WEBVTT

00:00.101 --> 00:08.101
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:08.125 --> 00:16.125
‫« تـرجـمـه: حسین اسماعیلی و امــیــررضــا »

00:18.686 --> 00:20.286
‫لیلی بجنب!

00:23.816 --> 00:27.319
‫« اداره‌ی پلیس شهرستان دری »
‫« رئیس پلیس: کلینت باورز »

00:36.328 --> 00:37.663
‫لیلی، آخرین باری که صحبت کردیم

00:37.663 --> 00:39.707
‫گفتی نمی‌تونی درست
‫توصیف کنی

00:39.707 --> 00:41.375
‫چه اتفاقی توی سینما افتاده

00:41.375 --> 00:43.878
‫هنوزم نمی‌تونم، ولی حالا مجبور نیستم چون...

00:43.878 --> 00:45.713
‫چون عکس گرفتیم، رئیس باورز

00:45.713 --> 00:47.214
‫یه عکس از چیزی داریم

00:47.214 --> 00:48.716
‫که شبیه نسخه‌‌ی هیولاوار "تدی"ـه

00:48.716 --> 00:50.676
‫- که به‌شدت ترسناک بود...
‫- ریچ

00:51.218 --> 00:52.428
‫این کیه؟

00:52.428 --> 00:54.930
‫ریکاردو سانتو هستم قربان
‫ولی می‌تونین ریچ صدام کنین

00:56.515 --> 00:58.434
‫هرچی تدی، فیل و سوزی رو کشته

00:58.434 --> 01:00.853
‫دیشب توی قبرستون
‫دوباره اومد سراغمون

01:00.853 --> 01:03.230
‫شب توی قبرستون چه غلطی می‌کردین؟

01:03.230 --> 01:04.856
‫خب، پسرعموم "بمبه" می‌گفت

01:04.856 --> 01:06.776
‫- عموم قدیما یه کاری می‌کرده...
‫- داشتیم از اونجا رد می‌شدیم

01:06.776 --> 01:08.944
‫آره، داشتیم میون‌بر می‌زدیم بریم خونه

01:08.944 --> 01:10.780
‫و از قضا وقتی اون اتفاق افتاد

01:10.780 --> 01:11.864
‫دوربین همراهتون داشتین

01:11.864 --> 01:13.464
‫این‌دفعه آماده بودیم

01:14.950 --> 01:17.828
‫خب، بیاین یه نگاهی بهشون بندازیم

01:21.082 --> 01:22.682
‫وای خدا

01:23.417 --> 01:25.017
‫کرن، والاس، اینو ببینین

01:28.005 --> 01:29.799
‫یا خود خدا

01:29.799 --> 01:31.592
‫- این دیگه چه کوفتیه؟
‫- نمی‌دونم...

01:32.134 --> 01:33.734
‫این...

01:34.427 --> 01:36.027
‫این فضله‌ی کبوتره؟

01:38.849 --> 01:40.226
‫امکان نداره

01:40.226 --> 01:45.355
‫این چیه؟ عه، گل‌های خشک‌شده
‫چه مفید. سنگ قبر خاله مری

01:45.855 --> 01:47.455
‫یه درخت

01:48.818 --> 01:50.528
‫صبر کنین، وایسین. اینو ببینین

01:51.070 --> 01:52.905
‫آره، همینه، ایناهاش

01:59.453 --> 02:01.497
‫- مجسمه؟
‫- نه، کوری؟

02:01.497 --> 02:02.581
‫یه دلقکه!

02:02.581 --> 02:04.181
‫حرف دهنتو بفهم دخترخانم

02:04.542 --> 02:06.794
‫ورداشتین اومدین تو این دفتر
‫و دروغ‌های شاخ‌دار به هم می‌بافین

02:06.794 --> 02:07.920
‫و اینو به عنوان مدرک بهم نشون میدین؟

02:07.920 --> 02:10.046
‫این فقط مدرک اینه که
‫تو، لیلی بین‌بریج

02:10.046 --> 02:11.590
‫می‌خوای دوباره مستقیم برگردی

02:11.590 --> 02:13.190
‫به دیوونه‌خونه

02:14.635 --> 02:18.347
‫توی کار پلیس دخالت نکنین

02:18.848 --> 02:21.267
‫وگرنه چنان تو دردسر میفتین

02:21.267 --> 02:23.394
‫که آرزوی دیو و جن کنین

02:23.394 --> 02:25.437
‫مفهوم شد یا نه؟

04:07.498 --> 04:10.000
‫« آن: به دری خوش آمدید »

04:14.838 --> 04:16.465
‫شاید مثل قضیه‌ی دراکولاست

04:16.465 --> 04:20.010
‫مثل توی فیلم
‫که نمیشه بازتابش رو توی آینه دید

04:20.010 --> 04:21.345
‫ولی ما دیدیمش

04:21.345 --> 04:23.264
‫می‌تونست ما رو بکشه ولی نکشت

04:24.139 --> 04:26.350
‫انگار داره باهامون بازی می‌کنه

04:26.350 --> 04:27.685
‫اولین کاری که می‌خوام بکنم

04:27.685 --> 04:30.062
‫اینه که ببینم این اتفاقات
‫توی دری سابقه داشته یا نه

04:30.062 --> 04:33.482
‫لیلی، مامانت اینجا بزرگ شده، مگه نه؟

04:33.482 --> 04:34.566
‫آره

04:34.566 --> 04:36.568
‫تابحال در مورد اتفاق عجیبی صحبت نکرده؟

04:36.568 --> 04:38.487
‫نه، و اگر ازش بپرسم

04:38.487 --> 04:40.030
‫منو مستقیم برمی‌گردونه جونیپر هیل

04:40.030 --> 04:42.074
‫ولی خودت شنیدی...

04:42.533 --> 04:44.868
‫خودت شنیدی باورز چی گفت

04:44.868 --> 04:46.578
‫می‌خوان بابامو بفرستن شاوشنک

04:46.578 --> 04:48.080
‫هیچکس از اونجا برنمی‌گرده

04:48.080 --> 04:50.457
‫- خواهش می‌کنم، لطفاً این‌کارو برام...
‫- هیچ بزرگسالی

04:50.457 --> 04:52.126
‫چیزهایی که دیدیم رو باور نمی‌کنه

04:52.126 --> 04:53.726
‫منم بودم نمی‌کردم

04:56.088 --> 04:57.840
‫وایسا ببینم

04:57.840 --> 04:59.440
‫یکی رو می‌شناسم که ممکنه باور کنه

05:00.968 --> 05:02.636
‫سال‌هاست بهش فکر نکرده بودم

05:02.636 --> 05:04.138
‫ولی حالا که گفتی

05:04.138 --> 05:06.515
‫یادمه دهه‌ی ۳۰ چند تا بچه ناپدید شدن

05:07.641 --> 05:09.393
‫خیلی هم بودن

05:09.393 --> 05:10.602
‫واقعاً؟

05:10.602 --> 05:11.895
‫خب، دوران رکود بود

05:11.895 --> 05:14.148
‫و خانواده‌های زیادی چیزی برای خوردن نداشتن
‫و بعضی بچه‌ها

05:14.148 --> 05:16.025
‫یهویی ناپدید شدن

05:16.025 --> 05:17.776
‫احتمالاً فرار کردن
‫که زندگی بهتری پیدا کنن

05:17.776 --> 05:19.987
‫یا می‌خواستن بار روی شونه‌های
‫خانواده‌هاشون رو سبک‌تر کنن

05:19.987 --> 05:21.587
‫دوران سختی بود

05:23.198 --> 05:24.700
‫ولی چیزی نبوده که...؟

05:24.700 --> 05:27.619
‫شبیه چیزی باشه که میگی؟
‫وای نه عزیزم

05:27.619 --> 05:29.219
‫نه، اینطوری نبود

05:31.498 --> 05:32.916
‫ولی نذار این جلوت رو بگیره

05:32.916 --> 05:35.044
‫بازم سعی کن بفهمی چه اتفاقی افتاده

05:36.003 --> 05:38.005
‫بابام همیشه بهم می‌گفت

05:38.005 --> 05:39.631
‫وقتی دوستان خوبی کنارت داشته باشی

05:39.631 --> 05:41.231
‫هرچیزی ممکنه

05:42.092 --> 05:44.053
‫و ظاهراً همچین دوستانی داری

05:49.433 --> 05:52.561
‫« مرد سیاه محلی در رابطه‌ ما
‫پرونده‌ی ناپدید شدن کودکان بازداشت شد »

06:10.079 --> 06:12.748
‫سلام. غافلگیر شدم

06:12.748 --> 06:15.542
‫گفتم زحمتت رو کم کنم
‫که لازم نباشه به‌زحمت بیاریش خونه

06:16.335 --> 06:18.629
‫لازم نبود زحمت بکشی

06:18.629 --> 06:20.422
‫فقط خوشحالم یه خونه‌ی خوب پیدا کرده

06:20.422 --> 06:22.966
‫دارم قهوه درست می‌کنم، اگر حس و حالشو داری

06:22.966 --> 06:24.593
‫هیچوقت یه لیوان قهوه رو رد نمی‌کنم

06:24.593 --> 06:26.193
‫خیلی‌خب

06:26.845 --> 06:28.445
‫- بفرما تو
‫- ممنون

06:31.892 --> 06:34.311
‫خب، خانواده‌ت اصالتاً اهل این اطرافن؟

06:35.104 --> 06:37.314
‫اجدادم توی این دره ساکن شدن

06:37.981 --> 06:40.275
‫ولی سرزمین‌مون اون زمان خیلی بزرگ‌تر بود

06:41.276 --> 06:42.611
‫گله‌های گوزن شمالی رو

06:42.611 --> 06:44.780
‫تا خود نوا اسکوشیا
‫دنبال می‌کردیم و برمی‌گشتیم

06:45.697 --> 06:48.367
‫البته قبل از دوران "تقدیر آشکار" بود

06:48.367 --> 06:50.369
‫تابحال نرفتم کانادا

06:50.369 --> 06:51.969
‫نرفتی؟

06:53.580 --> 06:56.417
‫هنوزم بخشی از فامیلم اونجان
‫شمال مرز

06:56.417 --> 06:59.253
‫خب، حداقل چیزی که الان اسمشو گذاشتن مرز

06:59.253 --> 07:01.797
‫برای ما، یه خط روی نقشه بیشتر نیست

07:06.218 --> 07:08.262
‫خب، اوضاع شوهرت چطوره؟

07:08.762 --> 07:11.306
‫گمونم حسابی سرش
‫بابت اون خط لوله‌ی جدید شلوغه

07:11.306 --> 07:12.558
‫لیروی خلبانه

07:12.558 --> 07:14.643
‫بعید می‌دونم تو همچین کارایی نقش داشته باشه

07:15.185 --> 07:17.563
‫البته اگرم داشت بهم نمی‌گفت، ولی...

