WEBVTT

00:01.375 --> 00:04.167
‫- اون خواهرِ من نیست!
‫- باشه. خب، تو بودی چیکار می‌کردی؟

00:05.542 --> 00:06.792
‫پاکش کن

00:07.292 --> 00:09.592
‫[آنچه گذشت]

00:07.334 --> 00:08.875
‫به فروشگاه استنتون خوش اومدی

00:08.899 --> 00:13.125
‫شیرینی داریم. فال داریم.
‫تمام آرزوهات برآورده میشن.

00:13.500 --> 00:15.584
‫- پشمام!
‫- این رو از کجا آوردی؟

00:15.667 --> 00:17.667
‫از یه یارویی با یه شنل قرمز جادویی گرفتمش

00:17.750 --> 00:19.250
‫و فکر کنم داره کل بدنش رو زخم می‌کنه

00:19.334 --> 00:20.959
‫فقط طبق نقشه اجراش می‌کنیم

00:21.042 --> 00:24.584
‫و تهش ما هستیم که مثل شاه‌ها
‫توی یه عمارتِ اعیانی می‌شینیم

00:24.667 --> 00:26.292
‫آره، عمارتِ اعیانی اون

00:26.375 --> 00:28.042
‫ایست! بیخیال، بچه‌جون

00:30.792 --> 00:34.167
‫- بهم قول بده بعداً برام دردسر درست نمی‌کنه
‫- قسم می‌خورم

00:35.959 --> 00:37.959
‫استین با چندین اتهام روبروئه

00:38.042 --> 00:41.334
‫از جمله نگهداری غیرقانونی تکنولوژی بیونیک

00:41.417 --> 00:43.084
‫و تروریسمِ داخلی

00:44.334 --> 00:47.000
‫من و تو یه دوستِ مشترک داریم.
‫ری‌ری ویلیامز.

00:47.084 --> 00:48.292
‫پیشنهادم رو قبول کن

00:48.316 --> 00:51.667
‫و می‌تونی با این عشقت یه زندگیِ جدید بسازی

00:51.750 --> 00:53.000
‫به عنوان زیک استین

00:54.959 --> 00:58.125
‫عه، پارکر، چیزی برام داری؟

00:58.209 --> 01:00.209
‫آره. برات برنامه‌هایی دارم

01:03.234 --> 01:12.050
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:12.074 --> 01:20.074
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

01:23.834 --> 01:25.734
‫خیلی خب، بیا یه دفعه‌ای تمومش کنیم

01:25.917 --> 01:28.250
‫باید واسه اینستاگرام ضبطش کنیم، باشه؟

01:28.334 --> 01:30.917
‫- خب، فقط محض اطلاعت...
‫- اوهوم

01:31.000 --> 01:33.042
‫- آبجی‌ات قراره بزرگ‌تر از جابز شه
‫- درسته

01:33.125 --> 01:34.667
‫- بزرگ‌تر از گیتس
‫- درسته

01:34.750 --> 01:36.917
‫- بزرگ‌تر از پیم. بزرگ‌تر از استارک
‫- درسته. آره

01:37.000 --> 01:38.334
‫- روی هم رفته
‫- باشه

01:38.417 --> 01:40.084
‫- باشه، باشه. ولی یه سؤالی
‫- باشه

01:40.167 --> 01:41.667
‫چطور می‌خوای از شیکاگو این کارو بکنی؟

01:41.750 --> 01:45.000
‫لازم نیست بری سان فرانسیسکو
‫یا سیاتل یا همچین جایی؟

01:45.084 --> 01:47.584
‫نه، لازم نیست. خب؟

01:47.667 --> 01:50.334
‫کل رهبران صنایع به شیکاگو میان
‫تا با آبجی‌ات کار کنن،

01:50.417 --> 01:52.709
‫- چون من هیچوقت از این شهر نمیرم
‫- دقیقاً

01:52.792 --> 01:54.084
‫- هرگز
‫- ختم کلام

01:54.167 --> 01:56.792
‫اوهوم. تمام. باشه، تو چی؟

01:56.875 --> 01:59.584
‫- تو بیشتر از هر چیزی چی می‌خوای؟
‫- همم...

01:59.667 --> 02:02.334
‫یه شب با تور و پتکش

02:02.417 --> 02:04.500
‫خب، حالا باید ویدیو رو کات کنیم

02:04.584 --> 02:07.750
‫- چرا اون حرف رو زدی؟
‫- باشه، بذار از اول شروع کنم. نه، فقط...

02:08.917 --> 02:10.125
‫فقط می‌خوام خوشحال باشم

02:23.834 --> 02:25.750
‫[هشدار]

02:25.834 --> 02:26.959
‫چه خبره؟

02:30.209 --> 02:32.584
‫من رو بیار بیرون!
‫بذار بیام بیرون!

02:33.750 --> 02:36.375
‫لباس آهنی رو گیر آوردم
‫و دارم میام پیش شماها

02:36.399 --> 02:46.399
‫« ترجمه از سینـا صداقت »
‫.:: SinCities ::.

02:51.917 --> 02:55.000
‫سعی داشتم بهت بگم.
‫علم مشکل جادوییت رو حل نمی‌کنه.

02:55.084 --> 02:56.709
‫این بزرگ‌تر از اونه که فکر می‌کنی

02:58.042 --> 03:00.167
‫دورمومو فاتح کیهانی

03:01.250 --> 03:03.042
‫این اصلاً یعنی چی؟

03:05.625 --> 03:07.042
‫ببخشید

03:12.125 --> 03:14.959
‫اون دورماموئه. که یعنی تو رسماً

03:15.042 --> 03:18.000
‫- لقمه‌ی گنده‌تر از دهنت برداشتی
‫- نه، دهنِ من خیلی بزرگه

03:18.084 --> 03:19.084
‫می‌دونم

03:19.167 --> 03:23.750
‫پس داری بهم میگی این ابرِ پُف‌کرده
‫که چشم داره قدرتِ آخرالزمانی داره؟

03:23.834 --> 03:26.375
‫من توی ساوث ساید کبوترهایی دیدم
‫که از این ترسناک‌ترن

03:26.959 --> 03:28.625
‫این قضیه جدیه، ری‌ری

03:28.709 --> 03:32.084
‫ممکنه با یکی از قدرتمندترین
‫موجودات جهان طرف باشی

03:32.167 --> 03:33.917
‫چقدر از اینا مطمئنی؟

03:34.000 --> 03:37.375
‫یعنی قطعاً... ۵۰ درصد

03:37.459 --> 03:42.042
‫باشه، خب چرا حاکم یه جهان
‫باید یه شنل به انسان‌ها بده؟

03:42.709 --> 03:44.417
‫بهترین حدسم اینه که
‫برای اومدن به زمین

03:45.000 --> 03:46.459
‫- برای چی؟
‫- نمی‌دونم

03:47.625 --> 03:50.584
‫- برای خوردنش؟
‫- جادو، صفر

03:50.667 --> 03:53.292
‫ببین، وقتی به اون زخم‌های جادویی عجیب

03:53.375 --> 03:55.451
‫روی بدن این یارو پارکر اشاره کردی،
‫من تحقیق کردم.

