WEBVTT

00:00.002 --> 00:10.002
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

00:11.512 --> 00:14.223
‫« سال ۱۹۰۸ »

00:19.729 --> 00:22.023
‫بفرمایید تو، دوستان!

00:22.523 --> 00:26.777
‫بفرمایید تو و مجموعه‌ی عجایب
‫و عجیب‌الخلقه‌هامون رو ببینین!

00:27.278 --> 00:31.490
‫دوقلوهای لی، که بخاطر شوخی بی‌رحمانه‌ی خدا
‫از بچگی به هم چسبیده‌ن!

00:33.451 --> 00:35.036
‫مراقب باش

00:35.036 --> 00:37.121
‫و پسر صورت‌سگی

00:37.663 --> 00:39.290
‫که بیشتر سگه تا پسر

00:40.416 --> 00:42.016
‫مرد اسکلتی

00:42.918 --> 00:44.879
‫که بیشتر مرده‌ست تا زنده

00:45.504 --> 00:47.548
‫اسلورک، مرد میمونی

00:48.591 --> 00:51.218
‫که بیشتر میمونه تا انسان

00:51.927 --> 00:55.473
‫بیاین. همه‌شون اینجان

01:05.566 --> 01:07.166
‫بیا جلو...

01:07.818 --> 01:12.782
‫و با وحشت‌های عجیب‌ و غریبی روبه‌رو شو
‫که توی وحشتناک‌ترین تصوراتت هم ندیدی

01:14.492 --> 01:16.092
بفرما داخل

01:25.711 --> 01:27.311
‫برو

01:32.843 --> 01:34.677
بفرمایید تو

01:35.179 --> 01:36.972
بفرمایید تو

01:54.865 --> 01:56.465
‫همینطور برو

03:04.643 --> 03:06.243
‫سلام پسرجون

03:07.605 --> 03:09.205
‫بیا نزدیک‌تر

03:14.028 --> 03:17.489
‫نترس. بیا نزدیک‌تر

03:22.912 --> 03:25.873
‫بیا. بیا نزدیک‌تر

03:28.000 --> 03:30.377
‫آره. بیا

03:39.011 --> 03:40.611
‫حالا ببین!

03:50.648 --> 03:52.248
‫آروم، آروم، آروم

03:52.942 --> 03:54.542
‫بالاخره پیدات کردم

03:56.362 --> 03:57.962
‫خدا بگم چیکارت نکنه

03:58.489 --> 04:00.950
‫اینقدر سوسول نباش، فرانسیس

04:01.992 --> 04:03.592
‫بابات یه چیزی برات برنده شد

04:12.294 --> 04:13.894
‫بیا بریم

04:18.008 --> 04:20.844
‫- بفرمایید تو
‫- ممنون

04:45.995 --> 04:47.595
‫عجب گیری کردما

04:49.123 --> 04:50.723
‫ای خدا

04:59.341 --> 05:00.941
‫هرچی پول داشتم خرج شهربازی لعنتی کردم

05:01.510 --> 05:03.110
‫برو یکم آب بگیر

05:18.193 --> 05:19.793
‫یکی لطفاً

05:23.449 --> 05:25.049
‫یالا، بجنب

05:27.411 --> 05:29.011
‫پنج سنته

05:30.831 --> 05:32.431
‫فقط همینقدر دارم

05:33.833 --> 05:35.433
‫این تیرکمونه؟

05:48.015 --> 05:49.308
‫« ایالت مین، ۶۷۱۹ »

05:57.274 --> 05:58.874
‫تیرکمون لامصبت کو؟

06:27.596 --> 06:31.600
‫وایسا! فرانسیس! نه! برگرد! صبر کن!

06:33.102 --> 06:35.437
‫فرانسیس! برگرد!

07:12.933 --> 07:14.533
‫چی می‌خوای؟

07:23.360 --> 07:24.960
‫دست از سرم بردار!

07:40.085 --> 07:41.685
‫سلام

08:25.589 --> 08:27.189
‫فرار کن، بجنب!

08:32.221 --> 08:33.821
‫زود باش

08:35.057 --> 08:36.766
‫داره نزدیک‌تر میشه!

08:36.766 --> 08:38.366
‫برنگرد!

10:21.246 --> 10:23.332
‫« آن: به دری خوش آمدید »

10:23.333 --> 10:31.333
‫« تـرجـمـه: حسین اسماعیلی و امــیــررضــا »

10:39.640 --> 10:41.558
‫ببین چقدر شلوغه

10:50.400 --> 10:52.000
‫هورا!

10:53.320 --> 10:54.920
‫خانم بین‌بریج

10:55.739 --> 10:57.339
‫خوشحالم دوباره می‌بینمتون

10:58.450 --> 11:00.952
‫دوز داروی کلروپرومازین لیلی رو بیشتر کردم

11:00.952 --> 11:03.163
‫ولی اگر دوباره حمله‌ای بهش دست بده

11:03.163 --> 11:06.792
‫ممکنه لازم باشه در مورد
‫درمان بازدارنده‌تری صحبت کنیم

11:07.459 --> 11:08.627
‫الان کجاست؟

11:08.627 --> 11:12.547
‫لیلی تابستون قبلی با سرپرست
‫نظافتچی‌هامون دوستی نزدیکی پیدا کرد

11:12.547 --> 11:14.383
‫می‌خواست قبل از رفتن باهاش خداحافظی کنه

11:14.883 --> 11:17.386
‫تا می‌کنی و می‌زنی زیر تشک

11:25.686 --> 11:27.437
‫همه‌چی درست میشه، عزیزم

11:28.021 --> 11:30.899
‫دختر باهوشی هستی
‫یه کاریش می‌کنی

11:31.400 --> 11:33.235
‫آره، ولی آخه...

11:34.695 --> 11:37.239
‫باباش بخاطر من افتاده زندان

11:38.448 --> 11:40.409
‫اصلاً چندان همدیگه رو نمی‌شناسیم

11:41.034 --> 11:44.121
‫و اگر بگم واقعاً چی دیدم...

11:44.121 --> 11:46.248
‫احتمالاً دوباره سر از اینجا درمیاری

11:48.250 --> 11:50.460
‫اگر جای من بودی چیکار می‌کردی؟

11:54.089 --> 11:56.925
‫پدرم همیشه می‌گفت
‫زندگی هر لحظه‌ش مهمه

11:58.051 --> 12:00.846
‫ولی به‌نظرم مهم‌تر اینه که
‫توی زندگی کی کنارته

12:00.846 --> 12:03.765
‫و اگر این "رانی" اونقدر که میگی
‫برات اهمیت داره

12:04.933 --> 12:07.102
‫یه راهی برای جبرانش پیدا می‌کنی

12:09.187 --> 12:10.787
‫هرجور شده

12:14.151 --> 12:15.777
‫ببین

12:15.777 --> 12:18.321
‫اگر بهم میگی
‫اتفاق غیرممکنی رو به چشم دیدی...

12:19.906 --> 12:21.506
‫من حرفتو باور می‌کنم

12:22.909 --> 12:24.911
‫اکثر مردم، خب...

12:26.747 --> 12:28.749
‫فقط به چیزایی که می‌تونن ببینن باور دارن...