07:17.563 --> 07:18.772
‫نمیگه؟

07:18.772 --> 07:20.607
‫هردفعه می‌پرسم روزش چطور بوده

07:20.607 --> 07:24.236
‫میگه امنیت ملی فلانه
‫و محرمانه بهمانه

07:24.236 --> 07:26.989
‫رازهاش از مقبره‌ی
‫توت‌عنخ‌آمون هم بیشتره

07:29.450 --> 07:31.201
‫به‌نظر میاد خیلی احساس تنهایی می‌کنی

07:31.201 --> 07:34.288
‫وقتی با یه خلبان ازدواج کردم
‫می‌دونستم قراره زندگیم چطوری باشه

07:34.788 --> 07:37.207
‫اون دستورات رو زیرسوال نمی‌بره
‫من همه‌چی رو زیرسوال می‌برم

07:37.791 --> 07:39.391
‫روال‌مون همینه

07:44.006 --> 07:45.606
‫میشه یه سوالی ازت بپرسم؟

07:45.924 --> 07:47.524
‫آره بپرس

07:49.011 --> 07:50.512
‫اون...

07:50.512 --> 07:53.932
‫قضیه‌ی سینما، بچه‌های مفقود شده

07:56.643 --> 07:58.243
‫خیلی اتفاق وحشتناکیه

07:58.562 --> 08:00.439
‫لازمه نگران باشم؟

08:04.693 --> 08:06.945
‫دری جای قشنگیه

08:07.988 --> 08:09.656
‫ولی هرازگاهی یه سری اتفاقات میفتن

08:12.284 --> 08:14.953
‫همیشه فکر خوبیه که
حواست به عزیزانت باشه

08:18.415 --> 08:19.791
‫می‌دونی چیه؟

08:19.791 --> 08:23.086
‫اگر چیزی نیاز داشتی، که صحبت کنی

08:24.505 --> 08:26.105
‫کنار یه دوست باشی

08:29.009 --> 08:30.609
‫بهم زنگ بزن

08:42.731 --> 08:45.025
‫« ملک دولتی »
‫« ورود ممنوع »

08:45.025 --> 08:46.735
‫« خطر »
‫« ورود ممنوع »

09:01.917 --> 09:03.669
‫بفرما

09:03.669 --> 09:05.420
‫- همین‌جاست
‫- ایول هالورن!

09:05.420 --> 09:07.089
‫- ایول!
‫- دیدین وضعش...؟

09:07.089 --> 09:09.508
‫- تف توش
‫- دیدم چی شد

09:09.508 --> 09:11.885
‫وایسین، بذارین دکمه‌ی چراغو پیدا کنم

09:11.885 --> 09:13.804
‫- پیداش کردم. وایسین
‫- چراغ‌ها رو روشن کن

09:13.804 --> 09:15.430
‫- هی، هی
‫- حالا شد

09:15.430 --> 09:17.099
‫- خیلی‌خب
‫- تونستی. تونستی

09:17.099 --> 09:18.225
‫پشمام

09:18.225 --> 09:20.519
‫میگم، یکم از پایگاه دور نیست؟

09:21.103 --> 09:22.521
‫این چیز خوبیه

09:22.521 --> 09:24.565
‫یعنی کسی مزاحممون نمیشه

09:24.565 --> 09:27.859
‫- مطمئنی مال خودمونه؟
‫- سرهنگ گفت می‌تونیم ازش استفاده کنیم

09:27.859 --> 09:29.152
‫صحیح، صحیح

09:29.152 --> 09:30.946
‫و کس دیگه‌ای نمیاد اینجا؟

09:30.946 --> 09:33.615
‫داداش، اصلاً می‌دونی "متروکه" یعنی چی؟

09:33.615 --> 09:35.075
‫- نه
‫- از اینجا به عنوان انبار استفاده می‌کردن

09:35.075 --> 09:38.328
‫هرچی نیاز داشتن
‫مدت‌ها پیش از اینجا بردن

09:38.328 --> 09:39.955
‫بیخیال بابا، اینجا رو ببین

09:39.955 --> 09:42.583
‫- چیه؟
‫- خیلی بهم ریخته‌ست

09:42.583 --> 09:45.168
‫آره. ولی مهم اینه که

09:45.168 --> 09:46.768
‫پتانسیل داره

09:47.129 --> 09:48.255
‫عمراً بابا

09:48.255 --> 09:51.717
‫نه، ببین. پیشخون مشروب‌ها رو می‌ذاری اینجا
‫های‌فای رو می‌ذاری اونجا

09:51.717 --> 09:53.343
‫عـه

09:54.303 --> 09:56.597
‫میگم، هالورن
‫شاید بتونی یه...

09:56.597 --> 09:58.181
‫اجاقی کباب‌پزی چیزی جور کنی، می‌دونی؟

09:58.181 --> 09:59.391
‫می‌تونیم اینجا رو آشپزخونه کنیم

09:59.391 --> 10:01.101
‫برای بچه‌ها خوراک بپزیم

10:01.101 --> 10:02.701
‫و دوست‌دختراشون

10:02.978 --> 10:04.578
‫نمیشه این‌کارو توی پایگاه کرد

10:05.731 --> 10:08.400
‫تا این خراب‌شده رو تمیز نکردیم
‫اینجا هم نمیشه هیچ‌کاری انجام داد

10:08.900 --> 10:11.528
‫بیخیال بابا، جوری می‌خندین
‫انگار مجبور نیستین تمیزش کنین

10:12.070 --> 10:13.989
‫- عجبا
‫- بیاین اینجا رو تمیز کنیم، آقایون

10:13.989 --> 10:15.589
‫چشم آقا

10:16.908 --> 10:18.660
‫میشه کمکم کنی اینو بلند کنم؟
‫خیلی سنگینه

10:18.660 --> 10:21.163
‫بیخیال داداش، شاید چند تا از اینا
‫به دردمون بخورن

10:21.163 --> 10:22.789
‫لامصبا همه‌شون خرابن

10:22.789 --> 10:23.874
‫اینجا غذا هست

10:23.874 --> 10:25.474
‫غذا هست؟ عجب

10:30.005 --> 10:31.632
‫یه نور روشن میاد

10:31.632 --> 10:34.885
‫روشن‌تر از خورشید
‫می‌تونه شما رو زمین بزنه

10:34.885 --> 10:36.762
‫یا شما رو به درخت یا دیوار بکوبه

10:37.596 --> 10:39.890
‫چنان انفجار بزرگیه

10:39.890 --> 10:42.976
‫که می‌تونه ساختمون‌ها رو تخریب
‫و تابلوها رو از جا دربیاره

10:42.976 --> 10:45.062
‫و تمام پنجره‌های شهر رو بشکنه

10:45.062 --> 10:48.523
‫ولی اگر مثل برت
‫سرتون رو بدزدین و پناه بگیرین

10:48.523 --> 10:50.150
‫خیلی جاتون امن‌تره

10:50.150 --> 10:52.235
‫نور بمب اتم می‌تونه شما رو

10:52.235 --> 10:54.279
‫بیشتر از آفتاب بسوزونه

10:54.279 --> 10:56.531
‫بخصوص اگر پناه نگرفته باشین

10:56.531 --> 10:58.575
‫البته من و شما لاک نداریم

10:58.575 --> 11:00.285
‫که مثل برت لاکپشته
‫بتونیم توش پناه بگیریم

11:00.285 --> 11:02.704
‫پس باید جور دیگه‌ای پناه بگیریم

11:03.246 --> 11:07.042
‫اول سرتون رو بدزدین
‫و بعد پناه بگیرین

11:07.042 --> 11:08.251
‫و خیلی بادقت

11:08.251 --> 11:10.754
‫پشت گردن و صورتتون رو بپوشونین

11:11.380 --> 11:13.632
‫سرتون رو بدزدین
‫و زیر یه میز پناه بگیرین...

11:46.498 --> 11:48.098
‫دنبال اینا می‌گردی؟

11:50.293 --> 11:52.504
‫داشتم خونه رو مرتب می‌کردم و اینا رو

11:52.504 --> 11:54.756
‫توی یه پاکت پشت اون کشو پیدا کردم

11:55.924 --> 11:57.467
‫ویل، قضیه چیه؟

11:57.467 --> 12:00.011
‫- داشتم...
‫- بهم دروغ نگو

12:03.390 --> 12:04.990
‫رانی دوستمه

12:05.517 --> 12:07.936
‫و قسم می‌خوره کار باباش نبوده
‫و من حرفشو باور می‌کنم

12:07.936 --> 12:09.771
‫ولی پلیس باور نمی‌کنه
‫چون توی سینما کار می‌کنه

12:09.771 --> 12:11.773
‫آره، می‌دونم عزیزم

12:14.568 --> 12:16.168
‫برای همین...

12:17.070 --> 12:18.670
‫من و چند تا از بچه‌ها...

12:19.406 --> 12:21.825
‫جمع شدیم که یه راهی
‫برای کمک کردن بهش پیدا کنیم که یهو...