03:55.475 --> 03:58.000
‫سال‌ها پیش، یه جادوگرِ سرکش
‫به اسم کاسیلیوس بود

03:58.084 --> 04:01.084
‫و به دورمامو و جادوی تاریکش علاقه داشت

04:01.167 --> 04:05.584
‫ببین، آخر سر کل بدنش
‫پر شد از این زخم‌های بنفش

04:06.167 --> 04:07.917
‫و الهامات عجیب و غریبی بهش می‌شد

04:08.000 --> 04:09.542
‫آشنا به نظر میاد؟ درسته

04:09.625 --> 04:12.584
‫این یارو کاسیلیوس سعی کرد
‫دورمامو رو توی زمین رها کنه

04:12.667 --> 04:15.334
‫- در ازای زندگیِ ابدی
‫- این هنوزم با عقل جور در نمیاد

04:16.334 --> 04:18.959
‫دورمامو چرا باید به پارکر قدرت بده؟

04:19.917 --> 04:23.959
‫پارکر یه جادوگرِ شرور نیست.
‫اون فقط کسیه که می‌خواد

04:23.983 --> 04:27.375
‫حساب بانکیش موجودی کافی داشته باشه
‫که احساس کنه ارزش احترام رو داره

04:27.459 --> 04:29.000
‫از این مطمئنی؟

04:34.167 --> 04:38.250
‫موجوداتی مثل دورمامو اهمیتی نمیدن
‫که پارکر کیه و چی می‌خواد،

04:38.334 --> 04:42.625
‫اونا فقط آلتِ دستی می‌خوان
‫تا نقشه‌های پلیدشون رو اجرا کنن

04:42.649 --> 04:45.209
‫و راستش پارکر که
‫بلندپروازی کورش کرده،

04:46.042 --> 04:47.709
‫به راحتی فریب می‌خوره

04:49.750 --> 04:51.417
‫خب چطور حساب پارکر رو برسم؟

04:53.000 --> 04:55.500
‫احتمالاً باید کارش رو تموم کنی

04:56.125 --> 04:57.125
‫یعنی...

04:58.084 --> 04:59.167
‫برای همیشه

04:59.250 --> 05:00.792
‫باید یه راه دیگه باشه

05:00.875 --> 05:03.792
‫الان با جادو سر و کار داری،
‫و جادو همیشه یه بهایی داره،

05:03.875 --> 05:05.667
‫و گاهی بهای سنگینیه

05:21.250 --> 05:23.834
‫بیا بعداً در موردش حرف بزنیم، باشه؟

05:23.917 --> 05:25.875
‫- چه خبره؟
‫- عصر بخیر، دوستان

05:25.959 --> 05:28.500
‫متأسفانه، اینجا الان تعطیله

05:28.584 --> 05:32.209
‫به دلیل تخلف سلامتی.
‫یه مارِ قاتل توی ساختمون هست.

05:35.375 --> 05:37.167
‫گفت تعطیله

05:46.375 --> 05:48.167
‫هی، تعطیل کن، رفیق. من رفتم

05:48.250 --> 05:51.292
‫باشه، اگه نمی‌تونی خودت رو به یه وایت کسل
‫توی یه دنیای دیگه انتقال بدی،

05:51.316 --> 05:52.334
‫پیشنهاد می‌کنم الان بری

05:52.358 --> 05:54.584
‫لازم نیست دو بار بهم بگی.
‫چیزیت که نمیشه؟

05:55.167 --> 05:56.875
‫- از پسش برمیام
‫- خیلی خب

05:59.000 --> 06:01.875
‫یالا ناتالی، جواب بده

06:04.084 --> 06:06.125
‫از بین تمام جاها برای خوردن غذای آخر شب،

06:06.209 --> 06:07.417
‫اینجا رو انتخاب می‌کنی؟

06:07.500 --> 06:09.875
‫چیه؟ از رستوران وایت کسل خوشم میاد

06:14.625 --> 06:16.959
‫- بیا زودتر دخلش رو بیاریم
‫- باشه

06:26.709 --> 06:28.000
‫بگیرش، راز!

06:34.459 --> 06:35.792
‫- بگیرش!
‫- بیا اینجا ببینم!

06:51.334 --> 06:52.334
‫یالا

06:54.084 --> 06:55.542
‫خوشت اومد؟

06:55.625 --> 06:56.875
‫جدی؟

07:28.292 --> 07:30.625
‫تیترِ روزنامه‌های فردا قراره ناجور باشه

07:30.709 --> 07:31.959
‫«دخترِ نابغه مُرد»

07:32.042 --> 07:33.417
‫خبرِ مرگم توی روزنامه‌‌ها چاپ نمیشه

07:33.500 --> 07:34.959
‫خب، لعنتی، خیلی بدبینانه بود

07:35.625 --> 07:37.917
‫- آره، ولی یه ذره حسش کردم
‫- آره، ممکنه

07:41.209 --> 07:42.834
‫میشه یه لطفی بهم بکنید؟ فقط...

07:45.584 --> 07:46.584
‫فقط سریع تمومش کنید

07:49.084 --> 07:50.125
‫یه شلیکِ تر و تمیز

07:51.292 --> 07:52.292
‫حتماً

08:16.542 --> 08:17.834
‫- واو!
‫- هی، ریری

08:19.459 --> 08:21.125
سلام دختر جون

08:21.875 --> 08:23.500
‫اه!

08:24.500 --> 08:28.292
‫واقعاً فکر می‌کنی درِ قفل شده
‫جلوی ورودم رو می‌گیره؟

08:28.375 --> 08:29.375
‫باشه

08:46.334 --> 08:48.334
‫هی، بیا سریع تمومش کنیم

08:48.417 --> 08:50.084
‫آبجی‌ات قرار داره

09:02.042 --> 09:04.000
‫[ارّه چرخی]

09:10.875 --> 09:12.125
‫بیخیال، کلاون

09:12.834 --> 09:14.292
‫مجبور نیستی این کارو بکنی.
‫می‌دونی، من...

09:15.334 --> 09:16.459
‫فکر می‌کردم باهم رفیقیم

09:17.375 --> 09:18.375
‫اون...

09:20.000 --> 09:21.375
‫قبل از این بود که جان رو بکشی

09:21.459 --> 09:23.250
‫اینطور نیست. قصد نداشتم اون کارو بکنم

09:26.500 --> 09:28.000
‫کلاون، خوبی؟ کلاون؟

09:28.084 --> 09:29.084
‫هی کلاون

09:31.792 --> 09:33.459
‫سعی دارم...

09:33.542 --> 09:34.542
‫کلاون!

09:54.042 --> 09:57.042
‫گوش کن، منم از اون خوشم نمی‌اومد،

09:57.066 --> 09:59.066
‫ولی داشتیم مشکلاتمون رو باهم حل می‌کردیم

10:00.375 --> 10:02.084
‫بگذریم، اون عضو تیم بود

10:02.167 --> 10:03.459
‫چه تیمی؟

10:04.042 --> 10:07.459
‫همه توی گروه پارکر حذف‌شدنی هستن.
‫اون غوغاگر رو کشت.

10:09.959 --> 10:11.834
‫نمی‌دونی از چی حرف می‌زنی

10:17.667 --> 10:19.000
‫بیخیال، کلاون

10:19.917 --> 10:21.000
‫از اون بپرس

10:24.542 --> 10:25.709
‫گوش کن، ری‌ری...

10:27.917 --> 10:29.709
‫از حرف زدن خسته شدم. باشه؟

10:31.084 --> 10:32.959
‫بیا بیرون

10:33.209 --> 10:35.584
‫و بیا مبارزه کنیم

10:37.834 --> 10:38.834
‫این روشنه؟

10:51.500 --> 10:52.500
‫ریدم توش

11:00.834 --> 11:02.042
‫هی، اون داره فرار می‌کنه

11:09.042 --> 11:10.375
‫می‌بینمش

12:11.917 --> 12:13.834
‫واو!

12:14.750 --> 12:15.750
‫نه

12:30.250 --> 12:31.709
‫خوبی؟

12:33.500 --> 12:34.834
‫زیاد خوردم

12:35.417 --> 12:36.875
‫تسلیت به دل و روده‌هات

12:37.792 --> 12:39.250
‫هی، چه اتفاقی برای لباسم افتاد؟

12:39.334 --> 12:41.042
‫رفیقت سعی کرد بهم حمله کنه

12:41.125 --> 12:43.167
‫و من خوبم. ممنون که می‌پرسی

12:43.250 --> 12:45.792
‫تو من رو بدون محافظ ول کردی.
‫ممکن بود من رو بکشن.