12:33.170 --> 12:34.770
‫اونم با چشم‌های خودشون

12:49.144 --> 12:50.744
‫آروم باش رفیق

12:53.064 --> 12:54.664
‫با نیت دوستی اومدم

13:20.592 --> 13:22.135
‫چی شده؟ برندش رو دوست نداری؟

13:22.135 --> 13:24.095
‫بیشتر اهل امبسی گلدزم

13:25.847 --> 13:27.682
‫واقعاً؟ امبسی گلدز

13:28.308 --> 13:30.060
‫این سمت اقیانوس چندان طرفدار نداره

13:31.561 --> 13:35.232
‫منو باش فکر می‌کردم
‫اهل پال مالی

13:35.732 --> 13:37.359
‫درست عین جیمز کابرن

13:38.401 --> 13:40.001
‫لی ماروین

13:40.487 --> 13:42.531
‫بازیگر تبلیغ پال مال "لی ماروین"ـه

13:44.032 --> 13:47.702
‫خب، تو بازیگرها رو بهتر می‌شناسی، هنک
‫گمونم با شغلت بایدم اینطور باشه

13:49.079 --> 13:52.290
‫می‌دونی من بخاطر شغلم...
‫کیا رو بهتر می‌شناسم؟

13:55.335 --> 13:56.935
‫دروغگوها

13:57.337 --> 13:59.756
‫از ده کیلومتری تشخیص‌شون میدم

14:04.553 --> 14:06.221
‫شب قتل کجا بودی، هنک؟

14:06.221 --> 14:07.973
‫بهت که گفتم، خونه بودم

14:07.973 --> 14:11.685
‫پس چرا یه شاهد دارم که میگه
‫ساعت ۱۱ و نیم توی خیابون جکسون بودی؟

14:15.856 --> 14:18.733
‫آره، یه شاهد بهمون خبر داد
‫گفت عکستو توی روزنامه‌ها دیده

14:18.733 --> 14:20.151
‫یاد مردی افتاده که دیده

14:20.151 --> 14:22.529
‫اون شب داشته یواشکی می‌رفته
‫و دو دو تا چهار تا کرده

14:22.529 --> 14:24.656
‫- یه شهادت‌نامه نوشت و امضا کرد
‫- باشه، ولی دلیل نمیشه حقیقت داشته باشه

14:24.656 --> 14:26.256
‫خب، خیلی ناراحت بود

14:26.950 --> 14:29.786
‫برای همین رفتیم اونجا
‫یه نگاهی انداختیم و...

14:32.831 --> 14:34.431
‫اینو سر صحنه‌ی جرم پیدا کردیم

14:37.627 --> 14:39.671
‫خدا میگه "دروغ نگویید"، هنک

14:42.090 --> 14:44.926
‫می‌دونی توی شاوشنک
‫با بچه‌کش‌ها چیکار می‌کنن؟

14:45.468 --> 14:47.470
‫من بلایی سر اون بچه‌ها نیاوردم

14:47.470 --> 14:49.472
‫و حتی نزدیک اون سالن سینما هم نبودم

14:49.472 --> 14:50.557
‫پس کجا بودی، هنک؟

14:50.557 --> 14:52.893
‫و دیگه چرند به هم نباف
‫که خونه خواب بودی

14:52.893 --> 14:54.493
‫منو خر فرض نکن

15:03.361 --> 15:04.961
‫خیلی‌خب

15:10.327 --> 15:12.078
‫دلمون برات تنگ میشه، هنک

15:13.538 --> 15:14.831
‫حداقل خاطراتت برامون می‌مونه

15:14.831 --> 15:16.917
‫وایسا، وایسا، وایسا، وایسا
‫وایسا، وایسا، وایسا، وایسا

15:16.917 --> 15:19.753
‫این... این کار من نبوده! کار من نبوده!

15:20.378 --> 15:21.576
‫برگرد!

15:21.600 --> 15:22.797
‫برگرد!

15:55.789 --> 15:59.834
‫« هنک آدم‌کُش کباب میشه! »

16:11.221 --> 16:14.474
‫می‌تونی تصور کنی بابات
‫یه قاتل روانی از آب دربیاد؟

16:16.351 --> 16:18.895
‫خب، اگر دستگیرش کردن
‫حتماً مدرک دارن دیگه، مگه نه؟

16:19.354 --> 16:22.232
‫اینجا آمریکاست. نمیشه همینطوری الکی
‫مردم رو بندازی پشت میله‌ها

16:22.983 --> 16:24.776
‫جفتمون توی یه کشور زندگی می‌کنیم؟

16:27.320 --> 16:29.114
‫آخه بهش نمی‌خوره

16:29.114 --> 16:30.714
‫زیردست یه قاتل بزرگ شده باشه

16:31.366 --> 16:32.966
‫همین

16:38.456 --> 16:40.333
‫سلام

16:40.333 --> 16:43.670
‫اینو از دفتر پرستار آوردم
‫رنگ رو پاک می‌کنه

16:44.212 --> 16:46.131
‫از تو یکی کمک نمی‌خوام

16:46.131 --> 16:48.967
‫شانس آوردی بابت کاری که با بابام کردی
‫سیاه و کبودت نمی‌کنم

16:50.343 --> 16:51.943
‫برو پی کارت

16:53.138 --> 16:55.265
‫- برو دیگه
‫- بهشون میگم، باشه؟

16:55.890 --> 16:57.559
‫میگم واقعاً چی دیدم

16:59.310 --> 17:01.479
‫- میگی؟
‫- هرجور شده جبرانش می‌کنم

17:03.148 --> 17:05.316
‫توی فروشگاه دوباره اتفاق افتاد

17:06.109 --> 17:07.709
‫بابام رو دیدم

17:10.363 --> 17:12.240
‫دوباره منو فرستادن جونیپر هیل

17:12.240 --> 17:14.658
‫حالا همه فکر می‌کنن هنوزم دیوونه‌م یا...

17:14.658 --> 17:17.912
‫نمی‌دونم والا، از قبل هم دیوونه‌ترم
‫پس حتی اگر حقیقتو بهشون بگم

17:17.912 --> 17:19.512
‫هیچکس باور نمی‌کنه

17:21.666 --> 17:24.043
‫مردم فقط چیزی رو باور می‌کنن
‫که خودشون به چشم ببینن

17:25.795 --> 17:28.757
‫تا مدرکی نداشته باشیم نشونشون بدیم
‫هرچی هم بگیم باور نمی‌کنن

17:29.591 --> 17:31.676
‫چطوری مدرک گیر بیاریم؟

17:35.764 --> 17:37.766
‫واقعاً فکر می‌کنی اون موجود وایمیسته

17:37.766 --> 17:39.309
‫و برای عکس ژست می‌گیره؟

17:39.309 --> 17:41.770
‫چی برای از دست دادن داریم؟
‫به امتحانش می‌ارزه

17:41.770 --> 17:44.856
‫که اثبات کنیم من دیوونه نیستم
‫و بابای تو قاتل نیست

17:48.693 --> 17:50.293
‫باشه

17:50.737 --> 17:53.364
‫گیریم این‌کارو امتحان کردیم
‫و واقعاً یه عکسی گرفتیم

17:53.782 --> 17:54.908
‫بعدش چیکار کنیم؟

17:54.908 --> 17:57.035
‫بفرستیمش "کین" چاپش کنن؟

17:57.035 --> 17:58.828
‫عمراً عکسا رو بهمون نمیدن

17:59.454 --> 18:01.915
‫و من بلد نیستم عکس چاپ کنم

18:01.915 --> 18:04.000
‫- تو بلدی؟
‫- نه

18:04.000 --> 18:06.753
‫ولی حتماً کسی رو می‌شناسیم
‫که بلد باشه

18:11.925 --> 18:14.219
‫کادیلاک رو تا پیچ و مهره‌ی آخر باز کردیم

18:14.219 --> 18:17.514
‫اگر چیزی توش بود، پیداش می‌کردیم
‫پاک پاکه

18:18.556 --> 18:20.892
‫هیچی جز لکه‌های خون
‫و جای گلوله توش نیست

18:21.559 --> 18:23.478
‫حتی اطراف محل حفاری رو هم گشتیم

18:23.478 --> 18:25.897
‫فکر کنم دو کیلومتر مربع رو گشتیم
‫ولی چیزی پیدا نکردیم

18:26.731 --> 18:28.566
‫معلومه که نکردین

18:28.566 --> 18:31.027
‫چیزی که دنبالشیم سیصد سال
‫قبل از اختراع ماشین

18:31.027 --> 18:32.862
‫توی دری دفن شده بوده

18:34.364 --> 18:37.408
‫ولی حتماً ماشینه چیزی داشته
‫که هالورن تونسته پیداش کنه

18:37.951 --> 18:40.453
‫بخشی از دوره‌ی ۱۹۳۵ـه

18:40.453 --> 18:42.122
‫قتل‌عام دارودسته‌ی بردلی

18:42.664 --> 18:44.541
‫یه مشت نخاله که می‌خواستن عین دیلینجر باشن

18:44.541 --> 18:46.376
‫مردم شهر قاطی کردن
‫و آبکششون کردن

18:47.377 --> 18:50.255
‫توی گزارش‌های شاهدین از اون زمان نوشته...

