رو ندارم

13:19.591 --> 13:21.676
‫کجاست؟ بابایی؟

13:21.676 --> 13:22.886
‫- رانی؟
‫- بابایی!

13:22.886 --> 13:24.679
‫رانی! رانی!

13:24.679 --> 13:26.807
‫- بابایی!
‫- وای خدا! وای خدا!

13:29.184 --> 13:30.784
‫عزیزدلم

13:31.019 --> 13:33.939
‫دلم برات تنگ شده بود! بذار ببینمت

13:33.939 --> 13:36.608
‫- حالت خوبه؟ بذار ببینمت
‫- دلم برات تنگ شده بود

13:36.608 --> 13:38.527
‫- خیلی دلم برات تنگ شده بود
‫- منم دلم برات تنگ شده بود

13:39.069 --> 13:40.737
‫همه‌جا دنبالت گشتیم

13:40.737 --> 13:42.864
‫چیزی نیست عزیزم
‫هیچکس از اینجا خبر نداره

13:42.864 --> 13:45.325
‫فقط چند تا از هوانوردهای
‫رنگین‌پوست پایگاه ازش باخبرن

13:48.411 --> 13:50.011
‫واقعاً متاسفم

13:50.413 --> 13:52.290
‫- ببخشید که تنهات گذاشتم
‫- هی

13:53.124 --> 13:54.724
‫بابت این لطفت ممنون

13:54.960 --> 13:56.560
‫منو قاطی این قضیه نکن

13:56.878 --> 13:58.478
‫واقعاً متاسفم

13:59.589 --> 14:01.091
‫چطوری پیدات کردن؟

14:01.091 --> 14:04.094
‫یکی از دوست‌هام از طرف من
‫با خانم هنلن صحبت کرد

14:04.094 --> 14:06.346
‫- کی؟
‫- داستانش مفصله، عزیزم

14:07.264 --> 14:10.725
‫مهم اینه که پیش همدیگه‌ایم
‫و قراره کنار همدیگه بمونیم

14:11.393 --> 14:13.603
‫دیگه هیچکس نمی‌تونه
‫ما رو از هم جدا کنه

14:14.187 --> 14:15.897
‫هیچکس، باشه؟

14:15.897 --> 14:18.400
‫عمراً اگر بتونن. باشه؟

14:20.151 --> 14:21.352
‫دلم برات تنگ شده بود

14:21.352 --> 14:22.529
‫دلم برات تنگ شده بود

14:22.529 --> 14:24.906
‫می‌خوای در مورد اتفاقات
‫امروز صبح صحبت کنی؟

14:24.906 --> 14:27.534
‫من کنارتم. پیشتم

14:29.661 --> 14:31.261
‫دخترکم

14:31.580 --> 14:33.180
‫همه‌چی درست میشه

14:34.958 --> 14:37.085
‫جات امنه. جات امنه، باشه؟

14:37.085 --> 14:39.599
‫چیزی نیست. چیزی نیست

14:39.599 --> 14:41.464
‫چیزی نیست عزیزم

15:02.777 --> 15:04.696
‫- سلام
‫- سلام

15:07.324 --> 15:09.618
‫- ترسوندیم
‫- شرمنده

15:10.118 --> 15:12.037
‫فکر نمی‌کردم کسی اینجا باشه

15:13.204 --> 15:16.291
‫- اینجا چیکار می‌کنی؟
‫- هنوز نتونستم بندازمش توی خیابون مِین

15:17.918 --> 15:20.503
‫- می‌خوای امتحان کنی؟
‫- باید پانسمان چشمم رو عوض کنم

15:21.171 --> 15:23.924
‫- کندن چسبش سخته
‫- کمک می‌خوای؟

15:23.924 --> 15:26.051
‫چند سالی پیشاهنگ بودم

15:27.093 --> 15:29.888
‫بلدم چطوری چسب رو بدون درد بکنم

15:30.680 --> 15:32.280
‫خیلی حال بهم‌زنه

15:50.283 --> 15:51.743
‫چیکار داری می‌کنی؟

15:51.743 --> 15:53.912
‫چیه خب؟ اگر یکم خیسش کنی
‫راحت درمیاد

15:53.912 --> 15:56.289
‫- نه با تف دهنت
‫- اشکال نداره

15:56.289 --> 15:58.541
‫آب دهن خاصیت ضدعفونی کنندگی داره

15:59.166 --> 16:01.711
‫- فکر نکنم اینطور باشه
‫- از کجا معلوم، شاید داشته باشه

16:01.711 --> 16:04.798
‫علم همیشه درحال تغییره
‫به قول "ویل"

16:04.798 --> 16:06.398
‫باید بشنوی چطور در موردش حرف می‌زنه

16:12.973 --> 16:15.308
‫دیدی؟ خیلی راحت...

16:16.768 --> 16:18.368
‫در اومد

16:22.399 --> 16:24.526
‫وحشتناکه، مگه نه؟

16:26.027 --> 16:28.279
‫نه، باحال‌ترین چیزیه که تابحال دیدم

16:36.663 --> 16:39.207
‫از اینجا به بعدشو خودم می‌تونم. ممنون

16:47.841 --> 16:49.441
‫عجب وضعی بود، نه؟

16:49.884 --> 16:52.429
‫لیلی و رانی بدجوری با همدیگه درگیر شدن

16:52.429 --> 16:54.029
‫آره

16:57.851 --> 16:59.451
‫آره، آخه...

17:00.395 --> 17:02.147
‫آخه حس بدی به دلم افتاده، انگار...

17:03.231 --> 17:05.524
‫انگار که قرار نیست موجوده
‫دست از سرمون برداره

17:05.524 --> 17:07.819
‫و اگر قرار باشه
‫تنهایی باهاش روبه‌رو بشیم...