12:24.327 --> 12:25.927
‫یهو چی؟

12:28.665 --> 12:30.265
‫چی شد؟

12:31.960 --> 12:33.560
‫هوا تاریک بود

12:34.045 --> 12:36.339
‫و یکی اومد سراغمون

12:38.592 --> 12:39.926
‫ترسیدیم و فرار کردیم

12:39.926 --> 12:41.803
‫ولی رانی دوربین داشت
‫و سعی کرد...

12:41.803 --> 12:43.403
‫سعی کرد عکس بگیره و...

12:47.768 --> 12:49.436
‫چیزی نیست عزیزم

12:53.774 --> 12:54.983
‫خیلی‌خب، تا نفهمیدم

12:54.983 --> 12:56.526
‫اینجا چه خبره
‫حق نداری اینور اونور بچرخی

12:56.526 --> 12:58.445
‫- چی؟
‫- میری مدرسه و برمی‌گردی، همین و بس

12:58.445 --> 13:00.113
‫- مامان
‫- دیگه هیچی نگو

13:00.113 --> 13:02.491
‫اگر بابات بفهمه
‫داشتی شب‌ها بیرون ول می‌گشتی

13:03.158 --> 13:04.993
‫تنبیهت از اینم بدتر میشه

13:07.037 --> 13:08.637
‫این بین خودمون می‌مونه...

13:09.581 --> 13:11.181
‫همین یه بار

13:27.098 --> 13:28.725
‫اولین هفته‌ت تو مدرسه چطور بود؟

13:29.684 --> 13:31.603
‫- خوب بود
‫- خوب بود؟

13:32.145 --> 13:33.745
‫بیشتر برام بگو

13:37.692 --> 13:39.319
‫یالا عزیزم، بهش بگو

13:43.365 --> 13:44.965
‫ای خدا

13:45.784 --> 13:47.911
‫با یه دختری آشنا شده

13:48.411 --> 13:50.872
‫- مامان
‫- اشکال نداره

13:50.872 --> 13:52.472
‫پسرمونو خجالت‌زده نکن، شار

13:53.500 --> 13:55.293
‫میشه برم؟

13:55.293 --> 13:57.879
‫- هنوز دسر هم نخوردی
‫- تکلیف دارم

13:59.714 --> 14:01.675
‫خیلی‌خب. برو

14:09.140 --> 14:10.740
‫خب، دختره...

14:11.434 --> 14:13.034
‫منظورم اینه که، اون...؟

14:18.191 --> 14:19.791
‫خودت می‌دونی منظورم چیه

14:22.529 --> 14:24.129
‫این آخرهفته کار داری؟

14:26.116 --> 14:27.868
‫نمی‌دونم. منتظر یه تماسم

14:30.120 --> 14:31.788
‫خب، تو فکر بودم

14:31.788 --> 14:34.040
‫اگر وقتت خالی بود
‫بتونین با هم یه کاری بکنین

14:35.416 --> 14:37.085
‫از وقتی اومدیم اینجا
‫سرت خیلی شلوغ بوده

14:37.085 --> 14:39.629
‫بد نیست یه حال و هوایی عوض کنه

14:42.465 --> 14:44.065
‫آره

14:44.384 --> 14:46.261
‫- شاید
‫- باشه؟

14:47.137 --> 14:48.737
‫تو چه فکری هستی؟

15:11.870 --> 15:13.470
‫ایول

15:14.706 --> 15:16.306
‫بابا؟

15:16.958 --> 15:18.558
‫تا کی باید این‌کارو بکنیم؟

15:21.046 --> 15:24.466
‫باید؟ من که دارم حسابی کیف می‌کنم

15:25.008 --> 15:26.676
‫با پسرم اومدم تو دل طبیعت

15:26.676 --> 15:28.276
‫مثل خودم و بابام

15:30.055 --> 15:31.655
‫بهتر از این نمیشه

15:34.517 --> 15:36.311
‫در مورد دوست‌دختر جدیدت بهم بگو

15:38.146 --> 15:39.746
‫دوست‌دخترم نیست

15:43.860 --> 15:46.529
‫هنوز نیست؟ هنوز اول ساله

15:51.409 --> 15:53.161
‫هنوز اول ساله، دوست من

15:54.287 --> 15:55.622
‫- یه چیزی گرفتم
‫- چی؟

15:55.622 --> 15:57.222
‫یه چیزی گرفتم

15:57.832 --> 15:59.626
‫خیلی‌خب، پسرم
‫آروم باش، آروم باش. به‌زور نکش

15:59.626 --> 16:01.378
‫ذره ذره بکشش سمت خودت

16:02.128 --> 16:03.880
‫- یالا، آروم. همینطور ادامه بده
‫- دارم می‌کشم، بابا

16:03.880 --> 16:05.382
‫همینطور ادامه بده
‫تو می‌تونی. ادامه بده

16:05.382 --> 16:07.092
‫باید ادامه بدی. حالا شد

16:07.884 --> 16:09.484
‫گندش بزنن

16:10.095 --> 16:11.304
‫گرفتمش

16:11.304 --> 16:13.723
‫آره گرفته بودیش. ولی... فرار کرد

16:14.224 --> 16:15.892
‫نخ رو جمع کن
‫حداقل می‌دونیم میشه ماهی گرفت

16:17.143 --> 16:19.688
‫وایسا، وایسا. طعمه‌ت دراومده

16:20.814 --> 16:22.414
‫آره، خب...

16:23.149 --> 16:24.234
‫حواست به چوب من هست؟

16:24.234 --> 16:25.834
‫طعمه‌های اضافی توی ماشینه

17:27.297 --> 17:30.884
‫توام می‌سوزی!

17:32.886 --> 17:34.486
‫ویل

17:38.141 --> 17:40.018
‫بابا! کمک!

17:42.562 --> 17:44.230
‫بابا! کمک!

17:44.689 --> 17:47.275
‫کمک! بابایی! کمک!

17:50.695 --> 17:52.906
‫منو کشید زیر آب
‫از آب اومد بیرون!

17:52.906 --> 17:55.158
‫چیه؟ پسرم، چیه؟
‫نفس بکش. نفس بکش. چی بود؟

17:55.909 --> 17:57.509
‫تو بودی

17:57.994 --> 17:59.788
‫مثل اون عکس بعد از جنگت

17:59.788 --> 18:01.539
‫که با هواپیما سقوط کرده
‫سوخته بودی!

18:01.539 --> 18:03.333
‫پسرم، آروم باش
‫حرفات اصلاً با عقل جور درنمیاد

18:03.333 --> 18:04.933
‫- راست میگم!
‫- آروم باش!

18:09.380 --> 18:10.980
‫پسرم، این دیگه چیه؟

18:12.050 --> 18:14.677
‫یه چیزی اینجاست، توی دری

18:15.220 --> 18:16.820
‫یه چیز بد

18:34.697 --> 18:36.533
‫بر اساس گزارشات محموله‌های شوروی

18:36.533 --> 18:38.201
‫که اخیراً به بنادر کوبا رسیدن

18:38.201 --> 18:39.744
‫ممکنه حاوی تجهیزات نظامی

18:39.744 --> 18:41.454
‫از جمله موشک‌های زمین به هوا بوده باشن

18:41.454 --> 18:43.748
‫به گفته‌ی منابع، در صورت تایید
‫می‌تونه بیانگر تغییر بزرگی در...

18:47.502 --> 18:49.420
‫رئیس، یه ملاقاتی داری

18:56.427 --> 18:58.638
‫نه جزئیاتی، نه توصیفی

18:58.888 --> 19:00.348
‫اطلاعات چندان مفیدی نیست

19:00.348 --> 19:02.684
‫اونا بچه‌ن. ترسیدن و فرار کردن

19:02.684 --> 19:04.018
‫خیلی‌خب. در موردش تحقیق می‌کنیم

19:04.018 --> 19:05.562
‫کار دیگه‌ای از دستم برمیاد، خانم...؟

19:05.562 --> 19:06.938
‫هنلن

19:06.938 --> 19:08.898
‫نمی‌خوام جسارت کنم

19:08.898 --> 19:10.817
‫رئیس باورز، ولی اگر هنوزم

19:10.817 --> 19:13.236
‫کسی اون بیرون هست
‫که داره به بچه‌ها حمله می‌کنه

19:13.236 --> 19:16.739
‫امکانش نیست
‫کسی که دستگیر کردین بی‌گناه باشه؟

19:16.739 --> 19:18.950
‫منظورت "هنک گروگن"ـه؟
‫امکان نداره

19:19.492 --> 19:21.744
‫امکان نداره. ازش بازجویی کردیم
‫اثبات کردیم داره دروغ میگه

19:21.744 --> 19:23.538
‫هیچ عذر موجهی نداره

19:24.581 --> 19:26.583
‫تونسته با وکیل صحبت کنه؟

19:29.002 --> 19:31.254
‫خانم هنلن، اینجا جنوب کشور نیست

19:31.254 --> 19:33.464
‫اون و خانواده‌ش بطور مرتب

19:33.464 --> 19:35.592
‫با دفتر وکیل تسخیری در ارتباط بودن

19:35.592 --> 19:37.927
‫نمی‌خواستم بهتون بربخوره، جناب
‫ببخشید

19:38.845 --> 19:40.930
‫می‌تونین تصور کنین
‫از کجا اومدم

19:40.930 --> 19:42.530
‫به چه شرایطی عادت دارم

19:46.477 --> 19:48.354
‫میشه لطفاً باهاش صحبت کنم؟

19:48.354 --> 19:50.481
‫شما نه وکیلش هستین
‫نه خانواده‌ش، پس نه

19:51.024 --> 19:52.624
‫حالا دیگه تشریف ببرین...