18:50.255 --> 18:52.549
‫موجود در یکی از شکل‌هاش دیده شده

18:58.930 --> 19:00.431
‫تا حالا این همه چیز پیدا کردیم

19:00.431 --> 19:02.517
‫ولی هنوز به پیدا کردن هدف نزدیک‌تر نشدیم

19:02.517 --> 19:04.477
‫و وقتمون داره تموم میشه

19:04.477 --> 19:06.229
‫قابلیت‌های ذهنی هالورن اثبات شده

19:06.229 --> 19:09.149
‫ولی وقتی توی پایگاه گیر افتاده
‫و روی نقشه جا نشون میده، دست‌وبالش بسته‌ست

19:11.317 --> 19:13.111
‫باید به هدف نزدیک‌ترش کنیم

19:14.946 --> 19:16.546
‫اگر بشه تا بالای سر هدف هم ببریمش

19:17.282 --> 19:18.882
‫بالای سرش، قربان؟

19:23.288 --> 19:25.039
‫سوار هواپیماش کنین

19:25.039 --> 19:26.916
‫کل این عملیات به هالورن وابسته‌ست

19:26.916 --> 19:28.293
‫اگر اتفاقی براش بیفته...

19:28.293 --> 19:30.003
‫حالا دیگه سرگرد هنلن رو داریم
‫ که مراقبش باشه

19:30.003 --> 19:31.296
‫خب، جسارت نباشه قربان...

19:31.296 --> 19:33.548
‫ولی از کجا بدونیم اگر هالورن رو بفرستیم
‫بهتر می‌تونه پیداش کنه؟

19:33.548 --> 19:35.925
‫شاید برای پیدا کردنش
‫فقط یکم کمک لازم داشته باشه

19:47.604 --> 19:49.606
‫کمک چیزی که مدت‌ها پیش

19:50.481 --> 19:52.081
‫اون موجود رو زخمی کرد

20:01.784 --> 20:02.952
‫امکان نداره

20:02.952 --> 20:04.704
‫- چرنده بابا، چرنده
‫- امکان نداره

20:04.704 --> 20:06.581
‫امکان نداره. امکان نداره

20:06.581 --> 20:08.708
‫امکان نداره با آریتا فرانکلین خوابیده باشی

20:08.708 --> 20:10.210
‫به‌خدا قسم!

20:10.210 --> 20:12.337
‫توی دیترویت همدیگه رو دیدیم
‫توی یه کلاب

20:12.795 --> 20:16.549
‫شبو با همدیگه بودیم
‫حتی یه آهنگ هم در موردم نوشت

20:17.050 --> 20:19.594
‫آره. "زیاد طول نمی‌کشه"

20:27.393 --> 20:29.062
‫این دیگه چه وضعشه بابا

20:30.104 --> 20:31.704
‫تف توش!

20:32.690 --> 20:35.318
‫مگه نگفتی مزیت‌های ویژه داری؟

20:36.194 --> 20:37.278
‫خب که چی؟

20:37.278 --> 20:39.989
‫خب نمی‌تونی یه جای بهتر برامون گیر بیاری؟

20:39.989 --> 20:42.200
‫هالورن. وقتشه

20:49.165 --> 20:50.765
‫جای بهتر یادت نره‌ها

20:53.461 --> 20:56.005
‫مسترز، مرتیکه‌ی حرومی
‫خیلی دلم می‌خواست خودش

20:56.005 --> 20:57.423
‫و رفقاش رو تنها گیر بیارم

20:57.423 --> 20:59.008
‫حیف شد، چون مسترز و رفقاش

20:59.008 --> 21:01.844
‫- دیروز منتقل شدن رفتن، دیگه تموم شد رفت
‫- اینو به شونه‌ی راستم بگو

21:02.845 --> 21:04.055
‫اینقدر بچه نباش، پالی

21:04.055 --> 21:05.306
‫- بچه نباشم؟
‫- آره

21:05.306 --> 21:07.141
‫وقتی تو داشتی زیر تخت
‫دنبال فکت می‌گشتی

21:07.141 --> 21:09.269
‫داشتم دهن اون دو نفرو سرویس می‌کردم
‫میگه "بچه نباش"

21:09.269 --> 21:10.979
‫یادم نمیاد دهن کسی رو سرویس کرده باشی

21:10.979 --> 21:12.897
‫ولی یادمه عین بچه
‫پرتت می‌کردن اینور اونور

21:12.897 --> 21:14.023
‫من اهل عشقم، نه دعوا

21:14.023 --> 21:15.149
‫- واقعاً؟
‫- آره

21:15.149 --> 21:16.859
‫پس چرا توی ارتشی؟ چرا عضو شدی؟

21:16.859 --> 21:18.987
‫- آخه لباس فرم خیلی بهم میاد
‫- واقعاً؟

21:18.987 --> 21:20.530
‫- نه، به موهام دست نزن، دست نزن
‫- زر نزن بابا

21:20.530 --> 21:22.156
‫دست بزنی دخلتو میارم
‫خودت که می‌دونی

21:25.368 --> 21:27.078
‫- سرگرد
‫- سرهنگ

21:27.078 --> 21:29.038
‫هوانورد هالورن، ایشون سرگرد "هنلن"ـه

21:29.038 --> 21:32.083
‫ایشون هم سروان "روسو"ـه
‫خلبان‌های پرواز شناسایی امروزت هستن

21:32.083 --> 21:33.683
‫چطورین رفقا؟

21:36.337 --> 21:39.132
‫قربان، قراره امروز بعدازظهر
‫دقیقاً چی رو شناسایی کنیم؟

21:39.132 --> 21:40.633
‫دستگاه‌های هدایتتون

21:40.633 --> 21:43.386
‫هالورن رو به چشم
‫یه قطب‌نمای انسانی ببینین

21:43.386 --> 21:44.986
‫هرجا گفت برین

21:48.975 --> 21:50.685
‫- مشکلی نیست
‫- راه بیفتین

22:08.870 --> 22:10.788
‫- خب، هالورن
‫- بله؟

22:11.998 --> 22:13.598
‫قضیه‌ی سیگارها چیه؟

22:15.043 --> 22:16.643
‫سیگاری توش نیست

22:17.211 --> 22:18.811
‫خب پس چی توشه؟

22:22.467 --> 22:24.067
‫اگر بگم درک نمی‌کنین

22:54.832 --> 22:57.627
‫باید... باید بپیچین سمت شرق

22:59.379 --> 23:00.979
‫بپیچین شرق. همین الان!