17:09.529 --> 17:11.129
‫می‌دونم

17:12.741 --> 17:14.341
‫اگر حق با لیلی باشه چی؟

17:15.493 --> 17:17.093
‫در مورد اون چیزی که پیدا کرده؟

17:17.537 --> 17:19.914
‫اگر فقط با اون بتونیم
‫جلوش رو بگیریم چی؟

17:21.416 --> 17:24.168
‫اگر با همدیگه باشیم
‫شانس موفقیت‌مون بیشتر نیست؟

17:29.966 --> 17:31.676
‫اونی که باید قانع بشه من نیستم

17:32.260 --> 17:33.860
‫و رانی به‌نظر یک‌دنده میاد

17:40.226 --> 17:41.826
‫خودم انجامش میدم

17:59.037 --> 18:00.637
‫هرچه بادا باد

18:06.920 --> 18:08.520
‫گندش بزنن!

18:51.005 --> 18:52.924
‫هالورن، اینجایی؟

19:03.935 --> 19:05.535
‫سرگرد

19:11.693 --> 19:13.293
‫کجا بودی؟

19:14.904 --> 19:16.504
‫مشروب می‌خوری؟

19:18.116 --> 19:20.410
‫بخور. بخور، بخور، بخور

19:24.581 --> 19:26.291
‫دستورات جدید "شاو"ـه

19:26.833 --> 19:29.902
‫چه اجساد سربازها رو دستش مونده باشه یا نه
‫درهرحال دنبال ستون‌هاست

19:30.628 --> 19:32.255
‫منطقیه

19:32.255 --> 19:34.674
‫ولی اگر من جای شاو بودم
‫بیخیالش می‌شدم قبل از اینکه...

19:49.898 --> 19:51.649
‫بعداً یه نگاهی بهش می‌اندازم

19:53.860 --> 19:55.460
‫دیک، اون پایین چی شد؟

19:58.072 --> 19:59.741
‫فکر کنم عصبانیش کردیم

19:59.741 --> 20:01.341
‫منظورم اینه که تو کجا رفتی؟

20:02.702 --> 20:04.621
‫ساعت‌ها توی اون تونل‌ها بودی

20:05.121 --> 20:06.721
‫چی شد؟

20:08.750 --> 20:10.350
‫این توانایی که دارم...

20:11.211 --> 20:14.297
‫وقتی بچه بودم
‫بهم اجازه می‌داد یه چیزایی ببینم

20:15.340 --> 20:16.940
‫خیلی‌خب

20:17.550 --> 20:19.150
‫چجور چیزایی؟

20:20.053 --> 20:21.653
‫چیزای مُرده

20:27.936 --> 20:30.313
‫مامان‌بزرگم هم همین توانایی من رو داشت

20:31.231 --> 20:33.900
‫به قدرت من نبود
‫ولی تاحدودی داشت، برای همین...

20:35.652 --> 20:38.321
‫متوجه شد خواب نمیرم
‫و فهمید چرا

20:38.321 --> 20:40.990
‫و یه ترفندی بهم یاد داد. بهم گفت...

20:42.242 --> 20:45.536
‫گفت "دیک، یه جعبه رو تصور کن"

20:46.412 --> 20:48.623
‫"و تصور کن تمام چیزهایی"

20:48.623 --> 20:52.377
‫"که نمی‌خوای دیگه ببینی رو
‫می‌ذاری توی اون جعبه و می‌بندیش"

20:53.378 --> 20:54.978
‫منم همین‌کارو کردم

20:56.172 --> 20:58.007
‫تمام اون چیزهای مُرده رو برداشتم

20:58.925 --> 21:01.177
‫و انداختمشون توی جعبه‌ی توی ذهنم

21:01.177 --> 21:03.805
‫و در لامصبشو محکم بستم

21:05.890 --> 21:07.490
‫نُه سالم بود

21:08.268 --> 21:09.868
‫از اون‌موقع تا الان ندیدمشون

21:11.271 --> 21:12.871
‫تا دیروز...

21:14.399 --> 21:16.192
‫که اون موجود کوفتی...

21:17.694 --> 21:22.198
‫به‌زور وارد ذهنم شد، درش رو باز کرد...

21:23.449 --> 21:26.703
‫و درحالی‌که همه‌ش داشت
‫می‌ریخت بیرون، بهم خندید

21:42.385 --> 21:43.985
‫الان اینجان؟

21:47.015 --> 21:48.615
‫می‌تونی ببینیشون؟

21:52.979 --> 21:55.690
‫مامان‌بزرگم بهم می‌گفت

21:57.275 --> 22:01.029
‫مُرده‌ها همیشه برمی‌گردن به محل مرگشون

22:01.821 --> 22:04.282
‫ظاهراً یکی دوتاشون همین‌جا مُردن

22:06.409 --> 22:08.009
‫باهات حرف می‌زنن؟

22:09.412 --> 22:10.788
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه

22:10.788 --> 22:13.624
‫تا وقتی بهشون توجه نکنم
‫اصلاً متوجه حضور من نمیشن

22:14.125 --> 22:15.918
‫ولی پسر، اگر دهنمو باز کنم...

22:19.088 --> 22:21.007
‫صداها هیچوقت قطع نمیشن

22:22.383 --> 22:27.513
‫و چیزهایی می‌دونن که ما نمی‌دونیم
‫چیزهایی که زنده‌ها نباید بدونن

22:29.891 --> 22:31.491
‫مثلاً چه چیزایی؟

22:37.815 --> 22:40.167
‫مثلاً اینکه چطوری
‫چیزی که دنبالشیم رو پیدا کنیم؟

22:43.029 --> 22:44.629
‫اصلاً شنیدی چی گفتم؟

22:45.156 --> 22:49.077
‫ببین... تازه کمک‌خلبانم رو خاک کردم

22:50.161 --> 22:53.623
‫خب؟ بهترین دوستم
‫و نزدیک بود پسر خودمو بکشم

22:54.123 --> 22:57.335
‫پس بهت برنخوره
‫ولی پای جفتمون تو این قضیه گیره

22:57.335 --> 22:59.962
‫و می‌دونم خواسته‌ی زیادیه
‫ولی در نهایت

22:59.962 --> 23:03.174
‫تو هوانورد یکم ارتش ایالات متحده‌ای

23:03.174 --> 23:05.484
‫وقتی اوضاع بیخ پیدا می‌کنه
‫باید وظیفه‌تو انجام بدی

23:06.010 --> 23:08.888
‫اگر این‌کار به انجام ماموریت کمک می‌کنه
‫همین یه بار انجامش بده

23:08.888 --> 23:11.224
‫و بعدش... بعدش می‌تونی...