19:58.198 --> 19:59.798
‫ممنون که وقتتون رو بهم دادین

20:27.101 --> 20:28.701
‫گروگن. گروگن

20:37.528 --> 20:39.781
‫متوجه نمیشم، دوشیزه...؟

20:39.781 --> 20:42.992
‫خانم هنلن هستم
‫شارلوت صدام کنین

20:43.910 --> 20:46.704
‫پسرم ویل، دوست نوه‌ی شماست

20:47.080 --> 20:49.040
‫قضیه‌ی پسرتون رو بهم گفت

20:49.040 --> 20:51.709
‫و گفتم یه سری بهتون بزنم

20:51.709 --> 20:53.836
‫- وکیلی؟
‫- نه خانم

20:53.836 --> 20:56.089
‫ولی توی جنبش جنوب کشور فعال بودم

20:56.714 --> 20:58.716
‫تلاش خودمو کردم
‫به بقیه‌ی رنگین‌پوست‌هایی

20:58.716 --> 21:00.927
‫که مجبور شدن
‫ اعتراف خلاف واقع بکنن کمک کنم

21:01.594 --> 21:03.137
‫اگر شرایط پسرتون هم همینه

21:03.137 --> 21:05.139
‫می‌خوام ببینم می‌تونم کمکش کنم یا نه

21:05.139 --> 21:06.474
‫خیلی لطف داری

21:06.474 --> 21:08.476
‫ولی بعید می‌دونم
‫فایده‌ی چندانی داشته باشه

21:09.269 --> 21:11.396
‫فکر کردم توی اتاقشه

21:12.146 --> 21:14.857
‫کاشف به عمل اومد
‫یکی بیرون از خونه دیدتش، پس...

21:16.317 --> 21:17.917
‫دلیل نمیشه به کسی صدمه زده باشه

21:18.152 --> 21:20.947
‫معلومه که نه
‫هنک من آزارش به مورچه هم نمی‌رسه

21:21.656 --> 21:23.256
‫چه برسه به بچه‌ها

21:23.658 --> 21:26.411
‫پس اگر توی سینما نبوده
‫و خونه هم نبوده

21:27.120 --> 21:28.720
‫دیگه کجا می‌تونسته باشه؟

21:29.914 --> 21:32.417
‫تنها کسی که می‌دونه
‫پسرم اون شب کجا بوده

21:32.417 --> 21:34.017
‫بجز خودش

21:34.794 --> 21:36.394
‫فقط خداست

21:37.255 --> 21:39.007
‫و هیچکدومشون چیزی نمیگن

21:45.722 --> 21:47.322
‫هی

21:48.599 --> 21:50.199
‫نمی‌خوای تمیزش کنی؟

21:55.356 --> 21:57.483
‫داره مرتب میشه
‫داره مرتب میشه

21:58.985 --> 22:00.903
‫ایول، رج!

22:10.997 --> 22:12.597
‫بچسبونین به دیوار
‫بچسبونین به دیوار

22:15.168 --> 22:17.420
‫باید پشتش بچسبه به دیوار، جکس

22:17.420 --> 22:18.713
‫چرا کمک نمی‌کنی؟

22:18.713 --> 22:20.548
‫دارم کمک می‌کنم دیگه

22:20.548 --> 22:22.717
‫- ایول هالورن
‫- بلد نیستم بزنم

22:24.218 --> 22:26.220
‫هی! هالورن!

22:58.419 --> 23:00.019
‫دیک...

23:00.755 --> 23:02.355
‫عزیزم

23:03.758 --> 23:05.635
‫خوب گوش کن چی میگم

23:07.470 --> 23:09.806
‫مراقب خودت باش، فهمیدی؟

23:10.848 --> 23:13.393
‫خوب حواستو جمع کن

23:33.955 --> 23:35.581
‫گفته بودن می‌تونم اینجا پیدات کنم

23:37.041 --> 23:38.641
‫خب، در خدمتم

23:39.669 --> 23:41.087
‫هی

23:41.087 --> 23:42.964
‫بازم بابت اون غذای خونگی ممنون

23:44.006 --> 23:46.843
‫از وقتی از فاحشه‌خونه دراومدم
‫اینقدر خوب نخوابیده بودم

23:48.803 --> 23:51.806
‫میگم، خبری از ژنرال شاو
‫یا سرهنگ فولر نشنیدی؟

23:53.182 --> 23:55.143
‫می‌خوام بدونم کی قراره
‫دوباره پرواز کنیم

23:55.143 --> 23:56.811
‫نه. کسی این چیزا رو به من نمیگه

23:56.811 --> 24:00.022
‫آره می‌فهمم. ولی، می‌دونی
‫عملیات پریسپت

24:01.023 --> 24:02.623
‫شاو جوری می‌گفت
‫انگار به‌شدت در اولویته

24:04.944 --> 24:06.487
‫بین خودمون بمونه

24:06.487 --> 24:08.239
‫شاید بهتر باشه برای این عملیات

24:08.239 --> 24:09.839
‫اینقدر مشتاق نباشی
‫خودتو بندازی تو خطر

24:11.701 --> 24:12.994
‫منظورت از این حرف چیه؟

24:12.994 --> 24:14.871
‫سرهنگ اونقدر بهمون لطف داشت

24:14.871 --> 24:16.956
‫که این آلونک قدیمی متروکه رو بهمون بده

24:16.956 --> 24:18.791
‫که برای تفریح‌مون ازش استفاده کنیم

24:20.126 --> 24:22.044
‫داریم داخل رو مرتب می‌کنیم
‫میای کمکمون کنی؟

24:22.044 --> 24:23.644
‫هی

24:31.179 --> 24:34.140
‫ببین، امروز با پسرم رفتم ماهیگیری

24:34.932 --> 24:37.435
‫و وقتی برگشتم توی ماشین
‫که طعمه‌های بیشتری بیارم...

24:38.728 --> 24:40.521
‫یه چیزی بهش حمله کرد

24:40.521 --> 24:43.608
‫یا خدا. متاسفم. همه‌چی مرتبه؟

24:43.608 --> 24:45.735
‫وقتی ازش پرسیدم
‫چی بهش حمله کرده، گفت...

24:47.236 --> 24:49.614
‫گفت من بودم
‫که سوخته بودم

24:49.614 --> 24:51.282
‫انگار که از لاشه‌ی هواپیما دراومدم

24:51.282 --> 24:53.743
‫و اینکه از آب دراومدم
‫و سعی کردم بکشمش زیر آب

24:54.785 --> 24:56.385
‫حرفشو باور می‌کنی؟

24:58.915 --> 25:01.667
‫بدنش پر از کبودی و زخمه
‫انگار یه حیوون بهش حمله کرده

25:04.086 --> 25:05.880
‫بهم نگاه کرد و گفت

25:05.880 --> 25:09.759
‫"بابا، یه چیز بد اینجا توی دری هست"

25:15.223 --> 25:17.350
‫هالورن، دقیقاً داریم دنبال چی می‌گردیم؟

25:20.311 --> 25:22.104
‫و می‌دونم داریم سعی می‌کنیم
‫یه سلاحی گیر بیاریم

25:22.104 --> 25:24.023
‫روسیه هم همینطور
‫چی شده؟ چیزی گم شده؟

25:24.524 --> 25:27.485
‫دستگاهی که با ذهن آدم بازی می‌کنه؟
‫چیه؟

25:29.820 --> 25:31.420
‫- جواب منو بده!
‫- نمی‌دونم!

25:32.615 --> 25:34.215
‫نمی‌دونم چه کوفتیه

25:36.285 --> 25:37.885
‫حتی مطمئن نیستم دلم بخواد بدونم

25:39.539 --> 25:43.042
‫ببین، هرکاری بهم میگن انجام میدم
‫درست مثل تو

25:46.754 --> 25:48.354
‫بابت پسرت متاسفم

25:55.388 --> 25:57.223
‫وقتی بچه بودم
‫در مورد پدرم کابوس می‌دیدم

25:57.223 --> 25:59.058
‫که مثل کره
‫با هواپیماش سقوط کرده

26:00.393 --> 26:02.186
‫از هرچیز دیگه‌ای تو دنیا
‫بیشتر منو می‌ترسوند

26:02.186 --> 26:04.438
‫من... چطوری اینو می‌دونست؟

26:05.773 --> 26:08.276
‫می‌تونست خیلی قبل‌تر از
‫رسیدن بابام منو بکشه

26:08.276 --> 26:11.070
‫احتمالاً هرموقع دلش خواست
‫می‌تونه هرکدوممون رو بکشه

26:14.365 --> 26:15.965
‫مگر اینکه...

26:16.409 --> 26:18.009
‫مگر اینکه چی؟

26:19.745 --> 26:22.498
‫اگر نخواد ما رو بکشه چی؟

26:23.082 --> 26:24.166
‫حداقل هنوز نه

26:24.166 --> 26:27.211
‫نکنه همونطور که لیلی گفت
‫می‌خواد ما رو بترسونه؟

26:27.211 --> 26:30.464
‫وقتی بقیه رو کشت
‫چرا باید بخواد ما رو بترسونه؟

26:30.464 --> 26:33.718
‫ما که نمی‌دونیم متی مُرده
‫مطمئن نیستیم

26:36.345 --> 26:38.889
‫ولی قبل از ناپدید شدن بهم گفت

26:38.889 --> 26:40.766
‫چند وقتیه داره چیزای عجیب غریب می‌بینه

26:41.434 --> 26:43.644
‫فیل و تدی هم همینو گفتن

26:44.604 --> 26:46.204
‫وای خدا

26:46.731 --> 26:48.691
‫- اینقدر بدم میاد وقتی حق با منه
‫- چی؟

26:49.317 --> 26:50.917
‫آدرنالین

26:51.819 --> 26:53.419
‫کورتیزول

26:55.156 --> 26:56.866
‫بهشون میگن هورمون‌های ترس

26:56.866 --> 26:59.368
‫وقتی می‌ترسین، نه فقط شما
‫هر پستانداری

26:59.368 --> 27:01.621
‫غده‌ی فوق کلیوی این هورمون‌ها رو
‫ترشح می‌کنه توی جریان خون

27:01.621 --> 27:03.748
‫که بعضی شکارچی‌ها
‫طعم‌شون رو دوست دارن

27:04.749 --> 27:07.335
‫برای همین طعمه‌شون رو دنبال می‌کنن
‫و می‌ترسوننش

27:07.335 --> 27:08.935
‫تا اینکه بوی خوبی پیدا کنه

27:09.337 --> 27:10.880
‫- بعدش...
‫- نه، نه، نه

27:10.880 --> 27:12.590
‫یعنی میگی می‌خواد ما رو بخوره؟

27:12.590 --> 27:14.508
‫- فقط یه نظریه‌ست
‫- نظریه‌ی افتضاحیه!