23:03.341 --> 23:05.510
‫دریافت شد. می‌پیچیم شرق

23:28.616 --> 23:30.827
‫چرا... چرا وایسادی؟ باید فرار کنیم

23:30.827 --> 23:32.787
‫دیگه اوضاع امنه. ببین

23:33.579 --> 23:35.179
‫از جنگل درنمیاد

23:37.458 --> 23:39.252
‫اون موجوده چی بود؟

23:39.252 --> 23:40.852
‫نمی‌دونم

23:41.462 --> 23:43.062
‫لطفاً وایسا

23:44.590 --> 23:46.259
‫چرا نمی‌تونه از جنگل دربیاد؟

23:51.180 --> 23:52.780
‫اگر یه رازی بهت بگم به کسی نمیگی؟

23:59.939 --> 24:02.483
‫نمی‌دونم خیال کردن
‫دارن چیکار می‌کنن

24:03.693 --> 24:07.530
‫تابحال کسی حق نداشته
‫دست به زمین‌های مقدس‌مون بزنه

24:07.530 --> 24:10.199
‫- اگر زمین‌ها رو می‌خوان...
‫- همیشه زمین‌ها رو می‌خوان

24:10.199 --> 24:12.160
‫پس حداقل به قیمت منصفانه بخرنش

24:12.160 --> 24:15.037
‫تا بتونیم یه دستی به سر و روی مرداب بکشیم

24:15.037 --> 24:18.207
‫راست میگه. ما چقدر
‫با دری فاصله داریم؟ یه ساعت؟

24:18.207 --> 24:20.293
‫ولی محل زندگی‌مون
‫ زمین تا آسمون با اونجا تفاوت داره

24:21.002 --> 24:23.087
‫مالیات‌هایی که باهاش
‫خیابون‌هاشون رو آسفالت کردن از ما اومده

24:23.754 --> 24:24.839
‫ماشینی که از زیر خاک درآوردن؟

24:24.839 --> 24:26.883
‫این جلسه برای مطرح کردن
‫شکایت‌های دیرینه نیست...

24:26.883 --> 24:28.483
‫مال "ال بردلی" بوده

24:29.760 --> 24:31.721
‫از سال 35

24:31.721 --> 24:33.264
‫قتل‌عام

24:33.264 --> 24:35.975
‫اگر قراره مدافع حقوق ما باشین...

24:35.975 --> 24:37.643
‫باید فوراً یه کاری بکنیم، خاله

24:37.643 --> 24:39.395
‫- تا بهش نزدیک‌تر نشدن...
‫- نه

24:39.395 --> 24:40.897
‫اونا هم همینطور

24:40.897 --> 24:43.816
‫تو و دوست‌هات حق ندارین دخالت کنین

24:44.650 --> 24:46.250
‫نه توی این قضیه

24:47.945 --> 24:49.906
‫بهتون نیاز داریم

24:49.906 --> 24:51.365
‫می‌فهمی؟

24:51.365 --> 24:55.244
‫باید کاری که بابتش
‫رای آوردین رو انجام بدین

24:55.244 --> 24:58.039
‫اگر کسی توصیه‌ای داره
‫همین الان بگه

24:58.039 --> 25:01.209
‫جان، باید یه کاری بکنیم. فوراً

25:01.209 --> 25:02.835
‫درخواست ملاقات کردم

25:02.835 --> 25:06.047
‫خواستم یه فرستاده‌ی ویژه برامون بفرستن

25:06.589 --> 25:08.799
‫ولی هیچ جوابی ندادن
‫خب میگی چیکار کنیم؟

25:09.425 --> 25:11.025
‫یه کار جدی‌تر

25:11.552 --> 25:14.263
‫با ارسال یه نامه‌ی درخواست
‫توقف فعالیت‌ها شروع می‌کنیم

25:14.263 --> 25:16.891
‫- به درد جرز دیوار می‌خوره
‫- یکم بهشون زمان میدیم جواب بدن

25:16.891 --> 25:19.644
‫و اگر بازم جوابی نشنیدیم
‫از طریق دولت فدرال

25:19.644 --> 25:21.312
‫رسماً شکایت می‌کنیم

25:21.312 --> 25:22.939
‫خودت می‌دونی که نادیده‌ش می‌گیرن

25:22.939 --> 25:24.539
‫می‌خوای جلوشون رو بگیری؟

25:24.982 --> 25:26.582
‫من که نمی‌خوام

25:27.276 --> 25:28.736
‫اول می‌خوام بفهمم

25:28.736 --> 25:31.322
‫دقیقاً دارن چیکار می‌کنن

25:55.888 --> 25:57.598
‫هی، هالورن، حالت خوبه؟

25:59.517 --> 26:01.117
‫هالورن!

26:02.562 --> 26:03.896
‫چه غلطی داره می‌کنه؟

26:03.896 --> 26:05.896
‫فکر می‌کنی من می‌دونم
‫این یارو چشه؟

26:08.651 --> 26:10.251
‫هالورن!

26:12.154 --> 26:14.532
‫"قطب‌نمای انسانی"؟
‫یه نگاه بهش بنداز

26:15.199 --> 26:17.868
‫به قیافه‌ش می‌خوره قطب‌نمای انسانی باشه؟
‫لامصب رفته تو خلسه

26:20.663 --> 26:21.872
‫ای خدا

26:21.872 --> 26:24.959
‫مرکز، یو‌اس‌ای‌اف-کی‌سی۱۳۵ صحبت می‌کنه

26:24.959 --> 26:27.795
‫یه رفیق توی فورت برگ دارم
‫که بهم گفته دارن

26:27.795 --> 26:29.880
‫روی بزها و اینا
‫آزمایش کنترل ذهن انجام میدن

26:30.590 --> 26:33.009
‫اینم همونه؟ می‌خوان بزی چیزی کنترل کنن، لی؟

26:33.009 --> 26:35.886
‫ظاهراً هالورن مشکلی براش پیش اومده
‫پاسخ نمیده

26:35.886 --> 26:39.015
‫- درخواست اجازه‌ی بازگشت دارم
‫- خیر، سرگرد هنلن

26:39.015 --> 26:42.810
‫- به مسیرتون ادامه بدین
‫- دوباره میگم، پاسخ نمیده

26:44.645 --> 26:46.564
‫درخواست اجازه‌ی بازگشت دارم

26:49.650 --> 26:52.486
‫دارم میگم هوانورد هالورن پاسخ نمیده!

26:52.486 --> 26:54.405
‫درخواست اجازه‌ی بازگشت دارم

26:54.405 --> 26:56.240
‫هالورن!

26:56.240 --> 26:59.452
‫هی! هالورن!

27:41.077 --> 27:45.498
‫« پـنـی‌وایـز »

28:15.778 --> 28:19.365
‫تو کی هستی؟

29:05.369 --> 29:06.954
‫مامان‌بزرگ؟

29:06.954 --> 29:08.998
‫داره میاد، دیکی

29:09.498 --> 29:12.543
‫از اینجا برو. زود باش!

29:27.266 --> 29:29.810
‫هالورن! بیا عقب، هالورن!

29:33.773 --> 29:35.483
‫- هالورن! هالورن!
‫- نه! نه!

29:35.483 --> 29:37.985
‫- هی! هی!
‫- جفتتون داخلین؟

30:09.642 --> 30:12.561
‫- حالت چطوره، سرباز؟
‫- خوبم قربان

30:15.439 --> 30:17.039
‫خب...

30:17.650 --> 30:19.250
‫پس دیدیش

30:22.822 --> 30:24.422
‫بیشتر میشه گفت اون منو دید

30:27.243 --> 30:28.843
‫چجوری بود؟

30:31.080 --> 30:32.680
‫سرد

30:38.838 --> 30:40.438
‫امروز کارت عالی بود

30:42.842 --> 30:44.009
‫اگر کاری از دستمون برمیاد

30:44.009 --> 30:46.428
‫که حضورت در اینجا کمی راحت‌تر بشه

30:46.428 --> 30:48.028
‫حتماً بهم بگو

30:49.223 --> 30:51.976
‫- حالا که حرفشو پیش کشیدین...
‫- چه سریع

30:54.186 --> 30:59.149
‫من و رفقام توی پایگاه، پیدا کردن
‫جای استراحت برامون یه‌خرده سخته