23:12.141 --> 23:14.852
‫مثل قبل همه‌شو توی ذهنت دفن کنی

23:14.852 --> 23:18.773
‫خب اگر... اگر نتونم
‫مثل قبل ته ذهنم دفنشون کنم چی؟

23:20.733 --> 23:22.735
‫نمی‌دونی. نمی‌دونی، مگه نه؟

23:24.070 --> 23:27.448
‫یا اصلاً برات مهم نیست
‫درهرحال خواسته‌ی خودت برات مهمه

23:27.448 --> 23:30.952
‫- مهم انجام کار درسته
‫- زر نزن بابا

23:30.952 --> 23:32.286
‫می‌دونی چیه؟ شاو کارت داره

23:32.286 --> 23:35.081
‫می‌خواد پاچه‌شو براش بخارونی
‫مرتیکه‌ی پاچه‌خوار

23:35.081 --> 23:37.375
‫حق نداری اینطوری باهام حرف بزنی
‫من افسر ارشدتم

23:37.375 --> 23:40.586
‫به جهنم! برو بیرون!

23:42.380 --> 23:43.980
‫برو بیرون!

23:57.770 --> 24:00.731
‫فکر کن ببین می‌خوای
‫وظیفه‌‌ای که بابتش سوگند خوردی رو انجام بدی

24:00.731 --> 24:02.692
‫یا دستبند به دست از اینجا بری بیرون

24:04.610 --> 24:06.210
‫یکم استراحت کن

24:20.585 --> 24:22.185
‫شارلوت؟

24:27.800 --> 24:29.400
‫شار؟

24:35.349 --> 24:38.269
‫قضیه چیه؟ ویل کجاست؟

24:39.228 --> 24:40.828
‫احتمالاً پیش دوست‌هاشه

24:41.564 --> 24:44.192
‫تنها کسایی که الان می‌تونه
‫بهشون اعتماد کنه

24:44.192 --> 24:46.486
‫و می‌دونی چیه؟ از نظر من حق داره

24:47.111 --> 24:49.989
‫- خیلی‌خب، یه لحظه وایسا
‫- نخیر، تو یه لحظه وایسا

24:50.656 --> 24:53.242
‫روی پسرمون دست بلند کردی

24:53.784 --> 24:55.384
‫می‌دونم

24:56.204 --> 24:59.040
‫و معذرت می‌خوام، شار
‫ولی خودت می‌دونی که تو حال خودم نبودم

24:59.957 --> 25:02.251
‫نبودم. ذهنم...

25:03.544 --> 25:05.046
‫داغون بود

25:05.046 --> 25:06.839
‫بخاطر اتفاقاتی که توی فاضلاب افتاد

25:08.716 --> 25:11.260
‫و اتفاقی که برای پالی افتاد

25:19.101 --> 25:20.701
‫معذرت می‌خوام

25:25.608 --> 25:27.208
‫معذرت می‌خوام، شار

25:27.818 --> 25:31.405
‫فقط... می‌خوام از این
‫کشور لامصب دفاع کنم

25:33.199 --> 25:35.451
‫- این کشور؟
‫- چیه؟

25:35.451 --> 25:38.287
‫ما رو انداختی توی قفس یه هیولای کوفتی!

25:38.287 --> 25:39.887
‫نمی‌دونستم

25:41.874 --> 25:43.167
‫نمی‌دونستم

25:43.167 --> 25:45.503
‫- خب، خیلی چیزا هست که نمی‌دونی
‫- وایسا ببینم، وایسا ببینم

25:45.503 --> 25:47.213
‫منظورت از این حرف چیه؟

25:48.839 --> 25:50.675
‫هنک گروگن توی "پاتوق سیاه‌پوستان"ـه

25:51.968 --> 25:54.262
‫- چطوری سر از اونجا درآورده، شارلوت؟
‫- من فرستادمش اونجا

25:54.262 --> 25:55.862
‫تو...

25:57.723 --> 26:01.477
‫داد بزن، فریاد بزن، سروصدا کن
‫هرکاری می‌خوای بکن

26:01.477 --> 26:02.937
‫هیچ فرقی نمی‌کنه

26:02.937 --> 26:06.065
‫فردا صبح صحیح و سالم
‫از شهر می‌برمش بیرون

26:06.065 --> 26:08.109
‫و بعدش من و ویل برمی‌گردیم شریوپورت

26:08.109 --> 26:09.277
‫چه با تو چه بدون تو

26:09.277 --> 26:12.238
‫من هنوز ماموریتم رو کامل نکردم، شارلوت
‫نمی‌تونم همینطوری ولش کنم

26:12.238 --> 26:13.531
‫خب پس گمونم

26:13.531 --> 26:15.533
‫هرموقع وقت کردی جبران کنی
‫میای پیشمون

26:15.533 --> 26:16.993
‫نمی‌بینی دارم سعی می‌کنم

26:16.993 --> 26:18.593
‫- همین‌کارو بکنم؟
‫- برای من نه

26:19.412 --> 26:21.012
‫برای پسرت

26:34.573 --> 26:37.573
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

26:43.561 --> 26:47.732
‫تو همه رو قانع کردی که بیان من رو ببینن

26:49.900 --> 26:53.404
‫چون دوست خیلی خوبی هستی

26:53.487 --> 26:57.241
‫اما دختر خیلی بدی هستی!