27:14.508 --> 27:16.344
‫- خب، با حقایق جور درمیاد
‫- خیلی‌خب...

27:16.344 --> 27:18.387
‫بیاین فعلاً فرض کنیم حق با توئه

27:18.387 --> 27:20.306
‫نخیر، نمی‌خوام همچین فرضی بکنم

27:20.306 --> 27:24.185
‫ولی اگر حق با اون باشه
‫باید چیکار کنیم؟

27:25.019 --> 27:27.313
‫ما که نمی‌تونیم جلوی ترسیدن

27:27.313 --> 27:28.913
‫خودمون رو بگیریم

27:31.192 --> 27:32.792
‫بچه‌ها...

27:33.402 --> 27:35.002
‫اگر بتونیم چی؟

27:38.324 --> 27:39.624
‫اونا رو از کجا آوردی؟

27:39.659 --> 27:41.327
‫از توی جعبه‌ی لوازم آرایش مامانم برداشتم‌شون

27:42.078 --> 27:43.378
‫برای همه‌مون آوردم

27:44.830 --> 27:46.058
‫چه فایده‌ای دارن؟

27:46.082 --> 27:47.917
‫وقتی مامانم خیلی مضطرب می‌شه

27:48.000 --> 27:50.211
‫مثلاً قبض‌ها رو می‌بینه، می‌دونید،

27:51.379 --> 27:52.481
‫یا استرس من رو داره

27:52.505 --> 27:54.465
‫یکی از اینا رو می‌ذاره زیر زبونش

27:55.091 --> 27:57.218
‫می‌گه باعث می‌شه تمام ترس‌ها و مشکلاتش

27:57.301 --> 27:58.886
‫خیلی جادویی از بین برن

27:58.969 --> 28:00.930
‫اسمش رو گذاشته "یاری‌رسان کوچولوی مامانی"

28:01.013 --> 28:02.723
‫خیلی خوب به نظر می‌رسه

28:03.224 --> 28:06.352
‫پس لحظه‌ای که اتفاق عجیبی می‌خواد بیُفته

28:06.435 --> 28:09.105
‫- این قرص‌ها رو می‌خوریم و…
‫- و امیدواریم بهترین اتفاق بیُفته

28:09.188 --> 28:10.488
‫آره

28:14.068 --> 28:16.946
‫حدوداً ۲۰ هزار گونه کرم

28:17.029 --> 28:18.864
‫روی کره‌ی زمین وجود داره

28:18.948 --> 28:22.702
‫و هر کدوم در نوع خودشون بی‌نظیر هستن
‫و نقش خاص خودشون رو

28:22.785 --> 28:27.164
‫توی سازوکار پرپیچ‌وخم و گسترده‌ی
عملکرد سیاره‌ی ما دارن

28:29.250 --> 28:31.335
‫الان کرم پهن انگلی رو می‌بینیم،

28:31.419 --> 28:36.818
‫با اسم علمی "لوکوکلوریدیوم پاراداکسوم"،
‫که درون بدن حلزون‌های خاکی پنهان می‌شه،

28:36.819 --> 28:39.135
‫و باعث تورم چشم‌هاشون می‌شه

28:39.218 --> 28:41.721
‫و به شاخک‌های رنگارنگ تبدیل می‌شن،

28:41.804 --> 28:45.641
‫که باعث جلب توجه پرندگان می‌شه،

28:45.725 --> 28:49.478
‫و باعث می‌شه به سرعت
‫به سمت اونا برن و چشم‌هاشون رو دربیارن

28:50.229 --> 28:54.525
‫حالا، شگفت‌انگیزترین ویژگی
‫کرم لوکوکلوریدیوم پاراداکسوم

28:54.608 --> 28:57.778
‫اینه که کرم انگلی نه تنها
‫ظاهر حلزون رو تغییر می‌ده…

28:57.862 --> 28:58.922
‫هی

28:58.946 --> 29:01.866
‫…بلکه مغزش رو هم تحت تأثیر قرار می‌ده
‫و رفتارش رو تغییر می‌ده…

29:01.949 --> 29:04.744
‫به این فکر می‌کردم که اخیراً
‫چقدر دوست بدی بودم

29:07.288 --> 29:08.588
‫می‌خواستم بدونم…

29:09.874 --> 29:11.174
‫نمی‌دونم

29:11.625 --> 29:13.461
‫دوست داری امروز با هم ناهار بخوریم؟

29:14.003 --> 29:15.303
‫فقط خودم و خودت؟

29:17.381 --> 29:18.841
‫دلم برات تنگ شده

29:21.302 --> 29:22.602
‫خیلی خوب می‌شه

29:23.637 --> 29:24.937
‫عالیه

29:25.598 --> 29:26.898
‫بی‌صبرانه منتظرم

29:28.350 --> 29:33.677
‫حالا، وقتی به دوام عفونت‌های انگلی
‫توی قلمرو حیوانات فکر می‌کنیم،

29:33.678 --> 29:35.274
‫هیچ‌وقت نباید فراموش کنیم

29:35.357 --> 29:38.652
‫که این عفونت‌ها چقدر راحت
‫می‌تونن بین گونه‌ها جابه‌جا بشن

29:59.844 --> 30:04.209
‫« اداره‌ی پلیس »

30:13.733 --> 30:16.300
‫« گمشده »

30:17.733 --> 30:19.109
‫فامیلش هستید؟

30:19.193 --> 30:21.695
‫نه، اما برگه‌ای همراهمه
‫که مادرش امضاش کرده

30:21.779 --> 30:24.156
‫و اجازه داده پسرش رو ببینم

30:29.912 --> 30:31.212
‫آره

30:31.914 --> 30:33.214
‫باید منتظر بمونید تا رئیس بیاد

30:33.290 --> 30:34.667
‫و کِی میاد؟

30:35.501 --> 30:36.801
‫نمی‌شه با قطعیت گفت

30:36.961 --> 30:38.420
‫جواب خوبی نیست

30:39.213 --> 30:40.513
‫گوش کن، خانم

30:41.465 --> 30:44.260
‫پیشنهاد می‌کنم بری پِی زندگیت

30:44.802 --> 30:47.680
‫قبل از این‌که خودت هم
‫توی سلول کناریش حبس بشی

30:47.763 --> 30:50.307
‫اسم من "خانم" نیست،
‫شارلوت هنلن‌ـه

30:50.808 --> 30:52.852
‫و شاید الان خیلی برات مهم نباشه،

30:52.935 --> 30:54.478
‫اما وقتی ببینی با یه تماس تلفنی
‫چه کارهایی ازم برمیاد

30:54.562 --> 30:55.896
‫اون‌وقت دوزاریت می‌افته

30:56.856 --> 30:59.149
‫- ببخشید؟
‫- نه، فکر نکنم ببخشم

30:59.775 --> 31:02.862
‫در واقع، اگه اجازه ندی همین‌الان
‫هنک گروگن رو ببینم،

31:03.404 --> 31:06.824
‫فردا صبح مارتین لوتر کینگ،
‫جان اِف کندی، رابرت اِف کندی،

31:06.907 --> 31:09.451
‫و یه عالمه آدم بلندپایه‌ی دیگه
‫میان بالای سرت،

31:09.994 --> 31:11.996
‫و اتوبوس اتوبوس فعال آزادی‌خواه

31:12.079 --> 31:13.789
‫این‌جا تا جاده‌ی اصلی رو می‌بندن

31:13.873 --> 31:15.916
‫و توی خیابون‌ها شعار می‌دن:
‫"ما پیروز خواهیم شد"

31:16.000 --> 31:17.710
‫و مجبور می‌شی بزرگ‌ترین
‫بولدوزر جهان رو خبر کنی

31:17.793 --> 31:19.093
‫تا مسیر رو باز کنه

31:19.587 --> 31:21.213
‫حالا می‌ذاری برم ببینمش؟

31:21.839 --> 31:23.382
‫یا تماس تلفنی رو بگیرم؟

31:30.806 --> 31:33.475
‫ببخشید، خانم هنلن،
‫اما شما شرایط من رو نمی‌دونید

31:33.559 --> 31:35.102
‫می‌دونم پلیس‌ها بدون هیچ مدرکی

31:35.185 --> 31:36.979
‫شما رو دستگیر کردن

31:37.646 --> 31:39.315
‫با دفتر وکیل تسخیری صحبت کردم،

31:39.398 --> 31:40.667
‫چند تا سوال ازشون پرسیدم

31:40.691 --> 31:43.027
‫معلوم شد بدون جلسه‌ی تعیین وثیقه
‫شما رو متهم کردن

31:43.110 --> 31:44.695
‫یعنی نقض حق قانونیت

31:45.154 --> 31:46.906
‫وکیل تسخیری چنین چیزی نمی‌گه

31:46.989 --> 31:48.407
‫بعداً یه فکری برای اون می‌کنیم

31:48.908 --> 31:50.284
‫فعلاً باید مدارکی ارائه بدیم

31:50.367 --> 31:53.120
‫که رفتار جانب‌دارانه
‫و تبعیض‌آمیز ثابت بشه،

31:53.203 --> 31:55.706
‫و توی این پرونده کار خیلی راحتیه

31:56.290 --> 31:58.167
‫اون‌طوری دیگه جلسه‌ی
‫تعیین وثیقه در کار نیست

31:58.667 --> 32:01.003
‫و تا زمان محاکمه توی خونه حبس می‌شی

32:01.587 --> 32:02.887
‫حبس خانگی؟

32:03.923 --> 32:05.191
‫دقیقاً منظورتون چیه؟ یعنی…

32:05.215 --> 32:06.592
‫لازم نیست برم به زندان "شاوشنگ"؟

32:06.675 --> 32:08.594
‫کارهای اداری یه‌کم طول می‌کشن،

32:08.677 --> 32:10.638
‫و به نظر می‌رسه می‌خوان
‫فردا منتقلت کنن

32:10.721 --> 32:12.514
‫پس ممکنه مجبور باشی
‫چند روزی رو اون‌جا سپری کنی،

32:12.598 --> 32:14.767
‫اما واقعیت اینه

32:14.850 --> 32:16.894
‫که حقت برای دادرسی عادلانه نقض شده

32:17.519 --> 32:19.188
‫هر کاری که کردی،

32:20.356 --> 32:21.656
‫یا نکردی،

32:23.317 --> 32:24.652
‫می‌تونی بری خونه

32:26.070 --> 32:27.370
‫حداقل برای مدت کوتاهی

32:28.948 --> 32:30.248
‫قول می‌دم

32:32.952 --> 32:34.252
‫ممنون

32:35.371 --> 32:37.665
‫اما دیر یا زود، آقای گروگن،

32:38.499 --> 32:41.001
‫باید حقیقت رو بگی

32:42.544 --> 32:43.844
‫حقیقت؟

32:44.880 --> 32:47.174
‫حقیقت اینه که من هیچ بلایی
‫سر اون بچه‌ها نیاوردم

32:47.257 --> 32:48.717
‫و همین رو به پلیس گفتم!