30:59.149 --> 31:02.069
‫اگر لطف کنین
‫یه جایی برامون پیدا کنین

31:02.069 --> 31:05.990
‫که بارون نریزه رو سرمون
‫مطمئنم بچه‌ها ازتون ممنون میشن

31:07.616 --> 31:09.785
‫متوجه شدم. ببینم چیکار می‌تونم بکنم

31:12.329 --> 31:13.929
‫قربان

31:20.337 --> 31:21.937
‫قرار نبود ما رو ببینه

31:24.300 --> 31:25.900
‫قرار نبود بفهمه

31:29.680 --> 31:30.931
‫یه حسی بهم میگه

31:30.931 --> 31:33.434
‫اگر همینطور ادامه بدیم
‫اتفاق خیلی بدی میفته

31:36.687 --> 31:38.856
‫شاید بهتر باشه بیخیالش بشیم

31:47.990 --> 31:49.590
‫استراحت کن

31:54.686 --> 31:57.686
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

32:05.674 --> 32:07.259
‫بفرمایید، آقایون

32:09.428 --> 32:10.888
‫قرار بوده سفر کوتاهی باشه،

32:10.971 --> 32:12.848
‫اما پرتاب بیشتر از ۳ ساعت طول می‌کشه

32:12.932 --> 32:14.725
‫و "شپارد" هم توی موشک بوده

32:14.850 --> 32:16.685
‫پس شپارد ازشون می‌پرسه
‫که می‌تونه بره دستشویی یا نه،

32:16.769 --> 32:18.437
‫و اونا هم می‌گن نه،
‫اما مجبور شدن موقتاً

32:18.520 --> 32:19.939
‫بخش‌های برقی لباس فضاییش رو خاموش کنن

32:20.022 --> 32:21.774
‫تا بتونه بشاشه به خودش
‫بدون این‌که جزغاله بشه

32:21.857 --> 32:24.777
‫پس می‌گی اولین انسانی

32:24.860 --> 32:27.279
‫که رفته توی فضا،
‫شاشیده بوده توی شلوارش؟

32:27.363 --> 32:28.632
‫آره

32:28.656 --> 32:30.074
‫می‌تونست بدتر از اینا باشه

32:30.240 --> 32:31.540
‫رفیق، بس کن!

32:32.326 --> 32:33.786
‫ریخت روی صورتت

32:33.953 --> 32:35.253
‫بذار یه سوالی ازت بپرسم

32:36.163 --> 32:38.207
‫به نظرت توی کلاس ممه‌های کی
‫از هم بهترن؟

32:38.666 --> 32:39.768
‫چی؟

32:39.792 --> 32:41.335
‫اون‌جایی که تو بزرگ شدی
‫بهشون ممه نمی‌گن؟

32:41.418 --> 32:44.755
‫- نه، می‌گن
‫- خب، من که ممه‌های "دلورس" رو دوست دارم

32:46.423 --> 32:49.468
‫با این‌که "مارج ترومن" از همه خوشگل‌تره

32:59.019 --> 33:00.319
‫رانی گروگن؟

33:00.771 --> 33:02.231
‫با تو چیکار داره؟

33:07.611 --> 33:09.446
‫- می‌تونم چیکار کنم؟
‫- عکس ظاهر کنی

33:09.530 --> 33:12.074
‫اون‌طوری که در مورد
‫اون بمب بدبو حرف می‌زدی،

33:12.157 --> 33:13.701
‫گفتم شاید بدونی توی تاریک‌خونه هم

33:13.784 --> 33:14.970
‫به چه مواد شیمیایی نیازه

33:14.994 --> 33:16.787
‫نمی‌تونید بفرستیدش به یه آزمایشگاه؟

33:16.870 --> 33:19.248
‫نه. می‌تونی کمک‌مون کی یا نه؟

33:19.498 --> 33:20.798
‫شاید، اما چرا؟

33:22.334 --> 33:24.253
‫اگه بهت بگیم، باور نمی‌کنی

33:25.546 --> 33:26.846
‫حالا یه امتحانی بکنید

33:28.340 --> 33:30.259
‫خب، نظرت چیه؟

33:31.051 --> 33:32.351
‫چرا قبول کردم؟

33:32.553 --> 33:33.853
‫نمی‌تونم کمکش کنم

33:33.887 --> 33:35.305
‫خب، حرفش رو باور می‌کنی؟

33:35.764 --> 33:37.266
‫می‌دونم که خودش باور کرده

33:37.850 --> 33:40.644
‫اما وقتی ازم پرسید،
‫ذهنم یهویی خالی شد

33:41.687 --> 33:43.522
‫- عشق چنین بلایی سر انسان میاره
‫- آره

33:44.690 --> 33:47.192
‫- صبر کن، چی؟
‫- رانی. ازش خوشت میاد

33:47.317 --> 33:49.319
‫- می‌دونم نشونه‌های عشق چی هستن
‫- هیچ نشونه‌ای نیست

33:49.403 --> 33:50.703
‫معلومه که هست

33:51.572 --> 33:53.782
‫عشق باعث می‌شه کارهای
‫دیوونه‌واری انجام بدی، رفیق

33:54.241 --> 33:56.201
‫مثلاً از بالکن بکشی بالا یا…

33:57.661 --> 33:59.329
‫یا داخل کفشت یه شعر بنویسی

33:59.413 --> 34:00.713
‫تا کسی متوجه نشه

34:00.873 --> 34:03.125
‫کی داخل کفش‌هاش شعر می‌نویسه؟

34:03.333 --> 34:04.633
‫یه نفر

34:06.462 --> 34:07.762
‫یه نفر که عاشقه

34:08.796 --> 34:10.716
‫باشه، اما من عاشق رانی نیستم

34:11.508 --> 34:12.843
‫هر چی خودت بگی، رومئو

34:16.992 --> 34:21.228
‫« کالاهای دست دومِ رز »

34:24.897 --> 34:26.398
‫اگه کمک لازم داشتی بهم بگو

34:29.485 --> 34:31.320
‫دنبال وسیله‌ی خاصی می‌گردی؟

34:32.236 --> 34:33.572
‫خب، نمی‌دونم

34:36.784 --> 34:38.118
‫با ۵ سنت چی می‌تونم بخرم؟

34:44.124 --> 34:47.086
‫- فرانسیس شاو
‫- واقعاً ۵۰ سال گذشته؟

34:48.629 --> 34:49.929
‫به نظر خیلی بعیده

34:50.839 --> 34:52.716
‫نه، نیست

34:53.717 --> 34:55.135
‫خیلی عجیبه

34:56.345 --> 34:59.515
‫قبل از این‌که بیام این‌جا، من…
‫اصلاً تو رو یادم نبود

35:00.432 --> 35:03.393
‫- واقعاً بلدی دل یه دختر رو ببری
‫- واقعاً هیچی یادم نبود

35:04.311 --> 35:07.147
‫- نه تو، نه این شهر
‫- اولین نفر نیستی

35:08.023 --> 35:09.441
‫دِری کلاً همین‌طوری عجیبه

35:10.567 --> 35:13.779
‫مهم نیست چقدر این‌جا زندگی کردی،
‫هر چقدر دورتر بشی،

35:14.655 --> 35:17.449
‫بیشتر و بیشتر فراموش می‌کنی

35:20.244 --> 35:21.995
‫بعضی‌ها می‌گن این‌طوری بهتره

35:22.704 --> 35:24.004
‫نمی‌دونم

35:25.249 --> 35:26.549
‫جذابیت‌های خودش رو داره

35:29.628 --> 35:30.928
‫چی یادته؟

35:31.922 --> 35:33.222
‫چیز زیادی یادم نیست

35:33.257 --> 35:37.636
‫پدرم، زندگی توی پایگاه،
‫اما بیشتر تو رو یادمه

35:39.304 --> 35:42.015
‫فقط یه تابستون بود، فرانسیس.
‫‏۱۲ سال‌مون بود

35:42.432 --> 35:44.935
‫شک دارم حتی اسمم رو هم
‫یادت مونده باشه

35:48.730 --> 35:50.030
‫یادم نمونده بود

35:54.194 --> 35:55.529
‫ولی این هفته یادم اومد

35:55.530 --> 35:56.844
‫« دستور توقف »