26:57.325 --> 27:00.161
‫کتاب‌تون رو باز کنید و صفحه‌ی ۶۱ رو بیارید

27:04.415 --> 27:09.211
‫باشه، سالی دو برابر سیب داره

27:10.880 --> 27:14.592
‫الان کی می‌خواد بهت کمک کنه، دیوونه؟

27:18.179 --> 27:20.723
‫اگه چنین کاری بکنی، می‌میری

27:21.515 --> 27:23.017
‫نزدیک من نشو!

27:26.979 --> 27:28.439
‫لیلی بین‌بریج

27:30.274 --> 27:31.984
‫زود باش بشین سر جات!

27:43.663 --> 27:45.831
‫فکر می‌کنی داری کجا می‌ری، دخترخانم؟

27:50.086 --> 27:52.046
‫باباش؟ جدی می‌گی؟

27:52.129 --> 27:53.464
‫برای همین امروز غایبه

27:53.547 --> 27:55.132
‫ویل گفت مامانش دیروز
‫اونا رو برده پیش بابای رانی

27:55.216 --> 27:56.884
‫و رانی اصلاً از کنارش تکون نمی‌خوره

27:57.426 --> 28:00.221
‫گفت بعداً خودمون رو هم می‌بره،
‫اما نباید به کسی بگیم

28:01.263 --> 28:04.517
‫- به نظرت می‌تونیم نظرش رو عوض کنیم؟
‫- نمی‌دونم. باید تلاشمون رو بکنیم

28:05.017 --> 28:06.644
‫دیشب اصلاً نتونستم بخوابم

28:07.228 --> 28:08.938
‫وقتی دندون‌هام رو مسواک می‌زدم،
‫فکر کردم صداهایی

28:09.021 --> 28:10.898
‫- از توی لوله‌ها میاد
‫- صداهایی از توی لوله‌ها؟

28:10.981 --> 28:12.209
‫تو هم شنیدی؟

28:12.233 --> 28:14.068
‫حتی جرأت نداشتم برم دستشویی

28:14.819 --> 28:16.612
‫پس چیکار کردی؟ توی مثانه‌ت نگهش داشتی؟

28:16.696 --> 28:19.532
‫شوخی می‌کنی؟
‫حتی اگه می‌خواستم هم نمی‌تونستم…

28:19.615 --> 28:20.915
‫پس…

28:23.327 --> 28:25.287
‫بیخیالش. مهم نیست

28:26.372 --> 28:28.541
بگو دیگه. لطفاً. تو تنها کسی هستی

28:28.624 --> 28:30.761
‫که زخم چرک‌کرده‌ی چشمم رو نشونش دادم

28:33.003 --> 28:34.303
‫باشه

28:35.631 --> 28:38.843
‫یه شیشه گذاشتم کنار تختم
‫و امروز صبح خالیش کردم

28:43.514 --> 28:45.725
‫توی دوران قرون وسطی
‫بهش می‌گفتن "شاش‌دان"

28:45.808 --> 28:47.768
‫همه توی اونا جیش می‌کردن، حتی شوالیه‌ها

28:48.394 --> 28:49.496
‫شوالیه‌ها؟ چه باحال

28:49.520 --> 28:52.356
‫اونا همچنین دوئل می‌کردن
‫و دوشیزه‌ها رو نجات می‌دادن

28:54.942 --> 28:56.242
‫هی، یه چیزی برات آوردم

28:59.780 --> 29:01.080
‫این‌جاست

29:02.241 --> 29:03.617
‫از توی اتاق زیر شیروونی درش آوردم

29:04.243 --> 29:07.997
‫در اصل مال یه دزد دریایی بوده
‫که اجدادم توی کوبا می‌شناختنش

29:08.080 --> 29:10.124
‫گفتم شاید ازش خوشت بیاد

29:22.762 --> 29:24.062
‫عاشقشم

29:26.182 --> 29:27.933
‫از بچگی دوست داشتم یه دزد دریایی باشم

29:28.476 --> 29:31.520
‫می‌بینی؟ یه دزد دریایی و یه شوالیه شدیم

29:31.604 --> 29:33.814
‫پس لباس هالووین بعدی‌مون جوره، نه؟

29:33.898 --> 29:35.691
‫یه قراره

29:37.234 --> 29:38.944
‫نه، می‌دونم

29:39.028 --> 29:41.113
‫- منظورم این نبود که…
‫- منم… فکر نمی‌کردم تو…

29:41.739 --> 29:43.039
‫شرمنده

29:45.242 --> 29:46.410
‫سلام، مارجی

29:46.411 --> 29:49.186
‫اگه خبر نداشتم فکر می‌کردم ازمون دوری می‌کنی

29:49.330 --> 29:50.873
‫سلام، پتی

29:50.956 --> 29:52.958
‫همه هنوز در مورد این حرف می‌زنن
که تو موفق شدی

29:53.042 --> 29:54.342
‫از مرگ فرار کنی

29:54.668 --> 29:57.087
‫حداقل لیلی دیوونه هر دو چشمت رو کور نکرد

29:57.755 --> 29:59.131
‫چنین چیزی واقعیت نداره

29:59.715 --> 30:01.634
‫خب، چطوره موقع ناهار برامون تعریف کنی؟

30:02.551 --> 30:03.851
‫سر میز ما

30:06.305 --> 30:09.266
‫مگه این‌که ترجیح بدی این‌جا پیش ریکی ریکاردو
‫و بقیه‌ی عجیب‌الخلقه‌ها بمونی
‫(شخصیت مشهور تاریخ تلویزیون آمریکا)

30:25.908 --> 30:27.208
‫پتی؟

30:27.785 --> 30:29.085
‫مارگرت؟

30:30.496 --> 30:31.831
‫منم یه عجیب‌الخلقه‌ام

30:36.043 --> 30:37.343
‫بس کن!

30:37.837 --> 30:40.965
‫ران؟ وای، خدا، راندا.
‫نفس بکش! یا خدا!