12:45.875 --> 12:48.167
‫ببخشید. یکم وقت لازم داشتم

12:48.250 --> 12:49.792
‫وقتی اگزاویر من رو دید...

12:51.542 --> 12:53.959
‫انتظار نداشتم اونجوری واکنش نشون بده

12:54.875 --> 12:55.875
‫دلخور شدم

12:55.959 --> 12:57.625
‫- دلخور شدی؟
‫- خیلی خب

12:57.709 --> 12:59.334
‫تو یه سری کُدی، باشه؟

12:59.417 --> 13:01.375
‫ارقام و نمادها

13:01.459 --> 13:04.667
‫برای همین توی مرکز اسقاط
‫به پاک کردنم فکر می‌کردی

13:04.691 --> 13:06.042
‫وقتی اگزاویر خواست؟

13:07.834 --> 13:09.584
‫اینجا مشکل من نیستم، ری

13:10.459 --> 13:11.459
‫تویی

13:15.334 --> 13:16.334
‫می‌دونی چیه؟

13:19.209 --> 13:21.209
‫نیازی به اینا ندارم. لعنتی

13:21.292 --> 13:24.459
‫میرم بخوابم. آره

13:24.542 --> 13:26.417
‫- بخوابی؟
‫- به درود

13:26.959 --> 13:29.959
‫خوب استراحت کن.
‫نذار ساس‌ها گازت بگیرن.

13:43.125 --> 13:45.292
‫نات، بیدار شو.
‫نات، بهت نیاز دارم.

13:46.917 --> 13:48.542
‫ببین، متأسفم

13:48.625 --> 13:50.875
‫میشه لطفاً... نات!

14:05.750 --> 14:07.417
‫هی ری‌ری

14:12.417 --> 14:13.584
‫سلام

14:13.667 --> 14:14.667
‫[باتری ضعیف]

14:34.792 --> 14:36.250
‫چه بلایی سرِ خودت آوردی؟

14:36.834 --> 14:38.000
‫خیلی خفنه، مگه نه؟

14:38.792 --> 14:42.709
‫دوستِ مشترکمون پارکر رابینز
‫با وثیقه آزادم کرد

14:44.459 --> 14:47.500
‫آدمِ متقاعدکننده‌ایه.
‫وسایلم رو پس گرفت.

14:47.584 --> 14:48.875
‫در ازاش چی می‌خواد؟

14:50.042 --> 14:51.042
‫تو رو

14:52.000 --> 14:56.417
‫می‌دونی، تا قبل از این هیچوقت نمی‌فهمیدم
‫چرا پدرم اونقدر شیفته‌ی قدرت بود

15:03.917 --> 15:05.125
‫بیخیال، جو

15:06.584 --> 15:07.959
‫تو همچین آدمی نیستی

15:08.042 --> 15:10.000
‫من همینم. این نسخه‌ی بهتری از منه

15:10.084 --> 15:13.375
‫من هیچوقت نمی‌خواستم
‫پای تو به این قضایا باز شه

15:13.459 --> 15:15.292
‫باشه؟ و هنوز می‌تونم درستش کنم

15:15.375 --> 15:18.209
‫- فقط اگه بذاری تلاش کنم
‫- دیگه دیره

15:21.667 --> 15:23.042
‫حداقل همیشه آلانیس رو داریم

15:39.917 --> 15:41.167
‫ای وای!

15:41.191 --> 15:42.800
‫[باتری ضعیف]

16:00.792 --> 16:05.709
‫می‌دونی، من تمام عمرم سعی کردم...

16:07.250 --> 16:09.167
‫عوبدیا استین نشم

16:09.250 --> 16:12.250
‫ولی تهش دیدم پا جای پای اون گذاشتم،

16:12.334 --> 16:16.792
‫و دارم یه هیولای آهنی رو می‌کشم!

16:25.084 --> 16:26.417
‫لطفاً این کارو نکن

16:30.459 --> 16:31.834
‫خواهش می‌کنم

16:42.500 --> 16:44.334
‫باید همین الان از شیکاگو بری

16:45.792 --> 16:48.959
‫اگه پارکر بفهمه هنوز زنده‌ای،
‫انقدر بخشندگی به خرج نمیده.

17:27.459 --> 17:28.459
‫ناتالی

18:06.084 --> 18:08.709
‫تو عقلت رو از دست دادی، ری‌ری ویلیامز،

18:08.792 --> 18:10.875
‫و ازم انتظار نداشته باش کمکت کنم
‫سرِ عقل بیای

18:10.959 --> 18:13.750
‫تو با یه چیز خطرناک
‫از یه جهان دیگه پرواز کردی،

18:13.834 --> 18:15.750
‫و حتی نمی‌تونی جواب پیامک بدی؟

18:18.750 --> 18:19.750
‫چه اتفاقی افتاد؟

18:21.292 --> 18:22.959
‫مامان، به کمکت نیاز دارم

18:23.542 --> 18:25.417
‫باشه. خدای من

18:26.417 --> 18:29.750
‫چی... بذار ببینم

18:35.125 --> 18:36.417
‫اوه، عزیزم

18:45.250 --> 18:47.667
‫ای کاش زودتر می‌اومدی سراغم

18:49.292 --> 18:51.667
‫فکر می‌کردم همه چی تحت کنترله

18:53.000 --> 18:54.750
‫شرمنده که ازت پنهان‌کاری کردم

18:57.334 --> 18:58.542
‫- عصبانی هستی؟
‫- آره

19:00.000 --> 19:03.584
‫ولی بیشتر شکر می‌کنم
‫که دخترم هنوز جلومه،

19:04.167 --> 19:05.334
‫و این که صحیح و سالمی

19:05.417 --> 19:10.209
‫مامان، گفتم یه مشت دیوونه
‫توی این خیابون‌ها دنبالم می‌گردن

19:10.292 --> 19:12.042
‫ما الان اصلاً نباید نشسته باشیم

19:12.125 --> 19:13.542
‫باید چمدون‌هامون رو ببندیم

19:13.625 --> 19:15.500
‫ری‌ری، نمی‌تونی دائم فراری باشی

19:15.584 --> 19:17.792
‫شیکاگو برای ما امن نیست

19:17.875 --> 19:21.750
‫من در مورد شیکاگو حرف نمی‌زنم، ری‌ری.
‫در مورد تو حرف می‌زنم...

19:24.042 --> 19:26.584
‫نمی‌تونی از خودت فرار کنی،
‫چون هرجا که بری،

19:26.667 --> 19:30.709
‫چه اینجا باشه یا کمبریج،
‫این باهات میاد.

19:30.792 --> 19:32.209
‫متوجه نمیشم

19:32.792 --> 19:36.292
‫وسواست روی این لباس آهنی
‫باعث شد از ام‌آی‌تی اخراج شی

19:36.375 --> 19:38.584
‫تو رو با یه رئیس مافیا آشنا کرد

19:38.608 --> 19:42.435
‫و یه روانی که خودش رو تبدیل به ربات کرده
‫و دلیل اینه که مردی توی زندگیت نیست

19:42.459 --> 19:44.709
‫هیچی ارزش این همه دردسر رو نداره

19:44.792 --> 19:48.250
‫- لباسم برام خاصه
‫- چرا؟ هان؟

19:48.334 --> 19:51.209
‫از بین تمام چیزهایی که می‌تونستی
‫با اون مغز گنده‌ات بسازی،

19:51.292 --> 19:53.625
‫- چرا یه لباس آهنی؟
‫- چون می‌تونستم

19:53.709 --> 19:55.084
‫می‌خوای دوباره امتحانش کنی؟

20:01.209 --> 20:02.625
‫فقط می‌خوام بفهمم

20:03.417 --> 20:05.042
‫کمکم کن بفهمم

20:08.250 --> 20:11.000
‫چون تنها کاری بود که می‌تونستم
‫برای محافظت از خودمون انجام بدم

20:12.792 --> 20:14.584
‫بعد از مرگ گری و ناتالی...