35:58.615 --> 36:00.576
‫تو مسئول حفاری‌ها هستی؟

36:04.705 --> 36:06.331
‫اون بیرون داری چیکار می‌کنی، فرانسیس؟

36:06.915 --> 36:08.215
‫خاک رو بررسی می‌کنیم

36:08.834 --> 36:10.460
‫می‌خوایم بفهمیم لوله‌ها کجا قرار دارن

36:10.544 --> 36:11.879
‫تا از "کنداسکیگ" آب بیاریم

36:12.254 --> 36:14.047
‫و جامعه نگرانه

36:14.131 --> 36:16.884
‫که حفاری‌تون باعث می‌شه
‫بقایای مقدس آسیب ببینن

36:17.009 --> 36:20.637
‫نمی‌تونیم اجازه بدیم
‫قبرستون‌های بی‌نام و نشان نابود بشن

36:20.721 --> 36:22.021
‫پس بیاید همکاری کنیم

36:22.806 --> 36:25.684
‫می‌تونید بهمون بگید
‫که از کدوم مناطق باید دوری کنیم

36:29.188 --> 36:32.524
‫می‌دونم شنیدن این حرف
‫از مردی در جایگاه من خیلی بامعنا نیست،

36:33.609 --> 36:34.985
‫اما می‌تونی بهم اعتماد کنی

36:37.404 --> 36:38.864
‫دوست دارم باور کنم

36:41.950 --> 36:43.994
‫با شورای شهر حرف می‌زنم

36:45.412 --> 36:46.872
‫ولی قولی نمی‌دم

36:47.497 --> 36:48.797
‫بعداً حرف می‌زنیم

36:55.214 --> 36:56.924
‫از دیدنت خوشحالم، رز

36:59.301 --> 37:00.601
‫منم همین‌طور

37:28.830 --> 37:31.333
‫چی شده؟ چرا این‌قدر ناراحتی؟

37:33.710 --> 37:35.587
‫بابام دستور انتقال گرفته

37:36.213 --> 37:37.589
‫فردا صبح می‌ریم

37:42.928 --> 37:45.138
‫می‌خواستم این رو بعداً بهت بدم، اما…

37:46.306 --> 37:48.892
‫به نظرم بهتره دست تو باشه.
‫می‌تونی باهاش من رو به خاطر داشته باشی

37:55.816 --> 37:57.317
‫باید یه قولی بهم بدی، خب؟

37:58.151 --> 38:01.405
‫قول بده که هیچ‌وقت من
‫و این تابستون رو فراموش نمی‌کنی،

38:01.989 --> 38:04.741
‫هیچ‌وقت دوستی‌مون رو فراموش نمی‌کنی

38:07.911 --> 38:10.539
‫فرانسیس، هنوز این رو نمی‌دونی، اما…

38:11.498 --> 38:13.625
‫این شهر به یه نحوی
‫باعث فراموشی می‌شه،

38:14.918 --> 38:16.503
‫حتی اگه خود آدم نخواد

38:44.239 --> 38:47.659
‫یا خدا! این‌جا فوق‌العاده‌ست، پسر!

38:48.702 --> 38:50.370
‫اصلاً چطور این‌جا رو پیدا کردید؟

38:50.662 --> 38:52.873
‫پاتوق دوست‌هامه.
‫این‌جا وقت می‌گذرونن

38:53.957 --> 38:55.917
‫پاتوق‌شون بود

38:57.002 --> 39:00.255
‫امکان نداره! من عاشق اینام!

39:01.631 --> 39:03.216
‫خب، چطور باید عکس رو بگیریم؟

39:04.217 --> 39:05.886
‫خب، فکر کنم می‌تونیم صبر کنیم

39:05.969 --> 39:10.057
‫تا دوباره بیاد سراغ‌مون یا…
‫نمی‌دونم، یه‌جوری بِکِشیمش بیرون؟

39:10.932 --> 39:13.435
‫اون موجود تا الان به چه روش‌هایی
‫اومده سراغ‌تون؟

39:13.518 --> 39:15.312
‫متی، بابام

39:15.979 --> 39:19.274
‫- مامان رانی
‫- آره، خود اونا نیستن

39:19.358 --> 39:22.694
‫یه چیزیه که خودش رو جای اونا
‫جا می‌زنه، تا ما رو بترسونه

39:23.278 --> 39:25.822
‫سوال درست اینه که بگیم
‫اصلاً اون چه کوفتیه؟

39:25.906 --> 39:27.532
‫- یه "اوریچا"ست
‫- چی؟

39:27.616 --> 39:29.451
‫می‌دونید، یه روح شرور

39:30.160 --> 39:32.704
‫خب، همه‌شون شرور نیستن،
‫اما این یکی خیلی شرور به نظر می‌رسه

39:33.246 --> 39:34.664
‫از کجا می‌دونی؟

39:35.832 --> 39:39.753
‫خب، مطمئن که نیستم،
‫ولی عموم یه کشیش روحانی بود

39:41.254 --> 39:44.174
‫توی کوبا، یه کشیش سانتریا بود

39:44.716 --> 39:46.760
‫بهم گفت هر وقت کسی زیر قولش می‌زده،

39:46.843 --> 39:48.720
‫می‌دونید، پولی که قرض گرفته رو
‫پس نمی‌داده یا چنین چیزی،

39:49.638 --> 39:52.391
‫یه "اوریچا" رو احضار می‌کرده
‫و می‌فرستادش سراغ طرف

39:54.601 --> 39:55.936
‫و اونایی که خیلی شرور بودن

39:56.561 --> 39:59.231
‫همیشه به شکل اجداد از دنیا رفته‌ی
‫انسان‌ها ظاهر می‌شدن

40:00.107 --> 40:01.817
‫می‌دونید، تا حسابی بترسونن‌شون

40:03.485 --> 40:06.363
‫و به راحتی احضارشون می‌کرده؟

40:06.446 --> 40:10.033
‫آره، اما مجبور بوده بره قبرستون
‫و شمع روشن کنه

40:10.909 --> 40:12.209
‫خیلی کار پیچیده‌ای بود

40:13.328 --> 40:14.628
‫خیلی عجیبه، نه؟

40:18.834 --> 40:21.128
‫برو! برو! برو

40:23.797 --> 40:25.590
‫نه! باد مسخره!

40:25.674 --> 40:26.974
‫ریچ…

40:27.509 --> 40:29.928
‫اصلاً بهت نگفت چطور احضار می‌کرده؟

40:34.933 --> 40:36.233
‫عصر بخیر، خانم

40:36.768 --> 40:39.146
‫- ممنون. بیا داخل
‫- چشم، خانم

40:40.480 --> 40:41.780
‫سرگرد

40:54.035 --> 40:56.788
‫خودت رو دست کم نگیر.
‫زعفرون اسپانیایی ریختی توش؟

40:57.956 --> 41:01.084
‫متأسفانه توی این مناطق خبری
‫از غذاهای تند به سبک "کیجون" نیست

41:01.168 --> 41:04.504
‫قطعاً توی این شهر اوضاع خیلی فرق داره،

41:04.629 --> 41:05.929
‫این رو موافقم

41:07.257 --> 41:09.134
‫ولی داریم بهش عادت می‌کنیم

41:09.634 --> 41:11.219
‫کم‌کم داریم حس می‌کنیم
‫توی خونه‌ی خودمون هستیم

41:13.305 --> 41:15.724
‫زیاد از اینجا خوش‌تون نمیاد،
‫درسته، خانم هنلن؟

41:16.600 --> 41:18.268
‫اوه، بد نیست

41:22.731 --> 41:26.651
‫خیلی سخته که دلت برای چیزهایی
‫که جا گذاشتی تنگ نشه

41:26.735 --> 41:28.778
‫نیاز نیست وارد اون بحث‌ها بشیم

41:29.946 --> 41:31.406
‫من معلم تاریخ بودم

41:32.032 --> 41:33.332
‫مدرسه‌ی رنگین‌پوست‌ها؟

41:33.366 --> 41:35.118
‫مدرسه‌ی دیگه‌ای هست
‫که به من اجازه‌ی تدریس بده؟

41:36.286 --> 41:37.586
‫منصفانه‌ست

41:38.538 --> 41:40.624
‫سعی کردیم توی مدرسه‌ی اینجا هم
‫یه شغلی پیدا کنیم،

41:41.166 --> 41:43.960
‫اما فقط کار دفتری داشتن.
‫لیاقتش بیشتر از این حرف‌هاست

41:44.044 --> 41:46.296
‫چیزهای دیگه‌ای هم بود.
‫جلسات و راهپیمایی‌ها...