31:05.573 --> 31:06.873
‫چقدر دیگه مونده؟

31:07.992 --> 31:09.368
‫دیگه داریم می‌رسیم، فکر کنم

31:14.248 --> 31:15.708
‫ویل! صبر کن!

31:19.837 --> 31:21.137
‫رسیدیم

31:21.255 --> 31:23.215
‫الان باید رانی رو قانع کنیم
‫که باید همکاری کنیم

31:23.299 --> 31:24.599
‫تا با اون هیولا بجنگیم

31:25.301 --> 31:27.720
‫یه سوال. اگه قبول نکنه چی؟

31:28.804 --> 31:31.765
‫- دعا کن قبول کنه
‫- نمی‌دونم، پسر

31:31.849 --> 31:35.311
‫آخرین باری که دعا کردم،
‫عموی مُرده‌م نزدیک بود بُکُشمون

31:35.477 --> 31:38.564
‫باشه، خب… پس دعا نکن

31:39.106 --> 31:40.406
‫یا خدا

31:49.825 --> 31:51.125
‫این‌جا دیگه کجاست؟

31:52.244 --> 31:54.496
‫شبیه یه پاتوق برای نیروهای هوایی پایگاهه

31:54.997 --> 31:58.167
‫مثل همون "اِستندپایپ"ـه،
‫ولی مخصوص بزرگسال‌هاست

32:08.636 --> 32:09.936
‫کیه؟

32:10.971 --> 32:12.271
‫منم ویل

32:13.057 --> 32:14.892
‫ریچ. بجنب

32:55.474 --> 32:56.774
‫سلام؟

33:13.701 --> 33:15.001
‫خانم کِرش؟

33:44.540 --> 33:47.598
‫« عکس‌ها »

33:50.071 --> 33:52.229
‫« دِری، سال ۱۹۶۰ »
‫« تصاویر - سال ۱۹۵۹ »

33:55.480 --> 33:58.701
‫« دهمین سالگرد، ۱۶ مه ۱۹۵۳ »

34:02.724 --> 34:05.748
‫« استودیوی عکاسی مک‌مورتی - سال۱۹۳۰ »

34:13.803 --> 34:16.119
‫« مین، شهرستان کامبرلند - سال ۱۹۰۸ »

34:48.629 --> 34:50.046
‫لیلی؟

34:51.340 --> 34:52.925
‫این بالا چیکار می‌کنی؟

34:53.758 --> 34:55.803
‫در باز بود

34:56.929 --> 35:01.308
‫اشکالی نداره.
‫فقط انتظار نداشتم کسی رو ببینم

35:01.850 --> 35:03.150
‫حالت خوبه؟

35:04.269 --> 35:06.647
‫خوبم. فقط…

35:07.564 --> 35:10.692
‫خب، رفتیم توی تونل‌ها و…

35:10.776 --> 35:12.402
‫لیلی…

35:13.070 --> 35:15.739
‫- التماست کردم که اون کار رو نکنی
‫- چاره‌ای نداشتیم

35:16.824 --> 35:18.124
‫و متی…

35:19.076 --> 35:20.577
‫متی…

35:26.041 --> 35:27.341
‫عزیزم

35:31.463 --> 35:32.763
‫چیزی نیست

35:33.257 --> 35:35.968
‫چیزی نیست. همه‌چیز درست می‌شه

35:36.051 --> 35:38.387
‫من فقط… نمی‌دونستم باید برم پیش کی

35:40.889 --> 35:42.891
‫جای خوبی اومدی. خب؟

35:43.976 --> 35:45.811
‫چیزی نیست

35:46.520 --> 35:47.820
‫چیزی نیست

35:51.275 --> 35:52.575
‫آروم باش

35:55.654 --> 35:58.866
‫لیلی، این‌جا پیش من در امانی

36:04.705 --> 36:07.291
‫لیلی، چی شده؟

36:15.299 --> 36:16.599
‫اون رو دیدی؟

36:20.929 --> 36:22.229
‫اون رو دیدی

36:24.474 --> 36:27.853
‫یا خدا. موفق شدی

36:29.271 --> 36:32.065
‫عزیزدلم، موفق شدی. موفق شدی

36:34.109 --> 36:36.987
‫لیلی، معلومه که کار تو بوده

36:37.863 --> 36:40.699
‫می‌دونم متوجه نمی‌شی،

36:40.782 --> 36:43.368
‫اما اون رو برگردوندی

36:46.997 --> 36:49.499
‫لباس قدیمیمه

36:56.798 --> 36:58.300
‫ما رو تعقیب کردی؟

36:59.259 --> 37:01.553
‫آره. آره

37:02.221 --> 37:04.890
‫فکر می‌کردم ممکنه اون شب
‫توی قبرستون خودش رو نشون بده

37:05.390 --> 37:06.850
‫شما بچه‌ها سوار دوچرخه‌هاتون بودید،

37:06.934 --> 37:09.478
‫و نگران بودم ممکنه من جا بمونم و نبینمش،

37:09.561 --> 37:11.730
‫اگه خودش رو بهتون نشون می‌داد

37:12.439 --> 37:13.739
‫پس تو بودی

37:18.987 --> 37:20.405
‫اما چرا؟

37:30.707 --> 37:33.543
‫پدرم توی یه سیرک سیار اجرا می‌کرد

37:34.670 --> 37:37.297
‫اسم خودش رو گذاشته بود
‫"پنی‌وایز، دلقک رقاص"