32:48.801 --> 32:51.136
‫این واقعیت رو عوض نمی‌کنه
‫که شما اون شب

32:51.220 --> 32:52.930
‫جایی که ادعا کردی، نبودی

32:54.890 --> 32:56.684
‫واقعاً کجا بودی؟

33:02.272 --> 33:04.566
‫می‌دونی که اون جواب
‫می‌تونه باعث آزادیت بشه؟

33:08.779 --> 33:11.073
‫هر کاری که داشتی می‌کردی

33:11.156 --> 33:13.117
‫امکان نداره بدتر از کاری باشه
‫که بهش متهم شدی

33:18.372 --> 33:20.666
‫می‌خوای دخترت بدون پدر بزرگ بشه؟

33:22.626 --> 33:23.961
‫میخوای مادرت برای پسرش…

33:24.044 --> 33:25.671
‫فکر می‌کنی چنین چیزی رو می‌خوام؟

33:26.463 --> 33:27.763
‫فکر می‌کنی چنین چیزی رو می‌خوام؟

33:29.425 --> 33:31.010
‫هیچ‌کس درک نمی‌کنه

33:32.636 --> 33:33.936
‫خیلی‌خب

33:34.638 --> 33:35.938
‫پس بهم بگو

33:36.640 --> 33:37.940
‫لطفاً

33:38.892 --> 33:40.978
‫فکر کنم دیگه می‌دونی که من طرفتم

33:46.316 --> 33:47.616
‫من…

33:53.073 --> 33:54.373
‫پیش یه زنی بودم

33:56.035 --> 33:57.335
‫یه زن متأهل

34:00.456 --> 34:01.756
‫مشکل فقط متأهل بودنش نیست

34:05.461 --> 34:06.879
‫یه زن سفیدپوست؟

34:09.048 --> 34:10.348
‫خودمم نمی‌دونم چطور شد

34:11.925 --> 34:13.225
‫نمی‌دونی چطور شد؟

34:18.098 --> 34:20.100
‫ببین، اگه کسی بفهمه،

34:21.685 --> 34:23.479
‫دیگه به زندان شاوشنگ نمی‌فرستنم

34:24.438 --> 34:25.898
‫نزدیک‌ترین درخت رو پیدا می‌کنن

34:26.439 --> 34:28.525
‫دیگه خودت می‌دونی شوهرش
‫چه بلایی سرش میاره

34:31.028 --> 34:33.822
‫اگه راهی وجود داره
‫که کسی آسیب نبینه،

34:34.323 --> 34:35.623
‫همون بهترین راهه

34:39.035 --> 34:40.335
‫من ممکنه…

34:40.370 --> 34:42.039
‫برای پیدا کردن اون راه
‫به کمک نیاز داشته باشم

34:50.923 --> 34:53.010
‫قربان، اون منطقه‌ای که زن سرخ‌پوست

34:53.011 --> 34:54.652
‫گفته بود بهش نزدیک نشیم رو بررسی کردیم

34:54.676 --> 34:56.929
‫یا حقیقت رو گفته،

34:57.012 --> 34:59.389
‫یا فرستاده‌مون پِی نخود سیاه،
‫اما هیچی پیدا نکردیم

35:00.724 --> 35:02.101
‫معلومه که هیچی اون‌جا نیست

35:03.310 --> 35:04.610
‫زن باهوشیه

35:05.187 --> 35:06.980
‫و حالا سوءظنش رو تایید کردیم

35:08.190 --> 35:10.943
‫سرهنگ، باور کن اون آدم‌ها
‫تعهداتشون رو خیلی جدی می‌گیرن

35:11.026 --> 35:14.029
‫و اتفاقی که در پیشه
‫خیلی پیچیده‌تر از یه دستور توقفه

35:14.947 --> 35:16.406
‫البته مهم هم نیست

35:17.032 --> 35:19.159
‫چون چرخه به زودی به پایان می‌رسه،

35:19.243 --> 35:20.702
‫و سلاح ناپدید می‌شه

35:20.786 --> 35:22.663
‫شاید وقتش رسیده پاک‌سازی رو
‫شروع کنیم، قربان

35:43.308 --> 35:45.727
‫هر چند وقت یک بار اون بچه‌ها
‫پایگاه رو زیر نظر دارن؟

35:45.811 --> 35:47.271
‫بچه‌های قبیله‌ی سرخ‌پوستان "مارش"؟

35:47.771 --> 35:49.398
‫نمی‌دونم، هر چند روز یک بار

35:50.649 --> 35:51.709
‫قربان، شاید کنجکاو باشن،

35:51.733 --> 35:53.652
‫اما می‌دونن باید اون‌طرف فنس‌ها بمونن

35:54.653 --> 35:56.363
‫شاید وقتش رسیده که دروازه رو باز کنیم

35:57.364 --> 35:58.664
‫و دعوت‌شون کنیم داخل

36:02.083 --> 36:03.911
« دبیرستان دِری »

36:03.912 --> 36:06.790
‫خب، دوست‌های جدیدت چطورن؟

36:08.167 --> 36:09.394
‫منظورت چیه؟

36:09.418 --> 36:11.879
‫نمی‌دونم. فکر کنم فقط کنجکاوم

36:12.963 --> 36:14.381
‫رانی گروگن چطور دختریه؟

36:15.883 --> 36:17.183
‫شایعات زیادی هست

36:18.010 --> 36:19.845
‫اگه برای غیبت کردن دعوتم کردی، من…

36:19.928 --> 36:21.228
‫لیلی، نه

36:22.222 --> 36:23.522
‫من فقط…

36:23.599 --> 36:25.642
‫فکر کنم دیگه نمی‌دونم
‫چطور باید باهات حرف بزنم

36:26.768 --> 36:29.730
‫اوضاع خیلی عوض شده
‫از وقتی که رفتی به…

36:30.856 --> 36:32.156
‫می‌دونی

36:34.860 --> 36:37.696
‫ببین، خودمون از کلاس اول
‫صمیمی‌ترین دوست‌ها بودیم

36:38.864 --> 36:42.492
‫گور بابای پتی‌خانمی‌ها.
‫نمی‌خوام از دستت بدم

36:42.576 --> 36:44.244
‫می‌شه از اول شروع کنیم؟

36:45.329 --> 36:46.629
‫لطفاً؟

36:47.331 --> 36:48.790
‫خوشحال می‌شم

36:49.666 --> 36:51.126
‫سلام، مارج

36:53.754 --> 36:55.054
‫سلام، لیلی

36:59.426 --> 37:00.761
‫یا خدا

37:00.844 --> 37:03.722
‫دیدی "تیم فلنگن" چطور بهت نگاه کرد؟

37:04.556 --> 37:06.141
‫باید باهاش حرف بزنی

37:06.225 --> 37:08.310
‫چی؟ نه بابا

37:08.393 --> 37:10.437
‫معلومه ازت خوشش میاد

37:11.563 --> 37:13.315
‫یالا، حداقل برو سلام کن

37:14.066 --> 37:16.109
‫بعد از این همه سختی که امسال کشیدی

37:16.860 --> 37:18.237
‫لیاقتش رو داری

37:20.530 --> 37:22.407
‫خب، حداقل بهتره یه‌کم به خودم برسم

37:28.538 --> 37:30.499
‫باشه. زود برمی‌گردم

37:43.720 --> 37:45.020
‫باور کرد؟

37:45.555 --> 37:47.808
‫فکر کنم. رفت به خودش برسه

37:47.891 --> 37:49.810
‫خوبه. چون همه‌چیز آماده‌ست

37:50.686 --> 37:52.813
‫به محض این‌که بره پیشش،
‫تیم جلوی همه‌ی بچه‌ها

37:52.896 --> 37:54.606
‫آبروش رو می‌بره

37:54.690 --> 37:55.990
‫خیلی خفن می‌شه

37:57.025 --> 37:58.902
‫آره، خیلی خفن می‌شه

38:00.195 --> 38:01.697
‫الان جا نزن، ترومن

38:02.739 --> 38:04.658
‫برو پیشش قبل از این‌که نظرش عوض بشه

38:11.097 --> 38:14.097
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

38:16.670 --> 38:17.970
‫چرا این‌قدر طولش می‌دی؟

38:18.839 --> 38:20.382
‫صورتم جوش زده

38:21.967 --> 38:23.677
‫اصلاً معلوم نیست

38:24.261 --> 38:26.513
‫بذار قبل از رفتن یه دستی به صورتت بکشم

38:26.596 --> 38:28.098
‫خیلی خوشگل می‌شی

38:28.181 --> 38:29.481
‫باشه

38:30.183 --> 38:32.144
‫بذار اول برم دستشویی. استرس دارم

38:38.817 --> 38:40.819
‫باورم نمی‌شه تیم از من خوشش میاد

38:59.880 --> 39:01.180
‫لیلز؟

39:01.590 --> 39:02.890
‫بله؟

39:07.220 --> 39:08.764
‫باید یه چیزی رو بهت بگم

39:09.765 --> 39:11.065
‫چی؟

39:15.479 --> 39:16.779
‫من…

39:18.523 --> 39:19.823
‫خب…

39:23.236 --> 39:24.654
‫حقیقت اینه که…

39:26.656 --> 39:27.991
‫مارج؟

39:30.202 --> 39:31.578
‫مارج، حالت خوبه؟

39:34.831 --> 39:36.131
‫چی؟

39:40.921 --> 39:42.221
‫مارج، چی شده؟

39:45.634 --> 39:47.010
‫چشم‌هام!