41:46.379 --> 41:48.715
‫- لطفاً
‫- جنبش

41:52.761 --> 41:54.846
‫سرگرد نگران اینه که فعالیت‌های من

41:54.930 --> 41:57.307
‫باعث می‌شن پیش همکارهاش
‫وجهه‌ی بدی پیدا کنه

41:57.807 --> 42:00.810
‫مانع پیشرفتش توی رده‌های نظامی می‌شه

42:03.271 --> 42:05.941
‫چنین نگرانی‌ای رو درک می‌کنم، خانم

42:06.525 --> 42:08.401
‫سیاه‌پوست بودن توی ارتش
‫به اندازه‌ی کافی سخت هست

42:08.485 --> 42:10.487
‫و اگه خیلی جاه‌طلب باشی،
‫دلت می‌خواد

42:10.570 --> 42:13.031
‫زندگی شخصیت از لباست هم تمیزتر باشه

42:14.783 --> 42:19.371
‫خب، عجیب نیست که شما
‫نیروهای هوایی پشت همدیگه رو دارید

42:21.665 --> 42:23.875
‫ببخشید، من برم دسر رو آماده کنم

42:26.086 --> 42:27.546
‫پسرت امشب کجاست؟

42:30.882 --> 42:32.182
‫ویل؟

42:34.010 --> 42:35.310
‫یه روزی می‌بینیش

42:35.971 --> 42:37.556
‫اما الان خونه‌ی دوستشه

42:43.770 --> 42:45.039
‫این دوربین خیلی خفنه

42:45.063 --> 42:47.399
‫وای، پسر.
‫تا حالا از اینا ندیده بودم

42:47.482 --> 42:48.782
‫ویل

42:50.026 --> 42:51.403
‫چرا قیافه گرفتی؟

42:51.903 --> 42:53.203
‫هیچی

42:54.406 --> 42:55.706
‫هی، رانی

42:57.075 --> 42:58.302
‫فیلم رو هدر نده

42:58.326 --> 43:00.287
‫باید تا جایی که می‌تونیم
‫ازش عکس بگیریم

43:00.370 --> 43:02.372
‫- خیلی‌خب،‌ شرمنده
‫- خوبه؟

43:03.081 --> 43:06.126
‫- هر کاری که گفتی رو انجام دادیم
‫- آره، عالیه. کارتون عالی بوده

43:06.293 --> 43:07.593
‫باشه

43:11.631 --> 43:14.843
‫- شروع کنیم؟
‫- آره، باشه

43:15.343 --> 43:17.429
‫چرا که نه؟ بیاید

43:35.071 --> 43:36.371
‫غذای خیلی خوش‌مزه‌ای بود، سرگرد

43:36.781 --> 43:38.700
‫همسرت آشپز ماهریه

43:44.623 --> 43:46.124
‫هیچ‌وقت بهت نگفتم یه پسر داریم

43:48.627 --> 43:50.462
‫حتماً توی پایگاه شنیدم

44:06.436 --> 44:07.736
‫اون بالا چه اتفاقی افتاد؟

44:09.814 --> 44:11.232
‫چشم‌هات رو بسته بودی

44:12.525 --> 44:13.825
‫و دنبال چیزی می‌گشتی

44:15.445 --> 44:16.745
‫چیه؟

44:21.117 --> 44:22.702
‫مامان‌بزرگم گفت…

44:23.662 --> 44:25.872
‫مثل دیدن عادیه، اما نه با چشم‌هات

44:26.748 --> 44:29.417
‫آره، می‌دونم.
‫خیلی عجیب به نظر می‌رسه، نه؟

44:29.918 --> 44:33.630
‫جایی که من توش بزرگ شدم، همه یه نفر رو
‫می‌شناختن که اون‌طور آدمی رو می‌شناخت

44:34.422 --> 44:36.174
‫ولی تا حالا خودم از نزدیک ندیده بودم

44:40.387 --> 44:42.597
‫جالبه، درست قبل از این‌که…

44:43.306 --> 44:46.393
‫در مورد پسرم ازم سوال بپرسی،
‫یه چیزی رو حس کردم

44:48.978 --> 44:51.064
‫آره، یه چیزی رو توی ناخودآگاهم حس کردم

44:52.774 --> 44:55.151
‫نمی‌تونم خوب توصیفش کنم،
‫جز این‌که عجیب‌ترین حسیه

44:55.235 --> 44:57.112
‫که تا حالا توی زندگیم داشتم

44:57.195 --> 44:58.738
‫و قبلاً فقط یه بار اون حس رو داشتم

45:02.409 --> 45:03.785
‫شبی که بهم حمله کردن…

45:05.495 --> 45:06.795
‫تو اون‌جا بودی

45:11.084 --> 45:14.796
‫تو کسی نبودی که لوله دستش بود،
‫اما می‌دونم چه حسی داشتم

45:17.924 --> 45:19.926
‫وارد سر من نشو. فهمیدی؟

45:21.261 --> 45:23.680
‫باشه. حتماً.
‫لازم نیست نگرانش باشی

45:26.558 --> 45:27.858
‫منظورت چیه؟

45:31.271 --> 45:33.815
‫دیدم که مردها قبل از مرگ
‫به چه چیزهایی فکر می‌کنن

45:33.940 --> 45:36.526
‫به خانواده‌هاشون فکر می‌کنن.
‫به پشیمونی‌هاشون فکر می‌کنن

45:38.194 --> 45:39.494
‫اما تو؟

45:41.865 --> 45:44.325
‫اسلحه سمتت نشونه گرفته شده بود،
‫طرف آماده‌ی شلیک بود

45:45.994 --> 45:47.138
‫داشتی تجزیه و تحلیل می‌کردی

45:47.162 --> 45:48.462
‫تو…

45:49.456 --> 45:50.756
‫اطلاعات جمع می‌کردی

45:52.375 --> 45:54.544
‫انگار اون بخشی از مغزت
‫که وظیفه‌ی ترسیدن رو بر عهده داره

45:54.627 --> 45:55.927
‫اصلاً وجود خارجی نداره

45:58.298 --> 45:59.598
‫پس تو…

45:59.924 --> 46:03.136
‫از اون‌جور آدم‌هایی نیستی
‫که بخوام سربه‌سرش بذارم، سرگرد

46:12.061 --> 46:13.980
‫اما توی بالگرد جونم رو نجات دادی

46:14.898 --> 46:17.484
‫پس اصلاً بدم نمیاد
‫که توی سنگرها کنارم باشی

46:18.401 --> 46:19.670
‫خیلی‌خب

46:19.694 --> 46:21.279
‫کی برای خوردن دسر آماده‌ست؟

46:21.988 --> 46:23.698
‫کیک شکلاتی دیگه داره آماده می‌شه

46:26.117 --> 46:28.286
‫- من عاشق کیک شکلاتی‌ام
‫- خیلی‌خب

46:29.204 --> 46:30.504
‫بیا، لـی

46:40.056 --> 46:43.111
‫درود بر تو ای مریم، پر از نعمت

46:44.704 --> 46:47.809
‫درود بر تو ای مریم، پر از نعمت

46:49.676 --> 46:52.010
‫درود بر تو ای مریم، پر از نعمت

46:52.011 --> 46:53.937
‫ریچ، فقط داری یه جمله رو تکرار می‌کنی

46:54.020 --> 46:55.730
‫چیه؟ چی داری می‌گی؟

46:56.981 --> 46:58.281
‫دعای درود بر مریم مقدس؟

46:58.650 --> 46:59.950
‫دعا برای مردگان؟

47:03.363 --> 47:04.663
‫حالا منتظر می‌مونیم

47:13.039 --> 47:16.793
‫حس می‌کنم باید پشت سرمون رو نگاه کنیم
‫تا اطراف رو ببینیم، نه؟