37:38.674 --> 37:40.592
‫می‌پرستیدمش

37:42.177 --> 37:43.845
‫ولی ازم گرفتنش

37:46.348 --> 37:48.725
‫سیرک سیار از این‌جا رفت،
‫اما من توی دِری موندم

37:50.435 --> 37:54.231
‫فکر کنم می‌شه گفت احساس می‌کردم…
‫بهش جذب شدم

38:08.245 --> 38:09.871
‫پدر و مادرت خیلی نگرانن

38:10.372 --> 38:14.334
‫حرف‌های من در مورد پنی‌وایز رو باور نمی‌کنن

38:20.465 --> 38:22.884
‫می‌گه می‌خواد سیرک سیارش رو نشونم بده

38:24.845 --> 38:28.473
‫اون این‌جا توی لوله‌هاست

38:29.474 --> 38:32.602
‫بهم می‌گه شب‌ها برم توی زیرزمین

38:32.686 --> 38:35.147
‫توی لوله‌ها هیچ دلقکی وجود نداره

38:36.732 --> 38:38.275
‫دلقک‌ها توی سیرک‌ها زندگی می‌کنن

38:40.569 --> 38:41.869
‫دختر خوب

38:59.338 --> 39:02.257
‫چیزی نیست عزیزدلم، چیزی نیست
‫فقط یه بادکنکه

39:27.240 --> 39:28.540
‫سلام، مِیبل

39:32.454 --> 39:35.457
‫بالاخره اومدی

39:48.136 --> 39:50.722
‫و یکی از دوست‌هات رو هم آوردی

39:53.350 --> 39:54.650
‫بابا؟

40:07.072 --> 40:08.372
‫پشت سرت رو نگاه نکن!

40:09.950 --> 40:11.368
‫باید بریم اون‌جا، مِیبل!

40:21.795 --> 40:25.048
‫- کمک!
‫- دارم سعی‌ام رو می‌کنم! گیر کرده!

40:25.132 --> 40:26.633
‫لطفاً در رو باز کن!

40:28.260 --> 40:29.886
‫در رو باز کن!

40:30.887 --> 40:32.187
‫یا خدا! نه!

40:32.597 --> 40:35.392
‫ولش کن! نه!
‫لطفاً! خواهش می‌کنم!

40:40.313 --> 40:41.613
‫مِیبل…

40:59.499 --> 41:00.799
‫نه!

41:45.837 --> 41:50.258
‫عزیزدلم، منم بابا

41:56.515 --> 42:01.895
‫چقدر دلم برات تنگ شده بود

42:04.606 --> 42:06.650
‫نه، نه، نترس

42:08.568 --> 42:10.320
‫می‌تونم همه‌چیز رو توضیح بدم

42:12.322 --> 42:15.116
‫فقط در رو باز کن و بذار بیام داخل

42:24.876 --> 42:26.253
‫درسته

42:27.671 --> 42:28.971
‫بازش کن

42:30.298 --> 42:31.598
‫بذار بیام داخل

42:33.385 --> 42:35.929
‫همه‌چیز درست می‌شه

42:47.065 --> 42:48.365
‫بابام بود

42:50.110 --> 42:52.153
‫عوض شده بود، شاید تغییر کرده بود

42:52.237 --> 42:55.782
‫به‌خاطر سختی‌هایی که کشیده بود
‫یا جاهایی که رفته بود

42:56.825 --> 42:59.077
‫اما خودش بود

43:00.662 --> 43:02.080
‫یه دختر، باباش رو می‌شناسه

43:05.542 --> 43:06.842
‫و…

43:07.877 --> 43:09.254
‫یهویی من…

43:11.089 --> 43:12.924
‫دوباره به آرامش درونی رسیده بودم

43:13.008 --> 43:16.595
‫اولین باری بود که بعد از اون روز وحشتناک
‫احساس آرامش داشتم

43:20.890 --> 43:22.684
‫اما هر بار که برمی‌گشت،

43:23.310 --> 43:27.230
‫اون سایه، پدرم رو ازم می‌گرفت

43:29.149 --> 43:32.861
‫من… باید یه راهی برای آزاد کردنش پیدا می‌کردم

43:34.821 --> 43:37.240
‫پس برای این‌که دوباره ببینمش
‫مجبور شدم یه کاری بکنم

43:46.583 --> 43:49.669
‫اگه بتونه یه بار دیگه به عنوان
‫دختر کوچولوش من رو ببینه،

43:50.795 --> 43:52.797
‫و عشقی که نسبت به هم داشتیم رو یادش بیاد،

43:54.215 --> 43:57.344
‫می‌دونم که می‌تونه رها بشه

44:00.388 --> 44:01.688
‫لطفاً بهم آسیب نرسون

44:03.433 --> 44:04.733
‫بهت آسیب نرسونم؟

44:05.810 --> 44:08.980
‫من هیچ‌وقت بهت آسیب نمی‌رسونم

44:09.898 --> 44:11.198
‫و دوست‌هام؟

44:13.234 --> 44:14.534
‫اوه، لیلی…

44:15.695 --> 44:18.990
‫تو که دیگه باید درک بکنی

44:25.205 --> 44:28.750
‫اگه بتونی دوباره پدرت رو ببینی، بغلش کنی،

44:29.959 --> 44:31.294
‫دوباره دختر کوچولوش باشی…

44:32.962 --> 44:36.091
‫حاضر نیستی تمام تلاشت رو بکنی
‫تا اون‌طور اتفاقی بیُفته؟

44:39.260 --> 44:41.221
‫پدرم مُرده

44:42.222 --> 44:44.474
‫می‌دونی در مورد دِری چی می‌گن، عزیزم

44:46.267 --> 44:48.728
‫در اصل این‌جا هیچ‌کس نمی‌میره

44:50.814 --> 44:52.440
‫امشب همراهم بیا

44:53.316 --> 44:54.616
‫بذار نشونت بدم

44:56.194 --> 44:57.494
‫لیلی!