39:50.055 --> 39:51.355
‫مارج!

39:57.854 --> 39:59.856
‫تحت هیچ شرایطی بهش نگاه نکن، باشه؟

39:59.940 --> 40:01.084
‫یه نفر کمکم کنه!

40:01.108 --> 40:02.484
‫چشم‌هات رو ببند!

40:04.820 --> 40:06.446
‫چشم‌هام!

40:09.574 --> 40:10.874
‫مارج، صبر کن!

40:13.245 --> 40:14.871
‫کمک!

41:06.214 --> 41:07.591
‫مارج!

41:10.260 --> 41:11.560
‫مارج!

41:14.222 --> 41:15.682
‫مارج، نه!

41:15.765 --> 41:18.185
‫مارج، تمومش کن! نه!

41:18.268 --> 41:20.145
‫مارج! بس کن!

41:20.937 --> 41:22.272
‫تمومش کن، مارج!

41:22.355 --> 41:25.108
‫مارج، بس کن!

41:25.192 --> 41:27.569
‫نه! نه! نه!

41:27.652 --> 41:30.197
‫نه، مارج، بس کن!

41:30.280 --> 41:31.580
‫ولش کن!

41:32.574 --> 41:34.743
‫ولش کن! بس کن!

41:50.175 --> 41:51.475
‫نه

41:52.260 --> 41:53.678
‫نه، من…

42:10.570 --> 42:11.870
‫ترسوندیم

42:12.155 --> 42:13.907
‫امروز توی شهر چیکار می‌کردی؟

42:14.991 --> 42:16.291
‫منظورت چیه؟

42:16.910 --> 42:19.412
‫پالی گفت دیده رفتی توی اداره‌ی پلیس

42:23.667 --> 42:26.378
‫می‌بینم که اوضاع داره عوض می‌شه،
‫پس چطوره بهم بگی قضیه چیه، شار؟

42:26.461 --> 42:28.588
‫مثل خودت که بهم می‌گی
‫توی اون پایگاه چه خبره؟

42:28.713 --> 42:30.799
‫یه مسأله‌ی امنیتیه.
‫این قضیه چیه؟

42:30.882 --> 42:32.425
‫مردی که توی سالن سینما دستگیر شده؟

42:32.509 --> 42:36.555
‫مرد سیاه‌پوستی که به‌خاطر قتلی بازداشت شده
‫که قسم می‌خوره مرتکب نشده

42:36.638 --> 42:39.599
‫و دخترش هم با پسرمون دوسته

42:40.725 --> 42:42.025
‫دخترش؟

42:46.106 --> 42:47.406
‫دنبال دردسر نگرد

42:47.482 --> 42:49.651
‫هر جایی که بریم دردسر هست

42:49.734 --> 42:52.362
‫کشوری که قسم خوردی
‫ازش محافظت کنی همین‌شکلیه

42:52.904 --> 42:54.204
‫من فقط دارم کاری می‌کنم
‫ارزش محافظت کردن داشته باشه

42:54.281 --> 42:56.491
‫قسم خوردی که این‌جا دیگه
‫بیخیال اون کارها می‌شی

42:57.534 --> 43:00.203
‫نباید دوباره دستگیر بشی، شار.
‫مخصوصاً الان

43:01.580 --> 43:04.749
‫کاری که دارم این‌جا
‫انجام می‌دم خیلی مهمه

43:04.833 --> 43:06.585
‫پس فقط ازت می‌خوام بهت اعتماد کنی

43:07.127 --> 43:08.795
‫فقط بهم اعتماد کن
‫و دردسر درست نکن

43:09.379 --> 43:11.131
‫لطفاً، بهم قول بده

43:12.841 --> 43:14.141
‫خواهش می‌کنم

43:16.094 --> 43:17.971
‫نیاز نیست نگران من باشی

45:20.051 --> 45:21.886
‫هی. چیه؟ چی شده؟

45:22.470 --> 45:25.014
‫خوابم نمی‌گرفت.
‫رفتم از تلسکوپ استفاده کنم،

45:25.098 --> 45:27.183
‫و یه نفر بیرون ایستاده بود
‫و بهم خیره شده بود

45:31.688 --> 45:33.022
‫چی شده؟

45:34.232 --> 45:36.359
‫می‌بینی چیکار کردی؟
‫یه نفر خونه رو زیر نظر داره

45:45.118 --> 45:46.418
‫کی این‌جاست؟

45:48.621 --> 45:49.921
‫خودت رو نشون بده!

46:41.049 --> 46:43.134
‫صبر کنید، نمی‌تونید…

46:47.138 --> 46:48.807
‫حلش کن و بهم خبر بده

46:49.432 --> 46:51.226
‫معذرت می‌خوام، ژنرال

46:51.309 --> 46:53.019
‫داریم دنبال چه کوفتی می‌گردیم؟

47:13.873 --> 47:16.334
‫مچ خودش و دوست‌هاش رو
‫موقع جاسوسی از پایگاه گرفتیم

47:16.417 --> 47:18.711
‫می‌خواستن از بالای فنس‌ها
‫توی پایگاه رو ببینن

47:21.089 --> 47:22.549
‫اون این‌جا چیکار می‌کنه؟

47:23.800 --> 47:27.136
‫دوست جوان سرخ‌پوست‌مون
‫که اسمش "تنیل"ـه،

47:28.179 --> 47:30.723
‫موقعیت‌مکانی چیزی
‫که دنبالش می‌گردیم رو می‌دونه،

47:31.599 --> 47:33.518
‫اما به سوالاتمون پاسخ نمی‌ده

47:34.602 --> 47:38.022
‫پس هوانورد هالورن می‌خواد
‫جواب اون سوالات رو به دست بیاره

47:44.487 --> 47:46.197
‫از اون‌جا دارن ما رو می‌بینن

47:50.201 --> 47:51.911
‫کاری که گفتن باهات بکنم

47:52.704 --> 47:54.122
‫اصلاً کار خوشایندی نیست

47:54.998 --> 47:58.084
‫پس نظرت چیه جواب سوالاتشون رو بدی؟

47:58.167 --> 47:59.961
‫اون‌طوری الکی دو تامون درد نمی‌کشیم

48:05.300 --> 48:06.600
‫آره

48:22.191 --> 48:23.568
‫تنیل

48:26.738 --> 48:28.573
‫خدایا، خیلی متأسفم

49:01.105 --> 49:02.405
‫یالا

50:03.793 --> 50:06.254
‫تولدت مبارک!

50:06.337 --> 50:08.840
‫تولدت مبارک، تنیل!

50:20.727 --> 50:22.645
‫باید یه چیزی رو بهت بگم

50:46.335 --> 50:49.422
‫"نه! داره اونا رو می‌خوره!"

50:52.425 --> 50:53.652
‫"نه!"

50:53.676 --> 50:55.470
‫"حالت رو می‌گیرم"

50:58.556 --> 51:00.349
‫تنیل؟

51:00.433 --> 51:01.851
‫- سلام، خاله
‫- سلام

51:02.435 --> 51:04.937
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- هیچی