47:16.876 --> 47:18.461
‫آره، عموم هم همین رو گفت

47:20.922 --> 47:22.757
‫آره. آره، فکر خوبیه

47:28.972 --> 47:30.272
‫ببخشید

47:58.710 --> 48:00.010
‫باید برم دستشویی

48:00.295 --> 48:01.595
‫نه. صبر کن، فکر کردم گفتی

48:01.671 --> 48:03.631
‫تا وقتی کار تموم نشه
‫نمی‌تونیم از سر جامون بلند بشیم

48:04.340 --> 48:06.134
‫نه، می‌تونی.
‫ولی باید سریع برگردی

48:06.217 --> 48:07.517
‫پسرعموم بهم گفت

48:07.802 --> 48:09.345
‫گفتی عموت این کار رو می‌کرده

48:11.472 --> 48:14.267
‫خب، آره، اما پسرعموم
‫برام تعریف می‌کرد، پس…

48:14.350 --> 48:15.768
‫از خود عموت نشنیدی؟

48:16.769 --> 48:18.313
‫خب، کل ماجرا رو که نه

48:18.479 --> 48:20.690
‫- خیلی افتضاحه
‫- باشه، پاشید بریم

48:20.815 --> 48:22.984
‫صبر کنید، بچه‌ها،
‫فقط می‌خواست کمک کنه

48:23.067 --> 48:24.903
‫با سر هم کردن این خرافات و مزخرفات؟

48:24.986 --> 48:27.947
‫بیخیال. هیولا، روح،
‫همه‌ی اینا خرافاتن

48:30.450 --> 48:31.750
‫پس هنوزم باور نکردی؟

48:32.619 --> 48:34.412
‫فکر می‌کنی توهم زدم؟

48:34.495 --> 48:36.539
‫می‌دونم که خودت باور کردی

48:39.667 --> 48:41.419
‫شرمنده، باشه؟ من…

48:42.253 --> 48:44.714
‫- را… ران!
‫- صبر کن، رانی!

48:58.561 --> 49:00.313
‫دوست پیدا کردن خیلی سخته

49:01.189 --> 49:04.108
‫- می‌دونی؟
‫- می‌دونم. پسر. می‌دونم

49:10.657 --> 49:11.957
‫حالت خوبه؟

49:12.367 --> 49:13.667
‫نمی‌خوام راجع بهش حرف بزنم

49:21.250 --> 49:23.211
‫بجنب، ریچ!
‫باید برسیم بهشون!

49:41.521 --> 49:42.821
‫تو هم می‌بینی؟

49:46.442 --> 49:47.777
‫فکر کنم یه مشکلی هست

49:48.653 --> 49:52.156
‫هی، ران، آروم‌تر برو.
‫ران، صبر کن

49:58.913 --> 50:00.213
‫وای!

50:00.707 --> 50:02.007
‫داره چه اتفاقی می‌افته؟

50:06.713 --> 50:08.013
‫برید، برید، برید!

50:13.011 --> 50:14.345
‫داریم می‌رسیم!

50:27.316 --> 50:28.616
‫عمو؟

50:35.700 --> 50:37.000
‫نه، عمو!

51:07.565 --> 51:08.865
‫داره چه اتفاقی می‌افته؟

51:13.780 --> 51:15.907
‫امکان نداره این واقعی باشه.
‫امکان نداره واقعی باشه

51:27.085 --> 51:28.385
‫گرفتمش! گرفتمش!

51:29.545 --> 51:33.341
‫زنگ‌های کلیسای سنت کلمنت
‫صدای پرتقال و لیمو می‌دن

51:35.510 --> 51:37.053
‫ریچ! دوربین رو بردار!

51:40.807 --> 51:42.107
‫می‌بینمش!

51:44.602 --> 51:45.978
‫گرفتمش! گرفتمش!

51:56.239 --> 51:57.539
‫چراغ قوه!

52:13.256 --> 52:14.556
‫وای، گندش بزنن!

52:15.424 --> 52:17.218
‫وای، تف به این شانس! وای!

52:18.427 --> 52:20.138
‫- ریچ؟
‫- ویل، دوربین رو بردار!

52:29.480 --> 52:31.274
‫یا خدا، اون چه کوفتی بود؟

52:32.817 --> 52:35.653
‫ویل کجاست؟ بچه‌ها، بچه‌ها!
‫هی، بچه‌ها، بمونید!

52:37.655 --> 52:39.657
‫ویل کجاست؟
‫پشت سرم بود

53:54.482 --> 53:56.359
‫- بجنب!
‫- عجله کن!

53:58.653 --> 54:01.322
‫- یالا! وای، خدا!
‫- عجله کن! از اون‌جا بیا بیرون!

54:01.405 --> 54:02.705
‫بجنب!

54:10.539 --> 54:13.167
‫- باید باور می‌کردم
‫- معلومه که باید باور می‌کردی

54:32.773 --> 54:37.013
‫« دبیرستان دری »
‫« منع رفت و آمد برقرار است.
‫قبل از تاریکی هوا به خانه‌هایتان برگردید »

54:41.696 --> 54:42.996
‫کمک می‌خوای؟

54:48.077 --> 54:50.579
‫گندش بزنن، فکر کنم
‫استخون‌های رونم شکستن

54:55.668 --> 54:58.170
‫خیلی‌خب، پس اولش باید سه تا سینی

54:58.254 --> 54:59.630
‫و یه حموم آب آماده می‌کنیم

54:59.755 --> 55:02.591
‫- یه سینی رو از محلول ظهور فیلم پر می‌کنیم
‫- بوی نوشیدنی "فیز اِلات" می‌ده

55:02.675 --> 55:03.944
‫- می‌شه ازش خورد؟
‫- نه

55:03.968 --> 55:07.263
‫توی یکی از سینی‌ها محلول تثبیت‌کننده
‫و توی اون یکی هم محلول متوقف‌کننده می‌ریزیم

55:07.346 --> 55:08.764
‫ریچ، به اون دست نزن

55:11.225 --> 55:12.525
‫نور قرمز

55:14.478 --> 55:15.778
‫زمان‌سنج

55:18.065 --> 55:20.026
‫و حالا منتظر می‌مونیم

55:38.336 --> 55:39.636
‫یا خدا

55:40.171 --> 55:41.471
‫من اون عکس رو گرفتم

55:41.797 --> 55:43.097
‫بچه‌ها، یالا

55:45.676 --> 55:46.976
‫بگیر

55:57.021 --> 55:58.321
‫تدی!

55:59.732 --> 56:01.032
‫موفق شدیم

56:01.400 --> 56:03.611
‫- واقعاً تونستیم
‫- یا خدا

56:04.111 --> 56:06.947
‫یالا، عکس بعدی. بجنبید.
‫صبر کن، این‌طرفی بذارمش، درسته؟

56:07.031 --> 56:08.560
‫- نه، اون‌طرف
‫- باشه

56:08.561 --> 56:09.873
‫بگیر

56:14.538 --> 56:15.838
‫سوزی!

56:18.167 --> 56:19.960
‫آره! یا خدا

56:22.588 --> 56:23.888
‫ایول

56:25.883 --> 56:27.183
‫- رانی
‫- دارم میام

56:39.897 --> 56:41.816
‫عکسیه که من توی مقبره گرفتم

56:59.667 --> 57:00.967
‫اون دیگه چیه؟

57:04.755 --> 57:06.215
‫یه دلقکه

57:06.265 --> 57:14.265
‫« تـرجـمـه: حسین اسماعیلی و امــیــررضــا »

57:14.266 --> 57:19.266
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

57:19.267 --> 57:24.267
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

57:24.268 --> 57:39.268
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