45:10.792 --> 45:13.920
‫اگه می‌خوایم بریم سراغ اون هیولا،
‫باید همه‌مون با هم بریم

45:14.963 --> 45:17.507
‫تا وقتی مطمئن نشم که بابام در امانه
‫از کنارش تکون نمی‌خورم

45:17.590 --> 45:21.428
‫هی، مشکلی برای بابات پیش نمیاد.
‫هیچ‌کس نمی‌دونه این‌جاست

45:22.846 --> 45:25.473
‫دوباره ازش جدا نمی‌شم

45:25.557 --> 45:28.852
‫شما هر کاری که می‌خواید، بکنید.
‫من همین‌جا می‌مونم

45:36.192 --> 45:38.820
‫- خب، خیلی یک‌دنده‌ست
‫- بهت گفتم

45:40.530 --> 45:41.830
‫آره، خب…

45:43.283 --> 45:44.583
‫منم همین‌طور

45:45.535 --> 45:46.835
‫ویل…

45:47.912 --> 45:49.581
‫خیلی‌خب. بزن بریم

45:50.081 --> 45:52.751
‫یک، دو.
‫یک، دو، سه، چهار

45:57.464 --> 45:59.048
‫شاید بهتر باشه بیرون منتظر بمونیم

46:01.217 --> 46:04.012
‫نه، به نظرم… همین‌جا خوبه

46:05.972 --> 46:09.267
‫اگه اون چیزی که لیلی توی فاضلاب پیدا کرد
‫واقعاً اون موجود رو بترسونه،

46:09.976 --> 46:12.520
‫این فرصت رو داریم که برای همیشه از بین ببریمش

46:13.605 --> 46:16.274
‫اما اگه همه‌مون کنار هم باشیم
‫شانس بیشتری داریم…

46:16.357 --> 46:17.657
‫کافیه

46:17.692 --> 46:19.819
‫واقعاً انتظار داری بابام اجازه بده برگردم اون پایین؟

46:19.903 --> 46:22.113
‫نه، هیچ‌جا نمی‌ری، اما درک می‌کنم

46:23.323 --> 46:24.623
‫نگرانته

46:25.450 --> 46:26.677
‫درسته؟

46:26.701 --> 46:28.536
‫خب، آره، آقا.
‫اما اون…

46:28.620 --> 46:30.288
‫واقعاً دخترم برات مهمه، نه؟

46:31.331 --> 46:33.750
‫آره، آقا

46:35.168 --> 46:38.213
‫برای منم خیلی مهمه.
‫برای همین نمی‌تونم بهش اجازه بدم همراهتون بیاد

46:39.672 --> 46:43.009
‫اخیراً شما دو نفر خیلی کنار هم بودید؟

46:43.092 --> 46:44.469
‫- بابایی
‫- حرف نزن

46:45.094 --> 46:46.394
‫یه دوست آقا پسر محترم داری

46:47.180 --> 46:49.015
‫من پدرتم. باید یه‌کم بیشتر بشناسمش

46:51.184 --> 46:52.852
‫بذار یه چیزی ازت بپرسم، ویلیام

46:55.230 --> 46:56.530
‫فیلم مورد علاقه‌ت چیه؟

46:58.886 --> 47:01.966
‫« مِی‌خانه‌ی فالکون »

47:02.111 --> 47:03.988
‫اون بچه‌کُش برای خودش آزاده

47:04.823 --> 47:08.201
‫- دیگه کجا رو باید بگردیم؟
‫- یه بار همه‌ی زمین‌های بایر رو گشتیم

47:08.284 --> 47:10.870
‫ممکنه توی فاضلاب قایم شده باشه

47:11.579 --> 47:14.582
‫به نظرم بریم اون‌جا، تقسیم بشیم،
‫و دوباره بگردیمش

47:14.666 --> 47:17.502
‫اون منطقه‌ی بیرون از محوطه‌ی راه‌آهن چی؟

47:17.585 --> 47:19.170
‫همون‌جایی که بی‌خانمان‌ها ازش رد می‌شدن

47:19.879 --> 47:22.757
‫فردا بقیه رو جمع می‌کنیم،
‫برادران "بون" رو هم میاریم،

47:22.841 --> 47:24.676
‫- با چند تا سگ…
‫- اون‌جا نیست

47:28.346 --> 47:29.646
‫گروگن

47:30.265 --> 47:32.767
‫می‌دونم کجا قایم شده،
‫و توی محوطه‌ی راه‌آهن نیست

47:32.851 --> 47:34.602
‫- جدی می‌گی؟
‫- آره

47:35.436 --> 47:37.021
‫یه خانم تماس گرفت و اطلاع داد

47:37.772 --> 47:39.440
‫اسمش رو نگفت، اما…

47:40.483 --> 47:43.145
‫خب، با توجه به طبیعت مکانی که گفت،

47:43.146 --> 47:44.529
‫به‌نظرم خبرش درست بوده

47:45.029 --> 47:47.574
‫- می‌خوای دستگیرش کنی؟
‫- خب، یه مشکلی هست

47:48.825 --> 47:52.245
‫وقتی تماس گرفت و اطلاع داد
‫من داشتم وسایلم رو جمع می‌کردم