20:15.792 --> 20:17.875
‫اون شب فقط خشکم زد.
‫نمی‌تونستم کمکشون کنم.

20:17.959 --> 20:20.042
‫فقط مجبور بودم خونریزی‌شون رو تماشا کنم

20:20.125 --> 20:22.959
‫تا این که اورژانس یه دقیقه دیرتر رسید

20:24.084 --> 20:25.834
‫هرگز نمیذارم دوباره اون اتفاق بیفته

20:25.917 --> 20:26.917
‫اگه تو رو هم از دست می‌دادم...

20:27.000 --> 20:28.875
‫نه. نه

20:39.042 --> 20:42.375
‫وظیفه‌ی منه که بهت احساس امنیت بدم

20:42.959 --> 20:44.459
‫نه برعکس

20:45.459 --> 20:46.459
‫می‌فهمی چی میگم؟

20:47.667 --> 20:49.875
‫می‌فهمم، مامان...

20:51.375 --> 20:53.459
‫ولی این خیلی بزرگ‌تر از توئه

20:54.000 --> 20:57.000
‫بدون اون لباس، نمی‌تونم
‫از خودمون محافظت کنم،

20:57.024 --> 20:59.709
‫و برای همین باید همین الان بریم

21:02.459 --> 21:04.542
‫می‌دونی آدم‌ها چطوری
‫وقتی احساس خطر می‌کنن،

21:04.625 --> 21:06.917
‫یا مبارزه می‌کنن، فرار می‌کنن
‫یا خشکشون می‌زنه؟

21:08.292 --> 21:12.125
‫عزیزم تو پرواز کردی،
‫خشکت زده،

21:12.917 --> 21:15.959
‫- ولی مبارزه کردن رو امتحان نکردی
‫- مبارزاتم به آدم‌ها آسیب می‌زنن

21:19.459 --> 21:21.917
‫ری‌ری، شیاطینی وجود دارن
‫که نمی‌تونیم ازشون جلو بزنیم

21:22.000 --> 21:25.292
‫ولی مجبور نیستی تنها مبارزه کنی.
‫من برای کمک کنارتم.

21:25.375 --> 21:27.000
‫من در کنارت باهاشون می‌جنگم

21:28.542 --> 21:30.209
‫منم همینطور

21:30.292 --> 21:32.292
‫ببخشید، شرمنده... شرمنده!

21:34.625 --> 21:36.834
‫اصلاً چطور باید مبارزه کنم؟

21:42.750 --> 21:45.042
‫[تعمیرگاه گری]

22:00.667 --> 22:02.875
‫باشه، می‌تونی چیزه رو نشونم بدی
‫تا بتونیم بریم؟

22:04.875 --> 22:06.042
‫این چیزیه که می‌خواستم نشونت بدم

22:09.584 --> 22:10.625
‫گاراژ بابا

22:13.459 --> 22:15.417
‫خوبه. فهمیدم. بیا بریم

22:15.500 --> 22:17.750
‫- ری‌ری...
‫- چطور می‌تونی اینجا باشی؟

22:19.750 --> 22:22.709
‫مخصوصاً توی همچین وقتی

22:22.792 --> 22:25.959
‫- باید بریم
‫- ری‌ری، به من گوش کن

22:26.042 --> 22:29.334
‫تو توی این گاراژ چیزهایی ساختی
‫که خیلی‌ها حتی خوابش هم نمی‌دیدن

22:29.417 --> 22:30.792
‫این رو نمی‌بینی؟

22:30.875 --> 22:32.250
‫تنها چیزی که می‌بینم...

22:33.292 --> 22:34.709
‫جاییه که یه زمانی ناتالی توش بود

22:35.875 --> 22:38.834
‫و بعدش آرزو می‌کنم
‫که اون هنوز اینجا بود...

22:40.042 --> 22:46.375
‫تا موهام رو درست کنه و چرت بگه
‫و بعد عصبانی میشم که اینجا نیست

22:47.584 --> 22:50.792
‫- اینجا چیزهای زیادی از ما گرفت
‫- آره

22:51.542 --> 22:54.250
‫ولی همچنین چیزهای زیادی بهمون داد

23:01.792 --> 23:03.292
‫فقط... صبر کن

23:07.250 --> 23:10.959
‫این رو یادته؟
‫«دارایی سر آهنی»؟

23:17.167 --> 23:18.500
‫نمی‌دونم اون چیه

23:20.792 --> 23:21.917
‫مطمئنی؟

23:22.584 --> 23:25.875
‫یالا! اونا کجان؟

23:27.584 --> 23:31.792
‫بابا! بابا! بابا!

23:31.875 --> 23:33.542
‫عینکِ جوشکاری‌ام رو ندیدی؟

23:33.625 --> 23:36.709
‫باید دستگاه تنظیم هیدرولیکم رو تموم کنم

23:38.042 --> 23:40.375
‫باشه، کجا می‌تونه باشه؟
‫کجا می‌تونه باشه؟

23:41.000 --> 23:42.084
‫اوه!

23:44.750 --> 23:46.625
‫باید استراحت کنی

23:47.167 --> 23:50.042
‫فکر می‌کنی می جمیسون استراحت می‌کرد؟

23:50.125 --> 23:53.250
‫فکر نکنم. اون سرگرمِ شکستن مرزها بود

23:53.334 --> 23:54.584
‫تو هشت سالته

23:54.667 --> 23:57.500
‫باید بری بیرون دوچرخه سواری کنی
‫و هوای تازه بخوری

23:57.584 --> 23:59.209
‫اختراعاتت می‌تونن بمونن برای بعد

23:59.292 --> 24:00.334
‫عینکم رو می‌خوام

24:15.542 --> 24:18.500
‫فقط یه آهنگ برام بخون.
‫می‌تونی این عینک رو پس بگیری.

24:21.834 --> 24:22.834
‫باشه

24:28.667 --> 24:30.292
‫چرا خاموشش کردی؟

24:37.250 --> 24:39.542
‫نشون دادن اون خاطره
‫چه فایده‌ای داشت؟

24:40.542 --> 24:46.167
‫که نشونت بدم وقتی سعی می‌کنی
‫خاطراتی رو که غمگینت می‌کنن فراموش کنی

24:46.191 --> 24:51.167
‫تهش اونایی رو فراموش می‌کنی
‫که ارزش به خاطر سپردن دارن

24:58.875 --> 24:59.875
‫اوهوم

25:18.334 --> 25:19.334
‫آره

25:20.084 --> 25:22.459
‫یالا

25:22.542 --> 25:23.750
‫بچرخ

25:26.084 --> 25:28.750
‫اوهوم. بچرخ. حاضری؟

25:31.084 --> 25:33.542
‫همینجوری

25:36.292 --> 25:38.042
‫یالا، یالا. یالا

25:47.875 --> 25:48.875
‫عینِ من، نگاه کن

25:56.417 --> 25:58.500
‫آفرین. درسته

26:19.042 --> 26:21.625
‫آخ!

26:22.292 --> 26:23.917
‫بذار ببینم، بذار ببینم

26:25.459 --> 26:28.750
‫- ولش کن
‫- برای همین استراحت نمی‌کنم

26:29.417 --> 26:30.917
‫حتی خراش هم برنداشت

26:31.792 --> 26:33.250
‫یه سرِ آهنی محکم داری

26:38.375 --> 26:40.542
‫بیا اینجا

26:51.959 --> 26:52.959
‫ممنون

26:55.584 --> 26:56.917
‫معذرت می‌خوام...