51:14.655 --> 51:15.955
‫چی شده؟

51:18.451 --> 51:21.496
‫داستان هیولای جنگل غربی رو می‌دونی؟

51:22.538 --> 51:23.838
‫"گالو" رو می‌گی؟

51:24.373 --> 51:25.750
‫همه‌ی بچه‌ها اون داستان رو می‌دونن

51:26.334 --> 51:29.462
‫وقتی ۷ سالمون بود
‫بزرگ‌ترها مجبورمون کردن حفظش کنیم

51:29.962 --> 51:31.589
‫خب، هدف بعضی از داستان‌هامون

51:33.216 --> 51:34.884
‫اینه که بهمون درس بدن

51:38.096 --> 51:40.014
‫و بعضی از داستان‌هامون حقیقت دارن

51:44.519 --> 51:48.439
‫یعنی "گالو" حقیقت داره؟

52:00.827 --> 52:02.127
‫داستانش رو برام بگو

52:02.161 --> 52:05.623
‫می‌خوام بدونم یادته
‫ماجرا چطور شروع شده یا نه

52:12.463 --> 52:14.382
‫میلیون‌ها سال پیش،

52:14.966 --> 52:17.426
‫قبل از دوران اولین انسان‌ها،

52:17.510 --> 52:19.387
‫از تاریک‌ترین قسمت آسمان شب

52:19.470 --> 52:21.597
‫یه روح شیطانی گرفتار شده در سنگ آسمانی

52:22.140 --> 52:23.891
‫به این‌جا رانده شد

52:29.689 --> 52:33.359
‫اما وقتی اون سنگ
‫به زمین برخورد کرد، باز شد،

52:33.442 --> 52:35.903
‫و اون روح آزاد شد

52:36.529 --> 52:40.408
‫اون زمستون‌ها و شب‌های زیادی
‫توی جنگل پرسه می‌زد

52:40.908 --> 52:45.163
‫تا این‌که اولین نیاکان ما به وجود اومدن

52:47.874 --> 52:51.752
‫سنگی که هیولا توش گیر
‫افتاده بود، زندان اون بود،

52:51.836 --> 52:55.423
‫و اون سنگ هنوز قدرت داشت

52:56.549 --> 52:59.677
‫حکیم‌ترین اجدادمون تیکه‌ای
‫از اون سنگ رو برداشتن

52:59.760 --> 53:02.346
‫و باهاش سلاحی ساختن
‫تا از مردم‌مون

53:02.430 --> 53:03.890
‫در برابر اون هیولا محافظت کنن

53:03.973 --> 53:06.309
‫هیولایی که اسمش رو "گالو" گذاشتیم

53:08.686 --> 53:10.479
‫اون خنجر رو نزدیک خودمون نگه داشتیم

53:10.563 --> 53:12.815
‫و نزدیک جنگل غربی نشدیم

53:14.942 --> 53:16.652
‫در طی سال‌های آینده،

53:16.736 --> 53:18.988
‫افسانه‌ی گالو منتقل می‌شد

53:19.906 --> 53:22.158
‫از نسلی به نسل دیگه

53:24.118 --> 53:26.412
‫با هیولا در تعادل زندگی می‌کردیم

53:26.495 --> 53:28.623
‫و وارد محدوده‌ش نمی‌شدیم،

53:28.706 --> 53:30.875
‫و هیچ‌وقت توی قلمروی اون شکار نمی‌کردیم

53:32.460 --> 53:33.920
‫تا این‌که یه روز…

53:34.795 --> 53:36.297
‫مهاجرها از راه رسیدن

53:37.590 --> 53:40.384
‫بهشون هشدار دادیم
‫که وارد جنگل غربی نشن،

53:40.968 --> 53:42.637
‫اما اونا توجهی نکردن

53:45.014 --> 53:46.599
‫توی جنگل‌ها شکار می‌کردن

53:46.682 --> 53:48.476
‫و همون‌طور که بهشون هشدار دادیم،

53:48.559 --> 53:50.811
‫خودشون مورد شکار قرار گرفتن

53:52.021 --> 53:53.606
‫"گالو" ازشون تغدیه کرد

53:53.689 --> 53:56.234
‫و قوی‌تر و قدرتمندتر شد

53:57.944 --> 54:00.238
‫هیولا بعد از مدتی تونست

54:00.321 --> 54:02.949
‫خارج از جنگل غربی شکار کنه

54:04.242 --> 54:06.953
‫"سسکی"، جنگ‌سالار بزرگ روستا

54:07.036 --> 54:09.372
‫توسط مادرهای قبیله به شورا احضار شد

54:09.872 --> 54:11.916
‫اون هیولا خیلی قدرتمند شده بود

54:11.999 --> 54:14.585
‫دیگه یه خنجر برای محافظت

54:14.669 --> 54:16.128
‫از تمام روستاها کافی نبود

54:16.837 --> 54:19.632
‫برای نجات دادن مردم‌مون
‫تصمیمی گرفته شد

54:20.216 --> 54:21.634
‫مردم‌مون باید نقل مکان می‌کردن

54:22.218 --> 54:24.428
‫اما دختر سسکی که "نکانی" نام داشت

54:24.512 --> 54:26.597
‫دوست نداشت سرزمین‌مون رو ترک کنه

54:26.681 --> 54:29.350
‫اون معتقد بود یه راه دیگه وجود داره

54:29.892 --> 54:31.227
‫خنجر رو برداشت

54:31.310 --> 54:33.562
‫و به همراه دوستش

54:33.646 --> 54:35.523
‫از میان جنگل بزرگ بی‌روح عبور کرد

54:36.607 --> 54:39.235
‫و بالاخره به جنگل غربی رسید

54:42.446 --> 54:43.906
‫وارد جنگل شدن،

54:43.990 --> 54:46.409
‫دنبال غاری می‌‌گشتن
‫که "گالو" توش سقوط کرده بود

54:46.492 --> 54:49.245
‫تا سنگ مقدس بیشتری بردارن

54:50.663 --> 54:52.164
‫وقتی سسکی متوجه شد

54:52.248 --> 54:54.709
‫که دخترش و خنجر غیب‌شون زده،

54:54.792 --> 54:57.753
‫یه گروه جستجو تشکیل داد
‫تا هر دو تاشون رو برگردونه

55:02.341 --> 55:03.926
‫اما بدون خنجر،

55:04.010 --> 55:05.237
‫هیچی نداشتن

55:05.261 --> 55:07.138
‫تا در برابر "گالو"
‫از خودشون محافظت کنن

55:16.230 --> 55:18.190
‫هیولا خودش رو به اونا نشون داد

55:19.442 --> 55:22.869
‫به اشکالی که اون آدم‌ها
‫بیشتر ازش می‌ترسیدن

55:27.783 --> 55:30.911
‫اون گروه جنگ‌جویان رو
‫از هم جدا کرد، یکی یکی

55:32.705 --> 55:34.123
‫و قبل از این‌که حتی متوجه بشه،

55:34.665 --> 55:37.251
‫سسکی دید تک و تنها مونده

56:01.734 --> 56:05.404
‫تنها امید سسکی
‫توی دست‌های دخترش بود

56:12.703 --> 56:16.207
‫برای دیدار با خدات آماده شو!

56:16.957 --> 56:19.710
‫حتی سسکی، جنگ‌سالار بزرگ،

56:19.794 --> 56:22.630
‫حریف "گالو" نمی‌شد

56:32.681 --> 56:33.981
‫مامان؟

56:34.725 --> 56:36.025
‫مامان!

56:47.154 --> 56:48.215
‫مامان!

56:48.239 --> 56:49.539
‫مامان، نه!

56:53.119 --> 56:54.419
‫مامان!

56:54.954 --> 56:56.254
‫نه

56:58.374 --> 56:59.917
‫اما دیگه دیر شده بود

57:00.584 --> 57:03.629
‫روح سسکی در حال خارج شدن بود

57:07.091 --> 57:11.303
‫- و همنشین دیگر اجدادمون شد
‫- مامان! نه! مامان!

57:13.806 --> 57:15.224
‫نه!

57:27.945 --> 57:30.656
‫با این‌که اشک‌های نکانی متوقف نمی‌شدن،

57:31.157 --> 57:32.950
‫اما مردمش هنوز در خطر بودن،

57:33.617 --> 57:36.745
‫می‌دونست باید چیکار کنه،
‫باید براشون می‌جنگید،

57:36.871 --> 57:38.789
‫همون کاری که مادرش
‫سال‌ها انجام داده بوده

57:39.373 --> 57:41.167
‫پس نکانی خنجر رو برداشت

57:41.250 --> 57:44.545
‫و برای آخرین بار
‫شجاعانه وارد جنگل غربی شد

57:50.050 --> 57:51.350
‫غار رو پیدا کردن

57:53.053 --> 57:56.849
‫و تیکه‌هایی از سنگ باستانی که "گالو"
‫باهاش به زمین فرستاده شده بود رو شکوندن

58:01.604 --> 58:03.147
‫نقشه‌ای کشیده شد

58:04.565 --> 58:05.865
‫برای کشتنش نه،

58:06.233 --> 58:07.651
‫برای زندانی کردنش

58:14.116 --> 58:16.702
‫قصد داشتن از تیکه‌های
‫اون سنگ استفاده کنن،

58:17.036 --> 58:19.038
‫تنها چیزی که "گالو" ازش می‌ترسید،

58:19.705 --> 58:21.624
‫تا دوباره امنیت مردم‌مون رو برقرار کنن

58:23.000 --> 58:25.753
‫بچه‌ها جنگل غربی رو دور زدن،

58:25.836 --> 58:28.255
‫جنگلی که مدت‌های طولانی

58:28.380 --> 58:29.680
‫قلمروی شکار هیولا بود

58:30.424 --> 58:33.344
‫و ۱۳ تیکه از سنگ مقدس رو

58:33.636 --> 58:35.429
‫در اعماق زمین دفن کردن

58:47.191 --> 58:49.902
‫بالای هر تیکه سنگ، یه آتیش روشن کردن

58:49.985 --> 58:51.285
‫تا مکانش رو مشخص کنن،

58:51.946 --> 58:55.074
‫مرزی که "گالو" نمی‌تونست ازش عبور کنه

58:58.911 --> 59:02.831
‫مردم‌مون عهد مقدسی بستن
‫تا از اون ستون‌ها

59:02.915 --> 59:04.750
‫و مکانشون محافظت کنن

59:06.168 --> 59:08.379
‫تا هیولایی که داخش گیر افتاده

59:08.462 --> 59:10.548
‫هرگز نتونه از اون‌جا خارج بشه

59:12.633 --> 59:14.510
‫اون‌طوری مردم‌مون در امان بودن،

59:15.344 --> 59:18.097
‫و "گالو" هم داخل محدوده‌ی
‫اون ستون‌ها گیر می‌افتاد

59:19.557 --> 59:20.857
‫تا ابد

59:23.435 --> 59:25.020
‫آفرین، تنیل

59:29.733 --> 59:31.033
‫حالا تو بخشی از…

59:34.822 --> 59:36.122
‫خاله

59:40.703 --> 59:42.003
‫حالت خوبه؟

59:48.168 --> 59:49.587
‫آفرین، تنیل

59:50.379 --> 59:51.679
‫داستان بی‌نظیری بود

59:52.172 --> 59:54.258
‫بهم بگو، الان کجان؟

59:56.468 --> 59:57.768
‫اون ستون‌ها

59:58.304 --> 59:59.604
‫از کجا پیداشون کنم؟

01:00:02.182 --> 01:00:03.482
‫می‌تونی بهم بگی

01:00:07.187 --> 01:00:08.487
‫یالا

01:00:34.381 --> 01:00:35.681
‫از اون‌جا

01:00:41.764 --> 01:00:43.724
‫تونل‌های زیر چاه قدیمی رو دنبال کنید…

01:00:46.143 --> 01:00:47.728
‫اون‌طوری می‌تونید ستون‌ها رو پیدا کنید

01:00:57.875 --> 01:01:05.875
‫« تـرجـمـه: حسین اسماعیلی و امــیــررضــا »

01:01:05.876 --> 01:01:10.876
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:01:10.877 --> 01:01:15.877
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:01:15.878 --> 01:01:30.878
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