47:52.328 --> 47:53.830
‫چون معاون شهردار…

47:54.414 --> 47:56.040
‫من رو اخراج کرد

47:56.583 --> 48:00.044
‫انگار به توانایی‌های من توی…

48:00.920 --> 48:02.422
‫خدمت و محافظت شک دارن

48:03.089 --> 48:05.967
‫پس نه، نمی‌تونم…

48:07.176 --> 48:08.845
‫حتی نمی‌تونم جریمه‌ش هم بکنم

48:10.388 --> 48:11.764
‫پس چرا به ما می‌گی؟

48:56.392 --> 48:58.853
‫♪ آهنگ اشتباهیه… ♪

48:59.687 --> 49:02.523
‫- ببینید که اومده
‫- چه خبره، پسر؟

49:02.607 --> 49:04.112
‫♪ لبخندت دوست‌داشتنیه ♪

49:04.113 --> 49:05.986
‫♪ لبخند اشتباهیه ♪

49:06.277 --> 49:11.407
‫♪ لبخند اون نیست
‫اما لبخند دوست‌داشتنی‌ایه ♪

49:11.491 --> 49:15.620
‫♪ من که اصلاً مشکلی باهاش ندارم ♪

49:16.621 --> 49:19.916
‫♪ امکان نداره بدونی چقدر خوش‌حالم ♪

49:19.999 --> 49:21.542
‫♪ که با هم آشنا شدیم ♪

49:21.709 --> 49:26.339
‫♪ به طرز عجیبی بهت دل بستم… ♪

49:26.881 --> 49:30.385
‫بفرمایید. ولی مراقب باش،
‫یه‌کم تنده و قویه

49:30.927 --> 49:32.227
‫ممنون

49:36.057 --> 49:37.725
‫دوست‌های آقا ویل کوچولو هستید

49:38.518 --> 49:40.603
‫- چی می‌خورید؟
‫- دو لیوان نوشابه

49:41.229 --> 49:42.529
‫دو لیوان نوشابه میارم

49:51.572 --> 49:52.872
‫چیکار می‌کنن؟

49:54.492 --> 49:56.244
‫فکر کنم دارن می‌رقصن

49:56.327 --> 49:57.954
‫این دیگه چه جور رقصیدنیه؟

50:00.248 --> 50:01.548
‫دو لیوان نوشابه؟

50:02.625 --> 50:03.925
‫ممنون

50:07.088 --> 50:08.840
‫فکر کنم این نوشابه یه مشکلی داره

50:08.923 --> 50:10.508
‫خب، نه، اون…

50:11.217 --> 50:12.517
‫نوشابه‌ی مخصوص نیروی هواییه

50:13.845 --> 50:15.145
‫مزه‌ی عجیبی داره

50:15.722 --> 50:17.390
‫مزه‌ی آزادیه، پسر

50:17.473 --> 50:19.767
‫♪ و مشکلی نداره ♪

50:19.851 --> 50:26.691
‫♪ و من اصلاً مشکلی ندارم ♪

50:26.774 --> 50:28.074
‫آزادی مزه‌ی عجیبی می‌ده

50:35.199 --> 50:38.619
‫فیلم "جنگ دنیاها" رو سال گذشته
‫توی مرکز تفریحی پایگاه پخش کردن

50:38.703 --> 50:40.705
‫- ازش خوشم اومد
‫- جواب خیلی خوبی بود

50:43.499 --> 50:45.418
‫به نظر می‌رسه پسر جوون
‫باهوشی هستی، ویلیام

50:51.174 --> 50:52.474
‫حقیقت اینه که…

50:55.511 --> 50:57.180
‫اگه اتفاقی برام بیُفته…

50:58.806 --> 51:00.641
‫خوبه که بدونم پسری مثل تو

51:01.684 --> 51:03.436
‫مراقب دختر کوچولوم هست

51:09.275 --> 51:11.736
‫هیچ اتفاقی برای شما و رانی نمی‌افته، آقا

51:12.403 --> 51:13.703
‫من اجازه نمی‌دم

51:26.626 --> 51:27.926
‫گندش بزنن

51:28.169 --> 51:30.338
‫حتی جذابیت هنلن هم جواب نداد، نه؟

51:30.379 --> 51:32.173
‫سعی‌ام رو کردم. اما کوتاه نمیاد

51:32.924 --> 51:34.634
‫وای، پسر، خیلی بده

51:35.301 --> 51:38.304
‫- الان چیکار کنیم؟
‫- هی، بلدی درام بزنی؟

51:39.472 --> 51:41.432
‫نمی‌دونم. یه‌کم

51:41.516 --> 51:44.685
‫ببین، می‌خوایم شروع کنیم،
‫اما نوازنده‌ی درام یه‌کم…

51:45.770 --> 51:47.230
‫ناخوش احواله

51:48.523 --> 51:50.274
‫نظرت چیه؟ می‌خوای بزنی؟

51:51.442 --> 51:52.860
‫یالا!

51:52.944 --> 51:55.988
‫تا حالا موقع درام زدن ندیدمت.
‫چه اشکالی داره چند دقیقه‌ی دیگه بمونیم؟

51:59.617 --> 52:00.917
‫قراره چی بزنیم؟

52:01.369 --> 52:02.703
‫بلدی از اینا استفاده کنی؟

52:10.378 --> 52:13.089
‫♪ این فقط یه ماه کاغذیه ♪

52:13.172 --> 52:16.092
‫♪ که روی دریای مقوایی شناور شده ♪

52:16.175 --> 52:18.302
‫♪ اما اگه به من باور داشته باشی ♪

52:18.427 --> 52:20.888
‫♪ دیگه توهم و ساختگی نیست ♪

52:29.272 --> 52:31.649
‫عاشق نوشابه‌های نیروی هوایی‌ام

53:19.655 --> 53:20.955
‫ایول، ریچ!

53:48.976 --> 53:50.519
‫این بیرون خیلی قشنگه، نه؟

53:51.062 --> 53:53.940
‫خودمون دو تا تنهاییم.
‫بالاخره می‌تونیم صدای همدیگه رو بشنویم

53:55.524 --> 53:56.984
‫و دختر، بذار یه چیزی رو بهت بگم

53:57.568 --> 53:59.737
‫می‌تونم تا خود صبح به صدای قشنگت گوش بدم

53:59.820 --> 54:02.281
‫مطمئنی صدای خودت رو نمی‌گی؟

54:04.951 --> 54:06.452
‫بجنب. روشنش کن

54:22.927 --> 54:24.929
‫منتظر آدم‌های بیشتری بودید؟

54:25.721 --> 54:27.021
‫نه

54:33.938 --> 54:35.238
‫لعنتی

54:37.984 --> 54:41.195
‫نمی‌خوای اون چراغ‌ها رو خاموش کنی، رفیق؟

54:43.406 --> 54:44.907
‫این آدم‌ها چه مرگشونه؟

54:54.458 --> 54:56.127
‫بیا پشت سرم. همین‌الان!

55:09.610 --> 55:17.610
‫« تـرجـمـه: حسین اسماعیلی و امــیــررضــا »

55:17.611 --> 55:22.611
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

55:22.612 --> 55:27.612
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

55:27.613 --> 55:42.613
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