26:57.667 --> 27:00.125
‫بابتِ این که یکم پیش گفتم تو مشکلی،

27:00.209 --> 27:02.792
‫- و...
‫- نه، نه، نه، اشکالی نداره

27:02.875 --> 27:03.875
‫نه، اشکال داره

27:05.584 --> 27:06.584
‫منظوری نداشتم

27:08.250 --> 27:09.334
‫هیچکدوم از حرف‌هام. تو...

27:11.375 --> 27:15.000
‫تو یه ایراد فنی هستی،
‫ولی ایراد فنیِ منی.

27:19.334 --> 27:20.584
‫مرسی

27:24.709 --> 27:25.875
‫حق با شماست

27:27.500 --> 27:30.459
‫شیکاگو خونه‌ست. همیشه بوده

27:30.542 --> 27:33.959
‫یه زمانی بود که نمی‌تونستم تصور کنم
‫جای دیگه‌ای باشم

27:34.875 --> 27:36.750
‫می‌خوام دوباره برای اون احساس بجنگم

27:37.875 --> 27:40.750
‫دیر یا زود پارکر می‌فهمه من نمردم

27:42.209 --> 27:45.334
‫یه لباس لازم دارم
‫و هیچی ندارم که باهاش بسازمش

27:47.042 --> 27:49.125
‫خب، داشتم فکر می‌کردم...

27:50.834 --> 27:52.042
‫شاید این بتونه کمک کنه

27:58.375 --> 27:59.959
‫- بفرما!
‫- چطوری؟

28:00.542 --> 28:03.500
‫وقتی فهمیدم خونه می‌مونی، دوباره خریدمش

28:12.625 --> 28:13.834
‫اوه!

28:14.792 --> 28:17.625
‫وقتی بابا این ماشین رو بهم داد،
‫گفت همیشه ازم محافظت می‌کنه.

28:20.209 --> 28:21.334
‫توی سرد و گرم روزگار

28:25.542 --> 28:26.625
بیاید دست به کار شیم

28:35.709 --> 28:36.917
‫انجام شد

28:41.792 --> 28:43.125
‫بقیه‌ی لباس آهنی کجاست؟

28:44.167 --> 28:45.167
‫خسارتِ جانبی شد

28:46.500 --> 28:48.042
‫چطور از شرش خلاص شدی؟

28:51.125 --> 28:53.375
‫- با کشتنش
‫- از الان عاشق این داستان شدم

28:54.250 --> 28:55.750
‫- ادامه بده
‫- چیز زیادی برای تعریف کردن نیست

28:55.834 --> 28:56.834
‫فقط، می‌دونی...

28:57.917 --> 29:02.250
‫یه جورایی زدم تو سرش.
‫از پا در اومد. بوم. مُرد.

29:08.709 --> 29:10.292
‫می‌دونی این داستان چی کم داره؟

29:11.667 --> 29:12.667
‫هیجان

29:15.875 --> 29:19.959
‫آره. و می‌دونی، داستان بدون هیجان،

29:20.042 --> 29:21.875
‫بدون احساسات و جزئیات...

29:23.417 --> 29:24.750
‫قابل باور نیست

29:28.709 --> 29:30.667
‫اون داره راست میگه؟

29:31.250 --> 29:32.250
‫نه

29:40.042 --> 29:41.375
‫به هر حال همه‌ی داستان رو نمیگه

29:43.542 --> 29:44.917
‫ری‌ری همه‌مون رو داغون کرد

29:45.750 --> 29:49.584
‫اگه زیک جلوش رو نگرفته بود فرار می‌کرد،

29:51.459 --> 29:55.292
‫و تنها راه متوقف کردنش
‫نابود کردن لباسش بود

29:56.667 --> 29:59.500
‫پس لباسه رو قطعه قطعه از بدنش کَند،

30:00.084 --> 30:03.084
‫و بعدش اون سلیطه‌ی آهنی رو
‫زیرِ تپه‌ای از آوار دفن کرد

30:08.000 --> 30:09.334
‫اینجوری داستان تعریف می‌کنن

30:12.000 --> 30:13.084
‫حالا که ری‌ری مُرده،

30:14.417 --> 30:16.000
‫بیاید برگردیم سرِ کارمون، باشه؟

30:16.459 --> 30:17.917
‫بالأخره برای سرقتِ بعدی حاضریم

30:18.000 --> 30:19.625
‫به فردا به عنوان یه کار دیگه نگاه نکنید

30:19.709 --> 30:21.000
‫فردا فتح می‌کنیم

30:23.125 --> 30:24.167
‫و یکم استراحت کنید

30:25.250 --> 30:26.417
‫همه‌تون داغون به نظر میاید

30:29.917 --> 30:31.459
‫بذار بدرقه‌ات کنم

30:41.250 --> 30:42.250
‫هی

30:43.167 --> 30:44.292
‫می‌تونی یه لطفی بهم بکنی؟

30:45.292 --> 30:47.125
‫به شرطی که قبلش بتونم چرت بزنم

30:47.917 --> 30:50.500
‫می‌خوام یه سری گزارش کالبدشکافی رو برام هک کنی

30:58.250 --> 30:59.917
‫می‌دونی، ری‌ری مُرده، پس...

31:01.334 --> 31:02.667
‫توی گروه یه جای خالی هست

31:03.500 --> 31:04.625
‫علاقه‌ای ندارم

31:04.709 --> 31:07.000
‫اگه من نبودم هنوز زندانی بودی

31:07.709 --> 31:10.625
‫من مشکل ری‌ری رو برات حل کردم.
‫قرارمون این بود.

31:11.792 --> 31:14.042
‫حق با توئه. قرار قراره

31:15.542 --> 31:16.709
‫فقط بهش فکر کن

31:20.250 --> 31:22.334
‫ری‌ری هم پیشنهادم رو رد کرد، می‌دونی؟

31:23.125 --> 31:24.500
‫بعد نظرش عوض شد

31:25.042 --> 31:27.167
‫یه حسی بهم میگه تو هم همون کارو می‌کنی

31:43.750 --> 31:44.834
‫شوخیت گرفته؟

32:40.209 --> 32:41.649
‫[آغاز انتقال انرژی]

32:41.792 --> 32:43.667
‫ری‌ری، تو نابغه‌ای!

32:45.917 --> 32:47.500
‫ری‌ری، تو احمقی!

32:52.167 --> 32:54.209
‫خب، برگرد سراغ طراحی، ری

32:55.084 --> 32:59.542
‫باشه. اینا تمام چیزهایی هستن که تونستم
‫توی مرکز اسقاط پیدا کنم

33:00.042 --> 33:03.625
‫اوه و یه مرد جوان به خصوص هست
‫که می‌خواد عضو تیم شه

33:04.667 --> 33:08.667
‫پیچش نده. من فقط اومدم
‫چرخم رو پس بگیرم

33:08.750 --> 33:12.042
‫و تو الان تقریباً ۵۰۰ دلار بهم بدهکاری

33:13.209 --> 33:15.292
‫مرد جوانی که انتظار داشتم نیست

33:20.959 --> 33:22.917
‫لعنتی

33:26.750 --> 33:27.792
‫همیشه یه چیزی هست

33:28.875 --> 33:33.584
‫همیشه باید یه چیزی باشه.
‫همیشه باید یه چیزی بمونم.

33:34.334 --> 33:36.959
‫یعنی، نمی‌دونم چرا سعی دارم
‫قهرمانِ یکی باشم،

33:37.042 --> 33:38.834
‫- ولی هنوزم اینجام
‫- ری‌ری

33:39.584 --> 33:41.417
‫- یعنی، شاید بهتر باشه...
‫- ری‌ری

33:43.584 --> 33:44.750
‫- خوبی؟
‫- نه

33:45.584 --> 33:49.084
‫نه، خوب نیستم، باشه؟
‫هرچی که به ذهنم می‌رسید

33:49.167 --> 33:51.709
‫اضافه کردم تا به جنگِ کسی برم

33:51.792 --> 33:55.834
‫که حمایتِ یه خدای اهریمنی رو داره. باشه؟

33:55.917 --> 33:58.417
‫ولی نمی‌تونم یه منبع انرژی پایدار پیدا کنم

33:58.500 --> 33:59.834
‫که تمام این ضمائم رو پشتیبانی کنه

33:59.917 --> 34:01.375
‫اونا باتری رو خالی می‌کنن

34:02.459 --> 34:05.500
‫چیزی که لازم دارم
‫یه چیز قابل مقایسه با شنلِ پارکره

34:05.584 --> 34:10.250
‫یه چیزی لازم دارم که من رو
‫به یه منبع انرژی نامحدود وصل کنه...

34:12.459 --> 34:14.334
‫من یه پریز با دوتا سیم سیار دارم

34:14.917 --> 34:15.917
‫فقط لب تر کن

34:27.084 --> 34:29.167
‫با این که گفتنش برام خیلی دردناکه...

34:31.917 --> 34:34.000
‫فکر کنم باید جواب جادو رو با جادو بدم

34:38.834 --> 34:40.959
‫همه باید در آماده‌ترین حالت ممکن باشن

34:42.709 --> 34:44.875
‫مأموریت بعدی‌مون نیاز به تمرکز همه داره

34:44.959 --> 34:46.709
‫ارتباطات باید بی‌نقص باشه

34:46.792 --> 34:49.500
‫اگه یه حرکتِ اشتباه بکنید،
‫همه چی به فنا میره. سؤالی دارید؟

34:49.584 --> 34:50.584
‫من یه سؤال دارم

34:54.667 --> 34:55.667
‫تو استوارت رو کشتی؟

34:58.542 --> 34:59.542
‫ببخشید؟

35:05.334 --> 35:07.625
‫یالا. بهش نگاه کن

35:12.500 --> 35:16.750
‫اینجا نوشته که استوارت اوردوز کرده،
‫ولی همه می‌دونیم استوارت مواد مصرف نمی‌کرد.

35:17.625 --> 35:19.250
‫- مواظب حرف زدنت باش
‫- وگرنه چی؟

35:20.375 --> 35:21.792
‫منم می‌کشی؟

35:24.042 --> 35:25.250
‫من هیچی برای پنهان کردن ندارم

35:26.709 --> 35:28.667
‫وقتی هیچی نبودی پیدات کردم

35:28.750 --> 35:29.875
‫بهت هدف دادم

35:31.417 --> 35:32.417
‫خونه دادم

35:36.084 --> 35:40.375
‫ببین، شاید بهتره یکم استراحت
‫و تجدید قوا کنیم

35:40.459 --> 35:43.250
‫کارِ بزرگی دستمونه

35:43.334 --> 35:45.542
‫قبوله. شاید فقط یه سوءتفاهمه

35:48.042 --> 35:49.584
‫این یارو خون می‌خواد

35:51.459 --> 35:53.750
‫حق با ری‌ری بود. تو یه شیّادی

35:55.917 --> 35:57.584
‫هی، فقط...

35:57.667 --> 35:59.375
‫- دستت رو ازش بکش!
‫- بس کن! بس کن!

36:05.334 --> 36:07.750
‫پارکر! تو همچین آدمی نیستی

36:08.209 --> 36:10.334
‫- اون شنل داغونت کرده!
‫- نه

36:10.917 --> 36:13.667
‫نه، درستم کرده.
‫برای اولین بار توی عمرم.

36:13.750 --> 36:16.084
‫- هی، ما برای این مسخره‌بازی داوطلب نشدیم
‫- پس برید!

36:17.084 --> 36:18.584
‫- چی؟
‫- همه‌تون اینجوری علیه من می‌شید،

36:18.667 --> 36:21.084
‫و فکر می‌کنید هنوز اینجا کار می‌کنید؟
‫اخراجید!

36:22.042 --> 36:23.042
‫همه‌تون

36:29.042 --> 36:30.459
‫چرا هنوز اونجا وایسادید؟

36:30.917 --> 36:32.084
‫برید بیرون!

36:34.167 --> 36:37.000
‫باشه. بیا بریم، جر

36:51.959 --> 36:53.375
‫همه‌ی اون حرف‌ها در مورد خانواده؟

37:16.167 --> 37:18.584
‫می‌خوای از پادشاه تاریکی انرژی بدزدی؟

37:18.667 --> 37:20.375
‫دورمامو بیشتر یه اربابه

37:20.459 --> 37:22.250
‫نه. از این ایده خوشم نمیاد

37:22.334 --> 37:24.625
‫آره، نمی‌خوام به جهانِ تاریک وابسته باشم

37:24.709 --> 37:25.959
‫اگه تهش مثل پارکر بشم چی؟

37:26.042 --> 37:30.000
‫دقیقاً چقدر مطمئنی که
‫جادوی پارکر از اونجا میاد؟

37:31.334 --> 37:33.292
‫- ۴۷ درصد مطمئنم
‫ چهل و هفت؟

37:33.375 --> 37:36.500
‫- ولی دفعه‌ی پیش گفتی ۵۰ درصد
‫- اون دفعه گرد کردم

37:36.584 --> 37:38.292
‫خب، خیلی بد شد

37:39.042 --> 37:40.375
‫سلام، سیاه‌ها

37:40.959 --> 37:42.584
‫فکر کردم شاید یکم انرژی لازم داشته باشید

37:42.667 --> 37:44.750
‫خیلی خب! قهوه!

37:44.834 --> 37:48.042
‫هی، آروم باش، لندون.
‫برای تو آب سیب گرفتم.

37:48.125 --> 37:49.542
‫بی‌ادب

37:52.667 --> 37:54.375
‫در خدمتم، فرمانده

37:55.584 --> 37:57.417
‫امیدوارم دیر نکرده باشم

37:59.167 --> 38:00.459
‫درست به موقع رسیدی

38:01.042 --> 38:02.042
‫یادداشتت رو خوندم

38:03.375 --> 38:05.584
‫- خیلی خز بود؟
‫- آره

38:07.000 --> 38:08.917
‫ولی اون نقل قول فرمانده کرک
‫تحتِ تأثیر قرارم داد

38:09.500 --> 38:12.417
‫«از دوستم تنها می‌توانم این را بگویم»

38:12.500 --> 38:18.084
‫«از تمام ارواحی که در سفرهایم دیدم،
‫روحِ او انسانی‌ترین بود.»

38:19.709 --> 38:21.917
‫- خب، «روحِ او» اشاره می‌کرد به...
‫- ناتالی

38:22.000 --> 38:23.042
‫آره، می‌دونم

38:35.542 --> 38:37.750
‫فقط ای کاش در موردش بهم می‌گفتی، همین

38:37.834 --> 38:39.417
‫و بابتش متأسفم

38:39.500 --> 38:42.500
‫لطفاً بدون که من هیچوقت قصد نداشتم
‫یه هوش مصنوعی با تصویر نات بسازم

38:43.834 --> 38:45.250
‫و اگه می‌خوای جزئیات فنی‌اش رو بدونی،

38:45.334 --> 38:48.875
‫اون در واقع یه تجلیِ هولوگرافیک از مغز منه

38:53.292 --> 38:56.167
‫حضور نات پیشم باعث میشه
‫بیشتر احساس کنم خودم هستم

38:56.917 --> 38:58.500
‫انگار باید اینجا باشه

38:59.792 --> 39:02.584
‫و راستش رو بخوای، واقعاً نمی‌خوام
‫به زندگی بدون اون برگردم

39:02.667 --> 39:04.167
‫خیلی خب، ببین

39:05.209 --> 39:06.334
‫من هنوزم باهاش مشکل دارم،

39:07.584 --> 39:10.209
‫ولی می‌تونم سعی کنم درک کنم
‫اون چقدر برات ارزشمنده

39:20.042 --> 39:21.917
‫خب یه لباس جدید می‌سازیم، هان؟

39:22.459 --> 39:23.459
‫برای چی؟

39:27.959 --> 39:29.000
‫ری؟

39:29.084 --> 39:30.959
‫- هان؟
‫- چیکار کردی؟

39:32.084 --> 39:34.292
‫وقتی کار می‌کنیم بهت توضیح میدم

40:01.725 --> 40:09.725
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

40:10.000 --> 40:10.900
‫هی، نات

40:14.417 --> 40:16.459
‫شرمنده

40:37.125 --> 40:40.042
‫خوراکی! هی، خوراکی آوردم!

41:58.459 --> 42:00.292
‫هی! هی!

42:02.167 --> 42:03.417
‫پلیس خبر می‌کنم

42:04.209 --> 42:06.959
‫لطفاً این کارو نکن، هثر.
‫دیگه هرگز من رو نمی‌بینی.

42:07.042 --> 42:08.375
‫می‌دونستم آدمِ دردسرسازی هستی

42:08.459 --> 42:10.875
‫یه حس ششم در مورد این چیزها دارم

42:12.125 --> 42:13.834
‫خوش به حالت، خدافظ

42:14.500 --> 42:17.417
‫پدرِ بیچاره‌ات احتمالاً داره
‫توی گور به خودش می‌لرزه

42:17.500 --> 42:20.084
‫با دونستن این که چه بلایی سر میراثش آوردی

42:23.167 --> 42:26.917
‫می‌دونی چیه؟
‫از مزخرفاتت خسته شدم، هثر!

42:27.542 --> 42:29.042
‫ها! نه، نه

42:29.125 --> 42:31.000
‫- هی، باید بری عقب
‫- اوه، جدی؟

42:31.084 --> 42:32.084
‫- آره
‫- واقعاً؟

42:32.167 --> 42:34.500
‫- من کاراته بلدم. زمین می‌زنمت
‫- من توی راه ورودی خونه‌اتم

42:34.584 --> 42:36.542
‫اوه، اون گل‌ها خیلی خوشگلن

42:36.625 --> 42:38.375
‫جک! جک! به پلیس زنگ بزن!

42:38.459 --> 42:41.500
‫جک! جک! به پلیس زنگ بزن!

42:42.542 --> 42:44.750
‫زیک! چه خبر؟

42:48.250 --> 42:50.875
‫ای وای. از ارتقای جدید خوشت نمیاد؟

42:52.000 --> 42:53.000
‫چه بلایی سرم آوردی؟

42:57.875 --> 43:00.750
‫خب، به عنوان تشکر بابت
‫پس گرفتن تمام وسایلت،

43:01.459 --> 43:05.334
‫حالا کنترلِ تمام تکنولوژی عجیبی
‫که توی بدنت کار گذاشتی دستِ منه

43:07.167 --> 43:08.459
‫پس حالا وقتی من میگم بپر...

43:13.167 --> 43:14.167
‫تو می‌پری

43:15.209 --> 43:17.625
‫وقتی میگم هرکسی رو که
‫سر راهم قرار می‌گیره بکش...

43:17.709 --> 43:19.417
‫این بخشی از توافق ما نبود، هود

43:19.441 --> 43:21.584
‫- من عروسکِ خیمه‌شب‌بازیت نیستم
‫- اوهوم!

43:22.667 --> 43:24.500
‫بیشتر یه جور رباتِ گوش به فرمانی

43:28.417 --> 43:31.792
‫حالا، بیا بریم. باید یه جایی باشیم

43:51.084 --> 43:52.459
‫خیلی خب، یالا

43:57.709 --> 43:58.709
‫ما کجاییم؟

43:59.334 --> 44:00.334
‫ما رو وارد کن

44:01.417 --> 44:02.959
‫به هیچ وجه

44:14.167 --> 44:17.125
‫از ناحیه‌ی الف به ناحیه‌ی ب،
‫هشدار دروازه‌ی ورودی رو چک می‌کنم.

44:17.209 --> 44:18.334
‫دریافت شد

44:35.959 --> 44:37.709
‫هی، شماها باید برید

44:37.792 --> 44:39.084
‫شرمنده

44:40.750 --> 44:41.834
‫کارِ من نبود، قسم می‌خورم

44:43.500 --> 44:44.500
‫هی!

44:44.584 --> 44:46.500
‫واقعاً؟

44:49.709 --> 44:51.292
‫این دیوونگیه. می‌دونی دیگه، آره؟

44:51.375 --> 44:52.375
‫نذار کسی بیاد داخل

44:59.084 --> 45:00.500
‫اوه، شرمنده

45:01.250 --> 45:02.959
‫خیلی خب

45:04.792 --> 45:06.000
‫خوشحالم که دوباره می‌بینمت

45:18.209 --> 45:19.209
‫لعنتی

45:19.917 --> 45:20.917
‫وای

45:23.000 --> 45:24.792
‫اون ویسکی روی اون شلوار؟

45:24.875 --> 45:26.542
ریختنش هزار دلار برات هزینه داره، آرت

45:26.625 --> 45:27.709
‫جریان چیه؟

45:28.625 --> 45:29.750
‫یکی دیگه برت بریزم؟

45:33.125 --> 45:34.959
‫می‌بینم که هنوز همون ویسکی گلنلیوت رو می‌خوری

45:35.042 --> 45:37.584
‫و تو هنوز دزدکی وارد جاهایی میشی
‫که توشون جایی نداری

45:41.500 --> 45:44.917
‫محافظ اون طرفِ اون دکمه دستش بنده

45:46.500 --> 45:47.500
‫خوبی؟

45:48.500 --> 45:49.500
‫خوبم

45:51.000 --> 45:53.209
‫بعد از دفعه‌ی پیش
‫محافظ‌های بیشتری استخدام کردی

45:53.292 --> 45:55.667
‫تو و رفیقت تأثیر پایداری گذاشتید

45:55.750 --> 45:58.000
‫- به خاطر اون اومدی؟
‫- نه. نه

45:58.750 --> 46:00.334
‫من دیگه دنبال گاوصندوق نیستم

46:02.584 --> 46:03.709
‫یه چیز بزرگ‌تر می‌خوام

46:06.500 --> 46:08.959
‫همش اینجاست. یه قرارداد جامع

46:10.084 --> 46:11.084
تمام موارد رو شامل میشه

46:14.625 --> 46:16.084
‫من هیچی امضا نمی‌کنم

46:20.334 --> 46:21.625
‫بذار بهت توضیح بدم

46:22.167 --> 46:26.209
‫من همین الان توی تمام شرکت‌های برتر پرتفوت
‫اکثریت سهام رو دارم

46:26.750 --> 46:29.875
‫من رو یه شریک نامرئی در نظر بگیر...

46:31.000 --> 46:32.417
‫با سهام مدیریتی

46:33.375 --> 46:38.542
‫تانل، گانون، پروکوین
‫و فهرست همینطور ادامه داره

46:39.209 --> 46:42.000
‫ولی حالا گل‌های سرسبد رو می‌خوام

46:43.125 --> 46:45.250
‫تو مالکیتِ آرتورکس و این عمارت رو
‫به من منتقل می‌کنی،

46:45.334 --> 46:47.959
‫هر چیزی که بهم وعده داده شده بود

46:48.042 --> 46:51.084
‫تو با قلدری چندتا استارتاپ رو تصاحب کردی
‫و حالا فکر می‌کنی مدیر عاملی؟

46:52.584 --> 46:55.625
‫تو فقط یه شیّاد خرده‌پا با لباسِ مسخره‌ای

46:55.709 --> 46:57.000
‫باید قبلش من رو بکشی

46:57.084 --> 46:58.584
‫آره، می‌تونم ترتیبش رو بدم

47:02.959 --> 47:04.500
‫اون چیه روی صورتت؟

47:06.000 --> 47:07.292
‫چه بلایی سر خودت آوردی؟

47:13.500 --> 47:14.750
‫چی می‌خوای، پارکر؟

47:15.792 --> 47:18.917
‫اگه شرکتم رو می‌خواستی، می‌تونستی
‫این تصاحبِ خصمانه رو از دور انجام بدی

47:19.000 --> 47:20.209
‫پس چرا اینجایی؟

47:23.542 --> 47:26.000
‫باید توی چشم‌هات نگاه می‌کردم و می‌پرسیدم

47:27.000 --> 47:30.000
‫کدوم پدری پسرش رو توی ۱۲ سالگی
‫از خونه بیرون می‌کنه؟

47:33.709 --> 47:36.292
‫من تلاشم رو برات کردم. راست میگم

47:36.375 --> 47:37.917
‫ولی تو یه نقطه ضعف بودی

47:38.000 --> 47:40.417
‫«نقطه ضعف»؟

47:42.417 --> 47:43.709
‫من یه بچه بودم

47:44.834 --> 47:47.500
‫بعد از مرگ مامان، تنها راه این که
‫بتونم وادارت کنم بهم توجه کنی

47:47.584 --> 47:48.917
‫این بود که توی دردسر بیفتم

47:50.042 --> 47:51.042
‫چه انتظاری داشتی؟

47:52.584 --> 47:53.584
‫نمی‌دونم

47:54.625 --> 47:55.625
‫من تو رو نمی‌خواستم

47:57.584 --> 48:01.209
‫پس فکر کردم برای هردومون بهتره که
‫جلوی ضرر رو بگیریم و بریم سر زندگی‌هامون

48:03.709 --> 48:04.709
‫مشکل شخصی نبود

48:04.792 --> 48:06.959
‫شخصی نبود. اصلاً شخصی نیست

48:11.209 --> 48:12.209
‫آره

48:24.125 --> 48:25.792
‫با جوهر امضاش کن،

48:26.625 --> 48:28.000
‫یا با خون امضاش کن!

48:37.459 --> 48:39.625
‫فکر می‌کنی لایق همه‌ی اینا هستی،
‫ولی شرط می‌بندم،

48:39.709 --> 48:40.917
‫یه پول گنده شرط می‌بندم،

48:41.750 --> 48:45.834
‫که برای رسیدن به جایی که الان هستی
‫چند نفری رو دور زدی

48:46.709 --> 48:48.125
‫احتمالاً کسایی رو که دوستت داشتن

48:48.709 --> 48:50.459
‫این بهای تجارته

48:51.209 --> 48:52.459
‫ولی نکته‌اش اینه...

48:55.084 --> 48:56.459
‫هرگز قرار نیست کافی باشه

49:18.709 --> 49:19.709
‫اگه بمونی...

49:20.875 --> 49:21.875
‫می‌کشمت

49:24.125 --> 49:25.167
‫اگه با پلیس‌ها حرف بزنی...

49:26.417 --> 49:27.417
‫میام سراغت

49:29.042 --> 49:31.000
‫حالا از خونه‌ام گُم شو بیرون

50:06.750 --> 50:08.959
‫- فکر می‌کنید باید یه چیزی اضافه کنیم...
‫- نه!

50:09.042 --> 50:11.334
‫- نه
‫- دختر، آماده‌ست

50:12.917 --> 50:14.209
‫یالا امتحانش کن

50:15.459 --> 50:17.459
‫خیلی خب

50:19.042 --> 50:20.334
‫خب، برو که رفتیم

50:34.500 --> 50:35.792
‫لعنتی، خانم ری‌ری!

50:36.459 --> 50:38.334
‫خب، بیاید ببینیم کار می‌کنه یا نه

50:39.792 --> 50:40.875
بهم انرژی بده

50:42.125 --> 50:43.584
‫بیاید جواب جادو رو با جادو بدیم

50:45.042 --> 50:46.292
‫گمونم الان نوبتِ منه

50:48.917 --> 50:50.334
‫از این کار مطمئنی؟

50:50.417 --> 50:51.417
‫یادت باشه...

50:52.042 --> 50:53.750
‫جادو یه مبادله‌ی دوطرفه‌ست

50:54.417 --> 50:55.542
‫همیشه یه بهایی هست

50:56.417 --> 50:57.459
‫مطمئنم

51:07.500 --> 51:09.417
‫هی، نگران نباش

51:10.125 --> 51:11.167
‫از پسش برمیای

51:12.500 --> 51:13.500
‫آره

51:32.250 --> 51:33.250
‫باشه

51:46.250 --> 51:47.459
‫واو

51:52.917 --> 51:55.000
‫دیدی؟ بهت که گفتم

51:58.417 --> 51:59.417
‫ری‌ری؟

51:59.500 --> 52:01.500
‫- چی شده؟
‫- نمی‌دونم

52:03.084 --> 52:04.084
‫لعنتی!

52:04.167 --> 52:05.167
‫ری‌ری

52:05.250 --> 52:07.459
‫یه جای کار می‌لنگه

52:07.542 --> 52:09.792
‫- زلما، خاموشش کن
‫- می‌تونی درستش کنی؟

52:09.875 --> 52:10.875
‫دارم سعی می‌کنم

52:10.959 --> 52:13.209
‫- چی شده؟
‫- این چیه؟ چی شده؟

52:13.292 --> 52:14.792
‫- زلما!
‫- فکر نکنم راکتور

52:14.875 --> 52:16.209
‫همزمان ظرفیتِ جادو
‫و ناتالی رو داشته باشه

52:16.292 --> 52:17.584
‫- ری؟
‫- دخترها، فرار کنید!

52:17.667 --> 52:20.125
‫- ناتالی، فقط طاقت بیار، باشه؟
‫- ری‌ری!

52:20.209 --> 52:22.167
‫- صدام رو می‌شنوی؟
‫- چرا اون هنگ کرده؟

52:22.250 --> 52:23.875
‫- من خوب میشم؟
‫- چیزی نیست

52:23.959 --> 52:25.875
‫- درستش می‌کنم!
‫- من دارم می‌میرم؟

52:25.959 --> 52:27.667
‫طاقت بیار. به لپ‌تاپ متصلت می‌کنم

52:27.750 --> 52:30.667
‫- کمکم کن! ری‌ی، خواهش می‌کنم!
‫- فقط طاقت بیار. باشه؟

52:30.750 --> 52:34.250
‫- ری، نمی‌تونم... نمی‌تونم جلوش رو بگیرم!
‫- لطفاً، نه!

52:34.709 --> 52:37.625
‫- ری، من می‌ترسم!
‫- فقط طاقت بیار! خیلی نزدیکیم

52:37.709 --> 52:39.250
‫- یه کاری بکن، زلما!
‫- دوستت دارم

52:39.334 --> 52:40.834
‫- ناتالی. اوه، نات
‫- ری‌ری؟

52:40.917 --> 52:42.375
‫- یه کاری بکن!
‫- دوستت دارم، ری

52:47.334 --> 52:50.084
‫- نه
‫- اون کجاست؟

52:48.125 --> 52:51.534
‫[هوش مصنوعی پیدا نشد]

52:51.542 --> 52:53.292
‫- خدای من
‫- اون کجا رفت؟

52:53.316 --> 52:58.143
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus

52:58.167 --> 52:59.625
‫ناتالی؟

52:59.649 --> 53:05.816
‫« ترجمه از سینـا صداقت »
‫.:: SinCities ::.

53:05.840 --> 53:13.840
<b>«ارائــه ای از فـیلــم2مـدیـا»
[ wWw.F2M.top ]</b>
Insta & Telegram: @Film2Media_Plus
